شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

وجه تسمیه شهر کُرد

کردین تن پوشی نمیدن برای عشایر و چوپان که محافظی در برابر باران و سرما بوده است. شهر کرد محل تولید این نمد ها بوده است که ابتدا ده کردین بود که در زبان محاوره ای تبدیل به ده کرد شد و بعد ها با بزرگتر شدن به شهر کرد معروف شد. این تن‌پوش و نام شهر کرد به خوبی ثابت میکند که کرد در فرهنگ گذشته ایرانی هیچ گونه بار قومی نداشته است و تنها به نوعی سبک زندگی میگفتند.

وجه تسمیه شهر کُرد

پانکردها باز به مغز خود فشار اورده اند و تز جدید داده اند که لرهای بختیاری کرد هستند!!  و علت این سخنشان این است که شهر کرد مرکز چهار محال بختیاری است. ناسیونالیسم کردی و پانکردها که با اندیشه بیگانه هستند و تمام حرف ها و حرکاتشان تقلیدی دست چندم از پانترکیسم است به خود جرات تحقیق نمیدهند و در قرن 21 همچنان بدنبال بحث های قومی قبیله ای و مجادلات بی حاصل هستند و کماکان مرض و بیماری همه کردپنداری را با خود دارند. اگر این مقلدان مجازی بجای حرافی و ژست روشنفکری کمی اهل مطالعه بودند یقینا با سند و مدرک جلو می آمدند و منبع دست اول ذکر میکردند.

در تمام منابع و اسناد تاریخی مرکز و پایتخت اتابکان لربزرگ همواره ایذه(مالمیر) بوده است و شهرکرد کنونی هم بجز لرهای بختیاری و مهاجران فارس هیچ شهروند کردی ندارد که بخواهد شهر را به نام آنان بخوانند. حتی تا فاصله 600 کیلومتری یک کرد را نمی یابید و نام قدیمی شهرکرد «ده کردین» بوده است .

 

اما علت وجه تسمیه شهر کرد(ده کردین) برمیگردد به نوعی پارچه بنام کردین یا کردی، که دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی جلد سوم صفحه 2079 مینویسد: کردی KORDI نیم تنه ای که در قدیم روی قبا میپوشیدند و دارای آستین کوتاهی بود.

در فرهنگ فارسی عمید، چاپ شانزدهم صفحه 849 آمده که: کوردین(به ضم کاف و کسر دال) جامه پشمین گلیم، پلاس کردی هم گفته میشود.

در واژنامه لری نوشته استاد اکبر یاوریان صفحه 581 آمده که کردی یا کوردی نوعی پارچه پنبه ای ضخیم  برای حفظ از سرما است .

همچنین کردی یا کردین هم اینک نیز در زبان لرهای بختیاری به نوعی لباس چوپانی ضخیم گفته میشود که در برابر سرما از چوپانان محافظت میکند.

علت وجه تسمیه شهر کرد نیز همین بوده است که بافت و تولید این پارچه در آنجا به دلیل زمستان های سخت و طولانی بیشتر از هرجای دیگر مرسوم و معمول بوده و به همین خاطر به ده کردین  یا کردینه پوشان و سپس به شهر کرد که اشاره به تولید آن نوع پارچه ضخیم پنبه ای دارد معروف شده است.

شهرکرد امروز هم نمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگ آن شهر به نمدمالی متصف گشته اند و طوایف گله دار، رعنایی و نمدمال از قدیم الایام در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کوردی یا کوردین بوده اند و هم اکنون هم این صنعت به قوت خود باقی است که  این شهر به دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم کردین به این وجه تسمیه مشهور گشته است.

21 نظر

  • تجزیه ایالت بختیاری

    سرزمین بختیاری در طول حکمرانی سلسله پهلوی مورد تجزیه قرار گرفت و در این میان مناطق وسیعی از آن ضمیمه استانهای خوزستان ، لرستان ، اصفهان و مرکزی گردید. استان چارمحال بختیاری پاره ای است از سرزمین بزرگ بختیاری. ناگفته پیداست که تجزیه بختیاری به خاطر جنبه های سیاسی صورت گرفته و صرفأ برای سهولت در امور مدیریت نبوده کما اینکه انتخاب شهرکرد ( ده کرد ) به عنوان مرکز بختیاری و چارمحال که در آخرین نقطه بختیاری قرار گرفته و کاملأ دور از دسترس بختیاریها میباشد گواهی است بر این مدعی ( سکندر امان اللهی بهاروند ، قوم لر ، ص ۱۰۶ ).


  • کُرد به چه معناست؟

    کتابهای شرفنامه بدلیسی _ حدیقه ناصری _ زبده التواریخ سنندجی _ سیر الاکراد _ تحفه ناصری و…همگی به زبان فارسی نوشته شده اند.در ایران کردها به خط فارسی که متأثر از عربی است مینویسند.در ترکیه خط لاتین پایه خط کرمانجی است.در اقلیم کردستان هم خط سُورانی شایع است.به هر میزان که در تاریخ فرو میرویم بیشتر شاهد《گزافه گویی پانکردیسم》هستیم.سوریه و ترکیه هیچگاه هویت و موجودیت کرد را نپذیرفته اند به نحوی که گویش کردی چندان جای بحث ندارد.صد و پنجاه هزار کرد سوری سال ۱۹۶۲ از داشتن شناسنامه و حق تابعیت محروم شدند و هویتشان با کمربند عربی انکار گردید.در مجله《دانستنیها》شماره ۱۳۹ ( ۱۸ مهر ۱۳۹۴ ) ، صفحه ۹۵ آمده که:آیا کردها از اقوام مادها هستند؟برخی مستشرقین مثل مینورسکی برای اولین بار قائل به این شد که گویش کردی شاید بازمانده همان زبان مادی باستان است.در اینکه کردی فعلی زیر شاخه ای از زبانهای ایرانی است شکی نیست ولی درباره اینکه آیا این کردی همان زبان اقوام مادی باستان هست یا نه هنوز هیچ دلیل قانع کننده و توجیه منطقی وجود ندارد که این فرضیه را اثبات کند چون از زبان مادی هیچ اثر مکتوب یا نوشته ای در دست نیست و تنها منابع موجود و مستقیم از زبان مادی به چند واژه محدود که در متون مورخان یونانی آمده است خلاصه میشود.کمیاب بودن ارجاعات واضح و مشخص و عدم تعریف دقیقی از زبان مادها شُبهاتی را بین زبان شناسان به وجود آورده شده و نظر مینورسکی در حد همان حدس و گمان باقی ماند.واژه کرد هم در ایران باستان به معنای یک قوم مثل امروز نبوده بلکه معنی آن کوچ نشین به شکل کلی آن بود.فردوسی در داستان فریدون و ضحاک برای واژه عشایر اصطلاح《کُرد》را بکار میبرد یا جغرافیدانی مانند استخری و مورخی مثل ابن حوقل که بجای واژه عشایر از کُرد استفاده میکند و در قدیم قبل از حمله اعراب و مُغولان به عشایر《کُرد》میگفتند (عزیز کیاوند ، حکومت ، سیاست و عشایر ، ص ۲۸).دکتر《هلن سانیسی》معتقد است هرگز یک حکومت منسجم و یکپارچه که متعلق به مادها باشد وجود نداشته است.دکتر《تورج دریایی》درکتاب شاهنشاهی ساسانی ، صفحه ۱۴۳ مینویسد: در ادبیات پهلوی واژه کرد (kord) برای همه چادر نشینانی بود که معمولأ رابطه ی خوبی نیز با ساسانیان شهرگرا نداشتند.تاریخنویسان و جغرافیادانان از تمام ایلات ایران تحت عنوان《اکراد》نام میبرد.در زبان فارسی واژه کُرد بر چوپان و شبان دلالت دارد (فرهاد نُعمانی، فئودالیسم در ایران، ص ۴۵۱).ایرانیان قدیم دیلمیان را《اکراد طبرستان》و اعراب را《اکراد سورستان》مینامیدند (فرهنگ لغت مُعین ذیل واژه کُرد).دکتر صادق کیا در واژه نامه طبری صفحه ۱۶۶ واژه کُرد را چوپان گوسفند معرفی میکند.در پهلوی هم واژه کُرد به صورت《کورتان》یا《کوریتان》به معنی شبانان است (علی اکبر نیک خُلق، جامعه شناسی عشایر، ص ۲۱).


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • واژگان کهن لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • کُردیزاسیون بلادلُرنشین

    کلیپ سرودن آهنگ لُری شیرعلیمردان توسط پیشمرگهای کُرد (دختران جوان بزک کرده!) که برای تقویت این پندار که لُرها هم کُرد هستند در فضای مجازی پخش میشود! اما مسئولان امنیتی هیچ واکنشی به این دست درازی پانکردها نشان نمیدهند! میشل ایزدی و بسیاری دیگر از نظریه پردازان《کُردتبار مقیم خارج از کشور》بر این اعتقادند که تشکیل کشور کردستان بدون دسترسی به آبهای آزاد یک خطای استراتژیک بوده و محکوم به شکست است! با توجه به قرابت جغرافیای لُر به کرد، پروژه استحاله فرهنگی لُرها در ملّت کرد یا همان《کردیزاسیون لُرها》شروع شد. کردها از دو ابزار عمده برای این پروژه استفاده کردند: یکی خواب آلودگی اهالی قلم به دست در استانهای لُرنشین و دیگری دستگاه رسانه ای خارج از ایران که تنها بیش از سی کانال ماهواره ای را شامل میشد! ابتدا با موسیقی به عروسی هایمان آمدند و با ابزار هنر و شعار《برادری لر و کرد》پروژه استحاله فرهنگی خود را شروع کردند! ولی چون فرهنگ بزرگتر هرگز در فرهنگی کوچکتر از خود هضم نمیشود به سراغ ایجاد تفرقه میان لر و لک رفتند! یکبار متنی به زبان انگلیسی خواندم که در عین وقاحت نوشته بود: لکها دروازه ورود به بلادلُرنشین و پس از آن دستیابی به آبهای آزاد است! خلاصه کلام اینکه پروژه فوق در خواب آلوگی ما همچنان ادامه دارد و چندی پیش《تابلوی بام لُرستان در شهر خرم آباد》را با رنگ به بام کردستان!!! تغییر دادند! در جشن ثبت زبان لکی در نورآباد رقص کردی بزم محفلشان بود!با لباس کردی از بوشهر و کُهگیلویه و ایلام گرفته تا آبشار بیشه خوانندگان برای اجرای لری با《لباس کردی》تامین مالی میشوند و بسیاری تحرکات دیگر که ذکر همگی آنها در این مجال نمیگنجد! بارها به مسئولین سیاسی، فرهنگی و امنیتی استانهای لُرنشین خطر نفوذ《کردستان بزرگ》در لُرستان را گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا؟؟؟ یادمان باشد که قوم لُر آخرین سنگر حفظ تمامیت ارضی و ستون خیمه اتحاد ایران است! این همه فشار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای درهم شکستن مردمان لُر است لذا باید خطر《همه کُرد پنداری》پانکردها را جدی بگیریم!


  • مهاجرت ترکان و مغولان موجب زندگی کوچ نشینی شد!

    مغولان که صحراگرد و شمن پرست بودند و مظاهر طبیعی را میپرستیدند اعتقاد داشتند که《زمین مادر حیات》است و نباید زندگی یکجانشینی داشت لذا نگاه بدبینانه ای به شهرنشینی داشتند و تمام زیرساختهای شهری و《تأسیسات آبیاری و آبرسانی》را خراب و مختل میکردند. در این وضعیت مردمان لُر باتوجه به آسیب رساندن مغولان به شهرها و قتل عامهای دسته جمعی تنها راه نجات را پناه آوردن به کوهها و زندگی متحرک میدانستند. دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب《جامعه شناسی عشایر ایران》صفحه ۲۱ مینویسد: در دوره مغول زندگی کوچ نشینی در لُرستان گسترش یافت زیرا زارعان بر اثر عدم امنیت به کوهها میگریختند و زندگی کوچ نشینی را آغاز میکردند! فتوحات و سلطنت تیمورلنگ در ایران قتل و غارتها و ویرانیهای بسیاری به بار آورد که موجب گسترش زندگی چادرنشینی گردید! به عقیده استاین ( Estaine ) لُرها که در چند قرن اخیر نیمه یکجانشین بوده اند در هزاره پیش از میلاد《حیات یکجانشینی》داشته اند. بوبک (Bobek) یکی دیگر از پژوهشگران که سکونتگاههای ماقبل تاریخ ایران را مورد مطالعه قرار داده است میگوید: وجود پاره ای گیاهان نظیر《فلومیس پرسیکا》در مناطق لُرنشین از لحاظ بوم شناسی گیاهی مبین وجود و رواج زراعت در روزگاران گذشته است و این خود نشانه آن است که کوچ نشینی از درون زندگی ده نشینی مبتنی بر کشاورزی برخاسته است. وجود آسیابها و خرابه های مسکونی در مناطق لُرنشین نشان میدهد که لُرها تا قبل از ترکتازیهای مغولان زندگی یکجانشینی داشته اند. مغولان هیچگاه به زاگرس تسلط نیافتند ولی میراث کوچ بلند و اصطلاحات کوچ را به یادگار گذاشتند. تمامی کلمات کوچ مثل: ایل_ایلخان_ییلاق و قشلاق_خان_یورت_قیقاچ و…تماماً مغولی هستند. از این زمان کوچهای بلند و گسترده با اطلاع از وسعت خرابی مغولان شروع شد. بیهقی میگوید: ما را شهر زادگاه بودی همچنان که آنان (مغولان) را بیابان! دکتر یعقوب احمدی در کتاب《جامعه شناسی ایلات و عشایر》صفحه ۱۰۶ مینویسد: تاریخ زندگی ترکها در ایران به نوعی تاریخ کوچ نشینی و تحرک است!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • ولایت بختیاری چگونه تجزیه شد؟؟؟

    اقوام ساکن در ایران هرکدام از نظر اداری در محدوده سرزمینی سکونتگاههای خود اقوام تشکیل شده و از این جهت از نظر اداری آنها خود را اداره میکنند و در این راستا دارای صداوسیمای استانی برای حفظ زبان و فرهنگ، آموزش زبان مادری و همبستگی استانی هستند وحتی پیشرفتهای اقتصادی هم داشته اند مثل آذربایجان وکردستان!ولی متاسفانه سرزمین بختیاری بین چندین استان پراکنده شده و هیچکدام ازاین استانها حقوق اجتماعی_اقتصادی آنها را به رسمیت نمیشناسند (اصفهان،مرکزی،خوزستان،چهارمحال بختیاری).تشکیل مجدد استان بختیاری هرچند در ابتدا شاید مشکلات زیادی داشته باشد اما در طولانی مدت مزایای زیادی هم از نظر نهادینه کردن دموکراسی در ایران و حتی حفظ محیط زیست و پایداری سرزمینی ایران خواهد داشت. چنددهه است که بحث تاسیس استان بختیاری کمابیش از جانب برخی همتباران روشنفکر دنبال میشود. هم اکنون بیش از هر زمان دیگری بستر مطرح کردن این ایده فراهم شده است. اگر قضایای محیط زیست را بعنوان عنصر جدایی ناپذیر از فرهنگ لر را پیگیری کرده باشید متوجه خواهید شد که بعد از تجزیه خاک بختیاری بین چندین استان در راستای نابودی و مرگ این شاخه از مردم لُر اینبار این عنصر فرهنگی زیستی مردمان لُربختیاری بیش از هرزمان دیگری مورد تهدید قرار گرفته و علاوه بر چشم‌داشت بیشتر به《خاک بختیاری》《انتقال آب》و《سد سازیها》باعث تشدید روند نابودی اقتصادی_زیستی لُرهای بختیاری شده است. نقشه ای از سال 1800 میلادی از ولایت بختیاری موجود است که توسط《هوتم شیندلر》نقشه کشی شده است! دراین نقشه حدود ولایت بختیاری شامل کل استان بختیاری و چهارمحالش به اضافه شرق لُرستان (الیگودرز و ازنا و دورود) وشهرهای شمال وشرق خوزستان وهمچنین منطقه لنجانات، فریدن، خوانسار، گلپایگان ومیمه اصفهان میشود! این نقشه موقعیت سرزمینی لُربختیاری را در ۲ قرن پیش نشان میدهد و خودبخود گویای نقش وجایگاه عنصر بختیاری در تحولات سیاسی_اقتصادی وخصوصاً نظامی 200 سال پیش است! اما چرا این گستره جغرافیایی تجزیه وبه استانهای همجوار ضمیمه گردید وچه شد که بخش باقیمانده هم از عنوان استان بختیاری محروم ماند؟باید در نوع تعامل جامعه بختیاری با حکومتهای قاجار وپهلوی مورد ارزیابی قرار داد! بختیاری در بهار 1288 شمسی بعنوان نیروی اصلی وارد مبارزه برعلیه استبدادمحمدعلیشاه گردید وشجاعت بختیاری مهمترین عامل سقوط استبداد بود. قوای بختیاری در نبردهای انقلاب مشروطه با شکست《قوای سالارالدوله》و《ارشد الدوله》و《محمدعلی میرزا》که عده نیروهای آنان تا 30 برابر بختیاری میرسید استعدادنظامی خود را به نمایش گذاشت!فتح تهران وحاکمیت بختیاری که از صفویه به بعد بعنوان نیروی بالقوه که مُترصَد تاسیس سلسله پادشاهی بختیاری در صحنه سیاسی ایران بوده زنگ خطر را برای بازیگران این صحنه به صدا درآورد! آنان از روح دموکراسی خواهی《سرداراسعدبختیاری》که تمایلی برای تحقق این خواسته تاریخی نشان نمیداد بشدت خرسند بودند و زمانیکه 6 ماه بعد رهبر بختیاریها در جنبش مشروطه خواهی در اوج قدرت با کمال ناباوری از مسند حاکمیت کناره گیری نمود آن بازیگران ذکرشده نفس راحتی کشیدند! ایران همیشه توسط《شاهان غیرایرانی》اداره میشد و دستیابی لُربختیاری بعنوان یکی از ایالات ایران به تاج وتخت، زنگ خطر جدی را برای بازیگران سیاسی خارجی_داخلی بصدا در میآورد. به هرحال بختیاری از هوای آلوده صحنه سیاست گریزان بود. بختیاری به زادگاهش بازگشته بود وقدرت را با همه دلبستگیهایش وا نهاده واحمدشاه را با بازیگران پیرامونش تنها گذاشت. غافل از آنکه در پستوی امارتهای تهران وشاید هم در پشت دیوار سفارتخانه های دُوَل صاحب نفوذ خوابهای تلخی را برای شجاع مردمان لُربختیاری دیده اند! مشروطیتی که آنهمه جوان رعنای بختیاری برای اسقرارش جان شیرین فدا کردند کمکم به بیراه میرفت وگروهی از رجال طرفدار روس و انگلیس چاره را در《حذف نام بختیاری》حتی در دستنوشته هایشان میدیدند!دستنوشته های خائنانه که امروزه مبنای تاریخنویسی جاهلان این عرصه شده تا آنجا که مستبدین و دلالان از راه رسیده را مشروطه طلب میخوانند و درحق رهبران واقعی انقلاب سخت بی مهری روا میدارند این جماعت تاریخ ناخوانده! 11 سال زمان لازم بود تا از دل دموکراسی مشروطه خواهی شخصیت مستبدی چون رضاخان میرپنج بیرون بیاید. یک دیکتاتور تجددخواه! معلوم نیست چگونه تجدد ودیکتاتوری باهم سازگار میشوند؟ ماهیت رضاخان را باز بختیاری زودتر از دیگران شناخت!آخربختیاری صاحبخانه است و هر مهمانی را بهتر از دیگران میشناسد. علیمردان بختیاری حالا برای رهایی وطن عزم مبارزه کرد وحماسه سفیددشت را در تاریخ بنام بختیاری ثبت میکند ولی افسوس که خیانت و خودزنی برخیها به شکستش می انجامد و اینچنین بود که ولایت بختیاری به نقشه قبلی تجزیه شد واستان کوچک چهارمحال بختیاری از آن باقیماند! برای《محال اربعه》هویت من درآوردی چهارمحالی تعریف کردن و جالب اینکه چهارمحالی را رقیب بختیاری فرض کردند و نهادهای تصمیم‌گیری و فرهنگی را در اختیار آنها قرار دادند! غافل از آنکه میان《هویت قومی》و《هویت شهری》فرق بسیاری است! قومیت ریشه در تاریخ دارد وشهروندی اصلاً اینگونه خصلتی ندارد! البته حاکمیت خان سالاری وحکومت استبدادی مظالم بسیاری را بر چهارمحالیها و بختیاریها تحمیل کرده بودند و یکسری واکنشهای چهارمحالیها درمقابل بختیاریها در واقع از نظر روانشناسی《عقده گشایی》بود. رژیم پهلوی برای مقاصد شخصی و انتقامجویی از برخی سران بختیاری این سرزمین وسیع را به استانی کوچک و کم اهمیت کاهش داد! تجزیه ایالت بختیاری بخاطر《جنبه های سیاسی》صورت گرفته و صرفاً برای سهولت در امور مدیریت نبوده کما اینکه انتخاب شهرکرد (دهکرد) بعنوان مرکزبختیاری که در آخرین نقطه بختیاری قرار گرفته و کاملاً دور از دسترس بختیاریها میباشد گواهی است بر این مدعی! البته معلوم نیست گناه من بختیاری چیست اگر بر فرض خانی از رهگذر حاکمیت دیکتاتوری زمانش گناهی روا داشته که آنهم بنابر مقتضیات آن حاکمیت تاریخی بوده است! و حالا که بختیاری جمعیتش را بیش از 10 میلیون تخمین میزنند یک استان بنام خودش ندارد و سرزمینش را در استانهای مختلف پراکنده‌اند حتی در استان خودش چهارمحال بختیاری که همه داشته های فرهنگی، تاریخی، آیینی وحاکمیتش متعلق بخودش است برخی درپی تکه کردنش هستند! دراین استان همه آیینها، باورها و داشته های فرهنگی از آن بختیاری بوده و مهاجران زمان رضاخان (قشقایی وفارس) صاحبخانه شده گرچه بیش از این درحق صاحبخانه محجوب (از نظر فرهنگی) ناسپاس باشند. البته که بی مهری چند مسئول تازه به دوران رسیده درحق یکی از کهن ترین اقوام هیچ تاثیری بر مالکیت بختیاری بر استانش ندارد! اما تغییر نام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع وقابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری وهمراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال وچهارمحل را که تغییرنام استان چهارمحال بختیاری به استان بختیاری نه تنها یک ضرورت بلکه یک مطالبه مشروع وقابل پیگیری است که با همت وتلاش جامعه بختیاری وهمراهی مسئولان دولت و مجلس قابل حصول است. اما برای حفظ تاریخ وفرهنگ نه تنها باید واژه نامفهوم چهارمحال و چهارمحل را که اینک دیگر وصله ناجوری مینماید در پیشوند نام بختیاری از نام وعنوان استان بختیاری حذفش نمود بلکه باید تلاش نمود کل سرزمینی را که ولایت بختیاری مینامند دوباره به این استان ضمیمه نمود مگر نه این بوده که با توطئه خائنانه رضاخان این منطقه تجزیه شده است تا که گسست فرهنگی وتاریخی در میان قوم لُربختیاری ایجاد گردد غافل از آنکه《هویت عنصر بختیاری ریشه در اعماق تاریخ دارد》ونه تنها در هیچ فرهنگی هضم نمیشود بلکه همه فرهنگها وهویتهای پیرامونی اش را در خودش هضم مینماید.


  • کُرد در بدایع اللغه

    درکتاب《بدایع اللغه》نوشته علی اکبر وقایع نگار کُردستانی، صفحه ۲۶ آمده: کرمانشاهان نیز داخل لُرستان است و صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کُرد نوشته:طایفه ای صحرانشین《کم فهم》را گویند خصوصأ چنانکه مشهور است که لفظ کُرد مبدل کرت است که به معنی《کوتاه》باشد و طوایف صحرانشین کُرد چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند!!! دکترعلی اکبر نیک خلق درکتاب《جامعه شناسی عشایرایران》صفحه ۲۰ مینویسد:تاریخ نویسان و جغرافیدانان از تمام ایلات و عشایر ایران تحت عنوان (اکراد) نام میبرند که تنها کردها را دربر نمیگیرند بلکه همه چادرنشینان را کُرد میگویند! فرهاد نعمانی درکتاب《تکامل فئودالیسم در ایران》صفحه ۴۵۱ مینویسد:در زبان فارسی واژه کُرد بر چوپان و شبان دلالت دارد! در گویش طبری واژه کُرد به معنی چوپان است اکنون در مازندران این واژه به《چوپان گوسفند》اطلاق میگردد حتی در واژه نامه طبری نوشته دکتر صادق کیا صفحه ۱۶۶ واژه کُرد را《چوپان گوسفند》معنی کرده! در زبان پهلوی همانطوری که در کارنامه اردشیر بابکان هم آمده واژه کُرد بصورت کورتان یا کوریتان بمعنی شبانان آمده! در اسرار التوحید نوشته ابوسعید ابی الخیر درقرن۴ هجری آمده:کُرد بود و گوسفند دار! دکتر یعقوب احمدی در《جامعه شناسی ایلات وعشایر》صفحه ۷۸ آورده:گروههای چادرنشین را در گذشته عمدتأ با نام《کُرد》یاد میکردند. منظور اکثر مورخین از کرد بیشتر شامل اقوامی است که دارای زندگی شبانی بودند و از طریق دامپروری و کوچ نشینی امرار معاش میکردند پروفسور ریچارد نلسون فرای در کتاب《عصر زرین فرهنگ ایران》صفحه ۲۷ آمده:نام کُرد در بسیاری از منابع عربی در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی بهمه بیابانگردان قطع نظر از اینکه ایشان از لحاظ زبانی یا نژادی با کُردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده مثلاً مردمان لُر را کُرد دانستند همچنانکه بلوچها_کرمانیها_شیرازیها_دیلمیها و اعراب را هم کُرد دانستند! در گزارشهای اسناد لانه جاسوسی_ویژه نامه کردستان_شماره۳۱_صفحه۳۷ آمده:کُردها منسوب به قبایل نینوا هستند که در بین النهرین میزیستند کُردها جزء هلال خضیب هستند و از نظر نژادی《سامی》محسوب میشوند حمدالله مستوفی در《نزهه القلوب》صفحه ۲۹ آورده:این منطقه از اواخر دوره سلجوقی سال ۷۴۰ هجری برای اولین بار کُردستان نامیده شد


  • سلسله لُربزرگ

    اتابکان لُر بزرگ《هزار اسب》از 543 تا 827 هجری حکومت کردند. پایتخت آنها ایذه《مالمیر، مال امیر》بود. رییس این خاندان، ابوطاهر بن علی بن محمد بود و چون جد نُهم وی فضلویه نام داشت به آنها اُمرای فضلویه هم میگفتند. حاکمان لُر بزرگ 17 نفر بودند و طبق دایره‌المعارف فارسی (غلام حسین مصاحب) تماماً نام اصیل ایرانی و لقب لُر داشتند. واژه اتابک به ترکی یعنی: پدر_شاهزاده. اما سلسله های محلی لربزرگ و لرکوچک که به غلط پیشوند اتابکان را دارند و با همین لقب در تاریخ معروف شدند اصلاً اتابک نبودند (یعنی تُرک نبودند) و هیچگاه از سرداران و اُمرای تُرک سلجوقی نبوده‌اند ولی طبق قاعده و رسم آن زمان لقب اتابک به آنها هم داده شده است (فریده غلامرضایی، تاریخ لُرستان بعد از اسلام، صفحه 253). جمال الدین عبدالله کاشانی مورخ عصر مغول در زُبده التواریخ و معین الدین نطنزی مورخ قرن هشت هجری در منتخب التواریخ، ص ۳۷، مینویسد: ولایت لُرستان به غایت وسیع و عریض اُفتاده و آن را به دو قسمت مُنقسم کرده‌اند یکی را لُربزرگ و دوم لُرکوچک میخوانند و این لقب به واسطه آن یافتند که به تاریخ سنه ثلاث مایه (یعنی سال 300 هجری) دو برادر《بدر و منصور》حاکم این دو قسم شدند قسم اول را به نام برادر بزرگتر (بدر) و قسمت دوم را به نام برادر کوچک (منصور) خوانند. هزاراسپ در سال 615 هجری لقب اتابک را از خلیفه عباسی《ناصرالدین الله》گرفت. دکترعباس اقبال آشتیانی درکتاب تاریخ مغول، ص 442، مینویسد: حدود حکومت لُربزرگ شامل سرزمینهای چارمحال بختیاری، شمال وشرق خوزستان، کُهگیلویه و بویراحمد، ممسنی و از غرب تا گلپایگان میرسید. حمدالله مستوفی در نزهه القلوب، ص 77، حکومت لُربزرگ را《ولایتی معتبر》میداند. در سفرنامه ابن بَطوطه، ص 108، از نصرالدین احمد (هفتمین حاکم لُربزرگ) به نیکی یاد میشود: او در قلمروی حکومتی خود 160 خانقاه، آباد کرد که از این تعداد فقط 44 خانقاه در مالمیر (ایذه) بود. ابن بطوطه در ص 204 میگوید: من از آثار خیر این اتابک لُر در نواحی مختلف لُربزرگ زیاد دیده ام که این آثار حتی در کوههای بلند و صعب‌العبور نیز دیده میشود. ولادیمیر مینورسکی درسفرنامه لُرستان، ص 42، تدبیر و حکومتداری نصرت الدین احمد لُر را ستایش میکند که دانشمندان و علماء را در مالمیر به دور خود جمع میکند و آنجا را به مرکز فرهنگی تبدیل میکند که سه کتاب بنامش نوشته میشود: تجارت السلف: ترجمه الفخری طقطقی/ تاریخ المعجم: نوشته شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی/ معیار نصرتی در فن عروض و قافیه: اثر شمس فخری اصفهانی. حافظ در دیوان غزلیات ص ۳۹، در مورد پشنگ لُر آخرین فرمانروای قدرتمند لُربزرگ که در عمران و آبادانی منطقه تلاش کرد مینویسد: شوکت《پشنگ》و تیغ عالمیگر او _ در همه شهنامه ها شد داستان انجمن / بعد از این نشکفد اگر با نکهت خلق خوشت _ خیزد از صحرای《ایذج》نافه مُشک خُتن. سرانجام حکومت لُربزرگ در دوره غیاث الدین کاووس در سال 827 هجری بدست میرزا سلطان ابراهیم تیموری《حاکم فارس》از بین رفت. درسفرنامه ابن بطوطه، ص 108، به ساخت مدارس، کاروانسرا، خانقاه، راهها و روستاهای زیادی اشاره شده که توسط حکام لُربزرگ ساخته شده مثل: مسجد اتابکان شهرکرد، مدرسه دو طبقه طاق طویله که 14 هزار متر مربع زیربنا دارد، مدرسه قلعه کرایی، جاده اتابک یا راه سلطانی که مالمیر (ایذه) را به شرق اصفهان متصل میکرده و جاده سنگفرشی است و بارون دوبد و ژان پیر دیگار در سفرنامه‌های خود به عظمت آن اشاره کرده‌اند.


  • کُرد از نگاه برتولد اشپولر

    برتولد اشپولر درتاریخ ایران، جلداول، ص 436 مینویسد: بسیاری از قبایل کُرد که از آنها در غرب ایران نام برده می‌شود نباید جزء کُردان به حساب آیند! زیرا بیشتر آنها مثل لُرها قبایل مهجوری بوده‌اند که زبان آنها به نحوی کهنه بوده و با فارسی نو برابری نمی‌کرده و ایشان را از اینرو کُرد نامیده‌اند که کسی زبان آنها را نمی‌شناخته و همین‌قدر می‌دانسته‌اند که زبان آنان متعلق به گروه زبانهای ایرانی می‌باشد! در همان کتاب ص 468 آمده: اقوامی که فاقد پایه فرهنگی بودند کاملاً بی‌پرده و در ملاعام به‌عنوان بی‌فرهنگ معرفی می‌شدند و نام آنان بطور مطلق به‌صورت دشنام به کار می‌رفت مانند نام کُرد! نسناس و کُرد و خلج و ترکمان و الکسار: حیوانی چند وحشی که در بیابانها و کوهها متولد میگردند و به شکل آدمی باشند! (کلیات عبیدزاکانی، ص 372). رابرت شرلی در صفحه 48 سفرنامه‌اش کردستان را سرزمین مردم بسیار وحشی توصیف میکند! ریچارد کاتم در ناسیونالیسم درایران، ص 72 مینویسد: کُردها از باستان تاکنون موفق به ایجاد دولتی ازآن خویش نشده‌اند چون فرهنگ کُرد فرهنگی پرتوان نبوده! فردریک میلنگن درکتاب زندگی صحرایی درمیان کردها، ص 149 مینویسد: اگر درسال 1248 شمسی کسی یک کُرد شهری را کُرد خطاب میکرد گویی به او توهین کرده بود! ایرانیان تحصیلکرده از این نام همانگونه استفاده میکردند که آمریکاییان امروزه واژه روستایی را به‌صورت نوعی تحقیر بکار میبرند! (Fredrick Millengen, wild life among koords). دکتر تورج دریایی درشاهنشاهی ساسانی، ص 143 مینویسد: چادرنشینان را به زبان پارسی میانه (پهلوی) کُرد مینامیدند! که برای تمام چادرنشینانی که معمولاً رابطه خوبی با ساسانیان شهرگرا نداشتند مورد استفاده قرار میدادند! در تاریخ ابن خلکان و کتاب قصص و اُمم که درباره علم انساب است آمده: کُرد از نسل عمرو مزیقیا می‌باشد که جدش از ملوک یمن بود و به ولایت عجم مهاجرت کرد و حتی شعری در این مورد هست که میگوید: لعمرک الاکراد من نسل فارس _ و لکنه کردین عمرو بن عامر: سوگند به جان شما کُرد از نسل فارس نیست بلکه کُرد فرزند عمرو بن عامر است. عمرو و پدرش از ملوک یمن بود و بعد از آن به شام منتقل شدند و مذهب کُرد من أوله إلی یومنا هذا (از ابتدا تاکنون) سُنی پیرو شافعی و حنفی بوده! کُرد در فرهنگ لاروس جلد دو، ص 1704 به معنی: راندن ستور (چهارپایان) است. کُرد در فرهنگ بدایع اللغه، ص 145 به معنی: چوپان و گوسفندچران است!


  • پانکردیسم تکثر را نمی‌پذیرد

    دولت_ملتهای نوبنیاد چاره‌ای جز آسمیله و نابود کردن گویشوران زبانهای دیگر ندارند چون آنها تابع اصل: یک ملت، یک زبان و یک مذهب هستند. آیا عجیب نیست در بغداد کلهرها تلویزیون به زبان کلهری و نماینده مجلس دارند ولی در اقلیم کردستان خیر؟ رزازی حتی معترف میشود که زازاکی ها برخلاف تبلیغات و تمامیت خواهی پانکردیسم و یا به گذاره ای درست تر "پان سورانیسم" خود را کُرد نمیدانند آیا جز دلایل علمی، زبان‌شناختی و قومی دلیل آن نمیتواند این باشد که میخواستند خود را از آسمیله نجات دهند؟ مگر غیر از این بود در خود ایران نخبگان لُر علیه تمامیت خواهی پانکردیسم برخاستند و امروزه پانکردها آنها را پان لُر نامیده‌اند؟ فتنه‌گری و تمامیت‌خواهی پانکردها واکنش لُرها را در پی داشت وگرنه چرا باید امروزه لُرها به‌شدت علیه کردها موضع نشان دهند؟ پانکردیسم براساس خیانت، تروریسم، جعل تاریخ، دروغ، تمامیت‌خواهی و آسمیله غیرکُرد بنا شده! پانکردیسم تکثر زبانی را نمی‌پذیرد حتی در برگه های مجازی پانکردی می‌بینیم برای گویشوران گوران، کلهر و زازا و...که اصلاً سورانی را نمی‌فهمند فرسته هایی می‌نویسند که این زبانها با سورانی تفاوت چندانی ندارند! پانکردها اصلا منکر تفاوتها هستند! با چنین وضعی ما در آینده باید برخواستن ایده پان کلهر، پان گوران، پان سنجابی، پان جافی، پان هورامی باشیم (البته اگر بتوانند از زیر بار آسمیله سوران کمر راست کنند) چون تاریخ نشان داده در شرایط پرفشار و تنش تنها گروهای رادیکال میتوانند بهترین بازده و بازخورد را داشته باشند چیزی که پانکردیسم نشان داده به‌شدت از آن میترسد! پانکردیسم مانند سیاهچاله ای که زبانها و فرهنگها را در خود میبلعد هرگونه سخن از تکثرهای زبانی را گریز از مرکز (کدام مرکز؟) تلقی می‌کند و با پرخاش میگوید ما همه کُردیم! شگفتا!!! چگونه ما ایرانیها از همه اقوام میگوییم ایرانی هستیم ولی پانکردیسم نمی‌پذیرد کسی کوچکترین پافشاری بر کلهر، گوران و هورامی و...بودنش کند! آیا همان پافشاری عشیره ای واکنشی ناخواسته از پانکردهای قربانی نیست؟ ایده ایران برخلاف نمودهای تخیلی پانترک، پانکُرد و پانعرب طبق گفته فلاسفه جهان (هگل، ماکیاول و...) یک مکتب عینی (اوبژکیتو) است که واقعیت تاریخی دارد. ایران به اعتبار کهن ترین دولت_ملت بودن در جهان هرگز نیازی به نسل کشی، آسمیلاسیون (یکسان سازی) جعل و تاریخ دزدی نداشته، چیزی که درمیان پانهای خاورمیانه معمول است


  • سوران و جاف مهاجر به کرمانشاه

    مهاجرت سورانیها به کرمانشاه: دیر زمانی بسیاری از مناطق و شهرهای کنونی کرمانشاه که جاف و سورانی هستند از تیره‌های گوران و کلهر بودند. براساس کتاب تاریخی شرفنامه بدلیسی (۹۴۵ قمری) یکی از تاریخ‌نگاران عثمانی این مسئله به درستی بیان شده! شرفنامه از منابع اصلی تاریخ مردم کُرد به‌شمار می‌آید. تاریخ گواهی می‌دهد که سورانی‌ها و جاف‌ها مهاجران عراق به این سرزمین هستند. امروزه بسیاری از ساکنین تاریخی این سرزمین مانند مکری و منگور و کلهر و...در شمال کردستان و مناطق آذربایجان غربی زبانشان آسمیله و سورانی شده است. شهرهای پاوه، الانی، روانسر، جوانرود، سرپل زهاب، پلنگان و..‌.از املاک کلهرها بوده ولی سورانی‌ها با کمک عثمانی آن‌را تصرف کرده‌اند (به‌نقل از تاریخ شرفنامه). زبان سنندج نیز تا مرز کرمانجها چیزی شبیه به گورانی بوده ولی زبان آن مناطق از صفویه به‌ بعد با زور و سیاست سورانی شده (به نقل از دکتر یارشاطر) امروز ولی دیگر دوره زور و شمشیر نیست بلکه رسانه جای آنرا گرفته و اینبار سورانی و دبیره آن به‌گونه‌ای دیگر به مناطق غیر سورانی نفوذ میکند. اکنون سخن از یکی بودن و برادری است! و یکی بودن تا بدانجا پیش رفته که همیشه یکی از گذارههای پر تکرار اینست: گورانی با سورانی تفاوت چندانی ندارد تفاوت تنها در لهجه است! کلهری با سورانی تفاوت چندانی ندارد مگر در لهجه! کرمانجی، سنجابی و قلخانی و...نیز به همین گونه! چنین دانسته های نابی توسط کانالها و برگه های پانکردی به خورد مردمی داده میشود که حتی سورانی را نمی‌فهمند! پلنگان نیز جزو گوران بوده که شامل: نوتحی و قلاع دیودز، نودز، دزمان، کواه‌کوز، مور، کلانه، نشور و...بوده است. شهرهای سورانی زبان امروز چون پلنگان، پاوه، روانسر، آلانی، ذهاب و...همگی ملک مردم بومی کرمانشاه چون کلهر و گوران و سایر اقوام کرمانشاه بود که به نقل از شرفنامه بدلیسی اشغال شدند! اصلاً در ایران سورانی زبان اصیل بجز منطقه موکریان نداریم و در کردستان تنها بانه است که میشود زبانش را سورانی انگاشت! زبان تکاب و شاهین دژ سورانی نیست بلکه بیشتر اردلانی است این جافها که اصلاً سورانی نیستند بلکه زبانشان شباهت دارد با سورانی!


  • نژاد کُرد دارای تنوع و تکثر است

    یکی از نمونه‌هایی که تجزیه‌طلبان پانکرد برای ملتسازی پوشالی، روی آن انگشت گذاشتن مسئله "نژاد و ژنتیک یکسان" کُردها با یکدیگر و تمایز نژادی با ایران و کشورهای همسایه و ادعای خلوص نژادی کردهاست! بدیهی است که نژاد مستقلی بنام کُرد وجود ندارد و تنها تولید مغز مسموم پانکردهاست که با جعلیات کودکانه از دانشمندان ناشناخته و موهومی که روی کردها پژوهش کرده‌اند برآیند آزمایشهای آنان را در فضای مجازی پخش می‌کنند که آنها کردها را ایرانی نمیدانند! تولید محتوای مبتذل و بدون سند برای مردم آگاه مایه طعن و تمسخر است ولی برای پانکردها تبدیل به وحی منزل می‌شود و بدون آنکه درستی این به اصطلاح پژوهش‌های بی پایه را بسنجند آنها را تبدیل به خوراکی برای رویکرد نفرت پراکنی و فاشیستی خود می‌کنند! مقاله‌هایی که به همراه لینک از سایت‌های معتبر در ادامه خواهد آمد اثبات میشود کردها از یک نژاد واحد نیستند و کردهای هر کشور دارای تفاوتهای ژنتیکی با کردهای کشورهای همسایه هستند و ادعای خلوص نژادی کردها یکسره باطل است! این پژوهشهای آکادمیک که با ادعای ژنتیکی پانکردها که به‌صورت عکس نوشته و بدون سند که به وبلاگهای بی اعتبار پانکرد می‌رسد متفاوت خواهد بود! پانکردها برای ملتسازی دست به جعل بنام پژوهش ژنتیکی می‌زنند ما نیز با آنها از همان زاویه نژادی ولی بر مبنای علمی و تئوریک سخن می‌گوییم! پانکردها همانطور که تکثر زبانی میان کردها را نمی‌پذیرند تکثر نژادی را هم منکر می‌شوند! آنچه با عنوان حقایق ژنتیکی کردها گردآوری شده، چکیده‌ بیش از چهل مقاله در اینباره است که کوشیده بمنظور سادگی از آوردن اصطلاحات سنگین خودداری کند و برپایه مدارک نوین بحث شود. این مقالات علمی بمانند برخی گروه‌های معلوم‌الحال نیست که مقاله‌های سیصدسال قبل را بعنوان مقاله نوین امروزی جا می‌زنند یا اینکه داده‌سازی دروغین را برای نیت‌های شوم‌شان انجام می‌دهند. آنچه که ما به‌عنوان قوم کُرد در خاورمیانه میان سه کشور ایران، ترکیه وعراق می‌شناسیم، قومی است که ساختار تباری یکسانی در همه تیره‌های خود نشان نمی‌دهد و سخن گفتن از هم نژادی آنان براساس دانش ژنتیک یکسره بی معناست. پانکردیسم همانگونه که با طرح دروغی بنام زبان مشترک تلاش می‌کند کردها را مورد یکسان سازی قرار دهد با طرح نژاد کُردی هم درصدد پوشاندن تفاوتهای ژنتیکی کُردها از یکدیگر است که حتی این تفاوت در تنوع چهره مردم کُرد آشکار است! کردها دارای نشانه‌های ژنتیکی از اقوام چیره و غالب بر خود هستند بمانند ارمنی‌ها، رومی‌های بیزانس، یونانیان، تازیان، ترکان عثمانی و حتی پارسیان! مطالعات بر دی‌ان‌ای (DNA) و ژنوم [مجموعه‌ی ژن‌های دارای کارکرد در بدن] بر کردها، به چندین بخش دسته‌بندی می‌شوند؛ که شامل: شباهات هندواروپایی، شباهات با ترک‌های ایران، شباهت با اقوام قفقازی مثل گرج‌ها و شباهت با یهودیان است! منابع: [1] World Factbook (https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/). Langley, Virginia: US Central Intelligence Agency. 2015. ISSN 1553-8133. Retrieved 2 August 2015. A rough estimate in this edition gives populations of 14.3 million in Turkey, 8.2 million in Iran, about 5.6 to 7.4 million in Iraq, and less than 2 million in Syria, which adds up to approximately 28–30 million Kurds in Kurdistan or in adjacent regions. The CIA estimates are as of August 2015 – Turkey: Kurdish 18%, of 81.6 million; Iran: Kurd 10%, of 81.82 million; Iraq: Kurdish 15–20%, of 37.01 million, Syria: Kurds, Armenians, and other 9.7%, of 17.01 million. [2[ The Kurdish Population by the Kurdish Institute of Paris, 2017 estimate. The Kurdish population is estimated at 15–20 million in Turkey, 10–12 million in Iran, 8–8.5 million in Iraq, 3–3.6 million in Syria, 1.2–1.5 million in the European diaspora, and 400k–500k in the former USSR - for a total of 36.4 million to 45. 6 million globally. [3] ""Wir Kurden ärgern uns über die Bundesregierung" - Politik - Süddeutsche.de". Süddeutsche.de. Retrieved 18 May 2019. [4] "Geschenk an Erdogan? Kurdisches Kulturfestival verboten". heise.de. Retrieved 18 May 2019. [5] Kinnane, Derek (1970). The Kurds and Kurdistan. London: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-218148-0. [6] Pelletiere, Stephen C. (1984). Kurds: An Unstable Element in the Gulf. Boulder, Colorado: Westview Press. ISBN 978-0-89158-689-0.


  • مادها کُرد نیستند

    پانکُردها چون تاریخ قابل افتخاری ندارند و اکثراً مهاجران مناطقی از عراق هستند لذا سعی در کردسازی دارند. کافیست در تاریخ یک سلسله یا شخصیت مبهم باشد سریعاً سر و کله کردها پیدا میشود! کردها حتی یک حکومت در چارچوب جغرافیای خود نداشته‌اند و همیشه بخشی از ساکنان دیگر کشورها بوده‌اند. دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران، صفحه 29 مینویسد: دستیابی به تاریخ آشوری‌ها، بابلی‌ها و ایلامیان بسیار آسانتر است از تاریخ مادها! چون برخلاف سه قوم یاد شده که عادت به ثبت رویدادهای تاریخی داشتند از تاریخ مادها کوچکترین سند مکتوب بومی در دست نیست! جز اشاره‌ مختصر مورخ یونانی (هرودوت) هیچ مطلبی و سندی از زبان مادها یا تاریخ آنها برجای نمانده و حتی امیدی به پیدا شدن اثر مکتوبی درباره مادها وجود ندارد! مرزهای ماد را نمی‌توان به درستی تعیین کرد آغاز تاریخ سرزمین ماد در تاریکی است و پایان آن در سایه روشن غروب آن! به گزارش کتسیاس (پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی) درباره مادها به هیچ روی نمی‌توان اعتماد کرد چون اکثر مورخان از جمله هرودوت او را دروغگو معرفی می‌کنند! پرویز رجبی درتاریخ ایران، صفحه سی وچهار ذکر میکند: هیچ منبعی وجود ندارد که ما را مستقیماً با اقتصاد و فرهنگ مادها آشنا کند! ملاحظه بفرمایید که هیچ کتیبه، سند تاریخی، سکه، شیءتاریخی و منبع موثقی وجود ندارد که از زبان مادها چیزی گفته باشد تا ما با مقایسه بفهمیم کُرد بودند یا نه؟ بلکه کُرد نامیدن مادها فقط یک حدس، گمان و فرضیه است! مهدی وزین افضل درتاریخ《ایران باستان》صفحه 64 مینویسد: هیچ اثری از زبان مادها به دست نیامده و منسوب نمودن کُردها به ماد قطعاً درست نیست چون ادعاها بیشتر متکی به فرضیه است تا نقل و سند تاریخی! مادها اتحادیه قبایلی از نژادهای قفقازی و گرجی بودند تا در برابر حملات قوم خونریز آشور از خود دفاع کنند. حتی انیستیتو ژنتیک هم طبق دانش انتروپولوژی ثابت کرده که ماد، مجموعه قبایل با نژادهای مختلف بوده‌اند! مجله《دانستنیها》شماره 139، صفحه 95 نوشته: اینکه آیا این کردی همان زبان اقوام مادی هست یا نه؟ هنوز هیچ دلیل قانع کننده و توجیه منطقی وجود ندارد که این فرضیه را اثبات کند چون از زبان مادی هیچ اثر مکتوب یا نوشته ای در دست نیست! کمیاب بودن ارجاعات واضح و مشخص و عدم تعریف دقیق از مادها باعث شده دکتر《هلن سانیسی》بگوید: هرگز یک حکومت منسجم و یکپارچه که متعلق به مادها باشد وجود نداشته!


  • ایزدی کُرد نیست!

    الیاس خلف رئیس انجمن ایزدی شنگال میگوید: ما ایزدیها کُرد نیستیم! کردهای تابع عثمانی درطول تاریخ بارها ایزدیها را نسلکشی کرده‌اند و در یورش وحشیانه داعش به شنگال با عقب‌نشینی عمدی و گریز از جنگ با داعش، ایزدیها را تنها و بی‌دفاع در برابر داعش رها کردند! فرجام این خیانت، کشتار و بردگی جنسی زنان ایزدی بود. ایزدیها تاوان جدایی از کردها و پشتیبانی نکردن از بارزانی را پس دادند ولی دلیل نشد حکومت عشیره ای اقلیم کردستان با دست آویز قرار دادن تصاویر رنج و دردی که خیانت خودشان عامل اصلی آن بود از جهانیان ترحم گدایی نکنند! دکتر عبدالواحد ملای اهل سنت کردستان درباره ایزدیها میگوید: ایزدی یعنی چه؟ میگویند از یزد ایرانند! که از واژه فارسی یزدان به معنی خداست! یعنی فارس از آب درآمدن! ملک طاووس (شیطان) را می‌پرستند چون میگویند شیطان اولین یکتاپرست بوده و بر انسان سجده نکرده! خودشان را نمیشورند! به کُرد زن نمی‌دهند! اصلاً خودشان را کُرد نمیدانند! همسرگیری از غیرخودشان را حرام میدانند و کسیکه از آنها مسلمان شود مثل خواهر دعا خلیل میکشندش! سخنان این مُلا مانند کشتن نومسلمانان و زن ندادن به کردها گرچه حقیقت و برخی دیگر بخاطر تعصب دینی است ولی ایشان نمیگوید دلیل جامعه ایزوله ایزدیها خود کُردها هستند که با کشتار و غارت این مردم چاره دیگری برای محافظت از جامعه شان باقی نگذاشتند! خاطرات کشتارهایی که کردها و سایر دشمنان ایزدیها با لباس آبی از ایزدیها کرده‌اند به قدری شوم است که ایزدیها هنوز لباس آبی نمیپوشند و آنرا نحس میدانند! البته ایشان اشاره‌ای نمیکند در دین اسلام هم ارتداد مساوی کشتن است ولی این برای مسلمانان بد نیست و تنها برای ایزدیها بد است! پانکردها با چه رویی از دلاوری و شرف پیشمرگه میگویند؟ صفحات مجازی ایزدی پ ک ک را متهم کردند کودکان ایزدی را میرباید و آنها را به زور در این گروهک تروریستی به خدمت می‌گیرد! گفتنی است پژاک شاخه پ ک ک بارها در ایران نوجوانان کُرد را دزدیده و با تهدید آنها را ناچار به ماندن در گروهک تروریستی کرده! درحالیکه کانالهای پانکرد اگر در مناطق کردنشین برگی از برگی بجنبد با مظلوم بازی آنرا پوشش می‌دهند! اما نسبت به کشتار سربازان، دزدیدن نوجوانان، اخاذی از کولبران و...خاموشی پیشه می‌کنند! عشیره بارزانی نه تنها پاسدار مال، جان و ناموس مردم اقلیم کردستان و بویژه ایزدیها نیست بلکه آنها را مورد تجاوز قرار میدهند! پیشمرگهای اقلیم تنها برای سرکوب و تعرض به زنان و کودکان مردم خود پهلوان میشوند وگرنه از هر جنگی میگریزند! شرم‌آور است نیرویی تا این اندازه فاسد، بزدل و سرکوبگر ادعای جنگیدن برای کردها را داشته باشد! آنهم نیروی نظامی که در برابر داعش میگریزد! در برابر بمباران شهروندان شیلادزه خاموش است! اما در اعتراضات مردم خود پهلوان میشود!


  • زازا کُرد نیست

    اعتراف ناصر رزازی به اینکه زازاها خود را کُرد نمیدانند! و زبان زازایی را مستقل میدانند. زبان زازاکی یکی از زبان‌های ایرانیِ شمال غربی است و به زبان‌های گیلکی، مازندرانی و تالشی بسیار نزدیک است. این زبان پیشتر به‌عنوان شاخه‌ای از کردی درنظر گرفته می شد اما امروزه زبان زازاکی براساس نظر بیشتر زبان‌شناسان، کردی محسوب نمی‌شود! و به‌دلیل تاریخ مستقل آنها را از هم جدا کرده‌اند! از نظر رزازی سورانی با انبوهی از واژگان عاریه‌ای از فارسی، عربی، ترکی و سایر زبانهای کردی، زبان است ولی هورامی با آن دستور زبان منحصر به فرد که غیر هورامیها آن را نمیفهمند لهجه است! آنهم لهجه‌ای از سورانی! خب چرا نمیتوانید هورامی که لهجه‌ای از سورانی است را بفهمید؟ کلهری و هورامی براساس چه روش و سندی لهجه هستند؟ آنهم لهجه‌ای از سورانی؟ البته چنانچه پیشتر ثابت شد هورامی اصلاً جزو زبان کردی نیست و البته برای رزازی نمی صرفد که بگوید این سورانی است که زبان کهن هورامی را درخطر نابودی قرار داده، رزازی هرگز نخواهد گفت: سورانی هنوز رسمی نشده، هورامی را نابود کرده! وای بحال وقتی که رسمی شود!


  • معنی اصلی کُرد (کورد) چیست؟

    مجله هنر و مردم، شماره ۱۰۰، معنی کلمه کُرد، ‌‌‌‌‌‌موضوع: گالِش ها، ‌‌‌‌‌‌نویسنده: دکتر علاءالدین آذری دمیرچی. ‌‌‌‌‌متن مجله: گالِش در گویش مازنی و گیلکی شبان گاو را میگویند چنانکه کُرد در همانجا شبان گوسفند است! گاودار_گله دار، لغتنامه دهخدا صفحه ۱۸. کلمه کُرد در یک بازه زمانی به تمام قبایل ایرانی اطلاق می‌شد. این واژه به معنای عشایر، شبان گوسفند، کوچ‌نشین و کوچرو بوده است. بخاطر همین قبایلی که چنین شیوه یا سبک و سیاق زندگی داشته‌اند از آنها به‌عنوان کُرد یاد میشد! ‌‌‌حال این شبهه فرصت جعل را برای پانکُردیسم فراهم کرده که از این کلمه سوءاستفاده ابزاری کنند تا مقاصد شوم خود را در سایر نقاط عملی کنند. تفکر پانکُردیسم بر این مبناست که هرجا کلمه‌ای تحت عنوان کُرد باشد آن را مرتبط با قوم کُرد میدانند به‌عنوان نمونه شهرکرد مرکز استان بختیاری را مرتبط با قوم کُرد میدانند! درحالیکه شهرستان شهرکرد محل سکونت قوم لُر بوده و هیچ کُردی حتی تا شعاع پانصد کیلومتری در آنجا زندگی نمیکند و حتی نام شهر مرتبط با قوم کُرد نبوده و نیست بلکه بسته به پیشه مردم نامگذاری شده است، چون در آنجا یک لباس ضخیم پشمی مناسب با سرما بنام کُردینه میبافتند و در منابع تاریخی حتی نام اهالی بنام کُردینه پوشان آمده است. کردین تن پوشی نَمیدی برای عشایر و چوپانها بوده که محافظی در برابر باران و سرما باشد. دهکرد محل تولید این نمدها بوده که در ابتدا ده کُردین یا کُردینه پوشان بوده که در زبان محاوره ای تبدیل به ده کرد شد و بعدها به شهرکرد معروف شد. این تن‌پوش و نام شهرکرد بخوبی ثابت می‌کند که کُرد در فرهنگ گذشته ایرانی هیچگونه بار قومی نداشته و تنها به نوعی از زندگی عشایری و کوچ‌نشینی اطلاق میشده است. دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی، جلد سوم، صفحه 2079، می‌نویسد: کُردی KORDI نیم تنه ضخیمی که در قدیم روی قبا میپوشیدند و دارای آستین کوتاه بود. در فرهنگ فارسی عمید، صفحه 849، آمده: کُوردِین (به ضم کاف و کسر دال) جامه پشمین گلیم و پلاس کردی هم گفته می‌شود. در واژنامه لُری نوشته؛ اکبر یاوریان، صفحه 581، آمده: کُردی یا کوردین نوعی پارچه پنبه ای ضخیم برای حفاظت از سرما است. همچنین کُردی یا کُردین هم‌اینک نیز در زبان لُرهای بختیاری به نوعی لباس چوپانی ضخیم گفته می‌شود که در برابر سرما از چوپانان محافظت میکند. شهرکرد امروزه هم نمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگش به فامیلی نمدمالی مُتصف گشته اند و طوایف گله دار، رعنایی و نمدمال از قدیم الایام در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کُوردی یا کُوردین بوده‌اند و هم‌اکنون این صنعت به قوت خود باقی است و شهرکرد به‌دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم کوردین به این نام مشهور گشته است. پانکُردیسم هنوز نمیدانند هر گِردی به معنای گردو نیست و تشابه لفظی بین تمام اقوام و زبانها وجود دارد.



آخرین مقالات