چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دزفول / آوان

تاريخ شهر‌ «دزفول‌» را خاورشناسان‌ ازآن‌ هنگام‌ كه‌ اين شهر پايتخت عيلاميان ـ حدود 2600پيش از ميلاد ـ بود و‌ «اوان‌» خوانده ‌مي‌شد ، نزديك‌ به‌ پنج‌ هزار سال‌ برآورد كرده اند . در نوشته هاي باستاني پس ازطوفان نوح ، از شهري به نام« اوان » نام برده شده است . اين شهر ، پايتخت تمدّن «عيلام» و سرآمد شهرهاي مشرق زمين بوده است. كاوشگران غربي در نيم قرن اخير ، ازجمله والتر هينتس ( Walter Hinz) آلماني ، در كتاب خود تحت عنوان « دنياي گمشدة عيلام » كه به فارسي ترجمه شده ، مي نويسد : « ممكن است اوان در جايي كه امروز دزفول قرار دارد ، بوده باشد .» پس از مطالعات و تحقيقات فراوان تصريح كرده اند كه « اَوان » { Avan } همان دزفـــول كنوني است . در اين صورت ، «دزفول» فعلي يا «اوان»پنج هزارسال پيش را بايد نخستين پايتخت امپراتوري گستردة كشور «عيلام» دانست . كلمه "دزفول"برگردان عربى واژه "دژپل"يا"دژپوهل" مي باشد.(پل را در زبان پهلوى پوهل مى گفته اند.) واژه پل از پلى كه توسط مهندسان ايراني و رومى در قرن 4 ميلادى به امر شاپور اول ساسانى به منظور برقرارى ارتباط ميان پايتخت جديد يعنى جندى شاپور و شوشتر ساخته شده بود،اخذ گرديده است.

دزفول / آوان

دزفول ؛ شهری از سپیده دم تاریخ

دزفول نام شهری در جنوب غرب ایران و گسترده در کنار رودخانه دز ‌است. این شهر در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد و پیشینه تاریخی آن به زمان ساسانیان باز می‌گردد ولی پیش از ساسانیان هم آباد بوده و بخشی از سرزمین‌های امپراتوری‌های عیلام و هخامنشیان به شمار می‌رفته‌است.

دزفول در زمان ساسانیان همزمان با ساختن پل در کنار آن بر روی رود دز برای پدید آوردن پیوند میان پایتخت تازه (جندی شاپور) و شوشتر بنیان نهاده شد. دژ به معنی سنگر و سکوی دیدبانی است و چنین برمی‌آید که نام دزفول از نام دژ ساخته شده در کنار پل گرفته شده‌باشد.

در سده چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز نامور بوده‌است، که در سمت راست رود دز جای داشته و هنوز ویرانه‌هایی به همین نام نمودار است و یکی از محله‌های کهن شهر دزفول هم روناش نام دارد.

تپه‌های باستانی چغامیش با دیرینه‌ای نزدیک به۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح(ع) که به گفته باستانشناسان، گنجینه ارزشمندی از دانستنی‌های سودمند پیرامون رخدادهای زمان باستان از هزاره هفتم پیش از زایش تا شکوفایی تمدن شوش را در بر دارند نیز در دزفول جای دارد.

وجود تپه‌های چغامیش سبب شده که دزفول را شهری از سپیده دم تاریخ بنامند.

 

آوان   

در منابع و مآخذ تاریخی چهار نام عمده برای سرزمین ایلام باستان وجود دارد که عبارتند از: آوان (Avan) ، انشان یا انزان(Anshan) ، سیماش یا سیمش(Simas) و شوش. غیر از شهر «شوش» که موقعیت آن از قبل مشخص بود و  «آوان» با تحقیقات اخیر باستان شناسان با منطقه دزفول فعلی مطابقت دارد، محل واقعی جاهای دیگر به درستی مشخص نشده است از شواهد و قرائن چنین بر مي آید که شهر های فوق به صورت فدراسیون اداره میشوند و از حکومت مرکزی تبعیت میکردند مورخان با برسی آثار بدست آمده پس از طوفان نوح از شهری به نام آوان یاد کرده اند که پادشاهان آن در گذر زمان با تابع حاکمان سرزمین بابل بوده اند وبا اینکه خود بر بابل حکومت میکرده اند آثار بجای مانده از مردم این سرزمین بیانگر این است که ساکنان آن مردمی هنرمند و سخت کوش بوده اند کاوشگران فرانسوی از دوران حکومت قاجار و پس از آنها آمریکایی ها از نام و ویژگی های این شهر اوان آگاهی داشتند اما در خصوص محل واقعی شهر مدارک مستندی ارائه نداده بودند تا اینکه دانشمندی آلمانی به نام والتر هيتس در حدود پنجاه سال پیش کتابی درباره عيلام نوشت که بعد ها این کتاب به وسیله شخصی به نام« Jennifer names» تحت عنوان« the lost world of Elam»  به زبان انگلیسی ترجمه شد و آقای فیروز فیروز نیا آن را باعنوان دنیای گمشده ی عيلام به زبان فارسی برگرداند در صفحه 72متن انگلیسی کتاب فوق نقشه ی سرزمین عيلام ترسیم شده که در این نقشه ضمن برشمردن اسامی شهرها ی این منطقه محل اوان یا دزفول به لاتین در نقشه مشخص شده است در صفحه 81ترجمه فارسی کتاب فوق الذکر به نقل از این دانشمند آلمانی آمده است ممکن است اوان درجایی که امروز دزفول قرار دارد بوده باشد آنگونه که مورخان نقل کرده اند اولین قومی که تشکیلات اداری مشخص را در خوزستان ایجاد کردند عيلامي ها بودند که از سال  2500 تا 1500قبل از میلاد شهر (آوان) را پایتخت سیاسی خود میدانستند هم اینک در 30کيلومتري شمال غرب دزفول ودر کناره ی رود کرخه دشت وسیع آوان یاد آور دوران پر عظمت تمدن درخشان عیلام است به نظر میرسد که شهر آوان در دوره ی ساسانیان به شهر کرخ یا ایوان کرخه و بعدها به کوت گاپو و کوت گاپون معروف بوده است.

 

جندی شاپور ، شهر دقیانوس و اصحاب کهف

جندي شاپور شهر دقیانوس و اصحاب کهف.  بارون دوید در سر راه خود از شوشتر به دزفول با دیدن بقایای شهر باستانی جندي شاپور در روستای شاه آباد اسلام آباد فعلی در توصیف آن می نویسد ایرانی ها بنای این شهر را را به دقیانوس دشيوش یا دقیانوس امپراتور روم که در سال 201ميلادي در سرزمین کنونی ایتالیا زاده شد نسبت داده اند وی به مسیحیان ظلم وستم بسیاری نمود هفت تن از این مسیحیان از ترس سربازان او همراه سگ خود به غاري پناه بردن و قصه هفت خفته اصحاب کهف را که ظاهرا در سراسر خاور میانه رایج است به وی مربوط ميدانند وی همچنین می نویسد شاه آباد همان محل جندي شاپور است که به دست شاپور فرزند اردشیر بابکان ساخته شده است و شاپور ذوالاکتاف آن را توسعه داده است چه بسا این جا مکان دلخواهی برای تحقیقات باستان شناسی باشد احتمالا شهر وسعت زیادی داشته است جرزهاي شکسته ی سنگی و آجری اینجا وانجا دیده میشدند و آجرهای قرمز و سفال در حوالی دشت پراکنده بود خطی از خاکریزها و آثار قنات ها با تعدادی که هنوز موجود است به اضافه ی امام زاده عبدالکاظم ابوالقاسم تمام چیزهایی است که در جندي شاپور به چشم میخورد گویی زارع زمین خیش خود را به ریشخند در محل شهری بر زمین می کشد که روزگاری سر مغرورش را بالا نگاهداشته بود بود و حال او آن همه تکبر را که سبب می شد تا ساکنان این شهر به رسم معمول بر شیوه ی زندگی ساده و خاضعانه اش به حقارت بنگرند با سطح زمین همسان می کند.

شهر باستانی جندی‌شاپور، در دوازده کیلومتری دزفول در محدوده روستای اسلام آباد واقع شده است. اولین دانشگاه جهان به دستور شاپور اوّل ساسانی در 1700 سال پیش در این شهر تأسیس شد که در عصر خود معتبرترین مرکز علمی جهان بود و رشته هایی چون پزشکی و نجوم در آن جا تدریس می‌شد.

آثار برجای مانده‌ی این شهر در 24 شهریور 1310 به شماره 46 در ردیف آثار ملّی به ثبت رسید.

 

کهن‌ترین سند دریانوردی جهان در دزفول

دزفول یکی از قدیمی‌ترین سرزمین‌هایی است که هویتی کاملاً ایرانی دارد و از نظر باستان‌شناسی، تاریخی، معماری، جاذبه‌های گردشگری، زیست‌گاه‌های طبیعی و موقعیت کشاورزی ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. کشف مُهری گلی در منطقه چغامیش، حکایت از کهن‌ترین سند دریانوردی جهان دارد.

 

تپه‌های باستانی چغامیش دزفول

این منطقه در جنوب شرقی شهر دزفول واقع شده و بر اساس شواهد باستان‌شناسی، قدمت این منطقه به پیش از اختراع خط می‌رسد. این تپه‌ها تمدن چند هزار سال پیش از میلاد مسیح تا شکوفایی تمدن شوش را در دل خود جای داده‌اند. باستان‌شناسان دانشگاه شیکاگو در کاوش‌هایی که در این منطقه انجام دادند، آثار باارزشی کشف کردند. اوّلین و قدیمی‌ترین خشت‌های پخته در عصر پیدایش خط در این منطقه یافت شده است که چغامیش دزفول را به عنوان اوّلین مرکز خط در ایران زمین معرفی می‌کند. 

همچنین کشف مُهری گلی در منطقه چغامیش، کهن‌ترین سند دریانوردی جهان را نشان می‌دهد.

سند ارزشمند دیگری که از این ناحیه به دست آمد، یک لوح مربوط به تاریخ موسیقی است که مربوط به هزاره چهارم قبل از میلاد است و تصاویری از اجرای موسیقی را نشان می دهد. به دلیل اهمیت تاریخی این منطقه، باستان شناسان‌دزفول را «شهری از سپیده دم تاریخ» نامیده‌اند.

تپّه های باستانی چغامیش با شماره 487 در سال 1344 به ثبت ملّی رسیده‌اند.

 

ادامه دارد...

4 نظر

  • بهاروند

    فیلم ویلایی ها ساخته منیر قیدی در اندیمشک میگذرد اما متأسفانه هیچ نشانی از لر بودن مردم اندیمشک ندارد. در بخشی از فیلم فقط چند ثانیه مویه لری پخش میشود و در بقیه فیلم همه دارند فارسی ( با لهجه غلیظ تهرانی ! ) حرف میزنند حتا در بخشی از فیلم آهنگ بندری و در جای جای آن لباس مردم عرب دیده میشود. این یادداشت به هیچ وجه قومگرایانه نیست اما واقعأ اجحاف است در حق مردم لر که نامی و نشانی از زبان و فرهنگ آنها در فیلم برده نمیشود! این فیلم میتوانست صدای مردم لر اندیمشک باشد این فیلم در جشنواره ۳۵ فیلم فجر در حالی به نمایش درآمد که حتا یک دیالوگ لری نداشت حتی بازیگران محلی اش هم فارسی بدون آهنگ لری حرف میزدند. اما در همین جشنواره فجر تا به حال ۴ فیلم هست که دیالوگهای ترکی با زیر نویس دارند ! همانطور که حق آبادان و خرمشهر است که زبان و فرهنگ عربی _ محلی در فیلمهای مربوط به آنان باشد حق مردم اندیمشک است که زبان و فرهنگ لری در فیلمهای مربوط به آن باشد.


  • میر عالیخانی

    از نژاد دزفولیها اطلاعی در دست نیست و اگر آماری هم هست براساس قرینه و تخمینی متزلزل است که استعداد و قابلیت اثبات ندارد اما طایفه عرب مجدی از قرار مسموع از عراق به دزفول آمدند / خانواده ابوالحلاج از عراق به دزفول آمدند / خانواده عاملی که از اعقاب شیخ بهاءالدین عاملی هستند از جبل عامل لُبنان به دزفول آمدند / خاندان انصاری از اعراب مهاجر عراقند / سادات اشرفی دزفول زمان قاجار از نجف به دزفول آمدند / سادات جزایری دوره صفویه از بین النهرین عراق به دزفول آمدند / سادات داعی منسوب به سید سلطان علی رودبند زمان تیمورلنگ به دزفول آمدند / سادات گوشه از حلّه و کوفه به دزفول آمدند / سادات رجبی یا برسی از آبادی برس حله عراق آمدند و در کت کتان ساکنند / خانوارهای مقدم ، بیگدلی ، صالح پور ، افشار ، ملکی و مستوفی از ترکان مهاجر قاجار به دزفولند و از طایفه آغوزند و زمان سلطان محمود غزنوی به ایران آمدند و به شام رفتند و پس از بازگشت به شاملو معروف شدند چون لو پسوند دارنده است / همچنین خاندان صحرابدر مغربی که نام خانوادگی هلاکویی و چنگیزی دارند تُرک هستند.


  • هویت شهری یا قومی؟

    برخی بخاطر ندانستن ، هویت شهری را به هویت قومی ترجیح میدهند. شوشتری از گویشهای جنوب غربی ایران است که به زبان لری بسیار نزدیک است و با توجه به شباهت کامل به لری واضح است که شاخه ای از زبان لری میباشد. کسانیکه منکر هستند پاسخ دهند که شوشتری به کدام زبان اینقدر شباهت دارد؟ شوشتریها در واقع لرهایی بودند که به مرور زمان از کوچ نشینی به یکجانشینی روی آوردند و به همین دلیل تنها در تلفظ آوایی کمتر از ۵ درصد تفاوت دارند. نه تنها شوشتری بلکه کلیه زبانهای جنوب غربی ایران بجز قشقایی با توجه به تشابه لغات و کلمات زیرمجموعه و تأثیر پذیرفته از زبان لری محسوب میشوند. اطلاق شوشتری به عنوان لهجه ای از فارسی هیچ دلیل علمی و زبان شناسی ندارد بلکه صرفأ بخاطر مباحث سیاسی و مصلحت اندیشی پان پارسها بوده است نه واقعیت علمی و حقیقی! اینکه تاکنون به علتها و اهداف سیاسی دولتها و حکومتها ، زبان مردمان لر از جمله شوشتریها را زیرمجموعه فارسی و نه لری که حق همجواری دارند ، حساب کردند دلیل نمیشود که از این پس تحقیق و پرسشی در این خصوص نکنیم با توجه به تحولات پر تنش خاورمیانه و حوادث عراق و سوریه ، شوشتریها باید به اهمیت این موضوع پی ببرند و نبایستی هویت قومی (لری) خود را انکار کنند و تنها متکی به هویت شهری خود شوند. برخی واژگان مشترک لری و شوشتری ؛ أسر : اشک / پاگوشا : نخستین مهمانی عروس / پت : بینی / پرناکی : پرواز کننده / پوف : ریه / پنکور : نادان / پوز : دهان / تور : رد پا / توکا : قطره آب / تل : شکم بزرگ / تلیش :نواری از پارچه / تیفرنگ : ضربه با نوک انگشت / چپیل : چپدست / چوک : نشانه / چم : خمیدگی رودخانه / چناوه : چانه / چوله : جوجه تیغی / خربیزه : خربزه / هور : خورجین / خین : خون / دآ : مادر / داری : دارو / دده : خواهر / دس پلیگ : دست و صورت / رقات : ردیف / سمسا : سرزنش / سوآ : جدا / شق : راست / شق و رپ : راست / شک : تکان / شومن : شبمانده / شی کرده : شوهر کرده / فرموبر : فرمانبر / فله : جنس بدون بسته بندی / قاره : فریاد / قپالی : دیوانه / قپ قپ : کوشش / قله قوت : تکه تکه / قناس : کج / قوین : بزرگ / قارقرو : پرصدا / قیت : قورت / قیل : گود یا قیر / کاکیله : دندان / کپنک : بالاپوش نمدی / کوت : نصف / کوتکوتکی : کمرخمیده / کشار : دراز شدن / گاله : فریاد / گپ : بزرگ / گوپ : دهان / گده : شکم / گورداله : کلیه / گزمه : نگهبان/ گگه : برادر / گل : میان دو پا / گونگ : آبراه / گورمی : جوراب / گی آساره : کرم شب تاب / لار : بدن / لیر : شیر ژک (آغوز) / لچر : لجباز / لیر : چرخ / لوکا : پنبه ای که دانه اش جدا نشده باشد / لوینا : آسیابان / لیت : دوده / لیز : آرامش / لغرو : روده / مرژنگ : مژه / منجی : میانجی / مئی : انگار / میره : شوهر / نفت : بینی / تیری : نانی که با تیر چوبی صاف و نازک میشود / نوها : جلو / ور : پیش و جلو / ورزا : گاو نر / هولک : هل دادن / هله پله : کابوس / هنی : هنوز / هیزه : رو دل کردن و...آیا شباهت ۹۰٪ واژگانی و دستوری بین لری و شوشتری تصادفی است؟ چه مشخصاتی لازم است که دو گویش از پیکره یک زبان باشند؟ اما به قول معروف با تبلیغات رسانه ای برخی به شدت فارسیزه شدن چون شریکانی داریم که نان لرها رو میخورند اما از دیگران طرفداری میکنند به قول معروف : نوحَر مِنَه و گالون جافر.


  • سفرنامه خوزستان

    حسن علی خان افشار در سفرنامه《لُرستان و خوزستان》در سال 1264 هجری، صفحه 234 مینویسد: زبان مردم دزفول از لهجه های زبان لری است زیرا مردم آن با مردم دیگر مناطق لُرنشین به آسانی ارتباط برقرار میکنند. همچنین بررسی ساختهای گوناگون آنها تعلقشان را به اصلی مشترک نشان میدهد. از اینرو در میان بسیاری از پژوهشگران، لهجه دزفول به نام لُری دزفولی نیز خوانده میشود. نخستین بار یکی از زبانشناسان فرانسه که در حفاری های شوش همراه باستان شناسان خارجی بوده به پیوستگی لُری دزفولی با دیگر گویشهای لُری توجه کرده است و حاصل پژوهشهای خود را به سال 1959 میلادی در هند منتشر ساخته است (Unvala, J.M; Contribution to modern persia dialectology, passim).



آخرین مقالات