سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

اسدخان شیرکش

اسدخان شیر کش دلاوری بود که به سبب دارا بودن قدرت بدنی فوق العاده وشجاعت و شهامت و همچنین کشتن شیرها به اسدخان شیر کش معروف شد. این صفات باعث شد بیشتر سرزمین بختیاری زیر فرمان او باشد. اسد خان دارای شمشیر وتفنگی بود که به علت سنگینی جز خود او کسی توانایی استفاده از آنان را نداشت. تفنگ او بعدا توسط پسرش جعفرقلی خان به علیداد رسید وعلیداد تنها کسی بود که توانست با تفنگ اسد خان که بعدها به تفنگ حجی معروف شد تیر اندازی کند.

اسدخان شیرکش

در سال۱۲۱۵ه.ق واقعه تکان دهنده ای در بختیاری رخ داد. زمانی که طوایف بختیاری شروع به کوچ به ییلاق کرده بودنند یک شیر درنده در بیشه شیمباربا حمله به مردم باعث وحشت بسیار شده بود و در عرض یک هفته ۳۰ نفر از چوپانان و افراد محلی را از پای در آورده بود. چندین نفر با سلاح گرم به بیشه رفتنند تا این حیوان درنده را از پای در بیاورند اما هیچ کدام بر نگشتند. وفشردگی طبیعی این بیشه مزید بر این مرگها هم بود. یکی از نعمتهای خداوند برای سرزمین لرها بیشه شیمبار است. این بیشه از درخت مو ,گردو,سیسه,بن ,و کلخونگ,سیب که همگی وحشی میباشند پوشیده شده که در زیر درختان همه جا آب هست تا فصل تابستان که آب آن کم میشود.خبر این شیر به اسد خان میرسد فورا با ۳۰تن از سواران خود به شیمبار میرود. در دسته های دو نفری تقسیم شدند و وارد بیشه شدند در نزدیکی های ظهر شیری خشمگین و غرش کنان به طرف آنها حمله کرد که رحمالی فریاد زد ای خان شیر آمد اسد خان با شمشیر به طرف شیر رفت وشمشیر را در دهان آن شیر کرد و با یک ضربت او را هلاک کرد و باردیگر آرامش به منطقه باز گشت.

سردار اسد شیرکش وقتی دید مرزهای کشور امنیت ندارد ومالیاتی هم که مردم به سختی میدهند شاه خرج حرمسرای خود وخوشگذرانی میکند از دادن مالیات بختیاریها به شاه سر باز زد. نیروهای شاهزاده محمد علی میرزا چندین بار با نیروهای بختیاری وارد جنگ شدند.  مقر بختیاری ها دژ اسد خان بود این دژ یکی از عجایب خلقت خداوند بود ودر اندیکا واقع شده دور تا دور آن حدود سیصد متر مانند سنگ تراشیده شده که هیچ جای رخنه ندارد وتنها یک راه دارد که آن هم فرد باید ابتدا با یک پله متحرک که از ارتفاع ۱۵متری برای او انداخته میشود بالا برود وسپس از چهل پله در سنگ تراشیده شده بالا برود در بام دژ یک قلعه مستحکم  از دوره ساسانیان است که پس از گذشتن از قلعه وارد دژ میشوی.  روی دژ ۵کیلومتر مساحت دارد و دارای چشمه ای گوارا با حدود پنج اینچ آب است.زمین مسطح برای کشاورزی و حیواناتی چون بز و میش وحشی که احتمالا خان آنها را به آنجا آورده است. در اطراف دژ سنگرهایی وجود داشت که هیچ دشمنی توانایی نزدیک شدن به آنجا را نداشت. وبرجکی در بالای دژ که کبوتران پیغام بر در آنجا لانه دارند.

اسعد خان پس از هفت روز که نیروهای محمد میرزا محاصره را آغاز کرده بودنند به وسیله کبوتر های پیغامبر پیامی برای فرزندش جعفر قلی خان وبرادرش حسین خان فرستاد. که نیروهای قاجار دژ را محاصره کرده اند و زمانی که آسوده شدند هر شب یکی از شما با سوارانش به آنها شبیخون بزند تا خسته وناتوان شوند و باز گردند. در شب هشتم شبیخون آغاز شد که طلفات بسیاری به نیروهای قاجار وارد آوردن و زنان در بالای دژ با کل ومردان با گاله وحشت را به جان قاجارها انداختند.

آ تمبر، آصیدال، آنامدارخان، آممد و.....  افراد قاجار را قلع و قمع میکردند.

جعفرقلی خان چون شیر می غرید. جنگ تا نزدیکی های صبح به طول انجامید و دلاوران بختیاری سپیده صبح هر کدام به طرفی رفتند. صبح آن روز دو هزار نفر از نیروهای قاجار و پانصد نفر از نیروهای بختیاری کشته شده بودند. شاهزاده قاجار بادر ماندگی و خستگی به خود میگفت در بد وضعیتی قرار گرفته ایم و اگر این طور ادامه دهیم فردا شب همگی کشته میشویم. به فکر چاره افتاد.او عبای زرد ی روی شانه انداخت وبه نزدیک محل دژ آمد. اسد خان هم او را شناخت و به کناردژ آمد .اسدخان فریاد زد که شاهزاده چه میخواهی؟ گفت ای خان بزرگ ترا به جوانمردیت سوگند کمکم کن قسم میخورم قصد حیله و فریب ندارم من از برادرم بزرگتر هستم واز نظر سنت پادشاهی من باید ولیعد باشم اما پدر عباس میرزا را به این مقام برگزیده اگر در این نبرد هم شکست بخورم کار من تمام است. بیا و به من کمک کن علیرغم اینکه شما پیروز بوده اید طبق دستورشاه با من به تهران بیا به شرفم سوگند نمیگذارم کسی به روی شما تیغ بکشد. وبعد از چند هفته به سرزمینت برمیگردی. اسد خان فرمود از طرفی دوست ندارم برای ایل زحمت همیشگی باشم شاید بتوان با شما از طریق گفتگو مساله راحل نماییم وبه پایین می آیم.هرچه نزدیکان خان به او گوشزد کردند که نرو فایده نداشت. آنها به تهران رفتند. محمد علی میرزا فورا به دیدار شاه رفت شاه دستور داد آن خان شورشی را اعدام کنند محمد علی میرزا گفت ای پادشاه اگر میخواهید این کار را بکنید اول من را بکشید. زیرا من شرفم را وسط گذاشتم واو را در جنگ نگرفتم. شاه اندکی فکر کرد و گفت شنیده ام او قهرمانی شیرکش است. بلافاصله فکردیگری کرد گفت اورا زنده به گور کنید هنگامی که مامورین زمین را میکندند آهسته کار میکردند حوصله اسد خان را سر آورد فورا از جا پرید بیل را گرفت وقبر خود را آماده کرد اسد خان به درون قبر خوابید.شاه از شجاعت او خوشش آمد و گفت برخیز تورا بخشیدم وبرای مرگ تو چاره ای دیگراندیشیدم. گفت او باید بدون صلاح با یک شیر گرسنه بجنگد. بامدادان شد در حالی که شاه واطرافیان نظاره گر بودند شیر گرسنه را به طرف خان رها کردند,اسدخان باشهامت تمام فورا عبای خود را به دور دست پیچید و آن را در دهان شیر کرد وبا مشت برفرقش کوبید بعد از چندضربه شیر خفه شد.شاه ناراحت شد وگفت ایشان باید تا آخر عمر در زندان مستحکم زندانی شود یک سال بعد محمد علی میرزا پیغام داد که من مریض شدم هرجور شده باید فرار کنی. و اسد خان با زحمات زیاد فرار کرد. ومقدمات جنگ معروف کلنگ چین را فراهم کرد ودر نهایت تهران راهم فتح کرد.  

6 نظر

  • لُرستانات《دارالغرور》

    بنازم مردمان پاکمان را _ تمام مردمان لُر زبان را / کسانیکه اصیل و ریشه دارند _ زلال و سبز مانند بهارند / دل لر آسمانی صاف و آبی است _ دل لر اهل نیرنگ و ریا نیست / بزرگ و سر بلند و پاک و والا _ دلی پر شور دارد مثل دریا / همیشه لر جماعت هر کجا هست _ صبور و مهربان و باوفا هست / ز کنگاور گرفته تا گناوه _ دلس پاک و زلاله جور آوه / ز کلهرهای کرمانشان و لکها _ بیا تا خاک ایلام مصفا / ز خاک خانقین تا بختیاری _ دل ما مهربان و گرم و جاری / لران مینجایی و ثلاثی _ همه از نسل ایلامیم و کاسی / اگر چه دور از هم افتادیم _ دوباره در هوای اتحادیم / کریمخان ، لطفعلی خان ، آریوبرزن _ به خود میبالم از اینکه لرم من / دنا و بیستون و زردکوه است _ همیشه هر کجا لر باشکوه است.


  • نادر از دست لُران زخم بلایی دارد

    این لرستان که چنین آب و هوایی دارد _ دشت و صحرا و جبلش حال و صفایی دارد / چشمه‌ها یک طرف و کوه نمایان جانم _ دیده را مات، که این به چه هوایی دارد / کوه کلاه، یافته، سرداب، ز قالی کوه گو _ اشترانکوه و سفیدکوه، چه نمایی دارد / به سفیدکوه و کِوَر و قصه هشتاد پهلو _ آب شیرین لُرستان چه شفایی دارد / آبشار بیشه و اَفرینه و تافش نگرم _ داروی درد من است این چه دوایی دارد / هرچه گویم سخن از چشمه و کوه، ای عاقل _ وصفشان در سخنم بَه چه صدایی دارد / ایل و تبار حسنوند و بیرانوند همگی _ پاپی و میر و بهاروند چه نوایی دارد / شرح ایل جودکی و ساکی و قائدرحمت _ بخشش لُر بزرگ نشو و نمایی دارد / ایل دلفان و دریکوند و قلاوند سخنی _ وصف اوصاف لُران صوت منایی دارد / سخن از وصف لُران، شهد و شکر، طعم دهان _ این سخن در نظرم رنگ و حنایی دارد / شیعه ‌مذهب، ز الست زاده که شیرین سخنند _ پیرو پیر طریقت چه حیایی دارد / همه از آدم و حوا، همه یک عضو بدن _ سیر تاریخ که این سابقه جایی دارد / شهرهایش چو بهشتند و هوایش چو نسیم _ وان بناها بنگر بَه چه بنایی دارد / خرم‌آباد و گریت، زاغه و ازنای دورود _ از اتابک و کریم خان، ردپایی دارد / نادر آن زاده شمشیر که مردان دلیر _ همه دانند که چه جور و جفایی دارد / شیر مردان لُر و پنجه آرش بنگر _ نادر از دست لُران زخم بلایی دارد / این غلو نیست کزین بیت سخن بشنیدی _ این حقیقت بخدا سابقه هایی دارد / دژ افلاک خرم‌آباد نمایان شده است _ هنر مرد دلیر است و نمایی دارد / وصف اوصاف لُران را همه کس نتوان گفت _ شعر خادم ز الست شوق بجایی دارد. شاعر: کریم خادمی پاپی


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • بُوَد افتخارم که لُر زاده ام

    من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام / رسد پشت بر پشت به شیران لک _ تبارم بود از دلیران لک / سزاوار تاج سر شایی ام _ ز نسل سواران مینجایی ام / شود روز دشمن چنان شام تار _ به میدان گر آید لُر بختیار / بهار عدو چون زمستان شود _ اگر خار پای لُرستان شود / نژاد لُرم ایل شوهان بود _ همه افتخارم لُرستان بود / بود هندِمینی تبار لُرم _ دل شیر دارم ز مردی پُرم / لُرم از گناوه ز دلوار من _ ز بوشهر و دیلم ز کُمزار من / فدای لُرستان، جان و تنم _ من ایرانی ام، لُر، ز مهمَسنم / لُرم از نژاد بویر احمدم _ شبیخون به جیش سکندر زدم / لُرم، صاف و بی غش، من ایرانی ام _ بود افتخارم لُرستانی ام / من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام. رحمان مریدی، دره شهر ایلام


  • میدان چوگان الیگودرز

    اولین میدان چوگان ایران با میل دروازه‌های سنگی کتیبه‌دار در شرق لرستان《الیگودرز》کشف شد. به گزارش یافته، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان لرستان در این خصوص گفت: طی بررسی‌های باستان‌شناسی و مردم‌شناسی اخیر در شهرستان الیگودرز توسط همکاران ما، عناصر معماری و تاریخی مهمی از نخستین میدان چوگان در لرستان و غرب کشور به دست آمده است. سید امین قاسمی اظهار داشت: عناصر معماری مکشوفه شامل ۴ میل سنگی ایستاده و مربوط به دروازه‌های میدان چوگان هستند که یکی از آن‌ها دارای کتیبه‌ای به زبان فارسی است. او ضمن تبریک به مردم لرستان در خصوص کشف این اثر مهم افزود: این میدان چوگان در روستای خلیل‌آباد در دامنه‌های قالی‌کوه و اشترانکوه قرار دارد که با توجه به قرارگیری این منطقه در محور گردشگری آبشار آب‌سفید و شول‌آباد، در آینده به نقاط توریستی استان اضافه خواهد شد. کارشناس باستان شناسی اداره کل میراث فرهنگی لرستان نیز در این رابطه بیان داشت: کتیبه‌ی مکشوفه بر بدنه‌ی میل سنگی دروازه‌ی میدان چوگان، شامل ۴ مصرع شعر فارسی است که تاریخ ۱۱۱۶ هجری قمری را بر خود دارد که با اواسط دوره‌ی صفویه همزمان است. دکتر عطا حسن‌پور گفت: متن کتیبه نشان می‌دهد یحیی بن یوسف نوه‌ی خلیل خان سرلک بختیاری، از حاکمان سرشناس بختیاری در دوره‌ی صفوی، بنای عمارتی را در این منطقه بنیان نهاده که مشرف به میدان چوگان بوده است و سنگ‌های پاک‌تراش به جای مانده از این عمارت که اکنون در اطراف پراکنده شده‌اند، حکایت از شکوه و عظمت این بنا دارد. او افزود: هر چهار میل سنگی از محل خود جدا و در سده‌های گذشته پس از تخریب میدان چوگان، به قبرستان خلیل‌آباد منتقل شده‌اند که از این تعداد سه میل سنگی که توسط سودجویان آثار فرهنگی-تاریخی در معرض تخریب و یکی از آن‌ها را نیز شکسته بودند، به موزه‌ی مردم‌شناسی الیگودرز انتقال یافته‌اند. حسن‌پور با اشاره به اینکه نمونه‌ی مشابه‌ این میل‌های سنگی هم‌اکنون در میدان نقش‌جهان اصفهان که قدیم‌ترین میدان چوگان در جهان است، وجود دارد، افزود: کشف این میدان بعد از اصفهان و قزوین، سومین میدان چوگان در ایران به شمار می‌آید که باب تازه‌ای در مطالعات دوره‌ صفوی در لرستان و ایران باز نموده و به زودی اطلاعات تکمیلی و مفصل‌تری در این رابطه به سمع و نظر علاقه‌مندان خواهیم رساند.


  • 143 روستای الیگودرز حتی جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! احداث راه‌ها و جاده‌های مناسب بین‌شهری و حتی روستایی زمینه و بستر توسعه را فراهم می‌نماید و ضمن ایجاد امکانات اولیه رفاه و اشتغال و پیشرفت، زمینه خدمات‌رسانی همه دستگاه‌های دولتی و بخش‌های خصوصی را فراهم می‌كند. یکی از مشکلاتی که اهالی روستاهای شهرستان الیگودرز با آن دست‌به‌گریبان می‌باشند نبود راه و جاده مناسب می‌باشد به گونه‌ای که نزدیک به یک‌صد روستای بخش‌های ززوماهرو و ذلقی فاقد جاده مناسب و حتی بعضا مسیر دسترسی این روستاها راه‌شکافی نشده است و همچنان اهالی این مناطق از جاده‌های مالرو برای تردد استفاده می‌کنند و همین محرومیت از راه ارتباطی مناسب زمینه محرومیت‌های مضاعف دیگری از جمله برق‌، آب آشامیدنی سالم‌، آموزش و بهداشت و درمان را نصیب اهالی محروم و صبور مناطق مذکور کرده است. جناب استاندار! وقتی صحبت از صبر و نجابت می‌شود این دو را باید در رفتار مردم این دیار به زیبایی مشاهده کرد و با نگاهی گذرا به وضعیت زندگی ساکنان این مناطق بی‌مهری دولت و جنابعالی به‌عنوان نماینده دولت در ذهن متبلور می‌شود. جناب استاندار! شهریورماه سال ۹۶ که به این سمت منصوب شدید مردم این دیار شادمان بودند که مردی از ایل بختیاری با اشراف بر دردهای زاگرس نشینان افتخار خدمت‌گزاری ایشان را دریافت کرده است، اما متأسفانه چندان تغییری در نگاه مدیریت استان به الیگودرز و مناطق دورافتاده رخ نداد. اگر در زمان اجرای طرح ویرانگر موسوم به قمرود سیاست انتصاب استانداران لرستان از قم، اگر چه زیانبار اما قابل‌درک بود، اما نمی‌دانیم پس از اتمام پروژه مذکور استانداری برای جبران این ظلم منصوب نشد؟ که در این ضعف نمایندگان ادوار لرستان نیز باید پاسخگو باشند. جناب استاندار! از محرومیت بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی هر چه بگوییم هیچ نگفته‌ایم که آلام آن‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است و بی‌گمان شرح این محرومیت برای عالی‌ترین مقام اجرایی استان پس از گذشت نزدیک به سه سال نه عقلانی است و نه در این وجیزه می‌گنجد، اما بد نیست بدانید؛ اینجا سرزمین خوبانی است با نژاد اصیل بختیاری که به جبر زمانه، شرایط جغرافیایی و کم مهری و بی‌توجهی‌ها محروم نگه‌داشته شده‌اند. اینجا دیار فراموش‌شدگانی است که در موسم انتخابات و در زمانی محدود به یاد آورده می‌شوند و در زمره سلحشوران قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه بی‌توجهی و قصور مسؤولین را در سطور کارنامه درخشان نظام مقدس جمهوری اسلامی ثبت نکرده و همواره مهر قلبی و ارادت خویش را نثار اهل بیت و فرزندان خلف فاطمه (س) نموده‌اند و نمایش این ارادت صادقانه و بی‌ریا که سیاست‌بازان و سیاسی‌کاران مدعی از آن بی‌بهره‌اند، هنگامی به اوج و کمال می‌رسد که تصاویر مبارک امام راحل و مقام معظم رهبری دیوار گلی کاشانه محقرشان را مزین کرده و این جلوه زیبای عشق است که بی‌اختیار سخن ارزشمند بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در گوش هر نظاره‌گری طنین‌انداز می‌شود و اثرات دلدادگی بزرگ‌مرد تاریخ معاصر را نسبت به کوخ‌نشینان به تصویر می‌کشد و در مقابل نیز از غفلت و نسیان برخی مسؤولین در قبال ولی‌نعمتان انقلاب اندوهگین می‌شوی و از خود می‌پرسی مسوولان ما به کجا رسیده‌اند که راه و منش امام راحل را فراموش کرده‌اند؟! جناب استاندار! چه کسی باید پاسخگوی محرومیت کودکان و سال‌خوردگانی باشد که ساده‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین بیماری آن‌ها را از پای درمی‌آورد و کدام مسوول توان شنیدن درد و رنج آینده‌سازانی را دارد که نبود امکانات تحصیلی و آموزشی ایشان را از رسیدن به درجات عالی باز می‌دارد و بعضاً نوشتن نام برایشان آرزویی دست‌نیافتنی می‌شود؟ و قصه تلخ زندگی مرارت بار اهالی برخی روستاهای بخش‌های محروم ززوماهرو و ذلقی همچنان ادامه دارد و هنگامی ناگوارتر می‌شود که با آغاز فصل بارش نزولات آسمانی نیمی از سال خود را در محاصره برف می‌بینند. هر چند از انصاف به دور است اگر بخواهیم خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی به مناطق محروم را نادیده بگیریم، اما متأسفانه عواملی مزید بر علت شده تا همچنان برخی روستاها از امکانات اولیه اجتماعی بی‌بهره باشند و به‌سختی گذران زندگی نمایند‌ و بی‌شک یکی از این عوامل وسعت شهرستان الیگودرز هست که متأسفانه با توجه به روش تقسیم اعتبارات با معیار جمعیتی بیشترین آسیب از این ناحیه نصیب الیگودرز شده است. جناب استاندار!وضعیت راه‌های روستایی الیگودرز شایسته و سزاوار این مردم نیست و یقیناً با این شرایط مردم این دیار به دولت و جنابعالی نمره قابل قبولی نخواهند داد. در ایام مسوولیت تان ساکنان روستاهای دورافتاده از زیارت جنابعالی و معاونانتان محروم شدند، لااقل بیایید قبل از رفتن از لرستان کم مهری‌ها را نسبت به مردم محروم بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی جبران نمایید. عباس شاه علی/الیگودرز



آخرین مقالات