جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چگنی های خراسان

لرها بدلیل اینکه همیشه یک تشکیلات نظامی سیاسی در بین ایلات خود اماده داشته اند و خود را صاحبان اصلی این اب و خاک میدانستند عمدتا از بعد از حکومت خود یعنی ساسانیان همواره مورد ازار و اذیت شاهان غیر مشروع این مملکت قرار گرفته اند و در حق انها اجحاف های زیادی صورت گرفته است. و بارها بخاطر گردن ندادن به حکم حاکمان بیگانه تبعید شده اند . یکی از این منزلگاه های تبعیدی، استان خراسان بوده که همواره شاهد تبعیدی های گسترده ای از مردمان لر(بختیاری ، چگنی ، رشنو، فیلی و...) بوده است . اما اینبار روی حرف ما با ایل چگنه (چکنه) ای هست که در خراسان به غلط کردان چگنی خطاب میشوند (اینهم بخاطر شدت ناسیونالیست کردی بوده است). همانطور که مستحضر هستید همیشه برادران لرتبار بر لر بودن چگنی های خراسان معتقد بودند که این امر مورد اعتراض ناسیونالیست کردی قرار گرفته است اما من امروز در یک کانال از مردمان چکنی خراسان به مطالبی برخوردم که در حین خرسندی مشخص میکرد چگنی های خراسان با استناد به اسنادی محکم به هویت لری (نه کردی) خود معتقد هستند. مطالب ذیل عینا از کانل مردمان چگنی خراسان با استناد به اسناد نشر داده شده از این عزیزان کپی پیس شده است.

چگنی های خراسان


معرفی اجمالی چگنی های خراسان

شجره بالا از کتاب کلیم اله توحدی اوغاز، جلد اول ص459 استخراج گردیده. این شجره قدیمی از اقوام زاگرس تبعیدی به خراسان است. شاخه های چگنی و سیاه منصور از این درخت تنومند منشعب شده اند.

شجره بالا از کتاب کلیم اله توحدی اوغاز، جلد اول ص459 استخراج گردیده. این شجره قدیمی از اقوام زاگرس تبعیدی به خراسان است. شاخه های چگنی و سیاه منصور از این درخت تنومند منشعب شده اند.

 

چگنی های خراسان که بیشتر به آنان (البته به اشتباه) کرد های خراسان میگویند و عده ی زیادی هم در سرولایت قوچان و شیروان خراسان شمالی (که می توان به برادر بزرگوار کلیم الله توحدی چگنی نویسند ومحقق خراسانی اشاره گرد) هستند. مسلما از تبار چگنی هایی می باشند که در عهد شاه طهماسب، درپی حکم اخراج ایل چگنی به جرم همکاری با القاس میرزا که مدعی تاج تخت ایران بود، (یا به قول شرف خان بدلیسی به جرم شرارت وقطع شوارع از ایران اخراج شدند) به قصد رفتن به هندوستان ، به خراسان کوچ کردند و یا از آنهایی می باشند که شاه عباس درسال هزار و یک هجری پس از فرار شاهوردی خان اتابک لرستان وکشتن وی به ورامین وسپس خراسان تبعید کردند.

ماجرای رفتن چگنی ها دو روایت دارد، که فقط از نظر تعداد خانوار اختلاف دارند،  بهتر آن است که ما ماجرا را از قول چگنی های خراسان پی بگیریم:

خراسان پیش از صفویه همیشه مورد تاخت تاز ازبکان بود تا قدرت وشمشیر شاه اسماعیل و کشتن شیبک خان ، برای آنان درس عبرتی شد . که آنها سالها نتوانستند به خراسان حمله کنند. تا اینکه شاه اسماعیل از دنیا رفت وشاه طماسب، فرزند وی به قدرت رسید. باز ازبکان زور آور شدن  و به خراسان حمله کردن و بیشتر شهرهای آنها را گرفتند تا اینکه شاه طماسب حکم قتل عام واخراج چگنی ها را از ایران صادر نمود. جان ومال آنها مباح کرد و فرمان داد که در کشور ایران نمانند وگر نه همه آنها را خواهد  کشت.... بنابراین حدود ده هزار خانوار چگنی ازمناطق مختلف ایران بسوی  شرق پیشروی کردند تا به هندوستان روند اما هنگامی که به خراسان رسیدند. در یافتن خراسانی در  کار نیست ومردم خراسان گرفتار ازبکان شده اند و ازبکان برجان ومال آنها مسلط شده اند. چگنی ها مردم پراکندهء خراسان  را از گوشه وکنارجمع کرده وبا خود متحد ساختند  و بر ازبکان حمله بردند وهمه ی آنها را قلع و قمع کردند واز خراسان بیرون ریختند وبه شاه طماسب پیغام دادند که ما خراسان را از وجود ازبکان پاک کردیم چون بنا بفرمان شاه به اجبار باید ایران را ترک کنیم .محافظانی روانه نما که از خراسان دفاع نمایند.... شاه طهماسب که کسی را قادر به انجام این وظیفه نمی دید اغلان بداق خان چگنی را که از ایل بیگی چگنی ها بود حاکم قسمتی از خراسان نمود و پیغام  داد که چگنی ها درخراسان بمانند واز آنجا دفاع کنند .

بدین سبب چگنی ها ماندگار  خراسان  شدند.

( عزیزان این مختصراز ماجرای چگنی های خراسان است برای اطلاع بیشتر به فرهنگ وباورهای مردم چگنی تالیف نگارنده رجوع فرمایید.)

نویسنده:مراد محمودی چگنی

 منبع: فرهنگ و باورهای مردم چگنی

 

طایفه بداق ایل چگنی

بُداق از تیره های بسیار قدیمی است که در چگنی سکونت داشته اند ، بداق خان (بوداغ ، بوداق ، اوغلان بوداق بیگ) یکی از سرداران دوران صفویه بوده ، در مورد این شخص مطالبی در کتاب عالم آرای عباسی به وضوح بیان شده است.

 

به تصریح عالم آرای عباسی بوداق خان تا سال 1012 قمری حاکم قدرتمند مشهد و در نتیجه خراسان بوده است.

 

در کتاب شرفنامه آمده است که :

بداق خان در عین حال مردی صلح جو بوده و اوقاتش را بیش تر به مطالعه می گذرانیده است. بوداق خان از نظر قدرت سیاسی چنان برجسته بود که سلطان محمد خدابنده را از سلطنت عزل و پسرش عباس میرزای ولیعهد (شاه عباس کبیر) را که در هرات بود به مشهد آورده و در سال 989 قمری به سلطنت رسانید. بوداق خان فرمانروای مقتدر خراسان که بارها ازبکان و مغولان متجاوز را گوشمالی داده بود ، از جانب شاه عباس به (امیرالامرا) ملقب گشت.

آنچه که مسلم است بوداق خان چگنی از سرداران بزرگ ایران در عهد شاهان صفوی و بخصوص شاه عباس بوده است و علاوه بر ریاست ایل چگنی حاکم مقتدر خراسان و مشهد و از امیران بزرگ ایران بود که بارها ازبکان و مغولان را شکست داد.

" بوداق بیگ چگنی از امیر زادگان چگنی بود و در سلک قورچیان عظام انتظام داشت ، او را به بلندپایه امارت سرافراز گردانیده به میانه آن قوم فرستاد و یکی از محال خراسان بین مشهد و قوچان را بدیشان ارزانی داشته ، ترقیات کلی به احوال ایشان راه یافت بعد از آنکه عبدالمؤمن خان ازبک به خراسان حمله کرد شاه عباس به کمک بوداق خان رفته و بعد از شکست دادن خان ازبک ، شاه مذبور بوداق خان را به نوازشات خسروانه مفتخر و سرافراز گردانیده ، پنج پسر او را به منصب امارت رسانید و حکومت و دارایی خراسان به امیرالامرا بوداق و فرزندانش تفویض کرد.

"در کتاب تاریخ غضنفری جلد یکم ص 164 اینگونه نوشتهسال 948 قمری شاه طهماسب صفوی شخصاً جهت تنبیه علاءالدین رعناباشی حاکم یاغی دزفول به خرم آباد وارد شد ، جهانگیر عباسی اتابک لرکوچک افراد زبده ای را انتخاب و معرفی کرد و یکی از همین افراد بُداق چگنی است."

" مؤلف عالم آرای عباسی مینویسد شاه عباس " بوداق خان چگنی " را منظور نظر شفقت گردانیده به منصب والای لَلِه گی و اتابیکی (پسر خود) شاهزاده سلطان حسن میرزا معزز و سربلند گردانید (درواقع مسعول تربیت شاهزاده شد) و حکومت مشهد مقدس معلی نامزد او شد و الکاء خبوشان (قوچان کنونی) و محالی که سابقاً به او متعلق بود به اولاد او حسنعلی سلطان و حسینعلی سلطان چگنی و سایر برادران تقسیم یافت. "

بُداق خان چگنی حاکم خراسان (مشهد ، بلخ ، هرات ، قوچان و...) دارای فرزندانی با نام های زیر بود

سلطان حسنعلی (حاکم مناطق ثلاثه ایران)

سلطان یوسفعلی (حاکم سرحدات مرو و ماروچاق)

سلطان حسینعلی (حاکم تهران در سال ۹۹۸ قمری)

سلطان علی

سلطان بیرامعلی (حاکم بسطام در سال ۱۰۰۶ ، حاکم نواحی مرو در سال ۱۰۱۲ و در اواخر حکومت شاه عباس حاکم دیلمان و گیلان شد.)

صبیه بوداق چگنی (دختر بوداق خان ، او همسر مرشدقلی خان استاجلو از حاکمان خراسان بوده است , سال ۹۹۰ قمری)

 

اکنون طایفه بداق ساکن در منطقه چگنی لرستان از نسل سلطان حسنعلی هستند ، سلطان حسنعلی حاکم مناطق ثلاثه ایران یعنی همدان - بسطام و درنهایت مشهد بوده که در سال ۱۰۰۶ به دست ازبکان در بسطام کشته شد و نوادگان وی بعد از چند سال به لرستان بازگشتند.

کلمه بوداغ خان یا بوداق بیگ چگینی متأثر از املاء و انشاء نویسندگان ترک در گذشته است و این نام در زبان لری و در بین مردم ایل چگنی به صورت "بیاق" و در فارسی به صورت بُداق يا بُداغ نوشته و تلفظ میگردد.

به گفته رزم آرا در کتاب جغرافیای نظامی ایران -لرستان ، ساکنین اولیه چگنی عبارت اند از میرزاوند ، شاکرمی ، بداق و سبزوار به عقیده بسیاری این طوایف دارای جد مشترک میباشند.

از رؤسای ایل چگنی لرستان در دوران پهلوی اول که از طایفه بداق بودند میتوان به  میران و میرزا بداق چگنی اشاره کرد که در خاطرات سرتیپ_شاه بختی صفحه ۲۳۰ نام آنها آمده است.

این طایفه علاوه بر جمعیت چند هزار نفری در بخش چِگِنه شهرستان نیشابور خراسان در روستایی به نام بُداق واقع در شهرستان چگنی لرستان ساکن بوده که هم اکنون اهالی آن به شهر خرم آباد مهاجرت کرده و خالی از سکنه است ، امید است با همت بزرگان این طایفه و توجه مسعولین ، روستای بداق جان تازه ای بگیرد.

منبع:

کتاب تاریخ معاصر چگنی/ بهمن آزادی چگنی

نسب نامه طایفه شه کرم/ علی کرمی کیان

عالم آرای عباسی/ خلاصه تواریخ احمدابن منشی قمی و...


اسنادی در خصوص چگینی ها و قرابتشان با چکنه ای ها که در کانال مردمان چگنی منتشر شده بوده. (اینها حاصل سالها تلاشِ علی اکبر خان اسدیِ، مربوط به شجره نامهٔ ایل چگینی در چکنه می باشد که با استناد به این مدارک تبار خیل کثیری از اهالی چکنه به بوداق خان چگینی میرسد.)اسنادی در خصوص چگینی ها و قرابتشان با چکنه ایها

اسناد لر بودن چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

چگنی های خراسان

 

 برای اطلاعات بیشتر در خصوص لرهای چگنی اینجا کلیک کنید.

17 نظر

  • مُلا وارسته چگنی شاعر لُر

    مُلا وارسته چگنی شاعر لُر قبل از صفویه در نهصد و پنجاه سال پیش در خراسان سروده است: به سنگ کم ترازوی هنر را سر فرو ناید_من از بهر همین بر دوش دارم سنگ عصیان را (در این شعر به عصیانگری چگنیها در زمان صفویه اشاره کرده است) یا عبدالله سلطان چگنی حاکم خراسان شاعر و عالم فرهیخته در تذکره نصرآبادی صفحه ۳۳ مربوط به ششصد سال پیش میفرماید: ناتوانی عاقبت دلدار ما خواهد شدن_دوستان عشقی که غم غمخوار ما خواهد شدن / ساقی مجلس به این تمکین اگر می میدهد_تا بما خواهد رسیدن کار ما خواهد شدن!!!


  • مردمان قوم لُر

    آنچه درباره موقعیت فعلی لری گفتیم، البته با داده‌های موجود در برخی متون کهن همخوانی ندارد مثلاً در کتاب شرفنامه‌ بدلیسی‌ (که در اواسط قرن دهم هجری نوشته شده) زبان لری از انشعابات کردی دانسته شده و وجه‌ تسمیه مفاهیم لر کوچک‌ و بزرگ‌ هم آمده‌ است (ص‌ ۴۸ ـ ۴۳) و در صفحه ۷۶ آن به‌صراحت آمده است: «لر بزرگ‌، که‌ مشهورند به‌ بختیاری» (ص‌ ۷۶). در همین کتاب، باوجودی که در توصیف مردم ایل چگنی آن‌ها را از «اکراد» معرفی می‌کند و می‌گوید: «این‌ طایفه‌ (چگنی‌) در شجاعت‌ و شهامت‌ و دلاوری‌ از سایر اکراد ایران‌ ممتاز است»، ذکر می‌کند که «عمده‌ اکراد ایران‌ سه‌ طبقه‌اند: سیاه ‌منصور و چگنی‌ و زنگنه… آن‌ها سه‌ برادر بوده‌اند که‌ از《ولایت‌ لرستان‌》و به‌ روایتی‌ از گوران‌ به‌ عزم‌ ملازمت‌ سلطان ایران‌ از وطن‌ بیرون‌ آمده‌اند»‌ (۴ ـ ۴۲۳). منبع دیگری که در باب وجه‌تسمیه لرها و انواع آن‌ها می‌شناسیم، کتاب《نصف جهان فی تعریف اصفهان》نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی است، که در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته شده است. در این کتاب آمده است: «وجه‌تسمیه (لرها) معلوم نیست، آنچه در زمین فیلی مانده‌اند، آن‌ها را لر بزرگ و مسکن ایشان را لرستان فیلی می‌نامند و آنچه پیش‌تر رفته و به زمین اصفهان نزدیک شده‌اند، لر کوچک و بختیاری می‌خوانند» (ص ۱۶۵) که این تعریف، با تعریف بدلیسی از لر بزرگ همخوانی ندارد! لذا حتی کتبی که ناظر بر تاریخ نواحی غربی ایران هستند نیز درزمینهٔ تعلق برخی اقوام به کرد یا لر باهم اتفاق‌نظر ندارند! لذا راهکارهای زبان‌شناختی می‌توانند در این زمینه اطلاعات مناسب‌تری ارائه دهند.


  • چِگنی، چنگایی و چنگروی

    ولادیمیر مینورسکی تاریخدان و ایرانشناس روسی در رساله《لُرستان و لُرها》دریکوندها و اتابکان لرستان و والیان لُرفیلی (سلیورزی) را از طایفه《چنگروی》معرفی میکند. احتمالاً چِگنی و چنگایی بازماندگان طایفه چِنگروی باشند. اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 314 مینویسد: چنگایی منسوب به چنگروی است چون تلفظ واژه اوستایی خورشید (انیران آنغز ئو چنگه/ aniran angha anaghrd reotch) به معنی《روشنایی بی پایان》میباشد که در کتاب اوستا نوشته: هاشم رضی، یسنا، هات یکم، بخش پنجم، ص 156 این مطلب آمده است! چِنگروی cengervi از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی《خورشید》است و لقب اتابکان لُر هم آل خورشید است که نسبشان به همین طایفه چنگروی میرسد! محمد سُهرابی در《لُرستان و تاریخ قوم کاسیت》ص 23 مینویسد: واژه چِنگایی که به شاخه های وسیعی از طوایف لُر اطلاق میگردد از همان واژه چِنگروی و یا به عبارت بهتر《چنگای》اوستایی ماخوذ شده است! دکتر کَرم علیرضایی درکتاب《پیوستگی زبان لُری با تاجیکی》ص 116 مینویسد: جنگره jangara به معنای جنگی و جنگجو است مثال از لاهوتی: جانا دلم که پیش تو چون برّه راحت است _ تنها که هست《جنگره》چون بَبر میشود! در نفحات الاُنس، ص 128، جنگ گری به معنای جنگجو و پرخاشگر است. عیدی محمد ارشادی در فرهنگ بختیاری ص 300 مینویسد: جنگری یا جنگالو به فرد جنگی و جنگجو گفته میشود! شاید جنگروی (چنگروی) به معنای جنگجو باشد. حمداللّه مستوفی در تاریخ گزیده ص 549 مینویسد: جنگروی که اُمرای لُرکوچک و خلاصه ایشانند از شعبه سَلبوری (سلیورزی) باشند!دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در《قوم لُر》ص 133 مینویسد: برخی از طایفه جنگروی در دهات بُلطاق و گندُمینه (شهرستان فریدن اصفهان) به سر میبرند و به جهانگیری معروفند. گفته میشود که در اواخر صفویه به این دیار تبعید شدند. دکترابراهیم پاریزی درکتاب《نون جو》ص 324 مینویسد: اُمرای چگنی با 15 هزار سوار سال 936 قمری/ 1529 میلادی در رکاب شاه طهماسب صفوی بودند! توجه کنید 6 قرن پیش چگنیها اینقدر جمعیت داشتند که 15 هزار سوار جنگی در اختیار شاه طهماسب صفوی قرار دادند. آقامحمدخان قاجار با 2 هزار سوار شیراز را گرفت. تهیه روزانه آذوقه 15 هزار سوار در گذشته خیلی سنگین بوده و این گستردگی چگنی ها در گذشته را میرساند.


  • طوایف چگنی تبار و تاریخ مشترک دارند

    جدیداً یک عده زالو صفت که هدفشان تضعیف و تخریب وحدت لُرهاست پیدا شدند و برای اینکه نام خودشان را بزرگ کنند تا چهار نفر از هم طایفه ای هاشون به به و چه چه بگویند که فلانی مثلاً آدم متعصب و دانایی هست! دست به یکسری رفتارهای ناهنجار میزنند، بعضاً مشاهده شده مثلاً در طایفه طولابی نفوذ کرده و میگویند: طولابی ایلی جدا از چگنی است! یا در بین طایفه شیراوند سعی در فتنه گری دارند در صورتیکه حتی سنگ قبور درگذشتگان این طوایف مزین به نام چگنی هست! یا در طایفه میرزاوند نفوذ کرده و میگویند: فقط میرزاوند چگنی هستند! اینگونه مسائل زشت و زننده که در شان یک انسان بالغ و دارای فهم و درک نیست در خیلی از تیره ها و طوایف چگنی مشاهده شده که جای گفتن نیست اما یه چیزو گوشزد میکنیم: هیچ یک از طوایف چگنی بر دیگری مقدم تر نیست! هیچ یک از طوایف چگنی بر دیگری سروری ندارد! چگنی از هر طایفه و تیره و خانواده آن در تاریخ، اجتماع و جغرافیای گسترده آن سهیم است! سعی نکنیم خود را بر دیگری تحمیل کنیم! قرنها با حس برادرانه پشت در پشت هم زندگی کردیم گاه ریاست با طولابی بوده و گاه با اولاد احمد بگ، گاها ایلخان بوداق خان بوده و گاها شاهمیرزا! اگه جنگ و تنشس شاکرمی رو تهدید میکرد برادرش شیراوند و طولابی در کنارش بود اگه قحطی دوشم و زهراکار رو تهدید میکرد برادرش شاکرمی و احمدبگ درکنارش بود.ما همه یکی هستیم پس لزومی نیست در قرن ۲۱ بعد از ده ها و بلکه صدها سال زندگی مشترک با حرف تنی چندنفوذی زالو صفت و خودبین فتنه گر هرکدام ساز خود را بزنیم و موجب تضعیف ایل چگنی شویم!با اتحاد هم میتوانیم الگویی برای سایر ایلات لُر باشیم! نذارید مضحکه عام و خاص بشیم. این بود حرفای ما نیازی هم به اسم بردن نیست فقط گفتیم تا بدونید و میدانیم که منظورمون رو خوب گرفتید و میدانید با چه کسانی بودیم. چگنی یعنی اتحاد، همدلی، یک رنگی، برادری و برابری!


  • دانیال ارزانی

    دَنیِل ارزانی (Daniel Arzani) بازیکن فوتبال ایرانی - استرالیایی (زادهٔ ۴ ژانویهٔ ۱۹۹۹ در خرم‌آباد) بازیکن ایرانی‌ تبار حرفه‌ای فوتبال اهل استرالیا است که در پست هافبک هجومی و وینگر برای باشگاه فوتبال ملبورن سیتی و تیم ملی فوتبال استرالیا بازی می‌کند. وی با بازی در تیم ملی فوتبال استرالیا در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ در روسیه یکی از جوانترین بازیکنان در این دوره می‌باشد.ارزانی به دلیل سرعت بالا ، مهارت در دریبل و نیز توانایی بازی در پست‌ های وینگر و پشت مهاجم شهرت دارد. ارزانی از طایفه نجم سهیلی چگنی، زادهٔ خرم‌آباد است و در ۷ سالگی به همراه خانواده‌اش به سیدنی مهاجرت کرده و تا پیش از نقل مکان به ملبورن در همان‌ جا پرورش یافته‌ است. وی انگلیسی و فارسی را روان صحبت می‌کند.


  • چنگایی

    ولادیمیر مینورسکی تاریخدان و ایرانشناس روسی و دیگر پژوهشگران تاریخ، دریکوندها و اتابکان لرستان و والیان (سلیورزی) را از طایفه جنگروی معرفی میکنند. احتمالا چگنی و چنگایی بازماندگان ایا چنگروی باشند.


  • اسامی باستانی طوایف لُر

    وَن van در زبان لُری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای درلرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و درشاهنامه میر به معنی《کدخدا》و صاحب سواد آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است .خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر عبدالحسین زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی《خوش یمن》و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده.در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چَنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چَنگه یا چَنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وِس به معنای دهکده آمده است.


  • بداق چگنی

    ماییم که از پادشهان باج گرفتیم _ از پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم / ماییم که از دریا امواج گرفتیم _ دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم. اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تیار


  • بردین طولابی چگنی

    مردوخ کردستانی در کتاب " تاریخ مردوخ" ، صفحه ۴۱۱ مینویسد:چگنی از ایلات بزرگ کرد ( منظور عشایر کوچرو ) بودند که امرا و فرمانروایان بزرگ از میان آنها برخاسته اند. در دایره المعارف اسلام چنین آمده:عشایر کرد ( رمه گردان ) ایران ۳ گروه هستند:سیاه منصور یا سپاه منصور ، چگنی و زنگنه که اجداد این ۳ گروه برادر بودند و از لرستان آمده اند ( زبده تاریخ کرد ، جلد ۲ ، صفحه ۲۷ ) . طوایف زنگنه مثل سایر لر تباران پسوند فامیلی وند دارند:عباسوند / هزاروند / گراوند / سلمانوند و …


  • شهرام

    برخی طوایف مهاجر مستقر در خراسان را البته کرد مینامند و اینان اصل ریشه خود را از کرمانجهای کرمانشاه یا کردستان میدانند ولی من در مورد چگینی های خراسان اصلا اطلاعی نداشتم.البته چگینی خود یکی از طوایف لر فیلی به حساب میایند.


  • دکتر《کیانوش زهراکار چگنی》

    دکتر《کیانوش زهراکار چگنی》در سال 1355 در بخش ویسیان از توابع شهرستان چگنی متولد و در سال 1384 مدرک دکتری خود را در رشته مشاوره اخذ نمودند. از ایشان تاکنون بیش از 100 عنوان مقاله در مجلات علمی_پژوهشی و سمینارهای علمی داخلی و خارجی و 20 عنوان کتاب (ترجمه و تألیف) منتشر گردیده است. وی استادیار دانشگاه خوارزمی فارغ التحصیل مشاوره در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا می‌باشد، همچنین مدیریت مرکز مشاوره نواندیش را عهده دار است، از جمله آثار پژوهشی ایشان می‌توان به: کتاب مشاوره استرس (پیشایندها، پیامدها و راهبردهای درمانی استرس) (۱۳۸۷)/ سنجش و اندازه گیری در روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی (۱۳۸۷)/ ومقالاتی چون: ارتباط خویشتن پنداری و انگیزش و تاثیرشان بر موفقیت یا شکست تحصیلی مجله تربیت (۱۳۸۰)/ بررسی اثربخشی آموزش تحلیل مراوده ای به شیوه زناشویی درمانی گروهی بر افزایش سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل (۱۳۹۱) اشاره کرد. تحصیلات: کارشناسی روانشناسی بالینی 1378/ کارشناسی ارشد مشاوره 1380/ دکتری مشاوره 1384/ افتخارات: دکترای تخصصی مشاوره/ عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی تهران/ پژوهشگر برتر منتخب دانشگاه خوارزمی در سال ۱۳۹۲/ پژوهشگر برتر منتخب استان تهران در سال ۱۳۸۸/ پژوهشگر برتر منتخب دانشگاه آزاد اسلامشهر در سال ۱۳۸۷/ پژوهشگر برتر منتخب استان لُرستان در سال ۱۳۸۳/ دانشجوی برتر منتخب دوره دکتری در سال ۱۳۸۲/ استاد راهنما و مشاور بیش از 100 پایان نامه تحصیلات تکمیلی.


  • دکتر《کرم‌الله طولابی》

    دکتر《کرم‌الله طولابی》دانش‌یار جراحی دانشگاه علوم پزشکی تهران و فلوشیپ (فوق تخصص) جراحی لاپاروسکوپی پیشرفته از جمله مفاخر ایل چگنی ولُرستان است. وی فرزند حاج یدالله فرزند حاج علیداد در سال ۱۳۴۴ در روستای دوش_برآفتاب از توابع《تِشکن شهرستان چِگنی لُرستان》متولد شد. ایشان از متخصصان توانمند و بنام جراحی عمومی در كشور می‌باشد. سوابق تحصيلی: دوره فوق تخصص فلوشیپ جراحی لاپاروسکوپی پیشرفته از دانشگاه Hull، انگلستان (۱۳۷۹). بورد تخصصی جراحی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران (۱۳۷۲). دکترای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران (۱۳۶۸). برخی از افتخارات: بنیان‌گذار لاپاروسکوپی پیشرفته با انجام اولین عمل جراحی طحال‌برداری در کشور، تهران، بیمارستان امام خمینی (۱۳۷۵). انجام اولین عمل جراحی برداشتن غده تیموس در سطح کشورهای خاورمیانه با روش لاپاروسکوپی، تهران، بیمارستان امام خمینی تهران/ پایه‌گذار جراحی چاقی در ایران به روش لاپاروسکوپی با انجام اولین جراحی در بیمارستان میلاد تهران (۱۳۸۴). انجام اولین جراحی Laparoscopic Gastric sleeve resection for morbid obesity در بیمارستان میلاد تهران (۱۳۸۴). انجام اولین عمل جراحی برداشتن کامل مری با لاپاروسکوپ، تهران، بیمارستان امام خمینی (۱۳۸۴). انجام اولین عمل جراحی برداشتن غده پانکراس، تهران، بیمارستان عرفان (۱۳۸۶). بنیان‌گذار و دبیر اولین کنگره بین‌المللی لاپاروسکوپی پیشرفته در ایران (۱۳۷۹). اتمام دوره متوسطه در طی ۳ سال/ اتمام دوره چهارساله جراحی عمومی در طی ۳ سال/ کسب رتبه عالی در امتحان بورد جراحی کشور (۱۳۷۱). ساخت ۱۷ مرکز بهداشتی_درمانی شهری/ ۲۲ مرکز بهداشتی_درمانی روستایی/ و ۳۷۰ خانه بهداشت در ایران/ ساخت ۲ بیمارستان برای نورآباد و الشتر و راه­ اندازی بیمارستان­های پلدختر و ازنا درلُرستان/ تکمیل و راه­ اندازی دانشکده پیراپزشکی و ساخت دانشکده پرستاری گلدشت/ برگزاری ۲ کنگره بزرگ بین­ المللی لاپاروسکوپی برگزاری کارگاه­های آموزشی_پژوهشی و کنگره­ های مختلف/ دعوت بعنوان جراح مدعو در بیمارستان­های بین­ المللی/ رئیس دانشگاه علوم پزشکی لُرستان (۱۳۸۱_۱۳۷۷). انجام و شروع به کار بیش از ۵۰۰ پروژه بهداشتی–درمانی، بیمارستانی و آموزشی_پژوهشی در دانشگاه علوم پزشکی لُرستان (۱۳۸۱_۱۳۷۷). معاون مرکز جراحی‌های آندوسکوپیک بیمارستان میلاد و مسئول آموزش لاپاروسکوپی پیشرفته دراین مرکز (۱۳۸۷_۱۳۸۱). تجربیات جراحی کلینیکال از پیشگامان جراحی لاپاروسکوپی پیشرفته در ایران با انجام اولین جراحی لاپاروسکوپی Splenectomy در بیمارستان امام خمینی ۱۳۷۳/ انجام جراحی عمومی لاپاروسکوپی و جراحی سرطان ۱۳۹۱_۱۳۷۱٫/ انجام جراحی در بیمارستانهای تحت نظارت دانشگاه در ایران، ۱۳۸۸-۱۳۷۲٫/ آموزش جراحی لاپاروسکوپی پیشرفته به جراحان عمومی و متخصصین زنان در دانشگاه­ها و بیمارستان­های خصوصی، ۱۳۷۳- تاکنون/ عضو تیم جراحی عروق و پیوند کلیه، ۱۳۷۶-۱۳۷۳٫/ تجربیات اجرایی: رییس دانشگاه علوم پزشکی لُرستان، ۱۳۸۱-۱۳۷۷٫/ برگزارکننده اولین کنفرانس بین­ المللی لاپاروسکوپی پیشرفته برای اولین بار در ایران، ۱۳۷۹٫/ برگزارکننده دومین کنفرانس بین­ المللی لاپاروسکوپی پیشرفته در ایران، ۱۳۸۰٫/ مدیر برگزاری سومین، چهارمین و پنجمین کنفرانس ملی لاپاروسکوپی پیشرفته در ایران، ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ۱۳۸۶٫/ عضو هیئت تحریریه مجله علمی «یافته» در دانشگاه علوم پزشکی لُرستان/ رییس بخش لاپاروسکوپی بیمارستان امام خمینی، ۱۳۸۲- تاکنون/ مؤسس گروه جراحی آندوسکوپی در بیمارستان شریعتی (دانشگاه علوم پزشکی تهران)، ۱۳۸۲٫/ معاونت گروه اندوسرجری در بیمارستان میلاد، ۱۳۸۱- تاکنون/ آموزش جراحی لاپاروسکوپی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ۱۳۸۲٫/ رییس آموزش لاپاروسکوپی پیشرفته و مدیر برگزاری سمینارهای ماهانه لاپاروسکوپی در بخش اندوسرجری بیمارستان میلاد، ۱۳۸۱٫/ تأسیس بخش جراحی آندوسکوپی بیمارستان توحید در خرم­ آباد، ۱۳۷۹٫/ تأسیس بخش جراحی آندوسکوپی بیمارستان شهدا در خرم ­آباد، ۱۳۷۸٫/ رییس بخش جراحی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، ۱۳۷۴-۱۳۷۲٫/ برگزاری کارگاه آموزشی لاپاروسکوپی پیشرفته در دانشگاه­های یاسوج، چالوس، اهواز، مشهد و کردستان فلوشیپ و عضویت لاپاروسکوپی پیشرفته، انگلستان (۱۳۷۹)/ پیوند کلیه و عروق، ایران (۱۳۷۶)/ جراحی سرطان، ایران (۱۳۷۱).


  • دکتر《لادن تیموری طولابی》افتخار چگنی

    دکتر لادن تیموری طولابی افتخار ایران《بانوی دانشمند لُرتبار چگنی》مورد تایید و تشویق یونسکو، رتبه یک کنکور علوم تجربی 1373 ،کاشف داروهای یکسری از بیماریهای سرطانی، عضو هیات علمی اَنستیتو پاستور ایران! دکتر لادن تیموری طولابی فرزند فریدون خان نوه رستم خان (بهادر) تیموری طولابی نایب الحکومه چگنی در دوران پهلوی اول است! دکترای حرفه‌ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، فارغ التحصیل 1381 با عنوان پایان نامه (بررسی ارتبط کایمریسم و موفقیت پیوند مغز استخوان در بیماران پیوندی) بیمارستان شریعتی، دکترای تخصصی فرآورده های بیولوژیک از انستیتو پاستور ایران، فارغ التحصیل در سال 1388 با عنوان پایان نامه (طراحی و دو سازه ژن درمانی ویژه سرطان کولون و بررسی بیان آن در محیط Vitro in) ، برنده بورس مشترک اورئال یونسکو در سال 2011 ، گرانت پژوهشی استادیاران جوان از بنیاد ملّی نخبگان در سال 1390. سوابق تدریس با جزئیات و تاریخ: ۱- ژنتیک سرطان از واحد ژنتیک انسانی به دانشجویان کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی پزشکی_دانشگاه علوم پزشکی ایران در نیم ترم دوم سال تحصیلی ٨۵_٨۴. ۲- پیشگویی ژنی در ٨ دوره پیاپی کارگاه بیوانفورماتیک برگزار شده توسط شبکه پزشکی مولکولی ۳- تفسیر ژنی در نخستین کارگاه روش‌ھای بیوانفورماتیک در ژنومیک در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شھید بھشتی در سال ١٣٨۴. ۴- طراحی پرایمر در ۶ دوره پیاپی کارگاه بیوانفورماتیک برگزار شده توسط شبکه پزشکی مولکولی ۵- روش‌ھای غیر ویروسی انتقال ژن از واحد ژن درمانی به دانشجویان دکترای پزشکی مولکولی دانشگاه علوم پزشکی تھران درنیم ترم اول سال تحصیلی ٩٠-٨٩. ۶- طراحی پرایمر در ردوس اطلاع رسانی به دانشجویان دکترای باکتری شناسی پزشکی انستیتو پاستور ایران در نیم ترم دوم سال ٨٩-٨٨. ۷- میتوکندری از واحد زیست شناسی مولکولی پیشرفته به دانشجویان دکترای تخصصی بیوتکنولوژی پزشکی انستیتو پاستور ایران در درنیم ترم اول سال تحصیلی ٩٠-٨٩. ۸- استفاده از مسیرھای سیگنالینگ در طراحی دارو از واحد تازه ھای بیوتکنولوژی به دانشجویان دکترای تخصصی بیوتکنولوژی پزشکی در انستیتو پاستور ایران درنیم ترم دوم سال تحصیلی ٩٠-٨٩. ۹- تغییرات پس از رونویسی از درس زیست شناسی مولکولی پیشرفته به دانشجویان دکترای بیوتکنولوژی پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی تهران. ۱۰- تغییرات پس از رونویسی و پس از ترجمه از درس ژنتیک مولکولی به دانشجویان دکترای بیوتکنولوژی دارویی از انستیتو پاستور ایران.


  • دکتر فاطمه شرفی چگنی دانشجوی نخبه هاروارد

    دکتر《فاطمه شرفی چگنی》دختر مرحوم احمدعلی شرفی از روستای چم وزیر از توابع بخش ویسیان شهرستان چگنی《جزو ده نفر دانشجوی برتر و نابغه دانشگاه هاروارد امریکا》است! دکتر فاطمه شرفی از تیره شرف، طایفه اولاد احمدبیگ چگنی افتخاری بزرگ و باعث غرور و سربلندی کشور ایران و لُرستان و ایل بزرگ چگنی می‌باشد. بدون شک دکتر شرفی آینده‌ای روشن تر و افتخارآمیزتری خواهد داشت. ان‌شاءالله شاهد پیشرفت هرچه بیشتر و ترقی در پله های بالاتر علمی در سطح جهانی باشیم. ایل لُر چگنی از این نابغه ها و نخبگان بسیار دارد که نه تنها در جامعه ایرانی بلکه خدمات شایسته ای به جامعه بشری در سطح جهانی ارایه کرده‌اند. دانشگاه هاروارد (به انگلیسی: Harvard University) برترین دانشگاه آمریکا و جهان است که در《شهر کمبریج》ایالت ماساچوست آمریکا است. قسمت‌هایی از دانشگاه هاروارد مثل دانشکدهٔ پزشکی و دانشکدهٔ بازرگانی در شهر مجاور کمبریج یعنی بوستون قرار دارد. هاروارد در سال ۱۶۳۶ میلادی (۱۰۱۵ خورشیدی) توسط هیئت قانون‌گذاران «مهاجرنشین خلیج ماساچوست» ساخته شد. این دانشگاه اولین مؤسسهٔ آموزش عالی در کشور آمریکا و همچنین اولین بنیاد در آمریکای شمالی به‌شمار می‌رود. نام آن در ابتدا «دانشکدهٔ نو» یا «دانشکده در شهرک نو» بود که بعدها در ۱۳ مارس ۱۶۳۹ کشیشی به نام《جان هاروارد》۴۰۰ جلد کتاب به کتابخانهٔ این دانشگاه و همچنین مبلغ ۷۷۹ پوند به این دانشگاه کمک نمود. قدیمی‌ترین مؤسسه آموزش عالی در آمریکا به تَبَع نام اولین فردی که زمین و کتاب‌های خود را وقف ساختن آن کرد《هاروارد》نام گرفت. خانم دکتر شرفی چگنی در برترین دانشگاه جهان عضو 10 دانشجوی برتر و نابغه این دانشگاه معرفی شده است!


  • ردپای چگنی در تاریخ

    برخی از کرمانجی های خراسان شمالی اصالتاً چگنی هستند که در 500 سال پیش در زمان شاه عباس صفوی از لرستان تبعید شدند و همراه با بُداق خان چگنی به خراسان رفتند ولی هنوز خودشان را چگنی میدانند مثل نویسنده بزرگ کرمانجی استاد《کلیم الله توحیدی》در کتابش میفرماید: من هم افتخار میکنم که چگنی هستم، خواه چگنی لُر باشد یا کرد؟ گل سفید باشد یا گل سرخ؟ شهری بنان چگنه در جنوب شهر قوچان است که یادگار چگنیهای تبعیدی به خراسان است!چگنیهای استان فارس بیشتر در میان ایل قشقایی هستند و پسوند چگنی دارند. در بوشهر هم چگنیهای حیات داوودی سکونت دارند. در خنداب اراک بیش از 25 هزار چگنی زندگی میکند. چگنیها در لوشان و قزوین هم سکونت دارند. در سلیمانیه عراق منطقه شارباژیر همگی فامیلی چگنی دارند.


  • خلع سلاح سیاسی شهرستان چگنی

    خلع سلاح سیاسی《شهرستان چگنی》با تجزیه قسمتهایی از نواحی آن مسبوق به سابقه است! آیا تجزیه خاک چگنی بجای تجزیه وتحلیل مشکلاتش میتواند دردی از این مردم محروم را درمان نماید؟ احتمال تکرار سیاستهای هدفمند نمایندگان حوزه خرم آباد و چگنی با محدود کردن و پرداختن به کمیت جمعیتی چگنی به سبک گذشته و پس از انقلاب منطقه چگنی؛ روستای گیلوران تا مِله شبانان به شهرستان خرم آباد افزوده شد همچنین روستاهای طایفه شه کرم همراه با غار ارزشمند و باستانی دوشه به پلدختر الحاق شد! یعنی خلع سلاح سیاسی_انتخاباتی چگنی اتفاق افتاده و احتمالاً با توجه به حدس و گمانها این جریان تکرار میشود! جناب بیرانوند نماینده خرم آباد وچگنی پیام الحاق تعدادی از روستاهای حاشیه آزاد راه خرم زال و در کنار آن روستاهای کشت وصنعت و همچنین روستاهای غلامان چگنی به بهانه تردد سهلتر ساکنانش به خرم آباد به گوش مردم رسید لذا هرچند شاید این قضیه فعلاً در قالب طرح و پیشنهاد باشد اما فراموش نشود که نبایستی منافع افراد را بر منافع کل جمعیت یک شهرستان مانند چگنی دانست و ترجیح داد بلکه همیشه اقلیت تابع اکثریت بوده است! اگر این تحرکات تجزیه ای به بهانه روستاهای حاشیه آزاد راه خرم زال قسمتهایی از روستاهای چگنی مانند کشت وصنعت و غلامان و چم انجیر را شامل شود و منتسب به محدود کردن شهرستان چگنی باشد مطمعناً مردم و فرماندار شهرستان چگنی به آن واکنش جدی نشان خواهند داد! عالیجنابان بیرانوند و ملکشاهی نمایندگان خرم آباد و چگنی، این تحرکات احتمالی معنادار و سیاسی شما بعنوان وکلای مردم، برای چگنی و دیگر حوزه‌ها نه تنها مشکلات اقتصادی_اجتماعی شهرستان چگنی را کاهش نمیدهد بلکه همانند گذشته موقعیت استراتژی_سیاسی این قشر بزرگ را به حاشیه میکشاند و به مخاطره می‌اندازد!مطمعناً استحضار دارید نوید شهر شدن《بخش چم پلک شاهیوند》نمیتواند تجزیه و محدود کردن این دیار را به فراموشی بسپارد! همچنین نمیتواند رافع مسئولیت شما بعنوان وکیل مردم در قبال عدم توجه به خواسته های این مردم که مخالف با الحاق هر قسمتی از نواحی منطقه شان به خرم آباد یا جاهای دیگر باشد! مطمعناً مردم چگنی هوشیارانه از متولیان جریانات تقسیمات کشوری از شما و فرماندار مطالبه خواهند کرد. نمایندگان بهتر از هرکسی میدانند که مشکلات اجتماعی_اقتصادی با《الحاق و انفکاک ارضی حوزه انتخاباتی》حل نمیشود! بدانید که راه حل این مشکلات و رسیدن مردم به حقوق شهروندیشان در گرو ارائه طرح مربوط به ایجاد کارخانجات و راه اندازی صنایع تعطیل شده این حوزه است! رفع معضل بیکاری حوزه مذبور با حاشیه سازی و مشغول کردن افکار عمومی به مواردی غیرمفید اجرایی نمیشود! بلکه در راستای رفع موانع پیشروی اقتصاد بویژه صنعت، کشاورزی و دامپروری این مناطق است! با گسترش شهر خرم آباد به سمت جنوب شهر، بسیاری از روستاها و مناطق چگنی که به شهر نزدیک بودند به خرم آباد پیوستند مانند: گیلوران، باباعباس، چنگایی، عربان و...این از نظر قانونی و عرفی منطقی هست اما روستاها و مناطقی مانند سرخه لیزه که با شهر فاصله دارد و همگی تعلق خاطر به چگنی دارند تنها به منظور کشت و صنعت و پتروشیمی به خرم آباد واگذار شد هم اکنون قصد دارند با تجزیه شهرستان چگنی در بخش ویسیان و روستاهای حاشیه آزادراه، زخم دیگری بر پیکره چگنی وارد کنند که جز《سیاسی کاری و رای جمع کردن برای انتخابات پیشرو》و تفرقه بین شهرها و ایلات هدف دیگری ندارند! جاده ویسیان به دوره چگنی از منطقه تل و مینه تا دوره چگنی ۲۰ دقیقه میشود و هم اکنون از مناطق مذکور تا خرم‌آباد هم ۲۰ دقیقه است لذا کسانیکه علم تجزیه شهرستان چگنی را بلند کردند به مقصود نمیرسند و حتی باید مناطقی که قبلاً از چگنی جدا کردند و به پلدختر، خرم آباد و کوهدشت الحاق کردند را بازگردانند.


  • چگنیهای کرمانشاه

    اگر فیلمها و عکسهای قدیمی مردم ایلام و کرمانشاه را ببینید اثری از فرهنگ کُردی را در آنان نمی بینید فیلمی از شادی مردم کرمانشاه در سال ۱۳۴۲ به هنگام افتتاح یک مدرسه، که نکته جالب توجه آن فرهنگ و لباس لری آنان است! هویت بسیاری از مردم بومی کرمانشاه مانند: کلهر، سنجابی، زنگنه، پایروند، لک و...در منابع متعدد تاریخی بعنوان لُر ثبت شده و یکی از ایلات لُر کرمانشاه چگنی است! در کتاب گوران نوشته مینورسکی، ترجمه سما سلطانی آمده: سیاه‌ منصور، چگنی و زنگنه اهل لُرستان می‌باشند اما گزارشاتی وجود دارد که آن‌ها علاوه بر لُرستان ساکن گوران (کرمانشاه) و اردلان (کُردستان) نیز بوده‌اند! در کتاب کردستان نوشته علی اصغر شمیم آمده: در دوران حمله مغول، ایلات زنگنه، شاه‌منصور (سیاه‌منصور) و چیگانی (چگنی) از طوایف گوران و اردلان به صحرای قراباغ و عده‌ای به فارس و خوزستان متواری شدند هم اکنون نام منطقه‌ای از بخش گواور در شهرستان گیلانغرب کرمانشاه به نام《چیکان منصوری》است که بدون شک تلفیقی از نام چگنی و سیاه‌منصور می‌باشد و به دو محله چیکان علیا و سفلی مُنقسم است! با توجه به املای چگنی در برخی منابع که به صورت چیگانی و چیکانی آمده، یقیناً نام منطقه چیکان_منصوری در شهرستان گیلانغرب که در حوزه گوران قدیم واقع است یادگار قرن‌ها سکونت ایلات چگنی و سیاه‌منصور در آن ناحیه می‌باشد. دکترکریم سنجابی در کتاب《ایل سنجابی و تهاجمات ملی ایران》به کرار از دهکده چگنی نام می‌برد: حسن خان《بخت‌یار》بنیانگذار اصلی ایل سنجابی در اوایل قاجاریه املاک مختلفی از جمله دهکده چگنی و چهار دهکده خورنه و دهات بابان و کوزران و بندار را می‌خرد (ص48) این املاک بویژه روستای چگنی موروثی قاسم خان سردار ناصر و علی اکبر سردار می‌شوند (ص129) در جایی دیگر از این کتاب محل اصلی جنگ سنجابی با روسها را در《قریه چگنی》می‌داند منبع: ایل سنجابی و تهاجمات ملی ایران خاطرات علی اکبرخان سردار، تحریر و تحشیه کریم سنجابی، شیراز 1380، ص350. هم‌اکنون روستای چگنی علیا با جمعیت ۱۲۴ نفر و چگنی سفلی با جمعیت ۱۳۶ نفر از توابع بخش کوزران استان کرمانشاه و هم‌جریش ایل سنجابی می‌باشند. علاوه بر موارد فوق، گروه هایی از طایفه بزرگ چگنی مثل: شیراوند، طولابی و شاکرمی در شهرهای مختلف استان کرمانشاه بخصوص گیلانغرب و اسلام‌آبادغرب ساکن‌اند! مطابق برخی از شواهد و مستندات اصل و ریشه برخی از ایلات کرمانشاه یعنی پایروند، مافی و《همه‌‌وند یا احمدوند》به لُرهای چگنی می‌رسد! با این اوصاف جمعیت الوار چگنی در استان کرمانشاه بسیار زیاد است، این مردم به زبان‌های: کلهری، گورانی و لکی تکلم می‌کنند.



آخرین مقالات