سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بحران اب در بلاد لرنشین

در مناطق لر نشین باید به دنبال توسعه پایدار باشیم که یکی از راهکارهای اساسی برای تحقق این هدف این است که نباید منابع طبیعی را دچار تغییرات جدی کنیم بنابراین در طرح ها و پروژه های اقتصادی که بناست، در بلاد لر نشین ایجاد شود باید دقت کنیم تا توسعه بلند مدت آبی با خطر مواجه نشود.

بحران اب در بلاد لرنشین

«دکتر مصطفی شکری»

 

توسعه اقتصادی بلاد لر نشین بدون تخصیص آب ممکن نیست ! توسعه بدون آب ممکن نیست ، سه حوزه کشاورزی ، صنعت و خدمات درآمد نا خالص ملی کشور را تأمین میکنند و در این میان آب نقش حیاتی در دو حوزه کشاورزی و صنعت دارد. میتوان گفت شرایط کنونی اقتصادی کشور مقطعی است و در سالهای آینده رفع میشود اما مهمترین بحران بلند مدت ایران که اکنون شاهد تأثیر مستقیمش در حوزه های مختلف هستیم کم آبی و خشکسالی است. امسال زنگ خطر آن در چند شهر ایران به صدا درآمده است باید بپذیریم ایران سرزمین خشک و کم بارشی است اما متأسفانه استفاده نامناسب از منابع محدود آب ایران موجب بحران در این زمینه شده است.

در گذشته مردم ایران در مناطق خشک و کویری برای تأمین آب مورد نیازشان از روشهای سنتی بسیار منحصر به فردی به نام قنات و کاریز و آب انبار استفاده میکرده اند که اتفاقأ تحقیقات علمی نشان میدهد که قنات کوچکترین تأثیر منفی بر منابع آب زیر زمینی نداشته و یا در سایر مناطق کشور نیز روشهایی برای استفاده از آب وجود داشته است.

اما سد سازی غیر اصولی و حفر چاه های غیر مجاز در کنار کاهش نزولات آسمانی به دلیل بی تدبیری ها موجب تداخل در نظم آبهای سطحی ، زیر زمینی و بحرانی شدن آب در ایران شده است.

در مناطق لر نشین باید به دنبال توسعه پایدار باشیم که یکی از راهکارهای اساسی برای تحقق این هدف این است که نباید منابع طبیعی را دچار تغییرات جدی کنیم بنابراین در طرح ها و پروژه های اقتصادی که بناست، در بلاد لر نشین ایجاد شود باید دقت کنیم تا توسعه بلند مدت آبی با خطر مواجه نشود.

بخش اعظم مصرف آب در بخش کشاورزی است بنابراین برای صرفه جویی باید به دنبال استفاده بهینه از آب در این حوزه باشیم. متأسفانه در برخی از شهرهای لرستان همچون خرم آباد ، بیرانشهر ، ویسیان ، کوهدشت و پلدختر کشت محصولات آب دوست به شدت افزایش یافته و حتی از روشهای سنتی آبیاری میشوند . متولیان امر باید در این زمینه وارد عمل شده و از کشت های جایگزین استفاده کنند. اکنون به نظر میرسد بحران آب ، شرایطی برای ایران و لرستانات ایجاد کرده که تمامی اقشار به دنبال چاره میگردند بنابراین باید بحران را جدی گرفت و به دنبال استفاده بهینه از منابع آبی در مناطق لر نشین بود. در برخی از شهرهای کشور با وجود کم آبی با استفاده درست از منابع آب اقدام به کشاورزی صنعتی و کشت محصولات کم آب بر و با ارزش افزوده بالا میکنند که در لرستانات نیز باید به این سمت و سو حرکت کنیم.

در لرستان باید از آب بندهای مقطعی برای کشاورزی استفاده شود تا بتوان آب پایدار مورد نیاز کشاورزان و دامداران را تأمین کرد. این آب بندها با منابع آب تداخلی ندارند اما حفر چاه های غیر مجاز و سد سازی غیر اصولی دو چالش اساسی به شمار میرو.  متأسفانه در اکثر پروژه های کلیدی لرستان که به آب مربوط است با مشکل عدم تخصیص آب مواجه هستیم ! عدم تخصیص آب یکی از مهمترین موانع اجرایی پروژه های اقتصادی لرستان محسوب میشود که در این راستا نمونه های زیادی را میتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه مشکل اصلی شکل گیری پتروشیمی کوهدشت عدم تخصیص آب است ! و بر اساس برآوردها برای تأمین آب پروژه به اعتباری بالغ بر ۸۰ میلیارد تومان نیازمند هستیم به همین دلیل باید اقدامات کارشناسی و فنی برای تخصیص مورد نیاز پروژه هایمان در نظر بگیریم. چرا که لرستانات برای توسعه نیازمند تخصیص منطقی آب است و باید بپذیریم این امر بدون تخصیص آب ممکن نیست.

 

 لرستان منبع پایدار آب شرب ندارد

هم اکنون ایران با بحران کم آبی و خشکسالی مواجه است و در استان های لر نشین هم به طبع آن شاهد بروز مشکلات و چالش هایی در این حوزه هستیم. هر چند بارندگی ها در لرستان نسبت به میانگین کشوری بهتر بوده اما به دلیل عدم وجود سدهای استاندارد نتوانسته ایم که آبهای سطحی را برای فصول گرم سال ذخیره کنیم. یکی از مهمترین مشکلات بلاد لر نشین این است که متأسفانه هنوز نتوانسته ایم سدهایمان را به بهره برداری برسانیم و شاهد ذخیره آب پایدار برای آبرسانی به شهرها و روستاهایمان باشیم. در نتیجه باید گفت منابع تأمین آب شرب لرستان پایدار نیستند و عمدتأ آب مورد نیاز مردم از منابع آب زیر زمینی همچون چاه و چشمه ها تأمین میشود این در حالی است که منابع آب زیر زمینی به دلایل مختلفی پایدار نیستند و نمیتوانند به صورت داعمی آب مورد نیاز مردم را تأمین کنند. به همین دلیل راهی جز به بهره برداری رساندن سدهای لرستان و تأمین آب شرب از طریق آنها نداریم نتیجه شرکت آب منطقه ای لرستان باید شرایط را برای تحقق این هدف مهیا کند و آب پایدار مورد نیاز شهرها و روستاها را در اختیار دو شرکت آبفا و آبفار قرار دهد.

طی چند سال گذشته با انتقال آب از مناطق لر نشین مثل الیگودرز و کوهرنگ به شهرهای حاشیه کویر ، افزایش جمعیت ، توسعه کشاورزی ، افزایش پمپاژ آب ، کاهش بارش ها و افت آبهای زیر زمینی موجب بحران در بلاد لر نشین شده است.

وقوع خشکسالی های ۱۵ سال گذشته در لرستان در زمان بحران های آب ، مردم را برای عطش دست به دامان چاه ها و چشمه ها کرده این در حالی است که ۱۱ درصد از آبهای جاری ایران در لرستان است اما این استان سهمی کمتر از یک درصد در مهار آبها دارد تا با وقوع خشکسالی ها و بحران آب رمقی برای اراضی و باغات در این شهرستان باقی نماند.

 

از مهمترین چالشهای لرستان نبود منابع تأمین آب شرب پایدار بوده و به همین دلیل راهی جز تکمیل و بهره برداری رساندن طرح های سدسازی در لرستان داریم که امید داریم این مهم هر چه سریعتر مد نظر مسؤلان قرار گیرد.

 

آب و بحران امنیت:

 

در ایران شاهد کاهش روز افزون منابع آب شیرین در مقابل افزایش جمعیت و تقاضای بیشتر برای مصرف هستیم. در یمن بحران آب بسیار شدید است و براساس گزارشات متعدد بیش از ۸۰ درصد درگیری ها در مناطق روستایی یمن بر سر آب است!

در حوزه آبریز دجله و فرات ، اتمام پروژه های سدسازی آناتولیا یا گاپ و ایلیسو در ترکیه بیش از ۴۵ درصد آورد آب رودخانه های دجله و فرات را کاهش میدهد و این فاجعه بزرگ زیست محیطی میتواند ابعاد سیاسی بسیاری را بر جای بگذارد و عراق و سوریه را در معرض بحران جدی منابع آب قرار دهد. ترکیه تا کنون ۱۹ سد بزرگ بر روی فرات و دجله ساخته است ! ترکیه به علت کمبود منابع نفت و گاز ، آب را محور تولید انرژی و همچنین توسعه ی کشاورزی قرار داده است و این رویکرد با سیاستهای ایران و سوریه و عراق همگرایی ندارد. ماهیت تنش آبی طبقات اجتماعی و مرزهای ملی را در می نوردد و هیچکس در برابر تبعات آن بیمه نخواهد بود. بر این اساس خاورمیانه بیش از مناطق دیگر جهان در معرض خطرات ناشی از مخاصمات آبی قرار دارد و ایران با ۱۷ رودخانه مشترک مرزی از وضعیت ویژه ای برخوردار است که هرگونه تنش در دیپلماسی آبی به صورت مستقیم بر ایران اثر خواهد گذاشت.

ایران با مصرف بالای ۸۰ درصد بدترین وضعیت را در میان کشورهای منطقه دارد و ترکیه با ۱۷ درصد مصرف منابع آب تجدید شونده تقریبأ از این ناحیه خطری را متوجه خود نمی بیند. امروزه آب کالایی بسیار استراتژیک محسوب میشود که میتواند منطقه را در سیمایی جدید ما ، بین دارا و ندار تقسیم بندی کند. هر چند احتمال جنگ رو در رو میان کشورها بر سر منابع آب دور از ذهن است اما احتمال افزایش تنشها و درگیری ها درون مرزهای ملی به بالاترین حد خود رسیده است.

در سوریه از جمله عوامل مؤثر در جنگ داخلی باید به کاهش ۳۵ درصدی باران _ احداث سدهای عظیم و متعدد در ترکیه _ افزایش شمار چاه های غیر مجاز از ۱۳۰ هزار به ۲۱۵ هزار ظرف ۶ سال اشاره کرد که همراه با تحت تأثیر قرار گرفتن جمعیت عظیمی از مردم این کشور بود و باعث بروز پدیده ی مهاجرت و جابه جایی عظیم جمعیت از روستا به شهر و ظهور پدیده ی جدید مهاجران زیست محیطی به شهرهای درعا ، دمشق و حمص شد و بزرگترین مهاجرت تاریخ مدرن سوریه را شکل داد ! آب با امنیت غذایی ارتباط دارد و معیشت و تولید کشاورزان به آب وابسته است. امروزه بحران آب در ایران تمامی ویژگی های یک ابر بحران را داراست چرا که علاوه بر عمق و گستره ی آن به لحاظ فنی ، گروه های اجتماعی فراوانی را حول خود درگیر کرده است. امروزه در مقیاسی کوچکتر این تنشها را میان استانهای مبدأ و مقصد پروژه های انتقال آب میتوان مشاهده کرد ؛ تنش میان استانهای چارمحال بختیاری و خوزستان از یک طرف و استانهای اصفهان و کرمان و یزد در طرف مقابل ! و در میان شهرهای پذیرنده ی آب نیز میان استان اصفهان و یزد رقابتی برای تصاحب منابع آب چارمحال بختیاری درگرفته است که اگر این تنش را در سیمایی بین المللی قرار دهیم متوجه خطری که امنیت ملی ما را تهدید میکند خواهیم شد. در آن سوی دیگر سیستان و بلوچستان بخاطر سدسازی های افغانستان بر روی هیرمند دچار مشکلات عدیده شده است که مهاجرت به شهرهای مجاور یکی از آنهاست. براساس آمارهای رسمی امروزه در ایران بیش از ۳۵ هزار روستا خالی از سکنه هستند ! و این به معنای زنگ خطر حاشیه نشینی در حومه شهرهاست. وجود آب برای کشاورزی ضروری است بنابراین عدم امنیت آبی سریعأ و ضرورتأ به عدم امنیت غذایی تعبیر میشود و میتواند تهدیدی جدی در برابر امنیت ملی مملکت باشد.

70 نظر

  • لرستان پر آب در بحران آب:آرش کاظمی

    مناطق لر نشین در همیشه تاریخ یکی از سرزمین های پر باران و سرسبز به شمار میرفته است ولی متأسفانه به دلیل نداشتن سیستم ذخیره سازی آب در چند سال اخیر در معرض خشکسالی قرار گرفته است. انتقالات متعدد آب از بلاد لر نشین به شهرهای خشک و حاشیه کویر در چند سال گذشته و خشک سالی های پی در پی و در نتیجه کاهش روان آبهای سطحی سبب شده، تا کشاورزان آسان ترین راه ، را برای تأمین آب مورد نیاز خود یعنی استفاده از چاه ها را برگزیده و به دلیل عدم نظارت کافی ، بیش از پروانه بهره برداری از منابع آب زیر زمینی استفاده کنند. آبهای زیر زمینی یکی از اصلی ترین منابع تأمین آب در بخشهای مختلف کشاورزی ، شرب و صنعت است. بیش از نیمی از منابع آبی مصرف شده در بخش کشاورزی از منابع زیر زمینی و عمدتأ چاه ها حاصل میشود که به علت برداشت بی رویه اغلب آبخوان های استان های لر نشین که از ذخایر استراتژیک و مهم برای نسل آینده محسوب میشوند در معرض تهدید و انهدام قرار بگیرند ! برای مثال استان لرستان که بعد از حوضه آبریز خزر ، دومین حوضه پر باران ایران است ، هر ساله با مشکل خشکسالی و کمبود آب دست به گریبان است. هر ساله میزان قابل توجهی از آبهای سطحی این استان به علت نبود سدهای استاندارد هدر رفته و نکته جالبتر اینکه در اوج بارندگی های لرستان ، کارگزاران تازه به فکر برطرف کردن مشکلات فنی سدها می افتند ! به طوری که بارندگی های شدید و سیلاب خسارات زیادی به بار می آورد و متأسفانه اقدامی در راستای ذخیره روان آبها نمیشود برای مثال:در آخرین بارندگی شدید از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آبی که در استان وجود داشت تنها ۹۰ میلیون متر مکعب یعنی کمتر از یک درصد آن مهار شده است !!! عدم مدیریت و برنامه ریزی صحیح در کنترل منابع آبی به وقوع خشکسالی کمک کرده که در این شرایط اقداماتی در راستای حفر چاه های غیر مجاز و افزایش استفاده از منابع آب زیر زمینی انجام میشود که لرستانرا با بحران آب روبه رو میکند. طی سالهای اخیر خشکسالی های لرستان شدت بیشتری گرفته و این بحران آب در شهرستانهای کوهدشت ، چگنی ، پلدختر و خرم آباد مشهودتر است به طوری که دشتهای لرستان، با بحران جدی آب مواجه اند و سطح آب زیر زمینی این مناطق تا ۴۰ متر پایین آمده و دشت ممنوعه اعلام شده اند. استان لرستان دارای ۸۵۰ هزار هکتار زمین زراعی مرغوب است که ۱۸۵ هزار هکتار یعنی معادل ۲۳ درصد آن فقط آبی است ! این در حالی است که متوسط اراضی آب ایران نسبت به اراضی دیم ۴۵ درصد است ! انتقالات آب از لرستانات به شهرهای کویری و خشکسالی ها تأثیر بسیار زیادی بر روی اراضی آبی استانهای لر نشین گذاشته است ! برداشت مازاد آبهای زیر زمینی سبب بروز مشکلاتی همچون کاهش آبدهی چاه ها _ چشمه ها _ قنوات _ تغییر محل و کف شکنی مکرر چاه ها _ عوارض منفی ناشی از نشست زمین و کاهش ظرفیت مخزن طبیعی _ ایجاد محدودیت در مصارف کشاورزی _ صنعت و شرب _ افزایش هزینه های تأمین انرژی مانند:برق ، سوخت و افت کیفی منابع آب و شور شدن تدریجی آنها میشود. لذا مسؤلان ، نمایندگان و فعالان اجتماعی لر باید مانع انتقالات دوباره آب از استانهای لر نشین به شهرهای حاشیه کویر بشوند و زمینه را برای ساخت سدها برای تأمین آب پایدار داشته باشند وگرنه بلاد لر نشین بیابان و کویری میشود.


  • مطالبه افزایش تخصیص آب:شهرام شرفی

    موضوع افزایش تخصیص آب برای استانهای لر تبار از جمله لرستان یک مطالبه مهم اقتصادی و اجتماعی است برای نمونه نگاهی به برخی آمار رسمی بیندازیم:سید موسی خادمی استاندار لرستان میگوید:لرستان یک سرزمین پر آب است که حدود ۱۴ میلیارد متر مکعب آب دارد و ۹ میلیارد متر مکعب آب لرستان ، تولیدی است ! ( منبع:خبرگزاری ایسنا _ ۱۹ اردیبهشت ۹۷ ) . اگر به دیگر آمارهای رسمی هم نگاه کنیم ، شاهد هستیم که ۲۳ درصد زمینهای کشاورزی استان لرستان از نوع آبی و مابقی ( ۷۷ درصد ) دیم است ! و البته به این موضوع هم باید توجه نمود که چقدر در لرستانات توانسته ایم از کشاورزی و شیوه های تولید سنتی به کشاورزی و شیوه ها و ابزارهای تولیدی مدرن ، گذار نماییم ؟ آیا کشاورزی خرده مالکی و معیشتی ، میتواند سطح درآمد سرانه را بالا ببرد ؟ یا فقط در سطح و حد همان بخور و نمیر است ؟ چقدر توانسته ایم شیوه های مدرن آبیاری و روشهای مدرن استفاده ی بهینه از آب را در لرستانات اجرایی و نهادینه نماییم ؟ با این توضیحات ، آمارها و پرسشها ، اهمیت موضوع یا مطالبه ی افزایش تخصیص آب برای لرستانات روشن است و نیازی به توضیح بیشتر نیست. الان شهرستان رومشگان لرستان با وجود همجواری با رودخانه پرآب سیمره ، هیچ تخصیصی و سهمی از آب آن ندارد و سد سیمره که در مرز لرستان و ایلام است با بودجه عمرانی لرستان ساخته شده ولی تمام آبش را ایلام میبرد !!! براستی برای محقق شدن افزایش تخصیص آب در لرستانات که دارای مزیت و پتانسیل بالای کشاورزی _ گردشگری است چه باید کرد ؟ بالاخره در کدام زمان و در کدام دوره قرار است سطح ۲۳ درصدی زمینهای آبی کشاورزی لرستان به سطح ۴۰ یا ۴۵ درصدی افزایش یابد؟ در این رابطه ، صرفأ و همیشه در سطح بیان مطالبه و بیان مشکل ، باقی مانده و توقف کرده ایم و نتوانسته ایم در عمل ، گامهای اساسی و مهمی برداریم ! نکته مهم آن است که:الف ) اجماع نمایندگان بلاد لر نشین یک ضرورت مهم در این زمینه است ؛ نمایندگان اگر در زمینه افزایش تخصیص آب مناطق لر نشین با همدیگر اجماع و اتفاق نظر نداشته باشند طبیعی است که پیگیری مطالبه در عمل به کندی صورت خواهد گرفت و بلکه ممکن است در عمل اصلأ مطالبه ی تخصیص آب ، مدام گفته شود ولی عملیاتی نشود ! و مطالبه محوری در سطح صرفأ گفتار ، باقی بماند ! ( به عمل کار برآید به سخندانی نیست ) . نمایندگان شهرها و استانهای لر نشین در این زمینه باید اجماع نظری و عملیاتی داشته باشند و این اجماع را به صورت پیگیر و مستمر ، از تهران مطالبه نمایند مثلأ میتوانند طرحی یا مصوبه ای را عملیاتی کنند که دولت حق سرمایه گذاری کلان صنعتی در شهرهای خشک کویری را ندارد چون که بزرگتر شدن شهرهای بیابانی هزینه انتقال آب را روی دست بودجه عمومی مملکت میگذارد ! ب ) استاندارهای استانهای لر تبار فارغ از اینکه در هر دوره ای چه کسی استاندار است بایستی در زمینه افزایش تخصیص آب بلاد لر نشین پیگیری های کارشناسی جدی و مستمر داشته باشند ! مهم این است که مطالبه محوری و مطالبه گرایی از نوع فردی نباشد و به صورت سیستماتیک در اسناد توسعه اقتصادی لرستان گنجانده شود و به عنوان یک هدف جمعی مطرح شود که مجموع نمایندگان مناطق لر نشین بر اساس قاعده ی اجماع و مدیران مربوطه خود را موظف بدانند آن را پیگیری نمایند.


  • نماینده یزد:آب صنایع یزد باید از زاگرس تأمین شود !

    نماینده یزد:آب صنعت یزد باید از زاگرس تأمین شود و طرح انتقال آب خرسان به یزد حتمأ انجام میشود ! لرها کمترین بهره را از صنعت در ایران دارند و در فقر ، محرومیت و بیکاری دست و پا میزنند اما باید آب مورد نیاز توسعه صنعتی استانهای کویری ( اصفهان ، یزد ، اراک و قم ) را تأمین کنند ! این منطق ، این روزهای کویر نشینان است ! چرا ؟ چون زور و قدرت و منابع کشور را در دست دارند. وزارت نیرو را در دست دارند ! سؤال میکنیم:چرا صنعت در مناطق لر نشین و در کنار منابع آبی لرستانات ایجاد نمیشوند ؟ چرا مردمانی که خود در فقر ، بیکاری و فلاکت عقب نگه داشته شده اند ، نباید در کارخانه هایی که با آب متعلق به خودشان میچرخد مشغول به کار باشند ؟ اگر توسعه یزد کویری مهم است ، توسعه لرستانات هم مهم است. چرا باید نیروی جوان و تحصیلکرده لر تبار برای بیگاری به کارخانه های یزد ، کرمان و اصفهان مهاجرت کند و آب همان کارخانه هم از سرزمین او به سرقت برده شود ؟ آنهم بدون هیچ پولی ؟ چشمه های اصلی و رودهای خروشان ایران همه در زیر پای مردم لر میجوشد و روان میشود اما کمترین سطح کشت آبی ایران ، متعلق به قوم لر است ! رسمأ لرها را قوم درجه سه اعلام کنید و خلاص ! تا کی بی عدالتی و نا برابری ناحیه ای ؟ آب را سرقت می کنند ، طرح هایی که مجوز زیست محیطی ندارند جز سرقت آب ، نامی نمیتوان بر آنها گذاشت ! نماینده مردم یزد حتی نامی از صاحبان اصلی آب نمی برد ! نمیگوید آب لرها برای کارخانجات فولاد و کاشی و پتروشیمی و ذوب آهن منتقل میشود ، میگوید آب زاگرس !!!


  • کویر آباد ؛ لرستان خراب

    تمام کارشناسان بر این اصل متفق القولند که صنایع آب بر ، باید در کنار سواحل و رودخانه ها ساخته شوند تا برای اقتصاد ایران صرفه اقتصادی داشته باشد ! احداث صنایع بزرگ متکی به آب همچون صنایع فولاد _ پالایشگاه و پتروشیمی _ نیروگاه های بخار ( سیکل ترکیبی ) _ صنایع سرامیک سازی و آجر _ صنایع بزرگ نظامی و … هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد ! زیرا محصولات آب بری که قیمت آب آنها از خود محصول بیشتراست یک اقدام غیر مدبرانه میباشد ! در سطور زیر فقط به بخشی از صنایع بزرگ متکی به آب در استانهای خشک کویری اشاره میگردد که در مدت زمان دولت پنجم تا کنون احداث شده اند. استان اصفهان:صنایع فولاد ۱ ) فولاد مبارکه که بزرگترین مجتمع فولاد سازی در ایران است و سال ۱۳۷۲ احداث شد _ فولاد کوه پایه _ فولاد ماهان سپاهان _ فولاد سازان جم _ فولاد اشترجان اصفهان _ فولاد اصفهان در _ مجتمع تولیدی فولاد اصفهان _ شرکت آهن و فولاد اصفهان _ بزرگترین مجتمع های فولادی سازنده ریل قطار در اصفهان عبارتند از:فولاد ماهان طوبی ، فولاد آراد ، توکا فولاد ، شرکت لوله و قوطی اصفهان ، شرکت فولاد آلیاژی اصفهان ، شرکت ایران ذوب اصفهان. صنایع پتروشیمی اصفهان عبارتند از:مجتمع بزرگ پتروشیمی اصفهان _ شرکت پالایش نفت اصفهان _ شرکت نفت سپاهان _ شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان. نیروگاه های سیکل ترکیبی اصفهان عبارتند از:نیروگاه سیکل ترکیبی اردستان _ نیروگاه سیکل ترکیبی زواره _ نیروگاه سیکل ترکیبی محمد منتظری _ نیروگاه سیکل ترکیبی اصفهان ۲ . استان کرمان ؛ صنایع فولاد کرمان عبارتند از:مجتمع جهان فولاد سیرجان که از چندین کارخانه ذوب ، ریخته گری ، نورد ، احیاء ، بریکت و غیره تشکیل شده است … مجتمع فولاد بردسیر کرمان … شرکت فولاد بوتیای ایرانیان ( میدکو ) … مجتمع میلگرد بردسیر کرمان … پتروشیمی فجر رفسنجان … پتروشیمی بزرگ کرمان … نیروگاه سیکل ترکیبی باغین … نیروگاه سیکل ترکیبی رفسنجان … نیروگاه سیکل ترکیبی جیرفت. استان یزد:مجتمع فولاد اردکان / شرکت آهن و فولاد ارفع / گروه صنعتی فولاد یزد / صنایع آهن و فولاد سرمر ابرکوه / شرکت آهن و فولاد بافق / شرکت آهن و فولاد غدیر / مجتمع نورد فولاد یزد / شرکت فولاد آلیاژی یزد . پتروشیمی:سه واحد بزرگ پتروشیمی قاعم ، ابرکوه و میبد / نیروگاه سیکل ترکیبی فراب یزد و نیروگاه سیکل ترکیبی شیرکوه یزد. استان قم:مجتمع فولاد مسیحا _ شرکت فولاد سازان دقیق قم _ شرکت فولاد غرب آسیا _ مجتمع تولید فولاد ویان _ شرکت تولید ورق فولادی قم _ مجتمع فولاد گستر قم _ مجتمع فولاد سلفچگان _ پتروشیمی آرتان پترو کیهان قم _ مجتمع بزرگ پتروشیمی قم _ شرکت اویل داک قم _ پالایشگاه ساینا شیمی قم _ مجتمع پتروشیمی شکوهیه قم _ نیروگاه سیکل ترکیبی صبای قم _ نیروگاه سیکل ترکیبی قم . استان سمنان:کارخانه تولید فولاد سمنان / شرکت جهان فولاد سمنان / کارخانجات نورد سمنان / مجتمع فولاد بارز / مجتمع فولاد کویر دامغان / کارخانه نورد گرم سمنان / مجتمع فولاد فجر سمنان / شرکت فولاد نوین سمنان / شرکت دانا فولاد سمنان / کارخانه تولید فولاد شاهرود / مجتمع نورد فولاد صنعتی و ساختمانی سمنان / پتروشیمی کربنات سدیم سمنان / پتروشیمی مروارید سمنان / شرکت شیمیایی انرژی سمنان / مجتمع پتروشیمی سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی شهید باکری سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی سمنان و … در اروپا صنایع را به مناطق پر آب میبرند ولی در ایران صنایع را به کویر میبرند و آب را با صرف میلیاردها تومان هزینه از مناطق لر نشین به کویر میبرند.


  • پایان این راه ، بیابان است:دریکوند

    گرمای بی سابقه امسال ، خاموشی های برق و قطعی آب حکایت از بحران آب دارد. محیط زیست موردی فانتزی و لوکس نیست ؛ اساس و پایه زندگی و جنگ هم میتواند باشد. به فرونشست زمین رسیده ایم به طوری که سطح آب تا ۴۵۰ متر پایین تر رفته است. تغییر در گونه های گیاهی / افزایش کانون های بیابانی / خشک شدن هکتارها جنگل بلوط در زاگرس / تغییر الگوی بارش / بهم خوردن پراکنش بارندگی ها / بارشهای سریع و رگباری / کم شدن آبهای زیر زمینی / گسترش بیابانها و افت شدید آبدهی چاه ها همه مصداق بحران آب در بلاد لر نشین است. میزان بارندگی ها در لرستان ۳۰ درصد کاهش یافته و آب و هوای معتدل لرستان به سمت گرم و خشک میرود! بنا به گفته رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی ، در ۹۸ % مساحت ایران خشکسالی بلند مدت وجود دارد! در ۷۷ درصد لرستان خشکسالی و کم آبی وجود دارد. دو ثلث ایران کویر است و کم آبی با تاریخ این مملکت عجین است. ایران در قسمتی از منطقه خشک جهان قرار گرفته و خشکسالی و کم آبی جزء فطرت ذاتی آن است در نتیجه مشکلات این منطقه را حادتر مینماید. انتقال آب از بلاد لر نشین به شهرهای خشک حاشیه کویر موجب:کاهش بارندگی _ بروز خشکسالی _ خشک شدن سفره های آب زیر زمینی و قناتها _ افت شدید آبدهی چاه ها و تغییر روش زندگی روستاییان و عشایر مناطق لر نشین شده است! وقتی شهرهای یزد ، اصفهان ، قم و اراک آب کافی برای تولید _ صنعت و رشد جمعیت را ندارند پس چرا زمینه بزرگتر شدنشان را فراهم می آورند؟ جمعیت نرمال برای ایران با توجه به کمبود منابع آبش ۴۰ میلیون نفر است درحالیکه جمعیت کلانشهرهای ایران همچنان در حال روند صعودی و افزایشی است و سرانه مصرف آب بشدت درحال افزایش است! انتقال چندین باره آب از چارمحال بختیاری به اصفهان و یزد ، رطوبت خاک چارمحال بختیاری را به سرعت تخلیه کرده و بر تولیدات زراعی ، باغی و دامی اثر منفی گذاشته است و باعث خسارات به گونه های گیاهی و جانوری ، شیوع بیماری ها ، تغییر شیوه زندگی روستاییان و مهاجرت دسته جمعی آنها به حاشیه شهرهای کویری شده است! مسؤلان برای مقابله با کم آبی به صورت مقطعی عمل کردند و هر از چند گاهی از بلاد لر نشین برای کویری ها آب دزدیدند. چرخه آب در اصفهان، معیوب است و فقر آبی و زیست محیطی از دیرباز تاکنون مشکل اصلی مردم اصفهان ، یزد ، قم و کرمان بوده است و ساخت قنات و آب انبار و کاریز در واقع در جواب طبیعت کویری و بی آب صورت گرفته است. بحران آب در آینده باعث شوک ناگهانی / مهاجرتهای بزرگ جمعیتی / تنازعات قومی ، شهری و منطقه ای و مشکلات امنیتی میشود.


  • تشدید فشار بر فعالین زیست محیطی لر:حسین بشارت

    مهندس یوسف فرهادی بابادی ، فعال زیست محیطی و کنشگر رسانه ایی مخالف انتقال آب بلاد لر نشین با شکایت مجمع نمایندگان اصفهان به دادگاه احضار شده است !!! این اقدام را در لیست اقدامات اصفهانی ها برای مقابله با خشکسالی قرار دهید! هم وطنانمان در اصفهان اینگونه به مقابله با خشکسالی برخاسته اند ؛ آب از سرزمین لر نشین و با هر شکلی که شده باید به اصفهان منتقل شود تا معضل خشکسالی حل شود لذا نخستین اقدام خفه کردن صدای فعالان محیط زیست و لرهای مخالف انتقال آب به کویر است! اصفهانی ها با راهکارهای سلبی میانه ای ندارند ؛ تا وقتی بتوان از سرزمین های لر نشین آب به اصفهان منتقل کرد توقف کشت برنج در غرب اصفهان یا تعطیلی کارخانه های آب بر فولاد و ذوب آهن و پتروشیمی و پالایشگاه معنا ندارد. این است که راهکار مقابله با خشکسالی در اصفهان حتمأ ایجابی است. آن جایی که جدیت در بستن چاه های مجاز و غیر مجاز و سایر راهکارهای سلبی و ریاضتی را به عنوان سند جامع مقابله با خشکسالی برای اولین بار در کشور و با افتخار رونمایی میکنند و پیروزمندانه اعلان عمومی میکنند لرستان است !!! حال آنکه لرستان با تولید ۱۱ میلیارد متر مکعب آب در سال اصولأ با کمبود آب مواجه نیست و اگر قرار است طرحی برای نبرد با خشکسالی در ایران اجرا شود لرستان باید آخرین استان مجری آن باشد !!! این روزها نمایندگان اصفهان و دیگر استانهای کویری مثل:یزد و کرمان استدلال میکنند که خوزستان مازاد آورد آب دارد و آب در این استان بدون استفاده به دریا میریزد بنابراین باید آب مازاد را به استانهای کویری انتقال داد ! همه میدانند هیچ مازاد آورد آبی در خوزستان وجود ندارد و اصولأ با دیدگاه های زیست محیطی عبارت مازاد آب در یک اکوسیستم بی معناست اما در میانه این دعوا سؤال ما این است:فرض کنیم خوزستان مازاد آب دارد و آبهایی که از ارتفاعات لرستان وارد خوزستان میشود اضافه بر مصرف خوزستان است. این آب اضافه حق کیست؟؟؟ لرستانی ها با کمترین میزان مصرف آب کشاورزی و صنعتی از آب خود حقی ندارد؟ سؤال اساسی تر ما این است:چه شده است و چه بر سر ما رفته است که حتی نام لرستان در این دعوا مطرح نیست؟ گویا سرچشمه های کارون و کرخه در لرستان نیست؟ بر لرها چه رفته است که در هنگامه ی فقر و تبعیض فراگیر در میان قوم لر حتی به شکل صوری هم نامشان به عنوان صاحبان اصلی آب برده نمیشود و دیگران بر سر دارایی شان منازعه میکنند؟؟؟ بر اساس همین عدالت کج و معوج کنونی آیا لرستان به حداقل حق خود در برداشت آبهای تولیدی خود نرسیده است که شاهد نزاع استانهای کویری بر سر آب لرستانات هستیم؟ مگر لرستان چه میزان زمین کشاورزی آبی دارد که طرح جامع مبارزه با خشکسالی میخواهد چاه ها را پلمپ کند؟ و مسؤلان مجدانه کمر همت به بگیر و ببند چاه های کشاورزی بسته اند؟ مسؤلان میدانند سطح زیر کشت کشاورزی آبی در لرستان ۲۳ درصد است و در اصفهان کویری بالای ۹۰ % است !!! آیا سهم لرستانیها از ۱۱ میلیارد متر مکعب آب لرستان ، حفظ همین ۲۳ % نا قابل نیست؟؟؟ اگر برنامه دولت صرفه جویی و ریاضت در مقوله آب است آیا عادلانه تر این نیست که اصفهانی ها سطح زیر کشت را از ۹۰ % به ۲۳ % کاهش دهند؟ آیا استاندار لر تبار لرستان که ما او را به غیرت لری میشناسیم به این بی عدالتی جانسوز و خانه برانداز آگاه است و پیشقراول تعطیلی کشاورزی هم تباران خود شده است؟ هدف از تجویز طرح های ریاضتی برای لرستان ، کم کردن مصرف آب در سرچشمه های کارون و کرخه و تأمین حداقل مقدار آب برای خوزستان است که از آن سو در زرد کوه بختیاری بتوانند آب را بدون ایجاد حساسیت در خوزستان به اصفهان و کاشان و یزد و کرمان ببرند !!! مافیای آب به بهانه خشکسالی ، فضای مظلوم نمایی و ارعاب را طراحی کرده است. تصویر بستر خشکیده زاینده رود ، پیراهن عثمان و اسم رمز عملیات روانی مافیای آب است تا پروژه خشکاندن بلاد لر نشین در پوشش آن اجرا شود !!! مسؤلان لر به جای بازی در زمین ارعاب و مظلوم نمایی مافیای  انتقال آب ، حق طبیعی مردم مظلوم لر از رودخانه ها و چشمه های خود را طلب کنند! اگر قرار است فشار خشکسالی بر مردم ایران وارد شود این فشار باید بر ساکنان پر آب ترین مناطق ایران کمتر باشد یا حداقل فشار برابری با سایر هم وطنان تحمل کنند. این مطلب در شماره سوم هفته نامه لربان چاپ شده است.


  • کویریان آباد ، زاگرسیان خراب

    مدتی است نام یکی از فعالین زیست محیطی قوم لر به نام یوسف فرهادی بابادی بر روی زبانها افتاده است. یوسف فرهادی کسی است که یک کمپین قانونی میلیونی را برای مبارزه با مافیای انتقال آب بلاد لر نشین به کویر مرکزی ایران به راه انداخته است! وی معتقد است مدیریت ضعیف ، منابع آبی کشور را به ورطه نابودی کشانده است. ظاهرأ راه اندازی این کمپین خیلی به مذاق سیاسیون کویر نشین خوش نیامده و فشارهای شدیدی را بر این فعال زیست محیطی تحمیل کرده اند. ماجرای درگیری با رضا کیانیان:ماجرای درگیری لفظی یوسف فرهادی با رضا کیانیان بار دیگر نام او را بر سر زبانها انداخت. نوع برخورد رضا کیانیان با نقد یوسف فرهادی از وی نشان دهنده این است که آزادی بیان آرمانی است که ظاهرأ هنوز فرسنگها با ما فاصله دارد. وقتی هنرمندی به نام رضا کیانیان به یک منتقد و فعال زیست محیطی که میگوید طرح های انتقال آب به کویر ، محیط زیست استانهای لر نشین را ویران کرده است و معیشت آنها را به نابودی کشانده است ؛ چند بار میگوید:حرف نزن !!! برو بیرون !!! گمشو !!! این نشانگر ژست های روشنگرانه و افکار پوسیده صنفی است که ما آنها را آوانگارد مینامیم ! شکایت مجمع نمایندگان اصفهان از یوسف فرهادی بابادی:پس از اینکه فرهادی به رغم فشارهای مختلف همچنان به روشنگری های خود ادامه داد ؛ با اعمال نفوذ سیاسیون کویر نشین به دادگاه های مختلفی احضار شد. چندی پیش ، فرهادی بابادی به اتهام نشر کاذیب / تشویش اذهان عمومی / تحریک مردم چارمحال بختیاری نسبت به طرح هایی که برای ایران هزینه های میلیاردی داشته با شکایت مجمع نمایندگان اصفهان به شعبه ۱۱۸ دادگاه کیفری اصفهان احضار شد. بابادی در پاسخ به این شکایت که به دلیل فعالیتهای روشنگرانه زیست محیطی وی در کمپین های مختلف و مخالفت با انتقال آب کارون به کویر انجام شد ، گفت:وقیحانی ما را به نشر اکاذیب متهم میکنند که با آمار سازی های کذب و دروغ درصدد غارت کارون و تحویل یک سرزمین سوخته به مردم چارمحال بختیاری و خوزستان هستند !!! گویا برخی از نمایندگان مجلس ما ، که خود میبایست نگهبان آزادی های فعالان مدنی ایران باشند به دشمنان قسم خورده منتقدان تبدیل گشتهو به صورت متناوب خبرنگاران ، فعالان مدنی و منتقدان خود را با استفاده از نفوذشان به دادگاه های مختلف میکشانند. این در حالی است که رهبر انقلاب در بخشیاز سخنرانی نوروزی خود در نخستین روز سال۹۷ در مورد آزادی بیان اظهاراتی داشت که یادآوری آنها میتواند برای نمایندگان اصفهان و سایر کاسه های داغتر از آش که احضار خبرنگاران و فعالین اجتماعی به دادگاه به شغل ثابتشان تبدیل شده است ، خالی از لطف نخواهد بود. در ادامه این یادداشت بخشی از این سخنان را مستقیمأ نقل مکنیم:امروز در کشور ما آزادی فکر هست ، آزادی بیان هست ، آزادی انتخاب هست ، هیچکس بخاطر اینکه فکرش و نظرش مخالف نظر حکومت است مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمیگیرد ، هر کس ادعا کند که من در مورد فشار قرار گرفته ام چون عقیده ام در فلان مسعله برخلاف عقیده ی حکومت بوده ، هرکس اینجور ادعایی بکند دروغ گفته ، چنین چیزی نیست ، افراد متعدد در رسانه های مختلف افکار گوناگون ضد حکومت را که عقیده شان است ابراز میکنند و کسی هم با اینها کاری ندارد ؛ بنا هم نیست که کسی متعرض اینها بشود. حال باید از مجمع نمایندگان اصفهان پرسید که کدام بخش از صحبتهای یوسف فرهادی بابادی مخالف شرع و قانون اساسی است که دست از سرش بر نمیدارید؟ اینکه کسی بگوید روستاهای مناطق لر نشین در تشنگی به سر میبرند و با تانکر آبرسانی میشوند و با آب شرب آنها در استان نمک زار قم دریاچه تفریحی ۷ هکتاری میسازند ؛ مخالف اسلام است؟؟؟ اگر کسی بگوید چه دلیلی دارد مردم استانهای لر نشین در فقر _ بیکاری _ نداری _ محرومیت دست و پا بزنند و با آب آنها ، کویر یزد به قطب پرورش ؛ ماهی و خاویار و میگو ایران تبدیل شود ؛ مخالف قانون اساسی است؟؟؟ اگر کسی بگوید چرا آب سرزمین لرها را به کویر اصفهان میبرید و یخ بسته بندی شده و آب معدنی فرآوری شده را به خودمان میفروشید ؛ خاعن است؟؟؟ اگر کسی بگوید چرا در بیابان های بی طول و عرض اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنج را به روش غرقابی آبیاری میکنید و در کنار رودخانه های لرستانات اجازه کشت برنج را به مردم لر نمیدهید ؛ تجزیه طلب است؟؟؟ اگر کسی بگوید چرا صنایع آب بر را در دل کویر دایر و احداث میکنید و آب بلاد لر نشین را با هزینه های گزاف به کویر منتقل میکنید تا کویر آباد ایجاد کنید ؛ تشویش اذهان عمومی کرده است؟؟؟ بزنگاه قوم لر کجاست؟ کجا باید دردمان را فریاد کنیم؟ همه ما مردم لر مثل مهندس یوسف فرهادی بابادی مخالف طرح های ضد محیط زیست و ضد عدالت اجتماعی مثل طرح بهشت آباد و گلاب و کوهرنگ ۳ هستیم ! لازم به ذکر است که با اجرای طرح بهشت آباد قرار است سالانه یک میلیارد متر مکعب از آب مناطق لر نشین ( بختیاری ) را با احداث سدها و تونلهایی که مجوز محیط زیستی ندارد و زیست بوم بلاد لر نشین را نابود میکند برای رونق کشاورزی و صنعت مناطق کویری ایران انتقال دهند!!! در حالی که میتوان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب در مناطق لر نشین احداث کرد ؛ با آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لر چندین هزار هکتار شالیکاری برنج و باغستان های رنگارنگ را در دل کویر اصفهان راه اندازی کرده اند ؛ یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی ایران تبدیل کرده اند ؛ هفتاد کیلومتر قبل از یزد و چهل کیلومتر بعد از یزد تمامأ شهرک و کارخانه صنعتی است ؛ صنایع آب بری که باید در کنار آب مناطق لر نشین احداث میشدند را با لابی های خود در دل کویر جا داده و با هزینه های هنگفت زیست محیطی و امنیتی ، آب آشامیدنی و کشاورزی هزاران روستا را چند صد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال میدهند تا صنایع خود را چند طبقه کنند !!! موضوع دیگری که باعث تأسف است آنکه وقتی بحث از طرح های صرفه جویانه مصرف آب میشود مسؤلین استانهای لر نشین با این همه تولید آب کاسه داغتر از آش شده و این طرح ها را به سرعت اجرا میکنند !!! چرا وقتی بحث پر کردن چاه های غیر مجاز پیش می آید ؛ مسؤلین استانهای کویری این طرح ها را زیر سبیلی رد میکنند ولی مایی که غرق در آب هستیم آتش مان از کویری های تشنه آب ، تندتر است؟؟؟ چرا مسؤلین استانهای لر نشین هر چقدر که در ایجاب ضعیف هستند در سلب پیشتازند؟؟؟ چطور میشود در اصفهان برنج را به صورت غرقابی کشت کنند و در لرستانات گردهمایی تخصصی الگوهای نوین بهره برداری و بهره وری بهینه از منابع آب در بخش کشاورزی برگزار میکنند و به دنبال شیوه های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند؟؟؟ چرا میزان زمینهای زراعی آبی در لرستان میبایست ۳۰ % باشد و زمینهای آبی اصفهان بالای ۷۰% باشند؟؟؟ این پرسشها مدتهای مدیدی است که برای مردم لرستانات بی پاسخ مانده است. ولی امثال مهندس یوسف فرهادی مدتی است که در چارچوب قانون و با نگاه متمرکز بر محیط زیست و عدالت اجتماعی به صورت جدی به پیگیری این سؤالات پرداخته اند. یوسف فرهادی همچون بسیاری دیگر از فعالین مدنی قوم لر نه برانداز است و نه قومیت گراست بلکه به دنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمامی مناطق ایران است! جواد الهی در یادداشتی با عنوان" کویریان آباد ؛ زاگرسیان خراب " لیستی از صنایع متکی به آب در استانهای کویری تهیه کرده است که خواندن آن را به تمامی دوستان توصیه میکنیم.


  • اجرای پروژه قمرود ، کشاورزی لرستان را به نابودی کشاند

    اجرای پروژه " قمرود" کشاورزی لرستان را به نابودی کشاند:۱۲۰ روستای لرستان در مضیقه آب هستند. نماینده لرستان در شورای عالی استانها گفت:صد و بیست روستای لرستان به دلیل پروژه قمرود آب ندارند ! به گزارش ایلنا ، مراد حسین رضایی درباره وضعیت بی آبی ۱۲۰ روستای لرستان گفت:اینکه هم اکنون در ایران کمبود و مشکلات خشکسالی وجود دارد و این موضوع به یک مشکل همگانی تبدیل شده است ، بحثی جداو اینکه برخی عوامل دست به دست هم بدهند و باعث بحران آب در یک منطقه پر آب مثل لرستان بشوند بحث دیگری دارد !!! حدود ۱۰ سال پیش در شهرستان الیگودرز لرستان پروژه ای تحت عنوان:قم رود اجراشد و از کوههای الیگودرز آب استخراج و به طریق کانال کشی آن را به استان قم ، اراک و اصفهان منتقل کردند. اما مسؤلان وقت ، بدون کوچکترین کارشناسی در این خصوص و اینکه ممکن است آب این مناطق قطع شود و مردم با بحران بی آبی برخورد کنند ، پروژه یکطرفه قم رود را به اجرا درآوردند و آب کشاورزان و دامداران را به قم منتقل کردند !!! تمامی چاه ها ، قناتها و چشمه هایی که در مسیر پروژه قمرود بودند همگی خشک شدند و مردم لرستان مجبورند برای تهیه آبشرب از تانکرها آب بخرند !!! و کیلومترها با وانت بار بروند تا آب را برای مصارف خانگی و احشام خود تهیه کنند! آیا آب غصبی که مردم قم استفاده میکنند مشکل شرعی ندارد؟ اعتراضهای زیادی هم از سوی مردم صورت گرفت که آخرین آن دو ماه پیش بود که با دخالت مسؤلان استان خاتمه یافت. البته نماینده شهرستان الیگودرز در مجلس پیگیری هایی در خصوص گرفتن حق آبه الیگودرز داشت که متأسفانه به دلیل حمایت نشدن از سوی دیگر نمایندگان استان به جایی نرسید. حدود ۲ ماه پیش مردم مظلوم الیگودرز لرستان نسبت به وضعیت کم آبی منطقه اعتراض کردند که متأسفانه به جای حل مشکلات مردم ، توسط پلیس منجر به درگیری شد و در این میان عده ای زخمی و بازداشت شده و پس از مدتی آزاد شدند. همانطور که منافع مردم قم را در نظر گرفتند باید به مشکلات بی آبی مردم منطقه الیگودرز هم توجه ویژه کنند تا این درگیریها و معضلات مردم خاتمه یابد. تمام این مساعل به دلیل پروژه ی انتقال آب قمرود است ! مردم به شدت برای تأمین آب در شرایط بحرانی به سر میبرند ، کشاورزی در شرایط نا مطلوبی قرار گرفته و مردم معیشتشان به شدت در خطر است. شهرستان الیگودرز یک زمانی با یک متر حفاری به آب میرسید و شرایط مناسبی برای کشاورزی داشت هم اکنون چنان بی آبی شده که کاملأ خشک شده اند !!! تمام کشاورزان الیگودرز به امید آب طی سال گذشته زمینهایشان را کشت کردند اما به دلیل نبود آب متضرر شدند. بلاد لر نشین به رغم فرهنگ و تاریخ کهنی که دارند و با وجودی که سرزمینی است چهار فصل و دارای معادن متعدد / طبیعتی بکر و کوهستانی / با آبشارها و رودخانه های خروشان ولی هیچگونه توجهی از دولت مرکزی به لرستانات نمیشود ! استانداران ، فرمانداران و برخی مسؤلان استانهای لر نشین انتصابی هستند و از دیگر مناطق می آیند و بدون شناخت از شرایط جغرافیایی ، اقتصادی و اجتماعی بلاد لر نشین صاحب مسؤلیت میشوند و تا بخواهند با این شرایط آشنا شوند تغییر میکنند. ما در استان لرستان تنها در یک بخش به نام زلقی بالای ۳۰ مدرسه کپری داریم و طبق آمارهای دریافتی حتا چادر برای آنها وجود ندارد !!! به مدارس عشایر کوچ رو هیچ توجهی نمیشود ! سالها پیش کانکس هایی با بالگرد آنجا گذاشتند که، با اعتراضهای مردم منطقه روبه رو شدند چرا که کانکس ها را در وسط زمینهای کشاورزی مردم قرار داده بودند. متأسفانه مسؤلان آموزش و پرورش به این مشکل توجه نمیکنند که یک مدرسه با ۱۰ دانش آموز و ۲۰ متر کانکس فضا برای بازی و ورزش هم میخواهند و نمیشود در وسط زمین کشاورزی باشد ! محرومیت در شرق لرستان ( الیگودرز ) اینقدر زیاد است که در بخش مرکزی زلقی یک مدرسه راهنمایی وجود دارد که به دلیل کوهستانی بودن منطقه ، دانش آموزان زلقی از روستاهای دور و نزدیک به این مدرسه می آیند اما پس از مدتی به دلیل نبود سرویس دانش آموزی ، مجبور به ترک تحصیل میشوند ، تعدادی از این دانش آموزان دختر هستند و باید ۱۰ تا ۱۲کیلومتر پیاده روی کنند که به مدرسه برسند و این شرایط در فصول سرد سال به شدت مشکل ساز میشود و باید یک سرویس برای این گونه مدارس باشد که دانش آموزانرا از دیگر مناطق به مدرسه آورد. دانش آموزان، وقتی دیر به مدرسه میرسند از سوی معلمانو مسؤلان مدرسه سرزنش و تنبیه میشوند و همین برخوردهای قهری معلمان باعث دلسردی آنها و ترک تحصیلشان میشود !!! معادن سنگ الیگودرز اگر واقعأ بخواهند مقام اول را در سطح کشور دارند اما بیشتر معادنلرستان به طور کامل تعطیل شده اند. اکثر کارخانه های سنگ در لرستان تعطیل شدند و هیچگونه برداشتی از این معادن نمیشود عمده ترین دلایل آن نیز مساعل اقتصادی است.


  • اجرای طرح سازگاری با کم آبی در بلاد لر نشین

    لرستانی ها با کمترین میزان مصرف آب کشاورزی و صنعتی از منابع آب خود حقی ندارند ؟ بر لرها چه رفته است که در هنگامه فقر و تبعیض فراگیر در میان قوم لر ، حتی به شکل صوری هم نامشان به عنوان صاحبان اصلی آب برده نمیشود؟ آیا لرستان به حداقل حق خود در برداشت آبهای تولیدی خود رسیده است که شاهد نزاع استانهای کویری بر سر آب لرستان هستیم؟ مگر لرستان چه میزان زمین کشاورزی آبی دارد که طرح جامع مبارزه با خشکسالی میخواهد چاهها را پلمپ کند؟ چرا طرح سازگاری با کم آبی در بلاد لر نشین اجرایی میشود و نه در استانهای خشک کویری؟ لرستان تنها ۲۲ % سطح زیر کشت آبی دارد و ۷۸ % زمینهای کشاورزی لرستان از نوع دیم است!!! اگر برنامه دولت صرفه جویی و ریاضت در مقوله آب است آیا عادلانه تر این نیست که اصفهانیها سطح زیر کشت خود را کاهش دهند؟ هدف از تجویز طرحهای ریاضتی برای لرستان ، کم کردن مصرف آب در سرچشمه های کارون و کرخه و تأمین حداقل مقدار آب برای خوزستان است که از آن سو در زردکوه و کوهرنگ بختیاری بتوانند آب را بدون ایجاد حساسیت در خوزستان به:اصفهان و یزد و کاشان و کرمان ببرند!


  • دولت سد گتوند را از مدار خارج کند

    عباس پاپی زاده نماینده دزفول در مجلس:تنها راهی که میشود ضرر سد گتوند را کم کرد این است که از مدار خارج شود ! یک تونل در بالادست احداث شده و آب بدون اینکه وارد سد شود در پایین دست در کارون رها گردد. چندین سال است که خروجی سد گتوند به شدت بالا رفته و چندین میلیون تننمک از سد گتوند وارد کارون شده و زمینهای کشاورزی و تالابهای خوزستان را شور کرده است که اگر این روند ادامه یابد حیات آینده کشاورزی خوزستان برای همیشه به خطر خواهد افتاد و قابل جبران هم نیست. دولت وقت اشتباه کرده و طراحی غلط انجام داده و هزینه بیهوده کرده و بیت المال را هدر داده است اگر همین الان اصلاح شده و جلوی ضرر گرفته شود به نفع خوزستان است. دولت خساست نکند و نگوید چون سدی ساخته شده باید همچنان به تولید نمک ادامه دهد با وجودی که هزینه شده باید شجاعت داشته باشد و اجازه ندهد این سد در مدار باشد. در حال حاضر ورودی آب سد نسبت به خروجی به شدت بالاست و برابری نمیکند. تنها راهی که میشود ضرر این، سد را کم کرد این است که از مدار خارج شود و یک تونل در بالادست احداث شود و آب بدون اینکه وارد سد گتوند شود در پایین دست در کارون رها شود. گتوند باعث شوری شده و میزان آن نیز در چند سال اخیر افزایش قابل توجهی داشته است.


  • نبود آب شرب سالم در خوزستان

    بیماری هپاتیت A که در شهرک نفتک مسجد سلیمان و روستای ممبین ایذه شیوه پیدا کرده است به دلیل آب آلوده و غیر سالم است که واگیردار و مسری است و بیشتر در کودکان ایجاد میشود. مردم مسجدسلیمان آبشان آلوده است و کیفیت ندارد و از نظر میکروبی غیر سالم است و مزه و طعم آب به شکلی است که مردم برای استفاده رغبتی نمیکنند. در برخی روستاهای شمال خوزستان اصلأ آب لوله کشی نداریم و در برخی تنها آب خام بدون تصفیه جریان دارد. در بسیاری روستاهای خوزستان آب خریداری میکنند. شیوع بیماریهای عفونی در شهرهای شمالی خوزستان به دلیل مشکلات آب آلوده است. سالهاست که مسجدسلیمان و ایذه مشکل آب دارند. بی توجهی ، بی مهری و فراموشی منطقه زرخیز مسجدسلیمان موجب نارضایتی مردم شده و سالهاست که، هیچ دولتی آن را حل نکرده است.


  • ظلم کشوری یا نا کار آمدی استانی؟ عزت رضایی

    مظلومیت بلاد لر نشین در دریافت حق آبه خود موضوعی است که در ۴ دهه اخیر و در غوغا سالاری مدیران و نمایندگان ضعیف ما گم شده و امروز با افزایش جمعیت و غلبه بیکاری بر جوانان ، میرود تا به یک بحران تبدیل شود. مسؤلان استانی با عملکرد ضعیف خود باعث خصوصی سازی کارخانجاتی شدند که سرپا بودند. زمانیکه آبهای سرزمین لرستانات را با صرف هزینه های سرسام آور برای استانهای کویری انتقال دادند نه فقط برای شرب بلکه برای رونق کشاورزی ، صنعتی و گردشگری ! مسؤلین آبی ما در بلاد لر در کنار رودخانه و سرابها بجای ایجاد سد یا حداقل برای کنترل سیلابهای مخروب ، با افتخار به تشکیل کمیسیونهای حفر چاه آنقدر مبادرت کردند که هر انسانی را دچار نگرانی میکند. وزارت نیرو اگر درک درستی از اوضاع آبی لرستان داشت شاید با احداث سدهای بزرگ میتوانست تحولی عظیم برای مردم لر ایجاد نماید. اما چرا نکردند و یا نخواستند؟ براستی حق آبه ای که نمایندگان خوزستان بر طبل آن میکوبند و نمایندگان لرستان مات و مبهوت نظاره گر آن میباشند اگر معامله ای در کار نبوده و نباشد پس چگونه باید مشخص شود؟ متولیان امر باید حق آبه خوزستان را در قبل از احداث سدهای کرخه ، دز ، گتوند و … مورد ارزیابی قرار دهند نه اینکه با احداث سد و تبدیل اراضی دیم خوزستان به آبی از آبهای بیصاحب لرستان مطالبه حق آبه نمایند! مسؤلان امور آب ابتدا باید نهرها و رودخانه های کشاورزی که صدها سال قبل در آنها آب جریان داشته و الان به علت کم آبی بلا استفاده مانده اند حق آبه آنها را در نظر بگیرند آنگاه از مازاد آن سهمی هم برای قم و خوزستان و اصفهان و اراک مدنظر قرار دهند. آب در کوزه و ما تشنه لبان گرد جهان میگردیم! بی تدبیری و ناکارآمدی مسؤلین استانی و اظهار نظرها و مخالفتهای استانهای کویری و پایین دست دو عامل اصلی در بحران آب لرستان است. با توجه به موقعیت لرستان و حجم روان آبهای موجود لازم است مسؤلان و نمایندگان درایت به خرج دهند و به دنبال ساخت سدهای بزرگ در لرستان باشند.


  • خرمن پوشالهای برنج در کویراصفهان!

    در بخشهای خشک ایران مثل اصفهان و یزد چرا باید برنج کاشته شود؟ برنج آبدوست است و به آب فراوان نیاز دارد و میتواند منابع آبی را به خطر بیندازد. جاده فولادشهر به لنجان پر از مزارع برنج است. چه ابتکاری، به خرج دادند وسط کویر اصفهان که آب برای خوردن ندارد برنج میکارند؟ این طرح به ذهن کی رسیده که ترکیبی از کویر سوزان و شالیزار ایجاد بکند؟ دولت هم فقط تماشا میکند و بجای برخورد با کشاورزان تنها به فکر انتقال آب با صرف هزینه های گزاف است! کشاورزی دنیا متحول شده و ابزارهای جدید و روشهای نو ابداع شده اما در کویر اصفهان باغ سیب گلابی را به خاطر طمع و سود بیشتر به مزارع برنج تبدیل میکنند و الآن هم که خشکسالی است نشستند که باز براشون آب از یک جایی ببرند که باز دوباره برنج بکارند!!! هیچ چیزی هم جایگزین زمینهای برنج نمیکنند! مساحت سطح زیر کشت برنج در اصفهان ۲۶۶۵ هکتار است که سهم منطقه لنجان ۱۰۸۴ هکتار است و سایر مناطق ۱۵۸۰ است! مساحت زمینهای زیر کشت برنج در استان فارس ۲۵ هزار و ۲۵۴ هکتار است که سهم مرودشت ۱۲ هزار و ۹۹۰هکتار است و سایر مناطق ۱۲ هزار و ۲۶۴ هکتار میباشد! بیش از ۷۰۰ میلیون متر مکعب آب در اصفهان و فارس برای کشت برنج مصرف میشود و این میزان معادل کل مصرف شرب این دو استان است!!!


  • آب شیرین الیگودرز ما را برده اند

    قوطی سس دیده ، خون آلود نام اش می نهند _ از افق ابری بیاید ، دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند _ در شگفتم من چرا قمرود نام اش می نهند ( محسن ایمانی )


  • هومن چنگایی

    چرا نمایندگان و مسئولین خوزستان فقط زورشان به لرستان میرسد و بجای مقابله با انتقال چندین باره آب کارون از منشأ آن در چارمحال بختیاری به اصفهان ، با اعمال نفوذ مثال زدنی جلوی طرحهای آبی و سدهای کوچک لرستان را میگیرند؟ تا این طرحها را منتفی کنند یا مقیاس و اندازه آنرا کوچک کنند یا اگر نشد از طریق مسئولین نفوذی که در لرستان دارند طرحها را ۲۰ یا ۳۰ سال به عقب بندازند!!! آیا لرستان با ۲ میلیون جمعیت از ۱۲ میلیارد مترمکعب آبی که سالانه از بالادست وارد خوزستان میشود هیچگونه حقی ندارد؟ لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰ درصدشان دیم است! وضعیت تخصیص آب در لرستان یک فاجعه است و ما کمتر از نصف معدل کشور تخصیص آب داریم! ورودی آب در لرستان بیشتر است و برای مصارف صنعتی ، کشاورزی و شرب به حقآبه بیشتری نیازمندیم و به همان اندازه میانگین کشوری میخواهیم که به لرستان آب تخصیص دهند.متٱسفانه مدیر امور آب لرستان راجع به تخصیص آب گزارش واقعی و دقیق نمیدهد که تخصیص ما نسبت به استانهای دیگر چگونه است! چرا یزد کویری ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه دارد اما لرستان ۵۰ هکتار؟ لرستان که صنعتی ندارد چرا باید از کشاورزی هم محروم شود؟


  • بردیا سلاحورزی

    با انتقالات متعدد آب از بلاد لرنشین به کویر ، تخریب گسترده جنگلهای بلوط زاگرس ، احداث سد در پایین دست و مناطق گرمسیری و تبخیر آب آنها ، تمرکز جمعیت و صنعت در شهرهای حاشیه کویر و ...همگی این عوامل باعث شدند که هرساله شاهد سیل در مناطق لرنشین باشیم. سرمای طولانی زمستان ، سیل و نابودی زمینهای کشاورزی برای ماست اما آب و صنعت و ثروت برای شهرهای کویری و خشک است.این با عدالت خداوندی در تضاد است.


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • اگر میخواهید استانی را نابود کنید به آن آب بدهید!

    پروفسور پرویز کردوانی پدر علم کویرشناسی ایران با ابراز مخالفت همه جانبه از انتقال آب چه از سدها به استانهای همجوار در گذشته و چه انتقال آب دریا به کیلومترها دورتر درحال حاضر، تصریح کرد: بارها به مدیران در مورد پیشنهادهای آنان هشدار داده شد که اگر میخواهید استانی را نابود کنید به آن آب بدهید.پروفسور《کردوانی》در گفت‌وگو با ایسنا با ذکر مثالی در تشریح نابودی استان‌های هدف انتقال آب توضیح داد: پدر خانواده اگر بی دریغ و بدون ملاحظه پول در اختیار پسرش قرار دهد، بدون شک آن فرزند منحرف شده و از دست خواهد رفت چراکه پول داده ولی روش درست استفاده و مصرف را به فرزند خود نیاموخته است!وی، مشکلات کم آبی استان‌هایی نظیر: قم، اصفهان و یزد را مصداق واقعی این مثال قلمداد کرد و افزود: آب انتقال پیدا کرد اما در لوله‌ها و شلینگ‌ها بنابراین شاهدیم که این استان‌ها مشکلاتشان بیشتر شده و در معرض خشکسالی کامل قرار دارند.وی با اشاره به موضوع انتقال آب دریای خزر به سمنان، اظهار کرد: اگر روش‌های استفاده از آب تغییر پیدا نکند و اصلاح نشود هر اندازه منابع آبی جدید نیز فراهم کنیم بازهم توسط مردم مصرف شده و به اتمام خواهد رسید《انتقال آب دریا اساساً رویکردی اشتباه است》کردوانی، موضوع انتقال آب دریای خزر به سمنان را بیشتر یک《کشمکش سیاسی》تلقی کرد و افزود: اصولاً انتقال آب مشکل‌گشا نیست و این اتفاق به نوعی《جنبه سیاسی》دارد در واقع نوعی چشم و هم چشمی مابین استان‌ها بر سر انتقال آب دریا بوجود آمده است!《گسترش کشاورزی در کویر》توجیه نداشته و اقتصادی نیست!در مورد استفاده شرب و صنعت هم اگر روش‌های مصرف همان شیرآب و شلنگ باشد مشکل حل نشده و آب انتقالی به هر اندازه ناکافی است.پروژه‌هایی نظیر انتقال آب خزر به سمنان و همچنین احداث ۹۰۰ کیلومتر کانال آب به《گل گهر سیرجان》و در ادامه به《چادرملوی یزد》و پروژه انتقال آب به خراسان از خلیج فارس و دریای عمان مشکل کم آبی را رفع نخواهد کرد!مدیران مرتبط در موضوع آب با مطالعه اوضاع آبی و محدودیت‌های موجود ۳ تکنولوژی را در گذشته تبیین کردند.پدر علم کویرشناسی ایران، حفر چاه‌های نیمه عمیق و عمیق را یکی از تکنولوژی‌ها و دستاورد وزارت آب و برق رژیم گذشته معرفی کرد و افزود: با به وجود آمدن این تکنولوژی و تأسیس شرکت‌های متنوعی که این فنآوری را در اختیار داشتند مردم از قنات فاصله گرفته و به برداشت بی‌رویه از منابع آبی روی آوردند.هیچگونه هشدار برای استفاده غیرمجاز از چاه‌ها در نظر گرفته نشد.با برداشت دلخواه و اصراف در این بخش، اکنون بیش از《۷۰۰ هزار حلقه چاه عمیق》در کشور بوجود آمده است.دومین تکنولوژی سدسازی و انتقال آب به نقاط خارج از حوزه سدهاست.پیشینه سدسازی در ایران به ۲۰۰۰ سال قبل و دوران هخامنشی باز می‌گردد اما با این تفاوت که درآن زمان کانالی برای انتقال آب به مکانی دیگر وجود نداشت و فقط در پایین دست مورد بهره برداری قرار می‌گرفت.وی بعنوان نمونه‌ به انتقال آب پشت سدها به شهرهای اصفهان، قم، یزد و کرمان اشاره کرد: با اقداماتی که متعاقب این تصمیم از طرف《وزارت نیرو》انجام شد اکنون نه تنها مشکل آبی این مناطق رفع نشده بلکه تشدید یافته و بدنبال راه حل های جایگزین هستند.اختراع شیرآب و شلنگ بعنوان سومین تکنولوژی یاد کرد و آنرا مخرب‌ترین روش در جهت هدر رفت آب دانست و گفت: این نوآوری را سَمبل تمدن نام نهاده و کسانیکه با کاسه و کوزه آب می‌آوردند را غیرمتمدن خطاب کردند.نحوه صحیح استفاده از آن هرگز آموزش داده نشد و اکنون شاهدیم که همه به دلخواه از آن استفاده می‌کنند و بوسیله این ابتکار، حیاط خانه‌ها و ماشین‌ها را شسته و فضای سبز شهری گسترش می‌دهند!تکنولوژی‌ها به کمبود آب منجر شد.استفاده غیراصولی و عدم آموزش صحیح به مردم برای استعمال درست از تکنولوژی را باعث به پایان رسیدن تقریبی آب‌های زیرزمینی دانست! نه تنها استفاده نادرست منجر به کاهش شدید منابع آبی زیرزمینی شد بلکه تکنولوژی سدسازی هم دیگر سودمند نیست و هرچه سد نیاز بود ساخته شده و دیگر امکان سدسازی وجود ندارد.در رژیم گذشته ۱۲۰ آب شیرین کن در جنوب وجود داشت که آب شرب را در مخازن به مردم تحویل می‌داد و آنان نیز غیر از مصرف خوراکی استفاده دیگری از آن نمی‌کردند اما امروزه آب در لوله‌ها جاری است وباعث شده تا بحران آب ملموس نباشد.بارورسازی ابرها/ انتقال آب دریا/ و برداشت آب‌های ژرف نمی‌تواند بحران آب در کشور را حل کند.بارورسازی ابرها سالی یکبار و آنهم در زمستان و《نقاط مرتفع》امکان پذیر دانست!!!چاه‌هایی با عمق ۴۰۰ و ۵۰۰ متر عمیق بوده اما آب‌های ژرف در اعماق ۲ هزار متری وجود دارند که استحصال آن مشکلات بسیار زیادی ایجاد می‌کند.انتقال آب مانند تسهیلات بانکی است و《منطقه هدف》نیز همانند شخصی محتاج است که همواره بدنبال وام بوده و نیازش تمامی ندارد! بنابراین باید به اندازه‌ای مصرف کنیم که نیاز به تسهیلات نداشته باشیم.انتقال آب پایان ماجرا نبوده و مشکل گشا نخواهد بود! این راهکارها تنها تقاضای آب را بیشتر کرده و راه حلی مؤثر و اصولی نیست! در غیر این صورت باید به سمت استفاده از آب‌های غیر متعارف که همان فاضلاب است حرکت کنیم!


  • پروفسور پرویز کردوانی

    آب، توسعه کشاورزی و صنعت و گسترده شدن زندگی شهری، به نابودی محیط زیست منجر میشود؛ این نظر دکترپرویز کردوانی است!عمده طرحهایی که برای آبرسانی به شهرهای کویری ایران پیش بینی و اجرا میشود برای ایران زود بوده! چه اینکه راههای بهتر و به صرفه تری برای مبارزه با کم آبی وجود دارد که سریعتر از انتقال آب نتیجه میدهد.آب دریای خزر را نمیتوان برای کم آبی ایران استفاده کرد باید ببینیم تا بحال از آب دریا برای کشاورزی استفاده کرده اند یا نه؟ آب دریاهای آزاد خیلی شور است و ۳.۵%نمک دارد یعنی در واقع ۳۵ میلیگرم در لیتر!آب خزر ۱۱ تا ۱۳ میلیگرم در لیتر یا ۳/۱ و یا ۱/۱ درصد نمک دارد.درحالیکه اقیانوسها ۵/۳ درصد دارد. دانشمندان روس ۱۹۷۳ در خاک قلعه داغستان؛ از این آب گرفته وکشاورزی کردند. دو منطقه را مشخص کردند، یک منطقه را که اصلاً آبیاری نکنند و تنها با آب باران در آن زراعت کنند منطقه دیگر را هم با این روش آبیاری کردند.اگر آب رودی داشته باشیم با این مقدار نمک نمیشود.برای داغستان ۴۶۰ میلیمتر متوسط بارندگی سالیانه اش است. زمستانها هم بیش از ۲۰۰ میلیمتر بارندگی دارد. در جایی باید از آب خزر استفاده کرد که متوسط بارندگی اش حداقل در زمستانها ۲۰۰ میلیمتر باشد. که ما در سراسر مرزمان در خزر از آستارا تا بندر ترکمن خیلی بیشتر از این مقدار در زمستان بارندگی داریم. دلیلش هم اینست که در تابستان نمک در خاک جمع میشود و در زمستان با این حجم بارندگی؛ نمک تمام سطح زمین کشاورزی را میشورد و خاک شیرین میشود. اگر کمتر باشد، نمک جمع میشود و میشود شوره زار. شرط دوم این است که زمین باید سبک باشد. رُس خالص نباشد، ماسه هم داشته باشد《چون در خاک رُس آب پائین نمی رود که شسته شود》شرط سوم این است گیاهانی در این شرایط کاشته شوند به شوری مقاوم باشند. آنها《یونجه》کاشته اند، چرا که یونجه به شوری مقاوم است.پس در کویر نمیشود از این آب استفاده کرد.کویر که هیچ از این مناطق بیرون بروید، دیگر نمیشود از آن استفاده کرد. حتی در خراسان شمالی و اردبیل هم نمیتوان از آن استفاده کرد. چندسال پیش که آب دریای خزر بالا آمده بود، سمیناری گذاشته بودند در مورد آب خزر، یکی از دانشجویان دکتری تربیت مدرس گفته بود که چه نعمت بزرگی است برای جمهوری اسلامی؛ زیر کوه البرز را سوراخ کنند و آب را بیاوریم در دشتهای بین تهران تا قم؛ آبیاری کنید! در همان زمان من پاسخ ایشان را دادم که در این صورت دشتها تبدیل به《نمک زاری سفید》خواهند شد! تنها راهش اینست که به مازندرانیها و گیلانیها بگویند که شما از آب دریا استفاده کنید برای کشاورزی و آب شیرینتان را اختصاص دهیم به کویرمرکزی!!!


  • غارت آب: پروفسور پرویز کردوانی

    شمال کشور نیز باید بیابان میشد مثل کویرهای یزد و اصفهان؛ اما دو اتفاق در ایران افتاده که این منطقه از نظر بارندگی مثل اروپا شد.یک اتفاق مربوط به دوران دوم زمین شناسی است که اینجا دریا بود. دریاها خشک شدند و تنها جایی که باقی ماند، دریای خزر بود. یکی از بهترین کوهستانها، البرز و تالش است که در جهت بسیار عالی دور دریای خزر قرار گرفته است.هوای پرفشار سیبری می آید میخورد به کوه و بالا میرود این هوا هم پخش می شود و باران میبارد. شمالیها وقتی برنج میخواهد دست بیاید دعا میکنند که باران نیاید درحالیکه تمام زراعتشان به آب احتیاج دارد، اما برای بدست آمدن برنج دعا میکنند که باران نیاید. در سراسر گیلان و مازندران به مدت یک ماه، از ۱۵ فروردین تا ۱۵ نباید اردیبهشت باران بیاید، برای این که برنجشان را بکارند. از زمانیکه برنج دست میآید، دولت میتواند برنامه بریزد و این آبها را جمع کند و به جاهایی ببرد که نیاز دارد! اولویت آنهم اول گلستان است چراکه بارندگیهای شدید است و آب دریا بالا میآید سمت شهر. بارندگی اینقدر شدید است که در یکروز ۱۵۰ میلیمتر در بندر انزلی باران میآید. دریا نمیتواند این مقدار آب را جذب کند. تمام خانه ها و خیابانها دچار آب گرفتگی میشوند. نیازی هم به این میزان بارندگی نیست.شمال پر باران ترین نقطه ایران است؛ اما تابستان بدترین وضعیت را از نظر آبی دارد، حتی یزد هم این وضعیت را ندارد! به عقیده من ۷ سال دیگر بیشتر برنجکاری گیلان و مازندران تعطیل است چرا که سد دیگر آب ندارد. تایلند و هند خشکسالیشان بهار است و تابستان فصل بارندگیشان است. در تایلند حتی روی کوهها و تمام جنگلها را تراشیده اند تا یک هکتار زمین در آن شیب درست کنند و برنج برداشت میکنند. پس میتوانند آب را بگیرند، اما در مملکت ما اینگونه نیست《در ایران سدهای بسیاری زدند تا آب به کویرمرکزی برسد》بحثی مطرح شد چرا این همه آب در کرخه و کارون جاری است و میریزد به خلیج فارس برای کشورهای عربی؟ آب را گرفتند و آوردند به استانهای کویری! استانهای کویریی آبدار نشدند بلکه بدبخت هم شدند چون آبها را فقط به شهرها دادند نه به کشاورزی! الان ۷۰%روستاهای یزد خالی شدند. در ایران هر ۵ سال یکبار مهاجرت را محاسبه میکنیم، در یزد هرماه حساب میکنیم چون آبها را دادند به شهر و مردم از روستاها متواری شدند《هر استانی را میخواهید نابود کنید آب را از اینطرف و آنطرف بگیرید و به شهرهایش بدهید》در کارونی که کشتیرانی میشد، سبزی کاشتند! با این شرایط حتی اگر بخواهند آب را از گیلان و مازندران بگیرند، مردم باید مقاومت کنند؛ چون گیاهان مازندران بیچاره میشوند! مهندس هومان فرزاد از سال ۱۳۴۵ طرح میداد در ایران ۳ چاله پست داریم، یکی《جازموریان》،《بیابان لوت》و《دشت کویر》آب از خلیج فارس پمپاژ کنیم و در لوت، جازموریان و دشت کویر خالی کنیم!دراین صورت ۳ تا دریاچه در میآید و همانطور که بارندگی شمال از دریای خزر است؛ اینجا هم اینقدر بارندگی میشود که دیگر از تهران میخواهیم برویم قم، لازم نیست با ماشین برویم؛ با کشتی می رویم! گفتم نمیشود! چرا که بارندگی شمال تنها از برکت دریای خزر نیست. اگر فقط بخاطر دریا بود باید میزان بارندگی دور تا دور دریای خزر یکسان باشد. درحالیکه بندر انزلی ۲۰۰۰ میلیمتر و آنطرف در ترکمنستان کمتر از ۱۰۰ میلیمتر بارندگی دارد! به دریا نیست آن کوه البرز و تالش که رطوبت را میآورد و هوای پرفشار سیبری با آن برخورد میکند، بالا میرود و بارندگی ایجاد میکند! ما چنین کوهی در قسمت مرکزی ایران نداریم که پُشت دشت کویر باشد و یا بیابان لوت باشد که بخواهد رطوبت را بالا بیاورد و تبدیل به بارندگی شود. امکان این هست که شما کانال درست کنید، آب خلیج را هم در بیابان لوت بیاورید《اما آب و هوا عوض نمیشود》اتفاقاً اگر این کار انجام شود دیگر از تهران میخواهید بروید مشهد، نمیتوانید. باید از جاده دیگری بروید چراکه همه جاده《آبلمبو》میشود حتی تمام قم هم آبلمبو میشود! کویری که الان برای ما قابل استفاده است میشود《باتلاق نمک زار》مملکت ما از البرز تا خلیج فارس، از زاگرس تا افغانستان نباید به فکر تغییر آب و هوا باشد! فردی بنام《مسعود قُمی امام رودی》طرحی داده بود به نخست وزیر موسوی که بیاییم کوه البرز را بشکافیم و کانالی ذوزنقه ای درست کنیم؛ یعنی از تجریش به سمت کرج ۵ کیلومتر و شمال ۷ کیلومتر را خاکبرداری کنیم تا《رطوبت》شمال به اینجا برسد!با رسیدن رطوبت به اینجا تمامی تهران، کاشان و قم بارندگی پیدا میکنند و مثل شمال میشود!من نوشتم مسئولان فکر تغییر آب و هوا را از مخیله شان بیرون کنند! حتی گفته بودند که این طرح هیچ هزینه ای ندارد و با برداشتن خاکها می رسیم به سنگهای گران قیمت و هزینه خاک برداری به این شکل درخواهد آمد! فکر میکنند خلیح فارس به دریای خزر قرار است وصل کنند! منظور از کانال، آن کانالی است که ۵/۵ تن باید آب داشته باشد و کشتی رو باشد. در این صورت کوه البرز باید شکافته شود باید《۳۸ دریاچه مصنوعی》درست کنند که کشتی برود بالا. اما اینجوری نیست؛ نه نمیخواهند کشتی بالا برود، میخواهند یک کانال درست کنند که آب برود! اولاً این آن کانال نیست.اصلاً همچین چیزی نیست که کویر پیشروی کند! حتی رفسنجانی در نمازجمعه میگفتند: کویر دارد پیشروی میکند نه تنها کویر حتی بیابان هم پیشروی نمیکند!!! هدف از آن حرفها جنگ روانی برای انتقال آب به باغات پسته کرمان بود! این طرح ها مشکلات زیست محیطی ندارد؟ باید دید که یک طرح چه زیان ها و چه سودهایی دارد. آزادراه تهران_شمال باعث شد ۱۰ هکتار جنگل از بین برود اگر قرار است دوطرف آزادراه به هتل و ویلا تبدیل شود شمال نابود است!از نظر زیست محیطی برای《منطقه ساری》خیلی آلودگی ایجاد میکند!همه ساری از آستارا تا مازندران یک وجب زمین بایر دیده نمیشود. برای اینکه بارندگی داریم. زمینها یا زیر کشت و یا مرتع و قابل استفاده است. برای اینکار باید هکتارها زمین کنده شود، زیر لودرها برود، هکتارها زمین زیر تاسیسات تصفیه خانه برود!تصفیه این همه آب، نمک زیادی بجا میگذارد، این نمک را باید چه کرد؟آب خزر آلوده است بطوریکه در خیلی جاها ماهیها دارند میمیرند. یک زمانی میگفتند که ماهی های پرورشی نخورید، اما باید گفت ماهی پرورشی بخورید!آب هم مثل انسان پیر میشود! با این روند بهره برداری، آب در ایران زود پیر میشود! آب سدها که اصلاً در ایران مهم نیست مهم《آب زیرزمینی》است که پس انداز است! سال ۱۳۳۷ ایران بارندگی ۲۵۰ میلیمتر داشت با ۱۷ میلیون جمعیت که ۴ میلیون آن هم عشایر بودند که اصلاً آب نمیخواستند! تابستان ییلاق بودند و از آب رودخانه استفاده میکردند!الان جمعیت 82 میلیون شده و همین مقدار بارندگی ثابت است!تازه بارندگی کم شده بعلت گرم شدن زمین! مصرف هم بالا رفته آدمها پُرمصرف شدند آدمهای قدیم میخواستند صورتشان را بشویند با آفتابه قدری که لازم بود آب میریختند و پای درخت هم صورتشان را میشستند تا آب هدر نرود! روزانه به جمعیت دنیا افزوده میشود زندگی شهرنشینی گسترش پیدا میکند و ۳ مسئله حاد میشود؛ یکی کمبود غذاست ۲۵ سال دیگر امنیت غذایی نیست! دوم آلودگی محیط زیست است! سوم کمبود آب است! در زمینه《آب》علم هیچکاری نمیتواند بکند! نمیتوانیم برای جایی بارندگی درست کنیم!آب نمیشود درست کرد! باروری ابر هم که مطرح میکنند بی نتیجه است!مصرف آب زیاد شده درحالیکه مقدار آب ثابت است! جامعه ای که آب بیشتری مصرف میکند، آب بیشتری هم آلوده میکند!《تهران رود ندارد》اما سه تا رود فاضلاب دارد! آبهای زیرزمینی دارد شور میشود؛ برای اینکه برداشت زیاد کردیم، سطح آب که برود پائین، از منابع شور، آب میآید در چاه!ساری چاه زدند، آبشان شور شده! مقدار آب ثابت/زیادی مصرف/زیادی آلوده کردن آب/نتیجه اش اینست که آب دارد کم میشود. هرچه زمان میگذرد، توقع از آب بیشتر میشود.در پکن ۱۰ سال پیش، یک سوم چاه هایش خشک شد! از هزار کیلومتری آب میآورند! آبهای نامتعارف استفاده از《فاضلاب》است! فاضلاب در ایران تصفیه نمیشود در دنیا اینکار را میکنند. طبیعت آنقدر توان ندارد که همه چیز را دور بریزیم! ۳ رودخانه فاضلاب از تهران میرود و آبهای زیر زمینی را آلوده میکند! کاهو در شهر ری از فاضلاب تغذیه میشود! باید فاضلاب تهران تصفیه شود، آب برگردد بالای تهران دوباره استفاده شود! 50سال دیگر نه قمی وجود دارد نه کاشانی! چون آب زیرزمینی تمام میشود! سال ۱۳۴۰ در جهرم چاه زدند آب ۹ متری بود. الان دارند از ۵۵۰ متری آب برداشت میکنند! اَنار رفسنجان ۳۵۰ متر همه اش آب نمک است! الان در تهران، قم و کاشان که یک چاه آب کشاورزی ۳۰۰ -۴۰۰ میلیون قیمت دارد اما در اَنار رفسنجان ۶ میلیارد تومان قیمت دارد! برای همین میروند سراغ آبهای غیر متعارف!مشهد آب کشاورزی را گرفته و استفاده میکند؛ فاضلاب را داده است به کشاورزی! در جنوب تهران رودهای فاضلاب اینقدر آب دارد که آدم درونش بیفتد او را میبرد. به اندازه چندین سد از هر کدام از رودهای تهران آب میرود!تمام سبزیها هم از آن تغذیه میشود. تمام فاضلاب بیمارستانی، مرده شورخانه و...می ریزد در آنجا. پس فاضلابها را باید تصفیه کرد!آب باران هم باید جمع شوداست ایرانیها خیلی لوس هستند همه آب سد میخواهند! همدان ۳۰۰ میلیمتر بارندگی دارد ۵ سال پیش جیره بندی آب داشت! ۳۰۰ میلیلیتر یعنی یک خانواده فقیری که پشت بامش ۱۰ در ۲۰ متر است میتواند آب باران جمع کند. اروپاییها ۱۵۰ سال پیش سنبل تمدن را اختراع کردند، قبل از آن همشان آب پشت بام جمع میکردند! اسم《شیلنگ》را گذاشتند سمبل تمدن! از این سمبل تمدن اینقدر سوءاستفاده کردیم که دارد میشود سمبل عقب افتادگی! با این روند بهره برداری از آبهای زیرزمینی تا ۶۰ سال دیگر شهرها آب ندارند! باید مثل قدیم بشکه بزاریم توی خانه و با کاسه آب بیاوریم! باید آب باران را جمع کنیم! غرب استرالیا کسیکه خانه میسازد مجبور است طوری بسازد که آب باران از پشت بام جمع کرد و در انباری ذخیره کرد! تهران این همه بارندگی شد مترو را خراب کرد ما بارندگی منظم نداریم، اما سیل داریم. باران میآید و جاری میشود. بارندگی در سطح شهر هم که قابل استفاده نیست! پشت بام آسفالت است، خیابان آسفالت است، کف جوی آسفالت است و تمام آب از شهر خارج می شود!حداقل آب پشت بام را جمع کنیم. حتی قمی که ۱۰۰ میلیمتر بارندگی دارد، اگر ۱۰ هکتار زمین را آبخیز کند میتواند قدر دو سد آب جمع کند.آب روستای بخار اصفهان شور است آنها انتظار دارند از کارون و دز برایشان آب ببرند! دولت باید《کارخانه آب شیرین کن》بگذارد آب دیگر نیست! این همه آب از لُرستان گرفتند دیگر زاگرس را نابود کردند چهارمحال بختیاری سه رود ازش سرچشمه میگیرد و خودش فاضلابش را تصفیه کرده استفاده میکند! چون آبش را اصفهان میبرد! تابستان پر آب ترین نقطه میشود چابهار؛ میتوانیم هزارها هکتار موز بکاریم بدون نیاز به آبیاری! همه دنیا زمستانها رطوبت هوا بیشتر میشود چابهار تابستان بیشتر میشود! از بادی که از اقیانوس هند میآید از کوه بالا میرود و شرجی میشود. اگر کسی پشت بام خانه اش شیروانی باشد؛ می بینید که تا صبح دارد از ناودانش آب میآید. هرجایی که رطوبت به ۳۰%برسد، ازش آب میگیرند.وقتی آب نیست باید بروی و بخری!《سد دوستی افغانستان》را زدیم و آب را مشترک آوردیم به مشهد! اما مشهد مدیریت مصرف آب نداشت آقای لاریجانی رفت تاجیکستان صحبت کرد برای خرید آب! ما دو چیز نباید وارد کنیم؛ یکی آب و دیگری استاد ادبیات!سال ۱۳۶۲ در《کتاب غارت آب》نوشتم ۹۰%چاههای رفسنجان را باید می بستند! ۷۵% چاههای همدان را باید می بستند! حالا که می بندید روستایی میآید در شهر؛ فساد اخلاقی پیدا میکند، وضع مالی اش بد میشود، دزدی میکند. الان دیگر حق ندارید در چاهها را ببندید! اول باید امکانات فراهم کنند بعد چاهها را ببندند! اول آبیاری قطره بارانی درست کنند؛ مجانی باید امکانات ارائه دهند.سدهایی که داریم میسازیم بی فایده است عمر مفید سد ۵۰ سال است! سد سفید رود را ساختند برای ۵۰ سال، هر سال بتواند برای ۱۷۰هزار هکتار از دشت گیلان را آبیاری کند؛ نه نمیتواند. اقداماتی که قرار بوده انجام دهند؛ نکردند چون سدهای بزرگ را نمیتوانند پاک کنند؛ سد کرج و لتیان پُر شدند سد دز 80 متر رُسوب لَجن دارد. ۴۰ متر کف سد کرج لجن است و بالاش آب است! سد دز که ۲۰۳ متر است ۸۰ مترش گل است. این سدها دارند پُر میشوند.سد ساختیم اما پائین دستش، زمینهایی که آبراه سیل بود شهرداری گرفت و همه را خانه ساخت! وقتی سد پُر شود، این سد مسیرش را میخواهد.تمام این زمینهایی که خانه ساختند، میرود زیر آب! نه روزنامه جرات کرد بنویسند و نه تلویزیون آن را طرح کرد. سد کرج پر شد؛ آب را باز کردند و شهریار را آب بُرد!پس اندازهای آب ایران دارد تمام میشود جمعیت روز به روز زیاد میشود نه تنها بچه باید کمتر شود بلکه کشاورزی باید سطحش پائین بیاید! اگر کشاورزی را از ۱۰ هکتار بکنیم ۱۰۰ هکتار توسعه پیدا نکردیم! کشورهای پیشرفته سطح کشتشان را کم میکنند و از زمینی که زیر کشت دارند درست استفاده کنند! به این میگویند بهره وری! در اروپا از هر هکتار ۱۴ تُن گندم برداشت میکنند در ایران حداکثر ۵ تُن! از همین زمینی که داریم بیشترین بهره وری را داشته باشیم. دانشگاه را نباید توسعه دهند، مُدام ظرفیت دانشگاهها را زیاد میکنند؛ اینها به چه دردی میخورند؟مزاحم هستند و فایده ای ندارند!باید شهرها را کم جمعیت کنند و جمعیت را به سواحل ببرند!جمعیت شهری هر روز بیشتر میشود. گناه است که برای شهرهای تهران و اصفهان برنامه ریختند تا فضای سبز را گسترش بدهند!با چه آبی؟ با آب مازندران که باید با آن برنج بکارد؟ ۵ سال است یک قطره از آب لتیان را نداده اند به ورامین که ۳۶۰ پارچه آبادی دارد اما یک قطره آب بهش ندادند و گرفتند برای تهران! گفتند پس سد ماملو را لااقل بسازیم بدهیم به ورامین و پاکدشت؛ آنرا هم دارند میآورند برای افسریه تهران! بازهم تهرانیها قانع نشدند رفتند گیلان و مازندران آب آوردند! برنجکاری گیلان تعطیل شد و از 10 سال پیش آبش میآید تهران! تهران گسترده میشود درحالیکه آبی ندارد! الان می خواهند از تنکابن آب برای تهران بیاورند. رود تنکابن، قُله سه هزار که رود را درست کرد؛ برنجکاری آنجا باید تعطیل شود که آبش بیاید تهران! باز هم کم میآید، دیگر میخواهند چکار کنند؟ در کشورهای پیشرفته، منابع آلوده کننده را از بین میبرند، نمی آید شهر را آلوده کنند و بعد برای از بین بردن این آلودگی دست به توسعه فضای سبز بزنند! آنهم با چمنکاری!هر شهری جز گیلان و مازندان چمن بکارد، خیانت است!درخت اگر کاشته شود هزار برابر چمن قدرت تصفیه دارد.چمن به گرم شدن کره زمین، سوراخ شدن لایه اُزن، سرطانی شدن آبهای زیرزمینی کمک میکند.وزارت نیرو اعلام کرد: اگر مردم ۱۵%صرفه جویی کنند آب جیره بندی نمیشود!من ۵۰%صرفه جویی میکنم اما تاثیر ندارد چون 70%آب در بخش کشاورزی هدر میرود! سازمان ملل الگو داده برای استفاده از آب و گفته هر فرد تا ۲۵۰ لیتر میتواند برای حیاط، خانه و ماشینش آب مصرف کند. وزارت نیروی ما گفته است ۱۵۰ تا!!!ایرانی تا دارد میخورد وقتی نداشت میرود گدایی! برای تهران دیگر نمیشود کاری کرد! برای تبریز/شیراز/اصفهان/یزد/کرمان/قم هم نمیشود! اصفهان اشتباهی توسعه پیدا کرده چون آب ندارد! شهر درست کردند تا شعاع 100 کلیومتری شهر صنایع است. آب زاینده رود که میرفت باتلاق گاوخونی دیگر نمیرود. شهرهایی در مسیر دیگر یک قطره آب نمیگیرند!قانون غلطِ اولویت شهر است الان که دریاچه تشت، نیریز و گاوخونی خشک شد اصلاً قانونی وجود ندارد که به آنها آب بدهند.سد جاجرود اعلام کرد به ورامین که از اطراف جاجرود بروید کنار میخواهیم آب دریاچه را باز کنیم، مردم فکر کردند که آب بهشان میدهند فوری رفتند کشاورزی کردند بعد از ۵ روز که آب فشارش کَم شد آبرا بستند.همین آبی که از قُمرود میبرند به کاشان و قم چه میکنند؟ فقط به صنایع میدهند برای شرب نیست!!!کارواش است، دستشویی و حمام است! همین آب گران را تصفیه میکنند ۳۵۰۰ کیلومتر لوله میکشند و آب متری مکعبی ۱۰ هزار تومان تمام میشود، میدهند به کاشان، سمنان و قم!روستایی هم آب بهش نمیدهند میآید در شهر!《الیگودرز》بدبخت آب ندارد تمام آبش را میبرند برای اراک، قُم و کاشان!سمنان بارندگی ندارد اما سیلاب دارد باید اینها را جمع کرد! در خشکسالی سمنان مُدام فضای سبز درست میکند!آب را درست استفاده کنیم باید فرهنگ سازی کرد. باید به مردم سمنان/اصفهان/کاشان/قم/تهران از طریق مطبوعات و تلویزیون بگوییم درست مصرف کنید وگرنه کار میرسد بجایی که دیگر آب هم نیست تا برایتان منتقل کنیم! باید آب فاضلاب بخورید!نباید با برق آبرا شیرین کرد باید از انرژی خورشیدی برای اینکار استفاده کرد.به روستاها خیلی میرسند، روستاها دارند میشوند مثل شهر!اینکار اشتباه است هیچ حکومتی مثل ایران به روستاها نرسید، اما مهاجرت بیشتر شد چون راه را عوضی رفت و صنایع را به شهرهای کویری بُرد و برای روستایی ارزش کشاورزی وجود ندارد چون سود کارخانه بیشتراست!


  • انتقالات متعدد آب به کویراصفهان و یزد

    از 42 میلیارد آب سطحی ایران یک سوم آن معادل 14 میلیارد آن مربوط به سرشاخه های آبریز سه رود کارون، کرخه و دز در لُرستان بزرگ (بختیاری، لرستان، کوهگیلویه و بویراحمد) میباشد. مجموع جمعیت استانهای چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و لُرستان و خوزستان که سرچشمه و حوضه و مسیر عبور چند هزارساله و تمدن ساز این سه رود بزرگ بوده اند در حدود بالغ بر 12 میلیون نفر هست. بنابرین اگر تمام 14 میلیارد متر مکعب آب این سه رود در این استانها مصرف شود سرانه هر فرد در این استان عدد 1750 خواهد بود، یعنی این مناطق از آستانه بی آبی عبور و به خط《فقر آب》نزدیک شده اند! حالا بر چه اساسی دائماً از بختیاری، لُرستان، کهگیلویه و خوزستان آب به کویر اصفهان و یزد انتقال میدهند؟


  • طرحهای انتقال آب بختیاری به اصفهان

    در دهه 30 شمسی برابر با 1954 طرح انتقال آب کوهرنگ بختیاری به کویر اصفهان عملی گردید و در دهه 70 شمسی توسط دولت رفسنجانی توسعه یافت. در دولتهای خاتمی و احمدی نژاد این روند ادامه داشته و نیز طرحهای زیر در دولت کنونی حسن روحانی درحال اجرا و بهره برداری هستند: مهمترین طرحهای انتقال آب در شرق لُرستان در منطقه بختیاری و اهداف طرح ها: 1-طرح انتقال آب کوهرنگ یک بر《چشمه علی بروجن》توسط شرکت عموگستر رفسنجان جهت تامین آب باغات پسته رفسنجان/ ۲-طرح انتقال کوهرنگ 2 بر رودخانه ماربره در شهرستان کوهرنگ/ 3-طرح انتقال آب چشمه لنگان و خندگستان در سرچشمه کارون در روستای سرداب شهرستان فریدون بختیاری/ 4-طرح انتقال آب بهشت آباد بختیاری/ سد بهشت آباد در 5 کیلومتری شهر اردل پس از تلاقی رودخانه های کوهرنگ و بهشت آباد بنا شده و درحال حاظر تونلی با ارتفاع 10 متر و عرض 6 متر با حداقل دبی 35 متر مکعب بر ثانیه، حفر گردیده و قرار است یک میلیارد متر مکعب آب روانه اصفهان نماید! از طرف دیگر آوردن آب زاینده رود سالانه 850 میلیون متر مکعب است و به همین میزان از کوهرنگ 1 و 2 و 3 و چشمه لنگان به زاینده رود تزریق میشود!به عبارتی دیگر نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب آب استان بختیاری به استان اصفهان میرود. گفتنی است که یک سوم صنایع کشور دراصفهان کویری احداث شده اند و بیش از 25% صنایع ایران در شعاع 50 کیلومتری شهر اصفهان هستند و این خود به این معناست ک اگر دو درصد از کل آب کشور مربوط به صنایع ایران است حجم بالایی از این آب به شهر اصفهان تخصیص یافته است.با توجه به مراتب فوق، آب ورودی در ایستگاه سد کارون 4 در شمال خوزستان منطقه بختیاری 165 متر مکعب بر ثانیه است ولی با افتتاح کوهرنگ 3 که آب را با حجم 30 متر مکعب بر ثانیه انتقال میدهد به 135 متر مکعب بر ثانیه کاهش داده است و تونل بهشت آباد (خط لوله آب) نیز که حجم انتقال آن 35 مترمکعب در ثانیه میباشد!


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    پس چرا آن احزابی که بر عدالت اجتماعی و برابری حقوقی ایرانیان تاکید و تصریح دارند چرا در مقابل این غارت آب بلاد لُرنشین به کویر اصفهان که نتیجه آن ایجاد تبعیض اقتصادی، سیاسی، فرهنگی در دو نقطه از ایران (کویر نشین و لُرنشین) هست سکوت کرده اند؟ چرا باید هزاران نفر شغل خود را از دست دهند، کشاورزی و دامپروری خویش را رها کنند و راهی ناکجاآباد شوند؟ چرا باید احزاب چپ، مبارزه با این پدیده شوم را مسکوت گذارند و آنرا موکول به آینده نمایند؟ از طرفی دیگر بخشی از مبارزه نوین، فعالیت در حوزه محیط زیست و استفاده بهینه از طبیعت و منابع طبیعی هست که متاسفانه تاکنون جنبش چپ ایران، این رویداد تلخ را روایت نکرده است لذا در اثر کوتاهی چپ و امتناع ورود آن به حوزه محیط زیست و حفظ منابع طبیعی، اینبار در لُرستان، میدان را به نفع نیروهای قومی خالی کرده و در آینده برای جبران ناچار خواهد بود هزینه بیشتری پرداخت نماید.


  • 96 % آب بختیاری به اصفهان و یزد منتقل میشود!

    در کشور آلمان صنعت را به منطقه پر آب《روهر》در غرب آلمان (دوسلدورف) بردند تا نیازی به انتقال، لوله گذاری و پمپاژ آب با صرف هزینه های گزاف نداشته باشند. آب سد و رودخانه برای توسعه کشاورزی و استقلال اقتصادی مملکت است نه اینکه برای تن شویی_وان پُرکنی_استخر شنا_چمنکاری_جکوزی_پارک آبی و ساخت دریاچه مصنوعی به سمت بیابانهای بی طول و عرض اصفهان و یزد و کرمان و اراک و قم و کاشان شود! دکتر محمد باستانی درکتاب《حماسه کویر》صفحه ۲۴۸ مینویسد: شما اگر قدرت دارید بیایید و بجای هشت سانت باران از آسمان، باران بیشتری فرود بیاورید وگرنه《بالا کشیدن ذخیره آبی دیگران》و حیف و میلش کار آسانی است. در مصرف آب زیاده روی میکنیم و حمام و وان و بیده و گلکار و عجیب تر از همه《چمن کاری》آنهم در شهرهایی مثل: یزد و کرمان و اصفهان و کاشان داشته باشیم و حال آنکه فراموش کرده ایم که در شهرهایی مثل اصفهان، کرمان و یزد گل لاله عباسی و خطمی را از زایده آب آفتابه که وضو میگرفتند به ثمر میرساندند! آب سدها در مرحله اول اگر بکار کشاورزی نروند نقض غرض است. اگر قرار باشد تمام آب پشت سدها و رودخانه ها بصورت لوله کشی در اختیار مصرف شهرهای کویر نشین قرار بگیرد، حکایت از مایه خوردن است. اصفهان و کرمان و یزد و قم به قول قدیمیها《خاکشان جاری و آبشان راکد》است! دو سوم ایران کویر لَم یزرع است. ذات کویر بی آبی است و بزور گلستان نمیشود. اساساً شهرهایی که در دل کویر بودند از قدیم آبشان را از قنات، کاریز و آب انبار تأمین میکردند حالا چرا باید به《قطب صنعت》تبدیل شوند؟ شهری که کمبود آب دارد چرا زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنند؟ چرا صنایع فولاد و ذوب آهن که آب فراوان میخواهند باید در کویر احداث شوند؟هیچکسی با توسعه مخالف نیست! ولی تصمیمات باید مبتنی بر دانش باشد.آلمانیها بهترین مکان برای احداث کارخانه ذوب آهن را شهرهای نزدیک به دریا مثل بندرعباس و بوشهر میدانستند ولی فولاد بندرعباس با رانت و بدون کارشناسی به اصفهان بردند! فولادی که محتاج آب و نزدیکی به بندر جهت واردات سنگ آهن و صادرات شمش بود!اصفهان فقیرترین استان به لحاظ منابع معدنی_طبیعی است اما به تنهایی بیش از ۸۰ هزار کارخانه صنعتی دارد. اصفهان همه چیز را باهم میخواهد هم صنعت، هم کشاورزی و هم گردشگری منهای کویری بودنش! آیا سد و تونلهای کوهرنگ ۱ و ۲ و ۳ و تونلهای گلاب و جدیداً تونل بهشت آباد و ۷۰۰ میلیون لیتر در ثانیه از آب کارون بس نیست؟ مصارف صنعتی اصفهان کاهش یابد چون هر اندازه به تعداد جمعیت و کارخانه های اصفهان افزوده شود طبیعتأ مقدار آب بیشتری طلب خواهد کرد! صنعت باید به استانهای پرآب منتقل شود. یک زمانی شروع به توسعه مناطق کویر ایران کردند؛برنجکاری را توسعه دادند، باغهای رنگارنگ پسته آنهم در کم بارش ترین و گرمترین مناطق کشور!غافل از آنکه طبیعت امروزه شروع به انتقام گیری کرده و با خشک شدن رودخانه و تالابها گرد و غبار درست شده و جنگلهای بلوط زاگرس شروع به خشکیدن کردند چرا که حیاتشان وابسته به سفره های آب زیر زمینی است. تمام شهرهای کویری از آب مناطق لرنشین حق دارند بجز خود لُرها!آب و نفت متعلق به همه کشور است ولی قبل از آب و نفت چیزهای قابل تقسیم زیادی هستند که باز آنها سهم فارسها شده مثل صنعت و بودجه های کلان عمرانی!کمک سالانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان معادل بودجه پنج استان غرب کشور است! در انتقالات آب تنها سود استانهای مقصد در نظر گرفته میشود. دهه شصت《شعار پایتخت فرهنگی ایران》سر میدادند و فولاد بندرعباس و پتروشیمی ماهشهر را با لابی انتقال دادند! آب را صنعت اصفهان دارد با ولع سیری ناپذیری نوش جان میکند! چارمحال بختیاری فقط از ۴% منابع آب خودش استفاده میکند و ۹۶% نصیب اصفهان و یزد میشود!


  • زمینهای کشاورزی اصفهان 6 برابر شدند!

    به گفته وزیر نیرو، اصفهان زمینهای کشاورزی خود را در سالهای اخیر از ۴۵ هزار هکتار به ۲۵۰ هزار هکتار رسانده است که این خودش یکی از دلایل خشکی زاینده رود است! راه زنده نگه داشتن یک رود، میراندن رودی دیگر نیست.انتقال آب راهکار نیست وگرنه تاکنون جواب داده بود. اگر اصفهان آب ندارد چرا این همه جمعیت و صنایع بخود جذب کرده؟ پروفسور کردوانی استاد دانشگاه تهران در مصاحبه با هفته نامه امید جوان، شماره ۷۷۷، صفحه ۱۴ میگوید: هر استانی را میخواهید نابود کنید آب را از اینطرف و آنطرف بگیرید و به آن منطقه آب بدهید، شما اگر یک بچه ای را بخواهید بَد تربیت کنید راهش اینست که هرچه پول میخواهد به او بدهید! با انتقالات متعدد آب به کویر، چرخه آب را تخریب کردند و منابع آب تجدید نمیشوند به زبان ساده پس انداز را هم خرج کردند. آب را از بلاد لُرنشین گرفتند و بردند به شهرهای کویر! شهرهای کویری آبدار نشدند بلکه بدبخت هم شدند چون آبها را فقط به شهرها دادند نه به کشاورزی که مردم استفاده کنند!در زمینه آب علم هیچکاری نمیتواند بکند. نمیتوانیم برای جایی بارندگی درست کنیم. آب نمیشود درست کرد! باروری ابر هم که مطرح میکنند بی نتیجه است بنابراین مصرف آب بیشتر میشود درحالیکه مقدار آب ثابت است!مقدار آب ثابت/زیادی مصرف/زیادی آلوده کردن آب/نتیجه اینست که آب بهداشتی دارد روز به روز کم میشود. هرچه زمان میگذرد توقع شهرهای کویری هم از آب بیشتر میشود. پروفسور کردوانی میگوید: دولت باید《کارخانه آب شیرین کن》بگذارد و آب را شیرین کند چون آب نیست. این همه آب از لُرستان گرفتند دیگر غرب را نابود کردند چارمحال بختیاری ۳ تا رود بزرگ ازش سرچشمه میگیرد و خودش فاضلابش را تصفیه کرده و دارد استفاده میکند چون آبش را میدهند به اصفهان و یزد و کرمان اولویت بندی اشتباه است همین آبی که از الیگودرز لرستان میبرند به کاشان چه میکنند؟ فقط به شهر میدهند. شرب نیست، کارواش است، دستشویی و حمام است آب گران را تصفیه میکنند. ۳۵۰۰ کیلومتر لوله میکشند و آب متری مکعبی ۱۰ هزار تومان تمام میشود میدهند به شهر کاشان_سمنان_قم_اراک و اصفهان! روستایی هم میبیند آب بهش نمیدهند، میآید در شهر! هر روستایی را بخواهند نابود کنند، کافی است آب از کرخه و کارون و دز و باقی جاها بگیرند و بدهند به شهرها. بقیه جاها نابودند! الیگودرز بدبخت خودش آب ندارد.


  • تجمع کارخانه ها و صنایع در کویر!

    در یکی از خبرگزاریها خواندم که مدیر آب منطقه ای لرستان بیان داشته که تعداد ۸۹۲ روستای بالای ۲۰ خانوار در لرستان مشکل آب سالم آشامیدنی دارند (مهر؛ ۹۰/۱/۲۷) آب قم گوارا شد اما صدها روستای لُرستان که تولید کننده محصولات کشاورزی_دامی هستند و منبع معیشت شان وابسته به آب است مشکل جدی آب بهداشتی دارند و با جیره بندی آب مواجه هستند《پروژه انتقال آب الیگودرز لُرستان به قم》که نامش را هم《قمرود》نهادند برابری شهروندی در این فرایند وجود نداشته است و شهروندان قم مهمتر از شهروندان لُرستان بودند. تاکنون هیچ حق آبه ای به روستاهای خسارت دیده الیگودرز داده نشده و ۱۶ روستا مجبور به تخلیه روستاها شده اند!《دکتررضا رحیمی نسب》نماینده خرم آباد در مجلس درخصوص این طرح گفت:وزیر نیرو (پرویز فتاح) هنگام ورود به لُرستان بر محرومیت مردم لُرستان اشک ریخت اما در پروژه انتقال آب این مسئله را نادیده گرفت! ایجاد تونلهای متعدد آب در الیگودرز موجب تغییرات اکولوژیکی و زیست محیطی شده و در منطقه عسگران چشمه ها درحال خشک شدن هستند و مردم مجبورند از این مناطق با تهیدستی کوچ کنند و به حاشیه شهرها پناه ببرند زیرا مسؤلان فقط سود و منفعت شهرهای فارس را در نظر میگیرند!حجت اله رحمانی نماینده الیگودرز درمجلس با جعلی خواندن نام قمرود گفت: در سالهای اجرای پروژه آبرسانی به قم، مردم الیگودرز لُرستان مورد اذیت قرار گرفتند اما مسؤلان نام جعلی《قمرود》را برای این پروژه انتخاب کردند! حجت الله رحمانی نماینده الیگودرز با افشاگری در مورد اهداف پشت پرده در نطق میان دستور مورخ ۵ تیر ماه ۱۳۹۰ گفت: این حجم آب انتقالی برای استفاده قریب به ۱۴ میلیون نفر است درحالیکه قم حدود ۱ میلیون جمعیت دارد و با راه اندازی و انتقال کامل آب به قم تنها ۵ تا ۸% آب به منظور شُرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی_صنعتی و سیاحتی خواهد رسید و این فریبی بیش نبوده است!!! هدف اصلی انتقال آب الیگودرز لرستان به قمرود جهت مصارف کشاورزی و《باغات پسته》در قم میباشد! رحمانی با نکبت خواندن وعده های وزیر نیرو عملکرد آنها را مصداق《چپاول سرمایه مردم》دانست! این طرح درحالی برای《کویرنشینان》هدفگذاری شده که ۸۹۲ روستای لُرستان مشکل آب دارند و ۶۸ هزار روستایی بوسیله تانکر آب رسانی میشوند! خشک شدن چشمه های الیگودرز علاوه بر خسارت بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرد باعث از بین رفتن《مجتمع های پرورش ماهی》در این شهرستان شد. در شهرهای لُرنشین جیره بندی و آبرسانی با تانکر وجود دارد اما《شهرهای کویر》برخلاف طبیعت منطقه شان همواره چشمشان بدنبال انتقالات آب با صرف هزینه گزاف است! پروژه انتقال تونل بهشت آباد با ۶۸ هزار و ۹۷۰ متر طول چارمحال بختیاری و خوزستان را با مشکلات جدی مواجه میکند و این استانها کمترین امکانات را به نسبت شهرهای کویری دارند و مردم بدلیل نارسایی ها و مشکلات اقتصادی و زیست محیطی مجبور به مهاجرت به کویر برای شغل هستند! تمام کارخانجات بین مثلث تهران، اصفهان و کرمان احداث میشوند! این یعنی《فارسگرایی》 باید از نمایندگان و مسؤلین ارشد استان لرستان خواست که چه اقداماتی برای دفاع از حقوق آبی مناطق محروم استان انجام داده اند؟ قم و اراک و اصفهان اگر سیراب از آب و منابع آبی شود خوب و ارزشمند است به شرطی که ابتدا مردم لرستان و توسعه ی اقتصادی این استان مد نظر قرار گیرد


  • استثمار منابع آبی لُرستانات

    باید از نمایندگان و مسؤلان لرستان پرسید که چه اقداماتی برای دفاع از《حقوق آبی بلاد لُرنشین》انجام دادند؟ قم و اراک و اصفهان اگر سیراب از آب و منابع آبی شود به شرطی که ابتدا لرستان و توسعه اقتصادی مد نظر قرار گیرد! لُرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% این اراضی از نوع دیم است و پایین تر از میانگین کشوری است!خوشبختانه مکانهای تاریخی قابل جا بجا شدن نیستند وگرنه این آثار را منتقل میکردند! ابتدا استانی با توسعه پایدار براساس مزیتهای نسبی را باید هدف داشت و بعد بفکر کمک به دیگران بود!توجه بیش از حد به اصفهان، احساس تبعیض و نارضایتی اجتماعی را در ذهن مردم بدنبال آورده! اگر قرار است بلاد لُرنشین ابزار و پله ای برای تولید منابع توسعه برای《کویرنشینان》باشد باید دست کم منابع را همراه درآمد زایی برای مردم داشته باشد! اگر دادن این منابع با ارزش《مجانی و رایگان》باشد لُرستان به کارگر بدون مزد تبدیل میگردد که در زبان جامعه شناسی توسعه از آن به نام《استثمار منابع》یاد میشود! ما همه حقوق شهروندی برابر و یکسان نداریم و تفاوت امکانات و سرانه درآمدها بخوبی حاکی از توجه دولت به شهرهای فارس است! نباید بعنوان کارگر مجانی استحاله شویم! آیا قم یک کیلو سوهان مجانی به ما میدهد؟ آیا اصفهان یک دانه گَز رایگان به ما میدهد؟ اینهایی که سفسطه میکنند و میگویند آب و نفت متعلق به همه است بدانند که قبل از آب و نفت چیزهای دیگری هستند که قابل تقسیم میباشند مثل: صنعت و راه آهن و رفاه و اشتغال پایدار که ما هیچ سهمی از آنها نداریم! ما شدیم منبعی برای رشد و توسعه شهرهای کویری و حتی تاوان بیابان بودن آنها را باید پس بدهیم! لُرستان دو هزار و پانصد کیلومتر رودخانه دائم دارد اما هیچ سدی برای ذخیره آب ندارد و ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی 90% دیم هستند! درکتاب《جمعیت شناسی ایران》اثر: دکتر مژده کیانی، ص۱۵۸ مینویسد: لُرستان و خوزستان بدلیل آمار بالای بیکاری و شرایط دشوار اقتصادی جزو پنج استان《مهاجر فرست》هستند و در ص۲۲۰ آمده: لُرستان با نرخ بیکاری ۲۱% بالاترین آمار بیکاری را دارد! نرخ سرمایه گذاری دولت در یزد که استانی کویری است 300 برابر لُرستان است! توسعه نقطه ای و نامتوازن در ایران بیداد میکند! اصولاً اهداف توسعه توأم با جهتگیری های خاص تعیین میگردد! مگه ما هم جزو این مملکت نیستیم پس چرا نفع استانهای فارس در نظر گرفته میشود؟


  • طرحهای ننگین انتقال آب به کویرستان!

    تمام صنایع ایران در شهرهای کویری جمع شدند! آیا آب و خاک آنها (که آبشان هم قرضی است) با آب و خاک ما متفاوت است؟ در صورتیکه شرایط اقلیمی وجغرافیایی ما به مراتب بهتر است اما نرخ بیکاری و محرومیت ما در اکثر زمینه ها بیشتر است! تمام صنایع را طبق بخشنامه در کویر دایر کردند درحالیکه وجود آب فراوان و خاک غنی برای ساخت کارخانجات و توسعه کشاورزی از اوجب واجبات است اما بازهم چه اصراری است که شهرهای کویر برای صنعتی شدن انتخاب میشوند؟جالبتر اینکه با حَفر تونلهای طولانی و صرف هزینه گزاف آب را برای بهره برداری صنعتی و توسعه زمینهای کشاورزی به استانهای کویری انتقال میدهند! وجود پتانسیلهای ویژه همچون:آب فراوان_خاک حاصلخیز و هوای مطلوب در مناطق لُرنشین، امکان ارتقا سطح توسعه یافتگی و رفاه عمومی را میسر میسازد لُرستان چرا محروم است؟ روزانه ۱۲ هزار بشکه نفت از چاههای سرکان مالکوه پلدختر تولید و به اراک بصورت خام فرستاده میشود و ما هیچ پالایشگاه و پتروشیمی نداریم! انتقالات آب به اصفهان و قم و یزد و کرمان درصورتی انجام میگیرد که خوزستان، لُرستان و بختیاری از کم آبی مفرط رنج میبرند و با تانکر به روستاها آبرسانی میکنند و آب در ساعات متعددی جیره بندی میشود! این طرحهای انتقال آب بدون مطالعه مُصوب شده و تنها منافع اصفهان و قم و یزد درنظر گرفته شده و به مصارف حوزه های پایین دست توجهی نشده! تونل بهشت آباد ۶۸ هزار و ۹۷۰ متر فقط طول دارد و ۶ متر قطر آن است! این طرح فقط سود و نفعش برای اصفهان است و بختیاری را کویر میکند!احداث طبیعت ستیزانه صنایع آبخواه مثل: فولاد_ذوب آهن_پالایشگاه_پتروشیمی_صنایع هسته ای_سفال وسرامیک دراصفهان که آب ندارد چه توجیه اقتصادی دارد؟ راندمان کشاورزی اصفهان پایین و غیر اصولی است!کاشت محصول پُر مصرف مثل: برنج/ ذرت علوفه ای/ سبزیجات/ پسته و همچنین برداشت غیراصولی آب برای آبیاری درختان ویلاها توسط ثروتمندان اصفهانی در نقاط خوش آب و هوای بختیاری از علل هدر رفت آب است! منهای خطه شمال اکثر اراضی ایران جز مناطق خشک و کم بارش هستند! براساس شرایط اقلیمی، کویر ویژگی خود را دارد که قابل تغییر و دستکاری نیست! ذات کویر بی آبی، گرما و تبخیر بالاست و بزور گلستان نمیشود!طرحهای انتقال آب اکوسیستم طبیعی را برهم میزند! از قدیم تمدنها در کنار آب شکل گرفتند حالا اگر این آب به کویر هدایت شود چه اتفاقی برای ساکنان بومی به وجود میآید؟ مُجریان طرحهای انتقال آب توجه نکردند که پیامد و تبعات اجرای این طرحها نابودی بلاد لُرنشین است! حفر تونلهای ۱ و ۲ و ۳ کوهرنگ کافی نبود؟ انتقال آب کارون بس نبود؟ آب مشکلاتشان را حل کرد و شهرکهای صنعتی بیشتری احداث کردند و کشاورزی را گسترش دادند و جمعیت زیادی را جذب کردند و باز طمعشان بیشتر شد و از غفلت مردم میخواهند باز به نفع خودشان بهره برداری کنند و داعمأ از طریق لابی و فشار قصد دارند هرطور که شده طرحهای مورد نظر را اجرا کنند! طبق اخبار واصله برنامه ریزی آنها برای《انتقال ۶ میلیارد متر مکعب آب》است!کشاورزی در کویر توجیه اقتصادی ندارد و زیانش بیش از سودش است و بودجه کلان میلیاردی میطلبد که تنها موجب اتلاف منابع و سرمایه است! نکته جالب اینست که جانبداران این طرحها خود از بومیان مناطق کویری اند و بدنبال تأمین منافع منطقه ای و شخصی خود هستند. نگاه باید به این مسئله ملی باشد و نه منطقه ای!!!


  • دچار غول بیابان اصفهان شدیم!

    شرایط کشاورزی در استانهای لُرنشین با محدودیت روبرو است به گونه ای که براحتی به کسی مجوز برداشت آب و حفر چاه نمیدهند و بدلیل نبود صنایع《تنها منبع معیشت مردم》همین کشاورزی است و با انتقالات آب به کویرستان موجب خشکی رودخانه ها و آسیب دیدن روستاییان میشوند با این حساب تکلیف معیشت کشاورزان مظلوم ما چه میشود؟ علت انتقالات آب به کویر بدلیل انتصاب رییس جمهوران ایران باشد که عمدتأ برخاسته از کویر کرمان و یزد و سمنان و اصفهان و قم بودند که با《دیدگاههای سیاسی به خاستگاهشان》رونق بخشیدند و به اسم آب شرب در پی اهداف دیگری هستند و به قضیه بصورت جانبدارانه مینگرند. از سه تونل حفر شده کوهرنگ بختیاری بیش از ۹۰۰ میلیون لیتر آب به سمت《کویر اصفهان》منتقل میشود و باز هم چشمشان دنبال آب لرهاست! ما دچار《غول بیابان اصفهان》شدیم. بجای هزینه کردن و انتقال آب به کویر با صرف هزینه گزاف میتوان طرحهای به صرفه تر را دنبال کرد مثل عربستان که بدون برخورداری از آب و تنها با استفاده از دستگاه آب شیرین کن و استفاده از آب دریا اکنون بعد از آمریکا دومین صادر کننده گندم در دنیاست!کرمان و یزد که به بندرعباس و خلیج فارس و دریای عمان نزدیک هستند چرا از《آب شیرین کن》استفاده نمیکنند؟ زمین های کویر اصفهان اصلا قابل مقایسه با زمینهای مرغوب و حاصلخیز استانهای لُرنشین نیستند زمینهای کویر بدلیل شدت گرما و آفتاب و عدم رطوبت هیچگونه کارایی و مرغوبیتی ندارند که تلاش میکنند با《آب قرضی و غصبی》به کاشت برنج و ذرت آنهم به شکل غرقابی در دل کویر بپردازند. خشکی دریاچه و تالابها و رودخانه های کشور نمود عینی《طرحهای آبی》بی برنامه است که تحت تأثیر《تصمیمات غیر فنی و آلوده به سیاست》اجرا شدند. عامل اصلی لغزش زمین در شهر اردل بختیاری همین انتقالات و حفر تونلهای آب است. منشأ و سرچشمه کارون و زاینده رود و دز بختیاری است بعد ما باید برای برداشت و استفاده از منابع آب خودمان منتظر اجازه دیگران باشیم! چوب سادگی و یکرنگی خودمون رو میخوریم. کرمان و رفسنجان و قم با کاشت و فرآوری و تجارت و صادرات پسته سالانه میلیاردها دلار سود میبرند حالا به ما چه میرسد؟ بی غیرتی ما جای تقدیر دارد. تمدن گیاهی و جانوری استانهای لُرنشین بدلیل انتقالات متعدد آب به شدت در معرض تهدید است! راه عبور از کم آبی《انتقال آب》و نابودی مناطق دیگر نیست بلکه چاره در مدیریت مصرف آب/ اصلاح الگوی مصرف/ کاهش مصارف صنعتی استانهای کویری/و آگاه سازی مردم است! کویر ایران از قدیم آب نداشته و در گذشته با حفر قنات از کوهپایه ها به آن آب میرساندند. آب را باید در مناطق دارای خاکهای غنی و حاصلخیز که دارای مواد معدنی باشند سرمایه گذاری کرد نه در کویر شن زار اصفهان! صنایع باید بخارج مناطق داخلی ایران منتقل شوند مخصوصأ به سواحل جنوبی تا بجای استفاده از آب ناچیز زاینده رود و آلوده کردن فضای بسته بین کوهها از آب دریا استفاده کنند و دچار حبس آلودگی هم نشوند و همچنین به بنادر جنوب جهت صادرات هم نزدیکترند! تنها گزینه مناسب برای《خوزستان》تبدیل آن به یک کارگاه بزرگ صنعتی و بازرگانی است. حیف که خیلیها نفع شخصی خود را در نا آگاهی مردم میدانند.


  • توسعه یکجانبه کویر مرکزی

    بدون مجوز محیط زیست این همه تونل انتقال آب به کویر اصفهان زدند برای تولید بیشتر! آبهای زیر زمینی را از بین بردند و منابع تجدید شونده را به غیر تجدید پذیر تبدیل کردند! کویر در ایران درحال گسترش است و بزودی تا ۲۵ سال دیگر جنوب البرز و شرق زاگرس غیر قابل سکونت میشود و افراد باید مهاجرت کنند اما به کجا؟ عیسی کلانتری میگوید: راحت بگویم از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران ۴۵ میلیون نفر بلاتکلیف میمانند! آنوقت رییس کمیسیون کشاورزی بیاید و بگوید غذای یک و نیم میلیارد نفر را در ایران تولید میکنیم! آخر با کدام آب؟ زمینهای بیابان و کویر اصلاً قابل مقایسه با زمینهای مرغوب و حاصلخیز نیستند! زمینهای کویر مرکزی بدلیل شدت گرما/ آفتاب مستقیم/ تبخیر بالا/ عدم رطوبت/ هیچگونه کارایی و مرغوبیتی ندارند و چندین برابر مناطق دیگر آب مصرف میکنند و محصولاتشان هم فاقد کیفیت و طعم و مزه واقعی است! باید واقعیت را پذیرفت و آرمانی فکر نکرد ذات کویر همین است. باید به همه هشدار داد که پیکره آبی ایران درحال نابودی است. انتقالات آب بدون ارزیابی محیط زیست و تنها با نگاه《توسعه یک جانبه》سبب بوجود آمدن مشکلات و معضلات، اجتماعی_اکولوژیکی شده است. بارها آب را به نام آشامیدنی و《به کام گسترش صنایع》آنهم در کویریات انتقال داده اند و نتیجه ای جز تنش و تفرقه و برهم زدن چرخه طبیعت نداشته است. امید داریم از این پس تصمیمات مبتنی بر دانش و عقلانیت باشد نه سیاسی کاری!


  • لطمات اکولوژیکی به بلاد لُرنشین

    هدف از تونلهای متعدد انتقال آب به کویر اصفهان، آب صنعت و کشاورزی مد نظر است نه شُرب!آب گران قیمت که با هزینه و زحمت فراوان منتقل میشود نمیتوان با آن برنجکاری در کویراصفهان راه اندازی کرد و اگر آبی برای کشاورزان در نظر گرفته شود پسابهای حاصل از اجرای طرح است! این تناقض را چگونه میخواهند حل کنند که از یکطرف از کشاورزی بعنوان محور توسعه یاد میشود و از جانب دیگر در طرحی با توجیه توسعه هیچ هدفی برای کشاورزی در نظر گرفته نشده مگر از محل پسابهایی که سلامت عمومی شهروندان را تهدید میکند و مگر جز این است که سبزیکاری های جنوب تهران به سبب استفاده از همین پسابها تهدید سلامت مردم تلقی میشوند؟《این پروژه های انتقال آب میخواهند کدام مشکل بیابانهای بی طول و عرض کویر را حل کنند؟》به مردم تشنه آب برسانند یا آب مورد نیاز صنعت شهرهای کویر را تأمین کنند؟ در حالت اول اگر به آب معدنی یارانه بدهند که بیشتر میصرفد و در حالت دوم نیز آیا همه مشکلات صنایع ما حل شده و تنها لنگ آب شیرین لرستانات هستند؟ اگر درد صنعت آب باشد و با آب صنعتی میشدیم که شهرکهای صنعتی مناطق پرآب شمال کشور به این حال و روز نمی افتادند! این آب که میتواند در سمنان و اصفهان و قم و اراک و یزد تبدیل به صنعت و برنجکاری و《باغات رنگارنگ پسته》شود نمیتواند در همان مناطق پُرآب لُرنشین که طبق سازمان آمار《بالاترین نرخ بیکاری》را دارند معجزه کند و به صنعت و اشتغال بدل شود؟ آیا آب فقط در کویر میتواند معجزه کند و دست به اعجاز بزند؟ مگر نمیگویید که میخواهیم آب را از لُرستان و بختیاری به اصفهان و یزد برسانیم تا بکار کشاورز و صاحب صنعت بیاید پس چرا در غرب و جنوب کشور که در کنار همین منابع آب قرار دارند و نیازی هم به حفر تونل و لوله گذاری و سد انحرافی ندارند وضع کشاورزی و صنعت و گردشگری تعریفی ندارد؟ مگر آب در کنار آنها نیست؟ چرا کشاورزی و صنعت خوزستان و لُرستان و بختیاری به این روز افتاده است؟این اقدامات دستکاری در طبیعت است که قبلاً تبعات منفی انتقالات آب و احداث سد بصورت بی رویه را با خشک شدن دریاچه ارومیه تجربه کرده ایم نکات ناگفته ای نیست و هر که اندکی از محیط زیست بداند در می یابد که چه《لطمات اکولوژیکی》بر اینگونه طرحها مترتب است! همه میدانند کویر بیابان نیست و نگاه بیابانی به کویر خطاست! در بهترین حالت و حتی اگر بودجه هنگفت این پروژه ها تأمین و اجرا شود و به نتیجه برسد زیانهای زیست محیطی آن غیرقابل جبران خواهد بود! چرا که اکوسیستم طبیعی ایران را دوپاره میکند و به اکولوژی منطقه لطمه وارد میکند!بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری را از بین میبرد و آسیبهای جدی دیگری که احتمالأ کارشناسان از بیان آنها غفلت نخواهند ورزید! درثانی ایده ها و بلند پروازیهایی از این دست باید نسبتی با پیشرفتهای تکنولوژیک داشته باشد. واقعیت اینست که پروژه هایی اینگونه از توان فنی ما بیرون است. ما که انواع مایحتاج خود را از خارج از کشور وارد میکنیم و هنوز در تولید خودرو منتظریم تا ببینیم کدام خودروساز میخواهد خط تولید خود را جمع آوری و به یک کشور جهان سومی منتقل کند بهتر نیست رضایت مردم را با بهبود اقتصادی فراهم سازیم؟ واقعأ بدنبال انتقال آب از استانهای لُرنشین به وسط کویر هستیم که چی بشود؟ ظاهرأ قراراست با این آب در کویر اصفهان خیار بکارند و خیارشور صادر کنند یا برنجکاری برپا کنند آنهم با کشت غرقابی زیر آفتاب سوزان کویر و دما و تبخیر بالایش!!! تجربه نشان داده که پروژه های بلند پروازانه با این《اقتصاد دلالی و راکد》بجایی نمیرسد! اصلاً همین حالا تصور کنید که آب با صرف هزینه های گزاف به کویر مرکزی اصفهان رسیده آیا کشاورزی آن باتوجه به موقعیت جغرافیایی اش شکوفا میشود یا در استانی که با مشکل جدی کم آبی روبروست میتوان صنعت را در بلندمدت گسترش داد؟ مگر در خوزستان و بوشهر و بندرعباس که لَب دریا هستند و به آب دسترسی دارند این اتفاق افتاده که در کویرستان بیفتد؟


  • توسعه نامتوازن شهرهای کویری

    منابع طبیعی ما بخاطر《توسعه افسار گسیخته شهرهای کویری》پیوسته درحال نابودی است! بدون آگاهی دست به تخریب محیط زیست میزنند که پیامدی جز بحران محیط زیست ندارد. از رودخانه ها/ سدها/ مراتع و جنگلها همگی استفاده بی رویه میشود و بیابان زایی از فرایندهای این دستکاری طبیعت است. تخریب منابع طبیعی نوعی اتلاف ثروت ملّی است و همین مانع از انباشت سرمایه برای توسعه است. استفاده بی رویه از منابع طبیعی به توسعه ناپایدار داخلی دامن میزند که خود از موانع توسعه است. تخریب منابع طبیعی و از بین بردن چرخه طبیعی آب یعنی《فراموش کردن نسلهای آینده》و اسراف در استفاده از منابع موجود! شهرهای کویری محیط زیست را قربانی نفع اقتصادی خود کردند! جریان اتلاف منابع طبیعی به فقر شدید استانهای مبدأ انتقال آب می انجامد که شهرهای کویری برای توسعه خود با سرعت هرچه بیشتر به نفع خود بهره برداری میکنند و هیچ راه حلی هم برای ترمیم محیط طبیعی ندارند! آنان میخواهند با ارزان ترین قیمتها و هزینه ها از منابع استانهای محروم بهره برداری کنند! دراین فرآیند به حفظ محیط زیست هیچ توجهی ندارند و از طریق کارخانجات خود شدیدترین آلودگیها را بر محیط زیست وارد میکنند و منافع نسلهای آینده درنظر گرفته نمیشود! بجای توسعه متوازن، همه جانبه، پایدار و یکپارچه فقط صنعتی کردن《شهرهای فارس کویری》را درنظر گرفتند و دیگر استانها در حالت رخوت و عقب ماندگی اند و از مواهب توسعه و صنعت بی بهره اند و فقط نفع کویرستان درنظر گرفته میشود! توسعه همه جانبه کویر در راستای رشد به گونه ای است که نهایتأ به کاهش منابع _تخریب محیط زیست و اغتشاش در ساختار اجتماعی شده و آینده را به قیمت مصرف گرایی حال از بین بردند! در توسعه هدف ایجاد محیطی توانبخش برای مردم است نه فقط شهرهای خاص فارس نشین! برای نسلهای آینده آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به ارث نگذارند! محرومیت_فقر_نداری_تنگدستی توان فرسا_بیکاری و بزهکاری از معضلات استانهای لُرنشین است که برآمده از نابرابری اجتماعی_اقتصادی و حاصل عدم نگاه همه جانبه و توسعه ناموزون است! این رشد و توسعه محدود و ناموزون، نابرابری بخشی و ناتوانی جامعه در به خدمت گرفتن منابع موجود برای رشد داخلی دامن میزند! سرمایه گذاری دولت هم متمرکز بر شهرهای کویری است و در زمینه فعالیتهای ساختمانی، بخش خدمات و صنایع سنگین متمرکز میشود و بخش کشاورزی سرمایه های اندکی را جذب خود کرده که افزایش بیکاری و هجوم روستاییان به حاشیه شهرها را درپی داشته است! سرمایه گذاریها بصورت ناموزون درون بخشی، بیشتر به کشاورزی سرمایه بَر اختصاص یافت و کشور به وارد کننده غلات تبدیل شد! رشد و توسعه بیشتر برای جامعه شهری اتفاق می افتد و در نتیجه مناطق روستایی از خدمات کمتری بهره مند شدند《بیکاری روستایی》به شهرها منتقل شده و شهرها پر شده از خیل عظیم بیکاران و آنهایی که در بخش اقتصاد غیررسمی اشتغال دارند. امید داریم با نگاه یکسان زمینه حل مشکلات را فراهم آورند چرا که توجه صرف به یک جنبه خاص و غفلت از سایر امور شکست به بار خواهد آورد. امید داریم که حافظ منابع مختلف جامعه برای مصرف آیندگان باشند و عدالت اجتماعی را در جامعه ایجاد کنند. باید《عدالت اجتماعی》بین شهر و روستا و جامعه عشایر به یک شکل و اندازه رعایت گردد. باید سیاستهای علمی و اجرایی توسعه درحد شعار نباشد. باید از توانایی موجود استفاده بهینه شود. بدون تخصص گرایی و کار علمی نمیتوان به قافله توسعه رسید!


  • توسعه نقطه ای

    باید منفعت و هزینه های کل استانها درنظر گرفته شود. باید تواناییها و امکانات شهرهای کویری را درنظر گرفت و آرمانی فکر نکرد! اگر قرار باشد در زمینه توسعه کاملأ آرمانی فکر کنند و ظرفیت جامعه را درنظر نگیرند هر عملی به اَهرمی تخریبی تبدیل میشود و آثار منفی آن بیش از بازدهی مثبت آن خواهد بود. نباید استانهای لُرتبار از توسعه و صنعت بی بهره بمانند چون اختلاف در وضع زندگی و شیوه بهره گیری از سرمایه های طبیعی افزون تر میشود و دیگر بخودی خود قادر به جبران عقب ماندگیها نمیشوند و استانهای کوچکتر زیر نفوذ استانهای صنعتی قرار میگیرند و فشار و تأثیر شهرهای پیشرفته خود بخود مانع پیشرفت استانهای ضعیف تر میگردد. نابرابری و عدم تعادلی بین استانهای برخوردار صنعتی و استانهای محروم پدید می آید که《آرامش و نظم اجتماعی》همه را متزلزل میکند و جامعه را با دشواریها و مسائل متعددی روبرو میکند که نمیتواند مورد فراموشی《نگره پردازان و جامعه شناسان》قرار گیرد. شرایط پیشرفت و گسترش در جامعه ما یکسان نیست و بیکاری پنهان/ انواع جرایم و تنشهای اجتماعی/ زاغه نشینی/ فقر اقتصادی/و مهاجرت داخلی فراوان دیده میشود و فاصله زیادی میان لایه های اجتماعی وجود دارد! کشور ما هم از اقوام گوناگون با سلایق و فرهنگهای متفاوتی تشکیل شده که گاه تضادهای پنهان و گاه آشکاری باهم دارند و این تضادها بصورت موانع توسعه عمل میکنند زیرا تاریخ این کشور نشان میدهد که تضادهای قومی_طایفه ای بر فرایندهای عقلانی تأثیر میگذارند و باعث مخدوش شدن جریانات توسعه میگردند! بسیاری از داوریهای سطحی و پندارهای نادرست که اقوام مختلف بهم نسبت میدهند حاصل این تضادهاست! اختلاف قومها در چشم اندازهای گوناگون زندگی بستگی به عوامل مختلف دارد و درحقیقت نتیجه منطقی آن عوامل است و ربطی به استعداد و ادراک ندارد. اختلافات و تضادهای قومی مانع نوآوری سودمند میشود لذا از آنجا که همواره با بدگمانی به اندیشه دیگران مینگرند و آنها را نادرست تلقی میکنند آن دسته از مسائل داخلی که به آسانی با استفاده از ابداعات دیگر اقوام حل میشود برای مدتی بسیار طولانی و گاه بی پایان حل ناپذیر باقی میماند. قوم مداری افراطی به طرد غیر ضروری و بیهوده خرد و دانش دیگر فرهنگها منتهی میشود و از هرگونه مبادله فرهنگی و غنی سازی فرهنگ خودی جلوگیری میکند لذا باید با کوشش شبانه روزی/پیگیری و نو آفرینی/همکاری سازنده/پایمردی/پویندگی/و از خود گذشتگی معضلات و نارسایی هایی اقتصادی_اجتماعی را برطرف کرد تا اجتماع بارور شود. اکنون ژاپن پس از یکقرن کار و کوشش به این دوره رسیده است. توسعه نقطه ای و《تنها به یک شهر و استان خاص رسیدن》دیگر جوابگو نیست چون ظرفیت زیستی برخی شهرها و استانها تمام شده و لذا افزایش رشد جمعیت تنها بر دامنه فقر و تنگدستی و تنش خواهد افزود! جمعیت که بخودی خود تأمین کننده خوشبختی به شمار نمیآید بلکه کیفیت علمی و فنی که به جمعیت داده میشود عامل کارساز است. نهادهای اجتماعی و اداری پیش بینی وضع آینده جمعیت را نباید از یاد ببرند. باید ظرفیت را سنجید و آرمانی فکر نکرد! تصمیمات باید مبتنی بر دانش باشند! نداری، تنگدستی، محرومیت، اعتیاد، بیکاری و مهاجرت برآمده از رشد جمعیت و فراهم نبودن زیر ساختهای توسعه است!


  • عید رُفع‌القلم《عُمرکشون》دراصفهان

    به گزارش کاشان نیوز: عید الزهرا، فَرحَهالزهراء، روز رُفع‌القلم (به معنی برداشته‌شدن قلم برای انجام هر گناهی) غدیر دوم و در تداول عامه《عُمرکُشان یا عمرکُشون》مراسمی است که شیعیان اصفهان و کاشان و قم در نهم ربیع‌الاول برگزار می‌کنند. هدف برگزارکنندگان به دو دلیل است: آغاز امامت امام زمان و باور آنان به کشته‌شدن عُمر در چنین روزی! این مراسم از قرن 7 هجری وجود داشته و زمان صفویه در اصفهان رایج بوده و فعلاً برگزاری علنی آن ممنوع است. انتقاداتی به برگزاری این مراسم وارد شده که اولاً، بررسی‌های تاریخی منابع شیعه و سنی نشان می‌دهد که عُمر در ماه ذی‌الحجه کشته‌شده نه در نهم ربیع‌الاول! ثانیاً بررسی‌های حدیثی نیز نشان می‌دهد که سند روایت رُفع‌القلم که بموجب آن گناهان این روز مورد حساب قرار نمی‌گیرند ضعیف است! مراسم عُمرکشون صدها سال بود که در اصفهان و کاشان که کانون تحجرات فکری است به مناسبت سالگرد قتل عُمر جشن گرفته میشد اما پس از مخالفت مراجع، برگزاری رسمی تقریباً تعطیل ولی هنوز بصورت خانگی برگزار میشود، برای نمونه در چند شهر کاشان، قم و اصفهان چنین جشنی برپا شده است: «بخدا آرزو داریم، با همین شور و شعف، یک عمرکُشون بگیریم، توی ایوان نجف/ بیایید باهم تا جون داریم تا وقتیکه نفس داریم، کف بزنیم، شادی کنیم، همه اش بگیم لعن عُمر/ تنگ غروب نگار تو، والده خمار تو، گرم […] / مادری با این سخاوت تو زمونه نیست که نیست/ نسب از تو افتضاحتر، تو زمونه نیست که نیست (کف بزن) / شنیدم این بوده و بس، ۱۰ نفری […]، تا تو پریدی از قفس/ عمر […]، عمر […]، …/ […]، …/ دل ما شده مَست لعن بر خلیفه، چه پستند همه اهالی سقیفه، ای خدا چقدر این عمر […]، […] …عُمرکشون هنوز درکاشان واصفهان رایجه و زنها به نشانه شادی باسنشون رو بهم میزنند وخوشحالی میکنند!گرفتار قومی شدیم که گمان میبرند خدا بجز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده است!


  • غارت منابع آب بختیاری به کویر

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • مردم منفعل بختیاری

    هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از استان بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه《آدرس اشتباهی》میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون《حرص پول》دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد! مردهای اصفهان جَنم، عُرضه و مردانگی ندارند اگر مَرد بودن که سپاه عُمر/ سپاه چنگیزمغول/ سپاه تیمورلنگ/ سپاه محمودافغان/ سپاه ظل السلطان و جدیداً شاهین شهریا ناموسشون رو بی سیرت نمیکردن! اگر اصفهانیا مَرد داشتن که زنهاشون رو نمیفرستادن روی پُل خواجو واسه طلب آب و بازگشایی زاینده رود!عُبید زاکانی از سرباز مغولی حکایت میکند که به دور اسیری از اهالی《اصفهان》خطی کشید و نهیب اش داد که همین جا بمان تا بروم و طنابی برای بستن ات بیاورم! سرباز مُغول برفت و فراموش کرد! و بعد از هفته ایی مَرد اصفهانی را مُرده در درون همان دایره خطی یافتند! بختیاریا زورشان به چنین مردم ترسویی نمیرسه! زورشون به یک شهر نمیرسه! پروفسور پرویز کردوانی در مصاحبه با اُمیدجوان گفته بود: اصفهانیا آب چارمحال رو میبرن بعد خود چارمحالیا فاضلابشون رو تصفیه میکنند و میخورند! اصفهانیا سال 92 سر آب انتقالی کوهرنگ بختیاری به یزد تظاهرات کردند و لوله آب را منفجر کردند و با لودر و تراکتور تمام تاسیسات را از بین بردند چند نفر کشته شد! اما بختیاریا زورشون به اصفهانیا نمیرسه حتا نمیتونن مثل اونا رفتار کنند! در ایران به اقوام نژادپرست و فحاش بیشتر احترام میگذارند نمونه اش ترکها و کردها! ولی اگه سر به زیر باشی میگن: نمیفهمه! ساده است!


  • پروژه مهاجرت به کویر

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای مهاجران عرب و کرد!


  • لُربختیاری

    وزارت نیرو به مردم چارمحال بختیاری اجازه برداشت آب از استان خودشون رو نمیدن و تالاب مهم《چغاخور》رو میخان آبشو ببرن واسه کارخانه جدید دو میلیون تنی فولاد اصفهان! مردم استان ما هم حق زندگی دارن، تا کی باید شاهد انتقالات متعدد آب به کویر اصفهان باشیم؟ چرا استانی که محتاج آب استانهای دیگه است باید این همه کارخونه داشته باشه؟ اصفهان کم بود تازه یزد و کرمان و اراک و قم هم بهشون اضافه شده! روستاهای ما که تولید کننده محصولات کشاورزی و فرآورده دامداری_لبنی هستند تو این بحران بی آبی در مضیقه اند بعد احداث کارخانه های فولاد و جریان یافتن آب تو زاینده رود واسه جذب توریست خارجی حیاتیه؟ فقط واسه اینکه اصفهان وکیل و وزیر تو دستگاه اجرایی دولت زیاد داره؟ چرا نمایندگان بختیاری در مجلس سکوت کردن؟ چرا نخبگانان و فعالان اجتماعی هیچ کاری نمیکنند؟


  • ضعف مردم لُر: عدم آشنایی با حقوقشان!

    نمایندگان و مردم لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع آب و نفت لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن《مسجدسلیمان》بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ بسیار فقر زده، محروم، بیکار و افسرده بودند چون شاهد استخراج عظیم نفت و فقرمطلق مردم بختیاری بودند! اگر موقع استخراج نفت با چانه زنی، فقط《سهم قیر این چاهها》را طلب میکردند، الآن با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود!این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است مثلاً معدن بُنیاد در شهرستان چگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون حتی یک ریال برای آبادانی آن منطقه محروم خرج نکرده است! با برداشت و استخراج بی رویه سنگ کُل حیات شهرستان را به خطر انداختند و هزاران درخت قطع کردند اما حتی چهار تا درخت، نکاشتند و جایگزین نکردند! ضعف مردم لُر عدم آشنایی با《حقوق قانونی شان》است و نمایندگان و مسئولین هم فقط به فکر گرفتن حقوق ماهیانه و مزایای فردی هستند و هیچوقت مدافع پیشرفت و توسعه بلادلُرنشین نبودند.


  • حقیقت کویری بودن را بپذیرید!

    وزیر نیرو در《برنامه شبکه خبر》گفتند: قابلیت کشاورزی در خوزستان و بختیاری و لُرستان بیشتر از زمینهای خشک اصفهان است! ایشان افزودند انتقال آب با حفر تونلهای طویل توجیه اقتصادی ندارد! و هزینه های سرسام آوری برای مردم و دولت در پی دارد! این موضوع که آب کشاورزی برای مصارف شهری انتقال یابد اساسأ با اصول تخصیص که وزارت نیرو دنبال میکند متفاوت است! کشت عجیب برخی محصولات مانند: برنج و علوفه و سبزیجات در کویراصفهان با وجود بی آبی با واقعیتهای منطقه بیابانی جور در نمی آید! اصفهان ۲۰ هزار هکتار شالیزار برنج در شرق اصفهان دارد آنهم در این وانفسای بی آبی! چون درآمد برنج از گندم بیشتر است اصفهانیا زیر تیغ آفتاب کویر برنج میکارند! با واقعیت مبارزه نکنید و حقیقت کویری بودن را بپذیرید که کشاورزی در کویر آنهم به روش غرقابی مطلقأ توجیه علمی و عقلی ندارد! استانی که با بی آبی روبرو است چرا هر سال به تعداد کارخانجاتش اضافه میشود؟ چرا زمینه بزرگتر شدنش را فراهم می کنند؟ هرچقدر اصفهان بزرگتر شود مهاجرت بیشتر میشود و خطر کم آبی هم بالا میرود!


  • روستاهای چارمحال بختیاری آب ندارند!

    اجداد اصفهونیا با آب قنات کشاورزی نیم بندی میکردند و متوجه محدودیتهای کویر بودند اما الآن به دلایل سیاسی و فارس سازی، اقبال به آنها رو کرده و صنعتی شدند و مصرف و انتظاراتشان بالا رفته است. روستاهایی که در بختیاری در سرچشمه زاینده رود هستند آب ندارند بعد یه عده فقط به فکر این هستند که زاینده رود در اصفهان برای توریستها آب داشته باشد!کشاورزهای برنجکار اصفهانی شغلشون رو عوض کنند مهندسان آلمانی گفتند که فولاد و ذوب آهن باید تو سواحل جنوب مثل ماهشهر و بندرعباس و بوشهر احداث بشه و از آب شور دریا برای خنک کردن فولاد استفاده کنند ولی با رانت و لابی بردنش اصفهان تو دل کویر و برای تأمین آبش چند استان مجاور را بدبخت کردند! ذوب آهن اصفهان متعلق به بندرعباس بود الانم خوراکش از معادن یزد تأمین میشه و سودش نصیب اصفهانیاست!


  • ضرر《توسعه نقطه ای》چیست؟

    شک نداشته باشید که《طرحهای زودگذر منطقه ای》و چندهزار میلیاردی نه تنها مشکلات شهرهای کویراصفهان و یزد را حل نمیکند بلکه غرب کشور را نیز دچار مشکل میکند! وجود فقر، بیکاری، مشکلات عدیده اقتصادی، ضعف در سیستم کنترل اجتماعی، گسیختگی ارزشی و…باعث《شکلگیری خرده فرهنگهای کجرو》شده که حاصل توجه یکجانبه به استانهای خاص است!احساس حاشیه ای بودن و دوری از متن به تدریج نوعی ذهنیت اجتماعی را بوجود میآورد و گسترش میدهد که براساس آن استانهای حاشیه ای و مرزی از سازمانها و نهادهای اداری و رسمی رویگردان و به گروه بندی های قومی و غیر رسمی رجوع نمایند و این فرآیند به تدریج بی توجهی به دیگران عام و تمرکز بر روی ما آنهم درحد خویشاوندی و قومی_قبیله ای را توسعه میدهد! در سایه این بی تفاوتی از یکسو هنجارهای تنظیم کننده روابط اجتماعی به شدت تضعیف میشود و از سوی دیگر مسؤلیت پذیری اجتماعی در قبال حقوق دیگران آسیب میبیند و فضای مساعد برای《آشفتگی اجتماعی》پدید میآید. لذا برای جلوگیری از این اتفاقات باید از《توسعه ای نقطه ای》پرهیز و به فکر توجه به تمام استانها بود!


  • ظلم آشکار در حق مردم لُربختیاری

    صنایع فولاد و ذوب آهن محتاج آب فراوان است در استان کویری اصفهان و اراک که آب نیست چرا باید کارخانه های فولاد چند میلیون تنی احداث شود؟ چرا فقط آب متعلق به همه است؟ آیا صنعت و دیگر ثروتهای ملّی متعلق به همه نیست؟ چرا اصفهان به تنهایی بیشترین کارخانجات را دارد و ۳۵% کل صنایع ایران در اصفهان متمرکزند؟ چرا اصفهان باید سهم بیشتری از درآمدهای عمومی ببرد؟ چگونه است که ما برای آبی که حق ماست باید حق آبه بپردازیم ولی استانهای کویری سر در آب ما کرده و میلیاردمترمکعب آب را که تنها دارایی ماست را میبرند؟ برف و سرمای شدید و طولانی را تحمل میکنیم و تابستانم با کم آبی شدید مواجه ایم و اجازه برداشت آب در بختیاری را با سختی و محدودیت میدهند! درحالیکه ۲۰ هزار هکتار برنجکاری بصورت غرقابی در اصفهان آبیاری میشوند!!! اگر آب مازادی هست همه باید از آن استفاده ببرند نه اینکه تنها سهم آبادانی کویراصفهان و یزد شود که صدها کیلومتر با ما فاصله دارد!


  • تونل 70 کیلومتری《بهشت آباد》بختیاری را کویرمیکند!

    حجت الاسلام جعفری نماینده ولی فقیه در شهرکرد و عضو کمیته《صیانت از آب چارمحال بختیاری》عرض کردند: تونل ۷۰ کیلومتری انتقال آب《بهشت آباد》شهرهای اردل، کیار، بروجن و شهرکرد را تبدیل به کویر خواهد کرد! وی افزود: در استان بختیاری بیش از ۲۳۰ روستا با تانکر آبرسانی میشوند و دشتهای اصلی کشاورزی《ممنوعه》هستند و این درحالی است که در استان خشک اصفهان فضای سبز موجود چندین برابر سرانه کشوری است! و هزاران هکتار زمین کشاورزی غرقابی و برنجکاری وجود دارد! سرانه فضای سبز اصفهان 5 برابر کالیفرنیای آمریکاست! صنایع فولاد و ذوب آهن نصف آب زاینده رود را مصرف میکنند!


  • طمع اصفهانیا《چارمحال》را کویر کرد!

    زاینده رود و کارون هر دو از ارتفاعات استان بختیاری سرچشمه میگیرند ولی روستاهای بختیاری با تانکر آبرسانی میشوند! آیا واقعاً سزاست زمستان طولانی را با دمای ۲۰ درجه زیر صفر تحمل کنیم که آب براحتی از طریق تونل و کانال به استان کویری اصفهان برود و بهارمونم مثل زمستون خوشی نبینیم؟ تونل گلاب چون بصورت تونل و بدون لوله میخواد منتقل بشه سر راهش هرچی چشمه و قنات و رودخانه و منابع آب زیر زمینی است همه به تونل سرازیر میشه و عملأ استان بختیاری به کویر تبدیل میشود؟ تا کی ما باید قربانی مطامع و زیاده طلبی اصفهانیایی باشیم که آب از دستشان نمیچکد؟ چرا ما باید تاوان کویری بودن اصفهان را بپردازیم؟


  • شهر ایذه خوزستان آب ندارد!

    سد کارون ۳ با آن همه تبلیغات رسانه ای و تخلیه جمعیت پانزده هزار نفری روستاهای اطراف و حاشیه نشین شدن ساکنان روستاها، الان ما ساکنان ایذه که زیر سد هستیم ۱۲ ساعت فقط در روز آب داریم و در تابستان شاهد قطعی متوالی برق و آب هستیم!معلوم نیست آن همه آب پشت سد به کجا میرود!!! چرا این همه ظلم به لُرهای بختیاری میشود و هیچ نماینده ای در مجلس درد ما را نمیگوید؟


  • تبعیض و نابرابری ناحیه ای!

    جوانان تحصیلکرده استانهای لُرنشین یا بیکارند یا در جستجوی کار و یا دارای کار موقت هستند و این《فرهنگ فقری》که به ما تحمیل شده علتش اینست که آن توجه ای که به استانهای کویری میشود از ما دریغ میدارند! میزان سرمایه گذاری صنعتی دولت در یزد که محتاج آب دیگران است 300 برابر لرستان است که صدها رودخانه دائم دارد! ماشین آلات کشاورزی مرودشت فارس برابری میکند با کل ماشین آلات کشاورزی استان لرستان!!! پول فروش تابلوهای سهراب سپهری در تهران برابری میکند با بودجه عمرانی یک سال لرستان!!! 64% کُل تسهیلات بودجه مملکت فقط در《تهران》خرج میشود! کمک سالانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان اندازه بودجه 7 استان غرب کشور است! درآمد سرانه هر تهرانی 5 میلیون تومان و درآمد سرانه هر یاسوجی فقط 1500 تومان است! کهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما خرج شهرهای فارس نشین میشود! ایران بعد از برزیل رتبه دوم را در نابرابری ناحیه ای در دنیا دارد!


  • در《سرچشمه ایم》اما تشنه ایم!!!

    راه آهن بافق_تربت حیدریه که ۱۰۰۰ کیلومتر طول دارد و در کویر ساخته شده الان چه سودی برای مملکت دارد؟ آیا هدفی جز آبادانی یزد (زادگاه خاتمی) مورد نظر بوده است؟ درحالیکه استانهای غربی با آن تراکم بالای جمعیتی هیچ بهره ای از راه آهن نبرده اند!!! از اول انقلاب تاکنون فقط توسعه شهرهای کویری مد نظر مسئولان بوده چون خودشان خاستگاهی کویری داشتند! این اولین بار نیست که آب از طریق تونل با صرف هزینه های گزاف انتقال میدهند به کویر! مطمعناً آخرین بار هم نیست تا زمانیکه در شهرهای کویری کارخانه و صنایع احداث میشود شاهد انتقالات متعدد آب به کویرستان هستیم! قوم لُر همیشه خود را جزو جدا نشدنی از ایران دانسته و میداند ما چیزی بیشتر از دیگران نمیخواهیم! حق ما را هم از صنعت، اشتغال و آبادانی بدهند! چرا اجازه احداث سد در شهرهای پلدختر، خرم آباد و کوهدشت را نمیدهند؟ کشاورزان در گرمای تابستان با مشکل کمبود آب مواجه هستند اما بودجه دارند هزار کیلومتر آب را به کویرستان انتقال دهند؟


  • آب رودهای ما کجا میرود؟

    آب صاف رودهای ما کجاها میرود؟_حیف از آب زلالی که به یغما میرود / این کشاورزان ندارند آب بهر کشت و کار_ابر بی باران و خشک آید که فردا میرود / جمله مسؤلان استان هم نمیسازند سد_در دل ما انتظار از لطف آنها میرود / آبهای صاف از این جا به خوزستان روند_اشک ما سیلاب گشته آشکارا میرود / مردم خوب لُرستان پهلوان هستند و پاک_هر کسی آید لرستان دیر از اینجا میرود...سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لرستان به خوزستان میرود درحالیکه ما هیچ سدی نداریم و 90% زمینهای کشاورزی لرستان دیم است!!!


  • انتقال آب خِرسان《کُهگیلویه》به یزد و کرمان!!!

    بزنگاه قوم لُر کجاست؟ کجای این جهان باید رنج مان را فریاد بزنیم؟؟؟ آب شهر شیراز از《سد تنگ سرخ یاسوج》تأمین میشود درحالیکه خود یاسوج آب ندارد!روزی نیم میلیون بشکه نفت از استان کُهگیلویه استخراج میشود (به اندازه کل کشور امارات) آن وقت استان کُهگیلویه در تمام شاخصهای اقتصادی جزو آخرین استان کشور است و بالاترین شاخص نرخ بیکاری و فقر را دارد! سرانه سپرده گذاری در کهگیلویه ۱۷۵۰ تومان است که پایین ترین میانگین در کشور است و در تهران ۲۰ برابر بیشتر از کُهگیلویه درآمد دارند! چرا استان ثروتمندی مثل کُهگیلویه باید جزو فقیرترین و محرومترین استانهای ایران باشد؟ درصورتیکه شهرستان کاشان با ۲۰۰ هزار نفر جمعیت و قرارگیری در دل کویر دارای دانشگاه صنعتی و کارخانجات خودروسازی و شهرکهای صنعتی متعدد است!!! مهندس جعفر شریف امامی سال ۱۳۲۵ رییس شبکه آبرسانی ایران بوده در کتاب خاطراتش مینویسد: کاشان آب نداشت اینان یک《آب انبار》بزرگ داشتند که پُر از حشره و آشغال بود و مردم زیر پوستشان کرم می افتاد!!! حالا نمیدونم چطور ورق برگشته و استانهای کویری همه صنعتی و پیشرفته شدند و بلادلُرنشین را به عَمد عقب نگه داشتند تا مصرف آب مان فزونی نگیرد!!! بیش از 15 هزار درخت کُهنسال بلوط را در کُهگیلویه قطع کردند تا تونل سد خِرسان را بسازند و آب کُهگیلویه را به کویر یزد و کرمان انتقال دهند!!! چرا نمایندگان لُرتبار در مجلس اعتراض نمیکنند؟ چرا مسئولان و مدیران هیچ واکنشی نشان نمیدهند؟ این آب《منبع قدرت》ماست که دارد در روز روشن به《تاراج》میرود!


  • کارخانه آب معدنی در《کویر قم》

    در یکی از مجتمع های رفاهی_خدماتی قُم مشغول صرف غذا بودم که خیلی اتفاقی چشمم به یک بطری آب معدنی افتاد که نوشته بود: آب معدنی پروشات قم!!! آدرس کارخانه:کیلومتر ۵ جاده سلفچگان_قم!!! واقعأ متعجب شدم آب قم که به شوری شهره است و استان کویری قم هم که از کوه و چشمه بی بهره است حالا احداث آب معدنی در قم چه《توجیه اقتصادی》دارد آنهم با آب انتقالی از الیگودرز لرستان به قم!!!


  • کمبود روزانه آب در بلادلُرنشین

    مردمان لُر از کمبود روزانه منابع آب سرزمین اجدادیشان نگران هستند. پروژه های انتقال آب از محدوده زاگرس به دشتهای خشک همجوار سالی بیش از دو میلیارد متر مکعب آب در قالب انواع پروژه های انتقال آب دارد اجرا میشود یعنی آب از مناطق لُرنشین برده میشود به جاهایی مثل:قم_اصفهان_یزد_کرمان_کاشان و حتی جاهای دورتری مثل ورامین تهران!!! انتقال بدون ضابطه آب از این مناطق و گسترش روزافزون جمعیت، صنعت و خدمات در مناطق کویری و خشکسالیهای پیاپی مناطق پرآب، استانهای بختیاری و لُرستان را با بحران جدی کم آبی مواجه کرده اند و مردم این مناطق دارند با تانکر آب رسانی میشوند و چشمه ها و سراب ها و رودخانه ها خشک شده اند و《منبع معیشت و اقتصاد کشاورزی》مردم این استانها بخطر افتاده است. برگ برنده مردم، همین آبی است که دارد به سمت دشتهای بی انتهای مرکزی پمپاژ میشود. تالاب چغاخور و گندمان که آبشان قرار است از طریق حفر تونل و با صرف هزینه ای گزاف به《کارخانه فولاد دو میلیون تنی سپیددشت اصفهان》منتقل شود. این کارخانه سیستم بازچرخانی و تصفیه آب را ندارد و آب بکار رفته در خنک کردن فولاد دیگر قابل استفاده نیست! مردم لُر بسیار بدبین و مستعد درگیری شدند زیرا دولت هیچوقت مصالح و منافع و مشکلات آینده را درنظر نمیگیرد!


  • آب غصبی《حرام》است!

    استاندار یزد: آب رودخانه کارون را میبریم و به کسی هم ربطی ندارد!!! عیسی کلانتری رییس سازمان محیط زیست خطاب به نماینده اهواز: به تو ربطی ندارد!!! اسحاق جهانگیری معاون رییس جمهور: به هر قیمتی آب را به رفسنجان کرمان منتقل میکنم!!! به راستی پس انتقال آب کارون که در سرزمین اجدادی ماست به چه کسی ربط دارد؟؟؟ اصرار《مافیای انتقال آب》بر پروژه های مختلف آب درحالیکه میانگین بارش چارمحال بختیاری به عنوان سرچشمه کارون و زاینده رود در سال آبی جاری نسبت به میانگین بلند مدت منفی ۷۰ درصد کاهش را نشان میدهد. احیای رودخانه فصلی زاینده رود بر پایه انتقال متعدد آب از چارمحال بختیاری و لُرستان و تخریب محیط زیست بلاد لُرنشین محکوم است! اینها اگر مسلمان هستند باید بدانند که《آب غصبی حرام》است و وضو و نماز و خورد و خوراک شما هم قبول نیست!


  • سیاست کوچ جمعی لُرها به کویر

    البته باید به همکاری بین دولت و وعده ای که به《پانکردها》برای تشکیل《کردستان جعلی》داده شده توجه کرد! هدف از این کارها علاوه بر تامین آب برای شهرهای کویری، کوچ دادن اجباری لُرها از مناطق لُرنشین و اسکان تدریجی کردها و فارسها برای غارت نفت و آب لُرهاست تا دیگر مخالفی با غارت این منابع وجود نداشته نباشد و لُرها را وادار به مهاجرت به شهرهای کویری کنند تا بعد از چند سال《فارسیزه》شوند! این درحالی است که مناطق لُرنشین نشین از جمله کُهگیلویه/ چهارمحال بختیاری و لُرستان از محرومترین استانها هستند و حتی آب لوله کشی منبع شهری برای آشامیدن ندارند! و بسیاری از روستاهای این مناطق از آغاز انقلاب تاکنون گازکشی نشده اند و مردم این روستاها با سوزاندن《شاخ و برگ و هیزم درختان بلوط》زمستانهای سخت را میگذرانند و آب روستاها هم با تانکر تامین میشود! ما با فاشیسم فارس مواجه ایم!


  • وقتیکه آب سربالا میرود!

    مجمع نمایندگان اصفهان در مجلس ۴۲ طرح کشاورزی و اشتغال زا در چارمحال بختیاری لغو کردند تا منابع آب بختیاری دست نخورده به کویر اصفهان برود! وقتی آب سر بالا میره، قورباغه ابو عطا میخونه!!! اظهارات وقیحانه و بیشرمانه نماینده اصفهان در رابطه با زاینده رود: مردم چارمحال بختیاری زاینده رود را غارت کرده اند!!! مدیریت آب امروز کشور با فرهنگ دینی سازگار نیست!!! در فرهنگی که حتی نماز خوانده شده با وضویی که با آب غصبی گرفته شود را هم حرام میداند برخی برداشت آب به شکل بی حساب و کتاب از رودخانه را ثواب میپندارند!!! این اظهارات نماینده اصفهان درحالی بیان میشود که ۹۰ نماینده لُرتبار مجلس هیچ واکنشی به زیاده خواهیهای مردم اصفهان نشان نمیدهند و به ایشان اعتراض نمیکنند و تذکر نمیدهند که اجداد شما در کویر با قنات و کاریز و آب انبار زندگی میکردند که پر از حشره و کثافات بود حالا شما بیشترین فضای سبز کشور را دارید و دریاچه مصنوعی و پارک آبی و استخر شنا و جکوزی طلب میکنید؟ ذات کویر شما بی آب بوده است. رودخانه های زاینده رود و کارون و دز و کرخه تمامأ از سرزمین لُرها سرچشمه میگیرند و چرا نباید مردمان ما از آب سرزمین پدریشان بهره مند شوند و با تانکر آب بخرند و کشاورزیشان دیم باشد تا منابع آب ما دست نخورده در اختیار کویر نشینان نمک نشناس قرار گیرد؟؟؟ مردم لُر سرمای زمستان را تحمل میکنند بعد آبش در اختیار《مردم ناز پرورده اصفهان》قرار گیرد؟ آیا این با عدالت خداوندی در تضاد نیست که تمام منابع و موقعیت های اقتصادی بطور منحصر در اختیار اقلیت کویر نشین قرار گیرد؟ شما آب لرها را با تونل《نه لوله》غارت میکنید بعد دَم از نماز هم میزنید؟


  • برنجکاری در کویراصفهان

    با آب لُرها تو بیابانهای اصفهان اینقدر برنج کاشتند که فکر کنم از شمالم بیشتر باشد! شهر کویری اصفهان شده سبزترین شهر ایران فقط به خاطر جذب توریست اونم با آثار باستانی ترکها که چهارصد سال بیشتر قدمت نداره اونقت ما تو خوزستان آثار باستانی ۵۰۰۰ ساله داریم که مورد بی مهری مسئولانند! اینقدر کارخانجات بزرگ ساختند که دیگه زمین ندارند کارخانه کنند! صنایع را چندطبقه کردند! خاک پُرآب لُرها رو هم که دارند تصرف میکنند! واقعاً نباید به اصفهانی رو بدی چون سوارت میشه! ما از نسل سرداران ایلامی هستیم داریم به کجا میریم؟ چرا نمایندگان، مسئولان و نخبگان ساکتند؟


  • سیاست تضعیف لُرها

    اردکانیان وزیر یزدی نیرو اعلام کردند که به کشاورزان معترض اصفهانی پول میدهیم!!! در چند روز آینده《پانصد میلیارد تومان》قرار است به استانداری اصفهان بدهند که بین کشاورزان معترض اصفهانی تقسیم کنند و اینکار ادامه خواهد داشت! چرا آب الیگودرز لُرستان را میبرید اراک، قم و کاشان ولی به مردم و کشاورزان لُرستانی پول و خسارت نمیدهید؟؟؟ چرا پول آبی که از کوهرنگ بختیاری میبرید را به مردم چارمحال بختیاری نمیدهید؟ چرا به مردم محروم ایذه که در چند کیلومتری سد کارون هستند حق آبه نمیدهید؟ مگر همه ما ایرانی نیستیم؟ پس چرا بیعدالتی به لُرها میشود؟ آیا این《سیاست مرگ بر لُر》نیست؟؟؟ اصفهان کویری آبش کجا بود؟ این آبها را که از لُرستان و چارمحال بختیاری و بلاد لُرنشین دزدیده میشوند؟ جالب است آب مناطق لُرنشین را میدهند به یزد، بعد وزیر یزدی نیرو، پول آب را میدهد به اصفهانیها!!!


  • سدهای لُرستان خالی هستند!

    روزنامه جام جم در شماره ۵۰۸۴، صفحه ۱۵ نوشته:سدهای لُرستان خالی و بی نصیب! درحالیکه برف و باران همه نقاط کشور را فرا گرفته《سد حوضیان》آب بسیار کمی دارد و《سدهای خان آباد و کزنار الیگودرز》هم اصلاً آبی برای رهاسازی بخش کشاورزی ندارند!!! تا همین جا هم میزان بارشها در سال آبی جاری در مقایسه با دوره مشابه سال قبل حدود چهل درصد کاهش داشته است! مدیر عامل شرکت آب منطقه ای لُرستان از کشاورزان خواسته که از هرگونه کشت آبی در اراضی تحت پوشش این سدهای خالی از آب! خودداری کنند! این درحالی است که قم با آب انتقالی الیگودرز لُرستان《دریاچه مصنوعی هشت هکتاری جوان》را ساخته است و باغات رنگارنگ پسته و میوه راه انداخته و زمینه هرچه بزرگتر شدن قم را فراهم میکنند! در کهک قم با آب الیگودرز لرستان تو نمکزار دارند برنجکاری میکنند! این قومگرایی فارسها را میرساند!


  • احداث《صنایع آبخواه》در اصفهان!

    احداث صنایع آب بَر در اصفهان اشتباه است! تالاب گاوخونی که در زمان قدیم بدون انتقال آب از کارون زنده بود امروزه خشک شده است. هر چه آب هست در اصفهان خرج صنایع آب خور فولاد و ذوب آهن کرده اند که بایستی در کنار سواحل خلیج فارس احداث میشدند! هر چه صنعت آب بَر هست در اصفهان ایجاد کرده اند! نمیشه همه صنایع آب بَر را در اصفهان متمرکز کرد! فضای سبز، چمن کاری و پوشش سبز اصفهان از رشت و ساری و گرگان هم بیشتر است. نمیشود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت و چمن کاشت! دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها را به کویر اصفهان نداریم! چون الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چارمحال بختیاری حداقل باید ۲۵% صرفه جویی انجام شود. نمیشود هر چه آب هست در اقلیم خشک اصفهان استفاده شود. دیگر آبی برای انتقال به کویر مرکزی باقی نمانده است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!



آخرین مقالات