دو شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

باباحیدر( باو حیدر )

باباحیدر( باو حیدر )

بختیاری، چارمال، شهر باباحیدر( باو حیدر )

آن دسته از مردمان بختیاری که عشایر بودند , به همتباران ده نشین و شهرنشین خود در چارمال " ایلاقی , سرحدی , روستایی " میگفتند و آنها را لر نمی شمردند هرچند که به لری صحبت می کردند ! این تقسیم بندی و جدایی منشا طبقاتی -اجتماعی داشت تا قومی و زبانی. دهه هاست که این جدایی رنگ باخته و مردمان چارمال با خودآگاهی قومی به هویت قومی خود بازگشته اند .

در لری " مال" به معنی آبادی و تجمع چند سیاه چادر است ( درست هم معنی یورت ترکی و وطن عربی ) همچنانکه به مرکز حکومت اتابکان لر بزرگ شهر ایذه " مال امیر - مالمیر" می گفتند به معنی آبادی امیر و اتابک لر .

چارمال یا به فارسی یا چهار محال عبارت است از چهار منطقه لار، کیار، میزدج و گندمان که ییلاقات سرزمین بختیاری را تشکیل می داند همچنانکه قشلاقات سرزمین بختیاری شرق استان خوزستان را تشکیل میداد از مسجدسلیمان و مالمیر (ایذه ) ۰ را مهرمز تا دزفول و شوشتر را تشکیل می داد که به آن " گرمسیر بختیاری" می گفتند .

باباحیدر مرکز بخشِ باباحیدر در ۴۵ کیلومتری شهرکرد قرار دارد.

1 نظر

  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.



آخرین مقالات