پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

برمودای لرستان ، توسعه را می بلعد

لرستان(همه سرزمین های لرنشین) در شیب های تاریخی اسیر عوامل آسیب زا بوده و در حالی سی و نه سال، از عمر انقلاب میگذرد که با گذشت دولتهای مختلف از جمله:جنگ ، سازندگی ، اصلاحات ، عدالت و تدبیر و امید هنوز به حق خود نرسیده است !!!

 برمودای لرستان ، توسعه را می بلعد

توجه: درسته این مقاله صرفا استان لرستان را نشانه گرفته است اما کلیات و مشکلاتی که ذکر شد صد در صد شامل تمام مناطق و سرزمین های لرنشین است(لرستان بختیاری، لرستان جنوبی و لرستان فیلی)

 

استان لرستان با دو میلیون نفر جمعیت با نرخ بیکاری ۲۰ درصد دارای بالاترین میزان بیکاری در کشور است استانی که سیزدهمین استان پر جمعیت ایران است. لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود ، سراسر آن را سلسله جبال زاگرس پوشانده است. اشترانکوه با ۴۱۵۰ متر ارتفاع بلندترین نقطه استان واقع در شهرستان ازنا و پست ترین نقطه آن پلدختر در جنوبی ترین ناحیه استان واقع شده و حدود ۵۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. لرستان تنها استان ایران است که به دلیل اهمیت فوق العاده تاریخی یکی از چهار بخش اصلی موزه ملی ایران باستان را به خود اختصاص داده است که این چهار بخش اصلی عبارتند ازپیش از تاریخ ، تاریخی ، لرستان دوره اسلامی و مهر و سکه !!!

این در حالی است که بر اساس یافته های باستان شناسی و به نقل از دانشنامه ویکی پدیا و ایرانیکا لرستان یکی از نخستین سکونت گاه های قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسی زیادی برخوردار است.

علاوه بر این استان لرستان پس از استانهای پر بارش شمالی ، چهارمین استان پر آب کشور است و ۱۲ درصد کل آبهای کشور را در اختیار دارد. لرستان در حالی علی رغم این پیشینه تاریخی و همچنین پتانسیل بالای طبیعی و غنی و باقرار داشتن در بهترین موقعیت سوق الجیشی میتوانست همانند مناطق همجوارش از جملهاراک ، همدان و کرمانشاه به یک استان توسعه یافته و بهره مند مبدل شود که بالعکس همه این امتیازات نادیده گرفته شده و این استان در ردیف استان های ضعیف از حیث توسعه اعم از صنعتی ، فرهنگی و سیاسی قرار گرفته است.

برهه ها و پیچ های تاریخی از جمله سازندگی و اصلاحات و عدالت گستری هم نتوانسته ناجی لرستان در باتلاق عقب ماندگی باشد و رفت و آمدهای یک جین استاندار و بیش از هشتاد نماینده در قالب ده دوره مجلس در سی و نه سال اخیر با وجود برخی از دستاوردهای محدود در بعضی ادوار حاصلی جز وضعیت تلنبار شده محرومیت برای این استان نداشته است. ضعف روحیه مطالبه گری در بین مردم لرستان و ضعف تاریخی محاسبات مردم این دیار در انتخابات های گوناگون اعم از مجلس ، شورای شهر و ریاست جمهوری در کنار ضعف مدیریتی و بی تفاوتی آنها به پدیده توسعه و به کارگیری افراد ناتوان و به عبارت دیگر سیاست زده در امورات تخصصی اجرایی و بالاخص انتخاب افراد کم اطلاع در حوزه های زیر بنایی و نظام برنامه و بودجه به عنوان نماینده مجلس را باید علت العلل محرومیت تاریخی لرستان در برهه های مختلف عنوان کرد.

لرستان در شیب های تاریخی اسیر عوامل آسیب زا بوده و در حالی سی و نه سال، از عمر انقلاب میگذرد که با گذشت دولتهای مختلف از جملهجنگ ، سازندگی ، اصلاحات ، عدالت و تدبیر و امید هنوز به حق خود نرسیده است !!!

حال که در برهه کنونی نیز به رغم رویکرد دولت تدبیر و امید لرستان در این پیچ تاریخی نیز همچون قبل به دلیل اشتباهات تاکتیکی دولتمردان و کمبود نیروی شاخص و اجرایی در بدنه اجرایی استان لرستان و ضعف مدیریت های میانی برای اجرای برنامه های استاندار و البته ضعف دولت در مواجهه با فشارهای نمایندگان و سهم خواهی های آنها در حوزه مدیریت کار به جایی رسید که در مسیر فعالیت های رو به جلو در این برهه حساس سنگ اندازی شد !!! و با وجود برخی اقدامات زیر ساختی در حوزه حمل و نقل هوایی ، ریلی ، زمینی ، آب ، گاز و کشاورزی و احیای برخی ظرفیت های راکد و افزایش بی سابقه اعتبارات عمرانی اما لرستان آن طور که باید از ظرفیت ایجاد شده نتوانست بیشتر از این اقدامات استفاده کند تا این نکته به ذهن متبادر شود که لرستان ظرفیت کار ندارد !!! و بیشتر از این نمیشود در این استان محروم کار کرد زیرا موانع و مانع تراشان و حواشی و تنگ نظران اجازه نمی دهند آنطور که باید در این استان کار شود.

 

لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود.

اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!! و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود.

این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثلکشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.

دولت احمدی نژاد اصولگرایان هم در هنگامه مصوب کردن طرح و پروژه های بی سرانجام و غالبأ بی فرجام در سفرهای تبلیغاتی استانی سهمی فراتر از انتظار روی کاغذها برای لرستان قاعل میشوند از لاستیک سازی و نورد تا سیمان خرم آباد ، پتروشیمی کوهدشت ، پالایشگاه پلدختر و احداث کارخانه نورد فولاد خرم آباد به ظرفیت پانصد هزار تن و احداث کارخانه خودرو سازی کوهدشت و کارخانه فولاد پلدختر به ظرفیت دپیست هزار تن و احداث استادیوم فوتبال پانزده هزار نفری دورود که همگی در نطفه خفه شدند و نه صاحبی دارند و نه نام و نشانی .

فقر اقتصادی و صنعتی میراثی است که از دوره های قبل در لرستان وجود داشته و برای دولت تدبیر و امید باقی مانده و با وجود اقداماتی که صورت گرفته اما همچنان به دلیل انباشت مشکلات ، معضلات و محرومیت ها لرستان با مشکلاتی روبرو است که تمامی نخواهند داشت.

نکات و سؤالات قابل تأملی در خصوص لرستان و برمودای مدیریتش وجود دارد ، اینکه توسعه چرا در اراک ، کرمانشاه ، همدان ، اصفهان و   به عنوان استان های همجوار لرستان هم ملموس است و هم شدنی اما در استان های لرنشین  یک حلقه گمشده است.

 

اینکه چرا در ادراک یکسال یک طرح بزرگ پتروشیمی به بهره برداری میرسد اما در لرستان برای ایجاد یک شهرک گلخانه ای باید موانع زیادی را کنار زد و عمر یک مدیریت تنها وقف برداشتن موانع سرمایه گذاری شود !!!

اینکه چرا کرمانشاه میتواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی و درمانی کشور باشد اما در لرستان حوزه علوم پزشکی متناسب با ظرفیت ها اثر گذار نیست؟؟

اینکه حتی ایلام محروم هم میتواند به سوی صنعتی شدن حرکت کند اما در لرستان علیرغم پیشینه صنعتی و وجود کارخانه های بزرگ قبل از انقلاب و وجود آبهای فراوان ، مردمش در روستاها از آب بهداشتی سالم بی بهره باشند !!!؟؟؟

چرا در دوره گذشته شهرداران بی تخصص و بی اطلاع از عمران شهری انتخاب شده اند و استیضاح و اتوبوسی هم سرپرست شهرداری می آید و میرود ؟؟؟

چرا میانگین سنی مدیران استانداری و اجرایی فرمانداران دولت تدبیر و امید در استان لرستان بالای چهل و پنج سال است و در برخی موارد یا در شرف بازنشستگی هستند و یا بازنشسته بوده و به کار اجرایی برگشته اند ؟؟؟

نگاهی عمیق به این سوالات این نکته را برجسته میکند که لرستان محرومیتش خود خواسته است و تا این امر بهبود پیدا نکند توفیقی حاصل نخواهد شد !!! در لرستان مدیر تکنو کرات و با برنامه و مقتدری وجود ندارد که بتواند حداقل در کارهای زیر ساختی نظیرراه و ترابری ، حمل و نقل ، شهرسازی و کاری را استارت بزند ، کمتر مدیری است که از نظام بودجه مطلع و خبره باشد ، اصولا مدیریت در لرستان عرصه آزمون و خطاست !!! و پاره ای مدیران نظیر همین هوشنگ بازوند که به یک چهره عمرانی شهرت دارد تا حاشیه ای ، هم چندان وسعت عملی در لرستان ندارد که آنچه را که میخواهد عملی کند. جامعه لرستان با تلفیق و موجی از آسیب های سیاسی ، اجتماعی و نارسایی های اقتصادی از همه ابزارها برای توسعه بهره مند است چه از نظر نیروی انسانی تحصیلکرده تا وجود آب و منابع و معادن زیاد و بسترهای توسعه آفرین اقتصادی اما آنچه باعث میشود این استان به رغم تمامی شرایط همچنان توسعه یافته ارزیابی نشود همین است که تحصیل کردگان لرستانی یک گام عقب تر از جامعه بوده و در مواقعی همچون این انتخابات ها هم ردیف و در پاره ای نیز به مثابه بلند گوی جریانات عام و یا به عبارتی بهتر احساسات طایفه ای و هیجانات محلی عام قرار میگیرند !!! و از این زاویه میتوان بهتر به عمق محرومیت لرستان پی برد که چرا یک آن دو نشده است.

حقیقت این است که بخش عمده تاریخ سیاسی و اجتماعی لرستان ما را کشمکش های قبیله ای و طایفه ای تشکیل داده و این مجادلات بی حاصل و بحث های فرساینده و فاقد فایده بر ذهنیت تاریخی و فرهنگ سیاسی ما اثر گذاشته است.

استمرار این فرهنگ سیاسی در بعضی از شهرها و مناطق لرستان جهت دهنده رفتار سیاسی افراد بوده و نشان میدهد که این وضعیت معمولأ مانع تفکر خلاق ، تحلیل و تصمیم گیری درست سیاسی شده به طوری که نفع قبیله و طایفه و عشیره بر مصلحت جامعه و شهر برتری می یابد و به طور کلی مردمان لر فاقد روح جمعی هستند و به جای تعصب و عرق قومی متأسفانه بر روی طایفه تمرکز فکری دارند.

همچنین عامل خویشاوندی به عنوان یکی از منابع قدرت ، مانعی جدی بر سر راه شایسته سالاری واقع شده و در چنین شرایطی تعصبات مورد اشاره مانع از وفاق اجتماعی و مشارکت های اجتماعی و سیاسی سالم میشود !!!

این وضعیت بی گمان با تمدن و دنیای مدرن در تناقض جدی است. این عصبیت و برتری طلبی طایفه ای ، جریان فکری و سیاسی را به نام طایفه گرایی و قبیله گرایی ایجاد میکند که در جریان بحث انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، شورای شهر و یا گزینش ها و عزل و نصب های اداری با وضوح بیشتری آشکار میشود. چند دستگی ، چند صدایی ، انتخاب های غلط ، سیاست زدگی ، نبود وحدت رویه در زمینه مطالبه گری ، روند غلط انتصابات ، مدیریت های ضعیف شهری و دهها مشکل دیگر حاصل نگاه ضعیفی است که در لرستان حاکم است و به واسطه فرصت گریزی و توسعه ستیزی همین نگاه است که لرستان سالها در محرومیت و چاله عقب ماندگی به سر میبرد و تا این نگاه اصلاح نشود و برای برون رفت از وضع موجود در بین مردم نگاه مطالبه گرایانه و باور عمیق به توسعه ایجاد نشود کاری از پیش نخواهد رفت.

نویسنده:عباس دارایی

82 نظر

  • مرگ صنعت در لرستان

    مهمترین دغدغه و مشکل اساسی مردم دیار دلیران ( لرستان ) فقر اقتصادی ، بیکاری و نداری است. در لرستان به اقتضای مسایل فرهنگی و قومی تعداد فرزندان بیشتر از نقاط دیگر کشور است و اکثرأ بیکار هستند. در لرستان کارخانجات بزرگ ، صنایع مادر و شهرک های صنعتی فعال نداریم و هر آنچه داشتیم بعد از انقلاب به دلیل خصوصی سازی ، عدم مدیریت متخصص و کارآمد از بین رفت و خلاصه هر چه هست فقر و بیکاری و نداری است. کارخانجاتی مثل:پارسیلون / چرم و پوست / کشت و صنعت / نساجی و پوشاک / یخچال سازی / کشت و صنعت / ماشین سازی / فولاد صدر / پرس / الکل سازی / ژنراتور سازی و همچنین صدها کارگاه کوچک تعطیل شدند. بزرگترین دروغ ها را در قالب حقیقت بیان میکنیم تا به اهداف موقت و کوتاه مدت خود دست یابیم !!! چرا آمارهای غلط به مردم میدهیم ؟ چرا مسؤلان و مدیران ارشد داعمأ از فعال شدن کارخانجات ، ورود سرمایه گذاران داخلی و خارجی و پایین آمدن نرخ بیکاری استان حرف میزنند در حالی که روزانه شاهد تعطیلی کارخانجات هستیم ! به راستی چه کسی جوابگوی این همه بیکار است ؟ نه تنها نتوانستیم آمار بیکاری را کاهش دهیم بلکه با تعطیلی کارخانجات بر آمار بیکاران هم افزوده اند.


  • علیرضا پاپی

    ما اعتماد مسؤلین کشور را از دست داده ایم و این رشته تمام بدبختی های لرستان است. یک نماینده خوب باید در جهت رفع این بی اعتمادی تلاش کند و آن وقت ببینید چگونه سیل واحدهای تولیدی _ صنعتی به این استان سرازیر میشود. ما قبلأ ثابت کرده ایم که نمیخواهیم یا نمیتوانیم کارخانه ها را اداره و مدیریت کنیم. آیا مردم ما تا الآن از مسؤلین و مدیران ارشد خواسته اند تا برنامه شان را برای رفع معضل بیکاری بپرسند ؟ ما فقط میخواهیم که برادر یا فرزند ما را سر کار ببرد. الان ادارات لرستان پر از افراد نا متجانس است که کارشان اصلأ ربطی به تحصیلاتشان ندارد. این عمل خلاف شعار مردم سالاری و احکام قانونی است.


  • دانایی محوری ، پیش نیازی برای توسعه

    اگر بپذیریم که دانایی محوری یک پیش نیاز برای توسعه است و رشد هر جامعه ای باید با برخورداری مردم از آگاهی باشد ، بسترسازان این آگاهی فعالان رسانه ها هستند. امروز در جهان تمامی اخبار به صورت آنلاین مبادله میشود ولی هیچ چیزی نمیتواند جای آثار مکتوب را بگیرد. باید برای ارتقای سطح فکر و اندیشه ورزی مردم اجازه بدهیم که میدان تبادل نظر و اندیشه و افکار ، باز و منبسط باشد. آنچه به عنوان محصول فرهنگی در اختیار مردم و جامعه قرار میدهیم باید به روز باشد تا عقب نمانیم.


  • حوزه عمران ؛ پاشنه آشیل لرستان

    حوزه عمرانی یکی از مهمترین و شاه کلید ترین اساس و شالوده توسعه و آبادانی هر استانی محسوب میشود و توجه به این حوزه بیش از سایر حوزه ها باید در اولویت تصمیم گیران و مدیران ارشد استانی باشد. حوزه عمرانی لرستان پاشنه آشیل استان محسوب میشود که به دلیل کمبود اعتبارات و بودجه و عدم مدیریت تخصصی باعث رکود در این حوزه شده است و کلاف سر در گم توسعه استان را تبدیل به گره کور کرده اند. حوزه عمرانی مهمترین رمز توسعه یافتگی لرستان محسوب میشود که هرگونه توقف یا تعلل در روند پروژه های عمرانی برای لرستان به منزله سمی مهلک و جبران ناپذیر بر پیکره لرستان خواهد بود. لرستان سالهاست که در مسیر توسعه قرار دارد و هنوز معلوم نیست کی ؟ کجا ؟ و چه وقت به سر منزل توسعه خواهد رسید !!! در لرستان دیگر فرصتی برای آزمون و خطا وجود ندارد و زمان برای لرستان طلایی تر از همیشه است.


  • بحران توزیع و شکاف قومیتی

    بحران توزیع و نا برابری ناحیه ای سالهاست که بر گستره فقر و فلاکت جوامع بحران زده جهان سوم سایه افکنده و از سویی واقعیت آن است که ایران نیز از این آسیب مهلک مستثنی نیست. بحران توزیع از دو جهت مورد واکاوی قرار میگیرد:۱ ) بحران توزیع در منابع و ثروت ۲ ) بحران توزیع در قدرت . در مورد اول باید به این نکته اشاره کرد که این بحران زمانی رخ میدهد که منابع و ظرفیت های یک بخش از جامعه بدون در نظر گرفتن سهم صاحبانش به یغما برده میشود و در عین حال دولتمردان کمترین توجهی به امکانات رفاهی آن بخش نمی کنند. هرگاه این رویکرد صورت پذیرد و جامعه هدف را تحریک به واکنش نماید بحران توزیع رخ داده است که البته با توجه به موزاییکی بودن و یا همان چند قومیتی یا کثیر الاقوامی بودن جامعه ایرانی زمینه تهدید بیشتری فراهم می آید به گونه ای که بروز و ظهور شکاف های قومیتی به دور از دسترس نیست !!! به مصداق آن میتوان به استان های مستعد رشد در ایران اشاره کرد که صاحبان نفت و آب هستند و سرشار از قابلیت های لازم میباشند , به سهولت در انتقال آن به، مرکز عمل میکنند و به علت عدم توزیع عادلانه ثروت و رفاهیات خدماتی دولتها ، به حواشی کشانده میشوند و جای تأسف آنکه خود آن دولتها در طرحها و لوایح پیشنهادی شان به این نقاط سرزمینی لقب " کمتر برخوردار " داده اند !!! پیش بینی میشود تنش هایی که به علت نادیده گرفتن حقوق حقه آنان ( اقوام ) شکل میگیرد ، نشأت گرفته از همین تبعیضات بی رویه ای است که قلب هر انسان خداجوی را به درد می آورد. و قاعدتأ ادامه این فرایند خطرات گسترده تری را به همراه خواهد داشت. کما اینکه با یک نگاه مارکسیستی اگر به وضع مطرح شده نظری بیافکنیم خواهیم دید که شورشها و انقلابات سنتی ریشه در همین عدم توزیع ثروت عادلانه و نا برابری ها دارند. دوم آنکه بحران توزیع در قدرت نیز زمینه ی بروز نارضایتی های قومی را به همراه دارد. اگر چنانچه فرایند قدرت در زمینه انتصابات ، عناوین ، مقام ها و مناصب حکومتی عادلانه توزیع نگردد و به نوعی قابلیت های نخبگی مناطق محروم نادیده گرفته شود ، قومیت هایی که از قدرت سیاسی بی بهره هستند به تدریج از سیستم نا امید شده و بر عمق گسل و شکاف موجود افزوده ، تا بدآنجا که زمینه نا فرمانی های مدنی شکل میگیرد. البته نباید از این مهم غافل ماند که فضای مجازی و شبکه های اجتماعی جدید بر عمق این شکاف به سرعت می افزایند و اطلاع رسانی دقیق میکنند. به مصداق آن میتوان به سهم خواهی مردمان لر از حضور وزیران لر تبار اشاره کرد که در فضای مجازی به علت فقدان این مطالبه به حق ، همواره شاهد تنش های روانی کاربران در این حوزه های استحفاظی هستیم. و کما اینکه در امتداد شکل گیری این بحران ، ایجاد پان های قومیتی تقویت می یابد که خود عاملی است مهم برای در هم شکستن انسجام و وحدت ملی که اگر نباشد جامعه رو به قهقرا میرود و زمینه بی ثباتی نظام های سیاسی را فراهم میکنند. اما با درک موضوع مطروحه در بالا انتظار آن میرود تا دلسوزان و نخبگان کارآمد به دور از هرگونه شعار پردازی که آن هم خاص جوامع جهان سومی و توسعه نیافته است و از طرفی با نگاهی بر مبنای واقع گرایی برای جلوگیری از ایجاد هرگونه چند دستگی قومی ، شکاف موجود را با احیای حقوق مدنی برای کلیه اقشار اجتماعی ، توزیع منابع و ثروت را در دستور کار قرار دهند.


  • تلاش میشود تا لرستان را بدون بحران بیکاری جلوه دهند !

    لرستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی انتخاب شد ولی این انتخاب منتج به چه اقدامات مثبتی در وضع معیشتی و اقتصادی استان شد ؟ دستاوردهای این پایلوت شدن چه بود و چه رهاوردی برای لرستان داشت؟ متأسفانه یکسال با رفت و آمد وزرای متعدد و هزینه هایی که از جیب مردم شد حتی یک اتفاق خاص که حاصل عملکرد مسؤلان در زمینه اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی باشد را مشاهده نکردیم! آمار کاهش بیکاری را با تغییر ارقام و اعداد محقق کردند !!! در حالی که مردم لرستان هیچ احساسی مبنی بر اینکه روند اشتغال بهبود یافته ندارند. براستی چه کسانی در پرتو اجرای برنامه های اقتصاد مقاومتی در لرستان شاغل شدند؟ آمارسازی کاری غلط است و باعث میشود بودجه ای که به استانهای محروم میدهند را هم از لرستان دریغ دارند. از مدیران و مسولان تقاضا داریم به دنبال خدمت رسانی صادقانه به مردم باشند و از سیاسی کاری دست بردارند. چرا به اشتباه تلاش میشود تا استان لرستان را بدون بحران بیکاری جلوه دهند؟ چرا مسولان استان واقعیت را نمی گویند که مسولان و دولتمردان ارشد کشور باور کرده اند که لرستان از بحران بیکاری گذشته !!! و قطعأ اگر این شرایط را با آمار در ذهن مسولان ایجاد کرده اند این مسولان دیگر توجهی به ، استان محروم لرستان نمی کنند بلکه به سراغ استان هایی میروند که وضعیت بدتری نسبت به استان لرستان دارند و به این ترتیب لرستان از محدوده استان های محروم خارج و بودجه دولت برای لرستان کاهش پیدا میکند !!!


  • نگاه دولت به اشتغال در لرستان جدی نیست

    نگاه دولت به اشتغال در لرستان جدی نیست و کابینه دولت در حوزه اقتصاد باید نگاهی متناسب با اشتغال ، تولید و اقتصاد داشته باشد. وزارت طویل و عریض ورزش و جوانان باید برای مسکن ، اشتغال ، ازدواج ، حمایت از نخبگان و حتی آموزش جوانان باید کار جدی کند ولی متأسفانه تمام نگاه این وزارت خانه معطوف به بخش ورزش شده است !!! دولت عزم جدی برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی و حل معضل بیکاری جوانان ندارد و در طول سالهای گذشته فقط آمار و ارقام منتشر میکند. جامعه به دلیل مشکل اشتغال ملتهب است و اگر اشتغال پایدار ایجاد بشود مشکل مسکن جوانان نیز برطرف میشود. استان لرستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد اما چه اقدامات زیر ساختی در آن صورت گرفته است ؟ نباید فقط به دنبال آمار و ارقامی که میشود آن را ساخت و تولید کرد بود بلکه باید به داخل جامعه و مردم برویم و اجتماع را ببینیم که آیا از التهاب موجود آن کاسته شده یا افزایش یافته است !!!


  • اقتصاد لرستان در بن بست کمبود اعتبارات

    اقتصاد ، معیشت و صنعت لرستان در بن بست کمبود اعتبارات قطره چکانی است. بسیاری از واحدهای تولیدی _ صنعتی وضعیت مناسبی ندارند. محدودیت های اعتباری باعث شده که اکثر پروژه های عمرانی با کندی و حرکت لاک پشتی ساخته شوند. رفع مشکلات بیکاری و اشتغال به تأمین اعتبارات دولتی و بودجه سالانه گره خورده است.


  • توسعه لرستان بدون سرمایه گذاری بخش خصوصی امکان پذیر نیست.

    سرمایه داران بومی لرستان باید برای سرمایه گذاری در لرستان پیش قدم شوند. باید پذیرفت که بخش خصوصی الگوسازی انجام داده و مسیر توسعه و پیشرفت را به ما نشان میدهد اما متأسفانه سرمایه گذار زیادی به لرستان نیامده تا الگوسازی و یا الگوبرداری مناسبی صورت بگیرد چرا که در لرستان بخش خصوصی رشد نکرده و فردی هم که سرمایه ای داشته و دارد بیشتر ترجیح داده جایی خارج از لرستان آن را سرمایه گذاری کند. یکی از دلایلی که سرمایه داران را از سرمایه گذاری در لرستان دور نگه داشته و موجب میشود این افراد در شهرهای بزرگ و کلان شهرها سرمایه گذاری کنند این است که توجیه اقتصادی در شهرهای بزرگ به مراتب بهتر از شرایط موجود در لرستان میباشد و علاوه بر آن فراهم نبودن شرایط فرهنگی و زیر ساختی برای سرمایه گذاری موجب شده سرمایه گذاران بسیاری ترجیح دهند در جایی غیر از لرستان سرمایه گذاری کنند.


  • شکاف اقتصادی لرستان ؛ لرستان فقیرترین استان کشور

    لرستان در تمام آمارهای منفی مثل:فقر ، بیکاری ، نداری و … رتبه اول را دارد. لرستان طبق آمار اعلام شده توسط بانک مرکزی فقیرترین استان ایران است !!! متوسط بودجه خانوار شهری در لرستان تقریبأ نصف هزینه متوسط در کشور و یک سوم هزینه خانوار در تهران است ! ساکنان لرستان رفاه پایین تری دارند و بودجه خانوار در لرستان به ۳۷ درصد سقوط رسیده است ! در مناطق روستایی لرستان خانوارها هزینه معاش خود را با مبلغ ماهیانه یارانه تأمین میکنند و جمعیت مناطق شهری از دهک های پایین جامعه هستند که برای تأمین هزینه خوراک خود ناتوانند. آقایان مسؤول در حوزه اقتصادی چه نقشی داشته اند و چه گلی کاشتند که باز هم لرستان رکوردار فقر اقتصادی و بیکاری و نداری شده است ؟ آیا لرستان با این همه ثروت و سرمایه چون:آب فراوان ، ذخایر نفت و گاز ، منابع و معادن غنی ، صنعت گردشگری ، زمین های حاصلخیز کشاورزی ، دامداری و … چرا باید در تمام آمارهای منفی مقام نخست را داشته باشد؟ هنوز بیکاری در لرستان عمده ترین مشکل جوانان تحصیلکرده است. مدیران و مسؤلان باید قبول کنند که با صدور یک پروانه کسب و به کارگیری چند کارگر ساده برای مدت کوتاه نمیتوان شغل پایدار ایجاد کرد. معضل بیکاری با راه اندازی مرغداری و دامداری حل نمیشود !!! بیکاری و نبود سرمایه بستر ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی در لرستان شده است. درد جوانان ما عزل و نصب فلان مسؤل از فلان طایفه و فلان گروه سیاسی نیست ! درد مردم ما بیکاری ، فقر ، فرق ، محرومیت و محدودیت است.


  • انرژی برق آبی:راهکاری برای حل بحران بیکاری

    بخش خصوصی باید به حوزه آب و انرژی برق آبی ورود پیدا کند. سرمایه گذاری در این بخش بحران آب و معضل بیکاری در لرستان را حل میکند. استان های لر نشین به لحاظ قرار گیری در زاگرس ، داشتن شرایط اقلیمی مناسب ، میانگین بالای بارش ها ، ویژگی های زمین شناسی و هیدرولوژی از لحاظ ذخایر آبی یکی از مناطق پر آب و غنی ایران هستند. اگر منابع آب استان های لر نشین درست مدیریت شود قطعأ بحران کم آبی مردم لر را تهدید نمی کند. طی سه دهه گذشته تا کنون بخش خصوصی در حوزه آب لرستان سرمایه گذاری نکرده است. در لرستان ظرفیت ها و توانمندی های بسیار خوبی در حوزه آب و انرژی برق آبی وجود داردکه با اعتبارات محدود دولتی قابل توسعه نیست و نیاز به سرمایه گذاری بخش خصوصی دارد. سرمایه گذاری در حوزه آب لرستان بسیار مطمعن و مناسب است و بحران اقلیمی که بسیاری از نقاط کشور را در آینده تهدید میکند تأثیری بسیار کمتری بر استان پر آب لرستان خواهد داشت. اگر سرمایه گذاران بخش خصوصی به حوزه آب و انرژی برق آبی ورود پیدا کنند میتوان شاهد تحولات عظیم اقتصادی در استان های لر نشین بود و بخش های زیادی از معضل بیکاری و فقر را حل میکند !!! پروژه های حوزه آب هم در زمان اجرا و هم در زمان بهره برداری اشتغال زا هستند.


  • " علمی" حرف بزنیم و " عملی " کار کنیم !!!

    مردم حاشیه شهر خرم آباد مانند محله گل سفید از سوء تغذیه رنج میبرند و گاهأ از این طریق هم جان خود را از دست می دهند !!! کاش مسؤلین هر از گاهی به این محلات حاشیه ای سر بزنند تا از نزدیک شاهد مشکلات مردم این مناطق باشند و ببینند که حتی آب شرب هم ندارند !!! ما خوب کار نکرده ایم و حقوق شهروندی را فدای حقوق شخصی خود کرده ایم و همین امر دلیل حل نشدن مشکلات مان است. مسؤلان باید به حاشیه شهرها بروند تا مشکلات مردم را از زبان خودشان بشنوند. هر مدیری که سهل انگاری کند مجرم است و در این زمینه باید اطلاعات مردم بالا برده شود. قانون گریزی بزرگترین مشکل و معضل است. نیاز است که همگی علمی حرف بزنیم و عملی کار کنیم. جریمه کردن گره گشا نخواهد بود و با بزرگ شدن شهرها باید قانونی عمل کرد و قومی گری و طایفه بازی کنار گذاشته شود تا بتوانیم کاری سازنده برای استان انجام دهیم.


  • مسعود آزادبخت

    غیرت زمانی از لر رفت که آب الیگودرز رو بردن برای قم و دریاچه مصنوعی با آب شیرین استان ما ساختند ولی کشاورزان الیگودرز دیم کاشتند و روستاها با تانکر آب خریدن. غیرت زمانی از مردم لر رفت که سد سیمره رو با پول و بودجه عمرانی لرستان در خاک رومشکان کوهدشت ساختند ولی تمام آبش رو ایلام میبره و کشاورز رومشکانی آب نداره! سد معشوره کوهدشت رو تعطیل کردند تا عربهای پایین دست با آب لرستان کشاورزی کنند و به مردم لرستان دهن کجی کنند !.غیرت زمانی از لرها رفت که انار کوهدشت و حبوبات نورآباد و انجیر پلدختر رو فله ای و خام مفت به دلالها فروختند و به نام ساوه و کرمانشاه و اصفهان صادر کردند چون لرستان صنایع فرآوری و بسته بندی ندارد! پتروشیمی خرم آباد را بردند اراک و نفت پلدخترم پمپاژ میکنند برای پالایشگاه شازند ولی مجوز احداث پالایشگاه به خود پلدختر نمی دهند. آیا این سیاست زمین سوخته نیست که در لرستان اجرا میشه ؟


  • خادمی

    خواهشأ مسؤلان ارشد به دنبال اشتغال باشند نه اشتقال ! در روستاهای لرستان ۳۵ هزار جوان بیکار وجود دارد و مکانیزم های به کار برده شده جوابگوی جامعه نیست و باید با توسعه شهرک های دامی ، شیلات ، گیاهان دارویی و توسعه عسل میتوان در راستای فعال کردن تعاونی های روستایی مؤثر باشد. مردم طبقات ضعیف و فرودست جامعه با مشکلاتی مثل گرانی ، بیکاری ، تبعیض و نابرابری و آسیب های اجتماعی روبرو هستند و مسؤلان بجای آمارسازی های آبکی به دنبال کار جهادی باشند.


  • پای اقتصاد در میان است

    شهرهای لر نشین خرم آباد ، دورود ، نورآباد ، تویسرکان ، ملایر ، ایذه ، شاهین شهر و … به علت بالا بودن نرخ بیکاری ، تنگنای معیشتی و گرانی در دی ماه نا آرام بودند و ضعف اقتصادی در شعارهای معترضان نیز جایگاه ویژه ای داشت. اما چرا شهرهای کوچک محور این نا آرامی ها شدند ؟ وضعیت معیشتی این شهرها چگونه است ؟ اقتصاد این شهرها بر چه نوع فعالیتهایی استوار است؟ روزنامه همشهری در شماره ۷۲۸۷ صفحه ۴ مینویسد:مساعل اقتصادی به ویژه بیکاری یک پای ثابت اعتراضات مدنی است و بخش زیادی از مطالبات مردم در این اعتراضات را مسایل اقتصادی ، بیکاری و گرانی تشکیل میدهد. بیکاری دروازه ورود فقر است و بررسی ها نشان میدهد ایذه رکورددار نرخ بیکاری در خوزستان است. نرخ بیکاری ایذه روی کاغذ ۳۵ درصد اعلام شده اما واقعیت آن است که اگر کارهای بی درآمد چند ساعت در هفته نادیده گرفته شوند بخش عمده مردم این شهر بیکارند و فقط نانوایی ها ، کسبه و فرهنگیان شغل مشخصی دارند و مابقی مردم کاری ندارند مگر اینکه پنج شنبه سری به اموات خود بزنند. ایذه دروازه ورود کارون به خوزستان است و گرچه این رود پر آب از دل زمین های آن میگذرد اما اهالی ایذه اجازه ندارند حتی یک قطره، آب آن را برای کشاورزی برداشت کنند در حالی که از سوی دیگر به دلیل اینکه اینجا منطقه ای قابل کشت محسوب میشود هیچ صنعت بزرگی به آن داده نشده است ! در دورود نرخ بیکاری بالاست و بخش عمده ای از جوانان و فارغ التحصیلان را درگیر کرده است. دکتر مجید کیان پور نماینده دورود ضمن انتقاد از وضعیت بغرنج بیکاری در لرستان ، اعلام کاهش نرخ بیکاری از سوی مسؤلان ارشد لرستان را به چالش کشیده و پرسیده بود به کدام استناد اینگونه اعلام میشود که معضل بیکاری در لرستان کاهش یافته است؟ نبود چشم انداز مثبت برای یافتن شغل ، بیکاران لرستانی را درمانده کرده است. تنگنای معیشتی ، کم بودن حقوق ، بحث بی عدالتی و فساد اداری از دیگر مساعل عمومی است که میتواند منشأ نا آرامی تلقی شود. مشکلات شهرهای لر نشین اغلب از یک جنس است و فقر ، بیکاری ، گرانی و تنگنای معیشت میتواند اثر گذارترین آنها محسوب شود.


  • شایانی

    اکثر بنگاه ها و شهرک های صنعتی لرستان تعطیل هستند چرا که نه منابع مالی در جای خودشان استفاده شده و نه سرمایه گذاران آنها اهلیت و تخصص داشته اند. یکی از آسیب های جامعه ما پریشانی مدیریتی در حوزه اقتصاد است متأسفانه این امر موجب شده که حداقل سرمایه های سرگردان این استان به هدر برود. در لرستان ۴۵۰ کیلومتر خطوط لوله نفت داریم و این در حالی است که مجوز احداث یک پالایشگاه نفت خام را به پلدختر لرستان نمی دهند و این خطوط لوله نفت فقط مشکل زیست محیطی و تخریب برای لرستان ایجاد کرده است.


  • ما گرفتار فقر مطالبه گری هستیم

    ۱۱۳ هزار نفر بیکار در لرستان داریم که خرم آباد بالاترین نرخ بیکاری را در بین شهرستان های ایران دارد با ۷۰ هزار نفر بیکار. بیکاری با حرف و سخنرانی درست نمیشود و نیازمند سرمایه گذاری منظم و بلند مدت است. مردم مطالبه شان از نمایندگان مجلس این استکه به فکر عمران و آبادانی و اشتغال باشند. خرم آباد باید به سمت کلان شهر شدن برود تا از اعتبارات ویژه دولتی بتواند استفاده کند. ما گرفتار فقر مطالبه گری هستیم به جای اینکه به فکر منافع جمعی باشیم فقط دنبال سودهای شخصی و فردی هستیم. با هر سلیقه ای که داریم باید روی منافع استان مشترک شویم. امروزه سرمایه گذار داخلی و خارجی نیاز به امنیت و ثبات دارد و اراده مجموعه مدیران هم اینست که از سرمایه گذاران پشتیبانی و حمایت کنند و زمینه را برای حضورشان تقویت کنند نه اینکه با کاغذ بازی و سنگ اندازی سرمایه گذار را فراری دهند !!! بیش از ۹۰ درصد مشکلات حوزه اقتصاد ریشه اش به تصمیمات مقطعی و نا پایدار دولت بر میگردد که هر روز یک قانون و دستور جدید میدهند و مانع ورود سرمایه گذاران میشوند. سرمایه گذار نیاز به برنامه بلند مدت دارد.


  • نبود صنایع فرآوری و بسته بندی در لرستان

    چهل هزار تن چغندر قند با ارزش بیش از ۲۵ میلیارد تومان در سه شهرستان دورود ، بروجرد و کوهدشت روی دست کشاورزان مانده است زیرا در لرستان فقط یک کارخانه قند وجود دارد که در بروجرد است و به دلیل نبود صنایع تبدیلی و فرآوری و نبود صنعت بسته بندی در لرستان ، کشاورزان محصولات خود را به صورت خام و فله ای به واسطه ها و دلالان خیلی ارزان میفروشند و چغندر قند لرستان به کارخانه های قند اصفهان و دزفول صادر میشوند و اشتغال زایی که نیاز لرستان است از بین میرود و نصیب شهرهای اصفهان و دزفول میشود.


  • زخم است دلم ، دوا علاجش نکند

    فرهنگ زیر بنای توسعه و پیشرفت است و ما نیاز به شهروند فرهنگی داریم که با حقوق شهروندی و وظایف و مطالباتش آشنا و قانونمند باشد و اخلاق شهری را رعایت کند. متأسفانه متفکرین و روشنفکران ما وقتی میخواهند خود را به رخ بکشند به جلد باستان شناسی میروند و همواره در گذشته های دور به دنبال عظمت ، افسانه هایی میگردند و در این گیر و دار هم گذشته را فراموش میکنند و هم حال را و آینده را !!! چرا ما از اینگونه حرفهای تکراری که نیاکان ما سرچشمه علوم بودند یا شیعه از ایران شکل گرفت یا دیندارترین مردم دنیا هستیم یا تمدن و فلسفه از ماست یا مولوی و ابن سینا از ماست یا تخت جمشید فلان و بهمان است دست برنمیداریم ؟ غرب جایگاه علم و عقل است ولی شرق جایگاه احساس و عرفان است ! غرب به آنچه دارد افتخار میکند و ما به آنچه در عالم خیال و تخیل و اوهام داریم غوطه وریم ! سالهاست که غربیان به این نتیجه رسیده اند که مراجعه به قدما کار آنها را نمیگشاید از این رو گذشته و افسانه و اوهام را کنار گذاشته و علم و عقل و انسانیت را ابزار و هدف خود قرار داده اند. ولی ما ایرانی های جهان سومی در هر گامی که برمیداریم همواره شبه غرب بعنوان سرمشق و قاضی کابوس وار بدنبال ماست از این راه هم هیچ گریزی نیست تا اینکه فکری نو و طرحی نو دراندازیم و اجازه تفکر به اندیشمندان مان بدهیم. ما باید از این پوسته فقر فکری و فرهنگی هر جور هست بیرون بیاییم. همه رفتار و کارهایمان بر روی لجبازی و چشم هم چشمی شده است. چه آنها که دم از تاریخ ۲۵۰۰ ساله سر میدهند و چه آنها که در مقابل آن می ایستند و نمیگذارند برخی افراد بر سر آرامگاه فلان شاه بروند. جلوگیری از اینها چه دردی دوا میکند؟ و تا به حال چه دردی از ما دوا کرده است؟ مگر با زور میشود کسی را از کاری که بدان اعتقاد دارد دور کرد؟ کشورمان را تباهی اقتصادی گرفته آنوقت برخی به دنبال چه چیزهایی که نیستند. کاش برخی درک میکردند حالی که پریشان، است آرامش میخواهد نه سرزنش ! اگر انسان نباشی هیچ مذهبی تو را به بهشت نمیبرد ! بازنده واقعی کسی است که در انتظار معجزه میماند تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده کند ! باور کن همه بدنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند با یکجا نشستن به جایی نمیرسیم ! پس خودت معجزه زندگی خودت باش ! محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار و باورهای نیکت را تقویت کن.


  • ونزوعلا آینه عبرت

    ونزوعلا کشوری با منابع عظیم نفت و از بنیانگذاران سازمان اوپک که در حال حاضر اقتصادی نابود شده دارد. در انتهای دهه ۹۰ میلادی هوگو چاوز به قدرت رسید و بلافاصله سیاست های پوپولیستی خود را آغاز کرد. درآمد نفت تمامأ صرف رفاه مردم شد بویژه:مواد غذایی ارزان ، بهداشت و سوخت ارزان ، آموزش رایگان و … علاوه بر آن صنایع خصوصی مصادره و ملی شدند. دولتهای دوست ونزوعلا نظیر کوبا هم از این بذل و بخشش ها بی نصیب نماندند ! نتیجه افزایش مصرف گرایی ، تعطیلی و ورشکستگی صنعت داخلی ، از بین رفتن انگیزه برای زندگی در داخل ، فرار مغزها و سرمایه گذاران ، افزایش فساد سیستماتیک در همه ارکان دولت و جامعه بود و به محض کاهش قیمت نفت همه این معضلات که با پول نفت پوشش داده میشد مانند یک آبسه چرکی سر باز کرد ! تورم و گرانی رو به افزایش نهاد و در کمتر از چهار سال به مرز نجومی ده هزار درصد رسید !!! و ارزش پول ملی به همین سرعت سقوط کرد یعنی چهل سال پیش هر ده بولیوار یک دلار ارزش داشت و امروز هر صد هزار بولیوار یک دلار ارزش دارد !!! برای عبرت گرفتن از تجربه ونزوعلا باید شباهت های اقتصاد خودمان را با این کشور فلک زده را دید و ارزیابی کرد. بدون شک بارزترین شباهت ما استفاده از ثول نفت برای اراعه کالا ، سوخت و خدمات ارزان به مردم است. کنترل قیمت ها ، دخالت دولت در بازار ، پایین نگه داشتن دستوری قیمتها نتیجه ای جز فشرده شدن هر چه بیشتر فنر تورم ندارد و به محض اینکه تلنگری به هر دلیل به آن وارد شود یکباره جهش میکند و ویرانی به بار می آورد!


  • میرزایی

    برای بهبود فضای کسب و کار نیازمند یک سیستم اقتصادی غیر بورو کراتیک هستیم تا هر سرمایه گذار در کمترین زمان و هزینه بتواند فعالیت کند. با توجه به داشتن یک درصد جمعیت جهان ، در توزیع نرمال و عادلانه باید یک درصد صادرات دنیا را نیز داشته باشیم ولی به رغم داشتن منابع غنی ، سهم ایران در صادرات با احتساب نفت فقط ۳۴ صدم درصد و بدون احتساب نفت ۲۴ صدم درصد است که این موضوع نشان از فاصله قابل توجه صادرات در کشور است. قیمت تمام شده محصولات برای صادرات بالاست لذا در برخی کشورها و برای طیف گسترده خدمات و محصولات اساس رقابتی وجود ندارد و در واقع نمی توانیم با دیگر کشورها رقابت کنیم ! متأسفانه هنوز هیچ یک از جاذبه های گردشگری لرستان ثبت جهانی نشده و ظرفیت جذب گردشگر خارجی را ندارند و ظرفیت ها به ساخت هتل ختم نمیشود بلکه باید واحدهای بوم گردی نیز در این راستا ایجاد شود. تقسیم پول بی جهت بین استان های خشک کویری از بین بردن سرمایه است. باید زمینه ای فراهم شود که تسهیلات بانکی هدفمند شوند و ایجاد ارزش افزوده با امکان خلق ثروت واقعی باشد. باید با سرمایه گذاری دولت در استان های محروم ، فاصله استان های کمتر توسعه یافته مثل لرستان با استانهای توسعه یافته کمتر شود تا بتوان با وجود مشوق ها کمک به استانها و اراعه تسهیلات به بخش خصوصی فاصله استانهای کمتر توسعه یافته با استانهای توسعه یافته کم شود و به میانگین استاندارد ملی برسند.


  • توسعه نیافتگی ، وضعیت نا مناسب معیشت و بیکاری !!!

    توسعه نیافتگی ، وضعیت نا مناسب مردم و بیکاری بعنوان ریشه های تهدید فرا روی جامعه لرستان است زیرا بیش از هفتاد درصد مردم لرستان زیر خط فقر زندگی می کنند و با تداوم عدم سرمایه گذاری در بخش های صنعت ، کشاورزی و دامپروری پیامدهای منفی حاصله خود را در قالب افزایش آمارهای جرایم اجتماعی ، اعتیاد ، خودکشی و مهاجرت به استان های صنعتی نشان داده است !!! مدیران ، مسؤلان و نمایندگان هم به طور کلی فاقد خلاقیتی به منظور تحول در حوزه اشتغال بوده اند و اساسأ معلوم نیست چه برنامه و راهکاری برای حل معضل بیکاری دارند ! چندان هم نمیتوان به اعتبارات عمرانی خوش بین بود زیرا کمبودها و کاستی ها به راحتی در تمام سر فصل های بودجه ای قابل لمس است و استانداران هم مشخص نیست چه استراتژی و تاکتیکی برای فرار از این چالش بودجه ای میخواهند اتخاذ کنند؟؟؟ حمایت از سرمایه گذاری بدون توجه به کارایی و مدیریت و لابی گری و رایزنی در سطوح کلان امکان پذیر نیست !!!


  • ریشه ی رنج ما …

    تنها فقر نیست که عده ای را بیچاره کرده و به سمت نابودی و فلاکت کشانده بلکه جهل و بی سوادی ، خرافات ، سطحی نگری و ساده انگاری نیز در این قضیه بی تأثیر نیست ! مردم لر تبار باید مطالبه گر باشند نه تو سری خور ! اگر در شهر هستند شهروند باشند یعنی به وظایف و حقوق خود آگاهی داشته باشند نه اینکه فقط شهر نشین باشند یعنی دلشان به این خوش باشد که تنها در شهر نفس میکشند و شهر نشین هستن و از دور و بر خود بی خبرند ! چهار دهه از عمر انقلاب میگذرد اما همچنان لرستان در ظلمات توسعه نیافتگی بی چراغ میگردد و هیچگاه نه از سر صدق و نه از در اتفاق بر زبانمان رانده نمیشود که بگوییم ما مردم لر نیز در این عقب ماندگی سهیم هستیم ! ما نیز مقصریم اگر فرصت ها عادلانه توزیع نشده است و اگر قطار آبادانی به سمت ما سوت نکشیده است چرا که جنس مطالبات ما درست نیست ! فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است و زیر ساخت توسعه ی اقتصادی ، توسعه ی فرهنگ است ! یکی از دلایل اصلی توسعه نیافتگی بلاد لر نشین ، ماندن مستمر در تاریکنای عصبیت ها و تعصب های مخرب میباشد که متأسفانه بیشتر فرصت های شغلی و … را به سود قوم و خویش خود مصادره میکنند بی آنکه حساب پس بدهند به مردم ، به جریان های جناحی و به مطالبات بی صاحب مانده ! این خویشتن سالاری به نوعی بد فرهنگی مبدل شده که رسایی و رسوایی ما را به نمایش میگذارد و حالت فرو ماندگی اقتصادی را بیشتر تشدید میکند.


  • ما قداره بند نیستیم !!!

    خبرگزاری ایران تایمز مردم معترض به انتقال آب چندباره کوهرنگ به اصفهان را قداره بند خواند ! در پاسخش باید گفت:خیر ، ما قداره بند نیستیم و اگر قانونی وجود داشت پروژه های نژاد پرستانه و فاقد مجوز و غیر قانونی انتقال آب که فقط به منظور توسعه یک جانبه صنعت ، گردشگری و کشاورزی در استان کویری اصفهان است اجرا نمیشد تا مردم برای کار مجبور به مهاجرت اجباری به اصفهان ، یزد ، کرمان ، کاشان ، قم و تهران نشوند از صبح تا شب از جنایات رژیم صهیونیستی داد میزنید که چرا خاک مردم فلسطین را اشغال کردند اما خودتان هیچ فرقی با آنها ندارید زیرا آب و خاک مردم لر را دارید به زور غصب و غارت میکنید !


  • چرا ما عقب نگه داشته شدیم ؟

    در طول سالها و نسلها متأسفانه به دلایل و شرایط مختلف ، مردمان لر نتوانستند به مسؤلیتها و مدیریت های کلان و ارشد دولتی و کشوری دست پیدا کنند و همین عامل باعث شده که توجه چندانی به بلاد لر نشین نشود. در نگاه اول مردم لر فکر میکنند ایراد و کم کاری از خودشان است اما این تمام واقعیت نیست. در استانهای کویری مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، قم و سمنان با آن حجم عظیم سرمایه گذاری دولتی و خصوصی باور اینکه فقط سرمایه گذاران خصوصی آمده و در آنجا شرکت و کارخانه احداث کردند به دور از واقعیت است چون در ایران تقریبأ همه سرمایه گذاران خصوصی کسانی هستند که میتوانند از وام های کلان بهره بگیرند خب طبیعتأ در استانهایی که توانایی وام های کلان وجود دارد بودجه ها و وام های بیشتری به راحتی قابل دریافت هستند بعضی ها هم استدلا لشان این است که معادن در استانهای کویری هستند و باید این صنایع سنگین و آب بر مثل:فولاد و ذوب آهن در آنجا احداث شوند خب این صنایع سنگین و متعدد آب زیاد لازم دارند و کویر مرکزی ایران که آب ندارد و همین عامل باعث شده که آب بلاد لر نشین را که منجر به فجایع زیست محیطی شده را داعمأ به بهانه های واهی به کویرستان منتقل کنند چرا ؟ جدای از این موضوع درصد بالایی از این شرکت ها و صنایع به ماده اولیه معدنی احتیاج دارند و آب و نیروی کار مورد نیاز است ! خب حالا چرا باید این صنایع را ببرند جایی که نه آب دارد و نه نیروی کار ؟ و بعد با صرف هزینه های گزاف از پول بیت المال آب را انحصاری منتقل کنند کویر و مردمان لر را وادار به مهاجرت اجباری کنند ؟ علت این سؤ مدیریت در توجه بیش از اندازه مسؤلان کشور به مناطق خشک کویری و تبعیض در حق لرهاست !


  • جهانی بدون فقر

    گفتن اصول اقتصادی و برگزاری همایش و کنفرانس کمکی به شرایط وخیم مردم فقیر بلاد لر نشین نمیکند و راه حل علمی برای حل معضل فقر ، پرداخت وام های کوچک بدون بهره برای راه انداختن چرخه زندگی شان است ! تا فقر هست صلح در دنیا حکم فرما نخواهد شد ! مکانیسم های حمایتی دولت باید بر پایه پرداخت وام های خرد بدون وثیقه برای راه اندازی کسب و کارهای کوچک و خودکفایی مالی تدریجی باشد ! فقر توسط خود فقرا ایجاد نمیشود بلکه معلول سیاست های نادرستی است که برای اداره جوامع جهان سوم به کار گرفته میشود ! در حالی که اقتصاد دان ها در حال تدریس نظریه های اقتصادی در دانشگاه ها هستند جوانان تحصیلکرده در فقر زندگی بی هدف خود را با افسردگی میگذرانند ! انسانها برای کمک به خود و دیگران ، برای داشتن زندگی خوب مسؤلیت دارند اما سختی های زندگی ، آنها را به این امر وا داشته که فقط به خود فکر کنند و این رفتار باعث فقر و تهیدستی در جهان شده است ! فقر کاملأ قابل رفع است و باید جوانان را به کار آفرینی اجتماعی و کمک به تهیدستان برای مستقل شدن تشویق کرد. فقر در جامعه ی متمدن انسانی جایی ندارد بلکه متعلق به موزه هاست .


  • إنتقل ، ینتقل و إنتقال !

    زمینه انتقال تنها دانشکده علوم قرآنی لرستان توسط مسؤلین استان همدان فراهم شد و سپس تمام تجهیزات آن توسط اوقاف مصادره شد تا ثبت شود که توافق نامه استاندار سابق لرستان ( بازوند ) و اوقاف استان در حفظ این دانشگاه کشک بوده است ! و مسؤلین استان ید طولایی در وعده دادن به مردم فقیر لرستان دارند به همین خاطر ککشان نمی گزد و داعمأ با آمار الکی واقعیت را وارونه جلوه میدهند و از این کار خوششان می آید تا جایی که همه کارخانه ها و صنعت لرستان را بار کامیون زدند و دادند به استانهای اطراف و لرستان ماند و جوانان بیکار و مهاجر به سوی کارگری در تهران !


  • گل از ما ، دیگری گیرد گلابش !

    در کتاب " جمعیت شناسی ایران " ، اثر دکتر مژده کیانی ، صفحه ۱۴۹ آمده که استان مرکزی حدود هشتاد درصد از مهاجران استان گیلان و ۸۵ درصد از مهاجران مازندران و ۶۰ درصد از مهاجران آذربایجان شرقی ( تبریز ) را به خود جذب کرده است ! استان مرکزی قطب مهاجر پذیر کشور است و در حالی که پالایشگاه و پتروشیمی خرم آباد را سال ۷۰ به اراک انتقال دادند و نفت این پالایشگاه از چاه های نفت پلدختر لرستان تأمین میشود و آب این استان هم از طریق پروژه ننگین قمرود از الیگودرز لرستان سرچشمه و تأمین میشود اما بازار ، صنعت و شهرک های تولیدی اش در اختیار مهاجران گیلک و مازنی و ترک تبریز است ! جمعیت کثیری از آذربایجان و زنجان و اردبیل به اراک و ساوه مهاجرت کردند و تمام شهرک های صنعتی را اشغال کردند همچنین شهر کویری قم که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز لرستان برایش آب میبرند هم پر شده از مهاجران ترکی که کل بازار و ادارات و شهرک های صنعتی را تصاحب کرده اند ! آب و نفت از لرهاست ولی کارخانه در شهرهای فارس است و بازار و اقتصاد و صنعت هم دست ترکهاست این وسط فقط سر لرها بی کلاه مانده به قول معروف:گل از ما و دیگری گیرد گلابش !


  • تقدیر گرایی مانع توسعه میشود

    وبر در کتاب " اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری " این پرسش را پیش میکشد که آیا تصورات مذهبی انسان از خدا و جهان میتواند بر روابط اجتماعی به ویژه حوزه اقتصادی جامعه مؤثر باشد ؟ به نظر او رنسانس و اخلاق پروتستانی یکی از علل ، عقلایی شدن زندگی اقتصادی و پیدایش سرمایه داری بوده است ! در واقع سنت و ارزش های دینی و مذهبی میتواند به منزله مانع توسعه عمل کند و با رشد اقتصادی سازش ندارد ! توسعه یافتگی حاصل تراوش فرهنگ پذیری است که اجتماع مذهبی با رویکرد متعصب مآبانه مانع از شکلگیری آن است. دکتر لهسایی زاده در کتاب " جامعه شناسی توسعه " ، صفحه ۴۷ مینویسد:ارزش های مذهبی در شرق بر حسب نظریه رالف پیریز تأثیر بازدارنده ای در توسعه اقتصادی جامعه دارد و اصولأ آن نظام ارزشی که نظمی مذهبی و کناره گیری از دنیا را برای وصول به رستگاری توصیه میکند در برابر توسعه ی سازمان اجتماعی جدید و فن آوری ، دارای دیدی خصمانه است ! همچنین دکتر بل شاو بر آن است که مذاهب شرقی و آسیایی ارزش زیادی برای تفریح ، خرسندی ، مشارکت در سرگرمی و مراسم و جشن ها قایل اند و این گونه فعالیت ها بر انگیزه های پس انداز و سرمایه گذاری تأثیر منفی میگذارد و مانع از توسعه ی آنان میشود ! اصولأ ارزش های فرهنگی مذاهب شرقی مهمترین عامل بازدارنده در نوسازی جوامع آنان میباشند ! برت هوزلیتز کشورهای مذهبی جهان سوم را با خصوصیات زیر معرفی میکند:خاص گرایی _ جهت گیری انتسابی _ تداخل در کارکردها _ اشرافیت گرایی _ مصلحت گرایی _ تقدیر گرایی و نبود تخصص گرایی که از مهمترین موانع فعالیت های اقتصادی توسعه هستند.


  • سلاحورزی

    فولاد خرم آباد پیش چشم مسؤلان ارشد استان تعطیل شد و تجهیزات گران قیمت آن را به استان دیگری انتقال دادند و ۳۰۰ کارگر آن را بیکار کردند و نا باورانه هیچ اقدام قضایی علیه عاملین این قضیه صورت نگرفته است ! مردم خرم آباد لرستان حق دارند بپرسند که آیا با تقدیم این همه شهید ، جانباز و ایثارگر و تحمل فشار تحریم و مشکلات عدیده توسط آنها ، سزاوار است که استانشان به چنین سرنوشتی گرفتار شود و بیش از پیش از قافله توسعه در کشور عقب نگه داشته شود ؟


  • انتقال نفت پلدختر لرستان به کرمانشاه

    شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام بوده و روزانه بیش از ۵ هزار بشکه نفت برای فرآوری به پالایشگاه کرمانشاه ارسال میشود !!! این در حالی است که لرستان هیچ پالایشگاه نفتی ندارد !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط خط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت در پلدختر لرستان امری بسیار مهم و ضروری است.


  • مشکلات اقتصاد ایران

    براساس آمارهای اعلام شده بانک مرکزی ایران سال ۱۳۹۶ رکورد چاپ پول بدون پشتوانه را با چاپ ۳۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان شکسته است! سیاستهای اشتباه کارگزاران موجب بی اعتمادی مردم و پدید آمدن بحران در اقتصاد ایران شده است. اقتصاد ایران غیر شفاف است و رانت و فساد اداری و پولشویی در کشور بالاست. بانکها از وظایف ذاتی خود فاصله گرفتند و به دلالی و سوداگری روی آوردند. نقدینگی در اقتصاد ایران بالاست. اقتصاد ایران سالهاست که به دلیل تحریم ها ، طرد و منزوی است و هیچ سهمی در اقتصاد بین المللی ندارد! دولت در ایران حجیم و چاق است و قسمت اعظم اقتصاد ایران هنوز دولتی است. فرار مالیاتی در کشور بالاست. بانک مرکزی از خود استقلالی ندارد. نظامیان به شکل بی سابقه ای در اقتصاد نقش دارند. سیاست خارجی ایران با منافع اقتصادی همسو نیست. کارگزاران و مسولان ارشد کشور سریعأ باید به اصلاحات اقتصادی _ اداری روی بیاورند.


  • چرا توسعه و پیشرفت در جهان سوم کند است؟

    حرکت و رشد بسیاری از کشورهای جهان سوم کند است چون اساس بر حفظ حکومت است و نه مطلوبیت و کارایی اجتماعی! اگر اصل بر کارایی و مطلوبیت باشد انسانها و جوامع باید به فکر راه و روش باشند و با تصحیح تدریجی و با شناخت آفات ، در مقام ارتقای علو طبع ، وقار دینی و راستی و درستی باشند! جامعه ای که به فکر مطلوبیت است ، جامعه ای است که دغدغه دارد و به فکر تبدیل ، حرکت و کیفیت است! توسعه به طور ریشه ای تابع فرهنگ است اگر آلمان توانسته سالی ۸۵۰ میلیارد دلار تولید داخلی داشته باشد این صرفأ به کارخانه های آلمانی منتهی نمیشود بلکه محصول فرهنگی است که مواد خام را تبدیل میکند و محصولات را بوجود می آورد! در آلمان هیچکسی اختلاس یا دزدی یا پولشویی نمیکند چون این را توهین به غرور۸۵ میلیون آلمانی میداند ولی در ایران کارها با رانت و رشوه پیش میروند! در آلمان زمان قداست دارد چون اصل بر کارایی است. در ایران هیچ شخص یا مؤسسه یا سازمانی از خود انتقاد نمیکند و به نقد عملکردهای خود نمیپردازد و ایرادی بخود نمیگیرد چون منبع تفکر یک جامعه منحصرأ دولت است و انسانها کانالیزه میشوند و قالبی بار می آیند. آلمانیها سعی میکنند تصمیماتشان مبتنی بر دانش و عقل باشد نه خرافات و موهومات! آلمانها با روشهای مسالمت آمیز به حل منازعات و اختلافات منطقه ای و بین المللی خود مبپردازند و بودجه و امکانات و نیروی انسانی خود را صرف توسعه اقتصادی _ اجتماعی مردم خود میکنند لذا رضایت مردم در حد ایده آل است و این بزرگترین پشتوانه دولت و حکومت است!


  • مجمع الجزایر ایران !

    ایران امروز ، حالت مجمع الجزایری دارد که مردمش جزیره ای فکر میکنند و هر گروه و سازمانی یک رییس و مقداری امکانات دارد و یک عده ای هم دور این رییس جمع شده اند و افکاری متمایز از سایر گروه ها دارند! فرهنگ ما ایرانیها با نقد آشنا نیست ، چطور میشود دموکراسی ایجاد کرد درحالیکه مشکلات بزرگ فرهنگی داریم؟ شاه میخواست ایران را به قدرت پنجم اقتصادی جهان تبدیل کند ، در شرایطی که آن زمان ۷۰ درصد مردم سواد نداشتند!!! این بلند پروازی است بدون برنامه و پشتوانه علمی! بعد از انقلاب هم گفتیم که میخواهیم تمام مسلمانان جهان را وحدت بخشیم! این هدف خیلی خوب است اما برنامه و سرمایه میخواهد و ممکن است دو قرن طول بکشد! بعدها گفتیم خصوصی سازی اقتصادی ، این هم هدف خوبی است اما مراحل _ آموزش و برنامه ریزی طولانی میخواهد و ممکن است چندین دهه طول بکشد. بعد هم آمدیم و گفتیم دموکراسی و جامعه مدنی و فکر کردیم با بخشنامه و با چند تظاهرات و سخنرانی و میزگرد میتوانیم به آن برسیم! این اهداف و این نوع نگرش به مملکت داری حکایت از ایده آلیسم است! ایده آلیسم واقعأ مخرب است! یک نوجوانی که ۱۲ سال دارد نمیتواند بگوید من تا ۶ ماه آینده باید فوق تخصص فیزیک باشم!!! هر کاری مراحلی میخواهد باید کارهایی جمع شود تا به یک هدف برسیم! در انگلیس ۴ قرن سنت پارلمان وجود دارد لذا افراد با فرهنگ ۴۰۰ ساله تربیت میشوند و رفتار دموکراتیک را یاد میگیرند! در جامعه ایران رابطه عشیره ها حاکم است و حذف ، انحصار ، قبیله گرایی و کار چاق کنی از خصلتهای ایرانیان است و رفاقت بیشتر از استدلال کار میکند!


  • مشکل نخست لرها بیکاری و فقر است

    خروجی سفرها و هزینه های و پذیرایی های میلیونی که از دولتمردان و مسولان در استان لرستان میشود چیست؟ وام ۱۸ درصدی اشتغال توجیه اقتصادی ندارد برای ایجاد کار و سرمایه گذاری باید وام چهار درصد اعطا شود. مسولان برنامه ریزی درست در هزینه ها ندارند. مدیران ما جزیره ای عمل میکنند چون برنامه و هدف ندارند و پروژه محور نیستند بلکه شخص محور هستند ! برای حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی در لرستان باید فرش قرمز پهن کرد باید دیدگاه توسعه ای داشت . مدیری که فکر توسعه ای نداشته باشد نمیگذارد لرستان رشد کند . سرمایه گذار بستر میخواهد راه آهن و فرودگاه و آزادراه میخواهد و باید موانع توسعه را برطرف کرد


  • بیکاری و هزار درد ؛ مسؤلان به خودتان بیایید

    بیکاری فقط فقر مالی را در پی ندارد بلکه ام الفساد هم هست و ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی به بیکاری بر میگردد ! حاصل سالها بی برنامگی ، منفعت طلبی و سیاسی کاری و عدم شایسته سالاری در لرستان ، شرایطی را رقم زده که در این استان و سایر مناطق لر نشین جامعه ای نا امید به آینده ، بی اعتماد به همه کس ، بی انگیزه ، افسرده ، راکد و بی هدف شکل بگیرد. بلاد لر نشین مثل ایلام ، لرستان ، کهگیلویه و بویراحمد بالاترین میزان خودکشی را در سطح کشور دارند و بیشترین خودکشی ها در مناطق فقیر نشین و محروم اتفاق افتاده است ! این حق مردم مظلوم لرستان نیست ، مردمی که ساده زیستی ، نجابت و کم توقعی در وجودشان نهادینه شده و سبب شده که همواره از جانب مسؤلان استانی و کشوری نادیده گرفته شوند چون ما به حقوق اولیه خود آشنایی نداریم و این زمینه سؤ استفاده دیگران را فراهم میکند. جوانان تحصیلکرده لر تبار در جستجوی شغل ، آواره کلانشهرهای کویری شده اند چون غیرتشان اجازه نمیدهد سربار خانواده باشند. در مقام غیرت ، سادگی ، پاکی و متانت قوم لر همین بس که با وجود مشکلات اقتصادی و محرومیت و محدودیت ، سهمی در جرایم خشن و سنگین و سازمان یافته ایران ندارند و هرگز به واسطه این بی توجهی های دولتمردان و مسؤلان ، به ایران پشت نکرده اند ! این است مزد مردم لر که بدون هیچ چشمداشتی هزاران شهید و از جان گذشته را تقدیم ایران کرده اند؟ قوم لر چرا به رغم منابع آب و نفت و گاز و معادن و عقب نگه داشته شود؟ چرا تمام استانهای کویری مثل یزد و کرمان و اصفهان و قم و اراک و کاشان همگی صنعتی و توسعه یافته هستند ولی بلاد لر نشین را تعمدأ عقب نگه داشته اند؟ آیا سهم ما از ایرانی بودن آمار بالای فقر و خودکشی و بیکاری و مهاجرت است؟ ای مسؤلان ، به خودتان بیایید و دلهای رنجور و شکسته مردم لر را دریابید ، مردم از شعار و آمارهای دروغینی که از اشتغالزایی و روند رو به رشد اقتصاد اراعه میدهید خسته شدند و خواهان تغییرات در وضعیت معیشتی خود هستند ! آنچه که در استانهای لر نشین باید تغییر کند بدون شک زیرساختهای ذهنی مدیران است !!! مدیرانی که از توسعه و پیشرفت و آبادانی سر رشته ای ندارند و فقط شعار و وعهده سر میدهند. این افراد همان کسانی هستند که به واسطه وابستگی های جناحی و براساس رابطه روی کار آمده اند چون اگر شایسته سالاری وجود داشت یقینأ وضعیت بلاد لر نشین بهتر از اینها بود چون لرستانیها چیزی از منابع خدادادی کم ندارند فقط مدیریتی قوی میخواهند تا این استعدادهای بالقوه را به فعلیت برسانند ! در استانی که مهمترین دغدغه نمایندگانش جابجایی مدیران است چه انتظاری میرود که رو به رشد و ترقی بگذارد ؟ وقتی که یک مدیر کل موفق بخاطر اینکه به کسی باج نمیدهد عزل میشود چطور میتوان از توسعه حرف زد ؟ مردمان لر بارها چوب انتخاب نادرست خود را خورده اند و هر چه میکشند از همین انتخابهای قومی قبیله ای است و متأسفانه طایفه گرایی را مبنای رأی دادن خود قرار میدهند آیا نباید با چنین منظومه فکری عصب افتاده ای فاتحه توسعه را خواند ؟ چرا به جای پرداختن به صنایع نا کار آمد ، نباید اقتصاد صنعتی و صنایع نوین جایی در استان های لر نشین داشته باشند ؟ امروزه صنعت فولاد به علت مصرف بالای منابع انرژی سودآوری لازم را ندارد و در نتیجه کشورهای توسعه یافته ترجیح میدهند با هزینه خود این صنعت پر خرج را در کشورهای در حال توسعه راه اندازی کنند تا از منابع معدنی آنها برای تولیدات خود استفاده کنند ولی در عوض صنعتی مانند:آی تی با کمترین میزان سرمایه گذاری بیشترین سودآوری و اشتغال زایی را به دنبال دارد. ما در لرستان صنعت فولاد داریم اما هیچ برنامه ای برای راه اندازی صنایع سودآوری مانند صنایع مربوط به حوزه پزشکی ، نانو تکنولوژی ، بیو تکنولوژی ، گیاهان دارویی ، آی تی و صنایع ی از این قبیل وجود ندارد. بیش از ۴ درصد منابع کانی غیر فلزی جهان در لرستان تولید میشود که اگر فقط روی یکی از این منابع که کربنات کلسیم است سرمایه گذاری لازم صورت بگیرد بیش از ۴۰۰ نوع محصول را میتوان از همین ماده تولید کرد !!! اما صنعت سنگ در لرستان تقریبأ ورشکسته شده است ! ما در مناطق لر نشین رتبه نخست ماهیان سرد آبی را در بین استانهای غیر ساحلی ایران داریم ، قطب تولید حبوبات و مرکبات هستیم ، بیش از ۷۰ درصد انجیر سیاه ایران در پلدختر لرستان تولید میشود ، بعد از خوزستان بیشترین منابع نفت را داریم ، هفتاد درصد سنگ ایران در لرستان تأمین میشود ، تولید مازاد مرغ و فرآورده های دامی را داریم ، بهترین زرد آلوی ایران در لرستان تولید میشود ، بهترین انار ایران در کوهدشت تولید میشود ، اما به علت نبود صنایع تبدیلی و فرآوری این موارد اقتصادی بنام لرستان صادر نمیشوند چون زنجیره تولید در لرستان کامل نیست و این باعث شده که امکان صادرات این محصولات وجود نداشته باشد و به علت نبود صنایع تبدیلی و فرآوری و بسته بندی ، محصولات و تولیدات استان لرستان با برندهای دیگر استانهای همجوار به فروش میرسد و سود کشاورزان ما به جیب دلالان میرود و سهم کشاورزان لرستان فقط رنج و زحمت و محرومیت است !!! لذا لازم است شرکتهای دانش بنیان که قلب اقتصاد پیشرو در دنیا محسوب میشوند در لرستان شکل بگیرند تا با اراعه طرح و فعالیتهای علمی و فعال کردن مزیت های رقابتی به پیشرفت و توسعه اقتصادی بلاد لر نشین کمک کنند. تا زمانیکه تفکر مدیریتی در بحث تولید و اقتصاد مبتنی بر دانش تحقیق و توسعه نباشد نمیتوان انتظار داشت که تحولی در وضعیت اقتصادی لرستان ایجاد شود باید باور کنیم که مشکل لرستان با پول حل نمیشود بلکه باید زیرساختهای ذهن مدیران تغییر کند


  • میل سرد دولت به لرها

    سفرهای سریالی و مداوم وزرا به بلاد لر نشین تقریبأ فقط وعده تو خالی برای مردم به ارمغان آورده و چندین سال است که شاهد افتتاح هیچ طرح و پروژه صنعتی در لرستانات نبودیم و بنظر میرسد وزراء راه خود را از لرستان کج کرده اند.در حوزه آب با حجمی از پروژه های نیمه تمام و اعتبارات قطره چکانی و مشکلات تخصیص آب مواجه هستیم . در کشاورزی با حجم بالایی از پمپاژهای افتتاح نشده و اراضی دیم و عدم توسعه آبیاری های نوین و صنایع تبدیلی و مرغداری های ورشکسته مواجه هستیم. در حوزه تعاون و کار هم با اشتغال ناقص و بیکاری فزاینده و سیاست های فاقد اثر مثبت روبروایم که موجبات تعطیلی کارخانجات و صنایع را فراهم کرده است. کلأ در لرستانات شاهد سفرهای تکراری دولتمردان با حوزه کاری نه چندان تأثیر گذار بودیم.


  • رهکار حل معضل بیکاری

    بیکاری اکنون به عنوان بزرگترین خطر فعلی کشور ایران شناخته میشود. فقر ، بیکاری و محرومیت تمامی اقشار جامعه و حتی خانواده ها را درگیر کرده و شاهد تأثیر منفی آن بر معیشت مردم مستضعف هستیم ! بیکاری در استان های لر نشین همچون:لرستان ، بختیاری ، کهگیلویه ، خوزستان ، ایلام ، همدان و … بیشتر به چشم میخورد و بالاترین نرخ تورم را هم دارند. اگر خواهان حل مشکل بیکاری و فقر در بلاد لر نشین هستیم دولت باید توجه ویژه ای به این استانها و سایر استانهای کمتر توسعه یافته داشته باشد ! به عنوان نمونه ؛ اعطای معافیتهای مالیاتی و بیمه ای بلند مدت یا منطقه ویژه اقتصادی معرفی کردن میتواند زمینه را برای افزایش سرمایه گذاری در لرستانات مهیا کند. چرا که در شرایط یکسان، نباید انتظار داشت که سرمایه گذاران در مقابل استانهای توسعه یافته ، استانهای کمتر توسعه یافته ای همچون:بختیاری یا لرستان را برای سرمایه گذاری انتخاب کنند ! دولت باید استانهای محروم و کمتر توسعه یافته همچون لرستان را به صورت ویژه حمایت کرده و تسهیلات تشویقی ویژه ای برای سرمایه گذاری در استانهای لر نشین مد نظر قرار دهد وگرنه با این بودجه های قطره چکانی و روند لاک پشتی پروژه ها ، همچنان در بن بست توسعه می مانیم. ایران فقط تهران نیست که ۶۴ % کل تسهیلات بودجه مملکت را فقط در پایتخت خرج میکنند یا میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر کل لرستان است! کمک سالیانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان معادل بودجه ۷ استان محروم ایران است! ماشین آلات کشاورزی شهر مرودشت فارس برابری میکند با کل ماشین آلات استان چارمحال بختیاری ! یا متراژ شهرکهای صنعتی کل لرستان ، به اندازه یکی از شهرکهای صنعتی یزد نمیرسد ! هفتاد کیلومتر قبل از یزد تا ۴۵ کیلومتر بعد از یزد تمامأ شهرک صنعتی و کارخانه و واحد تولیدی است ! نابرابری های ناحیه ای و توجه بیش از حد به شهرهای کویری عامل توسعه نا متوازن است! چهل درصد صنایع ایران فقط در تهران است و اصفهان ۸ هزار کارخانه بزرگ دارد. انتظار داریم به مناطق عقب نگه داشته شده مثل لرستانات هم رسیدگی شود. انتظار داریم فرهنگ و نگاه مردم نسبت به کارآفرینان و سرمایه گذاران تغییر کند چرا که شوربختانه گاهی اوقات مشاهده میشود که برخی افراد به محض اینکه موفقیت کارآفرینان را می بینند به دنبال ضربه زدن به وی هستند این در حالی است که کار آفرینان سازنده اقتصاد کشور هستند.


  • دو بال توسعه:شهرام شرفی

    استانهای لر نشین ، استانهایی کمتر توسعه یافته هستند. توسعه یافتگی ، دو بال مهم و همراه همدیگر دارد:یکی ، مدیران توسعه گرا و برنامه ریز در دو بخش دولتی و خصوصی / دیگری ، فرهنگ عمومی و سیاسی مطالبه گری داعم ، مستمر و مشارکتی است. روشن است اگر بخشی از مدیران ، چه دولتی و چه غیر دولتی توسعه گریز و ضعیف باشند یک جامعه به پیشرفت همه جانبه نمیرسد. اگر فرهنگ سیاسی هم از نوع مطالبه گر نباشد باز هم توسعه پایدار فراهم نمیشود. ذکر یک مثال خالی از فایده نیست:موضوع تخصیص آب به بلاد لر نشین تا چه حد به عنوان یک مطالبه در طول دهه های گذشته تا کنون به صورت مستمر ، مطالبه شده است ؟ یا چقدر مطالبه گری مستمر نموده ایم که سطح ۲۳ % زمینهای آبی کشاورزی لرستان را به سطح استاندارد ۴۵ % افزایش دهیم ؟ اینها و دیگر موضوعات ، مطالبه محوری هستند ؛ منتها باید از نوع مستمر ، مداوم و مشارکتی باشند نه از نوع مقطعی و نا پایدار . همچنین ، مسؤلان استانی و نمایندگان ، همواره میبایست توسعه گرا باشند و شاخص های توسعه یافتگی مناطق لر نشین را به صورت منظم و مستمر ، ارزیابی ، مقایسه و پایش نمایند و بر اساس مزیت های نسبی استانها ، به برنامه ریزی کارشناسی محور ، بپردازند. فرهنگ عمومی و سیاسی مطالبه گری مستمر و مداوم و همچنین ، مسوؤلان و مدیران توسعه گرا ، دو رکن اصلی مکمل همدیگر برای رسیدن به توسعه پایدار هستند.


  • بخشی نگری منطقه ای و توسعه نا موزون در ایران

    توزیع نا برابر صنعت و ثروت در ایران باعث شده که قومیتها فرصت یکسانی در استفاده از سرمایه های موجود در جامعه ایران نداشته باشند در نتیجه ، باعث توسعه ناموزون در ایران شده که خود یکی از موانع توسعه است. در کشورهای در حال توسعه مثل ایران ، عده کمی از جمعیت به اکثر امکانات دسترسی دارند و اکثریت از اشتغال ، رفاه و خدمات محروم اند. در چنین جوامعی ، نا برابری اقتصادی وجود دارد که مبنای شکاف اجتماعی است و همگان یکسان در توسعه مشارکت ندارند. در ایران توسعه نقطه ای مد نظر است مثلأ ۴۰ % صنایع مادر ایران در تهران متمرکز هستند و ۶۴ % کل تسهیلات بودجه ایران فقط در پایتخت خرج میشود و سرانه سپرده گذاری یک تهرانی ، بیست برابر بیشتر از یک شهروند یاسوجی است. تمرکز گرایی صنعتی ایران هم بین مثلث تهران ، اصفهان و کرمان است در حالیکه تمام کارشناسان بر این اصل متفق القولند که صنایع آب بر ، باید در کنار سواحل و رودخانه ها ساخته شوند تا برای اقتصاد ایران صرفه ی اقتصادی داشته باشد. احداث صنایع بزرگ متکی به آب همچون:صنایع فولاد و ذوب آهن / پالایشگاه و پتروشیمی / نیروگاه های سیکل ترکیبی / صنایع سرامیک سازی و آجر / صنایع بزرگ نظامی و … در شهرهای خشک حاشیه کویر هیچگونه توجیه اقتصادی ندارد ! زیرا محصولات آب بری که قیمت آب آنها از خود محصول بیشتراست یک اقدام غیر مدبرانه میباشد ! ولی اکثر صنایع فولاد و پتروشیمی در استانهای کویری مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، سمنان و قم احداث شده اند که خود محتاج آب بلاد لر نشین هستند. مثلأ استان قم که آبش از الیگودرز لرستان تأمین میشود یکی از بیشترین کارخانجات فولاد ایران را دارد از جمله:مجتمع فولاد مسیحا / شرکت فولاد سازان دقیق قم / مجتمع فولاد غرب آسیا / مجتمع فولاد ویان / کارخانه تولید ورق فولادی قم / شرکت فولاد گستر قم / مجتمع فولاد سلفچگان / پتروشیمی آرتان پترو کیهان قم / مجتمع بزرگ پتروشیمی قم / مجتمع اویل داک قم / پالایشگاه ساینا شیمی / پتروشیمی شکوهیه قم / نیروگاه سیکل ترکیبی صبای قم / نیروگاه سیکل ترکیبی قم !!! این حجم سرمایه گذاری عظیم دولت در شهر کویری قم اعجاب برانگیز است درحالیکه استانهای لر نشین فاقد هرگونه صنایع اشتغالزا هستند و اقتصاد ساده کشاورزی آنهم از نوع دیم دارند ! استان بیابانی سمنان با نیم میلیون نفر جمعیت تعداد کثیری کارخانه فولاد دارد که به میزان قابل توجهی آب نیاز دارند از جمله:کارخانه فولاد سمنان / جهان فولاد سمنان / کارخانجات نورد سمنان / مجتمع فولاد بارز / شرکت فولاد کویر دامغان / مجتمع نورد گرم سمنان / فولاد فجر سمنان / فولاد نوین سمنان / شرکت دانا فولاد سمنان / مجتمع فولاد شاهرود / کارخانه نورد فولاد صنعتی و ساختمانی / پتروشیمی کربنات سدیم سمنان / پتروشیمی مروارید سمنان / شرکت شیمیایی انرژی سمنان / پتروشیمی بزرگ سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی شهید باکری سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی شهر سمنان و … بیشترین سرمایه گذاری صنعتی دولتها در شهرهای خاص کویری مثل قم و سمنان و یزد و اصفهان و کرمان صورت گرفته است که حاصل چنین فرآیندی توسعه محدود و ناموزون است. اصولأ اهداف توسعه در ایران توأم با جهت گیری های خاص سیاسی تعیین میگردد. توسعه یافتگی سمنان و قم و یزد به قیمت عقب نگهداشتن استانهای لر نشین بوده است به عبارت دیگر عدم توازن به روشنی ملاحظه میشود که نفت در مسجد سلیمان ، پلدختر و گچساران است اما پالایشگاه و پتروشیمی در تهران و قم و اصفهان است. ما عقب مانده نیستیم ، ما عقب نگه داشته شده هستیم.


  • فدرالیسم اقتصادی

    عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • آخر خط!

    درپی دستگیری چندتَن از مدیران استانداری لرستان به جرم سوءاستفاده‌های مالی، سرانجام استاندار لرستان(سیدموسی خادمی) تحت فشارافکار عمومی، در یکی از معدود دفعات مدیریت خود، رسانه‌ها و مردم را لایق دانستند و با آنان چند جمله‌ای سخن گفتند. البته استاندار در آن چند جمله‌ سربسته و کلیشه‌ای، هرگز به این موضوع اشاره نکردند که مسئولیت ایشان و دیگر افراد دخیل در انتصابات، به چه میزان است؟ و آیا اساساً می‌توان انتظار داشت که درصورت اثبات تخلف، نقش مدیران بالادستی و تقسیم‌کنندگان《کیک قدرت》در لرستان، به چه اندازه است؟ماجرا به حدی پیچیده نیست که بشود در مورد آن تحلیلی نوشت و یا گزارشی تحقیقی کار کرد. همه چیز به روشنی پیداست و کسی نیست که از اتفاقات این روزهای لرستان بی‌خبر باشد. تقارن زمانی دستگیری‌ها در ادارات و شهرداری‌های لرستان و انتشار آمارهایی که نشان می‌دهد این استان همچنان در صدر جداول نرخ بیکاری، تورم، مهاجرت و...جاخوش کرده است، بسیار معنادار است!لرستان سال‌هاست به دلایلی که مهمترین آن‌ها《ضعف مدیریتی》و《مشکلات فرهنگی》است، از قافله رشد وتوسعه کشور عقبمانده است و معضلات کهنه و ریشه‌دار این دیار همچون《فقر وبیکاری》به قدری حل نشدنی جلوه می‌کنند که گویی هرگز راهی برای رهایی از آنها وجود نداشته است!آقایان نماینده ومسئولین لرستان، مسئله بسیار ساده است. امروز کارنامه شما پس از گذشت یک دوره مدیریتی، بدست چپ‌تان داده شده است! آمارها نشان می‌‎دهند که وضعیت لرستان به مراتب وخیم‌تر از گذشته است! نمره شما درحل مشکلات لرستان چیزی نزدیک به《صفر》است و ساده‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از این روند گرفت اینست که ماندن شما در این مناصب و مسئولیت‌ها نه توجیه منطقی دارد و نه حتی توجیه شرعی و وجدانی! البته می‌دانیم اگر بخواهید گزارش عملکرد بدهید، خیلی سریع سیاهه‌ی بلندبالایی از طرح‌های عمرانی و غیرعمرانی از《پیگیری لوله‌کشی گاز فلان روستا》گرفته تا《آسفالت بهمان کوچه》را ردیف می‌کنید و عکس‌های حضورتان را در افتتاحیه‌ها و جلسات به رخ می‌کشید؛ اما باید بدانید مفهوم این به ظاهر اقدامات و فعالیت‌ها هرچه که باشد «توسعه» نیست!!!به جرأت می‌توان گفت لرستان در هیچ دوره مدیریتی، همچون دوره گذشته پس‌رفت نداشته است! در هیچ زمانی نمایندگان لرستان در مجلس، اینگونه با صراحت و جسارت به《معامله مسند و منصب》نپرداخته‌اند تا در هیچ دوره‌ای نیز اینچنین فضای رخوت و بذر نامیدی در جامعه لرستان پاشیده نشود!!! امروز نخبگان لرستانی بیش از هر زمانی منزوی‌تر شده‌اند و شاهد《رقص ناشیانه نامدیرانی》در میانه میدان هستند که امضای حکم‌شان خشک نشده《به فکر چپاول اموال عمومی》و سوء استفاده از قدرت هستند! برخی رسانه‌ها هم در منجلاب سیاسی‌بازی و سطحی‌نگری به شاهدانی کر و کور و لال تبدیل شده‌اند که توان هیچگونه بازدارندگی ندارند و تنها به ژست رسانه بودن اکتفا کرده‌اند! در این میان مردم نیز چنان در زیر بار هزینه‌های زندگی که ناشی از همین سوء مدیریت کمر خم کرده‌اند که جز جلوی پای خودشان را نمی‌بینند و آینده برایشان مفهومی به اندازه چند روز و چند هفته پیدا کرده است و نگران گذران زندگی در همین مدت کوتاه هستند.دکتر موسی خادمی، موضوع دستگیری چندتن از معاونان و مدیران تحت مدیریت شما، به هیچ عنوان موضوع اصلی نیست. شما امروز نشان داده‌اید که《توان مدیریت استانی همچون لرستان》را ندارید. انفعال شما در برابر مراکز قدرت و استیصال‌تان برای انتصاب مستقل معاونت سیاسی و یا فرمانداران و سایر مناصب این استان و عدم توانایی در حل مشکلات لرستان، مسئله‌ی اصلی است که باید پاسخگوی آن باشید.موضوع دستگیری معاونان و مدیران شما، ختم بخیر بشود یا نشود، توفیری در اصل ماجرا ندارد. واقعیت این است که در طول مدیریت شما لرستان نه تنها نتوانسته است گام هرچند کوچکی در راه توسعه و رشد بردارد، بلکه به عقب نیز رفته است و این به معنای مَردودی شما و دیگر مدیران این استان و نمایندگان آن است.البته نکته امیدوار کننده در این شرایط نابسامان، رویکرد جدید دستگاه‌های نظارتی بخصوص قوه قضائیه است که امیدواریم به عنوان روندی مستمر ادامه داشته باشد، نه اقدامی مقطعی و به منظور خالی نبودن عریضه! لیلا سلیمانی: نشریه شهاب آسمانی


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!ه


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • لرستان رکوردار تورم و بیکاری!

    شاخص‌های اقتصادی لُرستان مناسب نیست! ما شاهد نرخ بالای《تورم》در لُرستان هستیم، از آن‌طرف《نرخ پایین سرمایه‌گذاری》را داریم، نرخ بالای《بیکاری》را داریم، این وضعیت ماست، چه باید کنیم؟ مسئولان لُرستان باید تلاش بیشتری داشته باشند، برنامه اقتصادی ارائه دهند، چه برنامه اقتصادی برای لُرستان در نظر گرفته‌ایم؟ چقدر از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های انسانی، سرمایه‌ها و منابع طبیعی استفاده می‌کنیم؟ باید سروسامان دهیم به《مسائل اقتصادی مردم》و این امکان‌پذیر نیست مگر اینکه به خودمان تکیه کنیم! خانوارهای لرستانی هزینه‌های بیشتری را متحمل می‌شوند! دکترحسین سلاحورزی نایب‌رئیس اتاق بازرگانی ایران در این رابطه با توجه به گزارش‌های مرکز آمار ایران درسال‌های اخیر《نرخ تورم فصلی و سالیانه در لُرستان》از متوسط کشوری به‌طور قابل‌توجهی بیشتر بوده است!!! ساده‌ترین معنی این امر اینست که خانوارهای لُرستانی در واقع هزینه‌های بیشتری را متحمل می‌شوند! برخی از این دلایل ملّی و برخی نیز موضوعات استانی است و پیدا کردن علل بیشتر بودن نرخ تورم در لُرستان از میانگین کشوری مستلزم بررسی تحلیلی است!


  • با نشستن، انشاء خواندن و بحث کردن مشکل لُرستان حل نمیشود!

    در تاریخ لُرستان، وضعیت به این بدی نداشته‌ایم! بخاطر رضای خدا آن کسی که نمی‌تواند خودش را فدای لرستان کند کنار برود!محسن غیاثوند در شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی لُرستان در سخنانی با تاکید بر اینکه مدیران ما دو دسته هستند، یا دنبال《بهانه》هستند برای کار کردن و یا اینکه دنبال بهانه《برای کار نکردن》هستند! هر دو نوع این مدیران به اندازه کافی دلیل دارند. مشکل لرستان اینست که مدیران آن دنبال بهانه برای کار کردن نیستند!《با نشستن، انشاء خواندن و بحث کردن به این شکل، لُرستان تا امروز بجایی نرسیده》و فکر نمیکنم از این به بعد هم بجایی برسد!!! این فعال اقتصادی گفت: قوانین همه جا یکسان است، چرا بقیه رشد میکنند و ما مانده ایم؟ من شش ماه است که نتوانسته ام یک پروانه تاسیس از جهاد کشاورزی استان بگیرم! غیاثوند بیان داشت: بواسطه اینکه پروانه تاسیس من توسط جهاد کشاورزی صادر نشده و همچنین معطلی برای گرفتن کارت بازرگانی تا امروز ۱۴۵ میلیون تومان هزینه عوارض، انبارداری و هزینه های گمرکی داده ام و هنوز هم نتوانسته ام دستگاه خود را از گمرک بیاورم! برای طرحهای خود تا کنون یک ریال تسهیلات نخواسته ایم، همچنین پروژه ۷.۵ مگاواتی که قرار بوده در استان ایجاد کنیم بلاتکلیف باقی مانده است!در طول تاریخ لرستان، وضعیت به این بدی نداشته ایم بخاطر رضای خدا آن کسی که نمیتواند خودش را فدای لُرستان کند کنار برود و بگذارید کسانیکه دنبال فدا کردن خودشان هستند مشکل مردم را حل کنند! متاسفانه لُرستان درگیر کاغذبازی و مدیران ضعیف شده است!


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • تاثیر نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی لُرستان

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • باید نگاه ویژه کشوری به لُرستان شود

    نرخ بیکاری بالای لُرستان درطول سنوات متمادی رمق را از خانواده‌ها گرفته و نیازمند اقدامات اساسی است. از فرماندهی اقتصاد مقاومتی می‌خواهیم یک نگاه ویژه‌ای به این موضوع شود، مشکلاتی که هست در طول سنوات انباشته شده است و موقعیت لُرستان نیازمند یک نگاه ویژه‌ای است. لُرستان مرکز غیرت و پایتخت طبیعت است، لذا این مردم شایسته خدمت هستند و انتظار می‌رود اقدامات در تراز بالای مملکتی برای لُرستان صورت گیرد. برای اینکه کمر بیکاری شکسته شود یک اقدامات اساسی در مرکز کشور برای لُرستان باید صورت گیرد و نگاه ویژه‌ای باشد. مردم لُرستان وضعیت شهرهای دیگر را می‌بینند باخود مقایسه میکنند و سؤال می‌کنند که چرا سفر وزرا به لُرستان کم است.


  • چرا لُرستان طرحی برای افتتاح ندارد؟

    چند سالی است که افتتاحاتشان رنگ روی فجری ندارد. از سر تکلیف است و بی‌تفاوتی. از افتتاح چند مغازه گرفته تا آغل گوسفند و سنگ‌فرش چند ده متری. دستاوردهایی که بوی یاس می‌دهند. دهه فجر امسال هم همان مورد اعتراض‌های سال گذشته را هم نداشت خلاصه شد در کارهای روتین ادارات. دولتمردان ساکن در لُرستان می‌گویند دولت بودجه ندارد! اعتباری در کار نیست و معتقدند با این شرایط ایثار کرده‌اند و مسوولیت پذیرفته‌اند! اما خبرهای سراسری چیزی دیگری می‌گویند! در خبرها و افتتاحات خبری از بی‌پولی و کمبود اعتبار دولت نیست! وزرای اجرایی رئیس‌جمهوری در استان‌های دور و نزدیک اقتدار دولت و نمایندگان دولت در آن استان‌ها را به منظر عموم گذاشته‌اند. تمام بهانه‌های مدیریتی در لُرستان یکی پس از دیگری با افتتاح طرح‌های کلان کشوری از حمل و نقل ریلی، هوایی و زمینی گرفته تا سد و کارخانجات تولیدی خاورمیانه‌ای و اشتغال‌های چند صدهزارنفری بی‌اثر شده‌اند. استان‌های دیگر نشان می‌دهند دولت پول دارد اما توان مدیران و نمایندگان لُرستان برای گرفتن کم‌بوده، افتتاحات نشان می‌دهد توقع ما از دولت پایین‌تر و بسیار پایین‌تر از توقع سایرین است. نمایندگان ملت لُرستان در خانه ملت به وقت بودجه‌ریزی و دفاع از ردیف‌های ملی خیلی یادشان نبوده فلسفه حضورشان روی صندلی‌های سبز چه بوده؟ حالا دهه فجر با آن‌همه عظمت و ابهت باید به بطالت و افتتاح نمایشگاهی از چند عکس و فلش دوربین‌ها برای یادگاری گرفتن آقایان بگذرد. راه‌آهن چشم‌انتظار بودجه است تا احیا شود و توسعه را روی ریل پیش ببرد، آزادراه چشم ‌به‌راه قطعه ۵ است تا وصلش قطع نشود، فرودگاه رؤیاهای خود را برای نشست و برخاست هواپیماهای پهن‌پیکر آماده تیک آف کرده و واحدهای صنعتی دربه‌در دنبال مدیریت چالش‌های پیش رو می‌گردند و مصوبه‌ای که بانک‌ها را وارد گود کند و چرخ لاستیک لرستان بیم پنچر شدن در آغاز راه دارد و سیمانی که نیامده سرش را گل گرفته است و... دهه فجر دو سال و اندی است طعم خدمت را در لرستان نچشیده و داغ عکس‌های یادگاری با ژست‌های حق‌به‌جانب را نمی‌داند کجای سفره پر از درد و مشکل جوانان بیکار لرستان بگذارد. به‌راستی آیا کم‌کاری در فرهنگ فجر قابل‌بخشش و چشم‌پوشی است، آنگاه‌که جوانان این دیار پشت صف‌های طولانی تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج پیر شده‌اند و برخی بانک‌ها اعتبارات قرض‌الحسنه‌شان را بی‌آنکه مصرف کنند برای خوش‌خدمتی در حال پس فرستادن به مرکزند. بگذارید لُرستان از انقلابش طعم شیرین بگیرد مدیریت را به اهلش بسپارید اکنون اگر توانتان بیش از این نیست، کنار بروید و بگذارید توانمندها بیایند و دهه فجر را با بی‌تدبیری زهر نکنید. محدثه مقدم/ صدای-رسا


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • اشرافیت مذهبی

    روزنامه همدلی نوشت: این روزها که فشار اقتصادی کمر مردم را خم کرده و تبدیل به بحران لاینحل سیاسی-اجتماعی شده، جامعه مذهبی ایران نسلی از اشرافیت را تجربه می‌کند که زیر لوای دین قرارگرفته است. مراسم‌های لاکچری محرم، مداح‌های که برای چند ساعت روضه میلیون‌ها تومان به جیب می‌زنند، رانت‌خوارهای که پشت ریش و تسبیح پنهان‌شده و با اسم دین به دنبال منافع اقتصادی خود هستند، گوش دادن به روضه در ماشین آخرین‌مدل، تاسیس و ساخت حوزه‌های علمیه لاکچری، رونمایی از قرآن طلاکوب و…نمونه‌های از اشرافیت مذهبی است که با در اختیار گرفتن دین ضمن مشروعیت بخشی به خود، آفتی به نام بورژوازی مذهبی را شکل داده‌اند. در چندسال اخیر خوی کاخ‌نشینی و اشرافیگری درمیان برخی از مسئولان و مذهبیانی که وجهه اجتماعی خود را با انتساب به مذهب کسب کرده‌اند آن‌چنان شیوع پیداکرده که منجر به خلق طبقه‌ای جدید تحت عنوان «اشرافیت مذهبی» شده است. باید بارها تکرار کرد در ۱۵ سال گذشته «بیش از ۱۳۰۰ میلیارد دلار» درآمد ارزی به ایران سرازیر شده، یعنی ۴ برابر رقمی که باعث جهش بزرگ چین از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۴ شد. سیاهچاله‌هایی که چنین ثروتی را بلعیده‌اند معضل اصلی اقتصاد ایران هستند نه تحریم های اقتصادی! محمد مساعد: روزنامه نگار


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد شد؟؟؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • شهر ما تبعیدگاه ما!!!

    شهر ما تبعیدگاه ما! منبع: روزنامه جامعه فردا، 21 آبان 1396، ص 4: شوربختانه چند شهر کشورمان در یک آیین نامه اجرایی که توسط وزیر کشور و وزیر دادگستری و در اجرای مفاد قانون مجازات تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسیده است، به عنوان «تبعیدگاه» در نظر گرفته شده اند. برچسب «تبعیدگاه» بر پیشانی این شهرها باعث سلب «حق توسعه برابر» شده و به ویژه بر «شاخص جذب سرمایه گذاری» در این شهرها و نیز «درآمدهای حاصل از گردشگری» تاثیر کاهنده داشته و باعث «نوعی بی عدالتی» شده است. شهرهای: ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، رامهرمز، اردل، لُردگان، ازنا، تویسرکان، خورموج، یاسوج، دوگنبدان، الشتر، دلفان، برازجان، اقلید، مهریز، استهبان، نیكشهر، آشتیان، میناب، فیروزآباد، سربند، نی ریز، دامغان، كلیبر، فردوس، گرمی، شهربابك، هریس، بافت، تكاب، كاشمر، سنقر و كلیائی، قیدار، گناباد و سمیرم در نامه ای که وزیر کشور به رئیس قوه قضاییه نوشته، به‌عنوان تبعیدگاه معرفی شده اند و شهروندان این شهرها خواستار تجدیدنظر وزیر کشور در این رویه ناعادلانه هستند. 1- ما معتقدیم قضاوت درباره اصل مجازات تبعید در تخصص جرمشناسان است و در اینجا قصد مخالفت با اصل مجازات تبعید را نداریم بلکه مخالف شیوه اجرای آن و «آیین نامه اجرایی» آن که توسط وزیر کشور تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسانده شده، هستیم. 2- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید، به طور ناخواسته کشور عزیزمان ایران را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم کرده و با تثبیت و تقویت شکاف بین مناطق برخوردار و نابرخوردار، موجب خدشه به همبستگی ملی ایرانیان شده است. 3- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» بیش و پیش از آن که دور کردن مجرم از صحنه جرم و مجازات او باشد، «تبعید پیرامون و مرکز» و «مجازات عموم شهروندان شهرهای مندرج در آیین نامه» است. 4- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» تفاوتی بین «مجازات تبعید» و «آثار منفی رسانه ای شدن مجازات تبعید» نگذاشته است. در عصر نفوذ رسانه های همگانی، «آیین نامه اجرایی» علاوه بر این که تحمیل مجازات سالب آزادی برای یک فرد مشخص است، به نیکنامی مردم آن شهر لطمه می‌زند و موجب بدنمایی آن شهر می گردد. 5- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نوعی تحمیل مجازات جمعی علیه ساکنان آن شهر و نوعی سلب «حقوق جمعی» آنان و خدشه به حقوق معنوی آن مردمان تلقی گردد. این بدنمایی می‌تواند بر شاخص جذب سرمایه گذاری در آن شهر و نیز بر درآمدهای مردم آن شهر تاثیر منفی بگذارد و از این طریق می تواند به «حقوق اقتصادی جمعی» آن مردمان یعنی «حق برخورداری از امکان توسعه برابر» ضربه بزند. 6- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نیازمند بازنگری جدی است و به ویژه از منظر «شیوه اجرای احکام تبعید» از زاویه «افزایش اثربخشی مجازات تبعید» مورد واکاوی قرار گیرد. 7- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نباید نام چند شهر مشخص را ذکر کند بلکه باید جدول رسمی مسافت بین شهرهای ایران (تدوین شده در سازمان نقشه برداری کشور) را ابلاغ نماید تا قضات محترم یا دادیار محترم اجرای احکام، آزادانه محل موردنظر را براساس مسافت بین مبداء و مقصد (مثلاً حداقل پانصد کیلومتر فاصله بین شهر محل زندگی و محل تبعید) تعیین نمایند. 8- ما معتقدیم بهتر است برای کاستن از طنین رسانه ای نامطلوب و جلوگیری از بدنمایی شهر محل تبعید، نام شهرهای محل تبعید در حکم انشائی قضات محترم درج نشود و تعیین آن براساس ضابطه مسافت، برعهده دادیار محترم اجرای احکام قرار گیرد. اکیداً توصیه می‌شود که وزیر محترم کشور در بازنگری «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید به «تاثیرات شیوه اجرای احکام تبعید بر حقوق جمعی ساکنان شهر محل تبعید» توجه نماید. رسانه ها همچون باد نام شهر محل تبعید را چون شلاق بر تن مردم آن شهر می کوبند. این یک پدیده نوظهور است و دستگاه قضایی اگرچه مستقیماً مسئول پدیده «بازنمایی رسانه ای اعلان نام محل تبعید» نیست ولی همه دست اندرکاران تدوین و اجرای «آیین نامه اجرایی» باید با مساعی جمیله خود این مساله را مورد توجه و چاره اندیشی قرار دهند که به حقوق اساسی مردم آن منطقه آسیبی ناخواسته وارد نکنند. گفتنی است الگوی توسعه تغییرات چشمگیری کرده و عامل سرمایه گذاری دولتی که قبلاً پیشران توسعه در مناطق مختلف کشور محسوب می شد، جای خود را به جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی داده است. مطرح شدن نام یک شهر به عنوان تبعیدگاه می تواند ضربه جدی به شاخص جذب سرمایه آن شهر باشد. به ویژه اهمیت روزافزون صنعت گردشگری و نقش آن در توسعه اقتصادی مناطق مختلف، ضرورت پاسداشت نیکنامی مناطق را افزون کرده است.



آخرین مقالات