شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دی بلال

مارش ملی لرها..

دی بلال

میتوان لغت «دی بلال» را مترادف با «معشوقه» خواند.

آهنگ و تصنیف دی بلال , چنان بین بختیاری ها, مشهور و زبانزد بوده است که" ژان پیر دیگارد" مردمشناس فرانسوی , آن را به شوخی " مارش ملی بختیاری ها " خوانده است ! اما درست تر آنکه این تصنیف و آهنگ را" مارش ملی همه ﻟُﺮهای جنوبی" بخوانیم چرا که از کرانه های خلیج همیشه فارس؛ بینﻟُﺮهای لیراوی و گناوه و لرهای ممسنی و بویراحمد تا ازنا و الیگودرز بینﻟُﺮهای بختیاری ها, این میراث بین همه لرها مشترک است ! دی بلال , عاشقانه ترین منظومه لری در بین ﻟُﺮهای جنوبی و لرستان جنوبی است که روایت عشق و هجران و فراغ عشاق جوان است .

تعداد ابیات این منظومه نامعلوم است و هرکس پارچه ایی از اشعار را از حفظ است . دی بلال , سمبل معشوقی افسانه ای است. آنچنانکه گاه در این ابیات, دی بلال, دختر زیبا رویی وصف می شود که همه جوانان قبایل دل در گرو عشق او بسته اند .

دی بلال ، مینا دوخال ، مال وند به بندار

تیر بکو ، جاهل بگر ,، چی لک چندار

(دی بلال ! با سربند خالدار! ایل در سراشیبی کوه خیمه زده است بیا و انتخاب کن ! جوانی را که قامتی چون شاخه چنار دارد !)

... و گاه در هیأت سارا زنی (زن جاافتاده ) , بیوه سار , شوی ازدست داده , اما زیبا و دلربا ظاهر می شود !

 

دی بلال , ره سر او خوس تیله گرگس

افتو زی من چکلس  مه زی وه برگس

(دی بلال , رهسپار چشمه آب است در حالی که توله گرگش( فرزند نورس پسرش ) را همراه داشت آفتاب بر موهای پیشانی اش می تابید و ماه بر ابروهایش سایه انداخته بود ! )

درباره ریشه یابی اصطلاح دی بلال , نظرات و گمان ها نادرست و دور از ذهن بسیار است و بسیاری به خطا رفته اند از جمله خود من سالها پیش در کتاب" وار" گمان بردم که این واژه از گل لاله گرفته شده است که نادرست هست چرا که ما به گل لاله. لاله می گفتیم و می گوییم و لال متداول نیست . حقیقت آنکه" بیلال ", نام دخترانه لری است که در بین بختیاری ها تا چندی پیش رایج بوده است . آنچنانکه بانویی از فامیل های نزدیک ما , زنی بود که " بی وی لال " یا به اختصار " بیلال" خوانده می شد .

 

دی بلال  به چه معنی است ؟

"دی " که گویا لقب است گونه ایی اختصار شده از کلمه " دده " و ددو" به معنی خواهر است . آمدن این لقب بر سر نام دختران به مفهوم تحبیب و عزیز شمردن او و برسر نام زنان به جهت احترام و حرمت آنهاست . " دی " اما در لهجه جنوبی لری بختیاری و در لری بویراحمد و ممسنی نه به معنی خواهر که به معنی مادر و شکلی دیگر از واژه" دا" است .

"بی " تخفیف و مختصر شده " بی وی " یعنی بانو , خاتون و مقصود زنان خوانین و دختران بزرگان است . برای احترام به خانم , جلوی نام آنها بکار برده می شود مثل: بی ناز , بی گل , بی لال...

"لال " در زبان لری دارای چند مفهوم است . یکی به مفهوم" هموار , صاف و صیقلی , یکدست , یکسان , " است . مثلا : تله لال : یعنی صخره صاف . لالی یعنی همواری, زمین مسطح (نام دشت لالی در شمال مسجدسلیمان از آن گرفته شده است ). لال , مفهومی دیگر نیز دارد که به معنی عروس و عروسک است که واژه کهن لری بوده که هم اکنون منسوخ شده است . "لال " و صورت های دیگرش" لیل" و" لول " و همینطور صورت قدیمی ترش در یک نسخه نامه لری قدیمی از قرن یازدهم منتسب به سعدی شیرازی که در زیر این واژه, کاتب نامه لری , معنی اش را به فارسی "همسر "نوشته در حقیقت همان " لیل " در ﻟُﺮی لکی به معنی همسر و یار است.

لال در لری کهن بختیاری به معنی عروس است همچنانکه اشعار عروسی را , اشعار" دوالالی" یعنی اشعار درباره دوا (داماد) و لال (عروس ) ) می گویند . در منطقه چارمال به این اشعار "دوما لیلی " می گویند . در لری ممسنی "لیلی" به معنی عروسک است . در لری بختیاری نیز به عروسک بازی کردن " لال بهیگ" کردن می گویند که هم واژه کهن تر لری لال (عروس , عروسک , همسر. یار) در آن هست و هم واژه نوتر " بهیگ" که باز به معنی عروس است . با این تفسیر می توان گفت که بلال در اساس بیلال> بی وی لال بوده یعنی بی عروس یا بی بی عروس یا خانم عروس که مقصود و منظور دختری بوده که از فرط زیبایی به عروسک مانند بوده است . *سبک و شیوه دی بلال خوانی , بین بویراحمدی ها , بختیاری ها , کهگیلویه ایی و ممسنی ها متفاوت است . در زیر ملودی دی بلال , شیوه بختیاری را با اجرای کمانچه استاد محمد تقانیان دهکردی می شنویم

 

5 نظر

  • من لر هستم

    به لر بودن خود می نازم و هر کس که به فرهنگم اهانت بکند میتازم … بروهی لر


  • لر بختیاری هستم

    من بختیاریم شاهم به ایران ، به سر تاج و به تن رخت دلیران / من آن بختیاری آن یل شیر ، که سازم دشمنان را زمین گیر


  • بزرگترین ایل ایران:بختیاری

    بختیاری ها متشکل از ۱۳۵ کنفدراسیون ایلی است و بزرگترین ایل ایران و جهان است و طرح و اسم چوقای لری از چغازنبیل عبادتگاه عیلامیان باستان گرفته شده است


  • افسانه هَمیل و مَمیل لُری

    افسانه هَمیل و مَمیل لُری: مردم لُرستان زمستان را شهری اساطیری میدانند که در آن اساطیر زندگی میکنند در شهر زمستان پیرزنی (دایا، دادا) زندگی میکرد که زنی است بد سرشت و نماد ظلم و ستم که میخواهد با ایجاد سرمای شدید مردم را در تنگنا قرار دهد او دو پسر داشت بنام های هَمیل و مَمیل، هَمیل برادر بزرگتر چِلَه بزرگه (چِلَه گَپ) که روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا میشود و مَمیل برادر کوچکتر چِله کوچکتر (چله کُچِک) که روز پنجاه و پنج زمستان ظاهر می‌شود. عمر هَمیل چهل شبانه روز بود که در تقویم خورشیدی از غروب سی ام آذر تا غروب دهم بهمن و عمر مَمیل بیست شبانه روز بود از دهم بهمن تا غروب سی ام بهمن، روزی دو برادر به شکار می‌روند هَمیل زیر سنگ سیاه و بزرگی می‌نشیند که استراحت کند سنگ بر رویش می‌افتد مَمیل به جستجوی برادر می‌رود ولی نمیتواند او را نجات دهد و هر دو برادر از شدت سرما جان می‌دهند و ظلم ظالم عاقبت گریبان خودش را می‌گیرد. بعد از مرگ آنان شَشِلَه به کمک پیرزن می‌آید که عمرش شِش شبانه روز است (6 روز اول اسفند) شَشِله به پیرزن (دایا) می‌گوید شَشَه مِه وِ ری شَصَه تونَه (شِش شبانه روز عمر من به اندازه شصت شبانه روز عمر پسرانت سرد است) با پایان یافتن عمر شَشِله قصه دایا تمام میشود. دایا که از مرگ پسرانش ناراحت است شیون کنان دستبند خود را پاره میکند و دانه‌های مروارید تگرگ بر زمین می‌ریزد و می‌گوید: همیل مُرد و مَمیل مُرد دل وِه کی بَکِنِم خَش _ سَر چومَتی بِئیرِم عالمِن بَزِنِم تَش (همیل و ممیل مُردند دلم را به که خوش کنم مشعلی در دست میگیرم و دنیا را آتش میزنم) با برافروختن مشعل هوا رو به گرمی می‌رود و بهار و تابستان از پی هم‌‌ می‌آیند مردم معتقدند اگر مشعل پیرزن در آب بیفتد بهاری پر باران و اگر مشعل بر زمین بیفتد بهاری بی باران در انتظار است. دایا می‌گوید اَ بهاری پُشت سَرِم نِئیِه دایان دِ وَرتاوَه حُشک میکِردِم پاپان دِ پُشت تاووَه (اگر بهاری در راه نبود دنیا را آنچنان سرد میکردم که پیرزن جلوی تنور نان یخ بزند و پیرمرد در پشت اجاق) و کله باد که سفیر بهاران است برمی‌خیزند او پیام آور بهار و فرشتگان رهایی است. بادی از جانب لیل خوش منظر، دلبری به نام بهار.


  • دی بلال

    زنده باد اصالت و فرهنگ لُرها. "دی بلال" مارش ملی لُرسونل! آهنگ و تصنیف دی بلال، چنان بین بختیاریها، مشهور و زبانزد بوده است که "ژان پیر دیگارد" مردم شناس فرانسوی، آنرا "مارش ملی بختیاریها " خوانده است! اما درست تر آنکه این تصنیف و آهنگ را "مارش ملی همه ﻟُﺮهای جنوبی" بخوانیم چرا که از کرانه های خلیج فارس؛ بین ﻟُﺮهای لیراوی و گناوه و لُرهای ممسنی و بویراحمد تا ازنا و الیگودرز بین ﻟُﺮهای بختیاری، این میراث بین همه لُرها مشترک است! دی بلال، عاشقانه ترین منظومه لُری در بین ﻟُﺮهای جنوبی و لُرستان جنوبی است که روایت عشق و هجران و فراغ عشاق جوان است. تعداد ابیات این منظومه نامعلوم است و هرکس پارچه ایی از اشعار را از حفظ است. دی بلال، سمبل معشوقی افسانه ای است. آنچنانکه گاه در این ابیات، دی بلال، دختر زیبارویی وصف میشود که همه جوانان قبایل دل در گرو عشق او بسته اند. دی بلال، مینا دوخال، مال وند، به بندار _ تیر بکو، جاهل بگر، چی لک چندار. دی بلال! با سربند خالدار! ایل در سراشیبی کوه خیمه زده است بیا و انتخاب کن! جوانی را که قامتی چون شاخه چنار دارد! و گاه در هیأت سارا زنی (زن جا افتاده) بیوه سار، شوی ازدست داده، اما زیبا و دلربا ظاهر میشود: دی بلال، ره سر او خوس تیله، گرگس _ افتو زی من چکلس، مه زی وه برگس. دی بلال، رهسپار چشمه آب است درحالیکه توله گرگش (فرزند نورس پسرش) را همراه داشت. آفتاب بر موهای پیشانی اش می‌تابید و ماه بر ابروهایش سایه انداخته بود! درباره ریشه یابی اصطلاح دی بلال، نظرات و گمان ها نادرست و دور از ذهن بسیار است و بسیاری به خطا رفته‌اند از جمله خود من سالها پیش در کتاب "وار" گمان بردم که این واژه از گل لاله گرفته شده که نادرست هست چرا که ما به گل لاله. لاله میگفتیم و می‌گوییم و لال متداول نیست. حقیقت آنکه "بیلال " نام دخترانه لُری است که در بین بختیاریها تا چندی پیش رایج بوده است. آنچنانکه بانویی از فامیل های نزدیک ما، زنی بود که "بی وی لال" یا به اختصار "بیلال" خوانده میشد. دی بلال، به چه معنی است؟ "دی" که گویا لقب است گونه‌ایی اختصار شده از کلمه "دده" و "ددو" به معنی خواهر است. آمدن این لقب بر سر نام دختران به مفهوم تحبیب و عزیز شمردن او و بر سر نام زنان به جهت احترام و حرمت آنهاست. "دی" اما در لُری بختیاری و در لُری بویراحمد و ممسنی نه به معنی خواهر که به معنی مادر و شکلی دیگر از واژه "دا" است. "بی" تخفیف و مختصر شده "بی وی" یعنی بانو، خاتون و مقصود زنان خوانین و دختران بزرگان است. برای احترام به خانم، جلوی نام آنها بکار برده می‌شود مثل: بی ناز، بی گل، بی لال. "لال" در زبان لُری دارای چند مفهوم است. یکی به مفهوم "هموار، صاف و صیقلی، یکدست، یکسان" است. مثلاً: تله لال: یعنی صخره صاف. لالی یعنی همواری، زمین مسطح (نام دشت لالی در شمال مسجدسلیمان از آن گرفته شده است). لال، مفهومی دیگر نیز دارد که به معنی عروس و عروسک است که واژه کهن لُری بوده که هم اکنون منسوخ شده است. "لال" و صورتهای دیگرش "لیل" و "لول" و همینطور صورت قدیمی ترش در یک نسخه نامه لُری قدیمی از قرن یازدهم منتسب به سعدی شیرازی که در زیر این واژه، کاتب نامه لُری، معنی اش را به فارسی "همسر" نوشته در حقیقت همان "لیل" در ﻟُﺮی به معنی همسر و یار است. لال در لُری کهن بختیاری به معنی عروس است همچنانکه اشعار عروسی را، اشعار "دوالالی" یعنی اشعار درباره دوا (داماد) و لال (عروس) میگویند. در منطقه چارمال بختیاری به این اشعار "دوما لیلی" میگویند. در لُری ممسنی "لیلی" به معنی عروسک است. در لُری بختیاری نیز به عروسک بازی کردن "لال بهیگ" کردن میگویند که هم واژه کهن تر لُری لال (عروس، عروسک، همسر و یار) در آن هست و هم واژه نوتر "بهیگ" که باز به معنی عروس است. با این تفسیر میتوان گفت که بلال در اساس بیلال = بی وی لال بوده یعنی بی عروس یا بی بی عروس یا خانم عروس که مقصود و منظور دختری بوده که از فرط زیبایی به عروسک مانند بوده است.



آخرین مقالات