فیروز نهاوندی | نگین زاگرس

یک شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

فیروز نهاوندی

پیروز نهاوندی یا فیروز که با لقب ابولؤلؤ نیز شناخته می‌شود، قاتل ایرانی عمر بن خطاب است او یک لر بود. وی در ایران اسیر شده و بردهٔ مغیرة بن شعبه بود. آنگونه که در کتاب (تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی) گفته‌شده، فیروز یا ابولؤلؤ یکی از ایرانیان در دوره اولیه ورود اعراب به ایران بوده‌است. فیروز دختری داشته به نام مروارید و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لؤلؤ می‌گویند او را ابو لؤلؤ یا پدر مروارید نامیده‌اند. او عمر بن خطاب را در ۲۶ ذی‌الحجه ۲۳ ه. ق/۲ نوامبر ۶۴۴ با ۳ یا ۶ ضربه با خنجر ۲ سر او را کشت. دربارهٔ خاستگاه وی و زندگانی‌اش اطلاعات مختلف‌اند اما می‌توان قویترین قول را ریشهٔ نهاوندی وی دانست و اینکه در جنگ به اسارت اعراب و به بردگی مغیره بن شعبه حاکم کوفه در آمده بود. دربارهٔ انگیزهٔ قتل عمر نیز همچون دیگر بخش‌های زندگی او اختلاف است. اغلب منابع گفته‌اند با اینکه در دوران عمر ورود غیر عرب به کوفه ممنوع بود، مغیرة بن شعبه در نامه‌ای از عمر خواست وی به کوفه بیاید تا از توانایی‌هایش همچون آهنگری و درودگری و نقاشی بهره برند، عمر با این درخواست موافقت کرد. عمر به علت ترس از ایرانیان غیرمسلمان ورود هر برده ی ایرانی را به مدینه ممنوع کرده بود اما با اصرار مغیرة پیروز را تنها به دلیل تسلطش در مهندسی و سازندگی های گوناگون به مدینه آورد.

فیروز نهاوندی

میگویند روزی عمر در گذری از پیروز پرسید : می گویند ایرانیان آسیاب های میسازند که به جای آب با باد کار می کند . آیا می توانی برای ما چنین آسیابی بسازی ؟
پیروز پاسخ داد : اگر مرگ فرصت دهد آنچنان آسیابی بسازم که شرق و غرب

از آن افسانه بگویند ! عمر بترسید و گفت این برده ی مجوس مرا تهدید کرد😃.



                       ( ای داغم سی شیرزردوم)                  

 

 


 توجه: این جستار هیچ گروه مذهبی را در ایران هدف قرار نمی دهد و تنها هدف آن روشن کردن تاریخ است هموطنان اهل تسنن و تشیع و مسیحیان یهودیان زرتشتیان و همه هوطنان با هر عقیده ای ایرانی هستند و محترم.

 

لازم به ذکر هست حملات اعراب به ایران به خواست خلفا بوده و دستور جهاد از سوی خلفا(که دین سنی را رایج کنند) و تحت هیچ شرایطی مربوط به ائمه اطهار و بدستور حضرت علی این جنایات صورت نگرفته، همان طور که میدانید لرها تماما شیعه هستند و با پذیرفتن دین اسلام شیعه از سوی هرمزان و قوم او (که همان لرها هستند) صورت گرفت. و این نشان از ان دارد که اعراب هیچ گاه نتونستند بر لرستانات به راحتی مسلط شوند و هر گاه با لرستانات درگیر شدند تاوان های سختی همچون مرگ عمر دادند. با مطالعه در این قسمت و قسمت هرمزان اطلاعات بیشتری کسب نمایید.

 


 

 روایتست که در هنگام گذر دخترکان و زنان اسیر ایرانی که در جنگهای فتح ایران اسیر و کنیز اعراب شده بودند در خیابان های مدینه ، پیروز دست بر سر دخترکان و پسران خردسال می کشید و می گریست و فریاد میزد : عمر جگرم را بسوختی ... !

درباره انگیزه قتل عمر نیز همچون دیگر بخش‌های زندگی او اختلاف است. اغلب منابع گفته‌اند که با وجودی که در دوران عمر ورود غیر عرب به کوفه ممنوع بود، مغیرة بن شعبه در نامه‌ای عمر خواست تا وی به کوفه یاید تا از توانایی‌هایش همچون آهنگری و درودگری و نقاشی استفاده کنند، عمر با این درخواست موافقت کرد. و اندکی بعد ابولولو با خنجری دوسر عمر را در مسجد بر سر نماز مضروب کرد(خنجر را در مخرج عمر جا کرد و از پشت پارش کرد) و هنگامی که خواست از میان جمعیت بگریزد تعدادی که گفته شده شامل 12 مرد است را مجروح کرد که 4 نفر از انها کشته شد. در نهایت به گفتهٔ برخی منابع دستگیر و کشته‌ و سرش بریده شد.

عده ای  نیز معتقدند نقشه قتل را دیگرانی که از سخت گیریهای عمر ناراضی بودند طراحی کردند و او تنها مجری این نقشه بود، زیرا چند روز قبل برخی هشدارهایی به عمر داده بودند.

عبدالرحمن بن عوف یا عبدالرحمن بن ابی بکر قتل عمر را توطئه‌ای میان ابولولو و دو ایرانی دیگر بنامهای جفینه و هرمزان دانستند. پس از آن عبید الله بن عمر فرزند عمر، آن دو نفر و همچنین دختر خردسال ابولولو و زنش را نیز کشت.و در مدینه دست به کشتار ایرانیان مسلمان شده زدند که در روایات است کار به مشاوره ی حضرت علی ابن ابی طالب رسید که وی چنین حکم داد که کسانی که جرمشان در قتل خلیفه محرض نیست نباید قصاص شوند.

فرزند عمر را چند ساعتی بازداشت کردند اما خلیفه بعدی عثمان در اولین روز خلافت دستور آزادی وی را داد. این اقدام مورد اعتراض شدید علی بن ابیطالب و یارانش واقع شد و تاکید کردند که انتقام هرمزان را خواهند گرفت. پس از به خلافت رسیدن علی بن ابیطالب، عبید الله بن عمر از ترس قصاص به نزد معاویه گریخت و در جنگ با علی بن ابیطالب و یارانش کشته شد

اظهاراتی پیرامون شیعه بودن پیروز مطرح شده است. و عده ای هم دین وی را اغلب  زرتشتی دانسته‌اند اما برخی گفته‌اند که چون قبلاً در جنگ با رومیان اسیر شده بود به دین مسیحیت گروید. هرچند با مطالعات دقیق صورت گرفته معلوم شده وی همانند سردار بزرگ ایرانی هرمزان از شیعیان امام علی بوده است

اطلاعاتی پیرامون زندگی او پیش از ترور عمر بن خطاب و همچنین سرنوشت پیکرش موجود نیست. اما مقبره‌ای قدیمی در کاشان وجود دارد که می گویند متعلق به محل دفن پیروز نهاوندی است که همچنان محل زیارت مردم باقی مانده است.

یادش گرامی و روانش شاد

منابع:
از عرب تا دیالمه ( عباس پرویز)
تاریخ طبری
مروج الذهب ( مسعودی)
تاریخ یعقوبی
اخبارالطوال(دینوری)

تصویری از آرامگاه پیروز نهاوندی در کاشان 
تصویری از آرامگاه پیروز نهاوندی در کاشان

 


 

پیروز نهاوندی

 

در این مجال سعی داریم تا واقعه ی قتل عمر بن خطاب را از آن جهت که دو نفر از اهالی لرستان به آن مربوط بوده اند ، مختصرأ بررسی کنیم.

ابوبکر در ایام بیماری خود مردم را به بیعت با عمر تشویق میکرد و او را به جای خود به امامت نماز می فرستاد. عامه ی جماعت عرب نیز همین شیوه را پی گرفتند و با بیعت , خلافت او را گردن نهادند. در دوران ده ساله ی خلافت عمر بن خطاب وقایع مهمی حادث شد. وسعت ممالک اسلامی از محدوده ی عربستان به ایران و روم کشیده شد و این دو امپراطوری بزرگ زبون سپاه عرب شدند. عملکرد عمر در دوران خلافت اش جای صحبت بسیاری دارد که سخن گفتن از آنها به سبب تعصبات مذهبی , به راحتی ممکن نیست. در هر حال وی پس از ده سال و شش ماه حکومت بر ممالک اسلامی , توسط شخصی به نام ( ابو لولوء ) کشته شد.

نام ابو لولوء را پیروز نوشته اند و چنان که در تاریخ از او یاد میکنند , وی از اهالی نهاوند در شمال لرستان حالیه بوده است.

پیروز نهاوندی محتملأ در سالهای نزدیک به بعثت پیامبر اکرم متولد شد. وی در جوانی به ارتش ایران پیوست و در جرگه ی نظامیان وارد گردید ؛ اما اندکی بعد , در یکی از جنگهای ایران و روم به اسارت درآمد و به روم برده شد. حضور پیروز نهاوندی در سرزمین روم مدت زیادی به طول نیانجامید , چرا که در جنگهای بین اعراب با روم , این بار اسیر اعراب شد و به عربستان رفت. میتوان حدس زد که شاید او از روی عمد به سپاه اسلام پناه جسته تا در فرصتی مناسب از آنجا به ایران بازگردد. در هر صورت او به مدینه برده شد , در حالیکه از بندگان مغیره بن شعبه والی کوفه به شمار میرفت پیروز به سبب اینکه از فنون مختلف به خصوص آهنگری بهره داشت , در شهر مدینه کار و کسب مناسبی راه انداخت , لیکن مجبور بود قسمت اعظم درآمد خود را برای مولای اش مغیره بفرستد.

پیروز در مدینه ازدواج کرد و صاحب دختری به نام مروارید (اعراب  لولوء گفتند) شد و از آن جهت بود که به کنیت ابولولوء معروف گشت و به روایتی دیگر چون دندان های پیروز نهاوندی سفید و براق بودند اعراب او را ابو لولوء ، اشاره به دندان های سپید همچون مرواریدش خطاب میکردند. گران شدن خرج عیال بر پیروز نهاوندی سبب شد که وی در اواخر سال ۲۳ هجری به نزد عمر خلیفه ثانی رود و به سبب سنگینی مالیات و یا به قولی سختگیری های مالک اش مغیره در گرفتن خراج به خلیفه شکایت کند. اما عمر به گفته های ابو لولوء وقعی ننهاد و کار مشاجره ی بین او و خلیفه چنان در بازار مدینه بالا گرفت که پیروز , خلیفه را علنأ تهدید کرد.

ابو لولوء به عمر گفت: ای خلیفه در کار مغیره با من نیکی کن که خراجی سنگین بر عهده دارم. عمر پرسید: خراج تو چند است؟ابو لولوء پاسخ داد: هر روز دو درهم. عمر گفت: کار تو چیست؟ ابو لولوء جواب داد: نجارم و نقاش و آهنگر. 

عمر گفت:به نظر من با این همه حرفه که داری , خراج تو سنگین نیست , شنیده ام که قصد ساختن آسیابی را داری که با باد می چرخد. ابو لولوء گفت: اگر سالم ماندم چنان آسیابی برای ات بسازم که مردم مشرق و مغرب از آن سخن گویند و سپس از نزد عمر رفت.

 

دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب "دو قرن سکوت" صفحه ۸۶ مینویسد:ابو لؤ لؤ فیروز که دو سال بعد از فتح نهاوند ( سال ۲۱ هجری ) عمر بر دست او کشته شد از مردم نهاوند بود. 

وقتی که اسیران نهاوند را به مدینه بردند ابو لؤلؤ پیروز , ایستاده بود و در اسیران می نگریست , کودکان خردسال را که در بین اسیران بودند دست بر سرهاشان میکشید و می گریست و می گفت:عمر جگرم بخورد. مدتی از این ماجرا نگذشته بود که در سحرگاه بیست و سوم و یا بیست و ششم ذیحجه هنگامی که عمر برای اقامه نماز صبح به مسجد مدینه می رفت , پیروز در راه مسجد و یا به قولی در درون مسجد با دشنه حبشی که دسته در میان دارد و تیغ هر دو روی بود به عمر حمله برد و او را با سه یا شش ضربه دشنه حبشی مجروح کرد.

 

ابو لولوء پس از مجروح کردن عمر سعی کرد که از معرکه بگریزد لیکن در میان عده ای گرفتار آمد و توسط مردی از بنی تمیم کشته شد و یا به روایتی خود را با ضربه ی همان دشنه ای که با آن عمر را زخم زده بود , هلاک کرد. البته برخی داستانها نیز مبنی بر این است که وی از مهلکه گریخت و حتی توانست به ایران بازگردد و جالب تر اینکه هم اکنون بقعه ای در شهر کاشان به او منسوب است!!! احتمال زیاد ایرانیان به دلیل دهن کجی به حکام عرب بقعه و بناهایی را به نام ابو لولوء و ابومسلم نامگذاری کردند تا حداقل نام و عملشان همواره زنده باشد وگرنه ابو لولوء در همان مسجد مدینه بلافاصله کشته شد و حتی پیکرش را میان عصیر گذاشتند و آتش زدند.

 

دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب حماسه کویر ( تهران:نشر علم ، ۱۳۸۲ ) صفحه ۶۱۷ مینویسد: ابومسلم در کوفه سقف زندان را بر روی او آوار کردند حالا قبرش در نیشابور چه میکند؟

پیروز نهاوندی قاتل عمر در مسجد مدینه کشته شد و یا به قولی خودکشی کرد حالا قبرش چطور سر از بقعه ی بابا شجاع الدین کاشان درآورد؟

 

جالب تر مردم تربت هم قبری را بنام ابو لولوء زیارت میکنند و عقیده دارند که قبر او در آنجاست!!!

 

در سیرجان دو قبر در کنار هم هستند بنام میر طلحه و میر زبیر!!! اینان که در جنگ جمل به سزای خود رسیدند چطور سر از سیرجان درآوردند؟.

 

جالب تر آن که مردم افغانستان مزار شریف را در کنار بلخ , آرامگاه حضرت علی میدانند و قرنهاست که به زیارت آن میشتابند. باری طبری و ابن اثیر قتل عمر را در اواخر ذیحجه نوشته اند. مسأله عمر و قتل او شاید به این دلیل بوده که فتح ایران در زمان و به دستور او صورت گرفته است و این عکس العمل پیش آمده باشد. در کتاب تاریخ اسلام نوشته کوهسار نظری در صفحه ۸۶ آمده که:عمر نخستین خلیفه ای بود که سیاست تبعیض نژادی در پیش گرفت و عرب را بر دیگر نژادان ترجیح داد و به تقویت عنصر عربی دست زد. او حقوق مهاجران و انصار را از بقیه بیشتر کرد و میزان مقرری سربازان را براساس شرکت در تعداد جنگها معین کرد. همچنین او نخستین خلیفه ای بود که شلاق در دست گرفت.

 

در مورد انگیزه ی قتل پیروز نهاوندی در قتل عمر مطالب مختلفی ذکر شده است: بعضی از محققان بر این عقیده اند که سختگیری های خلیفه ی دوم بر بعضی ثروتمندان عرب از جمله مغیره صاحب پیروز نهاوندی , سبب شد که آنها ابو لولوء را به قتل عمر تحریک کنند.

 

برخی نیز بر این باورند که توطعه ی قتل عمر توسط ایرانیان ساکن در مدینه ریخته شد و این به سبب دشمنی ای بود که آنان با عمر به سبب دستور حمله به ایران و فتح سرزمین شان داشتند.

 

در هر صورت عمر سه روز پس از ضربت خوردن در تاریخ بیست و ششم و یا بیست و نهم ذیحجه ی سال ۲۳ هجری در سن حدود ۵۵ سالگی درگذشت و خون اش بر گردن ایرانیان ساکن مدینه افتاد.

با این که پیروز نهاوندی در همان واقعه ی قتل عمر کشته شده بود , اما عبیدالله پسر عمر به این راضی نشد و پس از این ماجرا به خانه ابو لولوء رفت و همسر و دختر خردسال او را کشت , سپس به سراغ هرمزان که از ایرانیان ساکن در مدینه و از مردم لرستان بود ( این مرد پیشتر فرماندار شوشتر بود و در جریان فتح ایران به دست اعراب , اسیر شد و مدتی بعد به خواست خود اسلام آورد ) رفت و او را نیز به قتل رساند و به آن هم اکتفا نکرده , مردی نصرانی به نام جفینه را نیز به سبب مراوده با ابو لولوء کشت.

 

این بی پروایی پسر عمر در آدم کشی موجب اعتراض بسیاری از سران مدینه شد. عثمان پیش از آن که به خلافت برسد ، عبیدالله را نفرین کرد و گفت خدا تو را لعنت کند که زن بی گناه و کودک خردسال و جوان مسلمانی را کشتی ؛ اما پس از رسیدن به خلافت از قصاص او سرباز زد و در پاسخ به اعتراضات مردم گفت: چگونه کسی را بکشم که دیروز پدرش را کشته اند. خلیفه ی سوم به این بهانه بسنده کرد و تنها به پرداخت دیه ی کشته شدگان از بیت المال اکتفا نمود. پس از قتل عثمان در ذیحجه ی سال ۳۵ هجری و هنگامی که علی بن ابی طالب به خلافت رسید , به تعقیب و قصاص عبیداله بن عمر دستور داد و میگفت: اگر بر این فاسق دست یابم او را به قصاص خون هرمزان خواهم کشت.

 

عبیداله بن عمر سرانجام در جنگ صفین که به سال ۳۷ هجری روی داد به دست سربازان علی کشته شد تا خون هرمزان پایمال نگردد.

 

هرمزان به ظن قریب به یقین از اهالی لرستان و از بزرگ زادگان شهر سیمره ( صیمره یا صدمره ) بود. وی در سنین جوانی به حکومت شوشتر رسید و در جریان حمله اعراب به ایران , مقاومت جانانه ای را در مقابل آنان انجام داد که ذکرش به کرات در تواریخ مختلف آمده است.

هرمزان پس از شکست سپاه ایران به اسارت اعراب درآمد و به مدینه آورده شد. هرمزان مدتی بعد به اختیار اسلام آورد و تا پایان عمر نیز در این دین بود. 

حتی روایت شده هنگامی که عبیداله پسر عمر به او حمله برد تا او را بکشد او شهادتین را بر زبان جاری کرد.

آنچه که در بالا آورده شد در اسلام آوردن هرمزان شکی باقی نمی گذارد. اما این مطلب در مورد پیروز نهاوندی صادق نیست. پیروز را برخی زرتشتی مذهب دانسته اند و بعضی پیرو کیش نصرانی اش خوانده اند. عده ای نیز بر اسلام آوردن او تأکید داشته اند. به هر حال ازدواج او با زنی مسلمان و حضور او در مسجد , به اسلام آوردن او صحه میگذارد هر چند که این مطلب از روی اجبار و اکراه بوده باشد. در هر صورت پیروز نهاوندی با قتل عمر , مسأله ی کهنه ی تعیین خلیفه را نو کرد. عمر پیش از مرگ شورایی شش نفره تشکیل داد تا از میان خودشان , یکی را به خلافت برگزینند. چنان که میدانیم نهایت این امر به انتخاب عثمان بن عفان ختم شد , لیکن چگونگی انتخاب عثمان و وقایع دوران خلافت او تا زمان قتل اش ( در ذیحجه ی ۳۵ هجری ) مبحث گسترده ای است که مجال دیگری را می طلبد.

 

 

منابع:تاریخ تحلیلی اسلام ، نوشته دکتر سید جعفر شهیدی / مرد نامتناهی ، به قلم حسن صدر / تاریخ ایران ، تألیف عباس اقبال آشتیانی / هرمزان دلاور لر ، اثر حجت الله حیدری / دو قرن سکوت ، دکتر عبدالحسین زرینکوب / حماسه کویر ، دکتر ابراهیم باستانی پاریزی .

 


 

شعری حماسی در وصف نهاوند به همراه کلیپ

 

سروده ای لری برای نهاوند .

نهاوند :
کجا رت برج و بارو ,شاه نشین ت
کجا رت قلعه و دین بهین ت...
کجا رت گردیا دشمن شکارت ( پیروز نهاوندی )
کجا رت دنگ بلبل وا هزارت
کجا رت شیر دشمن کش چو فیروز,
د مین خاک عرو وا, او تم و توز
کجا رت شیر زیر برد شیرت
نهاون کل ینو رته د ویرت
نهاون افتخار ,ویس و رامین
نهاون جا دلیرون سینه آژین
نهاون باغ و بوسونت کجا رت
قلا گه باریاوت بیه لت لت
زوون شیرن زنون پا قلات کو
تپه قلندرون, مین باغ یات کو
نهاون جاگه فرخزاد ,رستم
و.پشنی ت نیشسه اوری ز ماتم
نهاون ها د ویرت ,هوز. قارن
د تخمه کاوه و شیرون برزن
هی ویرت, پیل, لاغه ,و تاف آوش
دنگ ساز و دهل , گاماسیاوش
گرین, و آردشو , قعله گیون کو
قلا با قاسم و تپه بیون کو
دنگ هفت آسیاو ,نمیا و گوشم نهاون می شنویی,ناله و خروشم
کجا رت یزدگرد وا ارگ شاهی تو تاریخی نهاون, خوت گواهی
کهن شهرم, دل تاریخ خونبار
همیشه زخمیی د رزم و پیکار
تویی جامالگه ,اژداد دلیرم
خزل ,جانجان ,پره د بردشیرم
و هر جات ری کنم, بیته خراووه
دلم سیت, شهر شیرینم ,کواووه
نهاون سر ورار دی خاو دیرین
که بنگ شادی ت بپیچه ,ماه و پروین,
سپاس از بانو منیژه متین .
رضا جهانی .
زخمه نهاوندی .

 

2 نظر

  • i

    اول باره میشنوم. ممنون از اطلاعاتتون


  • بهروز

    بسیار جالب و شنیدنی بود.ممنون از سایتتان



آخرین مقالات