شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

قیام ایل بویراحمد به رهبری کی لهراسب بویراحمدی بر علیه رضا شاه

قیام ایل  بویراحمد به رهبری کی لهراسب بویراحمدی بر علیه رضا شاه

ﮐﯽ ﻟﻬﺮﺍﺱ ( ﻧﺒﺮﺩ ﺗﻨﮓ ﺗﺎﻣﺮﺍﺩﯼ )

ﺟﻨﮓ ﺗﻨﮓ ( ﺩﺭﻩ ) ﺗﺎﻣﺮﺍﺩﯼ ﺟﻨﮓ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۰۹ ﺑﯿﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺍﻣﯿﺮ ﻟﺸﮑﺮ ﺣﺒﯿﺐ ﺍﻟﻠﻪ ﺷﯿﺒﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮ ﻭ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺍﯾﻞ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻟﻬﺮﺍﺳﺐ ﺑﺎﻃﻮﻟﯽ- ﻣﯿﺮ ﻏﻼﻡ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺳﻤﯽ ( ﺍﺯ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﻣﻨﻄﻘﻪ ) ﺳﺮﺗﯿﭗ ﺧﺎﻥ، ﺷﮑﺮﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻏﻼﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ( ﻫﺮ ﺳﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ) ﺩﺭﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪﯼﻫﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻮﺩ . ﻗﻮﺍﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻓﻮﺝ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺳﻪ ﮔﺮﻭﻫﺎﻥ ﻣﺴﻠﺴﻞ ﺳﻨﮕﯽ، ﯾﮏ ﻓﻮﺝ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻧﯽ (ﺟﻤﻌﺎً ۱۶ ﻋﺮﺍﺩﻩ ﺗﻮﭖ ﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺯ ﻓﻮﺝ ﻓﺎﺗﺢ ﻭ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻫﺎﻥ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ، ﺩﻭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺯﺭﻩ ﭘﻮﺵ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺮﻭﻧﺪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻭ ﭼﺮﯾﮑﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻞ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻧﺎﺻﺮﺧﺎﻥ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ ﺣﺪﻭﺩ۵۰۰ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﮐﺸﮑﻮﻟﯽ ﻭ ۵۰۰ ﻧﻔﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﻓﺎﺭﺳﯿﻤﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺳﺮﺍﻥ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﯾﺎﻭﺭ ﮐﺎﻇﻢ ﺧﺎﻥ ﺷﯿﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﺳﺮﺍﻥ ﮐﺎﺯﺭﻭﻥ، ﮐﻤﺎﺭﺝ ﻭ ﺧﺸﺖ ﺟﻤﻌﺎً ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ۱۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ . ﻗﻮﺍﯼ ﺑﻮﯾﺮ ﺍﺣﻤﺪﯼﻫﺎ ۷۰۰ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ . ﺗﻠﻔﺎﺕ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟتی ﺑﺮ ﻃﺒﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ محلی ۵۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺗﻠﻔﺎﺕ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪﯼﻫﺎ ﻃﺒﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺤﻠﯽ ۴۲ ﻧﻔﺮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

 

ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻬﻤﻦ ﺑﯿﮕﯽ (بنیاینگذار آموزش عشایر کشور) ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ "ﺑﺨﺎﺭﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻞ ﻣﻦ" ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :

ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﺯ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻋﺎﺟﺰﻡ . ﮔﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺠﺬﻭﺑﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﮔﻮﯾﻨﺪﻩ ﺷﻬﯿﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺷﺮﯾﻔﺘﺮﯾﻦ ﻫﻨﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﯽ

ﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ . ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻓﺘﺢ ﻭ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ . ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﺟﻨﮕﯽ ﻧﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﻧﺸﺪ . ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﻭﺭ ﻧﺮﻓﺖ . ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮔﻮﺵ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﮐﻠﻤﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﺩﯾﺪ، ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺭﺳﺎﯼ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ . ﺩﺭ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﮐﻮﻫﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺳﺨﻦ ﻧﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﮐﻤﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺳﺨﻦ ﻧﺴﺮﺍﯾﺪ. ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻭﯼ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺷﺖ . ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻃﻐﯿﺎﻧﻬﺎﯼ ﺟﻨﻮﺏ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﻤﺮﺩﯼ ﭘﺎ ﺑﺮﻫﻨﮕﺎﻥ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪ. بویراحمد آنقدر دست به ماشه برد و پا در رکاب فشرد تا از یک دهستان یک استان (1342) آفرید.... استان بویراحمد تنها استان ایران بود که نه به دلیل جمعیت ، نه به دلیل وسعت ، نه به دلیل ثروت بلکه فقط در نتیجه قدرت موجودیت یافت.

من با این علایق به بویراحمد می رفتم، می رفتم تا کودکان و نوجوانانش را با سواد کنم، می رفتم تا شجاعت را با فضیلت و شمشیر را با قلم آشنا سازم و به جرأت های چشم بسته ، بصیرت و آگاهی دهم............

نویسنده: ستاوند بویراحمدی


 

29آذر تا اول دی ماه هرسال یاد آور روزهای تلخ وفراموش نشدنی برای مردم استان کهگیلویه و بویراحمد است. این روز ها وشب ها  درتاریخ شمسی نمود رفتن پاییز وامدن زمستان وشب یلدا ست وصله رحم ودورهم نشینی وخوردن اجیل وتنقلات وبه صورت نمادین خوردن هندوانه است. حتی در استانمان هم خیلی ها نمی دانند که این دو سه روز،روزهای تلخی ایست برای پدران وابا واجدادمان و کسانی که به اصالت خود می نازند(لر=اصالت).

هستند بسیار کسانی که دم از اصالت وشجاعت ودلاوری ایل و یا فامیل خود میزنند ولی نمی دانند که شجاع ترین ودلاور ترین قهرمانانشان در چه روزها و ایامی متولد و یا کشته  شده اند. مخاطب ما کسانی هستند که به اصالت وقدمت وشجاعت لر ایمان دارند و به گذشته گان خود و ایل و استانشان افتخار میکنند. بدون شک اگر این دلاوری های قوم لر در استان و مکانی غیر از لرنشینان اتفاق می افتد چنان در بوق و کرنا میکردند که کل کشور تاریخ تولد و وفات و اتفاقات آن دلاوران را میدانستند،

 مثل گیلان و کوچک خان جنگلی اش..

مثل آذربایجان وستارخان وباقر خانش..

و...

ولی افسوس وصد افسوس که یا کوتاهی از خودما لرها هست ویا به علت نفرت وترس همیشگی مرکز نشینان از لر ها هست که اینچنین مفاخر و دلاوران لر ها مسکوت و مبهم و مفقود مانده است.

نمونه اش قهرمان و دلاور استان و ایل بویر احمد کی لهراسب هست که انچنان که باید و شاید به دلاوری و شجاعت خود و همرزمان و مردمانش پرداخته نشده و چنان فراموش شده که کسی نه برایش بزرگ داشت میگرید و نه یاد بودی...

کیست که نداند کی لهراسب که بود و چکار کرد...

دراثر ظلم قوای دولتی و در راس انها شخص رضا شاه بود و نیز فقر شدید و محرومیت و نرسیدن حتی تتمه ای بودجه و امکانات دولتی به این استان و دست اندازی و دسیسه های دولت انگلیس چرا که مردم بویراحمد در اثر فقر شدید و محرومیت دست به غارت مال التجاره انگلیسی ها و پولداران در کوره راه های بین بندرعباس و شیراز و اصفهان میزدند و از اواخر دولت تضعیف شده قاچار کم کم حکومتی خودمختار در جنوب غرب کشور تشکیل داده بودند، چون دولت برایشان امکانات و محرومیت زدایی نمیکرد. خود مردم دست به غارت برای رفع محرومیت و فقر زدایی جهت نمردن از گرسنگی میزدند. در ان روزگاران غارت عملی مهم وغرور اور و افتخار امیز بود و دزدی عملی ننگین بود (غارت و دزدی دو مقوله جدا هستن.)

 

در این بحبوحه مردی شجاع وباخصوصیات نیک ظهور کرد که پناه محرومان وفقرا بود و انقدر از خود خصلت های نیک و پسندیده نشان داد که با وجودی که نه خان بود و نه کدخدا مردم عنوان کی بهش دادند و شد کی لهراسب...

آری این ایام یعنی از 29 آذر تا اول دی ماه ایام سالگرد کشته شدن این قهرمان مردمی ایست که در اثره فقر  وجبر زمانه به وجود امد و شد نماد مردم بویراحمد و استان و حتی لرهای کشور در مبارزه با ظلم و ستم دولت....

اینقدر مقدمه چینی شد تا بگویم که بد نیست یادی کنیم از اسطوره وقهرمان استان کی لهراسب باتولی، در این روزها چرا که به گواهی تاریخ و شواهد موجود چه کتبی وچه شفاهی تاریخ کشته شدن کی لهراسب از 29اذر تا اول دی ماه 1309هست...

بد نیست در این شب ها و نیز شب یلدا که فلسفه اش صله رحم وسر زدن به بزرگان و پدرانمان هست، از بزرگترها بخواهیم کمی راجب این قهرمان و اسطوره لرها برایمان بگوید چرا که دلاوری هایش همواره لالای های پدران و مادرنمان بوده وانشاءلله خواهد هم بود...

ولی چه کنیم که کم کم این اسطوره ها و قهرمانان استان و لرها دارد فراموش میشود برخلاف دیگر اقوام و قومیت ها که یک اتفاق و حادثه ای کوچک شان را چنان بزرگ میکنن که همه بدانند، ولی ما هر روز داریم سرپوش میگذاریم و فراموش میکنیم قهرمانان و اسطوره هایمان را به علت فرهنگ زدگی و...

بدنیست که بدانیم و باشد که برای اینده گان و بچه هایمان بگویم....

هرچند از محل دفن جسم و جسد کی لهراسب اطلاع دقیقی نیست ولی ظاهرا طبق گفته ای برخی ها جسد این دلاور را در چاهی در فهلیان انداخته اند

شاید صلواتی فاتحه ای و یا تعریف کردن یکی از دلاور ها و شجاعت هایش باعث شادی روح خود و هم رزمان و هم دوران هایش شود....

 هر کسی که جهت مقابله با ظلم و ستمی که مردم میشود ظهور کند قابل تقدیر و تشکر هست،حتی اگر گناه های هم کرده باشد....

به نظر شما کوچک خان جنگلی که فیلمش را رسانه ملی هم نشان میدهد تافته جدا بافته بود و فقط با خارجی ها و دشمنان جنگید،خیر قطعا ایشون هم گناه های داشته....

اگر کوچک خان با خارجی ها جنگید و شهید اعلام میشه علتش فقط مرزنشین بودنشان بود و بس.

و هرچند درظاهر کی لهراسب و دلاورانمان با سربازان ایرانی جنگیند، ولی این گناه نیست. چرا که قوای نظامی دست نشانده خارجی ها بودن، و به فرمان ودسیسه خارجی ها  بود که بویراحمد لشکر کشی کردنند.  واگر مردمانمان مقاومت نمیکردند قطعا استانمان به تاراج میرفت. پس همه ای کشته شده گان جنگ دورگ مدو و جنگ تنگ تامرادی و اخرین جنگ کی لهراس در کوه نوگک (محل به شهادت رسیدن کی لهراسب توسط تیر منافق ) شهید راه وطن و ناموس و سرزمین هستند...

اگر مردم تهران و ایران در سال57انقلاب کردن، مردمان و پدران ما از همان نقطه شروع دولت پهلوی مخالف بودن و در چندین مرحله انقلاب کردن و حتی سال1342مردمان ما جرقه ای انقلاب را روشن کردند(جنگ تنگ گجستان)

خداوندا در این شب ها روح قهرمان و دلاورمان کی لهراسب را قرین رحمت قرار بده و شاید شهید راه استان ومردم مان...

مگر این نیست که کسی که از مردم و سرزمینش در برابر کفار و زورگویان دفاع میکند کشته میشود شهید هست پس قطعا و به گواه و شهود تاریخ کی لهراسب شهید هست چرا که با دولت پادشاهی و کفار پهلوی جنگید همانند شهیدان انقلاب57 ، با این تفاوت که شهیدان انقلاب در حمله به رژیم کشته شدن ولی کی لهراسب و هم رزمانش در دفاع از خود و مردم ونوامیس شان، پس اجر این شهادت بالاتر است....

گرامی میداریم یاد و خاطره اسطوره فراموش نشدنی قوم لر و ایل بویراحمد شهید راه سرزمین و ناموس  کی لهراسب را....

خدایت بیامرزد....

نویسنده: جمشید

5 نظر

  • زکوی

    سیاستهای ناسیونالیستی افراط گرایانه رژیم پهلوی , آنگاه که با تعوریهای مدرنیزاسیون و اصلاحات به سبک جوامع غربی همراه شدند , فشار مضاعفی را بر صاحبان افکار و عقاید مخالف با دیدگاه ترویج شده از سوی دولت مرکزی وارد آوردند. ایجاد حس محرومیت و تحقیر شدگی در اجتماع ملی در مورد اقوام مختلف / محروم سازی از حضور در عرصه سیاست / ایجاد زمینه های فرهنگی شکلگیری قومیتی بنام فارس در مقابل سایر اقوام / افزایش تضییقات اقتصادی و عدم اجازه رشد و توسعه همه جانبه در مناطق مستعد مخالف با سیاستهای دولت و بالاخره , بهره گیری از ابزارهای نظامی جهت پیشبرد برنامه هایی نظیر اسکان ایلات و عشایر و خلع سلاح آنان و توسعه شهرنشینی در راستای سیاست شبیه سازی , که یکی از اهداف آن , اعمال کنترل بیشتر بر این قشر جامعه ایرانی بود.


  • میلاد عزیزی

    تفنگ های ما بر آنند که خدایان بر روی زمین به ما زور نگویند . سردار لر کی لهراسب بویر احمدی


  • بخارای من، ایل من

    محمد بهمن بیگی درکتاب《بخارای من، ایل من》صفحه ۳۱۵، می‌نویسد: لُرهای بویراحمد آنقدر دست به ماشه بُردند و پا در رکاب فشردند تا از یک دهستان یک استان آفریدند. بویراحمد آنقدر کوشید و خروشید تا از چنگ سه استان همسایه (فارس، خوزستان و اصفهان) سه اژدهای دهان گشوده رهایی یافت و به صورت استانی مستقل درآمد.


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • وجه تسمیه بویراحمد

    وجـــه تـــسمیه بـــویر احـــمد: نام «بویراحمد» که از سال ۱۳۴۲ و پس از قیام عشایر بویراحمد و جنگ مشـهور گجستان به صورت رسمی مترادف کهگیلویه گردید؛ یک اسم قدیمی است که نـام ایـل قدیمی بویراحمـد، مـأخوذ از آن است. ظاهرا، قـدیمی ترین سـند مکتوبی که درحال حاضـر از این نـام در دست است، مربوط به سـال ۸۵۶ ه.ق است که یکی از بزرگـان قـوم نـام خویش را بر سـنگی نقر کرده است. در این کتیبه مختصـر، چنین آمده است: «صـفر ست و خمسین ثمانماء به خط ملکشاه بیراحمدی» به علاوه در یک سنـد معتبر محلی که تاریـخ تحریر آن سال ۱۰۶۸ ه.ق و مربوط به عصـر پادشـاهی «شاه عباس دوم» صـفوي (۱۰۵۲ - ۱۰۷۷ ه.ق) است؛ چندین تن از افراد قوم، تحت نام «بویراحمدی» و «بویری»، آنرا امضاء و هامش نویسی نموده‌اند.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مؤلف «ریـاض الفردوس» که کتاب خویش را در سال ۱۰۸۲ ه.ق، عهد شاه سـلیمان صفوی به پایان رسانده به «بویراحمد اردشـیری»، «بویراحمد عباسی» و «قلندر بویری» اشاره دارد. معهذا، با این همه قدمت و منابع مسـتند، به قطع یقین نمیتوان اظهار نظر نمود که نام «بویراحمد» اسم شـخص بوده یا قبیله؟ و آیا نام یک شـخص است یا دو شـخص؟ روایات شفاهی نیز در این باب، متفاوت و متناقض است. در هر حال، آنچه ظاهرا درست تر به نظر میرسـد این است که ایل بویراحمد «اتحادیه ایی» بوده از طوایف و تیره های متعدد. اما اینکه کدام طوایف و تیره ها «نژاد اصیل بویراحمد اولیه» هستند و «بانیان و هسته اولیه این اتحادیه» کدام طوایف بوده متناقض است. منابع: ‌‌‌‌‌‌۱- جوادصفی نژاد، عشایر مرکزی ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر ۱۳۶۸، صص ۲۱۳ - ۲۱۲. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ۲- رجوع شود: صـفی نژاد، تحلیل و تفسـیر مجموعه اسـناد روسـتایی و عشایري ایران، جلـد دوم، چاپ دوم، تهران: نشـر آتیه، ۴۸۹ - ۶۸۷ صص، ۱۳۸۱. ‌‌‌‌‌‌‌‌۳ - محمـد میرك بن مسـعود حسـینی منشـی، ریـاض الفردوس خـانی، به کوشـش ایرج افشـار و فرشـته صـرافان، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۵، ص ۳۳.



آخرین مقالات