چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دستبرد های تاریخی کردها

تلاش برای تغییر تاریخ به منظور رسیدن به اهداف سیاسی همواره از مسائلی بوده است که سیاست گذاران طرفدار نظریات قومگرایی آنرا دنبال می‌کرده‌اند. در این میان پان‌ کردیسم با توجه به مهاجرت عظیم قبایل کرد به ایران بزرگترین طرفداران مهندسی معکوس تاریخ و تغییر آن به نفع جریان پان کرد بوده است.

دستبرد های تاریخی کردها

دکتر مراد کاویانی راد ، در کتاب "ناحیه گرایی در ایران از منظر جغرافیای سیاسی" ، نشرپژوهشکده مطالعات راهبردی ، صفحه ۱۹۸ مینویسد تجربه نشان داده است نخبگان ملت های نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم را برای آفرینش ملت نداشته اند ، ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند. واقعیات جغرافیایی ، سیاسی ، فرهنگی و ژعوپولیتیک بازدارنده اساسی پیدایش موجودیتی واحد با عنوان ملت کرد بوده است.

اساسأ اندیشه فراگیر کردی که توانسته باشد پویایی و جنبش فراگیر کردی به وجود آورده باشد ، موجود نیست. دست کم تاریخ ایران گویای این واقعیت است. بروز جریان های ناحیه گرا در این بخش از ایران نتیجه تحولات کردستان های اطراف ، محوریت مذهب در اداره امور کشور و ضعف بنیاد های عدالت جغرافیایی آن بوده است. با فروپاشی شوروی و پیامد های ژعوپلیتیکی آن در خاورمیانه و سرنگونی حکومت بعث عراق برخی از گروه های پان کردی به جعل و تفسیر رویداد های تاریخی روی آورده اند. بر این اساس به بزرگ نمایی تاریخ و شکوه مدنیت تمدن ماد به عنوان خاستگاه کردها پرداخته اند و جالب اینجاست که به هر میزان که در تاریخ فرو میروی و غور میکنی هیچ نشانه ای از زبان مادی نمی یابی که ثابت کند با لهجه کردی تناسب و پیوستگی داشته باشد و تنها منبع موجود و مستقیم از زبان مادی به چند واژه مختصر , محدود است که در متون مورخان یونانی آمده است که آن هم بیشتر اسم اشخاص تاریخی است.از این رو به جعل تاریخ و شخصیت سازی روی آورده اند.

کردی دانستن زبان اوستا ، ساخت تبار کردی برای ساسانیان ، باباطاهر همدانی و کریم خان زند را نمونه ای از شخصیت های کردی دانسته اند!!! علت دستبردها و دزدی های فرهنگی پانکردیسم به علت فقر مشاهیر آنان است. دیدگاه های افراطی عبدالله اوجالان در مقام یک رهبر انقلابی و نظریه پرداز در تفسیر تاریخی وی از رویداد های تاریخی چه بسا بر آمده از آگاهی اندک وی از تاریخ یا همان داستان جعل تاریخ باشد. هر چند بی گمان در کشور ترکیه نا همانندی بنیادی میان تبار کرد و ترک برقرار است. این شیوه در میان برخی نخبگان ناحیه گرای سیاسی کرد ایران هم میتوان دید. برخی به اصطلاح نخبگان و منور الفکرهای سرخورده از توسعه نا برابر ، نا موزون ، شتابان ، تک بعدی و غیر بومی در ایران ، برای رسیدن به اهداف سیاسی خود به جعل و دستبرد تاریخ روی آورده و به آفرینش قهرمان ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند که اوج آن صلاح الدین ایوبی است. همه ناسیونالیست های کردی وی را بزرگترین حکمران و قهرمان ملی معرفی کرده اند. اما واقعیت این است که منابع تاریخی او را نه متولد تکریت عراق بلکه زادگاه او را تویسرکان که شهری لر نشین است ذکر کرده اند و لازم به ذکر است که صلاح الدین ایوبی بیش از هر چیز جنگجوی خلیفه عباسی بر علیه صلیبیان بوده است و رفتار وی در برخورد با شیعیان مصر و شام اصلا صلح دوستانه نبوده و بیشتر حالت نسل کشی داشته است. از آن گذشته طبق متون تاریخی سپاهیان او را بیشتر ترکها تشکیل میدادند تا کردها. بنابراین دلبستگی او بیشتر نسبت به خلفای عباسی بوده تا کردها. صلاح الدین ایوبی خود را هیچگاه آن گونه که در تحلیل نخبگان و منور الفکران معاصر کرد بازتاب یافته ، قهرمان ملی کردها ندانسته است.

نمونه ی دیگر کریم خان زند پادشاه ایرانی است که جاعلان سیاسی و فکری کرد ( بیشتر عراقی ) او را قهرمان ملی کردها نامیده اند!!!

شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی و حمایت دو ایل بزرگ و معروف کرد یعنی اردلان و مکری بودند نابود کردند ( مجتبی مقصودی ، نا همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، مؤسسه مطالعات ملی، پاییز ۱۳۷۶ ، صفحه ۱۴۲ ) .

همچنین پیشینه نگارش به زبان کردی را به سده یازدهم میلادی رسانده اند!!! و دو بیتی ها یا همان رباعیات بابا طاهر همدانی را متعلق به گویش کردی دانسته اند ( حمید احمدی ، قومیت و قوم گرایی در ایران ، چاپ دوم ، نشر نی ، سال ۱۳۷۹ ، صفحه ۲۵۱ ) .

این ادعای توخالی پانکردها در حالی است که زبان نگارش دیوان بابا طاهر لری است که به پهلوی ( فهلویات یا پهلویات ) معروف است. بسیاری از شبکه های ماهواره ای کردی به هنگام پخش اخبار و گزارش ، محدوده کردستان خیالی را به خلیج فارس رسانده اند و به تبلیغ این دروغ کذب می پردازند که زبان مردم ایلام ، لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد ، خوزستان و بوشهر لری است و لرها نیز بخشی از قوم کرد به شمار می روند. در همین راستا با پخش آوازها و ترانه های لری و دعوت از خوانندگان لر تبار به این شبکه ها روی آورده اند. این در حالی است که لرها و کردها زبان همدیگر را به هیچ وجه در نمی یابند و هدف پانکردیسم این است که از بی توجهی دولت مرکزی به مردمان لر نهایت استفاده را ببرد.

واقعیت آن است که اندیشه ملی کرد ، تفکر نوینی است که نخبگان سیاسی و فکری کرد در سده بیستم میلادی آن را عنوان کرده اند و پیشینه تاریخی ندارد. در منابع تاریخی ، مدرکی که بیان کننده وجود احساس وحدت طلبی در میان کردها و یا وجود یک قهرمان ملی و وحدت طلب کرد در گذشته باشد ، وجود ندارد. تجربیات نواحی مختلف کرد نشین نسبت به هم متفاوت است و نواحی کرد نشین از جهت زبانی همدیگر را در نمی یابند. کردستان در بر گیرنده خرده نواحی فرهنگی کرد نشین بوده که همبستگی آن عمدتأ دارای جهت گیری احساسی و عاطفی است که در برخورد با سازه های ژعوپلیتیک پیرامونی در نهایت میتواند در نقش خرده نواحی فرهنگی ظاهر شود.

سلجوقیان به هنگام حکمرانی بر ایران ( سده ششم هجری ) مناطق کرد نشین آن را از ولایت جبال جدا کردند و برای اولین بار کردستان به معنی سرزمین عشایر رمه گردان خواندند. نخستین کتابی که از این ایالت سخن رانده و گستره و توابع آن را یاد میکند کتاب " نزهت القلوب حمدالله مستوفی " در سال ۷۴۰ قمری است. در اینجا منظور از کردستان مناطقی است که به لهجه کردی سخن میگویند. این منطقه دارای ویژگی های گوناگون جغرافیایی همچونکوهستان های دشوار ، گذر رودهای متعدد همچون فرات ، دجله ، زرینه رود ، تاتا آو ، قزل اوزن یا سفید رود ، دیاله یا سیروان و دریاچه وان و ارومیه است. عمده کردها ساکن روستا و دارای فرهنگ قبیله اند. هیچ داده دقیقی از وسعت و جمعیت کردها وجود ندارد. داده های اندک موجود هم متأثر از رویکردهای سیاسی و علایق نویسندگان آن دارای نوسان زیادی است.

اکراد به واسطه ی ناهمسانی مذهبی ، زبانی ، تاریخی و ناهمگونی فرهنگی با حکمرانان غیر کرد عمدتأ شهروند درجه دوم محسوب گردیده و این وضعیت زمینه ساز ایجاد روحیه طرد شدگی در میان آنان بوده است.

کرد کرمانشاه و سنندج ، کردی کرمانج نمی دانند. کردهای شمال آذربایجان غربی ، کردی سورانی نمی دانند. کرد کرمانشاه نه کرمانجی میداند نه سورانی!!!

چنین آشفتگی زبانی ، ناحیه گرایان کرد را در بسیاری از پیوندها و همبستگی ها با مشکل رویارو کرده است. همچنین مدارک و مستنداتی که بتواند بیان کننده شناسه های پیوستگی اوستایی با کردی باشد , بسیار اندک است. زبان اوستایی ، زبان مردم نواحی شرق و شمال شرق فلات ایران بوده است. هر ناحیه کرد نشین زبان و گویش و لهجه ویژه خود را دارد که برای دیگر نواحی کرد نشین بدون ترجمه ، زمینه درک و فهم آن وجود ندارد. گویش کردی متأثر از شرایط اقلیمی و طبیعی و نیز شرایط سیاسی و فرهنگی به شاخه های متعدد تبدیل شده است که هر کدام ساختار و دستور زبانی جداگانه دارند. با این وجود اطلاق اصطلاح کردی جنوب شرق به زبان لری، که آن هم تفاوت های خود را دارد و متنوع است چندان متناسب با واقعیت نیست. تا اواخر سده هجدهم میلادی زبان نوشتاری میان کردها فارسی و عربی بود.

شرف نامه بدلیسی _ حدیقه ناصری _ زبده التواریخ سنندجی _ سیر الاکراد _ تحفه ناصری و همگی به زبان فارسی نوشته شده اند. در ایران کردها به خط فارسی که متأثر از عربی است مینویسند. در ترکیه خط لاتین پایه خط کرمانجی است. در اقلیم کردستانم خط سورانی شایع است. به هر میزان که در تاریخ فرو می رویم به همان میزان بیشتر شاهد گزافه گویی پانکردیسم هستیم. سوریه و ترکیه هیچگاه هویت و موجودیت کرد را نپذیرفته اند به نحوی که گویش کردی چندان جای بحث ندارد. صد و پنجاه هزار کرد سوری سال ۱۹۶۲ از داشتن شناسنامه و حق تابعیت محروم شدند و هویتشان با کمربند عربی انکار گردید.

در مجله دانستنیها شماره ۱۳۹ ( ۱۸ مهر ۱۳۹۴ ) ، صفحه ۹۵ آمده که آیا کردها از اقوام مادها هستند؟ برخی مستشرقین مثل مینورسکی برای اولین بار قاعل به این شد که گویش کردی شاید بازمانده ی همان زبان مادی باستان است. در این که، کردی فعلی ، زیر شاخه ای از زبان های ایرانی است شکی نیست ولی درباره ی این که آیا این کردی همان زبان اقوام مادی باستان هست یا نه ، هنوز هیچ دلیل قانع کننده و توجیه منطقی وجود ندارد که این فرضیه را اثبات کند چون از زبان مادی هیچ اثر مکتوب یا نوشته ای در دست نیست و تنها منابع موجود و مستقیم از زبان مادی ، به چند واژه محدود که در متون مورخان یونانی آمده است خلاصه میشود. کمیاب بودن ارجاعات واضح و مشخص و عدم تعریف دقیقی از زبان مادها شبهاتی را بین زبان شناسان به وجود آورده شده و نظر مینورسکی در حد همان حدس و گمان باقی ماند و واژه کرد هم در ایران باستان به معنای یک قوم مثل امروز نبوده بلکه معنی آن کوچ نشین به شکل کلی آن بود.

دکتر هلن سانیسی معتقد است هرگز یک حکومت منسجم و یکپارچه که متعلق به مادها باشد وجود نداشته است. دکتر تورج دریایی در کتاب شاهنشاهی ساسانی ، صفحه ۱۴۳ مینویسد در ادبیات پهلوی واژه کرد (kord) برای همه چادر نشینانی بود که معمولأ رابطه ی خوبی نیز با ساسانیان شهرگرا نداشتند.

حمزه بن حسن اصفهانی ( ۲۷۰ _ ۳۵۰ قمری ) مورخ قرن ۴ هجری در کتاب "سنی ملوک الارض و الانبیاء " صفحه ی ۱۵۱ مینویسدکرد یعنی چادرنشین بدوی . در واقع کرد اسم عامی برای تمام عشایر رمه گردان کوچرو بوده است.

در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشتهدکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسدجایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است.

دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسدکرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسدکرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


وجه تسمیه شهر کرد

پان کردهای هوفل ( بزرگ نما ) باز دوباره به مغز فندقی خودشان فشار آوردند و تز جدید بیرون دادند که لر بختیاری ، کرد است!!! و علت این توهین شان به مردم بختیاری این است که شهر کرد ( ده کرد سابق ) مرکز استان چارمال بختیاری است. این تازه به شهر رسیده های نومن کلاچر بی مایه خوشگذران که با اندیشه بیگانه هستند و تمام حرفها و حرکاتشان تقلیدی دست چندم از پان ترکیسم است به خود جرأت تحقیق نمی دهند و در قرن ۲۱ همچنان مغزشان فسیل شده است و داعمأ به دنبال بحث های قبیله ای و مجادلات بی حاصل دوران جاهلی هستند و کماکان مرض همه کرد پنداری را با خود دارند. اگر این مقلدان مجازی بجای حرافی و ژست روشنفکری کمی اهل مطالعه بودند یقینأ با سند و مدرک جلو می آمدند و منبع دست اول ذکر میکردند.

در تمام منابع و اسناد تاریخی مرکز و پایتخت اتابکان لر بزرگ همواره ایذه ( مال امیر ) بوده است و شهر کرد کنونی هم بجز لرهای بختیاری و مهاجرین فارس هیچ شهروند کردی ندارد که بخواهند شهر را به نام آنان بخوانند حتی تا فاصله ۶۰۰ کیلومتری یک کرد را نمی یابید و نام قدیمی شهر کرد هم دژ گرد به معنای دژ و قلعه پهلوانان بوده است مثلدژپیل و دژبین و  اما علت وجه تسمیه شهر کرد بر میگردد به نوعی پارچه بنام کردی (kordi) که دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی ، جلد سوم ، صفحه ۲۰۷۹ مینویسد کردی KORDI نیمتنه ای که در قدیم روی قبا می پوشیدند و دارای آستین کوتاهی بود. در فرهنگ فارسی عمید ، چاپ شانزدهم ، صفحه ۸۴۹ آمده کهکوردین ( به ضم کاف و کسر دال ) جامه ی پشمین گلیم ، پلاس کردی هم گفته میشود!

در واژه نامه لری نوشته استاد اکبر یاوریان ، صفحه ۵۸۱ آمده که کوردی یا کودری نوعی پارچه ی پنبه ای ضخیم برای حفظ از سرما است.

علت وجه تسمیه شهر کرد هم این بوده که بافت و تولید این پارچه در آنجا به دلیل زمستان های سخت و طولانی بیشتر از هر جای دیگری مرسوم و معمول بوده و به همین خاطر به شهر کوردی یا کوردینه پوشان که اشاره به تولید آن نوع پارچه ضخیم پنبه ای دارد معروف شده اند. شهر کرد امروزه هم نمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگ آن شهر به نمدمالی متصف گشته اند و طوایف گله دار ، رعنایی و نمدمال از قدیم الایام در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کوردی یا کوردین بوده اند و هم اکنون هم این صنعت به قوت خود باقی است که احتمالأ این شهر به دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم kordi به این وجه تسمیه مشهور شده اند.

24 نظر

  • ايسوند

    دمت گرم. اي كاش اين گروهك ها بجاي اين دروغ ها ك باعث خدشه دار كردن روحيه مردم لر زبان شده در زمينه فرهنگ سازي براي خود تلاش كنند ،


  • aza

    دزدی های فرهنگی پانکردها تمامی ندارد. در باب الخامس در الرساعل المتبادله بین هولاکو ( خان مغول ) و الخلیفه عباسی در صفحه ۴۱۲ خط ۸ از قوم لر جدای از کرد نام برده شده است که لرها موجب آزار و اذیت نیروهای مغول شده اند. در کتاب طاق بستان ، زیبای خاموش ، نوشته:الوند ضیایی صفحه ۷۰ آمده که:اردوان پنجم اشکانی به اردشیر بابکان نامه نوشته است و طبری و ابن اثیر آن نامه را بدین گونه درج کرده اند:ای اردشیر تو پای از گلیم خویش بیرون نهادی و مرگ را به جانب خود خواندی ، ای کرد زاده ( منظور ای عشایر رمه گردان ) که در چادر کردان ( کوچگران ) پرورده شده ای تو را چه کسی رخصت داد که آن تاج را بر سر گذاری؟ در اینجا اردوان کرد زاده را به جهت تصغیر و تمسخر اردشیر عنوان میکند. در لغت نامه دهخدا آمده که کرد نام طایفه ای از صحرانشینان است که در زمان ضحاک پیدا شدند که جدشان یک عرب است. همچنین کرد در فرهنگ نفیسی ( دکتر علی اکبر نفیسی ) ، جلد چهارم ، صفحه ۲۷۸۱ یعنی:زمین زراعت کرده _ شالیزار _ سبزی و تره زار _ آبگیر و تالاب _ چوپان و گوسفند چران. پان پارسها و پانکردها یک روح در دو کالبد هستند زمانیکه در زمان پهلوی اول و دوم لرها را نسل کشی و قتل عام و تبعید میکردند ، زمانیکه لر ستیزی رایج بود و به خاطر توجیه قتل عام لرها فیلم سیاسی دختر لر را میساختند و حق و حقوق لرها را پایمال میکردند اما در عین حال در آن زمان ۴ رادیوی کردی تمام وقت فعال در ایران داشتیم. در کرمانشاه غیرکرد رادیوی کردی ۲۴ ساعته برنامه داشت و سرگرم فرهنگ سازی کردپرستی بودند. حسن زیرک ۲ هزار آهنگش را به یاری این رادیوها و ارکسترش ساخت , شهین طالبانی و مظهر خالقی هم همینطور. حتی در رادیوی تهرانم برنامه ویژه کردی داشتیم کردها همیشه مزدبگیر فارسها بودند و همزمان با قتل عام و کشتار مردمان لر ، کردیزاسیون جنوب زاگرس کلید خورد چون ناسیونالیسم خشن کرد همسایه عرب ، ترک و لر بود.


  • لهراسب میرزایی

    عملیات روانی گروهک های سایبری پانکولی عبارت است از:استفاده طراحی شده از تبلیغات و اعمالی که هدف اصلی آن تأثیرگذاری بلند مدت بر عقاید ، احساسات ، تمایلات و رفتار مردمان لر است به نحوی که خواسته های توسعه طلبانه و توسعه ی ارضی جدایی طلبان را به ما تحمیل کنند. هدف از اجرای عملیات روانی پان کردهای جدایی طلب که از طرف سرویس های اطلاعاتی صهیونیست ها تقویت و تغذیه میشوند عبارتست از:سستی عقاید و آرمان ها ، خدشه دار کردن و تضعیف روحیه پایداری ، وادار ساختن فعالان مدنی لر تبار به فرار و تسلیم ، گمراه کردن مردم با رواج اطلاعات کذب و دروغ و … روش ها و تکنیک های گروهک های سایبری پانکرد عبارتند از:ارعاب ( ترساندن و تهدید کردن ) _ تطمیع ( امیدوار کردن به جدایی ، به طمع انداختن و وعده خالی دادن ) _ تخدیر ( سست کردن مخاطبان و ترویج فساد در جامعه آنان ) _ تشجیع ( قوت قلب دادن و جرأت دادن به مخالفت با کشور ) _ نادرست جلوه دادن حقایق تاریخی _ برانگیختن درک نادرست در جهت گمراه نمودن با ایجاد مکر ، حیله و دسیسه _ ایجاد تفرقه و شعله ور ساختن اختلافات بین گروه ها و مردمان لر و … پانکولی ها این عملیات روانی را علیه مردمان مظلوم لر به صورت گروهی طرح ریزی میکنند تا مقصود خود را که همانا تجزیه ایران است را عملیاتی کنند. آنان با پخش شایعه ، اخبار منفی و جوک های نژادی علیه مردمان لر از طریق کانال های غیر رسمی میکوشند تا مردمان لر را منزوی و دلسرد کنند.در تبلیغات خاکستری گروهک های جدایی طلب پانکرد که اطلاعاتشان از منبع بی هویت منتشر میشود و هویت آن نامعلوم است تلاش دارند تا با استفاده از رادیوهای بیگانه و سایت های اینترنتی حقایق را برعکس و اخبار کذب علیه مردم لر را به صورت مبالغه آمیزی انتشار میدهند در این شیوه حقایق تاریخی را نادیده میگیرند و وقایع جعلی و دروغ را راست جلوه میدهند تبلیغات سیاه پانکردها عبارتست از:ایجاد شایعه ، جعل تاریخ و اسناد ، جوک سازی و تحقیر نژادی ، ساخت شعارهای جدایی طلبانه ، ایجاد تفرقه و نفاق بین مردمان لر ، ایجاد هراس و نا امیدی به منظور پایین آوردن روحیه ، ایجاد بی اعتمادی نسبت به هم تبار و دستبردهای تاریخی و فرهنگی از جمله فعالیت های روانی علیه مردم لر است. بسیاری از رهبران تروریستی پانکولی اعتراف کرده اند که یا تابع ما باشید یا بی خاصیت تا کاری به کارتان نداشته باشیم ولی این تروریست ها بدانند مردمان لر شیرند و به شغال جماعت باج نمیدهند.


  • رمضانی

    این کتاب ها در شناخت کردها خیلی مهم است میتوانید نسخه PDF آنها را دانلود کنید. مسعله کرد در خاورمیانه و عبدالله اوجالان:عبدالله ابریشمی , انتشارات توکلی / تاریخ معاصر کرد:دیوید مک داول , ترجمه ؛ ابراهیم یونسی , انتشارات پانیذ / جامعه شناسی مردم کرد:مارتین وان برونسن ، ترجمه ؛ ابراهیم یونسی , انتشارات پانیذ / کندال و نازدار ، مصطفی ، کردها:عصمت شریف ، مترجم:ابراهیم یونسی , انتشارات روزبهان .


  • رامین حسن پور

    تاریخ مجال تعصب نیست و پانکولی ها باید از یکسویه نگری در آن پرهیز کنند.


  • دستبرد پانکردها به شهدای مجلس

    پانکردها حتی به هویت شهدای حمله تروریستی داعش در بهار ۹۶ به مجلس در تهران هم دستبرد زدند و آنها را به دروغ کرد معرفی کردند در صورتیکه آن پنج نفر داعشی که به مجلس حمله کردند کرد بودند و اسامی شان به قرار زیر است:قیوم فاطمی متولد شهر مریوان کردستان روستای کیمنه _ رامین احمدی متولد پاوه کرمانشاه روستای هجیج _ سریاس صادقی متولد مریوان کردستان روستای ده زراو _ فریدون متولد ثلاث باباجانی کرمانشاه و …


  • کامران

    لطفا این مورد بسیار جالب رو هم به دزدی های فرهنگی پانکردها اضافه کنید.در ویکی پدیای فارسی در مورد ایل لر شول استان فارس نوشته شده کرد شولی و این طور توضیح داده: کُردشولی!!!! (لُرشولی) یکی از طوایف مستقل استان فارس می باشد.کردشولی در ساختار ایلی قبلاً ایلی بزرگ از قوم لُر بوده که به مرور یا در اثر حمله مهاجمان به طایفه مستقل تبدیل شده است.امروزه اکثر کرد!!!شولی ها در اطراف خنجشت ساکن می باشند.در زیست بوم این طایفه مکان‌های بسیاری به نام کردشول نامگذاری شده است و در اصل هر جایی که تعدادی از این طایفه کوچندگی را رها کرده و ساکن گردیده‌اند به نام کردشول نامگذاری شده است که مهمترین این روستاها کردشول پاسارگاد،کردشول قیر و کارزین،کردشول اقلید (چشمه رعنا) هستند. کردشولی ها در اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی در کنار ایل قشقایی جایگاه ایلی مناسبی داشته اند. دین و زبان و نام و پوشش کردشولی ها!!! به زبان لری با گویش شولی (جنوبی) با یکدیگر سخن میگویند. کرد!!!شولی ها مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. میگه کرد شولی ها به زبان لری سخن میگویند!!!!!!! نام کردشولی از دو واژه کرد و شولی ساخته شده که جزء اول یعنی کرد به همه طوایف رمه گردان و کوچ رو پس از حمله اعراب به ایران گفته شد. و این واژه را میتوان در شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و دهکرد در استان لرستان نیز یافت. جزء دوم یعنی شولی اشاره به مردم شول دارد که یکی از شعب قوم لر هست و در شولستان (شهرستان های رستم، ممسنی، کوهچنار در استان فارس، دیلم و گناوه و کوه های شول در شمال استان بوشهر و گچساران در کهگیلویه و بویراحمد و ماهشهر در استان خوزستان) میزیستند که در اثر جنگ های بزرگ و متعدد به ایل های کوچک تر تقسیم شدند. پوشش زنان و مردان کردشولی بیشتر شبیه به پوشش ایل ممسنی، بویر احمدی، بهمئی، باوی و لیراوی بوده است. جمعیت در آخرین سرشماری عشایر در سال ۱۳۸۷ جمعیت آنان ۸۵۷ خانوار و ۴۱۵۷ نفر با ۶ تیره ی ارباب دار ، باباملکی،خلجی، کوش پا (کفش پا)، لری و مرادشفیع و ۱۵ بنکو بوده است. چرا باید نام لرها با واژه بیگانه و ننگین کرد ادغام شود؟؟!!!؟


  • بهروز

    من نمیدونم خاندان اردلان چه ربطی به سلسله ساسانیان دارند که کردها از خودشان حاکمان زبون اردلان را به سلسله قدرتمند ساسانی که اجداد قوم لر هستند،ربط میدهند؟؟؟؟ تو توضیح حکام اردلان در ویکی پدیا نوشته شده:حکام اردلان، حکام حکومت اردلان (حکومت شمال غرب ایران) از ۱۱۶۸–۱۸۶۷ میلادی. اردلان همچنین نام طایفه‌ای است که این حاکمان به آن تعلق داشتند و این خاندان از قبائل به جای مانده از ساسانی!!!!!!!! هستند. اردلان در لغت به معنای «موبد» و «پرهیزگار» و (اردلانی) به معنای «جایگاه موبدان» می‌باشد. اردلان نام جغرافیایی خاصی بوده که به مرکز کردستان اطلاق می‌شده‌است و نیز نام خاندان بزرگی است که بر قلمرو حکومت اردلان، امارات و سیطره داشته‌اند. آخرین پایتخت آنها سنه یا سنندج بود. حکام اردلان حدود هفتصدسال در غرب ایران و مناطق کردنشین حکومت می‌کردند. بعد یه عکس متعلق به شاپور ساسانی گذاشتند اونجا زیر عکسش نوشته: چیرگی شاپور یکم ساسانی اجداد!!!!؟؟؟!! خاندان اردلان بر والریان (پادشاه روم)!! و فلیپ عرب؟!؟، و زانو زدن والریان برابر شاه ساسانی ایران


  • از زبان مادی اثر مکتوبی در دست نیست

    از زبان مادی کتیبه ای یا اثر مکتوبی وجود ندارد. در دُکان داوود واقع در سَرپُل ذَهاب کرمانشاه نقش برجسته ای وجود دارد که مُغی را در حال عبادت نشان میدهد ولی کتیبه ای در آنجا وجود ندارد. دُکان داوود محل زیارت پیروان فرقه الحق است. در همدان تپه هایی بدست آورده اند ولی نوشته یا کتیبه ای از قوم ماد به دست نیامده است (مهدی وزین افضل ، تاریخ ایران باستان ، ص ۳۷۲ ).هیچ منبعی مکتوبی از دوره ماد نیست که مقایسه کنیم ببینیم آیا کردها بازمانده ماد هستند یا نه!!!


  • کُرد معادل واژه عشایر در زبان فارسی است

    عزیز کیاوند در کتاب《حکومت ، سیاست و عشایر》صفحه ۲۸ مینویسد : کسانی مانند فردوسی که در داستان فریدون و ضحاک برای واژه فارسی عشایر ، اصطلاح《کُرد》را به کار میبرد یا جُغرافیدانی مانند استخری و نویسندگانی مانند ابن حوقل که از این واژه استفاده مینمایند ، سرچشمه گرفته است و چنین نتیجه گیری میکند که : در نهایت نتیجه میگیریم که در قدیم پیش از حمله و غلبه تازیان و مُغولان به عشایر《کُرد》میگفته اند! دکتر یعقوب احمدی در کتاب《جامعه شناسی ایلات وعشایر》صفحه ۴۴ مینویسد : در قرون اولیه اسلامی کوچ نشینان ایران را تاریخ نویسان و جغرافیدانان با عنوان کلی《اکراد》نام میبردند که تنها کردها را در بر نمیگرفته است و شامل تمام چادرنشینان و کوچگران غیر عرب را شامل میشده است.


  • هیچ اطلاعاتی در مورد مادها در دست نیست

    در کتاب《تاریخ ایران》اثر حسن پیرنیا ، صفحه ۷۰ آمده : راجع به تمدن مادی ها هیچ اطلاعات وافی در دست نیست و یکی از جهات آن این است که از دوره مادها کتیبه یا اثر مکتوبی کشف نشده که بتوان راجع به زبان و خط و معتقدات و صنایع و چیزهای دیگر آنها اطلاعاتی به دست آورد حتی ابنیه و عماراتی نیز از مادها باقی نمانده و راجع به تشکیلات این دولت هم چیزی نمیدانیم از زبان مادها اسنادی به دست نیامده و راجع به مذهب مادها نیز اطلاعی نداریم فقط چند گور دخمه در بعضی جاهای ایران کشف شده که ایران شناسان حدس میزنند که مربوط به زمان مادها باشد.


  • نسل کشی پانکردها در طول تاریخ

    پاکسازی نژادی کُردها در طول تاریخ : همکاری با مغولان در فتح اربیل و موصل و شهرهای آسوری نشین شمال عراق و کشتار سکنه آن و اشغال تدریجی آن مناطق / کشتار صدها هزار آسوری در دهه 1830 و 1840 میلادی در شمال عراق و جنوب شرق آناتولی توسط《بدرخان بیگ حاکم بوتان》و محمد پاشای رواندز / همکاری مداوم کردها با حاکمان عثمانی در جنگهایشان در اروپا و همدستی با آنان در غارت و کشتار مردم آناتولی غربی ، ارمنستان غربی ، اروپای شرقی و یونان در طول ۶۰۰ سال حکومت ترکان عثمانی / کشتار صدها هزار ارمنی و آسوری در ۱۹۱۵ میلادی توسط اکراد (یگانهای حمیدیه) بنابر دستور پانترکان عثمانی (گروههای فاشیست و نژاد پرست موسوم به ترکهای جوان و کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی) بگونه ای که شرق آناتولی را از وجود ارامنه پاک کرده و اراضی ارامنه میان اتراک و اکراد تقسیم شد مانند شهرهای وان و ارض روم و قارص و باطوم و ملاطیه و...که قبلا اکثریت ارمنی داشتند / کشتار دهها هزار آسوری توسط اسماعیل آقا سمکو در آذربایجان غربی ایران از جمله ترور مارشیمون رهبر آسوریان در حین مذاکره و نیز غارت مهاباد توسط سمکو در جنگ جهانی اول / کشتار هزاران آسوری در 1933 توسط ژنرال کُرد ارتش عراق ابابکر صدقی در شمال عراق / همکاری همه جانبه نظامی و جاسوسی گروههای کرد ایرانی (کومله و دمکرات) با حزب بعث عراق در جنگ ایران و عراق / همکاری گسترده اکراد عراق (بارزانیها و طالبانیها) با رژیم های سلطنتی و جمهوری در ایران برضد حکومت های متوالی در عراق / حمایت گسترده اکراد ترکیه و سوریه (پ ک ک و پ ی د) از بشار اَسد بر ضد مردم عرب سوریه و سعی در اخراج و کشتار قبایل عرب و آسوری شمال شرق سوریه با حمایت آمریکا و اسراییل برای ایجاد کشور کردی در شمال آن کشور / پاکسازی قومی آسوریان و اقلیتهای قومی و مذهبی در شمال عراق توسط حکومت کردها در شمال بین النهرین و تبانی مسعود بارزانی با فرقه داعش در تسلیم شنگال به این فرقه تروریستی و نسلکشی ایزدیها (اقلیتهای آسوری ، سُریانی ، ایزدی و شِیبک در استانهای کرکوک ، موصل و اَربیل بزرگترین مانع برای تشکیل کشور کردی در شمال عراق هستند و نابودی آنها توسط داعش کمک بزرگی به رویای بارزانی و ناسیونالیستهای کرد خواهد بود) / امید بستن اَکراد به حملات نظامی ویرانگر آمریکا ، ناتو و اسراییل و حتی روسیه به کشورهای چهارگانه (ایران و عراق و سوریه و ترکیه) برای فروپاشی آنها و ایجاد دولت مستقل کردستان.


  • هیچ سند مکتوبی از مادها وجود ندارد!

    دکتر پرویز رجبی در کتاب تاریخ ایران (ایلامیها و آریاییها تا پایان دوره هخامنشی)صفحه ۲۷ مینویسد : دستیابی به تاریخ آشوریها ، بابلیها و ایلامیها بسیار آسانتر است از تاریخ مادها برخلاف ۳ قوم یاد شده که عادت به ثبت رویدادهای تاریخی داشتند از تاریخ پیش از هخامنشیان کوچکترین سند مکتوب بومی در دست نیست!!! جز اشاره های پراکنده مورخانی مانند هرودوت یونانی هیچ مطلبی و سندی از زبان مادها یا تاریخ آنها برجای نمانده است جز اینها حتی امیدی به پیدا شدن اثر مکتوبی بومی درباره مادها وجود ندارد!!! مرزهای مادی را نمیتوان به درستی تعیین کرد آغاز تاریخ سرزمینی ماد در تاریکی است و پایان آن در سایه روشن غروب آن!!! دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران صفحه ۲۹ مینویسد : به گزارش کتسیاس (پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی) درباره مادهابه هیچ روی نمیتوان اعتماد کرد چون اکثر مورخان از جمله هرودوت او را دروغ زن معرفی میکنند!!! دکتر پرویز رجبی در صفحه ۳۴ ذکر میکنند : هیچ منبعی وجود ندارد که ما را مستقیمأ با اقتصاد و فرهنگ مادها آشنا کند!!! ملاحظه بفرمایید که هیچ کتیبه ، سند مکتوب ، سکه ، شیء تاریخی و منبع تاریخی وجود ندارد که از زبان مادها چیزی گفته باشد تا ما با مقایسه بفهمیم کرد بودند یا نه بلکه کرد نامیدن مادها فقط یک حدس و گمان و فرضیه است.


  • اسیر در زنجیر دروغ

    حقایق تاریخی معمولاً با آنچه که پانها برای مردم ساده حکایت میکنند اختلاف بُنیادی دارند. حقیقت تاریخی را نمیشود با تعصب عوض کرد. فردی بنام مجتبی آزادبخت در مقاله ای نوشته : آیا آگامنون《فرعون مصر در زمان موسی》لَک بود؟ خود زندگی حضرت موسی در هاله ای از افسانه است و در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح میزیسته و مصر هزاران کیلومتر با مسقط الراس (زادگاه) لکها فاصله دارد و اصلاً نژاد بومیان اصلی مصر《قبطی》است حالا چطور ایشان پُل زدند بین این همه فاصله زمانی و مکانی؟یا در مطلب دیگری مُدعی شدند که پاکستان ۱۰ میلیون لَک دارد که در پنجاب و سند سکونت دارند!پس چرا در کتابهای گیتاشناسی و دایره المعارف به آن ۱۰ میلیون اشاره نشده؟در اطلس جامع گیتاشناسی صفحه ۸۵ آمده نژاد پاکستان متشکل از پنجابی ، پشتو و سندی است و زبانشانم اردوست.امان از جهل مرکب با ادعای موکد.


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • خورشید وسط پرچم کردها نماد چیست؟

    خورشید وسط پرچم کردستان عراق نماد گانشای هندیهاست و پرچم هند به لحاظ رنگ دقیقاً شبیه پرچم کردهاست. دکتر حشمت الله طبیبی در مقدمه کتاب《تحفه ناصری》از قول ژاک دمورگان فرانسوی میگوید: زبان کردی شعبه ای از سانسکریت هندی است.تاریخنگاران غربی کُردی را به سانسکریت(هم خانواده اوستایی)نزدیکتر میدانند و کُرد را نه با فارس بلکه با هندیها از یک نژاد میدانند.درکتاب《شرفنامه بدلیسی》که توسط شرفخان زمان صفویه نوشته شده، منشا کُردها را شرق ایران ذکر کرده که صحت این ادعا را میرساند حتی زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونف معتقداست که از قرن ۹ تا ۷ قبل ازمیلاد عُنصرزبان ایرانی ازمشرق به غرب پیشرفت آشکاری داشته و دیاکونف زبان کُردی را تلفیقی از ایرانی، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با اوستا(زبان شرق ایران)دارد.یحیی مدرسی درکتاب《درآمدی برجامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونف ومینورسکی را تاییدمیکند و میگوید: کُردی، بلوچی و افغانی از فارسی منشعب نشدند بلکه همپای سانسکریت و به موازات آن تحول یافته اند. رسم ختنه کردن دختران ، خالکوبی روی پیشانی و سنگسار نزد کردها و پاکستانیها معمول است.لباس ، عمامه و پرچم کردها شباهت بی مانندی با هندوها دارد.در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی اند و کلهر از طوایف گیلان است که درشهر گیلانغرب کرمانشاه سکونت دارند.اسامی طوایف کولیها که در هند و پاکستان به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کرد است مانند: کلیلایی ، گورونی ، سوران ، خرات ، سور ، جات(زُط) ، کاولی ، کراچی ، قادریا ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی). طوایف کُردی: کلیایی ، گورانی (گورونی) ، سورانی ، خرات ، زور ، جاف ، اردلان ، کاویانی (کاولی kaweli) ، کرمانچی ، قادری ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی).


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • زند عشیره ای از قوم لُر

    میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی درکتاب《گُلشن مراد》صفحه ۳۵ آمده: طایفه زند شُعبه ای از الوار (لُرها) است / نُصرت نظمی درکتاب《دلاوران زند》مینویسد: لطفعلی خان زند لُر است و ایل زند مابین اراک و ملایر است / دکتر عبدالحسین نوایی درکتاب《کریمخان زند》صفحه ۳۵ ذکرمیکند: زند اصالتاً از محال پری و کمازان ملایر و متعلق به طوایف لُر بود / دکترعلی اصغر شمیم درکتاب《ایران در دوره سلطنت قاجار》صفحه ۲۷ مینویسد: کریمخان زند با افراد ایل زند از ایلات لُر و از خاک بختیاری به شمال خراسان انتقال یافته بود / در کتاب تتمیم تاریخ نگارستان صفحه ۴۱۶ آمده: کریمخان زند از لرهایی بود که در حوالی ملایر ساکن بودند و لرها او را《کریم توشمال》میخوانند / در کتاب تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان صفحه ۴۶۳ آمده: زند نام طایفه ای است از لرهای فیلی که در قلعه پری از توابع ملایر سکونت داشتند / در کتاب تاریخ گُلشن مُراد صفحه ۴۸۵ آمده: بعد از آن قاطبه ایل زند و دیگر طوایف الوار (لُرها) در میدان درب دولتخانه شاهی تجمیع و... / در کتاب صدر التواریخ صفحه ۱۲ به لُر بودن کریمخان زند اشاره شده است: موسس این سلسله کریمخان زند از الوار فیلی (لُرهای فیلی) که در محدوده قلعه پری ملایر سکونت داشتند / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حماسه کویر》صفحه ۱۵۶ مینویسد: کریم توشمال از لُرهای قریه پیری و کمازان از توابع ملایر بود / دکتررضا شعبانی درکتاب《هزار فامیل》صفحه ۵ آورده: وقتی لُرهای بختیاری در اصفهان شورش کردند ابراهیم شاه، یکی از فرماندهانش بنام کریمخان لُر را ماموریت داد که به اصفهان برود تا با زبان خوش، لُرها را به اطاعت درآورد چون زبان لُر را لُر میفهمد! / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حضورستان》صفحه ۲۲۰ مینویسد: دوبار مُرتضی قُلیخان افشار پسرشاهرخ خان و هادی خان منسوب آقاعلی بیرون آمدند و با الوار (لُرهای) طرفدار لطفعلی خان زند جنگ کردند و او را به شهر مشهد راه ندادند تا او به طرف قائنات درخراسان جنوبی رفت درسال ۱۲۰۵ هجری / محمدهاشم آصف در《رستم التواریخ》چندبیت که بنام کریمخان است آورده: زهی عاقل غیر عالم لُری _ زبَردست فرمانده پُرخوری / اگرچه لُری صادق و ساده بود _ ز نامردی و ننگ آزاده بود / درکتاب《کُرزه بُر طایفه ای از زند》صفحه ۱۷۵ آمده: کلیتاً ایرانی خالص که نژاد آنها تاکنون باقی است تیره و ایلات مختلفه الوار (لُرها) هستند که در بلاد ایران، خاصه در نهاوند و بروجرد و غیره متفرقند! درهمان کتاب آمده که زندها لباس لُری میپوشند / درکتاب《تاریخ ایران باستان تا امروز》ترجمه ؛ کیخسرو کشاورزی صفحه ۲۹۹ آمده: کریمخان زند رهبر عشیره ای از لُرها بنام زند بود که در منطقه حوالی ملایر میزیست / دکتررضاشعبانی در《تاریخ سیاسی _ اجتماعی ایران در دوره زندیه》صفحه ۱۱۲ مینویسد: جمیع مورخانی که درباره زندیه سخن گفتند بر این نکته مُذعِنند که ایل زند از طوایف لُر است و ظاهراً مناطقی که ایلات لُر ساکن بودند از زمانهای قدیم، قبل از ورود آریاییها مسکون و دارای تمدن بوده است در واقع میتوان لُرها را یکی از قبایل بزرگ ایران به حساب آورد که در بخش وسیعی از فلات ایران استقرار دارند / دکترعباس اقبال آشتیانی در《تاریخ مُفصل ایران》صفحه ۷۳۹ زند را از ایلات لُر برمیشمارد.


  • پلاستیک سازی

    از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!


  • هتل روآندا

    کشور《روآندا》در آفریقاست و از دو قبیله سیاهپوست《هوتو》و《توتسی》تشکیل شده است. استعمارگران بلژیکی و فرانسوی که روآندا را استعمار کرده بودند برای اینکه به راحتی کشور روآندا در تحت تسلطشان باشد و قدرت بومیان را توسط خودشان و بدون هزینه دفع کند بینشان تفرقه انداختند. آنان عمداً به توتسی ها که جمعیتشان کمتر بود بیشتر توجه میکردند و به آنها گفتند که شما قدی بلندتر ، پوستی روشنتر و استخوان بندی کوچکتری دارید! و به تیره پوستان هوتو گفتند این موضوع حتی در شناسنامه ها هم بروز کرد و باعث کینه هوتوها شد! در صورتی که هر خارجی که به《روآندا》می آمد هیچ فرقی بین تُوتسی و هُوتو نمیدید و امکان تشخیص سخت بود. تا قبل از حضور استعمارگران بلژیکی و فرانسوی رابطه توتسی و هوتو دوستانه بود و فرهنگ و عقاید درهم آمیخته و یکسانی داشتند ولی القائات استعمارگران بلژیکی و فرانسوی موجب غرور توتسی شد و با خروج بلژیک در ۱۹۶۲ میلادی چند سال بعد وحشتناک ترین وقایع قرن ۲۰ میلادی به وقوع پیوست و در سایه بی تفاوتی سازمان ملل متحد ۸۰۰ هزار توتسی به دست فاشیستهای هوتو نسل کُشی و قتل عام شدند که مُسبب آن فقط منافع استعمارگران بلژیکی بود. فیلم《هتل روآندا》ساخته《سیدنی پولاک》در مورد نسل کشی توتسی هاست. جنگ همیشه با شعارهای خوب و قشنگ شروع میشود اما پایانی تلخ برای همه دارد.


  • عُقلاء المجانین

    پان لَکها ادعای حکومت اتابکان لُرکوچک و والیان لُر فیلی را میکنند اما کوچکترین سند و مدرک تاریخی ندارند و اشارات منابع تاریخی به صراحت بر《لک نبودن》اتابکان لُر صحه میگذارد باز به تصریح همین منابع آنان از طوایف قدیمی و اصیل لُر بوده اند! نخستین اتابکان لُرکوچک نظیر: شجاع الدین خورشید / سیف الدین رستم / و عزالدین گرشاسف در گریت واقع در 15 کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در بخش پاپی اقامت داشتند (سعادت خودگو ، اتابکان لُر کوچک ، ص 52). شجاع الدین خورشید طبق رساله لرستان ولرها ص 45 تابستان در گریت و زمستان در دهلُران به سر میبردند! تاریخ گُزیده حمداللّه مستوفی سال 730 هجری نوشته شده و در ص 549 از طایفه جنگروی (چنگروی) نام میبرد که در کول مانرود اقامت داشتند ولی از《لک》نام نمیبرد!!! ولی یکقرن بعد در سال 816 معین الدین نطنزی در منتخب التواریخ ص 53 در ذکر نام طوایف لُر کوچک علاوه بر جنگروی از《لک》و زنگنه هم نام میبرد! نام جنگروی کهن تر از لک است اگر این طایفه جنگروی، لک بود هیچ دلیلی وجود نداشت که منبع مذکور هم از لک نام ببرد و هم از جنگروی!!! حوادث سیاسی اتابکان لُر تماماً در محدوده نواحی لُرنشین اتفاق افتاده است و محل زندگی و مقابرشان هم همینطور! دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر ص 136 و حمید ایزدپناه در جلد اول آثار باستانی و تاریخی لرستان مُتفق القولند که《طایفه لک》که نام آن برای اولین بار در فهرست منتخب التواریخ نطنزی آمده، هسته اولیه طوایف لکزبان کنونی لرستان است! نطنزی در منتخب التواریخ از جنگروی ، هسته و لک نام برده بنابراین مشخص است که جنگروی و لک یکی نیستند وگرنه دلیلی نداشت نام آنها جدای از هم آورده شود! لکها مُهاجرند زیرا از اشاره نطنزی در سال 816 به لک ، زنگنه و سُلگی (دو تای آخری هیچگاه ساکن لرستان نبودند) دانسته میشود که طوایفی که نطنزی به فهرست تاریخ گزیده افزوده خارج از محدوده کنونی لرستان می زیسته اند! آیین یارسان طبق دایره المعارف فارسی نوشته غلام حسین مصاحب ص 315 ترکیبی از عقاید غُلاه شیعه _ عقاید صوفیه _ بقایای مذاهب زرتشتی و مانوی است و اعتقاد به حلول و تناسخ و تجسد جزء اصول عقاید آنهاست و در باب عقاید هم شبیه به معتقدات اسماعیلیه 7 امامی اند.زبان لری همان فارسی قدیم است و به فارسی نزدیکتر است و ترجیح حکام لرستان این بوده که به همان فارسی که فراگیرتر بوده و یک زبان درباری بوده بنویسند ولی عده ای با سوءاستفاده از این موضوع ادعا میکنند که زبان گذشته لرها، لکی بوده است! ما دیوان میرنوروز متعلق به زبان صفویه را داریم که هیچ فرقی با لری امروز ندارد و هرچه به عقب برویم لری به هیچ وجه شبیه لکی نمیشود!!! نمیشود زبان یک منطقه محدودی《دلفان》را به کُل سرزمین اتابکان لُر کوچک تعمیم و تسری داد که مصداق بارز سفسطه است با این استدلال آبکی ، پس لُری بختیاری هم لکی بوده و بعداً به فارسی نزدیک شده! پانها عادت دارند اظهارنظر کُلی و پوشالی بکنند و با تکیه بر منابع و مستندات تاریخی حرف نمیزنند!


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.



آخرین مقالات