شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دارالفنون بختیاری !

تاسیس دومین دارالفنون ایران در مناطق لُرنشین درسال ۱۲۷۴ ه . ش !

دارالفنون بختیاری !

درست پس ازتاسیس اولین دارالفنون در ایران در سال ۱۲۶۸ در تهران , دومین دارالفنون در مناطق لر نشین و در خاک بختیاری , به همت  شهاب السلطنه  بختیاری(غلامحسین خان حاجی ایلخانی)  فرزند  امام قلی خان حاج ایلخانی بختیاری تاسیس شد.

دارالفنون بختیاری در شهر بروجن در سال ۱۲۷۴ در قالب مدرسه ای وسیع با مرکزیت کار های دستی(فنی -حرفه ایی) تاسیس شد که قبل از آن حتی در اصفهان و سایر شهرهای فارس نشین چنین مدرسه ای نبود و از استادان بنامی چون شیخ محمد طاهر نطنزی (مدیر) , شیخ علی نطنزی ( ناظم ) و سید میرحسین مجد الادباء و میرزا عبدالرحیم شیرازی ، میرزا سیف الله خان معروف به تیمسار و یک معلم زبان فرانسه که بلژیکی بود ، نیز استفاده می شد و در این دارالفنون کلیه دروس هم به فارسی و هم فرانسه و برخی فنون و مهارت ها تدریس می شد . مخارج این مدرسه را خود شخص شهاب السلطنه بختیاری به مدت ۲۹ سال پرداخت نمود . پس از ۲۹ سال دارالفنون با سرکوب خوانین بختیاری به دست رضاشاه منحل شد و اما با نام دبستان ملی (!) به کار خود ادامه داد و بعد ها نام جمال الدین(؟) بر آن نهادند

این دارالفنون دانش آموختگان فراوانی به جامعه تحویل داد و تاثیر فراوان در ارتقا فرهنگی شهر بروجن و منطقه داشت آنچنانکه هم اکنون شهر بروجن از جهت کثرت افراد تحصیلکرده و بخصوص پزشکان در سطح کشور بنام است.

مرحوم شهاب السلطنه بختیاری که از سرداران بنام لر بود در کسوت جنگاوری و دولتی  نیز منشا خدماتی در دستگاه قاجار و عصر مشروطه بود . خانه مرحوم شهاب السلطنه بختیاری که به تصرف دولت درآمده بود تا مدت ها پیش به عنوان زندان (!) کاربری داشت .

یادش گرامی باد!

 

 

2 نظر

  • تاراز بختیاری

    ماییم که از پادشهان باج گرفتیم _ از پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم / ماییم که از دریا امواج گرفتیم _ دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم. اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تیار


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!



آخرین مقالات