دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تحلیلی بر نا برابری های ناحیه ای در ایران

در اصل ۱۹ قانون اساسی آمده است که: مردم ایران از هر قوم و قبیله و نژاد که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ و نژاد و زبان و مذهب سبب امتیاز نخواهد بود و در اصل 48 قانون اساسی نیز بر این نکات تأکید جدی شده است که نباید در بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمد های ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میان استان ها و نواحی مختلف کشور تبعیضی باشد به طوری که باید هر ناحیه نیازها و استعداد رشد خود به سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.

تحلیلی  بر نا برابری های ناحیه ای در ایران

چرا لرستان پیشرفت نمی کند؟

نابرابری های ناحیه ای از ویژگی های کشور ایران است و پس از کشور برزیل ، مقام دوم را در جهان دارد. نا برابری های توسعه بین نواحی ، موجب به وجود آمدن پدیده  " نخست شهری " ( Urban primacy ) شده است که تأثیرات منفی چند بعدی دارد. نخست شهری ، به از بین بردن توسعه اقتصادی و اجتماعی شهرهای کوچک اطراف خود منجر می شود و موجب ایجاد شهرهای انگلی میشود. سیاست های غیر اصولی گذشته در مکان یابی های صنعتی و تمرکز گرایی در شهرهای مسلط ( کلان شهرها ) به نا برابری در همه ابعاد و شاخص های توسعه دامن زده است. توزیع نشدن بهینه امکانات _ افزایش شکاف توسعه _ از بین رفتن عدالت اقتصادی ، دو قطبی شدن و نوعی جدایی گزینی اقتصادی _ اجتماعی در شهرها از پیامدهای تمرکز گرایی صنعتی در چند شهر خاص است.

استان های مرکزی با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استان ها و شهرها به این مراکز به ویژه کلان شهر تهران سرازیر شود که پیامد آن نا برابری ، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است.

 

در بسیاری از استان ها و شهرهای لر نشین که بر خلاف توانمندی های طبیعی سالهاست که جزء استان های محروم باقی مانده اند ، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمی توانند با رفاه و آبرو به حیات ادامه دهند و بی نیاز باشند. مردمان لر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه دار و نقره داغ شده اند. و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده اند.

 

از نظر تافلر ، توسعه یعنی گذر از نادانی به دانایی _ یعنی گذر از دانایی کهتر به دانایی مهتر _ توسعه یعنی دانایی درباره دانایی _ توسعه یعنی گذر از فهم محدود به فهم نا محدود و نا متناهی. افلاطون پایه جامعه را نه در عدالت بلکه ثبات اجتماعی همراه با انظباط درونی آن میدانست. علمای اقتصاد توسعه را حرکت سرمایه به سمتی که نرخ سود و سرمایه در آن بیشتر است میدانند. توسعه یافتگی حاصل تراوش فرهنگ پذیری است. توسعه یک رخداد نیست که به یک باره اتفاق بیفتد بلکه توسعه یک روند است و باید یک پروسه را طی کند. دولت های ملی نقش حیاتی در توسعه ی اقتصادی ناحیه از راه سرمایه گذاری مستقیم ، تخصیص منابع ، مالیات و سیاست هایی در زمینه تجارت و سرمایه گذاری خارجی دارند و دولت های نا کار آمد برای پوشاندن ضعف و کارا نبودن خود میکوشند به استعمارگران خارجی حمله کنند و اذهان عمومی را از مساعل، داخلی به مساعل خارجی منحرف کنند. آنها افزایش فقر ، بیکاری و گرسنگی را به استعمار نسبت میدهند زیرا ارجح است که مردم علیه مداخلات خارجی تظاهرات کنند تا این که خواستار تغییرات داخلی شوند.

 

وبر در کتاب " اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری  " این پرسش را پیش میکشد که آیا تصورات مذهبی و افکار سنتی انسان ، میتواند بر روابط اجتماعی به ویژه حوزه اقتصادی جامعه مؤثر و تأثیر گذار باشد؟

به نظر او اخلاق پروتستان یکی از علل عقلایی شدن زندگی اقتصادی و پیدایش سرمایه داری بوده است. سنت و ارزش های قبیله ای میتواند به منزله مانع توسعه عمل کند و با رشد و توسعه ی اقتصادی سازش ندارد و بدون دگرگونی عمیق و کلی در جامعه سنتی نمی توان به پیشرفت های اقتصادی امیدوار بود. در نظریه " روستو " سنت و توسعه با یکدیگر در تضاد و تعارض اند.

دکتر محمود سریع القلم در کتاب " عقل و توسعه یافتگی " صفحه ۱۷۲ ذکر میکند که مقید نبودن ارزش های سنتی به آرمان های عقل گرایی را عامل مهمی در نپذیرفتن آرمان های نوین گرایی میداند. مدیران و تصمیم گیران نه خود به تفکر علمی مجهز هستند و نه تواضع لازم مدیریتی را برای استفاده از دانش و توانمندی دیگران دارند.

دکتر ابوالفضل قنبری در کتاب "تحلیلی بر نا برابری های ناحیه ای در ایران" صفحه ۱۷۴ مینویسد لرستان در رتبه بندی استان های کشور در شاخص های توسعه در سال ۱۳۶۵ بین ۲۴ استان کشور رتبه ۲۴ ( رتبه آخر ) را از لحاظ شاخص های توسعه داشته است و سال ۱۳۷۵ بین ۲۶ استان ایران ، رتبه ۲۳ را داشته و سال ۱۳۸۵ بین ۳۰ استان کشور رتبه ۲۷ را داشته است و تهران ، اصفهان و سمنان برخوردارترین نواحی بودند و بلوچستان ، لرستان و کردستان محرومترین نواحی معرفی شده اند.

نقاط شهری استان های مرکزی کشور به دلیل مرکزیت اداری و سیاسی _ مساعل اقتصاد سیاسی _ تمرکز گرایی آن در برخی موارد با نبود توازن های طبیعی توانسته اند سرمایه گذاری ها و زیر ساخت های اقتصادی را به خود جذب کنند بنابراین با این شرایط نا برابری های ناحیه ای و گسترش روز افزون آن دور از انتظار نخواهد بود. تهران به دلیل مرکزیت اداری _ سیاسی و مزیت پایتخت بودن خود توانسته برتری خود را در کشور حفظ و فاصله اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی ۴۰ درصد از صنعت کشور را در اختیار بگیرد و عنصری نا همگن در پهنه جغرافیایی، کشور باشد. بعد از تهران هم استان های مرکزی ایران مثل قم ، اراک ، اصفهان ، یزد ، کرمان و شیراز به دلیل آنچه شاید آن را بتوان نفوذ احزاب سیاسی ، وزن ، ساختار دولتی یا بطور خلاصه " اقتصاد سیاسی " نامید یا در برخی موارد علاوه بر موارد فوق الذکر محدودیت های عوامل طبیعی ، مساعل قومی ، نژادی ، مذهبی ، فرهنگی ، عامل استعمار ، ضعف استراتژی ها و راهبرد های توسعه ، نقصان و ضعف در اجرای چنین استراتژی ها ، ضعف مدیریت کلان و خرد و سیاست های غیر اصولی گذشته در مکان یابی های صنعتی _ خدماتی در قطب های رشد و روند تمرکز گرایی در مرکز موجبات اصلی در تمرکز گرایی شده و عدالت و برابری ناحیه ای را زیر سؤال برده است.

الگوی توسعه در نقاط شهری استان های ایران از الگوی مرکز _ پیرامون تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات و خدمات در استان های مرکزی و همزمان رکود نسبی فعالیت ها در استان های مرزی ؛ نابرابری و واگرایی ناحیه ای را بیشتر کرده است. همچنین با توجه به این اصل که " نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند " نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت بر اساس منطق عدالت خواهانه " راولز " که معتقد است بیشترین منابع باید به محروم ترین منطقه اختصاص یابد تعلق گیرد.

آذربایجان شرقی ، قم ، یزد و گیلان دهه اول انقلاب جزو استان های محروم بودند ولی با توجه و سرمایه گذاری دولت هم اکنون جزء استان های صنعتی توسعه یافته هستند ولی لرستان پس از چهار دهه از گذشت انقلاب همچنان جزء استان های محروم باقی مانده است. لرستان از نظر عوامل طبیعی به ویژه وجود زمین های مساعد و حاصل خیز ، اقلیم مناسب و بارندگی فراوان در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد ولی عواملی مانند بی توجهی دولت های گوناگون ، عدم سرمایه گذاری کلان در بخش صنعت ، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه گذاری های خارجی ، استفاده نا مناسب و نا کار آمد از کشاورزی مکانیزه ، دوری از مرکز ، بالا بودن هزینه زیر ساخت های اقتصادی و زیر بنایی و عمرانی در نواحی دور افتاده و پراکنده ، نواحی این منطقه را محروم تر کرده است. همچنین نقش عوامل مرزی ، قومی ، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نا برابری ها افزوده است.

 

در ایران توان های طبیعی به دلیل بهره برداری نادرست نقش چندانی در توسعه نواحی ندارند و همبستگی بین عوامل طبیعی و سطوح توسعه یافتگی نواحی بسیار ضعیف است. کلأ تمام مناطق لر نشین ایران از نظر عوامل اقلیمی _ خاک _ منابع آب _ بارندگی و معادن وضعیت مناسبی برای توسعه دارد اما بهره برداری نکردن از توان های محیطی آن ، موقعیت جغرافیایی ، کوهستانی بودن ، مشکلات ارتباطات و دسترسی ، تأثیرات جنگ تحمیلی ، مساعل قومی _ فرهنگی _ زبانی ، کم توجهی برنامه ریزان و سیاست گذاران ، بالا بودن هزینه های عمرانی و زیر بنایی ، کم توجهی ، سرمایه گذاری پایین دولت ها در زیر ساخت های اقتصادی و اجتماعی این نواحی را عقب نگه داشته و بر محروم بودن افزوده است و همچنان ساختار اقتصادی مناطق لر نشین عقب مانده و متکی بر بخش کشاورزی است. در واقع منابع زیر زمینی مناطق لر نشین تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود به دست آمده از آن در تهران ، اصفهان ، قم ، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق مرکزی و شرق ایران دچار تناقض هایی است چنان که نواحی مرکزی و شرقی با وجود محدودیت ها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند به علت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلند پایه که به این نواحی مرکزی تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاری های کلان دولتی را در تمام زمینه ها به خود جذب کنند و در نتیجه جزو استان های توسعه یافته صنعتی کشور به شمار آیند. تقریبأ هیچگونه آثاری از توسعه در این نواحی طبیعی نیست و با توجه به بافت کویری ناحیه هزینه های آن بیشتر از فواید آن است چون بیشتر ایران در آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی است و میزان بارندگی کمتر از سطح نیاز یعنی حداقل ۲۵۰ میلی متر برای کشاورزی است بنابراین هزینه تأمین آب به درجات بالایی میرسد. بخش هایی مثل استان های لر نشین که آب و هوای کوهستانی دارند و پر آب می باشند از توان تولید حداکثر محروم اند.

کمبود آب در ایران با توجه به قرار گرفتن کشور در کمربند بیابانی همواره یکی از مشکلات اساسی بوده است و به علت بارندگی کم بیش از دو سوم ایران با کمبود آب روبرو است. در شرایط کنونی ذخایر آب های ایران با جمعیت کشور به ویژه در کلان شهرها تناسبی ندارد! برقراری رابطه ی منطقی بین میزان جمعیت و امکانات آبی باید در برنامه ها و سیاست گذاری های کلان مد نظر قرار گیرد. افزایش بی رویه جمعیت برخی از کلان شهرها که بیشتر هم در نواحی کویری واقع شده اند باعث شده تا در این نواحی بیش از حد مجاز از منابع آبی کشور بهره برداری شود. افزون بر این در برخی کلان شهرها مانند اصفهان ، اراک ، قم ، تهران و از منابع آبی دیگر نواحی نیز برای تأمین آب این شهرها استفاده میشود که افزون بر هزینه های گزاف انتقال و پمپاژ آب از مبدأ به مقصد ، پیامدهای منفی زیادی را نیز برای محیط زیست و توسعه نواحی مبدأ دارد ! بخش وسیعی از نواحی مرکزی ایران را کمربند و بیابان های خشک و شوره زار و کویرها تشکیل میدهد که بزرگترین های آنها کویر لوت و دشت کویر است. از ۱۴۴ میلیون هکتار فقط ۱۹ میلیون هکتار قابل کشت است.

دکتر کریم حسین زاده درکتاب برنامه ریزی ناحیه ای در صفحه ۲۰۶ مینویسد یکی از دلایل مهم نا برابری ناحیه ای در ایران روشن نبودن نظام و روش برنامه ریزی در کشور است مثل قانون انجمن های ایالتی و ولایتی که در سال ۱۲۸۶ شمسی پس از انقلاب مشروطه مصوب شد ولی هرگز اجرایی نشد.

 

دکتر دیوید هاروی در کتاب " عدالت اجتماعی و شهر " در صفحه ۱۱۳ مطلب مهمی را ذکر میکند که نواحی فقیر از نظر سیاسی هم در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از این رو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را به خود اختصاص میدهند. ملاحظات سیاسی بر دیدگاه های اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی بر حسب نفوذ سیاسیون در قدرت است.

 

در اصل ۱۹ قانون اساسی آمده است که

مردم ایران از هر قوم و قبیله و نژاد که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ و نژاد و زبان و مذهب سبب امتیاز نخواهد بود و در اصل ۴۸ قانون اساسی نیز بر این نکات تأکید جدی شده است که نباید در بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمد های ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میان استان ها و نواحی مختلف کشور تبعیضی باشد به طوری که باید هر ناحیه نیازها و استعداد رشد خود به سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد. 

در سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ شمسی در بندهای ۱۲ و ۱۳ بر تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت های برابر و ارتقاء سطح شاخص هایی مانند آموزش ، بهداشت و سلامت ، تأمین غذا ، افزایش درآمد سرانه و مبارزه با فساد و در بند ۱۳ نیز بر ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی برای حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه با فقر و حمایت از نهادهای عمومی و مؤسسات خیریه تأکید شده است.

کاهش جریان های مهاجر فرستی _ معافیت از حقوق و عوارض دولتی برای سرمایه گذاری در نواحی کمتر توسعه یافته و همچنین تقسیم تسهیلات اعطایی سهم نواحی کمتر توسعه یافته به نسبت شاخص بیکاری آنها به منظور ایجاد اشتغال در این نواحی و رفع بی تعادلی های ناحیه ای. 

نواحی فقیر و محروم از نظر سیاسی در حاکمیت نیز، فقیر هستند از این رو این نواحی منابع کمتری را به خود اختصاص میدهند. برای نمونه وزن ساختار دولتی در استانی چون اصفهان به مراتب از استان هایی چون لرستان و کهگیلویه و بختیاری بزرگتر است بدین ترتیب سهم بودجه جاری استان هایی که بر اساس وزن موجود آنها در ساخت اداری دولت بیشتر است با کمترین نفوذ قدرت و به صورت خود به خودی سهم بالاتری در بودجه سالیانه کشور دارند به عبارت دیگر ساخت اداری موجود که از پیش نیز بوده است خود حکم بر انتقال منابع بیشتری به استان هایی دارد که عمومأ توسعه یافته تر است. با این وضع سرمایه گذاری و تخصیص منابع بدون توجه به توان های محیطی _ انسانی صورت میگیرد و این امر بر شکاف و نا برابری های ناحیه ای می افزاید.

 

سیسموندی sismondi درباره نقش دولت ها در رشد یا عقب ماندگی ملت ها مینویسد حکومت مؤثرترین علت در منش مردمان است که فضیلت یا رذیلت ، توانایی یا ضعف ایشان ، روشن بینی یا جهل آنان نمیتواند نتیجه وضع اقلیمی یا ویژگی های نژاد خاصی باشد بلکه حاصل قوانین است که طبیعت همه چیز را به همه کس داده است و این دولت ها هستند که آنها را در اتباع خود می پرورانند یا نابود میکنند.

وجود اقوام مختلف در کشور صرف نظر از مزایایی که دارد کشور را از نظر ژعوپلیتیکی در مقابل تهدید های خارجی و چگونگی اداره امور داخلی آسیب پذیر میکند. در سیاست های گذشته بحث دولت سازی بیشتر از ملت سازی صورت گرفته و تنش بین اقوام افزایش یافته است. نواحی حاشیه ای کشور که از نظر قومی ، زبانی ، فرهنگی و مذهبی با حکومت های مرکزی متفاوت بودند تعمدأ عقب نگه داشته شدند. به دلیل گوناگونی زبانی در کشور و سیاست های غلط گذشته در تحقیر سیستماتیک اقوام با زبان های گوناگون این عامل به صورت عنصر واگرا عمل میکند. همان طور که تمرکز گرایی سیاسی ، تسلط زبان و فرهنگ فارسی و تمرکز گرایی در اوایل صنعتی شدن در گسترش نا برابری های ناحیه ای در نخستین مراحل تجدد گرایی ایرانی سهیم بوده است.

از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۵ تغییری در رتبه و سطوح توسعه نقاط شهری استان هایی نظیر لرستان دیده نمی شود از این رو دولت، باید برای تقویت حاکمیت و هویت ملی بتواند فرصت برابری را برای تمام اقوام ایران فراهم آورد تا آنها بتوانند به، منابع ، امکانات ، ارزش ها و پست های سیاسی و دولتی دست یابند. در ایران تخصیص منابع و امکانات به شکلی است که آن دسته از نواحی که از نظر سیاسی در مرتبه بالایی قرار دارند در رقابت تخصیص منابع بین نواحی ، بیشترین سرمایه و امکانات را به خود اختصاص می دهند بدون آن که این تخصیص منابع با توان های محیطی شان مرتبط باشد! چنان چه برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها با چنین روندی تداوم یابد نواحی محروم با محدودیت های بیشتری در دستیابی به توسعه رو به رو خواهند بود. نهادینه کردن جمع گرایی به جای فرد گرایی در جامعه _ تقویت حس مسؤلیت پذیری _ ایجاد تعادل نسبی در توسعه ناحیه ای _ توجه ویژه به نواحی بازمانده از توسعه از طریق طرح های خاص ناحیه ای _ اجرای اصل ۴۸ قانون اساسی مبنی بر جلوگیری از تبعیض بین استان ها در بهره برداری از منابع طببعی _ فراهم کردن زمینه لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی در بخش های مختلف اجتماعی و میتواند شکاف و اختلاف ناحیه ای را تا حدودی ترمیم کند.

 

توانمندی های لرستان

توسعه ی گردشگری میتواند آثار اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی پر باری را برای استان لرستان و تمام مناطق لر نشین ایران به ارمغان بیاورد. لرستان به دلیل دارا بودن چشم اندازهای طبیعی ، جاذبه های تاریخی و نقش ارتباطی ، زمینه های مناسبی را برای توسعه ی صنعت گردشگری دارد. شناسایی جاذبه های یک منطقه میتواند آنها را از خطر نابودی نجات دهد. اگر نفت یک منبع زیر زمینی است آثار و جاذبه های گردشگری نیز از منابع رو زمینی محسوب میشوند و میتوانند در توسعه ی اقتصادی و اشتغال زایی نقش مهمی ایفا کنند.

کوه های سر به فلک کشیده اشتران کوه ، سفید کوه ، گرین ، یافته تا دشتها و دره های سر سبز و پر آب و آبشارها و رودهای پر آب همگی چشم اندازهای زیبایی هستند که توانایی گردشگری لرستان را بالا می برد. پل تاریخی کشکان _ پل دختر _ پل شاپوری _ پل معمولان ( کلهرت ) _ پل گاومیشان و لرستان را به پایتخت پل های تاریخی بدل کرده است.

مهمترین موانع و تنگنا های گردشگری استان لرستان عبارتند از نبود سرمایه گذاری بخش خصوصی برای ایجاد زیر ساخت لازم برای جذب گردشگر _ عدم تبلیغات و اطلاع رسانی مناسب در بخش گردشگری مانند کمبود سایت های گردشگری برای معرفی پتانسیل های استان لرستان _ کمبود نیروی انسانی کار آزموده و متخصص امور جهانگردی در دفاتر آژانس های گردشگری و در جریان نگذاشتن مردم از فواید گردشگری _ توسعه صنعت گردشگری سبب افزایش اشتغال و افزایش درآمد و تبادل فرهنگی و معرف لرستان میشود.

بیش از ۱۲ درصد آب های سطحی ایران در لرستان است که بزرگترین سرمایه این استان محسوب میگردد و باید این ظرفیت منتج به رشد کشاورزی و دامداری مکانیزه و صنعتی شود. تنوع شرایط آب و هوایی ، کشت انواع محصولات زراعی و باغی ، پرورش دام و طیور ، پرورش آبزیان ، زنبور داری و شرایط بسیار خوبی را برای کشاورزی فراهم آورده است.

حدود ۲۵ درصد لرستان را اراضی کشاورزی تشکیل میدهند. لرستان در زمینه حبوبات ( عدس ، نخود و لوبیا ) در کشور رتبه نخست را دارد. در شهرستان های چگنی ، بیران شهر و کوهدشت شرایط محیطی خوبی برای کشت زعفران وجود دارد. بیش از ۲۰ درصد مساحت باغ های انجیر سیاه کشور در پلدختر است و با ۳۷ درصد تولید انجیر سیاه رتبه اول کشور را داراست.

احداث شهرک های پرورش گل و تولیدات گلخانه ای در لرستان میتواند بهترین کارایی را داشته باشد. لرستان از نظر تراکم دام در کشور رتبه اول را دارد. لرستان مهمترین تولید کننده گوشت قرمز ، شیر خام و فرآورده های فرعی مانندچرم و پوست ، روده ، پشم و است.

لرستان رتبه نخست تولید ماهی قزل آلای رنگین کمان را دارد. لرستان در صنایع بسته بندی و فرآوری محصولات خام ضعف دارد و محصولات را به صورت فله ای و خام ، خیلی ارزان می فروشد. لرستان سالی ۷۵۰ تن عسل تولید میکند ولی به دلیل نبود صنایع بسته بندی به صورت فله ای و ارزان فروخته میشود. سهم لرستان از صنعت کشور بسیار ناچیز است و فقط ۱ درصد است و تنها ۲۰ هزار نفر از جمعیت ۲ میلیون نفری لرستان در بخش صنعت مشغول به کار هستند و تنها ۷ شهرک صنعتی کوچک در لرستان است.

صنایع ماشینی لرستان علی رغم قابلیت های موجود از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. ظرفیت ها و توانمندی های لرستان برای صنعتی شدن منابع آب فراوان _ ذخایر نفت در لرستان _ مجاورت با قطب های صنعتی کشور _ نیروی کار تحصیلکرده و ارزان _ وجود معادن غیر فلزی کم نظیر _ تولیدات کشاورزی و دامی فراوان _ نقش ارتباطی لرستان در پیوند شمال به جنوب کشور _ صنایع شیر _ داروسازی دام _ صنعت سیمان _ پالایشگاه و پتروشیمی _ صنایع ذوب آهن و فولاد _ نساجی _ چرم و پوست _ احداث صنایع ماشین آلات کشاورزی و دامپروری در لرستان و لرستان بیشترین ذخایر سنگ های تزیینی ایران را دارد ولی متأسفانه کارخانجات فرآوری سنگ خام با تکنولوژی جدید در لرستان وجود ندارد. روزانه از ۴ حلقه چاه نفت پلدختر و افرینه در جنوب لرستان ۱۲ هزار بشکه نفت استخراج میشود.

بیش از ۹۸ درصد تالک ایران با درجه خلوص بالا در لرستان قرار دارد. تولید برق _ آبی و احداث سدهای مخزنی برای افزایش سطح زیر کشت آبی استان لرستان واجب است. همچنین ایجاد صنایع تبدیلی و بسته بندی تولیدات زراعی و باغی و احداث صنایع تولید خوراک دام ، آبزیان و دان طیور.

97 نظر

  • فریدون مرادی

    طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران ، استان ها و شهرهای لر نشین ایران درصد بالایی از جمعیت بیکار را دارند و با مشکلات فقر اقتصادی و درآمد پایین و کمبود امکانات رفاهی و محرومیت روبرو هستند لذا نیاز است سایر نمایندگان لرستان در مورد داشتن رتبه ی نخست بیکاری در کشور آنهم برای استانی که از سال ۱۳۳۴ خورشیدی به بعد حفر چاه های نفت و استخراج از آنها در شهرستان پلدختر لرستان از تنگ سیاب کوهدشت تا ملاوی و رومشکان و پمپاژ مواد آنها به پالایشگاه ها و پتروشیمی های کرمانشاه و شازند شروع شده و ادامه یافته و این برنامه بعدأ در پای کوه غزال چمشک ( و پمپاژ محتویات چاه های آن به اراک و شازند ) و تنگ فنی و پمپاژ نفت چاه های آن به گیلان و مازندران به مرحله عمل رسیده است. مطالب لازم را به مقامات عالیه مملکت گزارش نمایند تا با استفاده از این منابع و تأسیس پالایشگاه ها و پتروشیمی ها در لرستان هم اقداماتی عادلانه را به عمل آورند و با کار آفرینی و ایجاد اشتغال حاصل از آنها معضل بیکاری را در این منطقه محروم و نیازمند به توجهات قانونی را مرتفع نمایند.

  • برزو هاشمی

    براستی دیگر چه چیزی برای مناطق لور نشین باقی گذاشته اند؟ آب الیگودرز لورستان را که سخاوتمندانه و بدون حق آبه به قم و کاشان دادند تا هزاران هکتار باغ پسته برای کویر نشینان شود! آب کوهرنگ بختیاری را مفت و مجانی به کویر اصفهان و یزد دادند تا در آنجا صنایع فولاد و ذوب آهن شود و ایجاد شغل و ثروت کند! پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک واگذار کردند و هنوز هم قطعات و لوازم آن با نام خرم آباد از خارج میرسد! براستی چطور است که در استانهای مختلف کشور تمام صنایع و معادن درصدی از درآمدشان خرج همان محل باید بشود ولی ما در لورستان با وجود تأمین آب و نفت کشور خود هیچ سهمی نداریم و شده ایم منبعی برای ثروت دیگر نقاط کویری و حتی در زمینه انرژی هم باید با دیگر نقاط یکسان هزینه پرداخت کنیم؟ ما تنها با یک برنامه دکتر محسن رضایی موافق بودم و آنهم اقتصاد فدرالی بود تا لااقل مشخص شود مایی که این همه از ثروت های استانهای لور نشین خرج جاهای دیگر میشود چه جایگاهی در شاخص های اقتصادی و توسعه داریم؟ راستی قمی ها یک کیلو از سوهان لذیذشان را صدقه سری به کسی مجانی میدهند؟ اصفهانی ها یک دانه گز مجانی به کسی میدهند که انتظار دارند تمام منابع آب ایران خرج بیابانهای بی طول و عرض کویر اصفهان شود؟ تمام رودخانه های خوزستان از ارتفاعات استانهای لور نشین سرچشمه میگیرند و به خوزستان میریزند ولی روستاهای لورنشین با تانکر آبرسانی میشوند! چرا لورها باید در تنگنای اقتصادی و محرومیت باشند؟ چرا باید منابع آبش خرج دیگر استانها شود ولی خودش در مضیقه آب باشد؟ اگر هم از مجرای قانونی به این همه تبعیض اعتراض کنیم مورد آماج انواع دشنام های نژادی قرار میگیریم و اقسام انگ و برچسب و تهمت را به ما میزنند. این است فرهنگ و منطق تان!!!


  • مجید صفار

    مهندس زنگنه وزیر وقت نفت در گفتگو با روزنامه ابرار اقتصادی در ۲۶ بهمن سال ۱۳۸۳ میگوید:به دلیل جنگ هشت ساله با عراق ، اسکلت اقتصاد در غرب کشور از هم پاشیده که برای ترمیم این عقب ماندگی لزوم سرمایه گذاری های مهم دولت و شرکت های دولتی الزامی به نظر میرسد. با وجود این دولت های مختلف برای جبران آنچه بیان شد سرمایه گذاری لازم را انجام نداده اند و شرکت های دولتی هم هرگونه سرمایه گذاری در لرستان را موکول به شرایطی ناممکن ساخته اند. بدین صورت نه تنها بی توجهی ها ادامه می یابد بلکه هر روز وجه جدیدی به گرفتاری های لرستان افزوده میشود که یدک کشیدن نرخ بالای بیکاری طی چند دهه حاصل این حجم انباشته از محرومیت و بی توجهی است. در واقع مطالبه گری باید با پاسخگویی همراه باشد و الا گفتن و نوشتن و پاسخ نگرفتن ، حکایت شاعری است که میگوید:چقدر شعر بنویسم و آب از آب تکان نخورد / متنفرم از کلماتی که زورشان به مورچه هم نمیرسد!

  • سیروس پناهی

    مردم لورستان با حفظ جایگاه قانونی و اجتماعی ، سهم خود را از درآمد ملی خواهند گرفت. با تأمل بر این دیدگاه به این حقیقت غیر قابل انکار دست می یابیم که دقت بر وضعیت سیاسی _ اجتماعی ما لورها که در کنار این همه مشکلات و پیچیدگی هایی که امروز هستی فردی و قومی مان را در قبضه ی خود دارد ، خواهان برون رفتن از زیر بار این همه مصاعب اقتصادی و دست یابی به یک سرزمین آباد و سرشار و همین طور اقتدار خاص روح قومی و پتانسیل های بی نظیرمان هستیم. در عین اینکه ما قومیتی با لیاقت و صاحب میراثی از تمدن ایلام باستان و کاسیت و بازمانده ی یکی از فرهنگ های دنیای کلاسیک هستیم اما تا به امروز از انعکاس و تبلور استعدادی در خور برای ورود به ساحت چنین گفت و گویی که ما را در بستر کنجکاوی و کشف ایده ها و شناخت دلایل عقب ماندگی ها و درک عقلایی مطالبات یاری دهد فاصله داشته ایم.


  • سهراب ضیایی

    عدم تعادل وحشتناک در توزیع سرمایه های کشور ، بین سکونت گاه های مختلف قد علم میکند ، با نگاهی تطبیقی به سرزمین ملی میتوان دریافت ؛ در دوره هایی که لابد هیچ حساب و کتابی در کار نبوده است ، بعضی منطقه ها و ناحیه ها مثل:اصفهان و یزد و کرمان و اراک و قم و کاشان و سمنان و تهران به طور ارادی از سوی مسؤلان کشور برکشیده شدهو دیگر سرزمین ها به فراموشی رفته اند. معاون عمرانی وقت استانداری لرستان میگوید:کارخانه ی شیر پگاه لرستان سهامدار باشگاه پگاه گیلان است به پگاه لرستان میگوییم بیایید اینجا در ورزش سرمایه گذاری کنید ، میگویند به ما مجوز نمیدهند این جدأ خیلی نگران کننده است ( فصل نامه متارخ _ تابستان ۱۳۸۶ ) .

  • عبادی

    تمام صنایع استراتژیک و کارخانجات مادر در مرکز مثلث تهران ، اصفهان و کرمان احداث میشوند. اصرار عجیبی در تأسیس کارخانجات در کویر مرکزی ایران است. هیچ عقل سلیمی رأی به احداث کارخانجات فولاد و ذوب آهن در یزد و اصفهانی که در دل کویر واقع شده اند و مشکل آب دارند ، نمیدهد! نمایندگان شهرهای لور نشین در مجلس ، باید قانونی در مجلس تصویب کنند که مانع احداث کارخانجات جدید در استانهای خشک کویری شوند چون شهری که مشکل آب دارد اگر زمینه بزرگتر شدنش فراهم شود آب بیشتری را از مناطق لور نشین طلب میکند و این روند اگر ادامه پیدا کند شاهد تخریب محیط زیست و زیست بوم لورها خواهیم بود.


  • سیروس وثوقی

    استان لرستان زمان جنگ ۸ ساله با ۳ استان مرزی همسایه بود و همزمان تدارک پشت دو جبهه جنوب و غرب کشور را به عهده داشت و ۱۴۲ بار بمباران هوایی و بیش از ۱۲ بار موشک باران شد که ۲۵ هزار واحد مسکونی تخریب و بیش از ۲۳۵۴ نفر هم به شهادت رسیدند. لرستان ۶۰ هزار رزمنده در جبهه ها داشته که بیش از ۶۵۰۰ نفر به شهادت رسیده اند لرستان با ۱۰۲ میلیارد تومان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان است. چرا چنین مردم استانی که بر خلاف اقوام دیگر حتی یک گلوله به سمت حکومت مرکزی شلیک نکرده اند بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب باید در تمام آمارهای منفی از جمله:فقر و بیکاری و اعتیاد و خودکشی و مهاجرت رتبه نخست را داشته باشد؟ چرا استانی مثل لرستان که آب استانهای خوزستان و اصفهان و قم و اراک و کاشان را تأمین میکند بیش از ۸۵۳ روستای آن با تانکر آبرسانی شوند و اکثر زمینهای کشاورزی آن از نوع دیم باشد؟ براستی مردمان لور چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟

  • لرستانی صنعتی

    متأسفانه تمامی استانداران پیشین حقایق استان را خلاف واقع به مردم گزارش میدادند و از استان لرستان به عنوان قطب کشاورزی و دامداری یاد می نمودند که نه تنها موجبات افزایش اشتغال را فراهم نمی ساخت بلکه دیدگاه ها را جهت سرمایه گذاری صنعتی در استانمان را تغییر میداد. با این اوصاف نگاه مسؤلین کشوری به این خطه جهت اختصاص اعتبار بیشتر برای اجرای پروژه های صنعتی کمرنگ تر میشد در صورتیکه جوانان تحصیلکرده خواستار لرستانی صنعتی بودند. گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست … رنگ و رخسار خبر میدهد از سر درون . نا کار آمدی نظام اداری در لرستان چیزی نیست که نیاز به توضیح و استدلال داشته باشد در این مورد بارها سخنرانی و بارها قلم فرسایی شده است. به عنوان مثال رابطه بازی ، پارتی بازی ، فامیل گرایی ، آمار سازی ، دروغگویی ، بی عدالتی و نا برابری ، برخورد نا مناسب مدیران با ارباب رجوع و سرمایه گذاران ، طولانی شدن روند پاسخگویی ، بی توجهی به فرهنگ کار ، نا رضایتی ارباب رجوع ، امروز برو فردا بیا به عنوان یک شاه بیت نظام اداری در کشور و من جمله لرستان تبدیل شده است. شاید بتوان به برخی از ضعف ها اشاره نمود از جمله اینکه مشکل اشتغال حل نشده است!!! معضل تورم و گرانی حل نشده است!!! معضل فرهنگ کار و ساعت مفید کاری حل نشده است!!! این موضوع باید در درجه اول به کارگزاران و مدیران و برنامه ریزان کشور و استان گفته شود … علی ای حال مشکلات فوق مانند یک بیماری کشنده در نظام اداری خودنمایی میکند و جز با مدد استاندار و مدیران و معاونت های مجرب و متخصص حل شدنی نیست. متأسفانه برخی مدیران فاقد نگاه علمی و کارشناسی هستند و داعمأ با اقدامات نمایشی و تبلیغاتی و آمار سازی کذایی سعی میکنند که نتیجه را با تغییر و القاعات مصنوعی در ذهن مردم معکوس جلوه دهند مردم وعده و وعید نمی خواهند نتیجه واقعی می خواهند. آری وقتی آمار بیکاری توسط بالاترین مقام اجرایی یک استان یعنی استاندار بر اساس مستندات آمار کشور به مردم اطلاع داده میشود و ایشان وضعیت بیکاری در استان را بحرانی اعلام می نماید و برای برون رفت مشکلات اقتصادی لرستان به دنبال چاره میگردد و همچنین آسیب های اجتماعی و بالا رفتن آمار بزه کاری را نشأت گرفته از بیکاری میداند! قطعأ با این دیدگاه در صدد بر آورده نمودن معضل و بحران بر آمده است. وقتی یک طبیب میتواند بیماری را تشخیص دهد درمان هم آسانتر میشود. امیدواریم با همت مسؤلین ، مدیران ارشد و سرمایه گذاران در مناطق لر نشین بتوانیم جهت رفع فقر و مبارزه با غول بیکاری کمر همت را ببندیم و اعتبارات و بودجه های تخصیص یافته را در لرستان به اولویتهای اصلی و زیر ساخت ها اختصاص یابد و فقر و بیکاری را در لرستان برای همیشه ریشه کن نماییم و لرستانی صنعتی و پیشرفته را جایگزین لرستان سنتی و کشاورزی نماییم.

  • لرستانی صنعتی

    متأسفانه تمامی استانداران پیشین حقایق استان را خلاف واقع به مردم گزارش میدادند و از استان لرستان به عنوان قطب کشاورزی و دامداری یاد می نمودند که نه تنها موجبات افزایش اشتغال را فراهم نمی ساخت بلکه دیدگاه ها را جهت سرمایه گذاری صنعتی در استانمان را تغییر میداد. با این اوصاف نگاه مسؤلین کشوری به این خطه جهت اختصاص اعتبار بیشتر برای اجرای پروژه های صنعتی کمرنگ تر میشد در صورتیکه جوانان تحصیلکرده خواستار لرستانی صنعتی بودند. گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست … رنگ و رخسار خبر میدهد از سر درون . نا کار آمدی نظام اداری در لرستان چیزی نیست که نیاز به توضیح و استدلال داشته باشد در این مورد بارها سخنرانی و بارها قلم فرسایی شده است. به عنوان مثال رابطه بازی ، پارتی بازی ، فامیل گرایی ، آمار سازی ، دروغگویی ، بی عدالتی و نا برابری ، برخورد نا مناسب مدیران با ارباب رجوع و سرمایه گذاران ، طولانی شدن روند پاسخگویی ، بی توجهی به فرهنگ کار ، نا رضایتی ارباب رجوع ، امروز برو فردا بیا به عنوان یک شاه بیت نظام اداری در کشور و من جمله لرستان تبدیل شده است. شاید بتوان به برخی از ضعف ها اشاره نمود از جمله اینکه مشکل اشتغال حل نشده است!!! معضل تورم و گرانی حل نشده است!!! معضل فرهنگ کار و ساعت مفید کاری حل نشده است!!! این موضوع باید در درجه اول به کارگزاران و مدیران و برنامه ریزان کشور و استان گفته شود … علی ای حال مشکلات فوق مانند یک بیماری کشنده در نظام اداری خودنمایی میکند و جز با مدد استاندار و مدیران و معاونت های مجرب و متخصص حل شدنی نیست. متأسفانه برخی مدیران فاقد نگاه علمی و کارشناسی هستند و داعمأ با اقدامات نمایشی و تبلیغاتی و آمار سازی کذایی سعی میکنند که نتیجه را با تغییر و القاعات مصنوعی در ذهن مردم معکوس جلوه دهند مردم وعده و وعید نمی خواهند نتیجه واقعی می خواهند. آری وقتی آمار بیکاری توسط بالاترین مقام اجرایی یک استان یعنی استاندار بر اساس مستندات آمار کشور به مردم اطلاع داده میشود و ایشان وضعیت بیکاری در استان را بحرانی اعلام می نماید و برای برون رفت مشکلات اقتصادی لرستان به دنبال چاره میگردد و همچنین آسیب های اجتماعی و بالا رفتن آمار بزه کاری را نشأت گرفته از بیکاری میداند! قطعأ با این دیدگاه در صدد بر آورده نمودن معضل و بحران بر آمده است. وقتی یک طبیب میتواند بیماری را تشخیص دهد درمان هم آسانتر میشود. امیدواریم با همت مسؤلین ، مدیران ارشد و سرمایه گذاران در مناطق لر نشین بتوانیم جهت رفع فقر و مبارزه با غول بیکاری کمر همت را ببندیم و اعتبارات و بودجه های تخصیص یافته را در لرستان به اولویتهای اصلی و زیر ساخت ها اختصاص یابد و فقر و بیکاری را در لرستان برای همیشه ریشه کن نماییم و لرستانی صنعتی و پیشرفته را جایگزین لرستان سنتی و کشاورزی نماییم.


  • لردا فتحی

    نخواستن باعث محرومیت ما شده است ؛ باید مطالبه محور باشیم و مطالبه گری را در بین مردم تقویت کنیم به همراه پیگیری مستمر تا به نتیجه برسیم. گاهی برخی سرمایه برداران تحت لوای نام سرمایه گذار وارد استان های لور نشین میشوند و تسهیلات را در جای دیگری هزینه میکنند ؛ ما باید مراقب این سوء استفاده کنندگان هم باشیم و البته در عین حال از گسترش سرمایه گذاری در مناطق لور نشین حمایت کنیم.

  • احمد امانی

    در کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، نوشته:دکتر مژده کیانی ، انتشارات پیامنور ، صفحه ۲۱۹ ، استان های لرستان و کهگیلویه و بویر احمد بیشترین نرخ بیکاری کشور را دارند!!! لرستان با نرخ بیکاری ۲۰/۲ درصد بالاترین آمار بیکاری را در بین استانهای کشور دارد!!! در همان کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، صفحه ۱۵۸ آمده که لرستان جزو پنج استان مهاجر فرست است و جوانان تحصیلکرده و نخبگان دانشگاهی برای یافتن شغل به اجبار باید به شهرهای صنعتی واقع در کویر مرکزی مهاجرت کنند. در همان کتاب صفحه ۱۶۸ آورده شده که براساس آمار "صندوق بین المللی پول" ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد!!! در بین سالهای ۱۳۶۰ _ ۱۳۷۵ حدود دو میلیون نفر ایران را ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ درصدشان از نخبگان علمی و تحصیل کردگان بوده اند ( راد ، ۱۳۸۳ ) . پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موج های پر دامنه تر و جدید تری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی!!! از ایران مهاجرت کرده اند ( بهادری نژاد ، ۱۳۸۲ ) .


  • محمد مهدی سلیمانی

    توزیع منابع بین مناطق و استان های ایران عادلانه نبوده است و ما وارث یک تاریخ اقتصادی و برنامه ریزی غلط هستیم. میزان نابرابری های پنهان در جامعه و اجتماع ما رو به افزایش است و فقر ، محرومیت اجتماعی ، پایین بودن شاخص های توسعه انسانی ، بی بهره ماندن از خدمات شهری ، پایین بودن سطح بهداشت عمومی ، شیوع بیماری های واگیردار جنسی و … از جمله معضلات و مشکلات جامعه ماست.فقر و مشکلات معیشتی از عوامل بروز بداخلاقی در جامعه ماست.چنان که در حدیث نبوی آمده است:کاد الفقر ان یکون کفرا . فقر نه به شرک ، بلکه به کفر می انجامد.پس برای رسیدن به جامعه اخلاقی و توحیدی باید در رفع مشکلات معیشتی آن کوشید.


  • بزنگاه قوم لور کجاست؟ کجا دردمان را فریاد بزنیم؟

    جوانان تحصیلکرده جویای کار لورستانی از فرط بیکاری مجبور میشوند دست به مهاجرت به شهرهای صنعتی ( واقع در کویر ) بزنند. دلمان به درد می آید وقتی مسؤلان بجای ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان میگویند:باید کار باشد تا ما این افراد را به فلان کارخانه یا کارگاه معرفی کنیم و بگوییم برو اینجا کار کن و دست از این مهاجرت ناخواسته و تحمیلی بردار ، دلمان برای مظلومیت جوانان لور به درد می آید. وقتی به خاطر عدم صنایع بسته بندی و فرآوری حبوباتو محصولات کشاورزی مثل:نخود نورآباد یا انار کوهدشت یا انجیرسیاه پلدختر کنار جاده بصورت فله ای و کیلویی ۲ هزار تومان به فروش میرسد و دلالان آن را از کشاورزان میخرند و در تهران کیلویی ۳۰ هزار تومان به فروش میرسانند! عصبانی نشویم وقتی مدیران و مسؤلان ارشد ما به راحتی از کنار ثروتی گرانبها میگذرند و کشاورزان ما را در فقر و محرومیت تنها میگذارند! دلمان به درد می آید وقتی مدیران میگویند:باید سرمایه گذار بیاید تا بلکه در بازار اشتغال فرجی شود و کارخانه و صنعتی دایر شود. سرمایه گذار را چه کسی باید بیاورد؟ من جوان بیکار یا رایزنی های مدیران و مسؤلان ارشد استان؟ دلمان به درد می آید وقتی که مدیران میگویند زیر ساخت ها از قبل مشکل داشته اند! آیا وظیفه آنها نیست تا با راهکارهایی که اراعه میدهند مشکل را حل کنند نه فقط اینکه توپ را در زمین دیگران بیاندازند و از زیر بار مسؤلیت شانه خالی کنند! دلمان به درد می آید وقتی از زبان مدیران میشنویم مشکل بیکاری در مناطق لور نشین حل شده است!!! و همه چی آرام است در حالی که زیر پوست شهر ، بد اتفاقاتی در حال گذر است و جوانان از بیکاری و فقر و محرومیت و تنگناهای اقتصادی در رنج هستند. دلمان از آمارسازی و کاغذ بازی های دروغین به درد می آید. خوب میدانید که به گفته پیامبر اکرم ( ص ) دستمزد کارگر را باید قبل از اینکه عرقش خشک شود پرداخت کرد. عصبانی نشویم وقتی کارگران این شهر ۶ ماه تا یکسال حقوق نمی گیرند و گوش شنوایی نیست که به دادشان برسد. دلمان به درد می آید وقتی بلوط های پانصد ساله این سرزمین خوراک دام های عشایر کوچ رو میشوند وقتی جنگل های بلوط ما با سنجابهایشان که روزگارشان را در میان آنها میگذرانند خاکستر میشوند. دلمان به درد می آید وقتی که آب شیرین الیگودرز لورستان را سخاوتمندانه و بدون حق آبه و امتیازی دو دستی تقدیم استان قم و اراک و کاشان میکنند و اسمی از استانمان در افتتاحیه برده نمیشود و حق آبه و خسارتی به کشاورزان و روستاییان آسیب دیده پرداخت نمی کنند! دلمان به درد می آید وقتی بزرگترین سدهای آبی کشور در استان های لور نشین به بهره برداری میرسد اما روستاییان ما پشت این سدها از بی آبی در رنج هستند و با تانکر آبرسانی میشوند. دلمان به درد می آید وقتی بزرگترین نیروگاه برق آبی کشور در لورستان به بهره برداری میرسد اما روستاییان ما از این مشکل رنج میبرند. دلمان پر درد است. خورجین ما پر از درد است که عصبانی هستیم…


  • اهورا امرایی

    ما در حوزه ی عمومی ضعیف هستیم. درک من این است که لورستان از یاد رفته است و در این باره باور دارم که این بی توجهی به لورستان دو دلیل عمده دارد:الف ) ضعف مردم و مطالبه گر نبودن مردم و حوزه ی عمومی . ب ) ضعیف بودن نمایندگان لورستان در طول این چند دهه ی اخیر. در جامعه ما مردم منفعل هستند و به نوعی ارتباطات در بی ارتباطاتی است ؛ نا امیدی و اضطراب تمام جامعه ما را فرا گرفته است چنین جامعه ای مستعد ظهور و بلوغ بی تفاوتی و شوربختی است. جامعه ی بی پرسش ما به سمت فقر تفکر و عدم مطالبه گری پیش میرود.


  • فرید فلاح

    ریشه ی بسیاری از آسیب های اجتماعی در استان های لور نشین ، محرومیت ، فقر اقتصادی و بیکاری است. عدالت با حرف گسترش نمی یابد. برخی مسؤلان بجای حل معضل بیکاری سعی دارند تا لورستان را بدون بحران بیکاری جلوه دهند.

  • تاراز بختیاری

    مشکل اصلی ما لورها گم شدن در گذر از سنت به مدرنیته است. ما نرسیده به مدرنیته عوارضی را تجربه کردیم که آنهایی که غرق در مدرنیته بودند و با پست مدرنیسم برگشتند هم تجربه نکرده بودند. مدرنیته برای ما لورها اینگونه جلوه گر شد که با کودک خود به زبان مادری سخن نگوییم تا مدرن شویم!!! در خیلی از مساعل دیگر هم همینطور. زبان مادری یک مثال بارز از آن بود نه اینکه مخالف فارسی سخن گفتن یا یاد دادن آن به کودکان باشیم ولی به چه قیمتی؟ وگرنه کسی که زبان مادری اش را حفظ میکند به فرزند خود منتقل میکند و در گفتگو با او از آن بهره میبرد. فارسی که هیچ ، که زبان رسمی کشور است چند تا زبان خارجی هم به فرزندش بیاموزد و با او سخن بگوید این هیچ اشکالی ندارد و مفید هم هست در بعضی جاها هم که لازم بود از برخی سنت ها کنده شویم دو دستی و حتی محکم تر از گذشته به آنها چسبیدیم. ما در چاله چوله های بین سنت و مدرنیته گم شده ایم.


  • مسعود طهماسبی

    نگاه دولت ها به ایجاد اشتغال در مناطق لور نشین جدی نیست و اهتمام ویژه برای رفع بیکاری جوانان تحصیلکرده را در، دستور کار خود قرار نداده است. کابینه دولت در حوزه اقتصاد باید نگاهی متناسب با اشتغال ، تولید و اقتصاد داشته باشد و قوانینی که میتواند به ایجاد اشتغال و تولید کمک کند را اجرایی و عملیاتی کند. الآن چه هزینه ای صرف تولید و احیاء کارخانه ها و صنایع تعطیل ، شده است؟ تا این چرخه جریان پیدا نکند شاهد رونق در اقتصاد و تولید نمیشویم. وزارت ورزش و جوانان برای احداث مسکن ، ایجاد اشتغال ، ازدواج ، حمایت از نخبگان جوان و حتی آموزش جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟ لورستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد اما چه اقدامی که منتج به نتیجه شود در آن صورت گرفت؟ جامعه لورستان به دلیل معضل اشتغال و فقر و محرومیت ملتهب است و اگر اشتغال ایجاد نشود شاهد بروز آسیب های اجتماعی در جامعه خواهیم بود. نباید به دنبال آمار و ارقامی که میشود آن را ساخت ،بود بلکه باید به داخل جامعه و اجتماع بروید و جامعه را ببینید که آیا از التهاب موجود آن کاسته شده یا آمارهای منفی افزایش داشته است؟


  • علیرضا میرزایی

    در ایران فرهنگ شایسته سالاری جایگاهی ندارد و در نتیجه نه تنها پیشرفتی حاصل نخواهد شد که گام در مسیر پسرفت خواهیم گذاشت.


  • مسعود طهماسبی

    نگاه دولت ها به ایجاد اشتغال در مناطق لور نشین جدی نیست و اهتمام ویژه برای رفع بیکاری جوانان تحصیلکرده را در، دستور کار خود قرار نداده است. کابینه دولت در حوزه اقتصاد باید نگاهی متناسب با اشتغال ، تولید و اقتصاد داشته باشد و قوانینی که میتواند به ایجاد اشتغال و تولید کمک کند را اجرایی و عملیاتی کند. الآن چه هزینه ای صرف تولید و احیاء کارخانه ها و صنایع تعطیل ، شده است؟ تا این چرخه جریان پیدا نکند شاهد رونق در اقتصاد و تولید نمیشویم. وزارت ورزش و جوانان برای احداث مسکن ، ایجاد اشتغال ، ازدواج ، حمایت از نخبگان جوان و حتی آموزش جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟ لورستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد اما چه اقدامی که منتج به نتیجه شود در آن صورت گرفت؟ جامعه لورستان به دلیل معضل اشتغال و فقر و محرومیت ملتهب است و اگر اشتغال ایجاد نشود شاهد بروز آسیب های اجتماعی در جامعه خواهیم بود. نباید به دنبال آمار و ارقامی که میشود آن را ساخت ،بود بلکه باید به داخل جامعه و اجتماع بروید و جامعه را ببینید که آیا از التهاب موجود آن کاسته شده یا آمارهای منفی افزایش داشته است؟


  • بهادر شرفی

    آدمهایی که بر سادگی مان سوار شده اند ، نه قهرمان ، بلکه آدمهای معمولی چون خودمان و گاه فرودست تر از خودمان بوده اند. برشت از قول گالیله میگوید:بدبخت ملتی که قهرمان ندارد و بدبخت تر ملتی که به قهرمان نیاز دارد. جان استوارت میل میگوید:دولتی که ملت اش را به قصد مطیع نگه داشتن در دست خود حتی به نیت خیر از رشد باز دارد ، پی خواهد برد که با انسان های حقیر به دستاوردهای سترگ ناعل نمیتوان گشت. آیا در صورت آگاهی شهروندان با حق و حقوقشان ، امکان شکل گیری و تداوم مدیریت های ناکارآمد وجود خواهد داشت؟ اگر ما مطالبه گر و آشنا به حق و حقوق مان باشیم بدخواهان هیچوقت نمیتوانند حق ما را از توسعه ، رفاه و پیشرفت بالا بکشند. تا ضعف داخلی وجود دارد ، سؤ استفاده و حق خوری ما هم ادامه دارد. وقتی که از منابع و معادن خدادادی سرزمین مان غافلیم و برایشان هیچ، برنامه و راهکاری نداریم ، دیگران از این خلع نهایت استفاده را میکنند و طرح و برنامه برای انتقال داشته هایمان میچینند. مدیران و مسؤلان برآمده از متن جامعه هستند تا مردم اصلاح نشوند و مطالبه گر بار نیایند هیچ انتظاری از مدیران نباید داشت.


  • مهران سهرابی

    پر واضح مسلم است که لورستان قربانی عدم تدبیر در بیان واقعیت ها و نداشتن نیروی دیپلماتیک برای دست یابی به خواسته های به حق اش بوده است. متأسفانه در شرایطی که این حقیقت بر همگان روشن و آشکار است کماکان بسیاری در تلاشند تا بر طبل توخالی غوغا سالاری بکوبند. بی شک نداشتن ادبیات صحیح در طرح منطقی مسایل ، عدم تدبیر در تشریح وضعیت لورستان ، بیان نکردن مناسب ظرفیت ها ، نداشتن توان رایزنی در سطح کلان مجلس ، عدم آشنایی با قوانین و مقررات موضوعه مجلس ( برای ورود در مباحث مهم از جمله بودجه و پیگیری مشکلات مردم در لابلای قوانین و طرح ها و لایحه ها ) باعث شده است که لورستان اندر غم داشتن نماینده ای تأثیر گذار در مباحث روزمره قانونی مجلس ، ماتم انتخاب اشتباه را بگیرد. آنگونه که در بیان حقوقی مسایل مهر سکوت بر لب دارند ولی در غوغا سالاری بی مورد ، طبل توخالی داد و بیداد در دست! حال آنکه نماینده باید قانون دان باشد نه پر گوی کم حاصل! باور کنید بنا به آنچه مورد تحقیق ما قرار گرفته است یعنی از تهمت دزدی زدن به معاون وزیر نیرو توسط یکی از نمایندگان مجلس تا فحاشی به رییس سازمان … و کوه گردی در ایام بودجه گیری!!! این است سرانجام انتخاب های احساسی ، طایفه ای و پست و مقامی ما…


  • یاسین توکلی

    ام المشکلات مناطق لور نشین بیکاری ، فقر اقتصادی و محرومیت است. به ویژه بیکاری و فقر جوانان تحصیلکرده جویای کار! بیکاری فقر را گسترش میدهد و فقر دایره ی انتخاب های شهروندان را بسیار محدود میکند. همواره در مصاحبه های برخی از مدیران گفته میشود که مصوبه هایی برای کاهش آمار بیکاری داریم ؛ اما در عمل و در عالم مشاهده ، ما همچنان دارای رتبه نخست بیکاری در استان های لور نشین هستیم. ما با بحران بیکاری مواجه هستیم و در سنجش عملکرد نمایندگان و مدیران ارشد استانی باید در این باره به پرسشگری و پرسش خواهی از مسوولان مربوطه پرداخت که چه گامی برای کاهش آمار بیکاری و ایجاد زمینه اشتغال برای جوانان برداشته اند؟ چند شغله ها هم مزید و تشدید کننده ی بیکاری هستند. فرد بیکار ، شغل و درآمدی ندارد که ازدواج نماید. او به تدریج به افسردگی و نا امیدی نسبت به آینده مبتلا میشود. استرس و دل مشغولی میتواند بیکار را به ورطه ناهنجاری های ضد اخلاقی و قانون گریزی تشویق کند. مسؤلان روی کاغذ طرح ها و برنامه های خوب و تصویب شده ای دارند اما در عمل ؛ مشاهدات ، ضعیف بودن اجرای تصمیمات را نشان میدهد. ما باید نسبت به مشکلات شهری و استانی حساس باشیم چون شهروندی یعنی مشارکت در محیط زندگی! رسالت ذاتی دولتهاست که رفاه را در جامعه ایجاد کنند دولت در این معنا یعنی گروه تصمیم ساز. ما که دارای منابع غنی آب و نفت و گاز هستیم باید از نظر توسعه ی انسانی نیز پیشرفت کنیم. اکنون در لورستان با هدر رفت نیروهای انسانی تحصیل کرده مواجه هستیم. بیکاران عملکرد نمایندگان و مسؤلان را چگونه ارزیابی میکنند؟ داشتن شغل مناسب و شرافت مندانه از حقوق بدیهی و طبیعی انسانهاست. وضعیت در استانهای کویری به گونه ای دیگر است. چرا نرخ بیکاری آنها پایین تر از ماست؟ آیا آنها شهروند درجه یک محسوب میشوند که تمام کارخانجات و صنایع مادر را در شهرهای کویری مثل:قم و اصفهان و اراک و یزد و کرمان و کاشان احداث میکنند؟ در محرومیت ما متغیرهای متعددی مؤثر هستند. بیکاری نشانه ی بارز مظلومیت ماست. اقتصاد زیربناست و مابقی روبنا…


  • کامران شایانی

    بی تفاوتی نسبت به محیط زندگی و فضای اجتماعی ، مشکلات و محرومیت ما را تشدید میکند. توسعه فقط با مدیران توسعه گرا حاصل نمیشود ؛ بلکه شهروندانی پویا و آگاه و دانا و مطالبه گر میخواهد. امروزه در مباحث جامعه شناسی و علوم اجتماعی صحبت از شهروندی پویا است. توسعه ، گذار از جامعه ی سنتی به جامعه ی متجدد و صنعتی است. در جامعه ی توسعه یافته هر کس بر اساس انسانیت با دیگری برابر است و طایفه بازی و قبیله گرایی به تدریج رنگ میبازد. شهروندی پویا و جهانی جایگزین تبار خونی و ایلی میشود. در جامعه ی ترقی یافته و پیشرفته ، همه ی انسانها برادر همدیگر هستند و کسی بر اساس تعداد بیشتر طایفه بر دیگری برتری و رجحان ندارد. قانون گرایی و علم باوری و عقل گرایی شاخصه های بارز شهر و استان توسعه یافته هستند. توسعه ی لورستانات یک بسته یا یک کالا نیست که قابل خریداری باشد ؛ بلکه توسعه یک روند است ، یک پروسه است. توسعه یک رخداد نیست که یک دفعه اتفاق بیفتد! بلکه فرایندی همیشگی است که با همت و تلاش مردم و مسؤلان و نمایندگان به وجود می آید. ایران و ژاپن هر دو در اواسط قرن ۱۹ میلادی فرآیند نوسازی را شروع کرده اند اما ایران در عمل نتوانست همگام با ژاپن به سمت توسعه صنعتی حرکت کند. از لحاظ بررسی تاریخی ، هیچگونه امتیازی دال بر برتری هوشی و استعدادی کشورهای جنوب شرق آسیا ( ژاپن ، کره جنوبی ، مالزی ، تایوان ، اندونزی و … ) در مقایسه با ایران در طول تاریخ وجود ندارد ؛ اما دلیل پیشرفت این کشورها به نظر اکثر کارشناسان ، تأکید روشنفکران در حفظ منبع هویتی و اصالتی خود و در عین حال حرکت به سمت توسعه و پذیرش الگوهای مثبت علمی جدید است. در واقع آنها به واسطه ی پیشرانی مدیران توسعه گرا و خواستن ملت ، رویای شیرین رفاه و توسعه ی صنعتی و اقتصادی را به صورت نسبی به واقعیت عینی بدل کرده اند!


  • لهراسب شاهرخی

    سرزمینی با این همه تنوع قومی و مذهبی و قبیلگی و در راستای آن استانهای موسوم به مناطق محروم واقع در زاگروس که هویت قومی هنوز ناشناخته و مختص به خود را داشته و از رویای توسعه و صنعتی شدن جامعه شان نیز دم میزنند شاید این کشور پهناور و متکثر که دو سوم مساحت آن را کویر و بیابان تشکیل میدهد را در امر صنعتی کردن دچار چالش های جدی ببینیم. در این بین سرزمین کهن لورها ( اقوام ساکن در زاگروس ) به مثابه یک حوزه ی تمدنی منحصر به فرد و در عین حال منطقه ای نفت خیز و سرشار از پتانسیل های بی نظیر آب و سنگ و معدن و ظرفیت های بالقوه کشاورزی و دیگر منابع پر رونق اقتصادی که وسوسه ی صنعتی شدن را به طور خودکار در وجود ذهنیت سلطه جویانه ی اهالی صنعت بیدار میکند و در صورت مدیریت صحیح و بهره وری بهینه میتواند در مدتی کوتاه مبدل به یک جامعه ی ثروتمند و رشد یافته از حیث صنعت گردد. چیزی که امروزه جامعه ی زاگروسی چون لورها به عنوان بازمانده ی یک انسان کلاسیک که از تمدنی کهن عبور کرده بدان دچار است تهی گشتن و بی شکل شدن انسان بومی است که نه آن روح قومی خلاقه خود را میشناسد که در گذشته در کنار رابطه ی جوشان با طبیعت در اعماق لایه های دیرینه ضمیر خویش داشته و منجر به عبور او از تمدنی کلاسیک شد که دستاوردی آن در موزه ها و تأثیر بر فرهنگ باستانی ایران قرار دارد و نه درک درستی از مطالبات در راستای مفهوم عقلانی صنعتی شدن به واسطه ی اندیشه نقادانه ی مدرن که او را با لایه روبی ذهنی و ضمیر قومی به جنبش درآورده و از وضعیت پیشا صنعتی به سوی پسا صنعتی پیش ببرد. نتیجه ی اصلی اینکه حیطه ی زندگی ما استانهای لور نشین و کلأ اقوام زاگروس با این طبیعت دلچسب ، سرشار از فراوانی و پتانسیل های بالقوه است که وسوسه گر شدیدترین کشش های بهره جویانه از آن ( چه از ناحیه ی بومیان سودجو و چه غیر بومیان سلطه جو ) برای توسعه ی صنعتی است. ورود به عرصه ی صنعت باید بر طبق فرآیند خاصی باشد که این ساز و کار درونی را مد نظر قرار دهد ؛ لذا باید به گونه ای حرکت کرد که هستی قومی ما طبق قانون غایت حیات و دارندگی خلاقانه به طرزی در مسیر صنعتی شدن قرار بگیرد که در این میان توازن و تعادل بین روح قومی و خلاقیت های کار آفرینانه ی صنعتی به وفور سیلان داشته باشد.


  • سپهر صدیقی

    بین ۳۰ تا ۳۵ درصد بودجه ی کشور به صورت ردیف های شناور است این ردیف های شناور یعنی هر استانی نفوذ و لابی گری بیشتری داشته باشد طبیعتأ میتواند موفق تر باشد مثل اصفهان که با نفوذ و لابی سالانه از دفتر ریاست جمهوری برابر بودجه ۷ تا از استانهای غرب کشور پول جذب میکند! قطعأ برای توسعه ی لورستان ؛ بودجه ، نیروی کار و برنامه ریزی لازم است. بودجه را که جناب رییس جمهور باید پرداخت کنند ، نیروی کار تحصیلکرده هم که فراوان است و برنامه ریزی مناسب هم که به عهده ی جناب استاندار میباشد.ما لورها مردمانی از نظر تاریخی والا تبار بوده ایم ؛ اما امروزه از نظر توسعه صنعتی ، اندکی بدشگون و بد بخت شده ایم!


  • احسان فاطمی

    عاقبت این همه سنگ اندازی برای یکدیگر چیست؟ فایده این همه خود زنی ، خود تخریبی و خود ویرانگری چیست؟ چرا یکبار نمی آیید طعم اتحاد را بچشیم و با یکدیگر فریاد محرومیت لورها را به گوش همه برسانیم؟ هیچ تا به حال از خود پرسیده اید که حاصل این همه اختلاف و کدورت جزء تشدید محرومیت و فقر و بیکاری ، چه چیز دیگری برایمان بوده است؟ چه چیزی را یافت کرده ایم در تمام این مدت جز اضافه کردن حسرت هایی که میشود با همدلی به داشته ها تبدیل کرد! و سخن آخر اینکه شکی نداشته باشید ، محرومیت از قامت استانمان زدوده نمیشود مگر آنکه اتحادی و عزمی در ما به عنوان اعضای تشکیل دهنده ی قوم لور وجود داشته باشد.


  • مهران کرمی

    مناطق لور نشین تقریبأ شاخص هایشان مثل هم است و همین پایین بودن شاخص های توسعه باعث میشود کل شاخص های کشور افت کند و این افت موجب میشود کل تعادل بهم بخورد. استان های لور نشین شاخص های اجتماعی و فرهنگی شان ۳۰ درصد پایین تر از کشور است و منجر به پایین آمدن کل شاخص های کشور میشود! این معضل را باید به شکل ملی ببینیم. سرمایه گذاری در لورستان در واقع سرمایه گذاری در تهران و اصفهان است. در سه برنامه توسعه ۱۱ استان کشور حجم سرمایه گذاری که شده بود معادل ۶۰ درصد یک استانی مثل اصفهان است که در آن ۱۱ استان ، خوزستان هم بود! عدم سرمایه گذاری طولانی مدت و بی تفاوتی به مشکلات مناطق لور نشین و سؤ مدیریت باعث تشدید و تداوم مشکلات در شهرها و استانهای لور نشین شده است. باید ۲ درصد از منابع نفت و گاز به استانهای نفت خیز خوزستان ، کهگیلویه و بویر احمد و لورستان تخصیص یابد تا سطح مشکلات پایین بیاید و آمار فقر و بیکاری و مهاجرت کاهش یابد.


  • احساس سالاری مردم لور

    پژوهشگران فرهنگی ، جامعه شناسان ، مردم شناسان و روان شناسان اجتماعی یکی از وجوه بارز فرهنگ های شرقی ( آسیایی ) را احساساتی بودن آن میدانند. از طرفی دموکراسی محصول کشورهایی است که عقل گرایی یکی از مشخصات اصلی فرهنگ آنها است و ترکیب این دو ویژگی یعنی احساسات قدرتمند شرقی و عقل گرایی محض غربی سبب به وجود آمدن نوعی از دموکراسی در فرهنگ ما شده است که میتوان آن را دموکراسی احساسات یا احساس سالاری نامید. یکی دیگر از تفاوت های فرهنگی که باعث شده است نوع دموکراسی ما با مدل غربی اش زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد ؛ مفهومی است به نام ( فاصله ی قدرت ) که این روزها با دیدن عکس هایی از رؤسای جمهور کشورهای غربی که سوار بر دوچرخه یا ایستگاه مترو درست همانند مردم عادی رفتار میکنند ، میتوانیم نمونه های عینی آن را ببینیم. مفهوم فاصله ی قدرت به فاصله ی ذهنی اشاره دارد که مردم عادی میان خود و صاحبان قدرت احساس میکنند. به این صورت که در برخی فرهنگ ها آنهایی که قدرت را به دست میگیرند و آنهایی که تحت تأثیر قدرت قرار میگیرند بطور قابل ملاحظه ای از هم فاصله دارند و در برخی دیگر از فرهنگ ها نیز چنین فاصله ای وجود نداشته و یا بسیار اندک است. واقعیت این است که دموکراسی زاییده ی دنیای عقل گرایی است که در آن فاصله ی قدرت به اندازه ای کم است که هر شهروند به راحتی خود را در مقامی می بیند که قدرت حاکم را نقد کرده و آن را به چالش بکشد و البته در چنین نظام مردم سالارانه ای مردم ابزارهایی نیز در اختیار دارند که ساز و کار این مطالبه گری و تفکر نقادانه را در اختیار آنها قرار میدهد. اما در نوع وطنی دموکراسی که ما امروز آن را ابداع کرده ایم فاصله ی قدرت چنان زیاد است که معمولأ رابطه ی میان مردم و مسؤلان را از حالت سؤال و مسؤل خارج کرده و به رابطه ی مراد و مریدی تبدیل می نماید. البته همین رابطه ی احساساتی در جهتی دیگر نیز میتواند ارتباط میان مسؤلان و بدنه جامعه را تحت تأثیر خود قرار دهد و آن زمانی است که احساسات منفی منتقدان بر قوه ی تعقل آنها چربیده که در چنین حالتی مخالفان به جای نقد علمی و مبتنی بر دانش و اطلاعات صحیح صرفأ به بیان اغراق آمیز نقاط ضعف پرداخته و بیان نقادانه به ناسزا گویی و شایعه سازی تبدیل میشود. در چنین فضایی که احساس بر تعقل حکم میراند و آگاهی در قربانگاه حب و بغض جان میدهد مسؤلان ما با دو نوع برخورد متفاوت از سوی دو دسته از مخاطبان مواجه میشوند. در این میدان احساس سالارانه یک عده عشاق سینه چاک هستند که در وصف معشوق قصیده میسرایند و مثنوی فراق میسازند و دسته دیگر هلهله کنان غریو شادی سر میزنند و مژده نجات از جهنم میدهند و آنچه فراموش میشود تحلیل علمی و منطقی عملکردی است که میبایست از ابتدا توسط ساز و کارهای پیش بینی شده در قانون نا نوشته ی دموکراسی صورت می پذیرفت. انتخاب نمایندگان اعضای شورای شهر که تحصیلاتشان هیچ تجانسی با تخصص و کارشان ندارد. و انتخاب و استخدام و انتساب افراد نه براساس شایسته گزینی بلکه بر اساس طایفه سالاری و انتخاب نماینده مجلسی که معلم انشاء در مدرسه غیر انتفاعی بوده نمونه بارزی از این احساس سالاری شرقی است که در آن احساس بر ادراک چربیده و منطق بازیچه سیاسی میشود که متأسفانه آن را هم چنان بومی سازی کرده ایم که به جای کارکرد مثبت برایمان جز ضرر عایدی دیگری نداشته است. همین احساس سالاری باعث شده که با وجود همه منابع و امکاناتی که در اختیار داریم تغییری در روند توسعه مناطق لور نشین ایجاد نشود.


  • فقر تحمیلی علیه مردم لور

    بین سالهای ۸۶ تا ۹۶ بودجه متوسط خانوارهای استان لورستان حدود ۳۸ درصد افت کرده و کاهش یافته است یعنی هر خانوار شهری لورستان به طور متوسط یک سوم کالاها و خدمات مصرفی خود را از دست داده است!!! این شدید ترین سقوط بین تمام استان های ایران بوده است.


  • کاکاوند

    کارخانه فولاد ارفع که چهار کیلومتر مربع وسعت دارد و در مجاورت شهر کویری اردکان یزد است بزرگترین عرضه کننده شمش فولاد و دومین تولید کننده فولاد خام در کشور می باشد. توجه کنید این غول آب خور در وسط کویر احداث شده و محصول اندیشه های مدیران قومیت گرای فارس است. به راستی آب کوهرنگ و کارون برای شرب منتقل میشود یا صنعت ؟ به قول محمود دولت آبادی ما به انسان هایی نیازمندیم که به آینده فرزندانشان فکر میکنند نه به گذشته پدرانشان !!! فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است. امروز قدرت و هویت و شخصیت در اقتصاد است نه تاریخ.


  • یاراحمدی

    سرزمین آبخیز مردم لر روز به روز تشنه تر از قبل میشود. سرزمین نفت خیز مردم لر آمار بالای بیکاری و نداری ، فقر صنعتی و اقتصادی و مهاجرت بالا را دارد. شهرها و روستاهای خوش آب و هوای لر نشین روز به روز خالی از سکنه میشوند. ساخت سدهای انحرافی و تونل های متعدد انتقال آب به کویر اصفهان و یزد و قم و کرمان باعث شده ضربات جبران ناپذیری به محیط زیست و سرزمین اجدادی لرها وارد شود. خشکی تدریجی چشمه ها ، قنات ها و رودها ناشی از تونل های انتقال آب قمرود لرستان ، بهشت آباد و گلاب و کوهرنگ بختیاری ، اقتصاد و معیشت مردمان لر را با خطر جدی روبرو کرده است. عدم اعتماد به نفس کافی جوانان لر بخاطر عدم آگاهی از تاریخ تأثیر گذار و پر شکوه و مستقل لرهاست. عقب نشینی و در واقع عقب رانده شدن از اختیارات قانونی و حقوق شهروندی توسط مردم کویری و سرگرم شدن به درگیری های احزاب چپ و راست و آبی و قرمز از یکسو و باستان پرستی از سوی دیگر لرها را از پیگیری مطالبات قانونی خود دور کرده است. سود فروش نفت و گاز و منابع و معادن تنها و منحصرأ فقط به جیب شهروندان شهرهای فارس نشین میرود و صنعت و کشاورزی کویری ها روز به روز پر رونق تر از قبل میشود. شهرهای، خشک و کویری مهاجر پذیرند و روز به روز بزرگتر و پر جمعیت تر میشوند و منابع بیشتری می بلعند. بهره مندی از ثروت و برق تولیدی از سدهای استان های لر نشین ، سر سبزی و کشاورزی مدرن شهرهای کویری مثل اصفهان و یزد و کرمان و قم و کاشان را رقم زده است. مسیر طبیعی رودهای داعم کارون ، دز ، زاینده رود و قمرود را به سمت کویر مرکزی ایران منحرف کردند و برنج کاری در اصفهان رونق گرفته است. قالب کردن تاریخ مبهم آریایی و هویت و زبان نو ساخته فارسی به عنوان هویت برتر به مردم ساده و سلیم لر و استفاده کامل از سادگی و بی خبری و بی تفاوتی مردم لرستان !!!


  • افغانستان غربی

    توسعه ای که در ایران رخ داده نه بخاطر مدرنیسم تقلیدی رضاخانی و نه حاصل کوشش نسل فارس است بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران خصوصأ مناطق کویری فارس نشین معلول فروش نفت و گاز سرزمین ما لرهاست. ایران بدون لرستانات افغانستان غربی است.


  • بین چپ و راست ، چپ و راست شدیم

    اهداف احزاب اصلاح طلب و اصولگرا برای جامعه لر مانند اهداف دسته ای ملخ است برای مزرعه ای


  • توبه اثر نمی کند ، مرگ مگر اثر کند

    براساس مصوبه محرمانه شورای عالی امنیت ملی از سال ۶۹ به مدت ۱۶ سال هر گونه سرمایه گذاری مؤثر در جغرافیای زاگرس از طرف دولت ممنوع بوده است آنهم در بزنگاه دولت های سازندگی !!! اوج تخاصم و دشمنی با مردم لر را ملاحظه بفرمایید .


  • باجلان

    از نفت شعار و لوله اش سخم لراست ، از جنگ فقط گلوله اش سهم لراست / تا بی کس و بدبخت و مهاجر باشد ، کیف و چمدان و کوله اش سهم لراست .


  • یاسر نظری

    ایران ۱۳ میلیون مجرد و ۹ میلیون بیکار و ۳ میلیون معتاد دارد. در این بین شهرها و استان های لر نشین رتبه نخست بیکاری و فقر را دارند. بودجه فضای سبز شهر اصفهان ۲۰۰ میلیارد تومان است که برابرست با کل بودجه عمرانی لرستان !!! کمک سالانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان برابری میکند با بودجه هفت استان غرب کشور ! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد حدود ۳۰۰ برابر بیشتر از لرستان است! ماشین آلات کشاورزی شهرستان مرودشت استان فارس به اندازه کل ماشین آلات لرستان است ! چارمحال بختیاری یک درصد مساحت ایران را دارد ولی ۱۵ درصد کل آب شیرین ایران را در اختیار دارد که مدیریت تمام منابع آب منطقه ای چارمحال بختیاری دست فارسهای اصفهانی است ! منطقه پر آبی در الیگودرز لرستان که قرار بود سد بختیاری ( بزرگترین سد دو قوسی جهان ) در آن احداث شود مخفیانه به خاک استان اصفهان الحاق شد تا فردا آب پشت سد را بدون هیچ مانعی به اصفهان انتقال دهند و کسی معترض آنان نشود ! کهگیلویه و بویر احمد روزی نیم میلیون بشکه نفت استخراج و صادر میکند که برابر است با تولید کشور امارات ولی فقیرترین استان ایران است ! مردمان لر هیچ آگاهی نسبت به حق و حقوق خود ندارند.


  • سطح اشتغال کنونی لرستان زیبنده این استان نیست

    آمار اشتغال در لرستان بسیار رنج آور است. باید سرانه ایجاد هر شغل تعریف و براساس غرب کشور تعیین شود. لرستان مانند یک جسمی است که پاهایش در حال گندیدن و از بین رفتن است و ما صورتش را سرخ نگه داشته ایم. گویا شوک لازم به برخی دستگاه ها وارد نشده و درد فقر و بیکاری جوانان تحصیلکرده جامعه را احساس نمی کنند. جدی ترین و مهمترین دغدغه ای که مردم لرستان با آن دست به گریبان هستند مسعله اشتغال است لذا جلسات کار گروه اشتغال باید به سمتی برود که میزان اشتغال در استان رو به افزایش بگذارد. شوربختانه برخی دستگاه ها وضعیت اشتغال استان لرستان را به طور واقعی و مفهومی درک نکرده اند و از فضای حقیقی دور هستند. این کم توجهی ها قابل اغماض و بخشش نیست زیرا کار کردن با این سبک و سیاق مشکل اشتغال لرستان را حل نخواهد کرد. هیچ وظیفه ای اولویت دارتر از اشتغال در لرستان نداریم و دستگاه ها باید اهتمام ویژه ای را در این خصوص به کار گیرند.


  • امیری

    کسانی که خواهان توسعه اقتصادی و پیشرفت هستند اما برای آن هیچ حرکتی نمیکنند مانند کسانی هستند که میخواهند بدون شخم زدن زمین ، محصول برداشت کنند !!! در کل حکومت تشکیل شده است از بیشترین پولی که ممکن است از یک طبقه از شهروندان به جیب طبقه دیگر برود !!!


  • معین بازگیر

    بروید دنبال اینکه چرا مردمان بلاد لر نشین با این همه منابع و معادن و آب و هوای خوب و خاک مرغوب ، رکورد دار فقر و بیکاری و نداری هستند ؟ اروپاییان تا قبل از رنسانس فرهنگی و انقلاب صنعتی چه وضعیتی داشتند ؟ ولی الآن کجا هستند ؟ هر موقع سطح امکانات آموزشی _ پژوهشی و فرهنگی در یک سرزمین بالا رفت مطمعن باشید آن منطقه خیلی سریع پیشرفت میکند. سیاستمداران از مردم استان های لر نشین میترسند زیرا اگر لرها رشد و پیشرفت داشته باشند و به حق و حقوقشان آگاه شوند دیگر استعمارگران نمیتوانند آنها را استثمار کنند لذا مردم لر را در فقر محروم نگه داشته اند تا، مطیع و فرمانبر باشند و از صبح تا شب دنبال یک لقمه نان بگردند و به منابع خدادادی زیر پایشان فکر نکنند لذا لر باید فقیر باشد تا نیروی کار ارزان در شهرک های صنعتی تهران و اصفهان تأمین بشود تا نفهمند آب کارون ، دز ، کرخه ، زاینده رود و … به کجاها میرود !!!


  • درد لرستان فقر و توسعه نیافتگی است

    لرستان بعد از خوزستان دومین استان مهاجر فرست است و هفتاد هزار نفر از لرستان مهاجرت کرده اند ! قومی که گذشته خود را نداند باید شکست های آن را همیشه تجربه کند ! مردم ایران نه دردت را نمی فهمند و نه حرفت را و هر طور باب دلشان بخواهد در موردت قضاوت میکنند !


  • لرستان:دیوار مهربانی !

    استان لرستان شده دیوار مهربانی ! هر استانی چیزی لازم داشته باشه میاد از لرستان برمیداره میبره ! مثلأ مسؤلان آبشار شوی را گذاشتن روی دیوار ، خوزستان اومد بردش ! پل گاومیشان و دره خزینه را گذاشتن روی دیوار ، ایلام اومد بردش ! کارخانه فولاد صدر خرم آباد را گذاشتن ، مرکزی اومد بردش ! آب استان را قم برد ! خاکش رو اصفهان تو توبره کرد ! استان ما دیوار مهربانیه و مسؤلانش حاتم طایی ! ما برای آنکه لرستان پر ز بیکار شود ، خون دلها خورده ایم چه آمارها داده ایم !


  • کوشکی

    مسؤلان برنامه ای برای حل مشکلات مردم رنج دیده ما ندارند و افراد با زد و بند و ارتباطات پشت پرده ، پست های بالاتر میگیرند. براستی ملاک عزل و نصب ها چیست ؟ وابستگی به اشخاص یا شایستگی افراد ؟ اغلب مسؤلان دچار روزمرگی و بی برنامگی هستند و هیچ برنامه زمان بندی شده ای برای حل معضلات مردم ندارند. برخی مدیران و مسولان به جای رفع موانع بر سر راه پیشرفت بلاد لر نشین ، مبادرت به هجمه تبلیغاتی علیه سرمایه گذاران خارجی و داخلی میکنند ! آیا فکر نمی کنند این یک بام و دو هوا به جذب سرمایه گذار ، توسعه استان ها و اعتماد مردم لطمه وارد میکند ؟


  • یاسین جلالوند

    شعار خودکفایی ، تحریم های چند ساله و مساعل سیاسی تمام منابع کشور را در معرض خطر قرار داده مثلأ برای خودکفایی در گندم ۴۰۰ هزار چاه حفر کرده ایم که تنش آبی بوجود آورد یا در اطراف دریاچه ارومیه ۳۰۰ هزار هکتار سطح زیر کشت جدید احداث کردند و باعث خشک شدن دریاچه و تالاب و رودخانه شدند باید ظرفیت را سنجید و آرمانی فکر نکرد تصمیم باید مبتنی بر دانش و تجربه باشد ما در زمینه استخراج، نفت و خامفروشی هم داریم اشتباه میکنیم بالاخره نفت به پایان میرسد و نمیتوانیم تا ابد کشوری تک محصول باشیم ! اکثر مساعل و آسیبهای اجتماعی تنه به تنه بحرانهای سیاسی و تحریمهای مستمر میزند ریشه این معضلات در تراکم بالای جمعیت وبیکاری انباشته شده سالیان جنگ است مثلأ فرانکفورت آلمان پنج میلیون جمعیت دارد اما در همه نقاط آلمان به صورتی بومی زمینه اشتغال فراهم شده است و مردم روستاها مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ نشده اند برعکس ما که تمام صنعت و امکانات و سرمایه در چند کلانشهر در مرکز کویری ایران است ! آمارها میگویند تا ۱۰ سال آینده ۱۵ میلیون مهاجر از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ خواهیم داشت ! این یعنی گسترش حاشیه نشینی و شکل گیری انواع آسیبهای اجتماعی و جرم و جنایات ! ما باید در ایران توزیع مناسب منابع و امکانات را داشته باشیم تا با مشکلات مهاجرت مواجه نشویم ! تا بحال به مردم ۳۵۰ هزار میلیارد تومان بارانه دادیم، که با این پول میشد ۱۰۰۰ کارخانه ۳۵۰ میلیارد تومانی در سراسر ایران احداث کرد.راهکار اصلی اینست که مردم بصورت بومی درآمد زا شوند که توسعه گردشگری خیلی کمک میکند.


  • چرا هیچ پالایشگاه نفتی در بلاد لر نشین نیست؟

    اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان به بهره برداری رسید و اکثر ذخایر نفت ایران در بلاد لر نشین است اما چرا هیچ پالایشگاهی در شهرهای لر نشین وجود ندارد و پالایشگاه ها در تهران و اصفهان و تبریز و شیراز و کرمانشاه است؟ شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام است و روزانه ۵ هزار بشکه نفت برای فرآوری به کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت در پلدختر لرستان امری ضروری است.


  • معضلات اقتصاد ایران

    طبق آمارها بانک مرکزی در سال ۱۳۹۶ رکورد چاپ پول بدون پشتوانه را با چاپ ۳۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان شکسته است! سیاستهای اشتباه اقتصاد ایران را به بحران کشانده است. اقتصاد ایران غیر شفاف است. رانت و فساد در ایران بالاست. بانکهای کشور وظایف اصلی خود را فراموش کرده و به دلالی و سوداگری کاذب روی آوردند. نقدینگی در اقتصاد ایران بالاست. اقتصاد ایران سالهاست به دلیل تحریم ها ، منزوی و طرد شده است و سهمی در اقتصاد بین المللندارد. دولت در ایران حجیم و چاق است و ۳ میلیون کارمند با راندمان پایین دارد. قسمت اعظم اقتصاد ایران هنوز دولتی است. فرار مالیاتی در ایران بالاست. بانک مرکزی از خود استقلالی ندارد. نظامیان به شکل بی سابقه ای در اقتصاد نقش دارند. سیاست خارجی با منافع اقتصادی همسو نیست و … کارگزاران و مسؤلان ارشد مملکت باید به اصلاحات عمیق اقتصادی روی بیاورند.


  • تحولات تاریخی متأثر از نفت در خاورمیانه

    خاورمیانه به شدت دچار بحران ثبات و امنیت سیاسی است. هر کشور خاورمیانه ای در اطراف طیفی از نا آرامی و بی ثباتی است لذا بخش بعضأ قابل توجهی از نیرو و امکانات طرف دفع آفات منطقه ای میشود! این اوضاع بی ثبات ، توسعه خاورمیانه را به تأخیر انداخته است. ترکیه بخاطر اینکه از مرکز ثقل بحران دور است شرایط بهتری دارد. قدرتهای جهانی مثل آمریکا و انگلیس و روسیه و فرانسه و چین با فروش اسلحه و گرم نگه داشتن نظام تولید میلیتاریستی خود ، در نا آرامی منطقه نقش بسزایی داشته اند! وجود ثروت ناشی از فروش نفت خود به نوعی عامل " عدم توسعه اقتصادی " در کشورهای خاورمیانه شده است! تک محصولی شدن کشورهای خاورمیانه از یکسو و اقتدار گرایی سیاسی رژیم های موجود از سوی دیگر باعث شده است تا کشورهای نفت خیز خاورمیانه با اتکاء به ثروت نفت و گاز و برآورده کردن نیازهای خود از راه واردات ، در فکر توسعه پایدار اقتصادی نباشند! ولی کشور غیر نفتی ترکیه که در مدار توسعه اقتصادی است اقتصاد غیر نفتی و بومی خود را با تلاش شکوفا کرده است! تمامی کشورهای برخوردار از ثروت ناشی از منابع نفتی ، دارای نظام های سیاسی اقتدار گرا هستند و در هیچ یک از آنها دموکراسی و توسعه سیاسی صورت نگرفته است! اقتصاد دولتی رانتی عامل گسترش استبداد و اقتدارگرایی بوده است. گروه ها و محافل نخبگان حاکم کشورهای نفت خیز خاورمیانه با برخورداری از ثروت های کلان ناشی از فروش نفت ، قادر بودند تا مانع شکل گیری نیروهای جامعه مدنی و نهادهای مستقل و خودمختار از دولت باشند! عدم وابستگی کشورهای خاورمیانه به مالیات ها و توزیع خودسرانه ثروت نفت برای ایجاد اقشار وابسته و وفادار به خود از عوامل اصلی توسعه نیافتگی سیاسی و فقدان احزاب بوده است!


  • تعدد بی حاصل سفر دولتمردان به بلاد لرنشین چیست؟

    استان ها و شهرهای لر نشین طی روزها و ماه های گذشتهشاهد حضور گسترده دولتمردان در کلیه رده ها بودولی مردم به حق انتظار دارند که بدانند ماحصل این همه سفرها چه بوده است ؟ اگر این سفرها دستاوردهای مثبتی داشته پس چرا ما نتایج آن را در توسعه و رشد مناطق لر نشین شاهد نیستیم ؟ چرا همچنان در رده های بالای فقر و بیکاری و مهاجرت هستیم ؟ چرا کثرت جمعیت تحصیلکرده نا امیدانه در پی کار میگردند ولی شغلی متناسب با تحصیلات خود نمی یابند؟ چرا کشاورزی و صنعت ما که باید کارگر پذیر و مولد اشتغال باشند با مشکلات عدیده مواجه اند و چرا هر روز خبر تعطیلی واحدهای صنعتی و کارگاهی را میشنویم ؟ آمار سازی های بی مورد نه تنها دردی از اقتصاد پر چالش ایران حل نمیکند بلکه پنجره واقعیت ها را هم به روی دولتمردان می بندد! مطالبه مردم لر یک توسعه متوازن و همه جانبه در تمامی بخش هاست. حوزه گردشگری حلال همه مشکلات نمیتواند باشد و باید رشد صنعتی و کشاورزی هم در تمامی ابعاد شکل بگیرد. سفرهای بی سرانجام مسؤلان و دادن شعارهای سراب گونه و بدون پشتوانه مسلمأ دردی از مردم بلاد لر نشین حل نخواهد کرد ! حل مشکلات همتی همه جانبه می طلبد و تا زمانی که مسؤلان اختلاف دارند و جزیره ای فکر میکنند مشکلات هم پا برجا هستند.


  • دلسوزی یا فرصت سوزی؟

    وضعیت نا بسامان واحدهای تولیدی و صنعتی واگذار شده به بخش خصوصی و استفاده از تسهیلات اعطایی بانکها توسط سرمایه گذار نماها در بخشهایی بجز آنچه برای آنها تعریف شده و هدر رفت سرمایه های ملی سبب تضعیف اقتصاد ایران شده است. بلاد لر نشین به سبب ضعف مفرط امکانات زیر ساختی نظیر راه آهن ، فرودگاه ، آزاد راه و نیروگاه و پالایشگاه و سیستم بانکی نا کارآمد و برخی سهم خواهی ها و بروکراسی های بیمورد اداری و رقابتهای مخرب جناحی و حزبی همگی در عدم جذب سرمایه گذاران خصوصی و خارجی تأثیر گذار بوده است. سرمایه گذار خارجی تضمین و تأمین سود حاصل از فعالیت های خود را میخواهد و خواهان مساعدت مسولان و ایجاد بستر مناسب است تا با اعطاء تسهیلات فنی از نیروهای بومی بهره گیرد ولی مسولان با تفکرات جزیره ای و سهم خواهی های بی مورد در راه سرمایه گذار سنگ اندازی میکنند و باعث فرصت سوزی میشوند


  • مدیریت پارتی محور آفت جامعه اداری لرستان

    لرستان به لطف مدیران آمار ساز و نمایندگان یکبار مصرف همیشه جزء سه استان نخست بیکار و فقیر ایران بوده است. نبود شغل پایدار لرستان را با معضل مهاجرت گسترده روبرو کرده است. جوانان تحصیلکرده دانشگاهیلر تبار برای امرار معاش به شغلهای کاذب که هیچگونه سنخیتی به رشته تحصیلی آنها ندارد در استانهای صنعتی روی آوردند. اگر در استخدامی هم گشوده شده این موقعیت صرفأ نصیب بستگان و اطرافیان مدیران آشنا محور و کسانی که رانت و نفوذ داشته اند شده است. فضای خویشاوند سالار و طایفه گرایی و روابط شخصی بصورت چراغ خاموش بر تمامی استخدامات لرستان و ایران سایه افکنده است و چیزی که مهم نیست تحصیلات و شایسته گزینی میباشد. رابطه بر ضابطه مقدمتر است. ارادت مهمتر از مهارت است. تعهد مهم است نه تخصص ! افراد نالایق بسیاری بواسطه باند بازی و سیاسی کاری و رابطه سالاری بر مسندهای بزرگ تکیه زده اند و هر چه از نردبان قدرت و ثروت بالاترمیروند تواناییشان برای کسب رانت گسترده تر میشود. در هر حالتی رابطه سالاری مطرود است!!! سوء استفاده از مقام برای استخدام اقوام و نزدیکان خیانت است! چرا مسؤلان بازرسی و دیوان محاسبات در قبال استخدامات بی ساختار ورود پیدا نمیکنند؟


  • آمارهای غیر واقعی و گمراه کننده

    نباید امورات جاری مملکت را بر پایه خیال و وهم بسازیم چون آمارهای غیر واقعی باعث سلب اعتماد عمومی میشود از طرف دیگر نشان دهنده ملاحظه کاری است. الان کجا آمار بیکاری کاهش پیدا کرده؟ کجا در کاهش تعداد خانواده های فقر موفقیت حاصل شده ؟ کجا گرانی و تورم مهار شده ؟ اگر اینها واقعیت دارد که باید آمار جرم و پرونده های وارده به محاکم قضایی کاهش پیدا کند و تعداد زندانیان کم شود در حالی که شاهد عکس آن هستیم این لاف زدن ها دردی را درمان نمیکند خصوصأ در استان عقب نگه داشته شده لرستان! الان در آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی، در استانهای ایلام و خوزستان و بوشهر و همدان و … فقط برای داوطلب بومی داخل استان حق انتخاب رشته و شغل وجود دارد ولی همین قانون در مورد لرستان اعمال نشده و جای جوانهای تحصیلکرده بیکار لرستانی را افرادی از استانهایمرکزی و اصفهان و کرمانشاه که شرایط اقتصادی و معیشتی بهتری دارند را اشغال میکنند که این اجحاف در حق جوانان لر تبار است.


  • انحصار خودرو در ایران

    اولین بار برادران خیامی ( مالکان شرکت ایران ناسیونال ) در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی قصد داشتند برای مونتاژ و تولید خودرو با یک شرکت خارجی قرارداد وضع کنند اما محمدرضا پهلوی میل خود را به شرکت انگلیسی تالبوت نشان داد تا خودروی پیکان در خط مونتاژ قرار بگیرد ! پیکان اسم ایرانی یک ماشین انگلیسی به معنای فلش بود که شرکت تالبوت آن را تولید میکرد و تا ۴۰ سال در خط تولید قرار گرفت ! جالب آنکه آن زمان تالبوت در حال ورشکستگی بود لذا محمدرضا پهلوی که گویا حاتم بخشی میکرد و خود را رییس امور خیریه دنیا میدانست با دخالت نظر خود را تحمیل کرد که تالبوت انگلیس را از ورشکستگی نجات دهد ! سال ۱۳۵۳ هم برای نجات کمپانی گرومن آمریکا ۷۰ عدد هواپیمای جنگی اف ۱۴ خرید که هر کدام ۳۶ میلیون دلار قیمت داشتند و اصولا برای نیروی دریایی آمریکا طراحی شده بودند نه موشک مینداخت و نه مسلسل داشت و یک هواپیمای کاملأ دفاعی بود درحالیکه کارشناسان نظامی خرید هواپیمای اف ۱۵ را که تنها ۹ میلیون دلار قیمت داشت را بهتر میدانستند چون هم در حمله هم دفاع کارایی بیشتری داشت و ایران میتوانست ۲۸۰ اف ۱۵ بخرد اما شاه و ارتشبد حسن طوفانیان از کمپانی ورشکسته گرومن چندین میلیون دلار پول گرفتند تا این معامله سر بگیرد ! سیستم خرید در ایران غلط بود. وقتی برادران خیامی با این سؤال مواجه میشوند که چرا شما به عنوان یک شرکت خصوصی طبق نظر خود عمل نکردید و نظر شاه را بر خود تحمیل کردید؟ پاسخ ساده ای میدهند که:چون خیلی چیزها در زندگی دست آدم نیست! همان زمان که محمد رضا پهلوی براساس ذوق زدگی و عدم تخصص ،شرکت ایران ناسیونال را مجبور به قرارداد با یک شرکت ورشکست شده انگلیسی میکند ، شرکت هیوندای کره جنوبی که چند سال دیرتر با ایران ناسیونال شروع به کار میکند به دنبال برترین شرکتهای تولید خودروی جهان میگردد ! و اولین قرارداد کاری خود را با شرکت خودروسازی بزرگ و معروف فورد می بندد. فورد یک شرکت خودروسازی آمریکایی موفق در روزگار خود بود. در کره جنوبی شاه یا نخست وزیر یا هیچ مقام دولتی دیگری ، نظر خود را بر شرکت هیوندای تحمیل نمیکند بنابراین اولین و مهمترین تفاوت هیوندای کره با ایران ناسیونال ( ایران خودرو ) در همان گام ابتدایی در دخالت شاه ایران نمایان میشود ! هیوندای و ایران خودرو شرکتهای خصوصی بودند. هیوندای خودش تصمیم میگیرد که با فورد کار کند ولی ایران ناسیونال نمیتواند خودش تصمیم بگیرد بنابراین تولید پیکان ثمره تصمیم شاه است و وضعیت آشفته امروزی تولید خودرو میوه باغ دخالت پهلوی است. هم اکنون شرکت هیوندای کره جنوبی با ۵۷ هزار کارمند سالانه ۶ میلیون خودروی با کیفیت جهانی تولید میکند و بسیاری از بازارهای جهانی را به تسخیر خود درآورده است اما ایران خودرو با ۶۲ هزار کارمند تنها ۵۰۰ هزار خودرو در طول سال تولید میکند ! آنهم صرفأ برای مصرف داخلی ! هیوندای توانست به یک برند ممتاز در سطح دنیا بدل شود اما ایران خودرو از تولید لوازم جانبی یک پیکان و پراید هم درمانده است ! چرا تعداد کارمندان ایران خودرو از شرکت یوندای چند هزار نفر بیشتر است اما تولیدات هیوندای ۵ / ۵ میلیون خودرو بیشتر است ؟ یکی از مهمترین دلایل رشد شرکت هیوندای این بوده که کشورش هیچگاه دچار شوک اقتصادی نشده است و هیچ انقلاب و جنگی و تحریمی به خود ندیده است اما ایران انقلاب را تجربه میکند و ایران ناسیونال که تا آن زمان خصوصی بود ، ملی میشود و جنگ طولانی تأثیر خودش را بر صنعت نو ظهور خودرو نشان میدهد. پس از جنگ هم ایران خودرو نمیتواند با مدیریت دولتی خودش را باز سازی کند چون هرجا دولت ، مدیریت یک کار اقتصادی را در دست بگیرد همواره با افزایش هزینه و نا کار آمدی همراه است ! کره جنوبی پس از برنامه ریزی استراتژیک و برندینگ ، بخش تحقیق و توسعه را فعال کرد تا با صرف بودجه کلان به فناوری های روز دنیا دست یابد. تا وقتی که مدیران ایران خودرو ، دولتی هستند و حقوق خود را از جایی دیگر میگیرند و منافعشان وابسته به تولید خودروی با کیفیت و کم هزینه نیست ، اینکار صورت نخواهد گرفت ! ایران سال ۱۳۴۷ حدود ۱۱ کارخانه تولید خودرو داشته است به اسامی:سایکا _ ایران ناسیونال _ شرکت مرتب _ جنرال موتورز ( پارس خودرو ) _ سایپا _ لیلاند موتور _ محور سازان ایران خودرو _ گروه صنعتی خاور _ شرکت اتومبیل سازی مزدا _ شرکت ایران کاوه. در حالی که کره جنوبی فقط دو شرکت هیوندای و کیا را داشته است ! در ایران توجه اصلی بر مونتاژ و سر هم بندی بوده است و تحت عنوان تولید ، در واقع مونتاژ محصولات نیمه تمام را با قطعات منفصله راانجام میدادند. در خاطرات دکتر علی نقی عالیخانی وزیر اقتصاد ایران در سالهای ۱۳۴۱تا ۱۳۴۸ آمده است که:در ایران مونتاژ انجام میشد و تمام قطعات را از خارج وارد میکردند آن ارز برای مونتاژ وارد میشد و عده بخصوصی بدون هیچ دلیلی پولدار میشدند بدون اینکه در ایران یک کار یا محصول درست و حسابی انجام بدهند. بدون اینکه ارزش افزوده ای در ایران به دست بیاید مثلأ فیات را در ایران مونتاژ میکردند و علامت ساخت ایران را هم پشتش میزدند ولی حتی این علامت ساخت ایران را هم در ایتالیا ساخته بودند و وارد میکردند !!!


  • عدم توازن ثروت بین استانهای ایران!

    سطح زیر کشت کشاورزی آبی در لرستان ۲۳ درصد است اما در اصفهان بالای ۹۰ درصد است و در یزد ۴۰ درصد زمینهای کشاورزی آبی است! در لرستان تنها ۳۰ هکتار سطح گلخانه ای وجود دارد اما در یزد کویری ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصول تولید میکند همچنین یزد سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکند! در یزد کویری ۸ کارخانه بزرگ تولید فولاد و آهن وجود دارد که آب دوست ترین صنعت در دنیاست! در اصفهان ۱۶ کارخانه و مجتمع تولید فولاد و آهن وجود دارد همچنین در اصفهان ۲۶۶۵ هکتار زمین برنجکاری وجود دارد که سالانه ۶۵۰ میلیون متر مکعب آب می بلعند! درآمد سرانه یک تهرانی در سال ۱۳۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده درحالیکه متوسط درآمد یک شهروند یاسوجی فقط ۳۰۰ هزارتومان است! استان کهگیلویه و بویراحمد روزانه ۵۰۰ هزار بشکه نفت ( معادل کشور امارات ) نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰برابر لرستان است و ماشین آلات کشاورزی شهر مرودشت فارس برابری میکند با کل ماشین آلات لرستان!!! بیش از ۶۴ درصد کل تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود و مابقی بودجه هم بین کلانشهرها تقسیم میگردد که روزانه شکاف و فاصله بین کلانشهرها و مناطق محروم بیشتر میشود. حدود ۴۰ درصد صنایع ایران فقط در تهران متمرکز است درحالیکه ظرفیت زیستی تهران فقط ۳ میلیون است اما جمعیت ۲۰ میلیونی درآنجا حضور دارد! ترکیب جمعیتی ایران از نظر پراکنش جغرافیایی غلط است و مناطقی بیشتر توسعه یافته اند که در حاشیه کویرند و با بحران آب مواجه اند. بزرگترین آکواریوم خاورمیانه در اصفهانی احداث میشود که حتی آب شرب ندارد یا در قمی که با آب انتقالی لرستان سرپاست دریاچه ۸ هکتاری با آب شیرین در کویر احداث میشود و در نمکزار کهک برنجکاری میکنند!!! لرستان هیچ، سدی ندارد. هیچ صنایع مادری ندارد.


  • محسن ایمانی

    در شهرهای لرنشین باید نام چهار راه و میادین را بگذارند "چه کنم" به دلیل اینکه بیکاران از فرط بیکاری و وضعیت بد اقتصادی آنجا جمع میشوند و میگویند چه کنم؟ ز ده ها مردها آواره گشته _ همه بی توشه و بی باره گشته! خدا لعنت کند کسانیکه با بی توجهی و کم کاری باعث ایجاد مشکل در اقتصاد شهرهای لرنشین شدند. زخمی دردی وه تیر ناکسو … ای خدا ده ناکسو حقش بسو / سرزمین رنج و درد و بی کسی … لرسونه لرسونه لرسو .


  • تجربه تحریمها

    تجربه تحریمهای فلج کننده عراق زمان صدام نشان میدهد که وقتی درخت اقتصاد ، تولید ، معیشت از درون پوسیده شود با تلنگری خواهد افتاد از هم اکنون گزارشهای مربوط به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران روندی رو به وخامت دارند.مسئولان ارشد نباید اوضاع تهران و سایر کلانشهرها را با مناطق محروم یکی بدانند چون فشار گرانی و بیکاری و نداری بیشتر روی هرم پایین جامعه است و شهرها و استانهای محروم از این شرایط خیلی آسیب می بینند لااقل با بسته های حمایتی و کنترل قیمتها به اقشار کم درآمد جامعه حمایت ویژه کنند.


  • احمدوند

    در ایران حدود هزار شهر داریم و همین تعداد هم امام جمعه داریم که هر کدام تعدادی محافظ ، کارمند ، دفتر نمایندگی ، ساختمان ، اتومبیل و دیگر امکانات در اختیار دارند آیا این هزینه برای هفته ای ۲ رکعت نماز ضروری است؟اصل نماز جمعه یکی از نهادها و نمادهای حکومت دینی است اما در نوع استفاده از بودجه عمومی برای اقامه آن میتوان تامل کرد.


  • چرخه اقتصاد ایران

    بانک مرکزی اعلام کرد : از ۴۰ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات ۳۰ میلیارد دلار آن تا به حال به چرخه اقتصاد بازنگشته است!!! بانک مرکزی یک هفته بعد اعلام میکند : بیش از ۸۰% ارز صادراتی به چرخه اقتصاد بازگشته است!!! بانک مرکزی چند روز بعد دوباره اعلام میکند : حدود ۱۹ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصاد ایران بازگشته است!!!


  • محرومترین قوم ایران

    ایران کشوری کثیرالقوم است و هر کدام درگیر مشکلات خاص خود هستند اما سه قوم بلوچ ، لُر و کرد از هر نظر محرومتر از بقیه اقوام هستند. بلوچها رتبه نخست محرومیت را دارند و کلکسیونی از درد و رنج است. فقر ، بیکاری ، بی آبی و نبود امکانات بلوچها را محرومترین مردم ایران کرده است. قوم لُر رتبه دوم محرومیت را دارد سرزمین بلاد لُرنشین که سرشار از ثروت و نعمت است در کمال تعجب در تمام آمارهای اقتصادی و توسعه رتبه های آخر را دارد. مناطق لُرنشین آب ، نفت ، معادن و جوانان تحصیلکرده زیادی دارد اما رکورددار آمار بیکاری و نداری است و بالاترین آمار مهاجرت جوانان را دارد. کردها رتبه سوم فلاکت را دارند کولبری و رنج با این قوم همزاد شده است. فقر ، نداری و بیکاری در تمام شهرهای کرد نشین شیوع دارد.آیا مسئولان ولنجک نشین چیزی از دردهای مردمان بلوچ ، لر و کرد میدانند؟ درد داریم چه کسی و چه وقت قراره به داد ما برسید؟ به چه کسی امیدوار باشیم؟


  • چرا کویرنشینان با فدرالیسم مخالفند؟

    پان پارسها که ناسیونالیسم افراطی مورد علاقه شان است که در آن هیچ جایگاه و حقی برای اقوام قائل نیستند. اندیشه ناقص الخلقه ای که تولدش حاصل لقاح مصنوعی افکار ناسیونالیستی هیتلری و باستانگرایی صهیونیستی بود به همین دلیل با جعل تاریخ مبدا تاریخ ایران را از هخامنشیان معرفی کردند و به سانسور و کمرنگ کردن تمدنهای پیشآ هخامنشی پرداختند. کسانیکه با فدرالیسم مخالفند و بهانه شان خطر تجزیه است تنها به فکر چندطبقه کردن صنایع و ثروتهای بادآورده خود در کویر مرکزی هستند و از تفکر فدرالیسم بیزارند چون دستشان از پولهای بی حساب و کتاب که از چهارگوشه ایران به سمت کویر جارو میشود کوتاه میگردد لذا با ترویج عقاید باستان پرستی درصدد آنند که اقوام ایران را از داشتن هویت ، تاریخ ، زبان و اقتصادی پویا محروم کنند.غیر از اینست که لر و گیلک و ترک در این صدسال همواره سوژه جوک و مضحکه اوقات فراغت پان پارسها بودند؟غیر از اینست که شکاف طبقاتی و اختلاف امکانات بین شهرهای کویری با شهرهای مرزی از زمین تا آسمان است؟


  • چرا شهرهای نفت خیز محرومند؟

    اکثر چاههای نفت در بلاد لُرنشین هستند ۱۲۰ سال است از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند اما فقیرترین شهر از نظر اشتغال و امکانات است! گچساران کُهگیلویه دارای پنجیمن ابر مخزن نفت جهان و بزرگترین منابع گاز خاورمیانه را دارد و کهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما پایین ترین درآمد سرانه در ایران را دارد و یکی از فقیرترین و محرومترین مناطق کشور است! شهرهای نفت خیز دهلُران و پلدختر هم در فقر و فلاکت زندگی میکنند. خُب پول فروش این نفتها خرج بُرجسازی در تهران و اصفهان میشود.در اصفهان دختر جوانی به دوست پسرش پورشه میلیاردی هدیه میدهد و عین خیالش نیست که عابری را زیر گرفته و تازه بر سر پلیس هوار میکشد که چرا جلوی من را گرفتید! پسر ۲۲ ساله فلان وزیر که خاستگاهی کویری دارد در لندن سوار بر فراری با روکش طلا جولان میدهد و همه را انگشت به دهان میکند! یک پسری که هیچ شغل و مسئولیتی ندارد چطور این همه پول را در سن پایین جمع کرده؟ این جماعت کویری میخواهند حقارتهای تاریخی شان را با تجملگرایی افراطی پُر کنند. چرا هم نژادان افغان و تاجیکشان در فقر و نداری دست و پا میزنند و مردمی که در کویر حتی آب خوردن ندارند به چنین ثروتهای افسانه ای دست یافتند؟ آیا این پول نفت ، معادن ، مالیات و عوارض شهرستانهای ایران نیست که همه جارو و به جیب کویرنشینان منتقل میشود؟


  • ایران از زمان هخامنشی ساتراپ نشین بود

    ایران از زمان هخامنشی ساتراپ نشین (فدراتیو) بود و ایالات به خاطر وسعت زیاد اختیاراتی برای اداره و مدیریت مناطق خود داشتند. آنهایی که مخالف فدرالیسم هستند بیشتر در شهرهای کویری زندگی میکنند و نگران از دست دادن ثروت و پول چهار سمت کشورند که به سوی جیبشان سرازیر میشود و تحت هر شرایطی میخواهند این موقعیت را کماکان حفظ کنند و مشارکت اقوام ایران را در ساختار سیاسی محدود کنند.فدرالیسم برای کویرنشینان که هیچ منبع زیرزمینی مثل نفت ، آب ، گاز و معادن برای تامین پول ندارند بسیار خطرناک است لذا حکومت مورد علاقه آنان سلطنتی متمرکز و تک بعدی است به همین خاطر از رضاخان بشدت طرفداری میکنند چون او با تمرکزگرایی موجب پیشرفت حاشیه کویر شد.وقتیکه آب بلاد لُرنشین را به کویر قم و اصفهان و یزد و کاشان میبرند و صنایع آب بَر را در کویر تاسیس میکنند طبیعی است که جمعیت بخاطر کار و ثروت در آنجا متمرکز میشود و با انتقال آب به کویر ، برای همیشه مناطق لُرنشین بصورت حاشیه ای و فقیر باقی میمانند و فقر ، بیکاری و نداری همزاد همیشگی لُرها خواهد بود.


  • کشور کثیرالقوم ایران

    فدرالیسم و ایالتی کردن ایران بهترین و مردمی ترین شیوه حکومت برای کشور کثیرالمله ایران است. پان آریاییها از زمان رضاخان حکومت تمرکزگرا را رایج کردند و تمام ایالات ایران را سلب قدرت کردند به طوریکه برای انجام کوچکترین کارها باید از تهران مجوز بگیرند و تمامی حقوق شهروندی اقوام کمرنگ شد و اقوام نماد اُملی ، بیفرهنگی و سوژه خنده کویرنشینان شدند و نگاه از بالا به پایین پارسها به اقوام به مثابه شهروند درجه سوم بود. تبعیض اقتصادی و عدم دسترسی به امکانات بین استانهای فارس نشین و بلاد لُرنشین اظهر من الشمس است و گسست فرهنگی و اجتماعی بین کویر مرکزی و پیرامون مرزی ایران بشدت رایج است.کویریها همواره عاشق رضاخان بودند چون خودشان چکمه پوشیدند و آزادیخواهان زاگرس را سرکوب کردند.


  • آرمان چاغری

    کسی که در تهران در برج شیشه ای نشسته نمیتواند درباره مشکلات استانهای لُرنشین تصمیم درست بگیرد چرا که کار کارشناسی و شناخت کافی از پتانسیل های آن مناطق ندارد اما در فدرالیسم میتوان از نخبه های هر ایالات به شکل تخصصی استفاده کرد.سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای شهر تهران گفت: مطلوب ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است.اما باستانگرایان افراطی و سلطنت طلبان که بوی فاشیسم از گفتارشان به مشام میرسد بر او تاختند و منکر حقوق اقوام شدند.فدرالیسم شکلی از حکومت است که در آن《قدرت سیاسی》بصورت سرزمینی توزیع شده و به اجرا درمیآید.


  • انوش هداوند

    در تمام کتابهای تاریخی و کتاب شعر شاهنامه فردوسی منظور از ایران منطقه شمال افغانستان و تاجیکستان است مثلاً خود فردوسی میگوید: چو دارا از《ایران》به کرمان رسید _ دو بهر از بزرگان لشکر ندید! یا جایی دیگه میگه: چو صد مرد بیرون شدند از میان _ ز《اهواز》و《ایران》و از رومیان! یا جایی دیگه میگه : از ایران و از کشور نیمروز (سیستان) _ همه کاردانان گیتی فروز! فردوسی کرمان ، سیستان و خوزستان را کشورهایی جدا از ایران میدانسته است و ایران مدنظر او همان خراسان بزرگ بوده است! حتی یکبار نام ایران در کتابهای تاریخ طبری / بلعمی / ابن اثیر / مسعودی و...نیامده است حتی در تاریخ ۱۶ جلدی طبری که بدست یک ایرانی نوشته شده است حتی یکبار نام ایران به کار نرفته است.ایران مورد منظور فردوسی همان کشور تاجیکستان ، افغانستان و خراسان است.سال ۱۳۱۴ رضاخان دستور تصویب نام ایران را داد.پان پارسها بسیار نژادپرست هستند و هیچ حقی برای دیگر اقوام قائل نیستند و همه اقوام را تحقیر میکنند چون به غیر از خودشان کسی دیگه را قبول ندارند.لذا اقوام با فدرالیسم فقط حق ذاتی خودشان را در تعیین سرنوشت در چارچوب قانون میخواهند.


  • ۶۴ درصد تسهیلات بودجه کشور در تهران خرج میشود

    بیش از ۶۴ % نرخ تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود و نصف کل پول ایران در تهران جریان دارد و ۳۵ % صنایع بزرگ ایران در تهران است. درآمد سرانه یک تهرانی ۵ میلیون تومان و درآمد سرانه یک شهروند یاسوجی فقط ۱۵۰۰ تومان است! پول یک خانه در نیاوران تهران معادل بودجه عُمرانی یکسال استان ۲ میلیونی لُرستان است.بیشترین سرانه سپرده گذاری در استانهای تهران / اصفهان / یزد / شیراز / قم / سمنان / کرج / و مازندران است استانهای که اکثراً پارس هستند و این یعنی مرکزگرایی و تجمع ثروت در دست استانهای خاص.در لرستان هیچگونه بیمارستان سوانح و سوختگی وجود ندارد و بیماران به تهران اعزام میشوند.هیچ مرکز استان لُرنشینی به راه آهن وصل نیست.هیچ شهر لُرنشینی صنعتی نیست و دانشگاه صنعتی ندارد.کهگیلویه وبویراحمد روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما در تمام آمارهای اقتصادی رتبه آخر را دارد و فقیرترین استان کشور است.در مناطق لُرنشین خانوارهای زیادی با پول یارانه زندگی میکنند اما در اصفهان دختری به دوست پسرش پورشه میلیاردی هدیه میدهد و عابر را زیر میگیرد و تازه سر پلیس داد میزند که چرا جلوی مرا گرفتید؟تمامی آب اصفهان از کوهرنگ بختیاری تامین میشود اما کوچکترین احترامی برای لرها قائل نیستند.


  • بستنی با روکش طلا

    پول یک خانه در شمال تهران برابری میکند با بودجه عمرانی یکسال استان لُرستان! یک آپارتمان در زعفرانیه تهران ۲۷میلیارد تومان است.در بُرج میلاد بستنی با روکش طلا سفارش داده میشود.این درحالی است که در کردستان برای یک لقمه نان کولبری میکنند و در لرستان با پول یارانه زندگی میکنند! تمرکزگرایی که از زمان رضاخان شروع شده فقط با زور سرنیزه تا امروز دوام آورده و دستاوردی جز تشدید قومگرایی و کینه و انزجار اقوام نسبت بهم نداشته است.در تهران از رانتهای اقتصادی و مزایای گوناگون استفاده میکنند و سطح درآمد و رفاه مردم خیلی بالاتر از شهرستانهاست.هشتاد درصد ثروت ایران از استانهای به غیر از تهران تامین میشود اما تمام پول کشور جارو میشه به سمت تهران و خرج بُرجسازی برای دلالهای اقتصادی میشود.


  • بازاریان و شرکتهای واردکننده مخالف فدرالیسم

    فدرالیسم با توجه به تنوع قومیتی و وسعت ایران برای اقوام خیلی مفید است فقط تنها مخالفان این قضیه پایتخت نشینان و شهرهای کویری مثل قم و اصفهان و یزد هستند که دستشان از پولهای بادآورده دیگر نواحی کوتاه میشود همچنین بازاریان سُنتی تهران و شرکتهای وارد کننده انحصار طلب که منافعشان در توزیع و پخش کالا و خرید شهرستانیهاست از مخالفان سرسخت فدرالیسم هستند.مراکز فروش و توزیع محصولات و کالاها باید در بنادر جنوبی متمرکز باشند اما دلالان پرنفوذ تمامی کالاها را به بازار تهران منتقل میکنند تا عواید فروش و سفارش شهرستانیها نصیب آنان شود.تجمع و تمرکز تمامی فرصتهای اشتغالی و تجاری منحصر به تهرانیهاست و سطح اختلاف امکانات بین تهران و شهرستانها وحشتناک است.


  • برزو کیانرسی

    تمرکزگرایان با پیش کشیدن نظریات سوریه ای کردن ایران و ترس از تجزیه در واقع دارند بر روی مطالبات اقوام سرپوش میگذارند وقتیکه طبق آمارها ۶۰ % بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود و استانهای حاشیه کویر مثل اصفهان و قم و یزد و سمنان بالاترین میزان صنعت و اشتغال را دارند طبیعی است که مخالف هرگونه تغییری در ساختار قدرت باشند و چون حتی از نظر آبی وابسته به بلاد لُرنشین هستند هرگونه تفکر مخالف منافع خود را متهم به جدایی و تجزیه طلبی میکنند درحالیکه اگر ثروت و رفاه در همه جای ایران با عدالت توزیع شود مردم اقوام چرا باید سر ناسازگاری داشته باشند؟


  • علیرضا احمدوند

    طرح فدرالیسم به معنای تجزیه یا جدایی نیست بلکه به مانند کانادا ، بریتانیا ، آلمان ، هند ، آمریکا ، امارات و...هر ایالتی میتواند با توجه به پتانسیلهای خود راههای مختلف اقتصادی و نوع توسعه خود را با توجه به منابع و پتانسیلهایی که در اختیار دارد به دست بیاورد. ایران نصف اروپا وسعت دارد و نمیتوان در تهران برای تمام ایالتها تصمیم گیری کنیم زیرا زیست بوم کویری قُم با سرزمین کوهستانی لُرستان فرق میکند یا نوع نگاه مردم تبریز به توسعه با مردم سیستان فرق میکند لذا با طرح فدرالیسم به مردم اقوام این حق را میدهیم که در چارچوب قانون برای پیشرفت و توسعه خود تلاش کنند.اندیمشک لرنشین ۳ سد بزرگ جهانی را دارد و ۸۰ درصد برق کشور را تامین میکند اما بالاترین نرخ بیکاری را دارد.گچساران کهگیلویه دارای پنجمین ابر مخزن نفت جهان و بزرگترین منابع گاز خاورمیانه است اما کهگیلویه فقیرترین و محرومترین استان ایران است.شهرهای نفت خیز مسجدسلیمان ، پلدختر و دهلُران هم وضعی مشابه دارند و این با عدالت خداوندی در تضاد است که شهرهای نفت خیز در فقر و نداری باشند و شهرهای کویری همگی ثروتمند و صنعتی باشند.لذا با فدرالیسم که قدرت و ثروت در آن بصورت سرزمینی توزیع میشود میتوانیم عدالت را به اجرا درآوریم.


  • عوامل اقتصادی بحران

    عوامل اجتماعی بحران را نمیتوان بدون توجه به عوامل اقتصادی مورد بحث قرار داد زیرا گروههای انسانی قبل از هر چیز به حداقل معاش نیاز دارند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند و هویت خویش را دریابند. در طول تاریخ و در سرتاسر پهنه زمین ، جامعه انسانی همواره جامعه ای طبقاتی بوده است. جامعه ایرانی از این حالت کلی که عملاً به شکل یک قانون تبعیض و تضاد درآمده مستثنی نیست. با اینکه قرنها پیش در وصف این ناهمگونی اجتماعی و ستم طبقاتی باباطاهر همدانی گفته بود : اگر دستم رسد بر چرخ گردون _ از او پُرسم که این چونست و آن چون / یکی را داده ای صد نعمت و ناز _ یکی را قرص جو آلوده در خون!!! این چرخ گردون نیست که به تمایز طبقاتی دست زدند برعکس این رژیمهای سیاسی حاکمند که حتی به اسم دینهای آسمانی و آیینهای زمینی رسماً این شرایط نامناسب را بوجود می آورند. رژیمهای مختلف خاصه آنها که《برچسب ناسیونالیستی》بر خود میزنند در پی آن بودند که گروههای مختلف قومی را در《مضیقه اقتصادی》قرار دهند تا یا بطور مستقیم یا از طریق نیل به مدارج آموزش عالی نتوانند گامی موثر در راه احقاق حقوق خود بردارند.این سیاست عملاً بر این مبتنی است که اگر شکم گرسنه را ایمانی نیست توقع انقلاب را هم از آن نباید داشت.از جهت دیگر برنامه های عمرانی ایران که از سال ۱۳۲۷ خورشیدی شروع شده ، همواره ناقص و فاقد هدف کلی و مشخص بوده است همچنان که هرگز ارزشیابی صحیحی از کارکرد آنها به عمل نیامده است به همین دلیل می بینیم که بسیاری از مناطق کشور همچنان با مسائلی درگیرند که از گذشته دور به ارث برده اند!


  • نابرابری در ایران شکل طبیعی و عادی بخود گرفته است

    خودی و غیرخودی از عوامل زاینده نابرابری اجتماعی است. در ایران کشور به خودی و غیرخودی تبدیل شده و امکانات / استخدامات / و توزیع ثروت و قدرت منوط به داشتن پارتی یا معرفی نامه از مراکز خاص است مثلاً حسن کریمی قدوسی برادر زاده جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد با لیسانس الهیات مدیرعامل بنیاد ملی بازیهای رایانه ای است این در حالی است که صدها دکتری کامپیوتر بیکار در ایران وجود دارند.فرصتها باید برای همه یکسان باشند تا رقابت عادلانه باشد ، اینطور نباشد که یک آقازاده پسر فلان وزیر در ۲۵ سالگی فراری با روکش طلا سوار شود و واردات هزار میلیاردی انجام دهد و جوانان تحصیلکرده بدون پارتی بیکار بمانند! این تبعیضها در ایران شکل عادی و طبیعی بخود گرفته است!نظام اقتصادی ایران بر مکانیسم هایی تکیه دارد که عملاً در خدمت توزیع بسیار نابرابر رانت نفتی عمل میکنند.


  • ناسیونالیسم پارسی خودی و بیگانه نمیشناسد

    ناسیونالیسم پارسی خودی و بیگانه نمیشناسد و همه ملل غیرپارس را از دَم تیغ تحقیر ، تبعیض و تهمت خود میگذراند و دامنه تنش را مثلاً از جوکهای نژادپرستانه لُری در محافل خصوصی به تحقیر و هتاکی سیستماتیک در مجلات ، تلویزیون ، روزنامه ، اینترنت و کل اقشار جامعه میکشاند آنچنان که در یک همه پرسی و انتخابات مجلس در رقابت نامزد پارس و لُر بختیاری در نجف آباد اصفهان در اقدامی نژادپرستانه بر پلاکارتها نوشتند: لُر به بهشت میرود اما به مجلس نه! و چون نامزد لُربختیاری به مجلس راه یافت باز توهین کردند و نوشتند: توالت ما پر شده نماینده ما لر شده! کسانیکه میگویند ما در ایران قومی بنام فارس نداریم و همه ملت ایرانیم اما اینها تماماً حرفهای سطحی و بی ارزش است واقعیت جامعه نژادپرست پارس چیز دیگری است.بی شک دگرستیزی ناسیونالیسم پارس ، به لُر ، ترک ، عرب ، کرد و بلوچ ستیزی بسنده نخواهد کرد و همچون هر فاشیسم دیگری این نژادپرستی پارسی کشور را آبستن تنش و انزجار خواهد کرد.


  • بالاترین سرانه سپرده گذاری متعلق به شهرهای فارس نشین است

    بالاترین سرانه سپرده گذاری متعلق به استانهای فارس نشین است و استانهای تهران / اصفهان / یزد / شیراز / قم / سمنان / و البرز بالاترین نرخ سپرده گذاری را دارند و این یعنی مرکزگرایی! تمامی پول چهار قسمت کشور جارو میشود و خرج سرمایه گذاری برای چندطبقه کردن صنایع کویر میشود.سرانه سپرده گذاری در کُهگیلویه ۱۵۰۰ تومان است یعنی مردم تهران ۲۰ برابر بیشتر از کُهگیلویه درآمد دارند! کهگیلویه ای که سرزمین نفت و گاز است و روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان کشور است! تهران و اصفهان به تنهایی ۶۵ % کل تسهیلات بودجه کشور را از آن خود کردند و ۶۰ % از پول کل کشور فقط در تهران است! اگر دقت کنید می بینید برنامه هایی در کار است که یک منطقه قومیتی کویرنشین را ثروتمند و صنعتی کنند و یک منطقه قومیتی دیگر که سرشار از نفت ، گاز ، آب ، معادن و راههای استراتژیک است را عقب مانده و محروم نگه دارند.لُرها هم مستعمره اند هم حاشیه نشین.در ایران ۲۵ میلیون حاشیه نشین داریم که زاغه نشین هستند.


  • نابرابری های اجتماعی

    زاییده شدن در درون قشر《خودیها》تامین کننده یک ارزش اجتماعی بسیار نان و آبدار است در واقع تبعیض آشکار میان《خودی》و《غیرخودی》یکی از مهمترین عوامل زاینده نابرابریهای اجتماعی است و نقش آنرا در ایجاد و تعمیق نابرابریهای اقتصادی نباید نادیده گرفت. در ایران تحصیلات دانشگاهی راهگشای پیشرفت نیست و حتی به مانعی بر سر دستیابی به استغال بدل شده است و نابرابریهای اجتماعی عمیقی را به وجود آورده که شکاف درآمدی را دامن میزنند. نابرابری اجتماعی زمینه ساز توزیع نابرابر درآمد و ثروت در درون یک جامعه است. افراد یک جامعه در ایران برحسب درجه برخورداری شان از شهر و قومیت غالب از فرصتهای اجتماعی برخوردار میشوند.


  • نرخ پایین رشد سرمایه گذاری

    بیکاری به نرخ پایین رشد سرمایه گذاری برمیگردد که پاشنه آشیل اقتصاد ایران شده است.نرخ حقیقی رشد سرمایه گذاری در ایران سالهاست که منفی است.سیدموسی خادمی استاندار لُرستان گفت:لرستان از حیث سرمایه گذاری دولت همواره پسرفت داشته و خیلی از صنایع وابسته به شستا ، ایمیدرو و...بجای به روز رسانی تعطیل شده اند.بی ثباتی قیمتها اصلیترین مانع بهبود فضای کسب وکار در لُرستان است و دومین مانع بهبود فضای کسب وکار بی تعهدی طرفهای قرارداد عنوان شده است.استانهای لُرنشین همیشه به علت بی توجهی دولتها به عنوان استانهای محروم شناخته میشوند درحالیکه بالاترین منابع نفتی ، گازی و آبی را دارند.لرستان میتواند هزار کارخانه سیمان داشته باشد که به مدت هزار سال سیمان تولید کنند.اما متاسفانه با وجود تحریمهای همیشگی ، عدم سرمایه گذاری دولت در لرستان ، صنعتی کردن شهرهای حاشیه کویر و پیگیر نشدن خود مردمان لُر در عقب ماندگی صنعتی سهمی بسزا دارد.


  • سهم لُرستان از تولید ناخالص تنها یک درصد است

    دکتر حسین سلاحورزی نایب رییس اتاق بازرگانی کشور در مصاحبه با اصحاب رسانه لُرستان گفت : سهم استان ما از تولید ناخالص《یک درصد》بیشتر نبوده است! یعنی نرخ بیکاری در استان ما اغلب دو برابر متوسط کشوری است و نرخ بیکاری جوانان تا سه برابر نرخ بیکاری کشور است! درآمد سرانه ما هیچوقت از ۴۰ درصد یعنی نصف درآمد سرانه متوسط کشور بالاتر نرفته و در بحث جایگاه عادلانه متوسطه کشور هم نتوانسته ایم بیشتر از نصف کشور باشیم! اگر بخواهیم برسیم به جایگاهی که براساس عدالت سهم ماست نمیتوانیم هدفگذاری کنیم که در ۱۰ سال آینده جزء ۱۰ یا ۵ استان توسعه یافته کشور باشیم چون به قطع خواب و خیال و توهم است اما باید هدفگذاری کنید تا بتوانیم به میانه جدول برسیم و در این مدت بطور مداوم در طول ۵ سال《باید سالی یک میلیارد دلار پول وارد لُرستان کنیم》چون طبق بررسی اقتصادی که ما انجام دادیم در زمانیکه قیمت دلار ۳۷۰۰ تومان بوده نیاز ما حدود ۴ هزار میلیارد تومان بوده که الآن با این مبلغ هیچ اتفاقی در لُرستان نمی افتد و باید ۷ یا ۸ هزار میلیارد تومان در سال پول به لُرستان بیاوریم. هم اکنون سهم لُرستان از بودجه عمرانی تملک دارایی در وجوه اداره شده بودجه عمومی جاری درآمد شهرداریها حدود ۱۰۰ میلیارد بیشتر نیست لذا باید این پول منجر شود به ارزش افزوده که سهم آنرا در تولید ناخالص و درآمد سرانه بالا ببریم که مردم احساس رفاه کنند و احساس کنند بیکاری کم شده است!


  • لُرستان برای حل بیکاری نیازمند توجه دولت است

    لُرستان برای حل مُعضل بیکاری نیازمند توجه ویژه دولت و جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی است چون در استانی که ته ِ تهِ پُرش آنهم اگر تخصیصی های عمرانی ۱۰۰ % باشد ، اگر باران ببارد و خورشید و ماه و فلک همه دست به دست هم بدهند و دولت و حاکمیت کمک کنند پول به لُرستان بیاید شاید بشود یک سرمایه اجتماعی یا بستری که اتفاق بیفتد. با این پول هیچ دولتی اعم از چپ و راست ، معتدل و تدبیر و...نمیتواند یک روند ۵ ساله یا ۱۰ ساله توسعه را جایگزین کند مگر اینکه یک جریانی اتفاق بیفتد در لُرستان که بگویند و تبلیغ کنند《لُرستان بهشت سرمایه گذاری》است و سرازیر شوند به لُرستان! اما باید چکار کنیم که این فضا ایجاد شود؟ حقیقتاً تا زمانی که اتحاد و انسجامی بین نمایندگان ، مسئولان و مردم لرستان نباشد هیچ وقت توسعه شکل نمیگیرد. لُرستان تمام جنبه های مثبت پیشرفت مثل : منابع آب ، نفت ، معادن ، جوانان تحصیلکرده ، خاک مرغوب و موقعیت جغرافیایی بی نظیری دارد و فقط اتحاد و همدلی کلیه ساکنین آن را در جهت توسعه میطلبد. مردم خود باید پیش قدم شوند و با مطالبه گری در جهت توسعه قدم بردارند.


  • لُرستان به《سرمایه گذاری》نیاز دارد

    ما اگر بتوانیم ۱۰ هلدینگ غیردولتی را هدایت کنیم به لُرستان که هر کدام《پانصد هزار دلار》سرمایه گذاری کنند ، این برای آنها رقمی نیست و ممکن است در میان سرمایه گذاری آنها گُم باشد ، آنگاه در لُرستان اتفاقات خوبی در حوزه اشتغال خواهد افتاد. اما چه باید کرد؟ چرا ما نمیتوانیم؟ موانع چیست؟ وظیفه تک تک مسئولان و مدیران لُرستان چیست؟ اتاق بازرگانی ۱۰۰ % بخش خصوصی است. اتاق بازرگانی در هیچ جای دنیا دستگاه اجرایی نیست. اتاق بازرگانی پُل ارتباطی بین بخش خصوصی و دولت است برای اینکه بهتر بتواند مُشکلات را به دولت انعکاس دهد. تهیه قانون وظیفه اتاق بازرگانی نیست. اتاق بازرگانی لُرستان متاثر و برآمده از اقتصاد لُرستان است. یعنی ما اگر در رنکینگ اتاقهای سراسر ایران جزء سه اتاق آخر باشیم موضوع عجیبی نیست! اما شما اگر رنکینگ ایران را ببینید اتاق بازرگانی لُرستان بخاطر تلاش اعضایش جزء ۱۰ اتاق بازرگانی برتر کشور است. مسئولان ، مدیران و نمایندگان از اتاق بازرگانی لُرستان حمایت کنند تا بتواند بهتر در حوزه اشتغال فعالیت کند.


  • روزبه هداوند

    حاکمیت و دولت فقط به چند استان کویرمرکزی میرسند.تمام صنعت ، ثروت و امکانات ایران در تهران / قم / اصفهان / یزد و کرمان جمع شده است که حتی آب و یک قطره نفت ندارند! تمام چاههای نفت در بلاد لُرنشین است ۱۲۰ سال است که از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند ولی فقیرترین و بیکارترین شهر ایران است شهرهای نفت خیز دهلُران / پلدُختر و افرینه / گچساران و...هم در تنگدستی روزگار میگذارند.کهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما محرومترین استان کشور است درآمد سرانه هر یاسوجی فقط ۱۵۰۰ تومان است اما درآمد سرانه هر تهرانی ۵ میلیون تومان است! بیش از ۸۰ % برق ایران در شهر لُرنشین اندیمشک تامین میشود اما بالاترین آمار بیکاری را در بین شهرستانهای ایران دارد. آب شهرهای قُم / سلفچگان / ساوه / خُمین / محلات / دلیجان / نیم وَر / شازند / گلپایگان و خوانسار از الیگودرز لُرستان تامین میشود.آب اصفهان و یزد و کرمان را چارمحال بختیاری تامین میکند.یزد بدون آب کوهرنگ بختیاری فقط ۳ روز دوام می‌آورد! لُرها روی گنج نشستند ولی بخاطر بی توجهی دولت در رنج هستند.


  • فدرالیسم اقتصادی

    فدرالیسم اقتصادی: عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فاس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • عدم توجه به شهرهای لُرنشین

    گرو کشی و چندمین نامه تهدیدآمیز و تحریک آمیز نمایندگان اصفهان! آنها تامین《چهل میلیون متر مکعب آب شرب》مردم چهارمحال بختیاری را برای اجرای تونلهای سوم کوهرنگ و بهشت آباد که اهداف کشاورزی و صنعتی را دارند گرو گرفتند!!! از بند آخر نامه اینگونه برداشت میشود که نمایندگان اصفهان نظام را تهدید به برداشتن حمایت خود کردند! به نظر آنها کشور، نظامشان و شهدا را هم برای اجرای طرحهای انتقال آب گروگان گرفتند! واقعاً چه کسانی پشت صحنه طرحهای انتقال آب و نابودی سرزمینی ایران است؟ درخواست تشکیل استانی جدید در جنوب کرمان: مردم جنوب کرمان، قلعه گنج جیرفت و دیگر مناطق که سالهاست در محرومیت شدید ناشی از تمرکزگرایی بیش از حد شهرهای شمالی کرمان قرار دارند خواستار ایجاد استان جدید هستند! شمال کرمان مقصد بیشتر طرحهای انتقال آب چه از جنوب کرمان و چه از سرشاخه های کارون برای توسعه کشاورزی و صنعت و تفریح است و جنوب کرمان که بیشتر از اقوام لُر، بلوچ و عرب هستند در نهایت محرومیت بسر میبرند!!!هنوز بسیاری از مدارس قلعه گنج مدارس کپری هستند و دولت با انتقال آب از سرشاخه های هلیل رود به شمال کرمان علاوه بر نابودی محیط زیست جازموریان، محرومیت مضاعف را در حق مردم جنوب کرمان روا میدارد!!! لُرهای بختیاری اصفهان و چارمحال و خوزستان باید استان بختیاری را تشکیل دهند تا کمتر به بختیاریها ظلم شود! الآن چادگان و فریدونشهر اصفهان که لُر هستند حتی آب و برق و گاز و صنعت هم ندارند چون اصفهانیها فقط فارسها را قبول دارند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • لُرستان کانون بی توجهی دولت

    رتبه آخر کسب وکار لُرستان و افق اشتغال: انتشار شاخص ارزیابی عملکرد دستگاه‌های اجرایی در بهبود وضعیت کسب و کار و《رتبه آخر لرستان》گویای نکات مهمی برای جوانان جویای کار،کارآفرینان، کارفرمایان و مدیران است.وضعیت چالش برانگیز بیکاری در طی یک دهه گذشته در استان، ظهور و بروز آسیب‌های اجتماعی فرهنگی و اقتصادی بسیاری از جمله افزایش فقر و مهاجرت و خشونت را درپی داشته و اگرچه اقداماتی برای رفع این آسیبها در جریان است، اما تا زمانیکه بیکاری بعنوان《مادر آسیبهای اجتماعی》رفع نشود، تلاشها چندان تاثیر مشهودی نخواهد داشت.از طرفی با وجود این ارزیابی دورنمای مبهم از حل مسئله بیکاری نیز پیش روی لرستان قرار گرفته است، زیرا این ارزیابی از دید کارآفرینان مورد سنجش قرار گرفته است. این موضوع آنجا اهمیت پیدا میکند که بدانیم برنامه های دولت در کوتاه مدت و میان مدت متمرکز بر کوچک سازی و برون سپاری امور به بخش خصوصی بوده و این معنایی جز کاهش مشهود استخدام دولتی را ندارد و از اینرو می‌توان گفت که با حجم بیکاری فعلی لرستان کمتر از ۵ درصد افراد جویای حتمال استخدام دولتی را دارند. پس باید در حوزه غیر دولتی و خود اشتغالی بسترسازی اشتغال صورت پذیرد.حال این ارزیابی به معنای دشوار شدن ورود کارآفرینان و سرمایه گذاران و کارفرمایان به مولدان تولید و اشتغال می باشد. بدین معنی است که کارآفرینان از وضعیت سازمانهای ذیربط در حوزه اشتغال و اشتغالزایی و دستگاههای درگیر در این حوزه ارزیابی مثبتی ندارند و ناهماهنگیها و تصمیمات جزیره ای رفتارهای سلیقه ای سازمانها و اطاله و تاخیرامور و فرآیندهای زائد ایجاد شغل و مراودات اداری فرسایشی روند کسب و کار را دچار آسیب کرده است.در سال تولید ملی و با وضعیت بیکاری_در_لرستان برهمه دستگاهها و مدیران و متولیان دستگاه هاست که کمک به کارآفرینی و کارآفرینان و تولیدکنندگان در اولویت قرار گرفته، و بستر مناسبی را فراهم آورند و این کار باید امروز صورت بگیرد که فردا دیر است در غیر اینصورت بحران بیکاری میتواند استان را با مشکلات بسیار بزرگی مواجه کند.علیرضا_دریکوند: دکترای تخصصی کارآفرینی/استاد دانشگاه


  • نفوذ ترکها در وزارت نفت

    در عسلویه بوشهر ما هرکسی از مهندسین نفت و پرسنل را که دیدیم ترک تبریزی بود!!! هرچه پست کلیدی و کار مهم هست دست این عزیزانه و همیشه هم از ناعدالتی انتقاد میکنند!!! حتی تهرانیها هم که《دوره ۶ ماهه مأموریتشان》میآیند بوشهر، همه ترک هستند!!! فکر کنم نسل فارسها را منقرض کردند!!! تمام پرسنل پتروشیمی خرم آباد تماماً ترک تبریز هستند! اکثر واحدهای پالایشگاهی_پتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه هم در اختیار ترکهاست! آیا هیچ لُری در تبریز یا آذربایجان مشغول بکار است؟ محال ممکن است!!! اما آنها خود را مُحق میدانند که درتمام ایران بکار و فعالیت بپردازند و به فارس، لُر و کرد هم توهین کنند! همش سياست است که با اين حرفهای نژادپرستانه و《شعارهای مرگ بر فارس》و《خلیج عربی》دست پيش ميگيرند که پس نروند وگرنه تبريز از نظر صنعت، امکانات و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش، انواع شکلات و شیرینی در اختیار ترکهای تبریز است! وقتیکه وارد شهرهای آذربایجان ميشويد انگار وارد يک كشور ديگری شده ايد! روستاهايشان تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است دارند از برق و آب و گاز و جاده و مدرسه بگیر تا آبیاری مدرنیزه و قطره‌ای زمینهای کشاورزی در حد استاندارد!!! تمام زمینهایشان یا محصولات کشاورزی_دامپروری است یا شهرکهای صنعتی و هيچ خاک بيهوده و بلااستفاده ای را نمی‌بینند! هرچه ثروت نفت است به استانهای ترک و فارس سرازير ميشود. نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، هفتگل، گچساران و رامهرمز است اما پالایشگاه و پتروشیمی دراصفهان، تهران، تبریز و یزد است!!! ما لُرها گول آریابازی، باستانگرایی، شاهنامه خوانی و کوروش پرستی را خورديم برای همين است كه همه خیالشان از لُرها آسوده است و تمام پُستهای اداری_دولتی را بین خودشان تقسیم کرده‌اند و لُرها در فقراقتصادی، بیکاری و نداری بسر میبرند!



آخرین مقالات