سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

سال هاست که در فضای واقعی و مجازی با این چالش روبه رو هستیم که یک عده می گویند لری زبان نیست ولهجه ی از فارسی است. اما چند مطالب برای این دوستان مهبم است: اول اینکه این دوستان باید بدانند که لر فقط خرم آباد و زبان لری فقط در خرم آباد نیست برطبق داده های تاریخ از شرق بغداد تا سواحل خلیج جنوبی ایران مردم مختلف زندگی می کنند که همگی لرهستند ودرتمام‌ متون تاریخی سرزمینشان بنام لر مکتوب شده است دراین پهنه عظیم اگر نگوییم زبانهای مختلفی وجود دارد ولی این یک واقعیت علمی است که چندین وچند شاخه زبانی دراین پهنه بزرگ وجود دارد که همگی ضمن اشتراکات فراوان باهم خاصیت های ویژه خویش را نیز دارند.علاوه براین کتب تاریخی متعددی از جمله کتاب حمدالله مستفوفی یا سفرنامه ابن بطوطه به روشنی از زبان لری یاد کرده اند.همانطوری که می دانیم در علم زبانشناسی برای روشن شدن استقلال یک زبان‌چند سطح وجود دارد. سطح آوا؛ در مجموعه شاخه های زبانی لری دست کم ۱۵ آوا بیشتر از زبان فارسی وجود دارد که در بحث آموزش خط لوریتین به مهمترین آنان پرداختیم. سطح قاموسی: درشاخه های مختلف لری آنقدر واژگان متفاوت با فارسی وجود دارد که اگر شخصی بخواهد واژنامه ی فقط از یکی از این شاخه های زبانی جمع آوری کند نیاز به سال ها نوشتن دارد. سطح دستوری: در لری مثل تمام زبانهای ایرانی هرچند اشتراکاتی با فارسی هست اما دریایی از تفاوت ها نیز وجود دارد که در پروژه دستور زبان لری مقدماتی وپیشرفته به مهمترین آنان پرداختیم و خواهیم پرداخت. سطح ضرب المثل؛ دراین سطح نیز لری دریایی از تفاوت ها با فارسی دارد که خاصیت های ویژه زبان لری هستند. ودر سایر سطوح زبانی نیز مجموعه زبانی لری تفاوت های آشکاری با فارسی دارد.

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

بدون شک زبان های مردم لور لهجه نیستند که بخواهند لهجه زبان الف قرار بگیرند یا ب . ولی چرا اینقدر که نسبت به زیرمجموعه قلمداد شدن لوری در زبان فارسی حساس هستیم و رگ گردنمان متورم و بر افروخته میشود و فریاد وا مصیبتا سر میدهیم ولی یک صدم آن نسبت به نابود شدن لوری توسط فارسی تهرانی و فارس شدن بچه هامون حساس نیستیم!؟؟

برخی میگویند چون لوری سر چشمه فارسی است و لورها همه فارسی می فهمند بنابراین حق آموزش زبان مادری که در اصل ۱۵ قانون اساسی هم بر آن تأکید شده است شامل آنها نمیشود و مطالبه آن از سوی لورها امری توطعه آمیز و قوم گرایانه است!!!

اولأ در کجای زبان شناسی که ماها عمری صرف مطالعه علمی تحول و پیدایش زبان ها و گویش ها کرده ایم آمده که لوری سر چشمه فارسی است؟

لوری و فارسی هر دو متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی هستند همانگونه که کردی و بلوچی و گیلکی هم متعلق به دوره نوین پیدایش زبان های ایرانی هستند پس چگونه لوری سرچشمه فارسی است؟

دو برادر در یک خانواده چگونه یکی سرچشمه پیدایش دیگری است؟ اگر شباهت هایی هم هست بخاطر والد و نیای مشترک است. شاید در موارد و سطوحی مثلأ بگوییم شباهت لوری با فلان زبان دوره میانه یا باستان زبان های ایرانی بیشتر است ولی این باز بحث توارث و وراثت است. یک برادر هم ممکن است در آیتم هایی از چهره شباهت بیشتری به پدر یا جد خود داشته باشد ولی اینکه دلیل نمیشود که این برادر را منشأ و سرچشمه برادر دیگر بدانیم. ما لورها عادت کرده ایم به منطق های ساختگی یا پذیرش گفتمان های تلقین شده!!! یک روز با این بهانه بی اساس و غیر علمی به حق طبیعی و خدادادی زبان مادری ستم کردیم که گفتند لوری گویشی از فارسی است! و حالا داریم با این گفتمان بی اساس و غیر علمی از حق طبیعی و خدادادی زبان مادری می گذریم که فارسی گویشی از لوری است! نتیجه هر دو تا یکی است و به ضرر حق قانونی مردم لور است.

اصولأ ما در زبان شناسی بحث زبان های ایرانی را داریم نه زبان های فارسی را. حتی برخی از زبان شناسان ایرانی مانند دکتر ایران کلباسی که بخاطر برخی مصلحت اندیشی ها همه زبان های ایرانی از جمله فارسی را گویشی از زبان های ایرانی میدانند ( تعریف متفاوتی از گویش اتخاذ کرده اند ) به شدت تأکید میکنند که مثلأ به زبانهای بلوچی ، کردی ، لوری ، گیلکی ، مازنی و نگویید گویش های فارسی بلکه بگوییدگویشهای ایرانی.

گویش فارسی اصلأ واضح است یعنی چه حتی نیازی به دانش زبان شناسی هم ندارد. گویش فارسی یعنی اصفهانی ، تهرانی ، یزدی ، کرمانی ، مشهدی ، شیرازی و نه لوری!!!

درک این مطلب خیلی ساده است ولی برخی ها درک آن را حتی پیچیده تر از ساخت بمب اتم کرده اند. اصلأ فرض میکنیم حرف شما هم کاملأ درست و لوری سرچشمه و اساس فارسی است حال چطور است که سرچشمه و اساس حق مطالعه شدن و آموزش و شناخت علمی ندارد ولی شعبه ای از این سرچشمه حق دارد؟ خب اولویت با اصل است نه فرع! به قول یکی از دوستان که عبارت ایشان را عینأ نقل میکنمحالا که قبول کردند لوری سرچشمه فارسی است ما خواستار این هستیم که لوری بشود زبان رسمی ایران. تا وقتی پدر در خانه است پسر که در امور خانواده دخالت نمیکند. ما وارد مباحث تخصصی نمیشویم که ادعای اینکه لوری شاخه ای از فارسی است یا فارسی شاخه ای از لوری است را رد کنیم چون مخاطب ما نوعأ مخاطب عام است یعنی لزومی هم نمی بینیم ولی با زبانی ساده و شیرین ولی متقن و محکم دفاع میکنیم. نکته فوق العاده و عجیب و بی اساس دیگری که برخی از مخالفین یا نا آگاهان ابراز میدارند این است که مثلأ لوری گویشی از اوستایی یا پهلوی است بنابراین زبان نیست و گویش است! بارها دیده ام که به این سبک به فلان لور گیر داده اند و حتی گیر سه پیچ. دلیلش هم این است که مثلأ در یکی سطحی مثل سطح قاموسی ( واژگانی ) یکسری شباهت ها بین لوری و متون بر جای مانده فلان زبان عهد باستان دیده اید. جل الخالق! این دیگر از خنده دارترین حرفها است و با دید زبان شناسی تاریخی که نگاه میکنیم باید آن را در موزه مضحکات گذاشت. پهلوی یا اوستایی و زبان به اصطلاح پارسی باستان و که جزو زبانهای منقرض شده و مرده ( dead language ) هستند و اگر متونی از آنها بصورت کتیبه و نوشته های پراکنده بر جای نمی ماند ما هیچ اطلاعی درباره آنها نداشتیم. لوری که متعلق به دوره نوین پیدایش و شکل گیری زبان های ایرانی است ایهاالناس تخصص زبان شناسی هم نمیخواهد چگونه ممکن است که لوری اکنون میلیونها گویشور دارد و زنده است گویشی از یک زبان مرده باشد؟

اگر آن زبان باستانی هنوز این همه گویشور دارد پس چرا مرده است یا اصلأ چرا به آن زبان باستانی میگویند؟ مرگ یک زبان / گویش هنگامی روی میدهد که آخرین گویشور آن هم بمیرد و دیگر گویشوری نداشته باشد. وقتی یک زبان مرد که دیگر نه گویشی از آن برجای میماند و نه گویشوری ولی در دیدگاه این زبان پژوهان بی اطلاع از مبانی زبان شناسی ؛ لوری مثلأ زنده گویشی است از مثلأ زبان مرده ای موسوم به فارسی میانه!!! اصلأ اینکه شباهت های قاموسی ( واژگانی ) و حتی نحوی بین لوری و زبانهای باستان وجود داشته باشد یک امر طبیعی است و تنها خاص لوری هم نیست بلکه اگر مثلأ زبان مردم منوجان ، مازندران ، گیلان ، کردستان و را هم بررسی و کاوش کنیم انبوهی از شباهت ها و رد پاهای بجا مانده در سطوح مختلف با زبانهای ایرانی دوره باستان خواهیم دید.

کلأ زبانها که از مریخ بر روی زمین نازل نشده اند یا در آزمایشگاه که تولید نشده اند. همه زبانها و گویشهای جهان از تغییر و تحول زبانهای دوره باستان و ماقبل خود پدید آمده اند. فلان سرخپوست و آفریقایی هم اگر اسناد مکتوب از زبانهای عصر باستان خود و اعصار ماقبل خود داشت کلی شباهت بین زبان امروزی خود با زبانهای نیای خود می یافت. این نه عجیب است نه خاص یک گویش یا زبان و نه هم مایه افتخار و تفاخر.

فرموده اند که لوری تفاوت های جزیی با فارسی دارد و این تفاوت های جزیی گویشهای لوری به لحاظ علم زبان شناسی نمیتواند آن را جدای از فارسی قرار داد. جل الخالق از این نظریه پردازی حیرت انگیز! بعد با نام زبان شناسی نتایج ضد زبان شناسی میگیرند؟ کدام تفاوت جزیی و کدام زبان شناسی؟ نکند منظورتان از لوری همان لوری بشدت فارسیزه شده یا همان فارسلری و لوری ذره بینی است؟

 

لوری با فارسی ، کردی ، مازنی و گیلکی خویشاوند و همریشه است ( گروه زبانهای ایرانی ) و هرکس منکر این امر شود یا از روی نا آگاهی سخن گفته است یا از روی غرض عمل کرده است. فرانسه و اسپانیولی و ایتالیایی هم همریشه و خویشاوند هستند و دنیایی شگرف از اشتراکات دارند ( گروه زبانهای لاتین ) . آلمانی و هلندی و دانمارکی و سوعدی هم همریشه و خویشاوند هستند ( گروه زبانهای ژرمن ) و تفاوت برخی از زبانهای گروه ژرمن با همدیگر از تفاوت لوری و فارسی بسیار کمتر است یعنی اصلأ قابل مقایسه نیست ولی هر کدام یک زبان مستقل هستند و صاحب حق و حقوق متمایز. کلأ اکثر زبانهای موجود از هند گرفته تا ایران و اروپا و به تبع آن آمریکا یک خانواده بزرگ همریشه و خویشاوند را تشکیل میدهند که در زبان شناسی به آن خانواده زبانهای هند و اروپایی   (indo _ European language Family ) میگویند و همه این زبانها روزگاری از یک زبان واحد موسوم به (Proto _ indo _ Europeanبوجود آمده اند و به مرور از هم منشعب و جدا شده و به زبانهای مستقلی تبدیل شده اند مثل اعضای یک دودمان که به مرور از یک نیا منشعب میشوند. فارسی و لوری همریشگی هایی ( cognateness ) با زبانهای هندواروپایی دارند که نه بخاطر وامگیری بلکه بخاطر ریشه مشترک کهن هندواروپایی آنهاست.

حال در مورد تفاوتهای لوری با فارسی باید عرض کنم که بله لوری به حکم ریشه مشترک همانند سایر زبانهای ایرانی انبوهی از اشتراکات با فارسی دارد و این امر طبیعی است زیرا در پیوستار و طیف زبانهای ایرانی ، لوری با دیگر زبانهای ایرانی شباهت دارد اما گریزی هم به تفاوتهای لوری با فارسی براساس تحقیق عرض کنم تازه این شمه کوچکی از تفاوتهای لوری با فارسی است. لوری بقول اریک جان آنونبی ( ۲۰۰۲ ) زبان شناس کانادایی آنقدر در سطوح مختلف قاموسی ( واژگانی ) ، آواشناختی ، واج شناختی ، ساختواژ ، واج واژی ، نحوی ( دستوری ) و با فارسی دارد که به هیچ وجه نمیتوان آن را شاخه ای از فارسی دانست اما نگاهی گذرا به تفاوت لوری با فارسی فقط در سطح قاموسی طبق تحقیق و این فقط نمونه کوچکی از تفاوت واژگانی زبان مردم لور با فارسی است

 

در der تفرققه / وج vej فرصت / جال jal عوض / واگیر vagir تصرف / هراس heras عرصه / هومبور hombor شریک / هوکاره hukara عادت / هاوه have صاحب / کرک kerk ستون فقرات / نوژی nuzhi عدس / تاته tata عمو / کچی kechi عمه / هرپله harpela هذیان / هکه haka تمایل جنسی / لیر leyr اسطبل / لیر leyr لعاب / چگار chegar سقف / فیکنک fikenak سوت / بهیگ bhig عروس / بعی bei عروس / پشمه peshma عطسه / سنله senela مدفوع / سمات samat فضولات / روچ roch مایع / کپونی kapuni تقلید / خوره khora جذام / بل ball عمود / بلکینه balkina لوزه / آسو asu افق / جیلاباف jilabaf عنکبوت / تارتنک tartenak عنکبوت / تعرس ters صرع / تریفه terifa قطره /

 

اگر توجه کنید ساختمان کلمات لوری کاملأ با فارسی فرق میکند و کلماتی که ما فارسی میپنداریم تمامأ ریشه عربی دارند اما از کجا میدانید که لورها در درک فارسی و صحبت کردن به فارسی همیشه روان و بدون مشکل بوده اند؟

اولأ آنقدر که ما با فارسی در مدرسه و دانشگاه و رسانه و اداره و کلأ جامعه مواجه شده ایم و در معرض آن قرار گرفته ایم اگر همین اندازه هم مثلأ با ژاپنی یا یونانی یا فیلیپینی مواجه شده بودیم الآن نیز با همین راحتی که زبان ثقیل و تلفیقی فارسی را میفهمیم و مینویسیم آن زبان را نیز می فهمیدیم از قضا در گذشته بین لورها به ندرت کسی پیدا میشده که فارسی بلد باشد صحبت کند مگر معدود افراد تاجر یا سیاسی و تحصیلکرده این فارسی بلد نبودن لورها را حتی جهانگردان خارجی مثل هوگو گروته آلمانی در سفرنامه خود ( صفحه ۲۸ ) گزارش کرده است. در زمینه درک فارسی نیز عمومأ لورها بشدت در گذشته های دور دچار مشکل بوده اند مگر در قسمت هایی که شباهت هایی وجود داشته است یا در برخی جنبه ها که با آن مأنوس بوده اند مثل شاهنامه خوانی که آن را هم فارسی _ لوری اجرا و درک میکردند و این آشنایی تدریجی و مواجهه از اواسط دوره قاجار تاکنون بوده است که به درک آنها ( بیسوادان / کهنسالان ) از فارسی کمک کرده است. البته طبیعی است که تسلط بر مهارت درک پیشتر از تسلط بر مهارت صحبت کردن، و نوشتار اتفاق می افتد. اما در زمینه مثلأ درک اخبار رسانه ها هنوز که هنوز است بویژه پیرزنان بیسواد در فهمیدن آنچه که به فارسی گزارش میشود مشکل دارند و مثالهایی عرض میکنیم هر چند همه شما کما بیش با اینطور مثالهایی مواجه شده اید. یک پیر زن آشنایی داشتیم که دخترش قالیبافی میکرد روزی تلویزیون داشت در مورد آقای قالیباف حرف میزد آن وقت ها که رییس نیروی انتظامی بود گفتروله چی موعه؟ ها وه قالیبافیا پیل بعن؟ فرزندم چه میگوید؟ قرار است به بافندگان قالی پول بدهند؟ یا کت kot در زبان لوری یعنی بخش و سهم و دوستی برایم تعریف میکرد که زمان دبستان معلم به او گفته که کت ( پوشیدنی ) منو بده و او فکر کرده که منظور معلم ، بخش و سهم اوست! امروزه به برکت وجود رادیو ، تلویزیون و کاربرد فراوان فارسی در جامعه همه اقوام در یک سطح فارسی میفهمند. اما اصل ۱۵ قانون اساسی که رابطه و حدود و اختیارات زبان رسمی و زبانهای اقوام غیر فارس را تبیین میکند یک اصل مبتنی بر وحدت ملی و رعایت حقوق بشر و مساوات قانونی ، زبانی و فرهنگی در کشور است. قانون اساسی میثاق یک ملت است. آموزش زبان مادری اقوام طبق اعلامیه جهانی حقوق زبانی بشر موسوم به UDLR و فحوای قانون اساسی و مبانی علمی و حقوقی ربطی به زبان یا گویش بودن آن ندارد. آموزش زبان مادری حق اولیه و طبیعی و خدادادی هر انسان است. زبان ظرف فرهنگ است و با مرگ زبان یک قوم طی دو سه نسل شیرازه فرهنگ و هویت آن قوم نیز فرو خواهد پاشید و تأکید قانون اساسی علاوه بر زبان روی ادبیات اقوام است هر قوم حق دارد شاعران و فرهنگ و ادبیاتش در مدرسه به فرزندانش آموزش داده شود. فرزندان ما کجا باید آثار داراب افسر بختیاری ، میر نوروز ، ملاپریشان ، باباطاهر ، ملا وارسته ، پژمان بختیاری و دهها و صدها شاعر دیگر در ادوار مختلف را بخوانند؟ چرا هر ندای حق طلبانه ای براساس موازین و مبانی حقوق بشر و شرع و قانون اساسی را به پان ترکیسم ربط میدهید؟ اگر عشق به فرهنگ و هویت و مطالبه قانون از نگاه شماها پان ترکیسم نام دارد پس بدانید که ما همه با افتخار پان ترک هستیم. این نوشته خطابش متوجه یک جریان تمامیت خواه است که برخلاف شرع ، حقوق بشر و موازین قانونی دیدگاهی تنگ نظرانه و سرکوبگر نرم فرهنگی در مورد هویت ، فرهنگ و زبان مادری ستون های تشکیل دهنده این ملت دارند. دوست زبان شناسی روزی میگفتملی گرایان افراطی و پان ایرانیست ها با تنگ نظری ها و انگ زدن های سریع و نابجا به مطالبات قانونی ، دست به تولید انبوه تجزیه طلب میزنند. همه ما عاشق ایران و ملتزم به قانون اساسی و معتقد به رعایت جایگاه زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور هستیم اما ایران هنگامی ایران و زیبا است که هر چیزی سر جای خودش باشد.

18 نظر

  • رهدار

    لوری یک زبان فوق العاده ریشه دار و اصیل است و نزدیکترین زبان به زبان های قدیمی ایرانی همچون تاتی و... میباشد.همچنین نزدیکترین زبان به زبان پهلوی دردرجه اول زبان لوری است.لوری تمام فاکتورها و مشخصه های یک زبان مستقل را داراست و نمیتوان گفت که لوری زیر مجموعه فارسی یا دیگر گویشهای ایرانی است، چرا که بسیاری از لغات زبان لری در فارسی موجود نبوده و یا معادلی ندارد.لوری از دسته قدیمیترین زبان ها و گویش های موجود در ایران بوده که قبل از کوچ بزرگ آریایی ها در نواحی غرب و جنوب فلات ایران به آن تکلم میشده و به احتمال بسیار قوی این زبان همان باقیمانده زبان پهلوی اولیه است که به دلیل اختلاط با زبان مهاجران کوچرو که چندین هزار سال قبل وارد فلات ایران شده بودند،در طول زمان دچار تغییرات و دگرگونی شده و به شکل زبان لوری امروزی درآمده است. افتخار میکنم لور هستم.دارای تاریخی پر افتخار و زبانی اصیل و ریشه دار و همتبارانی صاف دل و پاکنهاد


  • Tirash dervishvand

    برای حفظ زبان لوری کلمات لوری گویش خودتان را در برنامه هنارس وارد کنید برای ثبت نام به آدرس هنارس.com بروید و باید ثبت نام کنید بعد از ثبت نام و دادن شماره همراه پیامکی حاوی رمز برای شما ارسال میشود ولی اگر ارسال نشد شما باید در ربات این برنامه عضو شده و در قسمت خدمات رمز خود را دریافت نموده e @hanaras_bot و وارد این برنامه شوید پس از ثبت نام و ورود باید پروفایل کاربری خود را ک تشکیل شده از نام و گویش و لهجه خودتان است را باید کامل کنید پس از کامل نمودن و ذخیره سازی گزینه افزودن واژه را انتخاب کنید و کلمات را وارد کنید توجه داشته باشید ک اگر کلمه ای را وارد نمودید و دیدید در گویش های دیگر هم هست وارد کنید و اگر دیدید در گویش خودتان هم وارد شده ولی معنی شما با اوفرق میکند هم کلمه را ثبت کنید امیدوارم واژگان ما نابود نشوند و در برنامه هم ثبت شوند.


  • Ebrahimazarm

    ارزش زبان لری همسطح با لباس و فرهنگ لرهاست این حق ماست که مردسه لری داشته باشیم رسانه عمومی لری داشته باشیم .خط لری داشته باشیم تا میراثمان رابهتر درک کنیم رمز اتحاد بین همه ی اقوام لر زبان لری است.


  • زبان لری مستقل است

    اطلاق زبانهای بسیاری به عنوان زیرمجموعه یا هم خانواده فارسی ، هیچگونه دلیل علمیو زبان شناسی ندارد بلکه صرفأ بخاطر مصالح سیاسی است نه واقعیت علمی و حقیقی! چگونه ممکن است زبانهای متفاوت : لری / تاتی / کومشی / راجی / خوانساری / نایینی / کومزاری / مراغی / آسی / طالشی / طبری / پهلوی / اچمی / لاری / سیوندی و... که هیچکدام زبان همدیگر را نمی فهمند و واژگانشان در لفظ ، معنا و ساختمان کلمه کلأ فرق میکنند همگی زیرمجموعه فارسی باشند؟ دستور زبان فارسی تمامأ عربی است مثل : فعل - فاعل - مفعول - ماضی - استمراری و...حتی رسم الخط فارسی باز عربی است و اکثر مفاهیم و کلمات علم حقوق باز برگرفته از عربی است و اعداد شمارش فارسی برگرفته از هند است.اگر کلمات ترکی ، روسی ، عربی و انگلیسی را از فارسی جدا کنیم الکن میشود. پان پارسها هرگاه بخواهند در مورد زبان لری حرف بزنند میگویند ؛ زبان جنوب غربی و رعایت حق و انصاف را نمیکنند و میگویند لری نیز به سان فارسی نواده پارسی میانه است! لری که خود زبانی مستقل است و گویشهای متفاوتی دارد و دامنه واژگان آن وسیع میباشد چطور زیرمجموعه فارسی است؟ برای اینکه یک گویش مربوط به یک خانواده زبانی باشد چه مشخصات و خاصیتهایی لازم است؟ اینکه تاکنون به علتها و اهداف سیاسی دولتها و حکومتها ، زبان مردم لر را به دروغ زیرمجموعه فارسی حساب کردند دلیل نمیشود که از این پس تحقیق و پرسشی در این خصوص نکنیم.


  • اریک جان آنونبی : لری چند زبان است؟

    دکتر اریک جان آنونبی (erik john anonby) در کتاب : لری چند زبان است؟ نشان میدهد که لری به زبانها و گویشهای گوناگونی گفته میشود که حدود ۱۰ میلیون نفر به آنها سخن میگویند. دکتر آنونبی زبان شناس کانادایی نزدیک به یکسال در استان چارمحال بختیاری مانده و گونه های زبانی متفاوت را که همه آنها را لری نامیده بود گرد آورده است. نزدیکی لری به فارسی باعث شده که پژوهشگران را از بررسی آن باز داشته شوند. لری در بخش آوایی ۶ مصوت دارد که هیچکدام در فارسی کاربرد ندارد و ۳ صامت دارد که در فارسی نیست. فارسی فقط ۶ مصوت دارد اما لری ۱۲ مصوت دارد و نزدیکی این زبان را به زبانهای باستانی نشان میدهد. واژگان کهن بسیاری در لری هست که در فارسی امروزی کاربردی ندارند و این خود گنجینه ای از واژگان را در اختیار زبانشناسان قرار میدهد. برخی واژگان لری با فارسی معیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی ، فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است! لری ۳۸ واج دارد اما فارسی فقط ۲۹ واج دارد! مردم لر هیچ رسانه و مدیایی برای آموزش و حفظ زبان لری در اختیار ندارند و لری در برابر فارسی ، در حال پسرفت و ناتوانی است.


  • پروفسور ویلر تکستون

    پروفسور ویلر تکستون (wheeler Thackston) استاد زبان فارسی دانشگاه هاروارد کتاب Tales from loristan را شامل دستور زبان لری به دو زبان لری و انگلیسی تألیف کرده است. تکستون معتقد است که زبان لری نزدیک به هزار سال پیش از پارسی میانه (پهلوی) منشعب شده است. زبان لری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای ایران باستان به ویژه پهلوی ساسانی میرسد. زبان لری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده سرزمینهای لرنشین دارد.


  • فیلی معرب پهلوی است

    در زمان ساسانی به سرزمین جبال (کوهستان زاگرس) پهله میگفتند و زبان رایج در این سرزمین را پهلوی میگفتند از این رو سروده های باباطاهر همدانی با نام فهلویات شهرت یافته اند. واژه پهله ای یا پهلوی در دوران نزدیکتر به شکل فیلی تغییر یافته است از این رو گروهی معتقدند زبان لری بازمانده زبان پهلوی است و فیلی پسوند خرم آباد مرکز لرستان بوده است. آیت الله مردوخ کردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد : نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول ، زبان لری است چرا که محل الوار به تیسپون مرکز پهلوی قدیم (پایتخت ساسانی) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند حتی از ملت کلده و آشور هم چندان متأثر نشده اند و تغییر زبان نداده اند.


  • واژه های زبان لری از اهرام مصر قدیمی تر و از باروی تروا استوارترند

    پهنه جغرافیایی قوم لر در جنوب و جنوب غربی ایران که محل تشکیل اقوام کاسیت و دولت مقتدر ایلام و دو امپراتوری هخامنشیان و ساسانیان است از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشند.حضور تاریخی قوم لردر کانونهای اجتماعی تمدن بشری و ارتباط با همسایگان دور و نزدیک همچون دولتهای میان دو رود (بین النهرین ) و اسکان و برخورداری از کشاورزی و دامداری و استفاده از طبیعت سرسبز زاگرس بلاد لرنشین را در موقعیت ویژه ای قرار داده است. یکی از کهن ترین یادگار تمدن دیرینه قوم لُر واژگانی است که میان لُران کاربرد دارند و میتوان گفت یادگار خانوادگی ما همین واژگان کهنی است که میان مردمان لر مشترک است این واژه ها از اهرام مصر قدیمیتر و از باروی تروا استوارترند. با توجه به اینکه قوم لُر در سرزمین بزرگ ایران دارای ارزشها ، هنجارها ، زبان یا فرهنگ مادی مشخص و ویژه خود است از فرهنگ مسلط جامعه ایرانی متمایز شده و فرهنگ خاصی به خود اختصاص داده است. زبانهای لری دارای چندین وجه اشتراک و افتراق هستند که وجوه فراوان اشتراک آنان بیانگر همانندی و تجانس و پیوند تاریخی آنهاست. زبان لری دارای مختصات آوایی ، واژگانی و گاهی ساختاری ویژه ی خود است. لهجه های گوناگون زبان لُری در مرحله ی واحدی از تحول نیستند برخی در تحول ، دگرگونی یافته و نسبت به صورت کهن تر خود ، بسیار ساده شده اند مانند : لری خرم آبادی / دهلرانی / دره شهری / آبدانانی / دزفولی / شوشتری / اندیمشکی / سیلاخوری و...بعضی دیگر از لهجه های این زبان برعکس همچون زبان تاجیکی و افغانی محافظه کارترند و نزدیکی آنها به صورت قدیمتر زبانهای ایرانی بیشتر است مانند : لُری بختیاری و لکی. بسیاری از لهجه های زبان لری در برابر نفوذ روزافزون زبان رسمی در حال از میان رفتن هستند و امید است که همه ی اندیشمندان در جهت حفظ ، حراست و آشکار نمودن پیوند میان لهجه های زبان لری با دیگر زبانهای هم خانواده ، اهتمام جدّی خود را به کار بندند و همچنین در سطح کشور ، شاهد مکان هایی برای تدریس و گسترش زبانهای محلی باشیم تا هویت و یکپارچگی ملی ما بیشتر حفظ شود و فرهنگ غنی نیاکانمان را تا ابد نگهدار باشیم. ما لُر زبانان باید به مرزهای واقعی زبان خود برسیم نه مرزهای جغرافیای سیاسی که ساخته ی دست استعمارگرانی بود که خواسته یا ناخواسته سرزمینهای لرنشین را تکه پاره کردند و لر زبانان را از هم دور ساختند. به قول صائب تبریزی : تا کی دگر به هم رسد این تخته پاره ها.


  • نژاد مردم لُر به اقوام کاسی و ایلامی پیوند میخورد

    نژاد مردم قوم لُر به حکومتهای کاسیت و ایلام باستان پیوند میخورد و تاکنون مدارک تاریخی متقن ، علمی و مستدل در این رابطه ارایه شده است از همین روی پیوندی ناگسستنی میان برخی گویشهای کنونی در استانهای لرستان / خوزستان / فارس / بوشهر / کرمان / چارمحال بختیاری / هرمزگان / ایلام / کهگیلویه و بویر احمد دیده میشود (فرهنگ گویش دشتستانی ، دکتر اکبر زاده ، ص 26 ). سرزمینهای لُرنشین از سواحل خلیج فارس تا دامنه های سرسبز الوند زیستگاه قومی است که از بومیان اصلی ایران قبل از ورود آریایبها بودند. مردمان لُر بدون تردید از اقوام دیرینه ایران کهن به شمار میروند که از روزگاران گذشته در بلاد لرنشین و دیگر جاهای ایران گسترده شده اند و بنابراین زبان ، آداب و فرهنگ آنان از دیرینه ترین زبانها و فرهنگ ایرانی است. لُرها همیشه در تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان نقش مهمی را ایفا کرده و در برابر اسکندر مقدونی ، رومیان ، اعراب ، ترکان ، مغولان ، تیمورلنگ ، عثمانی و دیگر دشمنان این خاک ، مردانه جنگیده و نقشی بسزا را در تداوم هویت ایرانی و ملی خود داشته اند. مسعودی در قرن ۳ هجری برای نخستین بار در دوره اسلامی در کتاب 《تنبیه الاشراف》از اقوام زاگرس به نام 《لُر》 یاد کرده است. جغرافی نویسانی چون : استخری ، ابن حوقل ، مستوفی ، بدلیسی و...مثل مسعودی ، طوایف زاگرس را لُر نوشته اند.سر هنری راولینسون نخستین کسی است که به گونه ای دقیق از رابطه میان زبان لُری با زبان پهلوی پرده برداشت.


  • چاغری

    اگر لهجه داشتن موقع فارسی حرف زدن مانع پیشرفت بود الآن اصفهان و تبریز و یزد عقب مانده ترین شهرهای ایران بودند قابل توجه ساده اندیشانی که به اسم پیشرفت و به بهانه لهجه کمر به نابودی زبان لُری بستند.


  • زبان لُرها دُنباله پهلوی قدیم است

    استاد کرم علیرضایی در کتاب 《پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی》صفحه ۳۸ مینویسد : زبان لُری در گستره ی وسیعی از کشور ایران رواج دارد. این زبان دنباله زبان پهلوی ساسانی است. واژه ها و اصطلاحاتی که در زبان مردم لُر جاریند بیانگر اصالت زبان این قوم میباشند. این زبان دنباله ی زبان پهلوی ساسانی است که در جنوب و جنوب غربی رواج داشته است همچنین در تیسپون و مدائن از شهرهای ساسانی که به بلاد لُرنشین نزدیکی داشته به کار گرفته میشده است.زبان لُری چند هزار سال پیش در این مرز و بوم بر سر زبان نیاکان ما بوده است. دکتر بدیعی در کتاب 《جغرافیای مُفصل ایران》، جلد ۲ ، صفحه ۷۶ ، مینویسد : لُرها از اقوام کهن ایران هستند و زبان لُری از شاخه های نزدیک زبان پهلوی باستان است که به واسطه ی موقعیت جغرافیایی و محصور بودن این قوم در مناطق کوهستانی صعب‌العبور، زبان لُری از اختلاط با زبانهای ترک و عرب محفوظ مانده و مذهب این قوم تشیع است. بسیاری از نویسندگان بر این باورند که لُرها از تبار ایلامیان و کاسیان میباشند و بنابراین بومی اصیل ایرانند و پیش از مهاجرت آریاییها و تازتان و ترکان در این سرزمین سکونت داشته اند. لرد کرزن در کتاب 《ایران و قضیه ی ایران》، جلد ۲ ، صفحه ۳۲۸ مینویسد : زبان لُرها از پارسی باستان گرفته شده است که با پهلوی ساسانی تجانس دارد ولی از جهاتی با آن تفاوتهایی دارا است حال که میتوانیم به احتمال بسیار قوی قبول کنیم که ایشان بازماندگان نسل و نژادی ممتاز بوده اند پس احتیاجی به این گفتار نیست که برخی از نویسندگان ، اصل آنها را از ناحیه باکتریا (بلخ ) پنداشته اند (برخی واژه بختیاری که در اواخر دوره صفویه به لُربزرگ داده شد را بدون هیچ سند تاریخی به باکتری باستان (بلخ ) ربط داده اند آنهم بدون هیچ دلیل علمی قابل ارزشی ) و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم لُرها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند. در بین زبانهای جنوب غربی ایران ، زبان لُری نزدیکترین رابطه را با زبان فارسی دارد که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه (از قرن سوم پیش از میلاد تا قرن هشتم و نهم پس از میلاد ) هستند و همانگونه که میدانیم پارسی میانه زبان ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان لُری درآمده است (دکتر سکندر امان اللهی بهاروند ، قوم لُر ، صفحه ۵۳ ).


  • حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری مطلع میکند

    درباره ی زبان لُری در قرن هفتم هجری حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده صفحه ۵۳۸ به گونه ای اختصار به زبان لُری پرداخته و یادآور شده که در زبان لری این ده حرف نمی آید : ح / خ / ش / ص / ض / ط / ظ / ع / ق. قابل ذکر است که زبان لُری همانند زبان فارسی بازمانده ی زبانهای جنوب غربی ایران است و حروف ص _ ض _ ط _ ظ _ ع ، از زبان عربی به زبان لُری راه یافته اند ولی حروف 《ح ، خ ، ش ، ق》در زمره ی حروف زبان فارسی و لُری به شمار میروند و از اینکه حمدالله مستوفی در قرن هفت به زبان لُری پرداخته حائز اهمیت و تامل است. یکی از علل مهمی که به زبان لُری توجه کافی و علمی نشده است این بوده که به وسیله این زبان نوشته هایی در دست نیست و لُر زبانان نیز با این زبان ننوشته اند و نمینویسند و به همین علت زبان لُری ماندگاری و اصالت خود را از دست داده است. زبان لُری دارای ادبیات شفاهی وسیعی است که بخشی از آن توسط خاورشناسان اروپایی و ایرانی در زمانهای اخیر گردآوری و ثبت شده ولی متاسفانه بخش وسیعی از فرهنگ شفاهی قوم لُر هنوز ثبت و ضبط نشده است!!! در حال حاضر برای زبان لُری الفبای فارسی و عربی با اندک تغییری در شیوه ی خط و حذف برخی حروف برای نوشتن این زبان به کار میرود. گویشهای رایج در جنوب غربی ایران مجموعه ی نسبتا همگنی را به نام زبان لری تشکیل میدهند که این در ناحیه ی گسترده ای که استانهای ایلام / لرستان / بوشهر / چارمحال بختیاری / کهگیلویه و بویراحمد / بخشهای وسیعی از خوزستان ، همدان ، فارس ، اصفهان ، البرز و جنوب استان مرکزی (اراک ) را در بر میگیرد ، رواج دارد.


  • پیر لکوک فرانسوی : زبان لُری به چند گونه مختلف تقسیم میشوند

    تاکنون گویشهای زبان لُری براساس اصول زبان شناسی و ساخت آوایی مورد بررسی قرار نگرفته اند و به گفته ی 《پیر لکوک زبانشناس فرانسوی》: این گویشها به چندگونه ی مختلف تقسیم میشوند که ظاهرا تا حدودی متناسب با تقسیم بندی ایلاتی هستند : الف ) گویش لُر بزرگ : گویش ممسنی و کهگیلویه که در فارس رواج دارد. ب ) گویش بختیاری : که در ناحیه ای گسترده تر از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر و اهواز رواج دارد. ج ) گویش لُر فیلی (لر کوچک ) که مرکز فرهنگی آن خرم آباد است. فقط چند گونه ی محلی شناخته شده اند از جمله گویش گیانی که در روستای گیان واقع در 12 کیلومتری غرب نهاوند رواج دارد. گویشهای لُری تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و به علت نداشتن رسانه و مدیا تحت تاثیر زبان رسمی (فارسی ) قرار گرفته اند. در این میان گویش لُری بختیاری دارای ادبیات شفاهی نسبتا پر باری است (راهنمای زبانهای ایرانی ، ص ۵۶۳ ). ناگفته نماند که تمامی گویشها ، لهجه ها و زبانهای لری منشعب از پهلوی ساسانی ، دگرگونی در آنها پدید آمده و از اصالت خویش دور گشته اند. احسان یارشاطر مینویسد : زبان فارسی از میان زبانهای جدید ایرانی تنها زبانی است که ادبیات وسیع و طراز اول به وجود آورده و نیز در همه ی زبانهای ایرانی (به استثنای آسی و کومزاری ) تاثیر قوی کرده و در بسیاری از نواحی به خصوص نواحی شرقی ایران جایگزین لهجه‌ها و زبانهای دیگر ایرانی شده است...سایر لهجه های جنوبی عبارتند از لری ، بختیاری و لکی و فروع آنها که همه را میتوان با عنوان کلی لُری ذکر کرد و دزفولی و لاری و بندری (در میناب ) و لهجه های سُمغون و بورینگان و پاپون و امامزاده اسماعیل و ماسرم و لهجه های بَشکردی که در آنها دو لهجه عمده ی شاه بابکی و انگهرانی میتوان تشخیص داد و لهجه ی کومزاری در شبه جزیره عمان که با لُری رابطه ای نزدیک دارد (مقدمه لغت نامه دهخدا ، صفحه ۲۴ ).


  • ذخیره واژگانی زبان لُری از فارسی بیشتر است

    زبان لُری ، زبان زنده ای است که گروه های مختلفی از مردمان لُرستان بزرگ از دورترین نقاط دریای عمان و خلیج فارس تا تویسرکان در همدان و چگنیهای اطراف قزوین بدان سخن میگویند. در این خطه ی تاریخی و کهن ، مردمان لُرزبان در بیان کلمه ها و جمله ها دارای تفاوتهای اندکی هستند ولی با این وجود به اعتقاد همه ی زبان شناسان و اندیشمندان در گروه یا خانواده ی زبان لری قرار میگیرند ؛ بی گمان باید زبان لری را یک کاسه دانست و در یک گروه واحد زبانی به شمار آورد. ما اگر ترتیب ذخیره ی واژگانی گویشهای متفاوت لُری از جمله : نهاوندی / خرم آبادی / دزفولی / شوشتری / بختیاری / بویراحمدی / لیراوی / ممسنی / بروجردی / سیلاخوری و...گویشهای آن را که اکنون در سرزمین لُرستان بزرگ با آن سخن میگویند در نظر بگیریم ، می بینیم که هزاران سال پیش از این نیز در این سرزمینها وجود داشته اند و اگر آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم ، مشابهت ، تجانس و هماهنگی عجیبی در میان این گویشها دیده میشود و دیگر اینکه گویشهای مختلف لُری در اشکال قواعد دستوری ، روابط منظمی میان آنها دیده میشود و این روابط نزدیک و منسجم ، نشانگر منشا مشترک آنها است. این ویژگیهای مشترک همه ی گویشهای زبان لُری از نیای نخستین خود که زبان پهلوی میباشد حکایت دارند.


  • کاربرد واژگان فارسی در گفتار کهنسالان لُر بسیار کم است

    گویشهای زبان لُری مانند دیگر گویشها و زبانهای محلی گستره ی ایران بزرگ ، زیر نفوذ فارسی نوین بوده اند و علت آن این است که فارسی معیار یگانه زبان فرهنگی و همگانی تمام ایرانیان از آغاز دوره اسلامی به بعد بوده و هیچیک از گویشها و زبانهای محلی از نفوذ آن بی بهره نمانده اند. بنابراین در گویشهای زبان لُری نفوذ فارسی رسمی کاملا چشمگیر و مشهود است و این نفوذ و تاثیر گاهی کهن و زمانی تازه است و اگر به کیفیت کاربرد واژگان در سخن افراد کهنسال دیار لُرستان بزرگ توجه شود ، می بینیم که کاربرد واژگان فارسی سره در گفتار آنان بسیار کم است و برعکس در گفتار افراد میانسال و جوان ، بسیار زیاد و به ندرت از واژه های لُری در سخن خود سود میجویند. ولی با این وجود به علتهای تاریخی و منشا زبانی و گذشت زمان ، نزدیکترین زبان از میان تمامی زبانها و گویشهای اصیل ایرانی به زبان فارسی ، زبان لُری و گونه های وابسته بدان میباشد. زبان لُری دنباله پهلوی ساسانی است.زبان لُری زبانی کهن و اصیل است که ریشه در زبانهای کهن ایران دارد.


  • هرتسفلد : زبان در تعیین نژاد موثر نیست

    صاحب نظران و اندیشمندان مردمان امروزین را براساس ظاهرشان چون پوست ، استخوان بندی و اسطوره های به جای مانده از دوران کهن و یا زبانشان به دسته های گوناگونی تقسیم میکنند. مورخانی چون پروفسور هرتسفلد ، زبان را در تعیین نژاد موثر نمیداند و از تقسیم بندی هایی که براساس زبان صورت میگیرد خودداری میکند!!! میتوان گفت که تاثیر فرهنگهای متفاوت و ادیان فراگیر در تغییر و دگرگونی زبانها در طول تاریخ موثر بوده اند و حتی این فرهنگها و مذهبها که دارای دیدگاههای فلسفی و ایدئولوژیکی بوده اند ، نظرات متفاوتی نسبت به زبان در تعیین نژاد بشریت دارند از جمله مکتب مارکسیسم برای زبان اهمیتی قایل نیست و جهان را مادی میبیند و اقتصاد را زیربنای تمام مناسبات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی میداند و در دیگر سو ، اندیشه های ناسیونالیستی به زبان اهمیت میدهد و آن را از ارکان پدیدآوری ملتها میداند و میگوید : زبان زیربنای تشکیل اجتماعات بشری و نژادهای انسانی است. هر ملتی با زبانش شناخته میشود و زبان هر قومی عامل وحدت و شیرازه ی انسجام هر ملتی است و زبان ، هویت بخش هر اجتماعی. به گفته ی آلفونس دوده نویسنده فرانسوی : وقتی قومی به اسارت دشمن درآید و مغلوب و مقهور بیگانه گردد تا وقتی که زبان خویش را همچنان حفظ میکند همچون کسی است که کلید زندان خویش را در دست داشته باشد.


  • زبان لُری سبب وحدت قومی میان لُرهاست

    درباره ی اقوام لُر که زبانشان سبب وحدت قومی میان آنان شده است میتوان گفت که هزاران سال پیش وحدت کاملی میان این اقوام وجود داشته است و هر چند که به علت عدم کتابت منظم این زبان و اقوام متقدم در این دوره اثری به دست نیامده است اما با بررسی گویشهای مختلف این زبان در مقایسه با زبان فارسی و شناخت قواعد زبانشناسی آن از جمله معناشناسی و آواشناسی و ویژگیهای حروف ، واژگان و صرف و نحو میتوان به برخی از ساختارهای کهن این زبان پی برد.


  • در ایران به زبانهای غیرفارسی توجه نمیشود

    در زبان شناسی علمی و نو ، روش همزمانی - تطبیقی در بررسی زبان بسیار گسترده به کار رفته و این رهیافت در سده 19 میلادی پدید آمد و روز به روز توجه زبانشناسان را بدان سوی هدایت کرده است. زبان کهن لُری در ایران به آن توجه کافی نشده است. زبان لُری صورت تغییر شکل یافته و ساده شده ی زبان پیشین (پهلوی ساسانی ) است. تفاوتهای آوایی و لفظی بین گویشهای زبان لُری کاملا طبیعی است و در هیچ جا به خاستگاه این گویشها برنمیگردد. همه گروه های قوم لُر از نظر نژادی لُر هستند ولی در مناطق مختلف به لحاظ گویش و...خصوصیتهای فرهنگی و سنتهای خاص خود را یافته اند سنتهایی که در فرازهای اصلی زندگی آنان رخ مینمایاند با این همه وجه مشترک مردمان قوم لر و ایلات مختلف این قوم در طول تاریخ ، بخاطر شیوه ی معیشت و نحوه ی زندگی عشایری همواره جنگجویی و رزم آوری بوده است و این جنگجویی را میتوان در ادبیات فولکلوریک مردم قوم لُر نیز یافت (دکتر مجتبی مقصودی ، قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی ، صفحه ۶۵ ).



آخرین مقالات