شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دین زروان - عیلام باستان

دین زروان کهن ترین دین در دوران باستان است که مربوط به عیلامیان میباشد. زروان بمعنای زمان است و نام یکی از ایزدان باستانی است. زروان در نوشته‌های پهلوی خدای زمان است اما بنا بر آیین زروانی، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی‌های آرمانیِ اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند. این نام در اوستا به صورت زَروان یا زُروان آمده‌است

دین زروان - عیلام باستان

زروان خدای دیرین ، پدر هورمزد و اهریمن به شمار می آمد زروان نمایانگر زمان بی کران بود و مظهر تقدیر و سرنوشت .

 دین رزوان در بین لرها

«استوره رزوان روی پلاک لرستان.

بدست آمده از كاوش های لرستان را مى توان به اين استوره پيوند داد. در اين نقش نيز، خدا (اورمزد و اهريمن) را به دنيا مى آورد. دور و بر زروان را چهره هايى فراگرفته اند كه نماد سه دوره ی زندگى انسان است.»

 

در آیین زروان تلاش شده بود که خیر و شر را به یک زمان که زروان است منسوب بدارند ، از آن پس زروان که پروردگار زمان بود مختار مطلق و جبار مقتدر گردید و دیگر جایی برای قدرت و اختیار انسان نماند بدین گونه اعتقاد به نوعی جبر که نتیجه ی این مذهب بود اندک اندک در میان مردم رخنه کرد و از دلایل سقوط و انحطاط پاداشاهان گشت.

( کتاب zurvan .A zaroastrian dilemma ، axford 1953 - دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت صفحه ۲۳۱ ).

زروان اعتقاد به دو ایزد تاریکی و روشنایی دارد و آفریننده ی خیر و شر است .

فرهنگ معین در باب زروان چنین نوشته است: ( زَ یا زُ ) - زروان چندین بار در اوستا از آن ذکر شده است و آن فرشته ی زمانه ی بیکران اراده شده است.

بافت اساطیری زروان به این صورت است: « ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﻳﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻏﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﭘﺴﺮﻯ ﺑﻮﺩ، ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﻛﺮﺩ . ﺗﻘﺪﻳﻢ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﺯﻳﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ کهن، ﺗﻘﺪﻳﻢ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻭ ﻧﻴﺮﻭ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎﺭﻯ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﺷﻚ ﻛﺮﺩ. ﻭﻯ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﭘﺴﺮﻯ، ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻓﺮﻳﻨﺪ. ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻭ ﻧﻄﻔﻪ ﺟﻔﺘﻰ ﺗﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ. ﺯﻳﺮﺍ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩﻯ ﺑﻰ ﻃﺮﻑ، ﻭﺟﻮﺩﻯ ﺩﻭ ﺟﻨﺴﻪ ﺍﺳﺖ. ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺟﻔﺖ ﺗﻮﺃﻣﺎﻥ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﻛﻪ ﺗﺠﺴﻢ ﺷﻚ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ.

ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺴﺮﻯ ﻛﻪ ﺯﻭﺩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﺣﻢ ﺍﻭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻳﺪ ﺑﺒﺨﺸﺪ. ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻴﺰ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻋﻠﻢ ﻣﻄﻠﻖ ﺩﺭ ﺍﻭ ﻣﺘﺠﻠﻰ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭘﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺳﺎﺧﺖ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﺭﺣﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻛﺮﺩ.

ﺯﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﻳﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﻧﻮﺭﺍﻧﻰ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﻮﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺪﺑﻮ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ !... ﭼﻮﻥ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﭘﻴﺪﺍ ﺷﺪ، ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻓﻮﺭﺍً ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺣﺎﺻﻞ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻳﺶ ﺍﺳﺖ ... ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﻧﻤﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻋﻬﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﻄﺎﻯ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺸﻜﻨﺪ، ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻰ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻧﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻰ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﻋﻠﻰ ﺭﺍ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ . » ( ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺳﺎﻃﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ _ ﺟﺎﻥ ﻫﻴﻨﻠﺰ - ﺗﺮﺟﻤﻪ ﮊﺍﻟﻪ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﺗﻔﻀﻠﻰ - ﻧﺸﺮ ﭼﺸﻤﻪ - ﺺ ۱۱۳ ، ۱۱۴ ».

ﺑﺮﺧﻰ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭﺍﺭ، ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﻯ ﻫﺎﻯ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻮﻥ ﺯﺭﺩﺷﺘﻰ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺯﻧﺮ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻳﻚ ﻧﻮ ﺩﻳﻦ ﺯﺭﺩﺷﺘﻰ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﺪ : « ﻣﻮﺑﺪﺍﻥ، ( ﻣﻐﺎﻥ ) ﺍﺯ ﺯﺭﻭﺍﻥ، ﭘﺪﺭ ﺧﺪﺍﻳﺎﻥ، ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻣﺪﺕ ﻳﻚ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ، ﺁﻳﻴﻦ ﻣﻮﺑﺪﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﺍﺵ ( ﻋﺪﺍﻟﺘﺶ ) ﺩﻋﺎﻳﺶ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﺪ .»

ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﻚ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻛﻠﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﺍﻯ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺑﺎﻧﻨﺪﻩ ﺭﻳﺸﻪ ﻫﺎﻯ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﺩﺭﺧﺘﻰ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻳﻴﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﭘﺮﺳﺘﻰ ﺍﺳﺖ، ﻧﻜﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﺭﺍ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺍﻳﺎﻯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻰ ﻣﻰ ﺑﺨﺸﺪ .

ﺗﺌﻮﭘﻮﻣﭙﻮﺱ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﻧﺎﻣﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ، ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪﯼ « ﻓﯿﻠﯽ ﭘﯽﮐﺎ » ﺁﻭﺭﺩﻩ ﮐﻪ: « ﻣﻐﺎﻥ، ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺍﯾﺰﺩ « ﺭﻭﺷﻨﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ» ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ، ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺩﺭ 3000 ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻡ، ﺑﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﻭ ﭘﯿﮑﺎﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ، ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﯾﻮ ﺑﺪﯼ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺑﯽﻧﯿﺎﺯﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺮﺩ، ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺳﺎﯾﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﺰﺩ ﻧﯿﮑﯽﻫﺎ، ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ.

ﺗﺌﻮﺩﻭﺭﻭﺱ ﭘﺎﺭﺧﻮﻧﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺸﯿﺎﯾﯽ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﺪﻩﯼ ﻫﺸﺘﻢ ﺯﺍﯾﺶ ﻣﻬﺮ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﺳﮑﻮﻟﯿﺎ » ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﻣﻐﺎﻥ ﻣﺎﺩﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺩﺗﺸﺖ ﺯﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ.

 

ﺩﺭ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ؛ ﻣﻐﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻭﯾﮋﻩﺍﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻭ ﺍﯾﺰﺩ ﮐﻪ ﺭﯾﺸﻪﯼ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻭ ﻧﯿﺮﻭﯼ « ﺧﯿﺮ ﻭ ﺷﺮ» ﻭﺍﺭﺩ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪﯼ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﻥ ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺯﺩﻧﺪ، ﻭﺍﺭﺩ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺷﺪ.

ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ مردم لر ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻦ ﻣﯿﺘﺮﺍﺋﯿﺴﻢ ﮐﻬﻦﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﯽ ﭼﻮﻥ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩ.

ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺭﻭﺡ ﻓﺮﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﻣﻮﺟﺪﺍﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﻧﺎﺩﻭﻥ ﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﺎﺳﺦ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﺍﺯ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻭ ﮐﯿﺶ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺁﯾﯿﻦ ﮐﻬﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﺖ. ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻠﻪﯼ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﺍﺭﻭﺍﺡ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺁﺗﺶ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ الهه های ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺟﺎﻥ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﯾﮏ ﮔﺎﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺷﯿﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﯾﮏ ﺷﯿﺮ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﻭ ﮔﺎﻭ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ ، ﭘﯿﺮ ﻣﻮﺳﯽ ، ﺭﻣﺰﯾﺎﺭ ، ﺗﻨﺎﺳﺦ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺭﻭﺡ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

 برد شیر نمادی از دین رزوان در بین لرهای بختیاری

زروان خدای زمان خدای بخت و تقدیر وقتی هیچ چیز نبود، نه آسمان، نه زمین و نه هیچ چیز دیگر، موجودی بود که او را زروان مینامیدند و بخت و فر هم نامیده میشد. همانطور که گفته شد زروان با همه بزرگی که داشت چیزی خلق نکرده بود تا او را خالق بنامند. او اراده کرد پسری داشته باشد تا جهان را خلق کند و به همین منظور فدیه داد و نیایش کرد تا نطفه‌ء هرمز در پیکرش بسته شود و بعد از هزار سال این فرزند به دنیا بیاید. بعد از گذشتن هزار سال، زروان در این‌که تلاشش ثمربخش باشد، تردید کرد و در این شک، نطفه‌ء اهریمن در بدنش پدید آمد و... .

از این به بعد هر وقت گفتید ای بخت ام بسوزه فکر کنید این بخت چقدر تاریخ داره و از کجا به ما رسیده زروان با بدنی انسانی و  سری مانند  شیر تجسم میشود، آیا بردشیر بختیاری نمادی از این آیین کهن است ؟؟ آیا شیر در پرچم شیر و خوردشید نیز ریشه در این آیین کهن دارد؟؟

آئین زروانی آئینی شفاهی و بسیار کهنسال می‌باشد؛ و به روایتی بیش از دوازده هزار سال قدمت دارد؛ و این آئین از راه خون و آتش به افراد جدید منتقل می‌شود و دین تبلیغی نیست.

 

ﻟﺮﻫﺎ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻬﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﮐﺘﯿﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻼﻣﯽ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﺭﺗﺸﺖ، ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿﺎﻥ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺮﺍﻥ ﮐﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺷﻬﺮﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﮐﺪﻩ ، ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻼﻡ ، ﭼﻢ ﻣﻬﺮ ﮐﻪ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺩ ﺳﯿﻤﺮﻩ ﻭ ﮐﺸﮑﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ.

ﺩﺭ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ ، آﻧﺪﺭﻩ ﮔﺪﺍﺭ ( ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻨﺮ آﻧﺪﺭﻩ ﮔﺪﺍﺭ ) ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ ﺍﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ.

ﺭﻭﻣﻦ ﮔﯿﺮﺷﻤﻦ ﺍﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻭ ﮐﺎﺳﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﺩﯾﻨﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ. ﺭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺮ ﺩﺭ ﺳﻮﮔﻨﺪﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ:

ﻭﻩ ﻟﯿﺴﮏ ﺍﻓﺘﻮﯼ ﻗﺴﻢ « ﺑﻪ ﺷﻌﺎﻉ ﻧﻮﺭﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺳﻮﮔﻨﺪ » ﻧﯿﺰ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ امروزه در میان لرها سوگند به زمان همچنان وجود دارد مانند:

وه ایواره قسم ( به غروب قسم )

وه ای دیر وقت داوِت ( به این زمان دیر وقت داوودی )

وه ای شومونگ قسم ( به ماه شب قسم )

قسم وی روز پیشی ( قسم به روز روشن )

وه ای تش قسم (به این اتش قسم)

و......

در میان لرها طایفه ای هست به نام زرونی که شاید ردی از نامواژه ی زروان باشد ، همچنین در فرهنگ معین از باب « رشن » نوشته شده است: « رَ شْ - فرشته ی عدالت ایزدی که روز سوم پس از مرگ سر پل چین لاود به اعمال خوب و بد در گذشتگان رسیدگی می کند » . که در بین لرها طایفه ای همچنین تحت نام « رَشْ نو - رشنو»  وجود دارد که این نیز می تواند دلیلی بر اعتقادات مردم لر بر باورهای کهن در نامواژه های به جای مانده باشد.

به همانگونه که کرونوس خدای زمان نزد یونانیان بود زروان نیز خدای بومیان کهن ایران(عیلامیان) بود و همه چیز را تحت کنترل خود داشت.

موبدان و روحانیان زرتشتی آیین زروان را نیز مانند عقاید مانی نوعی رفض و بدعت می شمرده اند و با آن مخالفت می ورزیده اند اما این ایین رواج بسیار یافت و حتی گاها آیین زروانی بر آیین زرتشتی برتری داشت ( رجوع شود به l' Iran sous les sassanides page 166 - christensen)

 

ریشه های این دین کهن که به قبل ورود آریایی ها به ایران می باشد در میان مردم لر همچنان وجود دارد

 

 

 زروان در یک نگاره عیلامی

تصویر \ زروان در یک نگاره عیلامی

 

برای اطلاعات بیشتر مقاله بعدی را تحت عنوان معرفی دو توتم از مردم لر در دوران باستان ( عیلام - کاسیت )  را مطاله کنند. (اینجا کلیک کنید)


گردآورنده \ اصغر حاتم وند با اندک تغییراتی

 

17 نظر

  • مرتضی پاپی

    خیلی جالب بود.


  • جوادبختیاری

    بنارم به غیرتت خداوکیلی دمت گرم. هرکی هستی اگه چندتالرباغیرت مس شماگیربیاداسم لرکل دنیامیپیچه ولی متاسفانه جدیدادارن بی غیرت میشن واصلاتعصب ندارن


  • خایدالو

    مقاله ای وزین , جامع و تخصصی بود. لذت بردم . دست مریزاد . برقرار و جاویدان باشید.


  • احمد چالنگ

    خیلی عالی . تشکر از اطلاع رسانی زیبا و دقیقتان


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    بادرود فراوان 🎹 خدمت برادر و سروران گرامی عرض کنم که ما لرهای بختیاری بیشتر در پیشترها و بزرگان مان قسم هایی که از نیاکان و اجدادمان سینه به سینه به یادگار مانده تا مهری باطل و قاطع بر پیشانی این ضد الوارها زده شود در گفتگوهایشان بکار میبردند که اینها تمام بیانگر این موضوع میباشد که لرهای بختیاری که خود بر روی این موضوع تحقیقاتی نموده ام به این نتیجه رسیدم که لرهای بختیاری که از ساکنان قدیمی و کهن سرزمین ایران قدیم و ایلامیان بوده اند و همواره در زندگی گله داری و عشایری گونه خویش با تمامی قدرتهای هستی از قبیل باد، آب، باران، شب، روز، ستاره ، ماه ، خورشید، زمین، آتش، درخت، اسمان، و ... سروکار داشته و هم بابهره جستن ازین آفریده ها راه هایی برای مهار و استفاده درست از آنان خلق نموده اند و با دانستن این امر که تمامی این مخلوقات در تکامل و حیات شان بسیار گرانبها و الزامی و با قدر دانستن به این آفریده ها و مهم بودن شان به تمامی این آفریده ها ازروی احترام و تقدس قسم هایی یاد میکردند که با بیان اینان و شناخت بهتر از زندگانی لرها و نوع همبستگیشان با طبیعت به این باور یقین دست پیدا میکنیم که لرهای بختیاری آیینی جز آیین مهر آیینی یا مهر پرستی که بر دیده ها وباورهایشان پایدار بوده و این باور سر به ازمنه های دور و دراز میرساند دلیلی براین تحقیقات نمی یابیم نمونه ای از اقسام قسم هایی که در زندگانی لرها از قبیل بختیاری ها در گذشته بوده وتاکنون نیز ادامه داشته و خواهد داشت ازین قرار هست: ۱. بیو(به این) تش قسم ۲. بیو(به این) چاله قسم (منظور مکان آتش درست کردن) ۳. بیو شو قسم ۴. بیو برکت قسم ۵. بیو مه قسم ۶. آسارم ورسته ایر درو بگم(ستاره ام در آسمان نابود بشود)یکی از اعتقادات بختیاریها از گذشته های کهن که با بدنیا آمدن هر نوزاد ستاره ای برای آن در آسمان قرار میگیرد ۷. بیو روز قسم ۸. بیو افتو قسم پاینده لرهای دلیر لرستان بزرگ و سرافراز امید گودرزی منجزی


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    با درود و سپاس ما لر های بختیاری به زندگی ایلی که از اجدادمان به ما رسیده افتخار میکنیم


  • -لرسو

    قومی ک باج میگرفت از شاهان ، بازیچه دست غلامان شده....


  • Ebrahimazarm

    بسیار عالی و کامل دستتون درد نکنه


  • ماندانا دریکوند

    درود بر شما, خیلی خوب بود من به این اطلاعات نیاز داشتم, سپاس


  • میترائیسم تلفیقی از عناصر ایرانی ، بابلی ، یونانی و یهودی است

    آیین میترائیسم تلفیقی از عناصر ایرانی ، بابلی ، یونانی و یهودی است که به وسیله تیرداد اشکانی به روم رفت البته قبل از تیرداد این آیین توسط دزدان دریایی کیلیکیه که از پومپه سردار روم شکست خورده بودند و پس از اسارت در ایتالیا ساکن شده بودند ، به روم انتقال پیدا کرده بود نفوذ میترا و پرستش آن ، در روزگار اشکانیان و در سرزمینهای دیگر رواج زیادی داشت. نقش برجسته آنتیوخوس کماژن در ارمنستان در آن نام میترا آمده است. در روی سکه هایی که در ارمنستان ضرب میشد ایزد مهر (خورشید ) در حال کشتن گاوی نشان داده شده است صلح و دوستی بارزترین صفت میترا است نرون نخستین امپراتور روم بود که در زمان اشکانیان و از طریق تیرداد اشکانی با میترا و مهرپرستی آشنا شد. پیروان میترائیسم (مهرپرستی ) از آنجایی که حکومت امپراتورها را از طرف خدا میدانستند گسترش و نفوذ زیادی بدست آوردند. در کتاب آیین میترا اثر دکتر مارتین ورمازرن در صفحه 91 مینویسد: آناهیتا ایزد آبها زن بود. میترا ایزد مرد و نماد خورشید بود. میترائیسم ۳ هزار سال پیش در ترکیه بین هیتی ها رواج داشت و توسط سربازان رومی در اروپا گسترش یافت کمودوس و ژولیوس پیرو میترا بودند. کشیشان میترا را ضد مسیح و دجال معرفی میکردند و قصه های میترا را به نفع خود کپی میکردند و بیشتر آموزه های مسیحیت برگرفته از میترائیسم است مثلا روز ۲۵ دسامبر روز تولد خدا در میترائیسم است و آن را جشن میگرفتند الان هم روز تولد مسیح ۲۵ دسامبر است که روز کریسمس است. آناهیتا الهه باروری درحالی که باکره بود میترا را در غاری به دنیا آورد و او را در میان برگ گل نیلوفر پوشاند گل نیلوفر و غار در میان میترائیسم به وفور دیده میشود. در مسیحیت هم مسیح از مریم باکره به دنیا آمد. ضیافت مهریها با آیین ویژه ای بوده و میان این ضیافت و آخرین غذای مسیح (شام آخر ) قرابت بسیار وجود دارد.


  • زُروان (خدای اعلی )

    در تاریخ ایران باستان (مهدی وزین افضل ) صفحه ۲۱۴ آمده : مانی در زمان اردشیر اول ساسانی دعوت خود را شروع کرد و چون قصد داشت گفتار خود را با اعتقاد زرتشتیان زمان خویش موافق کند خدای اعلی را زُروان نامید و در باب مبدا آفرینش میگفت : پدر عظمت (سروشاو = زروان) ، مادر حیات (مادر زندگانی = رام راتوخ ) و انسان نخستین (اوهرمزد ) تثلیث اول نامید. زُروان خدای زمان بود که هم نر بود و هم ماده ولی زنی بنام خوشیزک داشت. اهریمن فرزند شک زُروان است و اهریمن فرزند اول اوست و حکومت جهانی را به او میدهد. مزدک که در دوره قباد ساسانی ظهور کرد معتقد بود که عالم روحانی نیز مانند عالم جسمانی است و خدای آسمانها بر تختی بالا نشسته چنانکه خسرو در این عالم بر تخت می نشیند و در پیشگاه او چهار زُروان ( Zoran) با قوای اربعه که عبارت از : تمیز / فهم / یاد (حافظه ) / و شادی باشند ایستاده اند.


  • کرونوس یونانی با زُروان مطابقت دارد

    ایزد کرونوس یونانی با زُروان زرتشتی مطابقت دارد. زرتشتیان عهد ساسانی اگرچه در اصول عقاید با فرقه زُروانیان اختلاف داشتند ولی در خصوص آفرینش و جبر و قدر ، تابع و تحت تاثیر آیین زُروان بودند (تاریخ ایران باستان ، وزین افضل ، ص ۲۵۴ ).


  • زرتشتیان تابع عقاید زُروانیان بودند

    خدای اعلی در مذهب مانویت زُروان نام داشت و زرتشتیان در خصوص آفرینش جهان بیشتر تابع عقاید فرقه زُروانیان بودند.


  • ضیافت قربانی گاو نَر

    ضیافت همگانی مِهرپرستان در فصل《بهار》بود. این فصل موسوم به《قربانی گاو نَر》بود. شاید مراسم مذهبی آنان در روز یکشنبه یعنی روز《خورشید》انجام میگرفت هم اکنون روز یکشنبه مسیحیان هم سان دی (Sun) یعنی روز خورشید نامیده میشود! در این روز مراسم عبادت مِهر به جای آورده میشد و پیروان تازه وارد ، به رُموز پرستش مِهر آشنا میشدند.


  • مهاجرت ترکان و مغولان موجب زندگی کوچ نشینی شد!

    مغولان که صحراگرد و شمن پرست بودند و مظاهر طبیعی را میپرستیدند اعتقاد داشتند که《زمین مادر حیات》است و نباید زندگی یکجانشینی داشت لذا نگاه بدبینانه ای به شهرنشینی داشتند و تمام زیرساختهای شهری و《تأسیسات آبیاری و آبرسانی》را خراب و مختل میکردند. در این وضعیت مردمان لُر باتوجه به آسیب رساندن مغولان به شهرها و قتل عامهای دسته جمعی تنها راه نجات را پناه آوردن به کوهها و زندگی متحرک میدانستند. دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب《جامعه شناسی عشایر ایران》صفحه ۲۱ مینویسد: در دوره مغول زندگی کوچ نشینی در لُرستان گسترش یافت زیرا زارعان بر اثر عدم امنیت به کوهها میگریختند و زندگی کوچ نشینی را آغاز میکردند! فتوحات و سلطنت تیمورلنگ در ایران قتل و غارتها و ویرانیهای بسیاری به بار آورد که موجب گسترش زندگی چادرنشینی گردید! به عقیده استاین ( Estaine ) لُرها که در چند قرن اخیر نیمه یکجانشین بوده اند در هزاره پیش از میلاد《حیات یکجانشینی》داشته اند. بوبک (Bobek) یکی دیگر از پژوهشگران که سکونتگاههای ماقبل تاریخ ایران را مورد مطالعه قرار داده است میگوید: وجود پاره ای گیاهان نظیر《فلومیس پرسیکا》در مناطق لُرنشین از لحاظ بوم شناسی گیاهی مبین وجود و رواج زراعت در روزگاران گذشته است و این خود نشانه آن است که کوچ نشینی از درون زندگی ده نشینی مبتنی بر کشاورزی برخاسته است. وجود آسیابها و خرابه های مسکونی در مناطق لُرنشین نشان میدهد که لُرها تا قبل از ترکتازیهای مغولان زندگی یکجانشینی داشته اند. مغولان هیچگاه به زاگرس تسلط نیافتند ولی میراث کوچ بلند و اصطلاحات کوچ را به یادگار گذاشتند. تمامی کلمات کوچ مثل: ایل_ایلخان_ییلاق و قشلاق_خان_یورت_قیقاچ و…تماماً مغولی هستند. از این زمان کوچهای بلند و گسترده با اطلاع از وسعت خرابی مغولان شروع شد. بیهقی میگوید: ما را شهر زادگاه بودی همچنان که آنان (مغولان) را بیابان! دکتر یعقوب احمدی در کتاب《جامعه شناسی ایلات و عشایر》صفحه ۱۰۶ مینویسد: تاریخ زندگی ترکها در ایران به نوعی تاریخ کوچ نشینی و تحرک است!


  • زُروان: ایزد زمان

    زُروان ایزد زمان است که شخصیت او را ابهامی فراگرفته است. برای پیروان کیش زُروانی، خدایی است که سرشتی جاودانه و دوگانه دارد و دو برادر توامان اورمزد و اهریمن را در بطن خود میپرورد. زُروان در اوستا نام خدای کم اهمیتی است ولی در متنهای پهلوی که نشان دهنده سنت دوره ساسانی است شخصیت برجسته ای می یابد. از لحاظ قدمت در برخی از متون او را همچون اورمزد و اهریمن، قدیم بشمار میآورده اند چون ایزد زمان آغاز ندارد و خود آغاز همه چیز است گاهی نیز صراحتاً آفریده اورمزد ذکر شده است. سرنوشت آدمیان بدست این ایزد تعیین میشود سپهر را تن زُروان فرض کرده‌اند. در برخی متون این ایزد صفت《درنگ خدایی》یعنی《ایزدی که فرمانروایی او درازمدت است》دارد! دین زُروانی بیشتر نوعی تفکر در اعمال و آیینها با آیین مزدیسنایی تفاوتی ندارد. زُروان اعتقادی پیش زردتشتی است ولی برخی وجود آنرا ناشی از آشنایی با فرهنگ بابلی میدانند (تاریخ ایران باستان، دکترمحمود حریریان، ص ۱۲۴).


  • ریشه جشن مهرگان

    ماه بغیادیش یعنى ماه بغ یا میثره! خود این کلمه بغ به فارسى به معنى مطلق خدایان بوده و بعدها فقط به میترا یا مهر اطلاق کرده اند. بخ هم که تصحیفى از بغ است در زبان روسى به معنى خداست. ماه بغیادیش معادل ماه بابلى شَمش بوده که همان شمس یا آفتاب است. معادل ارمنى کهن آن هم مهگان است که باز تصحیفى است از مهرگان یا میثرگانه. ماه سغدى آنهم فغکان بوده که باز فغ همان بغ به معنى خدا یا مهر باشد و سلاطین چین را هم از همین ریشه فغفور یا بغپور میخواندند که معنیش میشود《پسر خدا》یا《پسر آفتاب》و بالاخره زردشتیان هم این ماه را مهر مینامند که ما نیز امروز بکار میبریم (من در این رشته ها بیسواد صرفم) درهرحال مهرگان هیچ ربطى با اسطوره ضحاك و فریدون و قیام کاوه پیدا نمیکند. جشنى بوده مربوط به نیمسال دوم که با همان اهمیت نوروز برپا میداشته اند و از ١۶ مهر (مهرگان روز) تا ٢١ مهر (رام روز) به مدت شش روز ادامه میافته البته ممکن است سرنگون شدن ضحاك با چنین روزى تصادف کرده باشد ولى چنین تصادفى نمیتواند باعث شود که علت وجودى جشنى تغییر کند. مثلاً اگر ناصرالدین شاه را در روز جمعه کشته باشند، مدعى شویم که جمعه ها را بدین مناسبت تعطیل میکنیم که روز کشته شدن اوست. مسیحیت تمامى آداب و آیین هاى مهرپرستى را عیناً تقلید کرده که از آن جمله: آیین غسل تعمید و تقدیس نان و شراب! اینرا هم اضافه کنم که به اعتقاد کسانى جشنهاى ٢۵ دسامبر که بعدها بعنوان سالگرد مسیح جشن گرفته شده ریشه هایش به همین جشن مهرگان میرسد. ایرانیان میترایى این روز مهرگان را درعین حال روز تولد مشیا و مشیانه هم میدانستند که همان آدم و حوا اسطوره سامى است و در بندهشن آمده است. آیا اصولاً مسیا یا مسایا (مسیح و مسیحا) همان مشیا هست یا نیست؟



آخرین مقالات