دو شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

معماری لرستان فیلی

منطقه لرستان و سرزمینهای پیرامونی آن به گواهی آثار به دست آمده ، از گذشته های بسا دور پیش از تاریخ ، جایگاه استقرار و سکونت تمدن های نخستین بوده است. اصولأ موقعیت ویژه جغرافیایی این سرزمین باعث میشد که در دوره پیدایش تمدنهای اولیه به عنوان یک پل ارتباطی ، تمدنهای میان رودان ( در باختر ) و تمدن های داخلی فلات ایران ( در خاور ) عمل کند.

معماری لرستان فیلی

نگاشته شده توسط: محمد محمدی

این جایگاه جغرافیایی ویژه به همراه وجود جلگه های زر خیز ، کوه های بلند ، جنگل های گسترده و رودهای خروشان ، باعث استقرار _ توجه و تأثیر پذیری متقابل تمدن های مختلفی در این سرزمین شده است. با توجه به این ویژگی هاست که باستان شناسان معروف مثل دکتر فرانک هول آمریکایی ، سرزمین های باختری ایران (بلاد لرنشین) را از دیدگاه تاریخی مرکز تاریخی _ فرهنگی ایران نامیده است. کشف اشیاء تاریخی و محوطه های باستانی پر شمار در بلاد لر نشین از گذشته های دور تا تمدن هایی همچونایلام باستان _ کاسیان _ الیمایی _ ماد _ هخامنشی _ اشکانی _ ساسانی و اسلامی گواه روشنی بر این گفته است.

استقرار تمدن های نخستین و پیدایش حکومت های منطقه ای _ ملی باعث بروز تحولات بزرگی در این منطقه گشت که از آن جمله میتوان به رشد و توسعه معماری _ گسترش شهر نشینی و در نتیجه پیدایش و توسعه شهرها و مراکز جمعیتی اشاره کرد. پیدایش نخستین شهرها در " لرستان فیلی" به دوران باستان برمیگردد و در دوره تمدن ایلام باستان براساس شواهد تاریخی و گفته باستان شناسان معروف ، شهرهایی در منطقه کوهستانی عیلام شمالی ( لرستان امروزی ) وجود داشته است. وجود شهری بنام خایدالو که مطابق خرم آباد امروزی است که پایتخت دوره سیماشکی ایلام باستان بوده است.

در مورد دوره سلوکیان و پارتها شواهدی در دست است که شهر مهم و تاریخی نهاوند در دوره سلوکی بنا شده است. در کتاب اشکانیان اثر میخاییل میخاییلوویچ صفحه ۲۵ آمده که یونانیها شهر لاعودیکیا را در نهاوند تأسیس کردند و در صفحه ۱۴۵ اشاره شده که در سال ۱۹۲۰ در نهاوند گنجی کشف گردید که بنام گنج قارنیان معروف شد که در این گنجینه مصنوعات فراوان کنده کاری شده پارتی گرد آمده که بدون اطلاع از آنها درک مصنوعات هنری نقره ای ساسانی دشوار بود.

همچنین معبد آناهیتا در کون گوبار ( کنگاور ) مربوط به دوره متقدم پارتی میباشد. برخی از پژوهشگران هم محوطه تاریخی رماوند در بخش کونانی کوهدشت را به دوره اشکانیان نسبت داده اند. با روی کار آمدن شاهان قدرتمند ساسانی جامعه ایران آن روزگار به سرعت به سمت شهر نشینی سوق داده شد چنانکه برخی پژوهشگران پیدایش نیمی از شهرهای تاریخی ایران را به این دوره نسبت داده اند و شهر شاپور خواست هم در دوره شاپور دوم ساسانی ساخته شد.

در تاریخ معماری و شهر سازی لرستان دو نقطه عطف وجود دارد تحول نخست مربوط به دوره ساسانی است در این دوره در لرستان هم به مانند بسیاری از نقاط ایران زمین شهرهای مهمی به وجود آمدند از جملهصیمره ( سدمره ) _ داراشهر _ شاپور خواست _ سیروان ( شیروان ) و به احتمال چندین شهر و منطقه دیگر اشاره کرد. در زمان ساسانیان لرستان با توجه به نزدیکی پایتخت به ایشان ( شهر تیسفون در نزدیک بغداد عراق ) و اهمیت مواصلاتی و نظامی دارای شهرها ، بناها و پلهای با عظمتی بوده است.

 

گزارش تاریخی مورخان سدهای نخستین اسلامی در مورد شهرهای" لرستان فیلی" و آثار بر جای مانده از بناهای باشکوه آن دوره ، شاهدی استوار بر این مدعاست و اما تحول دوم در زمینه شهرسازی ، توسعه شهرها در لرستان مربوط به دوره اسلامی ( سده چهارم هجری تا دوره حمله مغول ) است. پس از استقرار کامل آمیزه های اسلامی در سده های نخستین ، پیدایش حکومت های محلی و بروز استقلال نسبی ، دیگر بار به احداث بناهای بزرگ و توسعه شهرها توسط حاکمان منطقه توجه شد. در این دوره و در حکومت های چون خاندان لر تبار حسنویه _ ابو دلف عجلی و اتابکان لر کوچک شهرهای قدیمی تر گسترش پیدا کرده و کارهای عمرانی زیادی در آنها و به ویژه در شهر شاپور خواست صورت گرفت و در ادامه شهرهای جدیدی مانند خرم آباد ( در جنب شاپور خواست ) ، کرج ابودلف و برج به وجود آمده یا توسعه پیدا کردند.

این دوران پر رونق با حمله تیمور به ایران و بروز جنگ ها و خسارات جبران ناپذیر به شهرها پایان یافت. با روی کار آمدن حکومت صفویه و پیدایش امنیت و رونق اقتصادی ، شهرهایی مانندخرم آباد و بروجرد توسعه پیدا کردند در این میان سهم خرم آباد به عنوان مرکز حکومت محلی اتابکان لر کوچک و والیان لر فیلی در احداث بناها و توسعه ، بیشتر از جاهای دیگر بود. در خرم آباد این دوره بناهای مهمی چون پل صفوی ( گپ ) _ مسجد جامع شهر _ کاروانسرای شهنشاه _ بقعه شجاع الدین خورشید _ بقعه خضر و خانه هایی با معماری صفوی در محلات قدیمی شهر ساخته شده اند.

دوره نکبت بار قاجار به دلیل تبار غیر ایرانی و عیاشی شاهان قجر ، دوران انحطاط معماری _ شهر نشینی _ شهرسازی و افول اقتصادی در لرستان فیلی است ! اصولأ حاکمان بد طینت قاجار به دلیل دشمنی آشکاری که با لرهای زندیه که از نظر تبار و قومیت منصوب به لرستان فیلی بودند تا حد ممکن در تضعیف بلاد لر نشین کوشیدند ! در پی این دشمنی ها و برخی اشتباهات والیان لرستان در برخورد با سران ایلات و طوایف ، در این دوره لرستان فیلی تجزیه و تقسیم شد و به دو بخش پشتکوه با مرکزیت حسین آباد ( ده بالا ) که بعدها در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به ایلام مشهور گشت و پیشکوه ( لرستان امروزی ) تجزیه شد و قدرت والیان بومی و مقتدر آن به بخش پشتکوه محدود شد !

در پی گسیل شاهزادگان عیاش و عمدتأ نا لایق قاجاری که اکثرأ از نسل فتحعلیشاه قاجار بودند به حکومت پیشکوه لرستان فیلی و به دلایل مختلفی چون بی تفاوتی و بی عرضگی آنان ، نا آشنا بودن به امور حکومت داری ، ویژگی های بومی مردم لر منطقه ، ظلم و تعدی و وصول مالیات های گزاف و لرستان را آبستن نا آرامی ، شورش و خودسری کرد که حاصل این کار بی ثباتی شدید بود که به شدت به عمران و آبادانی لرستان ، معیشت مردم ، و اقتصاد روستاها و شهرهای لرستان به شدت آسیب زد. و شهرهای لرستان از جمله خرم آباد و بروجرد به شدت از دستبردها و غارتهای عشایر کوچرو صدمه دیدند به نحوی که برخی از سیاحان و مورخین این دوره بخاطر خرابی های وارده از این دو شهر به عنوان قصبه یاد کرده اند. طبیعی است که منطقه پشتکوه لرستان ( ایلام ) هم تحت تأثیر این ناامنی و آشفتگی دوره قاجار قرار گرفت و قدرت والیان بیشتر صرف رفع برخی نا آرامی ها و اموراتی مانند مرزداری و جنگ با عشایر مرزی عراق شد. با وجود این محدودیت ها والیان لر در پشتکوه دست به برخی از اقدامات عمرانی زدند و قلعه و کاروانسرا و عمارت ساختند.

1 نظر

  • واژگونه نویسی پارادوکس معنایی نامجاهای لرستان:بهمن آزادی

    اسم یا نام مهمترین شاخصه و شناسه برای شناختن و شناساندن هر چیز ، در همه کاینات جهان هستی است. برای مخلوقات اعم از جاندار و بی جان ، مانند:موجودات زمینی و زیر زمینی و هوایی و دریایی و … نامی در خور به کار گرفته میشود. حتی خالق این مخلوقات نیز نام منحصر به فرد خود را دارد. پر کاربرد ترین اختراع انسان ، نام و اسم گذاشتن برای افراد و همه موجودات میباشد. میتوان گفت نامگذاری هر یک از موجودات ( اعم از جمادات و نبادات ) بهترین راه متمایز نمودن هر یک از دیگری در جهان هستی میباشد. در میان ملل مختلف خالق هستی بخش و بوجود آورنده آنچه موجود است ، نام مختص خود را دارد. البته اعتقادات دینی _ فرهنگی در این نامگذاری مؤثر بوده است. ایرانیان در برهه هایی از تاریخ نویسان خود ، خدا را با نامهای مختلف خوانده اند. در کتاب اوستا بخش خرده اوستا که قسمت دعاهاست نام اهورامزدا را بکار بردند. در قرآن نیز نامهای با مسما برای خدا ذکر شده که الله برگزیده ترین آنهاست. لذا در ملل مختلف نامها برحسب موازین فرهنگی _ دینی و اجتماعی به کار برده میشوند که ریشه در باورها و اعتقادات خاص خود دارند. در نام مکانها هم سعی شده که از لحاظ ویژگی و خصوصیات ظاهری به نوعی معرف آن مکان باشند. اما متأسفانه ما با نوعی واژگونه نویسی نامهایی که برگرفته از تمدن دیرینه و فرهنگ و باورهای مردمان لر است از معنی و مفهوم خود دور میکنیم و به نوعی ناخواسته اقدام به خود زنی و خود ویرانگری فرهنگی و تخریب داشته های تاریخی خود می نماییم. آنچه در این بحث مد نظر است دگرگونه نویسی یا واژگونه نویسی است که از دیرباز در میان مردمان خطه لرستان مرسوم شده است و شوربختانه هنوز نیز بر ادامه این اشتباه ، ناخواسته اصرار می ورزیم. از جمله این واژگونه نویسی نوعی دگردیسی ناشایست از اسامی جغرافیایی در نوشتن نام مکانها در تابلوهای اداره راه و شهرسازی در جاده ها و به نوعی فارسی کردن نام مکانهاست. در اکثر تابلوها و نقشه هایی که از استان لرستان و شهرها و روستاهای این استان نوشته میشود به اولین اشتباه بزرگ میتوان به نوشتن نام خرم آباد اشاره کرد. در توصیف و شرح نام خرم آباد اشتباه نویسانی همچون حمدالله مستوفی بوده است که خرم آباد را محلی دانسته که خرما در آنجا فراوان بوده است !!! بدون شک با توجه به این شرحی که جغرافیا نویس از وجه تسمیه خرم آباد داشته ، با ضرس قاطع میتوان گفت که وی به دلیل صعب العبور بودن و بافت کوهستانی منطقه هرگز به این شهر نیامده و فقط این نام را شنیده و برایش با توجه به تجزیه و ترکیب و تحلیلی که از نام خرم آباد داشته ، آن را وصف نموده است ! در زبان لری به خرم آباد ( خورموعه ) گفته میشود اگر بگوییم بین خورموعه و خرم آباد بسیار تفاوت است سخنی مبهم و اصم نگفته ایم. از دیگر واژگونه نویسی ها که به اصطلاح خواسته اند نامی فارسی بر شهر یا روستایی بگذارند میتوان مثالهای فراوانی آورد. مثال:چندین مکان موسوم به " باوممیل" وجود دارد که فارسی آن را بابا محمود نوشته اند. در کجای فرهنگ و زبان لری دیده یا شنیده ایم که به محمود ممیل بگویند !!! مثال:سراب نایکش کجا و نام وارونه ی ناوه کش کجا !!! مله شوؤنو کجا و مله شبانان کجا ؟؟؟ مله یک واژه لری به معنای گردنه میباشد و شوؤن به معنای چوپان است حال چه اجباری هست که نیم نام این مکان را لری و نیمی دیگرش را فارسی بنگاریم ؟ کمره سی ، از لحاظ لغوی و ظاهر واژگانی چه ارتباطی با مخملکوه دارد ؟ شاید اسم مخملکوه به نام این کوه با مسما باشد اما با واژه کمره سی هیچ ارتباط معنایی نمیتواند داشته باشد. آو ک ت … روستایی نرسیده به پلیس راه چالان چولان که آن را آب کت نوشته اند ! بخش اول آن فارسی یعنی آب و نیم دیگر آنرا ، کت یعنی لری نوشته اند ! نمیتوان با این نام یعنی آبکت وجه تسمیه درستی برای آن ارایه کرد. در تابلوهایی که در بین راههای لرستان نصب کرده اند اکثر قریب به اتفاق نامهای نوشته شده دچار این تناقض هستند نیمی از نامها فارسی و نیمی دیگر لری نوشته شدند. مثال:قلابردی را به فارسی برگردانده و آن را قلعه سنگی نوشته اند ! آیا اگر همان قلا بردی را مینوشتند زیبا تر نبود ؟ مثال:باواس را بابا عباس نوشته اند برخی معتقدند که قبر بابا عباس از بزرگان اهل حق در این مکان است هر چند این ادعا مستند نیست و ضعف سند دارد اما نام باواس را عده ای نیز با توجه به معبد مهر پرستی در تنگه باواس قدمتش را فراتر از آن میدانند که ما شنیده ایم ! مثال:تنگ شوؤه خو ، را به تنگ شبیخون برگرداندن و نوشتن ، حال اگر شوؤه خو همان شبیخون زدن باشد چه الزامی در نوشتن فارسی آن بوده است ؟مثال:خرگوش ناو از روستاهای توابع شهرستان الشتر که مسؤلین آن را خرگوش ناب مینویسند و در مصاحبه ها میگویند ! آیا بین خرگوش ها _ ناب و نا باب _ وجود دارد ؟ اگر همانطور که میگوییم ، بنویسیم " خرگوشناو " چه اتفاقی می افتد؟ خرگوش + ناو یعنی زمینی که در آن خرگوشها لانه دارند ! ناو ( ناوه ) به زمینی مسطح که دنباله ی سراشیبی تند میباشد و در اکثر جاها برای کشاورزی مرغوب است اصطلاحأ ناوه گفته میشود ! اما اینگونه واژگونه نویسی ها در موارد بسیاری از تابلوهای نصب در بین راه ها و جاده ها و روستاهای لرستان موجود است که نیاز به تحقیق و پژوهشی کامل تر دارد ، در این مجال فقط به عنوان مصداق چند نمونه آورده شد. آیا درست آن نیست همانطور که روستا و یا مکانی را که از آن نام میبریم همانگونه هم بنویسیم ؟ این واژگونه نوشتن نامجاها چه معنایی دارد ؟ آیا وقت آن نشده که مسؤلین این نام نوشتنها ، آستین همت بالا زنند و این اشتباهای فاحش را برای حرمت نهادن به مردم لرستان و ادای درست نامها اشتباهات موجود را اصلاح کنند ؟ در صورت اصلاح نامجاهایی که اشتباه نوشته شده میتوان امیدوار بود مانند:مناطق ترک نشین و کرد نشین ! مازنی ها و گیلک ها در شمال هم بر روی تابلوهایی که در مسیر راهها و روستاهای آنها به همان زبانی که ادا میشود و نام میبرند نیز مینویسند ! ما هم عمل کنیم تا برای تابلوهای واژگونه نوشته در لرستان هم مصداق پیدا کند. شاید کمکی به خودباوری بیشتر قوم لر باشد و ادای دینی که به عهده داریم بجای آوریم. ما مجبور نیستیم که نام روستا _ کوه _ سراب _ چشمه و رود که لری هستند را به فارسی برگردانیم چون از آن یک اسم بی معنی و بی مسما میسازیم ! نامجاهای مکانی در لرستان را هرگز به فارسی برنگردانیم چون اسلاف ما هر نامی که بر محل و یا کوه در لرستان نهاده اند بار معنایی و تاریخ مختص به خود را دارد ! با این قاعده ی بی ریختی که از ثبت این نامها در اوایل این قرن با تخته قاپو شدن مردمان لر و ساخت جاده و راه آهن به ما رسیده ، برگرداندن به فارسی است که آن را ادامه میدهیم ، کار اشتباهی در پیش گرفته ایم که جز ضربه زدن به حیثیت اجتماعی و اصالت تاریخی و آسیب فرهنگی به خود کار مثبتی انجام نداده ایم !همچنین از نوشتن این اسمهای بی مسما ( لری با پسوند یا پیشوند فارسی ) امتناع کنیم بقول مولانا:هیچ اسم بی مسما شنیده ای … یا ز گاف و لام گل ، گل چیده ای / نام فروردین نیارد گل به باغ … شب نگردد روشن از نام چراغ ! امیدوارم روزی برسد که لازم نباشد خودمان را به رنگ دیگران جلا بدهیم ! بلکه هر آنچه هستیم همان را نشانه رویم ، هیچی از خود واقعی بودن نیک تر و بالاتر نیست !



آخرین مقالات