جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

علیمراد خان (علیمردان خان) میوند

علیمراد خان (علیمردان خان) میوند

علیمراد خان  یا علیمردان خان  میوند؛ معروف به علیمراد خان بختیاری (شاه علیمرادی)، پس از روی کار آمدن نادرشاه افشار، در جرگه نیروهای بختیاری تحت پیروی وی قرار گرفت. اما پس از رنجش از رفتار یکی از فرماندهان قزلباش ، از سپاه نادر روی برتافته و بانی شورش بزرگی، در ایل بختیاری گردیده و خود را پادشاه خوانده و تاج گذاری نمود، و حتی تا ضرب سکه نیز پیش رفت.

میکنم دیوانگی تا بر سرم غوغا شود

سکه بر زر میزنم تا صاحبش پیدا شود

بزودی دامنه عصیان وی از خوزستان تا اصفهان گسترش یافت و نادرشاه نیز، سرداران خود را برای سرکوب رقیب تازه خویش، به بختیاری فرستاد، اما علیمراد خان، در چندین نبرد آنان را در کوهستان شکست داد تا اینکه بر اثر تلفات و نداشتن توشه و تغذیه سپاه به دلیل محاصره بلند مدت ، سرانجام نادر شخصأ به مصاف وی رفت و در یک نبرد خونین، در نهایت توانست خان بختیاری را شکست دهد.

شرح تفصیلی سرگذشت این ماجرا، در کتابی تحت عنوان نظری به تاریخ بختیاری درعصرافشار اثر مهرزاد قنبری سردار اکبری، مورد بررسی قرار گرفته است.



منابع:

امیراحمدیان، بهرام، ایل بختیاری، تهران، ۱۳۷۸

دیگار، ژان پیر، فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ترجمهٔ اصغر کریمی، مشهد، ۱۳۶۶

عکاشه، اسکندر، تاریخ ایل بختیاری، به کوشش فرید مرادی، تهران،

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درین زمینه (منبع: کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد) اینجا کلیک کنید.

5 نظر

  • دارالغرور《بلاد لُرنشین》

    بنازم مردمان پاکمان را _ تمام مردمان لر زبان را / کسانیکه اصیل و ریشه دارند _ زلال و سبز مانند بهارند / دل لر آسمانی صاف و آبی است _ دل لر اهل نیرنگ و ریا نیست / بزرگ و سر بلند و پاک و والا _ دلی پر شور دارد مثل دریا / همیشه لر جماعت هر کجا هست _ صبور و مهربان و باوفا هست / ز کنگاور گرفته تا گناوه _ دلس پاک و زلاله جور آوه / ز کلهرهای کرمانشان و لکها _ بیا تا خاک ایلام مصفا / ز خاک خانقین تا بختیاری _ دل ما مهربان و گرم و جاری / لران مینجایی و ثلاثی _ همه از نسل ایلامیم و کاسی / اگر چه دور از هم افتادیم _ دوباره در هوای اتحادیم / کریمخان ، لطفعلی خان ، آریوبرزن _ به خود میبالم از اینکه لرم من / دنا و بیستون و زردکوه است _ همیشه هر کجا لر باشکوه است. درود میفرستیم به غیرت تمامی لُرتباران.


  • نادر از دست لُران زخم بلایی دارد

    این لرستان که چنین آب و هوایی دارد _ دشت و صحرا و جبلش حال و صفایی دارد / چشمه‌ها یک طرف و کوه نمایان جانم _ دیده را مات، که این به چه هوایی دارد / کوه کلاه، یافته، سرداب، ز قالی کوه گو _ اشترانکوه و سفیدکوه، چه نمایی دارد / به سفیدکوه و کِوَر و قصه هشتاد پهلو _ آب شیرین لُرستان چه شفایی دارد / آبشار بیشه و اَفرینه و تافش نگرم _ داروی درد من است این چه دوایی دارد / هرچه گویم سخن از چشمه و کوه، ای عاقل _ وصفشان در سخنم بَه چه صدایی دارد / ایل و تبار حسنوند و بیرانوند همگی _ پاپی و میر و بهاروند چه نوایی دارد / شرح ایل جودکی و ساکی و قائدرحمت _ بخشش لُر بزرگ نشو و نمایی دارد / ایل دلفان و دریکوند و قلاوند سخنی _ وصف اوصاف لُران صوت منایی دارد / سخن از وصف لُران، شهد و شکر، طعم دهان _ این سخن در نظرم رنگ و حنایی دارد / شیعه ‌مذهب، ز الست زاده که شیرین سخنند _ پیرو پیر طریقت چه حیایی دارد / همه از آدم و حوا، همه یک عضو بدن _ سیر تاریخ که این سابقه جایی دارد / شهرهایش چو بهشتند و هوایش چو نسیم _ وان بناها بنگر بَه چه بنایی دارد / خرم‌آباد و گریت، زاغه و ازنای دورود _ از اتابک و کریم خان، ردپایی دارد / نادر آن زاده شمشیر که مردان دلیر _ همه دانند که چه جور و جفایی دارد / شیر مردان لُر و پنجه آرش بنگر _ نادر از دست لُران زخم بلایی دارد / این غلو نیست کزین بیت سخن بشنیدی _ این حقیقت بخدا سابقه هایی دارد / دژ افلاک خرم‌آباد نمایان شده است _ هنر مرد دلیر است و نمایی دارد / وصف اوصاف لُران را همه کس نتوان گفت _ شعر خادم ز الست شوق بجایی دارد. شاعر: کریم خادمی پاپی


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • بُوَد افتخارم که لُر زاده ام

    من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام / رسد پشت بر پشت به شیران لک _ تبارم بود از دلیران لک / سزاوار تاج سر شایی ام _ ز نسل سواران مینجایی ام / شود روز دشمن چنان شام تار _ به میدان گر آید لُر بختیار / بهار عدو چون زمستان شود _ اگر خار پای لُرستان شود / نژاد لُرم ایل شوهان بود _ همه افتخارم لُرستان بود / بود هندِمینی تبار لُرم _ دل شیر دارم ز مردی پُرم / لُرم از گناوه ز دلوار من _ ز بوشهر و دیلم ز کُمزار من / فدای لُرستان، جان و تنم _ من ایرانی ام، لُر، ز مهمَسنم / لُرم از نژاد بویر احمدم _ شبیخون به جیش سکندر زدم / لُرم، صاف و بی غش، من ایرانی ام _ بود افتخارم لُرستانی ام / من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام. رحمان مریدی، دره شهر ایلام


  • کتاب مختارالدوله

    معرفی کتاب《مختار الدوله؛ زندگی و زمانه علیمردان خان بختیاری نایب السلطنه》: در تاریخ بختیاری، علیمردان خان بختیاری، یگانه کسی است که توانست به بالاترین منصب سیاسی یعنی《نیابت سلطنت》دست پیدا کند. 2 سال نایب السلطنه شاه اسماعیل سوم و حدود هفت ماه نایب السلطنه شاه سلطان حسین دوم بود. او در میان بزرگان ایران سرآمد و مورد احترام بود. او را باید پادشاه تراش و تاج بخش نیز نامید؛ زیرا دو تن بااراده و نظر وی به مقام سلطنت رسیدند. در دوره اول نیابت سلطنت، وی قدرتمندترین و بانفوذترین فرد در صحنه سیاست کشور ایران بود. هیچکاری بی اذن و اجازه وی انجام نمی گرفت. اگر برخی اختلافها و اشتباهات هرگز رخ نمیداد شاید سرنوشت او و خاندانش به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و گستره قدرت و نفوذش افزونتر و طولانی تر میشد. علیمردان خان به‌طور قطع از سال ۱۱۴۴ ه.ق. در قشون نادر سمت فرماندهی داشت. سر خیل ایل چهارلنگ، چنان کاردان، رشید و دلاور بود که خیلی زود توجه نادر را جلب کرد، در ردیف فرماندهان ارشد ارتش نادر درآمد و همواره ملازم نادرشاه بود. در فتح قندهار، تسخیر هندوستان و در جنگهای آسیای میانه و قفقاز، فرمانده بود و چنان درخشان و نمایان جنگید که نادر لب به ستایش و تشویق وی گشود و پاداشهای فراوان بخشید. پس از کشته شدن نادر، فرصت پیدا کرد به تاخت رهسپار زادگاهش گردد. او که سری پر شور داشت در کنار دروازههای اصفهان، اراده کرد، آنچه اندرون دلش پرورانده بود، آشکار سازد و لشکر و سپاه آراسته کرد. وی در دورانی سر برآورد که آشوب و کشمکش در کشور فراگیر بود، هر کس بنیه و توانی داشت، دسته و لشکری تدارک دیده، بر ناحیه‌ای فرمان میراند و جنگ و ناامنی همه جا سایه گسترانید. او را باید مصداق و نماینده جریان صفویگری، پس از برافتادن نادر شمرد. به نام احیای دولت صفوی و نجات کشور ایران، نواده شاه سلطان حسین صفوی را به شاهی نشاند و شکل‌گیری سازمان قدرت خود را آسان و تسهیل کرد. با اینکه در دوران انتقال قدرت از افشاریه به زندیه به مدت 8 سال، علیمردان خان بختیاری، شخصیتی طراز اول در طوفان سیاسی و کشمکشهای پر دامنه آن روزگار بود؛ اما هنوز کتاب مستقلی که توانسته باشد فعالیتها و تحرکات سیاسی و نظامی او را نمایان سازد، به نگارش درنیامده است. و شناخت ما در این باره بسیار محدود است. کتاب《مختار الدوله، شرح زندگی و زمانه علیمردان خان نایب السلطنه》می‌تواند پاسخی روشن و مستدل به زوایای پیدا و پنهان هشت سال فعالیتهای گوناگون وی باشد و چرایی و چگونگی این جد و جهد و علل و عوامل فراز و فرود را بازبینی و تحلیل کرده و گوشه ای از تاریخ ملی و محلی مورد کنکاش قرار گرفته است. کتاب مختارالدوله: زندگی و زمانه علیمردان خان بختیاری، نوشته پژوهشگر گرامی جناب آقای مصطفی علیزاده، در قطع وزیری و در ۳۸۷ صفحه و ۹ فصل به چاپ رسیده است. این کتاب شرحی نسبتاً کامل با نگاهی نو به رویدادهای تاریخی از سال ۱۱۳۵ تا ۱۱۶۸ ه.ق می‌باشد. برجسته ترین مباحثی که کتاب به آن پرداخته است، عبارت اند از: ۱) زندگینامه، کارها، لشکرکشیها، نیابت سلطنت و سرانجام علیمردان خان بختیاری / ۲) جنگهای بختیاری‌ها با افغانها / ۳) حماسه آفرینی بختیاری‌ها در فتح قندهار، جنگ کرنال و جنگ با عثمانیها / ۴) نبرد علیمراد خان با نادرشاه / ۵) معرفی علیمردان خان فیلی والی لُرستان، ابوالفتح خان بختیاری و علی صالح خان بختیاری. بختیاری‌ها در درازای زمان نقش های کلیدی و مؤثری در عرصه‌های سیاسی_اجتماعی ملّی ایفا نموده اند و تاریخ لُرها به‌ویژه بختیاری‌ها را مردمانی میهن پرست و ایران خواه معرفی کرده است. اهل تحقیق میدانند که سرزمین بختیاری از دوران باستان تا عصر کنونی همواره محل بسیاری از اتفاقات مهم در تاریخ بوده و هست و پرداخت به تمام این زوایای تاریخی احتیاج به یاری تمام پژوهندگان علاقه مند دارد.



آخرین مقالات