شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مردمان لر در کشور عمان

 

گویش کُمزاری یا لارکی یکی از گویش‌های زبان لری است. گستردگی این گویش در دو سوی تنگه هرمز است. ویژگی‌ها و واژگان مشترکی نیز میان این گویش و زبان فارسی وجود دارد.

به طور کلی جغرافیای گویش‌وران کمزاری در دو سوی تنگه هرمز است. بخشی از گویش‌وارن کمزاری در جنوب ایران و بخشی در شمال عمان ساکن هستند. کمزاری همچنین در روستای کمزار، شهر خصب و دبا در شبه جزیره مسندم در عمان و امارات متحده عربی نیز صحبت می‌شود. در لارک این زبان هنوز فرم اصلی خود حفظ نموده ولی در کمزار، خصب و دبا بعلت گستردگی استفاده از زبان عربی در اداره‌ها، مدرسه‌ها و رادیو تلویزیون، در کمزاری تعداد زیادی واژه عربی وارد شده‌است.

دانشنامه ایرانیکا و اتنولوگ گویش کمزاری را گویشی از زبان لری معرفی می‌کنند. مالچانوا زبان شناس روس، عقیده دارد که کمزاری یکی از لهجه‌های اچمی است. با این حال کومزاری شباهت‌های زیادی نیز با گویش مینابی دارد. از دیگر ویژگی‌های کمزاری این است که برای سخنوران به گویش لری قابل فهم می‌باشد.

در گستره پراکندگی کمزاری در عمان عربی زبان رسمی است. ارتباط مستمر لرهای کُمزاری با عرب‌ها در عمان پیدایش مجموعه‌ای (بیش از ۳۰ درصد) از واژه‌های عربی در واژگان کمزاری و نیز پدیده تداخل آوایی (بیشکار از واژه کهن‌تر «پیشکار»، حین از واژه کهن‌تر «آهن» و غیره) در آواهای آن را سبب شد. در نحو کمزاری همانندی‌هایی با زبان عربی دیده می‌شود که احتمالاً به سبب رشد همگرایی این زبان‌ها است. مانند ساختارهایی با معنی «داشتن» با حرف اضافه حالت بایی: وای مه («با من») «من دارم»، مقایسه با: عربی مَعَهُ «با او» و نیز در ترکیب صفت و موصوف که در زبان عربی، صفت از لحاظ شمار و معرفه یا نکره بودن با اسم مطابقت می‌کند.

1 نظر

  • تاریخ افول لُرها

    افول لُرها از دوران صفویه شروع شد. حکومت مستقل و پانصد ساله اتابکان لُرکوچک توسط شاه عباس سرنگون و به یکی از ۴ ولایت اصلی ایران تبدیل شد که هنوز دارالغرور لقب داشت. لُر بزرگ هم به ایالت بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی تجزیه شد. البته شاهان ایران وجود اتابکان لُر و والیانی که در غرب ایران حکمرانی می‌کردند مزاحم قدرت خویش می‌پنداشتند و به انواع مختلف در تضعیف ایشان می‌کوشیدند فرامین نادرشاه برای سران طوایف و منصرف کردن آنها از اطاعت حکمران لُر نمونه کوچکی از این اعمال بوده‌است. در نتیجه حکومت ایران موفق شد، حکومت خاندانی را که به عقیده مارکوپولو، یکی از هشت خاندان گرداننده کشور ایران بود، کاملاً کوچک و محدود کرده و به قدرت آنها خاتمه دهد. اصولاً در تاریخ لُرستان باید اذعان داشت که حکومت نیمه مستقل لُران با مرگ شاهوردی خان که به گفته؛ ژاک دو مورگان در جغرافیای غرب ایران، قدرت او باعث رشک شاه عباس شده بود، به شدت ضعیف شد و از آن پس در لُرستان حکومتی نیرومند به وجود نیامد. روند افول و زوال به استثنای کوتاه مدت دوران زندیه ادامه یافت تا ضربه کاری و نهایی را رضاخان وارد سازد. لُرها با شانتاژ رسانه ای دستگاه تبلیغاتی پهلوی به خشونت، راهزنی و...متهم شدند و بنا شد که مواهب مدرنیزاسیون از نوع پهلوی اش به زور به آنها عرضه شود. آنها که طلیعه تمدن را با قتل عام دسته جمعی / نابودی مراتع و سرقت دامها توسط ارتش پهلوی / آتش زدن زیستگاهها / تبعید دسته جمعی / کوچ اجباری / نسل‌کشی و در یک کلام نابودی خشونت بار معیشت سنتی خویش درک کرده بودند در حیرت و سکوت به انتظار نشستند. لُرها با عبارت پر بسامد الوار اشرار در ادبیات رسمی پهلوی و گفتار روشنفکری ناسیونالیست فارسی اعم از چپ و راست در موقعیت ساحرگان سیلویا فدریچی قرار گرفتند و نخستین فیلم ناطق سینمای ایران به ثبت این بازنمایی از ایشان پرداخت. صد سال پروژه مدرنیزاسیون و دولت_ملتسازی در ایران (که با دلالتی پر معنا هنوز ناتمام میخوانندش!) به سبک آریایی_امتی، لُرها را به جایی رساند که سیل ویرانگر_بیانگر، تنها در چند روز به تصویر کشید: مردمی تحقیر شده، ناتوان و از همه مهمتر بیخطر (که با المانهایی مانند جانعلی، ممجو و کاراکترهای فیلم ایران برگر بازنمایی می‌شوند) که با همان زیر ساختهای دوران پهلوی اول شب را به صبح می‌آورند. لُرها سخت بی دفاع هستند چه در مقابل طبیعت و چه در مقابل دولت_ملت! از زره جامه تان اگر بشکوفید، باد دیوانه، یال بلند اسب تمنا را، آشفته خواهد کرد...