پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بیکاری ابر چالش بلاد لر نشین

چرا باید سهم لرها از اقتصاد بیکاری باشد؟ اقتصاد سرزمینهای لر در سالیان گذشته اقتصاد قوی بوده است اما امروزه با وجود منابع و معادن بسیار بالاترین نرخ بیکاری در بلاد لرنشین است

بیکاری ابر چالش بلاد لر نشین

علی عبداله زاده _ ماهنامه جهش نو ، شماره ۲۴

استان های لر نشین دارای ظرفیت های بی بدیلی در تمام حوزه ها هستند ، به بیان دیگر این استانها از نظر داشتن منابع و استعدادها با هیچ گونه کمبود و کاستی مواجه نیستند و تمامی ظرفیت های خدادادی لازم برای توسعه در استان های لر نشین وجود دارد. متأسفانه به دلایل تاریخی نتوانسته ایم از داشته هایمان به خوبی استفاده کنیم به همین دلیل این استان ها از نظر اقتصادی با چالش های زیادی دست و پنجه نرم میکنند.

 

شاید بتوان گفت مهمترین و اصلی ترین چالش موجود کنونی کشور ، بیکاری است ، چرا که تمامی اقشار جامعه را درگیر خود کرده و به یک محدوده خاص جغرافیایی نیز خلاصه نمی شود.

به بیان دیگر در تمامی کشور میتوان این ابر چالش را مشاهده کرد ، البته درصد بیکاری در برخی از مناطق متناسب با اقدامات انجام شده توسط دولت ها و مردم متفاوت است. به نحوی که در برخی استان ها به دلیل اینکه دولت زیر ساخت و همچنین سرمایه گذاری لازم را در دهه های گذشته در آنها انجام داده و همچنین مردم نیز از نظر، فرهنگی و اقتصادی پذیرای این اقدامات بوده اند اکنون مشکلات کمتری به چشم میخورد ! بسیاری از کارشناسان معتقدند که بیکاری دلیل نیست بلکه معلول بسیاری از عوامل بوده ، به عنوان نمونه در صورتی که بخش تولید با مشکلات کمی مواجه باشد و شاهد رفع موانع تولید و بهبود فضای کسب و کار باشیم مطمعنأ بیکاری نیز کاهش خواهد یافت. به هر حال به دلیل کم کاری ها ، اکنون بیکاری و فقر اقتصادی گریبان کشور را گرفته و با وجود اقدامات انجام شده هنوز هم این چالش و معضل کاهش نیافته است. معضل بیکاری در برخی از استان ها به خصوص استان های لر نشین به شدت جامعه را تحت تأثیر قرار داده است ، به نحوی که با یک مراجعه به جدول آمار بیکاری به خوبی میتوان دریافت رتبه های اول بیکاری در اختیار چه استان هایی است !

به هر حال در دهه های گذشته استان های لر نشین همواره جزء بیکارترین و فقیرترین استان های کشور قرار داشته اند و این موضوع غیر قابل کتمان است.

 با وجود اینکه در چند سال گذشته شاهد بهبود وضعیت بیکاری در استان های لر نشین بر اساس آمار مرکز ملی آمار بودیم ، اما بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که این اعداد و ارقام با واقعیت موجود در جامعه به هیچ عنوان همخوانی ندارد ! عده ای هم معتقدند که کاهش آمار بیکاری استان های لر نشین به دلیل مهاجرت اجباری و کوچ ناخواسته جوانان تحصیلکرده و جویای کار به کلانشهرهاست.

به هر حال اکنون مدیریت ارشد برخی استان ها مثل لرستان نیز اعلام کرده اند که به هیچ عنوان به دنبال آمار سازی نیستند و حتی در بدو آغاز فعالیتشان در لرستان معتقد بودند که باید آمار بیکاری در لرستان را به صورت واقعی اعلام کرد ، شاید به همین دلیل بود که بر اساس آخرین اعلام مرکز ملی آمار کشور شاهد نزول دوباره نرخ بیکاری در لرستان بودیم.

بر اساس نتایج طرح آمار گیری نیروی کار زمستان سال ۱۳۹۶ لرستان با نرخ ۱۴ درصد ، ششمین استان بیکار کشور اعلام شد. استان چارمحال بختیاری با ۲۴ درصد رتبه نخست بیکاری را دارد و کهگیلویه و بویر احمد با ۱۷ درصد رتبه پنجم بیکاری را داراست ! و خوزستان با ۱۳ و نیم درصد بعد از لرستان بیشترین جمعیت بیکار را دارد.

 

 در کتاب جمعیت شناسی ایران اثر دکتر مژده کیانی ، صفحه ۲۱۹ ، آمده که لرستان ، کهگیلویه بویر احمد ، ایلام ، خوزستان و چارمحال بختیاری (یعنی استان های لر نشین) بیشترین نرخ بیکاری را داشته اند.

 براساس گزارشات جدید ، استان لرستان در زمستان ۹۶ با نرخ بیش از ۱۴ درصدی بیکاری در رده ششم استان های بیکار کشور قرار گرفت ! دولت تاکنون تلاش زیادی برای بهبود وضعیت بیکاری در استان های لر نشین انجام داده ولی به علت فاصله داشتن با آمارها و میانگین کشوری باید سرمایه گذاری کلان و بلند مدت صورت بگیرد تا به حد نساب کشوری برسند. سال گذشته و امسال دولت همچون روال گذشته اقدام به پرداخت تسهیلات اشتغال زایی به متقاضیان اقشار مختلف کرده است که نظرات متفاوتی در مورد این اقدام وجود دارد. وضعیت حال حاضر متأثر از وضعیت اقتصادی نا مناسب و یک نزول فراگیر در کشور است اما نشان از مرگ تدریجی رویای توسعه و یا بهبود جایگاه اقتصادی مناطق لر نشین در کشور دارد.


 

×نگاهی جامعه شناختی به بیکاری در لرستاندکتر مجتبی ترکارانی (با اندک تغییراتی توسط نگین زاگرس)

 

بیکاری در لرستان(منظور همه مناطق لرنشین) امروز به " مادر همه مسایل " استان تبدیل شده است.

وقتی در مورد هر مسأله صحبت میکنی به بیکاری میرسی ، مسایل روانی و خانوادگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی همه به فقر و بیکاری و نداری ختم میشوند. برای همه از مسؤل دولتی تا نماینده مجلس تا سرپرست خانواده و حتی خود جوانان تحصیلکرده این سؤال مطرح است که بیکاری و فقر را چگونه میتوان حل کرد ؟

 واقعیت این است که همه از بیکاری شکایت و گله گذاری میکنند ولی راه حل این مسعله در دست هیچ کسی به تنهایی نیست. بنابراین در این یادداشت کوتاه بر آن هستیم که به بعضی از ویژگی های نیروی کار در لرستان اشاره نموده و راهکارهایی نه چندان بزرگ ولی روشنگر را در جهت کاهش بیکاری استان لرستان مطرح نماییم .

 

 ویژگی های نیروی کار در لرستان (منظور همه مناطق لرنشین):

 ۱ _ لرستان یک جامعه نیمه سنتی و نیمه مدرن است بنابراین نیروی کار آن به تبع شرایط تاریخی ، آزاد شده از یک شیوه تولید روستایی و عشایری است. طبیعی است که بسیاری از این نیروی کار که در سن ۱۵ تا ۶۵ سالگی قرار دارند بیسواد بوده و یا در صورت باسوادی نیز فاقد مهارت های تخصصی و کار آفرینی بوده و حتی در صورت دارا بودن مهارت تخصصی و دانشگاهی قابلیت جذب پتانسیل خود را در استان خود ندارند ! بنابراین چنین نیروی کاری بخاطر اینکه در زادگاه خویش امکان تأمین معاش روزانه خود را ندارد دست به مهاجرت برون استانی و یا درون استانی میزنند. روندی که متأسفانه در چند ساله اخیر بسیار تشدید شده تا جایی که سرزمین های لرنشین را به یکی از مهاجر فرست ترین استان های ایران تبدیل کرده است.

 

۲ _ در این استان ها بخاطر نبود زمینه مساعد کسب و کار در حوزه های گردشگری و تولید و خدمات مولد و حتی ضعف در کشاورزی ، تمام نیروی افراد برای پیدا کردن شغل به سمت ادارات دولتی و کارمندی روانه شده است ! بنابراین ادارات دولتی تحت فشار نیروهای پر نفوذ و قدرتمند سیاسی مجبور به پذیرش افراد غیر شایسته ولی با رابطه شده و افراد شایسته و تحصیلکرده بدون حامی سیاسی در این بازی ، حاشیه ای شده اند ! هم اکنون ادارات لرستان پر از افراد نا متجانسی شده است که تحصیلات شان ربطی به شغل شان ندارد ! از طرف دیگر بخاطر اینکه در سال های اخیر ، اکثر سازمان ها نیروی انسانی خود را نه بر مبنای نیاز و نه از مجرای آزمون ورودی انتخاب کرده اند ، راه برای ورود افراد شایسته به شدت محدود شده است. حتی سازمان های دولتی نیز زیر بار فشار تحمیل نیروها تغییر شکل داده و از کارایی و بهره وری مناسب خارج شده و با مازاد نیروهایی مواجه هستند که نمی توانند از آنها انتظار کارایی بهینه داشته باشند و نه میتوانند تعدیل نمایند. بلکه باید بسازند و حقوقش را پرداخت کنند تا …

 

۳ _ با وجود بالا بودن جمعیت مرکز استان های لرنشین و همچنین بخاطر وجود ادارات کل در مرکز استان ها ، نیروی کار دولتی بیشتری در استان ها جذب شده و استخدام شوندگان بیشتر از مرکز استان ها باشند و این موضوع باعث شده که در شهرستان های دیگر استان های لرنشین نیروی کار کمتری در ادارات جذب شده و باعث مهاجرت بیکاران این شهرستان ها به مرکز استان ها و یا دیگر شهرستان های کشور شده است ! از آنجایی که ادارات دولتی باید آیینه توان مندی های استان ها باشند این نا همگونی در لرستانات و تمرکز این افراد در مرکز استان ها به چشم میخورد ( هر چند در این میان سر لرها بی کلاه مانده و بیشتر غیر بومی ها در ادارات هستند ! ). حتی نگاه منفی نیز از طرف شهرستان ها نسبت به مراکز استان های لرنشین و یا ادارات کل استانی نیز متأثر از چنین نگاهی است و آنها معتقد به وجود نوعی تبعیض در سازمان ها به نفع مرکز استان ها می باشند !

 

۴ _ فرهنگ کار در جامعه لرستان در سالیان اخیر به شدت تضعیف و ناسازگار شده است اگر چه بخاطر غلبه فرهنگ شیوه تولید عشایری و روستایی بر محیط کار تا حدی این نوع فرهنگ سازگاری مناسبی با فرهنگ کسب و کار تولیدی و صنعتی نداشته است . ولی در سالیان اخیر نیز به خاطر رشد بیکاری و گرایش شدید جامعه به کار دولتی این فرهنگ کار به شدت تخریب شده است. همه خواهان پیشرفت و ترقی سریع در یک کار دولتی هستند. کار بدون زحمت و کم خطر و کم مسؤلیت مانند نگهبانی و رانندگی را بر کار آفرینی و کار در بخش خصوصی و یا آزاد را ترجیح می دهند و از هر راهی برای ورود به ادارات دولتی استفاده می کنند ( ورود با مشاغل خدماتی و سپس آشکار کردن مدارک دانشگاهی و یا کسب آن و ادعای شغل متناسب با آن مدرک نمودن و در نتیجه تن به فرهنگ سازمانی اداری ندادن ) .

 

 راهکارها:

 

۱ _ انتظار اینکه بتوان این حجم بالای بیکاری را با سرمایه گذاری اقتصادی در کوتاه مدت پاسخ داد ، تقریبأ غیر ممکن است. بنابراین نباید جامعه را با وعده های پوچ و قول های خیالی مشغول کرد و عمر آدمها را تلف نمود. دولت ضرورت دارد با تعیین بیکاری به عنوان یک مسأله مهم سیاسی و امنیتی و اقتصادی و اجتماعی به مساعد نمودن فضای کسب و کار و سرمایه گذاری توجه نموده و راه را برای مشاغل کسب و کار کوچک و متوسط همپا با یک استراتژی توسعه ای پایدار باز کند. به عنوان مثال اگر در استانی مثل لرستان گردشگری به عنوان محور توسعه تعریف شود میتوان مشاغل خدماتی و حتی تولیدی گسترده ای را در ذیل این رهیافت تعریف کرد. ولی این موضوع نیاز به توسعه در بعد کلان دارد تا هم بار اشتغال اصلی استان را تا حدی جذب کند و هم راه را برای درآمد زایی استان هموار کند.

 

 ۲ _ در استان های لرنشین باید فقر زدایی در کنار کاهش بیکاری مورد توجه قرار گیرد. فقر در لرستانات مخصوصأ در سال های اخیر بخاطر خشکسالی و کم آبی و انتقالات آب و بالا رفتن نرخ بیکاری در خانواده ها عمیق تر شده است . در صورتی که بتوان از کمک های دولتی این خانوارها را شناسایی نمود و تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار داد. میتوان بار زیادی را از دوش خانواده ها برداشت و باعث شد بیماران بتوانند به راحتی مهاجرت نموده و در پی کاری برآیند و حتی با بهبود وضع مالی خانواده ها گرایش به مهاجرت بعضی اقشار جامعه را نیز تسهیل نمود.

 

 ۳ _ ضرورت کاستن بار سنگینی معاش بر روی دوش بخش کشاورزی و دامداری در لرستانات و آزاد کردن آن در جهت حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست به طوری که امروزه به خاطر فقر و نیاز خانواده زمین های مراتع و جنگلی تبدیل به کشت شده و با بازدهی اندک نه تنها باعث رفع معاش نشده بلکه باعث خسارت زیادی به منابع طبیعی شده اند. بنابراین نیروی کاری که در حوزه کشاورزی مشغول شده نه تنها اشتغال واقعی نیست بلکه اقتصاد در بلند مدت هزینه های زیادی بابت اشتغال چنین افرادی می پردازد.

 

۴ _ ضرورت کاستن از بار کاهش بیکاری بر روی دوش ادارات دولتی که باعث شده این ادارات عملأ از کارایی سازمانی خود دور شوند. همان طوری که متخصصین اقتصاد میگویند وجود نیروی کار در یک حوزه بیشتر از میزان مناسب باعث، بازدهی نزولی شده است. این وضعیت در ادارات استان حاکم است و ضرورت دارد که نسبت به تعدیل و جهت دهی این نیروها در جای مناسب باید اقدام مناسب صورت گیرد.

 

 ۵ _ ایجاد همکاری های مؤثر و ارگانیکی بین سازمان فنی و حرفه ای کشور در جهت توانمند کردن فارغ التحصیلان دبیرستانی و دانشگاهی کشور در جهت کسب یک مهارت در کنار کسب مدارک تحصیلی میتواند در پیدا کردن شغل در آینده مؤثر باشد. زیرا آموزش های دانشگاهی فاقد توان و مهارت کار آفرینی یا جذب یک شغل در نظام اقتصادی ما هستند.

 

 ۶ _ تصحیح فرهنگ کار نیاز عاجل نیروی کار میباشد. با توجه به اینکه فرهنگ کار در سطح ملی و محلی به شدت تضعیف شده است. تغییر و تحول در آن نیازمند اقداماتی در سطح ملی است. به عنوان مثال عدم شایسته سالاری و رابطه بازی باعث شده افراد سخت کوشی را جدی نمی گیرند و اعتقادی به انجام کار درست و دقیق ندارند و در پیدا کردن شغل بیش از آنکه به فکر افزایش توانایی خود باشند به دنبال پیدا کردن رابطه و پارتی باشند. چنین ویژگی هایی جز با تنظیم مناسب سیستم اقتصادی و سیاسی میسر نخواهد شد. بنابراین مسأله اصلی در جهت کاهش بیکاری چگونگی ایجاد فضای مناسب کسب و کار و زمینه سازی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مناسب برای سرمایه گذاری است. تا بتوان فشار اصلی اشتغال را بر روی حوزه کشاورزی و ادارات دولتی آزاد نمود و از این انرژی در جای مناسبی با بهره وری بالا استفاده نمود.

46 نظر

  • غبطه دیروز و حسد امروز

    بی برنامگی مسؤلان برای حل علمی و کارشناسی مشکلات اعم از گرانی ، بیکاری ، فقر اقتصادی مردم ، طلاق و بزه کاری مردم را نا امید و افسرده کرده است. متأسفانه اغلب مدیران دچار روزمرگی و بی برنامگی هستند و هیچ برنامه زمان بندی شده ای برای حل مشکلات مردم ندارند کما اینکه در جریان تصمیمات متعدد دولت ، نرخ ارز افزایش سرسام آوری داشته و قیمت سکه از مرز دو و نیم میلیون تومان هم گذشته در حالی که تصمیمات کارشناسی و حساب شده بود هرگز این اتفاقات نمی افتاد. منحنی جرایم رابطه مستقیمی با فشار اقتصادی به مردم و فقر دارد که مسؤلان و دولت مردان باید چاره اندیشی کنند. حل معضلاتی چون:سرقت ، طلاق ، اعتیاد و بیکاری در گرو رونق اقتصادی مردم و رفع نا داری آنان است ! طلاق ۱۲ درصد رشد داشته و مشکلات بیکاری ، فقر و اعتیاد عامل اصلی بسیاری از طلاق هاست و نمیشود بدون حل این معضلات ، انتظار حل مشکل بحران طلاق را داشت ! افزایش نرخ سکه موجب تشدید معضلات طلاق شده است هنگامی که قیمت سکه دو میلیون و نیم میشود چطور شوهر ، مهریه را پرداخت کند ؟


  • نرخ بالای بیکاری زیبنده استانهای لر نشین نیست!

    آمار اشتغال در بلاد لر نشین بسیار رنج آور است. شهرهای لر نشین مانند یک جسمی هستند که پاهایشان در حال گندیدن است و ما صورتش را سرخ نگه داشته ایم! گویا شوک لازم به برخی دستگاه ها وارد نشده که درد جوانان جامعه را احساس کنند ؟ جدی ترین دغدغه ای که ایران با آن دست به گریبان است معضل فقر و بیکاری است لذا سعی و تلاش مدیران ارشد و مسؤلان دولتی باید به سمتی برود که میزان اشتغال رو به افزایش بگذارد. کم توجهی دولتمردان به استانهای لر نشین قابل اغماض و بخشش نیست زیرا کار کردن با این سبک و سیاق مشکل بیکاری را حل نخواهد کرد. در کلانشهرها کار برای کارگر مهاجر افغانی است چون کارگر ایرانی بیمه میخواهد ، چون باید حقوق وزارت کار بهش داد ، چون کارش که تمام شد پولش را میخواهد اما مهاجر افغانی با یک نان بربری و چهار تا تخم مرغ راضی میشود و نه بیمه میخواهد ،نه حقوق درست و حسابی ، نه ایمنی لذا کار برای اونه نه کارگر ایرانی ! کارگر افغانی گچبری را از ایرانی یاد گرفت بعد رفت بجای، متری ده هزار تومان ، متری ۵ هزار کار کرد و نرخ را بهم ریخت ! خیلی از کارگران ایرانی به دلیل بیکاری ، کسادی بازار ، فقر و هزینه های زندگی دچار مشکل خانوادگی شده اند.


  • ضعف فرهنگ کار

    کم کاری در محیط های کاری مرتبط با جا نیفتادن فرهنگ کار ، عافیت طلبی مدیران ، عدم نظارت دقیق و مستمر بر کار کارمندان ،استفاده از کارکنان در مشاغلی که با تخصص و تحصیلات شان ارتباط ندارد ، انتصاب مدیران غیر تخصصی و گاهأ انتصاب مدیران به دلیل ارتباطات سیاسی و نه تخصص و تحصیلات مرتبط آنها ، عدم استفاده بموقع از تشویق و تنبیه ، ترویج فرهنگ چاپلوسی در محیط کاری ، عدم شناخت کافی از توانایی افراد در محیط های کاری ، نا کافی بودن دوره های آموزشی ، عدم برخورداری از دانش روز ، بی انگیزگی کارمندان و … باعث شده جامعه ما نه تنها پیشرفت نکند بلکه عقب ماندگی و پسرفت را هم تجربه کند. گردشگری که یکی از درآمدزا ترین صنعت های قرن ۲۱ است مورد کم توجهی نمایندگان و مدیران قرار گرفته است استان های لر نشین براساس جاذبه های طبیعی و تاریخی میتوانند گردشگری رابه عنوان منبع اصلی درآمد خود تبدیل کنند و فرصت های شغلی جدید ، سرمایه گذاری بخش خصوصی ، کاهش فقر و بیکاری و در یک کلام بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی را در پی داشته باشد.


  • بیکاری فارغ التحصیلان ، مهمترین معضل اجتماعی

    اختلالات روحی و روانی جوانان حکایت از بیکاری و مشکلات حاد ناشی از این معضل بزرگ جامعه ایران است. ایران بیشترین جمعیت جوان را در خاورمیانه دارد و هم اکنون ۲۰ درصد جمعیت جوان ایران در بیکاری مطلق و فقر به سر میبرند ! در ایران باید سالی ۶۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت بگیرد تا شاید فقر و بیکاری حل گردد ! نسل دانش آموختگانی که باید چرخ اقتصاد و مدیریت کشور را در دست بگیرند ولی در اوج جوانی ، وقت طلایی خود را پشت در ادارات تلف میکنند و خبری از کار نیست ! و زمینه های اشتغال برای رشته های دانشگاهی مهیا نیست. مهمترین علت ضعف فرهنگ کار ، نا کار آمد بودن سیستم آموزشی کشور در بازار کار است ! فرار مغزها _ مهاجرت نخبگان دانشگاهی _ شیوع اعتیاد و فساد _ مشکلات روانی و عصبی _ افسردگی و اختلال روحی _ بلا تکلیفی پس از فراغت از تحصیل _ بالا رفتن سن ازدواج و افزایش طلاق همگی از علل نبود کار و شغل و درآمد است. هم اکنون ۱۳ میلیون مجرد ، هشت میلیون بیکار و ۴ میلیون معتاد داریم که علت عمده نا امنی ، جرم و خشونت تمامأ از عدم کار و سرمایه است. آمار سرقت و قانون گریزی نسبت مستقیم با فزایش فقر اقتصادی و بیکاری دارد لذا دولتمردان و نمایندگان مجلس باید بصورت اورژانسی مشکلات و معضلات را حل کنند وگرنه کشور با بحرانهای جدی روبرو میشود.


  • شرایط توسعه پایدار

    سید موسی خادمی استاندار لرستان:امسال بودجه لرستان که از محل درآمدهای نفتی و استانی ۲۵۰ میلیارد تومان است حدود ۶۵ میلیارد تومان کاهش پیدا کرده که کسر این رقم تأثیر گذار خواهد بود ! استانها و شهرهای لر نشین همگی محروم هستند و نیازمند توجه ویژه دولت میباشند لکن با کاهش بودجه عمرانی ، عمر بسیاری از پروژه ها لاکپشتی و دراز مدت میشود. یک فارغ التحصیل پس از خروج از دانشگاه با کمترین میزان تجربه و نبود سرمایه لازم چگونه میتواند اقدام به ایجاد شغل یا حضور در محیط کسب و کار کند ؟


  • سلفی گری ایلی

    تمامی این مشکلات ریشه در معیارهایی دارند که در نزاع های گفتمانی به هم گره خورده اند. از بخت بد ایرانیان ، بیشتر فلاسفه و متفکران در ۶۰ سال اخیر ، فقط بر طبل امتناع از مدرنیته میکوبند ! باز اندیشان یا روشنفکران دینی هم در درون سنت دینی به دور خود می پیچند و عاجز از اراعه نسخه ای پر بدیل برای حرکت به سمت مدرنیته هستند ! با این اوصاف بدیهی است، که تنها یک راه باقی مانده است و آن هم حرکت به سمت گذشته !!! حرکت به سمت تبار و اصالت خون … و در بلاد لر نشین حرکت به سمت گذشته بر معیار سلفی گری ایلی تعریف شده که بر همه نوع صلاحیت وتخصص ؛ چربش پیدا کرده است و تمامی معیارهای اصلحیت را به کنار زده است ! به سخنی ساده ، گفتمان سلفی گری ایلی یا پاپاعیسم بر بروکراسی که رکن اساسی مدرنیزاسیون است ، زبان خاص خود را استوار کرده است ! با این تفاصیل ، تنها خروجی سلفی گری ایلی فقط یک چیز است و آن هم انفجار و احساس محرومیت نسبی و قحطی زدگی !!! طبیعتأ در این وضعیت نا کار آمد و منبعث از گفتمان اصالت طایفه ای ، چرخه درست اداری به کما رفته و بورکراتهایی که اکثرأ بر همین معیار ایلی عناوین و القابی چون رییس ، معاون و کارشناس را یافته اند و از طرفی دیگر حداقلات بوروکراتیک را آموزش ندیده اند اجتماع را با مدیریت غلط به عقب میرانند واین درجایی فقط با شایسته گزینی درمان میشود.


  • تفاوت کشورهای ثروتمند با فقیر چیست؟

    تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر ، تفاوت قدمت آنها نیست برای مثال ، کشور مصر بیش از ۴ هزار سال تاریخ مکتوب دارد ولی از نظر اقتصادی و رفاهی فقیر است ! اما کشورهای جدیدی مانند:کانادا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهای توسعه یافته و ثروتمندی هستند ! تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست مثلا ژاپن که سرزمین بسیار محدودی است و ۸۰ درصد آن کوه هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد ! ژاپن مانند یک کارخانه پهناور و شناوری میباشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند. یا کشور دانمارک و سوییس که اصلا کاکاعو ندارند اما بهترین شکلات و لبنیات های جهان را تولید میکنند در سرزمین کوچک و سرد سوییس که تنها ۴ ماه در سال میتواند کشاورزی و دامداری کند بهترین لبنیات دنیا تولید میشود. سوییس کشوری است که به امنیت ، نظم و سخت کوشی مشهور است و به همین خاطر بخاطر نظام بانکداری دقیق اش به گاوصندوق دنیا شهره است ! افراد تحصیل کرده ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد. نژاد و زبان و رنگ و جنسیت نیز مهم نیستند زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای اروپایی و آمریکایی بخاطر فرهنگ کار به نیروهای مولد و فعال تبدیل میشوند پس تفاوت در چیست ؟ تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها، فرهنگ و دانش علمی نام گرفته است. وقتیکه رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می کنیم متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند:رعایت اخلاق به عنوان اصل پایه _ وحدت و انسجام ملی _ مسؤلیت پذیری _ احترام به قانون و مقررات _ احترام به حقوق شهروندی دیگران _ عشق به کار و تلاش _ تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری روی آینده _ میل به اراعه کارهای برتر و فوق العاده _ نظم پذیری _ پرهیز از دروغ که کثیف ترین فعل عیر انسانی است . اما در کشورهای جهان سوم و فقیر مثل ایران تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند در ایران کسی را که زیاد کار میکند را تراکتور مینامند ! کسی که به قوانین احترام بگذارد را بچه مثبت میگویند ! کسی که اخلاقیات را رعایت کند با برچسب پاستوریزه مواجه میشود ! کسانیکه حقوق دیگران را زیر پا میگذارند و افراد قالتاقی هستند را ایرانی ها آدم زرنگ میخوانند ! انسان های منظم و منطقی را افراد خشک و حوصله سر بر مینامند ! انسان های با ادب و مبادی آداب را متملق به حساب می آورند ! جوانان بسیار ساعی و کوشا را خرخوان میدانند ! اکثر مردم ایران به دنبال یک شبه رفتن راه صد ساله هستند. ایرانیان فقیر هستند نه به این خاطر که منابع طبیعی ندارند بلکه رفتارشان چنین سبب شده و برای آموختن و رعایت اصول اخلاقی فاقد اهتمام لازم هستند.


  • زمینه جذب گردشگری را فراهم کنیم !

    استان های لر نشین سرزمینی زیبا ، سر سبز با آب و هوای معتدل و کوهستانی هستند که آثار طبیعی و تاریخی فراوانی دارند همچنین بر سر شاهراه ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب قرار دارند و صنعت پولساز گردشگری در بلند مدت میتواند موجبات شکوفایی اقتصاد شهرهای لر نشین را فراهم کند اما بزرگترین ضعف بر سر راه ما همان نبود زیرساخت ها و خصوصأ کمبود اقامتگاه ها و مهمانسراست. شاید برخی از تمکن مالی برخوردار نباشند که اوقات خود را در هتل های گران قیمت با پرداخت هزینه گزاف بگذرانند در فصل تابستان که شاهد استقبال بی نظیر خودروهای غیر بومی از اقصی نقاط کشور در جاده ها و شهرهای لر نشین سرازیر میشوند بارها و بارها شاهد بودیم که مسافران جنوبی مشهد برای اقامت شبانه با خانواده خود آدرس مهمانپذیر را جویا شده که پاسخ هر شهروند لر تباری غیر از شرمساری چیز دیگری نیست. هر از گاهی در خیابان های اصلی و جاده های فرعی رستوران های مجلل با انواع غذاهای متنوع افتتاح میشود اما از ساخت مهمانپذیر یا سوییت های خانوادگی خبری نیست که بناچار مسافران و زاعران باید شب را در گوشه خیابان ، پارکها یا داخل چادر بدون امکانات رفاهی به صبح برسانند ! و بلاد لر نشین را با خاطرات نه چندان خوش ترک کرده و عطای بازدید اماکن تاریخی را به لقایش ببخشند و سوغات و صنایع دستی هم نا شناخته باقی میماند ! در استان های لر نشین نباید با سرعت عادی کار کرد چرا که از بقیه استانها از لحاظ زیرساخت و صنعت عقب هستیم و اگر قرار است که جایگاه استان عوض شود باید با سرعتی بالاتر از سایر استانها کار کنیم تا به میانگین کشوری برسیم.


  • آمار سازی و آمارهای غیر واقعی لرستان !

    نرخ بیکاری لرستان شده ۱۳/۸۱ آن وقت خوزستان و اصفهان ۱۶/۵ !!! یعنی نرخ بیکاری اصفهان و خوزستان صنعتی ۲ درصد بیشتر از لرستان است ؟ دم مسؤلین لرستان گرم با این آمار تقلبی دادنشون ! بله دیگه لرستان صنعتی تر از اصفهان و خوزستان است !!! روزمرگی در کار اداری ، بزرگترین آفتی است که بعضی از دستگاه ها به آن دچار شده اند. باید بجای آمار سازی کذب که ما را از واقعیت ها دور نگه میدارد به صورت شفاف و صادقانه برای مردم اقدامات و فعالیتها اطلاع رسانی شود وگرنه ما فقط خودمان را گول زده ایم.


  • استان های لر نشین فاقد استراتژی پیشرفت هستند

    آیا جامعه و اقتصاد استان های لر نشین در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دارد ؟ تا زمانی که ما براساس سند چشم انداز توسعه ۲۰ ساله و سند توسعه استانها بر اساس برنامه های پنج ساله ، توسعه سخت افزاری مطلوبی نداشته باشیم ، عقب افتادگی ها بطور داعم استمرار می یابد ! استان های لر نشین از معدود استانهایی هستند که به دلیل برخورداری از ظرفیتهای طبیعی و انسانی از مستعدترین مناطق کشور برای توسعه همه جانبه هستند اما هنوز از لحاظ صنعت ، کشاورزی و گردشگری عقب هستند. نگاهی گذرا به سیمای اقتصادی این استانها به وضوح نشان میدهد که مناطق لر نشین به رغم داشتن مؤلفه های مؤثر در فرآیند توسعه نظیر:آب فراوان ، خاک حاصلخیز ، نیروی انسانی تحصیلکرده و مجرب ، دسترسی به شریان های ارتباطی ملی و منطقه ای ، نزدیکی به سواحل خلیج فارس ، پیشتاز بودن در تولید بسیاری از محصولات زراعی و دامی ، چشم اندازهای طبیعی و گردشگری و … هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور بازشناسد و شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد. تراژدی اقتصادی در بلاد لر نشین به گونه ای است که هنوز وزن مشکلات و معضلات که محصول نا کار آمدی سیاست های مدیریتی است و هیچ شاغلی از کشاورز و دامدار تا هتلدار و بازاری و کارمند از روزگار اقتصادی خود رضایت ندارد. به اعتقاد کارشناسان ، کشورهایی نظیر:هلند _ دانمارک _ بلژیک _ لوکزامبورگ و بسیاری از کشورهای توسعه یافته که امروزه تولیدات زراعی ، دامی و صنعتی خود را به اقصی نقاط جهان از جمله ایران صادر میکنند ، از ظرفیت های طبیعی و اقتصادی مشابه با لرستانات برخوردارند. این در شرایطی است که این کشورها جمعیتی چند برابر جمعیت مناطق لر نشین را با بالاترین امکانات رفاهی و درآمد سرانه در خود جای داده اند. اما بلاد لر نشین با همه جذابیت های اقلیمی و اقتصادی از تدارک زندگی و معیشت مردمان لر تبار ناتوان است آنهم با این همه آب و نفت و معادن و ذخایر متنوع خود ! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی در سرزمینی با ویژگی های لرستانات جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه ای مدون برای توسعه نیست چرا که صنعت لرستانات قربانی رکود مطلق شده است و کشاورزی هم به دلیل اعمال برخی سیاست های لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان برای رونق گردشگری رو به نابودی است ! آیا در بسیاری از کشورهای اروپایی که ویژگی های مشابه مناطق لر نشین را دارند صنعت به دلیل مساعل زیست محیطی حذف شده است ؟ جز این است که در اروپا ، کشاورزی ، صنعت و گردشگری در کنار هم توسعه یافته اند ؟ آیا بزرگترین و مهمترین کارخانه های تولید دارو ، سموم دفع آفات ، تأسیسات عظیم هسته ای ، پالایشگاهی و پتروشیمی و نیروگاه ها در این کشورها وجود ندارد ؟ جز این است که کشورهای اروپایی از مقاصد عمده سفر جهانگردان و گردشگران جهان به شمار میروند ؟ به گونه ای که درآمد حاصل از صنعت توریسم در بسیاری از کشورهای کوچک جهان چند برابر درآمد حاصل از فروش نفت و گاز ماست ؟ به گفته ی بسیاری از کارشناسان جاذبه های توریستی _ گردشگری بلاد لر نشین مانند معادن طلا هستند پس چگونه هنوز نتوانسته ایم از این همه ظرفیت بی نظیر استفاده کنیم ؟ در حوزه مباحث منطقه ای اقتصاد ایران ، استانهای لر نشین دارای ویژگی های خاص و مهم اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی میباشند که بنابر طیف وسیعی از آمار و شاخص های رسمی و تحقیقی ، متأسفانه روندها و گرایش های برنامه ریزی و سیاست گذاری دولت ، استان های لر نشین را با انبوهی از مساعل و معضلات حل نشده و بر جای مانده واگذارده است. براساس فهرست وسیعی از انواع شاخص های اقتصادی ، استان های لر نشین از نظر اقتصادی در بین استانهای کشور و در مجموع در اقتصاد ملی از موقعیت ضعیفی برخوردار است. با وجود منابع غنی طبیعی ، تنوع آب و هوایی ، آب فراوان ، دشت های وسیع ، معادن متنوع ، نیروی کار جوان و فراوان و سرشار از قابلیت های گردشگری و … این استانها نتوانسته اند به تناسب توانمندی ها و فرصت های خود از اقتصاد ملی سهم مناسبی کسب کند ! نوسانات در نرخ رشد بخشهای مختلف اقتصاد استانها ، وضعیت توسعه یافتگی لرستانات را بسیار نامناسب تر جلوه گر میکند. استان های لر نشین به عنوان پل عرتباطی جنوب با مرکز کشور و غرب به شرق و یکی از مناطق های مهم جغرافیایی _ اقتصادی و دارای ظرفیت های بالقوه و بالا در بخش های معدنی ، صنعتی ، کشاورزی و گردشگری در عرصه ملی ، در صورت ادامه روندهای توسعه اقتصادی و با توجه به برخی نتایج ناموفق به دست آمده و تبدیل آن به بیکارترین استان های کشور با مساعل و چالش های بسیار بیشتری روبرو خواهد شد. توجه به مساعلی نظیر بروز فراگیر فقر و بیکاری _ وضع نا مناسب توزیع درآمد _ عدم امکان به کارگیری قابلیتهای اقلیمی و طبیعی در فرآیندهای صنعتی و کشاورزی _ سهم نامتناسب از تولید ناخالص ملی _ نوسانات پر شدت روند سرمایه گذاری تولیدی _ عدم بهره مندی از شرایط زیر ساختی و اعتبارات عمرانی مناسب _ تعطیلی و ورشکستگی کارخانجات صنعتی _ عدم دانش فنی متناسب با سطح تکنولوژی موجود _ محدودیت های منابع مالی و اعتباری _ سطح محدود و بعضأ روند کاهنده بهره وری _ میزان بالای بار تکفل خانوار و … همگی از محدودیت ها و نقاط ضعفی به شمار می آیند که در شرایط خطیر و حساس آینده که همراه با اقتضاعات و شرایط خاص خود خواهد بود. فرآیند بازتولید مدارهای عقب ماندگی و توسعه نیافتگی را بیش از پیش و تداوم شدت خواهد بخشید. مطابق گزارش معاونت برنامه ریزی وزارت صنعت و معدن و تجارت در موضوع " رتبه بندی استان های کشور به لحاظ توسعه یافتگی صنعتی " که در آن ۶ شاخص ارزش افزوده فعالیت صنعتی و معدنی _ میزان سرمایه گذاری واحدهای فعال صنعتی و معدنی _ میزان سرمایه ثابت طرح های دارای حداقل ۶۰ درصد پیشرفت _ میزان اشتغال واحدهای فعال صنعتی و معدنی _ میزان اشتغال طرح های دارای حداقل ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی و مساحت فاز عملیاتی در شهرک های صنعتی مورد استفاده قرار گرفته است. استان لرستان در این رده بندی طی سالهای ۷۹ تا ۸۶ همیشه حاعز رتبه ۲۴ گردیده است و در سالهای آتی هم رتبه ای بهتر از گذشته نداشته است. آنچه مشهود است چیزی نیست مگر روند قهقرایی توسعه یافتگی صنعتی در لرستان ! لرستان در سالهای گذشته بیشترین نرخ بیکاری را در سطح کشور به خود اختصاص داده و نکته قابل ملاحظه آنکه ، این شاخص تقریبأ دو برابر نرخ بیکاری کشور بوده است !!! فرآیند اشتغال زایی در لرستان با مشکلات اساسی روبرو بوده است چرا که میزان " سرمایه گذاری و اشتغال صنعتی بسیار پایین بوده است که در بین استانهای کشور رتبه آخر را دارد ! بررسی ها نشان میدهد فعالیتهای اقتصادی لرستان با اعتبارات دولتی پیوند حیاتی دارد و از این جهت وابسته و آسیب پذیر شده است. با این وجود همواره سهم هزینه های عمرانی لرستان از کل کشور ، کمتر از سهم و وزن جمعیتی لرستان در کل کشور بوده است !!! به عنوان نمونه طی برنامه های اول و دوم توسعه ، سرانه اعتبارات عمرانی لرستان ، یک دوم سرانه اعتبارات عمرانی کشور بوده است. همچنین این نکته نیز قابل تأمل است که سهم هزینه های دولت در لرستان نسبت به کل کشور معادل ۹/۴۰ در برنامه اول و ۶/۳۰ در برنامه دوم بوده است ! بیشتر مالیات های دریافتی در لرستان ، مالیاتهای مستقیم بوده است و سهم قابل توجهی از مالیاتهای مستقیم لرستان را مالیات بر درآمد تشکیل میدهد. سهم شرکتها و مشاغل آزاد در مالیاتهای لرستان کمتر از سهم مزد و حقوق بگیران است. همچنین مالیات بر ثروت کمترین سهم از مالیاتها را دارا بوده است. با این وجود میزان مالیاتهای دریافتی نسبت به ظرفیتهای مالیاتی لرستان کم است ! عمده صادرات استان های لرنشین شامل سنگهای معدنی و محصولات دامی و کشاورزی ، اغلب به صورت خام ، فله ای و فرآوری نشده صادر و به فروش میرسند که نشانگر ساختار غیر صنعتی بلاد لر نشین است!!! ساختار جوان جمعیت و نرخ بالای بیکاری ، موجب بالا رفتن ضریب بار تکفل شده است و در نتیجه تناسب بین درآمد و هزینه خانوارها را بر هم زده است و در نهایت مانع از ایجاد پس انداز و سرمایه گذاری قابل توجه در استانهای لر نشین شده است ! به طوری که نرخ پس انداز و سرمایه گذاری در استانهای لر نشین بسیار کمتر از متوسط کشوری است ! این در حالی است که پس انداز محدود لرستان نیز به طور عمده از نوع سپرده کوتاه مدت و سپرده قرض الحسنه میباشد ! با توجه به رابطه مستقیم میان توسعه نیافتگی گردشگری و عدم سرمایه گذاری دولت در زیر ساخت های مناسب گردشگری و علی رغم قابلیت های فراوان و بسیار جذاب گردشگری در استانهای لر نشین ، شاهد عدم شکوفایی و توسعه نیافتگی صنعت گردشگری در لرستانات هستیم ! این نکته از آنجا اهمیت بسیار بیشتری می یابد که یکی از زمینه های اصلی حرکت توسعه در لرستان ، به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های بخش کشاورزی است. با توجه به مطالب پیش گفته و یادآوری این نکته که در نتیجه کم توجهی به علتهای بنیادین توسعه نیافتگی در عرصه ملی عمومأ و در استانهای لر نشین خصوصأ ، مدارهای مولد عقب ماندگی استمرار داشته اند و مشکلات و معضلات اساسی در پیش روی مدیریت اقتصادی بلاد لر نشین در چند دهه پیش ، هنوز هم همان معضلات و مشکلات هستند. در عین حال که در اسناد برنامه ای پیشین استان های لر نشین مکررأ به تنگناهایی نظیر:شیوه تولید سنتی / کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص / ضعف زیر ساخت های توسعه ای / ضعف کار آفرینی و کمبود سرمایه گذاری در بخش خصوصی / وجود برخی مساعل قومی _ قبیله ای بازدارنده و ضعف دانش فنی اشاره میشود ! بدون کمترین تغییری همین معضلات و تنگناهای توسعه ای در آخرین سند توسعه ای استان های لر نشین مورد توجه قرار میگیرند.


  • پای صنعت فرآوری و بسته بندی در لرستان می لنگد

    باغات و مزارع لرستان در جهنم تشنگی دست و پا میزنند. پلدختر لرستان با ۱۴۰۰ هکتار باغات انجیر ۹۲ درصد انجیر سیاه ایران را تولید میکنند و لرستان رتبه نخست تولید انجیر را در ایران دارد که به کشورهای ترکیه ، اتریش و مجارستان صادر میکند ولی عدم مدیریت منابع آب و نبود سد و کم آبی رودخانه مادیان رود و کشکان موجب شده که ۴۰۰ هکتار باغ انجیر در آستانه نابودی قرار بگیرد. نبود صنایع تبدیلی و فرآوری و عدم وجود سردخانه و بسته بندی باعث شده که حبوبات لرستان هم بنام استانهای کرمانشاه و همدان و با بسته بندی هایی بنام آنها وارد بازارهای داخلی و خارجی گردد. سالانه ۴۰ هزار تن نخود در لرستان برداشت میشود ولی بصورت خام و فله ای به دلالان کرمانشاهی به پایین ترین قیمت به فروش میرسد.


  • لرستان را با سیاه نمایی از توسعه دور نکنید!

    با وجود اینکه منابع آبی لرستان ، مشکل آب را در استان های قم و اراک و اصفهان بر طرف کرده است اما در برخی از مناطق لرستان شاهد مشکلات در تأمین آب شرب هستیم. لذا حق آبه لرستان که حق این مردم است باید به صورت عادلانه پرداخت شود تا معضل بی آبی برطرف شود. متأسفانه با همین بخشی نگری ها و تنگ نظری ها استان های لر نشین را از توسعه دور نگه داشتند الآن در کشور ۵ تا ۶ درصد جمعیت تحت پوشش کمیته امداد هستند ولی در بلاد لر نشین ۱۰ درصد جمعیت !!! تقریبأ جمعیت تحت پوشش کمیته امداد در استان های لر نشین دو برابر میانگین کشوری است ! معضل بزرگ جامعه ایران و لرستان مسعله اشتغال است و لرستان نباید از زبان برخی افراد حقوقی با فقر و نداشته ها و نا امیدی ها معرفی شود. تمام شهرها و استان های لر نشین واقعأ سرشار از نفت و آب و معادن هستند و دستاوردهای بزرگی داشته اند لکن باید به معرفی ظرفیت ها پرداخت وگرنه با سیاه نمایی توسعه به دست نمی آید ! فقر ، بیکاری ، طلاق ، بد سرپرستی ، اعتیاد و نداشتن مسکن از جمله آسیب های اجتماعی به شمار می آیند که بزرگترین چالش برای هر حکومتی هستند. حکومت ها از پای درنیامدند مگر با همین آسیب های اجتماعی ! لذا دولتمردان باید در جهت ریشه کن کردن فقر و بیکاری از اجتماع تلاش مضاعف کنند.


  • حرکت لاک پشتی پروژه ها در لرستان

    برخی پروژه ها در لرستان مدت زمان زیادیاز کلنگ زنی سپری کرده اند اما به دلیل اعتبارات قطره چکانی روند تکمیلشان به کندی پیش میرود و بعضأ در حد کلنگ باقی مانده اند و حالا حالاها روبان افتتاح را به خود نمی بینند مثل پالایشگاه نفت پلدختر که سال ۸۷ کلنگش زده شد یا هتل پارک صخره ای خرم آباد که از سال ۷۶ تا الآن بلا تکلیف است ! مسؤلان پاسخ شفاف نمی دهند و فقط گفتار درمانی میکنند. غرستان به لحاظ سرانه فضای ورزشی رتبه ۲۷ را دارد که با میانگین کشوری خیلی فاصله دارد ولی از ۳۶ پروژه دهکده المپیک بعد از ۱۲ سال فقط دو پروژه عملیاتی شدند که آنها هم هنوز نا تمام هستند ! بجای تقابل و تعارض ، به فکر همراهی و همکاری برای توسعه مناطق لر نشین باشیم !


  • برنامه دولت برای کاهش فقر ناموفق بوده است

    سال گذشته ۲۷۰۰ میلیارد جرایم راهنمایی و رانندگی در ایران وصول شده و به خزانه واریز شده است !!! در بودجه ۹۷ پیش بینی شده این میزان به ۳ هزار میلیارد تومان افزایش یابد !!! دولت از کاهش نا هنجاری ها در کشور نا امید شده است لذا دولت باید برای کاهش جرایم برنامه ریزی کند نه افزایش جرایم !!! به طور متوسط هر ماشین ۱۵۰ هزار تومان باید جریمه شود تا این میزان از بودجه دولت محقق شود ؛ در واقع مردم باید تخلف کنند تا بودجه دولت تأمین شود !!! عوارض خروج از کشور نیز یک مرتبه به طرز نا موزونی ۳ برابر شده است این موارد روش منطقی برای کسب درآمد نیست ، دولت بدون حساب و کتاب تعهد ایجاد کرده و حالا بودجه کم آورده است و با جریمه کردن مردم ، بودجه را تأمین میکند. در جامعه ی سالم با اقتصاد سالم است که جرایم کاهش پیدا میکند ، وقتی آمار جرایم بیشتر شد و پرونده های تخلفات بالا رفت نشان میدهد برنامه های دولت برای کاهش فقر و بیکاری نا موفق بوده است ! در استان های لر نشین حداقل کاری که توانسته اند انجام دهند این بوده که روند افزایش جرم را متوقف کنند ! در حالیکه ۳ برابر ظرفیت زندان ها در شهرهای لر نشین زندانی داریم ! حدود ۹۳ درصد آب ، در بخش کشاورزی مصرف میشود و ۷ درصد در بخش صنعت و شرب ! این در حالی است که سهم بخش کشاورزی در تولید نا خالص ملی ۱۷ درصد است ؛ این موضوع یک فاجعه است !!! میانگین کشت های آبی ما در ایران ۲۳ درصد است و از طرفی با وجود آبهای موجود در بلاد لر نشین تناسبی با توسعه بخش کشاورزی ندارد ؛ بنابراین باید تلاش کرد که شرایط را به وضع مطلوب تری برسانیم.


  • مشکل معیشتی کشاورزان لرستانی با اجرای قمرود

    با اجرای پروژه انتقال آب الیگودرز لرستان به قم ، برای روستاییان و کشاورزان الیگودرزی مشکل معیشتی به وجود آمده و خیلی از روستاها به دلیل خشک شدن قنات ها و چشمه ها متروکه شده اند ! حتی هیچ اعتباری به لرستان برای جلوگیری از زوال و تخریب جنگل های بلوط داده نشده است ! از آنجا که اجرای برخی پروژه ها مانند قمرود خسارات زیادی به کشاورزان شرق لرستان وارد کرده است و معیشت آنها را با مشکل جدی مواجه کرده است لذا لازم است که در شورای برنامه ریزی استان لرستان یک ردیف بودجه ملی به خسارت دیدگان این پروژه اختصاص یابد. برای توسعه استانهای لر نشین نیازمند نگاه برنامه محور هستیم نه شخص محور ! باید در نظر داشت در شرایطی که بودجه عمرانی کشور کمتر از هزار میلیارد تومان است میزان نقدینگی در کشور هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان است !


  • کشاورزان لرستانی از نبود صنایع تبدیلی رنج میبرند !!!

    صنایع تبدیلی و اقدامات پس از تولید محصولات کشاورزی به عنوان حلقه نهایی در تکمیل زنجیره تولیدات کشاورزی نقش مهمی را ایفا میکنند. دستیابی به توسعه پایدار بخش کشاورزی _ افزایش بهره وری در تولیدات کشاورزی _ رشد صادرات غیر نفتی _ امنیت غذایی و ایجاد فرصت های شغلی ، تنها بخشی از مزایای ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی در بخش کشاورزی محسوب میشود. با ایجاد و توسعه صنایع تکمیلی و فرآوری در استان های لر نشین میتوانیم شاهد اشتغال پایدار در بخش کشاورزی باشیم ! محصولات کشاورزان لرستانی مانند:انار ، گردو ، انجیر ، سیب و حبوبات و بسیعری از محصولات کشاورزی لرستان ، با برندها و بسته بندی های سایر استانهای همجوار مثل همدان و کرمانشاه به فروش میرسد !!! در استان لرستان بیش از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی داریم که از این مقدار حدود ۲۰ درصد آبی و ۸۰ درصد دیم است ! ما هر ساله شاهد به تاراج رفتن زحمات یکساله کشاورزان لر به دست دلالان به دلیل نبود صنایع تبدیلی و فرآوری در لرستان هستیم ! لرستان رتبه نخست تولید ماهی را در استانهای غیر ساحلی ایران را داراست ولی صنایه بسته بندی کنسرو ندارد. سالانه ۳۵ هزار تن انار ارگانیک در لرستان تولید میشود ولی به صورت خام و فله ای به دلالان به پایین ترین قیمت به فروش میرسد و به نام انار ساوه صادر میشود !!! شکل گیری صنایع تبدیلی و تکمیلی سطح درآمد خانوارهای فعال در بخش کشاورزی را افزایش خواهد داد. صنایع تبدیلی در رونق تولید و بازاریابی محصولات کشاورزی نقش اساسی دارد. همه ساله به دلیل نداشتن بازار و بسته بندی نا مناسب شاهد امحای قابل توجه محصولات کشاورزی هستیم ! مطابق آمار بیش از ۳۶۸ هزار تن از محصولات کشاورزی لرستان به ارزش تقریبی ۶۶۵ میلیارد تومان به دلیل نداشتن صنایع تبدیلی و تکمیلی به ضایعات بدل میشود !!!


  • اعتیاد:معضل شوم اجتماعی لرستان

    جامعه لرستان با معضلات اجتماعی عدیده ای روبه رو است از جمله :فقر _ مشکلات معیشتی _ تورم اقتصادی _ حاشیه نشینی گسترده _ تراکم جمعیت کیفری بیش از پنج هزار زندانی در استان _ روند گسترش اعتیاد به مواد مخدر به خصوص در بین جوانان و … را میتوان از جمله مهمترین آسیبها برشمرد. میانگین سنی مصرف مواد مخدر در لرستان ۲۱ سال است و حدود ۷۰ هزار نفر در استان دچار سؤ مصرف مواد مخدر هستند. در لرستان هیچ گونه مرکز درمان سرپایی وابستگی به مواد مخدر برای سم زدایی ( بازگیری ) نداریم. تریاک و کلأ مواد مخدر چه صنعتی و چه سنتی ،" یک سلاح پنهان " برای سرکوب اجتماعی است و به همین خاطر با پایین ترین قیمت در دسترس همگان قرار میگیرد. طبق آمارها ۶۰ % زندانیان ایران را زندانیان مواد مخدر تشکیل، میدهند و ۲۰ % جرایم نیز به نوعی با اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در ارتباط است ! بیش از ۳۵ % زندانیان لرستان را سوداگران مواد مخدر تشکیل میدهند.


  • نرخ بیکاری پنهان در لرستان ۴۰ درصد است

    بیکاری پنهان در کدام استانها بیشتر است ؟ با در نظر گرفتن میزان بیکاری پنهان ، نرخ بیکاری در برخی استانها نظیر:لرستان ، کرمانشاه ، ایلام ، کهگیلویه و بویر احمد ، چارمحال بختیاری نزدیک به چهل درصد است ! برخی کارشناسان در مورد نحوه محاسبه نرخ بیکاری در ایران انتقاد دارند و معتقدند که میزان بیکاری همواره بالاتر از آن، است که اعلام میشود. بیکاران پنهان تمایل دارند بیشتر کار کنند اما نمیتوانند مثل کارگران فصلی ! بیکاران پنهان جمعیت غیرفعال کشورند که بیشترین احتمال ورود آنها به بیکاری وجود دارد. تعداد بیکاران در سال ۹۵ ببش از ۴ میلیون نفر بوده است. جمع تعداد بیکاران ، شاغلین ناقص و جمعیت غیر فعال با احتمال ورود به بازار کار در سال ۹۵ معادل ۸ میلیون نفر بوده است ! چنانچه در استانهای لرستان _ کرمانشاه _ ایلام _ کهگیلویه و بویر احمد _ چارمحال بختیاری و خوزستان اقدامات لازم برای رفع، بیکاری صورت نگیرد ، باید در انتظار بیکاری بیش از ۳۰ درصد در این مناطق بود.


  • صنعت گردشگری:دروازه درمان اقتصاد لرستان

    وجود ۵ هزار اثر تاریخی _ گردشگری منحصر بفرد و ۳ هزار و ۲۰۰ اثر باستانی ثبتشده در فهرست آثار ملی نیز بخشی از تاریخ و فرهنگ کهن لرستان میباشد که هر گردشگر خارجی و داخلی را به خود جذب میکند. بلاد لر نشین با داشتن آب و هوایی متنوع و چهار فصل دارای طبیعتی زیباست که بهره مندی از ۹۵ آبشار بکر و چشم نواز از زیبایی های خدادادی این دیار است. مناطق لر نشین در سالهای گذشته میزبان گردشگران زیادی بوده اند اما باید بتوان لرستان را از معبر ، به مقصد گردشگری تبدیل کرد و ماندگاری توریست ها را در لرستان افزایش داد تا در بلند مدت شاهد رونق اقتصاد گردشگری باشیم. صنعت گردشگری نقش قابل توجهی بر درآمد زایی جامعه محلی و روستایی داشته نمونه بارز این موضوع را میتوان استقبال مناسب گردشگران داخلی و خارجی از ظرفیت طبیعی لرستان به خصوص آبشار زیبای بیشه دانست که هم اکنون تمام روستاهای اطراف این آبشار توانسته اند با حضور گردشگران برای خود درآمد زایی کنند ! لرستان ( منظور تمام سرزمین های لر نشین ) سرزمین کوه های سر به فلک کشیده _ رودخانه های خروشان _ آبشارهای سحر انگیز _ دشت های سر سبز بهشتی _ دریاچه ها و تالاب های منحصر بفرد و جنگل های بلوط است. اما سهم لرستان از صنعت گردشگری چه اندازه است ؟ متأسفانه صنعت گردشگری به دلیل مهیا نبودن زیر ساخت های توسعه همچون راه های مناسب اعم از ریلی ، هوایی و زمینی از رشد مناسبی برخوردار نبوده است و در کنار این موارد وجود نفت و گاز و معادن زیر زمینی ایران و تمایل به خام فروشی و وابستگی به درآمد ناشی از دلارهای نفتی ، باعث شده مسؤلان ایران علاقه چندانی به صنعت گردشگری و حضور گردشگران خارجی نداشته باشند و خود را بی نیاز از دلارهای گردشگران ببینند.


  • توسعه نیافتگی مناطق لر نشین محصول مدیران بی برنامه و جلسات فرمایشی است

    سرزمین های لر نشین تمدنی به بلندای تاریخ بشریت دارند و سرشار از نعمت های خدادادی از جمله جاذبه های طبیعی ، معادنو منابع آب و نفت و گاز هستند اما امروز آنچه در بلاد لر نشین می بینیم تناسبی با این همه استعداد ندارد و مدیران فقط می آیند خوب حرف میزنند ، خوب جلسه میگیرند ، خوب انتقاد میکنند ، خوب مصوبه مینویسند و همه ساله انواع بنرهای کسب موفقیت بر در و دیوار در شهرها نصب میکنند اما هر آنچه میگویند و مینویسند بر چهارچوب میز و صندلی های سالن جلسات میماند و خبری از توسعه و پیشرفت لرستان نیست. حکایت لرستان ما ، حکایت مدیران بی برنامه و نا توانی است که خود را از کرسی مدیریت آویزان کرده و به جای تدوین و اجرای برنامه ها ، همه توان خود را صرف جلسات بیهوده ، مستند سازی و آمارسازی برای مدیران بالا دستی میکنند و اکثر مدیران لرستان دچار خود شیفتگی مزمن شده و به لطف برخی رسانه های جمعی ( تعریف نامه ) و خوب بنویس ، چنان گزارش عملکرد میدهند که انگار همه چیز آرام است و قطار توسعه در مسیر پیشرفت است ! امروز تکیه بر نظارتهمگانی و توجه به نظر اکثریت مردم در همه جوامع توسعه یافته یک اصل بی بدیل برای استراتژی توسعه است اما در لرستان ، خودکامگی مدیران بی تجربه و فاقد تخصص ، بدون توجه به دغدغه های نخبگان ، مبنای توسعه قرار میگیرد و حاصل این مدیریت ها را در نتیجه به راحتی میتوان ملاحظه کرد. امروزه بیشتر از همیشه " کار گروه اشتغال لرستان" با حضور گسترده مدیران تشکیل میشود اما حاصل آن بیکاری جوانان لرستان است. بیشترین کارگروه های فرهنگی _ اجتماعی تشکیل میگردد و حاصل آن افزایش طلاق ، پرخاشگری ، بی حجابی ،تکدیگری و مشاغل کاذب است. جلسات منظم شورای آموزش و پرورش برگزار میشود اما بیشترین افت تحصیلی و ترک تحصیل دانش آموزان در لرستان رقم میخورد. ستاد ساماندهی جوانان شکل میگیرد و جلسات مصوبات خوبی دارد اما کمترین سهم توسعه نصیب جوانان میشود.


  • نبود فرهنگ کار و عدم مدیریت منابع

    در شرایطی که اقتصاد ایران دوباره تحریم است و شرایط اقتصادی دچار مشکلات عدیده است ، استانهای کمتر توسعه یافته بیشتر دچار سختی میشوند ! با آسیب دیدن، حوزه اشتغال ، بیکاری اوج گرفته و سطح رفاه عمومی کاهش می یابد و لذا اگر دو مشکل عنوان شده برطرف شوند بسیاری از محرومیت ها از بین میرود.


  • رشد آسیب های اجتماعی

    متأسفانه آسیبهای اجتماعی در ایران در حال افزایش بوده و لرستان هم در معرض این خطرات قرار دارد. ایران همسایه افغانستان است که بزرگترین تولید کننده مواد مخدر دنیاست و ایران محل ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا برای قاچاقچیان محسوب میشود. لذا آموزش و پرورش در موارد درسی باید به آسیب های اجتماعی بپردازد. استانهای لر نشین از امن ترین و پاکترین مناطق ایران هستند و این امنیت در بلاد لر نشین باید تبلیغ شود چرا که آثار اقتصادی دارد ! لرستان میتواند مولدترین مناطق در زمینه کشاورزی و دامپروری باشد و در این زمینه اشتغال زایی صورت بگیرد. متأسفانه توزیع نا عادلانه آب به استانهای لر نشین ضربه زده به طوری که لرستان کمتر از نرخ بهره مندی از منابع آبی برخوردار است. در استان کویری اصفهان ۴۰ درصد از اراضی آبی بوده اما این میزان در لرستان ۲۰ درصد است و از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی لرستان ۹۰ درصدشان دیم است !


  • پالایشگاه مینی فاینری پلدختر لرستان

    شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام بوده و روزانه بیش از ۵ هزار بشکه نفت از پلدختر لرستان برای فرآوری به پالایشگاه کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت برای پلدختر لرستان امری ضروری است.


  • مدیران عسلی و روغنی ایده آل مردم نیستند !

    عسل و روغن حیوانی در تثبیت مدیران لرستان بسیار مؤثر است چرا که این افراد از نگهبانان در وزارتخانه ها تا رده بالا ، عسل و روغن حیوانی پیشکش میکنند ! برخی مدیران در لرستان به صورت شبکه ای و ضربدری با یکدیگر کار میکنند که علاوه بر حمایت از طرف مقابل ، استخدام های بده بستانی در دستگاه های خود دارند ! خیلی از مدیران بواسطه فشار نمایندگان به استاندار تحمیل شدند. برای رفع مشکلات لرستان باید اقدامات جزیره ای را کنار گذاشت که متأسفانه بسیاری از مدیران این اعتقاد را ندارند. زمینه رشد و توسعه لرستان را باید إلیت جامعه ( روسنفکران ) ، سیاسیون ، مدیران و رسانه ها فراهم کنند زیرا مردم را همین ها باید مطلع کنند.


  • مسافرکشی:شغل اجباری برای جویندگان کار!

    مسافرکشی راحت ترین راه کسب درآمد برای جوانان بیکار تبدیل شده است.جوانان بیکار لرستانی که سرمایه و توان رفتن به سایر استان های صنعتی کشور را برای پیدا کردن شغل ندارند به ناچار به مسافرکشی درسطح شهرها میپردازند. حضور تعداد زیادی جوان بیکار از سایر شهرستانهای لرستان در خرم آباد علاوه بر رعایت نکردن قوانین و مقررات رانندگی ، باعث بی نظمی ، شلوغی خیابانها ، ترافیک و هرج و مرج شهری و شکایت رانندگان تاکسی در این شهر شده است. در خرم آباد پلاک دیگر شهرستانها به حدی زیاد شده است که دیگر کار مسافرکشی حتی برای تاکسی های خرم آباد نیست ! همچنین طبق گفته پلیس راهور لرستان براساس قانون حمل و جابجایی مسافر با خودروی پلاک شخصی ممنوع است ! استان ها و شهرهای لر نشین از عدم توازن منطقه ای رنج میبرند و اگر تحریم ها شدت یابد و شرایط اقتصادی تغییر کند مناطقی مانند لرستان بیشترین آسیب را دیده و مشکلات حادتری به آنها تحمیل خواهد شد لذا دولت باید توجه بیشتری به این مناطق داشته باشد.


  • بلاد لر نشین در فقر و محرومیت نگه داشته شده اند

    مسؤلان و مدیران بلاد لر نشین در حوزه اقتصادی دستاورد قابل ذکری نداشته اند و سرمایه گذار خاصی جذب نکرده اند و حوزه اقتصاد و اشتغال در این مدت به نوعی دچار، رکود بوده است. چالش های موجود در ایران مانند:بیکاری ، تنش آبی ، فقر اقتصادی و نداری در مناطق لر نشین حادتر هستند و در حوزه فن آوری هیچ تغییری در استانعای لر نشین صورت نپذیرفته است. اگر قرار بر این است که اقدام به سرمایه گذاری در استانهای لر نشین کنند این استانها باید برتری و مزیتی بر سایر مناطق کشور داشته باشند وگرنه در قرن ۲۱ دیگر کسی زیر بار حرفهای شعاری و صحبتهای توخالی نمیرود در واقع کسی میتواند یقه گیری کند که در عمل حرفی برای گفتن داشته باشد. اشتغال جوانان تحصیلکرده در پیچ و خم برخوردهای سلیقه ای مسؤلان است و با توجه به تحریمات و شرایط اقتصادی ایران ، نمیتوان به دولت برای ایجاد اشتغال پایدار امیدوار بود.


  • لزوم نگاه توسعه محور دولت به لرستان

    لرستان با پتانسیل های بی نظیر از جمله طبیعت بکر و آب فراوان که متأسفانه کل سهم لرستان از آن یک میلیارد متر مکعب است در حالیکه سالانه ۹ میلیارد متر مکعب آب از لرستان خارج میشود ! با این همه لرستان از یک عقب ماندگی تاریخی در زمینه صنعت و استفاده از داشته های معدنی خویش رنج میبرد. به عنوان نمونه هیچ صنعت شاخصی در لرستان نداریم که بتواند باری از مشکل کم کاری و یا بهتر بگویم بیکاری کم کند ، یا طبق گفته مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب شهری ، لرستان هیچ سدی برای تأمین آب شرب در لرستان نداریم!!! کشاورزی همچنان به صورت سنتی و دیم در لرستان انجام میشود و با وجود کم آبی ها و خشکسالی های اخیر همچنان محصولات آب بر همچون هندوانه ، برنج ، چغندر و … در لرستان کشت میشوند. هنوز لرستان نتوانسته از یک معبر گردشگری به یک مقصد گردشگری برای توریست های داخلی و خارجی تبدیل شود. لرستان نسبت به بعضی از همسایگان خود از جمله خوزستان و کرمانشاه از یک عقب ماندگی رنج میبرد که با عزم همگانی و پیگیری مسؤلان استان و مجمع نمایندگان قابل حل میباشد و حتی لرستان پتانسیل لازم برای جلو زدن از کرمانشاه و رسیدن به حد خوزستان و یا فراتر از آن را دارد و در آینده میتواند به عنوان یک استان صنعتی ، گردشگری و کشاورزی معرفی شود.


  • اقتصاد ، مرد بزرگ میخواهد !

    علم اقتصاد برای کشور قاعده مندی چون سوعد و بلژیک است اما واقعیت این است که علم اقتصاد قاعده مند کننده کشورهایی بوده که امروز توسعه یافته اند. کشورهایی چون ژاپن _ کره جنوبی _ آفریقای جنوبی _ فنلاند _ هلند _ آمریکا و کانادا و … همه و همه از قواعد علم اقتصاد بهره برده اند که اکنون به این جایگاه ها رسیده اند. بنابراین وقت آن رسیده است که سیاستمداران و مسؤلان ارشد مملکت به قاعده و قانون علم اقتصاد اعتماد کنند. نباید فراموش کنیم که فقط در سایه سیاست گذاری های صحیح اقتصادی است که رانت ، فساد ، اختلاس و قاچاق برچیده میشود ؛ بیکاری کاهش می یابد و در بلند مدت ثروت جامعه افزایش می یابد ! یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد ایران طی ۴۰ سال اخیر ، عدم وجود شفافیت اطلاعات و در نتیجه شکلگیری فساد _ رانت _ رانتخواری _ اختلاس و پولشویی ویرانگر است. با وجود رانت گسترده لطمات جبران نا پذیری بر پیکره کشور در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وارد شده است. تشدید شکاف فقیر و غنی _ رشد مهاجرت نخبگان به خارج _ ترویج فساد اداری گسترده _ تخصیص نا مناسب منابع مالی _ رشد دلالی و سوداگری _ کاهش پاسخگویی مسولان به مردم _ افت سرمایه اجتماعی و بحران بی اعتمادی و … همه و همه از پیامدهای مهم عدم وجود شفافیت اقتصادی در ایران است ! تجربه تمام دنیا نشان داده که " نظام چند نرخی" برای هر کالایی پر از فساد و نا کارآمدی است ! بنابراین چه لزومی دارد مهمترین ذخیره ی استراتژیک بانک مرکزی ایران به صورت چند نرخی اراعه شود ؟ این که میگویند شرایط بحرانی است یا مصلحت اقتضا میکند و … تمامأ توجیهاتی برای باز کردن گلوگاه های فساد اقتصادی است ! چرا سیاستمداران به جای افزایش حجم دولت و تراکم کارمندان به فکر چابک تر کردن آن نیستند ؟ بد نیست بدانیم که کشور ژاپن با حدود ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت ، صرفأ حدود یک میلیون نفر کارمندرسمی دولت دارد اما ایران ۸۰ میلیون نفری حدود دو و نیم میلیون نفر حقوق بگیر دولت دارد !!! تجربه تمام دنیا نشان داده که رشد نقدینگی نتیجه ای جز تورم و رشد عمومی قیمت ها ندارد. بنابراین چه لزومی دارد که داعمأ و به انحای متفاوت ، نقدینگی در اقتصاد ایران توزیع میشود ؟ مگر نه این است که پرداخت نقدی ۴۵ هزار تومان یارانه با هدف اجرای عدالت و کمک به طبقات فرودست جامعه آغاز شد. پس چرا هم اکنون پرداخت همگانی و یکسان یارانه برای تمام افراد جامعه با زاویه گرفتن از اهداف اصلی خود ، نتیجه ای جز کسری بودجه شدید دولت نداشته است ؟ در تمام دنیا وظیفه ی بانکها صرفأ بانکداری و واسطه گری پولی بین سپرده گذار و سرمایه گذار است ؟ پس چرا بانکهای ایران اعم از خصوصی و دولتی به جای انجام وظیفه ی ذاتی خود ، اکثرأ به بنگاه داری و سوداگری و دلالی های کاذب روی آورده اند ؟ فرصت کم است و شرایط اقتصاد ایران بحرانی است لذا اصلاحات اقتصادی و سیاسی از نان شب برای ایران واجب است.


  • سیاست زدگی و باند گرایی علت اصلی عقب ماندگی هاست !

    استانهای لر نشین از توسعه عقب افتاده اند و در هر شاخص اقتصادی _ اجتماعی رتبه استانهای لر نشین زیر ۲۵ است !!! و این واقعأ یک درد است. همه هم آسیبها را میدانیم اما اقدام عملی برای رفع این معضلات صورت نمیگیرد. علت اصلی این عقب ماندن ها نیز سیاست زدگی ، باندگرایی و مساعل طایفه ای است که در همه ی جوانب حاکم شده است. صدای در هم شکستن استخوانهای طبقه فرودست به وضوح به گوش میرسد. چرا نمی شنوید؟ گویی این که گوشتان پنبه زاری شده است !!! جنگ اقتصادی بی امان آغاز شده ، جنگ آب بماند ، جنگ نان را چاره کنید ! نمایندگانو مسؤلان با چه ارمغانی میخواهند با مردم روبه رو شوند؟ با شاهکار بیکاری؟ با ارمغان، تورم و گرانی؟ با تحفه اختلاس و پولشویی؟ با ویروس مرگبار رکود اقتصادی؟ برای این همه مصیبت و بحران ایران فکری بکنید! مردم زیر چرخ گرانی و بیکاری له شدند! وضعیت اورژانسی اقتصاد ایران جز با مدیریت نخبگان اقتصادی حل نمیشود! احتکارگران و اخلالگران اقتصادی را در شرایط جنگی به سزای خیانتشان برسانید زیرا فقر و نداری عزت مستمندان را خدشه دار کرده است. فقر کرامت مردم را نشانه گرفته است:کاد الفقر أن یکون کفرا.


  • پیامد اجتماعی تورم

    نوعی بی اطمینانی در جامعه نسبت به آینده، به وجود آمده است. این شرایط باعث شده که افرادی با ثروت مشروع و یا کثیف ، به دنبال تبدیل کردن سرمایه های نقدی خود به دلار و یا طلا و مهاجرت به خارج باشند تا بتواند در شرایط بحرانی ارزش دارایی خود را حفظ و متضرر نشوند! این احساس روانی نا امنی زمانیکه به صورت یک پدیده ی فراگیر در می آید و شواهد قانع کننده ی عینی برای تأیید آن و عدم پاسخ مناسب و اطمینان بخش دولت مواجه میشود به انتظارات تورمی دامن زده و مانند یک گلوله برفی سیر صعودی تورم را افزایش میدهد. حاکمیت و دولت به جای حل و ریشه یابی مشکل و راهکار مناسب برای خروج از بحران فقط شرایط را توجیه میکند یا موضوع را کم اهمیت نشان میدهد! مثلأ بجای افزایش سرمایه اجتماعی و یا متغیرهای کلان سیاسی _ اقتصادی فقط به دنبال فرافکنی و ارجاع تمام مشکلات به رسانه های بیگانه و چند شبکه تلگرامی است! هراسی که در دل مردم جاری شده را نمیتوان با حرفهای توخالی پر کرد! سیاستمداران بجای حل مشکلات معتقدند که جامعه بعد از مدتی به این شرایط سازگار میشوند درحالی که غافلند که اولأ سازگار شدن جامعه لزومأ به معنی ماندن در همان سطح گذشته نیست بلکه هربار بعد از تورم و گرانی ما به سطح پایین تری از کیفیت زندگی و فرهنگ و روابط اجتماعی و سطح نیازهای معیشتی تنزل خواهیم کرد و این یعنی سقوط اقتصادی جامعه در تمام ابعاد! دومأ تأثیرات مخرب تورم تا سالها در متن جامعه باقی میماند و باعث شوک اجتماعی میشود! انقلاب نان و شورش فرودستان شهری و لشکر بیکاران یکی از پیامدهای اجرای سیاست تعدیل اقتصادی در کشورهایی بود که نرخ تورم بالای ۵۰ درصد را تجربه کرده بودند! در شوکهای تورمی طبقات بالای جامعه بخاطر داشتن دارایی و سرمایه از تورم منتفع شده و طبقات پایین اجتماع که وابسته به دستمزد ثابتی هستند به شدت متضرر میشوند! افزایش نابرابری اجتماعی _ قطبی شدن بیشتر جامعه _ تضعیف هنجارها و اتجاد جامعه _ بی ارزش شدن کار و رونق دلالی _ افزایش جمعیت زیر خط فقر _ فرسایش و اتلاف سرمایه اجتماعی _ افزایش آسیبها و جرایم اجتماعی و … از پیامدهای تورم است! راه حل مهار تورم در بلندمدت بیش از آنکه اقتصادی باشد ، سیاسی است! حکومتگران به گرفتن تصمیمهای بزرگ در جهت تنش زدایی با دنیای خارج و عادی کردن روابط خارجی و پیوستن و اجرای معاهده ها و کنوانسیون های بین المللی ، مقابله سیستماتیک و جدی با فساد در درون اقتصاد کشور ، فراهم کردن مشارکت مردم در تصمیمات و ایجاد فضای باز رسانه ای میتواند به حل مشکلات کمک جدی کند.


  • جذب یا دفع گردشگر؟ دکتر سلیمان رشنو

    هر چه میگویم که ساکت باش مرد _ باز می آشوبدم این موج درد / درد را باید به اهل درد گفت _ نه به برگی که ندارد رنگ زرد ! درحالیکه شهرهای کویری مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، قم ، اراک ، سمنان و کاشان از بهترین امکانات و پیشرفته ترین صنایع ایران برخوردارند بهتر میتوان در مورد زیرساختهای مورد نیاز بخش گردشگری صحبت نمود اما در شرایط وا رفته کنونی ما لرها به کمترین ها راضی هستیم و سقف مطالباتمان را در حد آسفالت خوب ! و معابر استاندارد کاهش داده ایم ! خود را مشغول آسفالت و پروژه های ظاهری و عوام پسند کرده ایم! ما به در و دیوار ، خیابانها و آسفالتهای پر زخم و بعضأ رفو شده شهرهایمان عادت کردیم. اغلب مسافران و گردشگرانی که بعد از مدتی به شهرهای لر نشین مراجعت میکنند بخاطر این همه تفاوت در کیفیت و کمیت خدمات عمومی در لرستان و سایر مناطق توسعه یافته ، چند روزی به افسردگی مقطعی دچار میشوند! ماهنوز نتوانسته ایم یکی از نیازهای مهم شهری یعنی آسفالت سیاه کف معابر را به صورت استاندارد در شهرهایمان داشته باشیم! پلهای زمخت که بعضأ شیار اتصال قسمتهای مختلف آن دل و روده ی خودروهایمان را بیرون میکشد و زیرگذرهای کج و معوج و دارای پیچ تند و دست اندازهای بدون هیچگونه علایم هشدار دهنده و کاملأ غیر استاندارد را تنها در این دیار میتوان جست ! اختلاف سطح منهول ها و چاههای فاضلاب با آسفالت که معابر را پلکانی کردند و خیابانهای بدون خط کشی وبعضأ خط کشی های رنگ و رو رفته و تابلوهای راهنمایی که هیچگاه راهنمای خوبی برای هدایت مسافران غریبه نیستند وسد معبرهایی که دامنه ی آن به حاشیه خیابان کشیده شده و به زعم بنده نوعی جدید از خیابان خواری هستند و بسیاری موارد دیگر همگی دلالت بر عدم وجود نظارت کافی در امور شهری دارد و متأسفانه، همه این موارد در دراز مدت موجبات دفع گردشگر و دل زدگی شهروندان از سرزمین تاریخی لرستان را فراهم می آورد. گردشگرانی که به شهرهای لر نشین سفر میکنند درک بهتری از نقصها و ضعفهای این مناطق دارند! قبل از هرگونه تبلیغ در جهت معرفی آثار گردشگری میباست خدمات ابتدایی و آبرومندانه ایجاد شود! کافیست نگاهی به بلوارها و دور برگردانهای سطح شهرها بیندازیم که دوباره کاری ها ، اصلاحات و تغییرات هرساله در این خیابانها، بخوبی قابل مشاهده است بعضأ ایجاد یک دوربرگردان ساده چندین ماه طول میکشد یا عمر مفید آسفالت در اروپا ۱۳ سال است ! یعنی چهار برابر ایران که آسفالت ۳ سال عمر میکند! نظام ناسالم پیمانکاری _ رعایت نکردن نکات فنی _ مشکلات زیرسازی _ عدم دلسوزی پیمانکار و … به وضعیت آسفالت صدمه میزند!


  • مسؤلان عجیب !

    وقتی مردم شهرهای کشور به گرانی و بیکاری اعتراض میکنند و مردم منتظر شنیدن اخبار این وقایع هستند شبکه های تلویزیونی ایران برنامه آشپزی نشان میدهند و خواص درمانی کشک بادمجان و تاریخچه ضرب المثل بادمجان بم را بررسی و پخش میکنند! زمانیکه تیم انتحاری داعش وارد مجلس در قلب تهران شده و هر لحظه ممکن است عصاره فضایل ملت برود روی هوا و شبکه های خبری جهانی برنامه عادی خود را قطع کرده و بطور مستقیم حادثه را گزارش میکنند ، رادیوی ایران در مورد جفتگیری ماهیان سرد آبی در شمال نیوزیلند و نحوه تهیه جهیزیه از طرف ماهیان ماده برنامه پخش میکند! بخاطر همین اقدامات محیرالعقول است که مردم در حادثه زلزله سرپل ذهاب کرمانشاه بجای هلال احمر و کمیته امداد کمکهای خود را به حساب دکترصادق زیباکلام ، علی دایی و جواد خیابانی ریختند!


  • لرستان از معبر ، به مقصد گردشگران تبدیل شود

    لرستان هنوز مقصد گردشگران و مسافران نیست. لرستان هنوز نتوانسته است از محل عبور به مقصد گردشگری تبدیل شود. با وجود شمار بالای سفرهای گردشگران به لرستان ، اما این استان هنوز نتوانسته است خود را از معبر گردشگری خارج و به استانی برای مقصد گردشگران تبدیل کند! در کنار ضعف زیرساخت های اقامتی ، کمبود راهنمای گردشگری و افزایش تورهای غیر مجاز در پایین بودن میانگین اقامت گردشگران تأثیرگذار است! گردشگران داخلی و خارجی که به لرستان می آیند از آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان اطلاع چندانی به دلیل نبود راهنمای گردشگری ندارند! یک راهنمای تور گردشگری اگر بتواند ارتباط خوبی با گردشگر برقرار کند میتواند زمینه را برای افزایش ماندگاری گردشگر در لرستان فراهم کند! علاوه بر اطلاعات تاریخی ، ارتباط خوب و زبان تکلم و برخورد گرم میتواند باعث نشاط در گردشگر شود! مترجم از حوزه گردشگری سر رشته ای ندارد و فقط ترجمه میکند اما کار راهنما علاوه بر اینکه ترجمه بخشی از حرفه، او به شمار میرود تشریح اطلاعات مربوط به آثار تاریخی و جاذبه های طبیعی به گردشگران است!


  • طوفان رکود و تورم در اقتصاد ایران:دکتر مصطفی شکری

    کینز اقتصاددان معروف میگوید:اگر میخواهید ملتی را نابود کنید ، کم هزینه ترین ، راحت ترین و پنهان ترین ابزار ، " تورم" است! یک تورم بلند مدت آرام آرام تمام بنیان های اخلاقی _ اقتصادی آن ملت را نابود میکند! دولت با کاهش فروش نفت و کسری بودجه مواجه است و رکورد چاپ پول را از اول انقلاب تاکنون شکسته است! کاهش رشد اقتصادی یعنی کاهش درآمد ملی سرانه ، یعنی فقیرتر شدن مردم ، یعنی افزایش تعداد بیکاران و تعطیلی بنگاه ها و صنایعی که دیگر توان ایستادگی در مقابل چنین وضعیتی را ندارند! سال ۹۷ نوید یک طوفان رکودی و تورمی سنگین را در اقتصاد ایران میدهد. هرگاه در اقتصاد پول بدون پشتوانه چاپ شود این حجم پول به سرعت وارد بازار میشود و تقاضا برای اجناس و کالا زیاد میشود و موجب رشد عمومی قیمتها میشود و تورم بیشتر میگردد! طبق آمارها بانک مرکزی در سال ۱۳۹۶ رکورد چاپ پول بدون پشتوانه را با چاپ ۳۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان شکسته است !!! این پول برای بازپرداخت سپرده طلبکاران مؤسسات مالی _ بانکی ورشکسته چاپ شده است و از جیب تمام مردم ایران پرداخت شده است! چاپ این حجم پول با رشد عمومی قیمتها و بی ارزش شدن ریال ( پول ملی ایران ) همراه شد! سیاستهای اشتباه موجب بحران اقتصادی شده و اقتصاد ایران غیر شفاف است و رانت و فساد اداری در کشور بالاست! نقدینگی در اقتصاد ایران بالاست! اقتصاد ایران سالهاست به دلیل تحریم ، منزوی است و سهمی در اقتصاد بین الملل ندارد! دولت در ایران حجیم و چاق است و ۳ میلیون کارمند دارد! بخش اعظم اقتصاد ایران هنوز دولتی است. فرار مالیاتی در ایران بالاست. بانک مرکزی از خود استقلالی ندارد و زیر نظر دولت است. نظامیان به شکل بی سابقه ای در اقتصاد نقش دارند. سیاست خارجی ایران با منافع اقتصادی همسو نیست و… آیا وقت اصلاح نرسیده؟ چرا کارگزاران و مسؤلان ارشد در مقابل این اصلاحات مقاومت میکنند؟ آیا باز هم پای منافع شخصی و گروهی خاص در میان است؟ اقتصاد ایران راه چاره ای جز روی آوردن به اصلاحات اقتصادی ندارد.


  • سهم استانهای لر نشین از سفرهای مقامات کشوری چیست؟

    به راستی دستاورد سفرهای کارگزاران و مسؤلان دولتی به شهرها و استانهای لر نشین چه بوده است؟ در طول چهار دهه مسؤلان بلند پایه زیادی از رییس جمهور گرفته تا معاونان رییس جمهور و وزیران و … به بهانه های مختلف به استانهای لر نشین سفر کرده اند ؛ با مسؤلان محلی و مردم جلساتی برگزار کرده ، چند روز مانده اند و با سوغات هایی از شهرهای لرستان ، به مقصد پایتخت حرکت کردند حال این سؤال در اذهان مردم نقش بسته است که حاصل و دستاورد این آمد و شدها برای مردم محروم و عقب نگه داشته شده ی لرستان چه بوده و یا چیست؟آیا سفر مسؤلان عالی رتبه تا به حال گشایشی در امورات زندگی این استانها ایجاد کرده است؟ برای نمونه سدهای کوچک بعد از سالیان به بهره برداری رسیده اند؟ کشاورزی و صنعت و گردشگری رونق گرفته اند؟ محورهای ارتباطی چهارخطه و استاندارد شده اند؟ کارخانه های تعطیل شده آیا بازگشایی شده اند؟ آیا آمدن مسؤلان تنها هزینه ای بر گردن مردم لرستان می اندازد یا فوایدی برای توسعه لرستان دارد؟ غیر از این است که هر مدیر و مسؤلی به لرستان سفر کرده در آخر گفته:خود لرستانیها باید آستین بالا بزنند و برای شهر و استانشان کاری بکنند! یا فقط خود لرها میتوانند بفکر شهرها و استانهایشان باشند! خروجی و حاصل این سفرها و همایش ها و جلسات منتج به نتیجه مشخصی برای توسعه پایدار و ایجاد اشتغال نشده است.این قولها و حرفهای توخالی رنگ واقعیت به خودشان نگرفته است. حاصل این سفرها تنها گفتار درمانی و سخنرانی بوده که گوش مردم ما از آنها پر است. دولت بجای این سفرهای پرهزینه که با هیعت پرجمعیتی همراه است باید به شیوه عملی و ضربتی برای رفع بیکاری اقدام کند چون فاصله بلاد لر نشین با استانهای برخورداری مثل اصفهان به حدی است که اگر بدون وقفه و با تمام وجود برای توسعه استانهای لر نشین کار کنند باز هم به پای آنها نخواهند رسید! وزیر کشور به عنوان ناظر اقتصاد مقاومتی بارها به لرستان سفر کرد ولی حاصل این دید و بازدیدها چه بود؟ سفر دکتر احمدی نژاد که بیش از ۶۰۰ مصوبه برای توسعه و پیشرفت لرستان تصویب کرد! اما چرا نرخ بیکاری لرستان همچنان در رده های بالای جدول بیکاری ایران است؟ چرا درآمد سرانه مردم لرستان بین رتبه های آخر ۲۷ تا ۲۹ است؟ چرا سالانه ۱۲ هزار نفر جوان تحصیلکرده از لرستان راهی استانهای کویری صنعتی میشوند؟ چرا زیرساختهای لرستان برای توسعه پایدار مهیا نیست؟ چرا هنوز فقط ۲۲ درصد زمینهای کشاورزی لرستان آبی است و مابقی دیم است؟ آیا اینها همگی نشان از عدم کارایی اثر بخشی ساختاری سفرهای مقامات ارشد دولتی به لرستان نیست؟


  • رشد آمارهای منفی در بلاد لر نشین

    یک مدیر یا مسؤل سعی میکند که وضع موجود را توجیه نموده و از این وضعیت بحرانی دفاع کند و با دیدن نیمه پر لیوان ، خوش بینانه واقعیتها را مطلوب و مناسب جلوه دهد. واقعیت این است که استانهای لر نشین بخاطر توسعه نیافتگی و فقر و تبعیض در حوزه آسیبهای اجتماعی مانند:نرخ خودکشی _ طلاق _ اعتیاد _ مهاجرت _ بیکاری و نزاع چند دهه است که وضع وخیمی دارد و در اکثر آمارهای منفی در رتبه های بالا قرار دارد! بنابراین مهم نیست که این استانهای لر نشین به ضرب ، بازی کردن با آمار و ارقام دو پله بالاتر و یا پایین تر از میانگین کشوری باشند! مهم این است که همه معترضند که ساختار اجتماعی و چرخه اداری ما بیمار است و باید برای آن فکری اساسی کرد. کودکان کار در معابر ، جوانان دستفروش ، زنان متکدی ، کارگران دور میادین ، دختران و پسران تحصیلکرده بیکار و مجرد که در افسردگی به سر میبرند ، نزاع ها و سرقت ها و خشونت های روزمره تمامی نشان از بحران فقر و نداری و بیکاری است! و این آسیبهای اجتماعی از حالت نرمال فاصله گرفته و وارد محدوده نا به هنجاری شده اند! فقر اقتصادی _ بیکاری و نداری _ آسیب های اجتماعی _ نا امیدی و افسردگی _ مهاجرت و بی عدالتی توان و انرژی مردم را گرفته است! اگر مصلحانی این دردها را با بهداشتی ترین کلمات بیان میکنند به جای ساکت کردن آنها ، به دنبال راه حلی برای کاهش این معضلات و مشکلات جامعه باشید چون تا درد را نگوییم کسی به فکر درمان نیست!


  • بیکاری در لرستان از حد بحران گذشته است!

    آمار فقر اقتصادی و بیکاری و نداری از حد بحران در مناطق لر نشین گذشته است! تسهیلات و وامهای اشتغالزا به شکل مطلوب پرداخت نشده است. مصوبات سطح ملی کار گروه ها و بانکها در ایران اجرا نمیشود و در دستگاه های اداری برای اجرای آنها مقاومت وجود دارد مثلأ برای گرفتن مجوز ایجاد یک واحد تولیدی کوچک باید ۲۱۰ روز زمان صرف شود! گردشگری محور اصلی توسعه ی لرستان باید باشد چرا که امروزه صنعت گردشگری در دنیا تبدیل به اقتصاد سوم شده است و ۲۴۰۰ میلیارد دلار نقش صنعت گردشگری در بازار دنیا میباشد! نقش مستقیم گردشگری در بازار دنیا بالغ بر ۷ هزار میلیارد دلار برآورد شده است به طوری که در سال ۱۹۵۰ حدود ۲۲ میلیون سفر در دنیا ثبت شده که این آمار امروزه به یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون سفر رسیده است! در دنیا از هر ۱۰ شغل یک مورد مربوط به حوزه گردشگری است لذا لرستان باید به مقصد قطارهای گردشگری تبدیل شود.


  • حکمرانی و مدیریت جامعه اصول دارد:دکتر سریع القلم

    نظریه توسعه آمیزه ای از تعوری ها و نگاه عام است. عوامل درونی کشورهاست که میتواند توسعه یافتگی یا عدم توسعه جامعه را به وجود بیاورد ؛ یعنی تا در داخل کشورها دگرگون نشود نمیتوان انتظار تحقق توسعه را داشت! در سایه تعامل با کشورهایی که دارای ثبات هستند میتوان توسعه را تجربه کرد. توسعه یک دستاورد بشری و امری جهان شمول است. دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در همایش نظریه توسعه ی ایران که ۲۱ تیر ۹۷ در خرم آباد برگزار شد در این همایش به ذکر این نکته پرداختند که:بحث توسعه جهانی است و راه توسعه در ارتباط با جهان است! باید به بحث توسعه جهانی نگاه کرد. کشور ما یک مورد خاص نیست بلکه میتوانیم از تجربه بشری بیاموزیم. تا زمانی که ما درک عینی وعملی را از موضوع توسعه اروپا پیدا نکنیم ، نمیتوانیم توسعه ی چین _ برزیل _ ویتنام _ ترکیه و کشورهای دیگر را متوجه شویم. ما در ایران هنوز مساعل فلسفی توسعه را حل نکرده ایم. توسعه اول از ذهن انسان آغاز میشود ؛ زمانی که من بپذیرم که حق دارم متفاوت باشم و اگر کسی متفاوت تر از من فکر کرد او هم حق دارد. متفاوت بودن حق انسانی است. هر وقت این اصل را متوجه شدیم میتوانیم به تدریج روابط مدنی خود را گسترش دهیم. بیش از ۱۷۰ سال است که ما ایرانیان در بین خود بحث داریم که توسعه پیدا بکنیم یا نه؟ با دنیا ارتباط برقرار بکنیم یا نه؟ صنعتی بشویم یا نه؟ آیا اصلأ ما میخواهیم به طرف جهان حرکت کنیم یا نه؟ متأسفانه هنوز مبانی فلسفی خود را حل نکرده ایم و مسؤلان کشور در سخنرانی ها باهم حرف میزنند ؛ امروز مسؤلی حرف میزند و فردا مسؤل دیگری پاسخ او را میدهد! این نشانه آن است که ما هنوز مساعل فلسفی خود را حل نکرده ایم! آلمان اقتصاد چهارم جهان است ، حدود ۵ هزار میلیارد دلار تولید نا خالص داخلی دارد اما همین کشور قانونی دارد که ساعت ۵ بعد از ظهر تمام افراد جامعه از صدراعظم گرفته تا یک فرد عادی به خانه هایشان میروند و این نشان میدهد که کشور آلمان برنامه دارد ؛ اما در کشور ما تا ساعت ۱۱ شب جلسه میگیرند چون مساعل فکری روشن نشده هنوز ، و این هم نشان میدهد که در کشور ما قواعد حکمرانی نمیکند بلکه این افراد هستند که کارها را انجام میدهند. آلمان سیستم محور است ولی ایران بر روی فرد و شخص تکیه دارد. توسعه یک تجربه بشری است و امروزه توسعه یافتگی جنبه فرمولی و ریاضی پیدا کرده است ؛ یعنی اگر کشوری تصمیم به توسعه بگیرد حتی در حد یک فرمولهای ریاضی کار سختی نیست و میدانند که باید چکار کنند. بسیاری از مساعل توسعه تا حدی پیشرفت کرده است که میتوان بحثهای توسعه را در گوگل جستجو کرد. توسعه دو راه دارد:یا از طریق جامعه است یا نخبگان ، از طریق جامعه بسیار طولانی و زمانبر است که در اروپا سه قرن و نیم طول کشید توسعه در چین یک تصمیم گیری بود ؛ در این کشور ، حزب کمونیست تصمیم گرفت که باید به توسعه برسند و رسیدند. فراکسیونی به این استنتاج رسیدند که تا کی ما با کاشت لوبیا و برنج و ذرت میخواهیم شکم یک میلیارد چینی را سیر کنیم؟ آنها به این نتیجه رسیدند که باید وارد نظم جهانی بشوند و به سوی صنعتی شدن بروند! اکنون همه ی کشورهای دنیا ۲۰ تا ۸۰ درصد تجارت خود را با چین انجام میدهند! آمریکا و چین ۴۶۷ میلیارد دلار با هم تجارت دارند. کشور ویتنام نیز با همین ساز و کار به توسعه رسید. در کشور هند ۵۰۰ میلیون نفر شناسنامه و خانه ندارند آنها در خیابان زندگی میکنند! مودی نخست وزیر هند در برابر این افراد احساس مسؤلیت کرد و به همین دلیل گفت ما باید ارزش افزوده را در کشورمان بالا ببریم تا بتوانیم مساعل جاریمان را تأمین کنیم. برای همین روی نرم افزار که یکی از مزیت های نسبی این کشور است ، تمرکز کرده است و شهر بنگلر را فعال و روی آن کار میکنند ؛ پس از ده سال این شهر به مرکز آی تی مهم جهان تبدیل شد. بنگلر را به شمال کالیفرنیای آمریکا ( مرکز آی تی جهان ) وصل میکنند! امروز هند سالانه ۱۲۵ میلیارد دلار نرم افزار میفروشد چیزی حدود ۳ برابر درآمد نفت ما ! آقای مودی نخست وزیر هند در جلسه ای در داوس برای دانشجویان گفت:دنیا کشور ما را خیلی جدی نمیگرفت چون ما با دنیا مساعل مان را حل نکرده بودیم و گاهی به سمت فرانسه یا انگلیس میرفتیم اما زمانیکه گفتیم میخواهیم با جهان صنعتی کار کنیم دنیا ما را جدی گرفت و این شروع تیک آف صنعتی ما بود. کشوری که در افکار و فلسفه تکلیف خودش را روشن نکرده باشد هم در درون خودش عذاب میکشد و هم با بیرون از خودش مشکل دارد. همانطور که سلامت و بهداشت اصولی دارد ؛ حکمرانی ، توسعه و مدیریت جامعه نیز اصولی دارد ، تابع افراد نیست ، افراد اصول را میگیرند و آن را اجرایی میکنند نه اینکه خودشان بخواهند آن را ابداع کنند! دو قرن است که به ثبات فکری نرسیده ایم ما هر ۸ سال یکبار در کشور میگوییم:عدالت و آزادی یعنی این و توسعه یعنی آن و تعریفمان را از انگلیس _ آمریکا _ فرانسه _ روسیه و چین عوض میکنیم ما باید به یک جمع بندی برسیم که ذات نظام بین الملل چیست و به ثبات فکری برسیم و نزدیک به دو قرن است که ما این مشکل را داریم. زمانی که در یک جامعه روندهای مختلف و متضاد وجود دارد جمع بندی به عهده ی نخبگان است و اگر به این مهم دست پیدا کنند کشور را سریع تر به توسعه میرساند که این اتفاق در هند ، کره جنوبی ، ژاپن در ۱۴۰ سال پیش افتاده است! ایران و ژاپن همزمان نزدیک به ۱۶۰ سال پیش به سمت مدرنیته رفتند ؛ ژاپنی ها مسیر خاصی را رفتند و اما ایرانی ها از یک مسیر دیگر. اتفاقی که در ژاپن افتاد این بود که بین مردم و نخبگان یک جمع بندی صورت گرفت و به تدریج پیشرفت کرد. اما در کشور ایران با توجه به فراز و نشیب های سیاسی این روند اتفاق نیفتاد. توسعه یافتگی اصول ثابتی دارد هر کشوری که توسعه یافته است صنعتی هم هست ، بوروکراسی کارآمد هم دارد. یعنی وقتی به یک اداره دولتی میرویم و کارمان را میگوییم اگر مسؤل بگوید طبق آیین نامه و مقررات باید اینگونه انجام شود درست است ولی اگر بگوید به اتاق بغلی برو و با فلان شخص صحبت کن تا شاید انجام شود غلط است! هر وقت مساعل با افراد انجام شد ما مشکل داریم! این شاغول درستی و نادرستی قضیه است. ژاپن این مسعله را ۱۴۰ سال پیش حل کرد و طبق شایسته سالاری پیش میرود و کارها را به افراد کاردان میسپارد تا حلش کنند.


  • سخنان دکتر محمود سریع القلم درباره توسعه یافتگی

    در کشور سوییس یا نروژ به کسی که میخواهد وزیر شود میگویند دولت پول ندارد که برای شما ماشین بخرد یا خودتان بخرید یا با مترو رفت و آمد کنید ! یا در دانمارک با دوچرخه به سر کار میروند! یک بار شخصی در نشست داوس به من گفت همه مسؤلین جهان نهایت با ۳ تا ۴ نفر می آیند اما وقتی مسؤلی از ایران می آید ۶۰ نفر دنبال او می آیند! چرا اینگونه است؟ یکی از اتفاقات خوبی که در دنیا افتاده این است که کاریزما از بین رفته است هر کس چیزی بلد است بیاید مدیر بشود. بخاطر این است که جهان ، جهان توانایی است. هر کشوری که توانایی داشته باشد میتواند وارد این میدان جهانی بشود و کار کند. اصلأ اسم و مذهبش مهم نیست مهم فقط توانایی است. مثلأ ۴۰۰ نفر برای ریاست اوبر ثبت نام کردند و بین آنها ۴ نفر انتخاب شدند از بین آنها یک نفر توانست قبول بشود که یک ایرانی به نام خسروشاهی است! داوران حتی نمتوانستند اسم او را تلفظ کنند اما بخاطر رزومه و مهارتش او را از بین ۳ آمریکایی انتخاب کردند! پس مهم توانایی ، مهارت و تفکر درست است! مدیر کسی است که نگاه جهانی داشته باشد. اگر تاریخ ایران را بخوانیم می بینیم که ما مردمان جهان مداری هستیم ما ۶۰۰ سال پیش با شهر ونیز ایتالیا تجارت داشتیم و چون ما یک ذهن امپراتوری داریم جهانی هستیم! در کجای دنیا مانند ایرانیها زبانهای خارجی را خوب یاد میگیرند؟ این نشان از استعداد بالای ایرانیهاست اما آن چیزی که مشخص نشده همان فکر و مدیریت است. حکمرانی باید یک مکتب فکری داشته باشد. جلسات در دولت آلمان چند هفته یکبار استاما در کشور ما هفته ای ۲ بار است! ما تولید ناخالص داخلیمان فقط ۳۷۰ میلیون دلار است و آنها ۵ هزار میلیارد دلار است! کشور ایران با اینکه نیمه مستعمره ی انگلیس و روسیه بوده است اما نسبت به کشورهای مستعمره عقب مانده تر است!!! وقتی به کشورهای آسیایی مثل:کره جنوبی _ اندونزی _ ژاپن _ سنگاپور و … سفر میکنم از همدلی که این کشورها با هم دارند غبطه میخورم قبلأ فکر میکردم که مردم ما در ایران خیلی به معاشرت با همدیگر تمایل دارند اما در خارج از کشور می بینید که ایرانی ها از هم فرار میکنند! و تمایلی به دوست یابی از هم وطنان خود ندارند! که این یک لایه از فرهنگ و شخصیت ما ایرانیها را نشان میدهد. شاید اگر در زمان قاجار مردم با هم همدل تر بودند انگلستان به فکر استعمار ایران نمی افتاد و حتی برای ما نخست وزیر انتخاب نمیکرد! در قضیه عهدنامه ترکمانچای و گلستان خود ایرانیها مقصرند چون در زمان قاجار وقتی دیدند که فتحعلیشاه دارد پیروز میشود خود شاهزادگان برنامه نقشه جنگ را به روسها فروختند! انگلیس به نروژ نزدیک است این کشور ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و ۳۷۰ میلیارد دلار تولید ناخالص ملی دارد! ولی شما در تاریخ می بینید که اینها انسجام داخلی داشتند. در یادداشتی که از کتاب پهلوی خواندم محمدرضا شاه در آذر ماه ۱۳۵۲ به اعلم ( وزیر دربار ) میگوید دانشگاه ها خیلی شلوغ شدند. فکر میکنم مسکو دستور داده و اعلم هم این احتمال را تأیید میکند و اضافه میکند ، اعلی حضرت این را در نظر داشته باشند که اگر زمینه داخلی نباشد ، مسکو نمیتواند دخالت کند!!! این حرف خیلی مهم است نزدیک به ۲۸ سال است که در ایران مشغول به کار هستم اما حتی یک بار ندیدم که وزارت خارجه این کشور از من بپرسد خلیج فارس جنوب ایران است یا در شمال ( در حد یک سؤال ) اما دولت استرالیا من را دعوت میکند که شما چه سناریوی برای توسعه چین دارید؟ در ایران دو قرن اخیر هر حکومتی که به روی کار آمده یک بخشی از جامعه را قبول نداشته و افراد خاصی را می پذیرفته است ! مثلأ محمدرضاشاه میگفت مارکسیستها را قبول ندارم و حقوقی ندارند و جای آنها در زندان است! یا هر کس نمیخواهد عضو حزب رستاخیز باشد میتواند پاسپورتش را بگیرد و برود! آیا باید با شهروندان خود اینگونه رفتار کنند؟ ایرانیها حس همدلی که باید نسبت به هم داشته باشند را ندارند و این زمینه دخالت خارجی ها را در ایران فراهم میکند! کشور کوچک کویت تنها کشور عربی است که هر کس نظر متفاوت دارد حق و حقوقی دارد و به آنها ساختمان داده شده که کار کنند و حتی چند روزنامه دارند که با بقیه کشورها از نظر تفکر و نظر متفاوت است! باید از بخشی نگری دست بکشیم و شهروندان را درجه بندی نکنیم و هر کس که ایرانی است در این کشور حق زندگی دارد. ایران میخواهد هم در حوزه منطقه ای یک قدرت باشد و هم در دنیا ارتباط اقتصادی داشته باشد که هر دو باهم نمیشود! باید یکی را انتخاب کنیم و چون این انتخاب صورت نمیگیرد این است که با کشورهای دیگر درگیر هستیم! روابط بین المللی ایران درگیر با قدرتهای بزرگ جهانی است و مشخص نیست چرا ما با کشورهای قدرتمند درگیر میشویم آیا هدف ما این است؟ ما به دنبال چه هستیم؟ تا زمانیکه این مساعل حل نشود نمیتوانیم از این درگیری ها کناره بگیریم! دکتر سریع القلم تقابل دین و مدرنیته را در توسعه نیافتگی بی تأثیر ندانست و بیان کرد:تا آن جایی که متون دینی و توسعه خواندم مبانی فلسفی متون توسعه از لیبرالیزم می آیند و من معتقدم لیبرالیزم با اسلام حلقه ی وصل محدودی دارد! لیبرالیزم مکتب فکری جهانی است ولی اسلام اندیشه و جهان بینی چهارچوب خاص خودش را دارد و این دو تا با هم قابل جمع نیستند! این مسعله از دوران مشروطه تا به امروز وجود داشته که باید بین گروه های مرجع و دانشجویان حل بشود!هر چند نخبگان بی انگیزه و تا حدی بایکوت شده اند. اگر وزیر و مدیر ایرانی در حد بین المللی کار کنند آنوقت تازه می فهمند که در کجای جهان ایستاده اند! راه توسعه در ارتباط با جهان بین الملل است تا بتوانیم از تجربه آنها استفاده کنیم و راه های پیشرفت و صنعتی شدن را یاد بگیریم! رشد هر ملتی تابع ارتباط با سایر کشورهاست تمام کشورهایی که پیشرفت کردند و توسعه یافتند با سایر کشورها و قدرتهای اقتصادی تجارت و تعامل داشتند! قانون اساسی هرگونه سلطه پذیری را رد میکند پس ما چگونه میتوانیم هم با آمریکا رابطه داشته باشیم و زیر سلطه او نرویم؟ استراتژیک کنونی آمریکا بردن ایران به سمت صادر نکردن نفت و نداشتن تولیدات ملی است اما باید ببینیم هدف آمریکا چیست؟ آنها معتقدند تا زمانی که ایران با کشورهای دوست و متحد آمریکا در خاورمیانه دشمن است ، دشمنی آمریکا با ایران هم وجود دارد!آمریکا قبلأ با مکانیزم های دیگر اینکار را انجام میداد حالا با مکانیزم اقتصادی انجام میدهد! آنها بخاطر سیاستهای خارجه با ایران دشمن هستند زیرا اصول ایران با منافع آنها در تضاد است! تا زمانیکه ما در تضاد با آنها هستیم نمیتوانیم از امکانات جهان بین المللی بهره ببریم! چون تمام مساعلی که با یورو و دلار انجام میشود دست آمریکاست و تا زمانی که با متحدین او مشکل داریم نمیتوانیم در حوزه ی بین المللی فعالیت داشته باشیم! کشوری که قدرت و امکانات بیشتری دارد میتواند زور بگوید و این قانون نظام بین الملل است!!! دو کشور انگلیس و آمریکا خیلی به هم نزدیک اند اما در مساعل مختلف رقیب هم هستند حالا چه منطقی باشد یا غیر منطقی! چه حق باشد چه باطل! ما باید ببینیم این اصولی که در پیش گرفتیم به نفع کشور است یا نه؟ و تا کی این مناقشات ادامه خواهد یافت؟ چین در ۲۵ سال گذشته ۱۴ بار در قانون اساسی خود تجدید نظر کرده است! هند از سال ۱۹۸۵ تا حالا ۱۲۳ بار در قانون اساسی خود متمم اضافه کرده است! خوب آنها شرایط را سنجیده اند و بر روی برخی از مبانی خود تجدید نظر کردند! اگر ایران میخواهد از نهضت های آزادی خواه در دنیا دفاع کنید پس نباید به دنبال رشد اقتصادی و پیشرفت باشد چون این دو تا در کنار هم میسر نیستند! کشوری که هرچقدر بتواند تولید کند استقلالش نیز بالا میرود! کشور نروژ با تورم ۱ درصدی ، هشت درصد از درآمد خود را پس انداز میکنند و تنها ۴ درصد از درآمد نفت خود را به بودجه عمومی کشور اختصاص میدهند و بقیه را برای نسلهای آینده پس انداز میکنند! ایران نمیتواند هم توسعه داشته باشد و هم با نظام بین الملل بجنگد! ما باید یکی را انتخاب کنیم که ما جنگ با نظام جهانی را انتخاب کردیم و وارد لانه زنبور شدیم! ایران از غرب و اروپا ، هواپیما و خودرو و تکنولوژی و صنعت را میخواهد ولی فرهنگ _ فلسفه و دانشگاه او را قبول ندارد! خب معلوم است که آنها هم این را قبول نمیکنند و به فکر دشمنی با ما می افتند!


  • نگاهی به مفهوم توسعه در دستگاه نظری دکتر سریع القلم:امین روشن پور

    توسعه یافتگی پدیده ای است که جنبه فرمولی و ریاضی پیدا کرده و مانند علوم پزشکی و مهندسی به یک چارچوب مشخصی رسیده است که بدون صنعتی شدن _ بوروکراسی کارآمد _ شایسته سالاری _ هماهنگی میان سه قوه _ توزیع عادلانه امکانات _ دانشگاههای حل المساعل _ محوریت تولید فناوری _ تصمیم اقتصادی غیر سیاسی و … نمیتوان توسعه پیدا کرد! مهمترین موضوع در یک کشور موضوع توسعه ی اقتصادی سپس توسعه فرهنگی _ اجتماعی است و توسعه ی سیاسی محصول توسعه ی اقتصادی است! تا زمانیکه در یک کشور طبقه متوسط شکل نگیرد و تولید ثروت نشود در آن کشور زمینه تشکلهای سیاسی متحول شکل نمیگیرد! باید ایران تولید ثروت را آغاز کند که به دموکراسی برسد! در هیچ کجای دنیا کشوری را سراغ نداریم که بدون تولید پول و ثروت ، بدون ممتاز کردن بخش خصوصی ، بدون دور کردن دولت از مساعل اشتغال و توسعه اقتصادی سراغ آزادی سیاسی رفته باشد! لذا آزادی تشکل اقتصادی مقدم است بر آزادی سیاسی! دو راه برای توسعه داریم:یا باید جامعه تصمیم بگیرد یا نخبگان! جامعه ای میتواند در رابطه با توسعه تصمیم بگیرد که تشکل ، حزب و آگاهی سیاسی داشته باشد و همچنین نسبت به مساعل خودش و جهان به یک اطمینان نسبی رسیده باشد. کشورهایی که خارج از غرب به توسعه یافتگی رسیدند مانند:مالزی _ سنگاپور _ ژاپن _ کره جنوبی _ چین و … تصمیم گیری برای پیشرفت کشور نزد نخبگان سیاسی و فکری بود! یعنی جاییکه تصمیم گرفته شده کشور باید پیشرفت کند لوازم آن توسط نخبگان فراهم شده است. اگر تاریخ آمریکای لاتین را مطالعه کنیم در آنجا نقش جامعه در توسعه یافتگی محدود است اما در اروپا جامعه نقش کلیدی در توسعه یافتگی ایفا کرد و حاکمیت را وادار به توسعه کرد در صورتیکه در آسیا _ آمریکای لاتین _ خاورمیانه و آفریقا توسعه یافتگی محصول نخبگان جامعه به ویژه نخبگان سیاسی است! توسعه ای که از طریق جامعه صورت میگیرد فرآیندی طولانی و زمانبر است در نتیجه به دلیل کمبود زمان راه نخبگان انتخاب بهتری است! عدم دستیابی ایران به توسعه یافتگی عمومأ به نارسایی های فرهنگی جامعه برمیگردد! عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست بلکه در شخصیت پرورش نیافته ماست! مشکل ایران چگونگی تبدیل فکر به عمل است. مشکل ایران ناتوانی در سیستم ساختن است. در جامعه ای که افراد اینقدر نسبت به یکدیگر دافعه دارند نمیتوان سیستم ساخت!!! سیاست خارجی مطلوب برای ایران این است که کشورهای دیگر از رشد و پیشرفت ایران هراسی نداشته باشند و از چالش های امنیتی همسایگان خود عبور کند و هیجان و عصبانیت را در ادبیات سیاست خارجی کنار بگذارد!


  • روایت دکتر محمود سریع القلم از توسعه ایرانی:مجتبی ترکارانی

    دکتر محمود سریع القلم به تبع دیگر متفکران نوسازی ، یادگیری از تجربه های دیگران و برون گرایی در سیاست خارجی را شرط توسعه میداند. وقتی ما با کشورها منافع متقابل و مشترک داشته باشیم دیگران بخاطر حفظ منافع خود مجبور به رعایت حق و حقوق ما خواهند بود. از طرف دیگر سیاست خارجی ما با دیگران نباید بر مبنای ایدعولوژیک بلکه بر اساس منافع ملی و تولید ثروت اقتصادی در داخل ایران باشد! بعد از ثروتمند شدن است که ما میتوانیم در معادلات دنیا تعیین کننده باشیم! دکتر سریع القلم فرهنگ سیاسی را در ایران که یک فرهنگ عشیره ای و قبیله گرا و اقتدار گرایانه است ، عامل اصلی توسعه نیافتگی ایران میداند و معتقد است باید با دگرگشت شخصیت ایرانی و تحول در خلق و خوی و شخصیت افراد این فرهنگ سیاسی را اصلاح نمود. به عبارتی دیگر با تغییر در خصوصیات شخصیتی ، روانی و فرهنگی مردم ایران است که توسعه امکان پذیر میشود!!! دکتر سریع القلم متفکری نخبه گراست و اجماع نخبگان را شرط مورد نیاز توسعه میداند.


  • ما و ژاپن:دکتر محمود سریع القلم

    نزدیک به ۸۰ درصد تولید ناخالص ملی منطقه پاسیفیک در سال ۱۹۸۷ متعلق به ژاپن بوده است. ژاپنیها حدود ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه در خارج از مرزهای خود در اختیار دارند! در سال ۱۹۹۰ ژاپن بیشترین سهم در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را پرداخت کرد. ژاپن با تولید ناخالص ملی بالغبر سه تریلیون دلار سعی کرده است تا نقش سیاسی خود را در سازمانهای بین المللی افزایش دهد. ژاپنیها با سیاستگذاریهای تدریجی خود بدون آنکه اصطحکاکی با قدرتهای مهم جهانی پدید آورند به سمت کسب سهم مهمتری در روابط بین المللی پیش میروند. ژاپن یک جزیره متحرک صنعتی با اقتصادی پویا و توسعه یافته است! اما ایران هنوز کشور افراد است نه سیستم ها! در دنیای امروز ، توانایی ها و مهارت های فرد مهم است و کاریزما در این دنیا هیچ جایگاهی ندارد! ایران و ژاپن دو کشوری هستند که از ۱۶۰ سال پیش از خارج از جهان غرب ، وارد دوره مدرنیته شدند اما انتخاب و گزینش ایران از متون توسعه و مدرنیته بسیار متفاوت بود! ایران اول سراغ آزادی سیاسی رفت و ژاپنی ها سراغ سیستم و تشکل رفتند! بنیان توسعه در نظام تولید یک کشور است و فونداسیون ساختمان توسعه ، نظام اقتصادی است! در ۱۱۰ سال گذشته ایران یک هزار و ۵۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته است و ژاپن یکصد و ۷۰ هزار میلیارد دلار درآمد داشته است!!! در فهم توسعه و اولویت بندی های توسعه در ۱۶۰ سال پیش دقیق نبودیم و اولویت خود را موضوعی تلقی کردیم که در مباحث توسعه ، نتیجه توسعه میشود. کشوری که تولید نکند و نتواند در بازار بین الملل سهمی برای اقتصاد خود بگیرد ، نمیتواند دنبال آزادی سیاسی برود!!! ایرانیها در هنر _ فلسفه و پزشکی در بین ملتها جایگاه بالایی دارند اما در اینکه حکمرانی یک امر تخصصی است ، جایگاه خوبی ندارند! حاکمیتهایی در یک قرن گذشته داشتیم که به تشکل جامعه اعتقادی نداشتند و فرهنگ تشکل در جامعه ما ضعیف بوده است! اگر بخواهیم در کشوری به سمت سالم سازی نظام اجتماعی حرکت کنیم باید قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی جدا شود! پیشرفت اقتصادی اصول دارد و در کشوری که حاکمیت مالک اقتصاد است نباید منتظر توسعه باشیم! حوزه تفکر باید حوزه آمار و ارقام درست باشد و با حدس و گمان نمیشود کار کرد! لذا یکی از دلایل عدم موفقیت در سیاست خارجی این است که تحلیل ما از وقایع جهان براساس آمار و ارقام نیست! شناخت نا دقیق ما در سیاست گذاری ها بسیار اثر دارد و هر چه بهسمت حدس و تصورات برویم ، به همان درجه در تصمیم سازی وتصمیم گیری مشکل خواهیم داشت و هر چه به سمت آمار ، پژوهش و ارقام دقیق برویم موفق خواهیم شد! بهترین روش مبارزه با فساد مالی در دنیا آزادی رسانه هاست! مهمترین مشکل سیاسی در توسعه ایران عدم گردش قدرت در ایران است و حدود ۴ هزار نفر داریم که ثابت هستند!!! توسعه یافتگی نیاز به ارتباطات جهانی دارد و کار با شبکه جهانی موجب رشد میشود و نداشتن ارتباطات جهانی ضد توسعه و پیشرفت است! کشوری که تولید ثروت نکند نمیتواند هویت خود را حفظ کند و ریشه تولید ثروت در بخش خصوصی هر کشور است و این تجربه جهانی است ! اگر از افراد و اشخاص بیرون آمده و سیستم درست کنیم آنوقت موفق میشویم ، اگر میخواهیم توسعه پیدا کنیم باید از فرد به طرف جمع و سازمان حرکت کنیم ، باید از ابهت فرد به توانایی فرد حرکت کنیم و ظرفیت های فکری فرد اهمیت داشته، باشد! باید به سمت تشکل و شبکه سازی حرکت کرده و از خود محوری و خود خواهی خارج شویم!


  • عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران

    دکتر محمود سریع القلم در کتاب عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران ، صفحه ۲۶۹ مینویسد:اگر ما به اطراف خود نگاه کنیم می بینیم که غرب علمی _ غرب تکنولوژیک و تا اندازه ای غرب فرهنگی در تمامی وجوه زندگی ما حضور دارد! بنابراین اگر بخواهیم وجود و اهمیت غرب را نفی کنیم دچار یک توهم خواهیم بود. چون غرب از نظر اقتصادی همه جا هست ، نقطه تلاقی و اشتراک ما و غرب و جایی که ما باید با غرب کار کنیم ، عمدتأ در حوزه اقتصاد ، تکنولوژی ، فن آوری و علم روز است! شما ببینید ۶۵ درصد تمام کتابهای دنیا در آمریکا چاپ میشود!!! کشور بعدی انگلیس اسا که ۶ درصد کتابهای دنیا در آنجا چاپ میشود. سهم مجموعه کشورهای آلمان _ فرانسه _ ایتالیا _ کانادا _ ژاپن و استرالیا تنها ۱۲ درصد است! و بقیه ۲۰ درصد هم در میان هفتاد کشور دنیا پخش میشود! به عبارت دیگر ، تمرکز علمی و تکنولوژیک به گونه ای است که جهان اول ( کشورهای آلمان ، ژاپن و آمریکا ) در مجموع نزدیک به ۵۵ درصد تولید جهانی را در اختیار دارند!!! منظور از اراعه این آمارها این است که واقعیتهای جهانی را درک کنیم ، فهم و قبول واقعیت ، نفی آرمان نیست ، بلکه باید در ما نیرو و انرژی برای کار و فعالیت و رقابت ایجاد کند! مشکل ما این است که نگاهما به غرب یک نگاه حماسی بوده در حالیکه نیاز ما نگاه عقلانی به غرب است ! انرژی ای که ما برای تقابل با غرب استفاده میکنیم باید برای افزایش اعتماد به نفس داخلی و باورهای محلی صرف کنیم ! ما ایرانیان تصور میکنیم که باید با غرب نگاه تقابلی داشته باشیم تا خود را حفظ کنیم در حالیکه مبنای تقابل ما با غرب قدرت فرهنگی ما است. اولین مدار ارتباط ما با غرب ، مدار اقتصادی است و مدار دوم سیاسی است چون کار اقتصادی روابط دیپلماتیک و سیاسی میطلبد. ما برای حیات اقتصادی و علمی خود نمیتوانیم بدون غرب زندگی کنیم. ما برای حیات سیاسی مان نیاز به همکاری داریم. مردم ایران هم غلظت مذهبی دارند و هم میخواهند خیلی خوب و مرفه زندگی کنند مصادیق و مظاهر خوب زندگی کردن را در نمادهای غربی می بینند که این نوعی تعارض است! این برخورد گزینشی ما همیشه نمیتواند دوام بیاورد. بدون ارتباطات منطقی و قاعده مند با غرب نمیتوانیم یک کشور تأثیر گذار در خاورمیانه باشیم و روابط درستی با کشورهای ترکیه _ عربستان _ دنیای عرب و آسیای مرکزی داشته باشیم به عبارت دیگر منابع تأمین امنیت ملی ایران ، منطقه ای نیستند بلکه بین المللی اند! که رفتار تاریخی ایران روی آن صحه میگذارد. ایران هیچوقت در منطقه خاورمیانه شرکای با ثبات و قابل اتکایی نداشته است و همیشه برای تأمین امنیت ملی از ارتباطات بین المللی خود با اروپا و آمریکا استفاده کرده است! این نگرانی وجود دارد که ایران در چند سال آینده به یک قدرت دست دوم در خاورمیانه تبدیل شود چون پاکستان و اسراییل قدرت هسته ای _ نظامی به شمار میروند. ثروت بعضی از کشورها مثل ترکیه _ عربستان _ امارات و اسراییل به شدت در حال افزایش است اما ایران با پتانسیلهای بالا ، به دلیل فقدان برنامه و استراتژی ملی ، ثروت ملی و قدرت ملی اش در حال کاهش است. این ضعفها به این برمیگردد که ما چقدر بین المللی فکر میکنیم؟ بخاطر اینکه اجماع ملی نداریم نمیتوانیم برای خودمان افق مشخص کنیم و از وضعیت فعلی آرام آرام به وضعیت مطلوب حرکت کنیم! ما با فقر در حوزه دولتمردی روبه رو هستیم حکومت باید با فکر نو و روشهای نو حرکت کند چون افکار و اندیشه ها روزانه در حال تحول هستند ما باید ببینیم که اصلأ در چه ظرف جهانی زندگی میکنیم؟


  • دلایل رشد بیکاری در لرستان

    کل کشور در یک بحران رکود تورمی به سر میبرد ولی در همین وضعیت استان اردبیل سطح بیکاری خود را به شدت کاهش داده است ! حالا چرا استان غنی لرستان همیشه به عنوان یکی از بیکارترین مناطق ایران معرفی میشود ؟ لرستانی که با ۷ استان همسایه است و منابع نفت و گاز دارد و چهارمین استان پرآب ایران است و بیشترین معادن سنگ و کانی ایران را دارد و متصل کننده شمال به جنوب کشور است ! چرا لرستان سر سبز نباید صنعتی و ثروتمند باشد؟ مهمترین دلایل افزایش نرخ بیکاری در لرستان عبارتند از :در بلاد لر نشین سرمایه کافی برای کار آفرینی و اشتغال وجود ندارد / نه تنها سرمایه وجود ندارد بلکه جذب سرمایه گذعر داخلی و خارجی هم به ندرت صورت میگیرد / تأسف بارتر اینکه سپرده های مردم لرستان در بانکهای خصوصی و دولتی به جای اینکه در خود لرستان صرف سرمایه گذاری و تولید واشتغال شود در قالب بنگاه داری بانکها از لرستان خارج شده و در استانهای برخوردار سرمایه گذاری میشود !!! بر طبق آمار منتشر شده یکی از بانکهای خصوصی لرستان از ۱۰۰ % اعتبارات و سپرده های جذب شده مردم لرستان حدود ۹۴ % را در استان مازندران برای هتل سازی سرمایه گذاری کرده است !!! طبیعتأ به جای اینکه اثرات آن سپرده ها به استان لرستان برسد به استان های شمالی که سرمایه به آنجا سر ریز شده است ، میرود ! لرستان تا به حال هیچگونه سهم مشخص و صریحی در برنامه های توسعه ای ایران نداشته است و طبق نظریه مرکز _ پیرامون ، به مرکز ایران که عمدتأ کویری است میرسند و پیرامون کشور را فقیر و محروم عقب نگه میدارند / یک بی برنامه گی دراز مدت در حوزه های سرمایه گذاری لرستان دیده میشود و هیچ مشاوره تخصصی به سرمایه گذاران نمیشود و پروژه هایی مثل لاستیک سازی ، یخچال سازی ، چرم و پوست ، کارخانه خودرو سازی پروتون بروجرد و … چون بر مبنای مزیت نسبی لرستان نبوده اند به تعطیلی و ورشکستگی کشیده شدند / بروکراسی اداری لرستان سرمایه گذاران را از سرمایه گذاری دلسرد و فراری میدهد / مدیریت سنتی و محافظه کار تنبل و فاقد خلاقیت و نو آوری در حل معضلات استان لرستان است و به میز مدیریت بسیار علاقمند هستند تا منافع جمعی لرستان / بنا به فرمایش استاندار لرستان جناب دکتر خادمی عمده مدیران و مسؤلان لرستان تنبل ، محافظه کار و چسبیده به میز مدیریت هستند و هیچ طرحی برای برون رفت از مشکلات ندارند / مدیریت حوزه های اقتصادی در غرستان همواره به افراد غیر متخصص سپرده میشود و الان ادارات ما پر از افراد نا متجانس است که تحصیلاتشان ربطی به شغلشان ندارد و صرفأ بر حسب سفارشات و خویشاوند گزینی وارد کادر اداری استان شده اند که قاعدتأ کارایی هم ندارند / نگاه منفی به سرمایه گذار و برخوردهای غیر اصولی و گرفتن ایرادهای غیر کارشناسی برخی مدیران ارشد استان به سرمایه گذاران ، موجب فرار و دلسردی آنها شده است / اکثر نمایندگان لرستان در مجلس به جای نظارت که وظیفه اصلی نمایندگان است در حوزه اجرا و مدیریت ورود پیدا کرده و دخالت میکنند که اکثر این دخالتها نیز به انتصاب مدیران ضعیف و نا کار آمد منتهی میشود. باری به هر جهت تا ذهن مردم و مدیران عوض نشود و شایسته سالاری ملاک انتخاب نشود اوضاع لرستان هم تغییر نمیکند


  • استانهای بیکار ، بیکارتر شدند !

    اشتغال ناقص _ افزایش جمعیت جویای کار _ عدم مهارت کافی فارغ التحصیلان _ عدم سرمایه گذاری کلان_ عوامل ناپایدار اقتصادی مثل رکود و تحریم و … باعث شده تا بیکاری همچنان در شهرها و استانهای لر نشین جولان بدهد و علاوه بر زخم محرومیت ، فقر و نداری و بیکاری هم مضاعف شود. بیکاری در استان های محروم در حال اوج گرفتن است استانهای چارمحال بختیاری با ۲۳ درصد و کرمانشاه با ۱۹ درصد و لرستان با ۱۸ درصد در صدر استانهای بیمار قرار دارند! تقریبأ یک سوم جمعیت فعال استان چارمحال بختیاری بیکار مطلق هستند ! طبق آمار ۲۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در ایران دنبال کار میگردند که ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار بیکار مطلق هستند .باید زمینه ماندگاری روستاییان فراهم شود تا به حاشیه شهرها مهاجرت نکنند. روند افزایش نرخ بیکاری در استانهای لر نشین از آنجا نگران کننده تر است که با افزایش تورم و گرانی همراه است و شاخصی بنام فلاکت را بوجود آورده که استانهای چارمحال بختیاری ، کرمانشاه و لرستان در صدر شاخص فلاکت ایران هستند. بلاد لر نشین جمعیت بالایی از بیکاران را در خود جای داده و برنامه ریزی ها برای ایجاد اشتغال باید با جدیت دنبال شود. بیکاری دغدغه نخست لر تباران است و نام لرستان در صدر لیست استانهای با نرخ اشتغال ناقص است. ورودی بازار کار هم بیشتر شده و فارغ التحصیلان بیشتری وارد بازار کار شدند ولی زیرساخت کاری برای آنها فراهم نیست ما وارث جمعیت جویای کاری هستیم که بالای ۶۰ درصد آنها مهارت ندارند لذا ارتباط بین دانشگاه و صنعت باید ارتقا یابد. وعده هایی که بیکار ماندند و برای لرها شغل نشدند:در سالهای بعد از انقلاب لرها شاهد دادن وعده های متعددی از سوی مسؤلان امر برای ایجاد اشتغال در لرستانات بوده اند وعده هایی که هیچکدام به ثمر نرسیدند و در همان مرحله کلنگ باقی ماندند و امروز جمعیت بالای بیکارانی که اغلب تحصیلکرده هستند نا امیدانه به استانهای کویری مهاجرت میکنند و بلاد لرنشین به مرکزی مهاجر فرست تبدیل شده است. بخشی از اشتغال حاصل جریانات کلی اقتصاد کشور است همه منابع دولت که در لرستانات نیست الان ۶۵ درصد کل تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود ! میزان واقعی اشتغال ایجاد شده در لرستان را میتوان با استناد به آمار بیمه ای اعلام کرد الان آمار بیمه شده ها کاهش یافته که نشان از رشد بیکاری میدهد ! برای ایجاد اشتغال اقدام علمی صورت نگرفته و عوامل اقتصادی مثل رکود و تورم و تحریم هم منجر به نا پایداری اقتصاد شده اند


  • بیکاری فقر می آورد

    کارگران فصلی لر از جان خود مایه میگذارند اما هیچ درآمدی یا بیمه ای ندارند. بیکاری فقر می آورد و فقر جرایم را افزایش میدهد. بیکاری باعث فساد میشود و ده ها ، صدها و هزاران تنش و دل مشغولی را سبب میشود. کارگران لر نه نیمه ای دارند و نه امیدی به آینده و تا وقتی رمق کار کردن دارند در طول ماه میتوانند نان بخور و نمیری بدست آورند.هیچ سازمانی به فکر مشکلات کارگران نیست. عدم حمایت سازمانی از کارگران فصلی / نبود درآمد / نداشتن شغل داعم / بیکاری و نداری / نداشتن بیمه / عدم اطمینان به فردای خود / عدم ساماندهی کارگران به رغم شعار دادن سازمانهای مرتبط از جمله مشکلات کارگران است. راستی مسؤلان در این اوضاع آشفته و گرانی برای کارگران چهار راه ها و خیابانهای در انتظار کار چه برنامه ای دارند؟



آخرین مقالات