شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لُری ریشه در ایلام کهن دارد/ مارسلا روم پف

اشاره: مارسلا روم پف پژوهشگر تمدن ایلام و سومر در کشور هلند است که در ششمین جشنواره شعر لری بُنه وار در روستای رهدار (واقع در حدفاصل مسجدسلیمان و شوشتر در استان خوزستان) در روز دوم فروردین ۱۳۹۳، با لباس بختیاری حضور یافته است. وی پس از پایان یافتن جشن عمومی دوم فروردین، در جشن کوچکتری که از طرف خانواده منصور علیزاده راهداری عضو شورای روستای رهدار تدارک دیده شده بود نیز شرکت داشت و در حاشیه این مراسم، گفتگویی با آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) انجام داده است. شاعر گرامی جناب آقای حسین حسن زاده رهدار از مسئولان جشنواره شعر بنه وار نیز در این گفتگو حضور داشتند. پرسشهای حسین حسن زاده رهدار و پاسخهای مارسلا روم پف را در ادامه می خوانید:

زبان لُری ریشه در ایلام کهن دارد/ مارسلا روم پف

پرسش: خانم مارسلا چه احساسی داری که در جمع بختیاریها هستید:

من مفتخرم که اینجا هستم. و تبریک میگویم که جشنواره شعر بنه وار را با این همه امکانات کم و این همه کیفیت خوب برگزار کردید؛ از نظر ارائه هنر، هیچ چیز غیر استانداردی در این جشنواره نبود و همه چیز خوب بود. من ممنونم که اجازه دادید در جمع بختیاریها به دستمال بازی بختیاری بپردازم. و خوشحالم که مردم را در این جشنواره خوشحال می دیدم و معلوم بود دارند لذت می برند از شنیدن سروده هایشان و فرهنگشان.

پرسش: از چه بخشهایی بیشتر خوشتان آمد و نظرتان را به خود جلب کرد؟

از حرکات و سیمای یک دختر جوان که با لباس ویژه ای به جشنواره وارد شد می دانستم که میخواهد اجرای شاهنامه داشته باشد . آخر من قبلاً در اروپا دو کلیپ از جشنواره تان دیده بودم و اشراف به جشنواره های اینچنینی دارم و درست حدس زدم؛ متوجه شدم که دارد از شاهنامه فردوسی می خواند و چقدر با حرارت؛ آنگونه که یک رمان حماسی باید باشد می خواند و توضیح می داد. دیگر اینکه آن خانم هایی که با لباس لری شعر را با قدرت می خوانند (زینب چوبینه از ممسنی و ستاره نصراله پور) و تشویق و هیجان مردمی که ملودی واژگان بختیاری و لری هم این انرژی مثبت را به من هم میداد که با قدرت بشنوم؛ مخصوصاً خانم جوان نیوشا. خوشحالم که این سنتها را هنوز حفظ کرده اید. امیدوارم که قرنها این جشنواره و جشنواره های اینچنینی ادامه داشته باشد.

پرسش: به سنتها اشاره کردید تا چه اندازه ای به سنتهای ایرانی و بویژه بختیاری اشراف دارید؟ با توجه به اینکه در پایان جشنواره دست در دست مردم دستمالبازی بختیاری را تا آخر به نحو درستی و بی غلط اجرا کردید.

فرهنگ و سنتهای اینجا یعنی 
دیدار با مردمی به قدمت خورشید و ماه و زمین است. اشراف من به بختیاری تا آنجاست که من رقص بختیاری را با دیدن چند کلیپ بدون هیچ معلمی بیاموزم؛ حتی رقص چوب بازی مردانش را خوب بلدم. رقص بختیاری زیاد مشکل نیست؛ ریتم و موزیک کمک می کند تا خودکار بلد شوی. رقصی گروهی است و رقص گروهی بیشتر انسان ها را به هم نزدیک می کند و بیشتر خوشحال تر، نه چون رقصهای اروپایی که انفرادی اند و با رفتن به یک دیسکو فقط قابل اجراست و روح و خوشی که رقص بختیاری به رقصنده می دهند هرگز آنها ندارند. این تنها موزیک بختیاری نیست؛ من حرکت پاهایم را با دهل بختیاری هماهنگ می کنم و با تغییر ضربه های چوب بر دهل متوجه می شوم که رقص عوض شده و مقامی دیگر در راه است.

خانم مارسلا روم پف با لباس بختیاری در جشنواره شعر لری بنه وار، نوروز ۱۳۹۳

خانم مارسلا روم پف با لباس بختیاری در جشنواره شعر لری بنه وار، نوروز ۱۳۹۳

(تصاویر: خانم مارسلا روم پف با لباس بختیاری در جشنواره شعر لری بنه وار، نوروز ۱۳۹۳)

 

پرسش: شما در لباس زنان بختیاری در جشنواره شعر لری بنه وار شرکت کردید. لباس بختیاری را چگونه انتخاب کردید؟


این بر می گردد به انتخاب من 
در رشته ی مورد علاقه ام که ایلام شناسی و سومر شناسی است. و اینکه لباس بختیاری بسیار زیبا و رنگارنگ است و آن را لباس راحتی یافتم؛ پوششی کامل است برای انسان زن بختیاری و در این لباس من شادی مضاعفی داشتم که در هیچ لباس شرقی ندیده بودم و این لباس لباسی نیست که اختراع امروز و دیروز باشد بلکه لباس زنان بختیاری، تاریخ را به همراه خودش دارد.

پرسش: در یک کلام؛ بنه وار را چگونه دیدید؟

برای من بسیار بسیار جالب بود؛ مردمی از سراسر ایران هر سال به اینجا می آیند و شعر لُری گوش می دهند و میزبانشان بختیاریها هستند. جالبتر اینکه یک روز پس از جشن بزرگ نوروز است؛ ایام شرایط جشن و شادی. و این شادی مردم را مضاعف تر می کند و خیلی جالب است. شعر به روح آدمها ارتباط دارد و بازتابی از احساس درون انسانهاست و شعرهای لری و بختیاری، ملودی خاص خودشان را دارند چون واژگانشان سرشار از ملودی اند، البته زبان فارسی و دگر زبانهای ایرانی هم سرشار از این آهنگ اند. گرچه زبان لری را متوجه نمی شدم ولی توجه آهنگین بودن واژگان این زبان یک حالتی دارد که من را متوجه خودش می کرد و من را به یک همنشینی با این زبان دعوت میکرد و این شعرها من را به خودش خیلی جذب کرد و لذت بردم. خوشحالم که این زبان که ریشه در ایلام کهن دارد هنوز در گوشه ای از این دنیا وجود دارد. به نظر من اگر کسی لری را خوب یاد بگیرد و اتومولوژی زبان را بفهمد، ایلامی را آموخته است . به هر حال بعد از ظهر خوبی را در جشنواره شعر بنه وار با این زبان داشتم.

پرسش: وجه اشتراکی بین جشنواره های اینجا با کارنوالهای اروپایی می بینید؟

وجه اشتراک فقط در اختلاف زبان است؛ همه شادی را می خواهند معنا کنند. اما آنجا فرهنگ را نمی رقصند، تاریخ را تکرار نمی کنند، بهار را در جشنهای بهاری که اینجا تعریف می کند نمی کنند. ما در اروپا نوروز را به اسم نوروز جشن نمی گیریم؛ جشن بهار موجود است. فکر نمی کردم که در اینجا به مناسبت نوروز از فرهنگ بختیاری به نوعی بیان بهار هم باشد. چون بختیاریها و کلا اقوام لر جز اولین کسانی بودند که در این منطقه بودند و هستند و اولین کسانی هستند که برآمدن خورشید را آنگونه که هست می بینند و نو شدن طبیعت را و جشن طبیعت را. چرا این روز، روز ِ این مردم نباشد؟ جشن نو شدن را که نمی توان در اگوست (مرداد) گرفت. الان چون مردم آزاد ترند و در تعطیلات هستند، بهتر می توانند همدیگر را ببیند و اصلاً مردم توی شرایط جشن اند.

پرسش: چگونه با فرهنگ بختیاری آشنا شدید؟(این قسمتش خیلی جالب هست)

ابتدا فرهنگ و تمدن سومر نظرم را به خود جلب کرده بود. من از مادر آلمانی و پدری هلندی هستم که مادر بزرگم اهل بالتیک و لیتوانی است. فرهنگ کهن بالتیک نزدیکیها و گاه یکسانی هایی با فرهنگ و  تمدن سومر دارد. و این استارت کار بنده بوده است. از طریق سومر متوجه  تمدن بزرگی به نام ایلام شدم و این برایم سوال بود که ایلام کجاست؟ اکنون چه مردمی در سرزمین باستانی و تاریخی ایلام زندگی می کنند. قوم لر و شاخص ترین آنها بختیاری. و همیشه آرزو داشتم روزی پا به قلمرو ایلامیان بگذارم. خوشبختانه باستانشناسان با متدهایی که دارند، بخشهایی از آثار فراوانی که از  تمدن درخشان ایلام بجای مانده را کشف و تعریف کرده اند. بردشیرهای بختیاری ریشه در شیرسنگی های ایلام دارد. روزی در موزه ای به سرباز هخامنشی رسیدم که داری یک چشم قهوه ای روشن ( کال) و یک چشم سبز روشن بود و فکر کردم که بازمانده مردم ایلام باید اینگونه باشند؛ رنگ چشمانی که از مردم بختیاری در این جشنواره دیدم، مرا به آنچه اندیشیده بودم، مطمئن تر کرد و نیز زبان خطی بنامCUNEI FORM یا «خط میخی» و اینکه آخر لقب پادشاه مرد ایلامی صفت تقدسی تمتی TAMTI و اینکه «تمتی» یکی از نامهای دختران در سرزمین بختیاری است


پرسش: می دانیم که تمتی در گذشته در اسم پادشاهان مرد ایلام به کار می رفته ولی امروز بختیاریها این اسم را برای پسران انتخاب نمی کنند و تمتی در بختیاری نامی برای دختران است و قصه تمتی قصه ی دختری است که هوشیار تر از بقیه دختران است. چرا؟

در تمام فرهنگها این وجود داشته که افتخارات گذشته شان را همیشه نو نگهدارند و به فرزندانشان انتقال بدهند. گاه بر اثر فشار حکومت غالب، حکومت و فرهنگی که مغلوب می شد تحت فشار قرار می گرفت و مردم به نحوی پنهان و مرموز دل از گذشته ی فرهنگشان نمی کندند. مردم اسمهایی نظیر تمتی را به زبان جدید خود وارد کرده اند تا به عقبه شان بر گردند، یقیناً نام تمتی ریشه در نام فامیلی پادشاهان ایلامی دارد که در بختیاری بازگو شده و نامی برای پادشاهان مرد و مردم قدیم. شاید نیاکان بختیاریها برای این اسم تمتی را روی مرد نگذاشتند تا حکومت غالب متوجه نشود «خوب یک مرد بنام تمتی هنوز زنده است و سودای حکومت دارد» و شاید بخواهد قهرمان مقدسی بشود که آمال و آرزوهای گذشته را تکرار کند و ایلام را دوباره احیا کند. از این رو دل کندن از گذشته سخت بود و جبراً بر روی دخترانشان گذاشتند. کم کم تقدس آن با آیین های جدیدتری در منطقه، بین بازماندگان قوم کهن، به زنان به ارث رسید و فرشته ی زن و تمتی با تجسمی زنانه در قصه های مادر بزرگ ها و دختر باهوشی بنام تمتی مشاهده می شود.

پرسش: تاریخ ایران چقدر برای اروپائیان مهم است؟

ما در باره نوروز صحبت می کردیم واینکه تاریخ ایران برای بشریت خیلی مهم است. این را همه ی مردم دنیا می دانند مخصوصاً مردم اروپا. من همه ی عمرم از مردم ایران و تمدن کهن این دیار شنیده ام. بلند ترین ارتفاع در کشور هلند جایی که من زندگی می کنم ۲۰۰ متر است اما وقتی که از تهران به اهواز پرواز می کردم ارتفاع کوههای زاگرس را می دیدم، بلندی و عظمت مردمش را بهتر می فهمیدم و چراغهایی که زیر پایم سوسو می کردند و درخشش داشتند، به نظرم می آمد که به سرزمین طلای درخشان سفر می کنم. موزه شوش برایم دیدنی بود و نیز چغازنبیل و متاسفانه این روستا که بناهای قدیمی و سنتی اش دارند اسیر تجدد می شوند و اینکه جالب است آرامش خوبی در اینجا نهفته است ایرانیان مردمان مهمان نواز و مهربانی هستند. همه با لبخند بهت نگاه می کنند، همه چیز خوب است و خوب جلوه می دهد.

پرسش: با تشکر از شما که وقت تان را به این گفتگو اختصاص دادید.

برایتان آرزوی موفقیت دارم. امید دارم که بارها این جشن گرفته
شود. امید است هویت لُری تان هرگز از بین نرود. این خیلی مهم است که پدر و مادری به داشته های تاریخی اش اهمیت بدهد و در اینگونه جشنها شرکت داشته باشد. این انرژی بطور خودکار به بچه انتقال می یابد و در روح و روان آن بچه یک روز جاری می شود و خواهی نخواهی جریان می یابد.



مطلب فوق برگرفته از سایت http://tarikhema.org/ancient/iran/10007/  میباشد.

20 نظر

  • سعیده احمد حسنی

    بسیار عالی…دست شما درد نکند. پایدار و برقرار باشید


  • سمیه جافروند

    ،بروهی لرستان بزرگ . بروهی عیلام بزرگ


  • بیرانوند(لرستان فیلی)

    ما لرها کاسیت عیلامی هستیم مناطق لر نشین امروزی همان دولت باستانی عیلامه ..شهرهای لرنشین امروزی مطابق با همان شهرهای عیلامیه...نمونه*خایدالو =خرم آباد.سیماشکی =سراب دوره چگنی لرستان..صیمره=کوهدشت..ماداکتو=دره شهر..آنزان =ایذه..شوش=شوش...طرح چوخای لری بختیاری وفیلی بر گرفته از معبد چغا زنبیل حتی اسمش هم برگرفته از این معبده..اشیاء مختلفی از عیلام باستان در مناطق لرنشین یافت شده ک نشان از فرهنگ امروزی مردمان لره...ما لرها کاسیت عیلامی هستیم..به دروغ ما رو آریایی خطاب میکنن ک فرهنگ و تاریخمون رو نابود کنن..درود بر همه لرهای عیلامی


  • زبانشناس لر

    البتع باید دانست ک زبان همیشه دستخوش تغییر بوده و هست


  • پان آریاییها شکوهمندی تمدن ایلام را کمرنگ و سانسور کردند

    داریوش هخامنشی در معرفی مردم ایلام باستان از واژه هوجه استفاده میکند که به عقیده جورج کامرون و دنیل تی پاتس ، ریشه از هوز یا خوز دارد که منظور مردم کوهستان های ایلام است همانطور که والتر هینتس ، هوزی (اوکسی) را کوه نشینان ایلامی میداند و زبان این مردم ممتازترین جایگاه را در زمان هخامنشی داشته است و استخری از وجود زبان خوزی خبر داده است. بخش زیادی از زبان لری حداقل در حوضه واژگان بازمانده زبان ایلامی است. دیاکونوف در تاریخ ماد صفحه ۱۲۰ مینویسد: زبان کاسیان با ایلامیان قرابت و نزدیکی داشته است. مثلأ خدا در فارسی Xwaday و در ایلامی Nap / زمین در فارسی Zamig و در ایلامی Muru و در کاسی Jash / شاه در فارسی Shah و در ایلامی Sunki و در کاسی janzi / آسمان در فارسی asman و در ایلامی Kiki و در کاسی Gilgi. یکی از انتقادات ما به ناسیونالیسم پارسی این است که فقط روی تمدن آریایی به ویژه هخامنشی تمرکز کرده است و تا توانستند نقش ، تأثیر و شکوهمندی تمدنهای پیشآ هخامنشی از جمله کاسیان و ایلامیان را کمرنگ و سانسور کرده است.


  • زبان لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • نام تاریخی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و《صاحب سواد》آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است.خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است .دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی《خوش یمن》و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی است که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چَنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که مؤسس اتابکان لر کوچک بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمی گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. برخی واژگان لُری با فارسی معیار ناهمگون هستند در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. زبان لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان دیگری است در اصل و ریشه عربی است. واژگان مسترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه. اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》لُری را زبان میداند و دستور زبان آنرا مینویسد. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی درکتاب《لُری چند زبان است؟》مینویسد لُری مجموعه زبان است.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان Lorestan در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • زبان مستقل لری

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • قوم و زبان ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار و...


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • مبانی زبان شناسی

    کسانی که از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • علم زبانشناسی یا ادبیات؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • لُری زبانی مستقل

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • خط پاپریک

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • معنی و ریشه باستانی واژه دآ

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》: در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.



آخرین مقالات