دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

سوابق تاریخی مردمان لر

«از تبار لرستانم(منظور تمام سرزمین های لرنشین) و با کمال افتخار به این کهن سرزمین و نیک مردمانش عشق می‌ورزم». لرستان سرزمینی است کهن با قدمتی چندین هزار ساله که از هزاره‌های بسیار دور تا سپیده‌دمان تاریخ جزو یکی از مهم‌ترین سکونت‌گاه‌های بشر با مردمانی سربلند که همیشه در گذار دوران‌ها، حماسه‌ساز و مقتدر بوده‌اند‌، می‌باشد. بومیان لرستان که به نام اقوام عیلامی-کاسیت‌ی شناخته شده‌اند را باید وارثان هزاره‌های پیشین و ساکنان نخستین این دیار دانست که نه از جایی به این دیار آمده‌اند و نه با قوم مهاجر دیگری در آمیخته‌اند.

سوابق تاریخی مردمان لر

در کتاب تاریخ تحولات سیاسی _ اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، اثردکتر رضا شعبانی ، صفحه ۱۱۳ آمده است که:

 در سوابق ایلات مختلفی که به نام لر مشهورند ، سخن بسیار است و تقسیمات آنها به طوایف لر کوچک( ایلات لرستان و پشتکوه ) و لر بزرگ ( ایلات بختیاری که خود به دو طایفه هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم میشوند ) از اهم نکات است. شواهد باستانی حاکی از آن است که مناطق لر نشین پیش از ورود آریاییان مسکونی بوده است و اقوام گوناگونی در آن زندگی میکرده اند.

در حفاری هایی که در گر ارجنه ( Gar arganah ) و غار گنجی در دشت گرگان در نزدیکی های خرم آباد انجام پذیرفته ، ابزارها و وسایلی به دست آمده که قدمت آنها به چهل هزار سال پیش میرسد.

همچنین حفاری هایی که در تپه های باستانی میمه ، علی کش در نزدیکی های دهلران و چغا سبز در دزفول صورت گرفته ، آثاری از اولین دهکده های پیش از تاریخ را با قدمتی برابر هشت تا ده هزار سال اراعه میدهد ( دکتر فرانک هول ، دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران ، صفحه ۲۲ ) .

بازمانده های فرهنگی جوامع پیش از تاریخ در لرستان بیانگر آن است که این جوامع به تدریج مراحل تکامل از پارینه سنگی تا میانه سنگی و نوسنگی و شهر نشینی را پشت سر نهاده اند. ساکنان این نواحی از پیشقدمان انقلاب ده نشینی و کشاورزی ایران بوده اند و در پیدایش زندگی شهر نشینی سهم عمده ای بر عهده داشته اند ؛ چنانچه ایلامیها ساکنان کهن استان های لرستان و پشتکوه ( ایلام ) ، خوزستان ، بختیاری ، کهگیلویه ، بویر احمد و بخشی از فارس ( ممسنی ) و بوشهر دارای تمدن درخشانی بوده اند که سابقه آن به سه هزار سال پیش از میلاد میرسد.

همزمان با ایلامیها قوم دیگری به نام کاسی ها در لرستان سکونت داشته اند که نام آنها برای نخستین بار در نوشته های آشوریان آمده است ( قوم لر ، سکندر امان اللهی بهاروند ، صفحه ۲۴ ) .

تحقیقات پژوهشگرانی چون دیاکونوف در تاریخ ماد صفحه ۱۶۰ تا ۱۶۳ و گیرشمن در تاریخ ایران از آغاز تا اسلام صفحه ۵۲ تا ۵۵ ، درباره منشأ قومی و سرزمینی کاسی ها مدلل میدارد، اقوام کاسی و ایلامی که در نواحی لر نشین کنونی سکونت داشته اند در حدود ۷۰۰ قبل، از میلاد جذب فرهنگ آریایی شده و با انتقال قدرت از مادها به پارسها ، در کل بزرگتری که امپراتوری ایران هخامنشی را تشکیل داده ، مستحیل گردیده اند. مینورسکی معتقد است که کاسیها هنوز از استقلال نسبی برخوردار بودند ؛ به نحوی که هخامنشیان به هنگام عبور از سرزمین آنان مجبور به پرداخت راهداری شدند ( دو سفرنامه درباره لرستان ، ولادیمیر مینورسکی ، صفحه ۱۶ ) .

با این حال تردیدی نیست که به علت غلبه عنصر متفوق هخامنشی و بعدها در عصر جانشینان آنان ، فرهنگ و زبان پارسی جایگزین فرهنگ و زبان کاسی و ایلامی گردید و جایگاه ثابت و تاریخی اقوام آریایی ، استقرار و منزلت طبیعی خویش را نمایان ساخت.

در دوره اسلامی ، لرستان ضمیمه حکومت کوفه شد و جزو ایالت جبال ( کوهستان ) یا عراق عجم به حساب آمد. در سال ۳۰۰ هجری حکومت لرستان در دست دو برادر به نامهای منصور و بدر قرار گرفت و سرزمین هایی که در قلمرو منصور برادر کوچک تر بود به نام لر کوچک و سرزمین هایی که در قلمرو بدر برادر بزرگتر وجود داشت به لر بزرگ معروف شد.

 

لر بزرگ شاملچهارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد بود و لر کوچک استان های لرستان و ایلام را در بر میگرفت.

 معین الدین نطنزی درباره این تقسیم بندی در کتاب منتخب التواریخ ، صفحه ۳۷۰ مینویسدبدان که ولایت لرستان به غایت وسیع و عریض افتاده و آن را به دو قسم منقسم کرده اند یکی را " لر بزرگ " و دوم را " لر کوچک " میخوانند و این لقب به واسطه آن یافتند که به تاریخ سنه ثلاث ماعه ( ۳۰۰ هجری قمری ) دو برادر حاکم این دو قسم شدند که قسم اول را به نام برادر بزرگتر و قسم دوم را به نام برادر کوچک بازخوانند و احشام هر دو از آن روز جدا کرده اند. سرزمین لر بزرگ ( لرستان خاوری ) از نظر تقسیمات زبانی و گویش های محلی شامل منطقه وسیعی است که بین رود دز ( سزار ) در شمال و نواحی بوشهر در جنوب گسترش یافته است و استان های کنونی چهارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد و شمال و شرق خوزستان را در بر میگیرد ( تاریخ تحولات ایران در دوره افشاریه و زندیه ، دکتر رضا شعبانی ، صفحه ۱۱۴ ) .

بانی حکومت اتابکان لر بزرگ ، ابو طاهر فرزند محمد بود که سلسله اتابکان مشهور به فضلویه را در سال ۵۵۰ هجری قمری تأسیس نمودند و مرکز حکومت آنان شهر ایذه ( مالمیر ) بود و استیلای آنان تا سال ۸۲۷ هجری ادامه پیدا کرد. در سرزمین های لر کوچک ( لرستان باختری ) شجاع الدین خورشید به سال ۵۷۰ هجری قمری سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد که این منطقه در دوره فرمانروایی اتابکان لر به صورت منطقه وسیعی درآمد که محدوده آن در زمان فلک الدین حسن ، هشتمین اتابک از سلسله مزبور ، از یک سو شامل نواحی بین همدان و شوش و از سوی دیگر شامل مناطق بین خوزستان و اصفهان بود( دو سفرنامه درباره لرستان ، مینورسکی ، صفحه ۴۶ ) .

در زمان صفویه لر کوچک از اهمیت ویژه ای برخوردار بود و در شمار چهار ایالتی قرار داشت ( خوزستان ، لرستان ، کردستان و گرجستان ) که والی آن شاهی کوچک تلقی میشد و از امتیازات حسب و نسبی خاص با دربار صفوی استفاده میکرد ( انگلبرت کمپفر ، در دربار شاهنشاهان ایران ؛ ترجمه کیکاووس جهانداری صفحه ۱۶۲ ) .

زمامداری این ولات از سال ۱۰۰۶ تا ۱۱۴۸ هجری قمری که عمر حکومت صفویان به انتها رسید آغاز شد و تا دوره های افشاریه و زندیه و قاجاریه نیز به طول انجامید ؛ بدین نحو ، لر کوچک از زمان صفویه و بعد از آن به لرستان معروف شد و مرزهای آن هم تا زمان قاجاریه تغییر نیافت ( قوم لر ، امان اللهی بهاروند ، صفحه ۸۲ ) .

2 نظر

  • زلکی

    هویتم لر بودنم است افتخار میکنم به چنین هویتی


  • هداوند

    سرزمینی که لرها از هزاران سال پیش تاکنون در آن زندگی میکنند کوهستانی استاز این رو مردم این ناحیه بنابر مقتضیات جغرافیایی خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی دارای ویژگیهای خاص هستند که آنان را از دیگر اقوام ایرانی متمایز میکند. پیش از آریایی های مهاجر ، عیلامیان باستان در بلاد لر نشین حضور داشتند و خویشاوندان آنها یعنی کاسیان که از نژاد بومی خود منطقه غرب آسیا بودند در لرستان تمدن و شهرت داشتند و با اقتدار تمدنی درخشان پدید آوردند. کاسی ها در واقع متمدن ترین ملل عصر خود بودند. آثار هنری بجا مانده از قوم کاسی امروزه آذین بخش موزه های معتبر میباشد. لرها دارای حکومت های محلی مثل اتابکان لر و والیان لر بودند که خود شاخه ای از قوم لر به شمار میرفتند و به فرهنگ ، تاریخ و مسایل مربوط به ایلات آگاهی داشتند و مقامشان موروثی و مورد احترام و اعتماد سایر ایلات بود. مارکوپولو سیاح ونیزی که در دوره مغولان از لرستان گذر کرده است لرستان را یکی از چهار منطقه ی والی نشین مهم ایران معرفی کرده است. کمپفر از گردشگران آلمانی که در دوره صفویه به ایران آمده است منطقه لرستان را یکی از چند بیگلربیگی معتبر ایران دانسته است. نیکی آر کیدی در کتاب ریشه های انقلاب ایران ، ص ۶۵ مینویسد:آغامحمد خان قاجار با تقسیم نیروهای مخالف دولت ، تشویق منازعات گروهی ، اعطای رشوه و نگه داشتن سران قبایل و خانواده های سرشناس در تهران به صورت غیرمستقیم حکومت را کنترل میکرد! آغامحمدخان قاجار بدلیل ریشه نژادی مشترک زندیه با لرها و سابقه حمایت لرها از کریمخان زند ، لرستان را به دو بخش پیشکوه و پشتکوه تقسیم کرد که کبیرکوه حدفاصل آنها بود. شاهزادگان قاجار فاقد تجربه و کارایی لازم در مناطق عشایری هستند از این رو همانگونه که ، آن لمبتون نوشته است:حاکمیت قاجار موجب سلب اعتماد ایلات و دامن زدن به هرج و مرج در لرستان شد ( لمبتون ، تاریخ ایلات ایران ، ص ۲۱۷ ) گاهی اوقات غارت یک ایل توسط ایل دیگر وسیله ای برای تفریح شاهزادگان قاجاری بود تا جایی که سالارالدوله ایلات و طوایف را وادار به غارت و حمله به یکدیگر میکرد و خود با دوربین در بالای تپه ای بلند صحنه خونین را تماشا میکرد و از ته دل قاه قاه میخندید درست همان کاری که اشراف روم باستان با گلادیاتورها یا بردگان جنگی میکردند ( محمدرضا والی زاده معجزی ، تاریخ لرستان روزگار قاجار ، ص ۳۴۷ ). بعد از مرگ خاقات مغفور ( فتحعلیشاه ) حکام قاجاری بنای بی عدالتی را در لرستان گذاشتند و بدون جهت هر طایفه را غارت کردند ، حاکم جدیدی که می آمد نیز تقلید و تبعیت از حکام اول کرده بر اجحافات افزوده میشد و بدین سبب رعیت پریشان فرار نموده به ولایات همدان ، نهاوند ، کرمانشاهان و بغداد و صفحات روم رفته مسکن میگرفتند ( جغرافیای لرستان پشتکوه و پیشکوه ، ص ۲۴۰ ). سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن مهمترین حربه شاهزادگان قاجاری در بلاد لرنشین بود. نیمه اول قرن ۱۹ میلادی لرستان صحنه کشمکش و درگیری میان شاهزادگان قاجاری حاکم بر شهرهای خرم آباد ، نهاوند ، بروجرد و کرمانشاه بود ( اینگه دمانت مورتنسن ، کوچ نشینان لرستان ، ص ۸۳ ). درگیری ایلات و طوایف از یکسو و ظلم و جور شاهزادگان قاجار از طرف دیگر منتج به نا امنی سیاسی ، کاهش جمعیت لرستان ، رکود اقتصادی ، مهاجرت صنعتگران و فقر و سیه روزی مردم شد ( سعادت خودگو ، لرستان در انقلاب مشروطه ، ص ۲۹ ). لرستان در اوایل قاجاریه بیش از نیم میلیون نفر جمعیت داشت ( مصطفی وطن خواه ، موانع توسعه نیافتگی ایران ، ص ۳۰۰ ) که این نیم میلیون جمعیت به دلیل کشت و کشتار ناشی از جنگهای داخلی ، قحطی ، گرسنگی ، مهاجرت و بیماری به ۱۲۵ هزار نفر کاهش یافت ( جغرافیای لرستان ، پشتکوه و پیشکوه ، ص ۱۶ ). ایزابلا بیشوب از گردشگران دوره قاجار در این باره مینویسد:در صورت عدم پرداخت مالیات سربازان قاجار برای اخذ مالیات به احشام و رمه های مردم دستبرد میزنند و به همین خاطر بیشتر لرستان فقیر و کم بضاعت هستند و سال به سال در اثر سوء اداره حکومت ایران فقیرتر میشوند ( ایزابلا بیشوب ، از بیستون تا زردکوه بختیاری ، ص ۵۳ ). یکی از مباشران ناصرالدین شاه قاجار درباره نحوه جبران کسر مالیات لرستان توسط احتشام الدوله قاجار حاکم لرستان مینویسد:مباشرین نواب احتشام السلطنه تلافی این کسر مالیات را با غارت یکی دو طایفه و فروش بعضی طوایف به دیگری قرار داده بودند این دو عامل باعث شد سال به سال ولایت لرستان خرابتر شود ( فصلنامه شقایق ، شماره ۳ و ۴ ، صفحه ۴۱۵ ). وصول مالیات تابع قانون خاصی نبود و به میل و اختیار صاحبان قدرت بستگی داشت. مسعود میرزا ظل السلطان در تاریخ مسعودی ، صفحه ۲۷۹ مینویسد:در تمام لرستان غیر از شهر خرم آباد به هیچ وجه آبادی و ده و خانه گلی نیست تمام منحصر است به سیاه چادر و ایلات و خانه کوچ ، یک وقت این بلوک که مینویسم البته دهات آباد و بلوک معتبر بودند اما به جهت جنگهای پی در پی و بی نظمی های فوق العاده به کلی از آبادی افتاده است فقط اسمی از آنها مانده است! روزی خانلر میرزا احتشام الدوله حاکم لرستان نزد امیرکبیر به تهران آمد و امیرکبیر از او پرسید:خانلر میرزا وضع لرستان چطور است؟ او جواب داد قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند امیرکبیر از این جواب برآشفت و گفت:میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد تا در کنارش میش آب بخورد ( فصلنامه شقایق ، شماره ۳ و ۴ ، ص ۲۰۲ ). با قتل امیرکبیر اوضاع ناامن شد و ظل السلطان که به زلزله سلطان شهرت داشت در یک روز سر ۴۰ تن از سران عشایر لر را زد ( سعادت خودگو ، لرستان در انقلاب مشروطه ، ص ۳۳ ).



آخرین مقالات