شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مراسم کُتل

تاریخ باستان لُرها]: در گوشه گوشه سرزمین لرها، جایی نیست که اثری مادی یا معنوی از ایلامی ها بویژه بازماندگانشان «الیمایی ها» نیابید. همه اثار باستانی پیدا و پنهان منطقه از جمله «سر مسجد و کلگه و بردنشونده» در مسجد سلیمان و «کول فرح و اشکفت سلمان و...» در ایذه مالمیر و «تنگ سولک» در بهمئی و کوهگیلویه بویراحمد و دخمه «دا و دهدر» در ممسنی فارس ، برخلاف تصور همگان ، نه پارسی یا اشکانی یا سلوکی بلکه الیمایی اند. الیمایی ها همان بازماندگان ایلامی ، که نزدیک به 500 سال پایتختشان «آیاپیر» (ایذه کنونی ) بود مردمی «نیمه کوچ نشین» اما با تمدنی شگرف بودند که قلمرو تابستانی شان منطقه بختیاری ، بویراحمد، ممسنی و لرستان و قلمرو زمستانی شان شرق خوزستان امروزی شامل میشد و تا قبل زمان ساسانیان که نوادگان خود انها هستند بنام خود مستقلا سکه زده اند. بی شک بسیاری از مراسم سوگواری لرها از جمله آنچه که در ویدیوی زیر می بینید (حتما ویدیو را کامل تماشا کنید) ، بی گمان سابقه ای پیش از آریایی دارد ، چراکه هموطنان آریایی ، کرد ، اصفهانی ، کرمانی و خراسانی و افغانی و تاجیک و ... با ما درین آداب و سنن مشترک نیستند.

مراسم کُتل

مراسم كتل بخشی از مراسم عزاداری بختياری است. موسيقی اين مراسم آهنگ چپی (وارونه) است كه با كرنا و دهل نواخته می شود. در اين مراسم اسب متوفی را سياه می پوشانند و تفنگ و ساير لوازم جنگی او رابه آن می آويزند. يكی از مردان ايل اسب را به آرامی درميدانگاهی می چرخاند و زنان و مردان با سروپای برهنه به دنبال كتل حركت مي كنند و به زاری مي پردازند مرگ هر فرد در هر سن و گروه اجتماعی سوگنامه خاص خود را دارد.

در آیین های سوگواری در لرستان که به آن چمر می گوییم، هم همین رسم را داریم.در کنار کتل، نوای غمگینی بوسیله سرنا و دهل نواخته می شود که به این نوا چمریونه یا چمریانه گفته می شود.

 

کتل بندون یکی از کهن ترین رسوم آیینی است که در گذشته هایی بسیار دور در سرزمین لرستان کهن (عیلام قدیم) رواج داشته است و حتی امروزه نیز می توان برپایی آن را در میان ساکنان دامنه های میانی و جنوبی زاگرس مشاهده کرد. هرچند این رسم زیبا در حال منسوخ شدن است ، اما هنوز هم در برخی ایلات لر بخصوص در جای جای بختیاری آن را برگزار می کنند. در حال حاظر ای رسم بخشی از آیین های عزاداری برای دلیران ، بزرگان ، سرداران و دلاوران ایل است، اما در گذشته نچندان دور در روزهای تاسوعا و عاشورا نیز برگزار میشده است، البته این سنت و آیین بیشتر در بین مردم بختیاری ایطور پسندیده بوده که برای بزرگان و جوانانشان که در جنگ و نبرد دار فانی را ودا می گفتند ، کتل برپا کنند و یک سال به سوگ نشینند و جامه سیاه بر تن کنند و در هیچ مجلس عروسی و محفل جشن و سروری شرکت نکنند و تا چهل روز موی سر و صورت خود را نزنند.

 

در حقیقت کتل بخشی از باورها و اعتقادات مردم لر را تشکیل می دهد و نمادی است از اعتقاد به هستی و نیستی و کائنات و دنیای زودگذر و فانی و آخرت و سرای باقی. به بیان دیگر ، اجرای این مراسم تداعی کننده روزگار گذران و کارنامه اعمال متوفاست که اسب کتل آن را حمل میکند.

 

کلیپی کامل درین زمینه


2 نظر

  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی

    میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی از شاعران بنام لُر است. از سـرايندگان دوران مشـروطيت و از هـواداران محمد عليشاه قاجار بود. وی ديوان شعری متشكل از غزليات، رباعیـات، تركيب بند و مخمس را دارد که در بخش خطی كتابخانه مركزی دانشـگاه تهـران موجـود و بـه شـماره ۲۹۳۷ به ثبت رسیده است. این ديوان، گنجینه ای ارزشمند و منحصـر به فـرد و یکی از معتبرترين اسناد فرهنگی و ادبی استان كهگيلويه بویراحمد است. از قـراين بر می‌آید كه علاوه بر شاعری و تسلّط در اين فن از هنر خوش نويسی نيـز برخوردار بـوده اسـت. اشعار ديوان او بالغ بر ۱۷۰۰ بیت است، از دیوانش اطلاعات زیادی درباره خود به دست نمیدهد؛ جز تخلص، نام پدر، ایل، محل سکونت و منشیگری او، چیز دیگری نوشته نشده است. وی خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «ميـرزا ابراهیم ملتجی خاک قدم عارفان و قلاشان پارس» ( داروی، ۱۱:۱۳۹۱). از مطالعه در دیوان او بر می‌آید که عارف مسلک و صوفی منش بوده است، وی با شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ و سعدی همدم و مانوس بوده است. ردپای حافظ را می‌توان در دیوانش مشاهده کرد. در دیوان او ملامتی نیز به چشم می‌خورد یکی از مضامینی که در شعر او نمود زیادی دارد عشق است همچنان که حافظ و بقیه شعرای عارف مسلک، عقل را در بیان مشکلات لایعقل می‌دانند، وی نیز معتقد است هر کجا عشق درآید، ناموس و نام بر باد می‌رود و از خرد نباید مسئله عشق را پرسید: ‌‌‌از خـرد مسـئله عشـق نبايـد پرسيد _ ‌‌‌‌‌‌ز آنکه در عشق، خرد مسئله دان این همه نیست! ‌‌‌‌‌از مطالعه و مداقّه در دیوان او به ویژه غزلیات، اشارات زیادی از اصطلاحات عرفانی، آلات موسیقی، نام پهلوانان و شاهان شاهنامه، اصطلاحات شطرنج و عشّاق معروف مشاهده می‌شود. ‌ملتجی بویراحمدی در بین شاعران گذشته بیشتر از همه از حافظ تاثیر پذیرفته است. غزل زیر را به اقتفای غزلی از حافظ با مطلع: ‌‌رونق عهد شـباب اسـت دگـر بسـتان را _ ميرسد مژده گل بلبل خـوش الحـان را ‌‌‌(حافظ، ۱۵:۱۳۸۲) گفته است: ‌‌‌‌‌تيغ ابروی كجت كـرده خـراب ايـران را ‌‌‌‌‌‌_‌‌‌ فتنه چشم تو بـر هـم زده تركسـتان را / ترسم از لعل لبت، كـام نگـردد حاصـل ‌‌‌_ كه به پيمانه كشی می شـكند پيمـان را ‌‌‌‌‌‌‌‌(داوری، ۶۲:۱۳۹۱)



آخرین مقالات