سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بازمانده‌های کهن زبان لُری در متون واسناد فارسی

مختصری درباره نگارنده مقاله: بهروز محمودی بختیاری (متولد ۱۳۵۲ در تهران) زبان‌شناس ایرانی، و دانشیار پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. پژوهش‌های او عمدتاً در حوزه تحلیل گفتمان دراماتیک، رده‌شناسی زبان، گویش‌شناسی ایرانی، آموزش زبان فارسی و سینمای اقتباسی است. عضویت در گروه ایران‌شناسی و مدیریت گروه زبان‌شناسی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در کنار عضویت وابسته در مراکز دانشگاهی مختلف از جمله گروه ایرانشناسی دانشگاه گوتینگن، گروه ایرانشناسی دانشگاه ماربورگ، گروه زبانشناسی دانشگاه سیدنی، مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه راتگزر نیوجرسی و عضویت هیات علمی افتخاری دانشگاه بین‌المللی آریا (در ایروان) از دیگر سوابق کاری بختیاری است

بازمانده‌های کهن زبان لُری در متون واسناد فارسی

بازمانده‌های کهن زبان لری در متون واسناد فارسی

سال‌ها پیش، گئورگ مُرگِنشتیرنه، ایران‌شناس نام‌آور نروژی، اظهار داشته بود که «از لحاظ مطالعات زبانشناسی، ایران یکی از غنی‌ترین ممالک است و یکی از خصوصیات مهم و مشخص زبان های ایرانی این است که چندان با یکدیگر از لحاظ سرعت سیر تکامل قابل مقایسه نمی‌باشند» (مرگنشتیرنه 1336:51). او همچنین به درستی باور داشت که «تحقیقات درباره زبان های مختلف ایران ممکن است منجر به کشف بعضی از لغات زبان‌های قدیمی ایرانی بشود و برای روشن شدن تاریخ تحول زبان‌های ایرانی مفید واقع گردد» (همان جا). درستی این سخن هنوز در روزگار ما به قوت خود باقی ست، و باید با دریغ گفت که از زمان گفتن آن تاکنون، اقدامات انجام گرفته جهت شناسایی، ثبت و ضبط و توصیف زبان‌های ایرانی چنان که باید و شاید، انجام نپذیرفته است

از سوی دیگر، دانش ما از «پیشینه» این زبان‌ها هم شرایط مطلوبی ندارد، و البته دلیل این مورد، لزوماً کاهلی پژوهشی ما نبوده است. نکته‌ای که در باب تاریخ زبان‌های ایرانیِ بجز فارسی باید در نظر داشت آن است که از زبانهای‌ گوناگون ایرانی، واژه‌ها، جملات‌ و یا ابیات‌ پراکنده‌ای‌ باقی‌ مانده‌اند که‌ می‌توانند ما را در بررسی‌ این‌ زبانها یاری‌ ‌کنند. ولی‌ مشکل‌ اصلی‌ آن‌ است‌ که‌ در سراسر سده‌های‌ گذشته‌ از آن‌ها نمونه‌های‌ کامل‌ و یکدست‌ نداریم. به عبارت دیگر، وضعیت‌ آثار باقیمانده‌ مانند ادبیات‌ فارسی‌ نیست، زیرا آثار ادبی‌ فارسی در سده‌های‌ گذشته‌ پیاپی بوده‌ است‌ و شیوه‌ تحول‌ و گسترش‌ زبان فارسی‌ را نشان‌ می‌دهد.

از سوی‌ دیگر، عدم وجود خط ویژه‌ای که ظرایف آوایی این گویش‌ها را بنمایاند، در کنار سنت جاافتادۀ ادبیات شفاهی این زبانها نیز باعث شده است که کل داده‌های کهن زبان های غیر فارسی در ایران در حد داده‌های کهن زبان فارسی هم نباشد، و دانش تاریخی ما از این زبان ها هم به طبع همین کمبود، به حد مفید و مطلوبی نرسیده باشد.

در این مقاله که بخشی از کار وسیع‌تری در باب مطالعه پیشینه زبانهای ایرانی در متون فارسی است، ضمن معرفی اجمالی زبان لری و گویش‌های آن، به معرفی بازمانده‌های کهن این زبان در متون مختلف پرداخته می‌شود؛ با این امید که پرتو جدیدی بر حوزه مطالعات این زبان بیفکند.

 

زبان لری

لری زبانی از خانوادۀ زبان‌های ایرانیک است که با 18 میلیون نفر گویش‌ور (اتنولوگ) در جنوب غرب ایران، به ویژه در استان‌های لرستان، کهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و خوزستان , همدان , فارس , بوشهر , ایلام و کرمانشاه رواج دارد، ولی محدود به مناطق یادشده نمی‌شود. مثلاً در روستای «سنگاب» از توابع شهرستان «ایوانکه» استان سمنان، طایفه لر زبان «هَداوند» زندگی می‌کنند، و اهالی روستاهای «نینه» و «برجک» به ترتیب از توابع محلات و خمین در استان مرکزی نیز لری را به عنوان زبان مشترک به کار می‌برند (مشاهدات شخصی).

چنان که گفته شد، لری از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است، یعنی از زبان‌هایی که از پهلوی سرچشمه می‌گیرند. مقداری از کلمات لری هنوز با تلفظ پهلوی یا نزدیک به آن به کار می‌روند، در حالی که در فارسی تلفظ آن‌ها از تلفظ اصلی دور شده است، مانند تلفظ کلماتšaš «شش»، asp «اسب»، mazg «مغز»، hešm «خشم» (xēšm>)، sohr «سرخ» (suxr>)، tahl «تلخ» (taxl>)، emid «امید» (ēmēd)، došmen «دشمن»، merd «مرد»، pohl «پل» و غیره (صادقی 1380:134).

در مورد زبان لری، دو سوءتفاهم کهن و رایج وجود دارد، که به ترتیب ناظر بر یکی بودن این زبان با کردی یا فارسی در حد یکی از گویش‌های آن‌هاست.

سوءتفاهم یکی بودنِ کردی و لری نتیجه وجود واژه‌های مشترک بسیار و شباهت‌‌های صوری زیاد میان این دو زبان است، که باعث شده بود تا در اوایل قرن بیستم چنین تصور شود که لری و کردی گویش‌‌هایی از یک زبان هستند. نخستین دانشمندی که توانست تفاوت‌‌های این دو زبان را به نیکویی معرفی کند، «اسکار مان» آلمانی بود که در تألیف منتشره‌اش به سال 1904، به این اشتباه دیرین، پایانی علمی داد، و نشان داد که به طور مشخص لری زبان فاعلی مفعولی از دسته زبان‌های ایرانی جنوب غربی است، در حالی که گروه گویش‌‌های کردی ( به جز زبان مردم کرمانشاه و ایلام که در حقیقت لریست) همگی اصطلاحاً «ارگتیو» و از گروه زبان‌‌های ایرانی شمال غربی هستند. به لحاظ ارتباط لری و فارسی هم باید گفت که از میان زبان‌ها ی ایرانی، هرچند ذخیره واژگان مشترک فارسی و لری بیشتر است؛ که به همین دلیل عده‌ای ممکن است به خطا لری را گویشی از فارسی بپندارند، کما اینکه این خطا حتی به منابع مهمی چون لغت‌نامه دهخدا نیز راه یافته است ولی حقیقتا لری زبانی مستقل بوده و هست.

برای لری دو گویش به نام‌های «لر بزرگ» و «لر کوچک» شناخته شده است. لر بزرگ به لری مردم بختیاری، کهکیلویه و ممسنی, فارس و بوشهر و خوزستان اطلاق می‌شود، و لر کوچک به گونه‌‌های لری استان لرستان , ایلام و کرمانشاه و بخشایی از همدان گفته می‌شود. گویش بختیاری از زردکوه بختیاری و پیرامون چهارمحال و نواحی پشتکوه و دامنه‌های ایذه و دزفول و رامهرمز و نواحی خوزستان در میان قریه‌ها و قصبه‌هایی که مسکن ایلات و عشایر بختیاری است با اختلاف اندکی تکلم می‌شود.

 

لرها و زبان آن‌ها در متون

در متون گوناگونی به زبان لری اشاره شده است، ولی متأسفانه باید گفت که این اطلاعات بسیار اندک و پراکنده‌اند. احتمالاً قدیمی‌ترین سند در این زمینه، کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم مقدسی (قرن چهارم) است، که در آن صراحتاً از «زبان لری» یاد شده است. در این کتاب می‌خوانیم «قوم‌ سامی، اسان، سهی، ارکی‌ اگر چه‌ زبان‌ لری‌ دارند، لر اصلی‌ نیستند» (ص‌ 550). با وجود این، این منبع اطلاع دیگری درباره آنچه زبان لری نامیده است، نمی‌دهد، و حوزه زندگی لرها را هم مشخص نمی‌کند. کتاب دیگری که در مورد لرها و زبانشان اظهار نظری کرده است، کتاب تاریخ‌ گزیده‌ حمدالله مستوفی (قرن هشتم) است، که نویسنده در آن ابراز می‌دارد که‌ «به زبان‌ لری، کوه‌ پر درخت‌ را لِر گویند به کسر را، به سبب‌ ثقالت‌ ر،‌ کسره‌ لام‌ را به‌ ضمه‌ بدل‌ کردند و لُر گفتند» (ص‌ 537). او همچنین‌ معتقد است‌ که‌ «در زبان‌ لری‌ الفاظ‌ عربی‌ بسیار است، اما این‌ ده حرف‌ در زبان‌ لری‌ نمی‌آید: ح‌ خ‌ ش‌ ص‌ ض‌ ط‌ ظ‌ ع غ ق» (ص‌ 538).

ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از لری (به ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ 1166 کتابخانه‌ مجلس‌ سنای‌ سابق،‌ متنی‌ موجود است، که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از ‌علیرضا تجلی‌ و شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌ ‌را در بر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است. در فهرست‌ کتابخانه، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است. ‌صادقی (1375) این متن را به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ لر‌ی‌ و احتمالاً لر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ یازد‌هم‌ یا کمی‌ قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد. لری‌ بودن‌ متن‌ از واژگان‌ آن، به‌ ویژه‌ مصادر افعال‌ لازم‌ آن‌ که‌ به ‌پسوند «ستن» ختم‌ می‌شوند روشن‌ می‌شود: مانند «چَوسِستن»‌ (چسبیدن)، «تهرستن» ‌(غلتیدن)، «کهرستن»‌ (شکستن) و «فهرستن»‌ (در رفتن) (صادقی 1375:9)، که بختیار‌ی بودن آن را‌ ‌از ‌اشاره‌ به‌ زردکوه‌ و دناکوه در متن می‌توان دریافت. این متن البته با توصیف مستوفی‌ درباره‌ تلفظ‌ زبان‌ لری‌ نمی‌خواند، چرا که برخی از حروف ده‌گانه مورد نظر او در این متن وجود دارند.(تصویری از این کتاب در بالا اورده شده)



واژه‌های پراکنده‌ای از لری هم در متون دیده می‌شوند، مثلاً در مجمع‌ الفرس‌ (قرن یازدهم)، در توضیح واژه‌ «ملک» می‌خوانیم:‌ «دانه‌ای‌ مانند ماش‌ که‌ در میان‌ باقلا باشد و در حوالی‌ لرستان‌ مانند عدس‌ و باقلا پزند و خورند و آن‌را ملک‌ خوانند و به‌ عربی‌ خلر گویند» (نک. کیا 118-1357:117). همچنین در سفرنامه‌ ابن‌ بطوطه (قرن هشتم)‌ آمده است که به‌ هنگام‌ اقامت‌ او در ایذه‌ و در میان‌ لر زبانان، مردم‌ به‌ هنگام‌ عزا می‌گفته‌اند «خوندگار ما»، یعنی‌ آقای‌ ما (ص 207).

کتاب پزشکی مهمی که در آن می‌توان واژه‌های گویشی (از جمله لری) دید، تحفه المؤمنین نوشته محمدمومن‌بن‌ محمدزمان (پزشک مخصوص شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) است که با نام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد. در این کتاب، دو واژه لری «جرمیلک» و «کزرموشان» دیده می‌شوند، که بدین گونه معرفی شده‌اند:

جرمیلک‌: به‌ لغت‌ کوهستان‌ لرستان‌ و جابلق‌ اسم‌ دوائی‌ است‌ که‌ ترکان‌ آن‌ را با بیات‌ آزار نامند. بیخی‌ است‌ به‌ سطبری‌ انگشتی‌...(ص‌240). کزرموشان‌: به‌ لغت‌ لرستان‌ جمجم‌ بجیم‌ است ‌(ص‌725).

در کتاب پزشکی مخزن الادویه که توسط عقیلی علوی خراسانی در سال 1185 قمری تألیف شده و حاوی 6000 واژه طبی و دارویی است، نیز واژه‌های لری زیر آمده‌اند:

«پای زاغان» (آطریلال، غازاباغی)، «جَرمیلَک» (بیخی است)، «طرم» (بَلبُوس، زیز، تلخه پیاز)، «گزرموشان» (جِمجِم)، «مَحلَب» (پیوند مریم) (مدبری 1382:208).

در متون نظم، باید گفت که قدیمی‌ترین فهلویات لری که برای ما باقی مانده به باباطاهر عریان (متوفی حدود 410 قمری) منسوب است، ولی مطالعه آن‌ها خالی از اشکال هم نیست، چرا که اولاً نمی‌توان همه آن‌ها را از باباطاهر دانست، ثانیاً به مرور زمان بسیاری از این متون صورت اصلی خود را از دست داده‌اند و و وزن‌ آن‌ مطابق‌ قوانین‌ عروض ‌رسمی‌ درآمده است، به صورتی که عملاً به گونه‌ای از فارسی تبدیل شده‌اند.

در کتب‌ قدیم‌ از جمله‌ المعجم‌ اشعاری‌ از او باقی‌ مانده‌ که‌ از نظر لغت‌ و ترکیب‌ و وزن‌ با آنچه‌ امروز هست‌ تفاوت‌ دارد و نشان‌ می‌دهد که‌ هیچ‌کدام‌ از صور جدید ترانه‌های‌ او اصیل‌ نیستند (شمیسا 267: 1363). بررسی مقابله‌ای نمونه‌هایی از شعر او با نمونه‌‌هایی‌ جدید تحولات‌ این‌ اشعار را به‌ دست‌ می‌دهند:

ار کری‌ مون‌ خواری‌ اج‌ که‌ ترسی ‌ ور کشی‌ مون‌ ساری‌ اج‌ که‌ ترسی‌

ازینیمه‌ دلی‌ نترسم‌ اج‌ کیح‌ ای‌ کهان‌ دل‌ ته‌ داری‌ اج‌ که‌ ترسی‌ (المعجم، ص‌ 105)

کشیمان‌ ار به‌ زاری‌ از که‌ ترسی‌ برونی‌ ار بخواری‌ از که‌ ترسی‌

به‌ این‌ نیمه‌ دل‌ از کس‌ مو نترسم‌ دو عالم‌ دل‌ ته‌ داری‌ از که‌ ترسی (تصحیح وحید دستگردی، ص 72)

من‌ آن‌ پیرم‌ که‌ خوانندم‌ قلندر نه‌ خانم‌ بی‌ نه‌ مانم‌ بی‌ نه‌ لنگر

رو همه‌ رو ور آیم‌ گرد گیتی‌ شو در آیه‌ و او سنگی‌ نهم‌ سر (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ 2، ص 385)

چو روز آیه،‌ بگردم‌ گرد کویت‌ چو شو آیه،‌ به خشتان‌ وانهم‌ سر (تصحیح وحید دستگردی، ص 15)

از آن‌ اسبیده‌ بازم‌ همدانی‌ به‌ تنهائی‌ کرم‌ نخچیره‌ وائی‌

همه‌ به‌ من‌ و دیرند چرغ‌ و شاهین‌ به‌ نام‌ من‌ کرند نخجیر وانی (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ 2، 386)

مو آن‌ اسپیده‌ بازم‌ همدانی ‌ لانه‌ در کوه‌ دارم‌ در نهانی‌

به‌ بال‌ خود پرم‌ کوهان‌ به‌ کوهان ‌ به‌ چنگ‌ خود کرم‌ نخجیربانی (تصحیح وحید دستگردی، ص 89، به نقل از شمیسا 1363: 70ـ 269).

 

تفاوت‌های قابل توجه ایت ابیات نشان می‌دهد که برای تعیین صورت اصل این ابیات نیز چاره‌ای جز بررسی نسخ قدیمی نیست. نسخ معتبری که از باباطاهر می‌شناسیم، یکی نسخه عکسی شماره 2546 موزه قونیه (بر سر مزار مولانا) است که تاریخ کتابت 848 دارد، دو قطعه‌ و هفت‌ دوبیتی‌ او را شادروان‌ مینوی‌ بازیابی‌ و به‌ خط‌ خود به‌ صورت‌ مشکول‌ یادداشت‌ کرد و استاد صفا عین‌ خط‌ آن‌ مرحوم‌ را در تاریخ‌ ادبیات‌ خود به‌ صورت‌ افست‌ وارد کرد. دیگری نسخه‌ کتابخانه‌ ملی‌ پاریس است. در صفحه‌‌ها‌ی‌ ۷۴ تا ۱۰۰ یک‌ نسخه‌ خطی‌ ‌عربی‌ که‌ در کتابخانه‌ ملی‌ پاریس‌ نگهد‌ار‌ی‌ می‌شود، رساله‌ کلمات‌ قصار باباطا‌هر ‌همد‌انی‌ نوشته‌ شده‌ ‌است و ۱۷۴ دوبیتی‌ ‌از او نقل شده است. نسخ مهم دیگر، جُنگ (نسخه خطی) شماره 900 کتابخانه مجلس است، که در آن فهلویاتی از دو سه لهجه بدون ذکر نام گوینده آمده، است که به نظر ادیب طوسی (1337:2)، بیشتر آن‌ها مربوط به زبان لری است و از نظر سبک و مطلب نیز به شعرهای باباطاهر شباهت دارد. ادیب طوسی (همان)، چهارده قطعه از این فهلویات را آوانویسی و شرح کرده است، و از همین رهگذر توانسته واژه‌های زیر را به عنوان واژگانی کهن از لری استخراج و بازآفرینی کند:

«او» (ow، بر)، «بَشن» (bašn، سر و بن و اطراف هر چیز)، «رون» (run، جهت و سمت و طرف)، «بِیّا» (beyyâ، به یک جا)، «یا» (، جا)، «وی» (vi، باشد، معادل بی)، «زارْج» (zârj، کبک)، «دی» (di، دید، سوم شخص از dian)، «بول» (bül، غژم انگور)، «اَدخورد» (adxord، می‌خورد، ad- نشانه استمرار است)، «درد» (dard، داشت، از darden)، «وِزَرْت» (vezart، گذشت، عبور کرد، از vezartan)، «دال» (dâl، لاشخور، عقاب)، «بَمَه» (bama، بیامد، آمد، از aman)، «ساتَه» (sâta، محرف ساعت)، «بوکَد» (bowkad، افکند، از bowkandan)، «وات» (vât، گفت، از vâtan، مضارع آن از vâj ساخته می‌شود)، «وُجا» (vojâ، می‌اندازد، از vojiyan)، «وِستاخ» (vestâx، گستاخ)، «کیژ» (kiž، کَس)، «نِتگُوَن کرد» (netgovan kard، نت+ govan گمان+ کرد، گمان نمی‌کند)، «اَز» (az، من)، «اِژ» (، ش، ضمیر متصل)، «کتّیم» (kattim، یافتیم مخفف کفتیم، از kattiyan)، «بِیبارَه» (beybâra، به یک باره، ناگهان)، «لاوه» (lâva، دلربایی، مجازا معشوق)، «هَنی» (hani، هنوز، دوباره، دیگر، در اکثر گویش‌های غرب و شمال غرب)، «ها زیدو» (hâzido، ها+ زی+ دو= هست از این دو)، «جین» (jin، از، جینان= از اینان)، «هامان» (hâmân، صاف، هامان گهان= آسمان)، «ادسات» (adsât، از sâtan، می‌ساخت)، «ار» (ar، گر، انداجه‌گر= اندازه‌گر)، «وشانم» (vešânom، فشانم، از vešândan)، «توله» (tüla، شاخه)، «چرخ» (čarx، نوعی مرغ شکاری)، «تاوه شون» (tâve šon، تاو+ شون= شوق رفتن، ذوق زده شدن)، «ودزینه‌هاری» (vadzinehâri، بدعهدی)، «ویدادخواری» (vidâdxâri، بیدادکشی، خواری)، «تهره» (tehra، تیره)، «خور» یا «خوَر» (xor، خورشید، خوش)، «وید» (vid، بید)، «لاگهان» (lâgahân، لا+ گه+ ان، سیل گاهان)، «واژار» (vâžâr، بازار)، «بنشّه» (benašše، نرود، از šon)، «وشّی» (vašši، وش+تی، برای تو)، «بیانه» (biyâna، بیگانه).

 

آوانویسی این ابیات به روایت ادیب طوسی چنین است:

gar až zar ow nehi divâ-ne až gel

be parčineš keri vânüša vo vel

اگر به جای گِل، دیوار را از زر بسازی، و پرچینش را پر از گل و بنفشه کنی

gar ow bašneš nehi on dâr šemšâd

ke ow rüneš keri âvâj belbel

اگر به صحنش آن شمشاد را بنشانی، که بر طرف آن بلبل آواز کند

saranjâmân beši beyyâ beharzi

yâye te gür wi ma'vâye te gel

سرانجام به یکجا از میان می‌رود، جای تو گور و مأوای تو خاک باشد. (ادیب طوسی 1337:2)

متن دوم:

zârejam di je büli müri adxard

müreji on miyân dast ow xodâ dard

کبکی دیدم از غژم انگوری موری می‌خورد و مور در آن میان دست به خدا داشت

nâgahân bevezart bâzi va dâri

zârejaš košto müran zâr avâ xard

ناگهان بازی از درختی گذشت، کبک را کشت و مورانش زار بخوردند

dâli jâlvand kühân kard parvâz

bâzaš bekošto xuneš pâk vâ xard

عقابی از کوه‌های الوند پرواز کرد و باز را کشت و خونش را پاک بخورد.

bama načirvâni sâta baskim

bow kadaš tiro dâl až kâr vâkard

کمی بعد، نخجیر بانی رسید و تیر افکند و عقاب را کشت.

vât šâ načirvân dastet vojâ dast

ke inat vad kare eškâr vâ kard

شاه به نخجیربان گفت: دست تو دستت را بیفکند، که این جزای توست که شکار مرا کشتی.

vâta šâ te bein vestâx mabbi

bemanaš vâ kerand har vad ke man kard

(نخجیربان گفت:) ای شاه تو با این (عمل خود) گستاخ مباش، هر بدی را که من کنم به من برمی‌گردانند.

xorram on kiž ku vad kâra nebbi

xošdel on kiž ku vad netgovan kard

خرم کسی که بدکار نباشد و خوش‌دل کسی که بد نیندیشد. (ادیب طوسی 5-3: 1337)

yâ kem dor di hani daryâ nebod yâr

yâ kem xor di gehân peydâ nebod yâr

ای دوست، جایی که من دُر دیدم هنوز دریا نبود و جایی که من خورشید دیدم هنوز جهان نبود.

man až on ru bedâmâne te zad dast

ke gardünet hani barpâ nabod yâr

من آن روز به دامان تو دست زدم که هنوز گردونت برپا نشده بود. (همان، 5-6)

yâ ke až mehretam dam mizad ey yâr

xišo bigâna sangam mizad ey yâr

ای دوست! هر جا از مهر تو دم می‌زدم، خویش و بیگانه سنگم می‌زد.

jormom ina ke až te dust dârom

ne xünam kardo râ nam mizad ey yâr

جرمم این است که تو را دوست دارم، نه خون کرده‌ام، و نه راه زده‌ام. (همان، 6)

man on pirom ke xânandam qalandar

ne xânam bi na mânam bi ne langar

من آن پیرم که مرا قلندر می‌خوانند، خان و مان و لنگر ندارم

ru hama ru var âyom gerder giti

šow dar âye vo ow sangi nehom sar

همه روز گرد گیتی می‌گردم و چون شب شود، بر سنگی سر می‌گذارم (همان جا)

yâ až in band dar ežnâva kattim

xünam ar xord dar xünâva kattim

یا از این بند در ناحیه او افتم و اگر خونم خورد در خونابه افتم

yâ dar in šüma giti am neyâ yâ

až xo beybâra dar var lava kattim

یا در این گیتی شوم مرا جا نباشد یا یکباره از خود در بر یار افتم (هستی خود را در دوست فنا کنم). (همان جا)

panj rüži hani xorram gehân bi

zamin xandân berammân âsemân bi

پنج روز دیگر هنوز جهان خرم است و زمین به اسمان رمنده می‌خندد

panj rüži hani hâ zi do sâmân

ne jinân nâmo ne žânân nešân bi

پنج روز دیگر هم برای این دو کون هست که نه از زمین اثر و نه از آسمان نشانی باشد (همان، 7)

alef kaž kâfo nüneš sar kebar kard

hamaš hâmân gehân ow lâjevar kard

خدا که از هستی خود سر برآورد، هم او همه جهان را بر لاجورد گرفت.

onkaš adâfari gardüne gardân

ânaš ad sâto man andâja ar kard

آنکه گردون گردان را آفرید، او می‌ساخت و من اندازه گیرش بودم (همان جا).

bošom balvand dâmâ mow nešânom

dâman až har do giti hâ vešânom

بروم به دامان الوند مو بنشانم و دامن از هر دو گیتی برافشانم

nešânom tüla vo müyom bezâri

bi ke belbel hani dâ vel nešânom

شاخ بنشانم و بزاری مویه کنم، باشد که بلبل بار دیگر از گل نشانی به من بدهد (همان، 7 و 8)

az on sepida bâzom hammadâni

betanhâyi kerom naččirvâni

من آن سپید باز همدانیم که در شکار یکتایم

hama beman vadirand čarxo šâhin

benâme man keran naččirvâni

چرخ و شاهین همه برای من وزیرند و به نام من نخجیر می‌کنند (همان، 8).

فهلویات لری زیر نیز نام شاعر ندارند و از جنگ شماره 900 مجلس استخراج شده‌اند، که با خوانش ادیب طوسی (همان، صص 8-12) چنین هستند:

delem tâve šone sâmân te dârè

goš bar porso pey âmân te dârè

دلم شوق شدن به سامان تو دارد و گوشم به پرسش و پیغام توست

ariru dâd biyo dâvari bi

daset vini ke vâ dâmân te dârè

اگر روزی داد و داوری باشد، خواهی دید که دستم دامن تو را گرفته است

jete piša čebod vad zinehâri

jeman vad bordano vidâd xâri

پیشه تو چو بدعهدی بود، پیشه من تحمل بیداد و بدی‌های توست

tevo xâvo xoro râmešno xüši

azo tâvo tovo nâlešno zâri

تو و خواب و خوشی و آرامش، من و سوز و تب و ناله و زاری. (همان، 9)

šow ar če tehra bi ham bâmaši pey

dal ar če süta bi ham kâmaši pey

شب اگر چه تیره باشد از پی بامدادی دارد، دل اگر چه سوخته باشد از پی کامی دارد

berow niki kar o haryâ ke te bi

hark e niki karè ham nâmaši pey

به هر جا که هستی برو نیکی کن، هر که نیکی کند او را نامی از پی است (همان، 9)

at barom ranja vi bar yâ xo čübi

de zarrem net vazad xar yâ xo čübi

به بر تو بدون ثمر یا چوبی رنجه هستم، بر ذره من نه خورشید تو می‌تابد و نه چوب تو

delema bâzaret kardi čo kürân

be poxtem vânahâ sar yâ xo čübi

دل مرا به آذرت چون کوره مشتعل کردی، به پختنم سرپوش یا چوبی بنه (همان، 10)

bâmdâdân kem az koh xar vazè xor

če šâhân če šovânân xar vazè xor

بامدادان که از کوه خورشید خوش می‌دمد و بر شاه و شبان خوش می‌تابد

delem virâna vo čašmem xorâru

ne bè virânahâ xoštar vazè xor

دلم ویرانه است و چشمم به روی خور، که خورشید به ویرانه‌ها خوش‌تر می‌تابد (ص 10)

del va vido velo senbel mabandid

miyâne lâgahâneš gel mabandid

دل به بید و گل و سنبل مبندید، در سیل‌گاه جهان خانه مسازید

biše panj rü nebi vâžâre giti

ni bedin panjruži del mabandid

بازار گیتی بیش از پنج روز نیست، نه، به این پنج روزه دل مبندید (همان، 10 و 11).

متن دیگری که در آن می‌توان فهلوی لری دید، متن راحه‌الصدور راوندی ‌(قرن ششم) است، که در دو مورد اشعاری از علاء‌الدوله عربشاه و پسرش فخرالدین خسرو شاه (قرن ششم) موجود است، که ادیب طوسی (1337) آن‌ها را لری می‌داند و صادقی آن‌ها را همدانی معرفی کرده است. در یکی، علاء‌الدوله عربشاه به سلطان سلیمان که او را احضار کرده بود می‌نویسد:

bevâd arvand kuh aj yâ benaššè

arvand ar vand bi vâd âyè vašši

کوه الوند به باد از جا حرکت نمی‌کند، الوند اگر در بند است باد برای تو می‌آید (ادیب طوسی 1337:11)

و پسرش فخرالدین خسرو شاه که در قلعه سر جهان محبوس بوده است برای سلطان سلیمان می‌نویسد:

xišo biyâna vo âzâdo banda

von kešân vât ha ke âyi betonda

خویش و بیگانه، آزاد و بنده و آن کسان که تو را واداشته‌اند که به خشم بیایی

ow jeman xün nešâna bâht šamšir

var betangi darim asir bevanda

نشاید که بر خون من شمشیر یازند و اگر چه به تنگی اسیر بند داریم

âžon ru vâ ke bu var vim mânom

ne aj xišân ne aj biyâna ânom

از آن روز باز که بر بیم خانه من شد، نه از خویشانم و نه از بیگانگان

ke nevvâ kež be in biyâna bümân

dânè zivanda mânom yâ nemânom

که باید کسی در این غربت نداند که زنده خواهم ماند یا نه! (همان، 12)

نمونه دیگر دیوان منتشر نشده شاعری است به نام «ملا ابوالقاسم پریشان» یا «پریشان لر»، که به گفته روح بخشان (1383: 627)، احتمالاً در نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اول قرن نهم زندگی می‌کرده است. اشعار او عمدتاً به لری ( لکی) هستند، . نسخه‌ای خطی از دیوان منتشر نشده او در کتابخانه مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در تهران محفوظ است، که انشالله با خوانش و تصحیح علمی و زبان‌شناختی آن، متنی مفصل و مهم از متون گویشی به جامعه علمی کشور عرضه شود. به هر حال، تا زمانی که آن مهم به انجام رسد، امکان اظهار نظر دقیق در مورد متن ان وجود ندارد.

آنچه تاکنون گفتیم، همگی نمونه‌هایی از گویش لر کوچک بودند. ولی در حدود صد سال گذشته می‌توان از ابیات، ترانه‌ها و اشعار لر بزرگ هم نمونه‌هایی مشاهده کرد. مثلاً ادیب طوسی (1332:3) از بیتی یاد می‌کند که روی یک سنگ قبر قدیمی بختیاری کنده شده است. او این بیت را چنین آوانویسی و ترجمه کرده است:

ē harfa mo az gehom šena bedowrân

felâmarze sar kičir sardare gowrân

«این حرف را می‌زنم تا در دوران مشهور شود: فرامرز سر کوچک سردار گوران است».

اما از میان متون نسبتاً مفصلِ بر جامانده از لری بختیاری ظرف صد سال گذشته، اشعار ملا زلفعلی کرانی (کرونی) بختیاری متخلص به «مجرم» از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. ملا زلفعلی بختیاری در اواسط نیمه دوم قرن 13 ق (حدود سال 1260) به دنیا آمد و تا سال 1330 هجری قمری آثاری دال بر زنده بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه 137 بیتی «حدیث کسا» به لری است، که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است، و قدیمی‌ترین متن به گویش لری بختیاری است که به کتابت درآمده است.

مطالب منظومه حدیث کسا را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد :

1) حدیث چون و چرای شاعر با خداوند، 2) حدیث کسا، 3) حدیث آرزومندی شاعر (نک. قیصری 1355). ده بیت نخست این قصیده با آوانویسی نگارنده در زیر ذکر می‌شود:

ey ke az asl-e bad o nīk havar xot dārī

parde-ye ‘eyb makon pāre, ke xot sattārī

ho ke az jūn gozare, harf-e bad ēgod xeylī

mo ke dūnom to košīm, sī če na-gom šar kārī

be bīyābūne to haftād o do rah peydā hed

sī če ya doz mene haftād o do rah vā dārī?

be hamī ye nafar-es ē-zane haftād o do rah

lor-e badnūm e-konī, dozze velāt xod dārī

doz-e lor ye har e gāyī e-doze vor mene māl

dīne e īmūn edoze ī dozet az badkārī

 

نمونه دیگر از ترانه‌های کهن بختیاری که مکتوب شده‌اند، ترانه‌هایی هستند که دیوید لاکهارت لوریمر (1876-1962)، مأمور انگلیسی در منطقه بختیاری گردآوری کرده است. لوریمر علاوه بر شعر بختیاری، داستان بختیاری هم گردآوری کرده است، که مجموعه داستان‌ها و اشعار گردآورده او به همت وهمن و آساطوریان (1995 و 1991) منتشر شده‌اند. این متون بسیار از نظر مطالعات گویش‌شناسی اهمیت دارند، اما قدمتشان به قدری زیاد نیست که بتوانند در «تاریخچه» مطالعات لری قرار گیرند (نک. محمودی بختیاری و بهرامی 2009)..

26 نظر

  • زبان لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • اسامی تاریخی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و《صاحب سواد》آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانیان بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است. خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده.دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی《خوش یمن》و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی است که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چَنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین》ایل چگنی و طایفه چَنگایی از بازماندگان چَنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری درشهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • قدمت واژه《لُرستانات》

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • اسماعیل خان《سرباز بروجردی》

    اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که در سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده ، ادیب و شاعر بود که تخلص سرباز اختیار کرده بود. اصلش از خرم آباد فیلی بود و به مناسبت آنکه در بروجرد تولد و تمکن یافته به بروجردی مشهور شده و چون در فوج نظام صاحب منصب بوده ، تخلص سرباز را برای خود برگزیده است. وی در انواع شعر دست داشته و دیوانی در مراثی بنام اسرارالشهاده از او بازمانده که دو مرتبه در تبریز و بمبئی چاپ شده که قریب ۵ هزار بیت دارد. محمود میرزا قاجار میگوید : سرباز نامش اسماعیل خان بود و از طایفه فیلی خرم آباد ، در غزل سرایی دستی دارد و سعی نماید که از متوسطان باشد مشارالیه در درگاه نواب محمد قاسم میرزا به منصب تخلص خود ممتاز و سرهنگ سرباز است.نسخه ای از دیوان سرباز در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.


  • قوم و زبان ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار و...


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • مبانی زبان شناسی

    کسانی که از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • علم زبانشناسی یا ادبیات؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • لُری زبانی مستقل

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • زبان باستانی لری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • خط پاپریک

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.


  • واژگان کهن لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.


  • قدرت زبان لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر«بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب«فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند. دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است. واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...


  • قاعده ابدال در زبان لُری

    در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و«ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و... قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است. دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند.


  • زبان لُری《رسانه فراگیر》ندارد!

    هر زبانی به واسطه دستور_آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لُرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترکند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش و نداشتن رسانه، لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان لُری نمیشود!


  • دیرینگی زبان لُری

    حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش ص ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از پارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، ص ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد که دارای چندین میلیون گویشور است. دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد همچنین دکتر اریک جان آنونبی ( erik john anonby) زبانشناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان شناسان پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی انجام دادند و «لُری» را مستقل از فارسی دانستند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبانشناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبانشناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم زبانشناسی هستند. برخی با جهتگیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبانشناسی، لُری را گویش نامیده اند که اهداف سیاسی داشتند!!! به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی «تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید! لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.


  • بدیهی بودن زبان لُری

    تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خاص خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند! و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلا‌الدین کزازی» استاد دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست! ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژه‌های لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.


  • آثار مکتوب به زبان لُری

    آثار مکتوب به زبان لُری: 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اَسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پُشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کَسا» به زبان لُری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لُری بختیاری است که به کتابت درآمده است. ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لُری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سِنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از «علیرضا تجلی‌» و «شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌» را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد.


  • هِرور

    معنی هِرور Heroor : هِر + اور که ریشه خور فارسی است و واژگان بسیاری در لُری با این کلمه ساخته شده است مثل《آئوهِر》که به محل گذر آب در منطقه هم گفته میشود که همان دره باشد یعنی خور آب یا همان《محل گذرگاه آب》که گاهی با جابجایی تخته سنگها هم همراه بوده در هر صورت پر زبان چگنی هِر به معنی دره است اسم《هِرقیله》که یکی از مناطق چگنی است، به معنی دره عمیق است. اوو - oor در زبانهای فارسی باستان و عبری و آشوری به معنی شهر منطقه و ناحیه است اور هنوز در مازندران و گیلان و کرمان به معنی ناحیه و منطقه و روستا بکار میرود حتی در جنوب خرم آباد منطقه ماسور《ماس+اور》به معنی جایگاه یا منطقه لبنیات است یا تِلوری که به معنی روستایی که در گردنه ساخته شده و‌ معنی کلی هِرور همان دره شهر (شهری که در دره ساخته شده) میباشد معنی دوم اُور، ابر است و نام این منطقه به علت ابرناکی زیاد، بی تناسب با این معنی هم نیست. اور توسط هنری راولینسون از خط میخی گنجنامه همدان رمزگشایی میشود و به وسیله این رمزگشایی متوجه وجود یک حکومت باستانی به اسم《امپراتوری سوم اور》که از میان رودان تا زاگرس گسترده بوده میشود یعنی از بابل در جنوب عراق تا لُرستان، اور همچنین معنی رود هم میدهد.


  • لُری زبانی مستقل

    بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد: به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در صفحه ۱۱۳ سفرنامه اش مینویسد: من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی بطور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت الله مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب《پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی》ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. دکتر اسکندر بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد. دکتر اریک جان آنونبی erik john anonby زبانشناس کانادایی در کتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را زبان میداند. زبان شناسان در منابع معتبر زبانشناسی «لُری» را مستقل از فارسی دانسته‌اند: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی بنام دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی در دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. در ایران هم دکتر جلال‌الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره‌های معروفی در علم زبانشناسی هستند لُری را زبانی مستقل خواندند.


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...


  • ادیبان و شاعران بلادلُرنشین

    ۱.عبدالعلی خسروی معروف به قائد بختياری (شاعر لُر، نويسنده و پژوهشگر). . ۲.منوچهر آتشی لُر بوشهر ( شاعر و ادیب لُربختياری) . ۳.داراب افسر بختياری از طايفه احمدخسروی، منطقه چغارخور که تمام دیوانش به لُری است. . ۴.ميرزاحسين معروف به پژمان بختیاری ازطايفه دوركی منطقه دشتک، شاخه هفت لنگ بختياری (شاعر، محقق، اديب و مترجم) . ۵.میرزا نورالله معروف به عُمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پرآوازه سالهای 1258 تا 1322 هجری فرزند میرزاعبدالله متخلص به "ذره" و جدش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به "قطره" از شاعران عهد ناصری از منطقه سامان چهارمال بختیاری. . ۶.ملا زلفعلی كُرونی متخلص به مجرم از طايفه آسيوند بختياری سال 1260 قمری در كُرون چهارمحال بختياری بدنیا آمد و منظومه حدیث کساء (توحیدیه) از اوست. . ۷.حسينقلی خان بختياری ( شاعر سروده‌های لُری بختياری) در دوره قاجار. . ۸.سيدمحمد ابراهيم متخلص به مأذون (۱۲۰۹ـ ۱۲۷۴هـجری) عارف و شاعر برجسته از طایفه شيخ هابيل بويراحمدی بود. او سروده‌هایی به زبانهای (فارسی، عربی، لُری، کوهمره ای و لاری) در دوران قاجار شعر سروده است. . ۹.خداكرمخان بويراحمدی (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجار. ۱۰.مُلتجی بويراحمدی (مُنتجی) از طایفه شيخ هابيل ايل بويراحمد (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجاريه. . ۱۱.حمیدایزدپناه (ساکی) ۱۳۰۹ در خرم‌آباد متولد شد او از دانشگاه تهران مدرک خود را اخذ نمود و کتابهای فراوانی در مورد تاریخ وفرهنگ مردم لرستان نوشت و در سرودن شعر به زبان لُری به صفا متخلص بود. . ۱۲.کربلایی آقاخان پاپی که دو قرن پیش در منطقه پاپی بوده و به کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و ولایات ایران مسافرت کرده و کتابی بنام کلاغ نامه دارد که محمدرضا والیزاده درکتاب تاریخ ایلات وطوایف لرستان ص 68 از آن نام برده است. . ۱۳.حسام الدین ضیایی شاعر، نویسنده و پژوهشگر 1298 درخرم‌آباد متولد شد پدرش شیخ‌عزیزالله ضیایی اولین نماینده معارف خرم‌آباد بود. حسام ضیایی رییس اداره فرهنگ و مدیر نشریه ندای لُرستان بود و دهها مقاله نوشت و اشعار فراوانی به لُری دارد. . ۱۴.محمدیگانه از طایفه گله دار ۱۲۹۷ در خرم‌آباد بدنیا آمد و دبیر دبیرستان بود و کتابهای ادبی مثل: آیینه‌افکار، گندم نمایان جوفروش و...را نوشت. . ۱۵.عبدالله سلطان چگنی در قرن یازده هجری میزیسته و حاکم خراسان بود و دارای ذوق ادبی بوده و اشعار زیادی دارد (مشاهیرلُر، ص 571) . ۱۶.هادی بیگ (شایق لرستانی) از ایل ساکی که دیوان شعر چهارهزار بیتی دارد و نامش در مجمع الفصحا آمده. . ۱۷.منوچهرخان والی معاصر شاه عباس دوم که والیهای پشتکوه از اعقاب وی بودند منوچهرخان ذوق ادبی داشت و رقّت و ظرافت در اشعار او چشمگیراست. . ۱۸.ملا وارسته چگنی که نامش امامقلی بیک بود و در اصفهان سکونت داشت و اشعار زیادی از او باقیست. . ۱۹.محمد مانوس از ایل ساکی که از او نسخه‌های خطی بجای مانده که یکهزار و دویست بیت میباشد او معاصر روحانی معروف شیخ انصاری صاحب مکاسب و رسائل بوده و در مدح او قصیده‌ای دارد. . ۲۰.محمد سامانی فرزند درویش کریم از طایفه سلاحورزی خرم‌آباد که پیشه بزّازی داشت و قاری قرآن بود و قطعات شعر زیادی از او باقیمانده که در کتاب مشاهیر لُر ص 582 به آنها اشاره شده. . ۲۱.میرزا حسین بنان از طایفه سیاهپوش که اصالتاً بختیاری دزفول می‌باشند و اشعارش به فارسی و لُری است و در شعر خادم و رضوان تخلص داشت. . ۲۲.اسفندیار غضنفری امرایی که بسابقه ذوق ادبی از شاعران خوش قریحه لُرستان بود و ماحصلش فعالیتش تذکره شعرای لُرستان (گلزار ادب) است. . ۲۳.اسدالله امیرپور امرایی از بهترین شاعران لُرستان و در مسیر عبیدزاکانی و شعرای طنزپرداز بود و با روزنامه فکاهی توفیق و چلنگر ارتباط داشت که شعرهایش را چاپ میکردند. . ۲۴.عبدالمحمد آیتی 1305 در بروجرد بدنیا آمد و در قم به تحصیل حوزوی پرداخت از دانشگاه معقول و منقول تهران لیسانس گرفت و تعلیفات ارزنده ای دارد مثل: معلّقات سبعه، رساله‌الغفران، تحریر تاریخ وصاف، کالسکه زرین، حناالفاخوری و تاریخ ادب عرب. . ۲۵.قدرت شباب 1322 در خرم‌آباد متولد شد و از دانشگاه جندی شاپور فارغ‌التحصیل شد و دبیر دبیرستانهای اهواز و خرم‌آباد بود. دیوان شعر او سایه‌ای درغبار نام دارد. . ۲۶.مهرداد اوستا 1306 در بروجرد متولد شد و در قصیده سرایی بشیوه خراسانی ید طولائی داشت آثار: آرش کمانگیر، رساله در منطق، عقل واشراف، دیوان اشعار، شراب خانگی ترس محتسب خورده، تیرانا، روانشناسی اخلاق، تصحیح دیوان سلمان و... . ۲۷.اسدالله کمالوند فرزند میرزاعلی مستوفی سال 1245 شمسی در خرم‌آباد بدنیا آمد و پس از تحصیلات به استخدام وزارت مالیه درآمد و علاقه ادبی او را جزء بهترین شاعران یکصدسال اخیر قرار داد او همچنین خط زیبایی داشت. . ۲۸.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور) اثر شاه رستم اتابک لُرکوچک. . ۲۹.اسحاق عیدی شاعر و پژوهشگر سال 1320 درخرم‌آباد متولد شد و سال 50 فوق‌لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران گرفت وی در دو مکتب سنتی و آزاد خالق سروده‌های دلکش است و در شعر لُری صاحب سلیقه است او تالیفات متعدد دارد: فرهنگ بزرگ لُری، دستورنامه لُری، لرستان پیش از تاریخ تا ظهور دولت ماد، فرهنگ اَعلام تاریخ طبری، لُری ها، سفرهای رضاشاه به بروجرد، خلوت عروسکها و... . ۳۰.میرنوروز ملقب به رند لُرستان شاعر دوره صفویه است. او تأثیر فراوانی بر استان‌های لُرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از طوایف لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. دیوان او توسط اسفندیار غضنفری امرایی چاپ شد. سیدحمید جهانبخت هم کتاب رند لُرستان را در مورد او نوشت. . ۳۱.دکترفتح الله شفیع زاده متولد ۱۳۲۹ خرم‌آباد از طایفه رُک رُک و فارغ‌التحصیل دانشگاه بهشتی تهران، پزشک، شاعر، نویسنده و محقق است و آثار متعدد دارد: آوای کوه گشت لُرستان / لُرستان در شعر شاعران / یاد ایام / آسمون بی آساره و... . ۳۲.هوشنگ رئوف سال 1330 در خرم‌آباد بدنیا آمد. سفره خورشید نخستین کتاب شعر مدرن با زبان تغزلی بود که نظریات متعدد را در مجلات و هفته‌نامه های آن دوران بوجود آورد. هفته‌نامه اُمیدجوان تهران در شماره‌ای به ستایش از اشعار هوشنگ رئوف پرداخت. آثار هوشنگ رئوف: سفره خورشید/ نازگلو خوانده‌ای/ جنون آب/ نبض گلوی تاک/ دو حنجره آواز و... . ۳۳.نسرین جافری 1329 در خرم‌آباد بدنیا آمد او از دوران دبیرستان در قالب آزاد به سرودن شعر پرداخت و منظومه‌های زیادی در قالبهای مختلف سرود. مجله ادبی درگاه در شماره سوم و امیدجوان تهران در شماره 925 از شعر و قلم نسرین جافری تمجید و ستایش کردند. کتابهای او: زخم سایه و بید/ رمل هندسی آفتاب‌گردان/ نیمی از مرا کشته‌اند/ به‌سوی هرگز به‌سوی هیچ/ ما همچنان ترانه خواندیم/ خواب اتم/ و مجموعه اشعار. . ۳۴.جلیل احمدپور سال 1303 در چگنی لُرستان بدنیا آمد اشعارش در قالبهای کهن است و در غزل و مثنوی استاد است از وی دیوان شعری بجا ماند. . ۳۵.بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و پژوهشگرتاریخ متولد ۱۳۳۳ بروجرد است او پرکارترین شاعره ایران است. شماره 5 مجله ادبی درگاه به او اختصاص دارد. آثار وی: رویای انار / گزارشی از ستونزار / زن به ظن تاریخ/ انکار عشق تو ناگزیرم / به زیر مقنعه / نپرس چرا سکوت میکنم / تارا و ماه / ماه گریخته در پیراهن / یک منظومه آواره و بیست ترانه سرگردان / ضعیفه / دایره حیرت / نرگس عشق / تاج الرجال: رابعه عدویه / تذکره اندرونی / بیسکویت نیم خورده / اعتراف میکنم / زن در ترانه ها و اشعارعامیانه / زنان ترانه / زن در تاریخ / تاریخ هیچکس / اعترافات یک عکاس / کلمه کبود / تاریخ خانمها / ایمپالای سرخ / آمفی تئاتر / شصت ثانیه زندگی / ورای زنی که شاید دوستم بدارد / سرزمین اهورایی و... . ۳۶.یوسف میرشکاک (ساکی) متولد شوش که نویسندگی و شاعری را از دبیرستان آغاز کرد مجله کیهان فرهنگی در بهمن 71، ص 104 به تمجید و ستایش از اشعار او پرداخت. . ۳۷.حشمت شفیعیان شاعر و ترانه‌سرای معروف 1330 درخرم‌آباد متولد شد او خالق آثار حماسی چون: تفنگ، دالکه، کم بو دیره، سوار و صدها ترانه خاطره‌انگیز است. دکترابراهیم پاریزی درکتاب کوچه هفت پیچ، ص ۳۳۸ اشعار او را دلپذیرترین و انسانی ترین اشعار میداند. . ۳۸.عزت چنگایی متولد ۱۳۳۴ خرم‌آباد است او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و درقالب سنتی و آزاد شعر می‌سراید و ترانه‌های لُری او بارها توسط هنرمندان از صداوسیما پخش شده و کتاب فرهنگ قوم لُر را به همراه محمدحنیف نوشته است. . ۳۹.دکتر امید مسعودی متولد 1337 خرم‌آباد می‌باشد وی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره است وی علاوه بر عرصه رسانه، در حوزه شعر و ادب نیز دستی دارد که تالیفات مهم‌شان عبارتند از: شیوان، در حوالی عشق، زبان شعر، زبان شعر، برگزیده ادبیات معاصر. رتبه‌های آزمون: رتبه اول کارشناسی ارشد 1374‌ / رتبه اول آزمون دکتری اعزام به خارج 1380‌ / رتبه اول آزمون دکتری علوم ارتباطات 1380. . ۴۰.عابد میرزایی چگنی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و واژه‌های ناب لُری را در اشعار خود بکار می‌گیرد نخستین مجموعه‌ غزل لُری او در مجموعه (درد دل) چاپ شد و نام کتاب دیگرش (ترانه‌های هِل و میخک) است. . ۴۱.باباطاهر لُرثلاثی شاعر قرن 5 هجری که اشعارش مشابهت لفظی با گویش لُری ملایر دارد و حتی جوادجعفری درکتاب لا ادری، ص 22 علت اشتهار باباطاهر عریان را تصحیفی از باباطاهر اوریانه (منسوب به روستای ایرانه) در ملایر میداند. علی بن عثمان هجویری درکتابش صفحه 215 اسامی صوفیان معروف را نام می‌برد که یکی از آنها ابوطاهر مکشوف است که مکشوف تعبیری از عریان است. اشعار فهلوی که راوندی از قول ساکنان همدان در قرن 6 آورده نشان می‌دهد که آن زمان، زبان ساکنان همدان شبیه به لُری ملایر بوده و با استناد به مشاهبت زبانی می‌توان فهمید باباطاهر لُرثلاثی بوده (دکترمحسن رحمتی، مرغزار شهریاران، ص 152). پرویز اذکایی در باباطاهرنامه ص 8 مینویسد: زبانی که رباعیات باباطاهر بدان نوشته شده لُری است. کنت دو گوبینو اظهار میدارد: باباطاهر اشعار خود را به زبان لُری نوشته است. اشتینگاس لری طاهر تاتی را یکی از عشیره های قوم لُر دانسته است. شودتسکو درکتاب (شعر عامیانه ایران) میگوید: اشعار باباطاهر تحت تاثیر فهلویات لُری است. پرویز ناتل خانلری درمجله پیام، شماره 8 زبان باباطاهر را لُری میداند. ادیب طوسی درمجله ادبیات دانشگاه تبریز، سال دهم مینویسد: فهلویات باباطاهر به زبان لُری است. ابراهیم صفایی درمجله ارمغان، سال 31، شماره 7 مینویسد: در تصحیح و خوانش اشعار باباطاهر فقط باید به زبان لُری توجه داشت. حیدر میرانی شاعر دهلُرانی لغاتی از دیوان باباطاهر استخراج کرده که امروزه فقط در لُری مینجایی و بختیاری استعمال میشوند. . ۴۲.عزیز نادری 1337 در خرم‌آباد متولد شد او خالق اشعار لُری زیادی است و تاکنون کتابهای: خاکستر عشق، تش دل و پریسکه خیال را سروده و فرهنگ لغت لُری را هم تدوین کرده است. . ۴۳.ایرج رحمانپور بهمن ۱۳۳۵ در خرم‌آباد متولد شد از دهه پنجاه تاکنون به سرایش ترانه مشغول است او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لُری خرم‌آبادی و لکی استفاده می‌کند و آثارش نقش ویژه‌ای در احیا زبان لُری دارد. مجموعهٔ اشعار لُری و لکی وی در کتاب (تونه می‌نویسم سرزمینم) و (برنو) توسط سهراب آزادی جمع‌آوری شده است. . ۴۴.مرجان بیگی متولد بروجن بختیاری است او در اشعارش در بستری از بومی گرایی و توجه به عناصر طبیعی و مسائل اجتماعی می‌پردازد. کتاب (برف و برنو) مجموعه غزل او توانست در رقابت با ۲۰۰ عنوان کتاب، جایزه برترین کتاب سال در حوزه غزل را کسب کند. . ۴۵.رمضان پرورده سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد او در رشته حقوق از دانشگاه تهران سال 58 موفق به اخذ ليسانس شد. ترانه سرايی را از نوجوانی شروع کرد و تاكنون كاست های زیادی با اشعار او خلق شده که در سوگ آفتاب در پنجمين جشنواره موسيقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت. تاکنون ۳ کتاب خون و عطش، گلال تش و ترانه‌های افلاک از او منتشر شده‌است. . ۴۶.پرویز پیمانی 1352 در خرم‌آباد متولد شد و سال 73 با سرودن اشعار و ترانه‌های لُری پا به وادی شاعری گذاشت و کتاب (نغمه‌های تنهایی) را سرود و مقام اول شعر را از دانشگاه‌های غرب کشور، مقام اول جشنواره بین‌المللی سراج و مقام دوم شعر کشوری را در جشنواره امام سجاد کسب کرد. . ۴۷.محمدکاظم علیپور 1342 درخرم‌آباد متولد شد و سال 75 اولین مجموعه شعرش را بنام (کوچه‌های خسته) چاپ کرد. دیگر آثارش: بابونه‌های گرین، بر بلندای یافته، بر چکاد بلند زاگرس، ترانه‌های مفرغ و بلوط، کمانچه و برنو، وسوسه‌های خاکستری، اندوه پنهان، ترانه ومفرغ، یک کوفه غربت، اضطراب انسان کوه نشین و سمفونی اشک. . ۴۸.هُشیارنامه (شاهنامه مُختصر) اثر؛ الله‌مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لُرستان را زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است. . ۴۹.علی دوستی شاعر لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم‌آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi در گوشه داد ماهور اجرا می‌شود منسوب به اوست. مضمون اشعارش بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است. . ۵۰.اسماعیل بروجردی معروف به سرباز که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوان اسرارالشهاده با پنج هزار بیت از اوست. . ۵۱.حسین حزین، شاعر و مورخ بروجردی سال ۱۳۲۷ قمری در محله حاج ظهرابی متولد شد. تخلصش حزین بود. آثار: دیوان قصاید / دیوان غزلیات / چکامه‌های پارسی / مثنوی مرصدالاسرار / دوبیتی‌های سوز و گداز / دیوان مدایح و مراثی / تذکره حزین (دربارۀ شاعران، حاکمان و تاریخ بروجرد). . ۵۲.حسین پناهی شاعر، نویسنده و کارگردان ۱۳۳۵ در دژکوه حوالی شهر سوق کهگیلویه زاده شد. آثار: نامه‌هایی به آنا / به وقت گرینویچ / افلاطون کنار بخاری / سالهاست که مرده‌ام / ستاره‌ها / کابوسهای روسی / نمی‌دانم‌ها / من و نازی / جهان زیر سیگاری من است / نوید یک روزبلند نورانی / خروسها و ساعتها / دو مرغابی در مه / راه با رفیق / چیزی شبیه زندگی / بی بی یون / سرودی برای مادران / سلام خداحافظ / ستارها / راه با رفیق و... . ۵۳.دکترعبدالحسین زرین‌کوب ۱۳۰۱ در بروجرد متولد شد او ادیب، تاریخ‌نگار، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم برجستهٔ ایران است. عناوین شعرها: بوسه مهتاب / چوپان عاشق / نغمه آواره / جهان نو / کارنامه زرین / آن شب / چشمان تو / مهتاب و شاعر / اندوه جوانی / خزان امسال / عصیان / بودن یا نبودن / قصه برای خواهرم / بن‌بست / دیوپرست / سیمرغ / با مولانای روم / نی و کوه / نقش رویا / مناجات / در راه بازگشت و... . ۵۴.سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و... . ۵۵.مهدی کاظمی طولابی 1296 درخرم‌آباد متولد شد پس از پایان تحصیلات به استخدام اداره ثبت اسناد درآمد. طولابی به سرودن شعر به زبان لُری خرم‌آبادی روی آورد و دو کتاب گنج لُر و کشکول را به چاپ رساند.



آخرین مقالات