چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

جنگ کرمانشاهان

فتح کرمانشاهان و کشته شدن داوود خان کلهر و یارمحمد خان بدست قشون بختیاری بدلیل نام امن کردن منطقه - فتح زنجان و ورود قشون بختیاری به زنجان بدون جنگ - قشون کشی به همدان توسط قشون بختیاری برای امن کردن منطقه - قشون کشی بختیاری به مازندران برای قلع قمع اشرار

سالار الدوله(شاهزاده قاجار) و اتباعش در بروجرد از اردوی بختیاری شکست یافته به لرستان فرار کرد و در انجا جمعی را دور خود گرد اورده، به کرمانشاه رفت و کلیه ان صفحات مغشوش گشت.

از طرف دولت ، یارمحمد خان کرمانشاهی با عده ای مجاهد برای دفع او حرکت کردند، و یار محمد خان کرمانشاه را تصرف کرد . بعد از انکه داوود خان کلهر از قوهء یار محمد خان اطلاع حاصل کرد، مجدد سالارالدوله را محرک گردید که کرمانشاه را محاصره نمایند.

یارمحمد خان تاب مقاومت نیاورده فرار کرد و اتباعش یا مقتول ، یا اسیر شدند و کرمانشاه مجدد به تصرف وی درامد و یک مرتبه دیگر هرج و مرج در ان ناحیه حکمفرما گردید.

این نوبت دولت فرمانفرما را به سرکوبی سالار و حکومت کرمانشاه مامور کرد و گری معاون بپرم را با عده ای مجاهد به طرف عراق محمد تقي خان امیر جنگ و سلطان علی خان شهاب السلطنه را با 500سوار برای اشرار زنجان اعزام داشت اردوی بختیاری بدون جنگ وارد زنجان شدند و اشرار فرار کردند اما فرمانفرما از همدان برای شورجه حرکت کرد ودر بین راه مصادف گردید با یک دسته از قشون سالار که قشون که فرمانفرما را هزیمت داده دو عراده توپ شيندر را با قور خانه از او گرفتند و خود فرمانفرما چون قوای دشمن را زیاد دید دشمن چنین دید که موقتا عقب بنشیند چون عقب نشستن فرمانفرما انتشار یافت و بیم میرفت که کار اشرار کسب اهمیت نماید از طرف دولت به اردوی بختیاری و مجاهدین تلگراف شد که اولی از زنجان و دومی از عراق با عجله و شتاب تمام خود را به کمک فرمانفرما به عراق برسانند اردوی بختیاری و مجاهد در همدان به یکدیگر ملحق شدند و يپرم خان هم از طهران با اتوموبیل به همدان آمد واردوي بختیاری در تحت سرداری امیر جنگ و شهاب السلطنه به اتفاق اردوی مجاهد به سمت شورجه حرکت کرند در شورجه جنگ شروع شد تقریبا 12ساعت کارزدوخورد امتداد یافت بپرم خان و چند نفر مجاهد و بختیاری در این جنگ مقتول شدند ولی عاقبت شورجه به تصرف اردوی دولت درامدواز متمردین 400نفر اسیر و300نفر مقتول گردید بعد از يپرم خان گری به ریاست مجاهدین منصوب و صبح دیگر اردواز شورجه به طرف کرمانشاهان حرکت کردند پس از چند روز از اردو به صحنه رسید مابین قوای دولتی و داود خان کلهر و علی اکبر خان پسرش که با 3000سوار که برای جلو گیری اردوی دولتی از کرمانشاه حرکت کرده بودند طرف عصر تصادم روی داد داود خان کلهر عصر روز 28شهر ژويه/اول شعبان به سالار الدوله ملحق گردیده بود آن روز نظر به خستگی و گرفتگی راه اردوی بختیاری و مجاهد دفاع کردند از طرفین چند نفری مقتول و مجروح شد روز دوم اردوی بختیاری و مجاهد به طرف سنگر های داود خان و قشونش حمله  کردند بعد از 6ساعت جنگ داود خان و پسرش کشته شدند و اشرار فرار کرده و به کرمانشاه رفتند اردوی دولت در بیستون 5فرسخي کرمانشاه متوقف گردید.

سالار الدوله بعد از خبر شکست اردوي خود و مقتول شدن داود خان فورا  به پشتکوه رفت و اردوی دولت به کرمانشاه سالار الدوله به سمت کردستان رفت ولی دیگر کسی قدرت نداشت با او همراهی نماید تا اينکه یار محمد خان وحسینعلي خان و مصیبت خان و سید کاظم که رایس 4دسته از مجاهدین بودند محرمانه با وی طرح دوستی ریختند پس از چندی توقف در کرمانشاهان اردوی دولت با فرمانفرما به طرف کردستان برای سر کوبی اشرار حرکت کردند از نیمه راه یار محمد خان وحسينعلي خان و مصیب خان با دستجات خودشان بر طبق نقشه که قبلا طرح کرده بودند به طور فرار از اردو  خارج شده و مستقیما به کرمانشاه مراجعت کردند و عمارت دولتی را بدون جنگ اشغال نموده شهر را به تصرف درآوردند و با کمال عجله مراتب را به سالار الدوله اطلاع داده و او را به آمدن به  کرمانشاه دعوت نموده در آن هنگام سالار الدوله با یک نفر نوکر که در کردستان عثمانی بود بعد از ملاقات با فرستاده ی آن 4نفر به طور چاپاری برای کرمانشاه حرکت کرد در اواخر ماه ژويه 1911م/شعبان1325قوارد شهر شد اردوی دولتی که از بختیاری و عده ای مجاهد و اردوی شخصی فرمانفرما مرکب بود بدون درنگ به سنندج که حاکم نشین کردستان است رفته و مدتی برای اصلاح امور در آنجا توقف کردند توپهای شيندري که در جنگ شورجه به دست سالار افتاده وبا زحمت بسیار به سنندج آورده بودند مجددا به همدان فرستاده شد وارد و برای سر کوبی سالار و مجاهدین ياقي به سمت کرمانشاه حرکت کردند در راه دو دسته قشون سالار الدوله که برای جلو گیری از اردو دولتی اعزام شده بودند بدون جنگ فرار کردند در نزدیکی در بند که مابین کردستان و کرمانشاه واقع است اردوی دولت وقشون سالار که برای اشغال کردستان حرکت کرده بودند به یکدیگر نزدیک شدند چون اردوی سالار الدوله شنید که قشون دولت بدون آنکه آنها اطلاع داشته باشند به سه فرسخي رسیده اند شب همان روز فرار کرده و از جبال صعب المرور عبور نموده به سمت سنندج رفتند قشون دولتی برای کرمانشاه حرکت کرده در عرض راه از بقیه ی اردوی سالار الدوله بسیاری با قور خانه زیاد گرفتار شدند اردو وارد کرمانشاهان شد و مدتی در آنجا توقف نمود سالار الدوله هم با اردوی خود در سنندج اقامت کرده چون داخله اردوی دولتی به واسطه ملحق شدن بعضی از مجاهدین یا سالار قدری به هم خورده بود رؤسا یعنی امیر جنگ و شهاب السلطنه و گری خان چنین صلاح دانستند که اردوی خود را به سمت همدان حرکت داده، در اساس کار اردو ترتیب بدهند. از این رو به سمت اسداباد حرکت کرده: ولی فرمان فرما با کمال جدیت در تلگراف خانه مشغول مزاکره با هیت دولت گردید و مراجعت اردو را درخواست نمود.

ازین جهت از طرف صم صام السلطنه  رییس الوزراء‌، سردار محتشم وزیر جنگ و سایر هیت دولت تلگرافات سخت به روسای اردو رسید که مراجعت نمایند. سردار اسعد هم به امیر جنگ و شهاب السلطنه مستقیما تلگرافی مخابره فرمودند که به هیچ وجه نباید از اسداباد حرکت کنند و هر عده از اردو که با انها همرایی مینماید ، برداشته خود را به کرمانشاه برسانند.

اردوی مجاهدین بواسطه اختلافی که مابین خودشان بود نتوانستند به کرمانشاه مراجعت نمایند و به همدان رفتند، اردوی بختیاری به کرمانشاه مراجعت کردنند. سالارالدوله از خبر حرکت اردوی دولتی که از کرمانشاه استفاده کرده، یارمحمد خان و حسینعلی خان را با 3000نفر به طرف کرمانشاه حرکت داد و خودش با مصیب خان و 1000هزار نفر قشون به طرف همدان رفت بعد از دو روز توقف اردوی دولت در کرمانشاه یارمحمد خان و دستجات قشونش که با اهالی شهر همدست بود، به طور شبیخون به شهر حمله کرد. و تا صبح سه ربع شهر را به تصرف دراورد. اردوی بختیاری و فرمانفرما فقط دفاع میکردند.

نزدک صبح از طرف بختیاری ها جنگ سخت سواره شروع و درین بین یارمحمد خان کشته شد . دامنه جنگ تا ظهر امتداد یافت بعد از ظهر تمام قشون یارمحمد خان ]گروهی[ مقتول و گروهی دیگر گرفتار و بقیه در کنسولگری انگلیس تحصن اختیار کردند. این جنگ خیلی سخت بود، تعدادی از بختیاری و ارودی فرمانفرما کشته شد: ولی از دشمن 6000نفر مقتول و 700نفر متحصن و گرفتار شدند. سالارالدوله که به طرف همدان حرکت کرده بود و دسته مجاهدین مسلمان به سرکردگی سیدکاظم به او وعده داده بودند، بدون جنگ همدان را تسلیم او نمایند. محض اطلاع یافتن از کشته شدن یارمحمدخان و شکست اتباء او، اردویش متواری و خودش با مصیب خان و 100نفر سوار فراراً تا نزدیکی طهران امد.

از طرف دولت سردار اشجع و ژنرال یالمارسن سوئدی رییس تعملیات ژاندارمری برای گرفتاری او مأمور شدند: ولی سالار بدون تأمل بسمت مازندران رهسپار شد.

محمد خان سالار اعظم با تعدادی از قشون بختیاری برای قلع و قمع او از طرف دولت به مازندران اعزام گردند. امیر اعظم، مصیبت  و عده ای از سوار سالار را دستگیر کرد.

 

خود سالار از ترس اردوی بختیاری که وی را تعقیب می نمودند، مستقیما به سمت رشت حرکت کرد، از تنکابن پسر امیر اسعد جلوگیری از او کرد و جنگ شروع شد. پسر امیر اسعد طی جدال کشته شد، خود سالار فوراً به سمت کردستان رفت. بعد به مساعدت دولت روس قرار شد حقوقی به او بدهند و به فرهنگستانش فرستادند.

 

منبع: تاریخ بختیاری نوشته سردار اسعد

6 نظر

  • جعفر

    پاینده باد ایران زمین.درود برسرداران و حافظان ایران زمین.زنده باد پرچم 3 رنگ جمهوری اسلامی


  • ارسلان

    مرگ بر اکراد متجاوز و تروریست.درود بر شیرمردان بختیاری که از خاک وطن در برابر اکراد یاغی حراست و پاسداری نمودند.در زمان ناصر الدین شاه قاجار همزمان با حمله اکراد متجاوز به خاک آذربایجان غربی سردار غیور بختیاری محمد حسین خان بختیاری و شیخ علی قاضی امام جماعت بناب در دفع فتنه اکراد و قلع و قمع آنها و نجات مردم آذربایجان و مراغه و میاندوآب نقش عمده ای داشتند. ماجرا از این قرار بود که عبیدالله نهری (شیخ عبیدالله نهری) (زادهٔ ۱۸۲۶/۱۸۲۷ - درگذشتهٔ ۱۸۸۳/۱۸۸۴) رهبر قیام کردها در حکاری در امپراتوری عثمانی بود. شیخ عبیدالله نهری از اواخر سال ۱۸۷۹ م. تا دسامبر سال ۱۸۸۰ م. سرزمین‌های فاصله میان دریاچه ارومیه تا دریاچه وان را تحت کنترل نیروهای خود درآورد. این قیام در دسامبر سال ۱۸۸۰ م. بر اثر حملهٔ نیروهای عثمانی شکست خورد.شیخ عبیدالله قصد ایجاد کشوری کردی و توسعه قلمرو اکراد در خاک آذربایجان را داشت.این فرد مسئول کشته شدن زنان و مردان بی گناه آذربایجان در زمان ناصر الدین شاه میباشد.متن کامل ماجرا را میتوانید در سایت ((واقعۀ خونین مراغه در یورش شیخ عبیدالله کُرد در دورۀ قاجار)) بخوانید.


  • سعود همتی

    بختیاری کم نیاری


  • محمد

    همیشه خائنین به این مملکت توسط لرها سرکوب شده اند. بروهی کر لر


  • امید

    درود به هرچی پیای لره. درود به تمام دلیرمردانی که خون خود را نثار میهن کردند. امیدوارم روزی تاریخ نویسان بدون غرض تمام وقایع جنگ مشروطه و فتح تهران رابنویسند


  • مهرداد

    واقعا اگر تاریخ ایران رو زیر و رو بکنیم از لرها وطن پرست تر و شجاع تر و جنگی تر پیدا نمیشه. یکیشون میشه کریم خان یکیشون میشه سردار اسعد و یکیشون میشه آریوبرزن. زنده باد لر بزرگ و کوچک. لر بختیاری و فیلی و کهگیلویه بویر احمد و لک و بهمئی. من بچه تهرانم و فقط پدربزرگم لر بوده.الان با مطالعاتی که کردم همیشه آرزو میکنم ای کاش کاملا لر بودم. واقعا اگر لرها نبودن الان کردها و آذری ها و عرب ها جدا کرده بودن و کشور رو تجزیه کرده بودند. دم هرچی لر با مرامه گرم.