دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

جماعت لر بر اساس نوشته های «میرزا محمد حسین مستوفی» در 300 سال پیش

قوم لر قدمتی به درازای تاریخ دارد . طبق نوشته های «میرزا محمد حسین مستوفی» در 300 سال پیش لرها عبارتند از بختیاری، فیلی، لک و زند، ممسنی که لرهای کوهگیلویه و بویراحمد داخل در بختیاری بوده اند و ولایت انها تا عراق بوده است، بنظر میاد که لرستان عراق که امروزه بعنوان کردستان عراق شناخته میشود بیشتر ریشه در بازماندگان قوم لر دارند......

جماعت لر بر اساس نوشته های «میرزا محمد حسین مستوفی» در 300 سال پیش

بیشتر از سیصد سال پیش«میرزا محمد حسین مستوفی»برای اولین بار  در گزارش رسمی خود اطلاعات  خوبی راجب جماعت لر برای ما نگاشته  که از قرار زیر است:

وی که نویسنده رساله«آمار مالی و نظامی ایران در سال 1128ه.ق. یا تفصیل عساگر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی» می‌باشدضمن اینکه تاکید می‌کند مطالب را از روی کتاب«تحفه شاهی» مربوط به دوره صفویه،برداشته است،می نویسد:«اما ایلات ایران دو فرقه اند:فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگر مخلوط نشده اند، و فرقه ایلات بیرونی که از عهد کیان تا صفویه از ممالک دیگر کوچانیده به ایران آورده و سکنی داده اند...

ایلات ایرانی الاصل... شش طایفه اند.

 طایفه اول را لر گویند و لران یک صد و هفده جماعت اند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند.

 

طایفه اول را فیلی نامند... طایفه دوم را لک و زند گویند...

و طایفه سیوم را بختیاری می گویند که آنها هم جماعت بسیاری اند و ساکن عراق اند،از کوه گیلویه و ده فرسخی اصفهان تا شوشتر و از این سمت تا بهبهان تمام کوهستان ها و صحراها ییلاق و قشلاق آنها است.به قدر بیست و دو لک(هزار) خانوار در عهد سلطان شهید تخمین شده بودند.مال گذاری قلیلی که نسبت به فیلی و لک زیاده تر نزد بیگلربیگی اصفهان می نمایند. و همیشه دو سردار آنها به ملازمت درگاه پادشاهی حاضر می باشند و به قدر ده هزار سوار و پیاده اکثر اوقات در رکاب پادشاهی می رسانند. مردمان دلیر و جنگجواند. چنانچه در عهد نادرشاه قلعه قندهار را داوطلب شده به یورش از افغان گرفتند. (جماعت لرهای واقع در کوهگیلویه بویراحمد جز بختیاری ذکر شده۹

طایفه چهارم از این فرقه را ممسنی گویند...» جدول های ذیل آمار جمعیتی بختیاری ها را  در دوره های مختلف نشان می دهد. 

 

این نوشتار مهر تاییدی است بر پوچ بودن ادعاهای عده ای که به خیال خام خود قصد تغییر دادن هویت واقعی ما لرها را دارند

 نکته: منظور از طایفه در متن بالا ایلات بزرگ هست

 

منبع: فرهنگ ایران زمین ، جلد20 ، صفحات 406 و 407

 

16 نظر

  • Setin.lor

    گفته ایلات ایرانی الاصل 6 طایفه اند. یکیش لر. و ایلات مختلف لر هم توضیح داده. اون 5تای دیگه ایرانی الاصل غیر لر کیا هستن؟


  • امیدگودرزی منجزی

    با درود و خسته نباشید بسیار مشتاقیم جهت اطلاعات بیشتر جواب سوال ستین لر را داده و به آگاهی برسیم تشکر


  • ناصر

    بسیار عالی بود.ممنون از سایت خوبتون


  • خاک پاک ما لرستان است

    خاک پاک ما لرستان است ، خاک شیر خیز _ این بود دشت پلنگان دلیر و تند و تیز / مردمان اش پهلوانند و همه مهمان نواز _ مرد و زن برنا و پیرش جملگی باشند عزیز.


  • لُرها مردمی شاعر طبع ، صریح و فصیح اللّسان هستند

    لُرها مردمی باذوق ، شاعر طبع ، صریح و فصیح اللّسان هستند. هنر جنگجویی ، سلحشوری ، تیراندازی ، سوارکاری ، آداب جنگ و فُروسیَّت (دلیری) جزء صفات ذاتی مردمان لُر است. مردم لُر وجودی سرکش و آزادمنش دارند و به اصطلاح خود دارای عزت نفس هستند و به آسانی زیربار تحکّم این و آن نمیروند و قبول ظلم و زور را از دیگران بر خود عار میشمارند. یعنی هموار کردن اینگونه مسائل را مَنافی《حس شهامت و غیرت خود》میدانند و در مقابل دفاع از این فضایل تا جان دارند میکوشند و کشته شدن در راه شَرف و حیثیت خانوادگی را بر خویشتن آسان میگیرند تا نام او مطعون (سرزنش) نگردد و لکه ننگینی از این رهگذر بر دامن اخلاف او ننشیند.


  • اسامی کهن طوایف لُر

    واژه وَن van در زبان لُری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لُر بکار میرود.《وند》پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است.《میر》طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لُر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و درشاهنامه میر به معنی《کدخدا》و《صاحب سواد》آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لُرستان و دینار واحد پول ایران در زمان اشکانی و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است.《دریک》derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت《زیناوند》آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است.خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده.دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لُر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است.در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لُر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی است که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا《رشته تابیده شده》آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان ساکن معمولان و پلدختر است که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱《زیو》به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی《خورشید》است و لقب اتابکان لُر کوچک آل خورشید بود همچنین احتمال دارد ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی باشند. وِیس vais در لُری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده است. د هوز ویس کرمی یه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در《فرهنگ پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • دارالغرور《لُرستانات》

    سر اورال ایسیتن در کتاب جغرافیای تاریخی غرب ایران ، بخش ؛ طوایف و سکنه لرستان مینویسد:الوار ( لرها ) را میتوان تنها طایفه شمرد که کمتر با نژادهای دیگر مخلوط شده باشند و قیافه الوار به قیافه ایرانی های، قدیم شبیه است که در حجاری های هخامنشی و ساسانی دیده میشود همانطور که قیافه آنها تغییر نکرده ، زبان و عادات قدیمی آنها هنوز باقی است.


  • واژه لُرستانات در《زُبده التواریخ》

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لُرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • سرزمین شگفت انگیز

    نیست مانند لُرستان در همه ایران زمین _ بر تمام مردم لُر صد هزاران آفرین / ای که تهمت میزنی بر قوم ما این را بدان _ هر که لُر باشد کلامش هست خوب و دل نشین / لُرها در گذشته نیرومند ، ثروتمند و بسیار مغرور بودند ولی امروزه تنها غرورشان برایشان باقیمانده است. ویلیام داگلاس《سرزمین شگفت انگیز》صفحه ۱۵۹ ، سفر سال؛۱۳۲۸ به لرستان!


  • تاریخ چه میگوید؟

    تحریف گران تاریخ قوم لر بنا به اهداف خاص و در جهت مقاصد خود میخواهند تاریخ جعلی و باب میل خود را دیکته کنند آنهم بدون هیچ سند و مدرک تاریخی و فقط حرفهای تخیلی و فانتزی میزنند و فضای تاریخ نویسی را از ارزش و تقدیس خالی کردند. نویسنده مشهور آلفرد لابی ار میگوید:ارزش یک سند در تاریخ نویسی بیشتر از حرفها ، نقل قولها و شایعاتی است که صدها هزار نفر بر زبان بیاورند و یا در نوشته های خود تکرار کنند. اصولأ تاریخ《لرهای لک》مبهم و تاریک است و جز اندک اطلاعات پراکنده و جسته و گریخته در آثار مورخان و سیاحان دوره گرد مثل ماری شیل چیزی در اختیار نیست اما ما برای دوستان تمام مطالب را با ذکر سند و منبع ذکر میکنیم. منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لر بودن لک زبانها صحه گذاشتند از جمله:معین الدین نطنزی در سال ۸۱۶ هجری در کتاب《منتخب التواریخ》صفحه ۵۳ برای اولین بار از طایفه لک در ذیل طوایف قوم لر نام میبرد. زین العابدین شیروانی در کتاب《بستان السیاحه》در قرن ۱۹ میلادی لکها را از مردم لر بر می شمارد. اسکندر بیک ترکمان مورخ دربار صفویه در جلد اول کتاب《عالم آرای عباسی》لکها را قویأ لر معرفی میکند. میرزا محمد حسین مستوفی در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در سال ۱۱۲۸ هجری قوم لر را ایرانی الاصل و آنها را مشتمل بر ۴ طایفه:فیلی ، لک ، بختیاری و ممسنی میداند. شیخ محمد خال که خود کرد است لکها را لر معرفی میکند. احمد جودت پاشا در جلد اول کتاب تاریخش مینویسد:لر ، بختیاری ، گوران و لک همه از یک قومند و اصلشان از قومی ایرانی است که از تنگه هرمز تا مرعش و ملاطیه پراکنده اند و عشایر زند هم از همین هاست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب《بدایع اللغه》صفحه ۲۳ مینویسد:محل و مسکن جماعت لر از اصفهان گرفته تا به سر حد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق عرب و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان، است و طوایفی که ذکر میشوند همگی از طایفه لر منشعب شدند. اچ ال رابینیو در سفرنامه خود صفحه ۳۴ میگوید:بیشتر روستاهای کرمانشاهان از گویشوران کردی و لری هستند. ملا پریشان لرستانی شاعر لک زبان که در قرن ۹ هجری میزیسته است در این بیت خود را لر معرفی میکند:ژ الوار کوه حق پیدا میو … یا من فی الجبال خزاعنه. در اشعار بهلول بنیانگذار یارسان آمده:از بهلولنان چه روی زمینی _ چار فرشتانم چاکر کرینی / نجومم صالح رجبم بینی _ چنی لره بیم چه ماه وهفتینی. یا شعر دیگری از یارسانان که میگوید:دیوانه ظاهر دیوانه ظاهر _ دانای یارانیم دیوانه ظاهر / ظاهر وه عبث کفتن نه باهر _ رجبم نَسلم لُره من آهر. ملا منوچهر کولیوند شاعر لک زبان در دیوان شعرش خود را مستقیمأ لر معرفی میکند:گفت کی لُر بچه گر من در برویت وا کنم _ در بر اهل نهاوند خویش را رسوا کنم. طایفه سیاهپوش که شعرایشان از دلایل افتخار ما به زبان لکی اند مثل ملاحقعلی سیاهپوش و دکتر بنان اصالتأ از لرهای بختیاری دزفول هستند که در گذشته بنا به دلایلی به الشتر لرستان آمدند مثل مالمیرها (مال امیر) و طایفه پولادوند بختیاری. اتفاقأ ملا حقعلی سیاهپوش در زمان سرودن شعر زبان لری داشته و نوه ایشان در مقدمه کتابش بر این امر صحه گذاشته است. کریم خان زند در کتاب《رستم التواریخ》اثر محمد هاشم آصف خود را قویأ لر معرفی میکند:اگر شما ما را لر ساده بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید. هنری فیلد انسان شناس مشهور در کتاب مردم شناسی ایران مینویسد:هم اکنون فرق بین لرها و لکها فقط گویش شان است و او در ادامه طوایف لک را در گروه ایلات لرستان طبقه بندی کرده است. رحیم عثمانوندی که خود از لکهای کرمانشاه است در کتاب بومیان دره مهرگان مینویسد:لکها در فرهنگ و منشهای تباری با لرها همانند هستند و در تمام وجوه اعتقادی و کنشهای فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و همانندند و تنها از حیث گویش تفاوتهای آوایی با هم دارند. مرحوم حمید ایزدپناه در کتاب فرهنگ لری صفحه ۹ مینویسد:زبان لکی با زبان لری زمینه های دستور زبانی و واژه های مشترک بسیار دارند که تنها تفاوت آنها آوایی است. ایرج کاظمی در کتاب مشاهیر لر ، لکی را یکی از زبانهای مورد استفاده مردم لر معرفی میکند. علیمردان عسگری عالم که خود لک زبان است لکها را شاخه ای از قوم لر ذکر میکند. ویلیام فرالی لکی را شاخه ای از زبان لری میداند. دکتر فرامرز شهسواری استاد دانشگاه ایروان ارمنستان ، در مجله ایران و قفقاز ، شماره ۱۴، سال ۲۰۱۰ ، صفحه ۷۹ مینویسد:لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویش های کردی قرار نمیگیرد و این اشتراکات به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایران مشاهده میشود. لکها آمیخته و همسان با سایر طوایف لر هستند و تفکیک و جدایی آنها از سایرین غیر ممکن است. دانشگاه علوم پزشکی لرستان در فصلنامه علمی _ پژوهشی خود در شماره ۳ ، تابستان ۹۲ بنا بر پژوهش و آزمایش محققان که بر پایه《ژنهای کی آی آر》صورت گرفته است مینویسد:به لحاظ ژنتیکی گروه های مختلف قوم لر اعم از بختیاری ، مینجایی و لکی یک《استخر ژنتیکی مشترک》دارند و از نظر توزیع ژنی بین شاخه های مختلف لر تفاوتی وجود ندارد و اینها اجداد مشترک دارند و پیوندهای متعدد فرهنگی و مذهبی چنان مردم لر را در هم تنیده است که جداسازی یا افتراق بین آنها غیر ممکن است.


  • زند عشیره ای از قوم لُر

    میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی درکتاب《گُلشن مراد》صفحه ۳۵ آمده: طایفه زند شُعبه ای از الوار (لُرها) است / نُصرت نظمی درکتاب《دلاوران زند》مینویسد: لطفعلی خان زند لُر است و ایل زند مابین اراک و ملایر است / دکتر عبدالحسین نوایی درکتاب《کریمخان زند》صفحه ۳۵ ذکرمیکند: زند اصالتاً از محال پری و کمازان ملایر و متعلق به طوایف لُر بود / دکترعلی اصغر شمیم درکتاب《ایران در دوره سلطنت قاجار》صفحه ۲۷ مینویسد: کریمخان زند با افراد ایل زند از ایلات لُر و از خاک بختیاری به شمال خراسان انتقال یافته بود / در کتاب تتمیم تاریخ نگارستان صفحه ۴۱۶ آمده: کریمخان زند از لرهایی بود که در حوالی ملایر ساکن بودند و لرها او را《کریم توشمال》میخوانند / در کتاب تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان صفحه ۴۶۳ آمده: زند نام طایفه ای است از لرهای فیلی که در قلعه پری از توابع ملایر سکونت داشتند / در کتاب تاریخ گُلشن مُراد صفحه ۴۸۵ آمده: بعد از آن قاطبه ایل زند و دیگر طوایف الوار (لُرها) در میدان درب دولتخانه شاهی تجمیع و... / در کتاب صدر التواریخ صفحه ۱۲ به لُر بودن کریمخان زند اشاره شده است: موسس این سلسله کریمخان زند از الوار فیلی (لُرهای فیلی) که در محدوده قلعه پری ملایر سکونت داشتند / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حماسه کویر》صفحه ۱۵۶ مینویسد: کریم توشمال از لُرهای قریه پیری و کمازان از توابع ملایر بود / دکتررضا شعبانی درکتاب《هزار فامیل》صفحه ۵ آورده: وقتی لُرهای بختیاری در اصفهان شورش کردند ابراهیم شاه، یکی از فرماندهانش بنام کریمخان لُر را ماموریت داد که به اصفهان برود تا با زبان خوش، لُرها را به اطاعت درآورد چون زبان لُر را لُر میفهمد! / دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب《حضورستان》صفحه ۲۲۰ مینویسد: دوبار مُرتضی قُلیخان افشار پسرشاهرخ خان و هادی خان منسوب آقاعلی بیرون آمدند و با الوار (لُرهای) طرفدار لطفعلی خان زند جنگ کردند و او را به شهر مشهد راه ندادند تا او به طرف قائنات درخراسان جنوبی رفت درسال ۱۲۰۵ هجری / محمدهاشم آصف در《رستم التواریخ》چندبیت که بنام کریمخان است آورده: زهی عاقل غیر عالم لُری _ زبَردست فرمانده پُرخوری / اگرچه لُری صادق و ساده بود _ ز نامردی و ننگ آزاده بود / درکتاب《کُرزه بُر طایفه ای از زند》صفحه ۱۷۵ آمده: کلیتاً ایرانی خالص که نژاد آنها تاکنون باقی است تیره و ایلات مختلفه الوار (لُرها) هستند که در بلاد ایران، خاصه در نهاوند و بروجرد و غیره متفرقند! درهمان کتاب آمده که زندها لباس لُری میپوشند / درکتاب《تاریخ ایران باستان تا امروز》ترجمه ؛ کیخسرو کشاورزی صفحه ۲۹۹ آمده: کریمخان زند رهبر عشیره ای از لُرها بنام زند بود که در منطقه حوالی ملایر میزیست / دکتررضاشعبانی در《تاریخ سیاسی _ اجتماعی ایران در دوره زندیه》صفحه ۱۱۲ مینویسد: جمیع مورخانی که درباره زندیه سخن گفتند بر این نکته مُذعِنند که ایل زند از طوایف لُر است و ظاهراً مناطقی که ایلات لُر ساکن بودند از زمانهای قدیم، قبل از ورود آریاییها مسکون و دارای تمدن بوده است در واقع میتوان لُرها را یکی از قبایل بزرگ ایران به حساب آورد که در بخش وسیعی از فلات ایران استقرار دارند / دکترعباس اقبال آشتیانی در《تاریخ مُفصل ایران》صفحه ۷۳۹ زند را از ایلات لُر برمیشمارد.


  • عُقلاء المجانین

    پان لَکها ادعای حکومت اتابکان لُرکوچک و والیان لُر فیلی را میکنند اما کوچکترین سند و مدرک تاریخی ندارند و اشارات منابع تاریخی به صراحت بر《لک نبودن》اتابکان لُر صحه میگذارد باز به تصریح همین منابع آنان از طوایف قدیمی و اصیل لُر بوده اند! نخستین اتابکان لُرکوچک نظیر: شجاع الدین خورشید / سیف الدین رستم / و عزالدین گرشاسف در گریت واقع در 15 کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در بخش پاپی اقامت داشتند (سعادت خودگو ، اتابکان لُر کوچک ، ص 52). شجاع الدین خورشید طبق رساله لرستان ولرها ص 45 تابستان در گریت و زمستان در دهلُران به سر میبردند! تاریخ گُزیده حمداللّه مستوفی سال 730 هجری نوشته شده و در ص 549 از طایفه جنگروی (چنگروی) نام میبرد که در کول مانرود اقامت داشتند ولی از《لک》نام نمیبرد!!! ولی یکقرن بعد در سال 816 معین الدین نطنزی در منتخب التواریخ ص 53 در ذکر نام طوایف لُر کوچک علاوه بر جنگروی از《لک》و زنگنه هم نام میبرد! نام جنگروی کهن تر از لک است اگر این طایفه جنگروی، لک بود هیچ دلیلی وجود نداشت که منبع مذکور هم از لک نام ببرد و هم از جنگروی!!! حوادث سیاسی اتابکان لُر تماماً در محدوده نواحی لُرنشین اتفاق افتاده است و محل زندگی و مقابرشان هم همینطور! دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر ص 136 و حمید ایزدپناه در جلد اول آثار باستانی و تاریخی لرستان مُتفق القولند که《طایفه لک》که نام آن برای اولین بار در فهرست منتخب التواریخ نطنزی آمده، هسته اولیه طوایف لکزبان کنونی لرستان است! نطنزی در منتخب التواریخ از جنگروی ، هسته و لک نام برده بنابراین مشخص است که جنگروی و لک یکی نیستند وگرنه دلیلی نداشت نام آنها جدای از هم آورده شود! لکها مُهاجرند زیرا از اشاره نطنزی در سال 816 به لک ، زنگنه و سُلگی (دو تای آخری هیچگاه ساکن لرستان نبودند) دانسته میشود که طوایفی که نطنزی به فهرست تاریخ گزیده افزوده خارج از محدوده کنونی لرستان می زیسته اند! آیین یارسان طبق دایره المعارف فارسی نوشته غلام حسین مصاحب ص 315 ترکیبی از عقاید غُلاه شیعه _ عقاید صوفیه _ بقایای مذاهب زرتشتی و مانوی است و اعتقاد به حلول و تناسخ و تجسد جزء اصول عقاید آنهاست و در باب عقاید هم شبیه به معتقدات اسماعیلیه 7 امامی اند.زبان لری همان فارسی قدیم است و به فارسی نزدیکتر است و ترجیح حکام لرستان این بوده که به همان فارسی که فراگیرتر بوده و یک زبان درباری بوده بنویسند ولی عده ای با سوءاستفاده از این موضوع ادعا میکنند که زبان گذشته لرها، لکی بوده است! ما دیوان میرنوروز متعلق به زبان صفویه را داریم که هیچ فرقی با لری امروز ندارد و هرچه به عقب برویم لری به هیچ وجه شبیه لکی نمیشود!!! نمیشود زبان یک منطقه محدودی《دلفان》را به کُل سرزمین اتابکان لُر کوچک تعمیم و تسری داد که مصداق بارز سفسطه است با این استدلال آبکی ، پس لُری بختیاری هم لکی بوده و بعداً به فارسی نزدیک شده! پانها عادت دارند اظهارنظر کُلی و پوشالی بکنند و با تکیه بر منابع و مستندات تاریخی حرف نمیزنند!


  • القاب ایالتها و شهرهای ایران

    القاب ایالتها و شهرهای ایران در دوران زندیه و قاجاریه: دارالعلم: شیراز دارالسلطنه: اصفهان دارالخلافه: تهران دارالعباد: یزد دارالاَمان: کرمان دارالمومنین: کاشان دارالبَرکت: مازندران دارالمنفعت: گیلان دارالحَرب: آذربایجان دارالشجاعه: کردستان دارالشوکت: کرمانشاه دارالملک: همدان دارالغرور: لُرستان محمد هاشم آصف/کتاب رستم التواریخ.


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.


  • لُرفیلی

    در《منتخب التواریخ معینی ص ۵۰》در ذکر شعب《لُرکوچک فیلی》آمده: روزبهانی و فضلی و داوودعباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلورزی و جنکرونی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبدی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره ای و رازی و سلکی و جودکی که به اسامی مواضع خود مشهور شده اند. ویلیام کنت لفتوس باستانشناس انگلیسی درکتاب《سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا》که سال ۱۸۵۷ منتشر شده همواره از《لُرهای فیلی》نام میبرد. عباس العزاوی مورخ عراقی در کتاب عشایر عراق از《لُرهای فیلی》نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند. ایزابلا لوسی برد انگلیسی درکتاب سفرنامه پارس وکردستان سال ۱۸۳۱ میلادی لُرها را دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند (منظور ایشان از این تقسیم بندی لرکوچک و لربزرگ است). گوریکوف خاورشناس روسی واژه فیلی را به قبایل ساکن پشتکوه و پیشکوه لُرستان نسبت میدهد و آنان را فیلی میخواند (منظور از پشتکوه استان ایلام است). شوبرل در کتابش اینچنین ذکر میکند: فیلیان از قبایل لُری هستند که در مناطق کوهستانی حائل در بین عراق_ایران سکونت دارند. لایارد باستانشناس انگلیسی نام فیلی را به تمام منطقه لرستان پشتکوه (ایلام) اطلاق میکند. در کتاب تاریخ مغول ص ۴۴۲ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است (جایی که امروزه جاعلان کردهای فیلی خوانند!). درکتاب مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۰۴ بر هویت لُری مناطق شرقی عراق تاکید شده است! در کتاب تاریخ بختیاری اثر سردار اسعد از قول سرجان ملکم آمده: قبائل بختیاری و فیلی در کوهستانی که از اصفهان گرفته میشود تا شوشتر و کرمانشاهان سکنی دارند. در《تاریخ گیتی گشا》چندبار نام لُرستان فیلی ذکر شده است. در کتاب سفرنامه حاج سیاح چندبار نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است. میرزا محمدحسین مستوفی زمان صفویه در رساله《آمار مالی و نظامی ایران》در ۱۱۲۸ قمری مینویسد: ایلات ایران دو فرقه اند فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشدند که فرقه ایرانی الاصل خود شش طایفه(گروه) هستند طایفه اول《لُر》گویند لُران یکصد و هفتاد جماعتند که میان چهار طایفه بزرگ مخلوط اند اولی را طایفه فیلی، طایفه دوم را لک و زند گویند، طایفه سیوم را بختیاری گویند و طایفه چهارم را ممسنی گویند! مهمترین اسنادی که به هیچ وجه قابل انکار نیستند دو کتیبه قوچعلی و تخت خان واقع در ایلام (لرستان پشتکوه) هستند که در متن آنها به وضوح نام《لُرستان فیلی》ذکر شده است.



آخرین مقالات