شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لرستان کوچک قزوین

از دیرباز تاکنون لرهای شمال ایران مناطق لرنشین گیلان ، قزوین ، البرز و زنجان را به مرکزیت لوشان ، به نام لرستان کوچک قزوین لقب داده اند

لرستان کوچک قزوین

شهر لوشان با ۳۵ هزار نفر جمعیت در جنوب استان گیلان اکثرا از هم تباران لر هستند. ساکنان این شهر ، لری را با گویش خرم آبادی صحبت میکنند ، انگار که در محلات قدیم خرم آباد قدم میزنی. مردم رشید و خونگرم لوشان علی رغم اینکه قرنهاست از سرزمین مادری خود جدا شده اند اما بیشتر آداب و رسوم و آیین های گذشتگان خود را حفظ کردند. برعکس اکثر هم استانی ها که با فرزندان خود با زبان مادری صحبت نمی کنند ولی ساکنین لوشان با زبان لری با فرزندانشان حرف میزنند.

موضوع دیگری که جلب توجه میکرد اینکه ساکنان لر تبار لوشان ، خرم آباد و لرستان را کعبه آمال خود میدانند و به سرزمین اجدادی خود عشق می ورزند. این در حالی است که خیلی از لرستانیها از وجود این هم تباران در گیلان بی خبرند! شهر لوشان در میانه راه قزوین به رشت قرار دارد و بر خلاف سایر نقاط گیلان ، دارای آب و هوای گرم و خشک است. لوشان از دیرباز جزء بخش طارم سفلی قزوین بوده که به دلایل سیاسی از این استان منتزع شده و به گیلان الحاق میگردد ! به همین سبب ساکنان شهر لوشان خواستار الحاق دوباره به استان قزوین و تبدیل شدن به شهرستان هستند که این خواسته تا کنون محقق نشده است ، از دیرباز تاکنون لرهای شمال ایران مناطق لرنشین گیلان ، قزوین ، البرز و زنجان را به مرکزیت لوشان ، به نام لرستان کوچک قزوین لقب داده اند ، اکثر این مناطق در گذشته جزو استان قزوین بوده اند ، متأسفانه با هدف جلوگیری از ایجاد مرکزیت جمعیتی ، براساس تقسیمات کشوری ، لرهای تبعیدی بین چهار استان قزوین _ البرز _ گیلان و زنجان تقسیم شده اند. همین عامل سبب شده که استعداد و نیروی انسانی این مردمان که به دلیل قرنها جدایی و گسست از سرزمین مادری شان لرستان ، دچار مشکلات و معضلات اقتصادی _ اجتماعی شده اند !

همین پراکندگی و انشقاق باعث گردیده که از تجمیع ظرفیت این قوم در مناسبات اجتماعی و سیاسی استفاده بهینه نشود. پس از زمین لرزه سال ۱۳۶۹ گیلان ، با ورود مهاجران جویای کار از سایر نقاط به لوشان و منجیل ، ترکیب جمعیتی این منطقه دستخوش تغییر شده است. به طوری که اکنون ساکنان لوشان لرها ، کُردها و ترک های مهاجر هستند البته همچنان اکثریت غالب جمعیت این مناطق ، لر تبار و از ایلات چگینی ، غیاثوند ، رشوند ، کاکاوند ، مافی و ... بوده ولی تأثیر سیاستهای جمعیتی در سالهای آینده آشکارتر خواهد شد !

 مردم لر تبار لوشان سالهاست که حسرت دیدن یک برنامه با زبان لری از صدا و سیمای مرکز گیلان را دارند. با اینکه از نظر تاریخی لرها در این خطه سابقه دیرینه ای دارند اما متأسفانه رسانه های مکتوب ، دیداری و شنیداری گیلان ، هیچ اشاره ای به وجود مردم لر تبار در این استان نمی کنند و این مردم در انزوای مطلق رسانه ای و فرهنگی قرار گرفته اند ! کوچ اولیه لرها به لوشان به بیش از چهار قرن پیش باز میگردد.

 

لرها در قزوين و گیلان نيز براي اولين بار توسط اغور لو سلطان چگنی حاكم فومنات و قزوين در  اوايل سال ۹۹۰ هجری قمری به منطقه قزوين ، طارم و فومن كوچانيده شدند و به عنوان جنگاوران سپاه اغورلو سلطان چگنی كه حاكم فومنات و قزوين بود وی را همراهي كردند در كتاب از شيخ صفی تا شاه صفی نوشته سيد حسن بن مرتضی حسينی استر آبادی صفحه ۱۶۳ آمده است :

«در آن حين به پايه سرير اعلي خبر رسيد كه حمزه نامي در ولايت گيلان خود را حمزه ميرزا نام كرده و با جمعي از بي سعادتان اظهار عصيان نموده نواب خاقان خسرو بيك چهار يار، غلام خاصه درويش داروغه رشت و اغورلو سلطان چگنی حاكم فومن و درويش محمد خان را با  جمعی از قورچيان عظام بر سر ايشان ريخته  همگی را دستگير كرده و به قتل رسانيدند  و حكومت آنجا را نيز به اغور لو سلطان چگنی شفقت فرمودند.»

بعد از انقراض دولت زندیه ، حکومت قاجار برای به انزوا کشاندن لرها که حامیان اصلی زندیه بودند ، آغامحمد خان قاجار بسیاری از لرهایی که در لشگر زندیه و در شیراز بودند با عنوان ایل خواجه وند از شیراز به حوالی تهران ، مازندران ، قزوین و گیلان کوچانید تا از آنان در جنگ های آذربایجان بهره ببرد.

لرهای شمال ایران به مرکزیت لوشان اکنون به زبان لری و با همان گویش مردم خرم آباد تکلم میکنند ، طوایف لک مهاجر به آن مناطق همچون غیاثوند ، مافی ، کاکاوند و ... به زبان لکی نیز صحبت میکنند ، آداب و رسوم این مردم پس از چند قرن دوری از لرستان تفاوت چندانی نداشته است ، لباس زنان لر در آن خطه مشابه لباس زنان لرستان است ، سربندی که زنان لر لوشان ، قزوین و منطقه عمارلوی گیلان می بندند همان سربند زنان لرستان است و همچون لرستانی ها به آن تَرَه میگویند.

 

پیشنهاد میشود به منظور تعامل و ارتباط بیشتر مردم لوشان با سرزمین مادری خود ( لرستان ) مسؤلان و متولیان برگزاری نمایشگاه های مختلف در استان از این پس یک یا چند غرفه از نمایشگاه های درون یا برون استانی خود را به شهر لوشان اختصاص دهند. شایسته است هنرمندان و خوانندگان هم استانی نیز در اجرای برنامه ها و برگزاری کنسرتها ، اجرای برنامه در شهر لوشان را در برنامه کاری خود قرار دهند. دعوت از ورزشکاران _ هنرمندان و نخبگان شهر لوشان در همایش ها و هم اندیشی های مختلف در ایجاد این تعامل و ارتباط دو سویه میتواند مفید باشد. ضمن اینکه شهر لوشان و مردم این شهر لر نشین ، بهترین سوژه و موضوع برای ثبت خاطرات و تهیه مستندهای اجتماعی هستند؛ سینه کهن سالان این دیار مملو از خاطرات سیاست های مصلحت اندیشانه صفویه و زندیه تا کوچ های ناخواسته و اجباری و ظلم رضاخانی است.

 

افتتاح موزه لرهای قزوین

لرهای شمال

مناسبت ایجاد این موزه در قزوین این است که لرهای چگنی و کاکاوند (لک ) و چند ایل دیگر در حدود چهارصد سال پیش به قزوین و بخشهایی از ورامین و منجیل و لوشان گیلان تبعید میشوند, این مناطق در طارم قزوین و منجیل و لوشان گیلان و ابهر زنجان سابقا یکی بوده و بنظر میرسد خود جزئی از استان گیلان در تقسیمات کشوری قرار داشته است. لرهای این مناطق بسا که بیش از پیش به هویت لری خود بعد از طی قرن ها عشق میورزند ,هنوز هم لری حرف میزنند و لباس لری میپوشند و حتی تولید کننده محصولات فرهنگی مخصوصا موسیقی لری هم هستند ! در این مورد میتوان اقای سعید چام چام خواننده لر چگینی را مثال زد ,اما بهمین جا تمام نمیشود و حتی در موج لرگرایی , فعالان هویت طلب نیز دارند!

در مورد لرهای ابهر زنجان باید گفت انها اصالتا بختیاری هستند و در پنج روستا زندگی میکنند ,اکثریت زبان لری را فراموش کرده اند اما سالخوردگان انها هنوز پایبند رسومات لری هستند (سفرنامه حسین حسن زاده رهدار در اینباره را میتوانید مطالعه کنید ).

سایر لرهایی که از لرستان بزرگ به دور افتاده اند هم در سایر استانها بهمین اندازه پرچمدار غیرت لری هستند ,مانند طایفه بزرگ لرهای بختیاری ایرانشاهی در تهران و لرهای ورامین، لرهای ایل لری کرمان  که اصالت عمده انها ممسنی و کهگیلویه ای است (طوایف بختیاری و لک هم دارند).


لرهای لوشان

موزه مردم شناسی حمام قجر قزوین: زنان لر در حال اجرای مراسم شیرواره کردن


لرهای شمال

جا قاشقی(جا کمچه ای) یکی از بافتنی های قدیمی و اصیل  مختص لرهای قزوین و لوشان


لرهای شمال

لباس های محلی  لر (قزوین و گیلان) در چند دهه قبل که بسیار شبی به فرهنگ دیگر لرها هستند


لرهای بختیاری شمال کشور

تابلوی ورودی روستای نظامیوند(لوشان_جمال اباد)، با طرح قلعه فلک الافلاک و شیر سنگی

5 نظر

  • محمود

    سلام بسیار عالی بود.بر خلاف نوشته شما دوست عزیز که اشاره کردید لرهای ابهر از توابع استان زنجان زبان لری خود را فراموش کرده اند،باید بگم که خیر اینطور نیست.ما همچنان به زبان لری خودمان در این روستاها صحبت میکنیم و نسل جوان این روستاها نیز به همین گویش دودانگه لری صحبت میکنند.البته نمیتوان تاثیر زبان سایر اقوام از جمله ترکها و تات ها و... را در این گویش نادیده بگیریم.در هر صورت از سایر زبانها نیز کلمات و واژگانی در این نوع گویش هم وجود دارد ولی غالب کلمات و صحبتها در این پنج روستا-حدود 80 درصد به لری تکلم میشود.


  • محمدبختیاری ازشمال شرقی خوزستان،شهرستان ایذه،زادگاه پاک کوروش بزرگ هخامنشی.

    بسیارعالیست،اینکه قوم اصیل ومقتدربختیاری هم درچهاراستان خوزستان،اصفهان،چهارمحال وبختیاری ولرستان زندگی میکنندهم براساس همین سیاست جلوگیری ازاتحادبختیاریهاونداشتن استانی واحدمیباشددرحالیکه همین بختیاریهادرطول تاریخ ایرانزمین افتخارات شگرف وممتازبسیارزیادی روبرای عزت واعتلاوسرافرازی ایران عزیزمان خلق کرده اند.


  • دانیال ارزانی

    دَنیِل ارزانی (Daniel Arzani) بازیکن فوتبال ایرانی - استرالیایی (زادهٔ ۴ ژانویهٔ ۱۹۹۹ در خرم‌آباد) بازیکن ایرانی‌ تبار حرفه‌ای فوتبال اهل استرالیا است که در پست هافبک هجومی و وینگر برای باشگاه فوتبال ملبورن سیتی و تیم ملی فوتبال استرالیا بازی می‌کند.وی با بازی در تیم ملی فوتبال استرالیا در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ در روسیه یکی از جوانترین بازیکنان در این دوره می‌باشد.ارزانی به دلیل سرعت بالا ، مهارت در دریبل و نیز توانایی بازی در پست‌ های وینگر و پشت مهاجم شهرت دارد.ارزانی از طایفه نجم سهیلی چگنی ، زادهٔ خرم‌آباد است و در ۷ سالگی به همراه خانواده‌اش به سیدنی مهاجرت کرده و تا پیش از نقل مکان به ملبورن در همان‌ جا پرورش یافته‌ است. وی انگلیسی و فارسی را روان صحبت می‌کند.


  • مردمان قوم لُر

    آنچه درباره موقعیت فعلی لری گفتیم، البته با داده‌های موجود در برخی متون کهن همخوانی ندارد مثلاً در کتاب شرفنامه‌ بدلیسی‌ (که در اواسط قرن دهم هجری نوشته شده) زبان لری از انشعابات کردی دانسته شده و وجه‌ تسمیه مفاهیم لر کوچک‌ و بزرگ‌ هم آمده‌ است (ص‌ ۴۸ ـ ۴۳) و در صفحه ۷۶ آن به‌صراحت آمده است: «لر بزرگ‌، که‌ مشهورند به‌ بختیاری» (ص‌ ۷۶). در همین کتاب، باوجودی که در توصیف مردم ایل چگنی آن‌ها را از «اکراد» معرفی می‌کند و می‌گوید: «این‌ طایفه‌ (چگنی‌) در شجاعت‌ و شهامت‌ و دلاوری‌ از سایر اکراد ایران‌ ممتاز است»، ذکر می‌کند که «عمده‌ اکراد ایران‌ سه‌ طبقه‌اند: سیاه ‌منصور و چگنی‌ و زنگنه… آن‌ها سه‌ برادر بوده‌اند که‌ از《ولایت‌ لرستان‌》و به‌ روایتی‌ از گوران‌ به‌ عزم‌ ملازمت‌ سلطان ایران‌ از وطن‌ بیرون‌ آمده‌اند»‌ (۴ ـ ۴۲۳). منبع دیگری که در باب وجه‌تسمیه لرها و انواع آن‌ها می‌شناسیم، کتاب《نصف جهان فی تعریف اصفهان》نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی است، که در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته شده است. در این کتاب آمده است: «وجه‌تسمیه (لرها) معلوم نیست، آنچه در زمین فیلی مانده‌اند، آن‌ها را لر بزرگ و مسکن ایشان را لرستان فیلی می‌نامند و آنچه پیش‌تر رفته و به زمین اصفهان نزدیک شده‌اند، لر کوچک و بختیاری می‌خوانند» (ص ۱۶۵) که این تعریف، با تعریف بدلیسی از لر بزرگ همخوانی ندارد! لذا حتی کتبی که ناظر بر تاریخ نواحی غربی ایران هستند نیز درزمینهٔ تعلق برخی اقوام به کرد یا لر باهم اتفاق‌نظر ندارند! لذا راهکارهای زبان‌شناختی می‌توانند در این زمینه اطلاعات مناسب‌تری ارائه دهند.


  • چِگنی، چنگایی و چنگروی

    چِگنی، چنگایی و چنگروی: ولادیمیر مینورسکی تاریخدان و ایرانشناس روسی در رساله《لُرستان و لُرها》دریکوندها و اتابکان لرستان و والیان لُرفیلی (سلیورزی) را از طایفه《چنگروی》معرفی میکند. احتمالاً چِگنی و چنگایی بازماندگان طایفه چِنگروی باشند. اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 314 مینویسد: چنگایی منسوب به چنگروی است چون تلفظ واژه اوستایی خورشید (انیران آنغز ئو چنگه/ aniran angha anaghrd reotch) به معنی《روشنایی بی پایان》میباشد که در کتاب اوستا نوشته: هاشم رضی، یسنا، هات یکم، بخش پنجم، ص 156 این مطلب آمده است! چِنگروی cengervi از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی《خورشید》است و لقب اتابکان لُر هم آل خورشید است که نسبشان به همین طایفه چنگروی میرسد! محمد سُهرابی در《لُرستان و تاریخ قوم کاسیت》ص 23 مینویسد: واژه چِنگایی که به شاخه های وسیعی از طوایف لُر اطلاق میگردد از همان واژه چِنگروی و یا به عبارت بهتر《چنگای》اوستایی ماخوذ شده است! دکتر کَرم علیرضایی درکتاب《پیوستگی زبان لُری با تاجیکی》ص 116 مینویسد: جنگره jangara به معنای جنگی و جنگجو است مثال از لاهوتی: جانا دلم که پیش تو چون برّه راحت است _ تنها که هست《جنگره》چون بَبر میشود! در نفحات الاُنس، ص 128، جنگ گری به معنای جنگجو و پرخاشگر است. عیدی محمد ارشادی در فرهنگ بختیاری ص 300 مینویسد: جنگری یا جنگالو به فرد جنگی و جنگجو گفته میشود! شاید جنگروی (چنگروی) به معنای جنگجو باشد. حمداللّه مستوفی در تاریخ گزیده ص 549 مینویسد: جنگروی که اُمرای لُرکوچک و خلاصه ایشانند از شعبه سَلبوری (سلیورزی) باشند!دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در《قوم لُر》ص 133 مینویسد: برخی از طایفه جنگروی در دهات بُلطاق و گندُمینه (شهرستان فریدن اصفهان) به سر میبرند و به جهانگیری معروفند. گفته میشود که در اواخر صفویه به این دیار تبعید شدند. دکترابراهیم پاریزی درکتاب《نون جو》ص 324 مینویسد: اُمرای چگنی با 15 هزار سوار سال 936 قمری/ 1529 میلادی در رکاب شاه طهماسب صفوی بودند! توجه کنید 6 قرن پیش چگنیها اینقدر جمعیت داشتند که 15 هزار سوار جنگی در اختیار شاه طهماسب صفوی قرار دادند. آقامحمدخان قاجار با 2 هزار سوار شیراز را گرفت. تهیه روزانه آذوقه 15 هزار سوار در گذشته خیلی سنگین بوده و این گستردگی چگنی ها در گذشته را میرساند.



آخرین مقالات