یک شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تاثیر_بانوان در جامعه لریاتی

بانوان از نظر تعداد نصف جامعه را تشکیل می دهند اما از نظر تاثیر وجودی تمام جامعه هستند . قومی میتواند زبان و فرهنگ خود را حفظ کند که زنان و دختران آن با فرهنگ و زبان قومی خود بزرگ شده باشند. زیرا این مادر می باشد که روی فرزندش تاثیر میگذارد و عملا کودک به زبانی که مادرش سخن میگوید حرف زدن یاد میگیرد و زبان اولش خواهد بود. اصلا نام زبان با مادر میاید و میگوییم زبان مادری نه زبان پدر، زیرا این مادران هستند که معلمان ما در زندگی میباشند نه پدران . پس در نتیجه جامعه لریاتی نیاز دارد تمرکز بیشتر خود را بین دختران خود بگذارد و آنها را به لرگرایی تشویق کند زیرا میتوان گفت مردان تا هشتاد درصد حاصل پرورش و تفکرات یک زن بنام مادر هستند. سرمایه گذاری فرهنگی بین دختران لر بدان معناست که آنها روزی مادر خواهند شد و نسل جدیدی با حاصل تفکر لرگرایی پدید خواهند آورد.

تاثیر_بانوان در جامعه لریاتی


همچنین اینجا بخوانید

6 نظر

  • دیارا رشنو

    ما به لور بودن خود افتخار می کنیم . به غیرت و پاک دامنی مان ، به پوشش و فرهنگ مان ، به دبیت و چوقایمان ، به گلونی و چارقدمان ، به زبان و اصالتمان ، به قلب پاک و پر مهرمان ، به مرام و معرفت و شعور و شرفمان ، به تاریخ و اجداد و گذشتگانمان . ما لور هستیم و به لور بودن خود افتخار میکنیم. پایار لورسو


  • پریسکا

    لرها همیشه مردمانی شاد و به دور از تعصبات خشک دینی بوده اند و تمامأ زندگی لری سرشار از نشاط و شادی است. ما لرها همیشه آزاد زیسته ایم بر عکس زنان قوم فارس زمان قاجار که پوششی شبیه زنان عرب یثرب داشته اند و همگی چادر سیاه میپوشیدند بر عکس زنان رشید لر که لباسشان رنگی بوده است. میتوان کشف حجاب زنان قوم فارس را ارزنده ترین اقدام رضاخان در طول حکومتش دانست. ایرج میرزا در دیوان اشعارش صفحه ۸۴ از زنان ایلات و عشایر تعریف و تمجید میکند و زنان شهر تهران را که همه چادر سیاه میپوشند را مذمت میکند او مینویسد:مگر نه در دهات و بین ایلات … همه رو باز باشند آن جمیلات / چرا بی عصمتی در کارشان نیست ؟ … رواج عشوه در بازارشان نیست ؟ / زنان در شهرها چادر نشینند … ولی چادر نشینان غیر اینند .


  • تیامی

    به وقت جنگ ، ارتشی یارای مقابله با آنان را ندارد ، دوشادوش مردانش فاتحان و مبارزانی بزرگ بوده اند ، سرزمین من بانوانی چون یوتاب داشته و دارد که پشت اسکندرها و صدام ها را به خاک مالیده اند . اینجا زن و مرد یعنی غیرت . زن از مردش جدا نیست همچون زنجیر در هم تنیده اند محکم و استوار چون زاگرس. قسم و برنو و به اسب زینم _ مثال دختر لر گل نبینم .


  • لردا چگنی

    با بدتر شدن وضعیت اقتصادی و سقوط ۵۰ درصد مردم به وضعیت فقر مطلق چه اتفاقات نا مطلوبی در انتظار جامعه ماست. میتوان در آینه امروز ، فردای نزدیکی را دید که علاوه بر بزه و جرایم خشن مشکلاتی همچون اعتیاد _ روسپیگری _ افزایش کودکان کار _ بی خانمانی _ بدتر شدن وضع سالمندان _ سوء تغذیه _ رشد فقر و بیکاری در آن افزایش یافته است. توزیع جنسیتی نا برابر فقر که زنان را بیش از مردان در خود فرو میبرد. تعمیق شکاف جنسیتی ، اخراج زنان از مشاغل متزلزل ، کاهش دستمزد زنان ، امتناع از به کار گرفتن زنان ، افزایش خشونت خانوادگی ، ازدواج دختر بچه ها و رانده شدن زنان سرپرست خانوار جامعه زنان را تهدید میکند! فردا نگران کننده است و قبل از اینکه دیر شود باید زنگ خطر را شنید. باید از زنان حمایت کرد


  • کودک همسری در ایران

    در شهریور ۹۷ تنها یک تصادف باعث شد《دختر ۹ ساله افغانی》در مشهد، زن مردی ۳۶ ساله نشود. دخترک پدر و مادر نداشت و وصلت به ابتکار اقوام سر گرفته بود. فردی خبر را تلفنی به اطلاع اورژانس اجتماعی رساند. معاون دادستان مشهد ازدواج را بهم زد و دستور تحویل عروس به بهزیستی را داد. این کودک به قدری جُثه کوچکی داشت که پایین‌تر از سن‌اش نشان می‌داد و به شدت هم از داماد می‌ترسید! با وجود این که برایش عروسی آن چنانی با چهارصد مهمان گرفته بودند، چیزی از وحشتش کم نشده بود! دربهمن ۹۷ دختر ۱۱ ساله‌ ایلامی که به خاطر بدهی پدرش به عقد طلبکار ۴۴ ساله درآمده بود، با کمک کُنشگران و دادستان ایلام به بهزیستی تحویل داده شد. خواهر ۱۳ساله او هم با اذن پدر به عقد دایم یکی از اعضای طایفه درآمده بود! سرنوشت دو دختر در دست یک《پدر معتاد》قرار داشت. کوچکترین فرزند داماد هم دو سال از عروس بزرگتر بود. داماد و پدر دختر دستگیر شدند! زنانه شدن فقر/ گسترش خشونت/ خیانت/ طلاق/ افسردگی/ ترک تحصیل/ انزوای اجتماعی/ و فرار از خانه، پیامدهای مستقیم کودک همسری هستند. جدایی ناگهانی از دنیای معصومانه کودکی، مشکلات زایمان زودهنگام، ناتوانی در اداره زندگی و نگهداری فرزند و پیامدهای روانی و جسمی از آسیب‌های بارز《کودک همسری》هستند. جدیدترین آمار ارائه شده توسط خبرگزاری ایسنا براساس معاونت امور زنان و خانواده نشان می‌دهد که تا سال ۱۳۹۵ حدود ۴۳ هزار ازدواج کودکان بین ۱۰ تا ۱۴ سال در ایران ثبت شده و ۱۷% از این ازدواج‌ها، زیر سن ۱۸ سال اتفاق افتاده است. بیش‌ترین ازدواج کودکان بین ۱۰ تا ۱۴ سال در استان‌های خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، بلوچستان و خوزستان ثبت شده است. خراسان رضوی با ۶۷۵۹ ازدواج بین ۱۰ تا ۱۴ سال در رتبه اول/ آذربایجان شرقی با ۳۳۴۸ مورد در مکان دوم/ بلوچستان با ۲۳۵۵ مورد سوم/ خوزستان با ۲۱۵۰ مورد در رتبه چهارم قرار دارند! همچنین استان تهران با ۱۷۴۲ مورد ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال در رتبه هشتم قرار گرفته است!


  • قتلهای ناموسی

    دین و مذهب قرائت خشونت آمیزی از مساله ناموس و نظم پذیری زن قائل است! وقتی آمارهای سازمان ملل را نگاه میکنیم، میبینیم خشونتها از غرب و جنوب آسیا تا شمال آفریقا که جوامع اسلامی هستند، گسترش بسیار بیشتری دارد! در واقع در جغرافیای جهانی همین《عامل مذهبی و اسلامی》به اضافه نکته ای که در مورد مهدورالدم عرض کردم، دخیل هستند. دین باعث قتل ناموسی نمی شود اما قرائت شخصی خشونت آمیزی که از دین میشود و خودِ کلمه مهدورالدم باعث شبهە در قتل میشود. استانهای خوزستان، کردستان، ایلام، کرمانشاه، لُرستان، بلوچستان، فارس، آذربایجان غربی و اردبیل به ترتیب《بالاترین آمار قتلهای ناموسی》را در ایران دارند! تمام این استانها مولفه مشترکی دارند از جمله نرخ بالای بیکاری، عدم توسعه، آمار بالای ترک تحصیل دختران، آمار رو به رشد مصرف مواد مخدر، آمار بالای کودک همسری و همچنین محرومیت اقتصادی و وجود بافت روستایی و عشایری در این استانها!!! برخی مناطق کُردنشین با《افزایش آمار قتل‌های ناموسی و خانوادگی》وهمچنین افزایش《خودکشی زنان جوان》روبرو بوده و رسانه‌های محلی سرشار از اخبار ناخوشایند خشونت خانگی است. علت سرعت گرفتن قتل‌های خانوادگی در یکدوره زمانی خاص در این منطقه چیست و چرا ما یکباره وارد تونلی از تاریکی می‌شویم؟ درحال حاضر در جوامع کردستان با نوع خاصی از پدر سالاری جدید《نئوپاترنالیست》روبرو هستیم. سنتهایی که از گذشته وجود داشته و مبتنی بر《حفظ قدرت مردان در خانواده》است و ریشه های تاریخی دارد. در پدرسالاری جدید کە نوعی شکلبندی اجتمای است، رابطه پدرانه بین حاکم و مردم که شکل قدرت عمودی است از بالا به پایین اعمال می شود و سنتهای جامعه آنها را تقویت میکند. این وضعیت در پدرسالاری جدید نیز با وام گرفتن برخی از نمودهای مدرنیته و دنیای جدید، به نوعی تقویت نیز شده هم از منظر مدرنیته و هم از لحاظ سنت پرستی، نه مدرن است و نه سنتی! هم ویژگیهایی از جامعه سنتی در آنست و هم برخی نمودهای جامعه مدرن را داراست. بین حکمران و توده، بین پدر و فرزند، تنها رابطه عمومی وجود دارد. در هر دو زمینه، اراده پدری اراده مطلق است که هم در جامعه و هم در خانواده از طریق یک اجتماع مبتنی بر مراسم و تشریفات و اجبار وارد عمل می شود! دختران و زنانیکه امروز دانشگاه میروند و در جامعه حضور دارند و نسل جدیدی از دختران و زنانی که به موبایل و تمامی شبکەهای مجازی دسترسی دارند، در این محیطها زندگی میکنند میتوانند فرم و استایل جدید خانواده و زندگی دیگر زنان را ببینند اما در همان حال تحت سلطە قواعد سنتی هستند. در آخر آنچه از ترکیب سنتهای به ارث رسیده به اضافه قواعد مدرن حاصل میشود، چیزی است که باز در برآیند کلی مصلحت نظام پدرسالارانه است که مصادره به مطلوب میشود یعنی در جهت حفظ و بقای همان پدر سالاریهایی که از چندصدسال قبل هم بوده، دوباره خشونت تثبیت میشود. بسیاری از دختران و زنان در خانوادههای سُنتی کردستان بخاطر اینکه بتوانند بحق تحصیل دست پیدا کنند و به دانشگاه بروند، بخاطر اینکە بتوانند کار کنند از بسیاری از خواسته های خود کوتاه میآیند. بسیاری از زنان ما بخاطر کار کردن و اشتغال و حضوری که قرار است در جامعه داشته باشند، تن به تحقیرها و هتاکیها و خشونتهای بیشماری در داخل خانواده خود میدهند تا بتوانند در جامعه حضور داشته باشند یا بخواهند نقش مادرانگی یا زنانگی مستقل خود را ایفا کنند! شما تصور کنید وقتی چنین خود طردی وسیعی را داریم انتظار مردان هم بالاتر میرود یعنی به اینصورت نیست که خود طردی از طرف زنان اتفاق افتد و درمقابل مردان در یکسطح و مانند دو کفه ترازو قرار بگیرند بلکه ما این خود طردی را بە شکل مداوم میبینیم که ازطرف زنان عمیقتر میشود و از طرف مردان انتظار بسیار بالاتر میرود. بعنوان مثال در مورد قتل اخیری که در مهرماه در کردستان اتفاق افتاد، برادری《هر دو خواهر خود را به قتل رساند》خواسته یکی از خواهران تنها ازدواج با پسر مورد علاقه خود بود، این دختر هنوز مرتکب عملی که از لحاظ دید ناموسی گناه یا اشتباه باشد، نشده بود! و فقط به پسری علاقمند شده بود و همین مساله باعث قتل این دختر شد! تصور کنید که خود طردی اتفاق میافتد، ولی ازطرف دیگر انتظاری که《سیستم ناموس》یا قاتل دارد بسیار بیشتر از همان خود طردی است. از یک سو عقب نشینی زنانه و قرار گرفتن در دایره خواسته های مردان و از سوی دیگر عدم دریافت پاسخ مناسب از سوی مردان؛ به همین دلیل است که میبینیم آمارهای《قتلهای ناموسی》بالا میرود و ما در یک نقطه متوقف نمی شویم!در طی سالهای کار و تجربە من در مناطق کردنشین که دارای بالاترین آمار قتل ناموسی در خاورمیانه است! مشاهدە کردەام مردانی که مرتکب قتل ناموسی میشوند چطور مورد استقبال دیگران قرار میگیرند!!! در یک پروندە حقوقی مردی《همسر خود》را به قتل رسانده بود، در فقره قتل دوم، همزمان قصد کشتن《دو دختر خود》را داشت که هر دو زیر ۲۵ سال بودند! این پدر موفق به کشتن یکی از دختران شد و دختر دوم که کوچکتر بود، از ٩ گلوله ای که شلیک شده بود جان سالم بِدر بُرد و به دستها و پاها و قسمتی از شانه آسیب شدیدی رسید!!! وقتی پدر از صحنه قتل گریخت، پس از مدتی توسط پلیس دستگیر شد. در تمام مدت زندان با او《مانند قهرمان》رفتار میشد و این نکته بسیار مهم است که بعد از طی روند قانونی که خیلی کوتاه هم بود و این پدر از زندان آزاد شد، همە افراد فامیل و افراد روستا و بَستگان با حلقه های گُل به در زندان آمدند و مرد را بر دوش خود گذاشتند و او را به روستا بازگرداندند. دختر دومی که جان سالم به در بُرده بود از روستا فرار کرد! و در یک پناهگاه یا همان خانه امن زنان در اربیل پایتخت کردستان عراق زندگی میکرد؛ این واقعاً عجیب است که قاتل با حلقه گُل مورد استقبال قرار میگیرد و مقتول متواری میشود! یا زنی از همسر مُعتادش جدا شده بود و دو فرزند داشت، این زن توسط برادر و پدر خود بخارج شهر بُرده شده و روی او نفت ریخته بودند و حتی قسمتهایی از بدن او را آتش زده بودند و سپس او را به منزل برگردانده بودند! فقط بدلیل اینکه مراقب عفت خانوادە باشد و درمقابل خواستگاری که قصد ازدواج با این زن را داشت، این واکنش انجام شده بود. با این شکل از خشونت هم مواجه هستیم که برگرفته از همان مقوله پُر از ترس و عذاب《قتل ناموسی》است. سیستم ناموس بشکل مداوم درحال بازتولید خود و ابداع شکلهای مختلف خشونت است!



آخرین مقالات