شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

"خود پارس پنداری" و " خود کُرد پنداری " در بین لُرها !

در ایران پان کردیست ترین کردها , که بیشترین حملات و دشنام ها را به لرها می دهند ایلامی های اصالتا لر تبارند که تا چندی پیش پشتکوه لرستان خوانده میشد و یا کرمانشاهی هایی که اصالتا لر هستند که البته در ایلامی ها خیلی شایع تر است!!

"خود پارس پنداری" و " خود کُرد پنداری " در بین لُرها !

 

* بیماری" خود دیگر پنداری " !

خود آیینه‌سان (looking glass self)


چارلز هورتون کولی جامعه‌شناس آمریکایی با ارائه نظریه خود آیینه‌سان  (looking glass self) استدلال کرد که "خود" یک شخص، از رهگذر تبادل او با دیگران پدید و رشد می‌یابد. آگاهی یک شخص از خودش، بازتاب افکار دیگران درباره خودش است؛ کولی برای روشن ساختن خصلت انعکاسی "خود"، آن را با آیینه مقایسه کرده است:

«همچنان‌که ما تصوری از سیما، اندام و لباسمان نداریم مگر آنکه خود را در آیینه برانداز کنیم، در ذهن دیگران نیز , ما , به‌گونه‌ای تخیّلی، برداشتی از ظاهر، رفتار ، کردار، شخصیت مان داریم و به‌صورتهای گوناگون از این برداشت متأثر می‌شویم.

مفهوم "خود آیینه‌سان" از سه عنصر اصلی ساخته می‌شود: "ظاهر ما به چشم " دیگری" یا  "دیگران " چگونه می‌نماید؟"، "داوری این دیگری" یا  "دیگران " درباره ظاهر ما چیست؟"  و سرانجام،  "داوری این دیگری" یا  "دیگران " ؛چه احساسی از خود, برای ما پدید می‌ آورد. غرور یا سرشکستگی؟

نقل است که ابوالفرج اصفهانی , از وزرای عهد دیلمی که مرد داشمندی بود و در سفرها هزار شتر فقط کتاب های کتابخانه او را حمل می کردند , سخت عرب زده و عرب پرست بود و از عجم بودن خود احساس شرم و حقارت و نفرت می کرد ! او آنچنان از همزبانان و هم تباران عجم شرم و نفرت داشت که حتی در آیینه نمی نگریست که روی عجمی را نبیند !

آقای صادق ظهراب بگی از عزیزان لک , در پست چندی پیش خود شکایت کرده اند که: " متاسفانه از آنجاييكه ما لرها نه راديو تلويزيون مردمي و مستقلي داريم ، نه احزاب مردمي و مستقلي و نه مسئولين بومي ( و آگاه )، بسياري از فرهيختگانمان هم كه يا جذب مركز ! شده اند و يا آواره و غربت نشين ( مانند زنده ياد استاد ايزدپناه )

هيچكس را نداريم كه از منافع ادبي هنري اجتماعي سياسي منطقه ايمان دفاع بكنند" مثل گوشت قرباني كه زير دست قصاب ناواردي باشد " در حال ضايع و بي هويت شدن ایم !

و مثالی از سرقت موسیقی لکی توسط کردها(گروه موسیقی به رهبری شهرام ناظری در تلوزیون کردستان تی وی ) آورده اند و گفته اند :

"متاسفانه عزیزان کُرد ما گویا تصمیم گرفته اند که تمام داشته های فرهنگی لرستان بزرگ را به اسم خود مصادره کنند "

همتبار عزیز من آقای صادق ظهراب بگی و اساسا همه ما لرها غافلیم که ناسیونالیسم های توسعه طلبی چون ناسیونالیسم کردی و یا فارسی فقط به سرقت چند پارچه موسیقی لری بسنده نمی کند ! یعنی همه ما لرها غافلیم که سرقت عظیم فقط سرقت چند پارچه موسیقی توسط ناسیونالیسم کردی نیست ! یا حتی این سرقت کلان فقط تاراج نفت و گاز و منابع ابی ما لرها توسط مناطق مرکزی فارس نشین نیست ! خیر !

سرقت کلان وعظیم , تاراج روح هویت لری و سرقت نیروی انسانی تحصیلکرده ماست ! مادران و پدران زحمتکش لک و بختیاری و بویراحمد و و فیلی با فقر و نداری فرزندی بزرگ کرده راهی دانشگاه می کنند ! این فرزند لک , بختیاری , فیلی , نهاودی , مسجدسلیمانی , کهگیلویه ایی , اما وقتی توسط ناسیونالیسم پارسی یا کردی اغفال شد و مبتلا به بیماری " خود کرد پنداری " و " خود پارس پنداری " گردید , به جای اینکه در خدمت عمران و آبادی فرهنگ و زبان و موسیقی و اقلیم و هویت خودش لکی , بختیاری , بویراحمدی, لیراوی ,کلهری باشد , دربست سرسپرده ناسیونالیسم کردی و پارسی و در خدمت زبان و فرهنگ و سیاست کردی و پارسی خواهد بود !

ناسیونالیسم یک ایده ولوژی است که بسیاری فارغ از آنکه فارس یا کرد باشند , جذب آن شده اند . سرسلسله دار پانترکیسم ضیاء گوگآلپ یک کرد بود , احمد کسروی که دم از زبان پاک فارسی میزد , خود ترک بود. یاشار کمال که به زبان خود هرگز ننوشت و به ترکی ولی شاهکار ها آفرید یک کرد بود ! و محمد ازون که به کردی شاهکار ها آفرید ولی به زبان مادری اش زازا هرگز ننوشت یک زازا بود !.

در ایران شونیست ترین , پان فارس های دو آتیشه بیشتر آذربایجانی و گیلک اند , همانطور که در ترکیه نژاد پرست ترین ترکها را نه دربین ترکها که بین لازهای کارادنیز (دریاه سیاه ) , وعرب های ماردین و هااتای یا مردمانی با تبار بوسنیایی و آلبانیایی و حتی خود کردها و زازا ها خواهید دید ! در ایران پان کردیست ترین کردها , که بیشترین حملات و دشنام ها را به لرها می دهند ایلامی های اصالتا لر تبارند که تا چندی پیش پشتکوه لرستان خوانده میشد و یا کرمانشاهی هایی که اصالتا لر هستند که البته در ایلامی ها خیلی شایع تر است!!

در مطلبی از آقای قهرمان قنبری خواندم که گویا لنین در مسله ملى،در مبحث شونيسم روسى, از شوينيستهايى غير روسى انتقاد مى كند كه شوينيزم شان از خود روسها غليظ تر است!؟ و جبارانه تر با اقليتهاى غير روسى( كه ممكن است خودشان هم به آن متعلق باشند) برخورد مى كنند. در واقع هم در ايران مثلا با ناسيوناليستها يا با كمى غلظت بيشتر شوينيستهاى با اصليتى فارس ( خراسانی , تهرانی , اصفهانی , شیرازی ) راحتتر مى توان ديالوگ برقرار كرد اما غير ممكن است با يك ناسيوناليست فارس با اصليت آذربايجانى يا بختيارى كه به شدت كاتوليك تر از پاپ هستند دو كلمه صحبت كرد يا ديالوگ برقرار کرد !! یا شونیست های کرد ایلامی که اصلیت لری دارند که از خود کردهای مهاباد و سنندج , به مراتب کاسه از آش داغ ترند !!

در واقع گروه دوم( بختیاری و گلیک و آذری پان فارس و یا آن لر ایلامی پان کرد ) از عقده حقارت رنج مى برد،او مدام لازم است كه وفادارى خودش را با نفى خودش اثبات كند!

این مساله پدیده و عارضه روانی است . همچون تازه مسلمان ها یا نوکیشان مسیحی که تازه به دینی گرویده اند که خود را مجاب می بینند بیش از پیروان این ادیان که این دین را پدر در پدر به ارث برده اند , به اصول و فرعیات و شرعیات این ادیان عمل و تظاهر کنند !

بي شک وقتي يکي را چون از شاخه اي مي برند و سپس روي شاخه اي ديگري پيوند مي زنند اين شاخه بي ريشه چون مي خواهد زنده بماند راه خدمت به ديگري را بر مي گزيند چرا که او پشتوانه اي در تبار اصلي خود ندارد!

وقتي او در موطن خود راهي براي بالندگي نمي يابد به بيگانه خواهي روي مي آورد چنين فردي تمام توان و اعتبار خود را براي کسب و جهه و موفقيت بيشتر به کار مي اندازد اينان اکثرا" کاسه داغ تر از آش شده و از هموطنان اصالتا روس یا فارس یا کرد خويش نيز به مراتب فاشیست ترند !

نویسنده: نورعلی مرادی بئوار الیما

 

32 نظر

  • بهزاد

    خیلی جالب بود و اخر حقیقت است . البته مسایل اقتصادی بسیار مهم است و از مسایل هویتی کمتر نیست ما اگر اقتصاد قوی داشته باشیم چه بسا اصلا این اعمال هم از یکسری بی هویت سر نخواهد زد


  • کامران شرفی

    حواسمان باشد از چاله به چاه نیفتیم ، برای ما لرها فرقی بین دستگاه ایدعولوژیکی که پرستش امامزاده های عربی را ترویج میکند با دستگاه ایدعولوژیکی که امامزاده های آریایی را تبلیغ میکند نیست. توجه داشته باشیم که گذشته مانند سرزمینی است که برای خودش کار کرده است نیاز امروز لورها اتحاد بین خودمان است نه آنکه دچار دو دستگی ناشی از ایدعولوژیکی شویم که منافع ما لرها در آن نیست. تیم سرخ و آبی یا چپ و راست یا آریایی و عربی دردی از ما دوا نمی کنند. ما لرها نود سال نخبگانمان با سکوت و ارعاب و خود باختگی اجازه دادند ناسیونالیسم افراطی آریایی هر چه میخواهد از راست و دروغ و جعل و اغراق و تحریف در گوش لرها بخواند و از آنها سربازانی بی جیره و مواجب برای رسیدن به اهدافش درست کند ولی بی خیالی نسبت به زبان مادری ، فرهنگ ، هویت و منافع مردم لور شدیم و دیگر نباید اجازه بدهیم که هر کس هر جور بخواهد ما را شستشوی مغزی بدهد


  • لر عیلامی

    لر عیلامی ام ، پارسی دروغ است … نشانم خایدالو ، أنشان و شوش است


  • Cyrus

    درود


  • برزو احمدی

    لرهای بختیاری مثلی دارند تحت این مضمون:یکی نترست سی خو ، شله پزه ، ارهد سی دیرون پلو اپهد ! یک خانم خونه بلد نبود تو خونه خودش برای خانواده اش شله بپزد میرفت برای دیگران پلو می پخت !!! حالا این حکایت خود فارس پندارهای سینه چاک شده است


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • لرتبار ایرانی

    ما لر هستیم. و لر می مانیم


  • آیا کوروش بختیاری بوده است ؟

    کوروش ابدأ بختیاری نبوده است چون مردم لر بختیاری عمومأ ترکیبی از چند قوم باستانی از جمله:عیلامی ، گوتی و کاسیت هستند و در اکثر مناطق لر نشین آثار مربوط به تمدن عیلام باستان مشاهده میشود از دیگر سوی یافته های علمی گویای این است که مردم بلاد لر نشین به طور کلی شباهت بسیاری به اقوام باستانی گوتی ، لولوبی ، کاسیت و ایلام دارند و قابل توجه اینکه این اقوام آریایی نبودند و بومی خود فلات ایران به شمار می آمدند. گوتی ها نیز از لحاظ نژاد و زبان بسیار نزدیک به عیلامیان بودند و الآن منطقه ای به نام " گتوند " در شمال خوزستان است. کسانی که چنین سخن حیرت آوری را مطرح نمودند و برای تخریب هویت مردم لر ، کوروش را بختیاری دانستند خود از مردم لر نبودند و براساس اهداف خاص از جمله به قصد استحاله هویتی مردمان لر و در جهت اهداف سیاسی چنین مدعی شدند. برخی چنان در این ادعا غرق اند که حاضر به شنیدن حقیقت نیستند به هر روی نگارنده بر خود وظیفه میداند که حق را بر زبان آورد هر چند برای عده ای ناخوشایند باشد. کوروش در هیچ کتیبه و متنی اشاره ای به بختیاری بودن خود نکرده و تنها گفته که پدرانش شاه أنشان بودند که در تپه ملیان در دشت بیضاء در نزدیک دژ سپید و در ۳۶ کیلومتری شیراز است و پاره آجری با کتیبه ای به خط میخی عیلامی این سخن را تأیید میکند. از طرف دیگر پوشش مردم پارسی باستان با پوشش بختیاری ها متفاوت است و امروزه بختیاری شباهتی با کوروش ندارد نه در پوشش ! نه در زبان ! و نه در سبک زندگی و اندیشه ! لرهای بختیاری یک قوم غیر آریایی هستند چون در بررسی های ژنتیکی مارکر R۱a نشانگر اقوام تاریخی آریایی و همچنین میتانی ها است از طرف دیگر می بینیم که طی آزمایش های ژنتیکی این مارکر در میان لرهای بختیاری بسیار اندک است چیزی در حدود ۹ درصد یعنی تقریبأ هر لر بختیاری کمتر از ۹ درصد نشانگر ژنتیک آریایی دارد! گفتار آخر اینکه پان پارس ها برای تحقیر و تمسخر هویت قومی ما چنین ادعاهای غیر علمی را مطرح میکنند تا به زعم خود فکر و ذهن ما را به بازی گرفته و به ما و رفتارهای ما بخندند ! اگر در یک محفل آکادمیک بگویید کوروش بختیاری بود ، شما را مورد ریشخند قرار میدهند زیرا این سخن بی سند و غیر منطقی است !


  • وقتی که نقش خون به دل ما مصور است

    در مسابقه بین تیمهای فوتبال پرسپولیس تهران و نفت مسجدسلیمان در ورزشگاه آزادی ( جمعه ۲۶ مرداد ۹۷ ) هواداران پرسپولیس از تساوی مقابل مسجد سلیمان ناراحت بودند و دقایق پایانی بازی چهل هزار تماشگر پرسپولیس یک صدا و با برنامه ریزی شروع به توهین به قوم لر و شهر مسجد سلیمان کردند! چنین اتفاقات دور از اخلاقی فقط در کشور جهان سوم ایران می افتد همان جایی که مردمش همواره لاف آریا بازی و تمدن و تاریخ و اصالت سر میدهند ولی ظرفیت مساوی یا شکست یک مسابقه را هم ندارند. صدا و سیمای میلی هم طوری رفتار میکرد که انگار تیم نفت مسجد سلیمان غیر ایرانی است! فحاشی و سنگ پراکنی هوادران پرسپولیس سانسور شد در حالیکه رسانه ملی باید بیطرف و صادق باشد ولی از فیلم بردار و مجری و گزارشگر بازی همه یکطرفه به نفع تیم تهرانی قضاوت کردند و علیه تیم شهرستانی موضع گرفتند. جالب اینجاست که به جای اعتراض نمایندگان خوزستان و مناطق لر نشین ، نماینده آذربایجان شرقی از این توهین و تبعیض ناراحت میشود و شجاعانه در مجلس به این حاشیه های بازی پرسپولیس با مسجدسلیمان واکنش نشان میدهد! از ۱۸ نماینده خوزستان هیچکسی نسبت به توهین تماشاگران تهرانی به قوم لر و عرب واکنش نشان نداد! بخاطر همین سکوت هاست که در کتاب جغرافیای سیاسی ایران نوشته دکتر محمد رضا حافظ نیا ، نام قوم لر از لیست اقوام ایران حذف میشود و در صفحه ۱۵۹ کتاب تمام مناطق لر نشین فارس اعلام میشوند تا جمعیت و وسعت فارسها افزایش یابد در حالیکه ۷۰ درصد ایران غیر فارس است! خنده دارترین سکانس اینجاست که مردم لر طرفدار تیمهای سرخابی تهرانی هستند همان هایی که در ورزشگاه آزادی چه سال ۹۱ در بازی استقلال و گهر دورود شعار مرگ بر لر سر دادند و چه در مقابل نفت مسجدسلیمان که باز توهین و دشنام نژادی دادند! آیا بهتر نیست هوادار تیمهای بومی خودمان باشیم تا شاهد توهینات ردیفی پان فارسها نشویم؟


  • حدیث درد

    کویریها آب ما را غصب کردند و منابع نفت وگاز را به کویر انتقال دادند و حالا اینچنین پروار شدند و لگد پرانی میکنند! چرا باید شهرهای لر نشین با وجود تأمین بودجه کشور در این وضع وخیم به سر ببرند و کسانی که پول مایحتاج زندگیشان از بلاد لر نشین تأمین میشود به خودمان فخر فروشی کنند؟ آیا وقت آن نیست با گوشزد پیشینه تاریخی و سرگذشتی که بر پدر بزرگان ، مادر بزرگان و نیاکانشان در زمان حمله اعراب ، مغولان ، تیمور لنگ ، محمود افغان و … روا رفته به آنها یاد آور شویم که چه بوده اند و چه کسانی همواره منجی آنها بوده اند؟ لرها بدلیل نداشتن رسانه و تریبون و فارسها به دلیل چنبره زدن بر رسانه ها از پهلوی تا کنون سعی در فراموشی گذشته رقت بار خود و از بین بردن افتخارات و حماسه های مردم لر دارند ؛ زهی خیال باطل ! انقلاب مشروطه و مجاهدت لرهای بختیاری در فتح اصفهان و تهران را به مشروطه من درآوردی اصفهانی !!! تغییر دادند ! داعمأ از آریایی گری و باستان پرستی دم میزنند اما نمیگویند بعد از سقوط ساسانیان تا زمان معاصر همیشه از عرب و ترک و مغول و روس و انگلیس شکست خوردند و ادعای نژاد آریایی و اصالت دست نخورده ، گزافی بیش نیست! آیا موعد آن نیست که با حق طلبی و مطالبه گری به حقوق حقه خود دست یابیم؟ هنگامی که به جای دفاع از هویت و حقوق شهروندی مان ، بجای جلوگیری از غارت منابع نفت و آب ، خود اولین راه را خالی کردن میدان و مهاجرت و زندگی در بیغوله های شهرهای کویری به عنوان شهروند درجه چندم می بینیم باید هر روز شاهد ؛ توهینات / زخم زبانها / دشنامهای نژادی / و اعمال فاشیستی مردمانی باشیم که سرزمین شان بجز شن و ماسه و آفتاب سوزان چیزی ندارد ! آیا از چنین مردمی انتظار احترام دارید؟ آیا هنگامه آن نیست که توهین کنندگان نژادپرست پارس ، با پاسخی درخور مواجه شوند تا یاد بگیرند با ولی نعمتان خود چگونه رفتار کنند؟ چرا باید همیشه قوم لر مورد اهانت قرار گیرد؟؟؟ آیا تا به حال دیده اید از طریق رسانه ها و صداوسیما و خبرگزاریها ، فردی از لرتباران به دیگران توهین کند؟؟؟ چرا این جریان توهین به لطف رسانه ها همیشه یکسویه و یکطرفه بوده؟ ننگ بر آنانی که همیشه در حال " ماستمالیزاسیون" این توهینات نژادی بوده اند و هیچ تحرک و واکنشی در جهت دفاع از حقوق مردم لر ندارند! آیا با هر گام عقب رفتن و سکوت ما ،این هتاکان مجهول النسب و تخم افغانی ، گستاخ تر نشده اند؟ یکبار و برای همیشه به تقلید از نیاکانمان به این بوزینگان خوش رقص بفهمانیم پای خود را از گلیمشان دراز تر نکنند. ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم … تیغ زبان ، برنده تر از تیغ خنجر است.


  • قوم پارس

    اینکه پان پارسها ادعا میکنند قومی به اسم فارس وجود ندارد از آن ترفندها و توجیهات اعصاب خرد کن برخی پان آریاییهاست. فارس جغرافیا و مرز زبانی روشنی با اقوام مجاور و همریشه اش دارد اما میکوشد با محوتر کردن این مرزها و انکار وجود خود ، اجحافی که در حق سایر قومیتها میشود را کمرنگ کند. پان پارسها میگویند قومی بنام فارس وجود ندارد اما هیچگونه توهینی به آن قوم فارس را هم برنمی تابند.


  • آیا تمام زبانهای ایران لهجه ای از فارسی هستند؟

    اطلاق زبانهای بسیاری به عنوان زیر مجموعه یا لهجه ای از فارسی هیچگونه دلیل علمی و زبان شناسی ندارد بلکه صرفأ بخاطر مباحث سیاسی و مصلحتی در چند سال اخیر بوده است نه واقعیت علمی و حقیقی!!! چگونه زبانهای متفاوت : لری / تاتی / کومشی / راجی / نایینی / طبری / اچمی / خوانساری / سیوندی / لاری / کومزاری / مراغی / آسی / پهلوی و...همه لهجه و زیرمجموعه فارسی باشند؟ فارسی که خودش دستور زبانش عربی است ، اعداد شمارش آن هندی است ، اگر لغات عربی ، ترکی ، روسی و انگلیسی را از فارسی بگیریم الکن میشود. حالا کدام نوشته را معیار قرار دادند و به مشابهت پرداختند تا اثبات کنند این زبانها همگی لهجه ای از فارسی اند؟ مدعای شما در اینکه فارسی ادامه پهلوی است چه میباشد و متکی به کدام سند و مدرک زبانی است؟ بر فرض که بدون ارائه هیچ مدرکی مدعای شما را پذیرفتیم با این مسئله چه خواهید کرد که ریشه / لفظ / معنا / و ساختمان لغات کهن زبانهای ایرانی کلأ با فارسی متفاوت است و با ادعای شما در تعارض است حالا این موضوع را به چه نحو توجیه میکنید؟ برای اینکه یک لهجه یا گویش مربوط به یک خانواده زبانی باشد چه مشخصات و خاصیتهایی لازم است؟ آیا تفاوت ریشه ای لغات با فارسی تصادفی است؟ واژه خدا در فارسی xwaday و در عیلامی nap / زمین در فارسی zamig و در عیلامی muru / شاه در فارسی shah و در عیلامی sunki / آسمان در فارسی asman و در عیلامی kiki / این بحث مفصلی است که به دلیل تنگی مجال بیش از حد به آن نمی پردازم.


  • مسکن اولیه پارسها در کنار دریاچه ارومیه بود

    مسکن اولیه پارسیان در پارسوا نزدیک دریاچه ارومیه بود ولی به دلیل اینکه سرزمین آنها میان دو دولت دشمن و متجاوز اورارتور و آشور قرار داشت صدمات زیادی از این دو قوم دیدند و مجبور شدند به قسمت جنوب (سرزمین ایلام باستان) کوچ کنند در منزلگاه جدید ، دولت ضعیف شده ایلامی وجود داشت که از شمال لرستان تا خلیج فارس وسعت داشت و پارسیان ایلامیان را هوج (خوج) مینامیدند. چیش پیش جانشین هخامنش أنشان را به زور تصرف کرد و برای اولین بار خود را شاه أنشان خواند (تاریخ ایران باستان ، مهدی وزین افضل ، ص ۷۸).


  • طرح فارسیزاسیون اجباری کودکان

    رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی اضافه کردن بررسی میزان آمادگی زبان فارسی در طرح سنجش سلامت در دستور کار قرار خواهد گرفت! هر دم از این باغ بَری میرسد _ تازه تر از تازه تری میرسد! زمزمه های فارسی سنجی وزارت آموزش و پرورش یعنی یک کودک غیرفارس هم در فهرست نارسایی های کودکان همچون تنبلی چشم و کم شنوایی قرار میگیرد! طرح سنجش سلامت یا طرح فارسیزاسیون اجباری کودکان؟ بهانه ای برای رویگردانی خانوارها برای عدم یادگیری زبان مادری خود! به اسم عدالت ولی مخالف عدل!


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • خورشید وسط پرچم کردها نماد چیست؟

    خورشید وسط پرچم کردستان عراق نماد گانشای هندیهاست و پرچم هند به لحاظ رنگ دقیقاً شبیه پرچم کردهاست. دکتر حشمت الله طبیبی در مقدمه کتاب《تحفه ناصری》از قول ژاک دمورگان فرانسوی میگوید: زبان کردی شعبه ای از سانسکریت هندی است.تاریخنگاران غربی کُردی را به سانسکریت(هم خانواده اوستایی)نزدیکتر میدانند و کُرد را نه با فارس بلکه با هندیها از یک نژاد میدانند.درکتاب《شرفنامه بدلیسی》که توسط شرفخان زمان صفویه نوشته شده، منشا کُردها را شرق ایران ذکر کرده که صحت این ادعا را میرساند حتی زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونف معتقداست که از قرن ۹ تا ۷ قبل ازمیلاد عُنصرزبان ایرانی ازمشرق به غرب پیشرفت آشکاری داشته و دیاکونف زبان کُردی را تلفیقی از ایرانی، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با اوستا(زبان شرق ایران)دارد.یحیی مدرسی درکتاب《درآمدی برجامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونف ومینورسکی را تاییدمیکند و میگوید: کُردی، بلوچی و افغانی از فارسی منشعب نشدند بلکه همپای سانسکریت و به موازات آن تحول یافته اند. رسم ختنه کردن دختران ، خالکوبی روی پیشانی و سنگسار نزد کردها و پاکستانیها معمول است.لباس ، عمامه و پرچم کردها شباهت بی مانندی با هندوها دارد.در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی اند و کلهر از طوایف گیلان است که درشهر گیلانغرب کرمانشاه سکونت دارند.اسامی طوایف کولیها که در هند و پاکستان به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کرد است مانند: کلیلایی ، گورونی ، سوران ، خرات ، سور ، جات(زُط) ، کاولی ، کراچی ، قادریا ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی). طوایف کُردی: کلیایی ، گورانی (گورونی) ، سورانی ، خرات ، زور ، جاف ، اردلان ، کاویانی (کاولی kaweli) ، کرمانچی ، قادری ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی).


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که نیستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    دستبرد تاریخی کردها: تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • پلاستیک سازی

    از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!


  • فقراقتصادی، تحقیر و بی هویتی میآورد

    لر ندانستن ناشی از خود کم بینی و ضعف اعتماد به نفس در مقابل دیگران است و فکر میکنند با این فرار هویتی مورد توجه و پذیرش جمع قرار خواهند گرفت ولی این گریز هویتی موجب کشف نقطه ضعف و تغییر نگرش دیگران به عنوان یک خود فروخته میشود. درمان خود کم بینی خود باوری است که با افزایش آگاهی حاصل میشود. عده ای از مردم لر وقتی در آباد کردن خرابی ها خود را ناتوان می بینند ، وقتی تخریب فرهنگی لر را نمیتوانند احیا کنند ، وقتی اقتصاد را نمیتوانند بازسازی کنند ، وقتی نمیتوانند افتخارات گذشته را بازسازی کنند به دور زدن و پاک کردن صورت مسئله میپردازند و به دنبال هویتهای جدید خود ساخته و نو بنیاد میروند《بدعت های نو ظهور نتوانستند هویت هزاران ساله خود را حفظ کنند حالا چگونه هویت جدیدی که نه تاریخی دارد و نه ریشه و سندی را بنا و نگهداری کنند؟》اگر وضعیت اقتصادی مناطق لر نشین سامان بگیرد همه لر میشوند. اگر امروزه لرها مثل زمان عیلامیان ، کاسیان ، علیمایید ، اتابکان لر بزرگ و کوچک ، زندیه و والیان لر فیلی نبض حکومت و اقتصاد را در دست داشتند و اگر در سایه اقتصاد خوب ، مشاهیر و دانشمندان لر زیاد میشدند الان هر لری افتخار لر بودن میکرد.


  • انکار هویت قومی موجب تحقیر میشود!

    آن زمان که کویر نشینان در فقدان آب ، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لرها از سخاوت چشمه ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و ابنیه باستانی در بلاد لر نشین نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لرهاست. انکار هویت قومی به معنی بردگی و بندگی است و نه دست آوردی دارد و نه موجب افتخار است بلکه بی شخصیتی و اسارت است. اینانی که بنده و بی شخصیت شوند به انسانهایی پسیو و متجاوز تبدیل میشوند و آنان در برابر ستم استعمارگران مطیع و سر به فرمانند و در برابر اقوام و هم تباران خود متجاوز هستند. در سایه چنین سیاستهایی بوده که افراد گمنامی تبار قومی خود را انکار میکنند و رو در روی همتباران خود قرار میگیرند. بی شک وقتی یکی را چون از شاخه ای میبرند و سپس روی شاخه ی دیگری پیوند میزنند این شاخه بی ریشه چون میخواهد زنده بماند راه خدمت به دیگری را برمیگزیند چرا که او پشتوانه ای درتبار اصلی خود ندارد. وقتی او در موطن خود راهی برای بالندگی نمی یابد به بیگانه خواهی روی می آورد.


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • کُردیزاسیون بلادلُرنشین

    کلیپ سرودن آهنگ لُری شیرعلیمردان توسط پیشمرگهای کُرد (دختران جوان بزک کرده!) که برای تقویت این پندار که لُرها هم کُرد هستند در فضای مجازی پخش میشود! اما مسئولان امنیتی هیچ واکنشی به این دست درازی پانکردها نشان نمیدهند! میشل ایزدی و بسیاری دیگر از نظریه پردازان《کُردتبار مقیم خارج از کشور》بر این اعتقادند که تشکیل کشور کردستان بدون دسترسی به آبهای آزاد یک خطای استراتژیک بوده و محکوم به شکست است! با توجه به قرابت جغرافیای لُر به کرد، پروژه استحاله فرهنگی لُرها در ملّت کرد یا همان《کردیزاسیون لُرها》شروع شد. کردها از دو ابزار عمده برای این پروژه استفاده کردند: یکی خواب آلودگی اهالی قلم به دست در استانهای لُرنشین و دیگری دستگاه رسانه ای خارج از ایران که تنها بیش از سی کانال ماهواره ای را شامل میشد! ابتدا با موسیقی به عروسی هایمان آمدند و با ابزار هنر و شعار《برادری لر و کرد》پروژه استحاله فرهنگی خود را شروع کردند! ولی چون فرهنگ بزرگتر هرگز در فرهنگی کوچکتر از خود هضم نمیشود به سراغ ایجاد تفرقه میان لر و لک رفتند! یکبار متنی به زبان انگلیسی خواندم که در عین وقاحت نوشته بود: لکها دروازه ورود به بلادلُرنشین و پس از آن دستیابی به آبهای آزاد است! خلاصه کلام اینکه پروژه فوق در خواب آلوگی ما همچنان ادامه دارد و چندی پیش《تابلوی بام لُرستان در شهر خرم آباد》را با رنگ به بام کردستان!!! تغییر دادند! در جشن ثبت زبان لکی در نورآباد رقص کردی بزم محفلشان بود!با لباس کردی از بوشهر و کُهگیلویه و ایلام گرفته تا آبشار بیشه خوانندگان برای اجرای لری با《لباس کردی》تامین مالی میشوند و بسیاری تحرکات دیگر که ذکر همگی آنها در این مجال نمیگنجد! بارها به مسئولین سیاسی، فرهنگی و امنیتی استانهای لُرنشین خطر نفوذ《کردستان بزرگ》در لُرستان را گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا؟؟؟ یادمان باشد که قوم لُر آخرین سنگر حفظ تمامیت ارضی و ستون خیمه اتحاد ایران است! این همه فشار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای درهم شکستن مردمان لُر است لذا باید خطر《همه کُرپنداری》پانکردها را جدی بگیریم!


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.


  • خون هر چهارنژاد اصلی بشر《قرمز》است!

    پرویزشاپور: خون هر چهار نژاد اصلی بشر《قرمز》است! هجم توهمات یک ملت وقتی بیکران میشود افیونی بجان جامعه می‌افتد که هیچ جوری نتوان آنرا علاج کرد! هفتم آبان را بزور مصادف با روز کوروش دارند جا میزنند! هرچند چنین روزی هیچ جا ثبت نشده! یک سوال از《پان پارسهای نژادپرست》اگر وجود، عُرضه و شهامت دارید! بجای پریدن از نرده های قبر کورشی که مُرده توش نیست بروید اول کشور را از یوغ نابرابری، بیکاری و فقر برهانید! اگر آزادیخواه هستید بروید دزدان و اختلاسگران را دستگیر کنید! بُزدِلان الکی خوش مشنگ! از کوروش هزاران جمله نقل میکنند آنهم جملاتی که انگار در خیابان جُردن تهران سال ۱۳۹۸ کوروش زندگی میکرده! میگویند کوروش به کشوری هجوم نبرد جزء برای رهانیدن مردم آن کشورها از ظلم حاکمانشان! بعد درجای دیگر میگویند کوروش بعد از فتح ممالک شاهان آنرا نمیکشت و به آنها اجازه میداد بر سر قدرت باقی بمانند! اگر کوروش برای رهانیدن مردم از ظلم شاهان بپا خواسته بود پس چرا شاهان را بعد از شکست دادن از قدرت خلع و مجازات نمیکرد و جزء افراد خود قرار میداد؟ شما خود را جای آن مردمان قرار دهید و بگویید آیا عادلانه است مثلاً آمریکا به منظور رهانیدن مردم عراق از دست صدام به عراق حمله کند و بعد از فتح عراق همان صدام را حاکم کند؟ از ایران باستان چه آثار علمی مکتوبی بجا مانده؟ هفته نامه «اشپیگل» چاپ آلمان در شماره 28 سال 2008 نوشته ای به نام «فرمانروای قلابی صلح» به قلم ماتیاس شولتس منتشر کرده است در این نوشته نویسنده میگوید: کوروش پیام آور صلح و حقوق بشر نبوده و یکی چون دیگر دیکتاتورهای زمان خویش بوده و دراین راستا منشور حقوق بشر کوروش را یک «سند تبلیغاتی» میخواند. از هخامنشیان تا حمله اعراب یعنی طی ۱۲۰۰ سال هیچگونه اثرعلمی، ادبی یا فلسفی مکتوبی دیده نمیشود دکترهمایون کاتوزیان، استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد: این ادعا که حکومتهای باستان ما آثار مکتوب زیادی در زمینه های مختلف علمی، فلسفی و ادبی از خود برجای گذاشتند اما اعراب این آثار را تمامأ سوزاندند افسانه ای بیش نیست! مقبره و آرامگاههای ایلامی در کنار تخت جمشید که همان زمان توسط اقلیت خائن و دزدان عتیقه با خاک یکسان شدند و اجساد مومیای شده توسط دانشگاه شیکاگو به امریکا بردند منبع از کتاب: تخت جمشید نوشته اشمیت در سال ۱۳۴۲ که بنگاه فرانکلین آنرا چاپ کرد.


  • شاهنامه《صورت بندی ناهمزمان》با دنیای امروزی است!

    اعتقاد به《اساطیر کودکانه فردوسی》صورت بندی ناهمزمانی با دنیای امروز دارد چون شعرهای فردوسی آلوده به افکار زُروانیه و جبرگرایانه است و پرستش خورشید/ مصاف اهورامزدا با اهریمن/ دعای دیوبَند/ تشریفات آتش پرستی/ غذا و مَشروب برای مردگان/ تقدس شستشو با ادرار گاو/ تبلیغ حکومت اشرافیت/ و تشویق به جنگ را نشان میدهد! تبعیضات نژادی و تفاخرات قومی برخلاف اصل《مساوات اسلامی》است فردوسی خودش در آغاز طرفدار《تسویه》و مخالف تبعیض بود اما در ادامه به ترک، عرب، بلوچ و مازنی بدترین توهینات را کرده و از چاله به چاه افتاد و از حدود نژادپرستی تجاوز کرد و تا مرز زنادقه پیش رفت بطوریکه اجازه دفنش در قبرستان مُسلمین را ندادند! بدیع الزمان فروزانفر درمقدمه کتاب《احادیث مثنوی》مینویسد: از اواخر قرن ۴ هجری مدارس اسلامی تاسیس شد و مقاومت زرتشتیان در همه بلاد شکست و فرهنگ ایران به صَبغه اسلامی جلوه‌گری آغاز کرد بالطبع توجه شعرا و نویسندگان به نقل الفاظ و مضامین عربی فزونی گرفت اما در شعرهای شاعران زرتشتی و شعوبیه مثل دقیقی و فردوسی نام زرتشت، اوستا، بوذرجمهر و...بیشتر دیده میشود! دقیقی《شاعر زرتشتی》که مُقتدای فردوسی در سرودن شاهنامه است یعنی اول او به سرودن شاهنامه پرداخت و فردوسی راه او را تعقیب و تکمیل کرد! فردوسی رسماً طبق سنت معمول زرتشتیان کلمه《پرستش آتش》را بکار میبرد: مُغان را ببندند و کوشش کنند_همه آذران را پرستش کنند! داستانهای شاهنامه هیچ انطباقی با تاریخ ندارند و فردوسی از چیزهایی حرف زده که چشم هیچ حلال زاده ای آنها را ندیده لذا باید به حُسن نیت و صداقت او شک کنیم! عطار نیشابوری سروده‌های فردوسی را بدعت و ضلالت میداند! عبدالجلیل رازی شاهنامه را《مدح گَبران》میدانست! فرخی سیستانی در همین راستا میگوید: گفتا که شاهنامه دروغ است سر به سر! معزی نیشابوری هم اشاره میکند که: من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ؟ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر (افسانه!). انوری خراسانی هم به فردوسی طعنه و کنایه زده و شاهنامه را《رزم نامه》گفته است! در واقع فردوسی مؤلف نیست بلکه مجری است و میتوانیم شاهنامه را یک قصیده بلند برای《جنبش شُعوبیه》بدانیم که شاعر از آن صله خویش به تمامی دریافت نکرد و آنرا با تغییراتی به آستان سلطان محمود غزنوی نیز پیشنهاد داد! دکتر منوچهر اقبال که خود خراسانی است و زمان پهلوی دوم وزیر بهداری بوده و سال ۱۳۳۶ نخست وزیر میشود درباره شاهنامه میگوید: شاهنامه کتابی پُر از《دروغ و افسانه》و یکی از اسباب عقب ماندگیهای فکری ما ایرانیان بوده و هست! بیشتر قهرمانان و پادشاهان شاهنامه《موجوداتی افسانه ای و غیر واقعی》هستند که فقط در شاهنامه یافت میشوند! دکتر فریدون جُنیدی رییس《بنیاد نیشابور》گفته: ۳۰ هزار بیت شاهنامه《جعلی》است و در طول زمان توسط مردم به آن اضافه شده است! شاهنامه اساس نژادپرستی است و بر برتری نژادی و قومی《فارس》بنا نهاده شده و کلمه نژاد بارها در شاهنامه تکرار شده است! پرویزشاپور میگوید: خون هر چهار نژاد اصلی بشر《قرمز》است! هجم توهمات یک ملّت وقتی بیکران میشود افیونی به جان جامعه می‌افتد که هیچ جوری نتوان آنرا علاج کرد. کتاب شعر و افسانه فردوسی است که مملوء از《اساطیر کودکانه》است مثلاً: رستم در شاهنامه ۷۰۰ سال عمر میکند و ناهارش دو گوسفند با یک خیک شراب است! رستم از ۷ خان میگذرد و انواع دیوها و اژدها را میکشد! زال توسط پرنده ای ناشناخته بنام سیمرغ پرورش یافت! کیکاووس با عقابها پرواز میکرد! سیاووش به سلامت از تونل آتش گذشت و سُرب داغ هیچ اثری بر او نکرد! از دوش ضحاک مار میروید! هیچ مورخی برای دانستن تاریخ واقعی به کتاب شعر مراجعه نمیکند! آیا مورخان انگلیسی یا یونانی به شکسپیر یا هومر مراجعه میکنند؟ ابداً چون آنها در حوزه ادبیات و اساطیر است! کتاب افسانه فردوسی که مُستند به هیچ سندتاریخی نیست منبع مُغرضان و جاعلان شده! اگر کسی بیطرفانه مطالعه کند و منابع دست اول را ببیند هیچ احتیاجی به این《شعرهای نژادی》ندارد! چون شاهنامه فقط به شما چند بیت شعر میدهد نه تحلیل تاریخی! کمی بخود بیاییم هفت مرغ چاق را عطار خورد ما هنوز اندر پیِ یک جوجه ایم. با دروغ و خودفریبی و بی‌توجهی به واقعیت‌ها بجایی جز نابودی و تباهی نمی‌رسیم. نسل آینده《فردوسی》را بخاطر دروغ‌پردازی و میراث زشتی که برایش به سوغات ‌مانده، سرزنش خواهد کرد!


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • نان لُرستان را میخورند اما از بیگانه حمایت میکنند!

    بنظرم حرام زاده کسی است که در شهری بدنیا بیاید، در آنجا بزرگ شود، نان آن سرزمین را بخورد، حرف زدن از آنها بیاموزد، آداب معاشرت یاد بگیرد، مال و ثروت بدست بیاورد ولی در پایان مردم را اذیت کند! خانه شان را بزند! جزیه بگیرد! مالیات بگیرد! محدودیت بگذارد! سر سفره آنها بزرگ شود و نان آنها را بدزدد! براستی که بسیاری وجودشان از لُرستان است بسیاری ثروتشان را از لُرستان بدست میآورند بسیاری پیشرفتشان مدیون لُرستان است اما بدترین حرفها را علیه لُرستان میزنند و میگویند لُرستان بو میدهد! دست بکشید از این مطالبی که بین قوم، قبیله، همسایه، فامیل و خانواده اختلاف می اندازد و برهم زننده صمیمیت و انسانیت است ننگین تر ازاین افراد وجود ندارد که با حرف یا جمله ای فاصله بین همنوعان ایجاد میکنند! بدبختیها کم نیست که خودمان بجان هم افتادیم! عبور کنیم از باور و اندیشه ای که زندانساز است! بگذریم از اینکه کی خوب و کی بد بود؟ نام شخص و قوم خاصی را نشان نکنیم برای ابراز نفرت و تنفر!


  • رستم فرخزاد ارمنی

    چون سپاه رستم فرخزاد ارمنی به قادسیه رسید سپاهیان دست به فساد و یغما گشودند مال و فرزند مردم را ربودند عمت زنان را تباه کردند، باده نوشیدند و عَربده کشیدند مردم به رستم استغاثه و ضجه نمودند او میان سپاه درآمد و گفت: ای مردم پارس! بخدا سوگند اسیر عرب راست گفت بخدا چیزی که باعث تباهی ما شده کارهای زشت ماست! بخدا سوگند اعراب با اینکه با این مردم درحال جنگ هستند رفتار بهتری دارند. سیره آنها بهتر از کردار شماست (تاریخ بزرگ ِاسلام وایران، عزالدّین علی بن الاثیر، ترجمه: عباس خلیلی، جلد ۲، ص ۲۳۰).


  • لک گرایی چگونه؟

    میرزاعلی‌اکبر وقایع‌نگار، مورخ کُرد سنندجی، در۱۲۰سال قبل، کرمانشاه را《داخل در خاک لُرستان》معرفی می‌کند و ایلات آنرا بخشی از ایلات لُر برمی‌شمارد. دقیقاً از همین دوران یعنی عصر قاجار، اوضاع شروع به تغییر می‌کند. قرار گرفتن کرمانشاه در مسیر تجارت و زیارت باعث بزرگ‌تر شدن و افزایش اهمیت آن می‌شود و این شهر به قطب اول جمعیتی در غرب کشور مبدل می‌شود. با بررسی تطبیقی مرزبندی‌های قومی و طبقاتی می‌توان شکل‌گیری ۳بخش را در شهر تشخیص داد: الف)فارسها که مهاجرین غیربومی‌اند و حکام شهر، روحانیت و تاجران یعنی طبقۀ حاکمۀ نخستین شهر را تشکیل می‌دهند. استقرار اینها در کرمانشاه منجر به سرکوب و محدودیت مذهب یارسان بعنوان مذهب اصلی بومیان می‌شود. موجودیت این بخش در ارتباط با دو «ف» قرار دارد: گویش ابداعی《فارسی کرمانشاهی》و محلۀ قدیمی《فیض آباد》ب)در تقابل با گروه اول و از دید آنها که هرگونه عشایری را《کُرد》می‌نامند، معنای《معیشتی》این واژه به‌معنای《قومیتی》تبدیل می‌شود و به ایلات لُر پیرامون کرمانشاه به‌ویژه کلهر، زنگنه وسنجابی اطلاق می‌گردد.این گروه، به‌ویژه اشرافیت ایلی و فرزندانشان، لایۀ بعدی قدرت در شهر را اشغال می‌کنند و در بوروکراسیِ درحال تورم شهر و بخش‌هایی از بازار جاگیر می‌شوند ج) سرانجام ایلات لک که از ساکنین قدیمی و بومی منطقه هستند، در دهۀ 1340 و 1350 شمسی و تحت تأثیر سیاست‌های ویران‌کنندۀ دولتی در حاشیۀ شهر کرمانشاه ساکن می‌شوند《جعفرآباد》یک مکان نمادین دراین روند محسوب می‌شود. با استقرار ایلات در حاشیۀ شهر، موج سنگین و شدید《لُر ستیزی》از جانب دو گروه اول با هدف گرفتن مستقیم لکها آغاز می‌شود و آنها《مهاجر》،《بی‌تمدن》و《عامل خلاف》تلقی‌شده و بی‌رحمانه‌ترین رفتارها و تبلیغات فاشیستی در مورد آنها اعمال می‌شود. ایدئولوژی مسلط و غالب کرمانشاهی تمام معضلاتی را که در محلات حاشیه‌ای همۀ شهرها وجود دارد و برای حل آنها باید دولت و مقامات را به چالش کشید، به لکها منتسب می‌کنند و آنان را مورد اتهام قرار می‌دهند.شدت و زشتی این برخوردها تا بحدی است که می‌توان پدیدۀ《طرد اجتماعی》(social exclusion) را در مورد لکهای کرمانشاه تشخیص داد. اما تودۀ مردم زحمتکش، شریف و باغیرت لک بیکار نمی‌نشینند و مقاومت خودجوش آنها در مقابل این طرد آغاز می‌شود.اگرفیلمها وعکسهای مراسم عروسی در کرمانشاه دهۀ 1340 را ببینید و نوع رقص، پوشش و موسیقی را با رقص، موسیقی و پوشش کرمانشاه امروز مقایسه کنید متوجه میشوید وقتی اندیشمندانی مثل بندیکت اندرسون و ارنست گلنر از《ساخته‌شدن》سریع و مصنوعی برخی اقوام سخن می‌گویند، دقیقا به چه چیز اشاره دارند. پیش از پرداختن به مقاومت خودجوش مردم لک درمقابل روند فاشیستی لک‌ستیزی در کرمانشاه، توضیحی در مورد معنای《قومیتی》واژۀ《کُرد》و وضعیت آن در شهر کرمانشاه در دوره‌های مختلف لازم است. به این دلیل از عبارت《معنای قومیتی》استفاده می‌کنیم که پیش از شکل‌گیری این سنخ از معنا《کُرد》معنای معیشتی هم داشته است و بعنوان معادل《کوچندگان و عشایر غیرعرب》هم استفاده شده اما این معنای قومیتی جدید هنوز با معنای مطلوب پانکُردها فاصله دارد. این معنای قومیتی ابداً بمعنای《اتحاد با سایر کردها》در سنندج، مهاباد و عراق نیست؛ بلکه بمعنای اتحاد برای رقابت بر سر کسب جایگاه بهتر در سلسله مراتب قدرت و منزلت در منطقه و شهرِ درحال توسعۀ کرمانشاه با همان لکهاست. این درحالی است که قدمت حضور لکها در این ناحیه همپای خود آنهاست و قرنها درکنار هم زندگی کرده‌اند. اما توسعۀ شتابان شهرنشینی، شرایط و میدان کاملاً جدیدی را بوجود می‌آورد. معنای جدید واژۀ《کُرد》این امکان را فراهم می‌آورد که اشرافیت ایلی کلهر و سنجابی و زنگنه و تیره‌های گوناگون و وابستگانشان، خود را در جایگاه《بومیان اصیل و قدیمی》و《مالکان طبیعی شهر》بنشانند و لُرها و بطور مشخص، لکها را《مهاجر》،《مزاحم》و《مسبب اصلی خلافکاری》معرفی کنند. مصطفی دیکیچ، اندیشمند برجستۀ مطالعات شهری، اشاره می‌کند که در رقابت‌های حوزه ی شهری، تعریف《دشمن مشترک》یا همان《دیگری بَرسازنده》اجازه می‌دهد تا صفوف《خودی》و《دوست》متحد و منسجم شود و رقابت بر سر قدرت، نظم و سامان بیابد. لکها دقیقاً در جایگاه همان《بیرون بَرسازنده》برای کُردهای کرمانشاه قرار داده شدند. درست مانند همان مثالی که دیکیچ می‌زند: محلۀ《بِلویله》در حاشیه پاریس که از طرف ساکنان محلات مرکزی بعنوان《آپاچی‌های بلویله》و《بربرها در دروازه》معرفی می‌شوند. در این مرحله، هنوز هیچ‌گونه کششخاص و مشهودی از جانب کُردهای کرمانشاه به سمت کردهای شمال کرمانشاه وجود ندارد: کرمانشاه مانند سنندج در جریان «جمهوری مهاباد» قاضی محمد کاملا ساکت است؛ نسبت به تحولات دهه‌هایبعدی در نواحی اردلان و مکریان کاملا بی‌اعتناست؛ و در سالهای بعد از انقلاب در راستای سرکوب اعتراضات کردها بسیج می‌شود!


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.



آخرین مقالات