یک شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نشان سمبلیک اتحاد لُر

نشان سمبلیک اتحاد لُر

نشان سمبلیک "کلکینه" یا "دو کلکی" به نشانه قوم لٔر !

کلک kelek و انگوست در زبان لٔری هردو به معنی انگشت است و دو کلکی یا کلکینه , نشانی است در مفهوم لٔر.

اینکه از کی این نماد سمبلیک به نشانه هویت قومی لٔر و لرزبانان , رایج شد بر بنده معلوم نیست ولی گویا از نخستین رقابت های لیگ فوتبال مناطق لر نشین یا همراه با ایده نام گزاری آغاز لشکر کشی عملیات فتح لرستان و قتل عام قوم لر تحت عنوان روز همبستگی مردم لٔر در یک دهه پیش به همت عده ایی آدم جوان خوشفکر!

بی گمان وحدت و یکپارچگی شاخه های مختلف ملیت ما , زیر نام لٔر , از لیراوی و ممسنی و و بختیاری و بویراحمد و کهگیلویه تا ثلا ثی و لک , مینجایی و فیلی عراق " و... در عین حفظ مشخصه های زبانی و فرهنگی و جغرافیایی هرکدام از این شاخه های ملیت لر " تنها راه پیشگیری از ذوب و حل و آسیمیله و بلعیده شدن این مردمان و فرهنگ ها در کام دو اژدهای پر اشتهای ناسییونالسم فارس و کرد است.

 

نشان لر

علامت لر

نماد لر

نماد دو کلکی لر

نماد سمبلیک قوم لر

10 نظر

  • نماد ال انگشتی

    چرا پان پارس ها و پان آریایی ها اینقدر روی نماد ال انگشتی حساس هستند و آن را عامل تجزیه و استقلال طلبی میدانند؟ جواب کاملا واضح و آشکار است. چون این به ظاهر وطن پرستان که عاملان اصلی بدبختی کشور هستند مانع اتحاد مردمان غیر دری ( فارس ) هستند و همیشه تفرقه و جدایی را برای آنها میخواهند. بارها به وضوح دیده ایم که نماد فروهر را که اصالتأ متعلق به تمدن، سومری و آشوری است را به عنوان نماد میهن پرستی و وطن دوستی و زردشتی گری میدانند اما نمادهایی مانند ال انگشتی، مردم لور را عامل تجزیه و بدبختی و هزار تا تهمت ناروا و انگ دیگر معرفی میکنند!!! طبیعی است که هر کدام از مردم غیر فارس ایران یا کلأ هر اجتماع و گروهی که اشتراکاتی با هم دارند نمادی برای انسجام و اتحاد خود دارند و این هیچ منافاتی با هیچ قانون و گروهی ندارد و تنها به صرف اتحاد و همبستگی است.


  • صنعت فیلم سازی

    فیلم سازی یکی از راه های بسیار مهم در انتقال فرهنگ و آداب و رسوم جوامع و انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای مختلف و همچنین جوامع گوناگون است لذا از آنجایی که لرستان در حوزه فرهنگی و اجتماعی سرمایه های بسیار غنی دارد میطلبد که با حمایت از این عرصه فضا را برای فیلمسازی در جهت معرفی هر چه بهتر فرهنگ و هنر دیار لرستان مهیا شود. با استفاده از صنعت سینما و فیلم سازی و مستند سازی میتوان آداب و رسوم گذشتگان را گردآوری نمود و به نسلهای بعدی منتقل کرد و این نشان از اهمیت سینما و تلویزیون دارد که میبایست توجه بیشتری به این حوزه صورت گیرد.


  • صنعت فیلم سازی

    فیلم سازی یکی از راه های بسیار مهم در انتقال فرهنگ و آداب و رسوم جوامع و انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای مختلف و همچنین جوامع گوناگون است لذا از آنجایی که لرستان در حوزه فرهنگی و اجتماعی سرمایه های بسیار غنی دارد میطلبد که با حمایت از این عرصه فضا را برای فیلمسازی در جهت معرفی هر چه بهتر فرهنگ و هنر دیار لرستان مهیا شود. با استفاده از صنعت سینما و فیلم سازی و مستند سازی میتوان آداب و رسوم گذشتگان را گردآوری نمود و به نسلهای بعدی منتقل کرد و این نشان از اهمیت سینما و تلویزیون دارد که میبایست توجه بیشتری به این حوزه صورت گیرد.


  • کلکینه رمز اتحاد مردمان لر است

    کلکینه نماد هیچ حزب ، گروه ، سازمان یا ایدئولوژی نیست بلکه رمز اتحاد کسانی است که حتی برای یکروز قلبشان به عشق / هویت / موسیقی / زبان و دیار بلاد لرنشین تپیده است. کلکینه نمادی است که با هر دو دست ایجاد میشود و حرف L که نام لر است را تداعی میکند. کلکینه رمز اتحاد لرهاست. پان پارسها طوری این نماد ساده را میکوبند که گویی مظهر بت پرستی است. این نماد ساده تنها لر بودن را عنوان میکند بدون هیچ اسرار تاریخی و پیشنهادی ساده از طرف فعالین فرهنگی لر بود. با این نماد ساده ما میگوییم لر هستیم. نمادها در طول تاریخ شکل میگیرد اما این فارسهای فرش فروش چرا به فروهرهای روی کلاه لرهای بختیاری گیر نمیدهند؟ و آن را هم تشویق میکنند؟ فروهری که ریشه ای مصری و بابلی دارد چرا شاهنامه خوانی را تشویق میکنند اما نماد کلکینه لری را میکوبند؟ چرا این علامت ساده اینقدر آنها را میترساند؟ میترسند چون میدانند فریاد لر بودن برابر است با فریاد حق خواهی از منابع و معادنشان و نماد فروهر برابر است با شاهنامه خوانی و حمله بی هدف به اتراک و اعراب و در واقع دفاع از منافع پان پارسها. نماد کلکینه لری برابر است با فریاد حق خواهی و پر رنگ شدن هویت لری. هر نمادی در هر فرهنگی یک کاربردی دارد طوریکه انگشت موفقیت غرب در نزد فارسها فحش و ناسزا ترجمه میشود.


  • قدمت واژه《لُرستانات》

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • نشنو از نی

    نشنو از ني چون حكايت ميكند شرح حال خود روايت ميكند بشنو از من چون حكايت ميكنم دردهايی نو روايت ميكنم بشنو از من تا بگويم درد را شرح حال روزهای سرد را بشنو از من حرفهای خوب و نو شرح از پرداخت عيد وسال نو بشنو از من قصه ی يارانه ها طرح خود برداشت از سامانه ها بشنو از من شرح كارتن خوابها شرح حال زنده در گور خوابها بشنو از من از حقوق های گران شر ح حال اختلاس های كلان بشنو از من از فضاي سايبری تلگرام واتساپ گروه وايبری بشنو از من قصه ی بر جام را زان سياستهای نا فرجام را بشنو از من شرح حال اين زمان از فرار نخبگان و تيزهوشان جوان بشنو از من شرح فحشا و فساد ثروت و سرمايه رفته به باد ني ننال تا من بگويم ناله را شرح حال سوختن پروانه ها حرف من از ناله و تحقير نيست حرف از اگاهی و تدبير نيست پس سخن كوتاه بگويم والسلام مولوی ای شاعر نيكو كلام عباس_زرين_كفش


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • لُرستان یعنی تمام بلادلُرنشین

    لُریاتی یعنی هرچه که بوی لُر و لُری بودن از آن استشمام میشود. چیزی که نهاد جان مایه آن با فرهنگ لُر گره خورده است و بدون این فرهنگ از اصل و هویت خود سقوط خواهد کرد. البته تمام تعریف لُریاتی در این مورد خلاصه نمیشود بلکه علاقه افراد و اشخاص و دل و جانی که برای لُر و فرهنگ لُری بتپد را نیز شامل میشود. نیازی نیست فرد و یا گروه مردمی حتماً با آزمایش DNA ثابت کنند لُر هست و یا خیر! بلکه اگر در گوشه ای از قشر خاکستری مغزش خود را لُر بداند و علاقمند به فرهنگ لُری، وی دارای فرهنگ و غیرت لُریاتی است. استاد لوریس_چکناواریان هنرمند بزرگ ارمنی《متولد بروجرد》که در مصاحبه ای تلوزیونی خود را لُر بروجرد میداند! وی حتی خود را در ارمنستان بیگانه دید ولی زادگاهش بروجرد لُرستان را آشنا و آشناتر از هرجایی یافت منظور و بن مایه لُریاتی این است عشق به لُر و لُرستانی! چه بسیار هستند گروه و اشخاصی که لُرند ولی علاقه ای به فرهنگ لُریاتی از خود نشان نمیدهند و خلاصه کلام عاری از هرگونه فرهنگ لُریاتی میباشند. کما اینکه شخصی خود را لُر بگوید ولی در پشت ذهن خود یک نوع خود برتربینی و حسادت نسبت به گروه و یا شخص لُر داشته باشد ولو اینکه پسر《شجاع الدین خورشید》و یا《هزار اسب》و...باشد وی نیز عاری از غیرت لُریاتی است. لُرستان منظور تمام مناطق لُرنشین است نه تنها استان لُرستان!


  • عقاید طبقه حاکم

    گمال تبریزی جزو دانشجویانی بود که سفارت آمریکا را اشغال کردند و باعث تحریم و جنگ هشت ساله شدند. اگر از روز اول برخورد قاطعی با گمال تبریزی می‌شد الآن دوباره شاهد توهین آقای محمدرضا ورزی که ایشان هم ترک تبریزند به لُرها در سریال تحریفی ستارخان نبودیم! گمال تبریزی آرامش کشور را برهم زد به‌طوریکه ضرغامی رئیس رسانه میلی مجبور شد برای کاهش تنش و درگیری‌ها در مناطق لُرنشین، لباس بختیاری بپوشد و به میان آن‌ها در مسجدسلیمان برود؛ با اینحال گمال تبریزی برای آشوبی که بپا کرد و میلیاردها تومان سرمایه مملکت را هدر داد، حتی یک معذرت خواهی نکرد یا یکروز از فعالیت منع نشد! کارنامه‌ پرحاشيه و دارای شبهه گمال تبریزی را ورق بزنید که چگونه بيت‌المال را بخاطر او بر باد داده‌اند! بسياری از اهالی سينما درباره سبک كارهای او معتقدند كه گمال تبريزی تمام هم و غمش اينست كه به جامعه سينمايی بقبولاند كه كارگردانی متفاوت است، اما مُشک آن است كه خود ببويد! گمال تبريزی اصلاً متفاوت نيست! فقط دنبال جنجالسازی و حواشی است! او كه در دهه 80 با فيلم《مارمولک》خود را در ايران مطرح كرد و با سوژه‌ای مبهم و سردرگم، باعث بروز چالش در دوران اصلاحات شد و اصولگرايان را برعليه وزارت ارشاد خاتمی تحريك نمود، درحاليكه فيلمش هيچ ارزش و پيامی نداشت! در سال 87 سریال《قصه‌هاي رودخانه》وی با سرمایه‌گذاری صداوسیما در مالزی جلوی ساخته شد، اما امکان پخش آن از شبکه‌ ملی حاصل نشد و در جواب گفت: باید برخی از مسئولان تلویزیون عوض شوند!!! در همان سال، فیلم《پاداش》را با سرمایه گذاری سیما فیلم تولید می‌کند ولی بخاطر عبور از خط قرمز اخلاقی و تعرض به مقدسات دینی توقیف می‌شود! سال 89 فیلم خیابان‌های آرام را کلید می‌زند که آنهم بنا به درخواست تهیه کننده‌اش اکران نمی‌شود! باب مورلی می‌گوید: تو که هستی که بخواهی زندگی من را قضاوت کنی؟ من بی عیب نیستم و نمی‌خواهم باشم! فقط قبل از اینکه شروع کنی و با انگشت من را نشان بدهی، مطمئن شو دستهای خودت پاک است! برنامه‌ريزان صداوسيما، اصولاً با توليد اين سريال آنهم با بودجه چندميلياردی از جيب بيت‌المال مردميكه به گروهی از آنان بی‌حرمتی و اسائه ادب می‌شود، بدنبال اثبات چه چيزی هستند؟ اينكه يک قوم اصيل ايرانی را بی‌هويت نشان بدهند؟ شما که از سال 88 تاکنون بدنبال عوامل فتنه می‌گردید و هرچند روز یکبار در اخبار آنرا برجسته می‌کنید، آیا توهین به بزرگترین قوم ایرانی که هر دوره نقش بسزایی در تحولات ایفا می‌کنند خود فتنه داخلی و مدل 92 محسوب نمی‌شود؟ آقای ضرغامی، توجه جنابعالی را به این سخن دکترعلی شریعتی جلب می‌کنم: زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت! اخلاق حاکم بر هر جامعه، اخلاق طبقه حاکم است! عقاید طبقه حاکم عقاید حاکم بر جامعه است! به عبارت دیگر طبقه‌ای که وسایل تولید مادی جامعه را در اختیار دارد《وسایل تولید ذهنی جامعه》را نیز در اختیار و کنترل خود دارد! انسان محصول شرایطی است كه در آن بلوغ و بالندگی می یابد! پس خود را از هیچ انسانی《برتر》و در عین حال《حقیرتر》مپندار!!!


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...



آخرین مقالات