جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لُرهای لیراوی با مرکزیت بندر گناوه

لُرهای لیراوی با مرکزیت بندر گناوه

لیراوی نام یک ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است. لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند (کوه )و لیراوی دامن بند (دشت )بوده.

نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در اواخر سال 792 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را ...تعیین می کند).

امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود.

لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند.

 

پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :

استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو).

استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت .

استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.

استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ).

استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت.

نام قدیمی و لری بندر گناوه " شول گپ " یعنی شول بزرگ بوده که خرانه های آن در نزدیکی گناوه باقی است.

آهنگ بختیاری چچله باد شمال مشهور در همه مناطق لرستان جنوبی. همانطور که در رقص گروهی لرهای لیراوی می بینید, سینه زنی بوشهری یا " سینه واحد", عملا اقتباس از رقص لری است که به نوعی کارکرد مذهب آیینی یافته است

5 نظر

  • لرستان جنوبی

    لورستان جنوبی شامل:بندر دیلم _ لیراوی _ گناوه _ حیات داوود _ ماهور میلاتی _ ممسنی _ دشتستان _ شبانکاره _ اهرم _ دالکی و … که ایلات بزرگ لیراوی ، حیات داوودی ، شبانکاره ، زیدونی ، آقاجری ، مزیری میبره و … در این نواحی هستند. جزیره ی خارک هم قبلأ جزء حیات داوود بود و حاکم خارک را خوانین حیات داوود مشخص میکردند که فتح الله خان حیات داوودی به خاطر پافشاری بر مالکیت خارک و اجازه ندادن به دولت پهلوی برای تصاحب جزیره به بهانه حضور در نهضت سران لور جنوب به نامردی اعدام شد.


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • لُرهای بوشهری

    لُرها اولین ساکنین مناطق بوشهرند. از هر چیز بگذریم بوشهر و تنگستان در زمان هلتمتی ها (ایلامی ها) لیان نام داشت و آثار ایلامیان هنوز در تمام مناطق جنوب باقی هست. در زمان هخامنشیان و ساسانیان این مناطق با مناطق کهگیلویه و بویراحمد و بختیاری پیوستگی داشت و یکی بود و بعد از حمله اسکندر جز ایلمایید شد. بعد از حمله اعراب این مناطق جز رم گیلویه بوده است و رم گیلویه بدین شرح در کتب تاریخی آمده است: در نيمه دوم سده چهارم هجری اولين بار به كوهها و مناطق کوهستانی اين منطقه كوه جيلو يا گيلو گفته شده است (حدود العالم). سده ششم هجری به بعد منابعی كه از اين منطقه ياد کرده‌اند نام كهگيلويه را بر بيشتر سرزمين امروزی آن اطلاق ميكنند. قدرت يابی طوايف كهگيلويه سبب شد كه در دوره مغول و تيموری در بيشتر نوشته‌ها كهگيلويه بكار برود. پس از برچيده شدن حكومت اتابكان لُربزرگ در 827 هجری و از دوره صفويه نام كهگيلويه به سرزمین‌های وسيعی از اصفهان تا خلیج‌فارس اطلاق ميشده است. در دوره پایانی سلسله صفويه اين منطقه بنام كهگيلويه و بهبهان معروف است. بهبهان و دهدشت مرکز ایالت کهگیلویه بوده‌اند. چند اشاره به لُرهای ساحل خلیج‌فارس در طول تاریخ و قدرت لُرها بر مناطق دریایی را در زیر می‌آوریم: ناخدا شمس الدين محمد بن على لُر فاتح هرمز و کيش و مالک جزیره شيف در عهد اتابکان فارس / فتح بحرين توسط جهازات جنگى فوج دشتستانى به سردارى کااحمد کاشخيص خواجه گيرى ليراوى بوده است / جهاز جنگى خان على خان حيات داوودى مالک جزيره خارک ناظم شمال خليج فارس بود. خوانين حيات داوودی مالک خارک بودند / امير شمس الدين محمد بن على لُر و پسرش سراج الدين سالها در اين جزيره بودند و با مردان شجاع خود هرمز و کيش عمان را فتح کردند / حتماً صاحب فارسنامه اشتباه کرده پسوند لُر براى اميرشمس الدين و پسرش گفته و ذکر کرده است / طوايف ليراوى، حيات داوودى، انگالى، خدرو، احمدصالح، ممسنى، تنگستانی، جاگرانى، کايدان، خواجه، خنسير دشتى و...از طوايف لُرزبان و لُرنژاد نوار ساحلى استان بوشهرند که از دوره ايلام تاکنون ساکن کناره خليج بوده و هم‌اکنون لُرى با لهجه ليراوى، دشتستانى و دشتى تکلم میکنند.


  • بی توجهی به نابودی زاگرس

    چقدر جورج در ایران خوشبخت‌ است که در صدر اخبار قرار گرفت! فارسها با او همدردی کردند و در مشهد برای او شمع روشن کردند و صدای ستم‌دیدگی‌اش در جهان پیچید ولی فارسها هم سیل پارسال و هم آتش‌سوزی کهگیلویه را تمسخر کردند! جورج فلوید در کشوری زندگی میکرد که روزی پنجاه میلیون بُن غذا به نیازمندان می‌دهد و هشت سال رئیس‌جمهور سیاه‌پوست داشت، اما در ایران از هجده وزیر، شانزده وزیر فارس است و هیچ رییس‌جمهور غیرفارسی نداشته! ایران بعد از برزیل رتبه دوم نابرابری ناحیه‌ای و شکاف طبقاتی را دارد. بزرگترین زندانهای خاورمیانه در ایران است. پرداختن رسانه‌ها به جورج و بایکوت خبری آتش سوزی زاگرس، به شناخت ماهیت ستم در ایران بما کمک می‌کند. زاگرسیان طردشده از صحنه زندگی که ستم نظام‌مند بر آن‌ها روا می‌شود. بی‌اعتنا از نابودی زاگرس عبور می‌کنند، گویی زاگرس جزء ایران نیست یا بخشی از حاشیه‌است. در ایران محیط‌زیست از اولویت‌های آخر همه دستگاه‌های اجرایی است. بودجه‌اش از ده‌ها نهاد بی‌خاصیت کمتر است، بودجه تنفس جنگل یا درمان بیماری بلوط‌های زاگرس هیچ‌وقت درست پرداخت نشد و برای داشتن چند هلی‌کوپتر که به درد خاموش کردن تخصصی آتش بخورند، در اولویت نبوده است. دغدغه محیط‌زیست هیچ‌وقت دستور کار اصلی حکومت‌ نیست، جایی در قدرت رسمی ندارد فقط وقتی مهم می‌شود که آتش بگیرند وگرنه زیر فرش سیاست جارو می‌شود.🔥یک هفته است در خاموشی رسانه‌ها، زاگرس در شعله‌های آتش می‌سوزد! کانالهای تلگرامی! پایگاههای خبری! روزنامه داران! تلنویسان! روزنامه نگاران! خبرنگاران! قلم به دستان! هنرمندان! شاعران! همه خبرها را بایکوت کنید! قلم را فقط در عزای زاگرس بگریانید!!!


  • قدسی دهدشتی

    تاریــــخ قــــوم لُر: قدسی دهدشتی از شـاعران قـوی دسـت لُـر در دوره قاجـار برخاسته از کهگیلویه است. در روزگاری كه شهر دهدشت در اثر تنش بويراحمدی هـا و سران شهر دهدشت ويران و مردمش بـه شهرهای مختلـف پراكنـده شـدند قدسی از دهدشت به بهبهان آمد و پس از اقامت کوتاهی در اين شهر به روستای كيكاووس حومه بهبهان رفت و در آنجا مقيم شد. وی در دوره قاجار زندگی ميكرد و از اشعار موجود او بر می‌آید كه به شيوه بازگشت ادبی قلم می‌زده است‌‌‌‌‌‌‌ به اقتفای شاعرانی چون هـاتف اصفهانی و ديگـران رفتـه و خـوب هـم از عهده برآمده است. از ظاهر همين معدود اشعار میتوان پی برد که روحیه دینی و منش عرفانی داشته است. ‌‌‌‌از قراین استنباط می‌شود که فرزندی داشته که شاعر بوده، به نام میرزا علی‌اکبر که دیوان اشعارش از بین رفته است. شعر چند تن از شاعران از جمله هاتف اصفهانی (وفات ۱۱۹۸ ه.ق) عبدالله شمس الدین مغربی (وفات ۸۰۹ ه.ق) و آشفته شیرازی (وفات ۱۲۸۸ ه.ق) را تضمین کرده است. شعر زیر یک بند از شعر هاتف اصفهانی است در این تضمین که از ترکیب بند معروف "توحیدیه" هاتف صورت گرفته، خوب از عهده برآمده و کلماتی از همان جنس و سبک و سیاق استفاده کرده است. ‌‌‌ اي فلـــك چـــاكر و ملَـــك دربـــان ‌‌‌‌‌// باعــــث هســــتي زمــــين و زمــــان ‌‌‌‌‌ گـــويم ايـــن نكتـــه آشـــكار و نهـــان ‌‌‌‌‌// ای فــداي تــو هــم دل و هــم جــان ‌‌ جـــان نــــثار تـــو، چـــون تـــويي جــــانان (مجید کرایی ۱۸۲:۱۳۷۸) ‌‌‌ منبع: مجیدی کرایی، نور محمد (۱۳۷۸) علما و شاعران كهگيلويه و بويراحمد، تهران، به آفرین.



آخرین مقالات