شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کشف نفت در مسجد سلیمان

یکصد و ده سال پیش در خرداد ماه سال ۱۹۰۷ میلادی برای نخستین بار یک گروه اکتشاف نفت ، در شهرستان مسجد سلیمان استان خوزستان در پی ماه ها حفر چاه به نفت رسیدند. ویلیام ناکسی دارسی یک میلیونر استرالیایی ، نخستین فردی بود که با روش های جدید روز و دستگاه های حفاری مکانیکی در ایران به اکتشاف نفت و حفر چاه پرداخت. او ابتدا گروهی فنی را به سرپرستی زمین شناسی به نام برلز استخدام و به ایران اعزام کرد.

کشف نفت در مسجد سلیمان

یکصد و ده سال پیش در خرداد ماه سال سال ۱۲۸۷ خورشیدی ( ماه می ۱۹۰۸ میلادی _ ۱۳۲۶ هجری قمری ) در زمان سلطنت محمد علی شاه قاجار برای نخستین بار یک گروه اکتشاف نفت در شهرستان مسجد سلیمان ( که تمامأ لر بختیاری هستند ) در پی ماه ها حفر چاه ، به نفت رسیدند. ویلیام ناکسی دارسی یک میلیونر استرالیایی ، نخستین فردی بود که با روش های جدید روز و دستگاه های حفاری مکانیکی در ایران به اکتشاف نفت و حفر چاه پرداخت. او ابتدا گروهی فنی را به سرپرستی زمین شناسی به نام برلز استخدام و به ایران اعزام کرد. این گروه ، پس از بررسی های زمین شناسی ، گزارش رضایت بخشی داد. احتمال وجود نفت در حوالی قصر شیرین و شوشتر را زیاد و در دیگر نقاط امیدوار کننده دانست. پس از دریافت این گزارش ، دارسی نماینده ای به نام ماریوت را در سال ۱۹۰۱ میلادی به دربار ایران فرستاد. ماریوت امتیاز اکتشاف و استخراج نفت در تمام ایران ، بجز ایالات شمالی یعنی خراسان ، مازندران ، استرآباد ( گرگان کنونی ) و آذربایجان را از مظفرالدین شاه گرفت. مدت این امتیاز که بعدها به امتیاز "دارسی" مشهور شد ، شصت سال ( 60 ) و ابتدای آن از هشتم صفر ۱۳۱۹ قمری بود. به موجب امتیاز نامه دارسی ، وی تعهد کرده بود که ظرف مدت دو سال پس از عقد امتیاز شرکتی برای بهره برداری از امتیاز مزبور تشکیل دهد و پس از آن مبلغ بیست هزار لیره نقد و معادل بیست هزار لیره سهام شرکت مزبور را به دولت ایران تسلیم کند. چند ماه پس از عقد این قرار داد ، که از طرف ایران به امضای مظفرالدین شاه ، امین السلطان ، میرزا نصرالله مشیرالدوله و مهندس الممالک ( نظام الدین غفاری ) رسید ، حفاری اولین چاه در محلی به نام چیا سرخ یا چاه سرخ ، در شمال غرب قصر شیرین آغاز شد. کار حفاری به علت نبود راه و نا امنی به کندی پیش میرفت تا آن که در تابستان ۱۹۰۳ میلادی در عمق ۵۰۷ متری به گاز و کمی نفت رسید. چاه دوم هم در همین ناحیه در عمقی مشابه به نفت رسید. بهره دهی این چاه در حدود ۱۷۵ بشکه نفت در روز بود. دارسی با ارزیابی نتایج دریافت اگر در ناحیه چیا سرخ نفتی بیش از این مقدار هم بیابد به علت دوری از دریا و نبود امکان حمل به بازار مصرف ، سودی عاید او نخواهد شد. ناحیه را ترک کرد و به خوزستان روی آورد. منطقه چیا سرخ بعدها در مرزبندی های کشوری به دولت عثمانی واگذار شد و اکنون یک میدان نفتی کوچک در عراق است. در نیمه اول سال ۱۹۰۸ سرمایه شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی در منطقه خوزستان کشف نشده بود. رؤسای شرکت به مسؤل عملیات که مهندسی به نام دینولدز بود ، دستور توقف عملیات را میدهند. ولی او که با توجه به اطلاعاتی که در محل به دست آورده بود ، وضع را بهتر ارزیابی میکرد ، چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد. در روز پنجم خرداد ۱۲۸۷ خورشیدی برابر با می ۱۹۰۸ میلادی مته حفاری به لایه نفت دار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران نمود. عمق چاه ۳۶۰ متر بود. دومین چاه که ده روز بعد به نفت رسید ۳۰۷ متر عمق داشت با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید. پس از کشف نفت در ایران در سال ۱۹۰۹ میلادی شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تشکیل شد. از سال ۱۹۰۸ تا سال ۱۹۲۸ تمام نفت تولیدی ایران از میدان نفتی مسجد سلیمان استخراج شد. در این سال میدان نفتی هفتگل ، در سال ۱۹۳۰ میدان نفتی گچساران ، در سال ۱۹۳۶ میدان نفتی آغاجاری و در سال ۱۹۳۸ میدان های نفتی لالی و نفت سفید کشف شدند. در سال ۱۹۲۷ میلادی شرکت نفت انگلیس و عراق یک میدان نفتی با نام "میدان نفت خانه" را در عراق کشف کرد. نیمی از این میدان در خاک ایران قرار دارد که در حال حاضر نفت شهر نامیده میشود. با کشف این هفت میدان نفتی حوزه مورد قرارداد شرکت نفت سابق ایران و انگلیس به صورت یکی از مناطق مهم نفتی جهان درآمد. در سال ۱۳۲۹ با ملی شدن صنعت نفت ، از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی و عقد قرار داد با کنسرسیومی که از چندین شرکت بزرگ نفتی تشکیل شده بود ، عملیات اکتشافی گسترده ای در دو دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در حوزه رسوبی زاگرس انجام شد و تعداد میدان های نفتی بزرگ و کوچک که در این حوزه و در خشکی کشف شده بود به پنجاه میدان رسید. اکتشاف نفت در خلیج فارس در اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و در جریان آن اولین میدان نفتی به نام بهر گانسر در سال ۱۹۶۰ و متعاقب آن میدان های دورود ، سروش ، سلمان ، اسفندیار ، فروزان ، نوروز ، رشادت ، پارس شمالی ، هندیجان و رسالت کشف شدند. در دهه ۱۹۶۰ بیش از ده میدان نفتی در بخش ایرانی خلیج فارس مورد بهره برداری قرار گرفت. این دهه از نظر تعداد میدان های نفتی کشف شده در خشکی و دریا در ایران دهه منحصر به فردی است. البته در سال ۱۳۰۵ خورشیدی سه مهندس روسی در خارج از حوزه قرارداد شرکت سابق نفت ایران و انگلیس در خوریان سمنان اقدام به حفر چاه نمودند . چاه حفر شده در خوریان شایع شد که به نفت رسیده است ولی واقعیت این بود که در عمق صد متری متری چاه به آبی مخلوط با مقدار کمی نفت برخورده بود. در سال ۱۳۰۸ خورشیدی چند زمین شناس خارجی توسط شرکت تحقیقات ایران و فرانسه به نواحی مازندران و سمنان اعزام شدند و مطالعاتی را انجام دادند. آنها پس از حفر دو حلقه چاه کم عمق در مشرق بابلسر که نتیجه ای به بار نیاورد ، شرکت را منحل کردند. در پی این واقعه کارشناسان فرانسوی در سال ۱۳۱۰ ایران را ترک کردند. در سال ۱۳۱۴ هنگام حفر قنات در جنوب قم آثاری از مواد نفتی در روی آب قنات دیده شد. دولت وقت پس از اطلاع ، واحدی به نام "اداره مهندسی اکتشافی" در وزارت دارایی تأسیس کرد که وظیفه آن اکتشاف نفت در نواحی مرکزی و شمالی کشور بود. این واحد با استخدام چند کارشناس آلمانی و خرید دو دستگاه حفاری ضربه ای و دورانی ، عملیات را در نواحی قم و مازندران آغاز کرد و در جریان کار دو حلقه چاه در خشت سرو ، دو حلقه چاه نزدیک به کوه نمک حفر شد. حفاری ها نتیجه ای به بار نیاورد و در سال ۱۳۱۸ متوقف شد. در سال ۱۳۲۷ دولت ایران برای انجام اکتشاف در خارج از حوزه قرارداد شرکت نفت سابق ایران و انگلیس ، شرکت سهامی نفت ایران را تشکیل داد. این شرکت از سال ۱۳۲۸ عملیات اکتشافی را با استخدام زمین شناسان سوییسی و مهندسین معدن ایرانی آغاز و در سال ۱۳۳۵ در تاقدیسی البرز در ناحیه قم نفت قابل ملاحظه ای کشف نمود. در سال ۱۳۳۷ میدان گازی سراچه در شرق قم کشف شد. پس از ملی شدن صنعت نفت و تشکیل شرکت ملی نفت ایران ، شرکت ایران نفت در سال ۱۳۳۹ به آن پیوست و به فعالیت اکتشافی در خارج از حوزه قرارداد با کنسرسیوم سابق با نام امور اکتشاف و استخراج ادامه داد. در سال ۱۳۴۵ این شرکت در دشت مغان آذربایجان و در سال ۱۳۴۶ در گرگان به ترتیب نفت و گاز کشف کرد. امور اکتشاف و استخراج شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۳۴۷ میدان عظیم گازی خانگیران و در سال ۱۳۶۰ میدان گازی گنبدلی را به ترتیب در غرب و جنوب شهر سرخس کشف کرد. در دهه ۶۰ به دلیل همزمانی با جنگ ایران و عراق ، اکتشاف نفت با رکود نسبی همراه بود. در این دوره امکانات اکتشاف صرف امور تولید شد و اکثر میدانهای کشف شده مرتبط با فعالیتهایی است که قبل از انقلاب آغاز شده بود. در دهه دوم بعد از انقلاب آهنگ فعالیت های اکتشافی به تدریج سرعت گرفت و امکانات بیشتری تخصیص داده میشد. با افزایش فعالیت ها، در دهه سوم ، مقدار نفت کشف شده در این دوره تقریبأ دو برابر دوره قبل بود. از جمله مهمترین اکتشافات در این دهه ، کشف میدان گازی پارس جنوبی است که جزو بزرگترین میادین گازی کشف شده در جهان است.

در کتاب ( موج نفت ) نوشته ی احمد راسخی لنگرودی ، چاپ دوم ، صفحه ی ۵۰ درباره ویژگی و اهمیت چاه های نفت مسجد سلیمان آورده است که فوران چاه های نفت مسجد سلیمان و توان بالای تولیدی آن تأثیر شگرفی بر صنعت جهانی نفت در آن روزگار بخشید. این واقعیت چیزی نبود که از نظر صاحب نظران جهانی نفت و سیاستمداران خارجی پنهان بماند. پیرامون ویژگی های چاه های نفت مسجد سلیمان بختیاری گفته میشود که موجودی هیچ یک از چاه های نفت دنیا را یارای مقابله و مقایسه با موجودی چاه های نفت مسجد سلیمان نبود. قدرت نسبی تولید یک چاه نفت در ایالات متحده آمریکا در آن دوران فقط ۵ / ۴ بشکه در روز محاسبه میشد در حالی که در مسجد سلیمان یک چاه به تنهایی قادر بود ۹۱۰۰ بشکه در روز عرضه کند. علاوه بر این که ظرفیت برداشت یک چاه نفت در مسجد سلیمان طی ۳۰ سال ، معادل ۲ هزار بشکه نفت در روز بود!!!

برای مثال چاه شماره ۷ مسجد سلیمان که در سال ۱۹۱۴ میلادی فوران کرد روزانه معادل ۶۰۰ هزار گالن نفت در اختیار نفت گران قرار میداد. اظهارات صاحب نظران جهانی نفت در خصوص فوران شگفتی آور این ماده حیاتی در خطه زر خیز جنوب فصلی خواندنی از تاریخ صنعت نفت ایران را تشکیل میدهد که اشاره به بخش هایی از آن خالی از فایده نیست. یکی از کارشناسان نفتی در کتاب تحقیقی خود ضمن مؤثر خواندن نقش اکتشافات نفتی ایران در شکل گیری صنعتی عظیم ، مینویسدروز ۲۶ ماه مه که حفاری به عمق ۱۱۸۰ پا رسیده بود ، نفت فوران کرد و متجاوز از ۵۰ پا از دستگاه حفاری بالا زد. به این ترتیب صنعتی آغاز شد که طی دو جنگ جهانی نیروی، دریایی انگلستان را نجات داد ولی برای ایران زحمتی ایجاد کرد که از مجموع مزاحمت های سیاسی دول عظیم بیشتر بود.

دانیل یرگین پدید آورنده کتاب بسیار خواندنی "نفت ، پول ، قدرت" در صفحه ی ۱۸۰ کتابش با ذکر این عبارت، که سیاست حفاری مسجد سلیمان آخرین طاسی بود که در نرد امتیاز ریخته شد مینویسد مسجد سلیمان بختیاری برای رینولدز و گروه کار او موجد مساعل لجستیکی بزرگی بود.

پرونال لندن ( pronal London ) نویسنده معروف انگلیسی به نقل از سر وینستون چرچیل در کتاب خود مأخوذ از کتابنفت ، سیاست و کودتا در خاورمیانه ، جلد اول ، صفحه ی ۱۳ خاطر نشان میکندمایع سیاه رنگی که راه خود را در فاصله ۱۴۵ مایل در ظلمت معادن تا جزیره آبادان می پیماید ، یک روز ثابت خواهد کرد که خون لازم برای وجود ما خواهد بود!!!

رینولدز پس از کشف نخستین چاه نفت در مسجد سلیمان با کمک گروه حفار به مدت دو سال در سمت سر مهندس اقدام به حفر چاه های دیگر نمود و امتیازگر نفتی را از ثمرات تلاشهای خستگی ناپذیر خود برخوردار کرد. او اگر چه به عنوان کاشف نفت در خاک بختیاری شناخته شد و با نقش های مؤثر خود در زمینه موفقیت و کامیابی شرکت نفت برمه را در سرزمین بختیاری فراهم ساخت. اما دیری نپایید که در پی موجی از اختلافات خدمات او به فراموشی سپرده شد و مورد طرد مدیران شرکت نفت قرار گرفت. در طول این مدت تنها شخص دارسی بود که حمایت خود را از وی دریغ نمی داشت و تا حد ممکن از وی پشتیبانی میکرد. او به مدیران شرکت نفت برمه اطمینان داده بود که رینولدز کسی نیست که با حرکت احمقانه ای امتیاز نفت را به خطر اندازد و سرنوشت شرکت را بازیچه مطامع خود قرار دهد. اما موج اختلافات آن چنان بالا گرفت که حمایت های دارسی کمتر میتوانست کارسازی کند و قدری از شعله خصومت بکاهد. سرانجام پرداخت هزار پوند به پاس خدمات او در امر اکتشاف و حفاری تمام آن چیزی بود که اخراج رینولدز را به ظاهر موجه میساخت. باید خاطر نشان کرد شرکت نفت برمه نیز با آن ساختار پیشین دیگر توان اداره امور مربوط به امتیاز نفت را نداشت. لذا تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران همان چیزی بود که امتیاز نفت را در صحنه کارزار نگاه میداشت و به آن حیات دوباره می بخشید.

شرکت نفت انگلیس و ایران در سال ۱۲۸۸ خورشیدی با سرمایه ۲ میلیون لیره استرلینگ با هدف گسترش فعالیت های اکتشافی و حفاری نفت مسجد سلیمان تأسیس شد. در آن هنگام ۹۷ درصد سهام عادی این شرکت متعلق به شرکت نفت برمه بود و ۳ درصد سهام باقی مانده نیز در اختیار "لرد استراتکنا" ۸۹ ساله به عنوان نخستین رییس شرکت نفت انگلیس و ایران قرار داشت. شخصیت هایی چونویلیام ناکس دارسی ، سر هو بارنز و جان تی کارگیل به عنوان اعضای هیأت رییسه و والاس ، هامیلتن ، گرین وی ، پرنس فرانسیس تک و گارسون به عنوان اعضای هیأت مدیره در شرکت نفت انگلیس و ایران فعالیت داشتند. شرکت نفت انگلیس و ایران پس از گذشت یک سال از زمان تأسیس ، سازمانی مقتدر پیدا کرد و ۲۵۰۰ کارمند را به استخدام خود درآورد. اما عملیات آن در آغاز به دلیل موانع و مشکلات متعدد به کندی پیش میرفت و بهره برداری از امتیاز به دشواری ممکن بود.

10 نظر

  • سینا میرزایی

    دکتر ایرج ذوقی در کتاب ، مساعل سیاسی و اقتصادی نفت ایران ( تهران:دانش پرور ، 1387 ) ، صفحه ۶۹ و ۷۰ مینویسد:شرکت نفت برای ادامه و توسعه عملیات خود ناگزیر بود زمین های مورد نیاز را که متعلق به ایلات و عشایر بختیاری بود را از آنها خریداری نماید و شرکت با به دست آوردن اراضی لازم توانست به کار خود ادامه دهد. علاوه بر خرید زمین از رؤسا و بزرگان لر بختیاری ، برای حفظ تأسیسات و چاهها و لوله های نفتی ، شرکت نفت ایران و انگلیس یک سلسله قراردادهای دیگری هم با رؤسا و خوانین بختیاری به امضا رسانید که به موجب آن در مقابل حراست از تأسیسات و لوله های نفتی ، رؤسای بختیاری سالیانه سه هزار لیره دریافت میکردند و علاوه بر آن سه درصد از سهام هر شرکتی که در اراضی آنان تشکیل و به کار استخراج نفت میپرداخت به آنها تعلق میگرفت. برای این منظور شرکت نفت بختیاری با چهارصد هزار سهم یک لیره ای تشکیل شد تا در اراضی دارای نفت واقع در قلمرو بختیاری و جدا از مناطق عملیاتی شرکت بهره برداری اولیه فعالیت نماید. استعمار انگلیس نفت لرهای بختیاری را میبرد ولی هم آنان را در شرکت نفت استخدام میکرد ، هم سهم لرهای بختیاری را میداد ولی الان چه؟ نه پالایشگاه نفت در منطقه ما است که باعث ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی شود و نه پول فروش نفت خرج عمران و آبادی ما میشود. بجاش کویر رو آباد و صنعتی کردند.


  • مجتبی عابدینی

    دکتر مجتبی مقصودی در کتاب "قومیت ها و نقش آنان در تحولات سیاسی سلطنت پهلوی دوم" ، صفحه ۱۱۲ مینویسد:با آغاز جنگ جهانی اول ( 1914 میلادی ) برخی از خوانین جوان بختیاری با سودای کسب قدرت بیشتر ، به قوای عثمانی در کرمانشاه پیوسته ، با سربازان آلمانی همکاری کردند. مسیو واسموس ( لارنس آلمانی ) نیز در تحریک ایشان جهت ایجاد افتراق میان مالکان بزرگ بختیاری که مالکیت مناطق نفت خیز جنوب را در اختیار داشتند و خوانین جوان بختیاری که گرایش به آلمان داشتند و میشد از آنها در جهت قطع خطوط لوله نفت بهره برد ، تلاش بسیار نمود. نزدیکی بختیاری ها به آلمانی ها که موجب سلب حمایت انگلیس از ایشان شد ، اختلافات داخلی ، عدم محبوبیت خارجی و بالاخره اعتلاف سران سایر ایلات بزرگ بر مخالفت با حضور ایشان در رأس هرم قدرت ، سرانجام موجبات تضعیف قدرت سیاسی خوانین ایل را فراهم آورده و تلاشهای رضاخان جهت استقرار امنیت در سراسر کشور ، آخرین تلاشهای ایشان جهت دست یابی به قدرت سابق را مسکوت گذارد. ملاحظه بفرمایید که خوانین تحصیلکرده جوان بختیاری گرایش به آلمان داشتند و انگلیس که منافع خودش را در خطر میدیده مجبور شده که نظم سراسری در کل ایران حکم فرما کنه و به همین خاطر با دسیسه و طرح قبلی یک دولت میلیتاریستی را به سرپرستی رضا خان میر پنج و سید ضیا طباطبایی روی کار آورد و لرهای بختیاری را از صحنه قدرت کنار زد.

  • علیخانی

    اقدامات پهلوی اول ( رضا خان میر پنج ) برای منزوی کردن بختیاریها:انزوا در عرصه عمومی / به حاشیه راندن در عرصه اجتماعی / توهین در عرصه رسانه و عرصه عام / حذف نام بختیاری از تاریخ مشروطه و کتابهای درسی / قتل بزرگان و خوانین و زندانی کردن تحصیل کردگان و ایجاد بی انگیزگی در روشنفکران و فعالان اجتماعی / مسموم کردن جغرافیای فکری مردم نسبت به گذشته بختیاری / اجرای سیاست زمین سوخته در مناطق لر نشین / تخریب وجهه اجتماعی با ایجاد فقر اقتصادی عمدی که باعث مهاجرت به مناطق صنعتی و مورد توجه رژیم پهلوی / ترور شخصیتی با رواج جوکهای نژادی که ابزار سرکوب است و اتیمیزه کردن اجتماع لرها و سرگرم اختلافات جزیی و مجادلات بی حاصل طایفه ای برای دفع قدرت لرها و…


  • نفت و لورستان

    لورستان مجوز برداشت یک قطره از منابع نفتی را برای احداث پالایشگاه ندارد!!! این در حالی است که لورستان بالاترین نرخ بیکاری ، فقر و مهاجرت را دارد و سالانه ۵۰ هزار نفر از لورستان برای کار به کلانشهرها مهاجرت میکنند و در حاشیه کلانشهرها ساکن میشوند. تخصیص منابع توازن در لورستان صفر است که این اعتبار حدود ۵۰۰ میلیارد تومان است. بیش از ۷۳۵ کیلومتر خطوط انتقال نفت و فرآورده های نفتی از لورستان عبور میکند ولی با این حال لورستان هنوز مجوز برداشت یک قطره از منابع نفتی برای احداث پالایشگاه را ندارد. لورستان بر سر راه کریدور شمال به جنوب قرار گرفته و از منابع آب و نفت و معادن برخوردار است اما پایین بودن سرانه درآمد ، سرمایه گذاری و منابع بانکی موجب شده که مردمان لور با مشکلات معیشتی و معضلاتی همچون فقر اقتصادی ، بیکاری ، مهاجرت و آسیب های اجتماعی مواجه باشند. کل منابع لورستان ۶ هزار میلیارداست اما بالغ بر ۸ هزار میلیارد مصارف داریم یعنی ۱۳۰ درصد بیشتر از منابع ، مصارف داریم. لورستان در طول برنامه های سوم ، چهارم و پنجم توسعه سهم کمی از اعتبارات ملی داشته و امروزه مستحبات در استانهای کویری انجام میشود ولی واجبات استان های لور نشین روی زمین مانده است. استانهای خشک کویری از خزانه ملت زیر ساخت های خود ( راه آهن ، آزاد راه ، بزرگراه ، فرودگاه ، نیروگاه و سد ) را فراهم کرده اند ولی ما امروزه باید برای احداث زیرساخت های خود به دنبال سرمایه گذار برویم.


  • نفت و مردم لر

    فقر و بیکاری و بدبختی لرها را ببینید آیا ما نباید به اندازه مصرف خودمان از درآمد فروش نفت سهم ببریم ؟ حالا تمام دختران دشت ، ابریشم اندوه می پوشند / در چشم گرگانی که بی پروا ، از چشمه های نفت می نوشند .


  • صنعتی کردن شهرهای کویر

    به نظر میرسد جریان افراطی ( پان پارسها ) در داخل ، با این تصور خام که در آینده ، روزی قومیتها از ایران مورد نظر پارسها ، جدا خواهند شد ، لذا قصد دارند سرزمینهای غیر پارس را با پروژه های سد سازی و انتقال آب و معادن و منابع شان به کویر مرکزی به یک سرزمین سوخته تبدیل کنند! اساسأ شهرهایی که معضل آب دارند چرا باید زمینه بزرگتر شدنشان فراهم شود؟ شهری مثل قم که نمکزار است چرا دارد به سرعت صنعتی میشود؟ چرا صنایع آب دوست مثل فولاد و پتروشیمی در کویر قم احداث میشوند؟ اسامی برخی مجتمع های فولاد قم:فولاد مسیحا / فولاد سازان دقیق قم / شرکت فولاد غرب آسیا / مجتمع فولاد ویان / کارخانه تولید ورق فولادی قم / مجتمع فولاد گستر قم / شرکت فولاد سلفچگان / پتروشیمی آرتان پترو کیهان قم / مجتمع بزرگ پتروشیمی قم / اویل داک / پالایشگاه ساینا شیمی / پتروشیمی شکوهیه قم / نیروگاه سیکل ترکیبی صبا قم / نیروگاه سیکل ترکیبی قم و … در نمکزار کهک قم با آب انتقالی از الیگودرز لرستان مجتمع های پرورش ماهی و شالیزارهای برنج در دل کویر راه اندازی کردند و یک دریاچه ۸ هکتاری بنان جوان احداث کردند. بعد خود ما روستاهایمان آب شرب ندارند!


  • نفت از بلاد لر تراوش میشود

    نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه در شهر لرنشین مسجدسلیمان به ثمر رسید اما آن را لوله کشی کردند و به پالایشگاه آبادان بردند.مردم ایران خیال میکنند نفت متعلق به آبادان است درصورتیکه منشأ اصلی سفره های نفتی از بلاد لر نشین منشأ میگیرد! تمامی چاه های نفت و گاز از سرزمین اجدادی ما لرها تراوش میشود و به رگ اقتصادی ایران تزریق میشود حالا سهم نیروهای تحصیلکرده کاری ما از این نعمت خدادادی چیست؟ نفت از شهرهای لر نشین مثل:مسجدسلیمان _ پلدختر _ دهلران _ گچساران _ هفتگل و … تراوش میشود اما در اصفهان و تهران و تبریز و شیراز پالایش میشود!!! نیروهای شاغل در صنعت نفت و گاز و سدهای واقع در جغرافیای لر ، چند درصد بومی هستند؟ رودهایی که از کوههای ما سرچشمه میگیرد چه دردی از خاک و کشاورزی دیم ما را دوا کرده؟ تبعیض استخدامی نباید بر علیه نیروهای بومی باشد! چرا این اتفاقات ناگوار فقط باید برای قوم لر اتفاق بیفتد؟ ما که نه بازارچه مرزی داریم ، نه کالای قاچاق از مرزها وارد میکنیم، نه ادعای تجزیه طلبی داریم حالا چرا باید مستحق این همه محرومیت و مشکلات اقتصادی باشیم؟ معمولأ بخاطر همین فقر و نداری و بیکاری، در دنیای مجازی و محافل نشست و برخاست اسباب مضحکه اوقات فراغت و سوژه جوک و طعنه میشویم و نالایقی مدیریتی شان را زیر خرباری از جوک نژادی پنهان میکنند. وقتی هم برای احقاق حقوق تضییع شده مان به ادارات و سازمانها مراجعه میکنیم هیچکسی پاسخگوی ما نیست. سرانه سپرده گذاری در استان کهگیلویه ۱۷۵۰ تومان است ولی در تهران ۵ میلیون تومان است! کهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات عربی نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است و ۳ هزار کلاس درس در کهگیلویه از بخاری نفتی استفاده میکنند! تهران به تنهایی ۴۰ درصد صنایع کشور را در اختیار دارد و ۶۴ درصد کل تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود و ۶۰ درصد کل پول ایران فقط در تهران است! اگر فکر کنید می بینید برنامه هایی در کار است که یک منطقه قومیتی واقع در کویر مرکزی را آباد و صنعتی کنند و یک منطقه قومیتی سرشار از نفت و آب و گاز را تعمدأ عقب نگه دارند تا همچنان به سیر حاشیه نشینی خود در اقتصاد ادامه دهد


  • تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان

    شهر نفت خیز مسجدسلیمان که اولین چاه نفت ایران وخاورمیانه درآنجا به نفت رسیده پس از سالها استخراج و پمپاژ نفت آن به پالایشگاه های آبادان و تهران و اصفهان و بهره مند شدن آن شهرها از مواهب صنعتی آن پولهای کلانی به سمت باشگاه داری سرازیر کردند اما وزارت نفت برعکس آنها از تیم لیگ برتری نفت مسجدسلیمان حمایت مالی نمیکند! همه امکانات برای استقلال و پرسپولیس است و به زغم بغض و ناله های مدیران ، باشگاه ها خریدهای آنچنانی میکنند مثلأ سپاهان اصفهان تقریبأ هر بازیکنی را میخواست گرفت درست مثل تراکتورسازی تبریز که با ۴ هافبک بازی میکند ولی حالا ۱۰ هافبک دارد!!! استقلال تهران بالای ۲۰ میلیارد تومان به دو خارجی جدیدش میدهد و برای پرسپولیس هم بودیمیر بالای ۱۰ میلیارد آب میخورد!!! میلیاردها تومان به بازیکنان خارجی دادند خب این دلارها از کجا می آیند؟ باشگاهی با آن حجم از بدهی از کجا می آورد برای یک بازیکن گمنام خارجی ۱۰ میلیارد میدهد؟ ( خبر ورزشی ، سال ۲۲ ، شماره ۶۲۳۳ ) به هر بازیکن تیم ملی نفری ۵۷۵ میلیون تومان پاداش دادند! پاداش باید به کسانی تعلق بگیرد که از باب اقتصادی و علمی برای عزت و سربلندی مملکت مثمرثمرباشند نه به فوتبالی که فقط بودجه را میبلعد. با این اعتبارات نجومی میشود هزاران فرصت شغلی ساخت!


  • ولخرجی باشگاه های دولتی

    تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز به اندازه دو تا تیم بازیکن دارد درحالیکه تیم نفت مسجدسلیمان نه از حمایت دولتی برخوردار است و نه وزارت نفت آن را یاری میدهد. خیلی از باشگاه های دیگر از بودجه دولتی ارتزاق میکنند مثل پرسپولیس و استقلال تهران ، یا سپاهان و ذوب آهن اصفهان ، یا تراکتورسازی و ماشین سازی تبریز! هر کدام از این تیمها برای جذب بازیکن خارجی میلیارها تومان خرج کردند که برخی از آنها آنقدر بد بودند که فقط دلار از ایران خارج کردند مثل دی کارموی پرسپولیس و الحاجی گروی استقلال! شاید بودجه های دولتی باعث شده نسبت به جذب بازیکن خارجی حساسیت نداشته باشند و تصور میکنند اگر جواب نداد او را آزاد میکنند و دوباره با پول دولتی یک بازیکن خارجی جدید به خدمت میگیرند. این نوع ولخرجی ها برای تیمهای نور چشمی باتوجه به مشکلات مالی و اقتصادی مردم کشور واقعأ آزار دهنده است!


  • فوتبال هویت ساز است و موجب همبستگی میشود

    حجم سرمایه گذاری در فوتبال بالاست و نیمی از مردم جهان علاقمند به فوتبال هستند و این میزان اهمیت باعث شده فوتبال از یک ورزش بالاتر برود و تبدیل شود به محل تصادم منافع و هویتها. فوتبال بازی ارزان و قابل دسترسی است به همین خاطر میان مردمان لر محبوبیت دارد. فوتبال مانند آینه ای تمام خواسته های اجتماعی را متبلور میکند. رسانه ای شدن فوتبال موجب اقتصادی شدن اون شده بطوری که بازیکنان چند میلیون دلاری در آن رد و بدل میشوند. اکثر کشورهای اروپایی به فوتبال به عنوان یک منبع درآمد و برند نگاه میکنند. فوتبال میتواند برای یک شهر و قوم احترام اجتماعی بیاورد. فوتبال میتواند به حرکتهای اجتماعی از پایین کمک کند برای اینکه هویتهای جدید مطرح شوند و خواسته های اجتماعی منعکس گردند. فوتبال یک ورزش ساده نیست و مردم لر تفریح فوتبال را دوست دارند و باید همواره یک تیم قوی در لیگ برتر داشته باشند چون در غیر این صورت هویت خودشان را با تیمهای دیگر گره میزنند. لیگ برتر بالاترین نمایشگاه فوتبال در ایران است چون از حمایت رسانه ای و حساسیت بالا برخوردارست. تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان میتواند به یک پدیده هویتی بدل شود که تمام لرها با آن احساس هویتی کنند. فوتبال شاهراهی برای دیده شدن است مخصوصأ برای گروه هایی که آرمان بزرگ ولی امکانات محدود دارند. فوتبال هویت ساز است و تعلق خاطر ایجاد میکند. تیم فوتبال مسجدسلیمان باید توسط تمام لرها حمایت شود چون میتواند بین گروههای قوم لر همبستگی ایجاد کند. فوتبال تنها در یک مبحث و کارکرد خلاصه نمیشود. همانطوری که تراکتورسازی یک آذربایجان را مطرح میکند و به ترکها هویت میدهد تیم نفت مسجدسلیمان هم میتواند مطالبات قوم لر را مثل یک آینه در جامعه ایران متبلور کند. به همین خاطر بر تمامی لرها واجب است این تیم را با چنگ و دندان در لیگ برتر حفظ کنند.


  • مشکلات تیم نفت مسجدسلیمان

    عباس عسگری مهاجم تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان گفت : برخی میخواهند به لیگ دسته اول سقوط کنیم و من سومین نفرهستم که به علت مشکلات مالی ماشینم را ممیفروشم!!! وزارت نفت قول داد از تیم حمایت مالی کند اما وقتی پول نیست چه فایده دارد؟ تمام این فشارها را می آورند تا بازیکنان مقابل هواداران تیم بایستند. علیرضا مرزبان مربی لرتبار مسجدسلیمان میگوید : آنها نمیخواهند تیم لیگ برتری باقی بماند! تمام خرج ایران از نفت مسجدسلیمان تأمین میشود اما ورزشگاه و تیم فوتبال این شهر در وضعیت غیرقابل قبولی بسر میبرد. هم اکنون تمامی هواداران و بازیکنان ناراحت هستند. این حق مردم مسجدسلیمان نیست که ۱۲۰ سال است نفتش را میبرند و یک درصد آن را به تجهیز و ترمیم تیم مسجدسلیمان اختصاص نمیدهند مگر مسجدسلیمان جزء ایران نیست؟ بعضی از سیاسیون نمیخواهند مسجدسلیمان در لیگ برتر باشد چون صدای مظلومیت قوم لر از طریق این تیم شنیده میشود. چرا ترکها ، فارسها ، عربها و ... همگی تیم دارند ولی لرها با ۱۲ میلیون جمعیت یک تیم اختصاصی ندارند؟ گرمسار ، بجنورد ، زنجان ، قزوین و بیرجند تیم فوتبال ندارند اما مجهزترین استادیوم های ورزشی را دارند ولی خیبرخرم آباد ، گهر دورود ، شهرداری یاسوج و نفت مسجدسلیمان با اینکه تیمهای ریشه داری دارند اما هیچ استادیوم استانداردی ندارند.



آخرین مقالات