یک شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﻣﻤﺴﻨﯽ

ﻋﯿﻼﻡ؛ ﻣﯿﺮﺍﺛﯽ , ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﯾﺮ ‏( ﯾﺎﺩ ‏) ﻣﺎ ﻟُﺮﻫﺎ ، ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ! ؟ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﻣﻦ، ﺩﺍﺱ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺑﺮ ﻧﺎﯼ ﺩﻭﺩﻣﺎﻧﻢ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ !

ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﻣﻤﺴﻨﯽ

ﻋﯿﻼﻡ؛ ﻣﯿﺮﺍﺛﯽ , ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﯾﺮ ( ﯾﺎﺩ ) ﻣﺎ ﻟُﺮﻫﺎ , ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ !

ﻣﯿﺮﺍﺙ ﻣﻦ

ﺩﺍﺱ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺑﺮ ﻧﺎﯼ ﺩﻭﺩﻣﺎﻧﻢ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ !

«ﺣﯿﺎﺗﻘﻠﯽ ﻓﺮﺧﻤﻨﺶ , ﺷﻌﺮ " ﮐﺘﯿﺒﻪ ﻗﻮﻣﯽ " »

 

* ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﻣﻤﺴﻨﯽ , ﯾﮏ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ !

ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻟﺮﻧﺸﯿﻦ شمال استان فارس ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻤﺴﻨﯽ ﺑﺮ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺳﺘﻢ , ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻗﻠﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺮﻑ ﺑﺮ ﺭﻭﺩ , ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎ ﻣﻀﻤﻮﻧﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﻣﺖ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ آن ﺑﻪ ﯾﮏ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ آریایی ﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﻼﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ۲۴۰۰ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ ﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﻋﯿﻼﻣﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ !

ﻧﻘﻮﺵ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﺏ ﺍﻟﻨﻮﻉ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺍﯾﻨﺸﻮﺷﻨﺎﮎ ﻭ ﻧﯿﺮﺍﺱ ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﻠﮑﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻭﺻﻔﯽ ﺍﺯ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﻠﮑﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺗﺎﺝ ﺷﺎﺧﺪﺍﺭ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻋﯿﻼﻣﯽ  ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﭼﻤﺒﺮﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪﺍﺳﺖ . ﻣﺎﺭ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﺮﮐﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺍﺳﺖ .

ﯾﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﺩﺭ ﻧﻘﺶ ﺭﺳﺘﻢ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺨﺖ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ( ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ) ﺗﺎ ﻧﯿﻤﻪ ﺩﻭﻡ ﻗﺮﻥ ﺳﻮﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﭘﺎﺑﺮﺟﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻭﭘﺎﮎ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺑﺮ ﺍﻥ ﺣﺠﺎﺭﯼ ﺷﺪ !! ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﭼﻨﺒﺮﻩ ﻣﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺩﻭ ﺍﻟﻬﻪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻘﺶ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﺩﺭﻧﻘﺶ ﺭﺳﺘﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺩﺭ ﺑﺎﻻﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ , ﺯﯾﮕﻮﺭﺍﺗﯽ ﻧﯿﺰ ﮔﻮﯾﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﭙﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺷﮑﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﮐﻮﺭﻧﮕﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻟﺮﻧﺸﯿﻦ ﻣﻤﺴﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭ ﻓﻼﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ , ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺛﺎﺭ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﻋﯿﻼﻣﯽ , ﺍﺯ آنجا ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ آثاری ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﻧﺪ , ﻣﻮﺭﺩ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺍﻭﻟﯿﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﻭ ﻫﻢ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻋﺪﻡ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻭ ﻓﺮﺳﺎﯾﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﻃﺒﯿﻌﯽ ( ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ) ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺤﻮ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻓﻬﺮﺳﺖ آثار ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺛﺒﺖ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺛﺒﺘﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ آن ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪﻩ , ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻭ ﺩﺳﺘﺒﺮﺩ ﺍﻧﺪ

ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ :

ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﻗﺪﺭﺩﺍﻥ،ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺍﺭﺷﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﯾﺮﺍﻥ

ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ . ﻣﺪﯾﺮ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺳﺘﻢ

ﺣﺴﻦ ﺣﺒﯿﺒﯽ ﻓﻬﻠﯿﺎﻧﯽ ﻣﺤﻘﻖ ﻭ ﻣﺪﯾﺮ ﺳﺎﺑﻖ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﻤﺴﻨﯽ

3 نظر

  • ایلامیان《پروتو لُرها》

    حسن پیرنیا در کتاب《تاریخ ایران》صفحه ۳۶ مینویسد : کلمه ایلام به معنی کوهستان است و کشور ایلام باستان شامل خوزستان ، لُرستان ، بختیاری و پشتکوه (استان ایلام) بود. سومریها و اکدیها ، ایلام را با علامت《Nim》مینوشتند که به معنی سرزمین مرتفع است. جورج کامرون در کتاب《ایران در سپیده دم تاریخ》مینویسد : ایلامیان نخستین مردمی بودند که در ایران از تمدن و فرهنگ بهره ور بوده اند و خط نقشی و نگاری را آنها اختراع کردند. دکتر پرویز رجبی درکتاب《هزاره های گُم شده》جلد ۲ ، ص ۵۴ ، مینویسد : اگر ایلام کوههای لُرستان و بختیاری را در شمال و شرق خود نداشت هرگز به شکوفایی و غنا دست نمی یافت این قلمروی کوهستانی را ایلامیها《اَنزان یا اَنشان》مینامیدند. چون کشور ایلام برای مردم بین النهرین سرزمینی مرتفع تر از بین النهرین بود بنابراین میتوان گمان کرد که ایلام در اصل بجای جلگه های پست خوزستان ، در جایی مرتفع یعنی کوههای بلاد لُرنشین قرار داشته است. دکتر یوسف مجید زاده درکتاب《تاریخ و تمدن ایلام》صفحه ۵ مینویسد: منطقی ترین فرض آن است که ایلامیها به《پروتو لُرها》تعلق دارند. دنیل تی پاتس در کتاب《باستان شناسی ایلام》صفحه ۷۹ مینویسد: پروفسور والتر هینتس ، ایلام شناس فقید آلمانی که برای نخستین بار با تکیه بر کتیبه ها و نگاره های به دست آمده درباره ی مردمان اولیه ی ایلام اظهار نظر کرده است اعلام میدارد که: ایلامیها《لُرهای اولیه》یعنی نیاکان ساکنان لُرستان جدید در غرب ایران هستند. پروفسور ریچارد نلسون فرای درکتاب《میراث باستانی ایران》صفحه ۹۷ مینویسد: ایلامیها با مردم لولوبی ، کاسی و گوتی پیوند نژادی داشته اند و بین آنها در هزاره دوم پیش از میلاد فرهنگ استواری در میان بوده است. هرتسفلد هم فرضیه پیوند نژادی و زبانی این اقوام باستانی را مطرح کرده است. دکتر پیر آمیه در《تاریخ ایلام》صفحه ۲ مینویسد: ایلامیها از نژاد آسیانی یا زاگرو ایلامی《Zagro _ Elamite》یعنی نه هندو اروپایی و نه سامی بوده اند.


  • زبان ایلام باستان

    یوسیف اورانسکی درکتاب تاریخ زبان‌های ایرانی، زبان ایلامی را جدا از زبان هندو اروپایی میداند اما کُردی یک زبان هندو اروپایی است. دکترمحسن ابولقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی، زبان ایلامی را یک زبان مستقل میداند حتی استخری در قرن ده میلادی در مسالک‌الممالک در مورد زبان خوزستان می‌نویسد: آنها زبان خودشان را دارند (خوزی) که نه عربی، نه سریانی و نه فارسی است. بی شک تاثیرات خوزی در لُری آشکارست منجمله مورخین خبر داده‌اند که خوزیها شین را سین و خ را ح تلفظ می‌کردند مثلاً خوز را هوز و شوش را سوس می‌گفتند که این خصیصه هنوز در بختیاری پابرجاست. ایلامیها هنگام عزیمت به جنگ در شوش مقابل مجسمه عظیم شیر (که هنوز میان لُرهای بختیاری مجسمه شیرسنگی روی قبور بزرگان مرسوم است) قوچهایی را قربانی می‌کردند (Hinz, 1971, P 59) نقش برجسته های ایلامی تماماً در بلادلُرنشین است مثل حجاری کورنگون در کوههای بختیاری. زبان ایلامی زبان جافتیک (یافثی) Japhtic از گروه زبانهای رایج در غرب ایران بنام قفقازی آسیانیک که به زبان زاگروکاسپین معروفند. بگفته جُرج کامرون: بسیاری از عناصر زبان ایلامی با زبانی که امروزه در قفقاز یافت می‌شود و تحت عنوان خانواده زبان‌های قفقازی خوانده میشود، مشترک باشند که شباهت آوایی و نحوی دارد (Cameron, 1960, P 14). تاکنون اجماع محققان، به منحصربه‌فردی زبان ایلامی است به قول دیاکونوف (تاریخ کمبریج، جلد یک) بقایای ایلامی بصورت زبان خوزی تا دوران اسلامی در بعضی مناطق خوزستان رایج بود. ابن ندیم در کتاب الفهرست از قول ابن مقفع می‌نویسد که خوزی زبانی است که شاهان و بزرگان در خلوت و هنگام بازی و خوشگذرانی با ملازمان و حواشی خود تکلم می‌کردند. طبق تحقیقات پژوهشگران زبان شناس، زبان خوزی از بقایای انزانی (ایلامی قدیمی) است که ریشه آن نه از خانواده‌ زبانهای آریایی و نه زبان‌ سامی بلکه از انواع زبان‌هایی است که آن‌ها را آسیایی-قفقازی می‌گویند (دکترجواد مشکور، نامه باستان، ص ۷۵۳). زبان قفقازی در حقیقت بایستی آنرا زبانی دگرگون شده از شاخه های زبان مدیترانه‌ای بدانیم از هزاره چهارم پیش از میلاد در قفقاز بین دریای کاسپین و دریای سیاه بکار میرفته است و زبانهای داغستانی، لزگی، آبخازی، چرکسی و چچنی و در راس آنها گرجی از زبانهای نزدیک به آن هستند (قوم‌های ایرانی پیش از آریایی‌ها، دکتر فریدون عبدلی صفحه ۲۴۳).


  • زبان ایلام باستان

    یوسیف اورانسکی درکتاب تاریخ زبان‌های ایرانی، زبان ایلامی را جدا از زبان هندو اروپایی میداند اما کُردی یک زبان هندو اروپایی است. دکترمحسن ابولقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی، زبان ایلامی را یک زبان مستقل میداند حتی استخری در قرن ده میلادی در مسالک‌الممالک در مورد زبان خوزستان می‌نویسد: آنها زبان خودشان را دارند (خوزی) که نه عربی، نه سریانی و نه فارسی است. بی شک تاثیرات خوزی در لُری آشکارست منجمله مورخین خبر داده‌اند که خوزیها شین را سین و خ را ح تلفظ می‌کردند مثلاً خوز را هوز و شوش را سوس می‌گفتند که این خصیصه هنوز در بختیاری پابرجاست. ایلامیها هنگام عزیمت به جنگ در شوش مقابل مجسمه عظیم شیر (که هنوز میان لُرهای بختیاری مجسمه شیرسنگی روی قبور بزرگان مرسوم است) قوچهایی را قربانی می‌کردند (Hinz, 1971, P 59) نقش برجسته های ایلامی تماماً در بلادلُرنشین است مثل حجاری کورنگون در کوههای بختیاری. زبان ایلامی زبان جافتیک (یافثی) Japhtic از گروه زبانهای رایج در غرب ایران بنام قفقازی آسیانیک که به زبان زاگروکاسپین معروفند. بگفته جُرج کامرون: بسیاری از عناصر زبان ایلامی با زبانی که امروزه در قفقاز یافت می‌شود و تحت عنوان خانواده زبان‌های قفقازی خوانده میشود، مشترک باشند که شباهت آوایی و نحوی دارد (Cameron, 1960, P 14). تاکنون اجماع محققان، به منحصربه‌فردی زبان ایلامی است به قول دیاکونوف (تاریخ کمبریج، جلد یک) بقایای ایلامی بصورت زبان خوزی تا دوران اسلامی در بعضی مناطق خوزستان رایج بود. ابن ندیم در کتاب الفهرست از قول ابن مقفع می‌نویسد که خوزی زبانی است که شاهان و بزرگان در خلوت و هنگام بازی و خوشگذرانی با ملازمان و حواشی خود تکلم می‌کردند. طبق تحقیقات پژوهشگران زبان شناس، زبان خوزی از بقایای انزانی (ایلامی قدیمی) است که ریشه آن نه از خانواده‌ زبانهای آریایی و نه زبان‌ سامی بلکه از انواع زبان‌هایی است که آن‌ها را آسیایی-قفقازی می‌گویند (دکترجواد مشکور، نامه باستان، ص ۷۵۳). زبان قفقازی در حقیقت بایستی آنرا زبانی دگرگون شده از شاخه های زبان مدیترانه‌ای بدانیم از هزاره چهارم پیش از میلاد در قفقاز بین دریای کاسپین و دریای سیاه بکار میرفته است و زبانهای داغستانی، لزگی، آبخازی، چرکسی و چچنی و در راس آنها گرجی از زبانهای نزدیک به آن هستند (قوم‌های ایرانی پیش از آریایی‌ها، دکتر فریدون عبدلی صفحه ۲۴۳).



آخرین مقالات