چهار شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

عملیات ملی آزادسازی اصفهان توسط بختیاری ها

١٥ دی عملیات ملی آزادسازی اصفهان و استقبال گسترده مردم از نجفقلی خان بختیاری صمصام السلطنه در آن شهر است.

عملیات ملی آزادسازی اصفهان توسط بختیاری ها

١٥ دی عملیات ملی آزادسازی اصفهان و استقبال گسترده مردم از نجفقلی خان بختیاری صمصام السلطنه در آن شهر

 

نویسنده: محسن حیدری

 

اصفهان یکی از کانون های مهم نوزایی تفکر ایرانی اسلامی در مشروطیت اول بود. محمدعلی شاه قاجار پس از آنکه مجلس را به توپ بست، دو حاکم مستبد (اقبال الدوله کاشی بعنوان حاکم و معدل شیرازی بعنوان نایب الحکومه) را روانه اصفهان نمود.

حاکمان جدید مامور بودند آزادی خواهان اصفهان را سرکوب کنند. خشونت حاکمان بویژه معدل، چنان بود که گروهی از مردم بر ضد حکومت بپاخاستند و به خانه آقانجفی و آقانورالله رفتند و سرانجام به مسجد شاه اصفهان پناه بردند.

با فشار دولت، انجمن ولایتی اصفهان بسته شد و به دنبال آن انجمن مخفی ولایتی تشکیل گردید و به این فکر افتاد تا با کمک بختیاریها، اقبال الدوله را از شهر بیرون کند و پیشتاز مشروطه خواهی در کشور شود. از این رو تلاش کرد حمایت نجفقلی خان بختیاری ملقب به صمصام السلطنه را (که به تازگی از مقام استانداری یا حکومت منطقه بختیاری برکنار شده بود) جلب نماید و او را برای آزادسازی شهر اصفهان دعوت کند.

جلساتی بین حاج آقا نوراله و نجفقلی خان بختیاری (صمصام السلطنه) و ابراهیم خان بختیاری (ضرغام السلطنه) برگزار شد. همچنین سید نوربخش از عرفای چهارمحال بختیاری نقش مهمی در رفع کدورتهای قبلی بین ضرغام و صمصام و موفقیت مذاکرات داشت. آقانجفی نیز از خشونت اقبال و معدل، به سوی مردم متمایل شد.

علاوه بر آقانورالله و سید نوربخش، دو نفر از بختیاریها نیز نقش مهم در شکل گیری و موفقیت گفتگوها و طراحی عملیات ملی آزادسازی اصفهان داشتند:

 ١. علیقلی خان بختیاری سردار اسعد که با نامه های مکرر از اروپا، صمصام را به این اقدام آزادیخواهانه واداشت.

٢. یک بانوی ایراندوست به نام "بی بی صاحبجان بختیاری" که همسر صمصام و خواهر ضرغام بود و کوشش فراوان کرد تا بختیاریها را در مبارزه با استبداد محمدعلی شاهی و آزادسازی اصفهان به وحدت و همکاری وادارد.

 

یگان پیشرو بختیاری شامل یک تیپ ١١٠ نفره از سواران زبده به فرماندهی ضرغام بختیاری و دو پسرش ابولقاسم خان بختیاری و خلیل خان بختیاری به دستگرد خیار آمدند و از آنجا به همراه تعدادی بختیاریهای اصفهان از جمله اهالی محله های بیدآباد و لنبان و تعدادی مجاهدان مشروطه خواه اصفهان از باغ اشرف بسوی مرکز شهر حرکت کردند.

 

فاز اول عملیات ملی آزادسازی اصفهان با فرماندهی نظامی ضرغام بختیاری (و رشادت بی نظیر پسرش ابوالقاسم خان بختیاری) و فرماندهی سیاسی صمصام بختیاری و حمایت معنوی علمای اصفهان به پیروزی رسید. اقبال الدوله و معدل الملک با لباس مبدل به کنسولگری انگلیس گریختند.

اما فاز دوم یعنی پایداری اصفهان در برابر استبداد باقی مانده بود. محمدعلی شاه دستور اعزام قوای فراوان و سرکوب اصفهان را صادر کرد. صمصام که سالها استاندار بود و این رفتار حکومت را پیشبینی می کرد، یک لشکر احتیاط شامل هشتصد سوار زبده بختیاری را بیرون اصفهان نگه داشته بود. شاه کوشید صمصام را بسوی خود جذب کند تا بتواند با اعزام قوای کافی از تهران، مشروطه خواهان اصفهان را سرکوب کند.

شاه چند نامه محرمانه به صمصام بختیاری نوشت. شاه به صمصام وعده داد که بصورت مادام العمر حاکم منطقه بختیاری و همزمان حاکم اصفهان نیز باشد و ماهانه یک مقرری هنگفت از دولت دریافت کند. صمصام بختیاری اما به تاسی از برادرش سردار اسعد قدم در راه آزادیخواهی گذاشته بود و تسلیم وسوسه شاه نشد.

شاه در نامه بعدی تهدید کرد اگر صمصام به کمک مشروطه خواهان بشتابد، اموالش را توقیف و مصادره و او را مجازات خواهد کرد. صمصام در برابر تهدید شاه تسلیم نشد. شاه، "فرمان همایونی" با موضوع مصادره اموال صمصام را صادر کرد اما صمصام از مشروطه خواهی عقب نشینی نکرد.

 

علمای نجف با صدور اطلاعیه اعلام کردند امروز حمایت از صمصام، حمایت از اسلام است. علیقلی خان سردار اسعد برادر صمصام هم مرتب از اروپا به او تلگراف می زد که مشروطه خواهان را تنها نگذارد.

در ساعات پر التهابی که استبدادیون در اصفهان شایعه کرده بودند مذاکرات صمصام بختیاری با شاه به زودی ثمر می دهد و بختیاریها آزادی را با مقام و پول معامله خواهند کرد و درحالیکه مردم اصفهان هر ثانیه در فشار جنگ روانی دشمن بودند، صمصام بختیاری اعلام کرد آزادی مملکت را به وعده های شاه ترجیح می دهد و با قوای فراوان (مرکب از هشتصد سوار بختیاری) که بصورت "لشکر احتیاط" در بیرون شهر مستقر کرده بود، شروع به پیشروی بسوی مرکز شهر اصفهان نمود.

روز ١٥ دی ١٢٨٧ ش یک روز به یاد ماندنی برای ایران رقم خورد؛ مردم اصفهان برای استقبال عظیم از صمصام بختیاری و لشکر هشتصد نفره او به خیابانها آمدند و شادی کردند و همان روز انجمن ولایتی اصفهان، نجفقلی خان بختیاری صمصام السلطنه را بعنوان حاکم مردمی اصفهان اعلام کرد.

4 نظر

  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • سردار مریم بختیاری

    «بی‌بی‌مریم بختیاری» یا آن‌گونه که بختیاریها خود می‌گویند «سردار مریم» زنی تحصیل‌کرده و روشنفکر و در عین‌حال تیرانداز و سوارکاری ماهر که در فتح تهران و سقوط استبداد نقش فرماندهی داشت اما تنها و تنها به‌علت «زن» بودن، گمنام ماند. بی‌بی‌مریم پیش از فتح تهران، در کسوت یک پارتیزان انقلابی، پیشاپیش یک دسته از نیروهای سوارکار بختیاری، مخفیانه وارد تهران شد. دلاور زنی فرمانده و خوش‌فکر با درک تاکتیکی بسیار بالا در صحنه نبرد. او و نیروهایش به مجرد حملهٔ قوای بختیاریها از سمت محمدعلیشاه قاجار، در یک منطقه، از پشت به نیروهای قزاق مدافع استبداد حمله کرد و باعث شکست و فرار آنان شد. شرح بخشی از آن ماجرا را《سرهنگ ابوالفتح اوژن بختیاری》از رزمندگان بختیاری فاتح تهران در کتاب تاریخ بختیاری ص ۲۱۹ ثبت کرده است. شگفت‌ آنکه: هنگامیکه سردار مریم برای مشروطه می‌جنگید، رضا‌خان در کسوت سردسته یک فوج قزاق ضدانقلابی به‌روی مشروطه‌خواهان با شصت‌تیرش شلیک می‌کرد! نزدیکان بی‌بی‌مریم نوشته‌اند به‌رغم سازش برخی سران بختیاری با دولت انگلیس، بی‌بی مریم با نفوذ انگلیس مخالف بود و پیش از انقلاب مشروطه در این راه، شماری از خوانین پشتکوه را در مسیر مبارزه با نیروها و سیاست‌های استعماری انگلیس پیوسته حمایت و تجهیز کرده بود. سابقه مخالفت این زن شجاع با انگلیس‌ها تا دشمنی وی با قرارداد ننگین ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله می‌رسد. نیروهای استعماری روس نیز در دشمنی با این سردار میهن‌پرست، هنگام فتح اصفهان منزل او را غارت کردند! بی‌بی‌مریم از مخالفان جدی کودتای ۱۲۹۹ و روی‌کار‌آمدن دیکتاتوری دست‌نشانده رضاخان بود. به‌علت همین مخالفت بود که در سال ۱۳۱۳ خورشیدی به دستور رضاشاه، پسر وی علیمردان خان (همان شیرعلیمردان) را به‌قتل رساندند. دکترمحمدمصدق رهبر نهضت ملی ایران نیز که هنگام کودتای رضاخان، حاکم فارس بود، پس از مخالفت با کودتا و عزلش از حکومت فارس، به کوهستانهای بختیاری پناه برد و مدتها مهمان بی‌بی‌مریم بود. زنی که تضاد اصلی جامعه خویش را به‌روشنی دریافت و در جهت حل آن، راساً به اقدام پرداخت اما هم‌چون خواهر نامدارش در آن‌سوی ایران‌(زینب پاشای تبریزی) در سایه تاریخ‌نگاری مردسالار حاکم، نادیده گرفته شد. آنچه که از او و آوازه‌اش باقیمانده، زندگینامه‌ای‌ است که خود نوشته《کتاب خاطرات بی‌بی‌مریم بختیاری》کتابی که بایدش خواند تا به عمق عظمت کاری که آن شیرزنان در تاریک‌ترین دهلیز‌های تاریخ عصر قاجار موفق به انجام آن شدند، درک گردد.


  • تبعیض آبی و نابرابری ناحیه‌ای

    زاینده رود متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! باید تمام ذینفعان زاینده رود حق برداشت داشته باشند! دیوان محاسبات گزارش مُستندی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد که چگونه انتقالات متعدد آب به کویر موجب تنش اجتماعی_سیاسی شده! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟ ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه، که دراصفهان مستقر هستند! چگونه پول برای تداوم پروژههای فاقدمجوز گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ مسئولین وزارت نیرو جواب بدهند چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟ از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در اصفهان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به هزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ مدیرکل دادگستری و دادستان چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟ اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • سفرنامه کروسینسکی لهستانی

    شکست لشکر《محمود افغان》توسط سپاه لُرهای بختیاری به رهبری قاسم خان بختیاری و لشکرکشی و شجاعت《علیمردان خان فیلی والی لُرستان》و رویارویی با افغانها برای نجات اصفهان! اگرچه لُرها در این جنگ رشادتها از خود نشان دادند قاسم خان بختیاری با دوازده هزار نیرو و علیمردان خان فیلی با سه هزار سوار و لُرهای کُهگیلویه هم رشادتهای زیادی از خود نشان دادند و سوارکارانشان با افغانها جنگیدند ولی هیچ حمایتی از طرف نیروهای حکومتی و اهالی اصفهان از لُرها صورت نگرفت حتی عده ای هم خیانت کردند و باعث سقوط اصفهان و تجاوزات زیادی توسط افغانها گردید《سید عبدالله عرب والی هویزه》و دیگر عناصر سپاه اصفهان از کمک رسانیدن به علیمردان خان فیلی خودداری کردند و شاهوردیخان برادر علیمردان در میدان جنگ کشته شد و نیروهای لُر نیز سردار زخمی خود را برداشته و عقب نشستند بدین گونه نبرد گلناباد با زخمی شدن علیمردان خان و شکست ایران پایان یافت (سفرنامه حزین لاهیجی، ص ۴۰). نوراله لارودی در نادر پسر شمشیر، ص ۱۶ مینویسد: سیدعبداله خان عرب والی هویزه در این هنگام میتوانست به کمک علیمردان خان فیلی بشتابد ولی از پیشروی و همراهی با علیمردان خودداری نمود و علیمردان بی کمک ماند! در هرحال فقدان سلسله مراتب فرماندهی قوای ایران را در وضعیتی مُهلک قرار داد و افاغنه را قادر ساخت تا از بدترین شرایط جنگ، بهترین نتایج را بدست آورند (رویمر، تاریخ دوره صفویه، ص ۱۳۳). لارنس لکهارت در انقراض سلسله صفویه، ص ۱۶۶ مینویسد: شاه میبایست فرماندهی سپاه را به لایق ترین فرماندهانش که والی لرستان فیلی (علیمردان خان) بود می سپرد اما شاه کوتاهی نمود و سیدعبداله عرب والی هویزه را که تمایل بسیار به افغانها داشت و خود نیز مانند آنها سُنی مذهب بود به فرماندهی سپاه منصوب کرد! ولی در نهایت چیزی که باعث شکست نهایی افغانها و فرار آنها از ایران شد آخرین شکست آنها از نیروهای لُربختیاری بود که پس از این شکست افغانها هرکدام به وطن خود بازگشتند و باعت تضعیف حکومت محمود افغان شد. منبع: سفرنامه کروسینسکی لهستانی