دو شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چرایی ضرورت تشکیل استان لرستان بختیاری

باتوجه به اینکه تغییر در تقسیمات جغرافیایی در قانون اساسی امکانپذیر است و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در صورت لزوم می توانند به چنین تغییراتی اقدام نمایند و ضمن اینکه مردم لربختیاری از زمان دولت پهلوی در پنج استان خوزستان، اصفهان، مرکزی، لرستان و چهارمحال و بختیاری پراکنده شده اند و با درنظرگرفتن پیروزی دولت دوازدهم و حمایت وصف نشدنی مردمان بختیاری (پراکنده شده در چندین استان) از این دولت، انتظارست که به خواست قومی (تاسیس استان بختیاری) بخشی از مردم بختیاری که مطالبه ایی عدالتخواهانه و ترقی جویانه است توجه گردد.

چرایی ضرورت تشکیل استان لرستان بختیاری

چرایی ضرورت تشکیل استان لرستان بختیاری (باتوجه به پیشروی های مدیران  اصفهان به خاک و مناطق لرنشین بختیاری)

 

مظلومیّت این قوم همین است که حتّی شخصیّت‌های روحانیشان هم شناخته شده نیستند، معروف نیستند؛ خب اینها بایستی جستجو بشود و تلاش بشود.(بیانات امام خامنه ایی در دیدار اعضای همایش نکوداشت شیر علی مردان خان بختیاری،26/12/1392)

 

باتوجه به اینکه تغییر در تقسیمات جغرافیایی در قانون اساسی امکانپذیر است و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در صورت لزوم می توانند به چنین تغییراتی اقدام نمایند و ضمن اینکه مردم لربختیاری از زمان دولت پهلوی در پنج استان خوزستان، اصفهان، مرکزی، لرستان و چهارمحال و بختیاری پراکنده شده اند و با درنظرگرفتن پیروزی دولت دوازدهم و حمایت وصف نشدنی مردمان بختیاری (پراکنده شده در چندین استان) از این دولت، انتظارست که به خواست قومی (تاسیس استان بختیاری) بخشی از مردم بختیاری که مطالبه ایی عدالتخواهانه و ترقی جویانه است توجه گردد. 

در این بین هم در میان بختیاریها و هم غیر بختیاریان مخالفت هایی با این طرح شکل می گیرد.

شاید درک علت مخالفت دیگران با عدم وجود یک استان بختیاری در تقسیمات کشوری قابل فهم باشد، همانگونه که برخی لابی های قدرتمند جغرافیایی در پشت راست و چپ و وسط قایم می شوند و برای انتقال آب و منابع مختلف مردم لربختیاری تلاشی بی امان می کنند، مطمئنا برای تاسیس استان متمرکزی که قرارست در چهارچوب قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، مدافع منافع مردم لربختیاری باشد، نیز مخالفت خواهند نمود.

هرچند هیچگاه متوجه نشدم و شاید این درد ندانستنش ابدی باشد، که چرا هرگاه عده ایی بدنبال زنده کردن حقی از مردم بختیاری (بطور مثال تاسیس استان بختیاری) بوده اند، عده ایی دیگر از مدعیان بختیاری، با لجاجت و عناد گل بخودی می زنند؟...

در این میان برخی دوستان بطور اشتباه آمیزی و برای رد این نظر که استانی به نام بختیاری وجود ندارد پای استان چهارمحال و بختیاری را وسط می کشند(صرفا بخش غربی و جنوبی آن هویتی بختیاری دارد) و مدعی می شوند که شماهایی که دنبال تشکیل استان بختیاری هستید پس این استان چهارمحال و بختیاری چیست؟

یا واقعیت را می دانند و عامدانه این قضاوت را می کنند و یا این پرسش ناشی از عدم آگاهی شان نسبت به شناخت این جغرافیا سرچشمه می گیرد.

در پاسخ به این دوستان خواهم گفت اگر این استان تماما بختیاری بود و یا حداقل بخشی از قدرت اجرایی اش توسط بختیاریها مدیریت می شد که نام رسانه محلی اش می بایست مزین بر معتبرترین کوه استان فوق الذکر و همچنین در سرزمین بختیاری (زردکوه = وه زوون محلی، "زرده") می بود، نه یک تپه کوچک در سرزمینی غیربختیاری نشین!!!!

براستی زردکوه که یک برند کاملا بختیاری است از ظرافت، زیبایی و معروفیت بیشتری برخوردار است یا.......

چرا هیچ کس نمی پرسد اگر چهارمحال و بختیاری استانی با اکثریت بختیاری (چه برسد به تماما بختیاری نشین)است، چگونه در مرکز استان آن (شهرکرد) یک بختیاری هم بعنوان عضو این شورای شهر انتخاب نشده است؟

آیا می دانستید بواسطه پراکندگی بیش از پنج میلیون لربختیاری در استان های چهارمحال و بختیاری ، خوزستان، مرکزی، لرستان و اصفهان و باوجود اینکه در سرزمین بختیاری خود اکثریتند در این استان ها در اقلیت قرار گرفته اند؟

و ایا میدانید این بختیاریان پراکنده در چندین استان از نظر دیگرانی که با آنها هم استانی به حساب می آیند غیربومی و مزاحم نگریسته می شوند!

قابل ذکر است این تقسیمات استانی و پراکندگی بختیاریها به زمان پهلوی مرتبط است و همه می دانند که پهلوی ها چه دشمنی شدیدی با لرها خصوصا بختیاری داشتند و خانواده ظالم پهلوی، بزرگان لربختیاری بسیاری همچون شیرعلیمردان خان چهارلنگ، ابوالقاسم خان بختیار و علیمراد خان امامی را شهید کردند.

حال که سالهاست حکومت ظالم پهلوی برافتاده و درخت تنمومند نظام جمهوری اسلامی ایران ثمر داده، تشکیل استان بختیاری و دلجویی از مردمی که تحت ستم های بی شمار خاندان پهلوی، همواره همگام با آرمان های ایران اسلامی و علمای جلیل القدر بوده اند، بعنوان نیازی ملی احساس می گردد.

قطعا اگر این بخش های جغرافیایی که در چندین استان تقسیم شده اند به شکل قانونی و حقوقی (این خواسته به هیچ وجه فراقانونی نمی باشد) تشکیل یک استان دهند، باعث خواهد شد مردمان باسواد، تحصیلکرده، متدین و ولایتمدار لربختیاری از انزوای مدیریتی خارج شوند!

آنها که همواره با تشکیل استان بختیاری مخالفت می کنند، هیچگاه پاسخ نداده اند که چگونه بدترین و مرگ آورترین جاده های استان های پنجگانه (خوزستان،چهارمحال و بختیاری، لرستان،اصفهان،مرکزی) بایستی در مناطق بختیاری نشین باشند؟

چرا بایستی مسیرهای مواصلاتی اهواز-باغملک-ایذه و اهواز-مسجدسلیمان-کوهرنگ، هر روز و هر هفته بختیاری ها را به کام مرگ بکشاند؟

آیا تاسیس استان لرستان بختیاری به کاهش و یا توقف انتقال منابع آب جغرافیای بختیاری  به جغرافیاهای دیگر و نتیجتا حفظ محیط زیست زاگرس منجر نخواهد شد؟

آیا تشکیل استان بختیاری نهایتا منجر به پیشرفت شهرها و مردم این ناحیه نخواهد شد ؟

براستی سهم نمایش زبان و فرهنگ لرهای بختیاری در استان های پنجگانه کجا قرار دارد؟ و آیا با تشکیل این استان بختیاری و توجه این استان کاملا بختیاری آتی به مولفه های فرهنگ بومی بختیاری، منجر به ارتقای قدرت نرم و عملکرد کارسازتر در مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن بد سرشت نخواهد شد؟

ضمنا سهم معرفی قهرمانان و الگوهای انسانی قوم لربختیاری در عرصه های مهمی همچون به ثمرنشستن انقلاب شکوهمند اسلامی، دفاع هشت ساله مقدس، دفاع از حرم اهل بیت و دیگر افتخار آفرینی های ملی را کدام استان و رسانه محلی آن بایستی برعهده بگیرد و نگرفته؟

بختیاری شهدای بسیاری برای سربلندی ایران اسلامی فدا کرده که این موضوع موجب فخر و مباهات برای جامعه ما بوده است، هرچند مدیران استان های پنجگانه برای بالا بردن آمار ثبت شهدای استان خود، تنها نام شهدای بختیاری را ثبت می کنند، اما به معرفی و بیان رشادت های این شهیدان برای ایران اسلامی اقدام نمی کنند، که انشاءالله با تاسیس استان بختیاری، زمینه ایی برای مطرح و معرفی شدن رشادت های شهدای لرتبار بختیاری نیز پیدا خواهد شد.

ضمنا قرارنیست اگر صد سال پیش تقسیمات جغرافیایی درون کشوری، به یک شکل خاصی بود، تا آخر همین گونه باشد! الحمدلله به یمن وجود نظام جمهوری اسلامی، امکان این تغییرات در چهارچوب قانون اساسی وجود دارد.

بطور قطع نسل جوان آگاه امروز لربختیاری، دیگر مسیر انزوا و عدم مطالبه گری را بر نمی گزیند و به شکلی منطقی، شرعی و قانونی به پیگیری خواسته های بومی و هویت خواهانه قومی خود می پردازد.

 

ابوالفضل بابادی شوراب

25 نظر

  • لر

    یک کلام حرف حساب. واقعا نبود یک استان بنام بختیاری برای پیشرفت این منطقه و مردمش هم لازم و هم ضروریست هست


  • ثنا

    بله این حق بختیاریهای عزیز است که استانی با نام استان بختیاری داشته باشند تا کمتر شاهد ظلم ها و تبعیضها علیه خود و نابودی فرهنگ و تاریخ و موسیقی شان باشند.بختیاریها اصیل ترین قوم ایرانی هستند که تاریخشان پر از افتخار و جوانمردی و دفاع ازسرزمین بوده.لازم است هر چه سریعتر استانی که محور فعالیتهایش کمک به مردم بختیاری و اشاعه فرهنگ اصیل این قوم شریف باشد، به ایجاد آن اقدام شود.


  • کمال صالحی

    لرهای بختیاری بین ۶ استان ایران تقسیم شده اند و هیچگونه مرکزیت سیاسی _ اداری ندارند و از داشتن رسانه ، تریبون و مدیای جداگانه محروم هستند در واقع با تجزیه سرزمین لرهای بختیاری بین ۶ استان قدرت سیاسی و اقتصادی شان را دفع کردند و با آسیمیله کردن ( ذوب فرهنگی ) شاهد این هستیم که نخبگان فکری لر بختیاری بیشتر خود را اصفهانی و اهوازی میدانند تا لر بختیاری !!! اگر استان بزرگ بختیاری تأسیس شود دیگر شاهد تحقیر ، تبعیض و توهین فرهنگی به مردم لر بختیاری نخواهیم بود و ثروت ها و منابع طبیعی مثل آب و نفت به تاراج نمی رود و صرف آبادانی کویر نمیشود.


  • شایان رضایی

    شنیده شده که پیشنهاد نامگذاری خیابانی به نام " کارون " در شهرکرد مرکز استان چارمحال بختیاری به علت برخی نگاه های قومیتی از دستور خارج شده حال آنکه برخی روشنفکران از شورای شهر ، شهرکرد انتظار نامگذاری نام مفاخر لر بختیاری را دارند !!! هفتاد درصد جمعیت استان چارمحال بختیاری لر تبار هستند و به هنگام انتخابات شورای شهر و مجلس کاندیدای غیر لر زبان یا از لباس های محلی لر زبانان و یا از موسیقی لری بختیاری و یا از نمادهای دیگر لرهای بختیاری برای تبلیغات و رأی آوری استفاده میکنند حالا چقدر خواسته ها و نظر آن هفتاد درصد جمعیت لر تبار استان در توزیع امکانات و تصمیم سازی و تصمیم گیری ها دخیل و سهیم است ؟ چرا هیچ کوچه ، خیابان و میدانی به نام مفاخر و مشاهیر لر بختیاری وجود ندارد ؟ چرا این همه از غارت آب استان بختیاری دم می زنید اما هیچ نام و نشانی از رودهای خروشان سرچشمه گرفته از سرزمین لرهای بختیاری مثل:کارون ، زاینده رود ، دیمه و کوهرنگ در نامگذاری شما وجود ندارد ؟ ما تا قبل از این فکر میکردیم دستگاه های امنیتی سبب تنگ نظری ها و باعث و بانی جلوگیری از نامگذاری مفاخر استان از هر قوم و قبیله ای بر روی مکان ها و یا عامل جلوگیری از همایش های مشروطه و قومی و موسیقی میشوند اما حالا یقین پیدا کرده ایم تنگ نظری های درونی سبب این اعمال سلیقه ای و جزیره ای کور بوده که هر ساله موجب واگرایی و عقب گرد و پسرفت استان چارمحال بختیاری از یک طرف و طمع همسایگان به منابع طبیعی و عمومی میشود. حیات شهرکرد به آب کوهرنگ بسته است و بیش از هفتاد درصد جمعیت استان لر تبار چارمحال بختیاری نقش عمده ای در ارتقای منزلت شهرکرد و سهم مهمی در ایجاد ارزش افزوده و سرمایه استان داشته و کل لر زبانان استان نقش ویژه ای در افزایش هژمونی استان دارند لذا امیدواریم حق محوری جایگزین تنگ نظری و سلیقه محوری گردد.


  • ایرانی

    تشکیل استانی بنام بختیاری از تمام مناطق بختیاری نشین حق این مردم وطن پرست و زجرکشیده هست تا بتوانند سرزمین خود و مردم خود را در پیشرفت سرعت دهد.


  • Ebrahimazarm

    نقشه ها رو جعل کردن همین یه وجب استانم که برامون مونده بودو دارن میگیرن اینا دشمنیشونا مستقیما نشون دادن چند ساله ما خودمونو به خواب زدیم از چی میترسیم آخرش بیشتر از یه جنگ سرنوشت ساز که نیست؟ اگه بیکار بشینیم اینا کل خاک بختیاری رو میگیرن .بخدا من از خاکمون نمیگذرم هر طور شده پسش میگیرم چند بار تا حالا استانداری شهرکرد و اصفهان رفتم هیچکس جواب درستی نمیده .اینا دستشون تو یه کاسست


  • نبض بیکاری در بختیاری قویتر از همیشه میزند

    در روزگاری که رکود و تحریم کمر اقتصاد ایران را شکسته و بیکاری و فقر فوران میکند کارگر جماعت حق دارد ناراضی باشد آنهم در چارمحال بختیاری که بیکارترین استان ایران است. دولت تنها کاری که برای کارگران انجام داد ، وعده و وعیدهای توخالی بود. درد و غم کارگران بختیاری را به وضوح میتوان در چشمشان دید. کارگران زورشان به گرانی و فقر نمیرسد. تهران هم که میروند جز میدانها پناهی برای کار ندارند. خشکسالیهایی که در اثر انتقال آب به اصفهان شروع شد بیستر روستاییان بختیاری شروع کردند به مهاجرت الان در جنوب تهران بیشتر کارگران لر هستند. کارگران بین زنده بودن و زندگی کردن دست و پا میزنند و شب گرسنه خوابیدن را به زن و فرزندان خود هدیه میدهند. انسانهای شرافتمندی که در دفتر برنامه ریزی متولیان امر جایی ندارند.از ۸ صبح تا ۶ عصر یک کارگر باید کار کند برای ۵۰ هزار تومان ! بدترین شرایط را قشر کارگر دارند زیرا نه بیمه دارند و از حداقل امکانات هم محرومند


  • حسن بهمنی

    واقعاً ما بختیاریها از هر زمانی نجات بخش و فدایی خاک و میهن بودیم ولی این سیاست تمام دولتهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی بوده که ماها را از همه جدا کرده شما بیا دزفول شاید 85 الی 90 درصد بختیاری هستن برو اصفهان برو مرکزی تا برسد به شیراز و دیگر شهرها ما تو هر استانی خوش نشین حساب میشویم لطفا کسانی که میتونن برای این قشر فقیر و زحمت کش یکاری بکنید ثواب دارد چرا باید ماها به خودمان ظلم بکنیم و بپزیریم این همه حقارت را


  • پولادوند

    ایل بختیاری بزرگترین ایل ایران است و لرهای بختیاری بین ۵ استان تقسیم شدند و اگر یک استان بنام بختیاری تشکیل شود قطعأ میتواند با وسعت و جمعیتی که دارد بهتر حقوق لرها را ادا کند.بلاد لرنشین به دلیل آمار بالای بیکاری / فقر اقتصادی / نبود صنایع اقتصادی قوی / عدم پروژه های اشتغالزا / وصل نبودن به شبکه ریلی کشور و...از لحاظ اوضاع اقتصادی و درآمدی ، مردم لر در سطح بالایی قرار ندارند. با وضعیتی که آب و نفت سرزمینهای لرنشین دارد باید تاکنون به قطب اصلی و اول کشاورزی و صنایع نفت و پتروشیمی تبدیل میشد. وکلا و نمایندگان مناطق لرنشین باید بفکر توسعه و مدرنیزه کردن کشاورزی لرستانات باشند چون ۸۰٪ اراضی کشاورزی شهرهای لرنشین از نوع دیم است و سالانه میلیاردها مترمکعب آب بصورت مجانی به شهرهای حاشیه کویر پمپاژ میشود. باید سد ، نیروگاه برق آبی و کارخانجات آب معدنی درشهرهای لرنشین تأسیس شود. بیشترین چیزیکه مردم لر را زجر میدهد اختلاف طبقاتی است. ما از نمایندگان تا حالا فقط شعار شنیدیم. مدیران اگر میخواهند احترامشان حفظ شود آمارهای سرکاری ندهند چون به هرحال خدا بندگان زیرکی دارد که توسط آنها رسوایشان خواهد کرد.


  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • تجزیه لُرهای بختیاری بین 6 استان

    آیا باید استان بختیاری را تشکیل داد؟ باید تکثر گرایی را در مقابل پانگرایی تقویت کرد! لرها خصوصاً بختیاریها در استانهای چهارمحال بختیاری، لرستان، خوزستان اصفهان و...پراکندگی جمعیتی دارند یعنی با تشکیل استانهای کشور خاک بختیاری و بختیاریهای از نظر اداری بین این استانها تقسیم شده اند. شاید در یک سیستم دموکراتیک و شایسته سالار و مبتنی بر اصل تکثرگرایی فرهنگی ما با این موضوع هیچ مشکلی نداشته باشیم ولی متاسفانه در تمام این استانها آنها درگیر تعصبات بی جا و پانگرایی فارس و ترک و عرب و...قرار گرفتند تا جاییکه در تمام این استانها واقعیت سرزمینی آبا و اجدادی آنها را نفی میکنند حتی آنها را مهاجر نیز میخوانند آخر یکی نیست بگوید مهاجر از کجا؟ در استان اصفهان هیچ حقوق فرهنگی و سیاسی را برای آنها قائل نیستند که هیچ علیه مدیران لُر اصفهانی، کارگران کارخانه ها و...جبهه گیری هم میکنند شاید فشارها علیه الهیاری مدیر میراث فرهنگی اصفهان و دانیالی رییس محیط زیست اصفهان را همه در جریان باشند! الهیاری متولد منطقه فریدن از شهرهای بختیاری این استان بوده ولی آنها ایشان را همانند دانیالی غیر بومی میدانند و حتی برایش تظاهرات کردند! ملاک بومی بودن از نظر این‌ها《فارس بودن》است! در خوزستان نیز همین طور درحالیکه عرب‌ها تلویزیون و سیمای مخصوص خود و تدریس زبانشان در مدارس حتی برای غیرعرب‌ها را دارند لُرها را غیربومی و مهاجر میدانند! و فرهنگسرای لُرها《بهمن علاءالدین》به دستور نهادهایی با لودر تخریب میشود! در چهارمحال بختیاری استانی که نام بختیاری را دارد اوضاع خیلی بدتر است بیش از 80 % جمعیت این استان لُر بختیاری است ولی متاسفانه لُرها در این استان اینبار علاوه بر مهاجر و غیربومی، ضد انقلاب نیز خوانده میشوند و یک عده با《هویت مجعول چهارمحالی》که تمام نهادهای این استان را در دست دارند از این نهادها برای پیشبرد اهداف خاص خود سوءاستفاده میکنند! در استان چهارمحال بختیاری نه صداوسیمای لُری داریم نه آموزش زبان لُری نه حتی میگذارند نام یک بختیاری بر خیابانها و میادین آن باشد! در سطح کشوری نیز متاسفانه سیاستهای تبعیض آمیز اقتصادی و توسعه ای در کشور باعث《نهادینه شدن فقر و مهاجرت آنها》به اقصی نقاط کشور شده و سیاستهای فرهنگی نیز زبان و آداب آنها را نشانه رفته است. سدسازیها و انتقال آب به کویرمرکزی نیز باعث نابودی سکونتگاه ها فرصتهای توسعه ای در مناطق لُرنشین شده است. چه شدهدکه لُرها در سرزمین آبا و اجدادی شان در خوزستان مهاجرند؟ در کُهگیلویه بویراحمد مهاجرند؟ در فارس مهاجر؟ در بوشهر و...مهاجر حتی در چهارمحال بختیاری هم مهاجر؟هموطنان فارس و ترک بهتر نیست دست از پانگرایی بکشید و به تکثر فرهنگی اعتقاد داشته باشید؟ وقتی شنیدم در صفحات مجازی قشقاییها نیز لرها را در کهگیلویه و بویراحمد《مهاجر》عنوان کردند حداقل این صحبت از قشقایی نباید بشود آنهم ترکهای قشقایی که خود مهاجر ازبکستان هستند و سالهاست که با لُرها زندگی میکنند حتی از نظر فرهنگی و اجتماعی دیگر تفاوتی به غیر از زبان ندارند!


  • نظر جورج ناتانیل کرزن در مورد لرها

    جورج ناتانیل کرزون (۱۸۵۹_۱۹۲۵) در کتاب《ایران و قضیه ایران》جلد دوم، صفحه ۳۲۸ مینویسد: لُرها بازماندگان نسل و نژادی خالص و ممتاز بوده اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند! آیت الله مردوخ کردستانی در کتاب《تاریخ مردوخ》جلد یکم، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به زبان پهلوی ساسانی در درجه اول، زبان لری است چه محل الوار به مرکز پهلوی قدیم (تیسفون و مدائن) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و زیستی (کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه) محفوظ بوده اند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • عدم توجه به شهرهای لُرنشین

    گرو کشی و چندمین نامه تهدیدآمیز و تحریک آمیز نمایندگان اصفهان! آنها تامین《چهل میلیون متر مکعب آب شرب》مردم چهارمحال بختیاری را برای اجرای تونلهای سوم کوهرنگ و بهشت آباد که اهداف کشاورزی و صنعتی را دارند گرو گرفتند!!! از بند آخر نامه اینگونه برداشت میشود که نمایندگان اصفهان نظام را تهدید به برداشتن حمایت خود کردند! به نظر آنها کشور، نظامشان و شهدا را هم برای اجرای طرحهای انتقال آب گروگان گرفتند! واقعاً چه کسانی پشت صحنه طرحهای انتقال آب و نابودی سرزمینی ایران است؟ درخواست تشکیل استانی جدید در جنوب کرمان: مردم جنوب کرمان، قلعه گنج جیرفت و دیگر مناطق که سالهاست در محرومیت شدید ناشی از تمرکزگرایی بیش از حد شهرهای شمالی کرمان قرار دارند خواستار ایجاد استان جدید هستند! شمال کرمان مقصد بیشتر طرحهای انتقال آب چه از جنوب کرمان و چه از سرشاخه های کارون برای توسعه کشاورزی و صنعت و تفریح است و جنوب کرمان که بیشتر از اقوام لُر، بلوچ و عرب هستند در نهایت محرومیت بسر میبرند!!!هنوز بسیاری از مدارس قلعه گنج مدارس کپری هستند و دولت با انتقال آب از سرشاخه های هلیل رود به شمال کرمان علاوه بر نابودی محیط زیست جازموریان، محرومیت مضاعف را در حق مردم جنوب کرمان روا میدارد!!! لُرهای بختیاری اصفهان و چارمحال و خوزستان باید استان بختیاری را تشکیل دهند تا کمتر به بختیاریها ظلم شود! الآن چادگان و فریدونشهر اصفهان که لُر هستند حتی آب و برق و گاز و صنعت هم ندارند چون اصفهانیها فقط فارسها را قبول دارند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • ولایت بختیاری چگونه تجزیه شد؟؟؟

    اقوام ساکن در ایران هرکدام از نظر اداری در محدوده سرزمینی سکونتگاههای خود اقوام تشکیل شده و از این جهت از نظر اداری آنها خود را اداره میکنند و در این راستا دارای صداوسیمای استانی برای حفظ زبان و فرهنگ، آموزش زبان مادری و همبستگی استانی هستند وحتی پیشرفتهای اقتصادی هم داشته اند مثل آذربایجان وکردستان!ولی متاسفانه سرزمین بختیاری بین چندین استان پراکنده شده و هیچکدام ازاین استانها حقوق اجتماعی_اقتصادی آنها را به رسمیت نمیشناسند (اصفهان،مرکزی،خوزستان،چهارمحال بختیاری).تشکیل مجدد استان بختیاری هرچند در ابتدا شاید مشکلات زیادی داشته باشد اما در طولانی مدت مزایای زیادی هم از نظر نهادینه کردن دموکراسی در ایران و حتی حفظ محیط زیست و پایداری سرزمینی ایران خواهد داشت. چنددهه است که بحث تاسیس استان بختیاری کمابیش از جانب برخی همتباران روشنفکر دنبال میشود. هم اکنون بیش از هر زمان دیگری بستر مطرح کردن این ایده فراهم شده است. اگر قضایای محیط زیست را بعنوان عنصر جدایی ناپذیر از فرهنگ لر را پیگیری کرده باشید متوجه خواهید شد که بعد از تجزیه خاک بختیاری بین چندین استان در راستای نابودی و مرگ این شاخه از مردم لُر اینبار این عنصر فرهنگی زیستی مردمان لُربختیاری بیش از هرزمان دیگری مورد تهدید قرار گرفته و علاوه بر چشم‌داشت بیشتر به《خاک بختیاری》《انتقال آب》و《سد سازیها》باعث تشدید روند نابودی اقتصادی_زیستی لُرهای بختیاری شده است. نقشه ای از سال 1800 میلادی از ولایت بختیاری موجود است که توسط《هوتم شیندلر》نقشه کشی شده است! دراین نقشه حدود ولایت بختیاری شامل کل استان بختیاری و چهارمحالش به اضافه شرق لُرستان (الیگودرز و ازنا و دورود) وشهرهای شمال وشرق خوزستان وهمچنین منطقه لنجانات، فریدن، خوانسار، گلپایگان ومیمه اصفهان میشود! این نقشه موقعیت سرزمینی لُربختیاری را در ۲ قرن پیش نشان میدهد و خودبخود گویای نقش وجایگاه عنصر بختیاری در تحولات سیاسی_اقتصادی وخصوصاً نظامی 200 سال پیش است! اما چرا این گستره جغرافیایی تجزیه وبه استانهای همجوار ضمیمه گردید وچه شد که بخش باقیمانده هم از عنوان استان بختیاری محروم ماند؟باید در نوع تعامل جامعه بختیاری با حکومتهای قاجار وپهلوی مورد ارزیابی قرار داد! بختیاری در بهار 1288 شمسی بعنوان نیروی اصلی وارد مبارزه برعلیه استبدادمحمدعلیشاه گردید وشجاعت بختیاری مهمترین عامل سقوط استبداد بود. قوای بختیاری در نبردهای انقلاب مشروطه با شکست《قوای سالارالدوله》و《ارشد الدوله》و《محمدعلی میرزا》که عده نیروهای آنان تا 30 برابر بختیاری میرسید استعدادنظامی خود را به نمایش گذاشت!فتح تهران وحاکمیت بختیاری که از صفویه به بعد بعنوان نیروی بالقوه که مُترصَد تاسیس سلسله پادشاهی بختیاری در صحنه سیاسی ایران بوده زنگ خطر را برای بازیگران این صحنه به صدا درآورد! آنان از روح دموکراسی خواهی《سرداراسعدبختیاری》که تمایلی برای تحقق این خواسته تاریخی نشان نمیداد بشدت خرسند بودند و زمانیکه 6 ماه بعد رهبر بختیاریها در جنبش مشروطه خواهی در اوج قدرت با کمال ناباوری از مسند حاکمیت کناره گیری نمود آن بازیگران ذکرشده نفس راحتی کشیدند! ایران همیشه توسط《شاهان غیرایرانی》اداره میشد و دستیابی لُربختیاری بعنوان یکی از ایالات ایران به تاج وتخت، زنگ خطر جدی را برای بازیگران سیاسی خارجی_داخلی بصدا در میآورد. به هرحال بختیاری از هوای آلوده صحنه سیاست گریزان بود. بختیاری به زادگاهش بازگشته بود وقدرت را با همه دلبستگیهایش وا نهاده واحمدشاه را با بازیگران پیرامونش تنها گذاشت. غافل از آنکه در پستوی امارتهای تهران وشاید هم در پشت دیوار سفارتخانه های دُوَل صاحب نفوذ خوابهای تلخی را برای شجاع مردمان لُربختیاری دیده اند! مشروطیتی که آنهمه جوان رعنای بختیاری برای اسقرارش جان شیرین فدا کردند کمکم به بیراه میرفت وگروهی از رجال طرفدار روس و انگلیس چاره را در《حذف نام بختیاری》حتی در دستنوشته هایشان میدیدند!دستنوشته های خائنانه که امروزه مبنای تاریخنویسی جاهلان این عرصه شده تا آنجا که مستبدین و دلالان از راه رسیده را مشروطه طلب میخوانند و درحق رهبران واقعی انقلاب سخت بی مهری روا میدارند این جماعت تاریخ ناخوانده! 11 سال زمان لازم بود تا از دل دموکراسی مشروطه خواهی شخصیت مستبدی چون رضاخان میرپنج بیرون بیاید. یک دیکتاتور تجددخواه! معلوم نیست چگونه تجدد ودیکتاتوری باهم سازگار میشوند؟ ماهیت رضاخان را باز بختیاری زودتر از دیگران شناخت!آخربختیاری صاحبخانه است و هر مهمانی را بهتر از دیگران میشناسد. علیمردان بختیاری حالا برای رهایی وطن عزم مبارزه میکند. وحماسه سفیددشت را در تاریخ بنام بختیاری ثبت میکند ولی افسوس که خیانت و خودزنی برخیها به شکستش می انجامد و اینچنین بود که ولایت بختیاری به نقشه قبلی تجزیه شد واستان کوچک چهارمحال بختیاری از آن باقیماند! برای《محال اربعه》هویت من درآوردی چهارمحالی تعریف کردند و جالب اینکه چهارمحالی را رقیب بختیاری فرض کردند و نهادهای تصمیم‌گیری و فرهنگی را در اختیار آنها قرار دادند! غافل از آنکه میان《هویت قومی》و《هویت شهری》فرق بسیاری است! قومیت ریشه در تاریخ دارد و شهروندی اصلاً اینگونه خصلتی ندارد! البته حاکمیت خان سالاری وحکومت استبدادی مظالم بسیاری را بر چهارمحالیها و بختیاریها تحمیل کرده بودند و یکسری واکنشهای چهارمحالیها درمقابل بختیاریها در واقع از نظر روانشناسی《عقده گشایی》بود. رژیم پهلوی برای مقاصد شخصی و انتقامجویی از برخی سران بختیاری این سرزمین وسیع را به استانی کوچک و کم اهمیت کاهش داد! تجزیه ایالت بختیاری بخاطر《جنبه های سیاسی》صورت گرفته و صرفاً برای سهولت در امور مدیریت نبوده کما اینکه انتخاب شهرکرد (دهکرد) بعنوان مرکزبختیاری که در آخرین نقطه بختیاری قرار گرفته و کاملاً دور از دسترس بختیاریها میباشد گواهی است بر این مدعی! البته معلوم نیست گناه من بختیاری چیست اگر بر فرض خانی از رهگذر حاکمیت دیکتاتوری زمانش گناهی روا داشته که آنهم بنابر مقتضیات آن حاکمیت تاریخی بوده است! و حالا که بختیاری جمعیتش را بیش از 10 میلیون تخمین میزنند یک استان بنام خودش ندارد و سرزمینش را در استانهای مختلف پراکنده‌اند حتی در استان خودش چهارمحال بختیاری که همه داشته های فرهنگی، تاریخی، آیینی وحاکمیتش متعلق بخودش است برخی درپی تکه کردنش هستند! دراین استان همه آیینها، باورها و داشته های فرهنگی از آن بختیاری بوده و مهاجران زمان رضاخان (قشقایی وفارس) صاحبخانه شده گرچه بیش از این درحق صاحبخانه محجوب (از نظر فرهنگی) ناسپاس باشند. البته که بی مهری چند مسئول تازه به دوران رسیده درحق یکی از کهن ترین اقوام هیچ تاثیری بر مالکیت بختیاری بر استانش ندارد! اما تغییر نام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع و قابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری و همراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال وچهارمحل را که تغییرنام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع وقابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری وهمراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال و چهارمحل را که اینک دیگر وصله ناجوری مینماید در پیشوند نام بختیاری از نام وعنوان استان بختیاری حذفش نمود بلکه باید تلاش نمود کل سرزمینی را که ولایت بختیاری مینامند دوباره به این استان ضمیمه نمود مگر نه این بوده که با توطئه خائنانه رضاخان این منطقه تجزیه شده است تا که گسست فرهنگی وتاریخی در میان قوم لُربختیاری ایجاد گردد غافل از آنکه《هویت عنصر بختیاری ریشه در اعماق تاریخ دارد》ونه تنها در هیچ فرهنگی هضم نمیشود بلکه همه فرهنگها وهویتهای پیرامونی اش را در خودش هضم مینماید.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • شاهنامه《صورت بندی ناهمزمان》با دنیای امروزی است!

    اعتقاد به《اساطیر کودکانه فردوسی》صورت بندی ناهمزمانی با دنیای امروز دارد چون شعرهای فردوسی آلوده به افکار زُروانیه و جبرگرایانه است و پرستش خورشید/ مصاف اهورامزدا با اهریمن/ دعای دیوبَند/ تشریفات آتش پرستی/ غذا و مَشروب برای مردگان/ تقدس شستشو با ادرار گاو/ تبلیغ حکومت اشرافیت/ و تشویق به جنگ را نشان میدهد! تبعیضات نژادی و تفاخرات قومی برخلاف اصل《مساوات اسلامی》است فردوسی خودش در آغاز طرفدار《تسویه》و مخالف تبعیض بود اما در ادامه به ترک، عرب، بلوچ و مازنی بدترین توهینات را کرده و از چاله به چاه افتاد و از حدود نژادپرستی تجاوز کرد و تا مرز زنادقه پیش رفت بطوریکه اجازه دفنش در قبرستان مُسلمین را ندادند! بدیع الزمان فروزانفر درمقدمه کتاب《احادیث مثنوی》مینویسد: از اواخر قرن ۴ هجری مدارس اسلامی تاسیس شد و مقاومت زرتشتیان در همه بلاد شکست و فرهنگ ایران به صَبغه اسلامی جلوه‌گری آغاز کرد بالطبع توجه شعرا و نویسندگان به نقل الفاظ و مضامین عربی فزونی گرفت اما در شعرهای شاعران زرتشتی و شعوبیه مثل دقیقی و فردوسی نام زرتشت، اوستا، بوذرجمهر و...بیشتر دیده میشود! دقیقی《شاعر زرتشتی》که مُقتدای فردوسی در سرودن شاهنامه است یعنی اول او به سرودن شاهنامه پرداخت و فردوسی راه او را تعقیب و تکمیل کرد! فردوسی رسماً طبق سنت معمول زرتشتیان کلمه《پرستش آتش》را بکار میبرد: مُغان را ببندند و کوشش کنند_همه آذران را پرستش کنند! داستانهای شاهنامه هیچ انطباقی با تاریخ ندارند و فردوسی از چیزهایی حرف زده که چشم هیچ حلال زاده ای آنها را ندیده لذا باید به حُسن نیت و صداقت او شک کنیم! عطار نیشابوری سروده‌های فردوسی را بدعت و ضلالت میداند! عبدالجلیل رازی شاهنامه را《مدح گَبران》میدانست! فرخی سیستانی در همین راستا میگوید: گفتا که شاهنامه دروغ است سر به سر! معزی نیشابوری هم اشاره میکند که: من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ؟ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر (افسانه!). انوری خراسانی هم به فردوسی طعنه و کنایه زده و شاهنامه را《رزم نامه》گفته است! در واقع فردوسی مؤلف نیست بلکه مجری است و میتوانیم شاهنامه را یک قصیده بلند برای《جنبش شُعوبیه》بدانیم که شاعر از آن صله خویش به تمامی دریافت نکرد و آنرا با تغییراتی به آستان سلطان محمود غزنوی نیز پیشنهاد داد! دکتر منوچهر اقبال که خود خراسانی است و زمان پهلوی دوم وزیر بهداری بوده و سال ۱۳۳۶ نخست وزیر میشود درباره شاهنامه میگوید: شاهنامه کتابی پُر از《دروغ و افسانه》و یکی از اسباب عقب ماندگیهای فکری ما ایرانیان بوده و هست! بیشتر قهرمانان و پادشاهان شاهنامه《موجوداتی افسانه ای و غیر واقعی》هستند که فقط در شاهنامه یافت میشوند! دکتر فریدون جُنیدی رییس《بنیاد نیشابور》گفته: ۳۰ هزار بیت شاهنامه《جعلی》است و در طول زمان توسط مردم به آن اضافه شده است! شاهنامه اساس نژادپرستی است و بر برتری نژادی و قومی《فارس》بنا نهاده شده و کلمه نژاد بارها در شاهنامه تکرار شده است! پرویزشاپور میگوید: خون هر چهار نژاد اصلی بشر《قرمز》است! هجم توهمات یک ملّت وقتی بیکران میشود افیونی به جان جامعه می‌افتد که هیچ جوری نتوان آنرا علاج کرد. کتاب شعر و افسانه فردوسی است که مملوء از《اساطیر کودکانه》است مثلاً: رستم در شاهنامه ۷۰۰ سال عمر میکند و ناهارش دو گوسفند با یک خیک شراب است! رستم از ۷ خان میگذرد و انواع دیوها و اژدها را میکشد! زال توسط پرنده ای ناشناخته بنام سیمرغ پرورش یافت! کیکاووس با عقابها پرواز میکرد! سیاووش به سلامت از تونل آتش گذشت و سُرب داغ هیچ اثری بر او نکرد! از دوش ضحاک مار میروید! هیچ مورخی برای دانستن تاریخ واقعی به کتاب شعر مراجعه نمیکند! آیا مورخان انگلیسی یا یونانی به شکسپیر یا هومر مراجعه میکنند؟ ابداً چون آنها در حوزه ادبیات و اساطیر است! کتاب افسانه فردوسی که مُستند به هیچ سندتاریخی نیست منبع مُغرضان و جاعلان شده! اگر کسی بیطرفانه مطالعه کند و منابع دست اول را ببیند هیچ احتیاجی به این《شعرهای نژادی》ندارد! چون شاهنامه فقط به شما چند بیت شعر میدهد نه تحلیل تاریخی! کمی بخود بیاییم هفت مرغ چاق را عطار خورد ما هنوز اندر پیِ یک جوجه ایم. با دروغ و خودفریبی و بی‌توجهی به واقعیت‌ها بجایی جز نابودی و تباهی نمی‌رسیم. نسل آینده《فردوسی》را بخاطر دروغ‌پردازی و میراث زشتی که برایش به سوغات ‌مانده، سرزنش خواهد کرد!


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!



آخرین مقالات