سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

محمدتقی خان بختیاری

لایارد انگلیسی که در سال 1840 میلادی از نزدیک محمد تقی خان را ملاقات کرده بود سیمای ظاهری او را چنین توصیف کرده است . محمد تقی خان مردی پنجاه ساله میانه بالا و تا اندازه ای تنومند بود.او قیافه ای موقر و آمرانه و چهره ای زیبا و جذاب داشت ولی بینی او که در یکی از جنگها بر اثر اصابت گلوله دچار شکستگی شده بود تا اندازه ای از زیبایی صورت او کاسته بود .همیشه تبسم ملیحی بر لب داشت و هنگام خندیدن شاد و بانشاط بود .دارای صدای خوش و دلنشینی بود.وی ملبس به یک نوع لباس سفر یا نظامی بود که معمولا روسای بختیاری در هنگام مسافرت می پوشیدند. یک قبای آستین کوتاه تنگ و چسبان تا حد زانو روی خرقه بلند ابریشمی که دامن آن در زیر شلوار گشادش که دارای حاشیه ملیله دوزی و روی قوزک پایش بسته بود پنهان شده . دور کلاه بلندش یک لنگ یا شال مخطط پیچیده شده بود.اسلحه اش عبارت بود از یک تفنگ با لول بسیار نادر و ممتاز دمشقی که قنداقش به طرز جالبی با طلا و عاج تذهیب کاری شده بود.یک شمشیر از بهترین فولادهای کار خراسان با غلاف جوهر نشان.یک خنجر مرصع و گرانبها و یک پیشتاب بلند که بطرز استادانه ای تزئین کاری شده بود و به ((کیس کمر)) یا کمربندش آویزان کرده بود سر و گردن مادیان عربی زیبا و قشنگش با منگوله های سرخ و دکمه های نقره ای آرایش داده شده بود . زین و برگش نیز تذهیب کاری شده و در تنگ زین و بغل مادیانش یک شمشیر دیگر آویزان و در طرف مقابل یک گرز آهنی که معمولاً ایرانیها در جنگ بکار می بردند دیده می شد .محمد تقی خان از اسلحه و یراق خود بسیار راضی بود او صاحب یک قیافه اشرافی و رفتار و حرکاتش مانند فئودال های بزرگ بود هر چند محمد تقی خان فردی بیسواد و فرزند کوهستان بود اما از اندیشه و افکاری نو و مترقی برخوردار بود. در صدد سرو سامان دادن به وضعیت اجتماعی منطقه بختیاری بود

محمدتقی خان بختیاری

محمد تقی خان چهار لنگ بختیاری شجاع الممالک

 

بیوگرافی

مادمادر محمدتقی خان: بی بی خانم دختر کاید آقا امیر بزرگ از کلانتران ایل مکوند و از نوادگان کاید امیر حسام الدین مکوند می باشد.

 

2- همسران محمدتقی خان: یکی دختر حسن خان، عموزاده اش بوده که در قلعه پدرش زندگی می کرد.

یکی دیگر از همسران او، بی بی خاتون جان خانم (همسر بزرگش بوده است) وی دختر یکی از خوانین بزرگ لرستان بوده است که این شیرزن، صاحب مرتبت و کاملاً شایسته این همه عزت و احترام بوده است که از این زن، صاحب سه فرزند به نام های حسین قلی خان- مهدی قلی خان- رضاقلی خان شده است.

 

3- حسین قلی خان: فرزند بزرگ و رشید محمد تقی خان به لحاظ شجاعت و دلیری و برخورداری از روحیه بالای عشایری. نزد پدر و مادر و در بین طوایف بختیاری از احترام و جایگاه ویژه ای برخوردار بود. لایارد انگلیسی می نویسد؛ پدر و مادرش علاقه شدیدی نسبت به او داشتند و او زیباترین پسری بود که در ایران بخصوص در میان مردم کوه نشین دیده بودم. او بچه ای دلیر، شجاع و باهوش و صاحب روحی بزرگ بود که می توان گفت از لحاظ خصوصیات اخلاقی به پدرش شباهت داشت.

 

4- یکی از خواهران محمدتقی خان، همسر خلیل خان بویر احمدی بوده است.

 

5- همسر علی نقی خان، فاطمه سلطان نام داشت.

 

 

6- کریم خان: برادر دلیر و شجاع محمدتقی خان بوده است که پس از دستگیری محمدتقی خان و انتصاب علیرضا خون بعنوان حکومت جانکی از سوی دولت مرکزی، علیرضا خون روش خشن و ستمگرانه ای با خانواده علی خان و منسوبانش در پیش گرفت و کریم خان را در باغملک دستگیر و او را به گلوله بست و ملا محمد دینارونی که از یاران و متحدین محمدتقی خان بود، تعقیب و در منطقه سراک وی را دستگیر و بقتل رساند و جسدش را به آتش کشید.

 

7- اصلان خان: پدرش ابوالفتح خان برادر محمدتقی خان و مادرش بی بی فاطمه دختر کاید اسماعیل امیری کلانتر ایل مکوندی بوده است. وی در سال 1290 هـ ق با دسیسه حسین قلی خان ایلخانی و علیرضا خون چهارلنگ در رامهرمز به اتفاق برادر زاده اش مراد خان، با تمهیداتی به دست کاید محمد جعفر شیرالی بقتل رسیدند. خواهر اصلان خون همسر امامقلی خان حاج ایلخانی و مادر محمدحسین خان سپهدار بوده است. اصلان خون در بقدرت رسیدن حسین قلی خان و امامقلی خان سهم بسزایی داشته است.

 

8- داراب خان: فرزند اصلان خون می باشد که بعد از قتل پدرش، با خداکرم خان پسر علیرضا خون رقابت داشت و چندین بار با پشتیبانی عمه زاده اش، محمدحسین خان سپهدار فرزند حاج ایلخانی به حکومت جانکی منصوب شد. وی مردی لایق و کاردانی بود. با اعراب رامهرمز که در زمان محمدتقی خان با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند صلح نمود و دختر شیخ سلطان آل خمیس را برای ایجاد همبستگی بعقد خود در آورد و با طایفه گندزلوها که از طرفداران محمدتقی خان بودند بیش از پیش نزدیک شد و دختر خود بی بی شاه پسند را بعقد پرویز خان یکی از نوادگان مراد خان در آورد.

 

9- اسد خان: برادر علیرضا خان، هنگامیکه سواران کعب و عده ای از بختیاری ها برای رهایی محمدتقی خان در شوشتر به اردوی دولتی شبیخون زدند، در آن شب اسدخان که از نگهبانان معتمدالدوله بود بقتل رسید.

 

بی بی آقا بیگم: خواهر حسین قلی خان ایلخانی و همسر علیرضا خون چهارلنگ و مادر میرزا آقاخان و خدا کرم خان بوده است.

بی بی خانم کوچک: دختر حسین قلی خان ایلخانی و همسر میرزا آقاخان چهارلنگ بوده است.

 

 

 

 ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری

 

 

بدون تردید یکی از معروفترین و مردمی ترین خوانین بختیاری در تاریخ معاصر بختیاری ، محمدتقی خان چهارلنگ است.پدر محمدتقی خان ، علی خان از شاخه کنورسی یا کیان ارثی چهارلنگ بود که به تحریک و دسیسه چینی عموزاده هایش ( در سفرنامه لایارد ، برادرانش ) حسن خان و فتحعلی خان ، فتحعلی شاه قاجار وی را از حکومت معزول و چشمانش را میل کشید. مادر وی بی بی خانم دختر قائدآقا میر مکوندی بود. پس از عزل پدرشان ، محمدتقی خان خردسال به همراه دیگر برادرانش برای حفظ جانشان در روستایی در  فریدن مخفی شدند.حسن خان نابینا به محمدتقی خان بسیار علاقمند بود و وی را «بره قوچی» خود می خواند.

محمدتقی خان پسر علی خان پسرحبیب الله خان پسر رشید خان کیان ارثی بود. مادر رشید خان خواهر علی مرادن خان میوند بود که با کریم خان زند بر سر تصاحب قدرت رقابت می کرد. اجداد محمدتقی خان در فریدن زندگی می کردند اما با کدورت و اختلافی که بین رشیدخان و علی مردان خان ایجاد شد ، به مالمیر ، هلایجان و قلعه تل مهاجرت کردند.

محمدتقی پنج برادر به نامهای ابوالفتح ، علی نقی ، محمد کریم ، خان بابا و کلبعلی داشت ، در برخی رویتها تعداد برادران وی شش نفر ذکر شده و از بردار دیگری به نام اسد خان یاد می کنند. ، سه همسر داشت که معروفترین آنها خاتون جان خانم بود. همچنین فرزندان زیادی داشت که سه تن از پسران وی عبارتنداز: حسینقلی ، مهدیقلی معروف به برفی و رضاقلی.

 

ویژگی های اخلاقی محمدتقی خان
بر اساس نوشته لایارد و نقل سینه به سینه بختیاری ها ، محمد تقی خان از خصوصیات اخلاقی برجسته ای برخوردار بود. وی نبوغ ، شخصیت و شهامت فوق العاده ای داشت ، رزمنده ای بی باک ، شمشیرزنی ماهر ، تیراندازی ممتاز و سوارکاری بی همتا بود. مردی لایق ،کاردان و یک کارشناس مطلع بود. بسیار با هوش و بی نهایت مشتاق و علاقمند به شعر بود. مردی سخی و بزرگوار ، یک دشمن کریم و باگذشت ، یک رییس عادل و کاملاً موفق ، مورد اعتماد و یک انسان به تمام معنی بود. اندیشه و افکاری نو و مترقیانه داشت ، او صادقانه طالب پیشرفت و ترقی طوایف بختیاری و علاقمند به حفظ امنیت و گسترش تجارت در قلمرو و منطقه حکومتی خود بود. محمدتقی خان شخصاً یک مسلمان به تمام معنی و در مسایل مذهبی بسیار دقیق و سختگیر بود ...به دستور خان استعمال مشروبات الکلی در قلعه ممنوع بود. از هئیت حاکمه فاسد و رشوه خوار ایران و حاکم اصفهان که بطور دائم پول از او مطالبه می کردند ، بسیار آزرده خاطر و خشمگین بود(لایارد ، 1376)

 

 

ظهور محمدتقی خان چهارلنگ



محمد تقی خان بختیاری (محمد تقی خان در بین بختیاری ها با نام ممتی خون نیز معروف است)یکی دیگر از بزرگمردان لر است وی را شجاع ترین ایلخان بختیاری نام نهاده اند. محمد تقی خان پسر علیخان در بین سال های 1249 تا 1257 هجری قمری سلسله حر کت ها و مبارزات زیادی در کوه‌های بختیاری انجام داد. محمد تقی خان که مصمم بود حکومت بختیاری ها را بدست آورد بتدریج نفوذش را در میان طوایف بختیاری زیاد کرد.و بالا خره توانست ریاست ایل بختیاری را بدست آورد. وی توانست طوایف بختیاری را بطور کامل با هم متحد کند.بدینصورت سیاست تفرقه اندازی قاجار نتیجه عکس داد. و محمد تقی خان در آخرین سال پادشاهی فتحعلی شاه بر ضد دولت مرکزی ایران طغیان کرد.وی بیست هزار تومان مالیات دولتی که به تهران می رفت را غارت کرد.و ششصد هزار تومان مالیات فارس را نیز ظبط کرد. بدین سبب کارش بالا گرفت و در میان مردم لر که دل خوشی از دولت نداشتند بسیار محبوب و روز به روز پیروانش افزوده شد. تا اینکه با هشت هزار سوار به شوشتر آمد و شهر را محاصره کرد.و اسدالله میرزا یکی از شاهزادگان قاجار که بر شوشتر حکمرانی می کرد پا به فرار گذاشت و محمد تقی خان حکومت کنترل شوشتر را به دست گرفت. محمد تقی خان به دزفول نیز دست یافت و رامهرمز و بهبهان را نیز تصرف کرد. در این میان ولی خان ممسنی و جمال خان دشتی نیز با او متحد شدند و به فارس هم دست یافت. در این سال ها تا هویزه هم پیش رفت و رئیس اعراب یعنی شیخ کعب را از فلاحیه بیرون کرد و شکست سختی به آنها داد. شورش بختیاری ها کماکان ادامه داشت.و در بین این سال ها جنگ های زیادی بین بختیاری و دولت مرکزی بود. در این سال ها سرزمین بختیاری عملا به یک ناحیه کاملا خودمختار و دارای استقلال تبدیل شده بود. چنانکه محمد تقی خان و بختیاری ها سرزمین شان را کشور بختیاری می نامیده اند و در خیلی از منابع تاریخی هم نام کشور بختیاری یا لرستان ذکر شده است.چنانکه لایارد در خاطراتش می نویسد:"محمد تقی خان به دربار انگلیس نامه‌ای نوشت که انگلیس استقلال کشورش یا همان کشور بختیاری را به رسمیت بشناسد،و با آنها تجارت کند.اما انگلیس که در آن زمان با دولت ایران روابط خوبی پیدا کرده بود.موافقت نکرد و دولت بختیاری را به رسمیت نشناخت ولی در عوض حاضر شد با بختیاری ها تبادل تجاری داشته باشد. " بالاخره معتمد الدوله شاهزاده قاجار که مامور سرکوبی بختیاری ها بود از راه حیله در آمد.و علی نقی خان برادر محمد تقی خان و پسر خردسال محمد تقی خان را گرو گان گرفت. و در این شرایط محمد تقی خان در وضعیت بدی قرار گرفته بود.نه می توانست بخاطر علاقه‌ای که به برادر و فرزندش داشت با دولت جنگ بکند نه می توانست تسلیم شود. سرانجام معتمد الدوله قسم یاد کرد که به خان بختیاری آسیب وارد نکند، و خان با اطمینان نزد معتمد الدوله بیاید تا مذاکره کنند.اما زمانی که محمد تقی خان به نزد شاهزاده قاجار رسید به دست و پایش زنجیر بستند و او را به زندان انداختند. برادران محمد تقی خان شبانه حمله‌ای را برای نجات محمد تقی خان انجام دادند.اما متاسفانه با شکست روبرو شد. و محمد تقی خان بعد از چند سال در گذشت. در حقیقت به خاطر شورش ها و حرکت های جدایی طلبانه و استقلال طلبانه محمدتقی خان بعضی از نویسندگان ایرانی او را مورد بی رحمی قرار داده اند و علاوه بر این که او را کم اهمیت جلوه داده اند ، به او موارد نادرستی را نیز نسبت داده اند. اما در میان خود لرها محمد تقی خان چهره‌ای محبوب و مقتدر می باشد که خدمات زیادی به قوم لر کرده.

 

مشاوران محمدتقی خان


بدون تردید یکی از دلایل موفقیت محمدتقی خان ، بهره مندی وی از نطرات مشاوران لایق و کاردانی بود که همیشه همراه و ملازم وی بودند ، مهمترین این مشاوران اشخاص زیر هستند:


1-علی نقی خان برادر محمدتقی خان که بسیار زیرک ، باهوش و کاردان بود ، در بین بختیاری ها به « سردار » معروف بود و اغلب برای ماموریت های دیپلماسی و سیاسی از طرف خان به تهران و اصفهان فرستاده می شد. چندین سال در تهران به عنوان گروگان بسر برد. برخی معتقدند اگر وی مانع از انجام عملیات نظامی محمدتقی خان بر ضد معتمد الدوله در کوهستان بختیاری  نمی شد ، هیچگاه محمدتقی خان گرفتار و اسیر معتمدالدوله نمی شد.


2- محمد شفیع خان معروف به شفیع خان رییس ایل سهونی: ایل سهونی از شاخه های مهم شاخه کنورسی چهارلنگ است و شامل سه طایفه حموله ، کهیش و باورصاد می شود.


3- ملا محمد دینارونی: وی که رئیس طایفه عالی محمودی بود به دلیل لیاقت و کاردانی اش در ایل دیناران از احترام زیادی برخوردار بود و در بین بختیاری ها نیز جایگاه خاصی داشت به گونه ای که می گویند اگر چه وی خان نبود ولی نفوذش از نفوذ و قدرت یک خان بیشتر بود.



برخی اقدامات محمدتقی خان


محمدتقی خان که اندیشه و افکاری نو و مترقیانه داشت و صادقانه طالب پیشرفت و ترقی طوایف بختیاری بود ، برای تحقق آرمانها یش دست به اقداماتی زد که مهمترین آنها عبارتند از:


1- تشکیل کنفدراسیون ایلی: وی معتقد بود با تشکیل یک کنفدراسیون ایلی متحد که طوایف خطه جنوب از کرانه های شمالی خلیج فارس تا  دشت خوزستان ، اروند رود و کوهستانهای بختیاری را  در بر می گرفت ، می توانست امنیت و آرامش را در این منطقه برقرار کند و با رونق تجارت و فعالیتهای اقتصادی ، اسباب پیشرفت و ترقی اهالی منطقه را فراهم سازد و از یک سو می توانست با استبداد و زورگویی شاهان قاجار و عمال آنها به مقابله بپردازد.


2- جمع آوری مالیات بر اساس وضع اقتصادی طوایف و میزان برداشت محصول و حاصلخیزی اراضی
: محمدتقی خان به همین دلیل حاضر نبود تن به مالیاتهای سنگینی که دربار قاجار وضع می کرد بدهد و طوایف حوزه حکمرانی خود را  که توان پرداخت مالیات وضع شده را نداشتند ،تحت فشار قرار دهد. دفاع از حقوق مردم برایش چنان مهم بود که حاضر بود دولت وی را یاغی و متمرد اعلام کند و به مردم فشار نیاورد.


3- اسکان عشایر: وی اعتقاد داشت یکی از زمینه هایی که می توانست باعث پیشرفت و ترقی و قدرت طوایف بختیاری گردد ، اسکان آنها و اشتغ
ال به کارهای کشاورزی و تجارت بود.


4- برقراری امنیت و منسوخ کردن دزدی و راهزنی:
لایارد در این باره می نویسد: « او میل داشت که امکاناتی فراهم شود تا باب تجارت را با دنیای خارج باز نموده و صلح و آرامش را در میان قبایل صحرا نشین برقرار سازد(لایارد ،1376 : 111)


5- اصلاح نژاد دامها به ویژه اسب:خان تعدادی از بهترین اسبهای نژاد عربی را خریداری کرده و در اصطبل نگهداری و پرورش می داد.(همان:109)


6- برقراری مبادلات تجاری حتی با خارج از کشور از جمله هندوستان: لایارد در این باره نیز می نویسد: « وی حاضر است جاده ای جهت حمل و نقل مال التجاره و محمولات بازرگانی خارجی در محدوه تحت نفوذش که در آن موقع منطقه وسیعی از بالاترین کرانه های خلیج فارس و سراسر دشت خوزستان تا کناره های شط العرب را در بر می گرفت ، احداث نماید و امنیت این شاهراه را نیز تضمین نماید و محمد تقی خان همچنین از من خواست تا تجار و بازرگانان انگلیسی را تشویق نمایم تا با مردم بختیاری و حوزه حکمرانیش داد و ستد و تجارت نمایند و تقبل کرد که حفظ جان نمایندگیها و امنیت حمل و نقل مال التجاره ها را شخصاً بر عهده خواهد گرفت.( همان: 155-154).


7- وی علاقمندی فراوانی به آشنایی و استفاده از تکنولوژی جدید در حوزه حکمرانی اش داشت. لایارد در این رمینه نیز می نویسد: « از من می خواست که در مورد فواید راه آهن و سایر اختراعات جدید اروپا و علم هئیت و زمین شناسی و غیره به بحث و گفتگو بپردازم.(همان : 111)

 

 

داراب رئیسی شاعر معاصر در وصف دلاوری های او شعری سروده که در زیر قسمتی از آن را می آورم:

* نگه کن به تاریخ این دودمان *** پس از آریو برزن پهلوان*
*که اسکندر و خیل مقدونیان *** به زحمت ز دستش ببردند جان*
*چنان داد درسی به مقدونیان *** که شد نام او تا ابد جاودان*
* نیامد چو او پهلوانی رشید *** بجز از محمد تقی خان پدید*
*محمد تقی خان بود افتخار *** برای دلیران این روزگار*
*چو مادر دهر هرگز نزاد *** ندارد چو او بختیاری به یاد*
*سر بختیاری به کیوان رسید *** چو او را به دامان خود پرورید*
*هم اکنون سراسر دیار جنوب *** دیار پر از افتخار جنوب*
*ز اهواز تا شوشتر و بهبهان *** ز سردشت و دزفول تا شادگان*
*سراسر همه دهدز و مالمیر *** بود جمله فرمانبر آن امیر*
*به او خطه لر دارد امید *** چو باران رحمت ببارد امید*
*چنین پهلوانی به این فر و جاه *** سزاوار تخت است و تاج و کلاه*
*چرا کلبعلی خان و جعفر قلی *** و یا پهلوانی چو آ نادعلی*
*در این رزم سختی که این دادخواه *** نموده است با والی پادشاه*
*نکردند با او دمی یاوری *** به یزدان گذاریم این داوری* 
 

 

3 نظر

  • جعفر

    محمد تقی خان مقتدر ترین خان بختیاری بود


  • خان لر

    محمد تقی خان تا هویزه هم پیش رفت و رئیس اعراب یعنی شیخ کعب را از فلاحیه بیرون کرد و شکست سختی به آنها داد.


  • جعفری

    بله /بختیاری بسی یاد دارد از دلیری ممتقی خان . اما نفاق در ایل و دسیسه خوانین دیگر کار او را بدست معتمدالدوله یکسره نمود و او سرانجام در زندان قاجار چشم از جهان فرو بست ./



آخرین مقالات