شاکه و خان منصور | نگین زاگرس

یک شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شاکه و خان منصور

شاکه و خان منصور دوشاعر بزرگ لُرفیلی_ایلامی

شاکه و خان منصور

 

روایت جالب زندگی شاکه و خان منصور دوشاعر شهیر ایلام

"شاکه" و "خان منصور" دو تن از شاعران ایلامی که صاحب سبک شعری خاص هستند سبکی که در آن "خان منصور" مصرع اول و "شاکه" مصرع دوم را می سراید و این دو شاعر از مفاخر استان ایلام بشمار می روند ولی امروز نام و نشانی از آنها نیست.
"شاکه" و "خان منصور" صاحب سبک شعری خاص هستند سبکی که در آن "خان منصور" مصرع اول و "شاکه" مصرع دوم را می سراید و جزو مفاخر استان ایلام بشمار می روند اما امروز نام و نشانی از آنها نیست.
 
شاکه و خان منصور نامشان با هم آمیخته و ملازم هم بوده که گویا یکی به منزله اسم و دیگری شهرت آن است.
 
در مورد اصل و نسب این دو مرد شاعر روایات گوناگونی وجود دارد که نتیجه آنها این است که "شاکه" اهل صالح آباد مهران و پیشه اش بزاز و دوره گرد و یک فروشنده بوده است.
 
خان منصور اهل و ساکن ایوان غرب (1105 هجری قمری) و از ضابطان، حاکمان و خوانین ایوان بوده است.
 
روایت می کنند که شاکه مردی کچل، ضعیف اما بذله گو و شوخ طبع و خان منصور مردی خوش سیما، شکیل، تنومند و نیرومند، اهل سیاحت و شکار و گویا باسواد بوده است، هر دو نفر طبع شعر و ذوق و شوری خاص داشته اند و علت اصلی آشنایی و بعد دوستی و انیس و مونس یکدیگر شدن را همان طبع روان و ذوق شعری مشترک دانسته اند.
 در کتاب 'دیوان اشعار و زندگینامه شاکه و خان منصور' نوشته 'علی محمد سهراب نژاد' داستان آشنایی شاکه و خان منصور بدین شرح است:
'دم غروبی که شاکه برای فروش نمک به منطقه محل اسکان خان و اطرافیانش می‌آید و بساط معامله وسود وسودا را پهن می‌کند، مشتریان زیادی از زنان و زیبارویان ایوانی و کلهر را دور خود جمع می‌کند، زنان ودختران بطور عادی وبی پرده با شاکه روبه رو می‌شدند و با او به جدال و معامله و بگو مگو می‌پردازند وشاکه با کمال بشارت وخوش برخوردی با آنها رو به رومی شود، خان این منظره را می‌بیند و می‌گوید درویشی او از خانی من بهتر است

(در این هنگام خان منصور با مصرع شعری باب صحبت را با شاکه باز می‌کند و شاکه نیز با مصرع شعری جواب او را می‌دهد) خان منصور طبع لطیف شاکه را می‌پسندد او را به میهمانی خود می‌پذیرد، ملاقات شاکه وخان منصور نقطه شروع زندگی این دو شاعر است در شعر گفتن چنان ذوقشان در هم آمیخته گشته که هر مصراع را که خان منصور می گفته مصراع بعد را شاکه فی البداهه جواب می داده است'.
با وجود سالهای بسیار دور دیگر خبری از گفتار شیرین و آوازه بلند شاکه و خان منصور از شاعران بزرگ و مشهور زبان ایلامی، دمساز مجالس، محافل و شب نشینی های مردمان عشایر این منطقه نیست و حتی یک نشست یا کنگر استانی و کشوری برای این دو شاعر برگزار نشده است.
 
این دو شاعر در شعر گفتن چنان ذوقشان در هم آمیخته می شود که هر مصراع را که خان منصور می گفته مصراع بعد را شاکه فی البداهه جواب می داده است.
 
تاکنون 620 بیت از اشعار این دو شاعر توسط محققین و شاعران ایلامی به صورت سینه به سینه جمع آوری شده است که در ادبیات جهان این شکل از شعر گفتن وجود نداشته است.
 
این دو شاعر مشاهیر و مفاخر فرهنگی، ادبی و هنری استان هستند و برگزاری کنگره گرامیداشت، نقش مهمی در شناساندن آنها در استان و حتی کشور و جهان می تواند داشته باشد و لازم است مسئولان فرهنگی استان توجه ویژه ای مبذول دارند.
 
یک بیت از اشعار این دو شاعر در ذیل می آید:
 
خان منصور: "شکرانه ام پید بو بینای بان سر" / (ترجمه فارسی: تو را شکر می کنم بینای(خدا) بالای سر)

شاکه در جواب: "کوره گلالان لافاو گرته ور" / (ترجمه فارسی: جوی ها و جویبارها را سیل فرا گرفت)

0 نظر


آخرین مقالات