جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

فتح قندهار

فتح قندهار

  

 

فتح قندهار بدست بختیاری ها برگرفته از کتاب تاریخ بختیاری نوشته سردار اسعد بختیاری ص 163/164

 

جنگ های بختیاری در زمان سلطنت نادر شاه بسیار است. مشهور ترین جنگ های ایشان فتح قندهار و نزاع با افغان است. گویند 4000 سواره بختیاری ملتزم رکاب نادرشاه بوده. محاصره قندهار که 17ماه طول کشید، چندین بار نادر شاه حمله برد و فتح میسر نشد. از طرف دیگر جاسوسان به پادشاه ایران اطلاع دادند که آذوقه چند سال دیگر در قندهار موجود است.

نادر محض اینکه به مردم قندهار حالی نماید که تا فتح قندهار نکند ، از اینجا کوچ ندهد، محل اردوی خود را بفرمود شهری به پای داشتند و که نادر اباد موسوم نمود.

بختیاری ها بعد از اینکه فهمیدند فتح قندهار دشوار است و نادر هم تا فتح نکند کوچ نخواهد کرد با خود کنکاش(مشورت) کرده گفتند که به دستیاری اردوی نادری ما کاری از پیش نخواهیم برد. اما اگر تنها بدین مقصود اقدام نمائیم ممکن است که فتح قندهار ما را میسر شود.

بدین رأی هم عهد و هم داستان شدند و معاهده را به ایمان غلیظ مؤکد کرده که یا مرگ یا فتح؛ و معمول ایشان این بود که هروقت خواستند کاری را به انجام برسانند سگی را کشته به خاک میسپردند و این برای این بود که کسی پشت با جنگ نکند و هرگاه کسی روی از جنگ بگرداند، قبر این سگ به منزله قبر اموات او خواهد بود و تا به امروز این رسم بین بختیاریان متداول و معمول است چنانچه در فتح طهران این اتفاق روی داد.  بختیاری ها بعد از اینکه هم رأی و هم عقیده شدند، این راز را پنهان داشته وعده به روز جمعه نهاده ، روز جمعه که میدانستند مردم سنت و جماعت در مساجد مشغول ادای فرایض و جماعت اند، بدون امداد دیگران به قلعه حمله برده و در شوال المکرم سال /17371150هجری میلادی برج معروف قلعه قندهار که معروف به شاه برج بود به حیطهء تصرف در اوردند. نادر از صدای شلیک توپ و تفنگ از خواب بیدار شد. گمان کرد که افغان ها به اردو شبیخون اورده تحقیق کرد به او گفتند که: جماعت بختیاری به قلعه قندهار حمله برده است. فورا بفرمود که سوار و پیاده به کمک ایشان دنبال انها بروند و خود نیز ایشان را تعاقب داشته به شهر حمله اوردند.

نادر شاه در حوالی شهر پرچم ایران بزرگ را بر روی قلعه دید، و پرچم دار که موسوم به صیدمراد و از جوانان دلیر بختیاری بود  اهنگ رسایی داشت فریاد همی زد:«پاینده باد دولت نادری».

و نیز بعد از این فتح(یعنی گشودن ورودی شهر قندهار) بختیاری ها با هم شور و مشورت کردند که ما از این پیش دانسته ایم که هرگاه شهر قندهار فتح بشود گشودن ارگ(قلعه) شش ماه طول دارد بهتر این است که بدون امداد دیگران(کمک نادر) ارگ را حصار داده بگشائیم و در فتح قندهار کسی را با خود شرکت نداده باشیم.

فوران جمعی را مأمور دروازه کرده که در به روی نادر شاه بگشایند و خود به طرف ارگ حمله آوردند. نادرشاه بدون هیچ مانعی به قندهار ورود کرده جانب ارگ گرفت وقتی که داخل ارگ شد، بختیاریان ارگ را فتح کرده بودند و همان صیدمراد پرچم ایران را در دست داشت و بر روی ارگ فریاد همی زد: «پاینده باد دولت نادری».

 

خلاصه نادر به ارگ داخل شده بر روی تخت پادشاهان افغان به سلامت نشسه امراء و سرکرده گان سپاه ایران در حضورش به پای ستادند. در این موقع نادر را در حالت تکدر(عصبانیت) یافتند، به جهت اینکه هرچند بختیاریان قندهار را فتح و گشوده بودند، اما این یورش بدون اجازه نادر بود و چندین دفعه ازین پیش نادر خود به شخصه یورش برده و فتح، او را میسر نشده بود(در واقع بخاطر اینکه بختیاری ها به تنهایی شهر و قلعه قندهار را فتح کرده بودند نادر عصبی بود و غرور و غیرتش اذیت بود که فرداها بر سر زبان ها می افتد که نادر نتوانست اما بختیاری ها توانستند).

گویند در این وقت میرزا مهدی خان منشی نادرشاه قطعه زیر را انتشار کرده  بعرض رسانید:

 

تو مپندار بختیاری کرد

حق مدد کرد و بختیاری کرد

 

شاه ایران و نادر توران

خاک در چشم قندهاری کرد

 

اری همتبار منشی نادرشاه با بیان این قطعه شهر عصبانیت نادرشاه را فرونشاند و حقیقت این بود که ذکر ان رفت ولی مورخینی که در دربار نادری بودند البته فتح را اینگونه نوشتند که بهمراه بختیاری ها کسان دیگر از لشکر نادر بوده ند که البته این حرف گزافیست چراکه ذکر این مورد در کتب تاریخی عصر نادری بخاطر ترس و مصداق این جمله است که: تاریخ را فاتحان(پادشاهان) مینویسند[انطور که دوستش دارند]. در تمام اسناد بجا مانده از لرهای بختیاری این جنگ به گونه ای که ذکر ان رفت اورده شده است ، بعد از فتح قندهار بدست لرهای بختیاری نادرشاه از ترس اینکه مبادا بختیاری ها بر علیه او مجدد قیام کنند(قبلا اشاره کردیم ک علیمراد خان میوند بختیاری بر علیه نادر شاه قیام کرده بود) بسیاری از قبایل بختیاری را در افغانستان اسکان داد تا قدرت لرهای بختیاری تضعیف شود و اینک  در ایل هزاره افغانستان که یکی از ایلات قوی و بزرگ افغان هست ایلی  با نام به بختیاری وجود دارد.

4 نظر

  • گشایش قندهار به دست لرهای بختیاری

    نورالله لارودی در کتاب " نادر پسر شمشیر" ، صفحه ۱۱۷ درباره گشایش قندهار مینویسد:محاصره قندهار ۱۱ ماه طول کشید. ارتش نادر از بیکاری خسته میشد. نادرشاه از خیره سری محصورین به تنگ آمده و روز نهم شوال ۱۱۴۹ فرمان حمله به شهر قندهار را داد. روز پنج شنبه ۲۲ ذیقعده پیادگان بختیاری سپیده دم به دژ دهده یورش بردند ولی با مقاومت قندهاری ها روبرو شدند و با دادن تلفات منتظر فرصت مناسب ماندند. آخر همین ماه دوباره پیادگان لر بختیاری در سنگلاخها و جان پناه های پیرامون دژ به کمین نشسته و آماده حمله دوم شدند. روز دوم ذیحجه هنگام ظهر بختیاریها با یک حمله بسیار دلیرانه هوراکشان از هر سو به دژ حمله ور شدند و پس از یک کشتار هولناک آنجا را با دژ چهار برج از چنگ افغانیان بدر آوردند. افغانیها چون کار را بر خود تنگ دیدند با همه نیروی خود ۳ بار به لرهای بختیاری حمله نمودند ولی در این میان تفنگداران دیگر بختیاری دسته دسته به کمک رسیده همه حملات آنان را دفع و گروهی را نیز به خاک انداختند!!! بدین گونه شهر قندهار مرکز افغانیهای غلزایی پس از ۱۳ ماه و ۵ روز محاصره به دست لرهای بختیاری افتاد و پس از کوچ دادن مردم شهر قندهار به نادرآباد ، نادرشاه افشار فرمان داد تا شهر را با خاک یکسان نمایند.


  • قندهار به همت بختیاریها فتح شد.

    نادرشاه پس از تاجگذاری و سرکوب لرهای بختیاری در سال ۱۱۴۸ هجری موقع را برای استرداد قندهار و رسانیدن سرحدات شرقی ایران به مرزهای طبیعی آن مناسب میدید و پس از تجهیز سپاه و جمع آوری مالیات در رجب سال ۱۱۴۹ هجری در رأس ۸۰ هزار سپاهی از راه ابرقو و کرمان رهسپار قندهار شد. محاصره قندهار ۱۵ ماه طول کشید و سرانجام به همت مردان دلاور بختیاری ، یکی از برجهای مهم بنام دده سقوط کرد و به دنبال آن همه شهر به تصرف قوای ایران درآمد ( دکتر رضا شعبانی ، تاریخ تحولات سیاسی ایران در دوره افشاریه و زندیه ، ص ۴۰ ). در این جنگ و اردو کشی در حدود ۴ هزار نفر سوار بختیاری در رکاب نادر بودند. فتح قندهار میسر نمیشد و به قدری محاصره قندهار به طول انجامیده بود که نادرشاه مجبور شد در نزدیکی آنجا شهری بنام نادرآباد بنا کند عاقبت بختیاریهایی که در قشون مزبور بودند در روز جمعه ای هنگام ظهر یورش بردند و شهر قندهار را گرفتند ( ابوالفتح بختیاری ، تاریخ بختیاری ، ص ۳۹ ) به پاس زحمات بختیاریها در نبرد قندهار نادر حاتمی خان بختیاری را به حکومت ولایت کشمیر منصوب کرد ( عبدالعلی خسروی ، تاریخ و فرهنگ بختیاری ، ص ۲۶ ).


  • ایمان حیدری شهمارونداسیونددورکی بختیاری

    درود بر سرداران بختیاری بخصوص پدرجد اینجانب آکلبی شهماروند سردار فتح قندهار


  • دلیل تهمت و افتراء به بختیاری چیست؟

    رابطه فارسها با بختیاری نه تنها هرگز حسنه و خوب نبوده بلکه از همان آغاز انقلاب، با تراژدی و قتل بختیاریها همراه بود. قضیه دکترشاپوربختیار که عضو جبهه ملّی بود نخست‌وزیری وی در اواخر دوران شاه منشاء این آتش اَفروزی بود. دکترشاپور بختیار هرچند وجهه ملّی داشت ولی اصلاً تعصب قومی نداشت اما بدبختانه آتش اش دامن بختیاریها را گرفت و یکروز پس از انقلاب در ۲۳ بهمن، بسیاری از محلات بختیاری نشین در مناطق تهران واصفهان مورد حمله خشک مذهبیان قرار گرفت و بختیاریها قتل عام شدند. در کودکی شاهد قتل عام《شهرک بختیاری نشین یزدانشهر در نجف‌آباد اصفهان》بودم که طی آن همتبارانم توسط شبه نظامیان نجف‌آباد به قتل رسیدند و به زنان بیحرمتی و حتی کودکان در گهواره را سر بُریدند! یکی از همان شبه نظامیان نجف‌آباد در حال مَستی ابراز ندامت میکرد که در حمله به یک بختیاری صاحبخانه از ترس در چاه پنهان شد و مهاجمان آنقدر سنگ در چاه بر سرش زدند تا جان داد! این روز از سوی نجف‌آبادیها با طعنه به عاشورای لُرها! موسوم شد! علت دیگر خاطره بدی است که امام خمینی از دوران کودکی از ظلمی که از سران طایفه ذلقی چهارلنگ در خمین به خانواده ایشان روا داشته بود!《سریال صنوبر در صداوسیما که ماهیتی ضدبختیاری داشت از اینجا ریشه میگیرد این سریال توسط مجتبی راعی اصفهانی ساخته شد که بختیاری راهزن و شرور نشان داده شد و حتی اینطور القا میشود که پدر امام خمینی را بختیاریها کشتند! متاسفانه هیچ واکنشی از سوی بختیاریها به این سریال تحریفی نشان داده نشد! درسته این سریال در مورد امام خمینی است ولی توهین به یک قوم و واکنش به این توهین هیچ منافاتی با امام ندارد بلکه متوجه کارگردان اصفهانی آن میشود!》وقتی طایفه ذلقی با خمین سر املاک درگیر میشوند در آن زد و خورد پدر ایشان کشته میشود و هرگز بخاطر غیرعمد بودن آن انتقامی گرفته نشد! فقط جایی ایشان گلایه کرده که ما را ذلقی ها به مشکل انداختند! امام خمینی در ویدیویی از دست طایفه ذلقی شکوه میکند و میگوید: ما از دست ذلقی ها دردسرها کشیدیم! بعد انقلاب حتی نام شهرستان ذلقی تغییر یافت و این منطقه که همچنان محروم است بشارت نامیده شد! و این تغییر نام با گلایه امام خمینی مرتبط بود! با گذشت چهار دهه از انقلاب ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و امکاناتی ندارد و مردم در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! همانگونه که بنده آن خاطره کودکی کشتار بختیاریهای شهرک یزدانشهر نجف‌آباد در ذهنم حک شده، امام خمینی نیز آن خاطره محتملاً ناراحت‌کننده دوران کودکی را فراموش نکرده بودند! اما سومین دلیل به حاشیه راندن بختیاریها درحکومت فعلی تعلق خاطر نداشتن اکثریت توده مردم به تعصبات خشک مذهبی است از این رو اقلیتهای قومی محافظه کار مذهبی چون فارس شهرکرد و دزفول و فریدونشهر در منطقه بختیاری به حاکمیت نزدیکترند و افراد روحانی، نظامی و وزیر در حکومت فراوان دارند و حق این قوم نگون بخت غیرمذهبی که به تسامح و تساهل زبانزدند را پایمال کرده و میخورند. تمام توهینات و افتراعاتی که بعداز انقلاب به لُرهای بختیاری خصوصاً مردم مسجدسلیمان زدند ریشه در آزادیخواهی و فکر سکولار این مردم دارد! مثلاً مسجدسلیمان بخاطر فکر مترقی مردمش و شمار زیاد تحصیلکردگان بعدانقلاب توسط خشک مذهبی های فارس به طعنه مسکوسلیمان نامیده شد چون آدمهای روشنفکری که حاضر به پذیرش خرافات نبودند در بختیاری زیاد بود و هنوز جای گلوله حوادث سال 66 روی دیوارها باقی است! کمپ مهندسان انگلیسی در کنار سد عباسپور و دور از شهر بود و آنها زنانشان را برای خرید به شهر مسجدسلیمان میفرستادند چون مسجدسلیمانیها مردان بیگانه را اذیت میکردند! ولی آمریکاییها درخیابان نادری اهواز همبرگری و رستوران داشتند و انگلیسیها در شهر آبادان میان مردم عادی زندگی میکردند یا در سلطنت آباد تهران پنجاه هزار مستشار آمریکایی زندگی میکردند پس چرا به آنها افتراء نمیزنند؟ بعضی وقتها فکر میکنم کاش سردار اسعد بجای ایران بفکر اعتلای قومش بود یا جعفرقلی خان با شیخ خزئل متحد میشد شاید الان کسی جرات نمیکرد با وقاحت به قوم لُر جسارت کند! اگر لُرها مثل ترکها و کردها دست به اسلحه میشدند شاید الان دهها خیابان، بزرگراه و میادین بنام ما بود! چه خونهایی که از مردم لُر بخاطر دفاع از ایران ریخته نشد《جنگ اتابکان لُر با مغول_فتح قندهار_انقلاب مشروطه_جنگ هشت ساله》اما امروزه کارگردان ترک تبریزی وفارس اصفهانی علنی به لُربختیاری توهین میکنند! ما آدمهای بدی نیستیم فقط در جای بَدی بنام ایران گیر افتادیم!