پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نژاد لرها

نژاد به بزرگ‌ترین گونه‌های انسان گفته می‌شود. نژادهای انسان به عنوان گروه‌های جمعیتی بزرگی تعریف می‌شوند که گنجینه ژنی، آن‌ها از یکدیگر متفاوت است.نژاد به خصوصیات بیولوژیکی شخص برمی‌گردد و شامل رنگ پوست، رنگ مو، رنگ چشم، اندازه و شکل جمجمه و مشخصاتی از این قبیل است.تغییرات نژادی زمانی نمود پیدا می‌کنند که، انسان‌هایی از دو نژاد متفاوت باهم وصلت کنند، به عنوان مثال وقتی شخصی با نژاد آفریقایی - آمریکایی با شخصی با اصلیت چینی ازدواج کند فرزندی که از این وصلت به وجود می‌آید مسلما در خصوصیات فیزیکی آن تغییراتی حاصل خواهد شد. بنابراین این چنین وصلت‌هایی منجر به تغییراتی در نژادهای بعدی خواهد شد. مثال: همه‌ی ما با نژادپرستی آشنایی داریم و نمونه‌های زیادی از آن را در طول تاریخ مشاهده کرده‌ایم. سفید پوستان علیه آفریقایی - آمریکایی‌ها، آلمان‌ها علیه یهودی‌ها که منجر به جنگ‌های خونین شده که همگی فقط بر سر نژاد بوده‌اند. به مرور زمان، تا حد زیادی از این اختلافات کاسته شده است اما هنوز آثاری از نژادپرستی در جهان دیده می‌شود. اما ما در این مقاله قصد داریم بدور از تعصباتی کور و یا خیال بافی های کودکانه تعریف درستی از نژاد لرها ارائه دهیم . پس اگر علامند به این موضوع بدور از تعصب هستید این مقاله را از دست ندهید

نژاد لرها

خداوند متعال مى فرماید: «یا اَیُّها النّاسُ اِنّا خَلَقْنَاکُمْ مِن ذَکَر وَ اُنثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ اَتْقَیکُمْ»

؛ (اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ و (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست). 
اختلافات در رنگ، زبان، و وطن، همگى از عوامل عرضى است که مربوط به جوهر و حقیقت انسان نمى باشد. و از آیهفوق استفاده مى شود که قرآنمنکر قومیت نیست، بلکه به آن اعتراف کرده و آن را از شوون خلقت می داند، ولی آن را تنها به جهت شناخت و جذب و کمک به یکدیگر قرار داده نه وسیله اى براى تفاخر و نزاع؛ لذا خداوند در آخر آیهمى فرماید: 
«اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ اَتْقَیکُمْ»؛ (یعنی معیار برترى تقوااست.) و در سایه تقواو پرهیزکاری اختلافات برچیده و مسیر وحدت تحکیم خواهد بخشید.


 

اگر تعصب کور را کنار گذاشتید این مقاله علمی را بخوانید

06:54:10

2017-07-17

 

لرها آریایی یا آسانیک و یا سامی هستند؟

زمانی که صحبت از نژاد میشود اولین چیزی که ذهن را درگیر میکند این است که انسان ها همه یکی هستند و از یک نقطه به مناطق دیگر گسترش پیدا کرده اند .

پس دیگر نژاد چه معنایی میتواند داشته باشد؟

خب این حرف هم درست است و هم غلط . برای توضیح منشا نژاد لرها هیچ چاره ای جز برسی همگی نژادها بشری و پیدا کردن سرشاخه نداریم . به همین سبب باید به اولین نشانه های زندگی انسان بر روی کره خاکی بپردازیم تا به درک درستی از مفهوم نژاد برسیم و به تبع آن به  رمزگشایی نژاد لر پراخته باشیم.

کسی  به درستی نمیداند که نخستین انسان هوموساپینس (انسان هوشمند)، که نیاز انسان کنونی است ، در چه زمانی پا به عرصه هستی نهاده است. اما کهن ترین فسیل های هوموساپینس که در کشور اتیوپی یافت شده اند و امو یک و امو دو نام دارند نزدیک به 195 هزار سال براورد شده اند .

دانشمندان براورد میکنند که انسان امروزی، نزدیک به 60هزار سال پیش از موطن نخستین خود در آفریقا بیرون آمده است . در این زمان گسترش صحرای آفریقا برای مدتی وا می ایستد و آب و هوای مرطوب تری ، دست کم در بخش هایی از صحرای آفریقا بوجود می آید که بعد از ان فعل و انفعال ، انسان برای مهاجرت از ان بهره می گیرد.  انسان ها به دنبال خوراک و شکار کم کم از خاور افریقا به سوی شمال حرکت کردند و پا به خاور میانه نهادند .

پس چیزی که کاملا مشخص و واضح و اثبات شده است این است که هیچ انسانی ما قبل 60 هزار سال پیش در هیچ کجای دنیا جز آفریقا وجود نداشته است .

پس هرگونه خیال بافی که از ازل  یک قوم یا ملت یا نژاد خاص بومی یک منطقه بوده اند و در آنجا سکونت داشته اند اساسا غیر علمی و حرفه ای و تخیلی کودکانه و ناشی از بی سوادی است .

اما سوال اینجاست آیا همه اقوام به یک میزان تاریخ سکونت در یک منطقه جغرافیایی را دارند؟؟؟

بدون شک خیر .

پس سوال اصلی اینست : کدام اقوام کهن تر هستند؟

زمانی که به مسیر های مهاجرت انسان از افریقا به خاورمیانه و اروپا نگاه میکنیم ، میتوان درک کرد که تمامی تفاوت ها از اینجا آغاز میشود یعنی با خروج از آفریقا، و تغییر سبک زندگی و شرایط آب و هوایی و نوع تغزیه تغییرات و تفاوت ها اغاز میشود . اولین تفاوت ها تفاوت های ظاهریست یعنی تغییرات در رنگ پوست ، سایز جمجمه و ابعاد استخوان های بدن و غیره.......

 

اولین و مهم ترین تقسیم بندی نژادی تقسیم انسان بر اساس مشخصات ظاهری است . و درینجا چون بحث ما در مورد نژاد لرهاست پس باید به برسی نژادهای خاورمیانه بپردازیم

به طور کلی خاورمیانه داری سه گروه نژادی شاخص است : نژاد آریایی ، نژاد آسیانیک ، نژاد سامی  . مابقی گروه های نژادی در خاورمیانه  یا ترکیبی هستند یا زیر شاخه این سه گروه اصلی .

 

از نظر علم ژنتیک نژاد آریایی و نژاد آسیانیک بسیار به هم نزدیک هستند اما با چند تفاوت کوچک هردو نژاد سفید پوست هستند، هردو صورت های ظریف دارند ، هردو نژاد جز گروه هایی از انسان ها تقسیم بندی میشوند که جمجمه کوچک تری نسبت به سایر نژاد ها دارند .

اما تفاوت هایی هم دارند: مثلا آریایی ها لگن هایی پهن تر نسبت به آسانیک ها دارند ، و همین طور نسبتا قد آریایی ها نسبت به آسیانیک ها کوتاه تر است

نژاد سام با دو نژاد قبلی تفاوت هایی عمده دارد : سامی ها پوستی گندمی (سبزه) دارند ، چشم های بزرگ ، بینی عقابی ، هیکل تنومند ، قد بلند و جمجمه های بزرگ دارند.

 

حال میتوان درک بهتری از نژاد لرها پیدا کرد ......

حال به موضوع قدمت و دیرینگی اقوام در جهان و بخصوص در خاورمیانه میپردازیم

هرگونه نظری درین باره بدون ارائه مدرک ، اتلاف وقت و پریشان گویی است . زمانی میتوان مدعی قدمت و اصالت شد که بتوان اسناد قابل ارائه در سطح جهانی رو کرد نه اینکه فلان پزشک یا بهمان یا مورخ چه گفته است و آنرا ملاک نظر قرار داد . چون همیشه نظر نقض درین موارد به فور پیدا میشود. به همین سبب ما بر اساس اولین نشانه های حضور انسان در خارج از آفریقا به برسی قدمت و دیرینگی اقوام میپردازیم .

اولین نشانه غار کلدر در حوالی خرم اباد است . با قدمتی حدود 54 هزار سال که با اختلاف فاحش اولین نشانه سکونت انسان در خارج از افریقاست .

دومین نشانه غار یافته در خرم آباد است که متعلق به 40 هزار سال پیش است .

سومین نشانه تپه گیان در نهاوند است با 39 هزار سال قدمت می باشد.

چهارمین نشانه مجموعه غارهایی در اسپانیا و فرانسه با قدمتی ما بین 33  و 36 هزار سال پیش است .

نشانه های بعدی غار پبده در لالی بختیاری  با قدمت بیش از 17 هزار سال و بعد غار میرملاس در کوهدشت لرستان با قدمتی حدود 13 هزار سال که اولین نشانه های انسان پرسش گر را در خود دارد.

غار دوشه چگنی در حوالی خرم آباد هم 8 هزار سال قدمت در همین راستا قابل ذکر است که اولین اثر هنری جهان که یک نقاشی است را در خود دارد .

 

 آن چیزی که به وضوح مشخص است این است که مناطقی که لرها در آن زندگی میکنند کهن ترین سکونت گاه بشری است که بطور دائم از زمان خروج انسان از آفریقا با فاصله کمی به طور دائم محل زندگی گروه های بشری بوده است.

مردمانی که با برسی نشانه های انان براحتی میتوان دریافت که در طی 54 هزار سال گذشته یک نوع پیوستگی نژادی در میانشان وجود داشته و سیر تکامل آنان به طور پیوسته و در یک محدوده جغرافیایی مشخص ادامه پیدا کرده است.

 

حال سوال این است آیا مردمانی که در این مناطق زندگی می کرده اند همین لرها هستند که امروزه سکونت آنان است یا اینکه آن مردم با لرها نسبتی نداشته اند؟

ابتدا باید دانست در طول تاریخ چند مهاجرت به زاگرس صورت گرفته است؟

میتوان با قاطعیت اعلام کرد که در تمام ادوار تاریخ بشر، زاگرس فقط یکبار روی مهاجرت گسترده انسان ها را به خود دیده و آن هم مهاجرت اولین انسان غار نشین است و جالب توجه آنکه این انسان های غار نشینی که ساکن زاگرس شدند به حدی در این سکونتگاه موفق بودند که توانستند در طی یک دوره چند ده هزار سال دوام بیاورند و نژاد خود را تکثیر کنند و تمام مهاجرین بعدی را پس زده و این کوهستان و دشت های مجاور آن را هم مال خود کنند و برای یک دوره 54 هزار ساله مالک زاگرس و دشت های پیرامون آن باشند.  مردمانی که امروزه با نام لر شناخته میشوند بازماندگان مردمانی هستند که هیچ کدام نام لر نداشتند! یعنی میتوان با قاطعیت اعلام کرد که نام این مردم زاگرس نشین در دوره های زمانی مختلف مداوم تغییر میکرده و نام لور آخرین نامی است که بر آنان گذاشته شده است .

اما خود این مردم از نسل کهن ترین نژاد بشر هستند.  لرها همچون کشوری هستند که همیشه وجود داشته اما در هر دوره از تاریخ نامشان تغییر کرده است.

بدون شک ژنتیک لرها همسان با همان مردمان غار نشینی است که نشان های حضور آنان در بیش از 50 هزار سال پیش در زاگرس وجود داشته است.

 

حال باید به نشانه های تمدن بپردازیم ، یعنی به اولین سکونتگاه جمعی در جهان ، و اولین شهرنشینی ها و اولین تمدن ها

تمدن بدون آب امکان پذیر نیست . اولین تمدن ها در کنار رودخانه ها تشکیل شدند . کهن ترین تمدن های شناخته شده بشری حتی قبل از انکه نامی از کشور ها و امپراطوری ها باشد وجود کولونی هایی بود به نام دولت شهرها !!! یعنی مردمانی که در حاشیه یک رودخانه گرد هم می آمدند و تمدنی نو پا ایجاد میکردند که محدوده آن تمدن در حد همان شهر بود و هنوز مفهوم کشور ایجاد نشده بود .  اولین دولت شهر ثبت شده در تاریخ جهان مربوط به 11 هزار سال پیش است ، در جایی که امروزه شوش قرار دارد.

 

اولین باری که نامی از قومی که از زاگرس نشات گرفته به میان می آید در اینجاست . این قوم نامش را از محل زندگی اش  گرفته ، یعنی از سکونتگاه هزار ساله اش کوهستان . نام این قوم پروتو الامیت بود .

پروتو لغتی لاتین است به معنی اجداد اولیه کهن. و الامیت لغتی عبری است به معنی کوهستان. یا مردم کوهستان نام قومی که در شوش تشکیل دولت شهر داد در تمام کتب معتبر پروتو الامیت است ، یعنی اجداد مردم کوهستان .

به وضوح مشخص هست مردمانی که در دوره مهاجرت اولیه انسان ها به خارج از آفریقا در زاگرس سکونت گزیده بودند پروتو الامیت نامیده شده اند یعنی اجداد مردمان کوهستان . همین مردمان کم کم روند سیویلازیسیون یا متمدن شدن را طی کردند و توانستند در هزاره های بعدی دولت شهرهایی همچون سیماشکی که در محل خرم اباد فعلی قرار دارد را تشکیل دهند.  به مرور این دولت شهرهای از هم گسسته، بخاطر اشتراکات نژادی به هم متصل شدند و اولین واحد تمدنی را شکل دادند . در تاریخ این واحد تمدنی را با نام تمدن عیلام می شناسند . یعنی از اولین دوره حکومت موروثی سلسله آوان به پایتختی دزفول که تمدن عیلام به صورت یک امپراطوری و یک نهاد حکومتی منسجم پا به عرصه حضور میگذارد تا آخرین پژواک حضور عیلام در دو قرن پس از میلاد که هم زمان با طلوع امپراطوری ساسانی است که خود را وام دار عیلامیان و الیمایی ها میداند ادامه پیدا میکند .

وقتی به ریشه های مردمی به نام لر نگاه میکنیم از تمام جهات به یک نقطه مشترک که همان مهاجرت انسان از آفریقا به خاورمیانه است میرسیم .  یعنی به جرات میتوان گفت امکان پذیر نیست که نژاد لرها را چیزی جدایی از نژاد مردمان پروتو الامیت دانست . بی شک مردم در طی هزاران سال زندگی در کنار اقوام مختلف دچار اختلاط نژادی میشوند ، یعنی امکان پذیر نیست که بگوییم نژاد مردم یک منطقه هیچ تشابهی با مردمان مجاور آن ندارند . تاریخ بشر پر است از جنگ ها و مهاجرت ها و کوچ های اجباری . لرها هم از قاعده کلی مستثنی نیستند پس بی شک نژاد لرها نیز با اقوام همسایه آنان داری اشتراکاتی است.

اما سوال اینجاست این اشتراکات تا چه حد است؟این اشتراکات با کدام اقوام بیشتر و با کدام اقوام کمتر است؟

مناطق لرنشین در سرزمین هایی با اقوام سامی نژاد مشترک است و در مناطقی با آریایی ها و در مناطقی با آسیانیک ها.

جدای از نام اقوام مجاور لرها هدف ما پیگیری ریشه های نژادی است نه نام اقوام مهاجر لرها .

 

میزان اشتراک نژادی با اقوام مجاور همیشه تابع چند عامل است:

اول زمان ، دوم جنگ، سوم مهاجرت .

زمان:

زمان عامل بسیارمهمی است چون هرچقدر دو قوم مدت طولانی تری در کنار هم بوده باشند اشتراکات نژادی آنان بیشتر میشود . جنگ ها هم سهمی به سزا دارند و در آخر مهاجرت ها .

باتوجه به برسی های تاریخی که انجام شده است ، زمان حضور اقوام بین النهرینی در کنار لرها از بقیه بیشتر است(منظور بومیان این ناحیه که سامی نژاد هم هستند نه اعراب).  اقوام بین النهرینی همگی سامی هستند .

در رتبه بعدی اسیانیک ها قرار دارند همچون لولوبی ها و آگوتی ها در شمال مناطق لرنشین.

در رتبه آخر آریایی ها هستند که در کویر مرکزی فلات ایران زندگی میکنند.

پس بی شک باتوجه به عامل زمان اشتراک نژادی با لرها در میان سامی و آسیانیک بیش از اشتراک با آریایی هاست .

 

جنگ:

وقتی به عامل دوم یعنی جنگ نگاه میکنیم در تمام طول تاریخ آریایی ها فقط دو بار توانسته اند بر مناطق لرنشین مسلط شوند : یکی زمان هخامنشیان و دیگری پهلوی .  در تمام ادوار دیگر آریایی دیگر آریایی ها در بهترین حالت فقط حاکم کویر مرکزی بوده اند!

این آمار در بین اسیانیک ها بسیار بیشتر است . لولوبی ها و آگوتی ها و در نهایت قوم کاسی که در فرصت های بعدی در مورد آنان صحبت خواهیم کرد بارها تسلط کامل بر مناطق لرنشین را داشته اند.

پس اشتراک نژادی لرها با آسیانیک ها از نظر عامل جنگ بسیار بیشتر از اشتراک لرها با اریایی هاست.

 

در مورد عامل جنگ و اشتراک نژادی آن برای لرها و سامیان تنها میتوان گفت که عیلامیان و کاسیان به عنوان اجداد لرها با هیچ گروه نژادی به اندازه سامی ها زد و خورد نداشتند. در این میان میتوان به 33 جنگ عیلامی ها با اقوام سامی و 8 جنگ کاسی ها با سامی ها اشاره کرد . پس بی شک سامی ها بالاترین ترکیب نژادی را با لرها داشته اند . 

 

عامل سوم مهاجرت:

تنها قومی که توانستند در زاگرس لرنشین جایی برای خود دست و پا کنند قومی بود به نام کاسی . کاسی یک لغت به زبان های التصاقی و به معنی صاحب گله و گاو است.

کاسی ها مردمی دامدار بودند و بسیار جنگ آور. کاسی ها از نژاد آسیانیک بودند . این قوم در نهایت با عیلامیان ادغام شدند  اما عیلامیان از نظر جمعیتی چند برابر کاسی ها بودند به همین خاطر ژن غالب در میان لرها، عیلامی است . و اما بی شک کاسی ها تنها قومی بودند که با اجداد لرها ترکیب شدند و امروز نمیتوان نقش آنان را در ژنتیک لرها به هیچ وجه نادیده گرفت.

در نتیجه :

با توجه به گفتارهایی که داشتیم ، اشتراک نژادی لرها بر اساس سه عامل زمان، جنگ و مهاجرت و همین طور عامل مشخصه های ظاهری که لرها را در دسته مردمانی با پوستی گندمی (سبزه) و جمجمه بزرگ و بیشترین میزان بینی عقابی  را هم دارند(عیلامی ها بینی عقابی را خوش یوم میدانستند) ، بدون شک نمی توان لرها را به هیچ گروه نژادی جز سامی ها متعلق دانست. اما یک تفاوت عمده هم با مابقی سامی نژادان دارند و آن درصد بالای تشابه ژنتیکی با آسیانیک هاست آن هم بخاطر قوم کاسی که با عیلامی ها ادغام شده است .

پایان


اینجاست که مشخص میشود لر زیر مجموعه هیچ قوم دیگری نیست بلکه مادر بیشتر اقوام دیگر هست که امروزه خود را تافه ای جدا بافته میداند و......

پی نوشت: انتشار این گفتگو به معنی تایید بخشی یا تمام آن نیست، نقد و انتقاد و یا تایید ان با مخاطبان...

18 نظر

  • برزو حسین پور

    لورها نه آریایی هستند و نه سامی. لورها از نژاد کاسیت _ عیلامی هستند و از بازماندگان بومیان باستانی منطقه هستند.لورها دقیقأ بر جایگاه و جغرافیای زیستی تمدن و مدنیت کاسیت و عیلام نشسته اند. ماتیو ولفگانگ استولپر در تاریخ عیلام / دکتر یوسف مجید زاده در تاریخ و تمدن ایلام باستان ، صفحه ۵ / پروفسور والتر هینتس در شهریاری عیلام صفحه ۲۰۰ / رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل از اسلام / دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام / پیر آمیه در تمدن عیلام / پروفسور مارسلا رمپوف ، میخاییل روستوف , جرج کامرون ، دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان و … همگی لرها را از نژاد عیلامیان و کاسیان میدانند.


  • صدرا سالاروند

    ایرانیان قبل از اسلام ( دوره باستان ) از نژادی به مراتب خالص تر از امروز بودند و دارای پوست روشن ، چشمان آبی و موی بور بوده اند ( نظیر آلمانی ها ، اتریشی ها و ساکنان شمال اروپا ) ولی به واسطه ی حمله ی اعراب گرسنه و بیابان گرد و حمله ی مغولها و حملات اقوام وحشی که پیرامون ایران را گرفته اند ، نظیر افاغنه ، غز ، ترک و تاتار و اعراب و امثالهم دچار اختلاط نژادی شده و حالی که مشاهده میشود که قیافه بعضی از آنها نظیر افغانها و سیمای عده ای نظیر عربها و چهره بعضی شبیه اقوام ترکها و … است. در میان اعراب لبنان و شمال سوریه و فلسطین هم مردمان سفید پوست و موبور و چشم آبی زیاد هستند که میگویند علتش ریشه نژادی آنهاست که به فنیقی ها و قبل از آن به اروپاییان میرسد. فرح دیبا در کتاب "دختر یتیم" جلد یکم و همچنین در کتاب "اسرار دربار پهلوی" نوشته:احمد پیرانی ، صفحه ۴۷۴ مینویسد:در میان اقوام ایرانی به لرها علاقه ویژه ای داشتم چون فرهنگ ، سنت و موسیقی فوق العاده ای دارند و از نژادهای اصیل و دست نخورده ایران هستند در واقع اگر ما نژاد لر را در نظر بگیریم باید بگوییم آنها تنها قوم ایرانی هستند که در مسیر تاریخ به دلیل موقعیت جغرافیایی کوهستانی و زیست بوم خاص خود اصالت نژادی خود را حفظ کرده اند. شما اگر تاریخ ایران بعد از اسلام را مطالعه کنید می بینید که ایران به خاطر موقعیت جغرافیایی خود که پل بین شرق به غرب است همواره تحت تاخت و تاز اقوام وحشی بوده و اعراب و مغولان و ترکها و غزها و تاتار و ترکمن وافغان بر ایران تاخته و نژاد مردم ساکن در دشتها را ناخالص کرده اند.

  • مدیر وبسایت

    یونانی ها به عیلامی ها فینیقی میگفتند. اعراب بنی حمراء (فرزندان سرخ یا سرخ پوست همان طور که میدانید خرمشهر اسم باستانیش محمره بوده یعنی شهر سرخپوست ها یا عیلامی ها ) . اما چرا مردم عیلام را را سرخپوست یا فینیقی میخواندند؟ چون در سرزمین عیلام در هرمزگان جزیره ای بود و هست که رنگ خاکش مث خون قرمز هست، از این خاک یک نوع رنگ قرمز که ضد افتابی هم بود درست میکردند و به پوست خود میمالیدن ، سرخ پوست بودن منوط به این عمل بوده وگرنه پوستشون خدادادی قرمز نبوده. قاره امریکا و حتی اسرالیا اول بار توسط همین مردم عیلام در 5هزار سال پیش که اولین مهاجرت انها برای کشف سرزمین جدید بود اتفاق افتاد. و بعد از ان (اولین مهاجرت سرخپوستان اولیه یا بهتره بگم عیلامیان اولیه) به تبع مهاجرت های دیگری از دیگر نژادها به این سرزمین صورت گرفته که ادام همین عیلامیان یا سرخپوستان اولیه را میگیرند و امروزه به همه ان بومیان قاره امریکا و... سرخپوست میگویند. با تشکر


  • EbrahimAzarm

    در سرزمین لرهای بختیاری نام هایی وجود دارد که از سپیده دم تاریخ ایران سرچشمه میگیرد.درانتهای غرب جلگه خوزستان شهرباستانی ایذه قرار گرفته که پایتخت ایلامیان بوده منطقه ای با هزاران نقش برجسته ایلامی که در آن زمان به آیاپیر معروف بوده وبعدها به ایذج تغیرنام داده نام ایزج در اصل ازنام ایج به معنی انتها گرفته شده یعنی انتهای دشت وجلگه, روستای باستانی سوسن نیز با فاصله نسبتا زیادی از ایذه قرار دارد که یکی دیگراز پایتختهای ایلامی بوده که ناشناخته باقی مانده,گفتنیست نام شوش یا شوشان از نام سوسن گرفته شده شهرشوش وبنای چغازنبیل نماد بختیاریهاست. منطقه للر درشرق شیمبار که ميتوان گفت نام لر از این منطقه گرفته شده شهر اوان ایلامی یا دزفول امروزی پس از پیروزی شاپور اول ساسانی بر ارتش روم ۷۰هزار اسیر گرفت وبه دستور او پلی همراه با دژدر محل شهر اوان ساخته شد که به دژپل وبعد ازحمله اعراب به دزفول معروف شد.دیگرشهر مهم بختیاری شوشتر است با قدمت دوران ایلام که نام این شهر از همان شوش گرفته شده.در شمال سرزمین بختیاری یعنی سرزمین الیگودرز ودرود کنونی دو طایفه به نام آل ورز که در واقع اختصار واژه آل گودرز است که الیگودرز از آن مشتق شده است و طایفه گودرزی مقیم الیگودرز انتساب خود را به گودرز پهلوان شاهنامه میرسانند ودیگری آل کورز میباشد که در واقع این نیز اختصار واژه کیومرز یا کیومرث است. که بنا به گفته فردوسی ایشان فرمانروا بوده که در کوه ها زندگی میکرده و از سلاسه ایلام بود. کیومرز مربوط به دوره پیشدادیان و گودرز مربوط به کیانیان بود.و هوشنگ پیشدادی پسر کیومرز نخستین کسی بود که در این سرزمین بختیاری با زدن دو سنگ چخماق به یکدیگر که از آن جرقه حاصل شد و آتشی درست شد.واز این زمان آتش کشف شد.و هم او بود که شیوه استخراج فلزات را به بشریت آموزش داد و حتی نخستین کوره ذوب آهن ایران در محلی به نام شلا در حوالی منطقه باستانی شیمبار و سوسن در سرزمین بختیاری که در زمان پیشدادیان ساخته شد و سنگ آهن را ذوب کرد.(شلا نام همسر اینشوشی ناک پادشاه ایلام در هزاره دوم ق م بود که هردو به عنوان رب النوع مورد پرستش بودند و بر آیین بابلی برتری داشتند)و باستان شناسان بر این باورند که اگر ایلامیان سنگ آهن راذوب نمیکردند و از آن وسایل نمیساختند صنعت دنیا هزار سال عقب می افتاد.در شمال شرقی سرزمین بختیاری نیز مناطقی وجود دارد که پیشینه تاریخی دارند. شهرستانهای فریدون شهر و فریدن کنونی که از دیرباز جزو ولایت بختیاری بوده اند و از زمان رضا شاه با تجذیه خاک بختیاری ضمیمه اصفهان شد.نام فریدون شهر از نام فریدون شاه پیشدادی گرفته شده و همچنین نام کوه فریدون در این شهرستان که از فریدون نوه جمشید شاه پیشدادی گرفته شده و این همان کوهیست که فریدون دوران کودکی خود را در آن گذرانید.و دیگری روستای مشهد کاوه که در فریدن واقع گردیده است و آن را زادگاه و شهادتگاه کاوه آهنگر میدانند.چنانکه مبارزه با ظلم و ستم ضحاک از سرزمین بختیاری به رهبری کاوه دادگر آغاز گردید و با فریدون هم تبار خود متحد شد و ضحاک را اسیر کرد ودرفریدون کنار کوه دماوند بستند. و فریدون را به پادشاهی ایران برگزید.ودیگرشهر باستانی مسجدسلیمان یا آساک ایلامی که در کتیبه های آشور در شرق شوش و نزدیک انهنای رود کارون آورده شده . شهر رامهرمز امروزی که درزمان ایلامیان جوبجی نام داشت ودر زمان هرمز شاه ساسانی به رامهرمز تغیرنام داد. .منطقه چلگرد یا چهل گرد در استان بختیاری که رستم پهلوان نامی ایران بهاران برای آموزش فنون رزمی به جوانان چهل گردان بختیاری به چشمه دیمه چلگرد میرفت.و مصداق این گفته شعر فردوسی درباره رستم دستان است که میگوید:بهاران همیشه به دیمه بدی . و نام رود کارون که از نام سردار بزرگ بختیاری کارن در زمان اشکانی گرفته شده وبسیاری شهر و روستا که از دوران باستان ایران قدمت دارند.پرفسور گریشمن باستان شناس ایلامی گفته که در جای جای سرزمین بختیاری که پا گذاشتم ردپای آثار ایلامی را دیدم.


  • علی

    لر یعنی تاریخ،لر یعنی هویت،لر یعنی پاکی و یکرنگی و نجابت،لر یعنی استواری و ایثار و غیرت؛لر یعنی ایلامی،لر یعنی کاسیت،لر یعنی گوتی،لر یعنی لولوبی،لر یعنی محرومیت از حقوق ،لر یعنی ثروتمند اما فقیر،لر یعنی با نجابت و اصیل،لر یعنی باصفا،ساده دل،بی ریا،لر یعنی چالاک و تیز،لر یعنی مهمان نوازی،لر یعنی پاسداری از میهن،لر یعنی با شرف و محترم،لر یعنی نژاد اصیل،لر یعنی فرهنگ کهن


  • علی

    با توجه به ویژگی هایی که از قوم لر یعنی چهره شان میتوان دید،لرها به سامی ها شبیه اند یعنی بینی عقابی شکل و قد بلند و چشمان درشت و کشیده و رنگ گندمی و جمجمه بزرگ و هیکل تنومند که اکثر لرها به دلیل زندگی در محیط کوهستانی دارای چنین خصوصیات بارزی هستند.


  • سحر

    عااااااااااالی بود درود بر شما


  • همه از نسل ایلامیم و کاسی

    بنازم مردمان پاکمان را … تمام مردمان لر زبان را / کسانیکه اصیل و ریشه دارند … زلال و سبز ، مانند بهارند / دل لر آسمانی صاف و آبی است … دل لر اهل نیرنگ و ریا نیست / بزرگ و سر بلند و پاک و والا … دلی پر شور دارد مثل دریا / همیشه لر جماعت هر کجا هست … صبور و مهربان و با وفا هست / ز کنگاور گرفته تا گناوه … دلس پاک و زلاله جور آوه / ز کلهرهای کرمانشان و لکها … بیا تا خاک ایلام مصفا / ز خاک خانقین تا بختیاری … دل ما مهربان و گرم و جاری / لران مینجایی و ثلاثی … همه از نسل ایلامیم و کاسی / اگر چه دور از هم افتادیم … دوباره در هوای اتحادیم / کریمخان ، لطفعلی خان ، آریوبرزن … به خود میبالم از اینکه لرم من / دنا و بیستون و زردکوه است … همیشه هر کجا لر باشکوه است. درود بر غیرت مردمان قوم لر


  • من یک لر ایلامی ام این را بدانید

    من یک لر ایلامی چادر نشینم _ من اولین نسل بشر روی زمینم / تعبیر خواب خسته تعریخ هستیم _ حتی هرودوت هم نمیداند که هستیم / تاریخ بخشی از سفال قوم مان است _ حتی هنر فرزند مفرغ هایمان است / ما بچه هایمان یک به یک پیغمبرانند _ حتی زمین و کوه هایمان لر زبانند / آیا چغازنبیل را میشناسید؟ _ من شوشی ام قوم خدا را میشناسید؟ / فرزند خوب حضرت این شوشیناکم _ از جنس نورم از تباری پاک پاکم / از ابتدا هم دشمن ضحاک بودیم _ ارمایل یا گرمایل در افلاک بودیم / ما ملتی را از قفس آزاد کردیم _ ما بغض ها را عاقبت فریاد کردیم / جمشید جم بی قوم ما فتحی ندیده _ رستم بدون ما کجا لشکر کشیده؟ / کوروش بیا بیدار شو حالم خراب است _ نوع بشر امروز در رنج و عذاب است / به آریوبرزن بگو بهتر بجنگد _ ققنوس باشد بلکه بهتر بجنگد / به شیر علی مردان بگو با دی بلال ات _ فرزند بی بی مریمی شیرت حلالت / سردار اسعد ملک تهران را بگیرد _ حق و حساب قوم لر را پس بگیرد / مانند کی لهراسب مرد و شیرزادی _ نشنیدی از جنگ سخت تامرادی / از نسل کی کاووس فرزندی بیاید _ مانند دکتر اعظمی مردی بزاید / در جنگ آهو دشت همراه غلام خان _ جنگیده ام با دشمنان خاک ایران / هر کس کمک میخواست ما را صدا کرد _ بعدأ که مشکل رفع شد از ما جدا کرد / ما فاتحان قله تاریخ هستیم _ فرزند ایرانیم و میهن میپرستیم / من یک لر ایلامی ام این را بدانید _ مانند لر تا آخر ایرانی بمانید. شعر از استاد حیدر میرانی


  • انواع نژادها

    افراد بشر با اینکه باهم شکل یکسانی دارند معهذا بین آنها از جهات مختلف اختلافاتی وجود دارد که به کمک این اختلافات میتوان دسته ای را از دسته دیگر متمایز ساخت مانند : رنگ پوست / رنگ چشم / ریخت مو / بلندی یا کوتاهی قد / و شکل جمجمه سر. در تعریف نژاد میتوان گفت : مجموعه افرادی که از نظر وراثت و ویژگیهای ظاهری دارای خصوصیات یکسانی میباشند. در حال حاضر به ندرت میتوان مکان خاصی را مشخص کرد که افراد ساکن در آن ناحیه تمامأ از یک نژاد بوده و اختلاط نژادی صورت نگرفته باشد. اختلاط نژادها معلول دو عامل است : اول اینکه مسئله مهاجرت که طی آن انسانهایی از نژادهای مختلف به اقصی نقاط عالم رفته و در نتیجه پراکندگی مکانی نژادها را بوجود آورده اند / دومین مسئله آمیزش نژادهاست که بر اثر تداخل نژادها در همدیگر افراد جدیدی پا به عرصه وجود گذاشته اند که از هر نژادی خصوصیاتی را به ارث برده اند که ما در اصطلاح به این گروه افراد دورگه نام نهاده ایم. با توجه به این اختلافات ۶۰ گروه نژادی متفاوت در جهان وجود دارد اما آنها را کلی تر به ۳ نژاد : سفید / زرد / و سیاه تقسیم کرده اند. پوست سفید ، موهای موجدار و قد بلند خصوصیات نژاد سفید است. نژاد زرد قد کوتاه ، گونه برجسته ، چشم های بادامی و موهای صاف دارند. نژاد سیاه موهای مجعد ، بینی پهن و لبهای کلفت دارد. به علت تأثیر عوامل اقلیمی نژادهای مختلفی در روی زمین بوجود آمده است که رنگ پوست ، ترکیب مو و چینش صورتشان متفاوت است. اما این نظریات نژادی قطعی نیست چون در هند میلیونها نفر هستند که دانشمندان آنها را جزو نژاد قفقازی (سفید) دانسته اند مثل وداها و دراویدنها. حتی آفریقایی های زیادی وجود دارند که امروزه در جنوب صحرا زندگی میکنند و رنگ پوستشان به روشنی رنگ پوست مردم اسپانیا ، ایتالیا ، یونان و قبرس است. یا قبایل Ains ژاپن که مردم بومی و پشمالو بوده و بیشتر شبیه قفقازیها هستند. اولین کسیکه دست به طبقه بندی نژادی زد کارل فن لینه در سال ۱۷۳۵ میلادی میباشد که انسان را به ۴ نژاد : سیاهپوست آفریقایی / سفید پوست اروپایی / سرخپوست آمریکایی / و تیره پوست آسیایی تقسیم کرد. تجربه نشان داده که هوش و استعداد انسانهای دورگه بیشتر از انسانهایی هستند که از یک ریشه میباشند. علمای نژادشناس میگویند گونه های انسانی داعمأ درحال تغییر است حتی سیاهان آمریکایی نژادی جدا از سیاهان آفریقایی را تشکیل میدهند. بیش از ۲۶۹ ملت در جهان وجود دارد. برخی کشورها یک ملیتی هستند مثل ژاپن ، لهستان . برخی دو ملیتی هستند مثل کانادا ، فرانسه ، انگلیس ، چک ، اسلواکی و بلژیک. برخی چند ملیتی هستند مثل هند ، روسیه ، ترکیه و ایران.


  • اتابکی

    با اینکه عربی زبان گروه کثیری از مردم خاورمیانه است اما تفاوتهای فاحشی در نحوه تکلم و لهجه های آنان مشاهده میشود به طوری که غالبأ از درک کامل سخنان یکدیگر عاجز هستند. در هند ۱۴ زبان رسمیت دارد و اگر گویشها را هم حساب کنیم زبانهای هند به ۲۸۵ میرسد. زندگی هر ناحیه با منطقه دیگر تفاوت دارد و هرکدام تحت تأثیر محیط جغرافیایی ، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته اند و از لحاظ طرز گفتگو و تلفظ باهم تفاوت دارند. قدیمیترین فسیلهای کشف شده انسان در جزیره جاوه اندونزی و پکن چین پیدا شده که نشان میدهد جنوب شرق آسیا مهد تمدن است و تمدن چین ۵ هزار سال قدمت دارد و هند و بین النهرین ۶ هزار سال قدمت دارند.


  • ترکیب نژادی ایران

    در دایرة المعارف اطلاعات عمومی ، صفحه ۶۵ و ۶۶ آمده : پیش از ورود و استقرار آریاییها ، نژادهای بومی در ایران میزیسته اند که میتوان به نژادهای آسیانیک / مدیترانه ای / استرالیایی / نگرویی / و حامی اشاره کرد. اقوام عیلامی ، کاسیتی ، لولویی ، کادوسی و تپوری نیز از آن جمله اند. ورود اقوام بیگانه مانند : هند و اروپایی (آریایی) ، سامی (اعراب) ، عبری (یهودی) ، تورانی (ترکها) ، گرجی و چرسی باعث تعدد نژادها در ایران گردیده اند. گروه های نژادی ایران از نظر تکلم به ۶ دسته تقسیم میشوند : ترکمن ، کرد ، ترک ، لر ، عرب و بلوچ. ۱) ترکمانان که بیشتر در شمال خراسان وگلستان اقامت دارند و از نظر ظاهر شبیه مردم چین و مغولستان بوده و در واقع از بقایای مهاجمان به این سرزمین میباشند و طوایف : کوکلان ، یموت ، جعفریان و آتابای از آن جمله اند. ۲) ترک زبانان که بیشتر در آذربایجان سکونت دارند و در طول تاریخ بخاطر مهاجرت و آمیزش با ترکان عثمانی و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبانشان ایجاد گردیده است ایلات ترک عبارتند از : قشقایی ، شاهسوند ، ارسبارانی و خلخالی. قشقایی ها (قاچ قایی) را بعضی از طوایف مغول و برخی از طوایف ترکیه (خلج) میدانند که اجدادشان نخست در قفقاز میزیستند تیره های مهم قشقایی عبارتند از : کشکولی ، دره شولی و شش بلوکی. ۳) کردها که بزرگترین مرکز تمرکزشان در اردلان میباشد که شامل آذربایجان غربی و کردستان است کردها اکثریت پیرو مذهب تسنن هستند طوایف عمده کرد عبارتند از : مکری ، گوران ، سنجابی ، قبادی ، زعفرانلو و شادلو. ۴) لران در غرب و جنوب غربی ایران اقامت دارند و اکثریت پیرو مذهب تشیع میباشند طوایف مهم لر عبارتند از : بختیاری ، ممسنی ، بویراحمدی ، لک و... ۵) عرب زبانان در جنوب و غرب خوزستان و جزایر خلیج فارس ساکنند اینان بر اثر مجاورت با کشورهای همسایه عرب زبان پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند از طوایف عرب میتوان به بنی طرف ، بنی کعب ، آل خمیس ، آل حمید ، آل کثیر ، بنی صالح ، بنی تمیم و صابیان اشاره کرد. ۶) بلوچها گرچه اکثریت در بلوچستان سکونت دارند اما تعدادی نیز در سیستان ، کرمان و پاکستان زندگی میکنند طوایف مهم بلوچ عبارتند از : یاراحمد زائی ، میرعبدی ، نارویی ، ریگی ، سارانی و سراوانی. بلوچها افرادی ورزیده ، بلند قد ، چشم سیاه یا کبود و گندمگون میباشند. آنان از اعقاب بلوچهای براهویی هستند.


  • در باب نژاد و اقوام ناحیه زاگرس

    در باب نژادها و اقوامی که در ناحیه ی زاگرس سکونت کرده اند گفته ی دکتر کنتنو دانشمند فرانسوی که دیدگاه ایشان نسبت به دیگر دانشمندان جدیدتر است در پی می آید : در حدود هزاره چهارم پیش از میلاد نخستین موجی که مهاجران به سرزمین ایران غربی روی آوردند که دانشمندان آنها را آزیانیک (آسیانی ) نام داده اند تا از سایر اقوام متمایز باشند. منشا این اقوام را به قریب احتمال همان فلات ایران دانسته اند که بومی و برآمده از همان زیست جغرافیایی بودند و در زاگرس بخاطر منابع غذایی اش مسکن اختیار کرده بودند و درصدد تصرف بلاد بین النهرین برآمدند این هجوم همان است که در آثار میان دو رود به نام حمله ی گوتی و کاسی شهرت دارد. دیدگاه های غیر علمی ، احساسی و گاه مغرضانه ی افرادی چون لرد کرزن که با دیده تحقیر ، توهین و نگاه استعمارگرایانه به مردمان ایران مینگریسته است دور از واقعیت و تا اندازه ای مبالغه آمیز است. اینان میخواهند که ایرانیت و اصالت لُرها را تخریب نموده و تاریخ آشکار آنان را در هاله ای از ابهام پنهان نمایند ولی پژوهشها و بررسیهای باستان شناسی و تاریخی که به طور مستمر انجام پذیرفته و به استناد این اسناد تاریخی ، مردمان لُر از اقوام کهن و تاریخی این سرزمین به شمار میروند و بیشتر دانشمندان و پژوهشگران تاریخی مثل : ماتیو ولفگانگ استولپر / والتر هینتس / رومن گیرشمن / مارسلا رمپوف / جورج کامرون / دانیل تی پاتس / میخاییل روستوف / پیر آمیه / دکتر یوسف مجید زاده / دکتر پرویز رجبی و...تاریخ و هویت ملی لُرها را با حکومت ایلامیان ، کاسیان ، لولوبیان و گوتیان نسبت داده اند. براساس شواهد و مدارک تاریخی ، این اقوام ده ها هزار پیش در گستره ی جغرافیایی کنونی مناطق لُرنشین ساکن بوده اند.


  • لُرها شخصیت نژادی خود را بدلیل جغرافیای کوهستانی حفظ کردند

    لُرها بازماندگان اقوام کاسیان و ایلامیان باستان و از نژاد آسیانی هستند و از قدیم الایام بومی غرب و جنوب غربی ایران بودند. کاسیان ۶۰۰ سال بر بین النهرین (بابل ) حکومت کردند و ایلامیان مدنیتی ۲ هزار ساله در جنوب غربی ایران داشتند و نخستین حکومت ایرانی را تشکیل دادند. لُرها شخصیت نژادی خود را به خاطر جغرافیای کوهستانی حفظ کردند و کمتر با اقوام مهاجر و مهاجم به ایران آمیزش پیدا کردند به گونه ای که حتی شاهان بزرگ هخامنشی نیز خود را در دادن خراج به این کوه نشینان ناگزیر می یافتند (جغرافیای تاریخی و تاریخ لُرستان ، صفحه ۴۴). حکومت ساسانی توجه ویژه ای به بلاد لُرنشین داشت و دژها ، پُلها و بناهای ساسانی در لُرستان گواه این مُدعاست. با توجه به افزایش حضور ساسانیان بنا به نوشته های تاریخی آخرین فرمانروای ساسانی در لُرستان هُرمزان بود که بر سیمره حکمرانی میکرد (عبدالحسین سعیدیان ، سرزمین و مردم ایران ، صفحه ۱۰۷۱ ). استقرار گروههای کوچکی از اعراب و ترکان در میان لُرها چندان تاثیر فرهنگی نداشته است (اسکندر امان اللهی بهاروند ، قوم لُر، ص ۴۵). در قرن اول و دوم هجری لُرستان مثل سایر ایالات ایران جزو سرزمینهای زیر فرمان خلفا بود ولی در قرن سوم هجری جزو حکومت آل بویه / بنی عنار / بُرسقیان (دوره سلجوقی ) / و بالاخره اتابکان لُر ۵ قرن از سال ۵۸۰ تا ۱۰۰۶ هجری قمری بر بلاد لُرنشین سلطنت کردند که ۲۲ تن به فرمانروایی رسیدند و آخرین آنها شاهوردیخان بود که چون در مقابل شاه عباس صفوی ایستاد در جنگی در سیمره دستگیر و کشته شد. پس از برافتادن سلسله اتابکان لُر ، حسین خان سلاحورزی از طرف شاه عباس حکمران لُرستان شد و سر سلسله وایان لُر فیلی بود که تا سال ۱۰۴۳ حکومت کرد و پس از مرگ وی از این دودمان لر فیلی کسان دیگری بر لُرستان حکومت کردند (عبدالحسین سعیدیان ، سرزمین و مردم ایران ، ص ۱۰۷۲ ). قوم لُر در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران همواره نقش مهمی ایفا کرده و در مقابل اسکندر مقدونی ، اعراب ، مغولان ، تیمور لنگ ، عثمانیها و دیگر دشمنان این سرزمین به دفاع از آب و خاک خود برخاسته است (دکتر مجتبی مقصودی ، قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی ، ص ۶۳ ). برخی لُرها را از نسل شخصی بنام لُر دانسته اند اما برخی دیگر معتقدند که واژه لر نسبت مکانی دارد و لر محلی در ولایت مانرود (مادیان رود ) است که جایگاه اولیه لرتباران میباشد. این واژه نخستین بار در نوشته های برخی از مورخین و جغرافی دانان قرن ۳ هجری به گونه 《اللرید》، 《لارید》، 《بلاد اللور》و 《لورید》ضبط شده است. برخی مورخین همچون : مسعودی / اصطخری / ابن حوقل / حمدالله مستوفی / معین الدین نطنزی / قاضی احمد بن محمد غفاری کاشانی و...به تاریخ لُرها اشاراتی داشته اند. مسعودی مورخ قرن سوم هجری در کتاب 《التنبیه والاشراف》و صاحب تاج العروس نیز اقوام زاگرس را لُر نامیده است.


  • هاویر سلاحورزی

    از نظر جغرافیایی لُرها در سرزمینی کوهستانی زندگی میکنند و علاوه بر لُرستان / ایلام / چارمحال بختیاری / کهگیلویه و بویراحمد / و خوزستان ، اعضای این قوم در استانهای مختلف ایران مانند : اراک ، قزوین ، فارس ، همدان ، البرز ، هرمزگان ، کرمانشاه ، قم و کرمان و خوار و ورامین تهران پراکنده اند. از نظر مذهبی لُرها تا پیش از ورود اعراب ، پیرو آیین زرتشت بودند. بعدها پس از تصرف ایران توسط قوای عرب ، مردم این مناطق به اسلام گرویدند و غالب ایشان پیرو مذهب شیعه گشتند. ظهور آل بویه بر تقویت تشیع در این منطقه تاثیر مهمی داشت ؛ هرچند که بعدها با حمله مغول برخی از افراد این قوم به اهل سنت پیوستند اما تعصبی که مردم این سرزمین نسبت به خانواده پیامبر مخصوصا امامان ۱۲ گانه نشان دادند باعث شد که فرقه های نوظهور بسیاری در میانشان رواج یابد. حروفیان و پیروان علی اللهی از جمله مشهورترین فرقه های موجود در این منطقه بودند که طرفداران بسیاری نیز داشتند (جغرافیای تاریخی و تاریخ لُرستان ، صفحه ۶۹ ). لُرها به دو زبان 《لُری 》و 《لکی》صحبت میکنند که اولی زبان اکثریت این قوم میباشد و دومی در بین برخی از طوایف لُرستان ، ایلام و کرمانشاه رایج است (دکتر مجتبی مقصودی ، قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی ، صفحه ۶۴ ). دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر صفحه ۵۳ زبان لُری را به دو بخش باختری (گویشهای مینجایی ، بروجردی ، نهاوندی و... ) و خاوری (شامل گویشهای بختیاری ، دزفولی ، شوشتری و... ) تقسیم مینماید. در مورد محل سُکنی و حدود و ثغور فعلی مناطق لُرنشین باید اذعان نمود که تا پیش از قرن سوم هجری ظاهرا بلاد لُرنشین را روی هم رفته لُرستان مینامیدند که بعدا به دو منطقه ی لُر بزرگ (بخش خاوری ) و لرکوچک (بخش باختری ) تقسیم گردید و مرز طبیعی بین این دو منطقه رودخانه دز میباشد. در این تقسیم بندی لُرستان باختری شامل استانهای ایلام ، لُرستان و بخشهایی از همدان از جمله : نهاوند ، تویسرکان و ملایر است ، اما لُرستان خاوری شامل منطقه ای میباشد که مرز شمالی آن رود دز و مرز جنوبی آن دشتستان (بوشهر ) است. این منطقه ، استان بختیاری ، بخش اعظم استان خوزستان ، بخشی از غرب استان اصفهان ، استان کهگیلویه و بویراحمد ، بخشی از استان فارس و بخش عمده ی استان بوشهر را در بر میگیرد (دکترمجتبی مقصودی ، قومیتها ونقش آنان درتحولات سیاسی ، ص ۶۵ ). با این همه مردم بلاد لُرنشین از نظر نژادی لُر هستند ولی در مناطق مختلف به لحاظ گویش و...خصوصیتهای فرهنگی و سنتهای خاص خود را یافته اند. سنت هایی که در فرازهای اصلی زندگی آنان رخ مینمایاند. با این همه وجه مشترک قوم لُر و طایفه های مختلف این قوم در طول تاریخ ایران ، به خاطر شیوه ی معیشت و نحوه ی زندگی عشایری همواره جنگجویی و رزم آوری بوده است و این جنگجویی را میتوان در ادبیات فولکلوریک مردم قوم لُر نیز یافت. از نظر اقتصادی شیوه معیشت مردمان لر تجارت ، کشاورزی ، دامداری و در شهرها کارهای فنی و خدماتی است. بلاد لُرنشین دارای منابع بزرگ زیرزمینی است : نفت ، نمک ، آهن ، گچ ، آهک ، گوگرد ، زغال ، سنگ و سیمان از جمله منابع موجود در این منطقه میباشد که امکان بهره برداری از آنها وجود دارد ولی با این همه بلاد لُرنشین به علت عدم توجه دولتها و سرمایه گذاری صنعتی نکردن جزء مناطق محروم و کمتر توسعه یافته ایران محسوب می‌شوند. بروز شکاف فرهنگی و ظهور نوعی شهرزدگی در میان اهالی ، روند نزولی زندگی ایلی را به دنبال خود آورده است (عزیز کیاوند ، در برزخ گذار ، صفحه ۵۵ ). کمبود امکانات بهداشتی ، آموزشی ، تسهیلات رفاهی ، نبود کارخانه ها و مراکز صنعتی ، رشد بیکاری ، نرخ بیسوادی و مشکلات اجتماعی را به میزان چشمگیری در مناطق لُرنشین افزایش داده و پیامدهای اجتماعی جدی به وجود آورده است (قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی، صفحه ۶۶ ).


  • کاسیتها ساکن لرستان بودند

    قوم هیتی که در آسیای صغیر (ترکیه) بود با کاسیتها که ساکن لرستان بودند باهم پیمان اتحاد بستند انگیزه هیتیها این بود که به ثروتهای سرشار بابل دست یابند و انگیزه کاسیها نیز این بود که در این شهر یک سلسله فرمانروایی جدید بنیان بگذارند اتحاد هیتی و کاسی احتمال رفع تهدید همیشگی توسعه طلبی سیاسی و نظامی هوریها را نیز در بر داشت لشکرکشی شاه هیتی ها (مورسیلیس) به بابل احتمالأ نه تنها به دلیل چپاول بلکه به انگیزه جلب حمایت کاسیها در برابر تهدید هوری ها (که در بالادست دجله عراق بودند) در منطقه صورت گرفته بود (کتاب پادشاهی هیتی ، جلد ۱ ، صفحه ۱۰۴) هوریها منبع تهدید بودند و توسط هیتی ها شکست داده شدند در این اثنا کاسیان ساکن در لرستان بابل را تصرف کردند و به شدت تحت تأثیر فرهنگ پالوده و عالی بابل قرار گرفتند و بعد از دو نسل آنها کاملأ در این فرهنگ حل و بابلی مآب شدند آنها حتی از زبان مادریشلن دست کشیدند و به گویش اکدی رایج در بابل رو آوردند سلسله فرمانروایان کاسی بیش از ۵ قرن دوام داشت طولانی ترین و باثبات ترین سلسله در بابل بود آنها رهبرانی کارآمد و صاحب نفوذ بودند توانستند بخش اعظم دولتشهرهای جنوب و مرکز بین النهرین را تحت اختیار یا نفدذ خود بگیرند (بین النهرین باستان ، دان ناردو ، صفحه ۴۳).


  • بلاد لرنشین گهواره تمدن

    هنگامیکه دو روستا یا اجتماع کوچک در همسایگی هم باشند اعضایشان باهم ارتباط می یابند و چیزهای تازه ای از هم یاد میگیرند و باهم وصلت میکنند کارول کویگلی در کتاب تکامل تدریجی تمدنها (۱۹۶۱ میلادی نیویورک) مینویسد : هر تمدن یا در حقیقت هر جامعه ای با در هم آمیختن دو یا چند فرهنگ آغاز میشود و تمدنهای غنی از آمیزش چندین فرهنگ متفاوت ساخته میشدند در خاورمیانه هم تمامی تمدنها تلفیقی هستند مثلأ در سومر جوامعی در هم آمیختند و از آنها فرهنگ تازه ای سر بر آورد. کلاریس سویشر در کتاب خاور نزدیک باستان ، صفحه ۱۷ مینویسد : پژوهشگران با مطالعه شواهد بدست آمده تصور میکنند گروهی از سامیان (عربها) با گروهی از کوه نشینان درآمیختند که از دامنه های زاگرس در شمال و شرق بابل (بلاد لرنشین) آمده بودند گروهی از سامیان جنوبی احتمالأ از جامعه ای شکارگر به جامعه ای کشاورز و دامپرور گذر کردند و برای نخستین بار ساکن شدند یا شاید کوهنشینان زاگرس به سوی دشتهای جنوب حرکت کردند و سامیان (اعراب) شکارگر بعدأ به آنجا آمدند چون اعراب در آغاز بادیه نشین بودند و به جایی میرفتند که جانوران بیشتری وجود داشت شایدم طی دوره خشکسالی و پس از استقرار کشاورزان کوه نشین ، بادیه نشینان عرب از صحرا بسوی رودها و جلگه ها رفته باشند در هر صورت مردمانی با ویژگیهای کاملأ مختلف گرد هم آمدند به گفته کارول کویگلی در کتاب تکامل تدریجی تمدنها : سامیان که شکارگر و بادیه نشین بودند به جنگجویی و پدرسالاری تمایل داشتند و در دین به قدرت ایزدان مذکر آسمان اهمیت میدادند درحالیکه کوهنشینان بیشتر صلحجو و مادر سالار بودند و ایزدبانوی باروری و جنسیت را داشتند که در زمین بود! کوهنشینان کشاورزی را ابداع کردند و به اهلی کردن جانوران پرداختند و کاسیتها در لرستان بهترین اسبها را پرورش میدادند. از شرایط کشاورزی اولیه تصورات دینی پدید آمد و اعتقاد به یک ایزدبانوی مادر زمین پدید آمد که با نیروی باروری انسان و حیوان ارتباط داشت پس زنان موقعیت اجتماعی و اقتصادی والایی کسب کردند. ایلامیان باستان مادر سالار بودند و اعتقاد داشتند عنصر وراثت از زن منتقل میشود


  • تحول تمدنها : دیباچه ای بر تحلیل تاریخ

    هنگامیکه دینهای سامیان و کشاورزان کوه نشین درهم آمیختند اهمیت ایزدان نیز دستخوش تغییر شد. کارول کویگلی تاریخنگار در کتاب تحول تمدنها : دیباچه ای بر تحلیل تاریخ مینویسد : هنگامیکه مردمان کشاورز در دره های حاصلخیز تمدنها را به وجود آوردند مردان در حیات اجتماعی و اقتصادی اهمیت زیادی یافتند و خورشید هم در فعالیتهای اقتصادیشان اهمیت بسزایی یافت ولی کل این پیشرفتها با دخالت عقاید دینی سامی (عربها) که در آنها ماه مذکر (قمر) از اهمیت بیشتری برخوردار بود درهم آشفت و نوعی توالی آمیزه فرهنگی بوجود آمد. کلاریس سویشر در خاور نزدیک باستان صفحه ۲۱ مینویسد :سامیان شکارگر وحشی و جنگ طلب یا همان بادیه نشینان جنوب با کوهنشینان صلح طلب شمال درهم آمیختند باستان شناسان با یافتن اشیایی از فرهنگهای مختلف میتوانند جابجایی و مهاجرت اقوام مختلف را بیابند. مردمان منطقه کوهستانی ، بز ، گوسفند و گاو را اهلی کرده بودند ولی سامیان در جنوب گله های الاغ را میچراندند. مردمان منطقه کوهستانی یک ایزدبانوی مادر زمین را به منزله خدای اصلیشان داشتند که در سیمای موجودی ماده معرفی میشد از سوی دیگر سامیان که روز و شب مراقب گله هایشان بودند منازل ماه را برای نگه داشتن حساب زمان به کار میبردند و ماه را ایزدی مذکر میدانستند. شوسین شاه سومریهای شهرنشین از سامیان و سریانی های موسوم به اموری (مرتو) نفرت داشتند چون سامیان (اعراب) بادیه نشینانی بودند که برای چراندن گله هایشان به قلمرو شهرنشینان سومری تجاوز میکردند ژرژ رو باستان شناس فرانسوی متنی سومری را آورده که از اینان با تحقیر یاد کرده است : مرتویی (اموری) که غله نمیداند چیست ، مرتویی نه خانه میشناسد و نه شهر ، دهاتی ای بیکاره و تن لش از صحرا ، مرتویی که قارچ دنبلان میچیند ، که برای کشت زمین زانو خم نمیکند ، که گوشت خام میخورد ، که همه عمر بی خانمان است ، که پس از مرگش به خاک سپرده نمیشود (ژرژ رو ، تمدن عراق). از آنجا که بادیه نشینان شهرها را غارت میکردند و کاروانها را میزدند بنابراین شوسین شاه سومری علیه آنان دست به اقدام نظامی زد و بر آنان تاخت (کلاریس سویشر ، خاور نزدیک باستان ، ص ۷۴).


  • کشف جمجمه انسان هموساپین (هوشمند ) در غار کلدر خرم آباد

    در کاوش باستان شناختی غار تاریخی کلدر خرم آباد مرکز لرستان ، جمجمه انسان هموساپین (هوشمند) کشف شد که یکی از نادرترین کشفیات در غرب قاره آسیا محسوب میشود. به گزارش اسکان نیوز ، بهروز بازگیر سرپرست کاوش غار کلدر گفت : با توجه به قدمت بالای شواهد فرهنگی به دست آمده از لایه های پارینه سنگی جدید غار کلدر که هم اکنون قدیمی ترین محوطه پارینه سنگی ایران است این داده میتواند بخشی از حلقه مفقوده زنجیره تکامل بشر ومسیرهای مهاجرتی انسانهای هوشمند از قاره آفریقا به جنوب غرب آسیا ، منطقه اوراسیا و اروپا را پوشش دهد. مقدمات گونه شناسی توسط پروفسور جان وندرماد هلندی انجام شده و گزارش دقیقی توسط متخصصین آناتومی انسان ، علوم ژنتیکی و...به زودی اطلاع رسانی ممیگردد‌.



آخرین مقالات