پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

واژگان مشترک زبان لری با زبان انگلیسی

در دنیای امروز هر قومی که به اگاهی قومیتی خویش دست پیدا نکند محکوم به زوال و نابودیست!!!!! مردم سرزمین من انچه را که نمیدانند و یا نمیفهمند به باد تمسخر میگیرند. بیگانگانی که به سرزمینم هجوم اوردند نه زبانشان ایرانیست و نه نژادشان و نه پوششان و نه خصلتشان، ولی خود را ایرانی می نامند و قومیت مرا که تنها بازمانده ی ایرانیان واقعی و باستانیست به تمسخر میگیرند. زبان قوم بزرگ لر به دلبل دارا بودن واژگان اوستایی، کاسیتی، عیلامی، مادی،پارسی،پهلوی اشکانی و ساسانی، جز زبانهای باستانی و اصیل ایران محسوب میشود که با زبان قوم انگلوساکسون (انگلیس) دارای واژگان مشترک بسیاری میباشد. قوم بزرگ لر به تنهایی میراث دار چهار تمدن (کاسی ها ، ایلامی ها، ماد ها و پارس هاست ) که البته راجب پارس و ماد باید گفت اختلاط هایی با اجداد واقعی لرها یعنی عیلاامیان و کاسیت ها صورت گرفته که نمیشود به کل نادیده گرفت. زبان لری نیز از شاخه زبان های هند و اروپایی در طور ادوار مختلف تاثیر پذیر بوده است چرا که سرزمین لرها جولانگاه تمدن های بزرگی بوده است . واژگان مشترک لری با انگلیسی جرج کامرون درباره زبان کاشیان ( کاسیت ها ) میگوید:بیشتر واژه های باقی مانده و اکثر نامهای متعلق به کاشوها ثابت میکند که عامه ی مردم کاشی به زبان قفقازی که همسایه نزدیک زبان عیلام باستان بوده تکلم می کرده اند. کاشیان زودتر از عیلامیان زبان خود را از دست دادند و طی دوران هخامنشی و سلوکی با عیلامیان , پارسیان و لولوبیها و دیگران در آمیختند و طوایفی به وجود آوردند که بعدها به نام لر معروف گشتند ( ایران نامک , امان الله قرشی , صفحه ۱۹۳. ( . دیاکونف در تاریخ ماد , صفحه ۱۲۱ مینویسد:کاسیان قبیله ای بوده اند کوهستانی و پیشه دامداری داشته و به زبانی که با زبان عیلامی قرابت داشته سخن می گفته اند. برخی از دانشمندان در خویشاوندی کاسیان با مردم اروپا تردیدی ندارند زیرا میان برنزهای مکشوفه در مناطق لر نشین و برنزهایی که در قاره ی اروپا کشف شده اند , به اندازه ای شباهت وجود دارد که با, یکدیگر اشتباه گرفته میشوند که این موضوع , حکایت از مشترکات قومی و نژادی می کند. گواه دیگر تعداد زیادی واژه ی مشترک است که بین برخی زبان های اروپایی ( به ویژه انگلیسی و فرانسه ) با زبان لری دیده میشود. احتمال زیاد روزگاری کاسیان با اقوام قدیم اروپا در یک مکان مشترک زندگی میکرده اند که گروهی وارد قاره اروپا و گروهی از راه قفقاز تغییر مسیر داده و وارد ایران شده اند.

واژگان مشترک زبان لری با زبان انگلیسی

برخی از این آثار از این قرارند

۱ ) شاخ برنزی علامت رب النوع که حیوان مظهر آن بوده و در سوییس بر روی سنگ و فلزات پیدا شده است.

۲ ) وجود سنجاق های قفلی برنزی

 ۳ ) خورشید به شکل ارابه ی کهن در لهستان به دست آمده که انواعی از این اشیاء در لرستان وجود دارد ( لرستان و قوم کاسیت , محمد سهرابی , صفحه ۱۰۴ .

و نیز بنابر نوشته های تاریخ ماد صلیب یکی از علایم استعاری است که در میان مفرغ های لرستان مشاهده شده و در هنر سنگتراشی سلسله کاسیان در بابل نیز منعکس شده است ( تاریخ ماد , صفحه ۱۲۹ , دیاکونف ) .

زبان پارسی باستان با زبان انگلیسی و سانسکریت از لحاظ ماهیت و اسکلت بندی شباهت هایی دارد که این اشتراکات به دلیل ریشه مشترک زبانی اقوام هند و اروپایی است.  زبان فارسی زبانی هند و اروپایی است , جزو زبانهای ایرانی محسوب میشود که خویشاوندی نزدیکی با زبان های هندی دارد. در واقع از لحاظ واج شناسی یا نظام آوایی و پی بندهای دستوری , تفاوت های ناچیزی میان زبان فارسی باستان  که در سنگ نبشته های سلطنتی هخامنشی ۵۵۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد به کار رفته ) و زبان سانسکریت کلاسیک وجود دارد. هر دانشجوی سال اول زبان سانسکریت یا زبان فارسی باستان این واقعیت را به آسانی در می یابد. در زیر به چند نمونه از شباهت های زبان های هند و اروپایی اشاره می کنیم:

واژه گرفتن در فارسی باستان میشود grab _ در سانسکریت میشود grabh _ و در انگلیسی میشود grab /

واژه در , در فارسی باستان میشود:duvara _ و در سانسکریت میشود:dvar _ و در، انگلیسی میشود:door /

واژه نام در فارسی باستان میشود:maman _ و در سانسکریت میشود:naman _ و در انگلیسی میشود: name /

واژه پدر در فارسی باستان میشود:pitar _ و در سانسکریت میشود:pitar _ و در انگلیسی میشود:father /

هم چنین واژه های برادر ( brother ) و دختر ( daughter ) و ماه ( moon یا month ) .

 

رابطه ی پیشین اقوام هند و اروپایی بیانگر اشتراک در زبان پیشین فارسی با زبان انگلیسی است. هم اکنون هم تعداد زیادی واژه ی فارسی و انگلیسی مشترک در هر دو فرهنگ وجود دارد که تنها چگونگی تلفظ آنها گاه با اندک تغییری , آنها را از یکدیگر تفکیک میکند.

برای مثال واژه منی meni در لری به معنی گمان و انگار است و در فرهنگ پهلوی دکتر فره وشی صفحه ۳۱۶ واژه مان man پهلوی به معنی گمان و انگار است و در واژه نامه پازند اوستایی صفحه ۲۹۷ واژه اوستایی مانشنی به معنی انگار و شبیه آمده است و در انگلیسی واژه mind به معنی ذهن , فکر و عقیده است و ming یعنی به یاد آوردن است.

 

یا واژه فره fera که در لری به معنای فراوان , افزون و بسیار است و در فارسی باستان به صورت فرهیا frahya و در زبان پهلوی به صورت freh ( فرهنگ پهلوی فره وشی , ۱۳۵۲ , صفحه ۵۶ ) و در واژه نامه پازند اوستایی شهرزادی , صفحه ۲۴۷ با همین لفظ و معنی آمده است و در انگلیسی هم واژه frtile و frequent به معنی فراوانی است.

 

و نیز تعدادی واژه ی مشترک با دیگر زبانهای اروپایی مانند واژه ی فرانسوی papillon به معنی پروانه که در لری به پروانه میگویند پپی papi و همچنین ژلاتین jelatine که در لری به لزج میگن:zeliq . یا macine که در لری مکینه makina به معنی آسیاب است.

یا tasse در فرانسوی و tazza در ایتالیایی که با واژه لری تاس tas چه به لحاظ تلفظ و چه معنی هم ریشه است.

 

تحریک کردن در زبان لری میشود:آنتریک antrik و در انگلیسی intrigue یعنی دسیسه کردن .

آهان در لری میشود:آها aha و در انگلیسی aha یعنی آهان .

بله در لری میشود:أ a و در انگلیسی ah یعنی بله .

عید در لری میشود:إد یا عد ed و در انگلیسی ides یعنی عید .

دستور در لری میشود:ارد urd و در انگلیسی order یعنی دستور.

صحبت توأم با گریه در لری میشود:أنگروره angerura و در انگلیسی anger یعنی بر آشفتگی .

اوه در لری میشود:أه oh و در انگلیسی oh یعنی اوه .

حرف ندا در لری میشود:إه eh و در انگلیسی eh یعنی حرف ندا.

حرف ندا به شگفتی میشود:اوهو oho و در انگلیسی oho یعنی حرف ندا به شگفتی .

صدای صاف کردن سینه به لری میشود:إهم ehem و در انگلیسی hem یعنی صدای صاف کردن سینه .

این در لری میشود:ای ei و در انگلیسی it یعنی این .

حرف ندا برای بیان درد در لری میشود:أی ay و در انگلیسی ai یعنی حرف ندا برای بیان درد .

ایستادن در لری میشود:إیسایه esaye و در انگلیسی stay و stand یعنی ایستادن .

 

ایل el در لری با ilk در انگلیسی به معنای تیره و خانواده هم ریشه است.

 

غروب در لری میشود: إیواره evara و در انگلیسی eve یعنی سر شب و شامگاه .

شاخه در لری میشود: بچ bec و در انگلیسی branch یعنی شاخه .

لباس سر همی در لری میشود: بلرسو balarsu و در انگلیسی boilersuit یعنی لباس مخصوص جوشکاری .

شعله ور در لری میشود: بلیز belez و در انگلیسی blaze یعنی شعله ی درخشان .

بغچه در لری میشود: بندیل bandil و در انگلیسی bandoleer یعنی حمایل .

صدای شیون و زاری در لری میشود: بونگ bong و در انگلیسی bang یعنی محکم بستن .

بودن در لری میشود: بی bi و در انگلیسی be یعنی وجود داشتن .

درخت بید در لری میشود: بی be و در انگلیسی withy یعنی درخت بید .

ضربان قلب در لری میشود: بیت bit و در انگلیسی beat یعنی نبض و ضربان قلب .

بهتر در لری میشود: بیتر beter و در انگلیسی better یعنی بهتر . 

 

بیگ یا بگ bag پیشوند آنام لری است و در انگلیسی big یعنی آدم بر جسته . 

 

تیر آهن در لری میشود: بیم آهه bim ahe و در انگلیسی beam یعنی تیرآهن .

پدر بزرگ در لری میشود: پاپا papa و در انگلیسی papa یعنی پدر بزرگ .

دماغ در لری میشود: پت pet و در انگلیسی pate یعنی کله و سر, و point یعنی نوک .

خالی در لری میشود: پتی pati و در انگلیسی empti یعنی خالی.

بد خلقی در لری میشود: پتی پتی pete pete و در انگلیسی pet یعنی بد خلقی .

صدای سقوط جسم خشک در لری میشود: پروق peruq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن .

باد دهن در لری میشود: پوف pof و در انگلیسی puff یعنی فوت.

غلطاندن در لری میشود: پل دیه pel deye و در انگلیسی impel یعنی مجبور کردن .

صدای سقوط جسم خشک در لری میشود: پلوق peluq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن .

سد بستن , کنایه از نقشه در لری میشود: پله pela و در انگلیسی plat و plan یعنی نقشه .

پیت در لری میشود: پوت put و در انگلیسی pot یعنی دیگ.

چهره در لری میشود: پوز puz و در انگلیسی puss یعنی چهره .

به دور خود چرخیدن در لری میشود: پیت pit و در انگلیسی pitapat یعنی در حال بال بال زدن .

پول در لری میشود: پیل pil و در انگلیسی bill یعنی اسکناس .

تاریک در لری میشود: تار tar و در انگلیسی dark یعنی تاریک .

گراز نر در لری میشود: تاک tak و در انگلیسی hog یعنی گراز .

ذوب کردن در لری میشود: تاو taw و در انگلیسی thaw یعنی آب شدن .

رد و دنبال در لری میشود: تور tur و در انگلیسی trail و track یعنی رد پا و رد پا را گرفتند.

جفت در لری میشود: تم tam و در انگلیسی team و twin یعنی جفت , دسته و دو قلو .

 

 جرعه , یک جرعه در زبان لری میشود:غلپ yolep و در انگلیسی gulp یعنی جرعه .

سلامتی در لری میشود:فت fat و در انگلیسی fat یعنی فربه و چاق .

صدای باد شکم در لری میشود:فرته ferta و در انگلیسی fart هم یعنی باد شکم .

زیاد در لری میشود:فره fera و در انگلیسی free و fttile یعنی زیاد و فراوان .

تمسخر در لری میشود:قاف qaf و در انگلیسی guff یعنی حرف مفت.

چنگ در لری میشود:قپ qap و در انگلیسی garb یعنی چنگ زدن.

سرفه در لری میشود:قوته qota و در انگلیسی cough یعنی سرفه .

قطع کردن با یک ضرب در لری میشود:قرپ qerp و در انگلیسی garb یعنی چنگ زدن.

خفه شو در لری میشود:قسد qesed و در انگلیسی tacet یعنی ساکت باش .

سرنوشت در لری میشود:قسمت qesmat و در انگلیسی kismat یعنی سرنوشت.

چاق در لری میشود:قوی qevi و در انگلیسی chubby یعنی چاق .

بور در لری میشود:کال kal و در انگلیسی colleen یعنی بور .

گوسفند در لری میشود:کاوه kawa و در انگلیسی covey یعنی گوسفند.

سر در لری میشود:کپو kapu و در انگلیسی cap یعنی سر و کلاه .

خفه شو در لری میشود:کشد kesed و در انگلیسی tacet یعنی ساکت باش .

گیوه در لری میشود:کلاش kelas یا گالشت galest و در انگلیسی galosh یعنی گالش.

گاو در لری میشود:گاو gaw و در انگلیسی cow یعنی گاو .

بزرگ در لری میشود:گپ gap و در انگلیسی gob یعنی مقدار بزرگ _ دهان .

دهان در لری میشود:گوپ gop و در انگلیسی gob یعنی دهان .

حرف و صحبت در لری میشود:گپ gap و در انگلیسی gab یعنی پر گفتن .

لقمه گرفتن در لری میشود:گپ گرته gop.g و در انگلیسی gape یعنی دهان را خیلی باز کردن .

گریه کردن در لری میشود:گریوسه gerevese و در انگلیسی grievous یعنی گریه کردن.

نگاه خیره در لری میشود:گز gez و در انگلیسی gaze و agaze یعنی خیره نگاه کردن.

گلو در لری میشود:گلاره gelara و در انگلیسی gular یعنی گلویی.

دهان , یک جرعه در لری میشود:گلپ golep و در انگلیسی gulp یعنی جرعه .

لیوان شیشه ای در لری میشود:گیلاس gelas و در انگلیسی glass یعنی لیوان .

لای , تو در لری میشود:لا la و در انگلیسی ply یعنی لا .

شیب , تپه ای در لری میشود:لپ Lap و در انگلیسی lift یعنی بلندی.

دانه های کهیر در لری میشود:لپر Lapar و در انگلیسی Leper یعنی کهیر و جذام .

قطعه در لری میشود:لت lat و در انگلیسی lot یعنی قطعه .

آب گل آلود در لری میشود:لغن leyen یا لغه leye و در انگلیسی Lagoon یعنی مرداب .

جفت در لری میشود:لف Lef و در انگلیسی Leaf یعنی جفت .

دراز در لری میشود:لنتی Lenti و در انگلیسی Lengthy یعنی دراز .

نوازنده ی محلی در لری میشود:لوتی Luti و در انگلیسی Lilt یعنی آهنگ موزون .

 

 


گرد و خاک در زبان لری میشود: توز tuz و در انگلیسی dust یعنی گرد و خاک .

تلنگر , انگشتک در لری میشود: تیر فرنگ tirfereng و در انگلیسی finger یعنی تلنگر به وسیله انگشت .

چرخ دادن در لری میشود: جر jar و در انگلیسی gyre یعنی چرخ زدن .

میکروب در لری میشود: جرم jerm و در انگلیسی germ یعنی میکروب .

پیچ و تاب خوردن در لری میشود: جر هرده jar.harde و در انگلیسی jar یعنی جنبش و لرزش .

صدای شکستن بلور در لری میشود: جلنگه jelenga و در انگلیسی jingle یعنی صدای جرنگ جرنگ .

حسود و بد جنس در لری میشود: جلوس jelus و در انگلیسی jealous یعنی حسود و بد جنس .

احساساتی در لری میشود: جوشی jusi و در انگلیسی gushy یعنی احساساتی .

مسخره کردن در لری میشود: جیر کشیه jir.k و در انگلیسی jeer یعنی طعنه زدن .

تکان خوردن در لری میشود: جیل jil و در انگلیسی jolt یعنی تکان خوردن .

درختهای کوچک جنگلی در لری میشود: چرو ceru و در انگلیسی grove یعنی درختستان و بیشه .

چیدن پشم گوسفند در لری میشود: چره cara و در انگلیسی shear یعنی قیچی کردن .

شغال در لری میشود: چقل caqal و در انگلیسی jackal یعنی شغال .

چانه در لری میشود: چناوه cenawa و در انگلیسی chin یعنی فک و چانه .

حنا در لری میشود: حنا hena و در انگلیسی هم henna یعنی حنا .

از در لری میشود:  د de و در انگلیسی than یعنی از .

مادر در لری میشود:  دا da و در انگلیسی dam یعنی مادر و دختر در انگلیسی میشود:dau .

درخت در لری میشود: دار dar و در انگلیسی tree یعنی درخت .

سایه و هیبت در لری میشود: داول dawul و در انگلیسی dual یعنی همزاد .

پر پر زدن در لری میشود: د پیت اومایه depit.o و در انگلیسی pitapat یعنی در حال بال بال زدن .

بشکه در لری میشود: درام deram و در انگلیسی drum یعنی ظرف استوانه ای .

متظاهر به کم حرفی و سادگی در لری میشود: دم موت dam mut و در انگلیسی mute یعنی بی صدا .

دندانه در لری میشود: دن den و در انگلیسی dent یعنی دندانه و den یعنی کمینگاه .

صدا در لری میشود: دنگ deng و در انگلیسی ding یعنی ضربت.

عروسی در لری میشود: داوت dawat و در انگلیسی dual یعنی زوج و توأم .

فرستادن و برگشت دادن در لری میشود: ره re و در انگلیسی re یعنی برگشت دادن .

خشک و راست در لری میشود:ر اق raq و در انگلیسی erect یعنی سیخ و راست .

جنجال در لری میشود: راو raw و در انگلیسی row یعنی قیل و قال .

شایعه پرداز در لری میشود: راوی rawi و در انگلیسی rowdy یعنی پر سر و صدا .

خشک در لری میشود: روچ ruc و در انگلیسی rigid یعنی سفت و محکم و سخت .

تاقچه ی بالایی نزدیک سقف در لری میشود: رفه refa و در انگلیسی roof یعنی سقف .

بازگشت دادن و فرستادن در لری میشود: ره کرده re.k و در انگلیسی refer یعنی بازگشت دادن .

لرزه در لری میشود: رکو reko و در انگلیسی rock یعنی تکان و جنبش .

رگه در لری میشود: رگ reg و در انگلیسی rake یعنی رگه و شیار.

دعوا در لری میشود: رگه rega و در انگلیسی wrangler یعنی اهل مشاجره .

گریختن در لری میشود: رم کرده ram.k و در انگلیسی ramp یعنی سرازیر شدن.

قوچ و گوسفند نر در لری میشود: رمه rama و در انگلیسی ram یعنی قوچ و گوسفند نر .

رومی در لری میشود: رومونی rumoni و در انگلیسی romanic و roman یعنی رومی .

کناره در لری میشود: رونه rona و در انگلیسی rand یعنی کناره.

باران شدید در لری میشود: رهیل reheyl و در انگلیسی rainfall_ یعنی بارندگی و rainsquall یعنی باران شدید.

سفت شدن و جمع شدن در لری میشود: ریچ ric و در انگلیسی rigid یعنی سفت و محکم و سخت.

قاچ قاچ کردن در لری میشود: ریف rif و در انگلیسی rip و rift یعنی شکافتن , دریدن و برش دادن .

بریدن در لری میشود: ریف rif و در انگلیسی rive یعنی بریدن .

چالاک و ورزیده در لری میشود: زرک zerk و در انگلیسی jerk یعنی حرکت تند .

زعفران در لری میشود:ز فرو zafero و در انگلیسی saffron یعنی زعفران .

زرنگ در لری میشود: زل zel و در انگلیسی zeal یعنی شوق و حرارت .

سر و صدا و جنجال در لری میشود: زیپو zipo و در انگلیسی zippy یعنی پر از سر و صدا .

جویدن در لری میشود: ژا za و در انگلیسی chaw یعنی جویدن .

قرار و آرامش در لری میشود: ستار setar و در انگلیسی set یعنی قرار گرفته .

آواز خواندن در لری میشود: چرنه cerrane و در انگلیسی serenade یعنی ساز و آواز شبانه .

سرود در لری میشود: سرو seru و در انگلیسی sorrow یعنی غم و اندوه .

مسافر در لری میشود: سفری safari و در انگلیسی safari یعنی سفری.

تفاله در لری میشود: سلپ selp و در انگلیسی silt یعنی ته مانده_ لای.

ضربت زدن در لری میشود: سوک suk و در انگلیسی sock یعنی ضربت زدن.

برای در لری میشود: سی si و در انگلیسی sake یعنی برای .

برای اینکه در لری میشود: سی si و در انگلیسی the یعنی برای اینکه .

نگاه در لری میشود: سیل seyl و در انگلیسی see یعنی نگاه کردن.

حرکت جنس نر در لری میشود: شاک sak و در انگلیسی shake یعنی تکان خوردن .

اشتباه در لری میشود: شپ sep و در انگلیسی slip یعنی اشتباه .

صدای سیلی و رعد و برق در لری میشود: شریق یا شریقه seriq یا seriqa و در انگلیسی shriek یعنی جیغ و فریاد .

تکاندن یا تکان در لری میشود: شک sak و در انگلیسی shake یعنی تکان دادن .

خسته در لری میشود: شکت sakat و در انگلیسی shagged و jaded یعنی خسته .

تکان در لری میشود: شکو sako و در انگلیسی shake یعنی تکان دادن .

شیرین در لری میشود: شیری siri و در انگلیسی sherry یعنی شراب شیرین اسپانیایی .

عهد و پیمان در لری میشود: عت at و در انگلیسی oath یعنی عهد و پیمان .

 

 

لایه در زبان لری میشود: لیف Lif و در انگلیسی Leaf یعنی لایه .

دیوانه در لری میشود: لیوه Leva و در انگلیسی rave یعنی دیوانه .

ماسیدن در لری میشود: ماسسه masese و در انگلیسی massy یعنی جامد و غلیظ .

نوعی رختخواب پیچ را در لری گویند: ماشته masta و در انگلیسی mesh یعنی در هم تنیده و بافته .

قصه در لری میشود: متل matal و در انگلیسی myth و mythos یعنی افسانه.

گیج در لری میشود: مر merr و در انگلیسی mammer یعنی گیج شدن .

لاغر و ضعیف در لری میشود: مردالی mordali و در انگلیسی mortal یعنی فانی و مردنی .

لاغر شدن در لری میشود: مردالی بیه mordali.b و در انگلیسی mortality یعنی مرگ و میر و میرش .

مرده شور خانه در لری میشود: مرشور هونه morsur.h و در انگلیسی mortuary یعنی مرده شور خانه .

مزد در لری میشود: مز mez و در انگلیسی meed یعنی پاداش .

چاق در لری میشود: مس mas و در انگلیسی massy یعنی چاق .

موذی در لری میشود: ملاس melas و در انگلیسی malice یعنی بد جنس .

پستان در لری میشود: ممه mama و در انگلیسی mama یعنی پستان .

فکر و گمان در لری میشود: منه mene و در انگلیسی mind یعنی فکر.

 

مور mur نوعی آواز غم انگیز در لری است و در انگلیسی mourn یعنی گریه کردن . 

 

 

من در لری میشود: مه me و در انگلیسی me یعنی به من.

میان در لری میشود: می me و در انگلیسی mid یعنی میانی .

صدای گربه در لری میشود: میاو miyaw و در انگلیسی meow یعنی میو میو .

کرم ریز , کرم پنیر در لری میشود: میت mit و در انگلیسی mite یعنی کرم ریز .

شوهر در لری میشود: میره mera و در انگلیسی marital یعنی شوهر , زوج .

میانه و وسط در لری میشود: مین men و در انگلیسی mean یعنی میانه و وسط .

کنایه از عمق و میان در لری میشود: مین دل mendel و در انگلیسی meddle یعنی میان .

غر زدن در لری میشود: نق neq و نق نق neqenaq و در انگلیسی nag یعنی غر زدن .

خسیس در لری میشود: نگریس negris و در انگلیسی niggard یعنی خسیس .

گهواره در لری میشود: ننو nanu و در انگلیسی nany یعنی گهواره .

 

نو nu در لری یعنی جدید و در انگلیسی new یعنی نو و تازه.

 

برآمدگی در لری میشود: نوک nuk و در انگلیسی nook یعنی برآمدگی.

صدای کم ناشی از ضعف میشود:ن یزه niza و در انگلیسی noise یعنی سر و صدا .

نیمه در لری میشود: نیف nif و در انگلیسی nip یعنی ذره و جزیی .

باز و گشاد در لری میشود: واز vaz و در انگلیسی wide یعنی پهن و عریض .

تلو تلو خور و چرخنده در لری میشود: واگلو vagelu و در انگلیسی waggle و waggly یعنی جنباندن .

ناله و ماتم در لری میشود: واویلا vaveyla و در انگلیسی wail یعنی ناله و ناله کردن .

تن و بدن و پوشیدن در لری میشود: ور var و در انگلیسی wear یعنی پوشیدن .

تخته های روی تیر اتاق در لری میشود: ورس veras و در انگلیسی wainscot یعنی تخته جهت پوشش دیوار .

خسته در لری میشود:ولکت velakat و در انگلیسی whacked یعنی خسته .

به در لری میشود: وه ve و در انگلیسی with و bah یعنی به .

صدای باد شکم در لری میشود: ویزه viz و در انگلیسی whiz یعنی صدای غژ .

ساده لوح در لری میشود: ویل veyl و در انگلیسی wale یعنی سرگردان .

ها در لری میشود: هه ha و در انگلیسی ha یعنی ها .

سرگردان در لری میشود: ویلو veylo و در انگلیسی waylles یعنی بیراه و بدون جا .

امر به سکوت در لری میشود: هس hess و در انگلیسی whist یعنی ساکت کردن .

گود و گشاد در لری میشود: هلف hulf و در انگلیسی hollow یعنی گود و پوک .

تلاش و دوندگی سخت در لری میشود: هلگ halg و در انگلیسی halt یعنی لنگیدن .

بغل و کتف در لری میشود: هنگل hangle و در انگلیسی handle یعنی دسته .

امر به سکوت در لری میشود: هوس hus و در انگلیسی hush یعنی ساکت و آرام .

خانه در لری میشود: هوش hos و در انگلیسی house یعنی خانه .

بیم و نگرانی در لری میشود: هوف huf و در انگلیسی huff یعنی ترساندن و غضب .

هاونگ در لری میشود: هونگ havang و در انگلیسی whang یعنی هاونگ .

لفظی در بیان غم و اندوه در لری میشود: هه رو he ru و در انگلیسی rue یعنی غم و غصه .

خرده در لری میشود: هیرد hird و در انگلیسی heat یعنی خرده .

نویسنده:آرمند جودکی

 

 

12 نظر

  • جودکی

    زبان لری زبانی رسمیست که در حق ان کم کاستی های زیادی شده است


  • بهادری

    بسیار جالب بود.


  • سجاد دریکوند

    درود بر شما , بسیار عالی و آگاهی دهنده بود. سپاسگزاریم


  • Farazmand

    همه را برق میگیرد , ما را چراغ نفتی خود کرد پندارها… کردهای اصیل تو منطقه اردلان ( کردستان و جنوب آذربایجان غربی ) هستند و نژاد و مذهب و زبانشون کاملا با اینها فرق میکنه و اصلا این خود کرد پندارها رو کرد نمیدونند و بهشون میگن کرد پلاستیکی. اینا از بی هویتی رفتن سراغ هویت عاریتی. این جماعت نه بدرد لرها میخورن و نه کردها. اگه می بینید خیلی بچه گانه جسارتی می کنند بخاطر اینه که کردها اینارو هم تحویل بگیرند. اینا تاریخی تو منطقه ندارند حتی نمیدونند ایلام یعنی چی. اینارو رضاخان از موصل عراق یک قرن پیش آورد تا چماقش باشن تو جنگ با لرها. اینا اصلا ایرانی نیستند. چرا پیامشون رو نشر یا جواب میدید؟!

  • دیناروند

    یکی از علل اشتباهات برخی منابع غربی درباره زبان قوم لور همان گونه که دکتر اریک جان آنونبی زبان شناس کانادایی نیز اشاره میکند اطلاعات معیوب مآخذ ایرانی است که منبع مطالعات کتابخانه ای آنها است از این رو انجام تحقیقات مستقل و مستند میدانی علمی درباره زبان مردم لور ضروری است حتی در برخی منابع ایرانی تفاوت لوری با فارسی صرفأ یک سری تفاوت در تلفظ ذکر شده است.


  • کرد

    البته بايد گفت كه جمعيت كوردهاي با مذهب شيعه و علوي از كوردهاي سني مذهب بيشتر است. در حدود 20 ميليون كرد شيعه و علوي مذهب در تركيه و سوريه وجود دارند كه رهبر اونا اوجالان هم علوي است كه جمعيت كوردهاي شيعه عراق مانند خانقين و كلار و مندلي و بدره و كركوك را به اونا اضافه كنيم عدد زيادي هستند. حال اينكه كوردهاي ايلام و كرمانشاه و قروه و بيجار و كوردهاي استان خراسان شمالي را نيز بايد به اين آمار اضافه نمود در كل جمعيت كوردهاي شيعه و علوي مذهب به مراتب بيشتر از كوردهاي سني است و كوردهاي شيعه ميتوانند از لحاظ جمعيتي بر كوردهاي سني غلبه نمايند. لذا ميتوان گفت كه اكثريت جمعيت كوردها مذهبشان همانند لرها شيعه است و اين نتيجه خوبي است كه ما بايد روي بار مذهبي آن كار كنيم!

  • مدیر وبسایت

    اقای به اصطلاح خود کرد پندار . کرد واقعی کسی هست و بوده که سنی مذهب بوده. پدیده کرد شیعه ساختگی و حاصل شستشوی مغزی بعضی دستگاه ها بوده . نظام پهلوی پس از سرکوب لرها , با میدان دادن به تبلیغات کردگرایانه در لرستان پشتکوه , هم قصد تضعیف هویت لری را داشت و هم پدیده ای تحت نام "کرد شیعه" را علم کرد . وقتی میگویی کرد شیعه خندم میگیره. اینم یادت باشه در جهان اسلام ما هرچی ضربه میخوریم از همین سنی ها هست. سنی و شیعه هیچگاه باهم کنار نمیان. مذهب مهمتر قومیت ها هست. مثلا دو قوم لر و ترک اگر هر دو شیعه باشند در کنار هم بهتر جفت و جور میشوند تا لر و کرد که شیعه سنی باشند. واقعیت اینه

  • مدیر وبسایت

    اقای به اصطلاح خود کرد پندار . کرد واقعی کسی هست و بوده که سنی مذهب بوده. پدیده کرد شیعه ساختگی و حاصل شستشوی مغزی بعضی دستگاه ها بوده . نظام پهلوی پس از سرکوب لرها , با میدان دادن به تبلیغات کردگرایانه در لرستان پشتکوه , هم قصد تضعیف هویت لری را داشت و هم پدیده ای تحت نام "کرد شیعه" را علم کرد . وقتی میگویی کرد شیعه خندم میگیره. اینم یادت باشه در جهان اسلام ما هرچی ضربه میخوریم از همین سنی ها هست. سنی و شیعه هیچگاه باهم کنار نمیان. مذهب مهمتر قومیت ها هست. مثلا دو قوم لر و ترک اگر هر دو شیعه باشند در کنار هم بهتر جفت و جور میشوند تا لر و کرد که شیعه سنی باشند. واقعیت اینه

  • شهرزادی

    در کتاب "بدایع اللغه" نوشته ؛ علی اکبر وقایع نگار کردستانی در صفحه ۱۹ و ۲۰ آمده است که:حدیث نبوی صلی الله تعالی شأنه علیه و سلم فرموده:الاکراد طاعفه من الجن ، و این حدیث در کتاب فقهی شرح لمعه و اکثر کتابهای تاریخی هم آمده و وجود دارد در تاریخ ابن خلکان و کتاب قصه و امم که در انساب عرب و عجم است آمده که اکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم آمده و حتی شعری هم در این مورد هست که میگوید:لعمرک ما الاکراد من نسل فارس _ ولکنه کردین عمرو بن عامر ، سوگند بجان شما کرد از نسل فارس نیست بلکه کرد فرزند عمرو بن عامر است ، و عمرو و پدرش از ملوک یمن بوده و بعد از آن به شام منتقل شدند و "مذهب کرد من أوله إلی یومنا هذا ( و مذهب کرد از ابتدا تا کنون ) تسنن بوده و پیرو شافعی و حنفی" . همانطور که ملاحظه میفرمایید علی اکبر وقایع نگار کردستانی مذهب قوم کرد را از ابتدا تا کنون تسنن شافعی و حنفی ذکر میکند. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در همان کتاب بدایع اللغه صفحه ۲۶ مینویسد:بعضی از لرها چادرنشین و برخی از ایشان شهر و دهات و بلوکات نشین اند و محل سکونتشان از اصفهان تا شوشتر و دزفول است و از یک طرف از سنندج و همدان است و کرمانشاهان هم داخل لرستان است و بختیاری و سنجابی و جلیلوند هم از لرها هستند و مذهب لرها تشیع جعفری است. ملاحظه بفرمایید که علی اکبر وقایع نگار کردستانی کرمانشاهان را داخل لرستان ذکر میکند و مذهب لرها را هم تشیع جعفری ذکر کرده است. دکتر مجتبی مقصودی هم در کتاب "قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی پهلوی دوم" در صفحه ۵۶ مینویسد:اکراد به خاطر هم جواری با اعراب و نزدیکی به مقر خلافت به طریقه ی "تسنن" و پیروی از خلفای وقت پیوستند و با پیدایش تقسیمات جدید در فروع مذهب تسنن غالب کردها به پیروی از مذهب شافعی که در زمان ترکان سلجوقی مذهب رایج در ایران بود، پرداختند و با به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور در دوران صفویه و بروز جنگ میان ایشان و امپراتوری عثمانی ، کردهای سنی در جنگ چالدران سال ۹۲۰ هجری ( ۱۵۱۴ میلادی ) به حمایت از امپراتوری عثمانی پرداختند و تا پایان دوره صفوی جزء امپراتوری عثمانی بودند. کردهای اصیل مذهب تسنن دارند. لرها که حتی قبل از صفویه مذهب تشیع داشتند در جنگ چالدران زمان شاه اسماعیل صفوی به دفاع از ایران برخاستند و جنگجویان لر با گرزهایی که از چوب بلوط و گردو ساخته بودند به یاری شاه اسماعیل رفتند و با شجاعت و استقامت صف سربازان عثمانی را در هم میشکستند و جلو میرفتند و ترسی از مرگ نداشتند سربازان لر از طوایف قلاوند ، اسباوند ، سکوند و … بودند سلاح اصلی سربازان لر چوب و شمشیر و فلاخن بود و در به کار بردن چوب در میدان نبرد مهارت زیادی داشتند و از دلاوری لران تعاریف زیاده نموده اند. این مطلب در جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان صفحه ۲۷۴ و اشتن متز آلمانی در کتاب سلطان سلیم / شاه جنگ ایرانیان در چالدران صفحه ۲۷۶ / اتابکان لر کوچک صفحه ۹۷ آمده است.


  • كورد لر تبار

    ممنون از اطلاعاتتون


  • مزدک از ممسنی

    به این واژگان بُر = bor که در انگلیسی نیز berith یعنی روشن و بل بل کردن bel = blink در انگلیسی به معنای کور سو زدن نور


  • شایان

    با توجه به مستندات تاریخی و پژوهش های انجام شده میتوان استنباط کرد که قوم لر از جمله بومیان اصلی و قدیمی ایران و وارثان تمدن های عیلام باستان و کاسیان هستند. مشخصات فیزیکی ، آداب و رسوم ، پوشاک ، خصوصیات و ویژگی های زبانی لرها و نزدیکی واژه ها و زبان آنها به زبان های پهلوی باستان و اوستایی بیانگر اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن آنهاست. مردمان قوم لر از اختلاط و آمیزش با نژادهای غیر ایرانی تا حدودی به دلیل موقعیت جغرافیایی و کوهستانی خود مصون مانده اند و کمتر در معرض تهاجم تمدن های مختلف کشور گشایان و فاتحان بیگانه قرار گرفته اند. در اثبات اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن اقوام لر میتوان به همسانی زبانی و پوشش آنان با اقوام باستانی ایران و همینطور سابقه ی کهن تاریخی محل سکونت این قوم اشاره کرد. لباس بانوان لر شباهت بسیار زیادی به لباس زنان دوره ی ساسانی دارد و زبان لری به زبان پهلوی عهد ساسانیان نزدیک است و از واژه های ترکی و عربی کمتر بهره گرفته است. محققان قرار گرفتن محل سکونت آنان را در میان کوه های بلند و صعب العبور و پر درخت را عامل عدم اختلاط نژادی و زبانی با زبانهای ترکی و عربی دانسته اند. زبان لری سرشار از واژگان اوستایی و پهلوی است که خود بهترین معیار است برای تشخیص تبار و اصالت نژادی مردمان لر .


  • lor-ilam

    زبان لري


  • حسين سكران-ئيلام

    قربون هرچی لره . نوکرم


  • احسان مریدی

    حکایت زبان دری ( فارسی ) برای ما لرها ، حکایت زبان انگلیسی برای هندوهاست. کسی که زبان خود را لهجه میداند یا بسیار احمق است یا بیسواد تاجیک شده!!!


  • samin

    واژه سیل کردن ینی دیدن و فعل see هم شباهت دارن البته من خودم مدرس زیان انگلیسی هستم و قبلا خیلی مشترکات پیدا کردم که متاسفانه یاداشت نکردم



آخرین مقالات