تبار شناسی تاریخی واژه ی لور ( لر ) | نگین زاگرس

چهار شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تبار شناسی تاریخی واژه ی لور ( لر )

لر صورت مخفف واژه لور میباشد که قدمت ان کمتر از هزار سال میباشد در صورتی که شکل صحیح این کلمه یعنی لور بالغ بر پنج هزار سال به زمان عیلام باستان برمیگرد . در قدیمی ترین نگارش ها واژه لُر بصورت لور امده است .

تبار شناسی تاریخی واژه ی لور ( لر )

نگارش صحیح واژه  لر

 

لور یا لُر

 

واژه ی لور ( لر ) در بیشتر متون ، سکه ها و سنگ قبرهای قدیمی " لور " نوشته شده است ؛ چنان که در پشت سکه های سلطان ابو سعید بهادر خان بن الجایتو ( ۷۱۶ _ ۷۳۶ ) آخرین ایلخان مغول که محل ضرب آنها ولایات لور کوچک و لور بزرگ بوده است این واژه به شکل " لور " آمده است ، گرچه در سکه های دیگری مربوط به ایشان به شکل " لر " نیز نوشته شده است ( علاء الدینی / ۱۳۹۵ / ۳۴۳ ، ۳۶۵ ، ۴۴۷ و ۴۴۸ ) . این واژه برای نخستین بار در دوران باستان و در کتیبه های شاه آشور ، توکولتی نینورتای اول ( ۱۲۴۳ _ ۱۲۰۷ قبل از میلاد ) در تاریخ نمود پیدا میکند و از لرستان به عنوان سرزمین " للر " نام میبرد که سرزمینی کوهستانی در شمال خوزستان است. دومین بار این واژه " للر " در منابع تاریخ شرق نزدیک آمده و مربوط به کتیبه های شلمنسر سوم ( ۸۵۸ _ ۸۲۴ قبل از میلاد ) پادشاه آشور میباشد. سومین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده مربوط به حمله شامشی آداد پنجم ( ۸۲۳ _ ۸۱۱ قبل از میلاد ) پادشاه آشور می باشد. چهارمین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده مربوط به کتیبه های پادشاه ایلامی ، تپتی هومبان اینشوشیناک ( ۶۵۳ _ ۶۶۴ قبل از میلاد ) می باشد که از پیروزی بر مردم لالار یا لالاریپ که در شمال خوزستان فعلی بوده است یاد کرده و محتمل اینکه واژه لور ( لر ) صورت اشتقاقی همان کلمه لالاریپ است که در طی سالها ثبت و خوانش آن از لالاریپ _ لالار _ لار _ للر _ لر تغییر کرده اما علیرغم گذشت هزاره ها همچنان اصالت تاریخی نام خود را حفظ نموده است. در دوران اسلامی هم برای نخستین بار در سده های سوم و چهارم هجری خود را نشان میدهد و در متون تاریخی این دوران ؛ صورت های مختلف این واژه همانند ( اللریه ، لاریه ، بلاد اللور ، لوریه ) دیده میشوند. اصولا واژه ی لور را در دوران بعد از اسلام در نوشته های بعضی از مورخین و جغرافیا نگاران قرن سوم، و چهارم هجری و بعد از آن می بینیم که اغلب به صورت اللریه ، لاریه ، بلاد اللور ، لوریه و … در متون تاریخ نگاران ضبط و ثبت شده است ( رجوع کنید بهالتنبیه و الاشراف صفحه ۸۴ _ ۸۵ ، صوره الارض صفحه ۱۱۴ ، تقویم البلدان صفحه ۳۵) .

 

 لازم بذکر هست که دیوان  مولانا شمس تبریزی از شاعران پراوازه ایرانی در سده هفتم هجری که حدود هفتصد سال پیش نگاشته شده نیز لفظ لر را لور نگاشته است که در تصویر زیر میبینیم

 

 لورستان

 ﺍﯾﻦ ﺭﺑﺎﻋﯽ ﻣﻮﻟﻮﯼ  ﺍﺯ ﺩﻭ ﺟﻬﺖ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﺳﺖ:

ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﻧﮕﺎﺭﺵ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﮐﻠﻤﻪ ‏« ﻟﻮﺭستان ‏» ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺧﻼﻑ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﻠﻤﻪ ‏« ﻟﻮﺭ‏» ﺛﺒﺖ ﻭ ﺿﺒﻂ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻪ ‏« ﻟﺮ ‏» . ‏« ﻟُﺮ‏» ﺑﺎ ﻧﻮﺭ ﻭ ﮔﻮﺭ ﺍﺻﻼ ﻫﻢ ﻗﺎﻓﯿﻪ
ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻣﻮﻟﻮﯼ ﺍﻫﻞ بلخ ﻧﺎﻡ ﻗﻮﻣﯿﺖ ﻟﺮ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻟﺮ ﺯﺑﺎﻧﺎﻥ ﺑﺎ
ﺗﺤﮑﻢ ﺭﻭﯼ ﻻﻡ ﻭ ﺿﻤﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﺩﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺩﻭﻡ آﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﻫﻔﺘﻢ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎی
لورستان در این سده ایالتی م قتدر و پررونق و پر اوازه و هم مرتبه شام و عراق بوده است.

 

 

 

تاریخ گزیده اسم لورها را به محلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد. شاید علل نسبت دادن لورها به این محل مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافیا دانان عرب درباره ی آن صحبت کرده اند و امروز نیز نام صحرای تاریخی لور ( واقع در شمال دزفول ) هنوز زنده است. چند محل دیگر نیز یافت میشود که نام آنها متشابه با ( لور ) میباشد که از آن جمله است  لیر  محلی واقع در ناحیه ی جندی شاپور و لیراوی واقع در کهگیلویه ، کلمه ی لیر ممکن است همان کلمه ی لور باشد ، چنان که در زبان لوری پول به پیل تبدیل میشود.

 

همچنین یاقوت حموی از محلی به نام لردجان ( لردگان کنونی ) نام برده است. به گفته ی استخری لردگان پایتخت بخش سردان میباشد که بین کهگیلویه و بختیاری واقع است و بالاخره در صیمره محلی است به نام لورت یا لرت.

 

مسعودی در مروج الذهب از طوایف لریه نام برده است ( مینورسکی / ۱۳۶۲ / ۲۱ )

 

 از طرفی اگر بخواهیم اصطلاح لور ( لر ) را مشتق از کلمات ایرانی بدانیم میتوان گفت اصطلاح لور مأخوذ از لهراسب است ( این نظریه پیشتر به وسیله ی دوبد پیشنهاد شده است ) . یوسنی در کتاب خود ، نامنامه ایرانی اظهار میدارد کلمه ی لور را میتوان به عنوان Rudhro یعنی قرمز نسبت داد ، شاید محلی را که یاقوت  رود (Rur ) نامیده از همان Rudhro مشتق شده باشد.  از طرفی در تاریخ گزیده آمده است که لور همان لیر است که در زبان لوری به کوهستان های پوشیده از جنگل اطلاق میشود ( مینوروسکی ( ۱۳۶۲ / ۲۲ ) .

 

از آنچه عنوان شد میتوان چنین دریافت

 

۱ _ صورت نوشتاری درست این واژه ( لور ) میباشد و نه ( لر ) ، گرچه امروزه آن را ( لر ) مینویسند. چرا که در بیشتر متون ، سکه ها و سنگ قبرهای قدیمی به شکل ( لور ) نوشته شده است و نیز ( لور ) را در همه حالبه همین صورت می خوانند ولی ( لر ) میتواند به ضم لام ، کسره لام و یا فتحه لام خوانده شود.

 

 ۲ _ واژه ی لور در کتیبه های شاهان آشور و ایلام باستان در دوران باستان برای اولین بار آمده است و در دوران اسلامی در سده ی سوم و چهارم هجری چهره شده است.

 

 ۳ _ لور ممکن است بر گرفته از لور ( نام محلی واقع در گردنه ی مانرود ) باشد.

 

 ۴ _ این واژه به یک باور برگرفته از واژه ی اللور ( نام یک شهر در شمال اندیمشک امروزی که اکنون با نام لور و دشت لور معروف است ) باشد.

 

 ۵ _ شاید واژه ی ( لور ) برگرفته از ( لیر ) باشد که محلی است واقع در جندی شاپور.

 

 ۶ _ لور ممکن است از کلمه ی ( لیراوی ) که نام منطقه ای است در کهگیلویه مشتق شده باشد.

 

 ۷ _ شاید این واژه بر گرفته از نام لوردگان ( منطقه ای بین کهگیلویه و بختیاری)  باشد.

 

 ۸ _ کلمه ی لیر ممکن است همان لور باشد چه اینکه در زبان لوری واژه ی پول را پیل می خوانند.

 

 ۹ _ ممکن است لور از نام منطقه لورت ( لرت ) واقع در سیمره بر گرفته شده باشد.

 

 ۱۰ _ ممکن است این واژه بر گرفته از نام های قدیمی ایرانی مانند لهراسب باشد.

 

 ۱۱ _ شاید لور همان لیر باشد که به معنای کوه پوشیده از جنگل است.

 

 ۱۲ _ برخی نیز بر این باورند که احتمال میرود لور نام نیای نخستین لورها بوده است.

 

 

 با این همه به نظر میرسد که مفهوم واژه ی لور غیر از آنچه گذشت باشد چرا که

۱ _ در زبان لوری ( لیر )  Lir به مفهوم ساختمان گلی و خانه ی قدیمی مردمان عشیره ای است. لَر ( Lar ) به مفهوم نازک ، سست و لاغر و بیجان میباشد. لِر ( Ler ) به معنای چرخش و نیز شیب کوه است.  لرک Lerk یعنی صاف و روشن و هموار. لار Lar به مفهوم پیکره و جسم.

 

 و در نهایت  لور  (Lor ) به چند بیان گفته شده است. نخست به مفهوم گشت و گذار و تلاش و کوشش. دوم به معنای آرایش و پشت سر هم قرار گرفتن ، سوم به مفهوم بزرگ ، گسترده و پهناور ، و چهارم به معنای کوه تیغه ای و تیز ( سرزمین مرتفع کوهستانی ) .

 

 ۲ _ بیشتر واژه های ذکر شده به نظر میرسد برگرفته از واژه ی لور ( لر ) باشند نه اینکه کلمه ی لور از آنها مشتق شده است. به هر روی با آنکه نمیتوان با قاطعیت در این باره نظر داد ولی دو گزینه درست تر در نظر می آیند یکی اینکه ( لور ) به مفهوم بزرگ و گسترده است و دیگر به معنای سرزمین کوهستانی. البته مفهوم سرزمین کوهستانی به درستی نزدیک تر است چرا که اعراب این منطقه را جبال خوانده اند و در دوران باستان چه در زمان ایلام باستان ، کاسیت و آریایی ها نیز همین معنا یعنی سرزمین کوهستانی ، درباره ی این منطقه شایع و متداول بوده است.

 

دیاکونوف روسی در تاریخ ماد مینویسدواژه للر یا لر معنای سرزمین کوهستانی را میرساند. از سویی دیگر چنانکه اشاره شد واژه ی لور در دوران بعد از اسلام در سده سوم هجری در متون تاریخی آورده شده است و منطقه ای که اکنون نیز به همین نام است با عنوان لور ( لر ) نامبردار شد و نیز در همین زمان یعنی سال ۳۰۰ هجری واژه های لور بزرگ و لور کوچک نیز در متون تاریخی آمده اند.

 

 

 اعراب تقریبأ مدت دو قرن و نیم از نیمه ی اول قرن یکم تا اواخر قرن سوم هجری بر بیشتر نقاط ایران تسلط کامل داشتند و طول حکمرانی آنها در مناطق لور نشین بخش های وسیعی از ایالات جبال ، فارس و خوزستان را در بر میگرفت . بخش شمالی این مناطق یعنی استان های لورستان و ایلام ( پشتکوه ) مستقیمأ زیر نظر خلفا اداره میشد و خراج آنها به حکام کوفه پرداخت میشد. این وضع ادامه داشت تا اینکه از قرن سوم هجری به بعد محدوده ی وسیعی از اراضی لور نشین تحت عنوان بلاد اللور ( لورستان ) که شامل استان های لورستان ، ایلام ، بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد ، بخش هایی از فارس و خوزستان بود پدید آمد. برخی از مورخان سده هفتم نوشته اند که لورستان در سال ۳۰۰ هجری در دست دو برادر به نام های منصور و بدر قرار گرفت که در این میان نیمی در اختیار برادر کوچک تر یعنی منصور قرار داشت و به همین جهت آن منطقه را لور کوچک نامیدند و نیمی دیگر زیر نظر برادر بزرگتر که بدر نام داشت اداره میشد و از این رو لور بزرگ نام گرفت.

 

 لور بزرگ شاملبختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد و ممسنی ( شولستان ) بود و لور کوچک شامل استان های لورستان و ایلام و جنوب همدان میشد.

 

 معین الدین نطنزی درباره ی این تقسیم بندی مینویسدبدان که ولایت لورستان به غایت وسیع و عریض است و آن را به دو قسم منقسم کرده اند یکی ، را لور بزرگ و دوم لور کوچک میخوانند و این لقب به واسطه ی آن یافتند که به تاریخ سنه ثلاثمایه ( ۳۰۰ هجری ) دو برادر حاکم این دو قسم شدند. قسم اول را به نام برادر بزرگتر و قسم دوم را به نام برادر کوچک باز خوانند و احشام هر دو قسم از آن روز جدا کرده اند ( منتخب التواریخ ، صفحه ۳۷۰ ).

 

 

 

 سخن تمام آن که به نظر نزدیک به درستی ، واژه ی لور  به مفهوم سرزمین کوهستانی میباشد ، چنان که در گویش مردمان لور این معنا آمده است و زادن کلمه ی لور در بعد از اسلام باز میگردد به سده ی سوم هجری که لورها استقلال نسبی به دست آوردند. و پدید آمدن واژگان لور کوچک و لور بزرگ نیز در سال ۳۰۰ هجری روی داده است که دو برادر به نام بدر ( برادر بزرگ ) و منصور ( برادر کوچک تر ) محدوده ی قوم لور را دو نیم ساخته ، بدر بخش خاوری و منصور بخش باختری را در اختیار گرفتند و به همین جهت لورستان خاوری ولایت لور بزرگ و لورستان باختری را ولایت لور کوچک نام گرفت.

3 نظر

  • حمدالله

    سر وبالا و پایار بای لورسو,افتخار ایکنم که لرم


  • چگونگی پیدایش نام قوم " لر " و پیوند تاریخی آن با لهراسب شاه ( کی لهراسب )

    بارون دوبد روسی در سفرنامه لرستان و خوزستان صفحه ۱۷۲ مینویسد:کلمه لر نام عمومی نژادی که لرهای ممسنی بدان تعلق دارند از لر _ اسپ یا لهر _ اسپ نام یکی از پادشاهان عهد باستان اقتباس شده باشد که حدودأ معاصر زرتشت بوده و بنای آتشکده ارجان در حوالی بهبهان را به او نسبت میدهند پسوند اسپ ( در فارسی اسب ) غالبأ در پایان اسامی ملت هایی آمده که لشکریان آنان سواره بوده اند نظیر:آری _ اسپ ، حصار _ اسپ و نظایر آن . دکتر شیرین بیانی در کتاب تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ۱۳ مینویسد:کاسی ها در لرستان امروز سکونت داشتند و جنگجویان و سوارکاران بی نظیری بودند و بیشتر شهرتشان در " پرورش اسب " بود !!! ایلیا گرشویچ در تاریخ ماد صفحه ۹۸ مینویسد:کاسی ها در لرستان امروزی میزیستند و پرورش دهنده اسب بودند و استفاده از ارابه سبک را به مردم بابل وبین النهرین در سطح وسیعی رواج دادند و دشت نیسا یا نیشا که به خاطر پرورش اسب در دنیای باستان معروف بود احتمالا در همین بلاد لر نشین بوده است. دکتر رضا شعبانی در کتاب تاریخ تحولات سیاسی _ اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، صفحه ۱۱۳ مینویسد:تحقیقات پژوهشگرانی چون دیاکونوف در تاریخ ماد صفحه ۱۶۰ _ ۱۶۳ و گیرشمن در کتاب ایران از آغاز تا اسلام ، صفحه ۵۲ _ ۵۴ درباره منشأ قومی و سرزمینی کاسیها مدلل میدارد اقوام کاسی و ایلامی که در نواحی لر نشین کنونی سکونت داشته اند در حدود ۷۰۰ قبل از میلاد جذب فرهنگ آریایی شده و در کل بزرگتری امپراتوری بزرگ ایران در عصر هخامنشی را تشکیل داده اند مینورسکی در رساله لرستان و لرها صفحه ۱۶ مینویسد:کاسیها از استقلال نسبی برخوردار بودند به نحوی که هخامنشیان به هنگام عبور از سرزمین آنان مجبور به پرداخت راهداری و باج شدند. دکتر رضا شعبانی در ادامه در صفحه ۱۱۵ درباره وجه تسمیه واژه لر مینویسد:صرف نظر، از نام طایفه بزرگی از ایرانیان ، معنی واژه لر تقریبأ در تمام فرهنگ های فارسی یکسان ثبت شده است:کام ، توان ،مراد و مطلب هم گفته شده است ( لغت نامه دهخدا ؛ ذیل واژه لر ) . این واژه برای نخستین بار در آثار برخی از مورخان و جغرافیدانان سده ۳ و ۴ هجری قمری دیده شده و از آن پس مورد استفاده دانشمندان قرار گرفته است ( تاریخ مسعودی صفحه ۸۴ و تاریخ صوره الارض ابن حوقل صفحه ۱۱۴ ) . اما تا قرن ۷ هجری هیچگونه اظهار نظری درباره وجه تسمیه این قوم ابراز نشده است و از این هنگام به بعد در آثاری مانند:تاریخ گزیده حمدالله مستوفی صفحه ۳۷ _ منتخب التواریخ معین الدین نطنزی صفحه ۵۳ _ تاریخ نگارستان غفاری کاشانی صفحه ۲۰۷ _ تاریخ مفصل کردستان شرفنامه بدلیسی صفحه ۴۴ و … مطالبی درباره وجه تسمیه واژه لر نوشته شده که اظهار نظرهای آنان اساس گفته های نویسندگان دوره های بعدی است ؛ چنانکه امیر شرف خان بدلیسی به نقل از زبده التواریخ مینویسد:که روایات در این باره وجود داشته و چون به اعتقاد فقیر اقوال ضعیف بود در این نسخه رقم ننمود. مینورسکی در رساله لرستان جمیع نظرهای مورخان را به دقت بررسی کرده و از اشتقاقات مکانی و زبانی و تاریخی لفظ لر تحلیل جامع به دست داده است ( دو سفرنامه درباره لرستان صفحه ۲۱ و ۲۲ ) . آنچه مسلم است به علت گذشت زمان و وقوع حوادث بیشمار سیاسی و اجتماعی ، ریشه یابی ها همیشه با دشواری مواجه بوده است و بسیاری از نظرهای متقدمان نیز با افسانه ها و خرافات و مطالب غیر دقیق ممزوج گشته است ( پروفسور اسکندر بهاروند در قوم لر صفحه ۸۲ ) .


  • وجه تسمیه کلمه لر

    دکتر رضا شعبانی در کتاب " تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه " ، صفحه ۱۱۵ مینویسد:صرف نظر از نام قوم بزرگی از ایرانیان ، معنی واژه لر تقریبأ در تمام فرهنگ های فارسی یکسان ثبت شده است:کام ، توان ، مراد و مطلب ( لغت نامه دهخدا ؛ ذیل واژه لر ) . این واژه برای نخستین بار در آثار برخی از مورخان و جغرافیدانان سده سوم و چهارم هجری دیده شده و از آن پس مورد استفاده دانشمندان قرار گرفته است ( ابوالحسن مسعودی در التنبیه و الاشراف صفحه ۸۵ _ ابوالقاسم ابن حوقل در صوره الارض صفحه ۱۱۴ ) . در قرون هفت و هشت هجری هم در آثاری مانند:تاریخ گزیده حمدالله مستوفی صفحه ۵۳۷ ، منتخب التواریخ معین الدین نطنزی صفحه ۵۳ ، تاریخ نگارستان قاضی احمد غفاری کاشانی صفحه ۲۰۷ ، شرفنامه بدلیسی صفحه ۴۴ و … در مورد وجه تسمیه واژه لر مطالبی نوشته شده که اظهار نظرهای آنان اساس گفته های نویسندگان دوره های بعدی است چنانکه امیر شرف خان بدلیسی در شرفنامه به نقل از زبده التواریخ مینویسد:که روایات در این باره وجود داشته و چون به اعتقاد فقیر اقوال ضعیف بود در این نسخه رقم ننمود. ولادیمیر مینورسکی جمیع نظرهای مورخان را به دقت بررسی کرده و از اشتقاقات مکانی و زبانی و تاریخی لفظ لر تحلیلی جامع به دست داده است ( دو سفرنامه درباره لرستان صفحه ۲۲ ) . آنچه مسلم است به علت گذشت زمان و وقوع حوادث بیشمار سیاسی و اجتماعی ، ریشه یابی ها همیشه با دشواری مواجه بوده است و بسیاری از نظرهای متقدمان نیز با افسانه و خرافات و مطالب غیر دقیق ممزوج گشته است مثل روایت حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده در مورد وجه تسمیه قوم لر که داستانی را ذکر می نماید که فاقد ارزش علمی است وی در صفحه ۵۳۷ بیان میکند که سبب ظهور قوم لر این است که در زمان پیغمبری سلیمان آن پیامبر به معتمدی حرزی ( وردی ) یاد داد که در طول راه از شر شیاطین در امان باشد !!! شخص معتمد زمانی که با کنیزها به منطقه کول مانرود رسید ، ورد را فراموش کرد و شیاطین به صورت آن مرد معتمد درآمدند و بکارت کنیزها را زایل کردند !!! وقتی سلیمان وضعیت کنیزکان را دید دانست که کار شیاطین بوده است بنابراین آن کنیزها را به همان محل فرستاد و از آنها فرزندانی بوجود آمد که لران میباشند !!! ولی معین الدین نطنزی در کتاب منتخب التواریخ به سال ۸۱۶ هجری قمری مطالب تاریخ گزیده را آورده و مینویسد:که هر قوم و قبیله به دلیل موضعی که در آن قرار داشتند به آن نام معروف شده اند و وجود نام لرستان به خاطر سکونت قوم لر در آن منطقه است ( منتخب التواریخ معین صفحات ۳۶۵ و ۳۷۰ ) .



آخرین مقالات