چهار شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مشکلات سرزمین لرها

در این اواخر , مقوله هایی چون سرقت آب کارون دغدغه مشترک هم فعالان لر و هم عرب شده است که مقوله ای چون چالش کارون , می تواند نقطه تلاقی و رمز وحدت دوباره مردمان بومی خوزستان یعنی لر و عرب باشد! اگر لر خوزستانی بازیچه پان فارسیسم صادره از مرکز نشود و عرب خوزستانی هم بازیچه پان عربیسم و وهابیگری صادره از خارج مرز ها نشود !

مشکلات سرزمین لرها

سه حماقت ملی گرایان ایرانی و دولت رضاخان در هشتاد و اندی سال پیش که اسباب دردسر لرها در دوره معاصر شده است.

۱. تشکیل استان  خوزستان

۲. تشکیل استان ایلام

3. تشکیل استان چهارمحال

سه حماقت ملی گرایان ایرانی و دولت رضاخان در هشتاد و اندی سال پیش , اسباب دردسر لرها در دوره معاصر شده است . هر سه این حماقت ها , پس از عملیات " فتح لرستان " و سرکوب لرها و تجزیه ولایت لرستان و ولایت بختیاری رخ داد !

 

استان ساختگی ایلام

نخست پس از عملیات " فتح لرستان " و سرکوب لرها توسط ارتش رضاخان تجزیه ولایت لرستان پیشکوه و پشتکوه فیلی , به دو استان لرستان با مرکزیت خرم آباد(پیشکوه لرستان ) و استان ایلام( پشتکوه لرستان با مرکزیت حسین آباد )بود ! که پشتکوه لرستان با نام جدید ایلام عملا با سیاست های هدایت شده از مرکز ایران (تهران ) و همچنین خارج از ایران (کردستان ) عملا تعلقات تاریخی و فرهنگی , جغرافیایی اش را با لرستان و لر و گذشته خود گسست و به نفی و حذف و خدش و هر آنچه لری بود در پشتکوه لرستان دست زد و از دیگر سو , میدان را برای گسترش و توسعه ناسیونالیسم کردی فراهم و هموار ساخت آنچنانکه عملا این استان لرنشین در دامن پان کوردیسم و ناسیونالیسم کردی افتاد ! (درین زمان بود که رضا شاه بخشی از لرستان فیلی را که هم نفت خیز و هم موقعیتی استراتژیک داشت به عراق بخشید)

 

استان ساختگی چهارمحال

دردسر دوم ,پس از خلع ید از خوانین بختیاری و حبس و اعدام آنها , دولت پهلوی برای تضعیف بختیاری , ولایت بختیاری را بدین صورت تجزیه کرد !

1- حوزه گرمسیر بختیاری یعنی مال امير( ایذه امروزی ) و باغ ملك و مسجدسلیمان و رومز(رامهرمز ) , دزفول و شوشتر جزوه استانی جدید التاسیس شد که چندی بعد خوزستان نامیده شد !

2- حوزه چالنگ بختیاری (الیگودرز , ازنا , درود ) به استان لرستان ملحق شد .

3- حوزه فريدن و فريدونشهر تحت عنوان بلوكات حاكم نشين اصفهان قرار گرفت .

4- حوزه پشتکوه و چهارمحال بختياري در قالب يك حوزه تابع اصفهان شد.

 

چندی بعد , این حوزه در قالب فرمانداری «شهرکرد و بختیاری» ، تابع اصفهان و سپس به عنوان فرمانداری مستقل" بختیاری و چهارمحال" در تقسیمات سیاسی كشور قرار گرفت. پس چندی نام چهارمحال جلوتر از نام بختیاری آمده و نام بختیاری عقب رفت و منطقه چهارمحال و بختیاری نام گرفت . و این سرآغازی بود که اکثریت لر های بختیاری در این استان جعلی ,عملا توسط اقلیت فارس مهاجر , به حاشیه رانده شوند ! انتخاب روستایی فارس زبان به نام دهکرد که بعد ها شهرکرد نام گرفت برای استانی لرنشین , مهر تاییدی بر این روند زد تا بختیاری ها در استانی که نام آنها را به زور با خود یدک می کشید , غریبه و بیگانه بمانند و عملا شهروند درجه دو محسوب گردند ! 

 

 

استان ساختگی خوزستان

حماقت درد سرسازسوم ناسیونالیسم ایرانی و حکومت پهلوی اول ,ادغام مناطق لرنشین بخش گرمسیر ولایت بختیاری و الوار گرمسیری ولایت لرستان با ولایت عرب نشین عربستان , و ساختن استانی مجعول تحت نام خوزستان بود با هدف تضعیف هم لرها و از همه مهمتر البته محو کامل هویت عربها .

حال آنکه پس ازهشتاد سال , اگرچه لرها در این استان بسیارتضعیف شدند و عملا در هویت فارسی/پارسی مهندسی شده از مرکز حل گشتند اما هویت عربی در این استان چنان مقاومت کرد که امروز همه ایرانیان و جهانیان , خوزستان را به هویت عربی اش می شناسند و نه لری اش و حتی کمتر ایرانی و یا غیر ایرانی هست که از هویت لری نیمی از ساکنان این استان مطلع شود و تعجب نکند ! 

فی الواقع خوزستان , نامی است نوظهور که که تقریبا هشتاد,هشتاد پنج سال پیش از سوی وزارت جنگ و وزیر جنگ وقت, رضاخان میر پنج , پس از عملیات معروف به  *فتح لرستان *  و سرکوب لرهای بختیاری و لرهای فیلی (لرستان ) و خلع شیخ خزعل , و تجزیه خاک بختیاری و الحاق و انضمام دو اقلیم کاملا نا همگون به همدیگر,از دل نام های فسیل شده تاریخی استخراج , و برای این استان جعلی و نوظهور , پیشنهاد و انتخاب شد !

اقلیم کوهستانی شرق و شمال استان, که همان عیلام و الیمای باستانی است و دنباله سلسله جبال زاگرس است با اکثریت عنصر قومی لر بختیاری , که پیشتر «گرمه سئر بختیاری» خوانده میشد با مرکزیت  «مالمیر (ایذه کنونی ) »؛ پایتخت کهن اتابکان لر بزرگ و همچنین لرهای فیلی در «الوار گرمسیری» با مرکزیت «صالح آباد (اندیمشک کنونی )» و اقلیم هموار و دشت در غرب استان که دنباله فلات بین النهرین در عراق است با اکثریت عنصر قومی عرب که «عربستان» خوانده می شد با مرکزیت «محمره» (خرمشهر).

پس از نامگذاری جدید این دو اقلیم به هم الحاق شده با عنوان خوزستان از سوی وزارت جنگ, دیگر نام های تاریخی لری و عربی منطقه نیز به فارسی و فارسی باستان تغییر ! یافت . منجمله نام لری شهر بختیاری نشین مالمیر و توف اسپهد به ایذه و نفت سفید, دو گمبزون یا پازنون به گچساران و نام های عربی محمره و عبادان به خرمشهر و آبادان و قصبه ناصری(منسوب به ناصرالدین شاه قاجار) با نام جدید " اهواز " برای مرکزیت این دو اقلیم و ملیت لر و عرب , انتخاب شد !

عربستان خوزستان و لرستان خوزستان
🔴بخش اعظم خوزستان لرنشین بوده(لرستان/رنگ آبی)

🔴 بخش کوچک عرب نشین(عربستان/رنگ زرد)

🔴 بخش میانی لرها و عرب در قرن اخیر مهاجرت کرده

و در هم مخلوط اند(رنگ سفید)

 

فراموش نکنید در این دوره تنها شهر منطقه عرب نشین محمره ( خرمشهر ) بود و به همین خاطرشیخ خزعل را شیخ محمره می گفتند . عبادان یک قریه ایی بود که انگلیس ها ۵ هزار متر زمین از آن از شیخ خزعل خریدند و بنای پالایشگاه آبادان را گذاشتند که بعدها به خاطر همین پالایشگاه این شهر توسعه یافت و بزرگ شد.

اهوازی هم ان موقع نبود مرکز شوشتر بود که به جهت مرض طاعون و جنگ مسلمان و صابیی مردمش گریختند و از رونق افتاد و دولت قاجار بندر ناصری در نزدیک قریه ناصریه را رونق داد  ( این اسم را ناصرالدین شاه روی این قریه و بندر گذاشت ) در آن دوره همیشه مرکز یعنی شوشتر و  ناصری و شهر دزفول تحت امر حکومت قاجار اداره می شد و مناطق عربستان ( محمره , فلاحیه خفاجییه) تحت امر شیخ خزعل و مناطق لر نشین تحت امر ابوقداره والی پشتکوه فیلی و ایلخان بختیاری.

عنصر قومی دیگر که شامل برخی از سکنه مرکز خوزستان میشد , ساکنان قدیمی دزفول و شوشتر اند که لر زبان هایی بوده اند که از دیر باز یکجانشین و شهری شده و چون کوچ نمی کرده و وابستگی طایفه گی نداشته اند , عصبیت محلی شان بر عنصر قومیت شان غالب آمده بود و دیگر خود را لر نمیخواندند ! حال آنکه از منظر زبانشناسی, زبانشان لهجه ای از زبان لری محسوب و برای سایر لرها به آسانی قابل فهم است از همین رو می توان به جرات گفت که به جز لر و عرب عنصر قومی دیگر بومی این منطقه نبوده , و حضور عنصر قومی «فارس» امروزه در این استان محصول صنعت نفت و مهاجرت ایرانیان از چهارگوشه ایران به این منطقه و البته همچنین روند فارسی سازی غالبا در اهالی لرمسجدسلیمان و اهالی دزفول و شوشتر بوده که به جهت برخی ملاحضات سیاسی , فرهنگی , اقتصادی به حاکمیت مرکزی نزدیک بوده و به صرفه می بینند که خود را نه لر و نه عرب که فارس بپندارند و به انگارند !

 

اعراب و بختیاری ها تا پیش از این, خصومت و دشمنی که نداشته اند هیچ ؛ بلکه دوستی های عمیق و اتحاد های سیاسی تاریخی بزرگ هم بر علیه حکومت مرکزی داشته اند. همچون اتحاد محمدتقی خان چالنگ ایلخان کبیر بختیاری و لربزرگ با شیخ ثامر ؛ آنچنانکه این شیخ عرب به خاطر غیرت عشایری جانش را بر سر دفاع از خانواده ایلخان بختیاری گذاشت !

یا اتحادیه کمیته قیام سعادت بین شیخ خزعل و خوانین لر بختیاری و لک و فیلی بر علیه کودتای رضا خان که طمئع به درآمد سرشار منبعی داشت که به تازگی در سرزمین بختیاری ها توسط حفاران انگلیسی کشف شده بود چرا که این قزاق فرصت طلب برای تامین خزانه و مخارج ارتش نو بنیاد و ابقای حاکمیت نوپای خود و تاسیس دولت - ملت ایران , زمینه می چید تا بر چاه های * نفت بختیاری* تصاحب پیدا کند و بر سر این مسئله , البته که پیشاپیش با انگلیس ها به توافق رسیده بود !

او برای رسیدن به آبهای گرم جنوب و ثروت سرشار نفت بختیاری باید اول لرهای لرستان را از سد بر می داشت و سپس شیخ خزعل , متحد بختیاری ها را.

 این قشون کشی قزاق های رضاشاه , که منجر به قتل عام لرها و سرکوب عرب ها و شیخ خزعل و سرانجام به تصاحب چاه های* نفت بختیاری * انجامید ! , به *عملیات فتح لرستان* معروف شد .

شاید همین همپیمانی و اتحاد دیرینه عرب و بختیاری در این منطقه حساس و حیاتی حاصلخیز جنوبی , که بدون درآمد نفت اش , ایران امروز , بیشک حال و روزی داشت همچون کشور همزبان و برادر افغانستان !! سبب گردید که جهت تفرقه اندازی بین این دو ملیت همیشه متحد و همسایه (لر بختیاری و عرب ) در این منطقه از ایران از سوی برخی سیاست مداران و سیاسیون , تدابیر ی اندیشیده شود و سیاست عمیق برنامه ریزی و سازمان دهی گردد که ترویج ناسیونالیسم آریایی -پارسی و عرب ستیزی در میان برخی بختیاری های خوزستان بلااخص شهر مسجدسلیمان و برخی قشر به اصطلاح تحصیلکرده و روشنفکر این شهر ,از این جمله است که این امر در سایه جمعیت قابل توجه مهاجر و غیر بومی شهر و درسایه آموزش و پرورش نظام رضاشاهی که تحصیلکرده بومی را شتشوی مغزی می داد و در خدمت ایدولوژی خود می گرفت , میسر گردید آنچنانکه چهره روشنفکر و چپ و ظلم ستیز شهر تغییر یافت و مبدل به مرکز فعالیت و نشر و افکار و ضد عرب پان آریایی - پارسی شد !

 

در این اواخر , مقوله هایی چون سرقت آب کارون دغدغه مشترک هم فعالان لر و هم عرب شده است که مقوله ای چون چالش کارون , می تواند نقطه تلاقی و رمز وحدت دوباره مردمان بومی خوزستان یعنی لر و عرب باشد! اگر لر خوزستانی بازیچه پان فارسیسم صادره از مرکز نشود و عرب خوزستانی هم بازیچه پان عربیسم و وهابیگری صادره از خارج مرز ها نشود !

خوزستان , موطن لرها و عرب هاست نه معرکه پان فارسیسم و وهابیگری ! خوزستان زمین بازی و زور آزمایی پان فارسیسم و پان عربیسم , آریایی گری و پارسی گری و وهابیگری نیست ! خوزستان محل زندگی مردمان بومی و هزاران ساله خوزستان , لر و عرب است ! نه مهمانان ناخوانده که از آب گل آلود بین بختیاری و عرب , میخواهند منفعت ببرند . این امر شدنیست اگر ما هشیار باشیم و بازیچه غیر بومی و بیگانه نشویم !

مساله باز گرداندن نام های تاریخی هم مناطق عرب نشین عربستان و هم مناطق لر نشین که در دوره رضاخان توسط وزارت جنگ تغییر یافت و مقوله هایی حقوق بشری و دمکراتیک و فرهنگی و اقتصادی که منافع و درد مشترک است باید حمایت گردد که چرا که در یک جامعه سالم , دمکراتیک و چند فرهنگی چون خوزستان اهواز , شوش , آبادان , خرمشهر که پس از قرنها همجواری و مخصوصا روند سریع شهرنشینی و مرکزیت یافتن شهر اهواز هم برای مناطق عرب نشین و هم لرنشین در یک سده گذشته, این دو ملیت و این دو هویت در سخت در هم تنیده شده اند , جدول کشی قومی بین شهرها و خیابان ها و مناطق جغرافیایی نه در خوزستان که در چهارمحال بختیاری یا ایلام و نیز در اصفهان و تهران و تبریز و زاهدان و مهاباد هم نه منطقی است نه عاقلانه !

در جامعه یی دمکراتیک و چند فرهنگی ,یک عرب در مسجدسلیمان, و یک لر در آبادان یک کرد در تبریز یک ترک در سنندج  و و و همگی این اقوام در تهران و اصفهان و مشهد و شیراز, حقوق فرهنگی , اجتماعی سیاسی برابر خواهند داشت( و باید داشته باشند) که عملا دیگر مرزکشی های قومی جغرافیایی و نقشه هایی از این دست (در پایین مقاله ) بی معنا خواهد بود. !

 

نویسنده: نورعلی مرادی

57 نظر

  • هیچ:سهم لرستان و قوم لر از کتب درسی:مجید کرامتی مقدم

    کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان چند سالی است که بدون کم و زیاد کردن مطالبی در بین دانش آموزان سراسر ایران توزیع و تدریس میشود. در این تحقیق کتابهای منتشر شده در سالهای ۱۳۹۳ _ ۹۴ _ ۹۵ بررسی شدند. نکته نگران کننده این است که این کتب نه تنها همه استانها و اقوام ایران را به یک اندازه معرفی نکرده بلکه برخی استانها را خیلی بیشتر و برخی را کلأ نادیده گرفته است !!! به عنوان مثال:در متن کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان ؛ ۳۶ مرتبه نام اصفهان آورده شده در حالی که حتی یک بار هم نام لر و لرستان ذکر نشده است !!! در نقشه های کتاب نیز ۹ بار نام اصفهان آمده و لرستان فقط ۴ مرتبه ؛ از ۱۲ فصل کتاب ، فصل ششم کتاب تمامأ به اصفهان اختصاص دارد! صفحه ۵۷ به نام سفری به اصفهان آمده است که:آیا تاکنون به اصفهان سفر کرده اید؟ اگر آری ؛ چه خاطره ای از سفر به این شهر دارید؟ آیا میدانید هر ساله هزاران نفر از مردم ایران در بهترین روزهای تعطیلات خود به این شهر سفر میکنند؟ و … به جز نقشه شهر و معرفی همه جانبه ، حتی در فعالیتهای کلاسی درس به نوعی از اصفهان تعریف و برای آن تبلیغ شده به نحوی که فراموش میشود این کتاب برای همه بچه های ایران است و سهم همه تقریبأ باید یکسان باشد !!! انتشار کتاب واحد برای همه کشور میطلبد که به طور یک سویه استانی را خیلی پر رنگ و برخی استانها را کلأ نادیده نگرفت. بهتر نبود گروه تألیف کتب درسی ، یک درس را به عنوان درس آزاد همچون فارسی قرار دهند که هر استان فرهنگ ، تاریخ ، هنر ، جغرافیا و … خودش را معرفی کند یا همه استانها را به یک اندازه معرفی کرد؟ اما نکاتی دیگر در مورد کتاب درسی مطالعات اجتماعی ششم دبستان:۱ ) روی جلد کتاب تصاویری از برخی مشاغل ، اقوام و ابنیه تاریخی آورده شده اما از لرستان و قوم لر و بلاد لر نشین هیچگونه خبر و اثری نیست !!! حتی به اندازه تصویر خودروی ساخت آمریکا ! ۲ ) صفحه ۲۸ _ ۲۹ کتاب درس ششم در نقشه پراکندگی کشت گندم و برنج را نشان داده که کشت محصول برنج در لرستان ذکر نشده درحالی که استان های کویری مثل ؛ اصفهان و یزد لحاظ شده و میدانیم از نظر کمی و کیفی به پای برنج لرستان نمیرسند! ۳ ) در صفحه ۳۸ کتاب از درس هفتم با نام طلای سیاه به استانهای غربی و جنوب غربی که دارای ذخایر نفت و گاز هستند اشاره شده که باز نامی از لر و لرستان نمی بینیم ( با وجود اینکه اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان لر نشین به ثمر نشست و میادین نفتی گچساران و دهلران و پلدختر و … همگی در بلاد لر نشین هستند ) . ۴ ) فصل هشتم صفحه ۷۸ درس پانزدهم با عنوان انواع لباس که به رغم ۶ تصویر مجزا از لباس اقوام مختلف اثری از لباس قوم لر نیست !!! آیا لباس زن و مرد لر از نظر تاریخی ، فرهنگی ، زیبایی و اصالت جایی در بین این تصاویر ندارد؟؟؟ مگر نه این که چندی پیش لباس لری در یکی از نمایشگاه های بین المللی در استرالیا به عنوان زیباترین لباس محلی انتخاب شد؟ ۵ ) شاهکار نویسندگان کتاب مربوط میشود به فصل دوازدهم ، صفحه ۱۱۶ ، درس ۲۳ ، با عنوان آزادی خرمشهر که در نقشه حملات هوایی ، از لرستان اسمی آورده نشده و اصلأ نام لرستان در نقشه موجود نیست ، اما فلش حملات هوایی به غیر شهرهای مرزی ، اصفهان و تهران و تبریز را هم نشانه رفته است ! پس طبق آمار بنیاد شهید ، مگر لرستان ۱۴۳ بار مورد حمله هوایی و ۱۲ بار موشک باران نشد؟ مگر لرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ ، بعد از خوزستان نیست؟ مگر لرستان با ۳ استان مرزی و جنگ زده همسایه نبوده است؟ مگر لرستان ۶ هزار و ۵۰۰ شهید و آن همه جانباز و اسیر نداده است؟ آیا شرکت نفت خرم آباد / کارخانه سیمان دورود / مدارس بروجرد و شهرهای لرستان چندین مرتبه بمباران هوایی و موشکباران نشدند؟ آیا هنگامی که بودجه های عمرانی کشور به بهانه نا امنی استانهایی چون لرستان در سالهای جنگ به شهرهای کویری چون اصفهان و یزد سرازیر میشد ، مردم مظلوم لرستان مخالفتی کردند که حالا در نقشه های درسی مربوط به آن روزها حتی اشاره ای به بمبارانش هم نشده است؟ حال که بحث جذب گردشگر مطرح است گویا کتاب درسی بیشتر مسوؤل تخریب و کوچک شمردن لرستان و قوم لر شده و از سویی دیگر شبیه نقشه های گردشگری ایام عید نوروز ، البته برای برخی استانها هدفی جز کسب درآمد ندارد ! شاید مسوؤلین استانی چون اصفهان بیشتر از مسوؤلین وزارتخانه باید ممنون نویسندگان کتاب باشند ! و طبیعتأ حق التألیفی که از اصفهان میگیرند شاید بیشتر از آموزش و پرورش باشد !!! ۶ ) در کار برگ انتهای کتاب به غذاهای محلی اشاره شده که در آنجا نیز به غذاهای لرستان و قوم لر اعتنایی نشده است. ۷ ) در کاربرگ شماره ۸ کتاب به محصولات کشاورزی اشاره شده که محصولاتی چون خرما _ پسته و مرکبات را در نقشه مشخص میشوند و با وجود ذکر نام ۱۷ استان ، باز هم نام لر و لرستانی آورده نشده است حال آنکه انار کوهدشت لرستان به دلیل عدم بسته بندی و فرآوری استاندارد به صورت خام و فله به نام انار ساوه صادر میشود یا انجیر سیاه پلدختر بعد از بسته بندی به نام اصفهان و حبوبات لرستان به نام کرمانشاه به بازار عرضه میشوند! حتی سنگ بلاد لر نشین به نام اصفهان و قم صادر میشوند! امیدواریم روزی قوم لر و لرستان در حد نام ، تاریخ و فرهنگش دیده شود و شاهد این بی عدالتی ها و بی اعتنایی ها در ابعاد مختلف نباشیم ! کاش به جای حساسیتهای سیاسی و قومیتی ، همتباران لر در آموزش و پرورش به بررسی دقیقتر کتب درسی و مطالبه حق و حقوق دیار خود باشند چرا که موارد مشابه ای در کتب دیگر هم مشهود است !


  • علت بیکاری چیست؟

    طبق روایت اسناد و مدارک تعداد بیکاران استان لرستان ۱۵۰ هزار نفر است و برای حل معضل بیکاری نیاز به یک برنامه ضربتی حکومتی است. علت بیکاری انفجار جمعیتی ایران در دهه ۶۰ خورشیدی است بطوری نرخ رشد جمعیت بالای ۴ درصد بود. افزایش جمعیت باید کیفی باشد نه کمی! یعنی جمعیت کارآفرین ، خلاق ، شاغل و ماهر باشد نه بیکار که موجب آسیب اجتماعی شود. یکسان نگاه نکردن به همه استانها و صنعتی کردن شهرهای فارس نشین موجب تمرکز ثروت و صنعت در شهرهای خاص شده است. الآن درآمد سرانه ، نرخ مشارکت اقتصادی و شرایط رفاهی هر استانی فرق میکند و هیچگونه اقدامی برای رفع بیکاری در بلاد لرنشین صورت نگرفته است. نگاه عامگرایی و یکسان نگری باعث شده که برخی بر طبل افزایش جمعیت بکوبند درحالیکه در کل کشور ۸ میلیون تحصیلکرده بیکار داریم! دکتر پرویز کردوانی بعنوان پدر کویرشناسی ایران گفت : با توجه به منابع آب جمعیت ایده آل برای ایران فقط ۶۰ میلیون است! برای ساخت سد مخملکوه خرم آباد که ۱۴ سال طول کشیده در سال جدید اعتباری ۱۰۰ هزار تومانی در نظر گرفتند (بهای یک کیلو گوشت ) حالا چطور خواهان افزایش جمعیت هستند درحالیکه برای میلیونها بیکار شغلی وجود ندارد؟ راه آهن دورود - خرم آباد - اندیمشک تعطیل شد ، نیروگاه سیکل ترکیبی ، بندر خشک ، پارک سافاری ، مجتمع پرس ، ژنراتورسازی ، چرم و پوست ، پوشاک ، کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ماشین سازی ، پارسیلون ، پالایشگاه پلدختر ، پتروشیمی کوهدشت و صدها طرح دیگر لرستان تعطیل شد حالا مردم با چه انگیزه ای بفکر افزایش جمعیت باشند؟ بدون هیچ درکی از توسعه و شرایط اقلیمی ایران که دو سومش کویر است چطور میتوان جمعیت میلیونی را اداره کرد؟ باید نگاه را از حاشیه به متن آورد با هدف حل ریشه ای مشکلات! در غیر این صورت به قول مونتنی: اگر ناخدایی باشیم که به بندر مقصود نیندیشد هیچ بادی موافق نیست!


  • سلاحورزی

    عوارض آزاد راه تهران - قم فقط ۵۰۰ تومان است اما عوارض آزادراه خصوصی خرم آباد - اندیمشک ۲۰هزار و ۵۰۰ تومان است!!! لرها بخاطر تبعیض نژادی در فقر و فلاکت غرق هستند. بودجه های آنچنانی باعث پیشرفت اقوام همسایه شده نه مطالبه عوام! نمایندگان ناکارآمد ، عدم مطالبه گری نخبگان ، طایفه گرایی منسوخ شده و عدم شایسته گزینی هم در عقب ماندن لرها از توسعه سهیم است.


  • مازیار چگنی

    امام علی : اگر شایسته گزینی نباشد انسانهای توانمند کنار میروند و امور بدست بی کفایتان می افتد که همین امر موجب تباهی مملکت میشود. امروزه بیکاری / نداری / فقر و مهاجرت معضلات دامنگیر بلاد لرنشین است و شهرهای لرتبار همیشه در رده نخست بیکاری هستند. ضریب بالای بیکاری عامل آسیبهای اجتماعی شده و جوانان ما سزاوار این بی مهری نیستند چرا که فعالیتهای اشتغالزایی متناسب با ظرفیت جوانان تحصیلکرده ما نیست. ایجاد اشتغال در لرستانات به کندی صورت میگیرد و باید قدمهای بیشتری در زمینه ایجاد اشتغال برداشته شود. مردم لر راضی نیستند همین نیم نماینده هایی که دارند بجای پیگیری حقوق آنها درگیر سیاسی بازی و جدلهای حزبی شوند. جوانان تحصیلکرده لر مورد ظلم خاموش قرار گرفتند و بیکاری باعث نا امیدی آنها شده و مجبورند به مقصد کلانشهرها در جستجوی آینده مبهم خود کوچ کنند که این مسأله دقیقأ برخلاف تلاشهای دولت در زمینه خروج شهرستانیها از تهران میباشد. مناطق لرنشین درحالیکه بالاترین میزان مهاجرت و بیکاری را دارند که استانهایشان سرشار از موهبات الهی است ولی متأسفانه از ظرفیتهای آن به جهت تبعیض استفاده چندانی نشده است. بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی بدلیل بیکاری جوانان است.مملکتی که این همه درآمد نفتی و گازی دارد چرا باید جوان بیکار داشته باشد؟ دولت مثل پدر ملت است مثل پدری سرمایه دار باید به خانواده خود کمک کند قبل از آنکه بخواهد به دیگران کمک کند.


  • سهم لُرها از رسانه ملی

    ایران را اقوام و نژادهای فراوانی تشکیل داده است و این اقوام هر کدام دنیایی از فرهنگ و آیین های ویژه خود را دارند که پرداختن به این مسایل باعث همبستگی و نزدیکی بیشتر مردم در سراسر کشور خواهد شد ولی صدا و سیما مانند دیگر نواقص عمده اش از این امکان مناسب استفاده نمیکند اگر هم برنامه هایی در این رابطه ساخته میشود بیشتر به اقوام شمالی و آذربایجانی که بیشترین حضور را در پایتخت دارند میپردازند. اکثر اقوام ایران در تلویزیون از نظرها پنهان شده، هستند ولی لرها اینطور که به نظر می آید در صدا و سیما در حال حذف کامل هستند. لرها اگر از لحاظ جمعیت و همچنین غنای فرهنگی از دیگر اقوام بالاتر نباشند دست کمی از آنها ندارند. باید از مدیران این رسانه میلی پرسید که چرا تنها اثر لرها در تلویزیون محدود به نقشهای ساده یا بهتر بگوییم:کارگر _ سرایدار _ دست و پا چلفتی _ خجالتی و با لهجه من درآوردی که در هیچ کجای جغرافیای زیستی لرها صحبت نمیشود! برنامه سازی در سیمای افلاک که ویژه لرستان است به قدری ضعیف و ابتدایی است که در واقع قابل نقد و بررسی هم نیست! این شبکه در ۲۰ ساعت پخش خود ، فقط پاسی از شب یک برنامه ۵۰ دقیقه ای به زبان بومی دارد و باقی برنامه ها از برنامه کودک و اخبار و گزارش و فیلم و مصاحبه تمامأ به زبان فارسی است! همان یک ساعت، برنامه به زبان بومی را هم با شخصیت های نچسب طنز به لودگی میگذرانند و زبان لری را به تمسخر میگیرند! تلختر از همه آنجاست، که حتی در فیلمها و سریالهای مربوط به جنگ هشت ساله هم خبری از لرها نیست در صورتی که در دوران جنگ مردم لر نقش خط مقدم ایران را در دفاع از خاک میهن دارا بودند و تعداد شهدا و مجروحان جنگ خود نشان دهنده این ادعاست. متأسفانه شخصیت های فیلمهای ژانر دفاع مقدس هم ویژه یک یا دو نژاد و دو یا سه استان مرکزی ایران شده است! در اینچنین فضایی است که اگر برنامه ای مانند خندوانه که در برنامه سازی صداوسیما یک استثنا به حساب می آید ، برنامه ای یک ساعته در مورد لرها بسازد و به این قوم رنج کشیده بپردازد این چنین مورد توجه قرار میگیرد.گزارشی از محمد پور خداداد:سایت گلونی


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فارس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • مهاجرت ترکان و مغولان موجب زندگی کوچ نشینی شد!

    مغولان که صحراگرد و شمن پرست بودند و مظاهر طبیعی را میپرستیدند اعتقاد داشتند که《زمین مادر حیات》است و نباید زندگی یکجانشینی داشت لذا نگاه بدبینانه ای به شهرنشینی داشتند و تمام زیرساختهای شهری و《تأسیسات آبیاری و آبرسانی》را خراب و مختل میکردند. در این وضعیت مردمان لُر باتوجه به آسیب رساندن مغولان به شهرها و قتل عامهای دسته جمعی تنها راه نجات را پناه آوردن به کوهها و زندگی متحرک میدانستند. دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب《جامعه شناسی عشایر ایران》صفحه ۲۱ مینویسد: در دوره مغول زندگی کوچ نشینی در لُرستان گسترش یافت زیرا زارعان بر اثر عدم امنیت به کوهها میگریختند و زندگی کوچ نشینی را آغاز میکردند! فتوحات و سلطنت تیمورلنگ در ایران قتل و غارتها و ویرانیهای بسیاری به بار آورد که موجب گسترش زندگی چادرنشینی گردید! به عقیده استاین ( Estaine ) لُرها که در چند قرن اخیر نیمه یکجانشین بوده اند در هزاره پیش از میلاد《حیات یکجانشینی》داشته اند. بوبک (Bobek) یکی دیگر از پژوهشگران که سکونتگاههای ماقبل تاریخ ایران را مورد مطالعه قرار داده است میگوید: وجود پاره ای گیاهان نظیر《فلومیس پرسیکا》در مناطق لُرنشین از لحاظ بوم شناسی گیاهی مبین وجود و رواج زراعت در روزگاران گذشته است و این خود نشانه آن است که کوچ نشینی از درون زندگی ده نشینی مبتنی بر کشاورزی برخاسته است. وجود آسیابها و خرابه های مسکونی در مناطق لُرنشین نشان میدهد که لُرها تا قبل از ترکتازیهای مغولان زندگی یکجانشینی داشته اند. مغولان هیچگاه به زاگرس تسلط نیافتند ولی میراث کوچ بلند و اصطلاحات کوچ را به یادگار گذاشتند. تمامی کلمات کوچ مثل: ایل_ایلخان_ییلاق و قشلاق_خان_یورت_قیقاچ و…تماماً مغولی هستند. از این زمان کوچهای بلند و گسترده با اطلاع از وسعت خرابی مغولان شروع شد. بیهقی میگوید: ما را شهر زادگاه بودی همچنان که آنان (مغولان) را بیابان! دکتر یعقوب احمدی در کتاب《جامعه شناسی ایلات و عشایر》صفحه ۱۰۶ مینویسد: تاریخ زندگی ترکها در ایران به نوعی تاریخ کوچ نشینی و تحرک است!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • ولایت بختیاری چگونه تجزیه شد؟؟؟

    اقوام ساکن در ایران هرکدام از نظر اداری در محدوده سرزمینی سکونتگاههای خود اقوام تشکیل شده و از این جهت از نظر اداری آنها خود را اداره میکنند و در این راستا دارای صداوسیمای استانی برای حفظ زبان و فرهنگ، آموزش زبان مادری و همبستگی استانی هستند وحتی پیشرفتهای اقتصادی هم داشته اند مثل آذربایجان وکردستان!ولی متاسفانه سرزمین بختیاری بین چندین استان پراکنده شده و هیچکدام ازاین استانها حقوق اجتماعی_اقتصادی آنها را به رسمیت نمیشناسند (اصفهان،مرکزی،خوزستان،چهارمحال بختیاری).تشکیل مجدد استان بختیاری هرچند در ابتدا شاید مشکلات زیادی داشته باشد اما در طولانی مدت مزایای زیادی هم از نظر نهادینه کردن دموکراسی در ایران و حتی حفظ محیط زیست و پایداری سرزمینی ایران خواهد داشت. چنددهه است که بحث تاسیس استان بختیاری کمابیش از جانب برخی همتباران روشنفکر دنبال میشود. هم اکنون بیش از هر زمان دیگری بستر مطرح کردن این ایده فراهم شده است. اگر قضایای محیط زیست را بعنوان عنصر جدایی ناپذیر از فرهنگ لر را پیگیری کرده باشید متوجه خواهید شد که بعد از تجزیه خاک بختیاری بین چندین استان در راستای نابودی و مرگ این شاخه از مردم لُر اینبار این عنصر فرهنگی زیستی مردمان لُربختیاری بیش از هرزمان دیگری مورد تهدید قرار گرفته و علاوه بر چشم‌داشت بیشتر به《خاک بختیاری》《انتقال آب》و《سد سازیها》باعث تشدید روند نابودی اقتصادی_زیستی لُرهای بختیاری شده است. نقشه ای از سال 1800 میلادی از ولایت بختیاری موجود است که توسط《هوتم شیندلر》نقشه کشی شده است! دراین نقشه حدود ولایت بختیاری شامل کل استان بختیاری و چهارمحالش به اضافه شرق لُرستان (الیگودرز و ازنا و دورود) وشهرهای شمال وشرق خوزستان وهمچنین منطقه لنجانات، فریدن، خوانسار، گلپایگان ومیمه اصفهان میشود! این نقشه موقعیت سرزمینی لُربختیاری را در ۲ قرن پیش نشان میدهد و خودبخود گویای نقش وجایگاه عنصر بختیاری در تحولات سیاسی_اقتصادی وخصوصاً نظامی 200 سال پیش است! اما چرا این گستره جغرافیایی تجزیه وبه استانهای همجوار ضمیمه گردید وچه شد که بخش باقیمانده هم از عنوان استان بختیاری محروم ماند؟باید در نوع تعامل جامعه بختیاری با حکومتهای قاجار وپهلوی مورد ارزیابی قرار داد! بختیاری در بهار 1288 شمسی بعنوان نیروی اصلی وارد مبارزه برعلیه استبدادمحمدعلیشاه گردید وشجاعت بختیاری مهمترین عامل سقوط استبداد بود. قوای بختیاری در نبردهای انقلاب مشروطه با شکست《قوای سالارالدوله》و《ارشد الدوله》و《محمدعلی میرزا》که عده نیروهای آنان تا 30 برابر بختیاری میرسید استعدادنظامی خود را به نمایش گذاشت!فتح تهران وحاکمیت بختیاری که از صفویه به بعد بعنوان نیروی بالقوه که مُترصَد تاسیس سلسله پادشاهی بختیاری در صحنه سیاسی ایران بوده زنگ خطر را برای بازیگران این صحنه به صدا درآورد! آنان از روح دموکراسی خواهی《سرداراسعدبختیاری》که تمایلی برای تحقق این خواسته تاریخی نشان نمیداد بشدت خرسند بودند و زمانیکه 6 ماه بعد رهبر بختیاریها در جنبش مشروطه خواهی در اوج قدرت با کمال ناباوری از مسند حاکمیت کناره گیری نمود آن بازیگران ذکرشده نفس راحتی کشیدند! ایران همیشه توسط《شاهان غیرایرانی》اداره میشد و دستیابی لُربختیاری بعنوان یکی از ایالات ایران به تاج وتخت، زنگ خطر جدی را برای بازیگران سیاسی خارجی_داخلی بصدا در میآورد. به هرحال بختیاری از هوای آلوده صحنه سیاست گریزان بود. بختیاری به زادگاهش بازگشته بود وقدرت را با همه دلبستگیهایش وا نهاده واحمدشاه را با بازیگران پیرامونش تنها گذاشت. غافل از آنکه در پستوی امارتهای تهران وشاید هم در پشت دیوار سفارتخانه های دُوَل صاحب نفوذ خوابهای تلخی را برای شجاع مردمان لُربختیاری دیده اند! مشروطیتی که آنهمه جوان رعنای بختیاری برای اسقرارش جان شیرین فدا کردند کمکم به بیراه میرفت وگروهی از رجال طرفدار روس و انگلیس چاره را در《حذف نام بختیاری》حتی در دستنوشته هایشان میدیدند!دستنوشته های خائنانه که امروزه مبنای تاریخنویسی جاهلان این عرصه شده تا آنجا که مستبدین و دلالان از راه رسیده را مشروطه طلب میخوانند و درحق رهبران واقعی انقلاب سخت بی مهری روا میدارند این جماعت تاریخ ناخوانده! 11 سال زمان لازم بود تا از دل دموکراسی مشروطه خواهی شخصیت مستبدی چون رضاخان میرپنج بیرون بیاید. یک دیکتاتور تجددخواه! معلوم نیست چگونه تجدد ودیکتاتوری باهم سازگار میشوند؟ ماهیت رضاخان را باز بختیاری زودتر از دیگران شناخت!آخربختیاری صاحبخانه است و هر مهمانی را بهتر از دیگران میشناسد. علیمردان بختیاری حالا برای رهایی وطن عزم مبارزه کرد وحماسه سفیددشت را در تاریخ بنام بختیاری ثبت میکند ولی افسوس که خیانت و خودزنی برخیها به شکستش می انجامد و اینچنین بود که ولایت بختیاری به نقشه قبلی تجزیه شد واستان کوچک چهارمحال بختیاری از آن باقیماند! برای《محال اربعه》هویت من درآوردی چهارمحالی و تعریف کردن جالب اینکه چهارمحالی را رقیب بختیاری فرض کردند و نهادهای تصمیم‌گیری و فرهنگی را در اختیار آنها قرار دادند! غافل از آنکه میان《هویت قومی》و《هویت شهری》فرق بسیاری است! قومیت ریشه در تاریخ دارد وشهروندی اصلاً اینگونه خصلتی ندارد! البته حاکمیت خان سالاری وحکومت استبدادی مظالم بسیاری را بر چهارمحالیها و بختیاریها تحمیل کرده بودند و یکسری واکنشهای چهارمحالیها درمقابل بختیاریها در واقع از نظر روانشناسی《عقده گشایی》بود. رژیم پهلوی برای مقاصد شخصی و انتقامجویی از برخی سران بختیاری این سرزمین وسیع را به استانی کوچک و کم اهمیت کاهش داد! تجزیه ایالت بختیاری بخاطر《جنبه های سیاسی》صورت گرفته و صرفاً برای سهولت در امور مدیریت نبوده کما اینکه انتخاب شهرکرد (دهکرد) بعنوان مرکزبختیاری که در آخرین نقطه بختیاری قرار گرفته و کاملاً دور از دسترس بختیاریها میباشد گواهی است بر این مدعی! البته معلوم نیست گناه من بختیاری چیست اگر بر فرض خانی از رهگذر حاکمیت دیکتاتوری زمانش گناهی روا داشته که آنهم بنابر مقتضیات آن حاکمیت تاریخی بوده است! و حالا که بختیاری جمعیتش را بیش از 10 میلیون تخمین میزنند یک استان بنام خودش ندارد و سرزمینش را در استانهای مختلف پراکنده‌اند حتی در استان خودش چهارمحال بختیاری که همه داشته های فرهنگی، تاریخی، آیینی وحاکمیتش متعلق بخودش است برخی درپی تکه کردنش هستند! دراین استان همه آیینها، باورها و داشته های فرهنگی از آن بختیاری بوده و مهاجران زمان رضاخان (قشقایی وفارس) صاحبخانه شده گرچه بیش از این درحق صاحبخانه محجوب (از نظر فرهنگی) ناسپاس باشند. البته که بی مهری چند مسئول تازه به دوران رسیده درحق یکی از کهن ترین اقوام هیچ تاثیری بر مالکیت بختیاری بر استانش ندارد! اما تغییر نام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع وقابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری وهمراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال وچهارمحل را که تغییرنام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع وقابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری وهمراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال و چهارمحل را که اینک دیگر وصله ناجوری مینماید در پیشوند نام بختیاری از نام وعنوان استان بختیاری حذفش نمود بلکه باید تلاش نمود کل سرزمینی را که ولایت بختیاری مینامند دوباره به این استان ضمیمه نمود مگر نه این بوده که با توطئه خائنانه رضاخان این منطقه تجزیه شده است تا که گسست فرهنگی وتاریخی در میان قوم لُربختیاری ایجاد گردد غافل از آنکه《هویت عنصر بختیاری ریشه در اعماق تاریخ دارد》ونه تنها در هیچ فرهنگی هضم نمیشود بلکه همه فرهنگها وهویتهای پیرامونی اش را در خودش هضم مینماید.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون《فرهنگ تجمل خواه》و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • دایه وقت جنگ نیست!!!

    رسول موحدیان: ترانه‌ی حماسی《دایه‌دایه وقت جنگه》ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻟﺮﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ تحمیلی ﺍﺳﺖ آن هنگام که دشمن در فکر نابودی کشور ما با تفنگ و جنگ بود بجا و هنرمندانه این ترانه سروده و اجرا شد و تأثیر خود را نهاد. اما درحال حاضر جنگهای نظامی به حداقل رسیده است و آنچه دنیا با آن درحال جنگ با دیگران است، نه تفنگ و جنگ فیزیکی است که قلم و اندیشه است. تفنگِ امروز قلم است و فشنگش نوشتن. سربازش جوانان جویای دانش است و فرمانده هانش دانشمندان. تانک امروز خودروی برقی است و موشکش ماهواره، سنگرش دانشگاه و دوربینش تلسکوپ. اکنون مناطق محروم لُرنشین، دیگر نیازی به ترانه و شعر جنگی و روغن مالی تفنگ ندارند حالا باید سرود و خواند، دایه دایه وقت آن است که صدای زیبا و لذت بخش شُرشُر آبشارهایمان را به گوش همه برسانیم. وقت آن است از شاخه های خشکِ درختانی مانند بلوط، قلم بسازیم و با آن بنویسیم: زاگرس به این بلوطها زنده است، بنویسیم دایه دایه وقت حفاظت از منبع تنفس و حیاط زاگرس نشینان است، وقت آن است که بجای ردیف کردن فشنگها بر روی سینه، دانه های بلوط را به دامن بگیرم و با دندان، به ردیف بکاریم. وقت آن است که بجای آتش زدن جنگلها و زمینها، افکار پوسیده و عقاید عتیق را به آتش بکشیم. وقت آن است بسراییم: دایه دایه دیگه وقت نزاع و خون بس و زن برادر نیست، وقت تفاهم و تعقل و هم اندیشی است. وقت برنو و شکار و پنج تیر ِ«پِرّو» نیست، وقت نوشتن است و خواندن و پنج اثر. وقت ایل و طایفه‌گرایی نیست، وقتِ شایسته و لیاقت سازی است. وقت افتخار به گذشته و دیگران و خان نیست، وقتِ ثبت اختراع و افتخارات جوانان لُر است و اعلام شایستگی آنان. وقت تیراندازی در عروسیها نیست، وقت نوشتن عقدها و مراسمات ساده است. وقت مرده پرستی و شستن دائمی سنگِ گورها نیست، وقت زنده کردن است و شستن افکار. وقت پرداختن به شُعب و شاخه و پشتِ جو و ده بالا نیست، وقت اتحاد و همبستگی لُرها و ایجاد مردم « لُر» است و منطقه «لُرها». وقت آبیاری با بیل و شخم با کلنگ نیست، وقت تکنولوژی و دانش کشاورزی است. وقت ارّه و تیشه و زغالِ بلوط نیست، وقت کاشت و داشت و برداشت صحیح است. وقت فال و دخیل به «شهِامَه» برای بچه دار شدن و بستن «پَرو» به تک درخت مراد دهنده نیست، وقت تعقل و علم و «رویان» است و شکستنِ «گِژِک» و مهره. وقت ماندن در گذشته و سیر در خاندان نیست، وقت رفتن است و ساختن. وقت فروختن سنگ و تعطیل کردن کارخانه نیست، وقت ساخت شیشه از سنگ است و کارخانه از کار و تلاش!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • واکنش لُرها به جامعه نژادپرست ایران چیست؟

    در عسلویه هرکسی از مهندسین نفت را دیدیم تُرک بود! پُستهای کلیدی دست این عزیزانه ولی همیشه از تبعیض دَم میزنند! حتی تهرانیها که دوره شش ماهه مأموریتشان میآیند عسلویه، همه تُرکند! تمام پرسنل پتروشیمی خرم‌آباد ترک تبریزند! اکثر واحدهای پالایشگاهی وپتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه در اختیار ترکهاست! آیا لُری در آذربایجان مشغول بکاراست که آنها خود را مُحق میدانند در بلادلُرنشین به فعالیت تجاری بپردازند و به لُرها توهین کنند! همش سياسته که با نژادپرستی و شعارهای مرگ برفارس و خلیج عربی دست پيش ميگيرند که پَس نروند وگرنه تبريز ازنظر صنعت و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش و شکلات دراختیار تبریز است! وقتی وارد آذربایجان ميشويد انگار وارد كشور ديگری شده‌اید! روستاها تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است حتی آبیاری مدرنیزه زمینهای کشاورزی را دارند! زمینهایشان یا زیرکشت است یا شهرک صنعتی است و هيچ زمین بلااستفاده‌ای نمی‌بینند! نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک و گچساران است اما پالایشگاه وپتروشیمی درتبریز واصفهان است! خیالشان از لُرها آسوده است که تمام بودجه را بین خودشان تقسیم میکنند و لُرها در فقر وبیکاری بسر میبرند!اصفهان و یزد علیرغم بی‌آبی انحصار تولید فولاد را در اختیار دارند و با لابی اجازه احداث صنایع در استان بختیاری را نمیدهند تا همیشه آب مجانی برای چندطبقه کردن صنایع شان داشته باشند! همکارم هرروز صبحانه‌ را از اراک تهیه و به لُرستان میآورد! وقتی پرسیدم چرا از لرستان خرید نمیکنی؟ گفت: دوست ندارم پولم تو جیب لُرها بره! اما اگر ثانیه‌ای دویست میلیون مترمکعب آب از الیگودرز به اراک و قم برود یا پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد سَر از اراک درآورد نباید اعتراض کنیم چون متهم به قومگرایی میشویم! تمام عطر و آجیل فروشی های دزفول، کُردسنندج اند! در اندیمشک فروشگاه کردستان دایر کرده‌اند که لُرها بجای تحریم از آنها استقبال هم میکنند! تورهای گردشگری یکروزه که به مناطق لُرنشین میآیند تمام وسایل حتی راننده را با خود میآورند و ریالی برای استان ما درآمدزایی نمیشود! شهرهای ما بازار مصرف کالاهای بُنجل اصفهان و تبریز است از گُلدستون اردبیل تا سفال اصفهان، ایزوگام دلیجان و لاستیک کویر یزد! پس لُرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟ سهم ما از اقتصاد ملّی چیست؟ چرا از بودجه عمومی برای انتقال آب به شهرهای نورچشمی استفاده میشود اما برای تکمیل طرحها در لُرستان اعتبار ندارند؟


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • سیمین بهبهانی

    این مکر و ریا گشت به گوش همه یاران _ این حیله بشد باور یک ملت نادان / ای وای از این قوم و از این ملت بیمار _ لعنت به سر گور امام زاده مکار / ایرانی که بود تاج سر دانش دنیا _ اینک قمه بر سر زدنش خنده دنیا / زنجیر به سر و سینه زدن در غم تازی _ از شب به سحر در غم و در گریه و زاری / شد سنت ایرانی پس از عمری شهامت _ ای وای از آن قومی که شد خام دیانت / ایرانی بشد چاکر درگاه امامان _ آن شیر زن خاک گهر پوش دلارا / شد زینب و زهرا و خدیجه و سهیلا _ از کورش و از ایرج و کاوه و بابک / قربانعلی و غلامحسین آمده اینک _ لعنت به من و ما که بیگانه ستاییم / پیشانی به سنگ در تازی بمالیم _ لعنت به من و ما که فرزند یلانیم / بیرونی بیگانه از این خانه ندانیم _ نفرین به چنین تیغ که تیزش نتوانیم / لعنت به چونین دست که مشتش نتوانیم _ اهریمن از این خانه برون ما نتوانیم / این دیو ستمکار از این سفره نرانیم _ لعنت به من و ما که خاموش نشستیم که خاموش نشستیم. زنده یاد سیمین بهبهانی


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • تاریخ افول لُرها

    افول لُرها از دوران صفویه شروع شد. حکومت مستقل و پانصد ساله اتابکان لُرکوچک توسط شاه عباس سرنگون و به یکی از ۴ ولایت اصلی ایران تبدیل شد که هنوز دارالغرور لقب داشت. لُر بزرگ هم به ایالت بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی تجزیه شد. البته شاهان ایران وجود اتابکان لُر و والیانی که در غرب ایران حکمرانی می‌کردند مزاحم قدرت خویش می‌پنداشتند و به انواع مختلف در تضعیف ایشان می‌کوشیدند فرامین نادرشاه برای سران طوایف و منصرف کردن آنها از اطاعت حکمران لُر نمونه کوچکی از این اعمال بوده‌است. در نتیجه حکومت ایران موفق شد، حکومت خاندانی را که به عقیده مارکوپولو، یکی از هشت خاندان گرداننده کشور ایران بود، کاملاً کوچک و محدود کرده و به قدرت آنها خاتمه دهد. اصولاً در تاریخ لُرستان باید اذعان داشت که حکومت نیمه مستقل لُران با مرگ شاهوردی خان که به گفته؛ ژاک دو مورگان در جغرافیای غرب ایران، قدرت او باعث رشک شاه عباس شده بود، به شدت ضعیف شد و از آن پس در لُرستان حکومتی نیرومند به وجود نیامد. روند افول و زوال به استثنای کوتاه مدت دوران زندیه ادامه یافت تا ضربه کاری و نهایی را رضاخان وارد سازد. لُرها با شانتاژ رسانه ای دستگاه تبلیغاتی پهلوی به خشونت، راهزنی و...متهم شدند و بنا شد که مواهب مدرنیزاسیون از نوع پهلوی اش به زور به آنها عرضه شود. آنها که طلیعه تمدن را با قتل عام دسته جمعی / نابودی مراتع و سرقت دامها توسط ارتش پهلوی / آتش زدن زیستگاهها / تبعید دسته جمعی / کوچ اجباری / نسل‌کشی و در یک کلام نابودی خشونت بار معیشت سنتی خویش درک کرده بودند در حیرت و سکوت به انتظار نشستند. لُرها با عبارت پر بسامد الوار اشرار در ادبیات رسمی پهلوی و گفتار روشنفکری ناسیونالیست فارسی اعم از چپ و راست در موقعیت ساحرگان سیلویا فدریچی قرار گرفتند و نخستین فیلم ناطق سینمای ایران به ثبت این بازنمایی از ایشان پرداخت. صد سال پروژه مدرنیزاسیون و دولت_ملتسازی در ایران (که با دلالتی پر معنا هنوز ناتمام میخوانندش!) به سبک آریایی_امتی، لُرها را به جایی رساند که سیل ویرانگر_بیانگر، تنها در چند روز به تصویر کشید: مردمی تحقیر شده، ناتوان و از همه مهمتر بیخطر (که با المانهایی مانند جانعلی، ممجو و کاراکترهای فیلم ایران برگر بازنمایی می‌شوند) که با همان زیر ساختهای دوران پهلوی اول شب را به صبح می‌آورند. لُرها سخت بی دفاع هستند چه در مقابل طبیعت و چه در مقابل دولت_ملت! از زره جامه تان اگر بشکوفید، باد دیوانه، یال بلند اسب تمنا را، آشفته خواهد کرد...


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • با آمار شیطنت بازی نکنید

    با آمار شیطنت بازی نکنید: طی گزارش فصلی مرکز آمار ایران که به‌تازگی منتشر شده است، مشخص شد که برآورد نقطه‌ای نرخ بیکاری لرستان در بهار 99 به 21 درصد رسیده که نسبت به فصل مشابه سال قبل (16.3 درصد) افزایش قابل‌ملاحظه‌ای داشته است. درواقع، لرستان تنها استانی است که در بهار 99 نرخ بیکاری آن از 20 درصد فراتر رفته است. البته لرستان از دیرباز وضعیت مطلوبی از نظر اشتغال نداشته و صرف‌نظر از بررسی‌های فصلی، در گزارشات سالیانه نیز که در سال‌های اخیر منتشر شده‌ شواهدی دال بر بهبود چشمگیر وضعیت اشتغال مشاهده نمی‌شود. شاید مهمترین عامل تاثیرگذار در افزایش نرخ بیکاری لرستان در آمار اعلام شدۀ اخیر، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی باشد و تا حدودی این موضوع را می‌توان ناشی از اثرات منفی ویروس کووید 19 بر وضعیت جمعیت شاغل استان دانست که عمدتاً در مشاغل روزمزد و کسب‌وکارهای بازاری مشغول به‌ کار هستند؛ بنابراین با توجه به وضعیت نامطلوب اشتغال در لرستان و آمارهای اعلام شده در فصل‌ها و سال‌های گذشته و همچنین پیامدهای ناشی از کروناویروس، این جایگاه آماری لرستان از نظر نرخ بیکاری تا حدودی منطقی به‌نظر می‌رسد. این درحالیست که ظاهراً سید موسی خادمی، استاندار محترم لرستان، این آمارها را دور از انتظار می‌داند. به گزارش یافته، استاندار لرستان روز سه‌شنبه 24 تیرماه 99 به این آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران واکنش نشان داده و در گفت‌وگو با خبرنگار صدا و سیما اعلام نموده که بخشی از ارقامی که در این گزارش آمده از دقت و کارشناسی لازم برخوردار نیست و گاهی ناشی از شیطنت است. البته دقت در اندازه‌گیری‌های آماری همیشه مورد بحث است و بخصوص در رابطه با پدیده‌های اجتماعی همواره سعی می‌شود تا از داده‌های به‌روز شده استفاده شود تا درصد خطا کاهش یابد و یکی از دلایل انتشار آمارهای فصلی نیز همین است؛ بنابراین نظارت کافی برای جمع‌آوری صحیح داده‌ها می‌تواند تا حد زیادی دقت نتایج نهایی را بالا ببرد. در این مورد خاص احتمالاً جناب استاندار می‌دانند که متولیان جمع آوری داده‌ها چه نهادها و سازمان‌هایی هستند و برای آمارهای بعدی می‌توانند نظارت بیشتری بر کار آن‌ها داشته باشند؛ اما درمورد شیطنت‌های احتمالی نمی‌توان مطمئن بود چه کسانی ممکن است اینکار را انجام دهند و یا اصلاً چرا باید اینکار انجام شود و حقیقتاً این موضوع نادرست به نظر می‌رسد. به‌عنوان یک کارشناس آماری ریشۀ اینگونه واکنش‌ها را در عدم آگاهی درست از علم آمار می‌بینم. متاسفانه برخی گمان می‌کنند که علم آمار یعنی جمع‌آوری داده‌ها و اعلام برخی شاخص‌ها برای آگاهی‌بخشی از وضعیت موجود، درحالی‌که این یک قدم ابتدایی است و قسمتی که عمدتاً نادیده گرفته می‌شود استفاده از داده‌های در دسترس برای پیش‌بینی آیندۀ احتمالی و برنامه‌ریزی درست برای مواجهه با آن می‌باشد. معمولاً کشورهایی که به‌طور تخصصی و هدفمند از علم آمار استفاده می‌کنند از نظام اقتصادی قوی برخوردار هستند و در بحران‌های پیشِ رو موفق‌تر عمل می‌کنند چراکه با آنالیز داده‌ها و مشخص کردن تغییرات موجود در رفتار داده‌ها آیندۀ احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند و برای مواجهه با آن آماده می‌شوند؛ بنابراین درک درست مسئولین از آمار و بهره‌گیری از آن برای برنامه‌ریزی در سطوح مختلف به آن‌ها این توانایی را می‌دهد تا در برخورد با بحران‌های احتمالی آمادگی بیشتری داشته باشند و موفق‌تر عمل کنند. در سال‌های اخیر، آمارهای اعلام شده از نرخ بیکاری لرستان همواره نمایانگر مسیر ناهموار اشتغال در این استان بوده و اگر این آمارها توسط مسئولین جدی گرفته می‌شدند و برنامه‌ریزی درستی براساس آن‌ها انجام می‌شد احتمالاً امروز اشتغال در لرستان از وضعیت بهتری برخوردار بود؛ اما متاسفانه هربار این آمارها تا حدودی جدی گرفته نشدند و اخیراً هم که جناب استاندار آن را محصول بی‌دقتی در گزارشات و ناشی از شیطنت دانسته‌اند. بهتر است به جناب استاندار یادآوری شود که در طول دورۀ مدیریت ایشان بارها مشابه این آمارها اعلام شده و اگر اهمیت داده می‌شد و اقدام مؤثری از سوی دستگاه‌های اجرایی و تحت مدیریت ایشان صورت می‌گرفت شاید اکنون شرایط به‌مراتب بهتر بود. در واقع، نه‌تنها آمار مربوط به بیکاری بلکه آمارهای دیگری نظیر نرخ بالای تورم، قیمت بالای خرید و رهن واجارۀ مسکن و همچنین گزارشات مربوط به شاخص‌های اقتصادی نظیر شاخص فلاکت که اخیراً براساس آن لرستان به‌عنوان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد همگی نشان‌دهندۀ ناکارآمدی و ضعف مدیریتی در لرستان است. انتظار آن می‌رود که جناب استاندار به‌عنوان نمایندۀ عالی دولت در استان لرستان درمورد این همه آمار نامطلوب اعلام شده در طول دورۀ مدیریتشان به مردم استان پاسخگو باشند.


  • فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است

    نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در نطق میان دستور: آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد ونجات لُرستان نیازمند عزمی ملی است. عدم استفاده از امکانات و توانمندی‌ها صدمات جبران‌ناپذیری به کشور می‌زند. عضو کمیسیون امور داخلی کشور در مجلس گفت: شایسته نیست مردم لرستان زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. به گزارش یافته، "مرتضی محمودوند" در نشست علنی صبح امروز (چهارشنبه، 25 تیرماه) مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود با بیان اینکه باید به ظلم پایان داد و هیچ ظلمی پایدار نیست، گفت: امتحان تاریخی این مجلس باید پایان دادن به ظلم فرهنگی، اجتماعی و معیشتی در کشور باشد. نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی در ادامه با بیان اینکه مردم لرستان مردمی شریف در اندیشه و عمل، قانع و سخت‌کوش هستند که سال‌ها منافع آن‌ها در بی‌تدبیری‌ها و کوته‌فکری‌ها گم شده است، اظهار داشت: این مردم در زیستگاهی 54 هزار ساله زندگی می‌کنند، در کوهستانی که تمدن انسانی است؛ این مردم اندیشه‌ورز، مدافعان شجاع و سرسخت سرزمین مادر در برابر حکومت‌های جبار بوده‌اند. وی افزود: شایسته نیست که این مردم زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. وی در ادامه با بیان اینکه امروز لُرستان در ظلم و بی‌توجهی، شاخص اول فلاکت و مقام نخست بیکاری در کشور است، اظهار داشت: بیکاری پنهان در لرستان بالای 40 درصد بوده درحالی‌که مادر تمام مشکلات روحی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است. تأمین معیشت روزانه برای برخی خانواده‌ها غیرممکن شده است. محمودوند در ادامه با بیان اینکه لرستان بزرگ با منابع طبیعی سرشار، مراتع و کشاورزی، هوای معتدل و باران کافی، همچنان در آتش فقر می‌سوزد، عنوان کرد: دیار باشکوه و تمدنی جهانی با مردمانی بی تکرار، در مهر و محبت مانند لرستان پارسی تبار که مربوط به ایران بزرگ است امروز از جور و جفای بی عدالتی و بی‌برنامگی از نفس افتاده است. این نماینده مردم از استان لُرستان در مجلس یازدهم ادامه داد: نجات این استان نیاز به عزمی ملی داشته و اگر روزی که مقام معظم رهبری عدالت اجتماعی با محوریت عدالت توزیعی را اکسیر برنامه‌ریزی می‌دانستند، توجه می‌شد امروز فرسنگ ها فاصله میان مردم دیار من و شما به وجود نمی آمد. اگر مجلس به عنوان عصاره فضائل است پس باید بدانیم فضیلت اخلاقی امام علی (ع) می‌گوید کسی که از فقر در سختی است نباید مسئولی در آن کشور سر آرام بر بالین بگذارد. وی در ادامه خطاب به رئیس جمهور گفت: در اندک فرصت باقیمانده برای یاری‌رساندن به مردم شریف لرستان چه برنامه‌ای دارید؟ چرا حداقل یک روز از ریاست رو به اتمام خود را در منزل یکی از تنگدستان نجیب دیار من، لرستان مظلوم سپری نمی کنید تا طعم تلخ درد را بچشید؟ آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد؛ می‌خواهم بدانم آیا از فقر فقرا دردمندید؟ عدالت ملی کجاست؟ نباید مردم را با آمار غلط و ساختگی فریب دهیم. محمودوند همچنین با بیان اینکه بیکاری در لرستان بیداد می کند، عنوان کرد: بدون شک اگر از تمام امکانات، منابع و توانمندی‌ها برای این تکلیف ملی استفاده نشود، لطمات بعدی بی‌تدبیری، صدمات جبران‌ناپذیری را برای کل کشور به بار می آورد. نماینده دولت در همین جایگاه در خصوص برنامه‌وبودجه اعلام کرد که کفگیر به ته‌دیگ خورده است که باید خطاب به دولتمردان بگویم بیش از 40 سال است که برای مردم مظلوم لرستان کفگیر به ته دیگ رسیده و از این به بعد قرار است چه مصیبتی بر سر مردم این منطقه بیاید. عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی در پایان بیان حقیقت به مردم واجب دانست و خاطرنشان کرد: مردم لرستان برای تهیه نان به نانوایی رفته و نان قرضی می‌گیرند و این اتفاق برای زمانی بود که بودجه داشتیم لذا امروز که می‌گویند کفگیر به ته دیگ خورده است، مردم استان چگونه باید این ظلم و ستم را تحمل کنند. آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد و نجات لرستان نیازمند عزمی ملی است.


  • غلامرضا مصدق

    غلامرضا مصدق؛ بديهيات گفته شده - الزامات بر زمين مانده: بيكاری و تورم بايد كاهش يابند، فساد باید ریشه کن شود، صادرات باید توسعه پیدا کند، از وابستگی بودجه به درآمد نفت باید کاسته شود. همواره از این سنخ گزاره ها و اهداف كاملاً بدیهی كه امروزه حتی بچه هاي مدرسه اي هم قادرند فهرستي بلند بالا از آنها را ارائه دهند، از زبان مسئولان فراوان میشنویم، اما علی‌رغم حجم انبوه این لفاظی های بدیهی، نتیجه ای عملی از اهداف و برنامه‌ها حاصل نمی‌شود بماند، که هر روز از این اهداف دورتر و دورتر هم میشویم. چرا از این کوه عظیم بدیهیات گوئی حتی موشی هم زاده نمی‌شود؟! جواب ساده است، عملی شدن این بدیهیات، الزاماتی دارد که مسئولان ما به دلائلی که خودشان بهتر میدانند است خیلی خود را ملزم به آنها نمیدانند. 🔘كاهش تورم و بيكاري الزاماتی مثل، ثبات اقتصادی، بهبود فضاي كسب و كار، امكان دسترسی آسان به منابع مالي داخلي و خارجي، افزایش تولید، اتخاذ سياستهاي پولي و مالي علمی و امنیت اقتصادی دارد. مبارزه با فساد الزاماتي اساسی و غیرقابل اجتناب مثل وجود فضاي رقابتي در اقتصاد، دولت كوچك، قوه قضائيه مستقل و رسانه هاي آزاد دارد. الزامات توسعه صادرات، تعامل گسترده و با ثبات با دنیای خارج و دور انداختن استراتژی خودکفائی (بخوانید خود ویرانگری) است، الزامات کاهش وابستگی بودجه به درآمد نفتی، توسعه بخش خصوصی، استفاده از ظرفیتهای ترانزیت، نفت، گاز، کالا، مسافر، توریسیم، سرمایه گذاری خارجی، سرمایه و توان تخصصی ایرانیان ساکن خارج ، دسترسی به منابع سیستم مالی بین المللی و غیره است.🔘 مثالهای بالا مواردی محدود، اما عینی از مشکلات مزمن و به ظاهر لاینحل ده ها ساله ما هستند، که همواره میخواهیم با حرف درمانی بر آنها غلبه کنیم، ولی به هيچ روی ملزم به الزامات حداقلی آنها نیستیم. مثلاً يكي از الزامات رقابتي كردن اقتصاد، دست كشيدن از تقسيم بندي ملت به دوگانه خودي - غير خودي است، آيا مسئولان محترم ما حاضرند از اين امر مقدس دست بكشند؟ براساس تجارب گذشته و شواهد موجود اين تقسيم بندي از خطوط قرمز محسوب شده عبور از آن ممكن نيست، پس به همين يك دليل هم كه شده رقابتي شدن اقتصاد غير ممكن است. 🔘 برای برون رفت از این دور باطل تعیین هدف و ملزم نبودن به الزامات رسیدن به آن سه راه حل به ذهن نگارنده می‌رسد. اول، مسئولان بعد از کسب این همه تجربه پر هزینه و شکست خورده بالاخره بپذیرند رسیدن به هر هدفی الزامات اجتناب ناپذیر خود را دارد و خود را ملزم به الزامات برنامه ها و اهدافشان کنند. دوم، اگر به راه اول گردن نمی نهند صادقانه به مردم بگویند بنا بر مصالحی که ما تشخیص میدهیم، صلاح نیست این الزامات را رعایت کنیم، تا حداقل مردم تکلیف خود را بدانند. سوم ، منتظر ماندن و امید به وقوع معجزه ای که ما را از این بن بست خارج کند.🔘 تجربه ۴۱ سال گذشته نشان می‌دهد، هیچ چشم انداز امید بخشی برای تحقق گزینه های اول و دوم وجود ندارد، احتمال عملی شدن گزینه سوم اگرچه بسیار بسیار کم است اما فعلاً تنها روزنه امید برای برون رفت از این بن بست خود ساخته است.🔘 کسانیکه همواره برای حل مشکلات کشور برای اتمام دوره مجالس و دولتهای مستقر لحظه شماری می‌کنند تا دولت و مجلس بعدی کاری ‌کنند کارستان ، به امام زاده ای دخیل بسته اند که اگر کور نکند شفا نمی دهد، تجربه نشان داده آنچه که از آمدن و رفتن دولتها و مجلسها تا بحال بجا مانده، نه حل مشکلات بلکه تعمیق هر چه بیشر آنها بوده است، زیرا ریشه مشکل جای دیگریست.


  • نطق جسورانه دکتر مهرداد ویسکرمی در مجلس

    دکتر مهرداد ویسکرمی در نشست علنی امروز (یکم، مردادماه) مجلس در نطق میان دستور گفت: آنچه که در مورد لُرستان می‌گویم به معنای انکار بزرگی سایر اقوام و مردمان ایران نیست بلکه برخلاف ادبیات رایج می‌خواهم از مظلومیت مردم لُرستان بگویم اما مظلومیتی که با شجاعت، آزادگی، پاک‌دامنی و اقتدار عجین شده است. عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس افزود: رهبری فرمودند؛ «شجاعت جوانان لُرستانی را اگر دیگران شنیده‌اند من با چشمان خود دیده‌ام» خوب است بدانید لُرستان و قوم لُر افتخار دارد که یکپارچه بر ولایت علی (ع) همیشه مدافع تمامیت ارضی و استقلال ایران بوده است. وی ادامه داد: از دلایل اصالت نژادی لُرستان این است که هیچ دشمنی در طول تاریخ نتوانسته بر لُرستان استیلا پیدا کند و گاهی از اسب افتاده‌ایم اما همیشه اصیل مانده‌ایم؛ جوانان لرستانی پوزه مغول، محمود افغان، رضاخان و منافقان را در مرصاد بخاک مالیدند آیا می‌دانید شهید خلبان عباس بابایی پسوند چگنی دارد و شهید زین‌الدین از تبار لُرستان و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از طرف مادری از نژاد لُر است؛ آیت‌الله بروجردی به‌عنوان مرجع شیعیان و استاد امام راحل از لُرستان برخاسته است و از نظر فرهنگی هم تاریخ کهن لُرستان گواه بلندای فرهنگی استان من است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: پایتخت مطلق جهان با قدمتی بیش از 3 هزار سال تنها یک مثال است؛ پل شکسته، سنگ‌نوشته، قلعه فلک‌الافلاک و صدها اثر تاریخی و فرهنگی دیگر از قدمت فرهنگی دیار من، خبر می‌دهند. ویس‌کرمی با بیان اینکه تقدیم بیش از 6 هزار و 500 شهید گلگون کفن سند افتخار لُرستان است، گفت: لُرستان دارای مساحتی سه برابر لبنان و جمعیتی یک‌سوم آن، 12 درصد آب‌های سطحی ایران با حدود 12 میلیارد مترمکعب خروجی آب، سومین حوزه آبریز کشور، از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های بشر و پایتخت تاریخ جهان است و یکی از 4 بخش اصلی موزه ایران به لُرستان اختصاص دارد و دارای تنوع بوم زیستی بی‌نظیر با وسعت‌های گردشگری است. این نماینده مردم در مجلس یازدهم یادآور شد: برنج شهرستان خرم‌آباد بهترین برنج ایران و زعفران آن کیفیتی برتر از خراسان دارد اما کشت برنج و زعفران در استان ما صورت قانونی نیافته است!!! زمین‌های زراعی استان به‌تنهایی از 8 استان کرمان، سمنان، هرمزگان، خراسان جنوبی، قم، بوشهر، البرز و یزد حدود 5 هزار هکتار بیشتر است و متوسط بارش در لُرستان 2 و نیم برابر ایران اما درصد کشت استان نصف میانگین کشوری است!!! عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس با انتقاد از اینکه سهم لُرستان از مخازن آبی کشور کمتر از نیم درصد است، ادامه داد: استان لُرستان 70 درصد کل اتحادیه اروپا تنوع گیاهان دارویی دارد، 5 درصد سنگ‌های تزئینی دنیا متعلق به لُرستان است و از 64 درصد نوع ماده معدنی شناخته‌شده 26 نوع آن در لُرستان وجود دارد و دارای رتبه چهارم در بارندگی، مراتع و جنگل‌ها را دارا است. وی با انتقاد از اینکه ساختار بودجه کشور ظالمانه بسته شده است، تصریح کرد: به ظاهر بودجه عمرانی ما در سال‌های اخیر افزایش‌یافته اما این بودجه حداکثر 10 درصد ورودی تخصیصی است و 90 درصد بودجه از طریق وزارتخانه تخصیص می‌یابد که سلیقه‌ای، لابی محور و تبعیض‌آمیز است!!! به‌عنوان مثال سهم استان لُرستان از تسهیلات بانکی در بازه زمانی 96 تا 98 کمتر از یک‌صدم استان یزد درحالیکه جمعیت ما یک و نیم برابر این استان است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: ذخایر فراوان گاز، نفت و قیر در استان لُرستان کشف شده اما جوانان ما سهم چندانی از پتروشیمی خرم‌آباد ندارند و از برکت واگذاری‌ها و چوب حراج ظالمانه به کارخانجات لُرستان در دولت سازندگی و اصلاحات به تلی از ضایعات تبدیل شدند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، دکتر ویس‌کرمی تصریح کرد: لُرستان جنات تجری من تحتها الانهار است اما با لبان تشنه بر لب دریا نشسته و هیچ‌کدام از شهرهای لُرستان از منبع آب شرب پایدار برخوردار نیستند. لُرستان هرساله از سیلاب خسارت میبیند اما هیچ سدی ندارد!


  • سرزمین خسته من

    سرزمین من خسته از جفاست...آهنگ سرزمین من شاید به لهجه افغانی باشد و برای غربت مردم افغانستان نوشته شده باشد، اما این آهنگ شرح حال همه ملتهای مستعمره، دربند و مظلوم است. سرزمین هایی که هیچ‌وقت رنگ خوشی را نمی‌بینند، چون نه خودشان می‌خواهند نه صاحبانشان می‌گذارند. عده‌ای از افغان‌ها که پولدارند شاید به کشورهای اروپایی بروند و هرچند به ظاهر دور از فاجعه باشند اما باز در ته دلشان غمگینند و عده‌ای نیز به کشورهای اطراف همچون ایران می‌آیند تا هم کارگری کنند و هم تحقیر شوند. این آهنگ شرح حال ما لُرها نیز هست! ما هم مستعمره ایم. ما هم خسته ایم از جفا... سرزمینی بی سرود و صداییم که هیچکس صدای ما را نشنیده...ما هم برای کارگری مهاجرت کردیم و بی آشیانه گشتیم و تحقیر شدیم و بر سر ما زدند که همین حق شماست! سرزمین دردمندی است که درد میکشد اما فریادی نمیکشد و ناله‌ای نمی‌کند چون مهربان و دلسوز است که مبادا آسایش و آرامش کویریها بهم بریزد...استعمار فقط به زور و جنگ و بمب نیست! گاهی با مهربانی است با واژه‌های قشنگ و خوش آب و رنگی همچون سلحشور و غیور و سرباز وطن و شاهنامه خوان و...گنج سرزمین من را نیز هرکس به نوبت برای خود ربود و ما نیز سکوت کردیم و رضایتمان را نشان دادیم. ما هم همدرد افغانستانیم! آنها یکباره و در انفجار می‌میرند و ما به تدریج. ما با اعتیاد می‌میریم. ما خودکشی می‌کنیم. ما هنگام کارگری در غربت می‌میریم! استعمار، استعمار است، فرقی نمی‌کند توسط غریبه باشد یا آشنا! توسط آمریکا و انگلیس باشد یا کویرنشینانی خودخواه که همه منابع کشور را برای خود می‌خواهند! نفت و گاز و آب و...را برای خود می‌خواهند و دفاع و سلحشوری و بدبختی و غربت و بیکاری را برای دیگران! امکانات آموزشی، زیرساختهای عمرانی و...را برای خود می‌خواهند و ما باید در سخت ترین شرایط زندگی کنیم. سرزمین من خسته از جفاست. سرزمین من...


  • کارگردانان بیکاری در لُرستان

    مهدی میرزاوند؛ کارگردانان بیکاری در لُرستان: کاش بجای برنامه ها و پایلوت ها، برای یکبار ظرفیت سازی جامعه در لُرستان انجام میگرفت، ظرفیت سازی جامعه یک روش ادارکی برای توسعه است که برای شناسایی موانع به کار میرود. موانعی که باعث میشوند مردم، سازمانهای دولتی و غیر دولتی، نتوانند اهداف خود را شناسایی کنند تا بتوانند بر علل محرومیتها و رنجها غلبه کنند. در مقایسه و بررسی استانهای توسعه مند با توسعه نیافته به تحلیل اینجانب اصلیترین دلیل رنجهای لُرستان عدم اجماع نمایندگان مجلس است. متاسفانه در تمام ادوار مجلس هنوز اجماع نسبی درباره مسیر توسعه لُرستان در بین نمایندگان و مسئولان حاصل نشده و نمیدانیم استان قرار است به کدام سمت برود، نمیدانیم چگونه از فرصتها استفاده کنیم و به همین دلیل در عمل تمام اقدامات پراکنده است. در جریان سیل ویرانگر سال گذشته استانهای لُرستان و تاحدودی خوزستان در دیدار نمایندگان مجلس با وزیر اردکانیان به عینه دلایل محرومیت لُرستان و سر سدسازی در خوزستان را مشاهده کردیم. در این دیدار علیرغم وضعیت وخیم سیل زدگان لرستان با حجم سنگین آسیبهای وارده به زیرساختهای لُرستان، متاسفانه نمایندگان مجلس استان لرستان بجای گفتگو برای حل مشکلات سیل زدگان و سپس مطالبه حقآبه لرستان به موازی کاری و برائت جستن روی آوردند درحالیکه اجماع نمایندگان خوزستان توانست بیش از پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان را مکانیزه کند و وعده احداث پتروشیمی اندیمشک را از اردکانیان بگیرند. عدم اجماع نمایندگان بدفعات لُرستان را زمینگیر کرده است. جانمایی آزاد راه اندیمشک_خرم‌آباد نیز از دیگر شاهکارهای نمایندگان مجلس بود که باعث آسیب رساندن به منابع طبیعی استان، بیکاری و مهاجرت بخش جنوبی استان شد. پیشتر نیز واگذاری پتروشیمی خرم‌آباد به اراک و به تازگی از دست رفتن پایلوت گردشگری (دورنگاه توسعه استان) به استان همدان، همه این هجمه های سنگین، محصول موازی کاری، ساده انگاری و پراکندگی کار نمایندگان مجلس لُرستان است که مدیر گزینی و موازی کاری باعث نادیده انگاری توسعه استان و بطبع آن فقر و محرومیت و تنگدستی یک قوم میشود. به زعم نگارنده میباید یک چارچوب مبتنی بر دانش اقتصاد و سیاستگذاری ارائه شود که در آن از این؛ حرکتهای پراکنده که انجام شده گذر کنیم و به یک چارچوب مطلوب برسیم. متاسفانه هنوز اجماع نسبی درباره مسیر توسعه استان بین نمایندگان مجلس حاصل نشده است. مشکل دوم توسعه نیافتگی استانهای محروم، برگشت اعتبارات طرحهای مناسب بواسطه بوروکراسی اداری و ضعف بنیه اقتصادی کارآفرینان در برآورده نکردن شروط بانکی است. طرزفکر عموم مردم اینست افرادی در بخش دولتی مشغول بکار هستند عملکردشان بجای آنکه روند شتاب دهنده ای در تخصیص اعتبارات باشد بر سر راه کارآفرین مانع ایجاد میکنند. اصطلاح متداول کاغذبازی یا فرآیندهای ناکارآمد بوروکراسی راه خلاقیت و ریسک پذیری و تغییر خوشایند را سد کرده‌اند. یکی از دلایل برگشت اعتبارات طرحهای مطلوب اشتغالزایی در لرستان برآورده نکردن شرط و شروط ضمانت نامه های بانکی است! استانهای ثروتمند و هدفمند با استفاده از این دست طرحهای اشتغالزایی مناسب در مسیر ظرفیت سازی جامعه به تقویت قابلیتها، مهارتها و شایستگیهای افراد در توسعه میپردازند درحالیکه همین طرحها در استانهای فقیر با ساده انگاری برگشت میخورد. اجماع نمایندگان مجلس میتوانست و میتوانند به استناد قانون برنامه چهارم پنجم و ششم توسعه: «دولت مکلف است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابریهای اجتماعی_اقتصادی، کاهش فاصله دهکهای درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور و نیز کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی استانهای محروم، از طریق تخصیص کارآمد و هدفمند برنامه‌های جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی را با محورهای نامبرده تهیه و به اجرا بگذارند و ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون، نسبت به بازنگری مقررات در تسریع پرداخت ها اقدام نمایند. متاسفانه سهل انگاری نمایندگان مجلس در راستای مقررات دست و پاگیر بوروکراسی اداری که متناسب با بنیه اقتصادی شهروندان لُرستانی نمیباشد باعث برگشت اعتبار صندوق ارزی در دولت احمدی‌نژاد و طرح اشتغالزایی روستانشینان و حاشیه شهرها در دولت دوم روحانی شد تا بدین دلایل لُرستان مقام اول فقر و فلاکت و محرومیت و مهاجرت معرفی شود.


  • چرا سهم لُرستان《فقر》و《بیکاری》است؟

    جناب محمودوند شما انتخاب شده اید برای پاسخ به این چراها؟ مرتضی محمودوند در افتتاحیه دفتر مردمی اش با صراحت گفت: چرا سهم استان لُرستان با این منابع بالقوه خدادادی، فقر و فلاکت است؟ چرا حقآبه لُرستان نادیده گرفته شده است؟ جناب محمودوند عزیز《عصر فشار از پایین، چانه زنی از بالا》به پایان رسیده است امروز در بستر سیاسی اقتصادی کشور《قدرت》کارساز است این قدرت امکان دارد اجماع نمایندگان لُرستان باشد و یا یک قدرت لابی کارساز، در نظر داشته باشید رویکرد گفتمانی قبل و بعد انتخابات یک منتخب مجلس متفاوت میباشد لذا رویه مطرح کردن مشکلات فقط میتواند التیامی زودگذر بر زخمهای بیشمار ملت ما باشد درحالیکه جواب تمام این چراها در صحن علنی مجلس است آنجا که تا امروز یک طرح برای بالفعل کردن همین منابع بالقوه زاگرس نشینان وارد صحن علنی مجلس نشده است! طرفداران و شنوندگان پروژه《چرا》در وهله نخست از نمایندگان مجلس انتظار گفتن و فریاد زدن دارند اما خودشان هم خوب میدانند که شما را انتخاب کرده اند برای پاسخگویی و دسترسی به این شوره زار چراها! جناب محمودوند حلقه مفقود رشد متوازن لرستان در این چندسال《توسعه اقتصادی》است که تاکنون نمایندگان مجلس بجای پیگیری در بهارستان و تخصیص اعتبارات تخصصی مناطق محروم در مسیر مدیرگزینی پیش رفته‌اند تا بهارستان را به خزانستان لُرستان تبدیل کنند. نکته‌ای که در آسیب شناسی قبل و بعد انتخابات شبیه به آن چه که ذکر کرده‌اید به دفعات بر پیکر خاک خورده لُرستان با شعارهای نوستالژی همچون:《ایما همه بیکاریم》بدفعات تکرار شده اما در عمل هربار سهم لُرستان بدتر از بار قبل بوده، لذا توجه بفرمائید خدای ناکرده مساله‌ای که در سالهای اخیر به شبکه‌های مافیایی نمایندگان مجلس تبدیل شده اینبار هم به نمایندگان مجلس یازدهم سرایت نکند، سیاست صرف؛ مدیرگزینی؛ پاسخ یکی از چراهای محرومیت لُرستان است، یکی از ناهنجاریهای جدی و عمیقی که جامعه ما با آن دست به گریبان است معضل《سیاست زدگی》است که حول محور مبارزات جریانی در مدیرگزینی پیش میرود در نظر داشته باشید تضییع طولانی مدت حقوق لُرستان زمینه《مهاجرت فرستی》را ایجاد کرده و عدم ارتباط مستقیم و مستمر مجریان قانون با مشکلات، باعث فقر و فلاکت ملت ما شده. جناب محمودوند پیشنهاد میکنیم بجای فریاد زدن چراها در لُرستان که همگان بر آن واقف هستیم بدنبال《چرا》ثمره مطلوب عدالت در بهارستان بروید. در پیام رهبری به آغاز کار مجلس یازدهم به درستی آمده:《ثمره مطلبی در باب عدالت بدست نیاوردیم》فقر و محرومیت و فلاکت لُرستان یکی از مصادیق عدالت این ثمره مطلوب بدست نیامده است. اگر《رسیدن ذیحق بحق و ایجاد زمینه برای اینکه ثمره مطلوبی از عدالت بدست بیاید جزو پارامترهای پر اهمیت رسیدن به عدالت مطلوب بدانیم، طرحی جداگانه برای محرومیت زدایی استانهای محرومی همچون لرستان در صحن علنی مجلس وارد کنید. لرستان با داشتن پتانسیلهای مختلف در طول تاریخ همواره مورد بی مهری قرار گرفته. لُرستان در مقایسه با خوزستان، کرمانشاه، همدان و اراک از نوعی《بی‌توجهی و عدم توسعه》رنج می‌برد و در نگاه اقتصادی_اجتماعی تغییرات چندانی در آن صورت نگرفته، جناب محمودوند پیشنهاد میکنیم برای پاسخ به شوره زار چراهای لُرستان طرحی از رتبه‌های فقر و فلاکت با سرمایه اجتماعی لرستان را به صحن علنی مجلس ببرید، آرزومند توفیق و موفقیت منتخبین مجلس یازدهم لرستان را از خداوند مظلومین خواهانیم.


  • تقابل سیاسی سد توسعه لُرستان

    🔹تقابل سیاسی سد توسعه در لرستان🔹نسبت همه ما با لرستان نسبت فرزند و والد است و چقدر سوزناک است رویت فرزندی افسرده، این سرزمین علی‌رغم اکوسیستم جغرافیایی قوی با طبیعتی بکر و چشمه سارهای خروشان به منظره کج نمای ایران تبدیل شده است. فرزندان این سرزمین همچون گلهای واژگون شده در کوهساری از هر سو اندوهناک پر پر میشوند. آمارهای معصوم تورم، فقر، بیکاری، رگه های پنهان خشم و بغض درون ماست. اما در مورد آثار خلاقانه خلقت لُرستان چه میتوان گفت، آنجا که هنرمند از جان خویش در اثرش میدمد، آب، خاک، هوا و طبیعت لُرستان از جان رنجور آفریدگارشان مایه گرفته اند تا حقیقت امروز لُرستان، تصویری قاب گرفته بر دیوار باشد. لُرستان و فرزندانش بالفطره قابلیت خود را خلاقانه نشان میدهند🔹در دوران جنگ تحمیلی همین بس که رهبر فرمود؛ رزم جوانان لُر بیشتر از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است🔹در دولت سازندگی، لُرستان با حجم سنگینی از خسارات جنگ تحمیلی زیر سایه خوزستان نادیده گرفته میشود🔹در دولت اصلاحات با ورود بخش خصوصی؛ استانهای همجوار به فولاد و پتروشیمی و ماشین سازی دسترسی پیدا میکنند اما سهم لُرستان میشود تعطیلی و تعدیلی کارخانجات پارسیلون، مجتمع گوشت، یخچالسازی و بتدریج سامان کاشی و...در دوره ای که استانهای کشور بدنبال توسعه زیر ساختی بودند، اجلاس تحکیم وحدت در خرم‌آباد لرستان برگزار میشود، بی آنکه فکری بداند و فهمی فریاد بزند، مسیر دموکراسی از توسعه اقتصادی می‌گذرد مسیر دموکراسی درآمد ناخالص داخلی است، هیچ کشوری در دنیا با محرومیت و توسعه نیافتگی به دموکراسی دسترسی پیدا نکرده است🔹در دولت عدالت محور احمدی‌نژاد، بغضی در سینه ما سنگینی می‌کند چرا که هنوز هم درب به همان پاشنه می‌چرخد. خوزستان از منابع آبی لرستان و بختیاری به قطب اول منابع آبی در ایران و خاورمیانه تبدیل میشود. در خوزستان به شماره یک دو سه چهار…سد ساخته میشود و در لرستان بدفعات سیل جاری میشود، اما این پایان ناعدالتی دولت احمدی‌نژاد در لُرستان نبود. بزرگراه اندیمشک_خرم‌آباد در لُرستان احداث میشود اما کار تحقیق و پژوهش در خوزستان انجام میگیرد!!! بیکاری در ویسیان، معمولان، ملاوی و پلدختر جیره بندی می‌شود و مهاجرت در لرستان آغاز می‌شود، لُرستان به مقام اول تورم، فقر، بیکاری و در پی آن مهاجر فرستی تبدیل می‌شود، بماند قصه قمرود و چاه‌های خشکیده الیگودرز و آبادانی کویر قم و سلفچگان و ساوه🔹بالاخره در دولت حسن روحانی: آسمان شروع به باریدن می‌کند تا استانی که در تور حسرتها وامانده بود را سیل ببرد، گرداب ناکامی دولتها در لُرستان آنجا بود که لُرستان را آب می‌برد اما در عوض پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان مکانیزه میشود زن و مرد، کودک و کهنسال پلدختر ناگریز به کوهها پناه می‌برند تا وعده احداث پتروشیمی در شمال خوزستان داده شود! بماند که قانون تخصیص اعتبار اشتغالزایی برای توسعه روستاها و حاشیه شهرها در دولت روحانی به‌دلیل بوروکراسی اداری، شرط و شروط بانکی و عدم نظارت نمایندگان مجلس کمترین استفاده را لُرستان علی‌رغم داشتن بیشترین روستا، بیشترین بیکاری و بیشترین مهاجرت می‌برد، مخلص کلام اینکه پتروشیمی لُرستان را اراک می‌برد، از سرچشمه آبهای لُرستان در خوزستان سدسازی می‌شود، پایلوت منابع و پتانسیلهای گردشگری لُرستان را به همدان واگذار می‌کنند. طرح بندرخشک خرم‌آباد به سلفچگان می‌رود چونکه این مفهوم توسعه است تا زمانیکه سطح آگاهی و سواد توسعه مندی و مطالبه‌گری در لُرستان نهادینه نشود محرومیت از هر طرف شنیده می‌شود، در روزگاری که دولتها نظام سرمایه‌داری را در پیش گرفته‌اند و مردم در تلاش هستند تا هرچه بیشتر کار کنند و درآمد و ثروت بیشتری داشته باشند متأسفانه در لُرستان شمار زیادی از مردم از رنج بیکاری یا مهاجرت کرده‌اند یا در مشاغل کاذب و غیر تولیدی به روزمرگی مشغول هستند. چرا که تحولات بزرگ در عرصه صنعت کشاورزی و تکنولوژی هستند که تاثیرات عظیمی روی شرایط اقتصادی_اجتماعی و حتی فرهنگی می‌گذارد. پایان تراژدی دولتها در لُرستان به‌دلیل عدم استفاده از سرمایه‌گذار کارآمد، کارخانجات و عدم تخصیص بودجه، شرکتهای تولیدی تعدیل و تعطیل شدند. بیایید به توسعه نگاهی عمیقتر از گذشته داشته باشیم و توسعه لُرستان را از جدلهای سیاسی جدا کنیم تا مادامی نگاه ابزاری، تقابل سیاسی را از توسعه لُرستان دور نکنیم لُرستان مصداق کتابخانه‌ای خاک خورده می‌ماند که صدای جیر جیر محرومیتش از هر طرف شنیده می‌شود.


  • بلادلُرنشین در محاصره پانها

    اقوام لُر و گیلک و مازنی از اقوام داخلی ایران هستند. تمام گروه‌های قومگرا و هویت طلب به نحوی پا جای پان‌ترکیسم می‌نهند. پانترکها در نقشه‌های خویش استانهای گیلان، قزوین، مازندران، تهران و گلستان را تورک نشین معرفی میکنند. نئوبعثی های جنوب خوزستان تمام مناطق لُرنشین خوزستان را خاک کشور خیالی الاحواز می‌دانند! پانکُردیسم تمام اراضی لُرنشین را از آن خود دانسته و لُرها را به دروغ کُرد می‌دانند. قومگرایان درصدد کاهش اتحاد ایرانیان و تبدیل ایرانیان به واحدهای کوچک قومی همراه با جنگ داخلی بین اقوام هستند. خب دوستان اگر همه این نکات را کنار هم بگذاریم ایران دچار جنگ داخلی شود و ترکیه و کشورهای عربی به بهانه حمایت از ترک زبانها و عربها و کردها در برابر یکدیگر وارد خاک ایران شوند سوای از فجایع بزرگ انسانی شاهد چند نکته دیگر خواهیم بود. 1: با توجه به نفرت پراکنی قومگرایان در ایران، همه اقوام از هم نفرت دارند و حاضر به اتحاد نخواهند شد. 2: حکومت مرکزی در اثر جنگ داخلی و خارجی آسیب دیده و توان ارسال نیرو به تمام نقاط را نخواهد داشت و از حمایت مردم هم برخوردار نخواهد بود. 3: هرکدام از اقوام که تنها بمانند مورد حمله مهاجمین قرار خواهند گرفت. 4: پس از شکست این اقوام در مقابل نیروهای پرتعداد و مجهز دشمن تسلیم می‌شوند. 5: قومگرایان عرب مورد حمایت سعودی و...که به مناطق لُرنشین چشم طمع دارند درصدد اخراج یا تابع کردن لُرهای مناطق تحت تصرف خویش بر می‌آیند. 6: نیروهای کُرد و حامیان غربی ایشان نیز شمال مناطق لُرنشین را تصرف کرده و با کُرد خواندن لُرها آنها را تابع خود می‌کنند. 7: اما در شمال با تصرف آذربایجان توسط ارتشهای ترکیه و باکو و همکاری پانترکها و پاکسازی آذربایجان از افراد غیرتُرک به‌سوی اراضی مورد ادعا پیشروی می‌کنند تا زنجان و قزوین و گیلان و همدان و اراک و مازندران را به نفع "توران_بزرگ" تصرف کنند و به علت عدم اتحاد مردم ایران، اقوام شمال کشور که حتی اگر باهم متحد شوند به زور به ۱۰ میلیون می‌رسند و صدالبته دچار اختلاف داخلی نیز هستند و با شورش ترک کلاها و ترک محلها و مهاجران تُرکزبان دیگر هم روبرو خواهند شد، توان مقابل با ارتشهای مجهز باکو و ترکیه و دست کم دو میلیون پانتورک آذربایجانی (با در نظر گرفتن جمعیت ۲۰ میلیونی تُرک زبانهای آذربایجانی) را ندارند و به سادگی مغلوب می‌شوند و دچار پاکسازی قومی و ترکسازی خواهند شد و برای آنها تاریخ جعلی ساخته خواهد شد و شاید چندین سال بعد فرزندانشان فریاد بزنند هارای هارای من تورکم! و در اینجا حضرات قومگرا نه تنها آرزوی کاسپیا را به گور می‌برند بلکه عامل نابودی خودشان و ایران و فجایع بسیار زیادی خواهند شد. حماقتی که حکومتهای دیلمی و آل زیار و سامانیان در ده قرن پیش انجام دادند و با جنگهای داخلی خود را به سلاجقه ترک فروختند. همان حماقتی که خاندانهای پارتی در دوران ساسانی انجام دادند و در حین جنگ با اعراب، ایران را تجزیه کردند و بعد که دیدند کاری از آنها بر نمی‌آید با مقاومتهای کوتاه، شکست خورده و تسلیم اعراب می‌شدند و هستی خود را می‌باختند.



آخرین مقالات