پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﯾﯽ " ﮐﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ", ﻣﺮﺩ ﭘﺎرتی ﻭ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ ," ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪ !

الیمایی ها حکومتی مستقل که برخلاف دروغای تاریخی هرگز خراج گذار اشکانی نبودند.

ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﯾﯽ " ﮐﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ", ﻣﺮﺩ ﭘﺎرتی ﻭ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ ," ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪ !

ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻣﻔﺮﻏﯽ « ﻣﺮﺩ ﺍﻟﯿﻤﺎﯾﯽ » ﯾﺎ " ﻣﺮﺩ ﺷﻤﯽ " ﮐﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ دﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺷﻤﯽ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﺎﻟﻤﯿﺮ ( ﺍﯾﺬﻩ ) ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯿﺎﻥ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺍﺯ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﺍﺻﻠﯽ آﻥ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ آﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ « ﻣﺮﺩ ﭘﺎﺭﺗﯽ » ﻭ « ﻣﺮﺩ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ » ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ هرگز ﮔﻔﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﺬﻩ ﻭ ﺷﻤﯽ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﮐﯿﺴﺖ؟!!!!


ﮐﺘﺎﺏ  ( ﺍﻟﯿﻤﺎ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﻔﺮﻏﯽ ﺷﻤﯽ - ﭘﮋﻭﻫﺸﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺍﻟﯿﻤﺎﯾﯿﺎﻥ ) ﺭﻭﺍﯾﺘﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﺮﺩ ﺷﻤﯽ ﻧﻪ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻠﻮﮐﯽ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺗﺒﺎﺭ آنان ﺑﻪ لرهای ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ و ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻭ ﻋﯿﻼﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽﺳﺪ . آنان ﺍﮔﺮﭼﻪ ﻫﻢﻋﺼﺮ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿﺎﻥ ﻭ ﺳﻠﻮﮐﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﮐﺜﺮﺍً ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎ ﻭ ﻣﺨﺘﺼﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦﺷﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺯﺍﮔﺮﺱ ﻣﯿﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .


ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺍﺯ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ آمده ﺍﺳﺖ . ﺯﯾﺴﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻧﯽ ﻭ ﮐﻮﻩﻫﺎﯼ ﺳﺮﮐﺶ ﻭ ﺻﻌﺐ ﺍﻟﻌﺒﻮﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺍﻧﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻮﺭﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﮐﻮﻩ ﺯﯾﺴﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﻮ ﺗﻘﺎﺭﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﺑﺎ ﺩﻭﻟﺖ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿﺎﻥ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺳﻠﺴﻠﮥ ﻣﻘﺮ ﮐﻮﭼﮏ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺳﯿﻄﺮﻩ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ آنان ﺭﺍ ﻫﻢﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﮐﺸﻒ ﺳﮑﻪﻫﺎﯼ ﺑﯽﺷﻤﺎﺭ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﻭ ﺳﺎﻝﺷﻤﺎﺭ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺿﺮﺏ ﻭ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺩﻗﯿﻖ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻫﻢ آگاهی ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ آشکار ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻢ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﺑﺎ ﻫﻢﻋﺼﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﺳﻠﻮﮐﯿﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﺭﺗﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .


ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺍﻏﻠﺐ ﮐﻮﻩﺯﯾﺴﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﻓﺰﻭﻧﯽ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ، ﻧﻔﻮﺫ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﺩﺷﺖ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﮐﺸﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﺍﻣﻬﺮﻣﺰ، ﺷﻮﺷﺘﺮ، ، ﺩﺯﻓﻮﻝ ﻭ ﺷﻮﺵ ﻭ ﺣﺎﺷﯿﻪﻫﺎﯼ ﺣﺎﺻﻞﺧﯿﺰ ﺭﻭﺩﻫﺎﯼ ﮐﺮﺧﻪ ﻭ ﺩﺯ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺗﺎ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﮔﺎﺑﯿﺎﻧﻪ ( ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ) ﻭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻭﺩﺍﻥ ( ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻨﻬﺮﯾﻦ ) ﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻣﯽﮐﺸﺎﻧﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﻧﻌﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻩ ﯾﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﺿﻌﻒ ﻭ ﺳﺴﺘﯽ ﻣﯽﺷﺪﻩ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﺄﻭﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﻓﺮﺍﺯ ﻭ ﻧﺸﯿﺐﻫﺎﯼ ﺯﺍﮔﺮﺱ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽﺟﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﯿﻮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﮔﺮﯾﺰ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﺗﯿﺰﺍﻧﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﻣﻘﺎﺑﻠﮥ ﺩﻓﺎﻋﯽ آنان ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .


آنچه ﻣﺴﻠﻢ ﺍﺳﺖ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽﻫﺎ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﺍﻋﻘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﯿﻼﻣﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﻧﻔﻮﺫ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺨﺶﻫﺎﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻧﯽ ﺷﻤﺎﻝ ﺷﺮﻗﯽ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻣﺄﻭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ .


ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﮔﯿﺮﺷﻤﻦ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﭘﮋﻭﻫﺶﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥﺷﻨﺎﺳﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ، ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ : « ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﻬﺪ ﭘﺎﺭﺕ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﻣﺠﺴﻤﮥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻔﺮﻏﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﻤﯽ، ﻧﺎﺣﯿﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ آمده، ﻣﻌﺒﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺩﺭ ان ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺎﻟﻤﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ».


ﺭﺍﺯ ﻭ ﺭﻣﺰ ﺗﻔﻮﻕ ﻭ ﻓﺮﺍﺯ ﻭ ﻓﺮﻭﺩﻫﺎﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺴﮑﻮﮐﺎﺕ ﯾﺎ ﻣﮑﺘﻮﺑﺎﺕ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺑﺎﺯﺟﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ آثار ﻫﻨﺮ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ آنان ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩ . ﺑﺎ ﺣﻤﻠﮥ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺳﻌﯽ ﺑﺮ آن ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﻭ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﮐﻨﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﻏﻨﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺟﻮﺷﺶﻫﺎ ﻭ ﺗﺠﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﺰﺁﻣﯿﺰ ﻫﻨﺮ ﻋﯿﻼﻡ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻭ آمیزش ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ ﻭﺷﻤﺎﻝ ﻭﺷﺮﻕ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺗﺠﻠﯽﮔﺎﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ « ﮔﻼﮎ » ﺍﺯ ﺗﻮﺍﺑﻊ ﺷﻮﺷﺘﺮ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ « ﺩﺳﺘﻮﺍ » ﮐﺸﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .


ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ آثار ﻣﮑﺸﻮﻓﻪ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥﺩﻫﻨﺪﻩ ﻫﻨﺮ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﺛﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻭ ﺷﺎﺧﺺ ﯾﮑﯽ « ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ » ﯾﺎ « ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ » ﻭ ﺩﯾﮕﺮ « ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﺮﺩ ﻣﻔﺮﻏﯽ » ﺑﻪ ﺗﻔﺼﯿﻞ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﺪﯾﺲﻫﺎﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ .

الیمایی ها هرگز زیر پرچم اشکانی نبودند . مرد الیمایی یا مرد پارتی ، مرد شمی


ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﮐﺘﺎﺏ :

ﭘﯿﺶﮔﻔﺘﺎﺭ

ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﮐﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﻭ ﻋﯿﻼﻡ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ

ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﻭ ﺳﻠﻮﮐﯿﺎﻥ

ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿﺎﻥ

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ

ﺳﮑﻪﻫﺎﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ

ﻧﻘﺶﺑﺮﺟﺴﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ( ﻧﮕﺎﺭﮐﻨﺪﻫﺎﯼ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ )

ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﻔﺮﻏﯽ ﻣﺮﺩ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ

ﻣﺘﺎﻟﻮﮊﯼ ﺗﻨﺪﯾﺲ

ﮐﺸﻒ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﺮﺩ ﺍﻟﯿﻤﺎﺋﯽ ﺩﺭ ﺷﻤﯽ

ﻫﻮﯾﺖ ﺗﻨﺪﯾﺲ

ﺳﭙﺎﺱﻧﺎﻣﻪ

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖﻧﺎﻣﻪ

ﺧﻼﺻﻪ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ

6 نظر

  • وحید

    بروهی مردان عیلامی


  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.


  • سید علی صالحی (لُر بختیاری ایذه)

    سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و...


  • شیخ جمال الدین لُر ایذه ای

    تاریــــخ قــــوم لُـــر؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌شیخ جمال الدین لُر، عارف قرن هفتم. توضیحات: شیخ جمال الدین لُر و به نقل از «شدّ الازار» ایذجی، اهل ایذج (ایذه، مالمیر) بود. وی از مشایخ و صاحبان کرامت است که در قرن هفتم می‌زیست. در آغاز اُمی بوده و به تیمار و تعلیم ستوران و اسبان می پرداخت سرانجام به علت زهد و تقوی و ریاضت به مقامات معنوی دست یافت. منبع: کتاب نفحات الانس صفحه ۳۰۶، نویسنده: نورالدین عبدالرحمان جامی.


  • حافظ الدین ابوالبرکات ایذجی

    تاریــــخ قــــوم لُــــر: حافظ‌الدّین ابوالبرکات عبداللّه بن احمد بن محمّد نَسَفی ایذجی، فقیه، مفسر و محدّث حنفی، در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری بوده و از اهالی «ایذج» از نواحی بختیاری و متوفی سال ۷۱۰ ق در «ایذج» می‌باشد. آثار و تالیفات فقیه ایذجی: ‌‌‌‌‌‌‌‌۱. «تفسیر قرآن» یا «مدارک التّنزیل» در ۳ جلد / ۲. «کنز الدّقایق» در فقه، مطبوع / ۳. «شرح المنار» / ۴. «شرح الوافی» در فروع / ۵. «شرح منظومه ابی‌حفص نَسَفی» در خلاف به نام «المضی» / ۶. «عمده العقاید» / ۷. «کافی» در شرح وافی / ۸. «کشف الاسرار» (شرح المنار) مطبوع / ۹. «المنار» در اصول فقه / ۱۰. «الوافی» در فروع. نکته: ایذج نام قدیمی منطقه ایذه (مالمیر) کنونی در استان خوزستان است که علما و بزرگان بسیاری را در طول تاریخ به خود اختصاص داده است. منبع: مهدوی، سید مصلح‌ الدین، اعلام اصفهان، ج۴، ص۳۱۳. ‌‌‌‌‌‌‌


  • مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشت هجری

    تاریــــخ قــــوم لُــــر؛ مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشتم هجری: عبدالرحمان ‌‌‌‌جامی با مشایخ عصر خود ملاقات هایی داشته که از جمله آنان می‌توان مولانا فخرالدین لُرستانی و دیگر خواجه برهان الدین ابونصر پارسا و دیگر خواجه شمس الدین محمد کوسوئی و دیگر مولانا جلال الدین پورانی و...را نام برد. منبع: نفحات الانس، صفحه ۲۸۹، مولف: نورالدین عبدالرحمان جامی.



آخرین مقالات