دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نمونه ای از پاکسازی قومی -فرهنگی لُرها; توسط قوم گرایان کرد !

نظام پهلوی پس از سرکوب لرها , با میدان دادن به تبلیغات کردگرایانه در لرستان پشتکوه , هم قصد تضعیف هویت لری را داشت و هم پدیده ای تحت نام "کرد شیعه" را علم کرد

نمونه ای از پاکسازی قومی -فرهنگی لُرها;  توسط قوم گرایان  کرد !

*حذف و تحریف کتیبه های والی لُرستان درپشتکوه لرستان(استان ایلام)

 

وضعیت هویتی ما لُرها, در دوره معاصر ,محاصره شده بین , دو اژدهای پراشتهای دهان گشوده قومگرایی  فارس و قومگرایی کرد, , بسیار  بحرانی  ,اسفناک ,غریب و ترحم برانگیز  است !

در این یک قرن گذشته, از آنجایی که متاسفانه ما لرها نه راديو تلويزيون مردمي و مستقلي داشته ایم ، نه احزاب مردمي و مستقلي و نه مسئولين بومي ( و آگاه ) و از همه فضاحت بار آنکه همه نخبگان و فرهيختگان و تحصیلکردگان فرصت طلب ما يا جذب " قومگرایی مرکز گرای فارس" شده  و مرکز نشین شده اند یا جذب قوم گرایی بیگانه کردی! و تعداد محدود هویت طلبان مستقل لر نیز يا آواره اند و یا در وطن غربت نشين !

از همین رو ,هيچكس را نداشته و نداريم كه از منافع هویتی , قومی , زبانی ادبي هنري, اقتصادی , اجتماعي سياسي مردم لر و مناطق لرنشین دفاع بكنند و میراث فرهنگی ,هویتی , قومی , زبانی ادبي هنري اجتماعي سياسي قوم لر ,مثل " گوشت قرباني كه زير دست قصاب ناواردي باشد " به توسط این دو اژدهای پراشتهای دهان گشوده یعنی قوم گرایان  فارس و  قوم گرایان کرد در حال بلعیده شدن هست !

استان ایلام کنونی ,کمتر ازهشتاد سال پیش، پشتکوه لرستان فیلی نام داشته  , منطقه ایی است که توسط رضاخان, پس از عملیات "فتح لرستان " و قتل عام لرها, از پیشکوه لرستان فیلی(استان لرستان کنونی ) مجزا شد و استان ایلام نام گرفت و در دامن ناسیونالیسم کردی انداخته شد! آنچنانکه هم اکنون دورترین احزاب مسلح و غیر مسلح کردی ترکیه و سوریه و عراق ,افراطی ترین هوادارن ناسیونالیسم کردی و  تشکیل کردستان بزرگ خیالی  را در این منطقه غیر کردی دارند ! اما چرا و چگونه ؟

براستی چرا و چگونه است که هموطنان کرد سنی , که هم  درعهد ملی گرایی حکومت پهلوی و هم در حکومت اسلامی کنونی، هرگونه فرصت تنفس و ابراز وجود هویت مذهبی قومی را هم از این عزیزان سلب کرده اند چگونه است که ناسیونالیسم شان در منطقه ایی اصالتا لری آنهم شیعی , چنین  جولان می دهد ؟

نظام پهلوی پس از سرکوب لرها , با میدان دادن به تبلیغات کردگرایانه در لرستان پشتکوه , هم قصد تضعیف هویت لری را داشت و هم پدیده ای تحت نام "کرد شیعه" را علم کرد که به شکلی هویت کرد سنی را که به هیچ وجه سنخیتی با ارکان ملی گرایی ایرانی نداشت ( زبان فارسی/ مذهب شیعی ) به گونه ای آیینی با ملی گرایی ایرانی پیوند آشتی جویانه ایی زند و گرایش" گریز از مرکز" قوم گرایی" کرد غیر سنی غیر فارس" را به نحوی کاهش داده به سمت مرکز متمایل سازد ! و بدینسان بود که در لرستان فیلی یا پشتکوه لرستان استان " ایلام کرد شیعه" قد علم کرد ! و این استان در دامن ناسیونالیسم کردی انداخته شد و عملا استان ایلام را به قوم گرایان کرد واگذاشتند !

از آن هنگام تا کنون به  گونه بی سابقه ای در این استان قوم گرایان کرد  در حال تحریف تاریخ و فرهنگ این منطقه هستند. نشریات و جراید و ادارات دولتی و صدا و سیمای ایلام که جولانگاه ناسیونالیسم کردی شده است! به طور مرتب اقدام به تحریف و تغییر تاریخ گذشته منطقه وحذف نام لر و لرستان و لر فیلی  کرده و در مقابل مبادرت به کردی سازی منطقه هستند.

صداسیمای ایلام مرتب به پخش آهنگ های کُردی(کرمانجی ,سورانی ) می کند که ارتباطی با موسیقی سنتی منطقه ندارد. فرمانداری و شهرداری شهر همچنین مجسمه ها و تصاویری در سطح شهر نمایش می دهند که نماد لباس کردی (عراق و ترکیه و کرمانجی و سوران) هست . حال آنکه موسیقی و لباس سنتی منطقه ایلام عینا لباس سنتی و موسیقی مردم کرمانشاه و لرستان است !

 

یکی  از این  تحریفات  , حذف نام لرستان از کتیبه های تاریخی منطقه هست که در اغلب سایت های رسمی دولتی این استان , نام " لرستان فیلی " را در کتیبه ها حذف می کنند. کافی است سری به سایت های رسمی دولتی این استان بزنید !.

 

*کتیبه های والی لرستان فیلی استان امروزی ایلام

 

1.کتیبه تخت خان والی لرستان فیلی

 

تخت خان منطقه ای خوش آب و هوا در مسیرایلام به مهران و در منطقه ی عمومی صالح آباد است . این مکان علاوه بر داشتن چشمه ی آب سرد و زلال به علت قرار داشتن در دامنه ی غربی کوه نخجیر از نظر دسترسی به شکار انواع حیوانات وحشی و هِیزم درختان بلوط از شرایط و مزیتهای بسیار مطلوبی برای استراحت و تفریحگاه والیان ایلام برخوردار بوده است.

تداوم استقرار خان والی لرستان فیلی و همراهانش هر سال به مدت طولانی در این مکان که بعدها به تخت خان تبدیل شد , باعث گردید که غلامرضاخان والی لرستان فیلی از فرصت استفاده کرده و دستور به نگارش کتیبه ی بزرگ و به یاد ماندنی خود در این مکان بنماید . ارزش واهمیت این سنگ نوشته علاوه برزیبایی خط و متن آن دارای اطلاعات فراوانی است که از گذشته ی والی و کارهای عمرانی وی دست می دهد , چیزی که در سایر کتیبه ها تنها اشاره ای گذرا به آنها شده است .

متن کتیبه بر روی قطعه سنگی بسیار بزرگ , حجیم و مکعبی شکل و بر نمای غربی آن در ارتفاع 5/2 متری قرار دارد . نمای عمومی سنگ نوشته یک متوازی الاضلاع در ابعاد 145 × 190 سانتی متر بوده که ابتدا آن را حدود دو سانتی متر به لحاظ فراهم نمودن یک سطح صاف و یکنواخت تراش داده و آن گاه با تراش دادن مجدد حروف و کلمات را برجسته نموده اند . خط کتیبه از نوع نستعلیق و با گرایش به سوی نستعلیق شکسته می باشد که از نظر نگارش و حکاکی یکی از زیباترین کتیبه ها در نوع خود به شمار می رود.

متن کتیبه :

"هو الله تعالی، تاریخ ولادت لرستان فیلی حسب الفرمایش جناب امیر الامراء العظام غلامرضا خان والی فتح السلطنه امیر تومان در این سنگ ثبت نمود. اول والی‌ها، حسین خان بن منصور العلوی عباسی، که در زمان سلطنت شاه عباس صفوی ماضی ملقب به لقب والیگری کل لرستان شده, بعد امر به ساختن قلعه حسين آباد كه مشهور به ده بالاست نمود و قلعه و حمام و باغ به معماريت حاج درويشعلي كرمانشاهي و حجاري رضاقلي و به خط مقرب الخاقان ميرزا عبدالحسين خان بيك رشنويي در سنه 1325 قمري به اتمام رسانيد. و در سنه 1319 قمري جناب مستطاب اجل اكرم افخم به القاب جليل صارم السلطنه ، سردار اشرف نايل گرديد و در سنه..."..".

 

2.سنگ نوشته قلعه والی لرستان فیلی در شهر حسین آباد( ايلام )

پس از اتمــام ساخت قلعــه به دستور والی لرستان فیلی در مرکز حکومت اش حسين آباد که بعدها ايلام نامیده شد . غلامرضا خان والی دستور به نگارش کتيبه ای به طول 180 و عرض 34 و قطر 14 سانتيمتر داد تا به زيباترين شکل ممکن حکاکی گردد . اين سنگ نوشته با خط نستعليق برجسته و در هفده سطر با فواصل منظم و در کادرهای مستطيل نگارش يافته و در آن ايام بر بالای ورودی شرقی قلعه حسین آباد در داخل ديوار نصب بوده که در جريان جمگ تحميلی و بمباران هواپيماهای عراقی فرو افتاد و فعلا" در جای ديگر قلعه نگهداری می شود .

متن کتيبه :

هوالله تعالی يا علی مدد

تاريخ ساختن عمارت پارک در زمان سلطنت شاهنشاه عادل بادل محمدعلی شاه قاجار خلدالله ملکه حسب الامر حضرت مستطاب اجل اکرم عالی آقای غلامرضاخان امير جنگ والی لرستان فيلی ابن مرحوم مغفور حسينقلی خان والی کل لرستان فيلی ابن مرحوم حيدرخان والی ابن مرحوم مغفور حسن خان والی کل لرستان فيلی ابن مرحوم اسدخان ابن مرحوم اسماعيل خان والی کل لرستان فيلی ابن مرحوم شاهورديخان ابن مرحوم منوچهرخان والی ابن حسين خان والی ابن شاهورديخان والی در سنه هزار و سيصد و بيست و شش هجری (2) به معماريت عاليجاه خيرالحاج حاجی درويشعلی کرمانشاهی و به نظارت معتمدالسلطان مکرم عم عالی مقام صيدجواد خان سرتيپ والی زاده اتمام پذيرفت .

فی شهر رمضان المبارک سنه 1326 هجری

 

3.سنگ نوشته تنگه قوچعلی

سنگ نوشته تنگه قوچعلی در ضلع شرقی مسیر تونل آزادی ایلام بر دیواره سنگی کوه انار سنگ واقع شده است که این نوشته تاریخی به ابعاد 50 در 70 سانتی متر در دوران قاجار و حکومت والیان پشتکوه لرستان حک گردیده است. خط این سنگ نوشته خط نستعلیق می باشد.

این اثر بر نمای جنوبی صخره ی کوه انار و محلی موسوم به تنگ قوچعلی در شمال شهر ایلام قرار دارد . ارتفاع آن از سطح زمین حدود 5/4 متر بوده و دسترسی به آن مشکل می باشد .

خط آن از نوع نستلیق بوده و به مانند سایر کتیبه های غلامرضاخان والی لرستان فیلی علاوه بر رعایت زیبایی حروف به لحاظ حداکثر استفاده از فضای محدود در آن سطرها رعایت نگردیده و کلمات در یک فضای کوچک جمع گردیده اند.

 

4.سنگ نوشته نخجیر

 

محلی در دامنه ی پائینی نمای غربی کوه نخجیر در بخش صالح آباد مهران است .این محل پوشیده از درختان بلوط , زال زالگ , ون و گونه های محدود دیگر است . همانطوری که در متن کتیبه آمده والی لرستان فیلی آن را به فرزند خویش یدالله خان که ملقب به اشرف الملک بوده هدیه نموده است .

متن سنگ نوشته بر نمای غربی تخته سنگ و به ارتفاع 5/1 متر از سطح زمین , حکاکی گردیده است . سطح ناهموار سنگ و همین طور ترک بزرگ افقی در آن باعث گردیده که متن کتیبه در سه قسمت مجزا نگارش یابد . خط آن به سبک همیشگی دوره ی غلامرضا خان والی , نستعلیق بوده باز هم به علت فضای کم و همین طور نگرش زیبایی شناسانه کلمات در یک فضای محدود با رعایت اصول نگارش و توجه به زیبایی حروف در همدیگر تنیده و فشرده شده اند .

بر اثر عوامل جوی و انسانی تعدادی از حروف فرو ریخته و جنس نه چندان مرغوب سنگ نیز مزید بر علت گردیده تا روند تخریب و فرسایش کتیبه سرعت بیشتری داشته باشد .

متن سنگ نوشته (نخجیر ):

شنیدم کــه جمشید فـــــرخ سرشـت

بسـر چــشـمـه بـر سنـــگـی نـوشـت

در این چشمه چون ما بسی دم زدند

بـرفـتـنـد چـون چـشـم بـر هـم زدنــــد

فی سنه 1327

حسب الفرمایش جناب مستطاب اجل اکرم افخم اعظم آقای امیر جنگ والی کل لرستان فیلی

بموجب غرث این باغ قباله نمود با حدودات ملکی که از طایفه عالی بیگی ابتیاع نمود به فرزند خود اشرف الملک هدیه نمود .

از حسینقلی خان ابوقداره پدر غلامرضاخان ابوقداره یک سنگ نوشته وجود دارد . این سنگ نوشته در شمال شهر ایلام و روبروی پارک آزادی , بر نمای جنوبی قطعه سنگی حجیم نگارش یافته است . خط کتیبه از نوع نستعلیق بوده و به لحاظ کمبود فضا کلمات جمع گردیده و نظم سطرها به هم خورده است زیبایی خط این سنگ نوشته هرگز به پای کتیبه های دیگر از غلامرضا خان والی نمی رسد وگو اینکه تبحر حجاران در این دوره به مراتب کمتر بوده است

 

5.سنگ نوشته میمه بخش زرین آباد

 

در ضلع شمال شهر میمه و محلی موسوم به سراب تعدادی تخته سنگهای بسیار حجیم و مشرف بر ضلع شرقی رودخانه میمه قرار دارند. بر روی نمای شمال غرب یکی از این سنگهای حجیم که حدود 3 متر ارتفاع و 5/2 متر عرض دارد , سنگ نوشته ی والی نمایانگر است که به شکل مخروطی معکوس تا عمق اندکی تراش خورده و سپس کلمات را با نقر خطوط کناری نمایان ساخته اند . کتیبه در سیزده سطر حکاکی و هر سطر با سطر دیگر با خط افقی مجزا شده است .

نوع خط نستعلیق برجسته و با تداخل حروف به لحاظ فضای محدود کتیبه می باشد و شباهت فراوانی با سنگ نوشته حسین قلی خان والی لرستان فیلی واقع در شمال شهر ایلام دارد و به احتمال بسیار زیاد هر دو کتیبه بوسیله یک نفر حکاکی شده باشند .

در ابتدای سنگ نوشته آیه " بسم الله الرحمن الرحیم " و سپس شعری با چهار مصرع بدین مضمون آمده است :

شنیدم که جمشیـــد فرخ سرشت

بــــه سرچشمه بر سنگــی نوشت

در این چشمه چون ما بسی دم زدند

بـرفـتـنـد چـون چـشم بـرهـم زدنـــــــد

 




*اینجا ایلام، صدای ما را از جایی دیگر می‌شنوید

به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، آن‌چنان که از نامشان پیداست، شبکه‌های رادیوی و تلویزیونی استانی باید رسانه‌ای برای همه مردم آن استان باشند و زمان و حجم برنامه‌های، آن‌ها به طور متناسب و عادلانه، به همه گروه‌های قومیتی و زبانی آن استان اختصاص یابد. شبکه‌های رادیوی و تلویزیونی استان ایلام یکی از چندین شبکه استانی است که به این موضوع بی‌توجه هستند. متأسفانه، در این چند سالی که شبکه رادیوی و تلویزیونی این استان فعالیت خود را شروع کرده‌اند، شاهد رشد انحصاری و اختصاصی شدن برنامه‌های این شبکه استانی هستیم. هر چقدر این روند شتابان، آشکارا و ملموس‌تر به پیش می‌رود کمتر می‌توان آن را به پای بی‌توجهی برنامه‌ریزان مرکز رادیو و تلویزیون استان ایلام به رعایت تناسب و تعادل در پخش برنامه‌ها برای هر یک از گروه‌های قومی و زبانی استان گذاشت.

کافی است شخصی، بی‌طرف که اندک اطلاعی از تاریخ و مردم‌شناسی استان ایلام کنونی دارد، چند ساعت به تماشای برنامه‌های تلویزیونی و استماع برنامه‌های رادیوی این مرکز بنشیند. قطعاً توجه و تمرکز بیش از حد این مرکز به ساخت و تهیه و با استفاده از فرهنگ و زبان و یک گروه اقلیت در این استان و سعی در نادیده گرفتن و کتمان فرهنگ و زبان و لری به عنوان اکثریت قومی و فرهنگی و تاریخی این استان اولین چیزی است که جلب نظر او را جلب می‌کند.

حجم ناچیز استفاده از فرهنگ و زبان و لری (اعم از لکی و مینجایی) در تهیه و پخش برنامه‌ها. حتی مجریان این شبکه در گفت‌وگوهایشان از کردی استفاده می‌کنند. البته گاهی وقت‌ها در پی اعتراضات زیاد مردم استان، برنامه‌ای کوتاه به لرها اختصاص داده می‌شود که البته در بیشتر آن‌ها، سعی بر آن است تا جغرافیا، فرهنگ، زبان و لرها تحت عنوان کردی، معرفی بشود. یا دایماً جمله «بنا بر درخواست هم استانی‌های لر این برنامه را تهیه ‌کرده‌ایم، پس دیگر گله‌مند نباشید» تکرار می‌شود.

عدم استفاده از هنرمندان مطرح استانی و کشوری، که لرتبار هستند. تا تنها در صورتی که ایشان از اجرای موسیقی و شعر لری امتناع و به نواختن و خواندن موسیقی و شعر کردی اقدام نمایند از ایشان در ساخت و پخش برنامه‌ها استفاده می‌شود. این در صورتی است که به کرات و حتی از خوانندگان و نوازندگان مجالس عروسی و یا خوانندگانی از شهرهای سنندج و که به زبان کردی می‌خوانند در تهیه و پخش برنامه‌ها ضبط‌شده و حتی زنده استفاده می‌شود. در مورد بازیگران سینما و تئاتر و دیگر هنرمندان، مشاهیر و حتی کارشناسان لرتبار استان نیز همین رویه اعمال می‌شود.

جعل تاریخی و تلقین هویتی، چه قبل و چه حین مصاحبه، توسط مصاحبه‌کننده و مصاحبه شونده. نمونه مشهور این مورد «مش ولی» است که طی آن گزارشگر به پیرمردی که خود را لر معرفی می‌کند، می‌گوید تو کرد هستی! مصاحبه‌ای که باعث رنجش همه ملت لر و اعتراضات گسترده‌ای از جانب مردم استان ایلام و سایر لرتباران (اعم از لک، مینجایی، بختیاری و ) شد.

اجبار مصاحبه شوندگان لر به کردی سخن گفتن. حتی گزارش‌شده که مصاحبه‌گر قبل از ضبط مصاحبه به افراد لرتبار می‌گفته که کردی سخن بگویید و وقتی مصاحبه شونده بیان می‌کرده که بلد نیستم، مصاحبه‌گر می‌گفته که نگران نباش به تو میاموزم که چه بگویی!

در این میان اوضاع اقلیت کم جمعیت عرب مقیم جنوب غربی استان ایلام بسیار اسفبار است. چرا که ایشان کوچک‌ترین سهمی در این شبکه ندارند و به هیچ‌وجه نامی ازایشان برده نمی‌شود.

اقداماتی از این دست باعث شده تا مردم استان ایلام بجای تماشای به برنامه‌های استان ایلام برنامه‌های شبکه افلاک شبکه استانی لرستان را تعقیب کنند. آمار تماس‌ها و پیامک‌های ارسالی و نیز مشارکت افرادی از مناطق مختلف استان ایلام در برنامه‌های شبکه افلاک گواهی از این موضوع است. همچنین فرار و اجرای هنرمندان موسیقی و تئاتر استان ایلام در استان‌های دیگر از عوارض سیاست‌های غلط در شبکه ایلام است. سیاستی که شبکه‌های همچون «بی بی سی» و «صدای آمریکا» و شبکه‌های ماهواره‌ای معاند کردی در پیش‌گرفته‌اند. سیاستی که باعث تفرقه‌افکنی در میان مردم استان ایلام خواهد شد. مردمی که علیرغم تفاوت‌های قومی و زبانی، در طول تاریخ و به ویژه هشت سال دفاع مقدس مردانه در برابر سنگین‌ترین حملات ارتش عراق ایستادگی کرده‌اند. به نظر می‌رسد شبکه ایلام نقش درست خود را در حفظ تمامیت ارضی ایران و اتحاد اقوام بازی نمیکند و ناخواسته درگیر محتوایی است که قابل انطباق با محتوای شبکه‌هایی است که صدای گروه‌های جدایی‌طلب هستند.

بنا بر گواهی اسناد و مدارک تاریخی فراوان، از هزاران سال پیش‌تر و تا قبل از به قدرت رسیدن رضاخان، استان ایلام کنونی، بخشی از استان کرمانشاه و بخشی از شرق کشور عراق، به نام «لرستان پشت کوه» و بخشی از سرزمین لرنشین «لر کوچک» یا «لرستان فیلی» بوده است. در اوایل قاجار، حکومت «والیان لرستان» به این سرزمین محدود و پایتخت ایشان از شهر خرم‌آباد به «ده بالا» یا شهر ایلام کنونی انتقال یافت.

 

27 نظر

  • قاسم

    شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه مسئولان خائن استان با همکاری کردهای بارزانی سعی در تغییر نام شهرستان دهلران در این سالها داشته اند زیرا از نام این شهر کاملا مشخص است استان ایلام لر نشین بوده است و واقعیت هم همین است.سه شهرستان جنوب استان(دره شهر-آبدانان-دهلران) در گذشته(دوره رضا شاه خائن) متعلق به استان لرستان بوده که این مزدور اجنبی پس از قتل عام و کشتار لرهای پشتکوه توسط طوله سگش سپهبد امیر احمدی و کوردهای جاف و...این مناطق را از استان لرستان با هدف کاهش نفوذ سیاسی لرها که با لرهای عراق ارتباط داشتند،جدا کرده و به ایلام بخشید.علاوه بر این هسته اصلی شهر ایلام را هم لرها شکل داده اند و در شهرای مهران و ملکشاهی و...هم لرها حضور دارند ولی شبکه استانی ایلام همواره جمعیت بالای لرها را در این استان انکار میکند و سعی دارد با تبلیغات کردی به مردم استان و لرهای ایلام تلقین کند شما کرد هستید!!!!امروزه برخی پانکردها در سایتهای مربوط به لرها نظرات بسیار خیره کننده ای عنوان میکنند.از جمله اینکه:نام دهلران اشتباست و باید دهکردان گفته شود.دهکردان!!! بیشتر جمعیت آن کرد هستند و...یا مثلا برخی ها وقتی دلایل کافی در انتساب ایلام به کردها نمیابند، به والیان لرستان توهین میکنند و آنها را الدنگ و بیسواد و زورگو و...معرفی مینمایند.من در جواب این افراد میگویم که بروند نقشه گذشته ایران و مرز عثمانی با لرستان فیلی (کرمانشاه و ایلام) را در نقشه مشاهده کنند،آیا هیچ نامی از کردستان در این نقشه هست؟؟؟


  • لرستان پشتکوه

    بار دیگر اسم پاکت را لرستان می کنیم … مغز تاریخت دگر بار تازه عنوان می کنیم


  • رشنو

    در عجب و حیرت هستم مردمانی که در ایلام ( پشتکوه لرستان ) زندگی میکنند پوشش لری دارند . گویشی لری دارند که تمام مردمان لر گویششان را می فهمند و حتی این دسته زبان لرها را کاملأ متوجه میشوند ، تاریخشان تاریخ لرها است ( استان ایلام جزء خاک اتابکان لر کوچک و والیان لر فیلی بوده است ) و به هیچ وجه زبان یک کردستانی را متوجه نمیشوند اما خود را کرد میپندارند!!! علت این پدیده نادر سیاست کرد سازی پانکردهای برون مرزی است.


  • ترکاشوند

    کردها زمان حکومت صفویه در جنگ چالدران سال ۹۲۰ هجری / ۱۵۱۴ میلادی به کشور ایران خیانت کردند و در کنار سلطان سلیم عثمانی با ایرانیان جنگیدند. منبع تاریخ براون صفحه ۴۶


  • دلفان

    اسکارفن نیدرمایر در کتاب زیر آفتاب سوزان ایران ( ترجمه:کیکاووس جهانداری ) در صفحه ۵۳ از لرهای سنجابی نام میبرد و در صفحه ۵۹ از لرهای کلهر کرمانشاه یاد میکند.


  • احمدوند

    بروهی لورستان بزرگ


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • Omid.omg.godarzei

    با درود و سپاس فراوان خدمت تموم گویل لور از عهد قدیم تا جدید لور به جرات میتوان گفت جزو ایلات و قبایل ایرانیل الاصل میباشد که ایران با نام این قبیله ی سلحشور معنی پیدا میکند و بس جدا از الواری که در طول تاریخ از معرکه قلم در تاریخ جای گذاشته شدند و تاریخ را بدست دلخواه خویش رقم زدند مردمان دلیر لور با ریشه غیرت و شجاعت و بی ارزش دانستن حقیقی محملات تاریخ نگاران در کمال صلابت و مرد رادی همیشه و همه وقت از پیش از پیدا شدن قبایل مهاجر و مدعیان کنونی و ایران فروش همگان با قدرتی مافوق تصور ازین خاک و مرز و بومش محافظت و پاسداری نمودند و آنچنان نگاهبان ناموس و خاک آبا و اجدادیشان شدند که حتی دشمنانشان که بسیار اکنون همسایگان و بدروغ دوستان مینمایانند در تاریخشان بزرگمرد سلحشور جنجگو و قلمشان در تمجید بسیار جاها بازمانده و خویش نیز اقرار میکنند. همچونین ایل و قبیله ای که بسیار مهاجمان و تاریخ نگاران خارجی و داخلی در نوشتجاتشان در قلم تمجید مرکب کم آوردند بسیار بسیار شایستگی میخواهد و بقول عامیانه از خدایشان باید بوده باشد که جزو کوچکی از ملت بود قلمداد شوند و بس. امید گودرزی منجزی


  • پل تاریخی که ۹۰ % آن در پلدختر است بنام ایلام ثبت ملی شد

    پل گاومیشان یکی از جاذبه های گردشگری و آثار تاریخی زیبا است که متعلق به تمدن و مردم استان لرستان در شهرستان پلدختر بوده اما متأسفانه در گذشته بر اثر غفلت مسؤلان لرستانی ، این اثر تاریخی که ۹۰ % آن در محدوده پلدختر لرستان است به اشتباه به نام ایلام ثبت ملی شده است ! از پلدختر ، آثار تاریخی متنوع از جمله احداث پلهای تاریخی بر روی رودخانه کشکان در دوران های مختلف ، موجب شده که پلدختر یکی از شهرهایی باشد که علاوه بر منطقه کوهستانی و آب و هوایی چهار فصل دعرای ظرفیتهای بالقوه گردشگری است. پل تاریخی گاومیشان یکی از پلهایی است که در دوره ساسانی بر روی رودخانه کشکان پس از تلاقی با رودخانه سیمره روی آب خروشان این دو رودخانه نصب شده و با وجودی که ۹۰ % آن در حوزه پلدختر است به اشتباه سال ۱۳۷۷ این اثر تاریخی بنام ایلام ثبت ملی شود ! این پل در مرز دو استان لرستان و ایلام در جنوبی ترین نقطه لرستان در ۳۰ کیلومتری و جنوب غربی پلدختر واقع شده و ۹۰ درصد آن در خاک پلدختر است و به گفته باستان شناسان یکیاز شاهکارهای دوره ساسانی است. متأسفانه بر اثر غفلت و بی توجهی مسؤلان میراث فرهنگی لرستان بنام ایلام ثبت ملی شده است ! شهروندان پلدختری این پل تاریخی را از قدیم الایام متعلق به خود میدانند در صورتی که در جاده پلدختر _ دره شهر بعد از ایست بازرسی ، تابلوی تعلق این اثر تاریخی به استان ایلام نصب شده که دیدن این منظره هنگام گذر از این مسیر موجب رنجش خاطر شهروندان پلدختری میشود ! بخش اعظم پل گاومیشان در خاک پلدختر لرستان است و در اطراف آن زمینهای کشاورزی متعلق به مردم پلدختر است اما با وجودی که تنها کمتر از ۱۰ % از این پل در حوزه دره شهر ایلام است بنام ایلام ثبت ملی شده است ! لذا از مسؤلان میراث فرهنگی لرستان انتظار میرود نسبت به ثبت پل گاومیشان بنام ایلام واکنش و اعتراض نشان دهند که این اثر تاریخی بنام ایلام مصادره نگردد. قبلأ مکاتباتی در این رابطه با وزارت کشور صورت گرفته تا ثبت این پل در آثار ملی کشور به نام استان ایلام ، اصلاح شود و به نام لرستان ثبت گردد ولی تاکنون این کار صورت نگرفته است ! پیگیری های لاک پشتی میراث فرهنگی هم نتیجه بخش نبوده است. پل باستانی گاومیشان با بیش از ۵۰ متر عرض دهنه بزرگترین دهنه پل در کشور است !!! که آب دو رودخانه کشکان و سیمره از زیر آن عبور میکنند ! پل ساسانی گاومیشان دارای ۶ چشمه طاق است که عرض چشمه اصلی آن حدود ۳۷ متر و ۱۷۵ متر طول و عرض گذر سطح آن نزدیک به ۸ متر است و حد فاصل چشمه های آن ۵ تا ۲۵ متر است. نام گاومیشان برگرفته از گومیشه یعنی محل پرورش گاو یا گاومیش است. برگرداندن این اثر تاریخی به نام پلدختر لرستان در فهرست آثار ملی ، یکی از خواسته های مردم لرستان بویژه پلدختر است که لازم است مسؤلان جهت احترام به مطالبه به حق مردم برای حفظ تمدن و میراث گذشتگان ، آن را به نام لرستان ثبت ملی کنند. لازم به ذکر است که دره شهر و ایلام قبلأ جزء لرستان بودند و شمال خوزستان هم تا سال ۱۳۶۲ جزء خاک لرستان بود.


  • خانی

    همینطور اگر پیش برود،با روحیه بالای جعل و دزدی پانکردها فردا ادعای قلعه فلک الافلاک لرستان رو هم میکنند تا اونجا رو هم به سرنوشت دیگر آثار تاریخی مردم لر مثل پل گاومیشان و...دچار کنند.


  • جغرافیای فقر

    تبعیضات نژادی باعث فقر بلاد لرنشین است. لرستان از نظر منابع طبیعی ، نیروی انسانی و هویت فرهنگی ثروتمند است اما بدلیل عدم سرمایه گذاری دولت شاهد فقر ، بیکاری و نداری مردم لر هستیم. دکتر سعید جلیلی دبیر امنیت ملی در توییتی نوشت : اگر درآمد کهگیلویه و بویر احمد بر مردم آن تقسیم میشد با این همه منابع طبیعی و گردشگری و جمعیت کم ، ثروتمند ترین مردم جهان ، مردم کهگیلویه بودند. استان کهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت و گاز تولید میکند اما پایین ترین درآمد سرانه در بین ۳۱ استان ایران را دارد.


  • ستون پنجم پانکُردیسم

    این افراد معلوم الحالی که در اینستاگرام به مردم و مسئولان لُرستان توهین میکنند دارای تحصیلات و مطالعه بوده و بر پیشینه سیاسی و اجتماعی منطقه احاطه دارند و در یک موضع هماهنگ《هجوم رسانه ای》به استان لُرستان و مناطق لُرنشین را در پیش گرفته اند.حدود یکسال پیش با یکی از این افراد مباحثه ای درفضای مجازی داشتم بعدها معلوم شد که فرد مزبور اهل یکی از شهرهای مرزی مناطق کردنشین کشور است این درحالی است که او خود را اهل یکی از شهرهای غربی لُرستان معرفی کرد. راهبرد اساسی این گروه《حمله به صداوسیمای مرکز لرستان》است این افراد بویژه در فضای مجازی ازهیچ توهین و بدو بیراهی به مدیران و کارکنان این رسانه استانی دریغ نمیکنند. دورنما و هدف اصلی این گروه ایجاد《کردستان بزرگ》و الحاق لُرستان و مناطق لُرنشین به آن و درنهایت تجزیه کشوراست این دسته را درحقیقت میتوان《ستون پنجم》و عقبه کُردهای بارزانی دانست.تقریباً همان نقشه ای که در دهه های اخیر دراستانهای یاد شده (ایلام وکرمانشاه لُرتبار) اجرا شده باعناوین دیگری در لرستان هم درحال اجراست.


  • هیچ اثر مکتوبی از مادها وجود ندارد!

    دکتر پرویز رجبی در کتاب تاریخ ایران (ایلامیها و آریاییها تا پایان دوره هخامنشی)صفحه ۲۷ مینویسد : دستیابی به تاریخ آشوریها ، بابلیها و ایلامیها بسیار آسانتر است از تاریخ مادها برخلاف ۳ قوم یاد شده که عادت به ثبت رویدادهای تاریخی داشتند از تاریخ پیش از هخامنشیان کوچکترین سند مکتوب بومی در دست نیست!!! جز اشاره های پراکنده مورخانی مانند هرودوت یونانی هیچ مطلبی و سندی از زبان مادها یا تاریخ آنها برجای نمانده است جز اینها حتی امیدی به پیدا شدن اثر مکتوبی بومی درباره مادها وجود ندارد!!! مرزهای مادی را نمیتوان به درستی تعیین کرد آغاز تاریخ سرزمینی ماد در تاریکی است و پایان آن در سایه روشن غروب آن!!! دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران صفحه ۲۹ مینویسد : به گزارش کتسیاس (پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی) درباره مادهابه هیچ روی نمیتوان اعتماد کرد چون اکثر مورخان از جمله هرودوت او را دروغ زن معرفی میکنند!!! دکتر پرویز رجبی در صفحه ۳۴ ذکر میکنند : هیچ منبعی وجود ندارد که ما را مستقیمأ با اقتصاد و فرهنگ مادها آشنا کند!!! ملاحظه بفرمایید که هیچ کتیبه ، سند مکتوب ، سکه ، شیء تاریخی و منبع تاریخی وجود ندارد که از زبان مادها چیزی گفته باشد تا ما با مقایسه بفهمیم کرد بودند یا نه بلکه کرد نامیدن مادها فقط یک حدس و گمان و فرضیه است.


  • خود کرد پندار

    چندی است در فضای مجازی شاهد آنیم افرادی که آشکارا تحت تأثیر گروهکهای تجزیه طلب پانکرد هستند به نام《لک》به پیاده نظام فریب خورده بدل شده اند و ندانسته بر طبل جدایی میکوبند و مُلتمسانه به دست و پای دیگر اقوام افتاده اند که شما را به خدا ما را در لایه های زیرین قومیتی خویش قرار دهید هر چند با استفاده از برخی《الفاظ تازه ابداع همچون لکستان》داعیه مطالبه حقوق مردم لک زبان سر میدهند.این رفتار و نگرش های مشابه که عمدتأ ناشی از ناآگاهی از تاریخ و پیشینه قوم لُر میباشد تا کنون تأثیری بر هویت و تفکر مردمان لک نداشته است اما همین دیدگاه های نابخردانه بود که در دوره پهلوی اول《پشتکوه لُرستان 》را تبدیل به استانی خود کرد پندار کرده است!حال آنکه با توجه به مُستندات تاریخی و تقسیمات جغرافیایی کشوری که مشخص میکند ایلام تا همین چند دهه ی پیش پشتکوه لُرستان نامیده میشده و هنوز ریش سفیدان ایلام و لُرستان این نکته را به یاد دارند درحالی که این افراد توسط مردم لک به عنوان هم نژاد خود شمرده نمیشوند. حال نوبت به مُشتی خود فروخته هویت گریز رسیده که کانالی کذایی به نام الکستان ایجاد کرده و خود را متعلق به قومی میدانند که حتی آنان را به حساب نمی آورند و فقط مورد توجه اندک جدایی طلبان به ظاهر کرد هستند.


  • قضیه لکستان خودجوش نیست!

    قضیه لکستان خودجوش نیست و اتاق فکرها و دسیسه هایی پشت این قضایاست. اهداف پنهانی در این فتنه وجود دارد که تمامأ به ضرر خود لک زبانان است. از خیلی قبلتر رضاخان در کرمانشاه ، لکها را همراه لرها قتل عام میکند تا کردهای جاف عراقی را در سرزمین آنان ساکن کند. نسل کشی ، تبعید اجباری و تخریب برنامه ریزی شده چهره اجتماعی مردمان لر و اختلاف افکنی بین ایلات لر و تنش بین شهرها ، حاصل فعالیتهای استعماری است. سیاست تنش و تفرقه بین گروه های مردم لر در دستور کار قرار گرفته است. کانون این تفرقه و خود تخریبی لرها ، سایتها و کانال هایی است که دست پانها در آن هویداست. چطور است از مطالب اهل قلم که در جهت جدایی و کینه باشد حمایت میشود؟ چگونه افرادی که قلمشان در راستای افتراق و جدایی است حمایت رسانه ای و تبلیغاتی میشوند؟ ولی آنهایی که دم از اتحاد و همبستگی مردم لر میزنند متهم به برچسب منافق و تجزیه طلب میشوند؟ چطور از تفرقه و تفاوت میگویند اما از فقر و بیکاری و مهاجرت لرها حرفی نمیزنند؟ آیا با این تفرقه هایی که ما را به خود مشغول کردند هدفی جز نابودی ما دارند؟ اتحاد و همدلی عامل پیروزی است. ما چوب اهل قلمهایی را میخوریم که گوشواره از گوش برایشان عزیز تر است.


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • خورشید وسط پرچم کردها نماد چیست؟

    خورشید وسط پرچم کردستان عراق نماد گانشای هندیهاست و پرچم هند به لحاظ رنگ دقیقاً شبیه پرچم کردهاست. دکتر حشمت الله طبیبی در مقدمه کتاب《تحفه ناصری》از قول ژاک دمورگان فرانسوی میگوید: زبان کردی شعبه ای از سانسکریت هندی است.تاریخنگاران غربی کُردی را به سانسکریت(هم خانواده اوستایی)نزدیکتر میدانند و کُرد را نه با فارس بلکه با هندیها از یک نژاد میدانند.درکتاب《شرفنامه بدلیسی》که توسط شرفخان زمان صفویه نوشته شده، منشا کُردها را شرق ایران ذکر کرده که صحت این ادعا را میرساند حتی زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونف معتقداست که از قرن ۹ تا ۷ قبل ازمیلاد عُنصرزبان ایرانی ازمشرق به غرب پیشرفت آشکاری داشته و دیاکونف زبان کُردی را تلفیقی از ایرانی، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با اوستا(زبان شرق ایران)دارد.یحیی مدرسی درکتاب《درآمدی برجامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونف ومینورسکی را تاییدمیکند و میگوید: کُردی، بلوچی و افغانی از فارسی منشعب نشدند بلکه همپای سانسکریت و به موازات آن تحول یافته اند. رسم ختنه کردن دختران ، خالکوبی روی پیشانی و سنگسار نزد کردها و پاکستانیها معمول است.لباس ، عمامه و پرچم کردها شباهت بی مانندی با هندوها دارد.در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی اند و کلهر از طوایف گیلان است که درشهر گیلانغرب کرمانشاه سکونت دارند.اسامی طوایف کولیها که در هند و پاکستان به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کرد است مانند: کلیلایی ، گورونی ، سوران ، خرات ، سور ، جات(زُط) ، کاولی ، کراچی ، قادریا ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی). طوایف کُردی: کلیایی ، گورانی (گورونی) ، سورانی ، خرات ، زور ، جاف ، اردلان ، کاویانی (کاولی kaweli) ، کرمانچی ، قادری ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی).


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که نیستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    دستبرد تاریخی کردها: تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • عُقلاء المجانین

    پان لَکها ادعای حکومت اتابکان لُرکوچک و والیان لُر فیلی را میکنند اما کوچکترین سند و مدرک تاریخی ندارند و اشارات منابع تاریخی به صراحت بر《لک نبودن》اتابکان لُر صحه میگذارد باز به تصریح همین منابع آنان از طوایف قدیمی و اصیل لُر بوده اند! نخستین اتابکان لُرکوچک نظیر: شجاع الدین خورشید / سیف الدین رستم / و عزالدین گرشاسف در گریت واقع در 15 کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در بخش پاپی اقامت داشتند (سعادت خودگو ، اتابکان لُر کوچک ، ص 52). شجاع الدین خورشید طبق رساله لرستان ولرها ص 45 تابستان در گریت و زمستان در دهلُران به سر میبردند! تاریخ گُزیده حمداللّه مستوفی سال 730 هجری نوشته شده و در ص 549 از طایفه جنگروی (چنگروی) نام میبرد که در کول مانرود اقامت داشتند ولی از《لک》نام نمیبرد!!! ولی یکقرن بعد در سال 816 معین الدین نطنزی در منتخب التواریخ ص 53 در ذکر نام طوایف لُر کوچک علاوه بر جنگروی از《لک》و زنگنه هم نام میبرد! نام جنگروی کهن تر از لک است اگر این طایفه جنگروی، لک بود هیچ دلیلی وجود نداشت که منبع مذکور هم از لک نام ببرد و هم از جنگروی!!! حوادث سیاسی اتابکان لُر تماماً در محدوده نواحی لُرنشین اتفاق افتاده است و محل زندگی و مقابرشان هم همینطور! دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر ص 136 و حمید ایزدپناه در جلد اول آثار باستانی و تاریخی لرستان مُتفق القولند که《طایفه لک》که نام آن برای اولین بار در فهرست منتخب التواریخ نطنزی آمده، هسته اولیه طوایف لکزبان کنونی لرستان است! نطنزی در منتخب التواریخ از جنگروی ، هسته و لک نام برده بنابراین مشخص است که جنگروی و لک یکی نیستند وگرنه دلیلی نداشت نام آنها جدای از هم آورده شود! لکها مُهاجرند زیرا از اشاره نطنزی در سال 816 به لک ، زنگنه و سُلگی (دو تای آخری هیچگاه ساکن لرستان نبودند) دانسته میشود که طوایفی که نطنزی به فهرست تاریخ گزیده افزوده خارج از محدوده کنونی لرستان می زیسته اند! آیین یارسان طبق دایره المعارف فارسی نوشته غلام حسین مصاحب ص 315 ترکیبی از عقاید غُلاه شیعه _ عقاید صوفیه _ بقایای مذاهب زرتشتی و مانوی است و اعتقاد به حلول و تناسخ و تجسد جزء اصول عقاید آنهاست و در باب عقاید هم شبیه به معتقدات اسماعیلیه 7 امامی اند.زبان لری همان فارسی قدیم است و به فارسی نزدیکتر است و ترجیح حکام لرستان این بوده که به همان فارسی که فراگیرتر بوده و یک زبان درباری بوده بنویسند ولی عده ای با سوءاستفاده از این موضوع ادعا میکنند که زبان گذشته لرها، لکی بوده است! ما دیوان میرنوروز متعلق به زبان صفویه را داریم که هیچ فرقی با لری امروز ندارد و هرچه به عقب برویم لری به هیچ وجه شبیه لکی نمیشود!!! نمیشود زبان یک منطقه محدودی《دلفان》را به کُل سرزمین اتابکان لُر کوچک تعمیم و تسری داد که مصداق بارز سفسطه است با این استدلال آبکی ، پس لُری بختیاری هم لکی بوده و بعداً به فارسی نزدیک شده! پانها عادت دارند اظهارنظر کُلی و پوشالی بکنند و با تکیه بر منابع و مستندات تاریخی حرف نمیزنند!


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • منابع تاریخی چه میگوید؟

    منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لُر بودن طوایف کرمانشاه و کلهرها صحه گذاشتند: در کتاب《زیر آفتاب سوزان ایران》نوشته اسکارفن نیدرمایر صفحه ۵۹ هویت کلهرها را به قوم لُر نسبت میدهد و مینویسد: کنسول ایرانی برایمان تعریف کرد که حاکم کرمانشاه《امیرمفخم》درحال حاضر با قوای بسیار در سرپل ذهاب به سر میبرد و با《لرهای کلهر》که از پرداخت عوارض خود استنکاف کرده اند درحال جنگ است. اسکندر بیگ ترکمان مورخ دوره صفویه در جلد اول کتاب《عالم آرای عباسی》آورده: کلهرها پیوند و شباهت عجیبی با لرها دارند. بارون دوبد در صفحه ۴۲۹ سفرنامه اش کلهر را جزو ایلات پشتکوه لرستان آورده و گفته: طایفه های پشتکوه به نام فیلی معروفند و پشتکوه را همواره بخشی از لرستان دانسته و در صفحه ۴۲۷ گفته: لرستان به دو بخش پیشکوه و پشتکوه تقسیم میشود. در کتاب《کردان گوران》صفحه ۹۲ آمده: گورانها اصالت لری دارند. دکتر فریچ خاورشناس آلمانی کلهر و لُر را یکی میدانست. میرزا خانلرخان اعتصام الملک (نایب اول وزارت امور خارجه) در صفحه ۷۱ کتابش کلهرها را با هویت لُر ثبت کرده و مینویسد: محمدحسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه محال خود گردید بعد از ورود او بر ایل و《الوار کلهر》خبر رسید که و...حافظ هم شعری دارد با عنوان: کاش حافظ پسر احمد کلهر بودی_دوغ و دوشابه خور و شوخ و لر بودی. حافظ اتفاقی کلهر را با لُر نیاورده بلکه پیوند و شباهتی بینشان بوده که باهم آمدند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش اهالی اطراف سرپُل ذهاب را لُر ثبت میکند او در صفحه ۸۲ کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپُل ذهاب میگوید که لرها اهالی آن منطقه میباشند برای این سنگ حکایتی دارند البته ناصرالدین شاه در صفحه ۶۲ همان کتابش اهالی حومه《طاق بستان》را هم لُر ثبت میکند در این مورد نمیتوان گفت ناصرالدین شاه اشتباه کرده زیرا او به اندازه کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است. ناصرالدین شاه در سراسر سفرنامه اش (صفحات ۶۲_۷۲_۷۴_۱۶۹) طایفه زنگنه کرمانشاه را با پیشوند لُر و بصورت "لُر زنگنه" درج کرده است. همچنین کتاب منتخب التواریخ در صفحه ۵۳ زنگنه را در مجموع طوایف لُر قرار داده است. درکتاب《دایره المعارف سرزمین و مردم ایران》صفحه ۴۰۱ چنین میخوانیم: در عصر مغول قسمت شمالی جاده قصرشیرین به کنگاور جزو کردستان و قسمت جنوبی این جاده جزو لرستان بوده و کرمانشاه بصورت ده کوچکی درآمده است. مرز لُرفیلی در غرب با عربهای دشت آشور و در شرق با ترکهای همدان به خوبی روشن است زیرا که زبان لُری فیلی سنخیتی با زبانهای عربی و ترکی ندارد! اما این مرز درحد شمالی بخاطر هم ریشه بودن با کردها نامعلوم است و میتوان این حد را جاده قصرشیرین به کنگاور دانست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب《بدایع اللغه》صفحه ۲۳ کرمانشاهان را داخل سرزمین لرستان میداند و مینویسد محل و مسکن جماعت لُر از اصفهان گرفته تا به سرحد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر میشود همگی از قوم لُر منشعب شده اند: طایفه بختیاری/ طایفه بیستیاروند/ طایفه سنجابی/ طایفه جلیلوند و...روشن است که آقای وقایع نگار طایفه سنجابی کرمانشاهان را در زمره طوایف لُر قرار داده و در کتاب《زیرآفتاب سوزان ایران》اثر اسکارفن نیدرمایر صفحه ۶۵ سنجابی را لُر دانسته است. در مورد طایفه سنجابی یاید گفت که ایل سنجابی یا بخشهایی از آن در زمان سلطنت نادرشاه از حدود کُهگیلویه به مناطق کرمانشاه کوچانده شده اند (کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران صفحه ۲۶۳).در تأیید وجود مردمان لُر در کرمانشاه《یاسنت لویی رابینو》چنین نوشته: کرمانشاه دارای شمار بسیاری روستا است که در بیشتر آنها کردها و لُرها زندگی میکنند (رابینو صفحه ۳۴، ۱۳۹۱) و باز در ادامه مینویسد: بزرگترین فرآورده های این ایالت پس از گندم، پشم است و رَمه های بزرگ کردها و لُرها در تپه های سرسبز این ایالت درحال چرا هستند (رابینو صفحه ۳۴) او همچنین در مورد وجود زبان لُری در کرمانشاه میگوید: بیشتر روستاهای کرمانشاه از گویشوران کردی و لُری هستند. جلیل ضیاء پور (۱۲۹۹_۱۳۷۸) درکتاب پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان ایران سال ۱۳۴۶ مینویسد: اهالی کرمانشاه را در دو محدوده کرد و لُر میداند و چنین نوشته: منطقه کرمانشاهان که مرکز آن کرمانشاه است و در جنوب کردستان و شمال لرستان قرار داد با اینکه دارای مردمی مختلف با خصوصیات و گویشهای متنوع است بخش شمالی آنرا کردها و جنوبی را لُرها اشغال کردند. کتاب《سفرنامه هوگو گروته》که سال ۱۹۰۷ به غرب ایران سفرکرده در صفحات ۸۸ و ۸۹ قضیه حمله کرندیها، سنجابیها و کلهرها به کرمانشاه را این چنین توضیح میدهد: روز و شب صدای تیراندازی قطع نمیشد، گروهی تیر می انداختند زیرا از کسی واهمه نداشتند بقیه شلیک میکردند برای اینکه میترسیدند و عده ای دیگر نیز میخواستند صرفاً به همسایگانشان بفهمانند که آنها نیز تفنگ دارند در خیابانها و دروازه های شهر پیروزی با لُرها و کردها بود. همچنین در ادامه ضمن توصیف شهر کرمانشاه مینویسد: بعد از گردش در محله های مختلف این شهر و معدود بناهای دیدنی اش آشنا شدم کردها و لُرهای تا دندان مسلح و زائران کربلا در کوچه های تنگ در رفت و آمد بودند. در《سالنامه ۹۲ ایلام》اکثریت مردم ایلام را اصالتاً لُر برشمرده اند. در قائده اراگتیو زبان، شناسه بجای چسبیدن به فعل به مفعول میچسبد مثلاً بجای آب خوردم میگویند آوم خوارد=آب مرا خورد! مردم برای آسان کردن مکالمه این کلمات را کوتاهتر میکردند تا به آسانی سخن برانند. قائده اراگتیو نشان قدمت پایین زبان کردی است! مردم ایلام و کرمانشاه هیچکدام با این قائده سخن نمیگویند و این نشان میدهد که این مردم کُرد نیستند بنده اصراری ندارم که ایلام و کرمانشاه لُر هستند ولی هرچه هستند، کُرد نیستند چون برخلاف کردها طبق قائده اراگتیو سخن نمیگویند


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • کُردیزاسیون بلادلُرنشین

    کلیپ سرودن آهنگ لُری شیرعلیمردان توسط پیشمرگهای کُرد (دختران جوان بزک کرده!) که برای تقویت این پندار که لُرها هم کُرد هستند در فضای مجازی پخش میشود! اما مسئولان امنیتی هیچ واکنشی به این دست درازی پانکردها نشان نمیدهند! میشل ایزدی و بسیاری دیگر از نظریه پردازان《کُردتبار مقیم خارج از کشور》بر این اعتقادند که تشکیل کشور کردستان بدون دسترسی به آبهای آزاد یک خطای استراتژیک بوده و محکوم به شکست است! با توجه به قرابت جغرافیای لُر به کرد، پروژه استحاله فرهنگی لُرها در ملّت کرد یا همان《کردیزاسیون لُرها》شروع شد. کردها از دو ابزار عمده برای این پروژه استفاده کردند: یکی خواب آلودگی اهالی قلم به دست در استانهای لُرنشین و دیگری دستگاه رسانه ای خارج از ایران که تنها بیش از سی کانال ماهواره ای را شامل میشد! ابتدا با موسیقی به عروسی هایمان آمدند و با ابزار هنر و شعار《برادری لر و کرد》پروژه استحاله فرهنگی خود را شروع کردند! ولی چون فرهنگ بزرگتر هرگز در فرهنگی کوچکتر از خود هضم نمیشود به سراغ ایجاد تفرقه میان لر و لک رفتند! یکبار متنی به زبان انگلیسی خواندم که در عین وقاحت نوشته بود: لکها دروازه ورود به بلادلُرنشین و پس از آن دستیابی به آبهای آزاد است! خلاصه کلام اینکه پروژه فوق در خواب آلوگی ما همچنان ادامه دارد و چندی پیش《تابلوی بام لُرستان در شهر خرم آباد》را با رنگ به بام کردستان!!! تغییر دادند! در جشن ثبت زبان لکی در نورآباد رقص کردی بزم محفلشان بود!با لباس کردی از بوشهر و کُهگیلویه و ایلام گرفته تا آبشار بیشه خوانندگان برای اجرای لری با《لباس کردی》تامین مالی میشوند و بسیاری تحرکات دیگر که ذکر همگی آنها در این مجال نمیگنجد! بارها به مسئولین سیاسی، فرهنگی و امنیتی استانهای لُرنشین خطر نفوذ《کردستان بزرگ》در لُرستان را گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا؟؟؟ یادمان باشد که قوم لُر آخرین سنگر حفظ تمامیت ارضی و ستون خیمه اتحاد ایران است! این همه فشار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای درهم شکستن مردمان لُر است لذا باید خطر《همه کُرپنداری》پانکردها را جدی بگیریم!


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.


  • مَغلطۀ زبانی چیست؟؟؟

    مغلطه زبانی چیست؟ مولفه‌های متعددی شکل‌دهندۀ گروه قومی هستند و تقلیل آن به یک مولفه مانند «زبان» اشتباه محض است! چون زبان سیال است و تغییر میکند اما نژاد ثابت است!تلاشهای ملی‌گرایان کُرد در جهت کُردسازی گروه قومی-مذهبی ایزدی و مقاومت و اعتراضات متعدد ایزدیها بخوبی نشان میدهد که چگونه کُردیزاسیون بدنبال همه کُردپنداری است! از تطبیق این دو مورد، یک نمونۀ آموزشی برای نشان دادن خطای《تقلیل تعریف قومیت به زبان》بدست می‌آید. این خطا را می‌توان《مغلطۀ زبانی》نامید که آنرا می‌توان به این شکل تعریف کرد: مغلطۀ زبانی، محدود کردن تعریف یک ملت یا گروه قومی به یک عامل مانند زبان بمنظور بهره‌برداری‌های سیاسی و تبلیغاتی است. در مورد《کُردسازی ایزدیها》این مغلطه در مراحل زیر انجام می‌شود: الف) زبان ایزدیها «گویشی» از کُرمانجی است! ب) کُرمانجی خود گویشی از «زبان کُردی» است! ج) پس ایزدیها کُرد هستند!!! در مورد آشوریها، ارمنی‌ها و...هم روند مشابهی طی می‌شود. اما یک گروه قومی_مذهبی جدا و مستقل که با این ترفندهای آبکی، کُردیزه شد، چون پیوند و ارتباط واقعی با کُرد ندارد و در عمل《کُرد درجۀ دوم》و《کُرد پلاستیکی》محسوب می‌شود! در روز سخت و جنگ براحتی درمقابل دشمن بی‌رحم رها می‌شود《جامۀ بین‌المللی ایزدیان》در سایت رسمی خود در معرفی این گروه قومی_مذهبی و ارتباط با آن کُردها توضیح می‌دهد و حتی تکلم ایزدیان به «زبان کردی» را با استدلالی جالب زیر سوال می‌برد: «بحثهای بسیاری در مورد زبان رسمی ایزدیان وجود دارد که عمدتا متاثر از مسائل سیاسی است! ایزدیهای باشیق و بهزان به زبان آرامی_عربی بعنوان زبان مادری صحبت می‌کنند. زبان بسیاری از ایزدیها، کرمانجی است. گروهی، بلافاصله از این مساله اینگونه نتیجه می‌گیرند که ایزدیها کُرد هستند! بررسی‌های زبان‌شناسی نشان می‌دهد که آنچه «لهجه‌های کردی» نامیده می‌شود، تفاوتی به اندازۀ تفاوت زبانهای آلمانی و اسپانیایی دارند! به همین خاطر بیان این مساله که «ایزدیها کُردی صحبت می‌کنند»، نادرست است! بطورکلی بیان اینکه کسی به «زبان کردی» صحبت می‌کند، بسیار مبهم است و کسانیکه به کرمانجی صحبت می‌کنند، اصلاً سورانی و اورامی را متوجه نمی‌شوند!» حال می‌شود قضاوت کرد که فضای مسلط ایجاد شده تحت تاثیر《امپراتوری رسانه‌ای کردی》چگونه مغلطه‌های فاحش اینچنینی را بعنوان «حقایق مسلم» نزد میلیونها نفر جا انداخته است! آیا کسی تاکنون به این مساله فکر کرده که «زبان کردی» که طبق تبلیغات ناسیونالیسم کردی 4 لهجه دارد! خودش مستقل و جدا از این 4 لهجه چیست؟ کجاست؟ و توسط چه کسانی تکلم می‌شود؟


  • لک گرایی چگونه؟

    میرزاعلی‌اکبر وقایع‌نگار، مورخ کُرد سنندجی، در۱۲۰سال قبل، کرمانشاه را《داخل در خاک لُرستان》معرفی می‌کند و ایلات آنرا بخشی از ایلات لُر برمی‌شمارد. دقیقاً از همین دوران یعنی عصر قاجار، اوضاع شروع به تغییر می‌کند. قرار گرفتن کرمانشاه در مسیر تجارت و زیارت باعث بزرگ‌تر شدن و افزایش اهمیت آن می‌شود و این شهر به قطب اول جمعیتی در غرب کشور مبدل می‌شود. با بررسی تطبیقی مرزبندی‌های قومی و طبقاتی می‌توان شکل‌گیری ۳بخش را در شهر تشخیص داد: الف)فارسها که مهاجرین غیربومی‌اند و حکام شهر، روحانیت و تاجران یعنی طبقۀ حاکمۀ نخستین شهر را تشکیل می‌دهند. استقرار اینها در کرمانشاه منجر به سرکوب و محدودیت مذهب یارسان بعنوان مذهب اصلی بومیان می‌شود. موجودیت این بخش در ارتباط با دو «ف» قرار دارد: گویش ابداعی《فارسی کرمانشاهی》و محلۀ قدیمی《فیض آباد》ب)در تقابل با گروه اول و از دید آنها که هرگونه عشایری را《کُرد》می‌نامند، معنای《معیشتی》این واژه به‌معنای《قومیتی》تبدیل می‌شود و به ایلات لُر پیرامون کرمانشاه به‌ویژه کلهر، زنگنه وسنجابی اطلاق می‌گردد.این گروه، به‌ویژه اشرافیت ایلی و فرزندانشان، لایۀ بعدی قدرت در شهر را اشغال می‌کنند و در بوروکراسیِ درحال تورم شهر و بخش‌هایی از بازار جاگیر می‌شوند ج) سرانجام ایلات لک که از ساکنین قدیمی و بومی منطقه هستند، در دهۀ 1340 و 1350 شمسی و تحت تأثیر سیاست‌های ویران‌کنندۀ دولتی در حاشیۀ شهر کرمانشاه ساکن می‌شوند《جعفرآباد》یک مکان نمادین دراین روند محسوب می‌شود. با استقرار ایلات در حاشیۀ شهر، موج سنگین و شدید《لُر ستیزی》از جانب دو گروه اول با هدف گرفتن مستقیم لکها آغاز می‌شود و آنها《مهاجر》،《بی‌تمدن》و《عامل خلاف》تلقی‌شده و بی‌رحمانه‌ترین رفتارها و تبلیغات فاشیستی در مورد آنها اعمال می‌شود. ایدئولوژی مسلط و غالب کرمانشاهی تمام معضلاتی را که در محلات حاشیه‌ای همۀ شهرها وجود دارد و برای حل آنها باید دولت و مقامات را به چالش کشید، به لکها منتسب می‌کنند و آنان را مورد اتهام قرار می‌دهند.شدت و زشتی این برخوردها تا بحدی است که می‌توان پدیدۀ《طرد اجتماعی》(social exclusion) را در مورد لکهای کرمانشاه تشخیص داد. اما تودۀ مردم زحمتکش، شریف و باغیرت لک بیکار نمی‌نشینند و مقاومت خودجوش آنها در مقابل این طرد آغاز می‌شود.اگرفیلمها وعکسهای مراسم عروسی در کرمانشاه دهۀ 1340 را ببینید و نوع رقص، پوشش و موسیقی را با رقص، موسیقی و پوشش کرمانشاه امروز مقایسه کنید متوجه میشوید وقتی اندیشمندانی مثل بندیکت اندرسون و ارنست گلنر از《ساخته‌شدن》سریع و مصنوعی برخی اقوام سخن می‌گویند، دقیقا به چه چیز اشاره دارند. پیش از پرداختن به مقاومت خودجوش مردم لک درمقابل روند فاشیستی لک‌ستیزی در کرمانشاه، توضیحی در مورد معنای《قومیتی》واژۀ《کُرد》و وضعیت آن در شهر کرمانشاه در دوره‌های مختلف لازم است. به این دلیل از عبارت《معنای قومیتی》استفاده می‌کنیم که پیش از شکل‌گیری این سنخ از معنا《کُرد》معنای معیشتی هم داشته است و بعنوان معادل《کوچندگان و عشایر غیرعرب》هم استفاده شده اما این معنای قومیتی جدید هنوز با معنای مطلوب پانکُردها فاصله دارد. این معنای قومیتی ابداً بمعنای《اتحاد با سایر کردها》در سنندج، مهاباد و عراق نیست؛ بلکه بمعنای اتحاد برای رقابت بر سر کسب جایگاه بهتر در سلسله مراتب قدرت و منزلت در منطقه و شهرِ درحال توسعۀ کرمانشاه با همان لکهاست. این درحالی است که قدمت حضور لکها در این ناحیه همپای خود آنهاست و قرنها درکنار هم زندگی کرده‌اند. اما توسعۀ شتابان شهرنشینی، شرایط و میدان کاملاً جدیدی را بوجود می‌آورد. معنای جدید واژۀ《کُرد》این امکان را فراهم می‌آورد که اشرافیت ایلی کلهر و سنجابی و زنگنه و تیره‌های گوناگون و وابستگانشان، خود را در جایگاه《بومیان اصیل و قدیمی》و《مالکان طبیعی شهر》بنشانند و لُرها و بطور مشخص، لکها را《مهاجر》،《مزاحم》و《مسبب اصلی خلافکاری》معرفی کنند. مصطفی دیکیچ، اندیشمند برجستۀ مطالعات شهری، اشاره می‌کند که در رقابت‌های حوزه ی شهری، تعریف《دشمن مشترک》یا همان《دیگری بَرسازنده》اجازه می‌دهد تا صفوف《خودی》و《دوست》متحد و منسجم شود و رقابت بر سر قدرت، نظم و سامان بیابد. لکها دقیقاً در جایگاه همان《بیرون بَرسازنده》برای کُردهای کرمانشاه قرار داده شدند. درست مانند همان مثالی که دیکیچ می‌زند: محلۀ《بِلویله》در حاشیه پاریس که از طرف ساکنان محلات مرکزی بعنوان《آپاچی‌های بلویله》و《بربرها در دروازه》معرفی می‌شوند. در این مرحله، هنوز هیچ‌گونه کششخاص و مشهودی از جانب کُردهای کرمانشاه به سمت کردهای شمال کرمانشاه وجود ندارد: کرمانشاه مانند سنندج در جریان «جمهوری مهاباد» قاضی محمد کاملا ساکت است؛ نسبت به تحولات دهه‌هایبعدی در نواحی اردلان و مکریان کاملا بی‌اعتناست؛ و در سالهای بعد از انقلاب در راستای سرکوب اعتراضات کردها بسیج می‌شود!



آخرین مقالات