سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کتیبه قوچعلی

کتیبه قوچعلی سند دیگری از لر بودن ایلامی ها و لر بودن فیلی ها

کتیبه قوچعلی

سنگ نوشته قوچعلی

در ابتدای تنگه قوچعلی در محله ی سبزی آباد ایلام، سنگ نوشته ای به ابعاد 60*120 سانتی متر وجود دارد که تاریخ ساخت قلعه حسین آباد و قلعه حسینیه و حفر نهر امیرآباد در سنه 1305 در عهد دولت ناصرالدین شاه و به دستور حسینقلی خان والی بر دیواره سنگی ساخته شده است. متاسفانه این سنگ نوشته به علت توسعه عمرانی شهر از جای اصلی خود کنده شده و در ورودی شهر نصب گردیده و همچنین توسط عوامل انسانی و طبیعی به شدت آسیب دیده است(اکبری، 1386: 593).

خط این از نوع نستعليق بوده و علاوه بر رعايت زيبايی  حروف به لحاظ حداکثر استفاده از فضای محدود در آن سطرها رعايت نگرديده و کلمات در يک فضای کوچک جمع گرديده اند.

لازم به اشاره است که این نوع حکاکی نقش برجسته در بیشتر سنگ نوشته های وی به کار رفته است.

 

متن کتیبه بدین شرح است:

هو الله تعالی

تاریخ ساخت قلعه حسین آباد و قلعه حسینیه و حفر نهر امیرآباد در سنه 1305 در عهد دولت قوی شوکت السلطان بن السلطان و خاقان شاه نااصرالدین شاه قاجار نورالله مضجعه حسب الامر حضرت مستطاب سردار اشرف والی بن حیدر خان بن حسین خان بن والی کل لرستان فیلی صورت اتمام پذیرفت فی سنه هزار و دویست و نود و چهار. تاریخ فوت مرحوم حسینقلی خان طاب سراء سنه هزار و سیصد و هجده(1318) (زنده دل، 1379: 91).

مشابه این سنگ نوشته، سنگ نوشته ی دیگری در فاصله متری آن از حکومت والیان پشتکوه بر جای مانده بود که به علت جاده سازی در سال های گذشته ، در زیر خاک مدفون گردیده است.



5 نظر

  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • حسین قلی خان ابوقداره《سردار اشرف》

    حسین قلی خان والی مقتدر لرستان پشتکوه (ایلام کنونی) ملقب به القابی مانند : سردار اشرف ، صارم السلطنه و ابوقداره از والیان بسیار بانفوذ دوران قاجاریه و هم عصر با ناصرالدین شاه فاجار بود. ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه برای برقراری امنیت در قلمرو اش بارها از وجود حسین قلی خان والی بهره برد و وی به علت شهامت و شجاعتش مورد توجه و لطف شاهزاده قدرتمند قاجار قرار گرفت به طوری که در زمان عروسی پسرش جلال الدوله ، حسین قلی خان ابوقداره را به تهران دعوت کرد و در این سفر بود که حسینقلی خان با ناصرالدین شاه دیدار کرد و به پاس خدماتش مورد تقدیر قرار گرفت و پسر ارشدش غلامرضاخان به ترتیب القاب : صارم السلطنه و فتح السلطنه را دریافت کرد. در سنگ نوشته های زیادی که از حسین قلی خان ابوقداره برجای مانده است سرزمین تحت حکومت خود را نه پشتکوه بلکه لرستان فیلی مینامد!!! برای لقب ابوقداره حسین قلی خان دلایل زیادی آمده است از جمله دلایلی که برای این لقب می آورند معانی چون قوه و قدرت پدر شمشیر است. برخی میگویند در زمان عثمانیها تعدادی از اعراب مرز ایران به چنگوله حمله کردند که به وسیله حسین قلی خان دستگیر و گوش آنها را بریده و سپس آزاد کرد تا قدرت والی پشتکوه به گوش حکام بغداد برسد به همین خاطر لقب ابوقداره گرفت. در تمام دوران حکومت حسینقلی خان ابوقداره هیچگونه تنشی بین والی و حکومت مرکزی ایران به وجود نیامد. گرچه میتوان نوعی سیاست بی اعتمادی را از دو طرف نسبت به یکدیگر مشاهده نمود به دلیل نیاز متقابل دو طرف بهم ، این بی اعتمادی به درگیری منجر نشد و والی همواره در راستای منافع دولت مرکزی حرکت میکرد. ژاک دمورگان فرانسوی در این رابطه مینویسد : قدرت حسین قلی خان در آن زمان مشهور بود این آخرین بقایای ملوک الطوایفی ایران است که هرچند بخشهای لرستان که در سمت چپ سیمره واقع اند از آن جدا شده و لرستان در نظر بومیان چندان شهرت و قدرت قبل را ندارد به هنگام عبور از کوههای لرستان از هر کس بپرسیم که از این کوهها که چون دیواره ای جلوی افق برافراشته شده اند کدامند با احترام زیادی پاسخ می شنیدیم : مال والی پشتکوه یا ملک والی است. حسین قلی خان ابوقداره و عثمانیها : مرزهای ایران و عثمانی همواره نا آرام بود این نا آرامیها از زمان صفویه شروع شد و تا پایان قاجاریه نیز ادامه یافت. لرستان پشتکوه در مرز ایران و عثمانی قرار داشت ومعادن نمک ، مراتع و همچنین رودخانه کنجان چم که به داخل خاک عثمانی میریخت از موارد اختلاف میان والیان پشتکوه با عثمانیها بود. حسینقلی خان در اوایل حکومتش با دولت عثمانی در منطقه باغشاهی که جزو قلمرو عراق بود درگیر شد و توانست منطقه باغشاهی را به قلمرو خود بیفزاید و آن را ضمیمه خاک پشتکوه کند. منطقه باغشاهی در مرز پشتکوه با عراق و در بین زرباطیه و علی غربی قرار دارد. حسین قلی خان در مرزها همیشه با اقتدار کامل عمل ممیکرد. اختلافات مرزی در عهد وی شدید بوده والی پیوسته با اعراب عثمانی در حال جنگ و مکرر آنان را تا کرانه دجله عقب رانده است و بارها موفق به گرفتن غنایمی از آن قوم گشته است. لرد کرزن معتقد است یکی از دلایل اختلاف با عثمانیها دستبردهای والی بدانجا بوده و مینویسد : وی از راه کوت العماره با بغداد خرید و فروش میکند و به خاک عثمانی دستبرد میزند و این موضوع سبب اختلاف دائمی ایران و عثمانی است وی برجسته ترین سرکرده زنده مرزی است و میگوید قادر است ۳۰ هزار سرباز بسیج کند. نباید از حق گذشت که حسینقلی خان ابوقداره در حفظ کردن مرز ایران از تعرضات عثمانی بر طبق شواهد تاریخی از هیچ کمکی به نیروهایش دریغ نمیکرد این امر باعث شد از طرف حکومت مرکزی به درجه امیر تومانی (ژنرالی) نایل شود. حسین قلی خان مرکز حکومتش را از دهلران به حسین آباد انتقال داد و به دستور او در مقر حکومت ، قلعه ، حمام ، باغ و عمارت احداث شد که هنوز آثار یک قلعه در کنار رود کنجانچم به چشم میخورد. حسینقلی خان ابوقداره پس از ۶۸ سال زندگی به سال ۱۳۱۸ قمری درگذشت و در وادی السلام نجف مدفون شد. بعد از او پسرش غلامرضاخان والی حاکم پشتکوه لرستان شد و توانست در یک نبرد جانانه در منطقه مهران سپاه عثمانی را شکست دهد. رضاخان پس از خلع احمدشاه قاجار برای اینکه حکومت مرکزی قدرتمندی ایجاد کند والی پشتکوه که حالت ملوک الطوایفی و خودمختاری داشت را مزاحم خود میدید پس برای او ایجاد مزاحمت کرد و از او خواست که به تهران بیاید ولی غلامرضاخان که از سرنوشت شیخ خزئل و دیگر بزرگان ایلات و عشایر ایران آگاه بود از اینکار امتناع کرد و به حالت قهر و ناراحتی در سال ۱۳۰۷ شمسی به بغداد رفت و دیگر برنگشت. از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۲ شمسی ایلات و عشایر لر در برابر قشون رضاخان سنگر گرفتند و با وجود رشادتها و دلیریها بخاطر خیانت برخی افراد نفوذی شکست خوردند در دوره پهلوی برای اینکه از قدرت لرها بکاهند لرستان پشتکوه و پیشکوه چند صباحی جزو خوزستان (استان ششم) محسوب شد که در دهه ۵۰ لرستان به شکل فرمانداری کل و سپس در سال ۵۲ به شکل استان درآمد و سپس پشتکوه نیز به همین شکل در سال ۵۳ استانی مستقل شد و نام جدیدالتأسیس ایلام را بر آن نهادند.


  • اعتراض ملک الشعرای بهار به نامگذاری ایلام

    تغییر نام پشتکوه لرستان به ایلام : در سال ۱۳۱۴ خورشیدی بنا به نظر و تصویب فرهنگستان زبان فارسی ، نام حسین آباد را به ایلام تغییر دادند که اعتراض اشخاصی چون ملک الشعرای بهار را در پی داشت. بهار در این زمینه مینویسد : من در سال ۱۳۱۳ در اصفهان تبعید بودم در جراید خواندم که بعد از هجرت والی پشتکوه به بغداد ، دولت حاکمی نظامی به حسین آباد فرستاده و اخیرأ وزارت فرهنگ اسم آن را ایلام ، اعلام داشته است. بیدرنگ نامه به وزارت فرهنگ نوشتم و توضیحات کافی دادم که تمام این محل ماسبذان یا سیروان بوده است و هرگاه صلاح نمیدانید باز هم آن را پشتکوه بنامید لااقل همان نام تاریخی قدیمی سیروان را به آن بنهید چرا که ایلام اولأ به آنجا نمیخورد و نام مملکتی وسیع بوده است شامل تمام خاک أنشان یعنی شامل : خوزستان ، خاک ارجان ، کوه گیلویه ، بختیاری ، لرستان پیشکوه و پشتکوه تا برسد به همدان و لذا هیچ مناسبتی ندارد شما یک قطعه ی کوچک را به این نام بنامید!!! مهدی وزین افضل در کتاب تاریخ ایران باستان ، صفحه ۲۶ مینویسد : کشور عیلام باستان شامل خوزستان ، لرستان ، بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد میشد و نام قدیم کشور عیلام ، آلامتو بود. حالا نام ایلام با وجود اینکه تناسبی با این سرزمین نداشت همچنان بر این سرزمین باقی مانده است!!!


  • لُرستان پُشتکوه

    در کتاب خواجه تاجدار ، ژان گور ، چاپ ۳۲ ، صفحه ۲۰۶ و ۲۰۷ آمده که : سرزمین پشتکوه لرستان که در آن دوره طول آن نزدیک ۶۰ فرسنگ و عرض آن از شرق به غرب نزدیک ۲۰ فرسنگ و در بعضی از نقاط ۳۰ فرسنگ بود در کشور ایران دنیایی جداگانه به شمار می آمد و حتی امروز هم که وضع ایران خیلی با گذشته فرق کرده است قسمتی از پشتکوه لرستان شاید هنوز دارای وضع سابق میباشد. پشتکوه لرستان سرزمینی بود و هست دارای رودهای زیاد و سه چهارم از رودخانه های پشتکوه لرستان وارد رودخانه بزرگ سیمره میشود و آن رود به سوی دریا میرود ، مردم پشتکوه در تمام عمر از منطقه سکونت خود خارج نمیشدند و آنقدر از مراکز تمدن دور بود که در بعضی از نقاط پشتکوه لرستان پول رواج نداشت و مردم مثل ادوار باستانی مبادله اجناس میکردند. معاش سکنه پشتکوه لرستان از پرورش دام میگذشت و غذای آنها گوشت و لبنیات و آرد بلوط بود که خمیر میکردند و با آن نان طبخ میکردند. حد متوسط عمر مرد و زن در پشتکوه لرستان یکصد سال بود و مردان و زنانی در آنجا دیده میشدند که ۱۵۰ سال از عمرشان میگذشت. آنهایی که در پشتکوه لرستان میزیستند از دنیای خارج اطلاعی نداشتند و سکنه دنیای خارج هم نمیدانستند که در پشتکوه لرستان چه میگذرد بعضی از مورخین عقیده دارند که سکنه پشتکوه لرستان بازمانده ایرانیانی هستند که بعد از تهاجم اقوام نیمه وحشی خارجی به ایران ، زندگی در دشتها را رها کردند و به کوه های لرستان رفتند و کوه نشین شدند تا از خطر تهاجم اقوام وحشی و نیمه وحشی رهایی یابند و آن تهاجمات در چند هزار سال قبل از میلاد صورت گرفته بود. منطقه پشتکوه لرستان آنقدر صعب العبور بود که هیچ یک از جهانگشایان که از شرق یا غرب براه افتادند و ایران را مورد تهاجم قرار دادند نتوانستند از آن عبور نمایند نه اسکندر که از غرب براه افتاده بود توانست از پشتکوه عبور کند نه اعراب و آنها نیز از غرب براه افتاده بودند و تیمور لنگ که از شرق به حرکت درآمد و ایران را مورد تهاجم قرار داد نیز وقتی به پشتکوه رسید و قدری پیش رفت دریافت که نمیتواند از آن عبور و مراجعت کرد طوایف لر که در پشتکوه میزیستند متعدد بودند و هر کدام یک رییس داشتند ولی مجموع رؤسای طوایف از یکی از آنها که وی را کدخدای خود میدانستند گوش شنوایی داشتند.


  • اوضاع و احوال سیاسی پُشتکوه لُرستان

    در استان ایلام رقابت بین دو گروه قومی لُر و جماعت کُرد پلاستیکی در جریان است. جماعت کُرد پلاستیکی در شمال استان بیشتر حضور دارند و بجز《طایفه کردلی》که 70 سال است وارد بخشهایی از جنوب استان مانند آبدانان و دهلُران شده‌اند و به همراه اعراب دشت عباس حدود 30% جمعیت جنوب استان را تشکیل میدهند تماماً جنوب ایلام را که وسعتی معادل نیمی از استان ایلام را دارد مسکن طوایف لُر است. درکتاب《مُلک دلگیر》که خاطرات تبعید عشایر لُر ایلام به خراسان است در صفحه ۴۱ آمده: زمان رضاخان سپهبُد امیراحمدی با برنامه و نقشه قبلی طوایف لُر را به ورامین، قم و خراسان تبعید کردند و کردهای زرین آباد و بدره را بجای ما سکونت دادند! طوایف لُری که به زبانهای مینجایی و لکی سخن میگویند: زیدعلی و بارانی بیرانوند، حسنوند، کولیوند (قُلی وند)، میر، کایدخورده، سلاحورزی، دیناروند، زینی وند، سیف الدین (دریکوند)، سکوندهای مورموری و ماکنعالی، پاپی، بازگیر، رُک رُک، سادات لُرزبان، قیاسوند، چگنی، رشنو، شوهان، جودکی، طولابی و...در گذشته نام ایلام《لُرستان پشتکوه》بوده است. تمامی کتابهای تاریخی و سفرنامه ها هویت مردم ایلام را لُر ثبت کرده‌اند. بسیاری از کردهای واقعی این منطقه و مردم ساکن آنرا لُر میدانند ولی اکنون سیاست پانکردها تغییر کرده و هویت جعلی برای ایلام دست و پا کرده‌اند و عملاً مهاجرانی که از سلیمانیه عراق وارد این مناطق شده‌اند را با نام کذایی کُردفیلی که قدمتش به عهد اینستاگرام میرسد میخوانند! حتی قلم به مزدهای کُرد با بیشرمی تمام، هویت لُری پشتکوه را انکار کرده‌اند. بطور نمونه کتاب《اوضاع و احوال سیاسی پشتکوه》نوشته؛ مراد مرادی که با بیشرمی اصلاً امانتداری نکرده و نوشته جهانگرد اروپایی《هوگو گروته آلمانی》را سانسور کرده و بر روی زبان لُری خط کشیده و واژه تازه ساخت《کُردفیلی》که هیچ اصالتی در منابع تاریخی ندارد را جایگزین کرده است!!! کار به اینجا تمام نمیشود صدا وسیمای ایلام معمولاً زمانی با افراد لُرزبان مصاحبه میکند آنها را مجبور میکند به غیر از لُری و لکی سخن بگویند و خود در چندین مرتبه این موضوع را به وضوح دیده ام! به‌هرحال سالها بوده که گفتیم نیازی نیست فردی ژنتیک لُری داشته باشد و تا زمان پادشاهان عیلام باستان شجرنامه لُری خود را در دست داشته باشد! بلکه همین که خود را لُر بداند و از فرهنگ لُری در زمانه ای که لُر مورد هجمه از هرسو هست درست و بدون هیچگونه ایل گرایی و فردگرایی دفاع کند کما اینکه شخصی که فرض گیریم انسانهایی باشند بقول خویش هزار نسل قبلتر لُر بوده ولی اکنون هیچکار و سمت و سویی برای لُر ندارند و دشمن لُرها نیز هستند. در آخر کسانیکه ادعا لُرگرایی دارند؛ بجای به مجادله پرداختن به یک عده کُردپلاستیکی، لُرهای آن سامان را بیشتر با لرگرایی آشنا کنند. با هشتگ کردن نام شهرها و طوایف ایشان در زیر موضوعات مربوط به آنان، شهرستانهای دهلُران، دره شهر و آبدانان دارای میادین نفتی و گازی فراوانی هستند بطوریکه ۱۱ % گاز ایران در اینجاست! خُب چرا باید با بیخیالی سرزمین تاریخی ما بدست یک عده مهاجر عراقی بیفتد؟