دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ویکی پدیای فارسی ابزاری برای کرد سازی

در طول دوسه سال گذشته، در ویکی پدیای فارسی، سلسله تحریفات بیشماری در مداخل مرتبط با مردم، فرهنگ، زبان و طوایف مختلف لُر صورت گرفته است.

ویکی پدیای فارسی ابزاری برای کرد سازی

به گزارش نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ویکی پدیا یک دانشنامه کُدباز است که به زبان های مختلف دنیا اطلاعات گوناگونی ارائه می دهد و معمولا در جستجوهای اینترنتی نیز در رده های نخست موتورهایی همچون گوگل قرار دارد.

این دانشنامه توسط عموم کاربران قابل ویرایش است، اما سلسله مراتب مدیران و کاربران باسابقه آن در نسخه فارسی به گونه ای است برخی گروه ها کاملا بر مقالات این دانشنامه سیطره دارند. تا جایی که به مسایل مربوط به لر و لرستان بر می گردد، این دانشنامه کاملا تحت سیطره مدیران کُرد است.

این مدیران تقریبا اکثر طوایف لُر را به بهانه های مختلف کُرد معرفی می کنند، در بسیاری موارد طوایفی که بیش از 10 منبع موثق بر لر بودن ان ها تأکید دارند صرفا بر مبنای یک یا دو منبع که غالبا هم کُردیست جز طوایف کُرد معرفی می شوند.

اما از این فراتر، بسیاری از عناصر فرهنگی لُر به بهانه های مختلف تغییر مسیر یا حذف و یا ویرایش می شوند.

در یکی از جدیدترین نمونه ها، مدخلی که پیشتر با نام «لری بغدادی» در این دانشنامه وجود داشت و منابع معتبر زبان شناسی از آن حمایت می کرد، بدون هیچ استناد جدیدی به «کردی بغدادی» تغییر کرده است.

نام این زبان در دسته بندی جویس بلو به عنوان یکی از گویش های کُردی، اما با نام زبان «لری بغدادی» ثبت شده است! لذا واضح است حتی اگر این زبان را گویشی از کُردی بخوانیم حق نداریم به استناد همان جویس بلو از عنوان «کردی بغدادی» برای آن استفاده کنیم!

با این حال دانشنامه ویکی پدیا مدخل «لری بغدادی» را حذف و ان را به «کردی بغدادی» تغییر مسیرا داده است، حال آن که در هیچ منبعی نامی از «کُردی بغدادی» به این صراحت برده نشده است!

 

در همین زمینه:

نسبت بغداد با قلمرو فرهنگی و تاریخی لرستان/ لری بغدادی امروز در چه شرایطی است؟

 

39 نظر

  • شهاب

    دقیقا همینطوره که گفتید.نمونش هم اگر واژه ی مردم کرد رو سرچ کنید میبینید نوشته شده کردها در سراسر ایران در استانهای....از شمال گرفته تا جنوبی ترین نقاط زندگی میکنند.باور کنید همین چیزا رو ور میدارن مینویسن کردا پررو میشن دیگه.یارو اومده تو یه سایتی میگه ایران رو ما کردها ساختیم و آبادش کردیم.بعد میگه اسم ایران رو ما روی این کشور گذاشتیم!!!!ایران اول کرد بوده بعد کم کم با مهاجرت به سرزمینهای کردها زبان مردمش تغییرکرد!!!ویژگی زبان لری رو میدزدند به کردی میچسبونن؛مثلا نوشته کردی یک زبان کم و بیش اصیل!!! است این زبان از لغات ترکی و عربی کمتر بهره میگیرد...نصف کردی عربیه.من هر بار آهنگ کردی گوش دادم،آخر کلماتش به الف ختم میشه،درست مثل عربی که در زبان شعری از این سبک استفاده میشه و کلمات صدادار و کشیده نوشته میشن.


  • کورد کرماشان

    ناسونالیسم کردی چیست ؟ همان سیاستی که هویت لری مردم کرمانشاه و ایلام را به کردی تغییر داده است . هویت کردی ای که هنوزم با این مردم در کرمانشاه و ایلام بیگانست.


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • ایرانی

    درود بر لرهای کرمانشاهی (لک، کلهر، زنگنه، سنجابی)


  • عابد میرزاییان چگنی

    لر دغدغه اش حفاظت از ایران است ، در خانه ی او تفنگی آویزان است / یادت نرود تفاله ی قاجاری ، که " اسعد " شیر فاتح تهران است !!!


  • هویت تروریست های داعشی که به مجلس در تهران حمله کردند !

    پانکردها حتی به هویت اصلی شهدای حمله تروریستی داعش به مجلس در تهران هم رحم نکردند و آنها را بنام خودشان کرد معرفی کردند ! در صورتی که آن پنج نفر داعشی که با لباس زنانه به مجلس حمله کردند کرد بودند و نامهایشان به قرار زیر است:قیوم فاطمی متولد مریوان کردستان روستای کیمنه _ رامین احمدی متولد پاوه کرمانشاه روستای هجیج _ سریاس صادقی متولد مریوان کردستان روستای ده زراو _ فریدون متولد ثلاث باباجانی کرمانشاه و …


  • کردی سازی اینترنتی !

    پان پارس ها با پانکردها همکاری نزدیک دارند و مدیران دانشنامه ویکی پدیا هم از این افراد هستند و طبق میل و سلیقه خودشان و بدون معرفی کردن هیچگونه سند و مدرک تاریخی ، اطلاعات دانشنامه ویکی پدیا را به نفع پانکردها ویرایش میکنند و مداخل مربوط به زبان ، هویت ، گویش های لری ، شهرهای بلاد لر نشین ، آثار تاریخی و سنت های لری و خلاصه تمام داشته های مردمان لر را در ویکی پدیا و سایر سایت های وابسته به خودشان را ویرایش میکنند و با نام کرد جا میزنند و ثبت میکنند !!! مثلأ گویش کلهرها را کردی جنوبی معرفی میکنند یا لک ها را زیر مجموعه کرد معرفی میکنند و از خودشان گویش های جدید اختراع میکنند نظیر:کردی کلهری _ کردی جنوبی _ کردی ایلامی ! قصد دارند با این کرد سازی ها مرزهای کشور خیالی و تخیلی کردستان را تا خلیج فارس و بوشهر که جزء سرزمین نژادی لرهاست و از اساس هیچ کرد بومی در آنجا یافت نمیشود برسانند ! حتمأ بعد از اینها هم گویش های جدیدی از پانکردها در خاک متعلق به لرها ، خلق و اختراع خواهد شد مثل:کردی ایذه ای ! کردی اهوازی ! کردی بوشهری !


  • اطلاعات ویکی پدیا موثق نیست !

    اطلاعات ویکی پدیا به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و داعمأ توسط گروهکهای سایبری پانکرد ویرایش میشوند گوشه بالا سمت چپ عکس یک مداد هست که اگر بر روی آن کلیک کنید میتوانید مطالب ویکی پدیا را به سلیقه خود ویرایش و تغییر دهید! هدف پانکردها از ویرایش مطالب مرتبط با قوم لر این است که اغراض و اهداف توسعه طلبی گروهکهای جدایی طلب پانکرد محقق شود و تاریخ را به نفع خودشان تحریف و جعل کنند.


  • ترفندهای رسانه ای را بشناسیم

    در اینستاگرام افرادی اجیر شده به اقوام ایرانی توهین میکنند این افراد به یک موضوع حساسیت برانگیز حمله میکنند ؛ بحخ فوتبالی / اقوام / مذاهب / و بعد مردم ساده هم میریزند تو صفحه برای پاسخگویی و کلی جر و بحث زیر پستها شکل میگیرد حالا که صفحه حسابی مخاطب جمع کرده ، جناب زرنگ خان ، صفحه پر بازدید را به یک مؤسسه تجاری با قیمت چند میلیونی میفروشد!!! یکمرتبه می بینید صفحه استقلال خر است شده صفحه (باربری و حمل و نقل عباس و شرکاء) و موضوع صفحه به کلی تغییر کرده و دیگه خبری از توهین به قومها نیست! حتی اکثر مخاطبان نمیتوانند تشخیص بدهند این صفحه تبلیغاتی جدید همان صفحه موهن سابق است! بهترین واکنش به این درآمدزایی کثیف این است که فقط آنها را ریپورت کنید.


  • قضیه داغستان چیست؟

    افسانه داغستان: یکی از شایعاتی که در لُرستان رایج است راجع به زندگی گروهی از لکها در قفقاز است. اولین کسی که این شایعه را فقط بر حسب مشابهت واژه لاکی با لک مطرح کرد آقای دکتر حاجی پور بودند که اَدله قوی برای ادعای خود نداشت و فقط بر مشابهت اسمی اکتفا کرده بود. بعدها خواننده ای به نام《لک امیر》که گرایش هایی به بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق دارد شعری خواند که بین داغ داغستان و رنج و درد ایهام ظریفی داشت. این شعر شایعه فوق را بیش از پیش تقویت کرد و باعث ایجاد شایعه ای جدید شد که اصل لک از داغستان است! عده ای هم با شاخ و برگ دادن به این شایعه《داستان های تخیلی》مانند حضور لکها در سراسر قفقاز تا خلیج فارس در گذشته را داده اند! حتی نام قبلی《لهستان》و《انگلستان》را هم لکستان میدانند! بدون آنکه سند و مدرکی برای اثبات گفته های خود بیاورند. اما واقعیت چیست؟ قومی بنام لاکی در قفقاز زندگی می کنند که تشابه اسمی این قوم با لکهای لرستان باعث سؤ برداشت عده ای شده است. زبان کردی ، تاتی و اوستایی در شاخه زبان های ایرانی طبقه بندی شده است در حالی که زبان لاکی قفقاز نه تنها جزو زبان های ایرانی نیست بلکه حتی جزو زبان های هندی و اروپایی هم قرار ندارد و جزو زبان های قفقازی است حال آنکه اگر لاکی های قفقاز با لک های لرستان با این هزاران کیلومتر فاصله ارتباطی میداشت میبایستی زبان آنها جزو زبانهای ایرانی طبقه بندی میشد. میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که لاکی قفقاز و لک لرستان فقط با هم تشابه اسمی دارند و لاکی های داغستان قفقاز ربطی به لکهای لرستان ندارند برخی فقط برای دور کردن نگاه و پیوند لکها از سرزمین تاریخی خودشان یعنی لُرستان به دروغ قضیه لکهای داغستان را مطرح کرده اند.


  • ستون پنجم پانکُردیسم

    این افراد معلوم الحالی که در اینستاگرام علیه مردم و مسئولان لُرستان فعالیت تخریبی میکنند دارای تحصیلات و مطالعه بوده و بر پیشینه سیاسی و اجتماعی منطقه احاطه دارند و در یک موضع هماهنگ هجوم رسانه ای به استان لُرستان و مناطق لُرنشین را در پیش گرفته اند حدود یکسال پیش با یکی از این افراد مباحثه ای درفضای مجازی داشتم بعدها معلوم شد که فرد مزبور اهل یکی از شهرهای مرزی مناطق کردنشین کشور است این درحالی است که او خود را اهل یکی از شهرهای لُرستان معرفی کرد. راهبرد اساسی این گروه《حمله به صداوسیمای مرکز لرستان》است این افراد بویژه در فضای مجازی ازهیچ توهین و بدو بیراهی به مدیران و کارکنان این رسانه استانی دریغ نمیکنند.دورنما و هدف اصلی این گروه ایجاد《کردستان بزرگ》و الحاق لُرستان و مناطق لُرنشین به آن و درنهایت تجزیه کشوراست این دسته را درحقیقت میتوان《ستون پنجم》و عقبه کردهای بارزانی دانست.تقریباً همان نقشه ای که در دهه های اخیر در استانهای (ایلام و کرمانشاه لرتبار) اجرا شده با عناوین دیگری در لرستان هم درحال اجراست.


  • هُومِر افسانه سُرای یونانی

    هُومِر افسانه سَرای یونانی که ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در یونان میزیسته است و اهل اسمیرنای یونان بوده است.حالا پان لکها برای تاریخسازی و اینکه جا پایی در تاریخ باستان برای خود درست کنند بدون ارائه《حتی یک برگ سند》میگویند : هُومِر شاعر یونانی از لَک یاد کرده است!!! خُب این عزیزان بفرمایند در کدام صفحه کتاب ایلیاد و اُدیسه هُومِر نام لَک آمده؟هُومِر زمانی زندگی میکرده که هنوز آریاییها به ایران مهاجرت نکرده بودند!نام لک که یک واژه شمارش هندی است بعد از اسلام خصوصاً در دوره صفویه رواج پیدا کرده و اولین بار در اواخر صفویه نام آن به عنوان یک طایفه از قوم لُر آمده!حالا چطور ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح هُومر که نابینا هم بوده و هزاران کیلومتر آن طرفتر در یونان میزیسته نام لَک را آورده؟کتاب شعر ایلیاد و اُدیسه هومِر شرح اشخاص مافوق انسانی و قصه ایزدان یونان و جنگاورانی مثل : آشیل / آیاس / هکتور / و اُدیسه است که سیستم زبانی و نژادیشان با اقوام ایران ۱۸۰ درجه فرق میکند!


  • کشتی نُوح از افسانه تا واقعیت

    پیامی در یکی از گروه ها دیدم با این عنوان که کشتی نوح در نورآباد (دلفان) فرود آمده است ولی ثابت نکردند که از آن کشتی بزرگ آیا یک تکه تخته چوب باقی مانده یا نه؟؟؟ مارگولیز شوارتس میگوید : در این دنیا ۱۰ میلیون حشره وجود دارد / پنج هزار خزنده / نه هزار پرنده / و ۴۵۰۰ نوع پستاندار وجود دارد حالا اگر از هر نوع فقط یک جفت وارد کشتی نوح بشود چقدر جمعیتشان میشود؟ جای دادن ۴۵۰۰ نوع پستاندار ( ۹ هزار جفت) در یک کشتی امکان پذیر نیست چون آن کشتی باید مساحتی به اندازه استان اصفهان داشته باشد که حتی ساخت آن با ابزار آلات امروزی غیرممکن است حالا چه برسد به زمان حضرت نوح!!! دکتر لئونارد وولی (Leonard Woolley) ، در کتاب حفاری در اور (نیویورک 1965) ، مینویسد : هنگام کاوش در شهر اور واقع در بین النهرین (مرکز عراق امروزی) شواهدی دال بر طوفانی ویرانگر در بین النهرین قدیم یافتم که شهرها، را به زیر آب فرو برده است به اعتقاد وولی این طوفان همان طوفان نوح ذکر شده در کتاب مقدس است اما این طوفان که باعث طغیان دجله و فرات شده و شهرها را به زیر آب برده فقط در منطقه بین النهرین رخ داده و در نظر مردمانی که در آنجا میزیستند این ناحیه (بین النهرین) تمام دنیا بوده است و شگفت نیست که آنان در این فاجعه کیفر ایزدان برای نسلی گنهکار را میدیدند. در کتاب مقدس یهودیان داستان طوفان نوح آمده و معتقدند آن کشتی در کوههای آرارات در ترکیه به زمین نشسته است حتی باستان شناسان به آن منطقه برای کاوش اعزام شدند حتی مستندش هم هست اما حالا نمیدانیم چطور سر از نورآباد دلفان درآورد؟


  • هیچ اثر مکتوبی از مادها وجود ندارد!

    دکتر پرویز رجبی در کتاب تاریخ ایران (ایلامیها و آریاییها تا پایان دوره هخامنشی)صفحه ۲۷ مینویسد : دستیابی به تاریخ آشوریها ، بابلیها و ایلامیها بسیار آسانتر است از تاریخ مادها برخلاف ۳ قوم یاد شده که عادت به ثبت رویدادهای تاریخی داشتند از تاریخ پیش از هخامنشیان کوچکترین سند مکتوب بومی در دست نیست!!! جز اشاره های پراکنده مورخانی مانند هرودوت یونانی هیچ مطلبی و سندی از زبان مادها یا تاریخ آنها برجای نمانده است جز اینها حتی امیدی به پیدا شدن اثر مکتوبی بومی درباره مادها وجود ندارد!!! مرزهای مادی را نمیتوان به درستی تعیین کرد آغاز تاریخ سرزمینی ماد در تاریکی است و پایان آن در سایه روشن غروب آن!!! دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران صفحه ۲۹ مینویسد : به گزارش کتسیاس (پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی) درباره مادهابه هیچ روی نمیتوان اعتماد کرد چون اکثر مورخان از جمله هرودوت او را دروغ زن معرفی میکنند!!! دکتر پرویز رجبی در صفحه ۳۴ ذکر میکنند : هیچ منبعی وجود ندارد که ما را مستقیمأ با اقتصاد و فرهنگ مادها آشنا کند!!! ملاحظه بفرمایید که هیچ کتیبه ، سند مکتوب ، سکه ، شیء تاریخی و منبع تاریخی وجود ندارد که از زبان مادها چیزی گفته باشد تا ما با مقایسه بفهمیم کرد بودند یا نه بلکه کرد نامیدن مادها فقط یک حدس و گمان و فرضیه است.


  • کشفیاتمان در حد شباهت دو کلمه نباشد!

    دکتر ابراهیم خدایی در مقاله《کریستوف کلمب باشیم اما کشفیات مان در حد شباهت دو کلمه نباشد》مینویسد:کاملأ اتفاقی است که اسامی شبیه زبان ما در دیگر زبانها یافت شود بدون اینکه کوچکترین ارتباطی با ما داشته باشند! ادعای هرگونه ارتباط باید علاوه بر شباهتهای ظاهری کلمات، همراه با استدلالهای تاریخی (روایتهای معتبر از گذشته) و یا فرهنگی (شباهتهای زبانی، فرهنگی و نژادی) همراه باشد تا بتوان حتی آن را در حد یک《فرض 》مطرح کرد وگرنه حتی بیان آن در حد《فرضیه》نیز آسیب زاست! این《لوری》با آن《لر》فقط یک لام و راء به هم شبیه دارند، نه چیز دیگر! اگر این پانهای لرستیز دنبال خوراک می گردند که در کشور ارمنستان هم یک استان با نام لوری هست که تنها شباهت لفظی است و ارتباطی با قوم لر ندارد! همچنین در منابع انگلیسی مثل:از《اقیانوس هند تا ساحل مکران》نوشته ؛ صابر بدلخان صفحه ۲۵۷ و《مردم در حرکت》اثر دیوید فیلیپ ، صفحه ۲۹۵ آمده: The Luri are a nomadic Community found in the balochistsn region of iran and Pakistan. They must not be confused with Lor! Who are an entirely distinct people also living in iran. که معنی اش میشود: لوری ها جماعتی خانه به دوش هستند که در منطقه《بلوچستان ایران و پاکستان》پیدا میشوند و نباید آنها را با لرها اشتباه دانست که آنها (لرها) به کلی یک قوم کاملأ مجزا هستند و در ایران زندگی می کنند! برای ریشه یابی کلمه لور (Lur ) باید به خود ساختار آن کلمه و ریشه زبانی آن پرداخته شود و باید ذکر کرد که معنی هر کلمه را باید در زبانی که آن کلمه ساخته شده را بررسی کرد به عنوان مثال:سه کلمه چینی《هه ، هو ، ها》شاید در زبان فارسی یا بی معنی باشند ، یا معنای خاصی نداشته باشند و یا حتی توهین باشد، اما آیا در زبان چینی هم به همین شکل است؟ وقتی به《دموگرافی هند》توجه می کنیم هرگز قومی به نام لور یا لوری در هند نبوده است و در ادبیات فارسی آنها را بیشتر لولی ، لوطی ، کولی (کابلی) خطاب کردند و در فرهنگ لغت فارسی عمید ، صفحه ۸۹۸ آمده که لولی یا لودی به معنای کولی ، با نشاط و سرود گو است.


  • آیا پاکستان ۱۰ میلیون لک دارد؟

    هنگام زلزله کرمانشاه در آبان سال ۹۶ کلیپی مجهول الهویه از زبان یکی از لکهای پاکستان!!! منتشر شد که این فرد ادعا میکرد در پاکستان ۱۰ میلیون لک وجود دارد!!! ولی جالب بود که برای ارتباط با همزبانانش انگلیسی صحبت میکرد!!! ده میلیون لک در پاکستان یعنی جمعیتی بیشتر از کل بلوچستان پاکستان و عجیب است که چنین جمعیتی تا امروز چرا مغفول و گمنام مانده است و در هیچ کتاب یا دایره المعارفی به آن اشاره نشده است؟؟؟ یا تأکید بر لک در داغستان روسیه که اصولأ زبانشان غیر ایرانی است و اگر در همین ویکی پدیای انگلیسی سرچ کنید در ابتدای مطلب تأکید شده که با مردم لک زبان ایران هیچ ارتباطی ندارند! یا برخی بدون ذکر هیچ سند تاریخی ادعا میکنند کشور چِک در قلب اروپا ابتدا نامش لک بوده است!!! یا نژاد آنگُلو ساکسُون در اصل آنگلو لَکسون بوده و استعمار انگلیس به دلیل دشمنی با لکها! آنرا تغییر داده است!!! یا هُومر شاعر پیش از میلاد یونان باستان که ۸۵۰ سال قبل از میلاد مسیح میزیسته است نام لک را در کتاب ایلیاد و اُدیسه آورده است! حالا هُومر ۳ هزار سال پیش از قلب یونان چطور با لکها ارتباط گیری کرده خدا میداند!!! یا رستم فرُخ زاد فرمانده ایران در جنگ قادسیه لک بوده است! طبق متون ساسانی و تاریخ طبری رستم فرخ زاد در خراسان بزرگ سکونت داشتند و پدرش فرمانده کوست ( ناحیه ) شرق ایران بوده است. کوهسار نظری در تاریخ اسلام صفحه ۸۲ مینویسد: رستم فرخ زاد حاکم آذربایجان بود! حال سؤال ما از عزیزان اینست که چرا با ذکر موضوعاتی که هیچ سندیت تاریخی ندارند زمینه توهین و تحقیر خود را فراهم میکنید؟ این راسیسم و نژادپرستی چیزی جز تباهی روز افزون برای مردم جهان سومی ایران ندارد. تنها انسانیت مهم است.


  • خود کرد پندار

    چندی است در فضای مجازی شاهد آنیم افرادی که آشکارا تحت تأثیر گروهک های تجزیه طلب پانکرد هستند به نام《لک》به پیاده نظام فریب خورده بدل شده اند و ندانسته بر طبل جدایی میکوبند و مُلتمسانه به دست و پای دیگر اقوام افتاده اند که شما را به خدا ما را در لایه های زیرین قومیتی خویش قرار دهید هر چند با استفاده از برخی《الفاظ تازه ابداع همچون لکستان》داعیه مطالبه حقوق مردم لک زبان سر میدهند.این رفتار و نگرشهای مشابه که عمدتأ ناشی از ناآگاهی از تاریخ و پیشینه قوم لُر میباشد تا کنون تأثیری بر هویت و تفکر مردمان لک نداشته است اما همین دیدگاه های نابخردانه بود که در دوره پهلوی اول《پشتکوه لُرستان 》را تبدیل به استانی خود کرد پندار کرده است!حال آنکه با توجه به مُستندات تاریخی و تقسیمات جغرافیایی کشوری که مشخص میکند ایلام تا همین چند دهه ی پیش پشتکوه لُرستان نامیده میشده و هنوز ریش سفیدان ایلام و لُرستان این نکته را به یاد دارند در حالی که این افراد توسط مردم لک به عنوان هم نژاد خود شمرده نمیشوند. حال نوبت به مشتی خود فروخته هویت گریز رسیده که کانالی کذایی به نام الکستان ایجاد کرده و خود را متعلق به قومی میدانند که حتی آنان را به حساب نمی آورند و فقط مورد توجه اندک جدایی طلبان به ظاهر کرد هستند.


  • تاریخ چه میگوید؟

    تحریف گران تاریخ قوم لر بنا به اهداف خاص و در جهت مقاصد خود میخواهند تاریخ جعلی و باب میل خود را دیکته کنند آنهم بدون هیچ سند و مدرک تاریخی و فقط حرفهای تخیلی و فانتزی میزنند و فضای تاریخ نویسی را از ارزش و تقدیس خالی کردند. نویسنده مشهور آلفرد لابی ار میگوید:ارزش یک سند در تاریخ نویسی بیشتر از حرفها ، نقل قولها و شایعاتی است که صدها هزار نفر بر زبان بیاورند و یا در نوشته های خود تکرار کنند. اصولأ تاریخ لرهای لک مبهم و تاریک است و جز اندک اطلاعات پراکنده و جسته و گریخته در آثار مورخان و سیاحان دوره گرد مثل ماری شیل چیزی در اختیار نیست اما ما برای دوستان تمام مطالب را با ذکر سند و منبع ذکر میکنیم. منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لر بودن لک زبانها صحه گذاشتند از جمله:معین الدین نطنزی در سال ۸۱۶ هجری در کتاب منتخب التواریخ صفحه ۵۳ برای اولین بار از طایفه لک در ذیل طوایف قوم لر نام میبرد. زین العابدین شیروانی در کتاب بستان السیاحه در قرن ۱۹ میلادی لک ها را از مردم لر بر می شمارد. اسکندر بیک ترکمان مورخ دربار صفویه در جلد اول کتاب عالم آرای عباسی لکها را قویأ لر معرفی میکند. میرزا محمد حسین مستوفی در رساله آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸ هجری قوم لر را ایرانی الاصل و آنها را مشتمل بر ۴ طایفه:فیلی ، لک ، بختیاری و ممسنی میداند. شیخ محمد خال که خود کرد است لکها را لر معرفی میکند. احمد جودت پاشا در جلد اول، کتاب تاریخش مینویسد:لر ، بختیاری ، گوران و لک همه از یک قومند و اصلشان از قومی ایرانی است که از تنگه هرمز تا مرعش و ملاطیه پراکنده اند و عشایر زند هم از همین هاست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب بدایع اللغه صفحه ۲۳ مینویسد:محل و مسکن جماعت لر از اصفهان گرفته تا به سر حد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق عرب و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان، است و طوایفی که ذکر میشوند همگی از طایفه لر منشعب شدند. اچ ال رابینیو در سفرنامه خود صفحه ۳۴ میگوید:بیشتر روستاهای کرمانشاهان از گویشوران کردی و لری هستند. ملا پریشان لرستانی شاعر لک زبان که در قرن ۹ هجری میزیسته است در این بیت خود را لر معرفی میکند:ژ الوار کوه حق پیدا میو _ یا من فی الجبال خزاعنه. در اشعار بهلول بنیانگذار یارسان آمده:از بهلولنان چه روی زمینی _ چار فرشتانم چاکر کرینی / نجومم صالح رجبم بینی _ چنی لره بیم چه ماه وهفتینی. یا شعر دیگری از یارسانان که میگوید:دیوانه ظاهر دیوانه ظاهر _ دانای یارانیم دیوانه ظاهر / ظاهر وه عبث کفتن نه باهر _ رجبم نَسلم لُره من آهر. ملا منوچهر کولیوند شاعر لک زبان در دیوان شعرش خود را مستقیمأ لر معرفی میکند:گفت کی لُر بچه گر من در برویت وا کنم _ در بر اهل نهاوند خویش را رسوا کنم. طایفه سیاهپوش که شعرایشان از دلایل افتخار ما به زبان لکی اند مثل ملاحقعلی سیاهپوش و دکتر بنان اصالتأ از لرهای بختیاری دزفول هستند که در گذشته بنا به دلایلی به الشتر لرستان آمدند مثل مالمیرها (مال امیر) و طایفه پولادوند بختیاری. اتفاقأ ملا حقعلی سیاهپوش در زمان سرودن شعر زبان لری داشته و نوه ایشان در مقدمه کتابش بر این امر صحه گذاشته است. کریم خان زند در کتاب رستم التواریخ اثر محمد هاشم آصف خود را قویأ لر معرفی میکند:اگر شما ما را لر ساده بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید. هنری فیلد انسان شناس مشهور در کتاب《مردم شناسی ایران》مینویسد:هم اکنون فرق بین لرها و لکها فقط گویش شان است و او در ادامه طوایف لک را در گروه ایلات لرستان طبقه بندی کرده است. رحیم عثمانوندی که خود از لکهای کرمانشاه است در کتاب بومیان دره مهرگان مینویسد:لکها در فرهنگ و منشهای تباری با لرها همانند هستند و در تمام وجوه اعتقادی و کنشهای فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و همانندند و تنها از حیث گویش تفاوتهای آوایی با هم دارند. مرحوم حمید ایزدپناه در کتاب فرهنگ لری صفحه ۹ مینویسد:زبان لکی با زبان لری زمینه های دستور زبانی و واژه های مشترک بسیار دارند که تنها تفاوت آنها آوایی است. ایرج کاظمی در کتاب مشاهیر لر ، لکی را یکی از زبانهای مورد استفاده مردم لر معرفی میکند. علیمردان عسگری عالم که خود لک زبان است لکها را شاخه ای از قوم لر ذکر میکند. ویلیام فرالی لکی را شاخه ای از زبان لری میداند. دکتر فرامرز شهسواری استاد دانشگاه ایروان ارمنستان ، در مجله ایران و قفقاز ، شماره ۱۴، سال ۲۰۱۰ ، صفحه ۷۹ مینویسد:لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویشهای کردی قرار نمیگیرد و این اشتراکات به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایران مشاهده میشود. لکها آمیخته و همسان با سایر طوایف لر هستند و تفکیک و جدایی آنها از سایرین غیر ممکن است. دانشگاه علوم پزشکی لرستان در فصلنامه علمی _ پژوهشی خود در شماره ۳ ، تابستان ۹۲ بنا بر پژوهش و آزمایش محققان که بر پایه《ژنهای کی آی آر》صورت گرفته است مینویسد:به لحاظ ژنتیکی گروه های مختلف قوم لر اعم از بختیاری ، مینجایی و لکی یک《استخر ژنتیکی مشترک》دارند و از نظر توزیع ژنی بین شاخه های مختلف لر تفاوتی وجود ندارد و اینها اجداد مشترک دارند و پیوندهای متعدد فرهنگی و مذهبی چنان مردم لر را در هم تنیده است که جداسازی یا افتراق بین آنها غیر ممکن است.


  • سهم لرها از رسانه ملی

    ایران را اقوام و نژادهای فراوانی تشکیل داده است و این اقوام هر کدام دنیایی از فرهنگ و آیین های ویژه خود را دارند که پرداختن به این مسایل باعث همبستگی و نزدیکی بیشتر مردم در سراسر کشور خواهد شد ولی صدا و سیما مانند دیگر نواقص عمده اش از این امکان مناسب استفاده نمیکند اگر هم برنامه هایی در این رابطه ساخته میشود بیشتر به اقوام شمالی و آذربایجانی که بیشترین حضور را در پایتخت دارند میپردازند. اکثر اقوام ایران در تلویزیون از نظرها پنهان شده، هستند ولی لرها اینطور که به نظر می آید در صدا و سیما در حال حذف کامل هستند. لرها اگر از لحاظ جمعیت و همچنین غنای فرهنگی از دیگر اقوام بالاتر نباشند دست کمی از آنها ندارند. باید از مدیران این رسانه میلی پرسید که چرا تنها اثر لرها در تلویزیون محدود به نقشهای ساده یا بهتر بگوییم:کارگر _ سرایدار _ دست و پا چلفتی _ خجالتی و با لهجه من درآوردی که در هیچ کجای جغرافیای زیستی لرها صحبت نمیشود! برنامه سازی در سیمای افلاک که ویژه لرستان است به قدری ضعیف و ابتدایی است که در واقع قابل نقد و بررسی هم نیست! این شبکه در ۲۰ ساعت پخش خود ، فقط پاسی از شب یک برنامه ۵۰ دقیقه ای به زبان بومی دارد و باقی برنامه ها از برنامه کودک و اخبار و گزارش و فیلم و مصاحبه تمامأ به زبان فارسی است! همان یک ساعت، برنامه به زبان بومی را هم با شخصیت های نچسب طنز به لودگی میگذرانند و زبان لری را به تمسخر میگیرند! تلختر از همه آنجاست، که حتی در فیلمها و سریالهای مربوط به جنگ هشت ساله هم خبری از لرها نیست در صورتی که در دوران جنگ مردم لر نقش خط مقدم ایران را در دفاع از خاک میهن دارا بودند و تعداد شهدا و مجروحان جنگ خود نشان دهنده این ادعاست. متأسفانه شخصیت های فیلمهای ژانر دفاع مقدس هم ویژه یک یا دو نژاد و دو یا سه استان مرکزی ایران شده است! در اینچنین فضایی است که اگر برنامه ای مانند خندوانه که در برنامه سازی صداوسیما یک استثنا به حساب می آید ، برنامه ای یک ساعته در مورد لرها بسازد و به این قوم رنج کشیده بپردازد این چنین مورد توجه قرار میگیرد.گزارشی از محمد پور خداداد:سایت گلونی


  • لکستان مطلوب چه کسانی است؟

    یک نظریه پرداز کرد در کانادا در یک مقاله که به زبان انگلیسی است اذعان کرده که موضوع لک نقطه بحرانی ماست و برای نفوذ به قلمرو لرها باید روی لک متمرکز شد. پانکردها در نقشه های کذایی و جعلی کردستان بزرگ ، تمام بلاد لر نشین را تا بوشهر جزء کشور تخیلی خود فرض کرده اند. پانکردها با جنجال قومی و شانتاژ رسانه ای میخواهند از مردم لر ، سربازان پیاده خوبی برای خود تدارک ببینند و لرها را گوشت جلو توپ کنند. مردم لر کاملأ ایزوله هستند و مدیا ، تریبون و رسانه ندارند و به همین دلیل فشار رسانه ای روی آنهاست. بیشترین خطر هم برای لرها از جانب پانکردهاست که میخواهند از لرها به عنوان بازو استفاده کنند و در آخر آنها را فدای توسعه طلبی خود کنند. پانکردها با خیمه شب بازی ، لکها را که گویش شان به علت همجواری اندکی مورد هجوم کردی واقع شده را به عنوان اسب تروا قالب میکنند و از این تلرانس فرهنگی نهایت بهره را میبرند ولی لرها متأسفانه به همه چیز خوش بین هستند و در یک خواب عمیق به سر میبرند.


  • قضیه لکستان خودجوش نیست!

    قضیه لکستان خودجوش نیست و اتاق فکرها و دسیسه هایی پشت این قضایاست. اهداف پنهانی در این فتنه وجود دارد که تمامأ به ضرر خود لک زبانان است. از خیلی قبلتر رضاخان در کرمانشاه ، لکها را همراه لرها قتل عام میکند تا کردهای جاف عراقی را در سرزمین آنان ساکن کند. نسل کشی ، تبعید اجباری و تخریب برنامه ریزی شده چهره اجتماعی مردمان لر و اختلاف افکنی بین ایلات لر و تنش بین شهرها ، حاصل فعالیتهای استعماری است. سیاست تنش و تفرقه بین گروه های مردم لر در دستور کار قرار گرفته است. کانون این تفرقه و خود تخریبی لرها ، سایتها و کانال هایی است که دست پانها در آن هویداست. چطور است از مطالب اهل قلم که در جهت جدایی و کینه باشد حمایت میشود؟ چگونه افرادی که قلمشان در راستای افتراق و جدایی است حمایت رسانه ای و تبلیغاتی میشوند؟ ولی آنهایی که دم از اتحاد و همبستگی مردم لر میزنند متهم به برچسب منافق و تجزیه طلب میشوند؟ چطور از تفرقه و تفاوت میگویند اما از فقر و بیکاری و مهاجرت لرها حرفی نمیزنند؟ آیا با این تفرقه هایی که ما را به خود مشغول کردند هدفی جز نابودی ما دارند؟ اتحاد و همدلی عامل پیروزی است. ما چوب اهل قلمهایی را میخوریم که گوشواره از گوش برایشان عزیز تر است.


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • پان تُرکیسم

    پان تُرکیسم خو گرفته که با زیاده رویی ، هَتاکی و بُهتان نفع ببرد و برای اینکه عقده حقارتشان فروکش کند درصدد هستند تا ریشه اقوام ایرانی را به بیگانه و خارج از مرزها برسانند مثلأ در اوج بیسوادی و ناآگاهی در مطلبی خواندم که نوشته بودند ماهوتی اسم یک شهر در هند است و بر فرض خیال خامشان که نام فیل است او را به نام طایفه فیلی در لرستان میچسبانند! این عَلامه های دَهر نمیدانند که پهله یا پهلوی نامی بود که قبل از اسلام به شهرهای ری ، همدان ، اصفهان ، نهاوند و لُرستان اطلاق میشده است و پَهلو صفتی برای دلیری و شجاعت است مثلأ فردوسی میگوید:بفرمود تا گرز سام سوار _ بیارند زی پهلو نامدار! حالا فیلی فرگشت پهلوی و پهله دوران ساسانی است. فیلی در فرهنگ لغت لاروس ، جلد ۲ ، صفحه ۱۵۹۷ یعنی《مرد گرانمایه و گران جان》.در کتاب والیان لرستان نوشته؛ صادق شفیعی ، صفحه ۲۷ آمده:لُر کوچک در زمان صفویه به لرستان فیلی معروف گشت دلیل معروفیت لرستان به فیلی این بود که حسین خان بنیانگذار والیان لرستان از طایفه فیلی بود در مورد کلمه فیلی مترجم سفرنامه ژاک دمورگان در کتاب《جغرافیای غرب ایران》، صفحه ۲۰۸ مینویسد:چون مردم لرستان دائم شورش میکردند و میل به استقلال داشتند کلمه فیلی (شورشی) را به آخر نام آن منطقه افزودند! حسن پیرنیا هم در کتاب ایران قدیم صفحه ۱۳۱ آورده که مردمان لرستان استقلال طلب بودند و مطیع کردن آنها خیلی دشوار بوده چنانکه تسلط خارجیها بر آنها دوامی نداشته است! البته افسانه سُرایی و مُوهوم بافی پان تُرکیسم به اینجا ختم نمیشود و در ادامه ادعا کردند که روستایی در استان ماهاراشترای هند به نام ماهان است پس مردم ماهان کرمان هندی هستند!!! یا بندیل شهری در استان اوریسای هند را با زبان بندری هرمزگان یکی میدانند!《چون خودشان مهاجرند و میخواهند به همه انگ مهاجر بزنند》پان تُرکها ادعا کردند که گودر نام شهری در استان مادهیابراتش هند است و نام یک روستا هم در کرمان گودرز است پس کل کرمانیها هندو هستند! نایین شهری در استان هاریانای هند است پس مردم نایین اصفهان هم هندی هستند! میار نام شهری در استان اوتاراکند هند است پس مردم میار کلاردشت مازندران هندی هستند! بنکاش نام شهری در اوترپرادش هند است پس مردم بنکش آمل مازندران هندی هستند؟ حتی پان تُرکیسم در نظریه ای گیج و مَنگ اعلام کردند که پَشتونها و مازنیها از یک نژادند آنهم بدون هیچ سند و مدرکی!!! همچنین اظهار فضل کردند که در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی هستند و کلهر از طوایف گیلان است که در گیلان غرب کرمانشاه زندگی میکنند!!!رامسر نام شهری در استان راجستان هند است پس رامسریها هندی اند؟ کوه گیلویه (کوه گیل) یا کوه جیلویه را پان ترکها به کوه کولی تغییر دادند و لابد آنها هم از هند آمدند؟ اینها تنها《شباهت لفظی》و《اشتراک لفظ》است و هیچ ارتباطی بین این اسامی نیست مثلاً سندان در فارسی یعنی ابزار آهنی ضخیم که آهنگران آهن را روی آن میگذارند ولی در عربی سندان به معنای گرگ قوی هیکل است! سو به ترکی میشود آب حال آنکه در فارسی شاید معنای بدی داشته باشد! گوز به ترکی یعنی چشم حال آنکه در زبان ما معنای بدی دارد! دیز به ترکی زانو میشود یا بوز به ترکی یخ میشود یا گون به ترکی امروز میشود حالا آنکه اینها در زبان ما فحش و ناسزاست پس باید قائل به تفاوت شد و با دیدن یک کلمه به ارائه فرضیه و تز نپرداخت(فتامل!)


  • خورشید وسط پرچم کردها نماد چیست؟

    خورشید وسط پرچم کردستان عراق نماد گانشای هندیهاست و پرچم هند به لحاظ رنگ دقیقاً شبیه پرچم کردهاست. دکتر حشمت الله طبیبی در مقدمه کتاب《تحفه ناصری》از قول ژاک دمورگان فرانسوی میگوید: زبان کردی شعبه ای از سانسکریت هندی است.تاریخنگاران غربی کُردی را به سانسکریت(هم خانواده اوستایی)نزدیکتر میدانند و کُرد را نه با فارس بلکه با هندیها از یک نژاد میدانند.درکتاب《شرفنامه بدلیسی》که توسط شرفخان زمان صفویه نوشته شده، منشا کُردها را شرق ایران ذکر کرده که صحت این ادعا را میرساند حتی زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونف معتقداست که از قرن ۹ تا ۷ قبل ازمیلاد عُنصرزبان ایرانی ازمشرق به غرب پیشرفت آشکاری داشته و دیاکونف زبان کُردی را تلفیقی از ایرانی، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با اوستا(زبان شرق ایران)دارد.یحیی مدرسی درکتاب《درآمدی برجامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونف ومینورسکی را تاییدمیکند و میگوید: کُردی، بلوچی و افغانی از فارسی منشعب نشدند بلکه همپای سانسکریت و به موازات آن تحول یافته اند. رسم ختنه کردن دختران ، خالکوبی روی پیشانی و سنگسار نزد کردها و پاکستانیها معمول است.لباس ، عمامه و پرچم کردها شباهت بی مانندی با هندوها دارد.در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی اند و کلهر از طوایف گیلان است که درشهر گیلانغرب کرمانشاه سکونت دارند.اسامی طوایف کولیها که در هند و پاکستان به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کرد است مانند: کلیلایی ، گورونی ، سوران ، خرات ، سور ، جات(زُط) ، کاولی ، کراچی ، قادریا ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی). طوایف کُردی: کلیایی ، گورانی (گورونی) ، سورانی ، خرات ، زور ، جاف ، اردلان ، کاویانی (کاولی kaweli) ، کرمانچی ، قادری ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی).


  • عینیت یا توهُم؟

    تمام اعداد شمارش فارسی از هند گرفته شدند و لک هم واژه ای هندی به معنای صد است مثلاً هر صد کیندارکا در آلبانی میشود یک لک! واحد پول پاراگوئه گورانی است / واحد پول تاجیکستان سامانی است / واحد پول گرجستان لاری است / در ایالت اوترپرادش هند شهری بنام لک نو وجود دارد / در ایالت غور افغانستان شهری بنام لک است / در آفریقا کشور چاد شهری بنام لک دارد / در الجزایر شهری بنام اراک داریم / در اوکراین شهری بنام کرج داریم / در بوسنی شهری بنام بلوچ داریم ولی اینها بجز تشابهات لفظی هیچ ربطی بما ندارند. در اصل ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی آمده که مردم هر قوم از حقوق مساوی برخوردارند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد.


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که نیستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    دستبرد تاریخی کردها: تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • زند عشیره ای از قوم لُر

    میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی درکتاب《گُلشن مراد》صفحه ۳۵ آمده: طایفه زند شُعبه ای از الوار (لُرها) است / نُصرت نظمی درکتاب《دلاوران زند》مینویسد: لطفعلی خان زند لُر است و ایل زند مابین اراک و ملایر است / دکتر عبدالحسین نوایی درکتاب《کریمخان زند》صفحه ۳۵ ذکرمیکند: زند اصالتاً از محال پری و کمازان ملایر و متعلق به طوایف لُر بود / دکترعلی اصغر شمیم درکتاب《ایران در دوره سلطنت قاجار》صفحه ۲۷ مینویسد: کریمخان زند با افراد ایل زند از ایلات لُر و از خاک بختیاری به شمال خراسان انتقال یافته بود / در کتاب تتمیم تاریخ نگارستان صفحه ۴۱۶ آمده: کریمخان زند از لرهایی بود که در حوالی ملایر ساکن بودند و لرها او را《کریم توشمال》میخوانند / در کتاب تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان صفحه ۴۶۳ آمده: زند نام طایفه ای است از لرهای فیلی که در قلعه پری از توابع ملایر سکونت داشتند / در کتاب تاریخ گُلشن مُراد صفحه ۴۸۵ آمده: بعد از آن قاطبه ایل زند و دیگر طوایف الوار (لُرها) در میدان درب دولتخانه شاهی تجمیع و... / در کتاب صدر التواریخ صفحه ۱۲ به لُر بودن کریمخان زند اشاره شده است: موسس این سلسله کریمخان زند از الوار فیلی (لُرهای فیلی) که در محدوده قلعه پری ملایر سکونت داشتند / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حماسه کویر》صفحه ۱۵۶ مینویسد: کریم توشمال از لُرهای قریه پیری و کمازان از توابع ملایر بود / دکتررضا شعبانی درکتاب《هزار فامیل》صفحه ۵ آورده: وقتی لُرهای بختیاری در اصفهان شورش کردند ابراهیم شاه، یکی از فرماندهانش بنام کریمخان لُر را ماموریت داد که به اصفهان برود تا با زبان خوش، لُرها را به اطاعت درآورد چون زبان لُر را لُر میفهمد! / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حضورستان》صفحه ۲۲۰ مینویسد: دوبار مُرتضی قُلیخان افشار پسرشاهرخ خان و هادی خان منسوب آقاعلی بیرون آمدند و با الوار (لُرهای) طرفدار لطفعلی خان زند جنگ کردند و او را به شهر مشهد راه ندادند تا او به طرف قائنات درخراسان جنوبی رفت درسال ۱۲۰۵ هجری / محمدهاشم آصف در《رستم التواریخ》چندبیت که بنام کریمخان است آورده: زهی عاقل غیر عالم لُری _ زبَردست فرمانده پُرخوری / اگرچه لُری صادق و ساده بود _ ز نامردی و ننگ آزاده بود / درکتاب《کُرزه بُر طایفه ای از زند》صفحه ۱۷۵ آمده: کلیتاً ایرانی خالص که نژاد آنها تاکنون باقی است تیره و ایلات مختلفه الوار (لُرها) هستند که در بلاد ایران، خاصه در نهاوند و بروجرد و غیره متفرقند! درهمان کتاب آمده که زندها لباس لُری میپوشند / درکتاب《تاریخ ایران باستان تا امروز》ترجمه ؛ کیخسرو کشاورزی صفحه ۲۹۹ آمده: کریمخان زند رهبر عشیره ای از لُرها بنام زند بود که در منطقه حوالی ملایر میزیست / دکتررضاشعبانی در《تاریخ سیاسی _ اجتماعی ایران در دوره زندیه》صفحه ۱۱۲ مینویسد: جمیع مورخانی که درباره زندیه سخن گفتند بر این نکته مُذعِنند که ایل زند از طوایف لُر است و ظاهراً مناطقی که ایلات لُر ساکن بودند از زمانهای قدیم، قبل از ورود آریاییها مسکون و دارای تمدن بوده است در واقع میتوان لُرها را یکی از قبایل بزرگ ایران به حساب آورد که در بخش وسیعی از فلات ایران استقرار دارند / دکترعباس اقبال آشتیانی در《تاریخ مُفصل ایران》صفحه ۷۳۹ زند را از ایلات لُر برمیشمارد.


  • پلاستیک سازی

    از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!


  • عُقلاء المجانین

    پان لَکها ادعای حکومت اتابکان لُرکوچک و والیان لُر فیلی را میکنند اما کوچکترین سند و مدرک تاریخی ندارند و اشارات منابع تاریخی به صراحت بر《لک نبودن》اتابکان لُر صحه میگذارد باز به تصریح همین منابع آنان از طوایف قدیمی و اصیل لُر بوده اند! نخستین اتابکان لُرکوچک نظیر: شجاع الدین خورشید / سیف الدین رستم / و عزالدین گرشاسف در گریت واقع در 15 کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در بخش پاپی اقامت داشتند (سعادت خودگو ، اتابکان لُر کوچک ، ص 52). شجاع الدین خورشید طبق رساله لرستان ولرها ص 45 تابستان در گریت و زمستان در دهلُران به سر میبردند! تاریخ گُزیده حمداللّه مستوفی سال 730 هجری نوشته شده و در ص 549 از طایفه جنگروی (چنگروی) نام میبرد که در کول مانرود اقامت داشتند ولی از《لک》نام نمیبرد!!! ولی یکقرن بعد در سال 816 معین الدین نطنزی در منتخب التواریخ ص 53 در ذکر نام طوایف لُر کوچک علاوه بر جنگروی از《لک》و زنگنه هم نام میبرد! نام جنگروی کهن تر از لک است اگر این طایفه جنگروی، لک بود هیچ دلیلی وجود نداشت که منبع مذکور هم از لک نام ببرد و هم از جنگروی!!! حوادث سیاسی اتابکان لُر تماماً در محدوده نواحی لُرنشین اتفاق افتاده است و محل زندگی و مقابرشان هم همینطور! دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر ص 136 و حمید ایزدپناه در جلد اول آثار باستانی و تاریخی لرستان مُتفق القولند که《طایفه لک》که نام آن برای اولین بار در فهرست منتخب التواریخ نطنزی آمده، هسته اولیه طوایف لکزبان کنونی لرستان است! نطنزی در منتخب التواریخ از جنگروی ، هسته و لک نام برده بنابراین مشخص است که جنگروی و لک یکی نیستند وگرنه دلیلی نداشت نام آنها جدای از هم آورده شود! لکها مُهاجرند زیرا از اشاره نطنزی در سال 816 به لک ، زنگنه و سُلگی (دو تای آخری هیچگاه ساکن لرستان نبودند) دانسته میشود که طوایفی که نطنزی به فهرست تاریخ گزیده افزوده خارج از محدوده کنونی لرستان می زیسته اند! آیین یارسان طبق دایره المعارف فارسی نوشته غلام حسین مصاحب ص 315 ترکیبی از عقاید غُلاه شیعه _ عقاید صوفیه _ بقایای مذاهب زرتشتی و مانوی است و اعتقاد به حلول و تناسخ و تجسد جزء اصول عقاید آنهاست و در باب عقاید هم شبیه به معتقدات اسماعیلیه 7 امامی اند.زبان لری همان فارسی قدیم است و به فارسی نزدیکتر است و ترجیح حکام لرستان این بوده که به همان فارسی که فراگیرتر بوده و یک زبان درباری بوده بنویسند ولی عده ای با سوءاستفاده از این موضوع ادعا میکنند که زبان گذشته لرها، لکی بوده است! ما دیوان میرنوروز متعلق به زبان صفویه را داریم که هیچ فرقی با لری امروز ندارد و هرچه به عقب برویم لری به هیچ وجه شبیه لکی نمیشود!!! نمیشود زبان یک منطقه محدودی《دلفان》را به کُل سرزمین اتابکان لُر کوچک تعمیم و تسری داد که مصداق بارز سفسطه است با این استدلال آبکی ، پس لُری بختیاری هم لکی بوده و بعداً به فارسی نزدیک شده! پانها عادت دارند اظهارنظر کُلی و پوشالی بکنند و با تکیه بر منابع و مستندات تاریخی حرف نمیزنند!


  • تاریخ یعنی سند و مدرک

    طبق نوشته دایره‌المعارف فارسی تالیف غلامحسین مصاحب ذیل واژه لک، بیرانوند و باجولوند در اوایل عصرقاجار به لرستان کوچ کردند.دلفان تیول قاسم بن عیسی ابودلف عجلی در شمال غربی لرستان بوده که اتفاقاً اهل حق ها هم اکثراً از اعضای همین طایفه بودند. دهخدا در لغتنامه اش در مورد طوایف لک در قرن 12 هجری در موصل میگوید. در دانشنامه اسلام مَدخلهای بیرانوند و باجولوند به کوچ طوایف مذکور از نواحی غربی تر به لرستان اشاره شده است.تمام طوایف لک از طایفه ای بنام لک پدید آمدند که بجز دلفان که تیول ابودلف عجلی بوده بقیه آنسوتر و در ماهیدشت اقامت داشتند که بخشی از ایشان زمان شاه عباس صفوی پس از انقراض اتابکان لر برای حمایت از حسین خان سلاحورزی وارد مناطق شمالی لرستان شدند وگرنه لرستان تا اوایل صفویه منطقه ای با اکثریت مطلق لُرزبان بوده است. بسیاری از طوایف اصیل لُر مثل: ابوالعباسی / کیجاوی / مدویی / بیئی / شادلو / چگنی / هداوند و...در اوایل صفوی از لرستان به دلیل تمکین نکردن از والی جدید (حسین خان سلاحورزی) وحمایت از اتابکان لُر، مهاجرت داده شدند و این مهاجرتها در کتاب《نقاوه الآثار افوشته ای نطنزی مورخ زمان صفویه》در صفحه 495 توضیح داده شده است همچنین مُلا جلال مُنجم یزدی در《تاریخ عباسی》ص 159 و اسکندربیک منشی ترکمان در《تاریخ عالم آرای عباسی》جلد 2 ، ص 540 به قتل عام خاندان اتابکان لُر و مخالفان حسین خان سلاحورزی (والی جدید) را در یک تسویه حساب خونین در کنار رود سیمره و خرم آباد مقر حکومت لرستان انجام داد! دکتر روح الله بهرامی استاد تاریخ دانشگاه درکتاب《سلسله والیان لرستان》ص 64 مینویسد: کارگزاران شاه عباس درکنار قلعه فلک‌الافلاک به دستور او طرح ضیافت بزرگی ریختند و تمام بزرگان و سران طوایف و عشایر و ایلات لرستان را بدان ضیافت دعوت کردند شاه عباس اعلام نمود که میخواهد با مشاورت بزرگان و اُمرا اوضاع لرستان را سر و سامان دهد در این ضیافت بسیاری از سران لُر و طوایف لرستان از جمله اولاد و《اعقاب شجاع الدین خورشید》و همه گروه های طرفدار آنان شرکت داشتند شاه عباس دستور داد که در یک لحظه تمام مخالفین حسین خان سلاحورزی و تیره او را دستگیر کنند از جمله دستگیرشدگان میرقیصرخامه بیدل از امرای بزرگ لرستان و همچنین اولاد شاهوردی خان بودند دو نفر از فرزندان شاهوردیخان پس از دستگیری راهی زندان الموت گردیدند همچنین یکی از اولاد و احفاد وی بنام جهانگیر که به میان جماعت بیات (طایفه ترک) پناه برده بود دستگیر و مکحول و زندانی گردید (ملاجلال منجم یزدی، تاریخ عباسی ص 160). اسکندربیک منشی ترکمان درعالم آرای عباسی جلد 2 ، ص 541 مینویسد: جماعت خامه بیدل که با جماعت سلویزی عناد میورزید و اطاعت سلویزی نکرده مورد غضب شاهانه (شاه عباس) گشته و مفسدان طبقه را با جمعی دیگر از الوار که مظنه فساد بودند در خرم آباد به جزا رسانیدند! درنقاوه الآثار افوشته ای نطنزی صفحه 495 آمده که : ایلات سرکش لرستان که مصدر اغتشاش و آشوب بودند به منطقه خوار ری و ورامین کوچانیده شدند و 200 خانوار که خلاصه و زُبده آن قوم بودند کوچانیده و حکم جهان مطاع به نفاذ پیوست که این جماعت در ساحت خوار ری اقامت نماید! حجت الله حیدری در تبارشناسی لرستان ص 9 مینویسد: از لابلای کُتب مختلف متوجه شدم که از زمان صفویه به این طرف نقل و انتقالاتی در میان ایلات لرستان صورت گرفته ، تعدادی از جاهای دیگر به لرستان آمده اند و تعدادی از لرستان کوچ کرده اند و کوچانیده اند. در همین مهاجرتها بود که ایل بزرگ و سرنوشت ساز《امرایی》در طرحان به لکی گرایش پیدا کرد و تحت تاثیر لکزبان قرار گرفتند.کوهدشت اصالتی لُری داشت و عشایر نورآباد به علت بُرودت هوا قشلاقشان را به کوهدشت آمدند و الان لکزبانان کوهدشت مهاجرانی با اصالت نورآبادی اند مثل: اولاد قبادها / ایتیوند / شاهیوند / نورعلی / کونانی! طایفه سیاهپوش الشتر که شعرایشان از دلایل افتخار ما به زبان لکی اند مثل ملاحقعلی سیاهپوش و دکتر بنان هم اصالتاً از لرهای بختیاری دزفول هستند و اتفاقاً ملاحقعلی در زمان سرودن شعر زبان لری داشته و نوه ایشان در مقدمه دیوان شعرش بر این امر صحه گذاشته است. در لرستان بحث لکها تا فراگیر نشدن اینستاگرام پُر رنگ نبود و اساسا در لرستان نام طایفه را میپرسیدند و نمیگفتند لری یا لک؟ حالا پانلکها براساس چند قرینه غیرمستند که ممکن است اصلا قابل قبول نباشند دست به تحریف تاریخ میزنند! ادعا ساده است اما اثبات مشکل است!


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فاس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • جوکهای مهندسی شده!

    در جوکهای نژادی فقط اقوام خاص که اتفاقاً شیعه اند و سابقه مبارزاتی دارند هدف قرار میگیرند. نشانه‌هایی وجود دارد که ثابت میکند تولید مُحتوای جوک‌ها سازمان‌یافته و توسط گروهی با اهداف خاصی منتشر و اشاعه می‌یابند! اگر به جوکها نگاه کنید تمام《علائم دستوری و نگارشی》را به دقت رعایت میکنند و هیچ غلط املایی ندارند انگار همگی از کارخانه، یکدست بیرون می آیند! آیا اینها اتفاقی است؟ آیا مردم عادی وقت و سواد چنین کاری را دارند؟ همین مستندات و نشانه‌ها اثبات میکند جوک‌ها به شکلی سازمان یافته تولید شده‌اند و توسط گروهی با اغراض سیاسی و اجتماعی و با انگیزه‌ها و اهداف تحقیر اقوام فعال و خاص تولید و منتشر شده‌اند! برخی از فعالان رسانه‌ای با ارائه مدارک متقن و مستند ثابت کردند رواج چنین جوک‌هایی توسط قوم مسلط برای《تحقیر قومی》در دستور کار قرار گرفته است. قوم مسلط در تلاش است تا ایران را پرشیالیزه کند و تفاوت‌های قومی را بعنوان مکانیسمی برای《تمسخر قومی》تفسیر کنند! البته سابقه تاریخی و روشنگری قومهای هدف جوک نژادی، مانع از آن شد که چنین مفروضی را بتوانند علیه شان اعمال کنند. ضمن آنکه جوک‌هایی که درباره شهرهای فارس نشین مثل: تهران، اصفهان، شیراز و مشهد گفته میشود هم اندک است و هم قومیت آنها را هدف قرار نمیدهد و بیشتر برای رد گُم کردن و عادی جلوه دادن《جوک》است! یکسویه بودن و جهت‌دار بودن چنین《جوکهای مهندسی شده》غرض ورزی قوم مسلط را میرساند؛ به عبارتی تولید و اشاعه جوک‌های نژادی مرتبط با سازمانها و محافلی است که درصدد یکسان سازی《جامعه کثیرالقوم》ایرانند!زیرا این جوکها ماهیتی منحصراً قومی دارند که نشان از شکاف، دوری و فاصله اجتماعی_اقتصادی دارد.


  • وجه تسمیه شهرکرد بختیاری

    پانکردها باز به مغز خود فشار آورده و در ادعای جدیدی مُدعی شدند که لرهای بختیاری کرد هستند! علت این توهم《شهرکرد》مرکز چهارمحال بختیاری است! پانکردها که با اندیشه بیگانه هستند و تمام حرفها و حرکاتشان تقلیدی دست چندم از پانترکیسم است به خود جرات تحقیق نمیدهند و در قرن 21 همچنان بدنبال بحثهای قومی_قبیله ای و مجادلات بیحاصل هستند و کماکان مَرض و بیماری همه کُردپنداری را با خود دارند! اگر این مُقلدان مجازی بجای حرافی و ژست روشنفکری کمی اهل مطالعه بودند یقیناً با سند و مدرک جلو میآمدند و منبع دست اول تاریخی ذکر میکردند!در تمام منابع و اسناد تاریخی مرکز و پایتخت اتابکان لُربزرگ همواره ایذه (مالمیر) بوده و شهرکرد کنونی هم بجز لُرهای بختیاری هیچ شهروند کُردی ندارد که بخواهد شهر را به نام آنان بخوانند! حتی تا فاصله 600 کیلومتری یک کُرد را نمی یابید و نام قدیمی شهرکرد《ده کُردین》بوده است! وجه تسمیه شهرکرد (ده کُردینه پوشان) برمیگردد به نوعی پارچه بنام《کُردینه یا کردین》که دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی جلد سوم صفحه 2079 مینویسد: کُردی KORDI نیم تنه ای که در قدیم روی قبا میپوشیدند و دارای آستین کوتاهی بود! در فرهنگ فارسی عمید، چاپ 16، صفحه 849 آمده: کوردین جامه پشمین گلیم، پلاس کردی هم گفته میشود! در واژنامه لری، اثر؛ اکبر یاوریان، صفحه 581 آمده: کُردی یا کوردی نوعی پارچه پنبه ای ضخیم برای حفظ از سرما است و همچنین کردی یا کُردین هم اینک نیز در زبان لُرهای بختیاری به《نوعی لباس چوپانی ضخیم》گفته میشود که در برابر سرما از چوپانان محافظت میکند! علت وجه تسمیه شهرکرد نیز همین بوده که بافت و تولید این پارچه در آنجا به دلیل《زمستانهای سخت و طولانی》بیشتر از هرجای دیگر مرسوم و معمول بوده و به همین خاطر به《ده کُردین یا کُردینه پوشان》و سپس به شهرکرد که اشاره به تولید آن نوع پارچه ضخیم پنبه ای دارد معروف شده است.شهرکرد مرتفع ترین و سردترین شهر ایران است!دکتراحمد پاکتچی در روش شناسی تاریخ، ص 136 مینویسد: مرکز چارمحال بختیاری شهرکرد است اما قرارنیست در مرکز منطقه لُرنشین با کُرد مواجه شویم بلکه در آن مجموعه با لُرها سرو کار داریم! شهرکرد امروز هم نَمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگ آن شهر به《نمدمالی》مُتصف گشته اند و طوایف《گله دار》،《رعنایی》و《نمدمال》از قدیم در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کوردی یا کوردین بودند و هم اکنون هم این صنعت به قوت خود باقی است که این شهر به دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم کُردین به این وجه تسمیه مشهور گشته است!


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • کُردیزاسیون بلادلُرنشین

    کلیپ سرودن آهنگ لُری شیرعلیمردان توسط پیشمرگهای کُرد (دختران جوان بزک کرده!) که برای تقویت این پندار که لُرها هم کُرد هستند در فضای مجازی پخش میشود! اما مسئولان امنیتی هیچ واکنشی به این دست درازی پانکردها نشان نمیدهند! میشل ایزدی و بسیاری دیگر از نظریه پردازان《کُردتبار مقیم خارج از کشور》بر این اعتقادند که تشکیل کشور کردستان بدون دسترسی به آبهای آزاد یک خطای استراتژیک بوده و محکوم به شکست است! با توجه به قرابت جغرافیای لُر به کرد، پروژه استحاله فرهنگی لُرها در ملّت کرد یا همان《کردیزاسیون لُرها》شروع شد. کردها از دو ابزار عمده برای این پروژه استفاده کردند: یکی خواب آلودگی اهالی قلم به دست در استانهای لُرنشین و دیگری دستگاه رسانه ای خارج از ایران که تنها بیش از سی کانال ماهواره ای را شامل میشد! ابتدا با موسیقی به عروسی هایمان آمدند و با ابزار هنر و شعار《برادری لر و کرد》پروژه استحاله فرهنگی خود را شروع کردند! ولی چون فرهنگ بزرگتر هرگز در فرهنگی کوچکتر از خود هضم نمیشود به سراغ ایجاد تفرقه میان لر و لک رفتند! یکبار متنی به زبان انگلیسی خواندم که در عین وقاحت نوشته بود: لکها دروازه ورود به بلادلُرنشین و پس از آن دستیابی به آبهای آزاد است! خلاصه کلام اینکه پروژه فوق در خواب آلوگی ما همچنان ادامه دارد و چندی پیش《تابلوی بام لُرستان در شهر خرم آباد》را با رنگ به بام کردستان!!! تغییر دادند! در جشن ثبت زبان لکی در نورآباد رقص کردی بزم محفلشان بود!با لباس کردی از بوشهر و کُهگیلویه و ایلام گرفته تا آبشار بیشه خوانندگان برای اجرای لری با《لباس کردی》تامین مالی میشوند و بسیاری تحرکات دیگر که ذکر همگی آنها در این مجال نمیگنجد! بارها به مسئولین سیاسی، فرهنگی و امنیتی استانهای لُرنشین خطر نفوذ《کردستان بزرگ》در لُرستان را گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا؟؟؟ یادمان باشد که قوم لُر آخرین سنگر حفظ تمامیت ارضی و ستون خیمه اتحاد ایران است! این همه فشار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای درهم شکستن مردمان لُر است لذا باید خطر《همه کُرپنداری》پانکردها را جدی بگیریم!


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.


  • لک گرایی چگونه؟

    میرزاعلی‌اکبر وقایع‌نگار، مورخ کُرد سنندجی، در۱۲۰سال قبل، کرمانشاه را《داخل در خاک لُرستان》معرفی می‌کند و ایلات آنرا بخشی از ایلات لُر برمی‌شمارد. دقیقاً از همین دوران یعنی عصر قاجار، اوضاع شروع به تغییر می‌کند. قرار گرفتن کرمانشاه در مسیر تجارت و زیارت باعث بزرگ‌تر شدن و افزایش اهمیت آن می‌شود و این شهر به قطب اول جمعیتی در غرب کشور مبدل می‌شود. با بررسی تطبیقی مرزبندی‌های قومی و طبقاتی می‌توان شکل‌گیری ۳بخش را در شهر تشخیص داد: الف)فارسها که مهاجرین غیربومی‌اند و حکام شهر، روحانیت و تاجران یعنی طبقۀ حاکمۀ نخستین شهر را تشکیل می‌دهند. استقرار اینها در کرمانشاه منجر به سرکوب و محدودیت مذهب یارسان بعنوان مذهب اصلی بومیان می‌شود. موجودیت این بخش در ارتباط با دو «ف» قرار دارد: گویش ابداعی《فارسی کرمانشاهی》و محلۀ قدیمی《فیض آباد》ب)در تقابل با گروه اول و از دید آنها که هرگونه عشایری را《کُرد》می‌نامند، معنای《معیشتی》این واژه به‌معنای《قومیتی》تبدیل می‌شود و به ایلات لُر پیرامون کرمانشاه به‌ویژه کلهر، زنگنه وسنجابی اطلاق می‌گردد.این گروه، به‌ویژه اشرافیت ایلی و فرزندانشان، لایۀ بعدی قدرت در شهر را اشغال می‌کنند و در بوروکراسیِ درحال تورم شهر و بخش‌هایی از بازار جاگیر می‌شوند ج) سرانجام ایلات لک که از ساکنین قدیمی و بومی منطقه هستند، در دهۀ 1340 و 1350 شمسی و تحت تأثیر سیاست‌های ویران‌کنندۀ دولتی در حاشیۀ شهر کرمانشاه ساکن می‌شوند《جعفرآباد》یک مکان نمادین دراین روند محسوب می‌شود. با استقرار ایلات در حاشیۀ شهر، موج سنگین و شدید《لُر ستیزی》از جانب دو گروه اول با هدف گرفتن مستقیم لکها آغاز می‌شود و آنها《مهاجر》،《بی‌تمدن》و《عامل خلاف》تلقی‌شده و بی‌رحمانه‌ترین رفتارها و تبلیغات فاشیستی در مورد آنها اعمال می‌شود. ایدئولوژی مسلط و غالب کرمانشاهی تمام معضلاتی را که در محلات حاشیه‌ای همۀ شهرها وجود دارد و برای حل آنها باید دولت و مقامات را به چالش کشید، به لکها منتسب می‌کنند و آنان را مورد اتهام قرار می‌دهند.شدت و زشتی این برخوردها تا بحدی است که می‌توان پدیدۀ《طرد اجتماعی》(social exclusion) را در مورد لکهای کرمانشاه تشخیص داد. اما تودۀ مردم زحمتکش، شریف و باغیرت لک بیکار نمی‌نشینند و مقاومت خودجوش آنها در مقابل این طرد آغاز می‌شود.اگرفیلمها وعکسهای مراسم عروسی در کرمانشاه دهۀ 1340 را ببینید و نوع رقص، پوشش و موسیقی را با رقص، موسیقی و پوشش کرمانشاه امروز مقایسه کنید متوجه میشوید وقتی اندیشمندانی مثل بندیکت اندرسون و ارنست گلنر از《ساخته‌شدن》سریع و مصنوعی برخی اقوام سخن می‌گویند، دقیقا به چه چیز اشاره دارند. پیش از پرداختن به مقاومت خودجوش مردم لک درمقابل روند فاشیستی لک‌ستیزی در کرمانشاه، توضیحی در مورد معنای《قومیتی》واژۀ《کُرد》و وضعیت آن در شهر کرمانشاه در دوره‌های مختلف لازم است. به این دلیل از عبارت《معنای قومیتی》استفاده می‌کنیم که پیش از شکل‌گیری این سنخ از معنا《کُرد》معنای معیشتی هم داشته است و بعنوان معادل《کوچندگان و عشایر غیرعرب》هم استفاده شده اما این معنای قومیتی جدید هنوز با معنای مطلوب پانکُردها فاصله دارد. این معنای قومیتی ابداً بمعنای《اتحاد با سایر کردها》در سنندج، مهاباد و عراق نیست؛ بلکه بمعنای اتحاد برای رقابت بر سر کسب جایگاه بهتر در سلسله مراتب قدرت و منزلت در منطقه و شهرِ درحال توسعۀ کرمانشاه با همان لکهاست. این درحالی است که قدمت حضور لکها در این ناحیه همپای خود آنهاست و قرنها درکنار هم زندگی کرده‌اند. اما توسعۀ شتابان شهرنشینی، شرایط و میدان کاملاً جدیدی را بوجود می‌آورد. معنای جدید واژۀ《کُرد》این امکان را فراهم می‌آورد که اشرافیت ایلی کلهر و سنجابی و زنگنه و تیره‌های گوناگون و وابستگانشان، خود را در جایگاه《بومیان اصیل و قدیمی》و《مالکان طبیعی شهر》بنشانند و لُرها و بطور مشخص، لکها را《مهاجر》،《مزاحم》و《مسبب اصلی خلافکاری》معرفی کنند. مصطفی دیکیچ، اندیشمند برجستۀ مطالعات شهری، اشاره می‌کند که در رقابت‌های حوزه ی شهری، تعریف《دشمن مشترک》یا همان《دیگری بَرسازنده》اجازه می‌دهد تا صفوف《خودی》و《دوست》متحد و منسجم شود و رقابت بر سر قدرت، نظم و سامان بیابد. لکها دقیقاً در جایگاه همان《بیرون بَرسازنده》برای کُردهای کرمانشاه قرار داده شدند. درست مانند همان مثالی که دیکیچ می‌زند: محلۀ《بِلویله》در حاشیه پاریس که از طرف ساکنان محلات مرکزی بعنوان《آپاچی‌های بلویله》و《بربرها در دروازه》معرفی می‌شوند. در این مرحله، هنوز هیچ‌گونه کششخاص و مشهودی از جانب کُردهای کرمانشاه به سمت کردهای شمال کرمانشاه وجود ندارد: کرمانشاه مانند سنندج در جریان «جمهوری مهاباد» قاضی محمد کاملا ساکت است؛ نسبت به تحولات دهه‌هایبعدی در نواحی اردلان و مکریان کاملا بی‌اعتناست؛ و در سالهای بعد از انقلاب در راستای سرکوب اعتراضات کردها بسیج می‌شود!



آخرین مقالات