سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شاپورخواست / خرم اباد

محمد محمدی در کتاب "شهرهای تاریخی لرستان فیلی" ، صفحه ۲۸ آورده است که:خایدالو از بناها و شهرهای عیلام باستان در منطقه لرستان فیلی است. پژوهشگران بر این عقیده هستند که شهر خایدالو (یکی از شهرهای مهم تمدن عیلام ) در مکان فعلی شهر خرم آباد قرار گرفته است. مرحوم حسن پیر نیا ( مشیرالدوله ) در کتاب مشهور تاریخ ایران باستان ، ضمن ذکر چهار شهر مهم عیلامی در توضیح شهر خایدالو مینویسد:گمان میرود در جای خرم آباد فعلی بنا شده است ( پیرنیا مشیرالدوله ، ۱۳۸۹ ؛ ۳۰ ) . مؤلف کتاب دنیای گمشده عیلام هم در این مورد مینویسد:در طول اولین هزاره تاریخ عیلام باستان ، بین ۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد به طور کلی با سه خاندان فرمانروا سر و کار داریم:شاهان آوان ، شاهان سیماشکی و به اصطلاح ، نایب الحکومه های بزرگ که احتمالأ هم از سیماشکی منشأ گرفته اند. بر مبنای شواهد و منابع موجود ، مشخص است که آوان در جایی که امروز دزفول ( یعنی مرز تاریخی و فرهنگی سرزمین لر فیلی ) قرار دارد و سیماشکی در جایی که خرم آباد جدید واقع است ، بوده باشد ( هینتس ، ۱۳۷۱ ؛ ۸۱ ) . همین نویسنده در جای دیگری و به صراحت بیشتر در این زمینه به اظهار نظر پرداخته است:در یک فهرست نام شاهان که در شوش پیدا شده ، پس از ۱۲ نفر شاهان آوان سلسله ای به همان درازی از شاهان سیماشکی را ضبط شده می بینیم. طبق این فهرست ، احتمال بسیار وجود دارد که این سلسله جدید از کوه های لرستان در شمال سوزیان سرچشمه گرفته و پایتختش در خرم آباد بوده است ( هینتس ، ۱۳۷۱ ؛ ۹۴ ) . دمورگان هم در این خصوص بر این عقیده اند که:محل فعلی خرم آباد جایی است که همیشه مسکون بوده است. در اینجا ( خرم آباد ) در باغ ها به کرات سکه ها و غلغلک های کلده ای و دیگر اشیای خورده ریز و اشیایی که مبین عهد باستان بسیار دوری است یافت میشود. در جنوب خرم آباد جلگه زیبایی است ، مشروب از آب، رودخانه و در آن دیه های چندی از قبیل گلدان و شاهین آباد و بسیاری دیگر وجود دارد که برای منطقه مهم اند. نزدیک ترین این دهات تپه های مصنوعی بزرگی است که تحقیق و کاوش در آنها بسیار جالب توجه است و من فکر میکنم که با "خایدالوی" متون آشوری مطابقت دارد. در آنجاست که محتملأ شاه عیلام به هنگام حمله فاتحین شمال و اشغال ماداکتو به آن گریخته و پناه جسته است. هیچ محل باستانی دیگری در لرستان به خوبی و کمال دشت خرم آباد با توصیفات جغرافیایی کتیبه ها مطابقت نمی کند. پرسی سایکس هم کم و بیش بر این عقیده اند ( سایکس ، ۱۳۳۵ ؛ ۵۵ ) . یوسف مجید زاده نیز در کتاب تاریخ و تمدن عیلام صفحه ۸ مینویسد که:به احتمال قریب به یقین سیماش به منطقه شمال جلگه خوزستان اطلاق میشده و مرکز آن شهر خرم آباد کنونی در لرستان بوده است ( مجید زاده ، ۱۳۸۶ ؛ ۸ ) . تعداد زیادی از پژوهشگران نیز ( عمدتأ به تبعیت از مرحوم پیرنیا مشیرالدوله ) کم و بیش بر همین عقیده اند که از آن جمله میتوان به رزم آرا ، علامه علی اکبر دهخدا ، دکتر محمد معین ، محمد علی امام شوشتری ، علی سامی ، مرتضی راوندی ، اسماییل رایین ، اسدالله فاطمی ، کاظم ودیعی و … اشاره کرد ( دیانوش چراغی در فصلنامه پژوهشی "یافته نو" ، شماره ۴ ، صفحه ۵۵ ) . در پی این اظهار عقیده ها برخی از نویسندگان بومی هم در تألیفاتشان به این مسأله پرداخته اند. نگارندگان این گفتار را عقیده بر آن است که وجود برخی از شواهد تاریخی ، شاید بتواند مؤید وجود شهر یا شهرهایی در عیلام شمالی ( یعنی سرزمین سیماش و لرستان فیلی امروزی ) باشد. هم چنان که وجود همین شواهد باعث اظهار نظر افرادی چون:پیرنیا ، دمورگان ، سایکس و … در این خصوص شده است.

شاپورخواست / خرم اباد

در تاریخ , روایات و داستانهای زیادی برای وجه تسمیه ی شاپورخواست ذکر شده است. و در منابع به صورتشاپر خواست_شابور خواست_ شاپور خوست_ و در اصطلاح پهلوی به صورت شاپور خواسای آمده است که در دوره ساسانی توسط شاپور اول و دوم در جنوب شهر خرم آباد ساخته شده است و تا قرن هشتم هجری مسکون بوده است و اصولأ در معنی ( شهر ساخته شده به خواست و اراده شاهپور ) میباشد مثل ایزدخواست که به مفهوم ساخته شده به فرمان خداوند است. پسوند "خواست" یا "هاست" همان "خواسای" پهلوی و به معنی اراده میباشد.

اکثر مورخان و جغرافیدانان بنام مثل ( مسعودی و اصطخری ) از قرن دو و سه هجری به بعد از مردمان لر با نامهایبلاد اللریه__بلاد اللور ( لرستان ) _الوار_لریه_ نام برده اند. ابوبکر احمد بن محمد همدانی معروف به " ابن فقیه " در قرن ۳ هجری ( ۲۹۰ ) در کتاب ( البلدان ) صفحه ۲۵ در بخش مربوط به ایران نام شهر شاپور خواست را ذکر کرده است. در مجمل التواریخ و القصص بنای شهر شاپور خواست را به اردشیر ساسانی نسبت داده است. در سیرالملوک صفحه ۴۰۰ هم اردشیر را سازنده شهر و دژ شاپور خواست ذکر کرده است. عبدالله رازی مؤلف "تاریخ ده هزار ساله ایران" صفحه ۲۴ شاپور اول فرزند اردشیر را سازنده بنا ذکر کرده است.

فلک الافلاک، شاپور خواست، خرم اباد

باید بپذیریم که شاپور اول ساسانی بر روی خرابه های شهر خایدالوی دوره عیلامی , این شهر شاپور خواست را بازسازی کرده است. اصطخری در قرن چهار هجری در مسالک و الممالک ص ۲۰۴ در ذیل شهرهای جبال از شابرخاست نام برده. ابن حوقل در سال ۳۶۶ در صوره الارض صفحه ۱۰۴ از شابرخواست نام برده است. ابن بلخی مورخ قرن ششم هجری در فارسنامه صفحه ۶۳ نوشتهشاپورخواست پهلوی الاشترست. در کتاب "حدود العالم من المشرق الی المغرب" سال ۳۷۲ هجری قمری در صفحه ۱۴۱ از شهر سارجلست (شاپورخواست) نام برده.

ابوعلی محمد بن احمد مقدسی در کتاب "احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم" سال ۳۷۵ قمری در صفحه ۶۰۰ درباره شهر لور توضیح میدهد و نام میبرد. یاقوت حموی در "معجم البلدان" در سال ۶۳۱ قمری در صفحه ۱۰۹ مینویسدشاپور خوست شهر و دژ بنامی است در کوههای لر از همدان و خوزستان.

جهانگشای جوینی ( ۶۵۸ هجری ) در تاریخ جهانگشای جوینی جلد ۲ صفحه ۱۵۳ مینویسدشاپورخواست شهری بزرگ بودست مشهور و معروف و ذکر آن در تواریخ مسطور رسمی بیش نمانده. بدون تردید کوهستانی بودن منطقه و دوری از شاهراهها باعث دشواری مسافرت به این دیار گردیده و از این رو جغرافیانویسان نه تنها درباره شاپورخواست بلکه درباره لرستان به اختصار گفتگو کرده اند. صفی الدین عبدالمؤمن بغدادی صاحب کتاب ( مراصد الاطلاح ) که در سال ۷۳۹ قمری درگذشته است در کتابش صفحه ۲۰۸ درباره شاپور خواست نوشته استنام شهری است از ولایتی واقع در بین خوزستان و اصفهان در بیست فرسنگی نهاوند و شهر لور بین این شهر و خوزستان است.

در مجله بررسیهای تاریخی_ سال ۱۲ _ شماره ۲ _ خرداد ۱۳۵۶ _ صفحه ۲۱۵ مینویسدشاپور آباد یا سابر آباد یعنی شاپور خواست در میان اصفهان و خوزستان که به روزگار قدیم سخت آباد بوده است. معین الدین نطنزی در کتاب منتخب التواریخ در قرن ۸ , صفحه ۳۷۰ از لر بزرگ و لر کوچک و شهر شاپور خواست نام میبرد. در کتاب ( تاریخ ایران , از زمان باستان تا امروز , صفحه ۲۵ ) درباره خرم آباد ( خور موعه ) مینویسدبنابر تاریخ گذارهایی از راه آزمایش رادیو کربن در غار کنجی ( واقع در دره تاریخی خرم آباد ) قدمت آثار از ۴۰ الی ۵۰ هزار سال است. در کتاب ( دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران "لرستان" صفحه ۴ به بعد ) که توسط پروفسور فرانک هول استاد دانشگاه رایس آمریکا و همکارش دکتر فلانری و دیگر محققان در ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۳ در خرم آباد بودند و سال ۱۹۶۷ در آمریکا چاپ شده , دربردارنده اطلاعات ارزنده ای درباره تاریخ و قدمت خرم آباد است.

دکتر محمد معین در کتاب فرهنگ فارسی , جلد ۵ , صفحه ۴۷۴ ذیل خایدالو مینویسدخایدالو یا خیدلو شهری در عیلام باستان , که خرابه های آن نزدیک خرم آباد کنونی است. سایکس در تاریخ ایران صفحه ۵۵ خرم آباد را خایدالو از شهرهای عیلام باستان میداند. سپهبد علی رزم آرا در کتاب جغرافیای نظامی ایران لرستان صفحه ۱۷۶ مینویسددر جلگه خرم آباد در چهار هزار سال پیش , شهری موسوم به خایدالو_خایدر_خایدلو_خیدلو در عصر عیلام باستان وجود داشته که آثار و خرابه های آن در خرم آباد باقی است. دکتر یوسف مجید زاده در کتاب تاریخ و تمدن عیلام صفحه ۸ شهر خرم آباد امروزی را مرکز ایالت سیماش در دوره عیلامیان دانسته است. حسن پیر نیا در تاریخ ایران قدیم صفحه ۳۴ نوشته؛ شهر خایدالوی عیلام باستان در جای خرم آباد امروزی بوده است. مسعود کیهان در جغرافیای مفصل ایران _ جلد ۲ _ صفحه ۱۶ از عیلام باستان و خایدالو نام برده و توضیح داده است.

 

در پایان این شعر زیبا از  قدرت شباب  خواندنی و شنیدنیست:

شهر خاموشم , بگو شب زنده داران را چه شد _ با خزان نا آشنای من , بهاران را چه شد /

بر حریم حرمتت بی پرده میتازد حریف _ پرده در را نیست پروا , پرده داران را چه شد /

موج میزد در کنارت شور و شوق زندگی _ شهر من , با من بگو دل بیقراران را چه شد /

قاصد نوروز در راهست خاموشی چرا _ بیستون عاشقان , شیرین شکاران را چه شد /

در سری سودای ساز و برگ بزم عید نیست _ فروردین در میزند , چشم انتظاران را چه شد /

آسمان پیراهن از ابر سیه پوشیده است _ تا بشوید گردت از رخسار , باران را چه شد /

در زلال چشمه هایت تن نمیشوید گلی _ ای گل آلوده گلستان , گل عذاران را چه شد /

حافظ آن رند خراباتی چه زیبا گفته است_ کس ندارد ذوق مستی , میگساران را چه شد؟ /

تا شبیخون بر سپاه شوم شب کیشان زنند _ شهر شبهای شباب من , سواران را چه شد؟

 

 

نویسنده: مهدی سلاحورزی

 

 

69 نظر

  • قدرت شباب خرم آبادی

    دمت نویسندش گرم فقط

  • خرم آباد قدیم از نگاه سیاحان ایرانی و جهانگردان اروپایی

    خرم آباد در طی تاریخ پر فراز و نشیب خود ، شاهد حوادث و اتفاقات گوناگونی بوده که بسیاری از آنها در کتب تاریخی به ثبت رسیده است. بسیاری از شاهان ایران نظیر:شاه شجاع اتابک فارس ( فسایی ، ۱۳۶۷ ؛ ۳۱۶ ) _ تیمور لنگ ( پناهی سمنانی ، ۱۳۶۳ ؛ ۹۹ تا ۱۰۰ ) _ شاه اسماعیل صفوی ( منتظر صاحب ، ۱۳۴۹ ؛ ۱۷۰ تا ۱۸۱ ) _ شاه عباس صفوی ( برادران شاهوردی ، ۱۳۶۴ ؛ ۳۵۳ ) _ نادرشاه افشار ( باستانی پاریزی ، ۱۳۶۷ ؛ ۳۶۳ ) _ کریم خان زند ( ۱۳۶۵ ؛ ۷۹ و ۱۶۵ ) _ و فتحعلی شاه قاجار ( فسایی ، ۱۳۶۷ ؛ ۸۹۳ ) و … در ضمن برخوردهای ( عمدتأ ) نظامی و دیگر مساعل به شهر خرم آباد سفر کرده اند. همچنین تعداد نسبتأ زیادی از مورخین و سیاحان ایرانی و فرنگی از دوره ی تیموریان تا پهلوی به خرم آباد وارد شده و به توصیف شهر و اطراف آن پرداخته اند مثل:سید مجد الدین محمد حسینی حاعری امجدی ، دوره صفویه ، سال ۹۷۴ خورشیدی ، صفحه ۷۷۵ / شیخ محمد لاهیجی ، دوره صفویه ، سال ۱۱۰۱ شمسی ، صفحه ۴۲ / ملا جلال الدین منجم ، صفویه ، صفحه ۱۲۳ / میر عبد اللطیف خان شوشتری ، دوره قاجاریه ( ۱۱۸۰ شمسی ) ، صفحه ۱۰۲ / محمود میرزا قاجار ( ۱۲۰۸ شمسی ) ، صفحه ۱۸ / محمد شریف زین العابدین شیروانی قزوینی ، دوره فتحعلی شاه ( ۱۲۱۲ شمسی ) ، صفحه ۲۱۴ و ۲۶۶ / سر هنری راولینسون ، دوره قاجاریه ( ۱۲۱۵ شمسی ) ، صفحات ۱۳۷ تا ۱۴۰ / بارون دوبد ، قاجار ( ۱۸۴۰ میلادی _ ۱۲۲۳ شمسی ) ، صفحه ۱۶۸ / موسیو چریکف روسی ، دوره قاجاریه ( ۱۸۵۱ میلادی _ ۱۲۲۹ شمسی ) ، صفحه ۴۵ و ۴۹ / حاج محمد علی سیاح محلاتی ، دوره قاجار ( ۱۲۵۷ شمسی ) ، صفحه ۲۳۴ و ۲۳۵ / مسعود میرزا قاجار ( ظل السلطان ) ، دوره قاجار ( ۱۲۵۸ شمسی ) ، صفحه ۲۷۹ / حاج میرزا عبد الغفار نجم الملک ، دوره قاجاریه ( ۱۲۹۹ قمری ) ، صفحه ۱۷ و ۱۸ / جغرافیای لرستان از نویسنده ناشناس ( ۱۸۸۳ میلادی _ ۱۲۶۲ شمسی ) ، صفحه ۲۶ و ۳۴ / جرج ناتانیل کرزن ، دوره قاجاریه ( ۱۸۸۹ میلادی _ ۱۲۶۸ شمسی ) ، صفحه ۲۳۲ / ژاک دمورگان ، دوره قاجار ( ۱۸۹۱ میلادی _ ۱۲۶۹ شمسی ) ، صفحه ۲۰۸ تا ۲۱۴ / میرزا محمد علی خان فرید الملک همدانی ، دوره قاجاریه ( ۱۲۷۶ شمسی ) / خانم ایزابلا بیشوب ، دوره قاجار ( ۱۸۹۹ میلادی _ ۱۲۷۸ شمسی ) صفحه ۲۲۵ / ا . ر . دوراند ،دوره قاجار ( ۱۸۹۹ _ ۱۲۷۸ شمسی ) ، صفحه ۱۶۹ / سر آرنولد ویلسون ، قاجار ( ۱۲۸۹ شمسی ) ، صفحه ۱۹۸ / جان سیسیل ادمونز ، قاجار ( ۱۲۹۶ شمسی ) ، صفحه ۱۴۱ / ویلیام او داگلاس ، دوره پهلوی اول ، ( ۱۳۲۸ شمسی ) ، صفحه ۱۵۷ .


  • شباب

    خرم آباد من این دره خرم باشد _ که نسیمش چو دم عیسی مریم باشد / هر کجا جلوه کنان نرگس و نسرین بینی _ که در آغوش چمن بستر شبنم باشد / بی خبر از دی و مرداد و ز بهمن ماه است _ چار فصلش همه سر زنده و خرم باشد / سرزمین گل و رود و چمن و چشمه و کوه _ هر چه حسن است در این خطه فراهم باشد / جرعه جاری گرداب و گلستان و کیو _ به دل خسته و بیمار چو مرهم باشد / آن زلال خوش سر چشمه شاه آبادش _ زندگی بخش تر از کوثر و زمزم باشد / گرچه کم جوش و تنک مایه بود آب اراز _ هر چه گویم ز شفابخشی آن کم, باشد / کرخه بر سینه دشت و دمنش موج زنان _ مثل گیسوی خم اندر خم مریم باشد / برج و باروی عظیم فلک الافلاکش _ سند فخر نیاکان معظم باشد / شاهکاریست پدید آمده از کلک هنر _ که به انگشتری دهر چو خاتم باشد / من چه گویم ز صفای لر و خونگرمی او _ که خود این قصه به تاریخ مسلم باشد / میزبان خرم و دلشاد ز مهمانداری _ میهمان بر سر هر سفره مکرم باشد / قصه حاتم طایی به لرستان نخرند _ که یکی لر بچه یک طایفه حاتم باشد / آنکه خواهان بهشت است در این خطه خوش _ دیده اش شاهد فردوس مجسم باشد / وانکه محروم ز دیدار چنین فردوسی است _ به لبش روز و شبان آه دمادم باشد / شهر من ، شهر شباب است و ز حق میطلبم _ تا ابد بی خبر از غصه و از غم باشد.


  • همایونی

    ا.ر دوراند ( ۱۳۱۷ قمری _ ۱۸۹۹ میلادی ) در سفرنامه اش صفحه ۱۶۶ مینویسد:خرم آباد پایتخت باستانی ( اتابکان لر ) شهر خوش منظره ای است و در موقعیت جالبی قرار گرفته است , این شهر میتواند فوق العاده غنی و ثروتمند شود.


  • مهر انگیز رساپور

    به دل دارم هوای خرم آباد _ هوای با صفای خرم آباد / نسیم سرد غربت ، خسته ام کرد _ خوشا , آب و هوای خرم آباد / نگیرد هیچ جای خوب عالم _ به دل یک لحظه , جای خرم آباد / به یکرنگی ندیدم , مردمانی _ چو اهل بی ریای خرم آباد / بلند کوهها و چشمه ساران _ کند چندان , بهای خرم آباد / چه سوزی , این چه سوزی , این چه سوزیست _ در این , ساز و نوای خرم آباد / چنان , چون چشمه آب حیاتست _ زلال چشمه های خرم آباد / در این غربت , چه بی تابانه تنگ است _ دل " مهری " برای خرم آباد …


  • محمد علی معین الاسلام

    بهشت روی زمین ملک خرم آباد است _ نگارخانه چین ملک خرم آباد است / ز روح پروری و از صفا و آب و هوا _ تو گو بهشت برین ملک خرم آباد است / جهان و هر چه در او هست بین به چشم یقین _ چو حلقه اند و نگین ملک خرم آباد است / بسان خلد ز غلمان و جور عین بنگر _ که پر از آن و ازین ملک خرم آباد است / ز اصفهان به صفا کشوری که برده گرو _ بیا ببین که همین ملک خرم آباد است / مقام عزت و آزادی ار تو میجویی _ بیاو خوش بنشین ملک خرم آباد است / بود زمینش اگر جزوی از ریاض جنان _ به روز باز پسین ملک خرم آباد است / ز پر دلان هژبر افکنش چه گویم باز _ مکان شیر عرین ملک خرم آباد است / مگر که خال لب امنیت کشور آمده است _ که به ز کشور چین ملک خرم آباد است / ز شاهدان سهی قد ماهرویش بین _ که رشک خلد برین ملک خرم آباد است / سراغ جنت اگر شیخ ما کند با او _ بگو بیاو ببین ملک خرم آباد است…


  • محمد حسین کسرایی

    نور عشق و آرزو بر جان ما پاشیده است _ تا که خورشید لرستان بر جهان تابیده است / خرم آباد ای بهشت آرزوی دوستان _ ای که از تیر تو دشمن بارها نالیده است / از میان شهرهای با صفا مام وطن _ شهری ار کرده گزین این خطه را بگزیده است / تا که بگشادست چشم آرزو چشم فلک _ پاک خوی و با صفا چون خاک تو کی دیده است / در وفایت کی کند با در و گوهر همسری _ اشک شوقی کاین زمان بر چهر من غلطیده است / ای لرستان شاد باش و در جهان آزاده زی _ ای که " کسرا " بر تو و مردان تو بالیده است.


  • علیرضا کرمی

    از مشرق خواب هایمان , گندم طلوع میکند و قلبها در آسمان شعله ور عشق و شراب به نام سپیده می خندند. مردان با کلام سبز حلاج , در رقص زبانه های آتش , خاکستر میشوند. و خرم آباد شهر تاک و کهکشان با تپش قلب کودکان تا همیشه عبور پایدار می نماید…


  • آرش خورشیدوند

    به علت مهاجرت بی رویه از روستاها به شهر و تغییر ناگهانی در بافت اجتماعی شهر و به حاشیه راندن خرم آبادی های اصیل و مهاجرت ناخواسته ی بسیاری از نخبگان علم و ادب و سرمایه های گران قدر علمی شهر به شهرهای دیگر , به خرم آبادی های اصیل در شهر و زادگاه اجدادی خود با داشتن شخصیت علمی و اجتماعی و حسن شهرت و دانش و تجربه اداری مورد احترام همگان برای مهاجرین به خرم آباد غریب هستند و شناخته نمی شوند و خرم آبادی ها هم هیچ شناختی از آنان که شهرشان را اداره میکنند ندارند , حتی خود و یا فرزندانشان در هیچ تشکل اجتماعی حضور ندارند! با کمال تأسف هیچ یک از استانداران وقت در نشستی با آنان روبه رو و هم صحبت نبوده اند و از تجارب و آگاهی آنان در رفع مشکلات منطقه کمک نگرفته اند. برخی از سازمانهای اداری هم، خود را موظف به پاسخگویی به مردم نمی دانند و مردم ناگزیر برای دیدار با مسؤلان باید پشت درهای بسته , بدون نتیجه ساعتها در انتظار بمانند ؛ همین بی توجهی و عدم آشنایی و شناخت از خرم آباد و مردم آن , سبب فرار مغزها از شهر گردیده و کهن شهر زیبا و باستانی خرم آباد با تمام مواهب خدادادی و امتیازات بالقوه و منحصر به فرد در بین تمام شهرهای کشور بدون حمایت دلسوزانه و اعمال مدیریت کارآمد مظلوم واقع شده و در محرومیت مضاعف قرار گرفته است و از نظر تعداد نمایندگان مجلس به شهرستان ۶۰۰ هزار نفری خرم آباد توجه نشده است و تنها دو نماینده دارد در صورتی که استان ۴۰۰ هزار نفری سمنان ۴ نماینده در مجلس دارد و شهرستان، اردبیل با ۵۰۰ هزار نفر جمعیت ۳ نماینده در مجلس دارد. شهرستان خرم آباد قبل از اجرای مقررات تقسیمات کشوری سالهای اخیر ، با مساحت ۲۰ هزار و ۶۶۶ کیلومتر مربع وسعت و گستردگی , بعد از شهرستان مشهد در مرتبه دوم و از نظر تعداد ۱۱ بخشداری و ۴۸ دهستان بین تمام شهرستانهای ایران به عنوان یک کلانشهر ,مقام اول را داشت و به تنهایی بیش از دو استان مستقل جمعیت فعال را در شهرها و روستاهای آباد خود جای داده بود و به لحاظ فراوانی آب و حاصلخیز بودن خاک و داشتن منابع و معادن سرشار و غنی از موقعیت و استعداد بسیار ممتاز در جهت سرمایه گذاریهای توجیه پذیر اقتصادی برای توسعه ی اقتصاد کشاورزی و صنعتی برخوردار بود و به عنوان قطب مهم کشاورزی و دامپروری و انبار غله کشور شهرت داشت. اما متأسفانه صنایع مادر و اشتغال زا برای شکوفایی اقتصادی و حل معضل بیکاری در این شهرستان تأسیس نگریده و مورد غفلت دولتهای گوناگون بوده است. چرا شهرستان خرم آباد با این همه امکانات بالقوه و مواهب خدادادی بی شمار و منابع و معادن غنی و سرشار از ذخایر نهفته در دل خاک باید نرخ نخست بیکاری را داشته باشد و از سایر مراکز استان ها عقب بماند؟ چرا پالایشگاه و پتروشیمی هفتم که متعلق به خرم آباد بود و سال ۱۳۶۲ کلنگ آن را در خرم آباد زدند بعدأ در تصمیمی ناگهانی سر از اراک درآورد و هم اکنون تمام قطعات و لوازم آن با نام خرم آباد از خارج میرسد!؟ اکنون پس از گذشت مدت ۳۹ سال از پیروزی انقلاب و ۲۹ سال از پایان جنگ تحمیلی با اینکه مردم خرم آباد , محرومیت و عقب ماندگی , فقر , بیکاری , گرانی و تورم همراه با بی عدالتی در توزیع اعتبارات ملی و استانی را با تمام وجود لمس می کنند , اما با مناعت طبع و بزرگواری هیچوقت برای احقاق حقوق حقه ی خود ناله سر نداده و به تضرع و التماس هم عادت نداشته و هرگز هم به این حربه ی ضعفا متوسل نشده و استیفای حق نخواهند کرد , بلکه در کمال صداقت و حسن نیت که خصیصه ی بارز رادمردان این دیار است , خواسته های به حق و تنگناهای موجود را با مسؤلان استان و کشور حضورأ در میان میگذارند و تا رسیدن به سرانجام دنبال خواهند کرد.مردم خرم آباد لرستان با حفظ جایگاه قانونی و اجتماعی , سهم خود را از درآمد ملی خواهند گرفت.


  • حسین زینی وند

    از نام دوازده گانه ی آسمان یک نام می درخشد ؛ فلک الافلاک ، سپهر سپهران . خرم آباد خرم است به نشان پهلوانان اساطیری اش ، خرم آباد خرم است به نشان خرمی دیرینه اش ، سرزمین رودها ، سرزمین پل های تاریخی ، سرزمین خورشید و ماه…


  • محسن

    روزهای بی نوایی را به یاد آور جوان _ نطق های ناروایی را به یاد آور جوان / ای جوان لر به دست خود بساز این شهر را _ بوی خوب نانوایی را به یاد آور جوان .


  • میناوند

    در کتاب برگزیده مشترک یاقوت حموی ، ترجمه ؛ محمد پروین گنابادی ، صفحه ۱۰۹ آمده که:شاپور خواست شهر و دژ بنامی است در کوههای لر …


  • خرم آباد لرستانی هنوز!

    در نگاه من بهارانی هنوز _ پاک تر از چشمه سارانی هنوز / روشنایی بخش چشم آرزو _ خنده ی صبح گلستانی هنوز / گر چه پوسیدیم در سیمان و دود _ باد صبح و بوی بارانی هنوز / دور پیری آمد هنگام کوچ _ کودک شنگول دورانی هنوز / زندگی جاریست در آغوش تو _ لانه گنجشک ایوانی هنوز / در پس کشمات فصل بی سرود _ شهر پر آواز ایرانی هنوز / در تنور ذهن این رود عقیم _ تافه تاف رود کهمانی هنوز / قلعه ی خاموش گویای زمان _ شاه بیت یادگارانی هنوز / خایدالو شهر شاپور قدیم _ خرم آباد لرستانی هنوز …


  • دیدنی های خرم آباد ( خایدالو )

    خرم آباد ، شهر هزار چشمه و معروف به ونیز ایران ، خانه دوم گردشگران عزیز است. خرم آباد شهری متفاوت و دیدنی است. دیدنی های خرم آباد:مجتمع تفریحی ، فرهنگی بام خرم آباد با رصد خانه ، هتل ، رستوران گردان ، باغ وحش / کتیبه سنگ نوشته / مناره آجری / مجتمع زیبای دریاچه کیو / باغ موزه دفاع مقدس واقع در تپه شهدای گمنام / پل گپ یا صفوی / قلعه باستانی فلک الافلاک / گرداب سنگی / ساختمان میر ملاس / پارک گردشگری بهشت و پل تاریخی شاپوری / پارک گردشگری کاسیت / مجتمع گردشگری رنگین کمان با امکاناتی مثل:هتل ، رستوران گردان ، شهربازی ، کافی شاپ و مرکز خرید / سراب شاه آباد / چشمه گلستان / غار اشکانی کوگان / پارک جنگلی مخملکوه / پارک جنگلی شوراب / آبشار بیشه و نوژیان و وارک / بازار طلا و جواهر در میدان گپ / حمام و موزه تاریخی گپ / خانه تاریخی آخوند ابو / آسیاب گبری عهد ساسانی / سوغات خرم آباد:عسل ، کره حیوانی ، شیرینی آردی ، زیور آلات مفرغی ، صنایع چوبی و …


  • بیرانوند(لرستان فیلی)

    خرم آباد بر روی شهر باستانی خایدالو عیلام بنا نهاده شده...چند سال پیش حین بازسازی باند فرودگاه خرم آباد باقی مانده این شهر باستانی از دل خاک بیرون اومد...هفته گذشته هم چاه اسرار آمیز درون دژ خرم آباد کاوشهای صورت گرفت چاهی به عمق چهل متر...پیدا شدن قطعات سفالی درون چاه دژ خرم آباد نشان از قدمت بیشتر این دژ نسبت به دوره ساسانیان دارد...خرم آباد متعلق به عیلام باستانه


  • خورموعه شهر خورشید و ماه

    خرم آباد به معنی خرم و آباد نیست بلکه خرم آباد از دو کلمه عیلامی تشکیل شده است که خور و موعه یا موه است که خور یا خوعر به معنی خورشید و آفتاب است و موعه یا موه به معنی برخواستن یا بالا آمدن است. خورموعه به معنی سرزمین طلوع آفتاب یا محل برخواستن خورشید است.


  • سعید حمیدی

    خرم آباد در هاله ای از غبار گرفتگی فرهنگی و هویت گم شده و در برهوت فقر اطلاعاتی و در هم آمیختگی هویت مذهبی خاموش و روشن سکوت کرده است. سکوتی تلخ . خرم آباد بنابر قدمت تاریخی و ملی ، غنای فرهنگی و وسعت جمعیتی اش باید شهر امید جنبش فکری ، فرهنگی و سیاسی لرها باشد. خرم آباد شهری نیست که بتوان به راحتی آن را در آغوش فراموشی ها سپرد و وظیفه ی نخبگان فرهنگی این شهر در دنیای نوین و عصر ارتباطات یعنی سنگین تر است.


  • افزایش قدرت سیاسی و مدیرتی خرم آباد:پیش نیاز توسعه لرستان

    خرم آباد به عنوان مرکز لرستان عهده دار مسؤلیت سنگین مدیریت ، برنامه ریزی ، بودجه بندی و هدایت لرستان به سوی توسعه پایدار است. با نگاهی گذرا به استان های توسعه یافته کشورمان به وضوح در می یابیم که استان های توسعه یافته در وهله ی اول دارای مرکز استان توسعه یافته با تعداد نمایندگان قابل توجه و کارآمد هستند. بنابراین ، استان های توسعه یافته براساس قدرت سیاسی و مدیریتی مرکز استان خود توانسته اند دروازه های توسعه ی پایدار را بر کل استانشان بگشایند. در همین راستا مرکز استان لرستان نیز باید مدیران شایسته و کاربلد را به کار گیرد و باید از تعداد بیشتری کرسی های نمایندگی در مجلس شورای اسلامی برخوردار باشد تا با تکیه بر قدرت سیاسی و قدرت چانه زنی آنها ، استان لرستان را به سوی پیشرفت و توسعه ی پایدار هدایت و راهبری نماید. در غیر این صورت با ضعیف نگه داشتن خرم آباد کل استان لرستان و شهرستان های تابعه ضربه و زیان خواهند دید و روند توسعه ی استان با مشکل جدی مواجه خواهد شد. بر همین اساس یک قانون ساده ، روشن و نانوشته حکم میکند برای داشتن استانی قوی و توسعه یافته به عنوان پیش نیاز ، باید مرکز استان قوی و دارای قدرت سیاسی و مدیریتی کارآمد باشد تا مسیر پیچیده ی توسعه ، رفاه و آسایش مردم را راحت تر طی نماید. متأسفانه سالهاست خطی خزنده ، از یک سو تلاش میکند ضعف های مرکز استان را برجسته سازد و از سوی دیگر دلایل عدم توسعه و پیشرفت استان لرستان را یک جا به خرم آباد نسبت دهد !!! بنابراین برای رویارویی با این نیت ناصواب و خنثی سازی آن ، افزایش قدرت سیاسی و ترمیم و توانمند سازی مدیریت مرکز استان بسیار ضروری و اجتناب ناپذیر است. از طرفی ، پس از سالها به بیست استان کشور از جمله استان لرستان هر کدام افزایش یک کرسی نمایندگی تعلق خواهد گرفت. براساس آمار جمعیت ( به عنوان مهمترین شاخص ) ، وسعت جغرافیایی و مسایل امنیتی ، بی تردید ، کرسی نمایندگی استان باید به حوزه ی انتخابیه خرم آباد و چگنی اختصاص یابد که پنج بخشداری را نیز در بر میگیرند.با توجه به این که شهر خرم آباد از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با وجود بیش از دو برابر شدن جمعیت آن همواره دارای دو کرسی نمایندگی ثابت بوده است ، قوانین کشور و عدالت حکم میکند این کرسی نمایندگی به حوزه ی انتخابیه خرم آباد و چگنی تعلق بگیرد. در اثبات این حق مسلم کافی است بدانیم هم اکنون در سطح کشور شهرهایی هستند که جمعیت شان دویست هزار نفر از خرم آباد کمتر است ولی مثل خرم آباد دارای دو کرسی نمایندگی هستند و خرم آباد پس از حدود چهل سال هنوز موفق نشده افزایش یک کرسی نمایندگی و حق مسلم خود را کسب نماید. یک نکته بسیار مهم این که بخشی از جمعیت ایل ها و طوایف بزرگ لرستان در شهر خرم آباد ساکن هستند. بر همین اساس ، اختصاص و افزایش کرسی نمایندگی به خرم آباد هیچ گونه حساسیت قومی و قبیله ای به وجود نخواهد آورد. در حقیقت ، اقوام و طوایف مختلف خود را در افزایش سهمیه نمایندگی شریک و سهیم می پندارند. اما در صورتی که بدعتی نابخردانه پایه ریزی شود و سهمیه نمایندگی به شهری که محل سکونت تنها یک طایفه خاص باشد تعلق بگیرد ، من بعد ایل ها و طوایف لرستان هر کدام داعیه داشتن یک کرسی اختصاصی در مجلس شورای، اسلامی خواهند داشت. چنین بدعتی ، بدون شک فرهنگ طایفه گرایی را به شدت گسترش داده و به اختلافات طایفه گرایی به شدت دامن میزند بنابراین برای دست یابی به توسعه و پیشرفت و برای پرهیز از اختلافات قومی و قبیله ای و برای آینده ی بهتر لرستان ، بهترین و عادلانه ترین راهکار افزایش کرسی نمایندگی به مرکز استان است. بی تردید اتخاذ چنین تصمیمی به عدالت ، تدبیر و آینده نگری بسیار نزدیک است. این مطلب توسط سید محمد قاسمی در هفته نامه سیمره چاپ شده است.


  • برتری عکس قلعه فلک الافلاک ( دژ شاپور خواست )

    عکس قلعه فلک الافلاک خرم آباد اثر علی یاوریان دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه بوعلی سینا همدان به عنوان برترین عکس مسابقات دانشجویی کشور ( شهر زیبای من ) انتخاب شد. در چهل و هفتمین نظر سنجی الفبا با جامعه آماری ۸۰۶ رأی ، عکس علی یاوریان با ۴۲ درصد آراء به عنوان برترین عکس مسابقات انتخاب شد. امیدواریم قلعه باستانی فلک الافلاک به زودی آزادسازی و ثبت جهانی شوند. قانون آزادسازی حریم قلعه فلک الافلاک در ۱۹ آذر ماه سال ۱۳۸۵ به تصویب مجلس رسید ولی بعد از گذشت چندین سال هنوز بزرگترین بنای خشتی دنیا در حصار دیوارها پنهان است.


  • تبدیل خرم آباد به کلانشهر

    خرم آباد با بیش از پانصد هزار جمعیت باید کلان شهر شود تا بتواند از اعتبارات ویژه دولتی برای پیشرفت و توسعه بهره گیرد. تهیه آمار جمعیتی دقیق یکی از مهمترین الزامات این امر است که باید در دستور کار مسؤلان قرار گیرد چرا که برخی روستاها از نظرجغرافیایی در مرکز قرار دارند اما به نام روستا و بخش مرکزی تعریف شده اند که باید سازماندهی شوند.


  • خرم آباد پایتخت کمانچه دنیا

    موسیقی در لرستان همزاد مردم است و از تولد تا مرگ ، جشن زمینی شدن آدمی ، لالایی های شبانه مادری برای فرزندش ، سنت ها ، بزم ها و شب نشینی های شبانه ، جشن ها و سرورها ، فعالیت های روزمره زندگی ، مراسم مذهبی ، دلتنگی ، غریبی و عاشقی ، حماسی ، سور و سوگ و … با زندگی مردم این دیار عجین شده است. موسیقی لرستان گاه بصورت کلامی یا آواز توسط مردان و زنان در مراسم سور و سوگ چنان اجرا میشود که آدمی را به شادی و شعف و غم سترگ و جانکاهی میهمان میکند و گاه بصورت سازی یا تلفیقی از ساز و آواز که در نوع خود بینظیر است اجرا میگردد که در میان سازهای محلی لرستان کمانچه از جایگاه ویژه ای در بین مردم و هنرمندان برخوردار است و میتوان آنرا بعنوان ساز اصلی مردم لرستان بالاخص شهر خرم آباد برشمرد. ساز کمانچه لری دارای قدمتی دیرینه است و آن را تال مینامند کاسه آن پشت باز و دارای سه سیم میباشد که همین وجه تمایز آن با کمانچه سنتی است !!! و آن را در نوع خود بینظیر نموده و متناسب با اقلیم و کوه های سر به فلک کشیده و فرهنگ طبیعت نشینی مردم این سامان ساز کمانچه قوام یافته و روحیات و احساسات آنان را با صدای شفاف ، رسا و پر قدرت به بهترین صورت ممکن بیان میکند. نوازندگان شیرین پنجه و چیره دست ، فارغ از هر مکتب و استادی ، خود ساخته احساسات و تراوشات ذهن خلاق و قلب عاشق خود را در قالب مقام های لری همچون:علیسونه ، عزیز بگی ، سارخانی ، شیرین و فرهاد ، مویه در دلتنگی و غریبی ، سنگین سما ، دو پا ، سه پا ، شانه شکی ، اشاری در شادی و … پایکوبی را برای ما به یادگار گذاشته اند. هر چند ساز کمانچه در طول تاریخ پر بارش با فراز و فرودهایی مواجه بوده ، اما اکنون نوازندگان لرستانی سکان نوازندگی این ساز را در دست داشته و در مجامع علمی صاحب کرسی میباشند و این ظرفیت و فرصتی است که میتوان از آن به صورت بهینه استفاده نمود. گرچه چند سالی است که متولیان امر هنر و فرهنگ به این مهم پرداخته و پای کار آمده اند و با اجرای کنسرت های سنتی و محلی در لرستان و شهر خرم آباد و راه اندازی خانه و موزه کمانچه و مکتب خانه موسیقی تأثیر گذاری و نقش این ساز را بیش از پیش تبیین نموده اند و با ثبت کمانچه به نام ایران در فهرست میراث نا ملموس جهانی در سازمان یونسکو میتوان شهر تاریخی خرم آباد را به نام شهر کمانچه به جهان معرفی نمود تا بتوان در زمینه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی از این رخداد استفاده نمود.


  • بی هویت شدن معماری و شهرسازی خرم آباد

    هویت شهر خرم آباد در حال حاضر وامدار قلعه باستانی فلک الافلاک است زیرا مشابه آن را در سایر شهرها نداریم. اگر معماری و شهر سازی خرم آباد میخواهد دارای هویت باشد باید دارای تفاوت هایی با سایر شهرها باشد وگرنه ساختمان زمخت و بدقواره آپارتمانی و کوچه و خیابان به این نحو را سایر شهرها هم دارند. معماری و شهرسازی خرم آباد باید دارای ویژگی هایی باشد که بیننده با دیدن آن به سرعت تشخیص دهد که آری اینگونه معماری و شهرسازی مربوط به شهر خرم آباد است. ما برای متفاوت بودن معماری و شهرسازی خرم آباد نیاز به ساختار شکنی نداریم و قرار نیست برای تفاوت داشتن فرم های را برگزینیم که هیچ سنخیتی با معماری و شهرسازی ما ندارند. شاید کاوش در گذشته و آثار آنان و توجه به اقلیم و دستاوردهای پیشینیان بتواند گره گشای موضوع باشد. اقلیم و توپوگرافی خرم آباد با سایر شهرها متفاوت است پس چرا شاهد یک معماری مشابه با سایر شهرها هستیم ؟ و چرا اکثر شهرهای ایران شبیه هم شده اند؟ پیشینیان ما این تفاوتها را بخوبی درک کردند و محصول آن متفاوت بودن بناها و بافتها باتوجه به اقلیم در نقاط مختلف بوده است !


  • حق حوزه انتخابیه خرم آباد و چگنی ۳ نماینده در مجلس است

    این حق مردم حوزه انتخابیه خرم آباد و چگنی است که به همراه چهار بخشداری دیگر دارای سه نماینده در مجلس شوند. بر اساس، نص صریح قانون اساسی ایران به ازای هر ۱۵۰ هزار نفر بایستی یک نماینده از هر حوزه انتخابیه در مجلس حضور یابد و هیچ شرط دیگری در این قانون مطرح نشده است و این در حالی است که در یک مرحله افزایش نمایندگان که در سالهای گذشته به اجرا گذاشته شد استاندار وقت لرستان در یک معامله سیاسی و به منظور جلوگیری از دادن حق یک نماینده لرستان به استان دیگری به دلیل اختلاف بین نمایندگان لرستان ، یک نماینده افزایش یافته استان را به بروجرد اختصاص داد و بروجرد دارای دو نماینده در مجلس شد و عملا نص صریح قانون مورد غفلت قرار گرفت زیرا جمعیت بروجرد به حد نصاب قانونی نرسیده بود. اگر بخواهیم از منظر قانونی به موضوع نگاه کنیم با توجه به جمعیت ۵۸۰ هزار نفری حوزه انتخابیه خرم آباد و چگنی اضافه شدن یک نماینده حق قانونی این حوزه است و هیچ مستند قانونی برای دادن این نماینده اضافه به هیچکدام از حوزه های انتخابیه استان وجود ندارد و حق قانونی این حوزه است که براساس شاخص جمعیتی ذکر شده در قانون اساسی دارای سه نماینده در مجلس باشند و صد البته نیازی به انتزاع حوزه انتخابیه سلسله ( الشتر ) از حوزه دلفان و الحاق آن به حوزه خرم آباد نیست !!! زیرا اگر مبنای تضییع حق مردم حوزه خرم آباد و چگنی به همراه چهار بخش را هم استدلال احتمال رخدادهای امنیتی در حوزه سلسله و دلفان قرار دهیم میتوانیم همین استدلال را برای حوزه خرم آباد و چگنی داشته باشیم. اهالی حوزه خرم آباد و چگنی از طوایف گوناگونی هستند که رقابت آنان برای داشتن نماینده در مجلس هم اگر چه تا کنون به وقوع مشکل امنیتی نرسیده است اما احتمال آن در آینده نیز منتفی نیست !!! مردم خرم آباد و چگنی نمیخواهند با رفتار غیر هنجارمند مشکلی بر مشکلات جامعه بیفزایند و با درک عمیق از وضعیت موجود به این باور رسیده اند که در آرامش است که میتوان مطالبات عمومی خود را پیگیری کنند و تنش و تشنج هیچگاه زمینه تحقق مطالبات را فراهم نخواهد کرد !!! غول بیکاری و فقر و نداری در خرم آباد و چگنی زمینه ساز آسیب های اجتماعی شده و مردم دیگر ظرفیت پذیرش مشکلات جدید طایفه ای را نخواهند داشت و حق مرکز استان به اندازه کافی در حوزه های مختلف صنعتی ، کشاورزی ، گردشگری و دامپروری و دیگر امور تضییع و ضایع شده است و بایستی با فهم درست از شرایط و مقتضیات روز ، امکان پیگیری مطالبات معقول و قانونی این مردم را در قالب افزایش نمایندگان آنلن در مجلس فراهم نمایند و نگذارند یأس و سرخوردگی بر نسل جوان این دو شهرستان ( خرم آباد و چگنی ) سایه افکند. الان استان سمنان چهارصد هزار نفر جمعیت دارد ولی ۴ نماینده در مجلس دارد. آبادان با سیصد هزار نفر جمعیت ۳ نماینده در مجلس دارد. اردبیل جمعیتش از خرم آباد کمتر است ولی ۳ نماینده در مجلس دارد !!! ولی شهرستان خرم آباد و چگنی با بخشهای بیرانشهر ، زاغه ، ویسیان و سپید دشت تنها دو نماینده در مجلس دارد که جوابگوی نیاز جمعیت نیست. برای حل مشکل حوزه سلسله و دلفان هم میتوان به هر کدام یک نماینده جداگانه اختصاص دهند.


  • زیبا مثل خودت ؛ خرم آباد

    خرم آباد ؛ نام ات ، لذت آرامش ست بر آشوب و اظطراب دل ام ، وقتی که ظلمت جاده ، پیچ میخورد پیچ در پیچ بر بغض پنهان گلویم … نام ات صف طویل چراغ هاست از چند فرسخی مثل مشعل گردانی سپاه آریوبرزن در مشت هلی پر صلابت بلوط … به حراست از خشت خشت فلک الافلاک بر بام کوهستانی دیارم … لرستان نام ات دیدن تابلویی ست در ورودی زادگاه ام نیمه شبی که خسته از راهی دور میرسم اولاد ارشد زیبا مثل خودت " خرم آباد " . شعر از استاد هوشنگ رعوف


  • خرم آباد:بزرگترین شهر لر نشین

    خرم آباد ( شاپور خواست ) از شهرهایی است که به دلیل اینکه مرکز ، پیشانی و ویترین استان لرستان است باید مورد توجه ویژه مسؤلان ارشد استان قرار بگیرد. مرکز هر استانی معرف کل آن استان است و هر لرستانی علاقمند است که خرم آباد را زیبا ، منظم و ثروتمند ببیند و علاوه بر این هر لر تباری علاقمند به خرم آباد است چون بزرگترین شهر لر نشین کشور است ! جمعیت انسانی که تحت عنوان لر شناخته میشوند شاید بزرگترین شهری که دارند و کلان شهرشان همین خرم آباد است. همه ما لر زبانان علاقمند هستیم که خرم آباد مثل تبریز و کرمانشاه به یکی از کلان شهرهای مهم کشور که برخورار از اسم و رسم زیبنده خودش باشد تبدیل گردد تا به عنوان مرکز فکری و فرهنگی مهمی برای پیشرفت تمام بلاد لر نشین تبدیل شود.


  • رکود گردشگری لرستان

    استان های لر نشین به دلیل داشتن زیر ساخت های مختلف گردشگری اعم از طبیعی و تاریخی بعنوان استان های گردشگر پذیر ایران محسوب میشوند اما عدم معرفی، مناسب این زیر ساخت ها و پتانسیل عظیم توسط کارشناسان امر موجب شده تا این میراث کهن تنها در موزه های جهان خود نمایی کرده و متأسفانه نام هیچکدام از استانها و شهرهای لر نشین در هیچ آژانس گردشگری بین المللی ثبت نشود ! کم کاری و شاید نا بلد بودن افراد مؤثر در معرفی این پتانسیل نیز موجب شده تا در سالهای اخیر میراث فرهنگی به حیات خلوت سیاسیون تبدیل شده و از رأس تا جزء این سازمان عریض و طویل به عنوان یک پاتوق برای مدیران خودمانی و یا وزرای رد صلاحیت شده تبدیل شود ! میراث فرهنگی لرستان هم با دخالتهای بی مورد نمایندگان به رکود و سکون رفته و با طرح های بی اساس به روزمرگی رسیده است. هتل پارک صخره ای خرم آباد که کلنگ آن سال ۱۳۷۶ بر زمین زده شد پس از گذشت ۲۱ سال هنوز نا تمام و بلا تکلیف است و به عنوان نماد نا کار آمدی میراث فرهنگی و ویترین توسعه نیافتگی خرم آباد خودنمایی میکند. اگر به دنبال ماندگاری هر چه بیشتر گردشگران داخلی و خارجی هستیم باید فضاهای اقامتی با کیفیت و متعددی در بلاد لر نشین ساخته شود.


  • بلا تکلیفی طرح استحکام بخشی قلعه فلک الافلاک

    تاریخچه ساماندهی و آزادسازی حریم قلعه فلک الافلاک به ۱۹ آذر ۱۳۸۲ و براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی بازمیگردد ولی هم اکنون قسمت اعظم حریم قلعه در اختیار سپاه است و با توجه به اینکه این بنای ارزشمند تاریخی در فهرست موقت سازمان یونسکو قرار دارد و به عنوان یکی از آثار نفیس ایران بوده و در صورتی که اقدامات مسؤلان به نتیجه برسد شاهد ساماندهی پیرامون دژ شاپور خواست خواهیم بود و شرایط برای ثبت داعم این اثرتاریخی در فهرست یونسکو مهیا میگردد. لذا باید تلاش شود تا زمینه های ثبت جهانی این اثر فراهم شود تا لرستان چند اثر همچون قلعه و پلهای تاریخی را به ثبت جهانی برساند ! چون قلعه فلک الافلاک یک مجموعه فرهنگی _ گردشگری است و در داخل گنجینه قلعه بیش از ۱۵ هزار شی تاریخی مربوط به دورانهای مختلف داریم واینکه لرستان یک استان تاریخی بوده و در اطلس باستان شناسی ایران زندگی در دره تاریخی خرم آباد آغاز شده و باید بتوان از این ظرفیت و پتانسیل استفاده کرد. پس از ساماندهی و آزادسازی پیرامون قلعه میتوان، موزه های باستان شناسی _ دفاع مقدس _ مردم شناسی _ سکه شناسی _ موزه مفرغ و موزه لباس را دایر کرد و شرایط را برای جذب گردشگران داخلی و خارجی فراهم کرد. امید است که این سایت گردشگری به یک کمپ منطقه ای و جهانی بدل شود. تا کنون فقط ۲۰ درصد از قلعه استحکام بخشی شده که به دلیل ناقص بودن باعث بر هم خوردن تعادل قلعه شده و اگر استحکام بخشی بصورت کامل اجرا نشود شاهد به مخاطره افتادن و ریزش احتمالی قلعه خواهیم بود ! امیدواریم که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران توجه جدی به مشکلات قلعه داشته باشد.


  • خرم آباد:پیشانی و ویترین لرستان

    خرم آباد ( شاپور خواست ) اهمیت بالایی در بین شهرهای بلاد لر نشین دارد چرا که مرکز ، پیشانی و ویترین لرستان است و به نوعی میگوییم که خرم آباد بزرگترین شهر لر نشین ایران است و پایتخت فرهنگی لرهای کشور است و بایستی به یک شهر خوب و با قابلیت بالا تبدیل گردد. خرم آباد استعدادهای اولیه را برای تبدیل شدن به یک شهر خوب وکلانشهر شدن را دارد و کمتر شهری را در کشور میتوان پیدا کرد که این ویژگی ها را داشته باشد.


  • خطرات احتمالی چاه های آب در خرم آباد

    برداشت آب از چاه بر خلاف چشمه و قنات که سر ریز و اضافه آب را به سطح زمین انتقال میدهند آب را درون زمین به سطح انتقال داده و آبهای زیر زمینی را با بیلان منفی مواجه میکند. افت آبهای زیر زمینی به نشست زمین و در اصطلاح زمین شناسی به ایجاد فروچاله های متعدد منجر شده است! شدیدترین فروچاله ها در کرمان و همدان و تهران اتفاق افتاده است. در مشهد سالانه پنج متر سطح آب پایین میرود. در چارمحال بختیاری و همدان این میزان ۷ متر است. در ابرقو و انار رفسنجان عمق چاه ها به ۳۵۰ متر رسیده اما با این همه عمق باز هم آب شور است ! از دهه ۴۰ شمسی تاکنون ۶۰ درصد منابع آبی اصفهان به دلیل مدیریت غلط و حفر چاه های غیر مجاز از بین رفته و بطور حتم تا ۱۵ سال آینده همین مقدار باقیمانده هم تمام میشود! کشاورزان رفسنجان کرمان به دلیل توسعه بی رویه باغات پسته با این مشکل دست به گریبانند. اگر کلانشهرهای تهران و شیراز و اصفهان و قم راحت زندگی میکنند بخاطر آن است که جای دیگری مثل الیگودرز لرستان و کوهرنگ بختیاری را از آب محروم کردند تا آب این شهرها را تأمین کنند ! مردم هم بی رویه مصرف میکنند اگر در تهران آب فراوان است این فراوانی آب به قیمت بی آب شدن چندین منطقه است. مثلأ آب مازندران را از طریق سد لار یا آب ۳۶۰ پارچه آبادی ورامین را از طریق سد لتیان به تهران انتقال داده اند ! تمام آب کرج هم بجز قسمتی که به منطقه دانشکده کشاورزی اختصاص داده شده به طور کامل به تهران منتقل میشود ! علاوه بر اینها شاخه شاهرود سد سفید رود را که حق قزوین است به تهران داده اند وگرنه تهران یا قم آبی ندارند ! پروژه ننگین قمرود ۲۳ متر مکعب در ثانیه آب لرستان را به دیگر شهرهای مرکزی نظیر:خمینو اراک و محلات و شازند و گلپایگان و قم و کاشان انتقال میدهد و فقر و محرومیت و بیکاری را برای مبدأ به ارمغان آورده است. یکی از مسؤلین زمین شناسی لرستان میگوید:ساختمان خاک و آبرفت و برداشت بی رویه از سفره های زیر زمینی منجر به افت و فرو نشست دشت خرم آباد شده است. متأسفانه دشت خرم آباد در حال مردن است و افت سطح آب زیر زمینی ۷ متر بوده است. تخلیه آبهای زیر زمینی بیشتر از تغذبه آنهاست که این امر دلیل تخریب و فرونشست دشت خرم آباد است. خرم آباد با داشتن چندین سراب و چشمه با نامهای گلستان _ شاه آباد _ سراب کیو _ گرداب سنگی و دارایی از لحاظ آبی بسیار غنی است که تمام آب مصرفی را میتوان از طریق چشمه با مدیریت درست تأمین کرد ولی اخیرأ چاه هایی حفر شده که با معیارهای توسعه پایدار هم خوانی ندارد . تمام چشمه ها و منابع طبیعی آب خرم آباد بدون استفاده هرز میروند و اتلاف میشوند! و وارد رودخانه شهر میشوند. حفر چاه آب در خرم آباد خطر ریزش و نشست زمین را به دنبال دارد. در صورت تخلیه بیش از توان آبهای زیر زمینی همزمان با خالی شدن آب زمین نشست یا ریزش میکند و حجم مخزن کم میشود


  • حال دژ باستانی شاپور خواست خوب نیست

    برج های قلعه فلک الافلاک خرم آباد ترک برداشته و دیوارها نم زده است و طرح استحکام بخشی قلعه سالهاست به دلیل عدم بودجه و نبود اعتبار مسکوت مانده و در نطفه خفه شده است. قلعه فلک الافلاک که بزرگترین بنای خشتی دنیاست نیازمند تعمیر ، اصلاح و بازسازی است که از زمان مرمت قلعه حدود ۳۰۰ سال میگذرد. ثبت جهانی قلعه هم به دلیل عدم آزادسازی کامل، آن که در تصرف ارتش و سپاه است بلا تکلیف رها شده است! این دژ باستانی که سابقه اش به عهد ساسانی میرسد میتواند معرف سابقه معماری و مدنیت مردمان لر باشد ولی هنوز در حصار دیوارها پنهان است و هنوز ثبت جهانی نشده است به راستی اگر این بنا در اصفهان یا تهران بود باز این برخورد و بی مهری با آن صورت میگرفت؟


  • شهر شقایق های سرخ:زهرا علیپور

    شهر شقایق های سرخ برگرفته از کتاب " رهیافتگان ازلی" سروده ؛ زهرا علیپور خرم آبادی ، صفحه ۱۸۴ : شهر من شهر شقایق های سرخ و ارغوان … کوه و دشت آن پرندین زیر پای آسمان / آب هر چشمه بود الماس تاج کوهسار … جویباران با ترنم میروند دشت و همار / فرش دیبای بهاری روی دشت ازهری … آب دریاچه کبودست و سراب نیلوفری / کوه و صحرا سبزه زارست و غزالان دوان … می خرامند کبک و طیهور پای کوهستان آن / آب شیرین گلستان میشود همرنگ رود … موج کشکان میخروشد ناگهان از چنگ رود / آبشاران خروشان وارک زیبا دیدنی است … ارغوان رود کشکان جام آن نوشیدنی است / جاده های سبز و زیبا ، آبشارش دلپذیر … بانگ آبشار تله زنگ غرشی دارد چو شیر / نوژیان غرش کنان در قاف آن کوه بلند … قطره های آب آن چون برق شمشیر مهند / رودکشکان میرود تا سیمره از بانگ رود … در مسیر کرخه تا کارون شدن اروند رود / روی مخمل کوه زیبا هم بلوط است و مرو … تک درخت بید مجنون ، پونه میروید ز جو / از سرودن آن گل نیلوفرین گویم سخن … گل نشسته تا ببوید مشک آهوی ختن / می نشیند بر سریر چشمه با آب زلال … کی نشیند بر سر آبی که مانده در سفال / چشم نیلوفر آبی با نگاه مست او … میزند سیلی به مرداب تا بداند کیست او / میزند سیلی به آن سنگی که افتد روی آب … راز خلوتگاه آب و می شنیده از سراب / بوته های سبز ریحان در کنار جویبار … جوجه گنجشک آشیان ساخته فراز شاخسار / روی شاخه های نارون آشیان چلچله … سی پریسک از راه غربت آمده زان غلغله / در سپید کوه بلند صدها عقاب پر توان … سیر پرواز عقاب شد کرکسی آزرده جان / در لرستان طیهو و قرقاولان تندرو … روی شاخ سبز مانده ، غنچه های خنده رو / قمریان کوکو زنان بر طارم و طاق بلند … مرغ عشق و شاپرک شیره گل را میخورند / میگریزد هر غزال تیز و تک از بند دام … دال هم جغد سفید را میبرد از روی بام / شوق پرواز خفاشان شامگاهان ست نه روز … می نشیند در بن غاری خفاش تیره روز / تا پرستو شد مهاجر زار گردد شاپرک … در خزان بالا شود آن تارتار ، قاصدک / بند بر پای سپیدار میزند هر پیچکی … پیچ پیچان بی تغافل بی نگاه شوخکی / جویبار زمزمه خوان است روی کوهسار هدف … میرود آرام و شادان شوق گوهر در صدف / آسمان در شب هماره میشود آثاره رو … از افول هر ستاره ماه آید پرس و جو / سنگ چین دور گرداب یادگاری از کیان … بیشه زیبا هست و دارد آبشارانی روان / بر سپید کوه بلند است آن لاله زار … لاله های واژگون موییده اند و بیقرار .


  • ماهی گیری از آبی که بیرانوند گل آلود کرد:گلونی

    علیرضا بیرانوند دروازه بان جوان و آینده دار پرسپولیس بعد از بازی در مقابل پدیده مشهد تیتر یک روزنامه های ورزشی شده است. همه درباره حرکاتش و اشاراتش حرف میزنند. یک موج منفی بر علیه او ایجاد شده است و عده ای میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. به علیرضا بیرانوند روزهای سخت نوجوانی اش را با تمسخر و تحقیر یادآوری میکنند و از همه بدتر شهرستانی بودنش را دلیل رفتارش میدانند حتی عده ای خشک مغز که به وضوح ، شعور و درک لازم برای تشخیص موضوعات را ندارند به لر بودن علیرضا بیرانوند اشاره میکنند و به زادگاه و قومیت او توهینات رگباری میکنند! اما یک سؤال اینجا مطرح میشود:که رفتار، یک فرد چگونه میتواند نشان دهنده فرهنگ یک شهر و یک قوم باشد؟؟؟ راه دوری نمیرویم ! در تیمی که علیرضا بیرانوند بازی میکند یک فوتبالیست همشهری ، همزبان و هم تبار بیرانوند با شماره ۱۹ هست که بی تردید بیست ترین فوتبالیست ایران است چرا این افراد فاشیست ، نژاد پرست و جو زده ، وحید امیری را از یاد برده اند ؟؟؟ مگر وحید امیری هم لر خرم آبادی نیست؟ مگر همشهری بیرانوند نیست؟ وحید امیری یکی از بهترین فوتبالیستهای ایران است و در همهاین سالها هیچ نکته منفی در عملکردش نمیشود پیدا کرد و هیچ حاشیه ای ندارد. وحید امیری که فوق لیسانس حقوق و کارشناسی ارشد تربیت بدنی دارد چه آن زمان که در خرم آباد مشغول بازی بود و چه حالا که از بهترین های ایران در تیم ملی در جام جهانی روسیه بود کارش را به دور از حاشیه و هیجان انجام داده است و با اینکه پرسپولیس بسیار متکی به بازی او شده ولی، آنقدر نجیب و بی حاشیه است که تا حالا عکس بزرگش روی جلد هیچ نشریه ورزشی نرفته است !!! و نکته دیگر اینکه اتفاقأ وحید امیری هم مانند بیرانوند بازیکن خود ساخته ای است و از خانواده مرفهی به سمت فوتبال نیامده است. سرکشی و نا سازگاری و عملکرد غیر حرفه ای یک بازیکن بستگی به روحیات و طرز فکر شخص دارد نه قوم و شهر و طبقه مالی خانواده اش !!! توهین به قشر زحمتکش و کارگر جامعه و ربط دادن حاشیه های یک فوتبالیست جوان به قوم و شهرش ، وقیحانه ترین کاری است که در فضای مجازی شروع شده است !!! هر چند که اینگونه حواشی زود گذر ، در آبروو اعتبار خرم آباد و لرستان با قدمت و فرهنگ چند ده هزار ساله اثری ندارد! علیرضا بیرانوند دروازه بان زحمتکش و خود ساخته ای است که یک سرمایه بزرگ برای فوتبال ایران به شمار میرود. همان ایرانی که سابقه طولانی در استعداد سوزی دارد !!! تنها مشکل بیرانوند این است که نتوانسته خود را با ستاره بودن و حواشی آن سازگار کند و رفتارهای احساسی و سرکشی هایش فقط به همین دلیل است و باید او را مورد حمایت قرار داد.


  • تغییر آرم قلعه فلک الافلاک

    اخیرٱ مشاهده شده آرم قلعه فلک الافلاک که به منزله شناسنامه خرم آباد است و بر بدنه وسائل نقلیه مسافربری درون شهری و برون شهری حک شده بود را برداشته اند و آرم دیگری را جایگزین آن کرده اند. آقایان مسئول باید این اثر تاریخی و باستانی را که از نیاکان به ما ارث رسیده است پاس بداریم. جایگزین کردن این آرم جدید بر بدنه وسائل حمل و نقل با آرم قدیم که نماد تاریخی خرم آباد است به چه منظور صورت گرفته است؟آرم قلعه فلک الافلاک چه ایراد و اشکالی داشت که سازمان حمل و نقل بار و مسافر و شهرداری خرم آباد آنرا تغییر داده اند؟ لذا تقاضا میشود به منظور حفظ و صیانت از آثار باستانی و همچنین معرفی بیشتر لرستان به هموطنان دستور دهید کما فی السابق آن نماد تاریخی در بدنه وسائل نقلیه حمل و بار و مسافر حک شود.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • وضعیت بد قلعه فلک الافلاک

    ریاضتی که قلعه برای آزادی کشیده خرمشهر برای آزادی نکشیده است. چه کاریست این وعده‌های دو سالانه؟ وعده‌هایی که عملی نمی‌شود فقط بین استاندارهای مختلف در حال گردش است.یکی نیست به آقای استاندار بگوید چرا الکی برای خودت وعده می‌دهی؟ با این سرعتی که قلعه درحال تخریب است به دو سال نکشیده فرو می‌ریزد و خیال همه راحت می‌شود.مگر می‌شود بعد ۳۰ سال که از اولین خبرهای آزادی قلعه آمده تا به حال موقعیتش فراهم نشده باشد؟خیر. دو سال که سهل است، هجده دو سال دیگر هم بیاید و برود کسی برنامه جدی برای《آزادی حریم قلعه》نخواهد داشت که اگر برنامه‌ای بود برای مرمت آن صرف می‌شد.شکاف‌هایی که تن این دژ عظیم را به رعشه انداخته یقینا تاب دو سال را ندارد.اهمیت قلعه فلک‌الافلاک در جذب توریست شهر خرم‌آباد واضح و مشخص است پس لطفا اگر قرار است تصمیمی گرفته شود بهتر است اول برای حفظ آن باشد.قلعه به بازسازی با برنامه و بودجه مشخص نیاز دارد. این را هر کسی که نگاهی حتی از دور به قلعه بیندازد متوجه می‌شود.عجیب است که از نگاه‌های ریزبین مسئولین محترم در رفته است. بهتر است کسی منتی سر قلعه برای آزادسازی نگذارد که اگر ادعایی هست پیش از فروریختن آن عملی شود.


  • وجه تسمیه خورموئه

    خُرمَوه《xormowa》نام خرم آباد که توسط شاپور اول ساسانی (شاپورخواست یعنی به خواست و اراده شاپور) ساخته شده و قبلاً در دوره عیلامی《خایدالو》و خارتیش (خوار کننده تشنگی به دلیل چشمه های فراوان) نام داشته است دکتر امان اللّه قُرَشی در ایران نامک، صفحه ۳۱۰ مینویسد : خُرم در زبان پهلوی ساسانی hu - ream یا هورم / خورم xurm به معنای آباد / شاد / خوش / و در آرامش نام داشته است و آباد بعنوان جزء دوم در واقع مکمل بخش نخست است و دوره ساسانی لفظ آباد 《apat》در اسامی مرکب شهرها معمول بود مثل : شاپورخواست / یزدخواست / یزدکرت خواست و...تا آنکه لفظ آپات : آباد بکار رفت. لذا خُرمَوه یعنی جای شاد و آباد و هیچ ربطی به خور یا هور ندارد. من نمیدانم برخی چه اصراری دارند برای اثبات خودشان تاریخ را تحریف کنند.


  • میرنوروز: خورموئه خُرم دِله جاکَه لُرونه

    بیست اردیبهشت روز نکوداشت خُرم آباد: شهر خُرم آباد مرکز لُرستان با جمعیت ۳۷۵ هزار نفری ، بیست و سومین شهر بزرگ کشور و بزرگترین شهر لُرنشین ایران است. خُرم آباد مهد تمدن _ شهر خورشید و ماه _ شهر مَفرغ و ترانه _ شهر پُلها و پیوندها _ شهر شور و حماسه _ شهر آب و آینه _ دیار فلک الافلاک _ پایتخت سلسله عیلامی سیماشَکی (خایدالو ) _ شهر مورد علاقه شاپور اول ساسانی (شاپورخواست ). در شاهنامه فردوسی در مورد پیدایش شهر خرم آباد آمده : ز بهر اسیران یکی شهر کَرد - جهان را از بوم پُر بهر کرد / کجا خرم آباد بُد نام شهر - وز آن بوم خُرم کرا بود بهر. خرم آباد (شهر خورشید و ماه ) پایتخت سلسله آل حسنویه / پایتخت سلسله پانصد ساله اتابکان لُر خورشیدی / پایتخت اتابکان لُر فیلی / سنگرگاه کریم خان زند / خرم آباد قدیمی ترین سکونتگاه بشر (غارهای تاریخی : کلدَر ، کُنجی ، گَر اَرجنه ، پاسنگر ، قُمری ). خرم آباد شاهراه سراسری شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است. خرم آباد با ۱۴۲ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران سنگربان رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی بود. به قول میر نوروز شاعر شهیر لُرستانی که در دوره صفویه این شعر را در وصف مردم خُرم آباد گفته است : خُورموه خُرم دِله جاکَه لُرونه _ هر جای لُر بچیه شیرین زوونه. برخی از آثار باستانی ، تاریخی و گردشگری خرم آباد : قلعه فَلک الافلاک (دژ شاپور خواست ) / باشگاه افسران و باغ ارَم / باغ فلاکت (ایستگاه کشاورزی ) / گرداب سنگی (گرداو بَردینَه ) / کتیبه سنگ نوشته سلجوقی / تپه باستانی ماسور متعلق به عیلام باستان / معبد مِهرپرستی بوآس (باباعباس ) / مناره آجری شقایق / کوره آجُرپزی باغ نو / پل شاپوری (شکسته ) / آسیاب گبری (ساسانی ) / پل گپ صفوی / پل حاج علی عسگر خرم آبادی / کاروانسرای تاریخی میرزا سید رضا تفرشی (بازار طلافروشان ) / حمام گپ (حسین خانی ) / حمام کوچک (آقا رحیم ) / گرمابه نویی (کتابخانه شهید مُطهری ) / خانه تاریخی آخوند اَبو / خانه تاریخی کشفی / خانه تاریخی ابوالقاسمی / زورخانه طیّب / نگارخانه میرملاس / ساختمان قدیمی بانک تجارت / مسجدقدیمی حاج توسلّی / آرامگاه باباطاهر لُر / آرامگاه جمال الدین خضر (اتابک لُر) / کاروانسرای تاریخی گوشه شهنشاه / آرامگاه شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لُر کوچک / قناتهای تاریخی پشت بازار / کتیبه تاریخی سراب نیلوفر چنگایی / کتیبه و معماری تاریخی حوض موسی / بازار قدیم راسته بروجرویها / خیابانهای قدیمی فردوسی ، حافظ و میدان گپ / مجتمع تفریحی بام شهر خُرم آباد / دریاچه گردشگری کیو / بوستان زیباکنار / پارک شریعتی و مجسمه سوار کاسیت / دریاچه و بوستان گردشگری بهشت / دریاچه و بوستان شاپوری / پارک جنگلی مخملکوه / پارک جنگلی شورآب / سراب شَهوآ / سراب گُلستان / سراب دارایی / بوستان آبشار طلایی / تپه شهدای گمان / و مجتمع گردشگری رنگین کمان.


  • خرم آباد: پنجمین شهر مقاومت در جنگ

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات به خرم آباد شهید شدند!《روستای صاحب الزمان خرم آباد》76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده در جنگ داشته است! کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از ایران کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را در ادارات استخدام میکنند؟ چقدر با بی ملاحظه ای میخواهند به خرم آباد ضربه بزنند؟ کجا باید دردمان را فریاد بزنیم؟


  • قدمت خرم آباد لُرستان

    دکترمحمود حریریان درکتاب《تاریخ ایران باستان》جلد۱، ص۴۷ مینویسد: در خرم آباد لُرستان نمونه هایی از دست افزارهای سنگی از دوره پارینه سنگی قدیم بدست آمده است (Braidwood ,1960, P 695).اغلب آثار دوره پارینه سنگی از منطقه زاگرس بدست آمده که قدمت آنها به ۶۰ هزار سال میرسد. درفاصله سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵ در غارهای کُنجی و قُمری خرم آباد و پناهگاه سنگی ارژنه (ارجنه) حفریاتی انجام گرفت که قدمت آثار بدست آمده حدود ۴۰ هزار سال پیش تعیین شده است (McBurney, 1969, P 9).


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • ضعف عملکردی میراث فرهنگی

    ایران یک میلیون و 200 هزار محوطه تاریخی دارد که فقط 32 هزار محوطه ثبت ملی شدند!!! بقیه محوطه ها بدون هیچگونه حفاظتی بحال خود رها شدند و حتی یک تابلو و محدوده مشخصی ندارند!!! قاچاقچیان عَتیقه دائماً و بدون هیچ محدودیتی با ابزار آلات مُدرن به جان تپه‌های باستانی ایران می افتند و تمام لایه‌های تاریخی را تخریب میکنند! متاسفانه عملکرد میراث فرهنگی ایران افتضاح است و هیچ نظارتی بر میراث تاریخی ایران ندارد!


  • گوشه شهنشاه

    در نزدیکی روستای《گوشه شهنشاه》دره‌ای پوشیده از باغ‌های انبوه انار و انجیر وجود دارد. ﺁﺏ ﺷﺮﺏ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻪ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺎﻏﺎﺕ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﺏ (ﺳﺮ ﺳﺮﺁﻭ) ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ‌شود. بدلیل واقع شدن بُقعه شجاع‌الدین خورشید (ﺳﺮﺳﻠﺴﻠﻪ حکومت لُرکوچک) به گوشه‌ شهنشاه مشهور می‌باشد. در کنار این آرامگاه، گورستان قدیمی با سنگ ‌قبرهای کهن وجود دارد که بر روی آن‌ها آیاتی از قرآن کریم و کلمات مقدس با نقش‌های برجسته و خط زیبای کوفی کنده‌کاری شده است. آرامگاه در زمان شاهوردیخان آخرین اتابک لُر ساخته شده است. شجاع‌الدین خورشید به مدت 30 سال از آخر قرن پنجم تا اوایل قرن ششم هجری (580 - 621) بر حکومت لُرکوچک فرمانروایی کرده است. این فرمانروا به واسطه عدالت و دادگستری مقبره وی مورد احترام اهالی قرار گرفته است. پلان مقبره مستطیل شکل و پلان داخلی آن هشت ضلعی و هر ضلع آن 2.5 متر است. سبک معماری گنبد آن دو پوسته و مواد و مصالح آن سنگ، آجر ملات، گچ و ماسه آهک است. ارتفاع گنبد از سطح زمین 12 متر است، در وسط آن قبری است که برروی آن صندوق چوبی کنده کاری شده‌ای قرار دارد. این اثر به شماره 1920 در تاريخ 16 شهريور 1376 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ《گوشه شهنشاه》یکی از آثار بجای مانده از دوره صفویان در کنار مقبره شجاع الدین خورشید قرار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ساختمان این ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ دارای 15 اتاق و صحنی به اندازه 300 مترمربع است. کل ساختمان به ﺩﻭ بخش تقسیم شده که بخش پشت ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ محل نگه‌داری چهار‌پایان و بخش جلو اتاق‌های 9 مترمربعی تشکیل شده که محل استراحت مسافران بوده است. این بنا نيز به شماره 1921 و در تاریخ 16 شهریور 1376 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. همچنين دو ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻨﻪ، ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﻮﺕ ﻭ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﺭﺑﯿﻦ ﺍﺯ ﺟﺎﺫﺑﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﮔﻮﺷﻪ هستند ﮐﻪ آن‌ها نيز ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ 27 اسفند 1387 ﺩﺭ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ.


  • بناهای تاریخی خرم‌آباد

    سرزمین لُرستان از هزاره‌های دور تاریخ، محل پیدایش ایجاد تمدن‌ها و《کُهن شهرها》بوده و آثار برجا مانده تاریخی در محدوده این استان (فیلی، بختیاری، جنوبی و سرزمین‌های پیرامونی آن) گواه روشنی است که خرم‌آباد《خایدالو》نام یکی از شهرهای کهن در این محدوده است و در دل دشت و دره‌ای تاریخی به همین نام واقع شده است. خرم‌آباد به عنوان پایتخت حکمرانی اتابکان لُرکوچک، والیان لُرستان فیلی و مرکز استان لُرستان، ده‌ها اثر و یادگار تاریخی گران‌بها از دوره‌های دور و نزدیک《پیش‌ازتاریخ، ساسانیان، سلجوقیه، صفوی و قاجار》را چون نگینی گران‌بها در دل خود به یادگار دارد. عمده‌ این آثار و بناها در محدوده یک بافت کهن و بسیار ارزشمند به نام《بافت تاریخی》شهر خرم‌آباد قرار گرفته‌اند. بافت تاریخی شهر خرم‌آباد به مساحت ۵/۷۲ هکتار در مرکز فعلی شهر و در ضلع غربی مجموعه کهن در و ارگ تاریخی شهر《قلعه فلک‌الافلاک》واقع شده و دارای ۷ محله کهن به نام‌های زید بن علی (دَر آغا)، باباطاهر (دَر بُوتار)، پشت بازار (پُش بازار)، درب دلاکان (دَر دِلاکی)، باجگیران (باجگیرِو)، پاسنگر و کلیم آباد (محله چاغروندها) می‌باشد. ار لایه‌های تاریخی و دوره‌های رشد شهر را از دیدگاه معماری و شهرسازی می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد: دوره‌ شکل‌گیری هسته‌ی نخستین شهر، دوران صفویه، دوره حکمرانان قاجار و دوره‌ مربوط به پهلوی اول که از هرکدام آثار معماری باارزشی به یادگار مانده است. از آثار دوره‌ شکل‌گیری هسته‌ نخستین شهر می‌توان به آرامگاه زید ابن علی و آرامگاه منصوب به باباطاهر در مراکز محله‌هایی به همین نام‌ها در درون شهر قدیم، کتیبه تاریخی سنگ نبشته، مناره خرم‌آباد و آرامگاه منصوب به خضر《اتابک لُرستان》در اندک فاصله‌ای با شهر قدیم یاد کرد. حمام گپ، میدان گپ و《خانه‌ منصوری》از مهم‌ترین آثار بجای مانده از دوره صفویه در شهر خرم‌آباد هستند. از دوره قاجار آثار و بناهای پرشماری برجای مانده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به《خانه و حسینیه‌ خورشیدی》، خانه جوادی، خانه مرحوم آیت‌الله سیدجواد جزایری، خانه چنگایی، خانه عصاره، خانه مرحوم آیت‌الله عبدالرحمن لُرستانی《پدر مشروطیت در لرستان》،عمارت بزرگ میرزا سید رضا، خانه چدنی، خانه سیف‌الله خان والی زاده، خانه توکل، خانه کاکاوند، خانه شمعون، کاروانسرای میرزا سیدرضا و...را نام برد. بناهایی همچون خانه فیروزی، خانه موسی جواهری، خانه رزاز، خانه ابراهیمی، گرمابه قاضی، مسجد توسلی، مسجد موسی ابن جعفر از جمله آثار برجای مانده از آخرین لایه‌ی معماری ایرانی–اسلامی (دوره پهلوی اول) در خرم‌آباد هستند. دکتر عطا حسن پور ‌باستان‌شناس و استاد دانشگاه گفت: در راستای حفظ بافت‌های تاریخی خرم‌آباد باید تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم چراکه لُرستان استانی صنعتی نبوده و سنت‌ها و آثار تاریخی این استان ظرفیت قابل‌توجهی برای تبدیل به《مقصد گردشگری》هستند.دکتر عطا حسن‌پور افزود: بافت تاریخی خرم‌آباد گنجینه زنده و بهترین فرصت برای برون رفت از رکود اقتصادی و رونق گردشگری است.با توجه به کمبود اعتبارات، فرهنگ‌سازی و تعامل دستگاه‌های اجرایی مهم‌ترین راهکار پیش روی حفظ بافت‌های تاریخی لُرستان به شمار می‌رود. زهرا بهاروند اظهار کرد: عدم معرفی شهردار بافت تاریخی خرم‌آباد یکی از معضلات این بافت‌ها است که حتی در راستای تأمین اعتبار این مناطق نیز مشکلاتی ایجاد کرده است. واگذاری خانه‌های تاریخی از سال ۹۶ در لُرستان آغاز شده که واگذاری《حمام گپ》به بخش خصوصی یکی از اقدامات موفق در این حوزه بشمار می‌رود. میراث فرهنگی لُرستان نه‌تنها مانع واگذاری خانه‌های تاریخی و دیگر بافت‌های تاریخی به بخش خصوصی نیست بلکه در راستای حفظ و نگهداری این آثار پیش‌قدم نیز می‌باشد.رییس سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری خرم‌آباد نیز از انتصاب《شهردار بافت تاریخی》این شهر در آینده‌ای نزدیک خبر داد و گفت: اولویت اصلی حفظ بافت تاریخی خرم‌آباد است. اجرای طرح بافت‌های تاریخی نیازمند برنامه‌ریزی《سیستم محور》است. احسان ناصر مدیر مجموعه تاریخی حمام گپ گفت: سرمایه‌گذاری در این اثر تاریخی نخستین سرمایه‌گذاری غرب کشور در خانه‌های تاریخی و به‌عنوان الگویی موفق شناسایی شده است.


  • غار کَلدر خرم‌آباد

    نتایج مقدماتی گونه شناسی با مدنظر قرار دادن آناتومی فیزیکی و نتایج اسکن و همچنین تفسیر آن‌ها در《دانشگاه کپنهاک دانمارک》درحال انجام است نشان می‌دهد خوشبختانه فسیل مذکور مربوط به گونه هوموساپین《انسان مدرن_هوشمند》می‌باشد. غار کَلدر خرم‌آباد هم‌اکنون دارنده قدیمی‌ترین فسیل انسان هوشمند در ایران و یکی از معدود سایت‌های جهانی به شمار می‌رود که شواهد انسان هوشمند یا مدرن با این قدمت تاریخی در آن کشف‌ شده است. مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان با اشاره به اینکه فصل سوم کاووش غار کَلدر خرم‌آباد اواخر خردادماه ۹۸ به اتمام رسید: آنالیزهای مولکولی این فسیل هم اکنون برای دریافت اطلاعات بیشتر درحال انجام است که نتایج آن منتشر خواهد شد. پروفسور《فابریک دمتر》با یک نامه رسمی از دانشگاه《کپنهاک دانمارک》این اتفاق مهم را به اطلاع رئیس پژوهشگاه میراث کشور، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی ایران، مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان و سرپرست تیم کاووش غار کَلدر خرم‌آباد رسانده است. غار کَلدر خرم‌آباد در 5 کیلومتری شمال خرم‌آباد به شماره 18796 در فهرست آثار غیرمنقول کشور به ثبت رسیده است!


  • حسن عیلامی

    اولین طبیب خرم‌آبادی فردی به نام《حسن عیلامی》بوده است. فقط ميرزا مصطفی خان حكيم (متوفی 1279 خورشیدی) كه نام 24 متری حكيم‌آباد برگرفته از ساختمان محل طبابت اوست و طبیبی غیربومی بود، در اسناد و منابع دوره قاجار به عنوان تنها حكيم مسلمان اين شهر ياد شده است. اما اولين طبيب بومی خرم‌آبادی‌الاصل در عصر قاجار كيست؟《حسن عيلامی》فرزند مُلا حسین و بی‌بی سکینه حدود سال 1255 هجری خورشیدی در خرم‌آباد لُرستان به دنیا آمد. پدر وی اصالتاً از ساکی‌های ساکن خرم‌آباد بود. حسن در نوجوانی عازم عثمانی شد و مدت‌ها در بیمارستان‌های استانبول و شهرهای مختلف مِصر دستیار پزشکان آن‌جا می‌شود. وی پس از سا‌ل‌ها کسب تجربه در دستياری طبابت پزشكان آن ديار، با داشتن مدرکی معتبر از عثمانی، دوران حکومت احمدشاه قاجار به ایران باز می‌گردد و با داشتن مجوز در《آبادان》مطب دایر می‌نماید. مطب وی تا اواسط دوران حکومت رضاشاه در محل کنونی خیابان امیری جنب سینما شیرین نزدیک بازار کویتی‌های آبادان قرار داشت. حکیم حسن عیلامی زمان حضور در عثمانی با دکتر امیرخان اعلم (1340-1255) آشنا شد و با وی که طبیب مخصوص احمدشاه و در اواخر دوره رضاشاه نیز رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود، رفاقت و مُراوده داشت.《حكيم حسن عیلامی》مدتی نیز در تهران با وی همکاری می‌کرد. مرحوم حسن عیلامی دو همسر داشت که همسر اولش بی‌بی نبات دزفولی بود و از او یک پسر به نام عبدالحسین‌خان و دو دختر به نام‌های فاطمه و سارا داشت. عبدالحسین سال 1315 با خانم خسروی ازدواج کرد که 3 پسر و 4 دختر آن‌ها همگی ساکن آمریکا شدند. سارا دختر حکیم حسن عیلامی همسر "برهان زمان‌پور" (1389-1300) فرزند حاج اسدالله زمان‌پور (زمانی) بانی حمام حاجی اَسَلا در درب‌دلاکان خرم‌آباد (حدود کنونی زورخانه طیب) بود. فاطمه دختر بزرگ حكيم نیز همسر نورالله فروغی (1372-1281) پسر دیگر حاج اسدالله و از سیاستمداران و روزنامه‌نگاران دهه ۲۰ خرم‌آباد بود. حکیم از همسر دومش به نام گشسب‌بانو سگوند فرزندی نداشت. مرحوم حکیم حسن یک برادر به نام میرزا "محمد عیلامی" (1337-1271) داشت که معلم بود. وی خواهری هم به نام فرخ داشت که همسر اول حاج اسدالله زمان‌پور (1323-1246) از تجار سرشناس و معاریف محله درب دلاکان خرم‌آباد بود. حكيم حاج حسن عیلامی شهریورماه 1320 درگذشت و در قبرستان "علی بن مهزیار اهواز" به خاک سپرده شد.


  • لُرستان《دارالغُرور》

    شاهان حکومت صفویه علاقه به مَحو نام لُرستان و خدشه دار کردن استقلال حکومت لُرکوچک بود تا جایی که شاه اسماعیل صفوی در اوایل کارش از به کار بُردن عباراتی چون لُرستان و لُرکوچک امتناع میکرد! و در مکاتباتش اتابک لُر را نه اتابک بلکه《حاکم ولایت صَدمره، هارون آباد (اسلام آباد غرب) و سیلاخور》میخوانده است (رُهر برن، نظام ایالات دوره صفویه، ص 123). او هرگز موفق نشد این عنوان مجهول را جایگزین《حکومت لُرکوچک》کند اما با این تلاش خود تصویری از گستره سرزمینی لُرکوچک ارائه داد. شاه عباس صفوی بعد از کشتن آخرین اتابک لُرکوچک (میر شاهوردیخان) لُرستان را به ایالت تبدیل کرد (تقسیمات سیاسی_اداری ایران، محمد پورکمال، ص 7). در اواخر صفویه 10 ایالت و 4 والی نشین مستقل وجود داشت که عبارت بودند از: لُرستان، بختیاری، گرجستان و خوزستان. (کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، عزیزالله بیات، ص 106). با بروز انقلاب مشروطه، قانون تشکیل ایالات و ولایات در سال ۱۲۸۵ خورشیدی به تصویب مجلس رسید که براساس این قانون کشور به 4 ایالت و 12 ولایت تقسیم میشد و《لُرستان》ششمین ولایت ایران بود (جغرافیای سیاسی ایران، محمدرضا حافظ نیا، ص 391). با روی کار آمدن پهلوی سیاست یکپارچه‌سازی کشور و برخورد شدید با نیروهای سیاسی محلی در دستور کار رضاشاه قرار گرفت و نظام سیاسی تمرکزگرایی را حاکم کرد و استانها را براساس اعداد نامگذاری کرد و در پرتوی کُدگذاری جدید هویتهای تقسیمات سطح اول کشور نادیده انگاشته شد و هویتهایی که سرشت جغرافیایی داشتند و در طول تاریخ نقش ایفا میکردند را نادیده گرفت و ولایت لُرستان بین استان ششم (خوزستان) و استان پنجم (کرمانشاه) تقسیم شد (جغرافیای سیاسی ایران، ص ۳۹۳). سال 1325 لُرستان به مرکزیت خرم‌آباد به فرمانداری کُل ارتقا یافت و سال 1352 ایران ۲۰ استان داشت که لُرستان یکی از آنها بود. خیلیها چشم ندارند نام لُر و لُرستان را ببینند! و دوست ندارند این نام باشه! چه در شاهان قدیم که اقدام به تغییر اسامی میدادند و چه حالا که به انواع روشها و جعلیات متوسل میشوند تا حرف کذب خود را به کُرسی بنشانند اما لُرها همچون کوههای مقاوم سرزمین شان با اعدام، تبعید، کشتار، بمباران، ایجاد اختلافات در دل لُر، نفاق و تفرقه، غارت منابع، دست اندازی به این خاک و حربه های دیگر هرگز نتوانسته و نتوانستند و نخواهند توانست به چنین چیزی برسند! مردم لُر هوشیارتر از همیشه در مقابل فتنه ایستاده و می‌ایستیم!


  • تیمسار بهمن صفایی بختیاری

    امیر سرتیپ‌ بازنشسته مرحوم «بهمن صفایی‌ بختیاری» فرمانده اسبق لشکر ۸۴ پیاده لُرستان در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳، روز ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ درگذشت. این فرمانده دلیر دوران جنگ، طی سال‌های پس از جنگ و زمانیکه فرمانده لشکر لُرستان بود، خدمات عمرانی بی‌بدیل در دیارش به یادگار نهاد و علاوه بر آن از نظر مردم‌داری و فعالیت‌های اجتماعی نیز از سرآمد انسان‌های زمان بود به نحوی که خبر درگذشت ایشان در روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ موجی از اندوه و ناراحتی را میان اهالی خرم‌آباد بخصوص هم‌رزمان سابقش و پیشکسوتان ورزش برجای نهاد زیرا مرحوم صفایی در دهه ۳۰ همراه با برادرانش جزو فوتبالیست‌های تیم منتخب خرم‌آباد بودند. مرحوم تیمسار صفایی، عشق و علاقه وصف‌ناپذیری به خرم‌آباد داشت. با وجودی که دوران کودکی همراه خانواده از اصفهان به خرم‌آباد مهاجرت کردند و تا سال‌ها این‌جا ساکن بودند، اما همیشه خود را یک خرم‌آبادی و متعصب به این شهر می‌دانست و تا حد توان نیز برای عمران و آبادانی آن تلاش کرد. پدرش مرحوم سرهنگ «حشمت‌الله صفایی‌» از اُمرای ارتش در خرم‌آباد طی دهه‌های ۳۰ و ۴۰ بود و ذوق و قریحه‌ای خوش در سرودن شعر داشت. مادر امیر سرتیپ‌ بهمن صفایی‌، بی‌بی‌کتایون فرزند محمدجوادخان سالار شجاع و بی‌بی خدیجه ظفر دورکی دختر خسروخان سردار ظفر که او نیز فرزند حسین‌قلی‌خان ایلخانی و برادر علی‌قلی‌خان سردار اسعد بختیاری بود. همسر مرحوم تیمسار صفایی نیز فرزند مرحوم حاج صنعتگر از افراد سرشناس خرم‌آباد و مالک اسبق بیشه صنعتگر (پارک صخره‌ای کنونی) می‌باشد و ثمره این ازدواج دو فرزند دختر است. مردم قدرشناس خرم‌آباد روز شنبه ۱۹ بهمن مراسم باشکوهی به یاد تیمسار صفایی برگزار کردند. روحش شاد و یادش گرامی باد


  • محسن بهاروند دیپلمات خرم‌آبادی

    «محسن بهاروند» از سوی «محمدجواد ظریف» به‌عنوان معاون امور حقوقی و بین‌الملل معرفی شد. «بهاروند» از دی‌ماه 97 به‌عنوان دستیار وزیر و مدیرکل آمریکای وزارت امور خارجه خدمت می‌کرد. محسن بهاروند سال 1345 در روستای تلوری‌علیا از توابع خرم‌آباد به دنیا آمد؛ وی مقطع دبیرستان را در خرم‌آباد طی کرد. سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت و موفق شد در دانشکده روابط بین‌الملل با مدرک کارشناسی و در دانشگاه شهید بهشتی در رشته‌ی حقوق بین‌الملل، گرایش «حقوق بشر» با مدرک کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده و در وزارت امور خارجه مشغول به کار شود. بهاروند مدتی نیز در《دانشگاه ژنو سوئیس》در رشته‌ی حقوق در مقطع دکتری مشغول به تحصیل شد که به علت مشغله کاری از ادامه تحصیل انصراف داد. از سوابق بهاروند می‌توان به رییس اداره حقوقی و معاونت اداره کل آمریکای لاتین وزارت امور خارجه اشاره کرد که در طول حضورش در آمریکای لاتین با «مارادونا» اسطوره فوتبال جهان دیدار کرد که در این دیدار، مارادونا با حضور در سفارت ایران در بوینس‌آیرس، پیراهن شماره 10 خود را در مراسمی رسمی تحویل وی داد تا به مردم ایران هدیه کند. وی همچنین به‌عنوان سفیر ایران در آرژانتین برای حل‌وفصل اختلاف دو کشور در مورد پرونده انفجار مرکز یهودیان آن کشور اعزام شد که حاصل این مأموریت امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آرژانتین برای حل اختلاف شد. این یادداشت تفاهم در سال 2013 بین علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه سابق جمهوری اسلامی ایران و وزیر خارجه آرژانتین در آدیس‌آبابا پس از مذاکرات طولانی و فشرده امضا شد؛ پس از بازگشت از این مأموریت بود که وی به سمت معاون بخش آمریکای لاتین وزارت امور خارجه منصوب شد و پس از مدتی بهاروند به عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای که به‌صورت محرمانه با آمریکا مذاکره می‌کردند برگزیده شد. این کار از اواسط سال 1390 شروع و تا روی کار آمدن دولت جدید ادامه داشت و حل‌وفصل مسئله هسته‌ای در آن زمان شکل گرفت تا ادامه کار به دولت فعلی محول شد. این دیپلمات لُرستانی معاون دبیر کل سازمان حقوقی مشورتی آسیا و آفریقا آآلکو (آلکو) AALCO را نیز در کارنامه دارد. «بهاروند» ازدیماه 97 به‌عنوان دستیار وزیر و مدیرکل آمریکای وزارت امور خارجه خدمت می کرد. از بهاروند مقالات متعددی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و اسپانیایی منتشر شده و کتابی نیز با نام "ایرانیان عامل جنایت یا قربانیان جنایت" در رابطه با انفجار مرکز یهودیان در بوینس آیرس در 400 صفحه و به زبان اسپانیایی در آرژانتین منتشر کرد، وی در این کتاب حقایق شگفت‌انگیزی از فعالیت صهیونیست‌ها و گروه‌های فشار برای اتهام زدن برعلیه کشورمان در مجامع بین‌المللی را بازگو می‌نماید. بهاروند جزء اولین تیم مذاکره‌کننده كشورمان با آمریکا بود و نقش دیپلماتیکی در خروج متهمان ایرانی حادثه آمیا از لیست اینترپل داشت و جزء هیئت دیپلمات مذاکرات هسته‌ای در وزارت خارجه بود و مدیرکلی اداره آمریکای لاتین وزارت امور خارجه را در کارنامه دارد.


  • محرومیت غرب و جنوب خرم‌آباد

    در حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی و بخش‌های تابعه برای کسیکه می‌خواهد به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب شود فاکتورهایی قائل هستیم: ۱_کاردانی و تخصص و تعهد/ ۲_قدرت تصمیم‌گیری/ ۳_صداقت در گفتار و رفتار/ ۴_پاسخگویی به مردم/ ۵_تعامل با مسئولین کشوری و استانی. اینها از مشخصات اولیه نماینده مجلس می‌باشد که البته در جامعه لُرستان به علت مشکلات و گرفتاری‌های مردم شاخص انتخاب با سایر نقاط کشور متفاوت است. صداقت در رفتار و گفتار یک نماینده قبل از انتخابات و بعدازآن از مهم‌ترین فاکتورهاست. به قول معروف وقتی‌که《رفتند پشت سر را نگاه نکنند اگر هم نگاه کردند فقط به تیره و تبار خود نگاه نکنند》یکی از نقاط ضعف انتخاب شوندگان اعمال نظرات بخشی است که باعث کاهش اطمینان مردم می شود، آنچه که مهم است این است که اولویت‌های حوزه انتخابیه با مشورت نخبگان بررسی و برنامه‌ریزی شود. اگر به حوزه انتخابیه نگاهی گذرا بی اندازیم به نیازهای اساسی پی خواهیم برد. به ترتیب اولویت میتوان مهمترین مشکل این حوزه را بیکاری قشر جوان دانست. ۸۰% این قشر دارای مدرک بالای علمی هستند که بیکاری این قشر تحصیل‌کرده بسیار نگران‌کننده می‌باشد این موضوع نیاز به همفکری ملی و استانی دارد با تخصیص بودجه سرانه کار درست نمی‌شود! باید چاره ای اندیشید چون در پی اشتغال است که توسعه همه جانبه پیش خواهد آمد و این امر به امنیت ملی و آرامش عمومی کمک خواهد کرد، انگیزه جوان را برای تشکیل خانواده بالا خواهد برد و در یک کلمه خیال خانواده‌ها راحت خواهد شد این امر در ۴۰ سال گذشته مطرح بوده و باید یک جایی تمام شود. دومین مشکل حوزه انتخابیه مبلمان شهری، فضای ورزشی و فرهنگی، توسعه گردشگری و همچنین ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقسیم عادلانه امکانات زیربنایی برای کل شهر در تمامی نقاط شهرستان خرم‌آباد و بخش‌های تابعه خصوصاً شهرستان چگنی است. علاوه بر موارد فوق نیازهای اختصاصی وجود دارد که در این مقاله نمی‌گنجد. غرب و جنوب خرم‌آباد از قدیمی‌ترین محلات هستند و بیشترین تراکم جمعیتی را دارند فاقد کمترین حجم خدمات هستند و این درحالی است که آراء این دو منطقه برای انتخاب شوندگان تعیین کننده می‌باشد! به‌هرحال پیشنهاد می‌کنم که با حضوری قوی از بین افراد مطرح‌شده به کسانی رای دهیم که فراجناحی و فرا قومی عمل می‌کنند و از امتحان صداقت در گفتار و کردار سربلند بیرون آمده باشند، این چنین افرادی در صورت موفقیت، عدالت در توزیع منابع، انتخاب مدیران شایسته، به‌کارگیری نیروهای جوان از همه طیف‌های اجتماعی و قومی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند و از مدیرانی حمایت می‌کنند که تجربه کافی را در کار خود داشته باشند و به سراغ مدیر توانمند میروند نه اینکه مدیر به سراغ نماینده بیاید. این چنین افرادی پاکدستی و خضوع را در مقابل مردم تا پایان دوره نمایندگی حفظ می‌نمایند و با کمک نخبگان و طیف‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و هماهنگی با سایر نمایندگان شهرها آنچه استحقاق مردم لرستان می‌باشد ایفاء نمایند.


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • خرم‌آباد منبع پایدار آب ندارد!

    الآن تمامی شهرها برای تامین آب، سد میزنند ولی مسئولین بیتفاوت لُرستان بجای مطالبه بودجه عمرانی برای ساخت سد، دارند چاه عمیق میزنند! آبهای زیر زمینی ذخیره استراتژیک منطقه هستند و باید دست نخورده باقی بمانند ولی الآن هشتمین چاه عمیق را هم دارند در خرم‌آباد میزنند آنهم برای آبیاری فضای سبز و شرب!!!


  • دکتر علی‌اصغر مجیدی

    خــرم‌آبــادِ عـــزیــزم، زادگـاهِ بـا صـفـایــم دیـده و دل بـر تـو دارم، هر زمانی هر کجایـم / ای بـهـشــتِ جــاودانـی، خــرم و آبــاد مــانـی خـوش‌تـر و زیـبـاتـر از تـو، نیسـت جایی از برایم / بـا هـوای دل‌فــریـب و بـا فـضای بـا صـفـایـت در هــوای آن فـضـا و آن صـفــا و آن هــوایـم / سـرزمـیـن چـشـمـه‌ها و میوه‌های خوشگواری بـاغ و بـسـتـانِ تو باشـد دلنـواز و جـان‌فـزایـم / چـشمه‌هایت قطره‌های اشکِ شویشِ روزگار است با خـروش و جـوشِ آن‌هـا، بی‌نیـاز از هر فـضـایــم / آبِ گَـرداو و گـُـلـِسـو یـا کـه شــَوا و کـیــو را گـر به از زمـزم بـخـوانـم، کـَس نگوید بر خطایم / کوه ودشتت بسـتـه آذین، سر به سر با سبزه و گل سـال‌هــا خـود، بـا زبـانِ لالـه‌هـایـت آشـنـایـم / شـاهــدِ آوازه ایــلام و مــاد و پــارت بــودی یـادگــارِ بـی‌شـمـاری داری از مـجـدِ نـیـایــم / قلعه‌ای زیـبـا و معـظـم، برفـرازت می‌سـرایـد کاین منم کز عهـدِ ساسان، سرافراز و پا به‌ جایم / خاسـتـگاهِ مَردمانی سـخـت‌کوش و تیزهوشی مـن مـُریـدِ ایــن تـبـارِ بـاوقـار و بـی‌ریـایـم / از زنـانِ مهـربـان و بـاوفـایـت هــر چـه گـویـم کِی به گِـردِ وصـفِ آنان، راه جوید گـفـته‌هایم / شـیـرمـَـردانِ دلـیـرت، بی‌نـظـیـرنـد از تـواضـع لـفــظِ شـایـانی نـدارم تـا کـه آنـان را سـتـایـم / ایـن کـه مـن ازآن دیـارم، فـخـر بـر افـلاک بـارم هـر چه دارم از تـو دارم، از صـفـایـم تا وفـایم / سـوز و سـازِ دیـدنِ تــو، می‌زنـد هــر دم نـهـیـبــم وای اگـر این سوزِ دلـکش، لـحـظه‌ای سازد رهـایـم / شـور و حـالِ نـغـمـه‌هـای روح‌بـخـش و دل‌گـشایت آنـ‌چـنان مـسـتـم نـمـایـد، گـویـی از عـالـم جـدایـم / مَـردمـت از مـردمی و خـوبی و مـهــمـان‌نـوازی شـُهــره دهرند و حاجـت نیست، من شرحش نمایم / ای مـجـیـدی! گـر بـنـوشـم جـامی از آبِ ارازش در کـنـارش عـقـده‌های دردِ غربت را گـشـایـم / تـــوضـیـحات: گَـرداو، به معنای گرداب: چشمه‌ای سـنگی در میدان تختی خـرم‌آباد. گـلـسـو، به معنای گـلـستـان: چـشـمـه‌ای در شمال قـلـعـه بـاسـتـانی فلـک‌الافـلاک. شَـوا، به معنای شـاه‌آبـاد: نـام چـشـمـه‌ای در مـنـطـقـه شاه آباد سابق و مـطـهـری (سرچشمه) امـروزی. کـیـو: دریاچه‌ای زیبا درشمال خـرم‌آبـاد و در جوار محله‌ای بـه هـمـیـن نـام. آب اَراز: چـشـمـه‌ای واقـع در جنوب ساختمان شـهـرداری کـنـونی خــرم‌آبـاد.


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • علی میر دریکوند

    علی میر دریکوند از نویسندگان لُرستانی است که ۱۲۹۶ خورشیدی در روستای دادآباد در جنوب خرم‌آباد متولد شد. پدرش "نقی" از دهقانهای آن منطقه به شمار میرفت که در میانسالی درگذشت و علی را در سرپرستی خواهران و برادرانش تنها گذاشت. محمدرضا والیزاده معجزی در تاریخ لُرستان نوشته در دارالتربیه عشایری و دبیرستان پهلوی خرم‌آباد تحصیل کرد و در آنجا با زبان فرانسه آشنا شد. با اینحال مسئولیت سرپرستی خانواده سبب شد از ادامه تحصیل باز بماند و مشغول کار در پادگان لشگر خرم‌آباد شد و با افسر انگلیسی بنام جان همینگ آشنا شد و زبان انگلیسی را فراگرفت. استعداد خارق‌العاده و علاقه وصف‌ناپذیر موجب شد در مدت کوتاه به غیر از انگلیسی با فرانسوی، عربی و روسی آشنا شود. او کتابهای: برای گونگادین بهشت نیست و نورافکن را به زبان انگلیسی نوشت که توسط جان همینگ به انگلیسی منتقل شد و در آنجا توسط یکی از ناشران منتشر گردید. کتاب《برای گونگادین بهشت نیست》مورد توجه مجامع ادبی لندن قرار گرفت و برنده جوایزی شد لیکن این اتفاق زمانی رخ داد که خالق گونگادین چهره در نقاب خاک کشیده بود. علی میردریکوند ۱۳۳۷ به بروجرد رفت و ۵ آذر ۱۳۴۳ فوت کرد و در امامزاده جعفر بروجرد خاک شد. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب (کوچه هفت پیچ، ص ۴۲۳) مینویسد: وقتی قشون احمد آقاخان (سپهبد امیر احمدی) به لُرستان رسید و تنگ ملاوی پلدختر (پا پیل) را تسخیر کرد و بطرف خوزستان رفت، علی میر دریکوند (گونگادین لُر) درباره او گفته بود: تو ای کجک کلا خنجر کش گردن گلاوی _ گذشتی عاقبت از پوزه تنگ ملاوی. غلامحسین معماری اینگونه علی میر دریکوند را در شعرش می‌ستاید: نازم این طاقت و این صبر و گران جانی را _ وین همه رنج علی، میر لُرستانی را / کاخ ییلاقی او بود سر گورستان _ کن نظر مسکنت و فقر و پریشانی را / موقع بهمن و دی مأمن وی گلخن بود _ یعنی ای دوست ببین کاخ زمستانی را / موی ژولیده و رخسار غبار آلوده _ هیچ نشناخت کس آن گوهر پنهانی را / گاه میگفت: بسوزه دلتان بر حالم _ گاه یا حضرت عباس برسان بانی را / بود تا زنده ز دل درد و خماری نالید _ کس نپرداخت به او حق مسلمانی را / حال سرتاسر دنیا همه جا صحبت اوست _ کرده مشغول بخود عالی و هم دانی را / منتشر گشت کتابش چو به لندن فهماند _ هوش سرشار لُر و ملت ایرانی را / چهره ایی بود که چون پرده برافتاد از او _ کرد روشن افق عالم انسانی را / شرح داده است به نورافکن و گونگادینش _ قصه بی سر وسامانی و حیرانی را / با چنین تیرگی بخت، کس معماری _ نتواند سپرد این ره طولانی را.


  • قطب رشد

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.


  • ونیز خسته

    ونیز خسته؛ اثر سید حمید جهانبخت: خرم‌آباد که بی‌تابم برایش _ «گلستان» چشمه‌ساری از گلاب است / چنان پنهان شده از دیده آبش _ «سرابیاس» چشمه‌ساری نامنظم / «سراب چنگایی» آبش زلال است _ چو «شهوا» عرضه دارد گوهر ناب / به فیروزه شبیه «گرداب‌سنگی» _ بدان «گرداب‌ بردین» است پُر بار / گروهی شهروند کار وارون _ گهی هم این طبیعت غرق رازست / به پاس رنج‌های «پل‌شکسته» _ «کیاو» روزی به مرداد مثل مرداب / ولی زین پس نبیند خشکسالی _ در آخر ذکر ما «خُلد برین» است / ز «مخملکوه» جاری پلّکانی _ شنا کردیم به «خرّم‌رود» روزی / ولی امروز آن رودی که چالاک _ تمام داشته‌ها گر نیک دانی / مثال نعمتند از دیده پنهان _ بخواهیم از خداوند کریمش / خرم‌آباد ونیزی سخت خسته _ کمی هم بشنوید از آبهایش / که بی او حال شهر ما خراب است _ به سختی می‌توان دید جلوه‌گاهش / که گاهی هست گاهی نیست گه کم _ که بی نیلوفران حُسنش محال است / چرا حبس ابد دادند به این آب؟ _ صد افسوس جلوه‌گاهش جای تنگی / پری ‌چهریست در پرده گرفتار _ زلالش کرده از بیراهه بیرون / کهن داروی ما آب «اراز» است _ به گِردش برکه‌هایی چند بسته / دهانش باز همچون خسته در خواب _ رسانیدند به آن آب زلالی / که الحق واجد صد آفرین است _ به روی صخره‌ها با مهربانی / در آن هنگام که خورشید داشت سوزی _ به زحمت بستر خود کرده نمناک / گرامی ثروتند همچون جوانی _ که تا داری ندانی قدر آنان / نگردند خشک آبهای قدیمش _ که خود کردیم اندامش گسسته...


  • هوشنگ رئوف

    نام‌ات لذت آرامشی ست بر آشوب و اضطراب دل‌ام، وقتی که ظلمت جاده پیچ می‌خورد پیچ در پیچ، بر بغض پنهان گلویم. نام‌ات صف طویل چراغ‌هاست از چند فرسخی مثل مشعل گردانی سپاه آریوبرزن، در مشت‌های پرصلابت بلوط، به حراست از خشت‌خشت فلاک‌الافلاک، بر بام کوهستانی دیارم. نام‌ات دیدن تابلویی ست، در ورودی زادگاه‌ام، نیمه‌شبی که خسته از راهی دور می‌رسم اولاد ارشد لُرستان، زیبا مثل خودت خرم‌آباد ... شعر: استاد هوشنگ رئوف


  • علی‌محمد ساکی

    ۲۲ خرداد مصادف با بیست و ششمین سالگرد درگذشت زنده یاد علی‌محمد ساکی شهردار جاودان خرم آباد. علی‌محمد ساکی فرزند مرحوم محمد ساکی در سال ۱۳۱۴ در خرم آباد به دنیا آمد. پس از اتمام دوره متوسطه در زادگاهش، در سال ۱۳۳۵ به استخدام اداره فرهنگ درآمد و در کسوت معلمی دلسوز مشغول به کار شد و همزمان راه علم آموزی در پیش گرفت تا در سال ۱۳۳۸ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس شد. پس از آن، به سال ۱۳۴۲ مدرک فوق لیسانس خود را در رشته جامعه‌شناسی اخذ کرد تا سرآغازی باشد برای ورود به عرصه مدیریت. پس به عنوان مدیر دبیرستان ”ملک الشعرای بهار” منصوب شد تا جوانان خرم‌آبادی و لُرستانی از آن وجود پربرکت بهره‌مند شده باشند. زنده یاد علی‌محمد ساکی، همزمان با ریاستش بر دبیرستان ملک الشعرای بهار خرم آباد، زمینه ورود بسیاری از دانش آموزان به دانشگاه را به قیمت بدهکار شدن خویش به بازاریان آن عهد فراهم می‌آورد و حمایت مادی و معنوی از آنان را تا پایان دوره تحصیلی شان ادامه میدهد. او در سال ۱۳۴۸ پس از تسویه بدهی های خود به بازاریان شهر، عازم استان خوزستان می‌شود تا اینبار، اداره فرهنگ آموزش و پرورش شهرهای ایذه و شوشتر را در کسوت رئیس اداره، متحول کرده باشد. گفتنی است، مردم این دو شهر خوزستان از وی به نیکی یاد کرده و می‌کنند. دلِ بی صبر و قرارش اما، او را وادار می‌کند تا پس از هجرتی ۲ ساله، در سال۱۳۵۰ به دامان سرزمین مادری اش بازگردد. شاید خود او نیز، تا آن لحظه نمیدانسته که تقدیر، چه برایش رقم خواهد زد! آری…او خوزستان را به خدا سپرده و راهی زادگاهش میشود. مسئولین وقت، بی درنگ، مدیریت شهر خرم‌آباد را که تا آن زمان آنچنان نشانی از اصول شهرسازی بخود ندیده بود به او پیشنهاد می‌کنند. ساکی می‌پذیرد و آنجاست که آهنگ توسعه خرم‌آباد شنیده میشود. او ۷ سال شهردار خرم‌آباد بود و در این مدت، طرح‌های عمرانی و شهرسازی بسیاری را طراحی و اجرا کرد و پروژه‌های زیرساختی فراوانی را از خود به یادگار گذاشت. برخی یادگارهای شهردار علی‌محمد ساکی، طی مدت ۷ سال مسئولیتش در شهرداری خرم آباد: *ایجاد کمربند سبز در خرم آباد / *ساخت دریاچه مصنوعی کیو / *ساخت متل سراب کیو / *ساخت مهمانسراهای متعدد / *ساخت و افتتاح هتل جلب سیاحان / *ساخت هتل شهرداری خرم آباد / *ساخت پارک و شهربازی فرح “دانشجو / *ساخت کتابخانه های متعدد و مراکز فرهنگی، رفاهی، تربیتی و ورزشی / *ساخت و بهسازی میادین شهر / *احداث خیابان های جدید و تعریض خیابانهای قدیمی / *تبدیل یک حمام قدیمی به چایخانه سنتی / *تبدیل کاروانسرای قدیمی شهر به بازارچه / *تخریب غسالخانه قدیمی شهر و احداث غسالخانه جدید و...نکته ای که شاید بسیاری از مردم لُرستان از آن بی خبر باشند این است که، زنده یاد علی‌محمد ساکی، در پی ریزی و آغاز عملیات اجرایی ساخت دانشگاه لُرستان، با عنوان «مرکز آموزش عالی لرستان» وابسته به دانشگاه جندی‌شاپور اهواز، با همراهی و همدلی استاد حمید ایزدپناه، دکتر محجوبی و رئیس وقت دانشگاه جندی شاپور اهواز، نقش سازنده و موثری داشته است. از دیگر یادگارهای او می‌توان به احداث بازارچه میوه و تره بار 《میدان بارفروشی》در محله پامنار خرم آباد، با اجاره اراضی شخصی مرحوم حاج محمدعلی جایدری اشاره کرد. او سرانجام در سال ۱۳۵۶ خورشیدی و یکسال پیش از سقوط رژیم پهلوی از انجام امور اداری دست کشید و به کار تحقیق و پژوهش پرداخت. او با چاپ کتاب و مقالاتش نشان داد که در امر تحقیق، پژوهش و ترجمه نیز خبره است. ✍ کتابها و ترجمه‌ها: *جغرافیای تاریخی و تاریخ لُرستان / *سفرنامه دوارند / *سفرنامه ویلسن / *سفرنامه فریااستارک / *زندگی کریمخان زند / *قلعه حشاشین / *تصحیح گلشن مراد / *دو جلد سالنامه بهار. ✍ مقالات: *رفع اشتباهات خاطرات اعتمادالسلطنه (راهنمای کتاب شماره ۱۰) / *مردم شناسی ایران (راهنمای کتاب شماره ۱ تا ۳) سال ۱۳۴۷ / *دو سفرنامه درباره لُرستان (بررسی کتاب نشر نو) سال ۱۳۶۱ / *سیاحت نامه موسیو چریکف (آینه ساله دهم شماره ۳ و ۲) ۱۳۶۳ / *دروغها و سهوهای رستم التواریخ (نامواره دکتر افشار جلد ۵) سال ۱۳۶۸ / *باجلوند (دانشنامه جهان اسلام حرف «ب» جزوه اول) سال ۱۳۶۹ / *ایلات لر «مردم شناسی ایل بیرانوند» ( انتشارات اسپرک) سال ۱۳۷۰ / *ژاندارمری در لُرستان (زمینه ایران شناسی) سال ۱۳۷۰ / *قوم لُر «بررسی کتاب» « کلک شماره ۳۰» سال ۱۳۷۱ / *تاریخ گیتی گشا در تاریخ خاندان زند (نقد و بررسی کتاب) «انتشارات فراز» سال ۱۳۷۱ / *میرنوروز (زمینه ایران شناسی) سال ۱۳۷۱ / *دفینه در لُرستان (زمینه ایران شناسی) سال۱۳۷۱ / *روزنامه اخبار مشروطیت، انقلاب ۱۹۰۶ ایران (راهنمای کتاب ۱۸-۱۳۴۱) سال ۱۳۷۱. ️زنده یاد علی‌محمد ساکی بالاخره در ۲۲ خرداد ۱۳۷۳ درتهران بر اثر عارضه مغزی دارفانی را وداع گفت و در همانجا به خاک سپرده شد یادش گرامی. منبع: لُرنا


  • سید حمید جهان بخت

    سید حمید جهانبخت در سال 1326 در قره‌ویس واقع در جنوب شرق لُرستان از پدری که اهل قلم و صاحب اندیشه بود، دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در دبستان پانزده بهمن و دبیرستان های امیرکبیر و ملک الشعراء بهار خرم‌آباد گذرانید. در سال 1345 وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شده، پس از فراغت؛ سالها به ‌عنوان سرپرست اداره آموزش بهداشت لُرستان، مدرسه عالی بهداشت مدارس، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لُرستان به خدمت پرداخت. در سال 1361 وارد وزارت اُمور خارجه شده و در همان سال به کشور هند عزیمت و مدتها مسئولیت بخش‌های دانشجویی و سیاسی و نیز سرپرستی سفارت ایران را عهده‌دار گردید. در این کشور موفق به اخذ فوق‌لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی از کالج (دانشگاه) ذاکر حسین دهلی شد. پس از آن دو بار به پاکستان اعزام شده و به عنوان کنسول درجه یک به انجام وظیفه پرداخت. در این کشور دوره دکترای خود را در رشته ادبیات گرایش اقبالیات آغاز کرد که جنگ های قومی و حملات آمریکا و متحدانش به افغانستان از دالان هوایی بلوچستان پاکستان، مانع از تکمیل آن گردید. در بازگشت پس از تهیه رسالات مفصل و دفاعیه های دشوار به مقام رایزنی درجه یک سیاسی که بالاترین مقام علمی_سیاسی در وزارت اُمور خارجه می‌باشد، نایل شدند. آثار چاپ شده از استاد حمید جهانبخت: آیین ادبی نماز / نوادر لُرستان / رِند لُرستان / سفر قندهار / ادبیات لُری / مجموعه داستان ها / زندگی در شهر اتابکان / دیوان اشعار فارسی / دیوان اشعار لُری / مشکلات زبان اردو / شعر و شاعری در بلوچستان پاکستان / بلوچ و بلوچستان در پاکستان / مسلمانان و سیک ها در هند / جادوی ایمان / رساله‌های مختلف و متعدد سیاسی و اجتماعی و... در حال حاضـر ایشان علاوه بر فعالیت‌های تحقیقی، تالیفی، تدریسی، سرگرم تهیه مدخل هایی برای دانشنامه های تخصصی کشور می‌باشد.


  • رضا سقایی سلاحورزی

    استاد رضا سقایی《طلای آواز ایران》از طایفه لُر سلاحورزی، فروردین سال ۱۳۱۸ در محله قدیمی پشت بازار خرم‌آباد بدنیا آمد. با کشف استعداد او توسط محمد رایگان گوینده رادیو به بی‌سیم ارتش در قلعه فلک الافلاک رفت پس ازمدتی توسط حمید ایزدپناه به رادیوتهران معرفی شد و دو ترانه گندم‌خر و کوش‌طلا راخواند و در طول زندگی هنری خود با استاد، مجتبی میرزاده، نبی فیروزی و فرج علیپور همکاری داشت. به تشویق عبدالله غیابی نخستین فیلمساز لُرستانی براساس موسیقی متن فیلم میراث پس از اکران ترانه‌های لُری را با سازهای خارجی اجرا کرد و در همان اثر ترانه دایه دایه معروف‌‌ترین اثر خود را به یادگار نهاد. وی در اواخر جنگ ایران و عراق در شهر ازنا بر اثر اصابت ترکش یک بمب مجروح شد و تا پایان عمر به خاطر عوارض آن بیمار بود. از جمله کارهای معروف او «زندگی بی‌ چشم تو درد و عذابه» است که بعدها عبدالوهاب شهیدی و علی‌اصغر زند وکیل هم این کار را خواندند. سقایی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد و تا ۱۳۵۷ خوانندگی را ادامه داد. بعد از انقلاب تقریباً خواندن را کنار گذاشت. تنها فیلمی که از او به یادگار مانده فیلم مستند《رضا دوباره می‌خواند》به کارگردانی سید محمد سیف‌زاده می‌باشد که زندگی و آثار او را در دهه شصت به تصویر کشیده است. ترانهٔ موتورچی (دایه دایه) که سال‌ها پیش با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی اجرا شده بود در سال ۱۳۸۶ در میان ترانه‌های فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت ملی رسید. تا پیش از انقلاب ۵۷ کاست‌هایی معمولاً بدون نامِ آلبوم به صورت غیررسمی و توسط استریوهای وقت تهران ازجمله شرکت سی‌بی‌اس به‌صورت سیستم دالبی حرفه‌ای از وی پخش شد ولی پس از انقلاب به اهتمام اهالی موسیقی لرستان و به‌ویژه شرکت‌های آوای سپهر و نوای زاگرس سه آلبوم قدم‌خیر، تفنگ و موتورچی از وی انتشار یافت فیلم مستند《رضا دوباره می‌خواند》به کارگردانی سیدمحمدسیف‌زاده در سال ۱۳۹۴ به‌صورت سینمایی اکران شد. در سال ۱۳۹۵ نیز تعداد هفت ترانه از ترانه‌های تمرینی و بدون ساز رضا سقایی که درمحافل خصوصی خوانده بود با تلاش امین عباسیان، ریاست انجمن موسیقی لُرستان، و جمعی از نوازندگان شهرستان خرم‌آباد در قالب آلبومی با عنوان دنگ دیر به علاقه‌مندان عرضه گردید. آثار منتشرنشده‌ی بسیاری از او به یادگار مانده است. رضا سقایی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته‌ی مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشیع و به شهر زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد، در این مراسم تعدادی از هنرمندان و اهالی لُرستان و دوستداران این هنرمند شرکت داشتند. درویش‌رضا منظمی، نوازندهٔ کمانچه، با انتقاد از کم‌توجهی مسئولان به وضعیت هنرمندان گفت: هنرمندان بیش از آنکه نیازمند مادیات باشند به توجه و محبت نیاز دارند و ما امروز شاهد هستیم که سقایی که بیش از ۲۰ سال بیمار و در کنج خانه‌اش افتاده بود هیج کس سراغی از او نمی‌گرفت ولی حالا همه به سر و سینه خود می‌زنند. علی‌اکبر شکارچی، خواننده و کمانچه‌نواز، دربارهٔ سقایی گفت: مردم هنردوست ایران، لُرستانی‌های عزیز هنرپرور، ذهن و گوش و هوش شما و فرزندانتان در سراسر ایران با نغمه‌خوانی سقایی با موسیقی لُری آشنا شد. او با تهی‌دستی و صبوری نهال موسیقی لُری را در طول عمر پربارشان در جان شیفته شما غرس کرد. اکنون بسیار متأسفم که سرنانوازان لُرستان در سوگ او بایستی ساز بنوازند. پیکر رضا سقایی پس از تشییع در تهران به خرم‌آباد منتقل شد و در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ با شرکت جمعی از مسئولان دولتی استان لُرستان، مردم، اهالی موسیقی و دوست‌داران وی تشییع و در قطعه هنرمندان آرامستان خرم‌آباد به خاک سپرده شد. عجب صوت خوشی داری قناری _ بگو از دل بگو از بیقراری / در این سرمای سرد استخوان سوز _ بیا ما را بهاری کن بهاری. بیا ای کبک خوشخوان زمانه _ برای من بخوان شعر و ترانه / بیا کوه دلم را پر ز گل کن _ به یک آهنگ ناب عاشقانه. سراپا نغمه وسازی سقایی _ طلای ناب آوازی سقایی / تویی تو تک سوار عشق و آواز _ به دشت عشق میتازی سقایی.


  • کاسمسا رسمی لُری

    کاسمسا رسمی کهن و دیرینه میان لُرها: کاسمسا_رسم_تمام_لُرهاست و مخصوص هیچ ایل و طایفە خاصی نیست. کاسمسا؛ مقداری خوراکی و یا غیرە کە از همسایە ای گرفتە و یا بە همسایە ای ‌دادە میشود می‌گویند. کاسمسا واژە ای مرکب کاسە + همسایە است و مخفف آن کاسمسا میشود. در لری_کاسمسا_و_کاس_هومسا میگویند. لُرهای_لُرستان میگویند: سِیل بَکو اِمسال هومساتِم، دِل وِە تَما کاسمساتم. لُرهای_حومە_نهاوند: کاس هومسا گیەنِ سیر نمینەَ، تمارزوینِ میشکِنەَ.


  • قم خوبه یا کاشان؟

    طرح جابجایی مرکزیت غرب کشور از کرمانشاه به همدان (سگ زرد برادر شغاله) از سالها پیش کلید خورده و بخشهایی از آن عملیاتی شده اما این برای استان تاریخی لُرستان با آن همه منابع طبیعی و موقعیت سوق الجیشی فرقی ندارد که مرکزیت غرب کشور با شهر مرزی کرمانشاه یا همدانی باشد که به لحاظ جمعیت و وسعت کوچکتر از لرستان است! مسئله مطرح شده فرودگاه همدان جز آخرین مراحل این موضوع هستند. بطور مثال: قرار دادن مرکزیت اسناد و کتابخانه ملی غرب کشور در همدان (شامل ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و همدان) قراردادن مرکزیت ایران خودرو غرب کشور در همدان / دفتر منطقه ای ایساکو غرب کشور در همدان / جدا نمودن همدان از برق منطقه ای غرب / جدا نمودن همدان از آب منطقه ای غرب / قراردادن مرکزیت تامین اجتماعی غرب کشور در همدان / قراردادن مرکزیت غرب کشور دانشگاه پیام نور در همدان / قرار دادن مرکزیت غرب کشور بانک مسکن در همدان / مرکزیت چاپ غرب کشور در همدان (قابل ذکر است تعدادی از روزنامه های کثیر الانتشار دولتی نظیر ایران جام جم و همشهری در همدان چاپ و به استانهای غرب کشور ارسال میگردد) / راه‌اندازی مرکز پایش مراقبتهای درمانی غرب کشور در همدان / مرکز مطالعات تاریخی و تاریخ پژوهی غرب کشور در همدان / قرار دادن قطب کشوری المپیاد غیر متمرکز غرب کشور به مرکزیت دانشگاه بوعلی سینای همدان / قرار دادن مرکزیت مخابرات غرب کشور در همدان / اداره کل تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منطقه غرب طی مصوبه ای با پوشش دادن استانهای همدان، ایلام و کرمانشاه به مرکزیت همدان در سه حوزه ارتباطی، گمرکات، فناوری توزیع و عرضه و...جا دارد نمایندگان لُرستان بصورت جدی پیگیر این مسئله و به دنبال حق قانونی و طبیعی لُرستان باشند چرا که تاریخ از کسانیکه حقی از مردمی که سالها در جنگ آسیب دیدند و دومین استان خسارت دیده از جنگ است و پیامدهای حین و بعد از جنگ را صبورانه تحمل کردند را ضایع کنند به سادگی نخواهند گذشت.


  • پادگان 07 خرم‌آباد

    در طول تاریخ در بلادلُرنشین به‌ویژه لُرستان رخدادهای زیادی به وقوع پیوسته که برخی از آن‌ها تاریخ‌ساز بوده و به‌اصطلاح جریانِ زندگی در این مناطق را تحت تاثیر قرار داده؛ به‌عنوان مثال سقوط زندیه بدست آغامحمدخان قاجار یکی از این رویدادهاست که نه تنها در سرنوشت قوم لُر که در سیر تاریخی و تحولات سیاسی ایران در دو قرن گذشته تاثیر بسزایی داشته و چه‌بسا اگر قاجارها بر زندیه فائق نمی‌آمدند اوضاع کشور از نظر ساختار سیاسی، اجتماعی، قومیتی و حتی مساحت و موقعیت جغرافیایی با شرایط کنونی به‌طورکامل متفاوت بود. سالهای روی کار آمدن پهلوی از آن جهت برای مردم لُرستان دارای اهمیت است که در این دوره به اسم اصلاحات و ایجاد نظم و امنیت، ایلات لُر قتل عام وغارت شدند و می‌توان گفت درهزار سال گذشته قوم لُر تا این حد مورد ظلم قرار نگرفته و به‌اصطلاح تحت تسویه نژادی و نسل‌کشی قرار نگرفته است. در این دوره رجال طراز اول لُرستان به بهانه‌های مختلف اعدام یا خانه‌نشین شدند، تعداد بی‌شماری از دلاوران لُرستان قتل عام و بازماندگان آن‌ها به نقاط مختلف تبعید و کوچانده شدند؛ افرادی نظیر "سپهبدامیراحمدی" که به قصاب لُرستان مشهور است نه تنها محاکمه نشد که به‌عنوان نخستین ارتشی ایران به درجه سپهبدی ارتقا یافت! گفته می‌شود پهلوی به منظور سرکوب لُرها با استفاده از نیروی هوایی، اقدام به خرید هواپیما می‌کند؛ دکتر داریوش رحمانیان در کتاب "ایران بین دو کودتا" صفحه 113 دراین‌باره می‌نویسد: «آمریکا به ایران سلاح و هواپیما نفروخت و سفیر ایران در پاسخ او گفته بود "مقصود دولت ایران در خرید هواپیما اقدامات خصمانه علیه همسایگان نیست بلکه برای سرکوب و تادیب ایلات و عشایر بخصوص لُرها و ایجاد امنیت داخلی است!» ایران ناگزیر پس از پاسخ منفی آمریکا به سمت آلمان رفت و در سال 1301 خورشیدی نخستین هواپیمایی جنگی را از شرکت یونکرس آلمان خریداری کرد و برای نخستین بار نیروی هوایی در عملیات فتح لرستان، شهرهای لُرنشین را بمباران کرد!!! به این ترتیب می‌توان ادعا کرد سالها قبل از آنکه "صدام" کُردها و شهروندان مخالف خود را بمباران کند، این پهلوی بود که به‌عنوان نخستین حکومت در خاورمیانه مردم خود را بمباران و قتل عام کرد! کشتار و سرکوب لُرها توسط ارتش رضاخان بی شباهت به نسل‌کشی نیست و می‌توان این جنایات را "هولوکاست" قوم لُر تعبیر کرد. با این تفاسیر هر کدام از رخدادهای لرستان در دوره پهلوی اول ظرفیت تبدیل به یک موضوع و سناریوی جذاب برای تولید فیلم‌های بلند سینمایی را دارد که می‌توان در خلال آن زوایای پیدا و پنهان این حوادث و رویدادها را به تصویر کشید. اگر در آینده فیلم‌ساز و یا مستندسازی بخواهد رویدادهای عصر پهلوی اول در لُرستان را به تصویر بکشد بهترین مکان‌ها یا به قول سینمایی‌ها مناسب ترین"لوکیشن" پادگان 07 (هنگ سوار) و ساختمان "سربازخانه" در کنار "باغ فلاحت یا کشاورزی" خرم‌آباد است؛ باغ کشاورزی که با خیانت عده‌ای از مسئولان، تغییر کاربری داده شد و هم‌اینک فقط مقدار کمی از آن با عنوان"باغ گیاه‌شناسی زاگرس" باقی‌مانده است. حالا به نقل از شهردار خرم‌آباد "بر اساس توافق با استاندار و فرمانده لشکر ۸۴ خرم‌آباد، پادگان 07 که در مرکز شهر واقع‌شده تا یکماه آینده آزادسازی و به‌صورت کامل تخلیه و تخریب می‌شود." انتشار این خبر موجی از نگرانی را در بین دوست داران میراث فرهنگی و تاریخی ایجاد کرد و باعث شد اهالی رسانه به این خبر واکنش نشان دهند؛ این درحالیست که پادگان 07 خرم‌آباد به شماره 31568 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تغییر کاربری آن خلاف قانون است. مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان دراین خصوص گفته: «مجموعه بناهای واقع در پادگان 07 از سلسله بناهای به‌جامانده از دوران پهلوی اول در خرم‌آباد است که با کاربری نظامی احداث شده‌اند و حفاظت از آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ شهر و هم‌چنین بازخوانی سبک معماری زمان خود که دارای ویژگی‌های خاصی بوده، بسیار حائز اهمیت است.» برخی نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند شهر روح دارد، تاریخ دارد، هویت دارد و فضای شهری تنها از سیمان، شن و ماسه تشکیل نشده! به همین دلیل در تصمیم‌گیری‌های این دسته از افراد در امور شهری، ملاحظات اجتماعی، روان‌شناختی و تاریخی سازه‌ها رعایت نمی‌شود. درصورتیکه اگر اصول معماری و شهرسازی و مسائل روان‌شناختی در ساخت‌وسازها مراعات شود، زیبایی و آرامش ناشی از این فضا و نیز ارزش‌های احساسی، عاطفی و روانی آن‌ها هم به شهروندان منتقل خواهد شد و در درازمدت تاثیر خود را بر رفتار آن‌ها خواهد گذاشت. بعضی از مسئولان در زمینه ساخت‌وسازها و ساماندهی امور شهری دیدگاهی شبیه


  • شهید انوشیروان رضایی

    بیست و دوم تیر سالگرد یادآور رشادت تختی لُرستان شهید انوشیروان رضایی است. شهید انوشیروان رضایی ششم آبان ماه سال ۱۳۳۲ در خانواده‌ای مذهبی در خرم‌آباد دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رسانید. سال ۱۳۵۱ به‌عنوان قهرمان کشتی جوانان ایران بر سکوی افتخار ایستاد و دو بار نیز به مقام سوم قهرمانی کشتی بزرگ‌سالان کشور دست یافت. عطش انقلاب و عشق به میهن او را به صف مبارزان علیه ظلم هدایت کرد. زمان وقوع فتنه حادث شده در خوزستان تحت عنوان «خلق عرب» که با بودجه و حمایت صدام بعثی، قصد تجزیه و جدایی خوزستان از خاک ایران را داشتند به‌عنوان فرمانده سپاه خرم‌آباد عازم خرمشهر گردید و اقدامات بسیار موثری در مقابله با تجزیه‌طلبان انجام داد. او با رشادت وصف‌ناپذیرش در همان روزهای نخستین حضور در خرمشهر، آرامش را به شهر برگرداند و دژخیمان و مزدوران بعثی که با حضور این شیرمرد لُرستانی نقشه‌هایشان نقش بر آب شده بود ۲۲ تیر ۱۳۵۸ با اقدامی منافقانه در حین گذر ایشان از پل خرمشهر خودرو آنان را مورد حمله قرار دادند و شهید انوشیروان رضایی به همراه دو تن از هم‌رزمانش را به شهادت رساندند. پیکر او بر دستان مردم قدرشناس خونین‌شهر همراهی گردید و به زادگاهش منتقل شد. روز تشییع پیکر شهید انوشیروان رضایی را مردم خرم‌آباد هرگز فراموش نخواهند کرد انوشیروان رفت تا با خون خود درس آزادگی و وطن‌پرستی را به ما بیاموزد. شعاری که در آن روز بر زبان بدرقه‌کنندگان پیکر شهید جاری بود: خون سرخ انوش ندای قرآن دهد _ درس آزادگی به هر مسلمان دهد. روحش شاد و یادش گرامی باد.


  • غار باستانی کلدر خرم‌آباد

    غار کلدر، در شمال شهر خرم‌آباد در دهستان رباط نمکی، روستای قلعه سنگی قرار دارد و از معدود سایت‌های جهانی است که شواهد انسان مدرن در آن یافت شده و قدیمی‌ترین زیستگاه زندگی بشر هوشمند در جنوب غربی آسیا به شمار می‌رود که در 28 اسفند سال 1385 با شماره 18796 به‌عنوان یک اثر ملی لُرستان ثبت جهانی شده است. این غار زیست‌گاه انسان‌های هوشمندی بوده که سال‌ها در غارهای لُرستان در دامنه زاگرس زندگی کرده‌اند و پایه‌گذار زندگی انسان متمدن در غرب آسیا بوده‌اند و این تمدن توسط آن‌ها، به قاره اروپا ورود پیدا کرده به‌طوری‌که در قدیمی‌ترین سایت‌های تاریخی در کشورهای اروپایی، قدمت زیست انسان هوشمند در این کشورها هنوز از 50 هزار سال تجاوز نکرده‌است این درحالی است که در آخرین کاوشهای گروه باستان‌شناسی غار کلدر خرم‌آباد این رقم از 54400 سال به 63 هزار سال رسیده است که با توجه به نیمه‌کاره بودن مطالعه لایه‌های تاریخ‌نگاری در غار کلدر و با ادامه مطالعات و کاوش‌ها، این رقم افزایش خواهد یافت. بی‌توجهی میراث فرهنگی به تاریخ لُرستان: برخی از خبرگزاری‌های معتبر دنیا، خبر کشف قدمت 63 هزارساله غار کلدر در خرم‌آباد در روزهای اخیر را در صدر اخبار خود قرار دادند و بطور مفصل به آن پرداختند. پژوهشکده باستانی کشور هم ضمن تائید این ادعا، این خبر را منتشر کرد این درحالی است که سکوت معنی‌دار میراث فرهنگی در اینباره، خستگی را به جان باستان‌شناسان غار کلدر بجای گذاشت. مدیر گروه باستان‌شناسی غار کلدر در اینباره به «یافته» می‌گوید: درحالی‌که تمام منابع و اسناد قانونی خبر از جابه‌جایی 9 هزارساله قدمت زندگی انسان هوشمند در غار کلدر می‌دهد، گویا میراث فرهنگی لُرستان، این واقعه مهم را انکار و در همین راستا هم هیچ خبری منتشر نکرده است!!! دکتر بهروز بازگیر ادامه می‌دهد: بعد از یک دهه کاوش در غارهای خرم‌آباد خوشبختانه توانستیم ثابت کنیم که قدمت حضور انسان هوشمند در غار کلدر 63 هزار سال است. او اظهار می‌کند: پژوهشکده باستان‌شناسی کشور نتیجه تحقیقات باستان‌شناسی غار کلدر را تائید کرده است و قدمت این غار در کل دنیا از بحث‌های داغ محافل علمی باستان‌شناسی است. وی معتقد است که میراث فرهنگی به تاریخ لُرستان بسیار بی‌توجه است و با برخورد سلیقه‌ای با برخی افراد، اصل موضوع که حراست و حمایت از میراث این سرزمین کهن است را به باد فراموشی سپرده است!!! بازگیر می‌گوید: چون میراث فرهنگی لُرستان به‌ندرت از کارشناسان حاذق و مرتبط در امور مختلف میراث این سرزمین استفاده می‌کند نمی‌توان انتظاری بیش از این داشت. میراث فرهنگی لرستان به تعهداتش پای بند نیست! بازگیر می‌گوید: این سازمان به متن قراردادمان با میراث فرهنگی لُرستان چند پیوست، بدون اطلاع ما اضافه کرده است که بر طبق آن، تعهداتی برای ما ایجادشده درحالیکه ما از آن‌ها کاملاً بی‌اطلاع بوده‌ایم. دکتر بازگیر پژوهشگر خرم‌آبادی می‌افزاید: هزینه فصل دوم کاوش غار کلدر توسط《دانشگاه لیژ بلژیک》پرداخت شد!!! در دنیا برای تاریخ زندگی بشریت احترام زیادی قائل‌اند و در لُرستان با برخورد سلیقه‌ای با اتفاقاتی از این دست، فقط زمینه فرصت سوزی بیش از پیش را فراهم می‌کنند. دکتر بهروز بازگیر می‌گوید: باوجود عدم‌حمایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لُرستان از این طرح، کاوش‌ها هم چنان ادامه دارد و با وجود سنگ‌اندازی‌های موجود، ما اینکار را در سطح بین‌المللی پیش خواهیم برد. او می‌گوید: نتایج اخیر این کاوش‌ها در عمق 163 سانتی‌متر لایه پارینه‌سنگی میانه غار کلدر به دست آمده است و از آن جایی که عمق نهایی نهشته‌های فرهنگی این لایه بین 200 تا 220 سانتی‌متر متغیر است دستیابی به قدمت نهایی پارینه‌سنگی میانه این محوطه نیازمند کاوش‌های جدید و کشف نمونه‌های حرارتی دیده‌شده در عمق‌های پایین‌تر است. بازگیر می‌گوید: غارهای لُرستان سال‌هاست که موردتوجه باستان‌شناسان دنیا قرار دارد و 60 سال است که توسط کارشناسان حاذق در حال مطالعه و بررسی هستند و این مطالعات تا سال‌ها بعد هم به طول می‌انجامد. غار کلدر یک فرصت است: این پژوهشگر لُرستانی معتقد است که غار کلدر یک فرصت مناسب برای جذب گردشگر به لُرستان و جذب اعتبارات از سازمان یونسکو برای گسترش این سایت تاریخی است. وی ادامه می‌دهد: درصورتیکه بتوانیم در محوطه غار کلدر، یک سایت موزه و موزه پیش از تاریخ احداث کنیم و زیرساخت‌های لازم را در این مکان فراهم آوریم می‌توانیم به توجه سازمان یونسکو به این اثر جهانی امیدوار باشیم و از این اعتبار برای توسعه این سایت و معرفی و جذب گردشگران استفاده کنیم. بازگیر می‌گوید: آنچه مشهود است بسیاری از شهرهای بزرگ و تاریخی دنیا و ایران برای بهتر دیده شدن، از کوچک‌ترین ظرفیت‌ها برای مطرح‌شدن شهرشان استفاده کرده و می‌کنند این درحالی است که مسئولان غیربومی میراث فرهنگی لرستان هیچ حمایتی نمی‌کنند!


  • سپهبد شاپور آذربرزین

    «شاپور» آذربرزین ( ۱۳۰۸ خرم‌آباد – ۱۳۹۴ لوس‌آنجلس) بنیان‌گذار و فرمانده اسبق پایگاه هوایی دزفول، معاونت سابق عملیاتی نیروی هوایی و جانشین فرمانده نیروی هوائی شاهنشاهی و از نخستین فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری‌اسلامی و پس از انقلاب مدتی را زندانی بود. همچنین امیر سرتیپ مسعود بختیاری (متولد ۱۳۲۰ در تهران) از فرماندهان ارتش در جنگ ایران و عراق، استاد دانشکده فرماندهی و ستاد و از طراحان عملیات بیت‌المقدس و صاحب نشان فتح خرمشهر است.


  • سد تنگ گاوشمار چگنی لُرستان

    با توجه به بارندگی‌های بی‌سابقه سال‌های اخیر وسیله‌ای ویرانگر بعضی از مناطق کشور از جمله در جنوب لُرستان و خوزستان که به‌دلیل بارش‌های فراوان در استان‌های بالادست در سال گذشته موجب خسارات و ویرانی‌های جبران‌ناپذیری در این دو استان گردید به‌طوری‌که بعد از پنجاه سال دریچه‌های سد دز باز شد و آب رهاشده از آن معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاشمار در صورت ساخت بود. حال با توجه به مقوله سیل‌های سهمگین که هرسال موجب خسارت‌های جبران‌ناپذیری به مردم این مناطق می‌گردد؛ عادلانه‌ترین راه‌حل برون‌رفت از این شرایط تکمیل و ساخت سدهای تنگ گاوشمار چگنی و بختیاری الیگودرز است و یا در سیل‌های سنوات گذشته خرم‌آباد اگر سد مخمل‌کوه وجود می‌داشت آیا این‌همه خسارت به شهروندان وارد می‌شد؟ جالب‌ این‌جاست که در اوج بارندگی‌ و بحرانی شدن اوضاع، کارگزاران تازه بفکر لزوم پیگیری بودجه و جذب اعتبار برای سدها و در پایین‌دست برطرف کردن مشکلات فنی سدها می‌افتند.《سرچشمه شاید گرفتن به بیل_چو پر شد نشاید گرفتن به پیل.》وزارت نیرو با تحریک نمایندگان خوزستان برای احداث سد در لُرستان کارشکنی می‌کنند. سد گاوشمار چگنی در زمان احداث سد کرخه به‌عنوان تنظیم کننده سیلاب کرخه در نظر گرفته شده‌است. سد معشوره نامی بی ربط می‌باشد و برای گمراه کردن مردم چگنی و پلدختر است درحالی‌که سدخیالی گاوشمار در تنگ گاوشمار چگنی بر روی کشکان قرار است احداث شود و تاج و دریاچه سد در حوزه چگنی قرار میگیرد حال کوهدشت کجای داستان می‌باشد؟ مسئولان کوهدشت اگر توان دارند بجای بیراهه بردن مردم در عدم استفاده از رودخانه خروشان و سد سیمره و انحراف مردم به سمت کشکان بی روح و بی رمق، بفکر تامین آب بلندمدت کوهدشت از رودخانه پر آب و سد سیمره باشند که در حوزه کوهدشت و رومشکان است و کمترین هزینه را برای آنها و بیت‌المال دارد. سد بختیاری هیچ خیری برای لُرستان ندارد در جنوب شرق لُرستان است و اصفهان با تغییر و دستکاری نقشه ایران و تصاحب مناطق آبخیز الیگودرز لُرستان غیرقانونی اقدام به تصرف محل احداث سد رودبار و سد بختیاری الیگودرز نموده تا مادام‌العمر آب شرب، صنعت و کشاورزی خود را در کویر تامین کند. سدگاوشمار درست است نه معشوره چون این سد در شهرستان چگنی احداث میشود و پایین دست این سد هم شهرستان چگنی و پلدختر است. در کوهدشت و رومشگان باید سد سیمره که در کناردست این شهرستان است بهترین موقعیت برای انتقال آب را دارد همان‌طوری که در دزفول با ایستگاه سبیلتی انجام دادند. ساخت سد بختیاری فقط برای کنترل سیلاب جنوب لُرستان و جلوگیری از پر شدن سد دز درحال اجراست. در حوزه آبریز خرم رود، ساخت سد مخمل‌کوه و کاکاشرف احداث شان الزامی است هم برای تامین آب شرب شهر و هم برای آبیاری زمینهای جاده کمربندی.


  • سرلشگر خلبان چاغروند خرم‌آبادی

    نام‌گذاری فرودگاه خرم‌آباد به نام شهید خلبان غلامرضا چاغروند شد. به گزارش یافته، احمد حسین فتایی به عنوان دبیر شورای فرهنگی استان در نامه‌ای خطاب به "علی کاملی" مدیر فرودگاه خرم‌آباد، خواستار رسیدگی به موضوع تأخیر در نام‌گذاری فرودگاه خرم‌آباد به نام شهید سرلشگر غلامرضا چاغروند شد. شایان ذکر است، در سال 93 طی نامه‏‌ای که هوشنگ بازوند استاندار سابق لرستان به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشت، خواستار نام‏گذاری فرودگاه خرم‌آباد به نام خلبان شهید سرلشگر غلامرضا چاغروند شد که این پیشنهادات در شورای فرهنگ عمومی مصوب و ابلاغ شد، اما تاکنون اقدامی در این خصوص انجام نشده است. بی‌شک شهید چاغروند افتخار بزرگی برای همه ملت ایران به‌ویژه مردم لرستان است و نام‌گذاری فرودگاه خرم‌آباد در ثبت جایگاه این خلبان دلیر در ذهن جوانان نقش مهمی خواهد داشت. زندگی‌نامه سردار لُرستانی: سرلشکر خلبان غلامرضا چاغروند فرزند مرحوم حاج "سبزعلی چاغروند" دوازدهم بهمن‌ سال 1331 در خرم‌آباد دیده به جهان گشود؛ وی پس از سپری کردن دوران طفولیت در کانون گرم خانواده در کنار 3 خواهر و 2 برادرش در دبستان ثبت‌نام کرد و با پشت سر گذاشتن دوره ابتدایی و راهنمایی، در دبیرستان امیرکبیر خرم‌آباد واقع در خیابان فرهنگ خرم‌آباد دوره متوسطه را با موفقیت سپری کرد و موفق به اخذ دیپلم شد. سال 1353 در هوانیروز استخدام شد و پس از گذراندن آموزش زبان انگلیسی و دوره‌های مختلف نظامی در تهران و مراکز آموزشی هوانیروز اصفهان، با درجه ستوان سومی ترخیص شد. سال 1355 به علت درگیری با رئیس وقت شهربانی اصفهان به مدت یکماه در بازداشتگاه ارتش محبوس گردید. پس از پیروزی انقلاب، سال 1358 هم‌زمان با شورش گروهک‎های معاند در کُردستان ایشان به پایگاه هوانیروز کرمانشاه منتقل شد و در عملیات‎های مختلفی به مبارزه و درگیری با آن‌ها پرداخت. وی در سال 1358 با دخترعموی خود ازدواج کرد و تا 30 شهریور 59 در کردستان خدمت کرد. پس از آن با حمله‎ی عراق به خاک ایران به جبهه ایلام اعزام گردید و در آنجا مشغول خدمت شد. آخرین مأموریت این خلبان صبور و شجاع و باایمان در بعدازظهر 12 مهرماه 59 بود. در آن روز به شهید چاغروند و کمک خلبان ـ ستوان یار حسین مصری ـ و گروهبان یکم ـ عادل موسوی ـ عازم مأموریتی از کرمانشاه به ایلام و دهلُران شدند و غلام‌رضا به مصری می‌گوید: ما داریم می‌رویم ولی احتمال برگشت‌مان کم است. آن‌ها پس از انجام مأموریت در دهلُران با سوار کردن هفت نفر نظامی (ستوان‌یار حشمت‌اله شایان ـ ستوان‌یار آزادی ـ استوار خانی‌آبادی ـ گروهبان درویشی ـ گروه‌بان اقبالی ـ گروه‌بان نجفی و کارمند عطایی) عازم بازگشت می‌شوند. در مسیر زمانی‌که به منطقه‌ای به‌نام دهات جالیز که بین موسیان و دشت‌عباس قرار گرفته می‌رسند، هیچ آثاری از یگان‌های خودی در منطقه دیده نمی‌شد و یگان‎های دشمن در منطقه سرزمین ما مستقر شده بودند، گویا تصمیم گرفته شده بود که ارتش باید عقب‌نشینی کند و هیچ‌کس به تیم چاغروند اطلاع نداده بود و در همین حین بالگرد آن‌ها مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و ضمن آسیب رسیدن به بالگرد، کمک‌خلبان نیز مجروح می‌شود. خلبان چاغروند به‌علت آسیب دیدگی بالگرد دیگر قادر به پرواز نبوده و به‌منظور سلامت و سالم ماندن سرنشینان تصمیم و فرود اجباری در بین نیروهای دشمن می‌گیرد. نیروهای دشمن بالگرد و سرنشینان را به اسارت می‌گیرند. دشمن با تدارک، یک مصاحبه رادیویی در همان مکان می‌دهد که خلبان چاغروند را مجبور به انجام خواست خود یعنی اهانت و اسائه ادب به امام خمینی (ره) کنند و شهید چاغروند از خود مقاومت نشان می‌دهد و او را با کارد زخمی می‌کنند و به‌طور مستمر درخواست خود را تکرار می‌کنند و شهید از آن سرباز می‌زند و در نهایت سر شهید را از تنش جدا کرده و حسین‎وار او را به شهادت رساندند. روحش شاد



آخرین مقالات