مشروطه خواهان واقعی از تاریخ حذف میشوند | نگین زاگرس

چهار شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مشروطه خواهان واقعی از تاریخ حذف میشوند

سریال ترور شخصیت سردار اسعد و صمصام دو رهبر بزرگ بختیاری و افتخار مشروطه خواهان آزادی گستر ایران ادامه دارد. سریال سرزمین کهن در سال 92 عکس سردار اسعد را در منزل شخصیت منفی فیلم آویزان کرد و بعد که با اعتراض مردم مواجه شد گفت اشتباه شده است. سریال کلاه پهلوی در سال 94، شخصیت منفی فیلم که در دهی به نام سامان (منطقه بختیاری) حکمرانی محلی می کند شخصیت منفی به نام صمصام بود!. اخیراً نیز رمانی با عنوان «هزار و یک جشن» به قلم «محمد محمودی نورآبادی» توسط انتشارات «شهرستان ادب» منتشر شده که همان راه را رفته و برخی جوایز دولتی را از آن خود کرده است. این داستان که ظاهراً برای روایت تاریخ انقلاب نوشته شده، به تحریف تاریخ معاصر ایران همت گماشته و کوشیده است با جابجا کردن مرز خدمت و خیانت، نام «صمصام بختیاری» که از حاکمان متدین و نیکوکار منطقه بختیاری و نخست وزیر عصر مشروطیت و برخوردار از تایید و حمایت قاطع علمای نجف و قم و تهران بوده است را خدشه دار کند. و لازم بذکر است که کتاب درسی «تاریخ معاصر ایران» که توسط هیات تدوین کتب درسی وزارت آموزش و پرورش و زیرنظر دکتر علی اکبر ولایتی (وزیرخارجه سابق کشورمان) نوشته شده و در دبیرستان های کشور تدریس می شود، و نسخه قبلی کتاب تاریخ معاصر ایران که زیرنظر دکتر غلامعلی حداد عادل (رئیس سابق مجلس کشورمان) تالیف شده بود در تلاش برای برچسب زنی یا حذف رهبران جنبش مشروطیت نظیر سردار اسعد و... که هم دیندار بودند و هم نوپرداز و نقش غیرقابل انکاری در مشروطیت داشتند را میکند.

مشروطه خواهان واقعی از تاریخ حذف میشوند

مقدمه

نویسنده:محسن حیدری

 

درخواست روحانیون وقت از سردار اسعد برای رفع استبداد در ایران

 

 

آقانورالله نجفی اصفهانی (معروف به حجت الاسلام) برادر آقانجفی اصفهانی (معروف به آیت الله) و فرزند شیخ محمدباقر نجفی از خاندان های معتبر روحانی و از افراد متمکن اصفهان بود. آقانورالله نجفی، از حامیان مشروطیت و مردی ادیب، باهوش، دلیر و صریح اللهجه و به دور از هرگونه ریاکاری و عوامفریبی بود؛ ثروت خود را پنهان نمی کرد و لباسهای فاخر می‏پوشید و از مهمانان خود پذیرایی مجلل در منزل معتبرش که اکنون «خانه مشروطیت اصفهان» می باشد به عمل می آورد.

 

آقانوراالله و برادرش آقانجفی ارتباط نزدیکی با خان های بختیاری داشتند. پس از آنکه محمدعلی شاه قاجار به سرکوب مشروطه خواهان روی آورد و مجلس را به توپ بست، حاکمی مستبد را روانه اصفهان ساخت. آقانورالله که رفع استبداد حاکم اصفهان را تنها در توان بختیاریها می دید، از نجفقلی خان بختیاری صمصام السلطنه حاکم وقت بختیاری که بر اثر استبداد محمدعلی شاه خانه نشین شده بود استمداد کرد. علیقلی خان بختیاری سردار اسعد نیز از پاریس با ارسال تلگراف هایی به برادر خود صمصام السلطنه، وی را به رفع استبداد حاکم اصفهان تشویق کرد.

 

نورالله دانشور علوی در کتاب خاطرات خود مدعی است علیقلی خان بختیاری سردار اسعد در این مقطع، به طور محرمانه به ایران آمده و با آقانورالله نجفی اصفهانی جلسه خصوصی داشته و به پاریس بازگشته و سپس دوباره بعد از فتح اصفهان به ایران آمده است.

به هر ترتیب، با طراحی و تدابیر آقانورالله و سردار اسعد و حمایت معنوی آقانجفی و به فرماندهی سیاسی صمصام السلطنه و فرماندهی نظامی ابراهیم خان ضرغام السلطنه و همت سواران بختیاری و یاری روحانیون و مشروطه خواهان اصفهان، بختیاریها اصفهان را در 15 دی 1287 ش فتح کردند و حاکم مستبد به کنسولگری انگلیس پناهنده شد.

 

در این مقطع سردار اسعد از پاریس وارد ایران شد و در اصفهان مستقر گردید و به کمک روحانیون و اعیان اصفهان به ویژه آقانورالله و آقانجفی، چند ماه در تدارک اردو برای عملیات ملی آزادسازی تهران (فتح تهران) بود و بالاخره در اواخر بهار 1288 ش به سمت تهران حرکت نمود و بعد از چند هفته پیشروی و نبرد موفق به رفع استبداد و اعاده مشروطیت و بازگشایی پارلمان مشروطه شد.

 

 

چهارم فروردین؛ ورود ستارخان و باقرخان به تهران، 8 ماه پس از فتح تهران

 

 

چهارم فروردین یادآور ورود ستارخان و باقرخان از تبریز به تهران در سال 1289 ش است. ورود ایشان به تهران، 8 ماه پس از فتح تهران و اعاده مشروطیت و بازگشایی پارلمان به دست مشروطه خواهان بختیاری و گیلان است.

 

برخلاف تصورات نادرست و نیز متن غلط کتاب درسی تاریخ تالیف وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، عملیات ملی آزادسازی تهران در تیر 1288 ش رخ داد. مشروطه خواهان تبریز ازجمله ستارخان و باقرخان اگرچه زحمات شایان تقدیری در مقاومت تبریز در دوره استبداد محمدعلی شاهی کشیدند ولی در همان زمان استبداد محمدعلی شاه، و در پی مداخله قوای روس، شکست خوردند و به سفارت عثمانی یا ترکیه کنونی پناهنده شدند و در لحظه فتح تهران اقتداری حتی در دفاع از خود نداشتند و پناهنده بودند و از این رو کوچکترین نقشی در فتح تهران و اعاده مشروطیت و بازگشایی پارلمان مشروطه نداشتند و 8 ماه بعد از آن حماسه ملی به تهران سفر کردند.

 

علت سفر ستارخان و باقرخان به تهران:

 

پس از عملیات ملی آزادسازی تهران به دست مجاهدان بختیاری و گیلان، مشروطه خواهان دوباره به قدرت رسیدند. مهدیقلی خان هدایت (ملقب به مخبرالسلطنه) که در مشروطیت اول و پیش از استبداد محمدعلی شاهی نیز استاندار تبریز بود، دوباره به عنوان استاندار انتخاب شد.

مخبرالسلطنه از همان لحظه ورود به تبریز با یک مشکل جدی روبرو شد؛ روسها به بهانه حمایت از بورژوازی صنعتی و تجاری تبریز و برقراری نظم و امنیت، قوای نظامی خود را در شهر مستقر کرده بودند. استاندار مشروطه خواه از روسها خواست حالا که تهران به دست مشروطه خواهان افتاده و اداره مملکت بر اساس قانون استوار شده، لزومی به حضور روسها نیست و باید قوای نظامی روس از تبریز خارج شوند. روسها اغتشاش و نا امنی شهر را مخل امنیت تاجران دو تابعیتی تبریز می دانستند و حضور افراد مسلح غیردولتی ازجمله ستارخان و باقرخان را بهانه کرده و به درخواست دولت مشروطه ایران پاسخ مثبت ندادند.

به گزارش منابع دیپلماتیک در پترزبورگ، روسها از حضور ستارخان و باقرخان در تبریز ناراضی بودند و به عقیده الکساندر ایزولسکی وزیر خارجه وقت روسیه ستارخان و باقرخان حکومتی در داخل حکومت آذربایجان تشکیل داده بودند و فدائیانشان به اسم پلیس از اهالی پول می گرفتند و جماعتی از مردم را بر ضد حضور قوای روسیه در تبریز تحریک می کردند.

 

 (ن.ک: بشیری، احمد، کتاب آبی، ج 3، ص 628 الی 672)

 

استاندار مشروطه خواه تبریز در خاطراتش ریشه های بحران را تشریح کرده و می نویسد: «ستارخان و باقرخان از زد و خورد با قوای دولت، یکی بعنوان کدخدای محله امیرخیز و دیگری بعنوان کدخدای محله خیابان نام و شهرتی برای خود تحصیل کرده و هرکدام دارای اصحاب و پیروانی شده اند که اکنون همان پیروان به جان مردم افتاده اند، به حواله شخصی مالیات وصول می کنند و اتباع خود را به خانه های متمولین می فرستند و از آنها به زور پول می گیرند و اسباب زحمت می شوند. عده کثیری از اهالی شهر برای اینکه از مزاحمت ماموران این دو نفر در امان باشند در اطراف قنسولگری روسیه خانه اجاره کرده اند و متحصن اند. نخستین وظیفه من [بعنوان والی مشروطه خواه] استقرار امنیت در شهر است». (ن.ک: هدایت، مهدیقلی خان، خاطرات و خطرات، ص 250)

 

احمد کسروی نوشته است که ستارخان و باقرخان پس از برقراری دولت مشروطه، در تبریز «مخالفانی داشتند و در روزنامه شمس استانبول و حبل المتین کلکته انتقادهایی از آنان چاپ شده بود». (کسروی، احمد، تاریخ هجده ساله آذربایجان، ص 109)

برخی دلسوزان آذربایجان و مشروطه خواهان تهران و تبریز کوشیدند تا وساطت کنند و جلوی شعله ور شدن آتش تفرقه در تبریز را بگیرند. سرانجام پس از وساطت دلسوزانه علیقلی خان بختیاری سردار اسعد و آخوند خراسانی، ستارخان و باقرخان اعلام کردند که در پاسخ به تقاضای آخوند خراسانی تبریز را ترک می کنند و به تهران می روند.

 

در روزهای پایانی اسفند 1288 ش، ستارخان و باقرخان در رأس فداییان مسلح خود عازم تهران شدند و در روز 4 فروردین مورد استقبال دولت مشروطه خواه و مردم تهران قرار گرفتند. چندی بعد که مجلس شورای ملی دستور خلع سلاح در سراسر کشور را صادر کرد، ستارخان و باقرخان مصوبه مجلس را پذیرا شدند ولی چند روز بعد به تحریک عده ای از بدخواهان از پذیرش مصوبه مجلس سرباز زدند و وزارت کشور(به کمک بختیاریان) ناچار شد اسلحه ها را به زور از دست آنها بگیرد.

 

این فیلم لحظه تاریخی ورود لرهای مشروطه خواه به تهران و فتح تهران،درسال  1288 خورشیدی است.

منابع:

 

تاریخ هجده ساله آذربایجان، احمد کسروی، ص 109 

 

خاطرات و خطرات، مهدیقلی خان هدایت مخبرالسلطنه، ص250

 

کتاب آبی، احمد بشیری، ج 3، صص 628 تا672

 

نهم فروردین؛ اس پی آر انگلیسی در تقابل با بختیاریها و...

 

نفرت انگلیسی ها از بختیاری ها که این نفرت در قالب رضا شاه(شخصی که تمام دستاوردهای مشروطه را نابود کرد) ظهور کرد.

 

نهم فروردین یادآور به رسمیت شناخته شدن اسپیار انگلیسی در سال 1296 ش است. پلیس جنوب ایران یا اسپیار (South Persia Rifles)، یک نیروی نظامی بود که بریتانیا در 26 اسفند 1294 ش و در آغاز جنگ جهانی اول برای تامین امنیت کاروانهای تجاری و تضمین منافع اقتصادی خود در جنوب ایران تشکیل داد. عده نفرات این نیرو در حدود 5600 نفر بود که عمدتاً از افسران انگلیسی، سربازان هند و تعدادی سرباز مزدبگیر ایرانی تأمین شده بود. فرمانده این نیرو ژنرال سر پرسی سایکس بود.

در طول جنگ جهانی اول بویژه در سال 1915 و نیمه اول 1916 لرهای بختیاری، قشقایی‌ها و لرهای بنادر خلیج فارس از جمله تنگستانی ها، دست انگلیسی‌ها را از بسیاری از مناطق جنوب ایران کوتاه کردند. لذا انگلیس به فکر تقویت و ارتقای اس پی آر و توسعه ماموریتهای آن از اقتصادی به سیاسی افتاد.

سر پرسی سایکس انگلیسی، در این مرحله کوشید با حمایت از اعلام استقلال بختیاریها و جدایی آنان از ایران و جدا کردن مناطق نفتخیز (که 85 درصد آن در مناطق بختیاری نشین استان خوزستان قرار داشت) منافع خود را تامین کند و وقتی که با رفتار میهن پرستانه و بیگانه ستیزانه سردار اسعد سوم مواجه شد و از جدایی طلبی بختیاریها نا امید گردید، به دنبال توسعه تشکیلات پلیس جنوب یا اس. پی. آر رفت.

سر پرسی سایکس فرمانده و بنیانگذار پلیس جنوب در کتاب خود می نویسد: «فعلاً بختیاریها به واسطه نقشی که در موقع مشروطیت ایران داشته اند، فوق العاده اهمیت دارند. لیکن در داخل همین ایل اختلافات زیاد وجود دارد. روح پر شهامت و زنده دلی و سلامت و تندرستی مردان از خصائص عشایر ایران است و روی هم رفته جنبه های خوب و پسندیده آنها بر نواقصشان برتری و رجحان دارد».

عبدالحسین اورنگ رئیس دفتر علیقلی خان سردار اسعد دوم در کتاب خاطراتش از جلسه ای با حضور سایکس و سردار اسعد سوم و دیگر سران بختیاری در محل «درخزینه» اهواز خبر داده که در ان سایکس گفته اگر بختیاریها به جدایی ناطق نفتخیز از ایران اقدام کنند انگلستان سریعاً کشور بختیاری را به رسمیت خواهد شناخت. ولی چنانکه اورنگ نوشته است، سردار اسعد سوم در این جلسه پاسخ تند و میهن پرستانه ای به دیپلمات ارشد انگلیسی داده، به طوری که مامور انگلیسی بعدا به عبدالحسین اورنگ گفته که سرنوشت شومی برای خاندان اسعد پیشبینی می کنم! .

انگلیس پس از آنکه از همراهی بختیاریها مایوس شد، به دنبال تقویت نیروی نظامی اس پی آر و محدود کردن نقش بختیاری ها در سیاست کشور رفتند و از طریق عوامل خود انواع تهمت ها را متوجه بختیاری ها بویژه سردار اسعد ساختند و همانطور که سایکس به عبدالحسین اورنگ گفته بود کوشیدند سرنوشت شومی را برای سردار اسعد رقم بزنند.

در بهار 1918 میلادی و در زمان نخست وزیری صمصام بختیاری، برخی ایلات از جمله قشقایی ها به نبرد با پلیس جنوب پرداختند. سر پرسی سایکس در کتاب خود، مخافت قشقایی ها با پلیس جنوب را به تحریک بختیاریها دانسته و نقش صمصام بختیاری نخست وزیر را در این میان برجسته می داند. سایکس ادعا کرده است: موفقیت اولیه حمله آلمانی‏ها ‏‏در جبهه غربی در بهار 1918، به کابینه صمصام‏السلطنه بختیاری جسارت بخشید که در مقابل، قشقایی‏ها ‏‏را به حمله به انگلیسی‏ها ‏‏تشویق کند.

 

تشکیل ژاندارمری و سپس تأسیس اس پی آر که محصول نا امیدی روزافزون انگلیس از توافق با بختیاریها و تلاش آنها برای محدود کردن قدرت روزافزون بختیاریها بود، و نیز عملکرد میهن پرستانه صمصام بختیاری در جایگاه نخست وزیری و مخالفت های سردار اسعد سوم با مطامع انگلیس و نیز گرایش برخی سران بختیاری به آلمان و نبرد ایشان با روس و انگلیس (نظیر امیرمفخم، بی بی مریم، ضرغام السلطنه و...) موجب چرخش سیاست اصولی انگلیس علیه بختیاریها و کینه توزی شدید آن دولت علیه مردم بختیاری شد که تا امروز نیز ادامه دارد و بخشی از آن در قالب سیاست های رسانه ای تلویزیون بی بی سی و نیز حمایت از تحریف واقعیت های فرهنگی و قومی خوزستان و پروژه بختیاری زدایی از خوزستان قابل مشاهده است.


پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول، مخالفت ایرانیان با این اس پی آر و تغییر سیاست بریتانیا به انحلال آن انجامید. بعداً در روند اتحاد شکل قشون ایران که توسط رضاخان سردارسپه دنبال می شد، آن دسته از افسران ایرانی که به نحوی در پلیس جنوب خدمت کرده بودند یا به آن وابسته بودند، وارد ارتش جدید شدند.

منابع:

ده هزار ميل در ايران، سفرنامه ژنرال سايكس، ترجمه حسين سعادت نوری، نشر لوحه، 1363

رضاشاه و قشون متحدالشکل. دکتر باقر عاقلی، نشر نامک، 1386

اورنگ محمدعلی شاه یا اورنگ سردار اسعد، خاطرات عبدالحسین اورنگ، به کوشش محسن حیدری، نشر تمتی 1395

 

31 نظر

  • سپهوند

    دکتر محمد بیرانوند نماینده مردم خرم آباد و چگنی در مجلس در برنامه زنده پرسشگر شبکه آموزش گفت:به عنوان نماینده قوم لر نسبت به اهانت پخش شده در سریال نژاد پرستانه " ستارخان " به قوم بزرگ لر اعتراض دارم و به جد از رسانه ملی خواستارم این سریال متوقف شود.


  • علی باجلان

    ثابت شده خود خواه و حقیر و پستند _ عمریست کمر به انزوایم بستند / تا جان دارم به پای لر می مانم _ هر چند همه به فکر حذفم هستند …


  • سکانسی که یک قوم را آزرده کرد:حسین سپهوند

    سکانسی از سریال ستارخان ساخته ی محمد رضا ورزی که یک قوم را آزرده کرد !!! در آن سکانس یک مرد لر در حال واکس زدن چکمه های ستارخان از رسانه ملی به مردم ایران نشان داده شد ! پرسیدن نام و نشان آن مرد راستی برای چه بود ؟ دیالوگ هایی که نشان از حس ناسیونالیستی به نفع قومی خاص دارد در این سریال چه معنایی میتواند داشته باشد ؟ آخر مگر میشود قومی که در انقلاب مشروطه نقش اصلی را داشته تا به این حد توسط یک رسانه و عوامل سازنده ی یک سریال تحریف شود؟ حس ناسیونالیستی و قوم گرایی و برجسته سازی توسط سازندگان در این سریال به نفع یک قوم خاص کاملأ مشهود بود !!! به کسانی که سعی در آزرده خاطر کردن قوم بزرگ لر و کتمان نقش آنان در تاریخ این سرزمین دارند باید گفت:کلمه لر هر چند از حیث کلمات قلیل است اما نامی از قومی بزرگ به وسعت تاریخ یک سرزمین را در خود جای داده است. تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین پر از رشادتها ، وطن پرستی ، نوع دوستی و دلاور مردی قوم بزرگ لر است. سعی در کتمان و تحریف تاریخ مردمان لر و نقش تاریخی آنان در مقاطع مختلف این سرزمین مانند خاک پاشیدن بر چهره ی خورشید است !!! اهانت به هر یک از اقوام ایرانی علی الخصوص قوم بزرگ لر چنگ کشیدن بر رخ تاریخ و فرهنگ این سرزمین است و از طرف هر فرد یا گروهی که باشد کاری مذموم و محکوم است.چگونه است که در سریالی یک طرفه بنام ستارخان که با هزینه ای گزاف ساخته شده و در رسانه ای که متعلق به تمام ملت ایران بوده و نام " ملی " را به دنبال خود یدک میکشد به این راحتی در یک سکانس به این قوم بزرگ اهانت میشود و از بزرگ مردان لر و کسانی که بیشترین نقش را در انقلاب مشروطه داشته اند در رسانه به اصطلاح ملی هیچ یادی نمیشود و باید در لابلای کتابهای خاک گرفته ی تاریخی آن هم اگر پیدا شود سراغی از آنها گرفت ؟؟؟ حذف و کمرنگ کردن نقش بزرگ مردان لر در تاریخ این کشور به نفع چه کسانی است ؟؟؟ نسل کنونی و نسلهای آینده بی شک از تاریخ واقعی خود با تحریفی که از گذشته تاریخی آنان صورت گرفته هیچ اطلاعی نخواهند داشت و سرداران نام آور قوم بزرگ لر در اذهان فراموش خواهند شد. از بین بردن تاریخ یک قوم و برجسته سازی نقش سایر اقوام در تاریخ بدعتی است بس خطرناک و خواسته یا نا خواسته تحریف در تاریخ ایجاد خواهد کرد. برجسته سازی گوشه ای از تاریخ آن هم به شکلی که رسانه ملی آن را به تصویر میکشد و حذف عمدی تاریخ سازان اصلی در آن مقطع تصویری کاریکاتوری از تاریخ در ذهنها خواهد ساخت. بزرگ نمایی کاری رسانه ای است اما نه در حدی که موجب کمرنگ کردن ، تحریف ، تبعیض و یا حذف قومیتی شود که نقش اصلی در تاریخ را در آن مقطع داشته اند ! متأسفانه تاریخ سازی و حمایت گسترده ی مالی از کسانی که سعی در تاریخ سازی به نفع قومیتی خاص و کمرنگ کردن نقش سایر اقوام در آن مقطع تاریخی را داشته اند کاری است که رسانه میلی در دهه ی اخیر به آن مبادرت کرده است ! لازم است که واقعیات تاریخی در هر مقطعی اگر قرار است توسط رسانه ملی که متعلق به تمام ملت ایران است به تصویر درآید بدون کم و کاست و بدون سانسور و مترادف با واقعیات به نمایش درآید. تقلیل و تحریف نقش یک قوم در یک مقطع تاریخی ضربه زدن به کل تاریخ ایران است. با این کار نه تنها نقش قوم ذی نفع برجسته نمیشود بلکه نتیجه عکس خواهد داد آن هم در این مقطع حساس که نیاز به اتحاد همه اقوام ایرانی برای پیشرفت کشور و نظام است. پس امید است که با درایت متولیان امر رسانه این امر تحقق یابد تا اعتماد دوباره ی مردم به رسانه ملی بازگردد.


  • جعل تاریخ در رسانه ملی:حاجیوند

    تاریخ و اسناد همیشه گواه خوبی بر شجاعت و غیرت مردان و زنان لر در دفاع از آب و خاک و ناموس مردم ایران زمین بوده است. در انقلاب مشروطه اولین گروهی که برای فتح تهران و به ثمر نشاندن مشروطه به سمت پایتخت حرکت کردند و مسلحانه با نیروهای دولتی و مستبدین به مبارزه برخاستند و مشروطه را حیات دوباره دادند ، مجاهدین قوم لر بختیاری به ایلخانی سردار اسعد بختیاری بودند. سردار مریم بختیاری از فرماندهان فتح مشروطه و همچنین علی مردانخان و نجف قلی خان صمصام السلطنه با نیروهای مسلح ایل بختیاری با حرکت به سوی تهران و با همراهی مجاهدین شمال که در نزدیکی تهران به هم پیوستند موفق به فتح تهران و شکست استبداد صغیر شدند. در همین زمان ستارخان و باقرخان در تبریز اعلام عدم تبعیت از دولت مرکزی ایران میکنند و بعد از شنیدن خبر فتح تهران توسط لرهای بختیاری آنها هم قصد تهران میکنند !!! و بعد از رسیدن به پایتخت ، همه سرداران و فرماندهان و نمایندگان مجلس ، مجلس عالی تشکیل داده ، محمد علی شاه قاجار را عزل میکنند و پسر خردسالش احمدشاه را جانشین قرار میدهند ( این که چرا سردار اسعد بختیاری پادشاه نشد دلایل زیادی دارد ) این یعنی ابتدا لرهای بختیاری تهران را فتح کردند و سپس سایر مبارزین از تبریز میرسند !!! حالا گویا به برکت رسانه ملی و محمد رضا ورزی کارگردان سریال ستارخان ، از تمام این رشادت ها و میهن پرستی ها و نجات انقلاب مشروطه و حفظ آب و خاک و ناموس وطن توسط " قوم بزرگ لر " جعل تاریخ و واکس زدن کفش های ستارخان توسط یک دوره گرد ( در سریال ستارخان پخش شده از شبکه اول سیما ) برای تحقیر ، تمسخر و هجو کردن مردم لر در رسانه ملی باقی مانده است !!! آیا در یادآوری وطن خواهی و از خود گذشتگی لرها در انقلاب مشروطه ، سهمشان فقط واکس زدن کفش های ستارخان بود ؟؟؟ طبق توهین های گذشته و زنجیره ای که در رسانه ملی به قوم بزرگ لر شده این جعل تاریخ نه تنها سهوی و عادی نیست بلکه بدون هیچ شک و تردیدی نشان دهنده ی عمدی بودن و با برنامه ریزی قبلی و حساب شده بودن این توهین های تکراری است !!! مردمان لر با تمامی محرومیت ها و محدودیت های تحمیل شده و به رغم چپاول و تاراج نفت و گاز و آب و حتی الحاق خاک الیگودرز لرستان به اصفهان و حاکم شدن غول فقر و نداری و بیکاری و مهاجرت و اعتیاد و خودکشی و … هیچگاه به دنبال جدایی طلبی نبوده و به وطن شان پشت نکرده اند چون به مانند اقوام مهاجر و مهاجم دیگر ، خاستگاه برون مرزی نداشته است !!! حال با وجود همه ی بی مهری ها و بی توجهی ها به جایی میرسیم که تمام رشادت ها و خون های ریخته شده در حفاظت از وطن نیز به لیست محرومیت های تحمیلی اضافه میشود !!! تاریخ مان نیز در واکس زدن کفش ستارخان که پس از فتح تهران توسط سرداران لر بختیاری خود را به پایتخت رساند خلاصه میشود !!! دو قوم بزرگ ( لر و ترک ) هیچ گاه با هم مشکلی نداشته اند بلکه سالها در دفاع مقدس و قیام های ظلم ستیزانه چون مشروطه دوشادوش هم مبارزه کرده اند و سر به دار داده اند ولی تن به ذلت نداده اند … اما این که افراد تفرقه افکن نظیر کارگردان های آذری زبان سریال های سرزمین کهن و ستارخان که از قضا متولد تبریز هستند با توهینات زیر پوستی و هدفدار سعی در خدشه دار کردن عزت و جایگاه تاریخ روشن و غرور آفرین قومی دارند که تاریخ چند هزار ساله ایران سر تعظیم در برابرش فرود می آورد … این اهانت ها و توهینات هدفمند ، مغرضانه و برنامه ریزی شده از سوی این افراد معلوم الحال به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نیست. ضمن احترام به هم وطنان آذری زبان ، انتظار همه مردم لر زبان از مراجع قانونی برخورد جدی و سریع با این عناصر تفرقه افکن و نژاد پرست است و صدا و سیما نیز با توجه به رسالتی که به عهده دارد میبایست پاسخگوی این اهانت هدفمند باشد … و جای شرمساری است که پول نفت بلاد لر نشین هزینه، ساخت این فیلم های اهانت آمیز به قوم بزرگ لر میشود !!! ما مردم لر هیچ گاه تاریخ را نظیر دیگران در راستای اهداف نژاد پرستانه مان تحریف نکرده ایم که رشادت های ستارخان زیر سوال برود یا کمرنگ شود اما در جایی که بدانیم حق مان پایمال میشود و رشادت های بزرگان مان زیر سوال میرود جایز میدانیم دست در دست در راستای قانون در دهان دیگرانی بکوبیم که پایشان را از گلیم شان درازتر میکنند. این مقاله توسط خانم الهام حاجیوند در شماره ۴۴۲ نشریه سیمره چاپ شده است.


  • تحریف تاریخ در صدا و سیمای میلی و توهین به مردم لر محکوم است !

    تاریخ را با میل خود تفسیر کردید _ با حرف های تلخ ما را پیر کردید / ما جای این که با هم و همراه باشیم _ با هم تمام شهر را درگیر کردید / مشروطه خواه و سرور و سردار بودیم _ ما را به جای بنده ها تصویر کردید !!! / تاریخ را بی عقل ها تحریف کردند _ ما را چه بد نا مردها تحقیر کردند / تحقیر و تحریف و دروغ و لر ستیزی _ این کارها را با زر و تزویر کردند / هر چند خاموشیم می فهمند یک روز _ یک عمر بازی با شکوه شیر کردند … علی باجلان


  • تسلیت به برادران و خواهران همتبار ما در لرستان جنوبی

    قلب لر باز داغدار دناست _ لر پریشان و سوگوار دناست / باز کوه کبیر غمگین است _ اشترانکوه بی قرار دناست / حال ما اینقدر چرا تلخ است _ باز هم آه ما ، چرا تلخ است / سهم ما پس چرا همیشه غم است _ قصه ما بلوط ها تلخ است / داده ایم آب و نفت و جان به شما _ دیده ایم از شما چه زخم زبان / رسمش این است هموطن اکنون _ دردهامان مبارک خودمان ؟! / خسته ایم آه از این همه توهین _ خسته ایم آه از این همه تبعیض / نفت خیز است خاک ما اما _ شده اکنون عذاب و ماتم خیز / ما لریم و همیشه غمگینیم _ ما لریم و همیشه تنهاییم / ما بلوط غریب این کوهیم _ ما دچار هجوم غم هاییم / قلب لر باز داغدار دناست _ اشترانکوه بی قرار دناست … باجلان


  • توهین زیر پوستی به مردم لر در سریال ستارخان:مصطفی رباطی

    مرد لر:چکمه های سردارمه ؛ چکمه های سردارمه ؛ هر روز صبح به یاد سردار ( ستارخان ) این چکمه ها رو تمیز میکنم ! پزشک مخصوص ستارخان:دقیقأ همین ها بودن . مرد لر:پاهای شریفی ، پاشنه های مردانگی رو به زمین میکوبید این چکمه ها راه میرفت تا مردم آسوده سر به بالین بزارن ؛ روز را شب کنند و شب را روز ؛ چکمه را از پا انداختن به نام مشروطیت !!! ایراندخت ( دختر پزشک مخصوص ستارخان ):وسایل سردار ملی در اختیار شماست؟ مرد لر:بله ، حقمه ، سهم عاشقیمه ! وقتی این چکمه ها رو نگاه میکنم احساس غرور میکنم !!! اگر همه ایران نبود ولی ایرانی بود … این بخشی از گفتگوهای یکی از صحنه های مجموعه تلویزیونی ستارخان است که در ۱۰ قسمت ۵۰ دقیقه ای به مدت ۱۰ شب از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه از شبکه یک سیما به روی آنتن رفت. در این صحنه از فیلم یکی از بازیگران که نقش نوکر و پادوی ستارخان را بازی میکند !!! و از قضا براساس داستان و تخیل آقای محمد رضا ورزی نویسنده و کارگردان این سریال یک مرد لر هست ، چکمه های به جا مانده از ستارخان را بغل گرفته و بو میکند و بعد از آن که دو بار پیاپی میگوید:چکمه های سردارمه ؛ چکمه های سردارمه ! با افتخار ادامه میدهد:هر روز صبح به یاد سردار ( ستارخان ) این چکمه ها را تمیز میکنم ! بر عکس کمال تبربزی ( همشهری محمد رضا ورزی ) کارگردان سریال جنجال بر انگیز سرزمین کهن ( سرزمین مادری ) که مستقیم و آشکارا لرهای بختیاری را با وقاحت تمام و بی شرمی کامل ، نوکر انگلیس معرفی کرد !!! حالا جناب آقای محمد رضا ورزی برای آنکه سریال پر خرج و میلیاردی اش به سرنوشت سرزمین کهن دچار نشود و جلوی پخش آن با اعتراض قوم لر گرفته نشود ، این بار نه مستقیم که در لفافه و با ظرافتی هنرمندانه ( بخوانید تفرقه افکنانه ) قوم بزرگ لر را تعمدأ تخریب نژادی میکند و حیثیت اجتماعی این مردمان را لکه دار میکند ! البته به گونه ای که مخاطب عام متوجه نشود و در عوض ، این ایده غلط را به تمامی لر تباران سراسر کشور و سایر قومیت ها به باوراند و آنها را اقناع کند که لرها شهروندانی درجه دو و حتی درجه سه هستند !!! و در تحولات ، رویدادها و در بزنگاه های تاریخی و سرنوشت ساز این مملکت ، پرچم دار نبوده و در حاشیه بوده اند !!! تأسف بار اینکه ستارخان تنها سریال مناسبتی دهه فجر بود و در ایام پیروزی انقلاب اسلامی به جای آنکه موجب امیدواری به آینده کشور و وحدت بین اقوام و ملت ایران شود ، باعث ناراحتی قوم لر شد قومی که قلب و ستون فقرات ایران بوده و هست. متأسفانه یک " خط تخریب " در رسانه ملی جا خوش کرده است ؛ معلوم نیست این " خط تخریب " از جان مردم لر چه میخواهد ؟؟؟ چرا باید هزینه های میلیاردی و بودجه مملکت صرف تخریب قومیت های اصیل این کشور شود ؟ قوم لر در سریال ها و فیلم های اخیر مورد هجوم سرزمینی ، هویتی و اقتصادی قرار گرفته است !!! در کتاب های درسی ( استان شناسی ) دوره متوسطه که زبان و گویش های لری مناطق لر نشین کشور زیر مجموعه زبان کردی محسوب شده است !!! آب آشامیدنی و کشاورزی شهرها و استان های لر نشین که بدون دادن حق آبه و لحاظ کردن شرایط نا مناسب مردم این مناطق ؛ دارد هدایت میشود به مناطق مرکزی کشور ( قم ، اصفهان ، یزد و … ) و بخش هایی از مناطق آبخیز استان های لرستان و چارمحال بختیاری هم که به صورت مخفیانه و چراغ خاموش دارد به استان کویری اصفهان الحاق میشود !!! در کتاب های تاریخی مدارس هم که اخیرأ دیده شده است که در درس " انقلاب مشروطیت " به جای لرهای بختیاری ، مردم شهر اصفهان به عنوان مشروطه خواه جایگزین شده اند !!! حالا دیگر برای قوم لر فقط تاریخ و فرهنگی مانده که مردم این دیار به آن می بالیدند که آن هم دارد تحریف ، سانسور و حذف عمدی میشود !!! آیا سهم مردم لر در انقلاب مشروطیت فقط واکس زدن و پادویی ستارخان تبریزی بوده ؟؟؟ همان نقش و اهمیتی که سقوط تبریز به دست مشوطه خواهان دارد ، بیشتر از آن را سقوط و تصرف شهر اصفهان به دست مشروطه خواهان لر بختیاری دارد ؛ میتوان گفت شکست حکومت قاجار در اصفهان نقش اصلی را در شکست استبداد محمد علی شاه قاجار و پیروزی انقلاب مشروطه ایفا کرد. آیا کارگردان سریال تخیلی _ تحریفی ستارخان که خودش نویسنده این اثر هم هست نمیتوانست به جای چکمه ستارخان ، تفنگ او را به آن مرد لر بدهد تا روغن کاری و تمیز کند ؟ سادگی است اگر فکر کنیم که این نقش تصادفی یا باری به هر جهت در این فیلم گنجانده شده است ! چرا که نویسنده این فیلم نامه همچون سایر نویسندگان و دست اندر کاران آثار هنری ، به روی تک تک کلمه ها و واژه ها اندیشه کرده و وقت گذاشته است. تخریب قومیت ها و خدشه دار کردن وحدت و یک پارچگی کشور به نفع چه کسی و چه کسانی است ؟؟؟ تخریب و سانسور تاریخ قوم لر که بخش افتخار آمیز تاریخ این مرز و بوم است چه دستاوردی برای کشور دارد ؟ حضرت علی در خصوص ضرورت اهمیت خواندن ، دانستن و عبرت های تاریخ خطاب به فرزندش حسن مجتبی میفرمایند:پسرم ! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکی، از آنان شده ام بلکه با مطالعه تاریخ آنان گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده ام . در حقیقت ملتی که تاریخ خودش را نشناسد قطعأ به بی راهه خواهد رفت ؛ نگارنده از ساختن مجموعه های تاریخی استقبال میکند اما به شرطی که بخشی از تاریخ برجسته و بخشی دیگر کمرنگ و حذف نشود !!! ساختن سریال های تاریخی اگر منصفانه و به دور از حب و بغض های قومیتی باشد ، برای آشنایی مخاطبان با تاریخ کشور مفید خواهد بود چون در کنار معرفی شخصیت محوری داستان ، بخشی از تاریخ و رویدادهای سرنوشت ساز پیرامون آن شخصیت و در حقیقت تاریخ کشور نیز بیان شده و زوایای پیدا و پنهان آن رویدادها هم بررسی و آشکار میشود. هیچکس منکر رشادت ، از جان گذشتگی و وطن دوستی ستارخان نیست و درست است که داستان فیلم حول شخصیت ستارخان میچرخد ولی انصاف حکم میکند با توجه به هم عصر و هم زمان بودن این رویداد تاریخی و نقش اصلی لرها به ویژه لرهای بختیاری در انقلاب مشروطه اشاره ای هر چند کوتاه به آنان میشد که متأسفانه نه تنها نشد که سازندگان این سریال ضمن توهین به لرها ، همانطور که در بالا اشاره شد تلاش کردند به مخاطبان القا کنند که لرها شهروندانی درجه دو در ایران هستند !!! کسی نیست از آقای محمد رضا ورزی بپرسد که پس سردار اسعد بختیاری ، سردار بی بی مریم ، علیمردان خان ، سردار ظفر و مشروطه خواهان لرستانی چه شدند ؟ برای اطلاع بیشتر درباره نقش لرستانی ها در انقلاب مشروطیت رجوع کنید به کتاب لرستان در انقلاب مشروطیت اثر سعادت خودگو . اگر از روز اول برخورد قاطعی با کمال تبریزی میشد الآن دوباره شاهد توهین مجدد آقای محمد رضا ورزی به مردمان لر و مشاهیر و مفاخرشان نبودیم ! کمال تبریزی آرامش یک قوم بزرگ و بخشی از ساکنان کشور را بر هم زد و لرها را در " خط تخریب عمدی" قرار داد به طوری که ضرغامی رییس وقت رسانه ملی مجبور شد برای کاهش تنش و درگیری ها در مناطق لر نشین ، لباس و چوخای بختیاری بپوشد و به میان بزرگان بختیاری در مسجد سلیمان برود ؛ با این حال کمال تبریزی برای آشوبی که به پا کرد و میلیاردها تومان سرمایه و بودجه مملکت را به هدر داد ، حتی یک روز از فعالیت هنری منع نشد !!! به عنوان یک فعال فرهنگی و رسانه ای از مسؤلان ارشد کشور و رسانه ملی میخواهم یکبار و برای همیشه جلوی ساخت برنامه های تفرقه افکنانه که باعث خدشه دار شدن وحدت و امنیت کشور میشود را بگیرند و به کسانی که با احساسات بخش عظیمی از جامعه بازی میکنند و باعث نارضایتی و ناراحتی آنان میشوند برخورد کنند. اما تأسف بارتر اینکه نقش نوکر و پادوی ستارخان در این سریال را نا بازیگر "عزت الله مهر آوران " متولد ۱۳۲۸ مسجد سلیمان بازیگر لر تباری بازی میکند و کفش های ستارخان را مثل دار مراد بغل میکند و می بوید !!! چندی پیش آقای ابوالفضل پور عرب مهمان برنامه دور همی بود ؛ آقای مهران مدیری از او پرسید چرا در بخش دوم سریال شهرزاد بازی نکردی ؟ جواب داد:در یکی از صحنه ها میبایست سیلی محکمی به صورت یکی از بازیگران خانم نقش مقابل بزنم ؛ به کارگردان مجموعه گفتم این صحنه را حذف کن من اینکار را نمیکنم ، چون آن صحنه را حذف نکرد من هم از بازی در سریال کنار کشیدم ! در عین حال که ابوالفضل پور عرب را می ستایم به آقای عزت الله مهر آوران بازیگر لر تبار مجموعه تلویزیونی ستارخان میگویم:کلاهت را بالاتر بگذار جناب آقای مهر آوران !!! این مقاله توسط مصطفی رباطی در ۲۸ بهمن ۹۶ در سایت یافته منتشر شده است.


  • یک قرن توهین کافیست !!!

    کارگردانان سریال های توهین آمیز که خط تخریب مردم لر را دنبال میکنند همگی ترک تبار و متولد تبریز هستند. نباید به، راحتی از کنار این اهانت های سریالی گذشت و آنها را نادیده گرفت زیرا اینها کاملا برنامه ریزی شده و هدفمند هستند و با نیت قبلی انجام میشوند. باید نام خیابان ستارخان را به سردار اسعد بختیاری تغییر داد و میادین و بلوارهای شهرهای لر نشین مزین به نام مفاخر و مشاهیر قوم لر باشند تا بدخواهان حد و مرز خود را بشناسند.


  • به کجای این شب کهنه بیاویزم قبای ژنده خود را ؟

    ترکها برای بزرگانشان فیلم و سریال میسازند و فقط کالای تولیدی و بومی شهر و استان های ترک زبان را میخرند و تنها در شهرهای ترک تبار سرمایه گذاری میکنند اما مردمان لر چه؟ حتی در جامعه امروزی هم اگر یک فرد لر تبار بسیار موفق داشته باشیم باز هم آنگونه که شایسته اش است از او تجلیل نمیشود ! تا زمانی که اتحاد و وحدت نداشته باشیم و به خود باوری فرهنگی و اجتماعی نرسیم همین وضع نا مطلوب کماکان باقی است ! باید نمایندگان مناطق لر نشین در مجلس به ناضران صدا و سیما اعتراض قانونی کنند.


  • ماسوری

    وقتی که مسعود جعفری جوزانی فیلم تخریبی ایران برگر را بر علیه هم تباران لر خود میسازد یا به جای ساخت فیلم و سریال سردار اسعد بختیاری یا سردار مریم یا علی مردان خان و … میرود در مورد میرزا کوچک خان جنگلی فیلم و سریال میسازد باید هم امثال کمال تبریزی و همشهری اش محمد رضا ورزی که ادامه دهنده راه کمال تبریزی است بیایند و به مردم لر دهن کجی کنند کار به جایی رسیده که حتی افاغنه هم به لرها اهانت میکنند ! کار از عذرخواهی گذشته ما در حال گذراندن جنگ سرد هستیم باید مثل خودشان رفتار کرد. طرف مقابل بدون هیچ محدودیتی به ما توهین میکند و ما باز ساده لوحانه به فکر اتحاد اقوام و ایران هستیم ! همیشه منافع قوم مان را فدای ایرانی ها کردیم ولی بجز تحقیر ، توهین و اهانت ازشان چیزی ندیدیم ! آخر چه اتحادی بین من لر با یک ترک وجود دارد ؟ چه تشابه فرهنگی وجود دارد ؟ ما مردم لر سالهاست که ضربه صداقت و سادگی خود را میخوریم آن هم در روزگاری که اینها ننگ محسوب میشود.


  • فرهاد پاپی

    با آقای عزت الله مهر آوران که فقط برای چند بسته اسکناس حاضر شد به هویت ، تبار و قومش توهین کند باید به مراتب خیلی بدتر از کارگردان سریال مصلحتی ستارخان برخورد کرد. آقای مهرآوران شما بهتر است روسری سر کنید و به زبان ترکی حرف بزنید !!! گویا قرار است ایام نوروز ۹۷ سریال های توهینی و نژادپرستانه ستارخان و سرزمین کهن هر شب با هم از تلویزیون پخش شوند ! وقتی که مردم لر سیاست سکوت را در پیش گرفتند باید هم شاهد اهانت های روزمره به قوم لر باشیم. نمایندگان لر تبار در مجلس با جدیت به دنبال تأسیس فراکسیون نمایندگان مناطق لر نشین در مجلس باشند تا با اتحاد و همدلی جلوی هرگونه توهین و حق خوری مردمان لر را بگیرند و احدی جرأت نداشته باشد به هویت ، شخصیت و تاریخ ما لرها اهانتی بکند. نمایندگان بدانند که به صورت تکی و انفرادی کاری از پیش نمی برند.


  • احسان دریکوند

    محمد رضا ورزی متولد تبریز و همشهری کمال تبریزی علیه قوم بزرگ لر فیلم و سریال ساخته است و امنیت و انسجام ملی را خدشه دار کرده لذا نمایندگان شهرها و استان های لر نشین در مجلس باید علیه او در دادگاه عالی کشور شکایت کنند تا اقرار کند چه کسانی پشت پرده توهین به مردم لر را کارگردانی میکنند؟ هزینه ای که از بیت المال برای سرمربی تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز میکنند برابری میکند با کل بودجه ورزش استان لرستان !!! ما مردم لر در تمام زمینه ها تحقیر ، تضعیف و تبعیض نژادی را به عینه داریم می بینیم ! باز هم قرار است که محمد رضا ورزی سریال سیاسی و مصلحتی دیگری را با بودجه میلیاردی تحت عنوان " ایراندخت " بسازد. ورزی سعی در خدشه دار کردن عزت و جایگاه تاریخ روشن و غرور آفرین قوم بزرگ لر را دارد و بسی جای شرمساری است که پول نفت بلاد لر نشین هزینه ساخت این فیلم های اهانت آمیز به قوم بزرگ لر میشود !!!


  • لر بختیاری

    با پول نفت مناطق لر نشین برای مفاخر و مشاهیر ترک فیلم و سریال میلیاردی میسازند ولی تاریخ لرها را جعل و تحریف میکنند و نام شخصیت های تاریخی را بایکوت و از کتاب های درسی مدارس حذف و سانسور میکنند. با پول نفت سرزمین سوخته ما دارند علیه خودمان فیلم نژاد پرستانه میسازند. نمایندگان لر نشین در مجلس باید به رییس مجلس و رییس صدا و سیمای میلی تذکر جدی بدهند و مسؤلین و تهیه کنندگان سریال ستارخان توضیح روشنی بدهند که از کجا دستور گرفتند تا مردم لر را پادو ، نوکر و شهروند درجه دو معرفی کنند؟؟؟


  • احمد چنگایی

    فیلم ها و سریال های قبلی ساخته شده توسط محمد رضا ورزی کاملأ غیر تاریخی و سیاسی و یک طرفه بودند کافی است کارنامه هنری او را ببینید تا بفهمید سریال های پر خرج او حرفی برای گفتن ندارد او خواست با توهین به مردم لر حاشیه سازی کند تا موجب شهرت سریالش شود. ترکها بخاطر یک شوخی کل برنامه فیتیله را تعطیل کردند و مدیر شبکه دو برکنار شد ولی ما لرها چکاری برای قوم لر کردیم ؟ باید نام خیابان ستارخان را به سردار اسعد بختیاری تغییر دهیم غیر از این است که خود ترکها در تبریز بانک پارسیان را فقط بخاطر نامش آتش زدند و مجسمه فردوسی را بخاطر توهین به ترکها در اشعارش پایین آوردند ؟ باید مثل خودشان باهاشون رفتار کنیم الان نفت مناطق لر نشین دارد با خطوط انتقال به پالایشگاه و پتروشیمی تبریز منتقل میشود و در آنجا به سرمایه ، کار و ثروت برای آنها تبدیل میشود ولی لرها در آتش فقر و بیکاری و نداری میسوزند.


  • خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !

    از ماست که بر ماست ! صداقت ، یکرنگی و سلیمی لرها باعث شده که آدمهای نادان ، کج فهم و تازه به دوران رسیده به خودشان اجازه گستاخی بدهند و از بزرگ منشی لرها سوء استفاده کنند. نمایندگان مردم لر در مجلس دقیقأ مشغول چه کاری هستند؟ آیا برای هدفی جز دفاع از حقوق مردم لر باید تلاش کنند؟ تا کی سکوت ؟ چرا در هیچ سریال و مستندی به نقش لرها در انقلاب مشروطه اشاره ای نمیشود ؟ چرا درباره مجاهدت و رشادت سردار اسعد بختیاری ( فاتح تهران ) هیچ فیلم و سریالی ساخته نمیشود ؟ چرا در سریال های تفرقه افکنانه سرزمین کهن و ستارخان به راحتی به مردم لر بختیاری توهین شد و شاهد هیچ واکنش تندی از طرف نمایندگان لر تبار در مجلس نبودیم ؟ چرا در پایتخت یا شهرهای لر نشین هیچ میدان یا خیابانی به نام سردار اسعد بختیاری ، سردار مریم ، علیمردان خان بختیاری و دیگر مفاخر و مشاهیر لر نیست؟ چرا باید حتمأ در سریالها و فیلمها به ما توهین شود تا تکانی به خود بدهیم و قدر مفاخرمان را بدانیم؟در پایان باید عرض کنم بخاطر دیدگاه نژاد پرستانه اقوام دیگر از این پس ما تنها لر هستیم و نه ایرانی !


  • من هم یک ایلوت ( illote ) هستم !!!

    مردم ایلوت بومی های اصلی یونان بودند ولی با هجوم و مهاجرت اسپارتی ها مغلوب آنها شدند و اسپارتی ها با مردم ایلوت:ilote به قسمتی بد رفتاری میکردند که نظیر آن کمتر در جاهای دیگر دیده شده است. میتوان گفت که آنها برده وار در تحت آقایی مطلق اسپارتی ها می زیستند و ارباب ها مخصوصأ سعی داشتند مردم ایلوت را داعمأ در وحشت و ترس نگاهدارند تا فرصتی برای شورش نیابند !!! من لر هم یک ایلوتی ( ilote ) هستم !


  • مزد سکوت مردم لر در مقابل توهین چیست ؟؟؟

    به گزارش خبرگزاری تسنیم ، سریال " سرزمین کهن " به کارگردانی کمال تبریزی ، عید نوروز امسال به روی آنتن میرود !!!


  • به عمل کار بر آید به سخندانی نیست !

    اصالت در کسانی که نسبت به تبار خود بی تفاوت نیستند تجلی می یابد . بسیاری از همتباران ما به قول معروف پشت چاله مرد میدان نبرد هستند و موقع عمل که میشود پا پس میکشند که باعث میشوند تفاوت سره از ناسره عیان گردد. بیایید کمی لر باشیم و غیرت داشته باشیم !


  • آو به چاله !!!

    دیر زمانی است که " غیرت " از میان ما رخت بر بسته است و همانند درختی که از درون موریانه آن را تهی کرده ، مجالی به فروپاشی و اضمحلال مردم و واژه ای تحت عنوان لر باقی نمانده است . کو آن " غیرت لری " که با کوچکترین بانگ هیجاری برنو به دوشان گسیل میشدند ؟ کو آن اتحادی که تا بزرگ ایل دستور میداد هیاهو بپا میخاست و لشکری آماده به رزم میشد ؟ کجاست شور و شوق جوانانی که از ریش سفیدان سبقت میگرفتند در دفاع از هویت و تبارشان ؟ چه شد مردمی که اسکندر ، تازی ، ترک و مغول ، تیمور و هر اجنبی دیگری یارای هماوردی با آنها را نداشت ؟ یادش بخیر از هر عقابی که از زاگرس میگذشت باج میگرفتیم !!! اما الآن چه ؟ در پستوی خانه ها خود را پنهان کرده ایم که مبادا گزندی به ما برسد ! سلسله وار و رگباری به عزت و آبرو و هویت ما توهین میشود اما خود را به خواب زدیم. برای هر " نا مربوطی " سینه چاک میدهیم ولی برای خودمان بی تعارف " لال " تشریف داریم چون دچار ضعف هویتی شده ایم ! غیرت ما زمانی به باد رفت که نفت ، گاز ، آب ، منابع و معادن را غارت کردند و ما در نهایت فقر و فلاکت فقط به سکوت اکتفا کردیم ! و برای نان بخور و نمیری آواره دیگر شهرهای کویری شدیم ! غیرت ما زمانی نم کشید که آب را از سرزمین ما انتقال دادند تا پارک آبی ، آکواریوم ، دریاچه مصنوعی و صنایع سنگین ذوب آهن و فولاد را در دل کویر اصفهان راه اندازی کنند و ما از تشنگی لبهایمان ترک بردارد و باز هم سکوت کردیم !!! غیرت ما هنگامی زیر سؤال رفت که فرزندان مان در طویله و کاهدان درس میخوانند و بن گرگر انگشتان آنان را قطع میکند اما باز هم " فریاد سکوت " سر دادیم !!! اگرغیرت و حمیت داشتیم رتبه اول در بیکاری ، فقر و مهاجرت را در عین ثروت عظیم و خدادادی را نداشتیم ! اگر غیرت داشتیم رتبه نخست خودکشی ، اعتیاد و عدم ازدواج جوانان را دارا نبودیم ! اگر غیرت داشتیم فقر و محرومیت از سر و روی شهرهایمان بالا نمی رفت ! غیرت برای ما معنای دیگری دارد. ما بی عرضگان تاریخ سرزمین لرستان هستیم چیزی تا زوال ما باقی نمانده است.


  • زندگی باید به نام باشد نه به ننگ !

    شکایت چهار نماینده اصفهان علیه آقای بابادی به دلیل مخالفت با انتقال آب کارون به کویر اصفهان !!! استان های چارمحال بختیاری و خوزستان زین پس باید از اصفهان آب وارد کنند !!!


  • نمیدانم به کدام دردت فکر کنم ؟

    رسانه میلی از جان قوم لر چه میخواهد ؟ سال ۹۲ پس از خیزش و اعتراض یکپارچه لر تباران در تمامی شهرهای لر نشین نسبت به پخش سریال تحریفی و توهین آمیز سرزمین کهن ، رییس وقت رسانه میلی با حضور در مسجد سلیمان و عذر خواهی از مردم لر پخش آن سریال سراسر اهانت را برای همیشه متوقف کردند اما با گذشت ۴ سال از آن اتفاق ، اینک چه، چیزی باعث شده رسانه ی میلی سریال ستارخان را که حاوی تفرقه و توهین به لر تباران بود را پخش کند و همچنین تصمیم قطعی و جدی مبنی بر پخش دوباره آن سریال در ایام نوروز بگیرد؟؟؟ مزد سکوت لر تباران و عدم اعتراض جدی به توهین سریال ستارخان این است که سریال ۶۶ قسمتی سرزمین کهن هم در ایام نوروز پخش خواهد شد و خط تخریب لرها صورت جدی تری بخود خواهد گرفت ! آیا به ادامه ی سیستماتیک تحقیر و اهانت و نادیده گرفتن مردم لر می اندیشند یا به این باور رسیدن که دیگر لرها جسارت و غیرت اعتراض ندارند؟ یا اینکه تلاش جدی و مستمر دارند تا تاریخ ، هویت و حیثیت اجتماعی مردم لر را به کلی نابود کنند ؟ نمیدانم به کدام دردت فکر کنم !!!


  • زیاده طلبان کویر نشین

    اصفهانی ها دشمن ترین دشمن مردم لر هستند و تمام پز شهرشون از صدقه سری منابع شهرها و استانهای اطراف خصوصأ بلاد لر نشین تأمین میشود مثلأ:گز بلداجی چارمحال بختیاری را بنام سوغات اصفهان بسته بندی و صادر میکنند ! نفت مسجدسلیمان خوزستان را به پالایشگاه و پتروشیمی اصفهان پمپاژ میکنند و در آنجا پالایش و فرآوری میشود و صدها محصول را با نام اصفهان تولید میکنند در صورتیکه خود اصفهان یک قطره نفت ندارد ! آب کارون و کوهرنگ چارمحال بختیاری و الیگودرز لرستان را به اصفهان کویری منتقل میکنند و به شهر خشک اصفهان حیات میدهد ! معادن سنگ در لرستان هستند ولی تمام سنگبری های پیشرفته در اصفهان هستند ! محصولات غله و حبوبات لرستان بصورت خام و فله ای به اصفهان صادر و پس از بسته بندی و فرآوری بنام اصفهان صادر میشوند ! معادن سنگ آهن یزد چرخ کارخانه های ذوب آهن و فولاد اصفهان را میچرخانند ! اصفهان بزرگترین شهر طفیلی و انگلی و مصرف کننده در ایران است.


  • من درد مشترکم

    گرگ داخل طویله گوسفندان شد و بره " سفیدی " را خورد . گوسفندهای " سیاه " خوشحال شدند ! بعد گرگ بره ای سیاه را خورد و گوسفندان سفید گفتند:گرگ عادل است ! و هنوز که هنوز است گرگ مشغول اجرای عدالت میان گوسفندان است !


  • عقاب بی پرواز

    ما بلوطیم مگر شعله بگیراندمان _ مرگ کوچکتر از آن است که بمیراندمان / مرگ هر جا به بلوط کهن تیشه زده است _ از همان زخم ، بلوط دیگری ریشه زده است .


  • سکوت کافیست …

    یکایک بخاکند بزرگان ایل … چه ایلاق به خاکند چه در گرمسیر / دل شیر بنالد چو زخم پلنگ … نه گرد سوار است و نه بنگ تفنگ / دریغا چه شد آن همه شیر نر … تفنگ های برنو ، اسب های کهر !


  • زرینجو

    گر بی هنران دروغ سازی کردند _ یا بی خردان زبان درازی کردند / تاریخ گواه است ، خدا میداند _ که این قوم چگونه سر افرازی کردند .


  • لرستان نیاز به یک رفرش و باز سازی فکری دارد !

    در برنامه سازی تلویزیونی و رادیویی نبایستی برنامه ای ساخته شود که شاعبه توهین به قوم یا شخص خاصی را به ذهن متبادر کند و نظارت ها بر امر برنامه سازی در رسانه ملی بیشتر باید شود و از مستندات و کارشناسانی با تجربه و کاردان در تهیه برنامه ها و سریال ها استفاده شود تا شاهد اینگونه ناراحتی ها بین مردم شهرها و اقوام نباشیم. از آن گذشته لرستان ( کل بلاد لر نشین ) نیاز به یک رفرش و بازسازی فکری دارد ! افکاری که برای ساختن مناطق لر نشین نو آوری داشته باشد. لرستانی مدرن ، صنعتی و با زیستی انسانی به دور از انتظار نیست .


  • sara

    لر از پاک مردان یزدانی است _ ز نسل بزرگان ایرانی است / غیور است و غیرت مرامش بود _ مدال فتوت به نامش بود / همه عاشق خاک و میهن پرست _ همه پاکباز و همه پاکدست / همه شیر مرد و همه شیر زن _ پدر پشت در پشت شمشیر زن / نه از دشمن مست خورده فریب _ نه با خاعن پست گشته قریب .


  • خداوندا لرستان را فرخنده دار …

    خدای تمدن همین لر بود _ که فرهنگ او برتر از در بود … کس کو اهانت به لرها کند _ سرش همچو استر به آخور بود . شعر از رمضان پرورده


  • گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز !

    برای چندمین بار شاهد تحریف عمدی تاریخ و توهین به نقش غیر قابل انکار قوم لر در نهضت مشروطه توسط صدا و سیمای میلی هستیم. نارضایتی مردم لر به برخی سکانس های سریال اخیر ( ستارخان ) نه تنها یک مطالبه قوم گرایانه نیست بلکه مطالبه ای ملی است نسبت به کم توجهی به نقشی که این قوم در خلق یک نهضت ملی ( انقلاب مشروطه ۱۹۰۶ میلادی ) داشته اند. ما مردم لر اگر چه در طول حیات اجتماعی خود تحولات ، رخدادها و حوادث فراوانی را خلق کرده یا از سر گذرانده ایم اما به دلایلی چند در ثبت و ضبط و تدوین آن اهتمام کافی نداشته ایم و بلکه کوتاهی زیادی کرده ایم !!! گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز / گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند … توی گهواره چوبی پسری هست هنوز .


  • اعتراض کارگردان تبریزی به سریال ستارخان

    قربان علی طاهر فر کارگردان تبریزی در مصاحبه ای گفته بود:توهین عمیق تر به شعور بیننده این است که در منزل ستارخان همسرش شاهنامه فارسی میخواند !



آخرین مقالات