پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کویر شدن زاگرس سبز به بهانه آباد شدن کویر خشک

در سالهای اخیر ، خشک سالی ها و کاهش بارندگی و عواملی از این قبیل ، سبب شده تا مشکل بی آبی و کم آبی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. همین موضوع سبب شده که مسؤولین مربوطه به فکر اراعه ی راه کارهای متعدد برای رفع مشکلاتی از این قبیل بیفتند که گاهی این تصمیمات نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه موجب بروز مشکلات بزرگ تری نیز خواهد شد.

کویر شدن زاگرس سبز به بهانه آباد شدن کویر خشک

پایگاه خبری تحلیلی عصر ایران ، در حالی حفر چاه های عمیق و استفاده ی بی رویه از سفره های زیر زمینی کوهدشت را عامل کم آبی کوهدشت اعلام کرده است که سالانه حجم قابل توجهی از آب های سطحی از استان خارج میشود. با وجود میزان خوب بارش در سال گذشته که حتی منجر به وقوع سیلاب و خسارت شد متأسفانه اقدامی برای مهار کردن این روان آب ها صورت نگرفت و از سیزده میلیارد متر مکعب روان آبی که در استان وجود داشت تنها نود میلیون متر مکعب آن مهار شد یعنی کمتر از یک درصد !!!

درست است که برداشت مازاد آبهای زیر زمینی سبب بروز مشکلاتی همچونکاهش آبدهی چاه ها ، چشمه و قنوات خواهد شد و هم چنین موجب پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی میشود اما باید توجه داشت که سالانه صد و هشتاد و یک میلیون متر مکعب از آب های زیر زمینی استان لرستان توسط پروژه ی قم رود در حال انتقال به خارج استان است. قم رودی که خود منجر به تشنگی الیگودرز و شرق لرستان شد . در حالی که این آب از لرستان و شهرستان الیگودرز منتقل میشود اما حتی در نام آن اثری از لرستان دیده نمی شود !!! این آب مثلأ قرار بود صرف تأمین آب شرب شود ! چون گفته میشد مردم شهر کویری قم با مشکل آب مواجه هستند اما گویا آن قدر آب لرستان برایشان برکت داشته که اقدام به ساخت تفرجگاه های بزرگ و ساخت دریاچه های هشت هکتاری مصنوعی می کنند !!!

آب الیگودرز لرستان در حالی منتقل میشود که طبق گزارش پایگاه تحلیلی خبری نسیم دلفان ، صد روستا در شهرستان نور آباد لرستان فاقد آب هستند !!! طبق گفت و گویی که نگارنده با منابع محلی وچن تن از افراد بومی منطقه ی ویسیان داشته ام گویا استفاده از دستگاه های پمپاژ آب برای آبیاری باغ ها و مزارع ممنوع شده است !!!

این انصاف است که کشاورز لرستانی حق استفاده از منابع آب استان خود را نداشته باشد و با تانکر آب بخرد؟

این انصاف است که خود تشنه بمانیم و آبمان را به استان دیگری بدهند ؟؟؟

انتقال آب چهار محال بختیاری به اصفهان باعث آن شده که کشاورزان لرستانی حق آبه ی کمتری برای برداشت داشته باشند تا بدین طریق آب کشاورزی برای خوزستان فراهم شود. سالانه بیش از ۸ میلیارد متر مکعب آب از لرستان خارج میشود ولی اجازه احداث سد معشوره کوهدشت را نمی دهند و کشاورزان و دامداران شهرستان کوهدشت و رومشگان در تابستان با مشکل جدی کمبود آب مواجه هستند.

 

از محدوده ی لرستان خارج شویم و گذری داشته باشیم به استان های همجوار ...

آقای عیسی کلانتری در طی نامه ای محرمانه به آقای جهانگیری خواستار هر چه سریعتر انتقال آب خوزستان شده است !!! کلانتری اظهار داشته بود که خوزستان مشکل آب ندارد و مشکل مدیریت غلط منابع آبی است.

جناب آقای عیسی کلانتری با جواب خودتان، به شما و هم فکرانتان پاسخ میدهم. چرا در اصفهان و یزد و کرمان منابع آبی را مدیریت نمی کنند ؟؟؟

آیا شهری که مشکل آب دارد چرا هر روز زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنید و صنعت را به کویر میبرید؟

آیا در دل کویر با توجه به تبخیر بالا برنج کاری شایسته است؟

آب این شالیزارها از کجا تأمین میشود؟

آب کارخانجات آبخور ذوب آهن و فولاد اصفهان از کجا تأمین میشود؟(چرا این کارخانجات به شهرهای ساحلی منتقل نمیشوند؟)

از آکواریوم آبی اصفهان کویری برایتان بگویم که برای اولین بار در ایران آکواریومی به وسعت ۴۰۰۰ متر مربع و در عمق ۷ متری زیر زمین ، دارای آکواریوم های عظیم ۵ الی ۱۰ متری ، آکواریوم های لمسی و سیلندر آکواریوم و نیز یک تونل آکواریوم به طول بیش از ۳۶ متر .

این آکواریوم در دل کویر قرار دارد آیا چنین چیزی با عقل هم خوانی دارد ؟؟؟

منبع احداث چنین پروژه های احساسی کجاست؟؟؟

بودجه و پول این طرح های کمر شکن از کجا تأمین میشود در حالی که استان های سر سبز لرنشین در آتش فقر و بیکاری میسوزند؟

با توجه به اینکه اصفهان و قم کارخانه ی آب معدنی هم دارند و آب معدنی تولید و صادر میکنند پس مشکل آب ندارند لذا این همه اصرار برای انتقال آب چیست ؟؟؟

نکند باز به دنبال احداث دریاچه های مصنوعی برای پرورش ماهیان زینتی هستند؟؟؟

چرا این همه برای رودخانه فصلی زاینده رود دلواپس هستید؟؟؟

همان گونه که در سفرنامه های مورخان خارجی مثل هانری رنه آمده در فصولی از سال از آب آن برای زراعت استفاده نمیشود و به کم آبی آن در تابستان نیز اشاره شده است. پس چرا کسی نگران وضع خرم رود ، کارون ، کرخه ، سیمره و کشکان نیست ؟؟؟

چرا صنایع سنگین و آب بر در کویر اصفهان و یزد و کرمان ساخته میشوند ؟؟؟

جناب آقای شکر خدا موسوی قبلأ از وجود تونل مخفی جهت انتقال آب به فولاد اصفهان خبر داده بود این موضوع آیا قاچاق و دزدی محسوب نمیشود ؟؟؟

آیا عاقلانه تر نیست که این صنایع سنگین به مناطقی که آب کافی دارند منتقل شوند تا هم مشکل اشتغال حل شود و هم هزینه اضافی برای انتقال آب نداشته باشید ؟

چه اصراری هست که تمام صنعت ایران را در دل کویر میسازید ؟

چگونه است که دلیل بی آبی لرستان و خوزستان و ایلام و چهارمحال بختیاری را استفاده بی رویه و عدم مدیریت صحیح میدانید اما اشاره ای به سخن دکتر مرجانی نمی کنید که گفته بودمیزان آبی که در کرمان برای کشاورزی استفاده میشود برابر آب شرب کل کشور است !!!

اخیرأ هم که برای دست یابی به منابع آبی استان لرستان ، نقشه های استانی لرستان و خوزستان کوتاه شدند و دست اصفهان دراز شد و اصفهان با خوزستان هم مرز شد !!!

مهندس بازوند استاندار قبلی لرستان این تغییر نقشه را شیطنت مجازی خواندند و آن را تکذیب کردند اما همانگونه که می بینیم نه شیطنت مجازی که خیانتی واقعی است به طوری که در برنامه های تلویزیون مثل پایش این نقشه جدید که اصفهان را با خوزستان هم مرز کرده بود را نشان دادند تا بتوانند به نواحی پر آب لرستان و خوزستان تسلط کافی داشته باشند و آب بیشتری به حوزه زاینده رود انتقال دهند. طرح های پر هزینه انتقال آب در کشور ایران که به ورشکستگی آبی رسیده است گرچه به عنوان راهکاری مهم مورد توجه دولت مردان بوده اما اکثر آنها راه به جایی نبرده و تنها ثمره ی شان تخریب زیست محیطی و نزاع بر سر آب بوده است . اثرات تخریبی این مقوله هم اکنون در استان های لرستان ، خوزستان و چهارمحال بختیاری به وضوح قابل مشاهده است. امید است تصمیمات براساس دانش گرفته شود و فقط منافع شهرهای خشک کویری در نظر گرفته نشوند و از این پس چاره اندیشی ها به طور صحیح انجام گیرد و کار را به کاردان بسپارند تا دیگر شاهد چنین نتایج مخربی نباشیم .

 

هفته نامه سیمره؛ علي دهقاني(باراني بيرانوند )

92 نظر

  • منوچهر زیبایی

    زاگرس وطن ماست . اجازه نخواهیم داد دشمنان قسم خورده ما کمر به نابود ما ببندند


  • هداوند

    طبق آمار بانک مرکزی ایران در سال ۹۵ لرستان تنها استان ایران است که خانوارهای آن ماهانه کمتر از ۲ میلیون تومان درآمد دارند . این فقر تحمیلی است وگرنه سرزمین ثروتمند و پر برکت لرستان چرا باید فقیرتر از بیابان های یزد و اصفهان و کرمان و سمنان باشد؟


  • طهماسبی

    گویا زمان رفسنجانی براساس مصوبه محرمانه شورای عالی امنیت ملی از سال ۶۹ به مدت ۱۶ سال هرگونه سرمایه گذاری مؤثر در جغرافیای زاگرس خاصه استان های لر نشین از طرف دولت ممنوع بوده است آن هم در بزنگاه دولت های سازندگی !!! باید بخندیم به ظلم ظالمان و سکوت همتباران . سهم ما فقر ، محرومیت ، بیکاری ، مهاجرت ، حاشیه نشینی ، سرکوفت و تحقیر ، عقب ماندن از قطار توسعه و عمران است.


  • مهدی کاراوند

    دلایل فقر و بیکاری در مناطق لر نشین:نمایندگان و مسوولان ناتوان و نا کار آمد _ عدم فرهنگ مطالبه گری _ وجود تبعیض استخدامی _ تفکر طایفه ای _ توزیع نا برابر بودجه و امکانات بین استان ها _ عدم سرمایه گذاری صنعتی دولت در شهرهای لر نشین _ ایزولاسیون و تفرد نخبگان و عدم کار گروهی _ سؤ مدیریت سیاسیون _ فساد بانکی _ سیستم مدیریت شبه اقتدار گرا _ شکاف درآمدی و اقتصادی بین آحاد جامعه _ فساد عادی شده مدیران دولتی و … که مجموعأ باعث شده اند که معاش و منزلت اجتماعی مردمان لر به شدت دچار آسیب و زیان شود و لرها به فرودستان ، طرد شدگان و محذوفان اجتماعی تبدیل شده اند به قول معروف ؛ از بس که زندگی نکردیم وحشت از مردن نداریم .


  • خسروی

    در کتاب مطالعات اجتماعی پنجم دبستان صفحه ۳۶ جدول کارخانجات صنعتی بزرگ کشور آمده که به ترتیب تهران رتبه نخست دارا بودن صنایع را دارد و پس از تهران اصفهان در مقام دوم است و خراسان رضوی - آذربایجان شرقی - قزوین - مرکزی - گیلان - یزد - خوزستان - مازندران - فارس - قم - سمنان - آذربایجان غربی - زنجان و کرمان در رتبه های بعدی هستند اما تمامی استان های لر نشین در این جدول جایی ندارند !!!


  • خدا بخشی

    حق جوانان تحصیلکرده لر بیکاری و محرومیت نیست . ما لرها هم از " فقر " می نالیم و هم از " فرق " بیزاریم !!!


  • منصور کایدی

    خواسته ی ما لرها این است که:انتقال آب ممنوع ، خاک دزدی ممنوع ، فارسی سازی ممنوع ، خرج کردن بی حساب و کتاب اعتبارات دولتی در کویرهای بی طول و عرض اصفهان و کرمان و یزد ممنوع ،.فرق گذاشتن بین اقوام و استان ها ممنوع . بودجه خانواده در لرستان طبق آمارهای رسمی کمتر از دو میلیون تومان است و در تهران بیشتر از ۵ میلیون میباشد.


  • اکبر محمودیان

    استان لرستان بیش از هشتصد و پنجاه هزار هکتار زمین حاصلخیز کشاورزی دارد اما طبق آمارهای اعلام شده تنها ۲۰ درصد آن هم بصورت ناقص زیر کشت آبی هستند و بقیه هم از نوع سنتی و دیم هستند در حالی که لرستان چهارمین استان پر آب کشور است و سالانه ۱۱ میلیارد متر مکعب آب از لرستان به خوزستان می رود اما اجازه احداث سد معشوره را به کوهدشت لرستان ندادند و کشاورزان لرستانی در حاشیه شهرها از حیث تأمین آب با مشکل جدی مواجه هستند.


  • مجید الماسی

    بر اساس توافق محرمانه بین نمایندگان استان اصفهان و وزیر نیرو ، بهره برداری از تونل و سد پروژه کوهرنگ ۳ در سر شاخه های کارون تا دو سال آینده به بهره برداری میرسد این طرح میهن ستیزانه استان چارمحال بختیاری را به کویر تبدیل میکند و بحران و تنش اقلیمی را در منطقه بوجود می آورد تالاب خان میرزا و تالاب گندمان چارمحال بختیاری از خشکسالی و بی آبی نابود شدند حال با این وضعیت مافیای انتقال آب به کویر میخواهند کدام آب را به کویر منتقل کنند؟


  • بهزاد بداغی

    کدام آب را میخواهید به کویرتان انتقال دهید ؟ آبشارهای لالی خشک شدند آیا مردم لر زاد و ولد ندارند ؟ آیا به آب شرب نیاز دارند ؟ سهمی در توسعه صنعتی و کشاورزی در سال های آتی ندارند ؟ آیا دشت های تشنه و ممنوعه استان های چارمحال بختیاری مستحق تر از استان های اصفهان ، یزد و کرمان نیست ؟ مدرن ترین صنعت در استان چارمحال بختیاری صنعت نان ماشینی است با صراحت تمام به شما میگویم در افق ۱۴۰۰ در سر چشمه های کارون و دز دیگر آبی برای احداث یک نانوایی هم نیست !!! سیستم مدیریتی باید توضیح دهد که قرار است آب شرب ، کشاورزی ، صنعت و خدمات مردم سر چشمه های کارون و دز از کجا تأمین شود که ما گشاده دستانه آب را به کویر اصفهان آن هم تحت عنوان انحرافی " آب مازاد " هدایت می کنیم ؟ گیریم کارون آب مازاد دارد اگر بنا بر انتقال آب باشد آیا رودخانه های زهره ، جراحی ، مارون در خوزستان برای انتقال آب محق تر نیستند ؟


  • مهدی پور

    اگر انتقال آب به کویر برای مصارف شرب است صراحتأ بگویید انتقال آب شرب در قالب کدام پروژه ها و به چه میزان تخصیص قرار است صورت بگیرد ؟ تأمین آب شرب کویر اصفهان قرار است از طریق کدام یک از پروژه های انتقال آب انجام شود ؟ پروژه بهشت آباد ، کوهرنگ ۳ ، سبزکوه ، ونک رفسنجان یا خرسان ؟


  • رمضانی

    پیامد های منفی انتقال آب از استان های لر نشین به کویر:خشکسالی _ کم آبی _ خشک شدن رودخانه ها و تالاب ها _ گسترش بیابان ها _ تخریب محیط زیست زاگرس _ تهدید سلامت مردم بخاطر پیدایش ریزگردها در غرب و جنوب غرب کشور _ از بین رفتن جنگل ها و نابودی مراتع _ مهاجرت کشاورزان آسیب دیده به حاشیه شهرها و افزایش شغل های کاذب و جرایم و … نمایندگان شهرهای لر نشین ، مسوولان ارشد استانی ، نهادهای زیست محیطی ، فعالان اجتماعی ، نخبگان و اصحاب رسانه باید درباره تبعات پروژه های انتقال آب به کویر با رهبر انقلاب مکاتبه کنند و از تخریب بیش از پیش محیط زیست جلوگیری به عمل آورند.


  • سلکایی

    سازمان آب منطقه ای اصفهان منطقه حفاظت شده قیصری استان چارمحال بختیاری را غصب کرده است زیرا مخزن سد کوهرنگ ۳، در منطقه حفاظت شده قیصری قرار دارد و طبق قانون مالکیت مناطق حفاظت شده قابل واگذاری نیست !!! چرا مسؤلین استان بختیاری به تاراج و نابودی این منطقه حفاظت شده واکنش نشان نمی دهند ؟ چرا استاندار چارمحال بختیاری بر خلاف عقیده و خواست مردم استان بر اجرای پروژه کوهرنگ ۳ و انتقال آب به کویر بی انتهای اصفهان تأکید مداوم دارد ؟ چرا بفکر حل معضل بیکاری استان بختیاری نیست که از نظر شمار بیکاران رتبه اول را دارد ؟ مردم استان از خطوط قرمز خود یعنی مخالفت با پروژه های اهریمنی انتقال آب کارون به کویر مرکزی نخواهند گذشت چون کویر به زور گلستان نمیشود .


  • سلکایی

    سازمان آب منطقه ای اصفهان منطقه حفاظت شده قیصری استان چارمحال بختیاری را غصب کرده است زیرا مخزن سد کوهرنگ ۳، در منطقه حفاظت شده قیصری قرار دارد و طبق قانون مالکیت مناطق حفاظت شده قابل واگذاری نیست !!! چرا مسؤلین استان بختیاری به تاراج و نابودی این منطقه حفاظت شده واکنش نشان نمی دهند ؟ چرا استاندار چارمحال بختیاری بر خلاف عقیده و خواست مردم استان بر اجرای پروژه کوهرنگ ۳ و انتقال آب به کویر بی انتهای اصفهان تأکید مداوم دارد ؟ چرا بفکر حل معضل بیکاری استان بختیاری نیست که از نظر شمار بیکاران رتبه اول را دارد ؟ مردم استان از خطوط قرمز خود یعنی مخالفت با پروژه های اهریمنی انتقال آب کارون به کویر مرکزی نخواهند گذشت چون کویر به زور گلستان نمیشود .


  • سعیدی

    لرستان از نظر بودجه و تأمین اعتبار در مقایسه با دیگر استانها از کمترین تخصیص برخوردار بوده است و امسال هم با کاهش بودجه پروژه های عمرانی مواجه شده است در حالی که دو هزار پروژه نیمه تمام در لرستان است که برای تکمیل شان به حداقل هفت هزار میلیارد تومان نیاز است. با توجه به ظلمی که از جهات مختلف از جمله توزیع اعتبارات از گذشته تا کنون به استان لرستان شده است سالانه بیش از پنجاه هزار نفر جویای کار از لرستان به دیگر استانها میروند !!! در لرستان ۷۴ مدرسه خشتی _ گلی وجود دارد و ۱۱۷ مدرسه کانکسی در لرستان فعالیت دارند و ۶۸۰ مدرسه نیاز جدی به مقاوم سازی دارند که حتی در تأمین هزینه های گرمایشی با مشکل مواجه شده اند. چهارده میلیارد متر مکعب روان آب در لرستان وجود دارد که به راحتی بدون هیچ سد و مانعی از لرستان خارج میشوند و تنها از یک میلیارد متر مکعب آن استفاده میشود که توانسته فقط ۲۰ درصد از هشتصد و پنجاه هزار هکتار زمین کشاورزی لرستان را بصورت ناقص آبیاری کند و هشتاد درصد اراضی لرستان از نوع دیم است که سودی را نصیب کشاورزان مظلوم لرستان نمیکند. فرسایش خاک به شدت در لرستان در حال افزایش است و به دلیل انتقالات متعدد آب از لرستان به قم و اراک و اصفهان محیط زیست در حال نابودی است. لرستان سالهاست که از نظر میزان بیکارها رتبه نخست را دارد و مسولان باید به فکر معاش و منزلت اجتماعی مردمان لر باشند که به شدت دچار آسیب شده است.


  • احمد بهروزی

    مردم استان های چارمحال بختیاری ، خوزستان و لرستان در صورت کوچکترین تحرکات مافیای انتقال آب به کویر اصفهان هیچ مماشاتی نخواهند کرد و پاسخ مدنی خود را در صورت هرگونه تصمیم عملی دولت اعلام خواهند کرد. الان تالاب های شهرستان ایذه از فرط بی آبی خشک شده اند و به کانون جدید ریزگردهای داخلی بدل شده اند. مدیریت غلط و تسکینی و انتقالات متعدد آب به کویر مرکزی عامل این خسارات محیط زیستی است. سدهای کارون ۳ و سد شهید عباسپور فقط ۳۰ کیلومتر با شهر ایذه فاصله دارند اما کشاورزان در مضیقه هستند و آب جیره بندی میشود و قطعی مکرر برق دارند آیا این عدالت است ؟ برای اینکه ما را درک کنید خودتان را بجای ما بگذارید


  • احسان میر کاظمی

    محمد قسیم عثمانی نماینده کرد زبان در مجلس از کردهای عفرین ترکیه حمایت میکند آنوقت نمایندگان لر تبار در مجلس در مورد وقایع دی ماه ، فقر و بیکاری جوانان تحصیلکرده و انتقالات متعدد آب از لرستانات به کویر سکوت کرده اند و جلوی پروژه های بودجه خوار انتقال آب کارون و دز و زاینده رود به کویر اصفهان را نمیتوانند بگیرند. ذات کویر بی آبی است و بیابان های اصفهان ویزد و کرمان به زور گلستان نمیشوند و نباید اینقدر شهرهای کویری را گسترش داد


  • چنگایی

    نباید حق آبه استان چارمحال بختیاری نادیده گرفته شود. شش طرح بزرگ انتقال آب به کویر و سد سازی های غیر کارشناسی شده موجب کاهش شدید بارندگی ، استمرار خشکسالی ، نابودی هزاران هکتار از جنگل ها و مراتع و زمین های کشاورزی ، کاهش شدید نزولات جوی ، تخریب و نابودی محیط زیست ، شکل گیری ریزگردها ، از بین رفتن اقتصاد کشاورزی و معیشت روستاییان ، گسترش مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها و شیوع آسیب های اجتماعی تمامأ گوشه ای از مصیبت های انتقال آب به کویر بی طول و عرض است.


  • کامران ویسی

    سدها و تونل های انتقال آب به کویر اصفهان باید متوقف شوند و ابتدا باید نیازهای آبی استان های چارمحال بختیاری ، لرستان و خوزستان در حوزه محیط زیست ، شرب ، صنعت و کشاورزی حل شود که تنها راه کنترل پدیده ریزگردها و جلوگیری از نابودی محیط زیست زاگرس میباشد. درست است که همه مردم ایران در طول جنگ درگیر بودند ولی واقعأ استان های لر نشین صدمات بسیاری دیدند و بعد از جنگ هم هیچوقت آنطوری که باید و شاید به این مردم مظلوم رسیدگی نشد از آب بگیرید تا هوا و شغل و صنعت آنها با مشکلات عدیده ای دست به گریبان بودند برای ما واقعأ جای سوال است که این مردم بالاخره کی قرار است روی آرامش ببینند ؟ تکلیف نسل های بعدی چه میشود ؟ چرا فقط مصالح مردم کویری را در نظر میگیرید ؟


  • رضا گودرزی

    نشریه نیویورک تایمز به نقل از توماس فریدمن نوشت:اعتراضات دی ماه ۹۶ بیشتر در مناطقی که به شدت تحت تأثیر خشکسالی ، وقایع اقلیمی گسترده و استفاده بی رویه از آب قرار گرفته اند گسترش داشتند. تنش های محیط زیستی با نارضایتی مردم نسبت به سوء مدیریت ترکیب شده و موجب اعتراض گردید. امیدوارم از این پس تمامی تصمیمات مبتنی بر دانش باشد و حفظ محیط زیست در اولویت تمامی طرح ها قرار گیرد.


  • مسعود زکوی

    لس آنجلس تایمز در ۱۶ ژانویه از ایران گزارش داد که در کوه های زاگرس ایران استان چارمحال بختیاری به خاطر چشمه های آب بسیارش ، رودخانه های جاری و تالاب هایی که هزاران گونه پرنده مهاجر را جذب میکنند شناخته میشود اما سالهاست در بارش باران کاهش یافته و منابع آبی خشک شده اند. ساکنان این استان معتقدند وضعیت هنگامی بدتر شد که مقامات کشور ایران شروع به ارسال و انتقال آب به ۶۰ مایل دورتر از این استان به شهر کویری اصفهان نمودند و این امر باعث برانگیختن معترضین از سال ۲۰۱۴ به بعد شد.


  • Bajelan

    بیچارگی و هلاک سهمم باشد _ این قصه دردناک سهمم باشد / نفت و گاز و منابعم را بردید _ حق است غبار و خاک سهمم باشد ؟؟؟


  • احسان پولادوند

    شهر اصفهان به اندازه شهر فنیکس ایالت آریزونای آمریکا است هم از لحاظ جمعیت و هم از لحاظ وسعت ولی بارندگی فنیکس ۴۰۰ میلیمتر است و بارندگی شهر کویری اصفهان ۲۰۰ میلی متر است اما فضای سبز شهر بیابانی و خشک اصفهان ۳۳۰۰۰ هکتار !!! است و در فنیکس آمریکا فضای سبز فقط ۳۹۰ هکتار است ! وقتی که بارندگی شما ۱۴۰ میلی متر است باید به اندازه ۱۴۰ میلی متر فضای سبز داشته باشید نه بیشتر . فضای سبز اصفهان بیشتر از فضای سبز شهر ساحلی و پر باران رشت و ساری با ۱۴۰۰ میلی متر بارندگی است.


  • طرح انتقال آب از بن به بروجن متوقف شد

    در روزنامه کیهان ، شماره ۲۱۷۲۷ ، چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ ، صفحه ۷ آمده که حمید رضا فولادگر نماینده اصفهان خواستار توقف طرح انتقال آب از بن به بروجن استان چارمحال بختیاری شده است !!! طرحی که دارای مصوبه است و در خاک استان چارمحال بختیاری است و آبش هم در خاک بختیاری است اما نمایندگان اصفهان خواستار توقف طرح هستند و میگویند این آب باید به اصفهان برود و در خود استان چارمحال بختیاری مصرف نشود !!! چرا باید همه نیازهای آبی اصفهان از استان چارمحال بختیاری تأمین شود ؟ وقتی که خود مردم شهرستان بروجن چارمحال بختیاری مشکل آب خوردن دارند و معیشت و اقتصاد کشاورزی شان در معرض خشکسالی است چرا باید منابع آب استانشان سهم شهر کویری اصفهان گردد ؟ براساس توزیع عادلانه آب مردم بالا دست حق قانونی شان است که از آب سرزمین پدری شان بهره مند گردند و چرا زیاده خواهان اصفهانی این حق را منحصر به خود کرده اند ؟ کشاورزان مظلوم چارمحال بختیاری باید از آب استانشان سهم داشته باشند و اگر اصفهانی ها بخواهند از وضع موجود زاینده رود برداشت کنند همین مقدار آب کمی که به کشاورزان چارمحال بختیاری تعلق دارد نیز با مشکل مواجه میشود و حتی ممکن است برای آب شرب هم به مشکل جدی بربخورند !!! مگر استان چارمحال بختیاری قحط الرجال است که مدیریت تمام سدها و تونل های کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و گلاب در دست اصفهانی ها است و آنان خود را ذینفع بدانند ؟ همچنین باید ملاحظات زیست محیطی مورد توجه قرار گیرد و خطرات انتقالات متعدد آب به استان کویری اصفهان را جدی بگیرند زیرا اقتصاد مردم چارمحال را بشدت تضعیف کرده اند و روستاییان با مشکلات جدی روبرو هستند.


  • امرایی

    لرستان بین دو حوزه آبریز دز و کرخه واقع شده است که سهم استان ما از دز ۴۰ درصد و در حوزه کرخه ۶۰ درصد میباشد ولی برخی مسؤلان و نمایندگان حوزه پایین دست ( خوزستان ) اجازه تأسیس سد استاندارد به لرستان نمی دهند و لرستان بیشتر حوضچه دارد تا سد استاندارد !!! هم اکنون از هشتصد و پنجاه هزار هکتار زمین کشاورزی لرستان بیش از ۹۰ درصدشان از نوع دیم هستند و شهرستان کوهدشت ۲۰۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد اما تمامأ دیم هستند و وزارت نیرو اجازه احداث سد معشوره را نمیدهد. با این اوصاف استان لرستان رتبه نخست فقر و بیکاری را دارد.


  • تخصیص آب به سدهای لرستان:علی عبدالله زاده

    لرستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و منحصر به فردش دارای ظرفیت های زیادی است و اکنون شاهد وجود منابع آب سطحی ارزشمند در این دیار هستیم. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که وجود این میزان قابل توجه منابع آب سطحی در لرستان باید شرایط را برای توسعه بیش از پیش حوزه های مختلف مهیا کرده و بتوان از این منابع به خوبی استفاده کرد !!! با این وجود متأسفانه به دلیل کم کاری های صورت گرفته در دهه های گذشته تا کنون در لرستان تنها بخش بسیار جزیی از آبهای سطحی در لرستان نگهداری میشود و سالانه شاهد خروج چندین میلیارد متر مکعب روان آب از این دیار محروم از صنعت هستیم !!! نتیجه این موضوع را باید پایین بودن سطح اراضی آبی در شهرستان های لرستان دانست استانی که سرشار از منابع آب سطحی است اما تنها کمتر از ۲۰ درصد از اراضی کشاورزان آن آبی هستند این در حالی است که میانگین کشوری نزدیک به ۴۵ درصد است !!! به هر حال در سالهای گذشته مطالعات زیادی برای احداث چندین سد در شهرهای مختلف لرستان انجام شد و حتی تعداد زیادی از این طرح ها به مرحله کلنگ زنی و تجهیز کارگاه ساخت رسید اما همچنان در همان ایستگاه اول متوقف شده اند و مترصد بودجه و اعتبار میباشند. نمونه بارز این موضوع را باید آغاز نشدن عملیات اجرایی سد زیبا محمد خرم آباد یا سد کاکاشرف یا سد مخملکوه دانست. به هر حال گفته های مسؤلان استانی و نمایندگان مجلس حاکی از آن است که وزارت نیرو بازنگری کلی را بر روی پروژه های سد سازی کشور انجام داده و به همین دلیل تخصیص آب برخی از سدها حذف شده و یا تنها به دو حوزه شرب و صنعت اختصاص می یابد و در اینجا باز منافع استان های خشک همجوار را در نظر گرفتند و ۸۵۰ هکتار از زمینهای لرستان دیم هستند. نمایندگان لرستان نیز بر احقاق حق مردم این دیار رنج کشیده با یکدیگر اجماع نظر داشته و معتقدند به هیچ عنوان قابل قبول نیست که تخصیص آب سدهایی که در گذشته عملیات اجرایی آنها شروع شده داده نشود. اکنون احداث سدهایی همچون:زیبا محمد ، کاکا شرف و مخملکوه به یک مطالبه عمومی و به حق مردم تبدیل شده و نباید مسؤلان استان لرستان برای احقاق حق آنها از انجام هیچگونه اقدامی کوتاهی کنند. همچنان که نمایندگان مجلس اعتقاد دارند برای مردم مظلوم لرستان نیز قابل قبول نیست که وزارت نیرو که فقط طرف استانهای اصفهان و یزد و کرمان و قم را میگیرد ، اقدام به توقف و کاهش حق آبه طرح های در دست اجرای این استان کند. لرستان در زمینه استفاده از منابع آبی اش همچنان در محرومیت مطلق به سر میبرد و بیش از ۸۵۰ روستای لرستان مشکل آب آشامیدن دارند و کشاورزان لرستانی در فصول گرما با تانکر آب میخرند و زمینهای کشاورزی لرستان از نوع دیم هستند و باید دولت به این خواسته به حق مردم جامع عمل بپوشاند. حال باید دید که بلا تکلیفی در احداث سدهای استان ادامه دارد و یا دولت در این راستا وارد عمل خواهد شد ؟؟؟ ذکر این نکته خالی از لطف نیست که برای اجرایی شدن پروژه های سدسازی لرستان باید میان تمامی مسؤلان و مدیران ارشد استان لرستان توافق نظری وجود داشته باشد چرا که تعیین تکلیف پروژه های آبی لرستان اقدامی فرا استانی بوده و نیازمند مساعدت وزارت نیرو و هیعت دولت است. مردم رنج کشیده لرستان انتظار دارند که مسولان تمام تلاش خود را برای احداث و بهره برداری از پروژه های سد سازی را به کار گیرند چرا که مهمترین مطالبه مردم این دیار محروم ولی پر ظرفیت در حوزه کشاورزی از دولت تعیین تکلیف پروژه های سد سازی است.


  • شایان حافظی

    حجم مخازن سدهای استان لرستان بیش از ۷۰ درصد کاهش داشته اند و در بسیاری از مناطق استان با افت شدید منابع آبی روبرو هستیم. متأسفانه در غرب استان و مناطقی مانند:پلدختر ، رومشگان ، چگنی و کوهدشت کیفیت آب نیز در حال کاهش است. همچنین بارندگی ها نیز در لرستان بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است که علاوه بر تأثیر منفی بر آبدهی چشمه ها ، قنوات ، چاه ها ، رودخانه ها و تالاب ها ، سبب کاهش شدید ذخایر آب پشت سدهای لرستان نیز شده است و هفتاد درصد از حجم مخازن سدهای لرستان خالی است. بیش از هشتاد درصد از اراضی کشاورزی لرستان به صورت دیم و سنتی کشت میشود و کاهش بارندگی ها ، کشاورزی لرستان را بسیار آسیب پذیر کرده است. لرستان ۱۳۰ رودخانه داعمی و فصلی با طول حدود ۹ هزار کیلومتر در استان جاری است که اگر جلوی این رودخانه ها سد احداث نشود در آینه اقتصاد کشاورزی و اوضاع معیشتی مردم لرستان را با خطر جدی مواجه میکند لذا مجمع نمایندگان لرستان به دنبال احداث سدهای:معشوره ، آبسرده ، تاج امیر ، مخملکوه ، زیبا محمد و کاکاشرف باشند.


  • کمبود آب شرب در شهرستان بروجرد

    شهرستان بروجرد لرستان با چهارصد هزار نفر جمعیت حدود ۷۰ درصد آب آشامیدنی اش از طریق چاه تأمین میشود و اکثر زمین های کشاورزی بروجرد دیم است. کاهش بارندگی مشکل کمبود آب را دو چندان کرده است و نیاز جدی به احداث سد در این شهرستان احساس میشود. احداث سد برای کنترل جریان های سطحی ، ذخیره آب برای توسعه آبیاری اراضی ، تولید انرژی برق آبی و تنظیم آب کشاورزی لازم و ضروری است.


  • لرستان قطب تولید گندم و آرد

    لرستان بیش از ۸۵۰ هزار هکتار زمین حاصلخیز کشاورزی دارد که سالانه هشتصد هزار تن گندم و هفتصد هزار تن آرد تولید میکنند اما بیش از ۸۰ درصد اراضی کشاورزی لرستان از نوع دیم است و آب سد و رودخانه های لرستان به جای اینکه در خدمت توسعه کشاورزی و استقلال اقتصادی مملکت باشد را به قم ، اراک ، اصفهان و کاشان منتقل میکنند تا خرج فضای سبز و چمن کاری در کویر شود و بصورت لوله کشی برای تن شویی ، وان پرکنی ، استخر شنا ، جکوزی و … از بین میرود. وقتی کویر نشینان آب کشاورزان روستاها را به شهر میبرند و در لوله ها می اندازند طبیعتأ خود روستایی هم به دنبال آن به شهر میرود مگر نه اینکه او اصلا بخاطر همان آب در روستا دلخوش کرده و منزل گزیده بود؟ ذات اصفهان کویری بودن و بیابانی بودن است چرا به زور میخواهند استان های لر نشین را کویر کنند تا کویر اصفهان را گلستان کنند؟ چرا فقط به فکر مصالح و مقتضیات اصفهان هستند؟ پس تکلیف مردمان لر چه میشود که هیچ حقی در این مملکت استثنایی ندارند !!!


  • لرستان تشنه !!!

    لرستان به عنوان چهارمین استان پر آب کشور ، میانگین زمین های دیمش از استان های کویری بیشتره !!! به همین دلیله که قمی ها و اصفهانی ها و خوزستانی ها دعا میکنند بارندگی استان لرستان زیاد باشه !!!


  • من صدای درد مشترکم !!!

    نمایندگان اصفهان با هماهنگی نمایندگان یزد در مجلس از یوسف فرهادی بابادی فعال محیط زیستی لر بختیاری که مخالف طرح های غیر قانونی و ضد محیط زیستی انتقال آب از بلاد لر نشین ( لرستان و چارمحال بختیاری ) به اصفهان ، یزد و کرمان است ، شکایت کرده اند !!! جا دارد و ضروری است که نمایندگان لر تبار مجلس به حمایت از فعالان زیست محیطی استان های لر نشین بر خیزند و به انتقالات متعدد آب از استان های لر نشین به کویر مرکزی ، به وزیر نیرو اعتراض کنند. نمایندگان لر تبار مجلس به فکر موکلین شان باشند


  • دزدان کویر نشین

    مردم حسود و تنگ نظر اصفهان با یزدی ها بر سر غارت آب مناطق لر نشین درگیر شدند و لوله های انتقال آب کوهرنگ به یزد را شکستند !!! ملاحظه بفرمایید این ممسک های ناخن خشک حاضر نیستند آب به یزد برود بعد با کمال پر رویی و زیاده خواهی خواهان انتقال چندین باره آب کوهرنگ بختیاری به کویر اصفهان هستند !!! همان طوری که شما آب انتقالی به یزد را قطع میکنید ما مردم لر هم ، این رفتار را با شما خواهیم داشت ! کشاورزان شهرها و روستاهای بلاد لر نشین هم در نهایت فقر و نبود آب دارند زندگی میکنند و ما نمیخواهیم منابع آب مان صرف مردم بخیل و یهودی صفت اصفهان شود !!!


  • هوار ای لرستان

    نفت ، گاز و آب را چپاول کردند اکنون ادعای خاکت را دارند ! مردم زیاده طلب و حریص اصفهان روی پلاکارد نوشتند:مناطق جدا شده از اصفهان را برگردانید !!! کدام مناطق ؟ چهل درصد جمعیت استان اصفهان لر بختیاری هستند و مناطق لر نشین باید به چارمحال بختیاری برگردد ! فاشیست ها سعی در چپاول بیشتر مردمان لر دارند و بعضی از ما لرها محو شعارهای پوشالی چون ایران بزرگ ، هم میهن ، آریایی ، برادری و برابری شده اند ! سیصد گل سرخ و یک گل نصرانی ، ما را زه سر بریده میترسانی ؟ … گر ما زه سر بریده میترسیدیم ، در مسلخ عاشقان نمی چرخیدیم !


  • بنی یهود

    اصفهان نگو ، بگو بنی یهود ! اصفهان کویری که آب ندارد ، اما برنج لنجان دارد ! صادرات ماهی قزل آلا دارد ! پارک آبی ، بزرگترین آکواریوم خاورمیانه و دریاچه مصنوعی دارد ! فضای سبز ۱۷۰۰ هکتاری مجتمع فولاد مبارکه دارد ! بوستان برنج ناژوان دارد و این روزها یخ هم صادر میکند ! که همگی از صدقه سری انتقال آب از بلاد لر نشین خصوصأ چارمحال بختیاری و الیگودرز لرستان است و مردم ساده و سلیم لر در کنار لوله های انتقال آب ، تشنه منتظر آبرسانی تانکرها میباشند !!! اصفهان شهری بود که لرهای بختیاری از دست هجوم هفت ساله محمود افغان نجاتش دادند اما ارزش افاغنه بیشتر است !


  • لرها و یک قرن استثمار

    آب لرستان را دزدیدند و دارند باهاش پز میدهند. بخش هایی از خاک آبخیز الیگودرز لرستان از جمله محل احداث سد بختیاری ( بلندترین سد بتنی جهان ) را چراغ خاموش به خاک اصفهان الحاق شد و اصفهان با خوزستان هم مرز شد ! لرستان دارد کویر میشود تا اصفهان هر روز سر سبز تر ، صنعتی تر و بزرگتر شود. متأسفانه در مناطق لر نشین تنش آبی شدیدی در انتظار است که علت اصلی آن همین زیاده خواهی های دزدان کویر نشین آب است. در اصفهان کویری پارک آبی ، دریاچه مصنوعی ، دلفیناریوم و تونل آکواریوم میسازند ولی در روستاهای مناطق لر نشین با تانکر به مردم آب میرسانند !!! سد یاسوج هم به علت انتقال آبش به شیراز خشک شد ! ما مردم لر از فقر و فرق بیزاریم


  • سیاست کویری …

    آقای اردکانیان وزیر یزدی نیرو اعلام کردند که به کشاورزان معترض اصفهانی پول میدهیم ! در چند روز آینده پانصد میلیارد تومان قرار است به استانداری اصفهان بدهند که بین کشاورزان معترض تقسیم کنند و اینکار ادامه خواهد داشت !!! پس چرا آب الیگودرز لرستان را میبرید به اراک و قم و کاشان ولی به مردم و کشاورزان لرستانی پولی نمی دهید ؟ چرا، پول آبی که از کوهرنگ بختیاری میبرید به یزد و اصفهان را به مردم چارمحال بختیاری نمی دهید ؟ چرا به مردم محروم ایذه که در چند کیلومتری سد کارون هستند حق آبه نمی دهید ؟ مگر همه ما ایرانی نیستیم ؟ پس چرا سهم برابر از بودجه و امکانات نمی بریم ؟ پس چرا بی عدالتی به لرها میشود ؟ آیا این همان سیاست مرگ بر لر نیست ؟ اصفهان کویری آبش کجا بود ؟؟؟ این آبها را که از لرستان و چارمحال بختیاری و سایر بلاد لر نشین دزدیده میشوند ؟ جالب است آب مناطق لر نشین را میدهند به یزد ، بعد وزیر یزدی نیرو ، پول آب را میدهد به اصفهانی ها !!! این وسط هم سر لرها فقط بی کلاه می ماند …


  • ستم پنهان بر علیه قوم لر

    مدیر عامل شرکت آب منطقه ای لرستان عنوان کرده که ۵۶ درصد از حجم سدهای لرستان خالی است ! خب خدا رو شکر اون ۴۴ درصد باقی مانده را میشه تزریق کرد به قم رود ! اگه هم تزریق نشد بدن به اهواز ! درسته که ما لرها مجبوریم دیم بکاریم اما خدا رو شکر خوزستان از حق آبه ما غرقابی کشت کنه ! بارانی پیشکش !


  • ویسی

    مدیر عامل شرکت آب منطقه ای لرستان:حجم مخزن سدهای الیگودرز لرستان از جمله کزنار و خان آباد تقریبأ خالی است ! خب تقاضا بدید به استان های پرآب مثل:اصفهان ، قم و اراک ! تا مقداری از قم رود رو بریزن پشت سدهاتون یه، موقع از تشنگی تلف نشید ! خدایا باران رحمتت را بر لرستان ببار ، لرستان عیالوار است و آب چندین استان دیگر را باید تأمین کند ! زکات آبشارهایش را هم به استان های مستحق پرداخت کرده است !


  • حق آبه لرستان !

    دقت کردید هفت دشت لرستان دچار بحران کم آبی شدند و رودهای لرستان کم آب و حتی خشک شدن و آب پشت سدهای لرستان وارد مرحله بحران شده و کشاورزی لرستان به ناچار باید دیم کار بشن و کشت محصولات آب دوست ممنوع شده اما به لطف همین آب لرستان ، میانگین کشت محصولات آب دوست از چغندر گرفته تا برنج در خوزستان و اصفهان و قم افزایش چشمگیری داشته است ! مسؤلان لرستان دارند آب نذری را به خوزستان و قم و اصفهان میدهند !


  • بحران آب و تنش قومی

    امروزه خاص و عام میدانند که بحران آب مهمترین تهدید امنیتی ایران است ! موضوع جنگ آب بارها مورد اشاره قرار گرفته و در حالی که عملأ دولت های ترکیه ، اسراییل و حتی افغانستان در حال مصون سازی خود هستند ما هنوز اندر خم یک کوچه هستیم. راه حل حوزه آب هم این است که دم و دهان مافیای انتقال آب را از دم و دستگاه دولتی دور کنند و اجازه ندهند برخی افراد نا آگاه و بدون اشراف از نقشه کلان مسعله آب ، وضعیت را بحرانی کنند. مسؤلان هم تلاش کردند تا نشان دهند موضوع آب پیامد خشکسالی است و با تبلیغات هدفمند این دروغ را جا انداختند. از آن طرف نمایندگان بخشی نگر به هدر رفت آب در بالا دست آبی در چارمحال بختیاری و خوزستان اشاره میکنند و از این طریق در صدد هستند برای مطامع شخصی خود و توجیه پروژه های انتقال آب کارون ، کشور را دچار بحران آب و تنش قومی کنند. همین تناقضات باعث میشود که خارجی ها برای ایران چشم نازک کنند و به مردم دندان نشان دهند. بحران آب ریشه های انسانی دارد و محصول مداخلات و خطاهای استراتژیک و غلط در حکمرانی و بهره برداری از آب است.


  • نابودی اکوسیستم زاگرس

    متأسفانه در استان های لر نشین خرج کردن از جیب نسل های آینده به یک سنت رایج تبدیل شده است ! نبود عقلانیت در تصمیم گیری های سیاسی مهمترین دلیل بروز مشکلات در جامعه ماست. تصمیم های شفاهی ، هیجان زده که توأم با سوت و کف بوده و نقش اساسی در بروز این فجایع زیست محیطی و اقتصادی داشته است و عایدی جز از بین بردن سرمایه های ملی در بر نداشته است. مسؤلان چارمحال بختیاری به دنبال احداث جاده پنبه کال هستند که برای دسترسی مافیای آب برای غارت منابع آبی و معدن کاری درون چارمحال بختیاری است و هدفی جز تسهیل غارت منابع آبی و معدنی زاگرس ندارد ! چرا مسولان جاده فارسان _ کوهرنگ _ صمصامی _ بازفت که به قتلگاه مردم تبدیل شده را چهار خطه و استاندارد نمی کنند ؟ چرا جاده شلمزار _ ناغان _ ایذه که محور همیشه پر خطر و سانحه ای است را درست نمی کنند ؟ چرا مسیر اردل _ شهرکرد را سر و سامان نمی بخشند ؟ آیا مسؤلان از خشک کردن عمدی چشمه های مردم کوهرنگ و هدایت آنها به تونل ننگین سوم کوهرنگ طی چند ماه گذشته اطلاع دارند ؟ اگر اطلاع دارند چه کاری کردند ؟ با انتقالات آب از چارمحال بختیاری به اصفهان میرود تا موجبات ایجاد اختلافاتی ژرف و جبران نا پذیر را فراهم آورند.


  • شاپوری

    بارگذاری ۲۰ هزار هکتار زمین کشاورزی که در اصفهان انجام میشد در طی چند سال گذشته به ۴۰۰ هزار هکتار رسیده است ! به راستی غاصبان واقعی زاینده رود کشاورزان اصفهانی نیستند که بدون هیچ حق آبه ای از طومار کذایی شیخ بهایی و بر اساس رانت ، نفوذ و رفتارهای فرا قانونی مسؤلان اصفهان ، اقدام به افزایش سطح زیر کشت در اصفهان کویری کرده اند ؟ به علت خشکسالی سهم آب استان چهار محال بختیاری از ۲۳۷ میلیون متر مکعب زاینده رود به ۳۰ میلیون متر مکعب کاهش یافته است ! در حالی که در کالیفرنیا به علت خشکسالی از آبیاری چمن های شهری ممانعت شده اما در یزد و اصفهان و قم که به منابع آب دیگر استان ها محتاج اند همچنان چمن ها را آبیاری میکنند و فضای سبز شهری را گسترش میدهند ! و دریاچه مصنوعی هشت هکتاری و آکواریوم میسازند ! این بخشی نگری ها و مدیریت جزیره ای و نا برابری های منطقه ای مردم قوم لر را رنجیده خاطر و نا امید کرده است و بروز هر نوع اتفاقی به گردن زیاده خواهان کویر نشین است


  • آرشین چاغروند

    آبی احمد نخست وزیر کشور اتیوپی روز یکشنبه ۲۴ جولای ۲۰۱۸ در آدیس آبابا مورد ترور گروهک تروریستی مصری قرار گرفت! امارا جریاناتی به دنبال ایجاد نا امنی در اتیوپی هستند ؟ این کشور به چه موقعیتی دست پیدا کرده که به گفته آبی احمد عده ای، را نگران کرده است ؟ آیا این مساعل ارتباطی با ساخت سد النهضه و نگرانی های مصر از تکمیل این پروژه حیاتی دارد ؟ اقتصاد اتیوپی در نتیجه جذب گسترده سرمایه های، بین المللی و عربی رشد قابل توجهی داشته و جای مصر را در آفریقا گرفته است و اتیوپی به آرامی در مسیر تغییر از کشوری عقب مانده به قدرتی منطقه ای در حوزه آفریقا حرکت میکند. اسراییل ، عربستان و امارات طی سالهای اخیر بارها به اتیوپی برای تکمیل پروژه سد النهضه کمک مالی کرده اند سدی که در صورت آغاز کاربری مصر را با بحران بی سابقه آب روبه رو خواهد کرد ! به گفته روزنامه مصری الیوم تنها تا سال ۲۰۱۵ اسراییل علاوه بر ارسال کارشناسان نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار در حوزه کشاورزی مدرن و مکانیزه اتیوپی سرمایه گذاری کرده است ! به همین خاطر کشور عربی مصر فعالیت های تروریستی و برون مرزی خود را به منظور ایجاد بحران داخلی برای اتیوپی را از مدت ها پیش شروع کرده و گروه های تروریستی را در اتیوپی حمایت و تقویت میکند که ترور نافرجام نخست وزیر اتیوپی ( آبی احمد ) به همین خاطر بود. تنش آبی در خاورمیانه که میزان تبخیر آب در آن چهار برابر میانگین جهانی است از مدتها قبل شروع شده لکن مردم لر باید قدر منابع آب خود را بدانند و به دنبال ساخت سد و کنترل روان آبها باشند و اجازه ندهند آب را به کویر انتقال دهند.


  • کم آبی همزاد کویر است

    چالش بر سر تأمین آب از بحران های به ارث، رسیده در مناطق کویر مرکزی ایران است چون ایران جزو کشورهایی است که دچار پدیده بد مصرفی در حوزه انرژی به ویژه در بخش آب است. کلانشهرهایی مثل تهران ، اصفهان ، یزد ، قم و اراک در حوزه منابع آب و زیست محیطی به دلایل مختلف به یک جامعه بد مصرف تبدیل شده اند که به استفاده صحیح از منابع آبی باور ندارند و شهرهایی که در گذشته آبشان از قنات و کاریز و آب انبار تأمین میشده و در اقلیم گرم هستند سعی میکنند ساختمانها را به مکانهایی شبیه اروپای شمالی تبدیل کنند !!! فضای سبز و چمنکاری در شهر خشک اصفهان به مراتب بیشتر از لس آنجلس آمریکاست ! تهران با جمعیت چند میلیونی در سال بالای یک میلیارد متر مکعب آب مصرف میکند آنهم شهری که شبکه آب آن ۲ شبکه ای نیست و امکان ۲ شبکه ای کردنش هم به سادگی نیست پس باید با همین میزان آب و امکانات موجود پاسخگوی مصرف باشیم و امکان دیگری هم نداریم ! واقعیت اینست که ما هر چقدر برای تهران آب فراهم کنیم باز آب طلب میکند چون جاذبه جمعیتی دارد بنابراین پذیرفتنی نیست در هوای گرم با آب شرب ، کف حیاط یا ماشین بشورند.اگر این شیوه مصرف ادامه یابد مخازن سدهای لار ، لتیان ، کرج ، طالقان و ماملو خالی میشود.در کلانشهرها و مناطق خشک مثل اصفهان و یزد و قم باید سازگاری با کم آبی نهادینه شود و زندگی خود را متناسب با این وضع تنظیم کنند و از لوازم کاهنده مصرف آب مثل کولر گازی بجای آبی استفاده ببرند.


  • دیپلماسی آب

    ایران از ناحیه جنوب شرقی با پاکستان و افغانستان آب زیر زمینی مشترک دارد و با افغانستان در دو حوضه آبریز عمده هیرمند و هریرود مساعل مشترک داریم و با جمهوری آذربایجان ، ارمنستان و ترکیه رودخانه های مرزی مشترک داریم و در ارتباط با عراق نیز ما بالادست هستیم. اما گزینه هایی مثل انتقال آب از خلیج فارس یا دریای خزر برای، برخی استانها مثل اصفهان و سمنان نشان میدهد گویا همچنان سیاست مدیریت عرضه و تأمین آب به جای مدیریت مصرف در اولویت قرار دارد آیا این تناقض در سیاست گذاری دولت محسوب نمیشود ؟ چرا دانش و تجربه وزارت نیرو معطوف به مدیریت عرضه و تأمین است ؟ چرا با کم آبی کنار نمی آیند ؟ ایران کشوری است که از امتیاز همسایگی با آبهای آزاد برخوردار است و بایداز منابع در دسترس برای شیرین کردن آب شور به ویژه در مناطق ساحلی کشور استفاده کنیم الان در دنیا تکنولوژی های گوناگونی برای تأمین آبهای جدید و غیر متعارف مثل شیرین کردن آب شور ، مطالعه آبهای ژرف ، بارور کردن ابرها و تکیه بر طرح های مربوط به کاهش هدر رفت آب در شبکه ها را در اختیار داریم. مشکل اصلی ما چالش بد مصرفی کلانشهرهاست وقتیکه با خشکسالی های بلند مدت مواجه شدیم در یک قرارداد نانوشته بجای اینکه ذهن ما برودبه سمت اینکه اگر این خشکسالی مستمر شد چه باید کرد و ما آب موجود را چگونه مصرف میکنیم ، میرویم به سراغ طرح های تأمین آب جدید !!! نمیتوانیم بگوییم هر جا جمعیت است آب هم آنجا برود ! صنایع باید در مناطق پرآب باشند و نزدیک به ساحل نه اینکه صنایع را به خشک کویری ببرند! باید خطاب به شهرهای کویری بگوییم:مصرف بی رویه شما از حق و سهم من و فرزندان من میزند ! برنجکاری در لنجان اصفهان هیچ توجیه اقتصادی ندارد و هشت هزار لیتر آب برای تولید یک کیلو برنج صرف میشود ! ۲۸۶ لیتر آب برای تولید یک کیلو گرم هندوانه صرف میشود و ۴۶ بطری یک و نیم لیتری برای تولید یک سیب صرف میشود.


  • نگذاریم کوه ها بیابانی شوند

    شاید واژه بیابان در نظر ما فقط گستره های دشتی بی آب و علف باشد اما یک کوهستان تخریب شده که پوشش گیاهی خود را از دست داده نیز میتواند در نداشتن آثار حیاتی چشمگیر ، به بیابان پهلو بزند. چنین کوهستانی میتواند برای زیست پایدار کشور از بیابان های مسطح خطر آفرین تر باشد ؛ چرا که کوهستان بیابانی نه یک پدیده طبیعی که عارضه ای شوم و انسان ساخت است به علاوه خطر فرسایش خاک در کوهستان به دلیل شیبدار بودن زمین ، ده ها بار بیشتر از دشت است ! برای مقابله با بیابان زایی ، بذرها و بوته ها و نهال هایی کاشته میشود اما هر سال وسعت بیابان های ما بیشتر میشود و حتی پهنه های آبی و جنگل های کشور نیز بیابانی میشوند ! امروزه هیچ ایرانی برای دیدن بیابان نیاز به انجام سفرهای طولانی ندارد نه تنها ساکنان شهرهای کرمان ، یزد و زاهدان میتوانند غول، بیابان را در کنار شهر خود ببینند بلکه اهوازی ها هم که تا چند سال پیش در محاصره آب و تالاب می زیستند یا ساکنان ارومیه که بزرگترین دریاچه داخلی ایران را نزدیک خود داشتند یا حتی مردم بهشهر که جنگل هیرکانی را داشتند نیز میتوانند بیابان و کویر را بیخ گوش خود به نظاره بنشینند. در بسیاری از بخشهای زاگرس چرای بیش از ظرفیت و طولانی مدت دام یا شخم زدن پای درختان در پهنه های جنگلی و اجرای طرح های انتقال آب و نفت و گاز یا سد سازی و راهسازی و معدن کاری بی اعتنا به محیط زیست و … سبب شکلگیری بیابان های کوهستانی وسیع یا موضعی شده است در تهران کوهستان توچال که منبع بزرگ آب شهر ، بزرگترین تفرجگاه و ورزشگاه این ابر شهر و یک اندوختگاه ژنتیک کم مانند است به علت اجرای طرح های توسعه تله کابین ، جاده ها و تأسیسات وابسته به آن همچنین به علت گردشگری بی ملاحظه و چرای دام و سبزی چینی انبوه و در دامنه ها به علت نابود شدن تنوع طبیعی گیاهان در طرح های درختکاری و پاکسازی و … در خطر بیابانی شدن است. همچنین است رودخانه های تهران که بیشترین بخشهای حریم و بستر آنها یا به زیر ساخت و ساز رفته یا بر اثر شکل گیری شن چاله های بسیار و نابود شدن پوشش گیاهی به لکه های بیابانی بدل شده اند. راهکار اصلی در جلوگیری از بیابانی شدن کوه های زاگرس که تولید کننده و نگهدارنده اصلی آب در کشور ما هستند نه اجرای طرح های پر هزینه بذرکاری و نهال کاری و آبخیزداری سازه ای بلکه حفظ کلیت طبیعی و جلوگیری از تخریب و فرسایش آنهاست.


  • سهم بالای تهرانی ها در بحران آب

    در روزهایی که کم آبی و افت شدید بارشها همه ایران را نگران کرده است و دو استان کویری یزد و اصفهان بر سر آب چارمحال بختیاری دچار تنش شدند خبر مهم و تکان دهنده اینکه سرانه آب شرب مصرفی هر شهروند تهرانی ۲۲۰ لیتر برآورد میشود که نسبت به میانگین جهانی دو برابر و نسبت به الگوی مصرف در سایر شهرهای ایران ۷۰ لیتر بیشتر است ! این آمار نشان میدهد تهرانی ها ۴۷ درصد بیشتر از سایر ایرانیها آب شرب مصرف میکنند !


  • تغییر اقلیم ، جنگل زدایی و بحران آب !

    گرم شدن کشور ایران ، کمبود آب و تخریب جنگل های بلوط زاگرس از مهمترین چالش های ایران فردا هستند. سالانه ۲ هزار هکتار از جنگل های لرستان به دلیل آتش سوزی از بین میروند. حجم روان آبهای لرستان ۱۲ میلیارد متر مکعب است و با توجه به تغییرات اقلیمی ، انتقالات آب به شهرهای کویری و نبود سدهای استاندارد در لرستان در چند سال آینده لرستان با کم آبی روبرو خواهد شد ! الان شهرستان کوهدشت ، رومشگان ، چگنی ، خرم آباد و پلدختر با چالش آب مواجه هستند ! دولت کمترین سهم مقابله با زوال جنگلهای بلوط را به لرستان پرداخت کرده است. امیدواریم مجمع نمایندگان لرستان در مجلس اجازه ندهند فاز دوم پروژه قمرود عملیاتی شود زیرا ما صنعتی نداریم و ۲ میلیون جمعیت لرستان باید معاش خود را از همین کشاورزی نیم بند تأمین کنند. مسؤلان و مدیران بلاد لرنشین بدنبال گرفتن حق آبه و ساخت سد در شهرهای لر نشین باشند زیرا چند سال دیگر با توجه به گرم شدن دمای ایران و تبخیر بالا اکثر شهرهای ایران با چالش آب مواجه هستند !


  • حال آب وخیم است !

    ۸۵ درصد مصارف شرب روستاها به آب زیر زمینی وابسته است و تنش آبی مناطق پر جمعیت ایران را تهدید جدی میکند. بحران و کمبود آب _ کاهش منابع آب تجدید شونده و ذخایر زیر زمینی _ تخلیه و متروکه شدن روستاها _ گسترش بیابان ها و فرو نشست زمین _ پایین رفتن سطح آبهای زیر زمینی _ افزایش دما و تبخیر آب _ نا پایداری مصارف آب به دلیل مصرف زیاد _ خشک شدن دریاچه ها ، تالابها و رودخانه ها و تشدید ریزگردها از اهم چالشهای حوزه آب است و باید جمعیت ایران کنترل شود چون آب برای افزایش جمعیت نداریم ! روند رو به تزاید نا آرامی ها و تنازعات اجتماعی بر سر آب در مناطق کویری ایران و بروز خسارات اجتماعی _ اقتصادی از دیگر چالش های این حوزه است. نمایندگان مناطق لر نشین باید در مجلس طرحی را تصویب کنند که دولت به هیچ وجه در استان های خشک کویری کارخانه و صنعتی را احداث نکند چون آبی برای انتقال به کویر وجود ندارد.


  • حق آبه لرستان

    حدود ۶۰ درصد از مساحت لرستان شامل حوزه آبریز کرخه است و نیز حدود ۴۰ درصد از مساحت لرستان در حوزه کارون بزرگ است و به طور کلی حدود ۵۰ درصد از دبی پایه رود کرخه در لرستان است ! از نظر بارش ها هم که کل بارشها به صورت روان آب و تبخیر و تعرض از لرستان به سمت خوزستان خارج میشوند و برای مصارف کشاورزی ، صنعت و شرب در ماه های گرم سال لرستان با مشکل مواجه است. لرستان به لحاظ اقلیم و شرایط قرار گیری در زاگرس میانی ، تولید کننده آب کشور است اما به دلیل نبود سدهای بزرگ ، نود درصد زمینهای کشاورزی اش از نوع دیم است ! در بخش سرمایه گذاری در حوزه آب نیز لرستان در مقایسه با سایر استانها ریسکش پایین است اما متأسفانه هیچ گونه سرمایه گذاری در این حوزه انجام نشده است ! علی رغم وجود این پتانسیل ها آنچنان که میبایست به استانهای لر نشین در حوزه آب و سد توجه نمیشود و فقط آب بلاد لر نشین را به کویر انتقال میدهند و در بحث سرمایه گذاری در حوزه آب دچار مشکل هستیم و تخصیصات قانونی که قرار بود بدهند ، تحقق پیدا نکرد لذا درخواست ما مردم لرستان از کمیسیون آب و کشاورزی مجلس این است که در رابطه با بحث تحقق حق آبه های لرستان گره گشایی و اقدامات مؤثری صورت پذیرد.


  • کم آبی در لرستان جدی است

    در چند سال اخیر به دلیل پروژه های انتقال آب به قم و اصفهان و یزد ، گرمای هوا در مناطق لر نشین به شدت افزایش یافته و تبخیر و تعرق آب هم بالا رفته است. تجربه چنین گرمایی بی سابقه بوده به طوری که در شهرهای خرم آباد ، رومشگان ، کوهدشت ، چگنی و پلدختر با کمبود و تنش آب مواجه شده ایم ! براساس آمار سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت روستایی لرستان حدود ۵۰ هزار نفر کاهش یافته است که با اجرای پروژه انتقال آب قم رود نیز بسیاری از روستاهای شهرستان الیگودرز به دلیل کمبود آب شرب و کشاورزی خالی از سکنه شده اند و کمترین میزان بارندگی هم با ۱۰ میلی متر در الیگودرز اتفاق افتاده است که مطابق آمار حدود ۷۰ درصد چشمه های لرستان خشک شده اند !


  • سیطره غیر بومی ها بر کشاورزی لرستان

    حضور کشاورزان غیر بومی و کشت محصولات آب دوست از سوی آنها در مزارع استانهای لر نشین ، آسیبهای زیادی به همراه داشته است. فعالیت افراد غیر بومی از دو جهت به کشاورزی لرستان آسیب وارد میکند:اول اینکه سود حاصل از کشت محصولات در مزارع لرستان به جیب غیر بومی ها میرود و در این بین تنها چیزی که عاید کشاورزان لرستانی میشود هزینه اندک اجاره بها و یا هزینه کارگری در مزارع اجاره داده شده خودشان است !!! با توجه به کم آبی های چند سال اخیر و از آنجایی که سطح آبهای زیر زمینی در دشتهای لرستان به شدت پایین رفته است ، کشت محصولات آبدوستی مانند:هندوانه _ خربزه _ سیب زمینی _ چغندر و … از سوی کشاورزان غیر بومی فقط و فقط موجب نابودی منابع آب بلاد لر نشین شده و به نوعی هیچ دستاوردی برای این استان در پی نداشته است ! هر چند بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده اند که مشکلات موجود صرفأ به خاطر عدم تخصیص آب به لرستان بوده و در صورت تخصیص حق آبه به لرستان و احداث سدهایی که بتواند نیاز آبی حوزه کشاورزی لرستان را برطرف کند میتوان با برنامه ریزی مناسب کشاورزی لرستان را توسعه بخشید و دغدغه های این چنینی مانند کشت محصولات آبدوست را برطرف کرد اما با توجه به شرایط موجود انتظار میرود مسؤلان برنامه ریزی کنند تا ضمن جلوگیری از کشت منابع آبدوست در اراضی تشنه لرستان ، شرایطی فراهم شود که سود حاصل از کشت محصولات کشاورزی در اراضی لرستان به جیب بومیها برود. متأسفانه برخی از مردم لر برای اینکه کار راحتی انجام داده و اندک درآمدی داشته باشند زمینهای خود را به افراد غیربومی واگذار کرده و بدون درنظر گرفتن جوانب کار اجازه کشت محصولات آبدوست در آن را میدهند و غیربومی ها هم در کوتاه مدت به منابع آب ضرر میرسانند.


  • باز هم قصه پر غصه آب

    هر چه پیشتر میرویم شرایط بدتر میشود ، یک روز فرو نشست زمین ، روزی دیگر کم آبی سفره های زیر زمینی ، یک روز خشک شدن تالاب ها و رودخانه ها و … داستان پر غصه آب همچنان ادامه دارد و چنان چه اصلاح الگوی کشت صورت نگیرد راه به جایی نمی بریم. در مناطق لر نشین وجود کشاورزان غیر بومی ( اصفهان ، همدان و قم ) از جمله مشکلات ماست و هم اکنون ۱۳۰۰ حلقه چاه صنعتی در لرستان به کشاورزان غیر بومی برای کشت محصولات آبدوست اجاره داده شده است. بیش از ۵۸ درصد حجم مخازن سدهای لرستان خالی است و به علت افزایش دما ، بیش از ۵۰ درصد بارشها به صورت تبخیر از دسترس خارج و بخش قابل توجهی از روان آبها نیز توسط ریشه گیاهان جذب میشود لذا بارشهای بهاری نمیتواند کمبود آب مخازن سدهای لرستان را جبران کند. ما در ایران در جانمایی سدها و در مدیریت بهینه منابع آب بسیار بد عمل کردیم و منابع و سرمایه ها را نابود کردیم هم اکنون ۸۵۰ هزار هکتار زمین حاصلخیز لرستان آب ندارند درحالی که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز لرستان به اراک و اصفهان و قم میبرند تا صرف چمنکاری در کویر و ساخت دریاچه مصنوعی و وان پرکنی و شستن ماشین شود !


  • بازنگری در احداث صنایع در حاشیه کویر

    با شیوع بحران آب در اقلیم خشک ایران ، باید به سمت تولید ثانویه و صنایع کنستانتره برویم و سردخانه های مجهز داشته باشیم ؛ چنانچه این سرمایه گذاری ها اتفاق بیفتد صنعت کشاورزی میتواند نیمی از آبی که امروز در اختیار دارد همین مقدار تولید و بلکه بیشترم داشته باشد. در بخش صنعت برای اینکه فولاد در کویر اصفهان تولید کنیم هر ساعت مجبوریم یک هزار متر مکعب آب شیرین مصرف کنیم تا دما را از ۴۵۰ درجه حرارت به ۵۰ درجه کاهش دهیم !!! در صورتی که در دنیا برای این فرآیند فقط ۱۰ متر مکعب آب مصرف میشود نه هزار متر مکعب !!! این یعنی ایران با صنایع فشلی مواجه است که به شدت از تکنولوژی روز دنیا عقب است و این مشکل از کم آبی نیست !!! از آن گذشته در اروپا صنایع فولاد و ذوب آهن را در کنار سواحل و رودخانه های پر آب، احداث میکنند اما در ایران ذوب آهن و فولاد را که آب بر هستند را ۸۰۰ کیلومتر دورتر از سواحل در اقلیم خشک اصفهان احداث کردند !!! در بخش نیروگاه های حرارتی ، دنیا به سمت استحصال انرژی نو ( خورشیدی و بادی ) میرود و هیچ کشوری به اندازه ایران چنین پتانسیلی ندارد چرا باید ازطریق برق آبی ، انرژی حرارتی که به شدت پرت آب بالایی دارد بخواهیم برق تولید کنیم و بگوییم با بحران آب روبرو هستیم. چرا به سمت تولید برق از طریق انرژی خورشیدی نمی رویم ؟ اگر این کار را کنیم بیش از آبی که امسال داریم مازاد خواهیم داشت ولی اگر اینگونه رفتار نکنیم هر چقدر هم آب داشته باشیم با کمبود روبرو هستیم. اگر کمبود آب داریم چرا در شهرداری های شهرهایی مثل اصفهان و یزد و کرمان و قم همچنان چمنکاری میکنند ؟ چرا اینگونه بی محابا چمنها را آبیاری میکنند ؟ چرا هیچ دستور العملی برای تغییر الگوی کشت داده نمیشود ؟ چرا باید در خوزستان صنعت پر مصرفی مثل نیشکر داشته باشیم ؟ چرا صنایع فولاد و ذوب آهن در کویر احداث میشوند ؟ اگر با کمبود آب مواجه ایم چرا هیچ تلاشی برای تغییر و بهینه سازی مصرف آب صورت نمیگیرد ؟ در ایران به طور متوسط ۱۰ هزار متر مکعب آب در هر هکتار برای کشاورزی استفاده میشود و این بالاترین رقم در دنیاست و آن وقت نیشکری کشت می کنیم که برای تولید آن در هر هکتار ۳۵ هزار متر مکعب آب مصرف میشود. وضعیت بارندگی در بلاد لر نشین خوب نیست و با کاهش مواجه ایم و در دراز مدت تأثیر منفی روی منابع آب رودخانه ها ، چشمه ها و سدها میگذارد.


  • چالش آب در ایران

    از زمان هخامنشیان و ساسانیان تا حدود ۳۵ سال پیش ، برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم. در این ۳۵ سال فقط ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آبهای شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود ۷۵ % آبهای شیرین زیر زمینی بود را مصرف کردیم که حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آن را در ۸ سال گذشته بوده است یعنی منابع آب ایران را تاراج کردند ! جمعیت را بدون برنامه افزایش دادیم و فقط به فکر آمار و کمیت بودیم نه کیفیت ! غافل از اینکه این جمعیت، هشتاد میلیونی باید در یک کشور پر آب و آباد زندگی کنند ! بدون توجه به نیازهای جمعیت ، منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم خصوصأ با شروع تحریم ها به سمت خودکفایی در بخشهای گوناگون رفتیم و مثلأ میلیاردها متر مکعب آب را خرج تولید گندم کردیم در صورتی که میشد با هزینه و مبلغ کمتری آن را وارد کنیم ! امروز هیچ تالاب درون سرزمینی در اقلیم ایران آب ندارد ! از بختگان تا هور العظیم ، گاوخونی و ارومیه ! آبهای زیر زمینی ما بخاطر برداشت زیاد و انتقالات بین حوضه ای در حال شور شدن است !!! ادامه این روند یعنی تخلیه ایران از جنوب البرز تا دریاهای آزاد و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی کشور ! زیاده خواهی کارخانه داران شهرهای کویری مثل اصفهان و یزد و قم امانت دار خوبی برای این تمدن ۷ هزار ساله نبوده اند. در استاندارد جهانی هر کشور که ۲۰ % از آبهای تجدید پذیرش را هر سال استفاده کند هیچ خطری از نظر منابع آب متوجه اش نیست ! اگر از ۲۰% تا ۴۰% استفاده شود به شرط مدیریت میتوانند در دراز مدت منابع آب را تأمین کنند. اما اگر بالای ۴۰ % استفاده کنند وارد بحران و تنش آب میشوند. دو کشور در دنیا بالای ۴۰ % استفاده میکنند اولی مصر است با ۴۶ % و ایران با ۸۵ % !!! این یعنی به زودی همه جای ایران مثل گاوخونی بخاطر برداشت بیش از حد و انتقالات متعدد آب خشک خواهد شد ! حتی امروز هم دیر شد. اگر سیاست هایمان را عوض نکنیم ایران را همراه نسل خودمان خواهیم کشت. کاری که ما با آبهای زیر زمینی میکنیم یعنی دزدی از نسل بعد ! یعنی نسل کشی سیستماتیک ! نه تنها آب شیرین را تمام می کنیم بلکه همه کشور را بیابان و غیر قابل سکونت میکنیم. گاوخونی که قبل از انقلاب بدون انتقال آب از کارون زنده بود امروز خشک شده است ! هر چه آب هست در اصفهان کویری خرج کارخانه های فولاد و ذوب آهن و ۸ هزار واحد صنعتی _ تولیدی میکنند که باید در سواحل و کنار دریا ساخته میشد نه قلب کویر !!! هر چه صنعت آب بر هست در دل اصفهان ایجاد کرده اند !!! نمیشود تمام صنایع آب بر ایران را فقط در اصفهان متمرکز کرد !!! فضای سبز ، چمن کاری و درختکاری اصفهان از رشت و ساری و گرگان هم بیشتر است ! نمیشود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت کاشت ! دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها به کویر اصفهان را نداریم !!! همین الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چارمحال بختیاری حداقل باید ۲۵ % صرفه جویی انجام شود. نمیشود هر چه آب هست برای اصفهان انتقال دهند ! ۴۵۰ میلیون متر مکعب آب استان بختیاری را جدیدأ اصفهان دزدیده و باید برگرداند هیچ راه دیگری وجود ندارد. بی آبی برای کل کشور خطر دارد. پتانسیل برداشت بیش از حد از آبهای زیر زمینی را نداریم. سال گذشته برای ۴۴ میلیون نفر غذا وارد کردیم ، فقط برای ۳۳ میلیون نفر در داخل ایران غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم و اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران و ورشکستگی آبی سریعتر اتفاق خواهد افتاد.


  • بی آبی:مشکل هر روز و شب دیار چشمه ها

    وضعیت کم آبی در بلاد لر نشین هر روز وخیم تر میشود مردم این روزها مشق هر شب و روزشان بی آبی است و مسؤلان از خالی شدن آب پشت سدها و سفره های آب زیر زمینی خبر میدهند. میزان بارندگی ها نسبت به سال گذشته ۳۰ درصد کاهش داشته و ۵۴ درصد مخازن سدهای لرستان خالی است. الیگودرز با ۵۳ میلی متر کمترین بارندگی را داشته که انتقال آب به قم عامل این تأثیرات منفی است! مهمترین علت کمبود آب در غرب کشور ، آبیاری باغات و مزارع از آب شرب است در واقع ایران آب را برای مصارف کشاورزی بصورت مجانی در اختیار مصرف کننده قرار میدهد! سوء مدیریت و انتقالات آب به کویر مرکزی هم باعث تشدید کم آبی است! سدهای کزنار و خان آباد الیگودرز خالی از آب هستند و حجم آب سفره های زیر زمینی لرستان حدود ۴۰۰ میلیون متر مکعب کاهش یافته است! ایستگاه های پمپاژ آب چم مهر _ واشیان _ جایدر _ اسماعیل آباد _ فیض آباد _ گرخوشاب _ محمودآباد _ نهله از ۱۲ سال پیش تا اکنون به علت محدودیت اعتباری و نبود بودجه پیشرفتی نداشتند و به بهره برداری نرسیدند! در دوره های گذشته سرمایه گذاری در استانهای لر نشین صورت نگرفته و به شدت دچار عقب ماندگی هستند و بخش خصوصی قوی وجود نداشته که بتواند آنجا سرمایه گذاری کند و حوزه کشاورزی و دامپروری هم به دلیل نبود صنایع تبدیلی ، تکمیلی و فرآوری محصولاتشان به صورت خام و فله ای به فروش میرسند! جایگاه تأمین اجتماعی لرستان هم در کشور آخر است! در حوزه بیمه ای نیز دارای تراز منفی هستیم!


  • لرستان تشنه است ، مقصر کیست ؟ سمیرا عزیزی

    کمبود منابع آبی و رقابت فزاینده بخشهای مختلف برای آن ، میزان آب موجود برای آبیاری محصولات کشاورزی را کاهش میدهد. از طرفی محدودیت منابع و خاک به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقلیم خشک ایران از یکسو و ضرورت تحقق پذیری آرمان خودکفایی در امور زیربنایی از سوی دیگر ، موجبات بهره برداری بهینه از منابع آب و خاک موجود در سطح کشور را امری اجتناب ناپذیر میسازد ، بنابراین مدیریت کارآمد آب برای تولید گیاهان زراعی در مناطق کم آب مستلزم به کارگیری روشهای مؤثر است. طی سالهای اخیر استفاده استفاده بیش از حد و غیرمعقول از مواد شیمیایی در کشاورزی ، استفاده بی رویه از آب و به کارگیری روشهای نامناسب آبیاری وضعیت نگران کننده و ناپایداری را در فعالیتهای کشاورزی کشور به وجود آورده است. در این میان کشت گیاهان با نیاز آبی بیشتر مانند برنج از معضل های بزرگ کشاورزی محسوب میشود که در تمام کشور به غیر از استانهای شمالی ممنوع شده است اما علی رغم این محدودیتها هنوز کشت شده و توجهی به در خطر بودن منابع آبی نمیشود. اصلاح الگوی کشت باید در دستور کار قرار گیرد و با وجود اینکه موضوع جدیدی نیست اما بحران منابع آب و خاک سبب شده تا این مهم بیشتر مورد توجه قرار گیرد. با توجه به تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی ها ، بازنگری در الگوی کشت ضروری به نظر میرسد تا از هدر رفت منابع تولید از جمله منابع آبی جلوگیری شود. گرچه در ماهیت ضرورت اصلاح الگوی کشت اختلاف نظری وجود ندارد اما نوع نگاه به مسأله ، گاه نگرانی هایی را مخصوصأ در استانهای لرنشین که کاشت محصولات خاصی در طول سالهای متمادی در آن نهادینه شده است در پی دارد. برای اجرای الگوی کشت ابتدا باید نیاز آبی گیاهان مشخص شود و براساس سیاستهای بالادستی ۵۰ درصد محصولات به کشت محصولات استراتژیک نظیر گندم و کلزا اختصاص داده شود. باتوجه به اینکه ۹۰ درصد وابستگی به روغن داریم باید به سمت کشت این دو محصول استراتژیک برویم چرا که کشت آنها در مدیریت منابع آب مؤثر است. نبود قانون در بحث تجمیع اراضی کشاورزی یکی از مشکلات بلاد لر نشین است چون نیاز است بدانیم مساحت قطعات اراضی به چه صورت است که راندمان ماشین آلات و آب و مدیریت مزرعه را داشته باشیم. در کل دنیا حدود و قطعات اراضی شناسنامه دار هستند اما در ایران اینگونه نیست و زمینها قطعه بندی و ریز شده هستند!!! کشت سیب زمینی ، برنج ، ذرت ، چغندر و هندوانه باید در مناطق کم آب ممنوع شود. در ایران هیچ قانون و ابزاری برای جلوگیری از کشت محصولات آبدوست وجود ندارد! وضعیت منابع آب در ایران و استانهای لر نشین بحرانی بوده و کیفیت آن در حال از بین رفتن است! هم اکنون خیلی از آبها در حال شور شدن هستند و منابع نیز تحلیل می یابند چرا که مصرف و تجدید آنها برابر نیست. در استانهای لر نشین اقدامات لازم برای ذخیره سازی بارندگی ها وجود ندارد و نتوانسته ایم از سازه و سدهای خود در این راستا بهره ببریم! مسؤلان لرستان نتوانسته اند تخصیص بگیرند و سدهای کوچکی که ساخته شدند نیز شبکه پایین دست آنها انجام نشده است! بیشترین مشکل، در خصوص توسعه محصولات آبدوست از ناحیه غیربومی ها و همکاری تعدادی دلال بومی و افراد سودجو در لرستان ایجاد شده که لازم است با همکاری مردم این افراد شناسایی شوند. در نورآباد لرستان مزارع گندم شخم زده شده و توسط غیربومیها ( همدانیها ) اجاره و تبدیل به کشت سیب زمینی شد!


  • انتقال آب کوهرنگ به اصفهان منجر به تنش اجتماعی میشود!

    بخشی نگری در برنامه ریزی ها و سیاسی کاری ها در حوزه آب به عنوان مهمترین عامل کم آبی در استان چارمحال بختیاری بدل شده است. اجرای طرح انتقال دوباره آب کوهرنگ به اصفهان باعث مشکلات متعددی از جمله:بروز نارضایتی اجتماعی ، افت سطح آب سفره های زیر زمینی ، رشد سریع و نا متوازن جمعیت در حوزه های مقصد مثل اصفهان و یزد ، کاهش کیفیت آب شرب شهرهای پایین دست و افول صنعت گردشگری و توریسم میشود! انتقال آب بین حوضه ای کمر مردم چارمحال بختیاری را شکسته است و زمینه فقر و بیکاری و مهاجرت مردم را فراهم کرده است! لذا نباید با انتقال آب ، حوضه مبدأ با کمبود جدی آب مواجه شود ! با انتقالات متعدد آب از چارمحال بختیاری به اصفهان و یزد ، معیشت کشاورزان و محیط زیست منطقه در معرض نابودی است! و باعث بروز و ظهور اختلالات اساسی اجتماعی و فرهنگی و حتی تنش ها و درگیری های عدیده اجتماعی شده است! سد کرخه با ظرفیت ۸ میلیارد متر مکعب ساخته شد و هیچ زمانی بیشتر از دو میلیارد متر مکعب ذخیره آب نداشته است ! این یعنی عدم کار علمی و نبود مدیریت جامع ! بقیه سدها هم همینطور. در واقع حجم سدها به مراتب بیشتر از ظرفیت رودخانه ها شد! همچنین سد گتوند خوزستان یکی از ننگین ترین سدهایی است که ساخته شده و حجم عظیمی از آب شیرین در محدوده ای بدون مطالعات علمی اولیه در آن ذخیره شد که تمام آن محدوده ، شوری بسیار بالایی داشت و نتیجه آن شد که شورترین دریاچه خاورمیانه را احداث کرده ایمکه هیچگونه استفاده ای ندارد و تمام زمینهای پایین دست را نابود کرده است و به یک چالش محیط زیستی بدل گشته است!


  • برنجکاری در اصفهان

    در کویر اصفهان لوله های انتقال آب را می بینید که جهت کشاورزی در بیابانهای اطراف( اصفهان ) درست شدند! آیا این کشاورزان هم در طومار شیخ بهایی سهمی دارند؟ مردم دهدز به فاصله ۵ کیلومتری دریاچه سد کارون ۳ آب آشامیدنی خود را از طریق تانکرهای سیار تأمین میکنند! چو ناکس به ده کدخدایی کند … کشاورز باید گدایی کند! در روستای سعید آباد اصفهان هزاران هکتار برنج کشت میشود درحالیکه روستاهای خوزستان و بختیاری و لرستان آب ندارند! انتقال آب به کویر اصفهان باعث خشکی کارون / ممنوعیت کشت محصولات آب دوست در خوزستان ، لرستان و بختیاری / احداث صدها صنعت پر مصرف آب در کویر اصفهان شده است! خوزستان و بختیاری و لرستان باید آب کم مصرف کنند و در خشکسالی تحمیلی به سر ببرند و اقتصاد کشاورزی شان نابود شود تا در روستاهای اصفهان ۳۶ هزار هکتار با خیال راحت برنجکاری کنند!!! مهاجرت ، حاشیه نشینی و شهروند درجه پنجم سیاست این "مدیریت کویر محور " است! در اصفهان طرح توسعه صنعت فولاد سبا افتتاح شد در شهری که بی، آبی به خانه های مردم رسیده حالا برای تولید هر تن فولاد ۲۳۰ هزار لیتر آب مصرف میشود !!! افتتاح این طرح های بزرگ صنعتی در کویر یکی از نشانه های مافیای کویری حاکم بر ایران است. غارتگران آب از بی آبی در اصفهان دم نزنید!


  • طرح سازگاری با کم آبی در لرستان!!!

    استاندار لر تبار لرستان ( سید موسی خادمی ) خواستار اجرای طرح سازگاری با کم آبی در لرستان شد!!! لرستانی که چهارمین استان پر آب ایران است و سالانه ۱۱ میلیارد آب تولید میکند !!! لرستانی که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرزش به قم و اراک و اصفهان میبرند !!! حالا چرا این روزها همایش مقابله با خشکسالی بجای قم و یزد و اصفهان در لرستان پر آب برگزار میشود؟ چرا در لرستان با ۲۳ رودخانه داعمی ، جلوی کشت محصولات آبدوست مثل:برنج وصیفی جات را میگیرند؟ چرا در لرستان چاه های آب را پلمب و پر میکنند؟ ولی یزد کویری رتبه نخست تولید ماهی خاویار را دارد !!! ولی اصفهان ۴۵ هزار هکتار زمین شالیزاری و برنجکاری دارد !!! قم با آب انتقالی لرستان در کویر دریاچه هشت هکتاری جوان را برای تفریح ساخته است !!! چرا مسؤلان استانهای خشک کویری سرانه زمینهای آبی شان ۹۰ % است اما در لرستان فقط ۲۲ % زمین آبی دارند و مابقی دیم است؟ چرا مسؤلان قم و اصفهان، طرح سازگاری با کم آبی برگزار نمیکنند؟ لرستان و بختیاری و خوزستان و کهگیلویه باید صرفه جویی کنند تا آب دست نخورده به شهرهای حاشیه کویر منتقل شود! بخشی از خاک لرستان و بختیاری را به اصفهان الحاق کردند تا با خوزستان هم مرز شود اتفاقأ در همان خاک الحاقی قرار است بزرگترین سد بتنی ایران و خاورمیانه بنام سد بختیاری احداث شود که قرار است ۵ میلیارد متر مکعب آب ذخیره کند و تمامی آبش را هم بدون دردسر به استان عزیز شده اصفهان انتقال میدهند! این وسط منبع معیشت و منبع آب پایدار لرها چه میشود؟ با جلوگیری از احداث سد در بلاد لر نشین / جلوگیری از احداث صنایع / جلوگیری از کاشت محصولات و باغات کشاورزی / پلمپ چاههای آب / انتقال آب رودخانه ها و چشمه ها به کویر و … تکلیف سرزمین سوخته لرستان چه میشود؟ ما لرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبریم؟ چرا هیچ شهر لر نشینی به راه آهن سراسری وصل نیست؟ چرا هیچ شهر لر نشینی دانشگاه صنعتی ندارد؟ چرا هیچ شهر لر تباری نیست که صنعتی باشد؟ چرا هیچ شهر لر نشینی پالایشگاه و پتروشیمی ندارد؟ چرا اکثر شهرهای لر نشین، تبعیدگاه مجرمین هستند؟ چرا شهرهای کویری یزد و اصفهان و قم و کاشان همگی مقصد گردشگری توریستهای خارجی و تمامأ صنعتی هستند؟ علت این تعارض چیست؟


  • اصفهان در طول تاریخ کم آب بوده است

    اصفهان همیشه در طول تاریخ شهری خشک و در حاشیه بیابان بوده است و زاینده رود هم رودخانه فصلی بوده مثلاً در《تاریخ کامل ایران》انتشارات نگاه ، صفحه ۸۶۷ مینویسد : در سال ۱۰۲۸ هجری شاه عباس صفوی ، امامقلی خان را مامور نمود که قسمتی از زردکوه بختیاری را که دو رود کارون و زاینده رود از دامنه آن سرچشمه میگیرند یعنی قسمت《کوهرنگ بختیاری》را که شاه طهماسب به حفر آن اقدام کرده بود از میان بردارد و قسمتی از آب کارون را برای آبادی اصفهان داخل زاینده رود نماید! امامقلی خان نیز به این امر مبادرت ورزید ولی به علّت صُعوبت کار به انجام نرسید! جالب توجه کسانیکه به دروغ میگویند زاینده رود همیشه پُرآب و دائمی بوده است!


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • طرح ظالمانه انتقال آب لُرستان به کویراصفهان

    تصویب طرح ظالمانه انتقال آب کارون به اصفهان دنباله پروژه نابودی همه جانبه ولایات لرستان است. پس از فروپاشی سلسله زندیه ومرگ آخرین شهریار لُر یعنی لطفعلیخان زند، قاجارها برای جلوگیری از شکلگیری مجدد قدرتی مثل خاندان زند پژوه سنگین نابودی همه جانبه لُرها را آغاز کردند درآغاز این پژوه با قتل عام های گسترده و تبعید ایلات و طوایف لُر به سرزمینهای دور افتاده شروع شد! در ادامه با ایجاد جو روانی و ضد لُری با معرفی ناجوانمردانه لُرها بعنوان مردمی درجه سوم دنباله گرفت پس از سرنگونی سلسله قاجار و برسر کار آمدن پهلوی چنان نسلکشی و کشتاری از لُرها کردند که درجهان بشری کسی با دشمن قسم خورده خویش نکرد! اما اقدامات پهلوی به نسل کشی ختم نشد و خوی حیوانانی رضاخان آرام نگرفت او با تجزیه لُرستان در ۱۱ استان مختلف همچنین تقسیمات شدید جغرافیا درون ایلی نیز در لُرها را به مرحله اجرا درآورد. کشف نفت در مسجدسلیمان و سایر ولایت لُر نه تنها هیچ برگ برنده ای برای مردم لُر نشد بلکه شوم ترین و سیاه ترین روزگار را به لر زخمی و از نفس افتاده پیشکش کرد خاندان پهلوی بجای آوردن صنایع به سرزمینهای پرآب بخاطر دشمنی دیرینه با لُرها صنایع را به کویرمرکزی انتقال دادند تا《اژدهای هفت سری》شود برای بلعیدن همه چیز بلادلُرنشین! عدم ایجاد زیرساخت و طرحهای توسعه ای از یکسو/ غارت منابع آبی/ نفتی/ گازی و معادن از سوی دیگر باعث شد لُرهای زیادی از سرزمین خود به شهرهای کویری مهاجرت کنند که این مهاجرتها سرآغاز شومی شد بر نابودی فرهنگ و زبان مهاجرین و اثرات جبران ناپذیری بر بازماندگان که اکثر کهنسالان و از کار افتادگان هستند! امروز ما لُرها قربانیان《صنایع گسترده اصفهان، یزد، قم وکویرمرکزی ایرانیم! سرانه فضای سبز در اصفهان یک ونیم متر بیشتر از سرانه فضای سبز در کل خاورمیانه است و ۳ برابر کالیفرنیای آمریکاست! آنهم در یک سرزمین کاملاً کویری وبیابانی که تاوان این زیاده طلبی و زیاده خواهی را مردم لُر باید با جانشان بدهند! ای نخبگان لر! ای سیاسیون خنثی! بخدا قسم مردن بر زیستنی این چنین خفت بار صدهزار مرتبه شرافت دارد! کارون شاهرگ لُر است نگذارید شاهرگتان را ببرند! نگذارید بلادلُرنشین کویر شود تا کویراصفهان گلستان شود!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • تبعیض آبی و نابرابری ناحیه‌ای

    زاینده رود متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! باید تمام ذینفعان زاینده رود حق برداشت داشته باشند! دیوان محاسبات گزارش مُستندی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد که چگونه انتقالات متعدد آب به کویر موجب تنش اجتماعی_سیاسی شده! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟ ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه، که دراصفهان مستقر هستند! چگونه پول برای تداوم پروژههای فاقدمجوز گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ مسئولین وزارت نیرو جواب بدهند چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟ از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در اصفهان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به هزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ مدیرکل دادگستری و دادستان چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟ اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • توسعه سازگار با طبیعت

    توسعه سازگار و همگام با طبیعت اصلی است که هیچگاه در ایران به آن توجه نمیشود! در سالهای اخیر شاهد تشدید این موضوع نیز بوده‌ایم که این معضل عمدتاً با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه و شانتاژ تبلیغاتی چگونه آخرین تیشه ها را به ریشه پیکره آبی ایران میزنند. لُرها بیشترین کسانی بودن که در این دور باطل زیان دیده و حق طبیعی حیات آنها نادیده گرفته شده است. تاسف از آنجا ناشی میشود که بسیاری از لُرها به این امر آگاه نیستند و حتی کسانیکه جرات میکنند و خود را بعنوان فعال لُر خطاب میکنند تنها جنبه های قومیتی و تعصبات قومگرایانه آنرا مینگرند و به بقیه زوایای این موضوع ناآگاه و جاهل هستند! ما جزئی از این جهان و طبیعت هستیم حال در این پاره هزار تیکه تقدیر بر آن شده لُر باشیم پس میبایست این تیکه را خوب آمایش و پیرایش و مشکلات آنرا رفع کنیم تا وظیفه خود را در قبال مادر طبیعت انجام داده باشیم. محیط زیست چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت. مطمئناً اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در بازه زمانی کوتاه مدت توانستیم طرحهای ضد میهنی و ضدمحیط زیستی انتقال آب، نابودی جنگلها و توزیع ناعادلانه ثروت و مشکلات فرهنگی را در بین اتنیکهای ساکن ایران رفع و رجوع کنیم در میان جامعه و مناطق لُرنشین نیز از توسعه پایدار و همه جانبه میبایست بهره ببریم《سازگاری با طبیعت》یکی از این مهمترین اصول این روند خواهد بود!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • خوزستان دومین مصرف‌کننده آب

    جلگه‌خوزستان جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما خاک خوزستان آهکی و رسی است و بجز مناطق شمال خوزستان بجز خاک رس چیزی وجود ندارد! تا قبل از کشف نفت در فاصله اروند تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربهای جنوب خوزستان میگفتند: لیس ورا العبادان قریه! یعنی در شمال آبادان روستایی وجود نداشت! تنها در رامهرمز، دزفول و شوشتر به‌دلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را به‌شدت جذب میکند اما پس نمی‌دهد اصلاً برای همین کوزه‌ها را از رس میسازند! همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمی‌کند و آب روی زمین باقی می‌ماند بخاطر این رودهای متعدد در خوزستان وجود دارد و هنگامیکه باران می‌آید فوراً در خوزستان سیل جاری می‌شود اما اگر بعد از همان باران، زمین را نیم متر بکنیم می‌بینیم کاملاً خشک است! همین مسأله باعث شده برای کشاورزی در خوزستان چندین برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز باشد! و به کود شیمیایی هم وابسته است چون خاک از نظر معدنی فقیر است! خوزستان فقط آب و هوای گرم ومرطوب دارد اما خاکش غنی نیست و رس زیاد اجازه زهکشی نمیدهد! رسوبات غرب خوزستان مملوء از رس و آهک است و ارزش کشاورزی ندارد! گیاه خاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که درگذشته جنگل و چمنزار بوده ایجاد میشود اما خوزستان اصلاً گیاخاک ندارد و آب جذب خاک رس میشود و در زمین نفوذ نمی‌کند! جنس آبرفت خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتر است اما بازهم کیفیت خرمای خرمشهر به کیفیت خرمای بم یا بصره نمیرسد! اگر پرتغال، سیب، خرما و پیاز خوزستان را با لرستان مقایسه کنید، مزه متفاوت آنان را حس میکنید چون طعم محصولات وابسته به جنس خاک است! اگر دست از آبیاری غرقابی در خوزستان بردارند آن‌وقت مشکل گل‌آلود بودن آب آشامیدنی حل خواهد شد! بهترین خاک ایران، در کمربند ارومیه از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشور که در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین‌شناسی است که شامل مواد معدنی، ماسه فراوان و رس کافی است! اگر در خوزستان دوبار محصول می‌گیرند بخاطر خاصیت گرمسیر بودن است! نوع تمدنهای قدیمی بسته به نوع خاک، متفاوت بود مثلاً در بابل و مصر که خاک غنی داشتند کشاورزی حرف اول را میزد اما در ایلام باستان بجز در شمال خوزستان شهری نبود و تمدن ایلام محدود بود به نظامیگری! ولی سومر هفده شهر داشت که دلیل این مسأله نبود امکان کشاورزی بود! شوشتر از آب سد هیچی بهش نرسیده خودش کانال داریون زده! از شوشتر تا اهواز زمینها حاصلخیزند اما همشون دست عربهاست بعد از اون دیگه زمینها حاصلخیز نیستند! سمت دزفولم زمینها حاصلخیزند و بیشتر دست دزفولی هاست! زمینهای بین شوشتر و گتوند و عقیلی دست لرهای بختیاری است که بیشتر دیم هستند! زمینهای خوزستان بیشتر دیم بودند الان سد و کانال زیاد زدند آبی شدند ولی زمینهای شمال دزفول و اندمشک کانال براشون نکشیدن و فریبشان دادند! خاک حاصلخیز سیاه رنگ است و خاک بدرد نخور سرخ رنگ است! زمینهای دارای خاک سیاه و سنگلاخی بدرد کاشت برنج نمیخورند ولی برای باغداری بهترند که بخاطر کم بودن زمین حاصلخیز در ایران، باغات را باید در دامنه کوهها زد نه در جلگه! آبی که از سمت لُرستان میاد تماماً میره برای کشاورزی عربها که برنجکاری میکنند! جایی دیدم که در زمینهای غصبی که گرفتند دریاچه آب انبار کرده بودند! تمام آب بلادلُرنشین حتی آب کوهرنگ سودش را عربها میبرند! کشاورزی میکنند و برای لُرها خط ونشان میکشند.


  • بزرگترین آکواریوم خاورمیانه دراصفهان

    بی‌آبی منحصر به اصفهان نیست و زاینده‌رود هم متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! هزینه‌ در پروژه‌های فاقدمجوز مانند: گلاب و کوهرنگ سه چه توجیهی دارد؟ در حوزه آبی و پروژه‌های انتقال آب از بختیاری و سرشاخه‌ کارون به زاینده‌رود فساد درحال وقوع است! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجا تامین میشود؟ ازهمان مجتمع های ذوب‌آهن و فولاد که دراصفهان مستقرند؟ چطور پول برای تداوم پروژه‌های فاقدمجوز گلاب و تونل کوهرنگ سه هست اما پول برای پرداخت تملکات و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ وزیر نیرو پاسخ دهد؛ چرا باوجود مخالفت محیط زیست پروژه گلاب تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر، حق حیات و معیشت و بهره‌برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری (اصفهان نورچشمی) حاضرند حقوق اولیه جمعیت کثیری در استان دیگری را نادیده بگیرند؟ مگر كاشت برنج براساس مصوبه دولت، غیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا سرانه فضای سبز اصفهان از شهری مثل رشت هم بالاتر است؟ چرا صنایع آبخواه و مجمتع‌های فولاد در اصفهان درحال توسعه‌اند؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا کاشت برنج و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده‌رود را؟ یک بام و چند هوا؟ چرا طرح مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نصف جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد باوجود مصوبه و تعهد دولت با کارشکنی اصفهان عقب افتاده؟ چگونه هزار اتومبیل به اسم کشاورزان اصفهان حرکت کردن و لودر آوردند و محل آبگیر پروژه را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟ برنامه‌ريزان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ چگونه اطلاعات چهارمحال بختیاری سریعاً اقدامات پیشگیرانه میکند و با احضار و برخورد جلوی هرگونه تجمع را میگیرد! اما اطلاعات اصفهان روز روشن با این جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده آب در دلش تکان نمیخورد؟ دولت با مقصرین برخورد کند تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • لُرستان سَد ندارد!!!

    طبق مطالعات منابع آب در حوضه‌ آبریز کرخه که زمان شاه توسط مهندسین آمریکایی انجام‌گرفته و اسنادش در آرشیو سازمان آب خوزستان موجوداست سه سد برای حوضه آبریز کرخه پیش‌بینی ‌شد تا تعادل در این حوضه بعد از احداث سدها برقرار شود. سد کرخه، سد سیمره و سد گاوشمار (معشوره لرستان). براساس این مطالعات اولویت اول با سد گاوشمار بوده که به لحاظ موارد فنی قبل از بقیه سدها باید ساخته می‌شد! بعداز انقلاب این مطالعات توسط شرکت مشاور مهاب قدس دوبار بازنگری شد! بار اول حجم سد گاوشمار کاهش نداشت و برخلاف مطالعات قبل انقلاب سد کرخه ابتدا ساخته شده و بعد سیمره و تاکنون سد گاوشمار ساخته نشد! در بازنگری دوم که مسبب آن نمایندگان خوزستان بودن متاسفانه حجم مخزن سد گاوشمار به صدمیلیون مترمکعب کاهش یافت! و نیروگاه برق‌آبی آن حذف شد! همچنین قرار بر زیرکشت رفتن سی وشش هزارهکتار از اراضی کوهدشت وچگنی بود که آنهم حذف شد وتنها تخصیص ناچیزی برای کشت گلخانه‌ای درنظر گرفته شد! مطالعات سدها و شبکه‌های آبیاری و زهکشی لرستان هم‌زمان با خوزستان شروع‌شد اما توسعه منابع آبی درخوزستان انجام‌شد ولی در لرستان تنها چند سد کوچک (بشکه) ساخته‌شد و سدهای اصلی با فشار نمایندگان خوزستان مرتب به تعویق افتاد و درحال بازنگری هستند! در سیلاب‌های اخیر و خسارتی که لرستان دید، معاونت آب وزارت نیرو به عدم توسعه منابع آب در لرستان اشاره کرد! ولی وزارت نیرو فقط راجع به خوزستان و از کلمه‌ی مهار سیلاب‌های بالادست! استفاده می‌کند و حتی یک کلمه نگفت این سیلاب‌ حاصل از رواناب‌های لرستان است! بنظر می‌رسد لرستان یک کلمه‌ ممنوعه شده و گفتن آن موجب جلب‌توجه کارشناسان و سؤالات متعدد از وزارت نیرو می‌شود که از آن ترس دارند! نمایندگان لرستان اهمیت موضوع سدسازی را درک و استیضاح وزیر نیرو را بخاطر حقوقی که از لرستان ضایع شده را انجام دهند! سد دز شش میلیارد مترمکعب آب دارد ولی آب رها شده دز معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاوشمار (معشوره) درصورت ساخت است! باتوجه به وضعیت بد آبی ماههای گرم در لرستان که هرسال کشاورزان خسارات می‌بینند نمایندگان لرستان دنبال ساخت سد برای مهار سیل باشند! پول این همه خسارت را صرف ساخت سد گاوشمار کنند تا آب لرستان که در خوزستان سرریز می‌شود و به دشتهای عراق هدایت می‌شود یا به خلیج‌فارس می‌ریزد در لرستان بماند و درد کشاورزان را حل کند! چطور است آب از لرستان به استانهای مجاور می‌رود ولی در خود لرستان مورد توجه قرار نمی‌گیرد! مگر کشاورزی و دامپروری بدون تخصیص آب ممکن است؟


  • آب دزدک

    رو در رویم می ایستد و میگوید: بیل ات را به ما دادی ما نیز آبت را میبریم! به تو که هیچ، به تو که هیچی در چشم تنگی ما، به هیچ کس ربطی ندارد. آبت را میبریم، راسی اینان که بیلشان را از من به عاریه برده اند، آبم را برده اند یا بریده اند؟ های! کسیکه بیل مرا برده ای! به من ربطی ندارد یعنی چه؟ یعنی من هیچ حقی ندارم؟ حتی حق بغض کردن، گریه کردن، زاری و فغان کردن و داد زدن هم؟ بیچاره من لُر، حتی حق حرف زدن هم ندارم سالهاست که دلم برای بی کسیم گرفته های! کسیکه بیل مرا بردی میدانم به تو ربطی ندارد اما، من دیگر میترسم گریه کنم مبادا اشکهایم را هم ببری هرچند که به من ربطی ندارد. راستی! کسیکه بیل مرا بردی، آخرش نفهمیدم نامت چه بود: آبخورک؟ آبدزدک؟ آب برک؟ آب بورک؟ ببخشید اصلا یادم نبود: به من ربطی ندارد که نامت چیست!


  • استان گرایی

    پرونشیالیسم یا استان گرایی (محل گرایی) provincialism. ناسیونالیسم چند سطح دارد یک وجهش پرونشیالیسم یا همان استانی گری و محلی گریست، که در بسیاری از متون اجتماعی در معنای افکار محدود و سطح پایین محلی گری نیز بکار رفته است! امروز ایران درگیر افکار کوته بینانه محلی است و متاسفانه در زمانیکه چنین فضایی تشکیل گردد، افراد با تیپ شخصیتی "جهان وطنی" و توسعه وطنی ناخواسته آسیب جدی می بینند زیرا که همواره مصالح وطن را برتر از منافع محدود محلی می بینند. امروز مردم یزد معتقدند که اگر باغشهر کوثر (هزار و دویست هکتار فضای سبز درون کویر خشک) درون شهرشان احداث شود باعث کاهش دمای شهرشان می شود! این پروژه را هنگامیکه در کنار انواع و اقسام پروژههای پر طمطراق محلی دیگر چون فولاد_یزد و فولاد_کویر و فولاد_اردکان و فولاد_اشکذر و فولاد_الماس_یزد و فولاد_ارفع و انواع و اقسام صنایع آب بَر دیگر قرار میدهیم حاصلی جزء مهاجر_پذیر کردن یزد به همراه نخواهد داشت که البته مهاجرپذیر شده است و باعث شده رشد جمعیت یزد بسیار بیشتر از متوسط کشوری باشد که همگی حاصل تفکرات پرونشیالیسم یا کوته بینانه محلی است! که متاسفانه وقتی که با انواع فسادهای ساختار یافته مثل تخصیص زمین رایگان ملی به پروژه_کوثر و فروش آن به مردم و پرداخت تنها سه درصد یعنی ٢٥ میلیارد تومن از ١٨٠٠ میلیارد تومان تعهدات مصوب همراه میشود باید با برفهای کوههای زاگرس و طبیعت چشمه سارهای بهشت_آباد خداحافظی کرد همانگونه که با زاینده‌رود خداحافظی کرده‌ایم و علاوه بر آن از آنجا که آن پروژه‌ها نیازمند تامین مالیست از بودجه های عمومی یعنی مالیاتهای دیگر شهرها تامین خواهد شد! بودجه‌هایی که باید میشد توسعه صنعت و کاهش بیکاری در استانهای چهارمحال و کهگیلویه و بویر احمد و...


  • کویرسبز اصفهان

    اصفهان از هر واژه برای انتقال آب استفاده میکند! راهکار اصفهان برای جلوگیری از فرونشست زمین حول چپاول آب میچرخد! چه بگوییم از دزدان آب و سکوت نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان! پورابراهیمی نماینده کرمان و ناهید تاج‌الدین نماینده اصفهان براحتی از دزدی آب با بودجه ملّی صحبت میکنند ولی نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان جرأت حرف زدن در مورد مخالفت با انتقال آب را ندارند! ذوب آهن، صنایع اتمی، لاستیک سازی، سفال، پالایشگاه وپتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند! کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع را در کویر مستقر کردیم! بصورت غلط شهراصفهان در کویر گسترش یافته و الآن دومیلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در شهری شده که حتی آب شرب ندارد! ظرفیت زیستی اصفهان پانصدهزارنفر است! وقتی جمعیت در یک منطقه بی آب جمع شده، نشان دهنده بی‌اعتنایی به توسعه پایدار است! فولاد مبارکه اصفهان قرار بود در بندرعباس احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! برای تولید هر تن فولاد دویست هزار لیتر آب هدر میرود! سازمان محیط‌زیست مقصراست چون سواحل جنوب وشمال را به روی استقرار صنایع بست! به بهانه توسعه دولت احمدی‌نژاد هشت طرح فولاد در خشکترین مناطق کشور (سمنان، یزد و قم) احداث کردند! خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر با آب در تضاد است! هشتاد درصد جمعیت دنیا در سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون زندگی میکنند! چرا از دوهزار کیلومتر ساحل غافلیم؟ کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی‌آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آب تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! یزد نه رودخانه دارد! نه به دریا نزدیک است! اما سالی هزار تُن خاویار تولید میکند! اصفهان با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری به دومین استان صنعتی تبدیل شد! عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفر به لُرستان گفت: لُرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود! هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه آدرس اشتباه میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون حرص پول دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد!


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • انتقال آب بختیاری به اصفهان

    طرح‌های‌ انتقال آب و دزدی آب، راه چاره نیستند! آرمانی بزرگ، اما پرنقص برای مشکلات آب ایران: برخی از مخالفان می‌گویند که طرح‌های انتقال آب خلاف اصل پنجاه قانون اساسی است که حفظ محیط‌زیست را وظیفه‌ای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی_عمرانی که موجب آلودگی یا باعث صدمات جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست شود، ممنوع کرده است! دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیط‌زیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزاینده‌ای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند: رشد بی‌رویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است. بااین‌حال ایران باید بیاموزد انتقال میان‌حوضه‌ای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافت‌های طولانی، راه‌حل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست! در چند دهه اخیر مجموعه‌ای از طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون، جریان طبیعی زاینده‌رود را به بیش از دوبرابر رساند، ذخیره‌ای بزرگ از آب‌های سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی_سیاسی در مرکزکویری ایران! ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجام‌گسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به کویرمرکزی بوده است! درعین‌حال از پیامدهای این طرح، بازگشت کم‌آبی تنها چندسال پس از پایان هر پروژه بود درحالی‌که در پایین‌دست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیست‌بوم‌های آبی مواجه است! به‌طورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژه‌های تأمین آب زاینده‌رود نه‌تنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آنرا بدتر هم کرده است.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • طرح بهشت آباد

    طرح بهشت آباد قراراست سالانه یک میلیارد مترمکعب از آب استان بختیاری را با احداث سد و تونلی که مجوز محیط زیستی ندارد و زیست بوم بلادلُرنشین را نابود می‌کند برای رونق کشاورزی و صنعت اصفهان، انتقال دهد! درحالیکه می‌توان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب مناطق لُرنشین احداث کرد! با آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لُر چندین هزار هکتار شالیکاری برنج و باغستان های رنگارنگ را در دل کویراصفهان راه‌اندازی کرده‌اند؛ یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هفتاد کیلومتر قبل از یزد و چهل کیلومتر بعد از یزد تماماً شهرک صنعتی است؛ صنایع آبخواه باید در کنار آب مناطق لُرنشین احداث می‌شدند را با لابی، در دل کویر جا داده و با هزینه‌های هنگفت زیست محیطی، آب آشامیدنی و کشاورزی هزاران روستا را چندصد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال می‌دهند تا صنایع خود را چندطبقه کنند! موضوع دیگری که باعث تأسف است آنکه وقتی بحث از طرح‌های صرفه جویانه مصرف آب میشود مسئولین استانهای لُرنشین با این همه آب، کاسه داغتر از آش شده و این طرحها را به سرعت اجرا میکنند! چرا وقتی بحث پُر کردن چاههای غیرمجاز پیش می‌آید؛ مسئولین استانهای کویری این طرحها را زیر سبیلی رد می‌کنند ولی مایی که غرق در آب هستیم آتشمان از کویریان، تندتر است؟ چرا مسئولین استانهای لُرنشین هرچقدر که در ایجاب ضعیف هستند در سلب پیشتازند؟ چطور در اصفهان برنج را به‌صورت غرقابی کشت میکنند و در لُرستان گردهمایی《سازگاری با کم آبی》برگزار می‌کنند و بدنبال شیوه‌های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند؟ چرا میزان زمینهای آبی در لُرستان می‌بایست سی درصد باشد و زمینهای آبی اصفهان بالای هفتاد درصد؟ این پرسشها مدتهای مدیدی است که برای مردم لُر بی پاسخ مانده‌! ولی امثال مهندس یوسف فرهادی در چارچوب قانون به‌صورت جدی پیگیر جلوگیری از انتقالات آب به کویر شده‌است. یوسف فرهادی مثل فعالین مدنی قوم لُر نه برانداز است و نه قومیت گراست بلکه بدنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمام ایران است! قرار بود آب انتقالی قمرود (از الیگودرز به قم) برای مصرف شُرب با دبی مشخص باشد اما انگار مسئولین یادشون رفته این آب آشامیدنی هست نه برای کشاورزی و صنعت! دارند به اندازه چهارده میلیون آب انتقال می‌دهند و دریاچه هشت هکتاری جوان را در قم ساختند و تمام بیابانهای اطراف قم را تبدیل به باغ پسته، شالیکاری و مجتمع تولید ماهی کرده‌اند!


  • رنج لُرها تصادفی نیست

    دلواپسی و رنجهای روحی مادران لُر: چرا لُرها برای کار باید راهی غُربت شوند؟ چرا یک لُرتبار باید از سرزمین پُر برکت لُرستان (آب فراوان، خاک حاصلخیز، منابع نفت و معادن) برای کارگری به کویر برود؟ چرا همیشه اقوام غیرفارس باید برای کار راهی دیار غربت در کویر شوند؟ چرا هیچ یزدی، اصفهانی و قُمی برای کار به زاگرس نمی آید؟ چرا این همه معادن سنگ، آب و نفت در استانهای لُرنشین است ولی صنایع فولاد و ذوب‌آهن که به‌شدت محتاج مواد اولیه زاگرس است در کویر یزد، اصفهان، کرمان و قم باشند؟ آیا همه اینها تصادفی است؟ آیا این منطقی و عادلانه است؟ چرا هرچه کارخانه و تمرکز صنایع است در چند شهر کویری متمرکز است؟ چرا نفتی که از دیار لُرها استخراج میشود کارخانجات و صنایع وابسته به آن مثل پالایشگاه و پتروشیمی در کویر است و نفت را با صرف میلیاردها تومان هزینه به این مناطق پمپاژ میکنند ولی در خود بلادلُرنشین هیچ پالایشگاه و پتروشیمی نیست؟ ️جوان تحصیلکرده لُر که در سرزمین پُر نعمت خود جایی برای کار و اشتغال پیدا نمیکند برای یافتن ساده ترین شغل روانه دیار غربت میشود که به چشم بیگانه، مُهاجر و غیربومی به او نگاه کنند؟ اگر در ایران عدالت و مساوات بود باید از یزد، اصفهان، کرمان و قم برای شغل به مناطق لُرنشین می آمدند نه بالعکس! فلاکت بی‌سابقه در استان لُرستان نشان می‌دهد که طبقات اجتماعی از نظر اقتصادی ضعیف‌تر در این استان بیش از پیش تحت‌فشار قرار دارند و به‌سختی امرارمعاش می‌کنند. البته هرچند ممکن است که مسئولین محترم استانی اقدامات مهم و قدم‌های بزرگی را برای کاهش نرخ بیکاری و کنترل تورم انجام داده باشند، اما آمارهای اعلام‌شده نشان ‌می‌دهند که اقدامات آن‌ها به اندازه‌ای که باید موثر نبوده تا لرستان را از کسب رتبۀ نخست فلاکت بازدارند. ازآنجاکه فراهم آوردن زمینه‌های عدالت اجتماعی و فقرزدایی در هر استان یکی از وظایف استانداران می‌باشد، شاید وقت آن رسیده که استاندار محترم به‌عنوان نمایندۀ عالی دولت و فردی که ادارۀ استان را بر عهده دارد در رابطه با اقداماتی که در این راستا انجام داده یا نداده‌اند به مردم توضیح دهند و در مقام مسئول پاسخگو باشند که چرا شاخص‌های اقتصادی و آماری اعلام شده بر بدتر شدن وضعیت اقتصادی مردم دلالت دارند. آیا گماردن نیروهای بومی و مطلع از نقاط ضعف و قوت استان در پست‌های کلیدی به‌جای استفاده از نیروهای غیربومی و ناآشنا با مسائل ریز استانی نمی‌توانست از کسب رتبۀ نخست فلاکت برای استان پیشگیری کند. جناب آقای خادمی، آیا وضعیت کنونی لرستان درس عبرتی نیست برای استان‌های دیگر که شاید در آینده جنابعالی استاندار آنجا باشید و احتمالاً در کنار معاونین و مدیران همراهتان به مدیریت آنجا بپردازید. ما که نمی‌دانیم و تا استاندار محترم توضیح ندهند نخواهیم دانست. از استاندار محترم خواهشمند هستم در جهت آگاه‌سازی هم‌استانی‌های عزیز که منتظر پاسخگویی شما هستند اقدام کنید و با توضیحات خود در جهت امر خداپسندانه آگاه‌سازی قدم خیر و مثبتی بردارید.


  • سهم لُرها از ثروت ملّی؟

    سهم لُرها از ثروت ملّی: اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه در شهر لُرنشین مسجدسلیمان به بهره‌برداری رسید و سپس از طریق لوله‌کشی به پالایشگاه بندرآبادان منتقل شد. سرچشمه و منشأ تمام سفره های نفتی از بلاد لُرنشین است. چاههای نفت وگاز از سرزمین اجدادی ما لُرها تراوش میشود و به رگ اقتصادی ایران تزریق میشود. حالا سهم نیروهای بومی تحصیلکرده ما از این نعمت خدادادی و ثروت سرزمینی چیست؟ نفت از شهرهای ما تراوش میشود اما پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان، تهران، تبریز و شیراز است! نیروهای شاغل در صنعت نفت و گاز و سدهای واقع در جغرافیای لُرستانات چند درصد بومی هستند؟ رودهایی که از کوههای ما سرچشمه میگیرد چه دردی از باغات و زمینهای کشاورزی دیم ما را دوا کرده است؟ پرسنل پتروشیمی خرم آباد ترک تبریزند! تبعیض استخدامی چرا باید برای نیروی بومی باشد؟ چرا این اتفاقات ناگوار فقط باید برای لُرها رخ دهد؟ ما که نه بازارچه مرزی داریم، نه کالای قاچاق از مرزها وارد میکنیم، نه ادعای تجزیه‌طلبی داریم، پس چرا باید مستحق این همه محرومیت اقتصادی باشیم؟ معمولاً بخاطر همین فقراقتصادی و بیکاری، در دنیای مجازی و محافل نشست و برخاست، مضحکه اوقات فراغت و سوژه جوک نژادی میشویم! فارسها نالایقی مدیریتی را زیر خرباری از جوک متهوع پنهان میکنند. وقتی هم برای احقاق خود تضییع شده مان به ادارات و سازمانها مراجعه میکنیم هیچکس پاسخگوی ما نیست! استانهای فارس زبان در صدر سرانه سپرده گذاری هستند مثل: تهران، اصفهان، یزد، شیراز، قم، سمنان، البرز و…این یعنی مرکزگرایی! سرانه سپرده گذاری در کهگیلویه هزار وهفتصد تومان است ولی مردم تهران بیست برابر بیشتر از کهگیلویه است. کهگیلویه ای که روزانه پانصدهزار بشکه نفت معادل کشور امارات تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمد سرانه هر شهروند تهرانی پنج میلیون تومان بوده درحالیکه متوسط درآمد یک شهرستانی فقط سیصد هزارتومان است! این تفاوت فاحش، عدم توزیع عادلانه ثروت را نشان میدهد. تهران واصفهان به تنهایی شصت و دو درصد از کل تسهیلات بودجه کشور را از آن خود کردند. حدود شصت درصد از پول کل کشور در تهران است. چهل درصد صنایع بزرگ ایران در تهران است. یک سوم تولید ناخالص داخلی ایران در اصفهان تولید میشود. اگر فکر کنید می‌بینید برنامه‌هایی در کار است که یک منطقه قومیتی کویری را آباد کند و یک منطقه سرشار از نفت، گاز، آب، بنادر و راههای استراتژیک را تعمداً عقب نگه دارد. هشتاد درصد سپرده بانکی لُرستان صرف سرمایه‌گذاری در کلانشهرها می‌شود. کل سپرده‌های ایران در بانکها شیصد و پانزده هزار میلیارد تومان است که سیصدو هشتاد و پنج هزار میلیارد تومان در تهران است. سهم تهران در نظام بودجه‌ریزی کشور پنجاه و سه درصد کل تسهیلات کشور است! فقر، ناآگاهی و خرافه پرستی مردم لُر در عدم دستیابی ما به توسعه سهیم است. توزیع نابرابر درآمدها، عدم بهره‌مندی مطلوب اقشار کم درآمد جامعه از امکانات عمومی، فقدان یک نظام جامع و فراگیر تأمین اجتماعی و…موجب نابرابری ناحیه‌ای و شکاف اقتصادی شده است. در اصل چهل وهشت قانون اساسی آمده که توزیع ثروت، درآمد و امکانات باید در جامعه به‌طور مساوی و عادلانه تقسیم شود! استعمارگر همیشه در پی آزار مستعمره خویش است و استعمارشرقی به مراتب از استعمارغربی خطرناکتر است. بشر یک موجود منفعت طلب است همه در پی کسب منفعت خود هستند. آیا اصفهان با گز / یزد با باقلوا / کرمان با زیره / قم با سوهان / مشهد با فیروزه / اراک با سنجد / کاشان با قالی / و تبریز با کفش، صنعتی و پیشرفته شدند؟ با آب انتقالی لُرها به کویر در اصفهان بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را ساختند. در قم دریاچه هشت هکتاری جوان و در یزد دریاچه‌های مصنوعی ساختند که سالی هزار تُن ماهی تولید میکند! فقط لُرها در ایران غربت نشین هستند. آیا ما لرها از ایرانی بودن سهمی میبریم؟


  • پیامد انتقال آب: فروچاله

    عاقبت استان بختیاری را در صورت اجرای تونل ننگین بهشت‌آباد، هم‌اینک در آینه دشت کبودرآهنگ همدان ببینید! خشکی، بی‌آبی و کویری شدن بیشتر دشتهای استان بختیاری، خشکیدن صدها چشمه، چاه، قنات و کل تالابها رودخانه‌های منطقه، مشکل آب شرب و منشاء گرد و خاک شدن دشتها به‌علت زهکشی تونل در عمق سیصد تا دو هزار متری زیر زمین، فاجعه‌ای حتمی خواهد بود که مردم استان بختیاری کمابیش با آن آشنا هستند اما در اینجا خطری بزرگ و حتمی را به مردم گوشزد می‌نماییم که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. شاهد این مدعا بسیاری از دشت‌های این کشور از جمله کبودرآهنگ می‌باشد که در فیلم می‌بینید یا فروچاله میناب و...فروچاله‌های عظیم و ناگهانی که در دشتهای استان ایجاد خواهد شد و هرکدام می‌تواند دهها یا صدها ساختمان را به اعماق زمین بکشاند، جاده‌ها، بزرگراهها، باغها، مراتع و تاسیسات را تخریب و مدفون سازد و دهها یا صدها نفر را بکام مرگ بکشاند از اثرات قطعی ابر تونل هفتاد کیلومتری بهشت‌آباد در سرچشمه اصلی کارون خواهد بود که در اثر تخلیه سفره‌های زیرزمینی و فرونشست اتفاق خواهد افتاد. فرونشست‌های عظیم کبودرآهنگ که به هفده عدد می‌رسد، حاصل برداشت بی رویه آب توسط پمپاژ از چاههاست این درحالی است که اثرات این چاهها با همه خطرناکی، به هیچ وجه قابل مقایسه با فجایع دهشتناک تونل بهشت‌آباد نیستند. شک نکنید درصورتیکه جلوی تونل اهریمنی بهشت‌آباد گرفته نشود، فاجعه‌ فرونشست، یک سرنوشت قطعی و حتمی و مکرر در بسیاری از دشتهای استان بختیاری خواهد بود. در نتیجه شهرها و روستاهای بسیاری در منطقه خطر، قرار خواهند گرفت. باید دید این همه اصرار مافیای آب برای این طرح به‌ قیمت هرگونه تخریب و جنایت محیط‌زیستی، نابودی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، فلاکت مردم و... چیست؟ بعید نیست که اقدامات جنایتکارانه مافیای آب توسط افراد نفوذی از بیرون از کشور و توسط بیگانگان و دشمنان برای برهم زدن امنیت و اتحاد ملی و از بین بردن قابلیت زیستی نقاط مهم و آبخیز کشور، توسعه فقر و نهایتاً ضربه زدن به نظام و حیثیتش سازماندهی شود. لذا امیدواریم قوه قضاییه به‌خاطر منافع کشور و نظام هرچه زودتر جلوی گستاخی فاجعه بار مافیای آب را بگیرد.



آخرین مقالات